برچسب: سوریه

  • آیا جنگ دیگری بین ایران و اسرائیل در راه است؟

    آیا جنگ دیگری بین ایران و اسرائیل در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، اسرائیل پیشنهاد توافق امنیتی جدیدی را به سوریه ارائه کرده که شامل مناطق وسیع پرواز ممنوع در خاک سوریه است. اکسیوس مدعی شده است که اصل مرکزی این پیشنهاد اسرائیل، حفظ کریدور هوایی از طریق سوریه به سوی ایران، با هدف حفظ توانایی انجام حملات احتمالی آینده است.

    بنابر این گزارش به نقل از دو منبع آگاه، براساس نقشه مندرج در این پیشنهاد، منطقه مورد نظر اسرائیل برای توافق امنیتی شامل جنوب غربی دمشق تا مرز اسرائیل است و این پیشنهاد بر اساس توافق صلح اسرائیل و مصر که در سال ۱۹۷۹ منعقد شد، مطرح شده است.

    شویگو در دیدار با همتای عراقی: خاورمیانه در وضعیت بسیار سختی قرار دارد / پیشرفته‌ترین تسلیحات نظامی روسیه در اختیار عراق قرار می‌گیرد

    بنا بر گزارش یورونیوز، بر اساس توافق صلح مصر و اسرائیل، شبه‌جزیره سینا به سه منطقه A، B و C تقسیم و مصر موظف به رعایت ترتیبات امنیتی متفاوتی با سطح نظامی‌زدایی متفاوت بر اساس فاصله از اسرائیل شد. در واقع هرچه مناطق به اسرائیل نزدیک‌تر بود، حضور نظامی مصر در سطح پایین‌تری قرار داشت.

    به گزارش اکسیوس، این پیشنهاد شامل خواسته‌های «حداکثری» اسرائیل است، به‌گونه‌ای که از سوریه خواسته است با منطقه غیرنظامی و پروازممنوع گسترده در خاک خود موافقت کند و اسرائیل نیز قرار نیست در ترتیبات امنیتی در منطقه مرزی خود تغییری ایجاد کند.

    بنابر این پیشنهاد، منطقه جنوب غربی دمشق به سه منطقه تقسیم می‌شود و مقامات سوری اجازه خواهند داشت که سطوح متفاوتی از نیرو‌های نظامی و تسلیحات را در این مناطق مستقر کنند. همچنین پیشنهاد شده که منطقه حائل مرزی میان سوریه و اسرائیل، دو کیلومتر دیگر در خاک سوریه گسترش یابد.

    بر اساس این پیشنهاد، استقرار و حضور نیرو‌های نظامی و تسلیحات سنگین در نوار مجاور منطقه حائل، یعنی نزدیک‌ترین منطقه به مرز اسرائیل ممنوع خواهد بود، اما سوریه مجاز خواهد بود پلیس و نیرو‌های امنیتی را در این منطقه حفظ کند.

    به گفته یک منبع آگاه، در این پیشنهاد تمام مناطق از جنوب غربی دمشق تا مرز اسرائیل به عنوان منطقه پرواز ممنوع برای هواپیما‌های سوری در نظر گرفته شده است.

    اسرائیل پیشنهاد داده که در ازای این ممنوعیت‌ها به تدریج از تمام مناطقی که در ماه‌های اخیر در خاک سوریه اشغال کرده است، غیر از یک پایگاه در منطقه استراتژیک «کوه هرمون» (جبل‌الشیخ) عقب‌نشینی کند. به گفته یک مقام اسرائیلی، این کشور بر حفظ حضور نظامی در این منطقه در هر توافق آتی پافشاری می‌کند.

    به گفته یک منبع آگاه، اصل مرکزی پیشنهاد اسرائیل، حفظ یک کریدور هوایی از طریق سوریه به سوی ایران است که به اسرائیل اجازه می‌دهد در آینده در صورت لزوم به ایران حمله کند.

    بنابر برخی گزارش‌ها، جنگنده‌های اسرائیلی در ماه ژوئن برای حمله به ایران از آسمان سوریه عبور کردند.

    به گفته یک مقام اسرائیلی، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مایل است در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که قرار است اواخر ماه سپتامبر برگزار شود، با احمد شرع، رئیس دولت موقت سوریه دیدار کند. با این حال به نظر می‌رسد که وقوع چنین دیداری در زمان کنونی نامحتمل باشد.

    نتانیاهو روز سه‌شنبه گفت که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا از او دعوت کرده است که روز ۲۹ سپتامبر به کاخ سفید برود.

    اسرائیل هنوز پاسخ رسمی از سوی دمشق دریافت نکرده است

    در رابطه با این خبر، خبرگزاری ایسنا نیز در گزارشی نوشت: رسانه آمریکایی فاش کرد که رژیم صهیونیستی طی هفته‌های اخیر پیشنهادی برای یک توافق امنیتی جدید به سوریه ارائه داده که شامل نقشه و طرح‌هایی برای ایجاد منطقه حائل و منطقه پرواز ممنوع در جنوب‌غرب دمشق تا مرز‌های فلسطین اشغالی است؛ پیشنهادی که با خواسته‌های حداکثری همراه بوده و پاسخی رسمی از سوی دمشق دریافت نکرده است.

    منابع رسانه‌ای شامگاه سه‌شنبه گزارش کردند که رژیم صهیونیستی طرحی مفصل به دولت جدید سوریه ارائه داده که در آن ایجاد سه منطقه امنیتی از جنوب‌غرب دمشق تا مرز‌های سرزمین‌های اشغالی پیش‌بینی شده است. بر اساس این طرح، نیرو‌های نظامی و تسلیحات سنگین در نزدیک‌ترین بخش به مرز‌ها ممنوع خواهد بود و تنها پلیس و نیرو‌های امنیت داخلی سوریه اجازه حضور خواهند داشت.

    در همین راستا، پایگاه خبری آمریکایی «آکسیوس» نوشت که منطقه یادشده همچنین به عنوان «منطقه پرواز ممنوع» برای هواپیما‌های سوری تعریف شده است. در مقابل، تل‌آویو وعده داده که به تدریج از بخش‌هایی از اراضی سوری که طی ماه‌های گذشته اشغال کرده عقب‌نشینی کند، اما تأکید کرده که حضور خود در بلندی‌های راهبردی جبل‌الشیخ (جبل حرمون) را حفظ خواهد کرد.

    آکسیوس به نقل از منابع آگاه افزود که این پیشنهاد عملاً الگوبرداری از توافق ۱۹۷۹ مصر و اسرائیل در صحرای سینا است که بر اساس آن مناطق به سه بخش تقسیم و سطح مختلفی از خلع سلاح اعمال شد.

    بر اساس این گزارش، مذاکرات سه‌جانبه میان «ران درمر» وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی، «اسعد شعیبانی» وزیر خارجه سوریه و «تام باراک» فرستاده آمریکا قرار است روز چهارشنبه در لندن برگزار شود. منابع مطلع گفته‌اند این سومین دور گفت‌وگوهاست، اما هنوز توافقی نهایی در چشم‌انداز نیست.

