برچسب: سود بانکی

  • زنگ خطر در بازار پول به صدا در آمد / نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم بیشتر می شود؟

    زنگ خطر در بازار پول به صدا در آمد / نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم بیشتر می شود؟

    به گزارش اقتصادران، نرخ بهره بین‌بانکی، که نشان‌دهنده هزینه وام‌دهی بین بانک‌ها برای جبران کسری‌های کوتاه‌مدت است، در هفته‌های اخیر در کشور روند صعودی ملایمی داشته است. بر اساس داده‌های بانک مرکزی، این نرخ از ۲۳.۹۵ درصد در پایان اردیبهشت امسال به ۲۳.۹۸ درصد در ۲۱ خرداد ماه سال جاری رسیده است. این افزایش هرچند کوچک ، اما در کنار نوسانات چند ماه اخیر، نشان‌دهنده فشار فزاینده در شبکه بانکی است.

     

    نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم افزایش می‌یابد؟

    اما چرا این نرخ مهم است؟ وقتی بانک‌ها با کسری نقدینگی مواجه می‌شوند، به جای استقراض مستقیم از بانک مرکزی، در بازار بین‌بانکی از یکدیگر وام می‌گیرند. افزایش نرخ بهره بین‌بانکی نشان می‌دهد که تقاضا برای نقدینگی در حال افزایش است یا عرضه آن کاهش یافته است. این وضعیت می‌تواند به چند دلیل باشد: اول ناترازی بانک‌ها، زیرا بسیاری از بانک‌های کشور با مشکل ناترازی ترازنامه مواجه‌اند، به‌ویژه به دلیل وام‌های غیرجاری و سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد. دومین موضوع تورم بالا است که با توجه به تورم بالای ۴۰ درصد در کشور، بانک‌ها برای جذب منابع مالی مجبور به ارائه نرخ‌های سود بالاتر به سپرده‌گذاران هستند، که این فشار به بازار بین‌بانکی منتقل می‌شود.

    اما مهمترین نکته در این بین بحث سیاست‌های بانک مرکزی است که به نظر می‌رسد با هدف کنترل نقدینگی و مهار تورم، به‌طور غیرمستقیم نرخ‌های بین‌بانکی را بالا نگه داشته تا از خلق پول بی‌رویه جلوگیری کند.

    این روند از آن جهت نگران کننده است که افزایش نرخ بهره بین‌بانکی می‌تواند هزینه تأمین مالی را برای بانک‌ها بالا ببرد و در نتیجه، نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم و کسب‌وکار‌ها افزایش یابد. این موضوع سرمایه‌گذاری‌های مولد را کاهش می‌دهد و رشد اقتصادی را کند می‌کند. از طرفی، بالا بودن این نرخ می‌تواند سرمایه‌ها را به سمت سپرده‌های بانکی سوق دهد و بازار‌هایی مثل بورس را تحت فشار قرار دهد.

     

    نگاه مقایسه‌ای نرخ بهره حقیقی در ایران و چند کشور

    در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های ساختاری نظیر تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، آزادسازی بازار بین‌بانکی و تعیین نرخ بهره به‌صورت رقابتی می‌تواند به‌عنوان راهکاری کلیدی برای بهبود کارایی سیاست پولی و تقویت رشد اقتصادی مطرح شود. نرخ بهره حقیقی، که از کسر نرخ تورم از نرخ بهره اسمی به دست می‌آید، معیاری حیاتی برای سنجش هزینه واقعی استقراض و بازده پس‌انداز است.