    آکسیوس در ادامه نوشت: «توافق امنیتی جدید در نظر گرفته شده برای جایگزینی توافق ۱۹۷۴ میان دو طرف است که پس از فروپاشی دولت بشار اسد و اشغال منطقه حائل توسط رژیم صهیونیستی عملاً بی‌اثر شده بود.»

    یک مقام اسرائیلی در این‌باره گفت: «ما بر حفظ حضور در قله جبل‌الشیخ اصرار داریم و این موضوع در هر توافق آینده قطعی خواهد بود.»

    آکسیوس همچنین با اشاره به خواست احتمالی رژیم صهیونیستی برای انجام اقدام تجاوزکارانه تازه علیه ایران، به نقل از منبع اسرائیلی خود نوشت: «یکی از اصول محوری این طرح، حفظ کریدور هوایی به سمت ایران از طریق سوریه عنوان شده تا امکان حملات احتمالی آینده اسرائیل علیه ایران فراهم باشد.»

  • سناریوی مخفی ترامپ درباره ایران چیست؟ / از قانون سزار تا توافق ابراهیم؛ نقشه شیطانی تکه‌تکه کردن سوریه

    سناریوی مخفی ترامپ درباره ایران چیست؟ / از قانون سزار تا توافق ابراهیم؛ نقشه شیطانی تکه‌تکه کردن سوریه

    به گزارش اقتصادران، المیادین نوشت:

    از غزه تا دمشق، از بیروت تا تهران، واشنگتن حتی لحظه‌ای از اجرای «بازی فریب» که با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید به اوج خود رسیده، دست نکشیده است. یکی از الزامات اساسی این بازی، اتخاذ سیاست «پایان‌های باز» برای مدیریت بحران‌ها است؛ و ابزارهای این رویکرد چیزی جز «دروغ»، «بی‌حس‌سازی»، «پراکنده‌سازی توهم» و بیان یک چیز و سپس عمل به عکس آن نیست. کنار گذاشتن قوانین بین‌المللی و اصول حقوق بشر، پیمان‌شکنی و عقب‌نشینی از توافقات پیشین و حتی بی‌اعتنایی به ابتکاراتی که زمانی خود آمریکا آغازگر و مدافع سرسخت آن‌ها بود، همه این‌ها بخشی از ابزارهای کلیدی این بازی محسوب می‌شوند

    پایان‌های باز واشنگتن؛ بازی مرگبار آمریکا با سرنوشت غزه

    در موضوع غزه، هر دو دولت بایدن و ترامپ بدترین اشکال عقب‌نشینی از توافق‌هایی را رقم زدند که اساساً به ابتکار خودشان شکل گرفته بود و هربار، مجدداً به روایت اسرائیلی پناه بردند. نه برنامه‌ای برای آینده غزه و فلسطین پس از جنگ دارند و نه حتی تصویری روشن از افق سیاسی ارائه می‌دهند. تنها چیزی که از واشنگتن مشخص است، این است که چه نمی‌خواهد؛ اما هرگز به‌طور شفاف نگفته‌اند که دقیقاً چه می‌خواهند.

    در دوره ترامپ، حتی یک بار عبارت «راه‌حل دو دولتی» را بر زبان نیاوردند. درباره کنفرانس نیویورک که به ابتکار عربستان سعودی و فرانسه برگزار شد نیز نه‌تنها حمایتی نکردند، بلکه آن را «بی‌نتیجه» خواندند، بر چندین کشور فشار وارد کردند تا در آن حضور نیابند و به هر کشوری که فلسطین را به رسمیت شناخت یا قصد چنین اقدامی داشت، اتهاماتی وارد کردند. با این حال، هیچ‌گاه توضیح ندادند درباره سرنوشت مردمی که حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل دارند، چه برنامه یا دیدگاهی دارند. گویی بر اساس تئوری صهیونیستی-دینی افراطی، در منطقه تنها دولتی ناقص وجود دارد، نه ملتی که حضورش مازاد بر نیاز تلقی شود.

    در روند مذاکرات آتش‌بس و توقف جنگ، واشنگتن حتی برای لحظه‌ای نقش یک میانجی بی‌طرف و قابل احترام را ایفا نکرد. در بسیاری موارد، حتی مواضعی افراطی‌تر از خود اسرائیل اتخاذ کرد؛ در حقیقت، هم داور بود و هم به‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی منازعه عمل می‌کرد. آخرین ترفند آمریکا، خروج ناگهانی از آخرین دور مذاکرات بود؛ در حالی که خود همواره وعده گشایش و دستیابی به «راه‌حلی نزدیک» را می‌داد. آمریکا مسئولیت شکست مذاکرات را یک‌سره بر دوش حماس انداخت؛ حال آنکه دو میانجی عربی، ارزیابی کاملاً متفاوتی داشتند. رئیس‌جمهوری ایالات متحده با تهدید و ارعاب میز مذاکرات را ترک کرد و تصمیم‌گیری درباره گام بعدی را به بنیامین نتانیاهو سپرد. اما خیلی زود، دولت آمریکا با اظهارات مارکو روبیو در مورد «پیشرفت بزرگ» و سخنان استیو ویتکاف درباره «بازگشت مذاکرات به مسیر درست»، ورق را به‌طور کامل برگرداند؛ آن هم پیش از آنکه جوهر خبر خروج هیئت آمریکایی از دوحه خشک شده باشد.

    این سیاست «پایان‌های باز» در قبال بحران تجاوز به غزه، عملاً اسرائیل را به سمت تحقق تیره‌ترین رؤیاها و مطامع توسعه‌طلبانه خود یعنی اشغال کامل نوار غزه و تحکیم سلطه بر آن تا سناریوی محدودترِ الحاق یک نوار امنیتی و بخش‌هایی از شمال غزه در مجاورت شهرک‌های بزرگ اسرائیلی سوق می دهد. رها کردن افسار تصمیم‌گیری به دست نتانیاهو و جریان فاشیست‌های نوظهور، در واقع نقطه مرکزی راهبرد ایالات متحده درباره غزه و آینده مسئله فلسطین را شکل می‌دهد.

    لبنان در تله آمریکا؛ میانجی یا مهره جنگ؟

    در لبنان نیز وضعیت تفاوتی ندارد. ایالات متحده ابتدا در جایگاه میانجی برای پایان جنگ ظاهر شد و خود ریاست و مدیریت کمیته پنج‌جانبه نظارت بر اجرای توافق را بر عهده گرفت؛ اما اکنون همین آمریکا، لبنان را تهدید می‌کند که اگر تن به خواسته‌ها و دیکته‌های اسرائیل ندهد، باید منتظر جهنم باشد. واشنگتن با شتاب خواهان خلع سلاح مقاومت است؛ حتی اگر این سیاست، لبنان را به ورطه ویرانی بکشاند. هیچ تضمینی به بیروت ارائه نمی‌دهد و در برابر هرگونه مطالبه برای فشار بر اسرائیل، به‌راحتی عقب‌نشینی می‌کند. حتی تام باراک، نماینده ویژه آمریکا، صراحتاً رؤیای لبنانی‌ها برای دستیابی به «میهن نهایی» را نقش بر آب ساخته و آنان را با تهدید به الحاق لبنان به سوریه تحت یک حکومت جدید، مورد ارعاب قرار می‌دهد.

    «فریب» نام بازی‌ای است که باراک در بیروت به راه انداخته؛ او صرفاً وعده‌های دل‌فریب می‌دهد و به هر جناح، همان چیزی را می‌گوید که مایل است بشنود. از پاسخ سه‌گانه مقامات لبنانی به طرح آمریکا تعریف و تمجید می‌کند، اما بی‌درنگ آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده و همزمان جدول‌های زمانی فشرده‌ای برای خلع سلاح مقاومت ارائه می‌دهد. با این حال، در برابر مطالبات واقعی و مشروع لبنانی‌ها، هیچ پاسخ قاطع و روشنی ارائه نمی‌دهد و همه چیز را به حالت تعلیق درمی‌آورد؛ شاید به این امید که نشانه‌ای از «حسن نیت» اسرائیل آشکار شود.

    سیاست «پایان‌های باز» برای بحران‌های پیچیده لبنان نیز، دقیقاً همان راهبردی است که از حمایت کامل آمریکا برخوردار است. در فلسطین، هیچ نشانی از تعهد به تشکیل دولت مستقل فلسطینی دیده نمی‌شود و در لبنان، تهدید به فروپاشی کامل دولت و نظام سیاسی لبنانی‌ها به‌صراحت مطرح است. با این همه، هنوز در میان لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها کسانی هستند که به ریسمان توهم تفاوت‌ها و اختلافات میان واشنگتن و تل‌آویو چنگ می‌زنند و حتی تا آنجا پیش می‌روند که با آمریکایی‌ها وارد بازی فریب و فشار بر هم‌وطنان خود می‌شوند، بی‌آنکه دریابند خود همان «گاو سفید» داستانند که پس از بلعیده شدن «گاو سیاه»، نوبت نابودی‌شان نیز فرا خواهد رسید.

    از قانون سزار تا توافق ابراهیم؛ نقشه شیطانی تکه‌تکه کردن سوریه

    در سوریه، تغییر جهت سیاست‌های آمریکا آن‌چنان ناگهانی و رادیکال بود که حتی نزدیک‌ترین متحدان واشنگتن را نیز غافلگیر و سردرگم ساخت. آمریکا ابتدا با احتیاط و تردید نسبت به تحولات جدید واکنش نشان داد، اما خیلی زود سیاست خود را تغییر داد؛ درهای خود را گشود، استقبال و تحسین کرد، تحریم‌ها را لغو نمود و بر روی نظام جدید قمار کرد. اما دیری نپایید که «ریما به عادت قدیمش بازگشت» و با تهدید به بازگرداندن «قانون سزار»، مجدداً بازی فشار و باج‌گیری علیه دمشق را آغاز کرد تا هم روند تطبیق حکومت سوریه با الزامات عادی‌سازی توافق ابراهیم را تسریع کند و هم اشغالگری اسرائیل چه در اراضی قدیمی و چه مناطق راهبردی و غنی تازه اشغال‌شده را تثبیت نماید.

    طرح بحث‌هایی چون وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه نیز در واقع صرفاً بخشی از همان «بازی فریب» واشنگتن بود تا نظام جدید و به‌ویژه حامیان عرب و ترک آن را در وضعیت انفعال و انتظار نگاه دارد. راهبرد «پایان‌های باز» در قبال سوریه همچنان دنبال می‌شود؛ دیگر آمریکا با شکل‌گیری «فدرالیسم اقلیت‌ها» مخالفتی ندارد و اکنون با همکاری تل‌آویو، تحت پوشش عناوین امنیتی فریبنده، بر جدایی سه استان جنوبی سوریه از بقیه کشور فشار می‌آورد. بعید نیست که در آینده، واشنگتن از تشکیل واحدهای کوچک اقلیت‌محور در سواحل و شمال شرق سوریه نیز حمایت کند. دغدغه اصلی آمریکا در سوریه، حفظ امنیت اسرائیل، مهار جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای آن و بهره‌برداری از یک سوریه قابل‌کنترل از حلب تا دمشق و با عبور از حماه و حمص در راستای جلوگیری از تقویت حزب‌الله است.

    هیچ طرح یا نقشه راه روشنی از سوی آمریکا برای آینده سوریه پس از اسد وجود ندارد؛ این پرونده عمداً باز نگه داشته شده تا در نهایت سناریویی که بیشترین مطلوبیت را برای منافع و برتری اسرائیل داشته باشد، عملیاتی شود. در این میان، سخنان دل‌فریب و وعده‌های ظاهری درباره تدوین قانون اساسی یا تشکیل دولت، هزینه‌ای برای واشنگتن ندارد و هر لحظه می‌تواند به سادگی نقض یا وارونه شود. رویکرد آمریکا در قبال سوریه، بر مدیریت بحران به جای حل آن و باز گذاشتن پایان‌ها استوار است؛ همان راهبردی که همچنان ستون فقرات سیاست واشنگتن در پرونده سوریه به‌شمار می‌رود.

    پروژه تجزیه ایران؛ سناریوی مخفی واشنگتن در پایان‌های باز

    اما ایران؛ صحنه بزرگ‌ترین «بازی فریب» واشنگتن بود؛ آنگاه که آمریکا و اسرائیل، نخستین و گسترده‌ترین حملات هوایی و موشکی خود را تنها ۴۸ ساعت پیش از آغاز دور ششم مذاکرات هسته‌ای در مسقط، علیه این کشور به اجرا گذاشتند. امروز نیز واشنگتن همان الگوها و ابزارها را ادامه می‌دهد: رئیس‌جمهور آمریکا زمانی که از «التماس» ایران برای گفت‌وگو با دولت خود سخن می‌گوید، حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد؛ وقتی نیاتش در خصوص تغییر قدرت را انکار می‌کند، باز هم حقیقت را کتمان می‌کند؛ و تنها بخش  قابل باور در اظهارات بی‌پروای او، تهدید صریح به تکرار حملات علیه تأسیسات راهبردی ایران است؛ تهدیدی که تحقق منافع عالی اسرائیل را دنبال می‌کند.