    بررسی بازار بین‌بانکی در ایالات متحده، نشان می‌دهد که این بازار کاملاً رقابتی عمل می‌کند و نرخ بهره پایه فدرال رزرو در سالجاری (۲۰۲۵) بین ۴.۵ تا ۵ درصد قرار دارد. با تورم حدود ۳ درصد (بر اساس پیش‌بینی IMF)، نرخ بهره حقیقی در محدوده ۱.۵ تا ۲ درصد است. این نرخ مثبت، نتیجه سیاست پولی منسجم و مبتنی بر عرضه و تقاضای بازار است که به جذب سرمایه‌گذاری، تقویت مصرف و حفظ ثبات اقتصادی منجر شده است. بازار بین‌بانکی آزاد در آمریکا، با کاهش مداخلات دستوری و نظارت دقیق، امکان تنظیم خودکار نرخ‌ها را فراهم کرده و از انقباض یا بیش‌تحریکی اقتصاد جلوگیری می‌کند. این تجربه نشان می‌دهد که آزادسازی بازار بین‌بانکی می‌تواند به تخصیص بهینه منابع مالی و افزایش کارایی اقتصادی منجر شود.

    در ترکیه، نرخ بهره اسمی بانک مرکزی امسال حدود ۱۵ درصد است، اما تورم پیش‌بینی‌شده ۲۰ درصد (بر اساس گزارش بانک جهانی) نرخ بهره حقیقی را به منفی ۵ درصد می‌رساند. مداخلات بانک مرکزی ترکیه برای حمایت از لیر و کنترل تورم، آزادی بازار بین‌بانکی را محدود کرده و انگیزه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بلندمدت را کاهش داده است. اگر ترکیه بازار بین‌بانکی را کاملاً آزاد می‌کرد، نرخ‌ها می‌توانستند به تعادل بازار نزدیک‌تر شوند و از فشار‌های تورمی کاسته شود. این تجربه نشان‌دهنده اهمیت کاهش مداخلات دستوری و حرکت به سمت بازار رقابتی است.

    بازار بین‌بانکی نسبتاً رقابتی برزیل، با هماهنگی سیاست‌های پولی، به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تقویت بخش‌های تولیدی کمک کرده است. برزیل با نرخ بهره اسمی ۱۰.۵ درصد و تورم حدود ۵ درصد (بر اساس داده‌های IMF) در سالجاری، نرخ بهره حقیقی مثبت ۵.۵ درصد را تجربه می‌کند. آزادسازی نسبی بازار بین‌بانکی، حتی در اقتصاد‌های در حال توسعه با تورم بالا، می‌تواند به بهبود کارایی تخصیص منابع و کاهش هزینه‌های تأمین مالی منجر شود.

    در ایران، نرخ بهره اسمی بین‌بانکی حدود ۲۳ درصد و تورم ۳۲.۵ درصد است که نرخ بهره حقیقی منفی ۹.۵ درصد را به دنبال دارد. این نرخ منفی، ارزش پس‌انداز را کاهش داده و هزینه تأمین مالی را برای کسب‌وکار‌ها افزایش داده است. در صورتی که بازار بین‌بانکی را آزاد کند و نرخ بهره به‌صورت رقابتی تعیین شود، نرخ بهره اسمی احتمالاً به ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش می‌یابد تا پاسخگوی تقاضای بالای نقدینگی و ریسک‌های اقتصادی باشد. با فرض تورم ۳۲.۵ درصد، نرخ بهره حقیقی به محدوده منفی ۲.۵ تا مثبت ۲.۵ درصد نزدیک می‌شود. این تغییر می‌تواند مزایایی همچون افزایش انگیزه پس‌انداز، کاهش هزینه تأمین مالی، تقویت رقابت‌پذیری بانک‌ها، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش مداخلات دستوری داشته باشد. آزادسازی بازار بین‌بانکی، وابستگی سیاست پولی به تصمیمات دستوری را کاهش داده و به بانک مرکزی امکان می‌دهد تا بر ابزار‌های مدرن نظارتی تمرکز کند.

    هرچند آزادسازی بازار بین‌بانکی مزایای قابل‌توجهی دارد، اما ناگفته پیداست که اجرای آن در ایران نیازمند اصلاحات مکمل است. کنترل تورم از طریق مدیریت کسری بودجه و کاهش وابستگی به درآمد‌های نفتی، تقویت استقلال بانک مرکزی و بهبود شفافیت در نظام بانکی از پیش‌نیاز‌های کلیدی هستند. بدون این اصلاحات، آزادسازی ممکن است به نوسانات شدید نرخ بهره و بی‌ثباتی مالی منجر شود.