    هیچ چشم‌انداز روشنی از آینده ایران در ذهن سیاست‌گذاران آمریکایی وجود ندارد جز «پایان‌های باز». این پایان‌های باز، طیفی از سناریوها را شامل می‌شود؛ از احتمال ازسرگیری جنگ و حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب و سناریوهای تجزیه ایران تا اعمال فشار برای تسلیم بی‌قید و شرط تهران و الحاق کامل آن به روند عادی‌سازی روابط موسوم به توافق نامه ابراهیم که بیش از آنکه به یک سناریوی عملی شبیه باشد، بیشتر به یک خیال‌پردازی دور از واقعیت می‌ماند.

    هیچ راه‌حل عملی یا حتی طرح مشخصی از سوی ایالات متحده برای هیچ‌یک از بحران‌های منطقه ارائه نشده است. مدیریت این بحران‌ها بر پایه «نظریه پایان‌های باز»، دست‌کم تا اطلاع ثانوی، راهبرد ترجیحی واشنگتن باقی مانده است؛ راهبردی که مبتنی بر تکرار ابزارهای فریب و دروغ و اتکای افراطی به «لات محل»‌هایی است که ارتشی متورم و تقویت‌شده با ویتامین‌ها و مکمل‌های آمریکایی پشت سر خود دارند و هرجا لازم باشد، قدرت‌نمایی و یورشگری را به میدان می‌آورند.

  • اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد / آنچه در آن ۱۲ روز رخ داد جنگ نبود

    اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد / آنچه در آن ۱۲ روز رخ داد جنگ نبود

    به گزارش اقتصادران، او در مصاحبه با روزنامه شرق این موضوع را بررسی کرده است.

    بخش‌هایی از گفت‌و‌گو را می‌خوانید:

    * به‌صراحت می‌گویم آنچه در آن ۱۲ روز علیه ایران روی داد، اولا «جنگ» نبود و درثانی به دلیل موضوع پرونده هسته‌ای بود؛ به دلیل این بود که مذاکرات مسقط آن‌گونه که باید پیش نمی‌رفت. از این موضوع که بگذریم، کماکان صادق زیباکلام باور و تأکید دارد جنگ آن چیزی است که حدود سه سال است در اوکراین روی داده و روی می‌دهد. جنگ آن چیزی است که بیش از ۲۰ ماه است در نوار غزه روی می‌دهد و شاهد کشتار و جنایات بی‌سابقه اسرائیل علیه مردم فلسطین در این باریکه هستیم؛ و برای ما جنگ آن چیزی است که در آن هشت سال از سوی عراق و بعثی‌ها بر ما تحمیل شد. پس در مقایسه با آن چیزی که مثال زدم، واقعا در آن ۱۲ روز شاهد وقوع جنگ نبودیم.

    * من معتقدم در آن ۱۲ روز، اسرائیل به دنبال جنگ به معنای آن چیزی که در اوکراین یا غزه روی داده است، علیه ایران نبود؛ بلکه اهدافی را برای خود در خاک کشورمان تعریف کرد و با حملات هوایی، موشکی و پهپادی خود درصدد رسیدن به آن اهداف بود. تعدادی از فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای ما را شهید کردند و به دنبال نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ما بودند و حملاتی به تأسیسات ما داشتند تا قدرت لجستیک و نظامی ما را از بین ببرند. ما هم در پاسخ به این حملات، موشک‌های خود را به سمت اسرائیل شلیک کردیم که خسارت و تلفاتی به دنبال داشت. بعد از بمباران تأسیسات ما در فردو، نطنز و اصفهان به دست آمریکایی‌ها، ما یک حمله به پایگاه آمریکا در قطر داشتیم. این چیزی بود که در آن ۱۲ روز روی داد و واقعا هنوز هم معتقدم جنگی به وقوع نپیوست.

    * یکی از موضوعات مهم در حملات اخیر اسرائیل به سوریه این بود که شاید برای اولین بار شاهد یک درگیری، جنگ و نزاع خونین بودیم که کسی دیگر ایران را مسئول نمی‌داند و خوشبختانه ایران در آن حضوری نداشت. اما درباره اهداف مدنظر اسرائیل از حمله به سوریه بعد از جنگ ۱۲روزه علیه ایران، به نظر من، فارغ از اینکه واقعا اسرائیلی‌ها به دنبال تجزیه سوریه یا هر موضوع دیگری بودند، باید به این مسئله مهم‌تر پرداخت که شاید برای اولین بار اسرائیل فهمید که نمی‌تواند با بمباران یا تجاوز نظامی به اهداف خود دست پیدا کند. دراین‌بین، کشور‌های دیگر هم کمک کردند که اسرائیل از تداوم تجاوزات خود به سوریه عقب‌نشینی کند، کمااینکه ترکیه به اسرائیل فشار آورد، عربستان و قطر به اسرائیل فشار آوردند و حتی آمریکایی‌ها هم به اسرائیل فشار آوردند که اسرائیل آتش‌بس را بپذیرد و جنگ را متوقف کند و زمام امور به دست خود سوریه بیفتد.

    *اسرائیل نتوانست به اهداف ترسیمی خود از جنگ با سوریه دست پیدا کند، چون اگر هر کسی بخواهد از اقوام و مذاهب سوریه حمایت کند و هر کشوری از کردها، عرب‌ها، علوی‌ها، اهل سنت، دروزی‌ها و… در سوریه حمایت کند، این کشور وارد یک وضعیت بحرانی خواهد شد که قطعا آثار و تبعات منفی برای همسایگان سوریه و خود اسرائیل به دنبال دارد، بنابراین به نظر من، موضوع تجزیه سوریه بحثی خطرناک برای خود اسرائیل و امنیت آن خواهد بود.

    * به هر حال، کسر درخور توجهی از مردم سوریه مسلمان هستند که مسلح هم هستند و چشم دیدن اسرائیل را هم ندارند. اینکه قبلا تصور می‌شد اسرائیل امنیت خود را در ناامنی کشور‌های پیرامون جست‌و‌جو می‌کند، این بار و مشخصا درباره سوریه صدق نمی‌کند. اگر اتفاقی برای سوریه و تجزیه آن روی دهد، به نظر من، هدف بعدی خود اسرائیل خواهد بود و مسلمانان مسلح سوریه به سمت اسرائیل خواهند رفت.

    ‌* معتقدم بعد از اتفاقات آن ۱۲ روز، اسرائیل و آمریکا تمام توجه و تمرکز خود را روی ایران گذاشته‌اند که آیا ما بعد از این تنش اخیر به سمت هسته‌ای‌شدن یا تقویت توان موشکی، نظامی و منطقه‌ای خود خواهیم رفت یا نه. به‌خصوص آنکه ترامپ در جریان حمله به فردو، نطنز و اصفهان مدعی نابودشدن تأسیسات هسته‌ای ما شده بود، اما به تدریج اخبار و گزارش‌های متعددی منتشر شده که به نظر می‌رسد تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی ما حداقل آن‌گونه که ترامپ می‌گوید نابود نشده است. پس ادعای نابودی توان هسته‌ای ما به دور از واقعیت است. البته کسی واقعا از میزان خسارت‌ها اطلاع ندارد و تا زمانی که گردوخاک این تنش ۱۲روزه نخوابد و فضا قدری آرام و باثبات نشود و آواربرداری از حملات و خسارات ناشی از حملات انجام نشود، نمی‌توان سطح و شدت آسیب‌های واردشده به تأسیسات هسته‌ای را مشخص کرد. هیچ‌کس به‌طور قاطع نمی‌تواند آمار دقیقی در این رابطه بدهد.

    *به باور من، اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد، چون من تصور می‌کنم هر دو طرف، یعنی ایران و اسرائیل، تمایلی به ازسرگیری این نزاع ندارند. به هر حال، اسرائیل هم در آن ۱۲ روز به لحاظ لجستیکی و جنگ‌افزاری متحمل هزینه‌های بسیار هنگفتی شد و اینها علاوه بر حملات موشکی ایران بود که خسارات مالی و همچنین ناامنی را برای اسرائیل ایجاد کرد. اسکان مردم و شهرک‌نشینان در اسرائیل نیز هزینه‌های هنگفتی را به دنبال داشت؛ بنابراین واضح است که اسرائیل و شخص نتانیاهو در این برهه زمانی فعلا تمایلی به آغاز درگیری‌ها ندارند. ضمن آنکه فراموش نکنیم اسرائیل کماکان به دلیل تداوم و تشدید جنایات بی‌سابقه علیه مردم فلسطین در نوار غزه، متحمل هزینه‌های هنگفت نظامی، لجستیکی، امنیتی و حتی سیاسی و دیپلماتیک در سطح منطقه و جهان است. اکنون افکار عمومی بین‌المللی به دلیل این جنایات بی‌سابقه، به‌شدت علیه اسرائیل و شخص نتانیاهو عمل می‌کند که قطعا هزینه‌های آنها را بالا می‌برد. در ایران هم، فارغ از برخی صدا‌ها از جریان معدود تندرو، به نظر من، کلیت جامعه سیاسی در کشور به دنبال ازسرگیری این تنش‌ها نیست. کما اینکه ایران هیچ‌گاه آغازکننده هیچ جنگی نبوده است.

  • اسرائیل به کاخ ریاست جمهوری سوریه حمله کرد + فیلم

    اسرائیل به کاخ ریاست جمهوری سوریه حمله کرد + فیلم

    به گزارش اقتصادران، اسرائیل این بار به منطقه کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق حمله هوایی کرد.

  • در سوریه باختیم بد هم باختیم!

    در سوریه باختیم بد هم باختیم!

    به گزارش اقتصادران، فایل صوتی منتشر شده از سردار بهروز اثباتی، فرمانده سپاه که تا روز‌های آخر حکومت اسد در سوریه حضور داشته پنجره‌ای به حوادث سوریه می‌گشاید که تا اندازه‌ای تازه و غافلگیرکننده است.

    از مجموع سخنان سردار اثباتی چنین بر می‌آید که در میان افراد حاضر در جلسه انتقاد جدی درباره تصمیم ایران به ترک سوریه وجود دارد و او درصدد است به بخشی از این ابهامات پاسخ دهد. او در چند مورد افراد حاضر در جلسه را استادان خود و از آگاهان به امور نظامی خطاب می‌کند و در مواردی که به مثال‌های نظامی می‌پردازد طوری سخن می‌گوید که مشخص می‌شود حاضران در جلسه به این امور آگاهی کافی داشته و البته نسبت به اقدام ایران در خصوص خروج از سوریه نیز موضع انتقادی دارند.

    آنچه سخنان این سردار سپاه را در معرض توجه قرار داده انتقاد شدید او از وضع فاسد حکومت سوریه است. او صراحتا سقوط اسد را در نتیجه «قیام مردم برای سرنگونی یک نظام فاسدِ فاسق» می‌داند و از جمله مثال‌هایی درباره فساد و رشوه‌خواری ویرانگر مقامات حزب بعث و ژنرال‌های ارتش سوریه می‌زند.

    او به وضوح از ماهر اسد برادر بشار اسد ابراز تنفر کرده و او را «ملعون» خطاب می‌کند، اما بیش از هرچیز اظهارات این فرمانده سپاه درباره وضعیت همکاری نیرو‌های روسیه با ایرانی‌ها قابل توجه و غافلگیر کننده است.

    چنانچه پیشتر تصور می‌شد ایران و روسیه به دلایل متفاوت، اما با انگیزه‌ای مشترک در جنگ داخلی سوریه از رژیم مستقر دمشق حمایت کردند. حالا اظهارات این سردارسپاه نشان می‌دهد این همکاری چنانکه پیشتر تصور می‌شد حداقل در ماه‌های آخر نه تنها پایان یافته بلکه طرف روسی در مواردی جبهه خود را عوض کرده است.

    به گفته این فرمانده سپاه روس‌ها بعد از عملیات طوفان الاقصی به طور گسترده برای ضربه زدن به ایرانی‌ها با اسرائیل درحال همکاری بوده‌اند. او در مواردی از نقش روسیه در شهادت فرماندهان ایرانی از جمله سیدرضی و نیز سرتیپ محمدرضا زاهدی در حمله موشکی به کنسولگری ایران در دمشق سخن می‌گوید. حملاتی که در نهایت باعث ایجاد سلسله‌ای از اقدامات متقابل ایران و اسرائیل علیه یکدیگر شد.

    در ادامه محور‌های اصلی این سخنرانی یکساعته به صورت خلاصه منتشر می‌شود.  

    *سقوط اسد برای ما از مدت‌ها قبل پیش بینی شده بود، به بشار اسد و فرماندهان سوری می‌گفتیم، باور نمی‌کردند

    *رشوه خواری و فساد در سوریه در ابعاد ویرانگری جریان داشت

    *مردم قیام کردند و یک سیستم فاسق فاسد را حذف کردند

    *تعریف بشار از مقاومت با ما متفاوت بود او نقش سوریه در مقاومت را محدود می‌دانست

    *روس‌ها را از عوامل فروپاشی سوریه بودند

    *بعد از طوفان الاقصی روس‌ها به طور کامل در خدمت اهداف اسرائیل بودند

    *رادار‌ها را خاموش می‌کردند که اسرائیل مقر ما را بزند!

    *روس‌ها در ترور فرماندهان ایرانی شهید رضی و شهید زاهدی نقش داشتند

    *زن بشار (اسماء الاسد) به شدت تلاش می‌کرد اعراب را جایگزین ایرانی‌ها کند. در سفر شهید رئیسی به سوریه او کاری کرد از رئیس جمهور ایران استقبال نشود در حالیکه برای استقبال از وزیر خارجه امارات سنگ تمام گذاشت

    *در سه ماه آخر خانواده‌های ایرانی را از خانه‌هایشان بیرون می‌کردند، همکاران من و خانواده‌هایشان در ماشین‌هایشان می‌خوابیدند.

    *بشار می‌خواست وضع را حفظ کند، اما اراده نداشت

    *نیرو‌های ما را در دفاع از شهر‌ها حمایت نمی‌شدند، برای دریافت ۱۰۰۰ تفنگ کلاشینکف و ۳۰ هزار فشنگ ما را در مضیقه می‌گذاشتند

    *ما دیوانه شدیم وقتی فهمیدیم شبی که وقتی حلب آزاد شد ۵۰ درصد سازمان امنیتی سوریه را مرخص کرده بودند!

    *کل استعداد نظامی حماس ۸ هزار نفر بوده ۱۵ ماه است دارد می‌جنگد چطور می‌گویند غزه شکست خورده؟ غزه یک قدم از اهدافش عقب ننشسته.

    *باید بپذیریم در سوریه شکست خوردیم به قول آن هنرپیشه، باختیم بد هم باختیم، اما در آینده فرصت داریم.

    *باید هسته‌های مقاومت در سوریه تشکیل بدهیم و این کار را شروع کرده‌ایم

    *رهبر عشیره بَگّاره که از متحدان ما بود، توسط گروه جولانی اجیر شد و افراد ایل او با نفوذ به یک جلسه نظامی، شهید هاشم (پورهاشمی) را به شهادت رساندند.

    *در ماجرای «زن زندگی آزادی» افسر سوری به ما می‌گفت چرا مردمتان را نمی‌کشید؟ می‌گفت اگر ما بودیم می‌ریختیم و همه را می‌کشتیم! گفتم ما نگاهمان به مردم اینطوری نیست

    *روی زمین هنوز ما در منطقه دست برتر را داریم

    *چیزی از وعده صادق ۳ نمی‌دانم، اگر این وعده انجام می‌شد وضع ما که در منطقه بودیم بهتر می‌شد، اما الان دیگر صحنه کشش عملیات وعده صادق ۳ را ندارد

    *جمهوری اسلامی انتقام سیدحسن نصرالله را گرفت، دیگر چه می‌خواست بکند؟ زد داغان کرد آنجا را.

  • خط و نشان حاکمان جدید سوریه برای ایران! / تحریرالشام از ایران غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری می خواهد!

    خط و نشان حاکمان جدید سوریه برای ایران! / تحریرالشام از ایران غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری می خواهد!

    به گزارش اقتصادران، با سقوط دولت بشار اسد و تشکیل حکومت جدید توسط جولانی و همراهانش مساله روابط ایران و سوریه به یک سوال جدی تبدیل شده است. روابط صمیمانه ایران و اسد گمانه تقابل و عدم مداخله ایران برای جلوگیری از سقوط دولت اسد نیز گمانه همراهی با حاکمان جدید سوریه را تقویت می‌کند.

    خط و نشان برای ایران!

    رویکرد حاکمان جدید در سوریه، اما نسبت به ایران واضح‌تر است. به نظر می‌رسد که آنها خیلی به همراهی ایران امید ندارند و برای تقابل هم آماده‌اند.

    شاهدش همین که «اسعد الشیبانی» وزیر امور خارجه منصوب‌شده توسط «ابومحمد الجولانی» سرکرده تحریر الشام در سوریه به الجزیره گفته: «ایران نباید در امور داخلی ما دخالت کند و به آن نسبت به دامن زدن به هرج و مرج هشدار می‌دهیم.»

    او همزمان با ادعای دخالت ایران، هشدار داده که «پیامد‌های اظهارات اخیر ایران در مورد سوریه را متوجه این کشور می‌دانیم.»

    درخواست غرامت به جای تسویه بدهی!

    تقابل حاکمان جدید سوریه با ایران، اما به همین جا ختم نمی‌شود. نشانه‌اش نیز همین درخواست غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری از ایران است.
    آنطور که سایت لبنانی “المدن” به نقل از یک منبع آگاه و مرتبط با حاکمان جدید سوریه نوشته، دولت جدید این کشور در حال تهیه متنی برای ارائه به دادگاه‌های بین المللی و مطالبه غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ملت و دولت سوریه است.

    این منبع آگاه درباره دلیل این غرامت هم این گونه ادعا کرده که «این مبلغ غرامت بابت ضرری است که سیاست‌های ایران و حمایت نظامی ایران به همراه شبه نظامیانش از نظام بشار اسد، به مردم سوریه و زیرساخت‌های سوریه وارد کرد».

    دولت جدید سوریه درحالی حرف از غرامت می‌زند که اینجا در تهران هم برای مردم، رسانه‌ها و تحلیلگران سوالات جدی درباره چگونه وصول مطالبات ایران از دولت سوریه مطرح است. اگرچه درباره مبلغ طلب ایران هم ابهام وجود دارد و سخنگوی وزارت خارجه آنچه درباره ۵۰ میلیارد دلار گفته می‌شود را اغراق آمیز می‌خواند.

    به هر حال، حاکمان جدید سوریه دست پیش گرفته و نه تنها بدهی‌های این کشور به ایران را گردن نمی‌گیرند؛ غرامت هم می‌خواهند!

    تکذیب روابط دیپلماتیک

    درخواست غرامت و روند پیگیری حقوقی آن، همچنین مطالبه ایران برای وصول طلب‌هایش از سوریه حتما پروسه زمانبری است و تکلیف آن به این زودی‌ها مشخص نخواهد شد.

    برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور نیز می‌تواند بر طی شدن این روند و چگونگی آن اثر گذار باشد. فعلا، اما هیچ نشانه‌ای از تمایل دو طرف به ایجاد روابط دیپلماتیک نیست. بقایی در تهران تاکید کرده که ارتباط مستقیمی با حاکمان جدید سوریه نداریم.

    آنچه سخنگوی دولت درباره تلاش برای بازگشایی سفارت در دمشق گفت، اما این گمانه را ایجاد کرد که به هرحال برقراری روابط دیپلماتیک در دستور کار است. منبع آگاه طرف مصاحبه با سایت لبنانی، اما این موضوع را هم رد و وجود هرگونه ارتباط بین دولت‌های جدید ایران و سوریه از جمله مذاکرات دیپلماتیک مربوط به بازگشایی سفارت ایران در دمشق و سفارت سوریه در تهران را تکذیب کرده است.

  • پیمانکاران ایرانی از سوریه بازگشتند / ترک‌ها جای مهندسان ایرانی را در بازارهای جهانی گرفتند

    پیمانکاران ایرانی از سوریه بازگشتند / ترک‌ها جای مهندسان ایرانی را در بازارهای جهانی گرفتند

    به گزارش اقتصادران، ایرج گلابتون‌چی، دبیر سندیکای شرکت‌های ساختمانی ایران در نشست خبری همایش ملی سالیانه انجمن علمی بین‌المللی بتن -(ACI) شاخه ایران و کنفرانس ملی بتن و زلزله با اشاره به حضور شرکت‌های ایرانی در خارج از کشور و وضعیت صادرات خدمات فنی و مهندسی اظهار داشت: از سال ١٣٧۴ تا به امروز میزان فعالیت شرکت‌ها و پیمانکاران ایرانی در بازارهای جهانی ٣۵ میلیارد دلار بوده‌است.

    دبیر سندیکای شرکت‌های ساختمانی ایران در پاسخ به سوال درباره کاهش صادرات خدمات فنی و مهندسی ادامه داد: همانطور که گفته شد در یک بازه حدود سه دهه گذشته توانستیم ٣۵ میلیارد دلار قرارداد در کشورهای مختلف دنیا منعقد کنیم اما شیب صادرات خدمات فنی و مهندسی از سال ١٣٩٠ کم و دوباره شیب صعودی از سال ١٣٩۵ آغاز شد و توانستیم ٢ میلیارد دلار قرارداد با عراق منعقد کنیم اما این قراردادها با جنگ داخلی عراق و کرونا کم شد تا اینکه از سال ١۴٠١ این روند دوباره افزایشی شد.

    وی در  پاسخ به سوال دیگر با اشاره به تعیین تکلیف مطالبات پیمانکاران ایرانی در اقلیم کردستان تاکید کرد: از ٢ میلیارد دلار از قراردادهای شرکت های ایرانی در عراق ٧٠٠ میلیون دلار مربوط به اقلیم کردستان و سلیمانیه بوده که ٣٨ شرکت ایرانی ۵٧ پروژه در این منطقه داشتند و مشکلات در این منطقه از جمله جنگ داخلی و اختلاف در توزیع بودجه منجر به توقف کار شرکت‌های ایرانی در اقلیم شد و حدود ۵٠٠ میلیون دلار مطالبات شرکت‌های ایرانی در اقلیم باقی مانده است.

  • جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    به گزارش اقتصادران، اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی در دولت های یازدهم و دوازدهم در روزی مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود که در بیم و نگرانی «قطع برق» بودیم، برق نرفت و او در گپ و گفتی سه ساعته مقابل دوربین خبرآنلاین، هم از تحریم ها حرف زد هم از برجام، هم به نقد برنامه های توسعه پرداخت هم از آرزویش برای توسعه ایران گفت.

    او صریح و بدون تعارف به نقد اقلیت تندرو پرداخت، همان ها که می گوید تعدادشان کم اما صدایشان بلند است، ورودی به ادعاهای علی شمخانی درباره برجام و دولت روحانی نمی کند و با خنده می گوید ما را وارد دعوا نکنید.

    از روزی که وزیر صنایع بود و پیکان را به موزه سپرد حرف زد، از ردصلاحیتش در دو انتخابات ریاست جمهوری گفت، از مشورت با رهبری برای کاندیداتوری و البته رابط بودنش بین اصلاح طلبان و بیت رهبری.

    پای ترامپ، بشار اسد، نتانیاهو و حتی اردوغان هم به این گفتگو باز شد. بغض کرد وقتی از آیت الله هاشمی حرف زدیم و البته سردار شهید سلیمانی.

    در ادامه برش هایی کوتاه از این گفتگوی تصویری در «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین را می خوانید و مشروح این گفتگو منتشر خواهد شد.

    ********

    اسحاق جهانگیری، چهره شاخص اصلاح طلب که در دولت های حسن روحانی در جایگاه معاون اولی ایفای مسئولیت کرد با تاکید براینکه «با دعوا در اداره کشور موافق نیستم»، گفت:  معتقدم که فصل دعوا، فصل انتخابات است. شاید دعوا تعبیر خوبی نباشد. فصل نقد و تندی به یک‌دیگر فصل انتخابات است. هرکسی حرفی در نقدِ نقطه مقابلش یا در اثبات خودش داشته باشد، وقتش زمان انتخابات است. چه انتخابات مجلس باشد یا ریاست جمهوری. بعد از انتخابات فصل کار است. هر گروهی که روی کار می‌آید باید آن‌قدر بلوغ داشته ‌باشد که بداند فردی که روی کار آمده، حالا رئیس جمهور است و رئیس جمهور همه ما است، حتی اگر ما مخالفش بودیم ولی رای آورده ‌است و باید کمکش کنیم که بتواند کشور را اداره کند.

    نمی توانیم بگوییم چون مقاومت می کنیم پس شرایط تحریمی ادامه پیدا کند

    «تحریم» از دیگر مباحثی بود که جهانگیری پیرامون آن مفصل اظهارنظر کرد. او گفت: «۱۴-۱۵ سال است که گرفتار تحریم‌های مختلف هستیم که همه زندگی مردم ایران را تحت‌تاثیر قرار داده ‌است. ما نمی‌توانیم بگوییم که چون مقاومت می‌کنیم، این شرایط می‌تواند ادامه پیدا کند، نتیجه‌ این شرایط همین قطعی‌ برق می‌شود. شرایط فعلی در برق و گاز و ناترازی‌های انرژی یکی از تبعات و دستاوردهای این تحریم است. به مردم ایران ظلم کردند. ما به‌عنوان مسئولین کشور نباید خواب راحت داشته ‌باشیم وقتی می‌بینیم که تحریم جلوی مردم است. باید از تمام ابزارهای قدرت استفاده می شد و با نهایت عزت می‌رفتند، مذاکره می‌کردند و معضل تحریم ها را حل می‌کردند.

    وی گفت: اگر ما مشکلات را حل نکنیم و فکر کنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، درست نیست. بله، ممکن است در زندگی‌های ما هیچ اتفاقی نیفتد، ولی تحریم کشوری را ضعیف می‌کند و از صحنه سیاست بین‌الملل کم‌رنگ می‌کند و قدرتش را از بین می‌برد. اگر براساس تعبیری که رهبری فرمودند:«ایران قوی»، قرار باشد ایران کشوری قدرت‌مند باشد، فقط از طریق عرصه نظامی این مهم اتفاق نمی افتد. مولفه‌ اقتصادی یکی از مولفه‌های قدرت ایران است، که اتفاقاً مولفه بسیار مهمی است. مولفه مردم ایران، یکی دیگر از مولفه‌های قدرت است، که بزرگ‌ترین سرمایه برای افزایش قدرت کشور است.

    در تحریم بودن افتخار نیست

    عضو شاخص حزب کارگزاران سازندگی گفت: برخی می‌گویند:«اتفاق خاصی نیفتاده و ما از اول انقلاب در تحریم هستیم.» بله، ما از اول انقلاب در تحریم هستیم، ولی افتخاری نیست، تحریم‌ها هم با هم فرق می‌کنند.

    هیچ پیشنهادی از پزشکیان برای حضور در دولت نداشتم

    « آقای جهانگیری! از آقای پزشکیان برای حضور در دولت چهاردهم پیشنهادی داشتید؟» این سوال دیگری بود که از جهانگیری در «کافه خبر» پرسیدیم و او گفت:  خیر. هیچ‌ پیشنهادی را هم قبول نمی کردم، زیرا…

    او در همین بخش گریزی نیز به کاندیداتوری خود در سه دوره انتخابات نیز زد، سه دوره ای که تنها یکبار آن با تایید صلاحیت روبرو بود و جهانگیری دوبار نیز از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شد.

    قسم خوردم که والله از ردصلاحیت نمی ترسم اما…

    او درباره آخرین دور کاندیداتوری اش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳، گفت: دوستان، از جمله آقای خاتمی و دیگران مدام به من اصرار می‌کردند که کاندیدا شوم، اما من قبول نمی‌کردم. به همین دلیل فکر می‌کردند من از رد شورای نگهبان می‌ترسم. یکی از دوستان در جلسه‌ای عصبانی شد و یکی از اعضای شورای نگهبان را نام برد و گفت فلانی کیست که بخواهد تو را رد کند؟ چرا برایت مهم است؟

    جهانگیری ادامه داد: من کم قسم می‌خورم، اما آن‌جا مجبور شدم و قسم خوردم که والله نمی‌ترسم، اصلاً برایم مطلوب‌ترین حالت این است که بیایم و ردصلاحیت شوم، چون به مردم هم جواب داده‌ام که من آمدم و چیزی که در توانم بود را عرضه کردم، اما شورای نگهبان رد صلاحیتم کرد. در آن جلسه گفتم بیشتر به این فکر می‌کنم که بیایم، تایید شده و رئیس جمهور شوم. تمام سلول‌های بدنم با این فکر درد می‌گیرد.

    معاون اول دولت یازدهم و دوازدهم گفت: ممکن است یک نفر نداند که قرار است وارد چه صحنه‌ای شود و فقط می‌خواهد رییس جمهور شود، اما من‌ می‌دانم و فکر می‌کنم تعبیرش را در همان روز به کار بردم و گفتم مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رییس جمهور شوم، شش ماه بعد همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رییس جمهور می‌گویند. لذا از نظر خودم دوره سختی است. هرکسی رییس جمهور می‌شد، شرایط سختی بود. خدا را شکر کسانی کاندیدا شدند که اطلاعات کمتری از اوضاع کشور داشتند.

    همه از سقوط بشار اسد غافلگیر شدند، حتی خود او، حتی روسیه

    از اسحاق جهانگیری درباره سقوط دولت بشار اسد هم پرسیدیم که مشروح تحلیل او از وقایع سوریه را فردا خواهید خواند اما او معتقد است؛« هیچ کس پیش‌بینی نمی‌کرد بشار اسد سقوط کند. همه غافل‌گیر شدند. خودِ بشار اسد غافل‌گیر شد. گروه‌هایی که حالا آن‌جا را تحویل گرفته‌اند هم غافلگیر شدند و اصلاً قضاوتی نداشتند. هیچ حرف روشنی تا به این لحظه شما از آنها نشنیده‌اید که بگویند ما این‌جا را گرفته‌ایم و برنامه‌هایی داریم و کارهایی را قرار است انجام دهیم. فقط از یک لاک بسیار مذهبی و سنتی بیرون آمده‌اند و حرف‌های کمی جدید هم می‌زنند. روسیه هم چنین تصوری نداشت و سوریه را کشور بسیار بزرگی می‌دانست که سال‌ها مستقر بود و پایگاه‌های بسیار بزرگی داشت و هیچ تصوری نداشت.»

    اسرائیل می داند باید از درگیری مستقیم با ایران دور باشد

    او در پاسخ به این سوال که احتمال کشیده شدن دامنه جنگ به ایران وجود دارد یا نه، گفت:« من فکر می‌کنم اسرائیلی‌ها قاعدتاً می‌دانند که در این منظقه باید خودشان را از درگیری مستقیم با ایران دور نگه‌دارند. آن‌ها همیشه دنبال این هستند که کاری کنند، تا آمریکایی‌ها مستقیم با ایران درگیر شوند، یا حداقل اگر قرار است درگیر شوند با کمک آمریکا باشد.

    این برنامه های توسعه شوخی است

    اسحاق جهانگیری، که سال ها در عرصه اقتصادی فعال بوده، در این گپ و گفت از آرزوش برای «توسعه ایران» روایت کرد و با نقد برنامه های توسعه نوشته شده تا به امروز گفت: ما باید توسعه ایران را به یک موضوع محوری و مورد تفاهم عموم نخبگان، مردم ایران و مسئولین تبدیل کنیم. این برنامه‌های توسعه شوخی است، وقتی داشتند برنامه ششم را می‌نوشتند من معاون اول بودم. به مجمع تشخیص رفتم و دیدم بحث رشد ۸ درصد مطرح است، گفتم آقایان شما برچه مبنایی از رشد ۸ درصدی حرف می‌زنید؟ گذشته‌تان رشد ۸ درصدی بوده؟ در این سال‌ها که مدام یک درصد و نیم درصد بود. چه اتفاقاتی افتاده است که می‌خواهید بگویید در آینده رشد ۸ درصدی خواهیم‌ داشت. بالاخره وقتی کسی حرفی می‌زند باید مبنایی داشته‌ باشد.

    جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    وی گفت: آقای جلیلی که از رشد ۸ درصدی حرف می‌زند، اصلا می‌داند این رشد چطور به‌دست می‌آید؟ تا به‌حال در زندگیش یک کارخانه ساخته‌ است؟ این حرف ها که تکرار می شود شوخی است. اولین سازوکار رشد ۸ درصد این است که ۲۰۰ میلیارد دلار پول برای سرمایه‌گذاری داشته ‌باشید.

    ادامه حصر نه تنها به مصحلت نیست که تماما ضرر است

    «از پرونده حصر اطلاع دارید؟ ممکن است اتفاقاتی بیفتد، امیدوار هستید؟» این سوال دیگری بود که اسحاق جهانگیری در پاسخ به آن گفت: امیدوار که هستیم. در دوره آقای روحانی مقاطعی پیش آمد که می‌توانست حل شود. هر مقطعی یک اتفاق این قضیه را عقب می‌انداخت. در حال حاضر هم چیزی که شنیده‌ام این موضوع است که رییس قوه قضاییه و آقای پزشکیان، نظرشان درباره آقای کروبی این است که باید حصر تمام شود. آقای کروبی هم شرایطی گذاشته‌ است که در صورتی که آقای موسوی از حصر دربیاید، من هم خارج خواهم ‌شد.

    وی گفت: ادامه این موضوع دیگر به مصلحت کشور نیست و نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه تمامش ضرر است. این وضعیت چه نفعی دارد؟ اگر این افراد در چنین شرایطی نباشند، چه ضرری برای کشور دارد؟ من در جریانم که آقای اژه‌ای پای کار است و دوست دارد این موضوع را حل کند. من هم امیدوارم که خدا کمک کند و حل شود.