    آزادسازی بازار بین‌بانکی و تعیین نرخ بهره به‌صورت رقابتی می‌تواند به بهبود کارایی سیاست پولی، تقویت پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و کاهش هزینه‌های تأمین مالی در ایران منجر شود. تجربه کشور‌هایی نظیر ایالات متحده و برزیل نشان می‌دهد که بازار‌های بین‌بانکی رقابتی، با پشتیبانی سیاست‌های منسجم، به ثبات و رشد اقتصادی کمک می‌کنند. برای ایران، این سیاست نیازمند اصلاحات ساختاری و مدیریت دقیق است، اما می‌تواند گامی مهم در مسیر توسعه اقتصادی پایدار باشد.

     

    ناکارآمدی نظام بانکی و سیاست‌های پولی

    دخالت‌های دستوری بانک مرکزی ایران، از جمله تعیین سقف‌های نرخ سود و اعمال محدودیت‌های غیربازاری، مانع از شکل‌گیری یک بازار بین‌بانکی رقابتی و پویا شده است. این سیاست‌ها، که اغلب با هدف کنترل نقدینگی یا حمایت از بخش‌های خاص اقتصادی اعمال می‌شوند، نه‌تنها کارایی تخصیص منابع مالی را کاهش داده، بلکه با ایجاد انحراف در مکانیزم عرضه و تقاضا، نرخ‌های بهره را از تعادل بازار دور کرده و انگیزه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری مولد را تضعیف کرده‌اند. در نتیجه، این مداخلات به افزایش هزینه‌های تأمین مالی برای کسب‌وکار‌ها و کاهش شفافیت در نظام بانکی منجر شده و اقتصاد را از مزایای یک بازار بین‌بانکی آزاد محروم کرده است.

    آمار‌ها به ما می‌گوید نرخ تورم و ریشه‌های تشدید کننده آن در ایران همچنان پابرجاست؛ بنابراین لازم است بانک مرکزی ضمن بازنگری در سیاست‌های پولی با هدف کاهش نرخ تورم و کسری بودجه موضوع ناترازی بانک‌ها هم ساماندهی شود. از سوی دیگر به‌جای تعیین دستوری نرخ‌ها، به بازار بین‌بانکی اجازه دهد آزادانه عمل کند.

    نرخ بهره بین‌بانکی ۲۳.۹۸ درصدی، در کنار تورم بالا و ناترازی بانک‌ها، اقتصاد کشور را در تنگنای مالی قرار داده است. این وضعیت نه‌تنها هزینه‌های تأمین مالی را برای کسب‌وکار‌های ما افزایش می‌دهد، بلکه با هدایت منابع به سمت سپرده‌های بانکی، بازار‌های مولد را از نفس می‌اندازد. برای برون‌رفت از این چالش، بانک مرکزی باید با شجاعت بیشتری به اصلاحات ساختاری روی آورد. تقویت شفافیت در بازار بین‌بانکی، کاهش دخالت‌های دستوری و تسریع در ساماندهی نظام بانکی، می‌تواند اقتصاد ایران را از این گردنه سخت عبور دهد. در غیر این صورت، فشار‌های مالی به مردم و کسب‌وکار‌ها منتقل خواهد شد و موتور رشد اقتصادی بیش از پیش تضعیف می‌شود.

    play/pausesound

  • بانک‌ها، بانک مرکزی را هم دور زدند! / پرداخت سودهای خارج از ضابطه توسط بانک‌های زیان‌ده

    بانک‌ها، بانک مرکزی را هم دور زدند! / پرداخت سودهای خارج از ضابطه توسط بانک‌های زیان‌ده

    به گزارش اقتصادران، بانک مرکزی سقف نرخ سود سپرده‌های بانکی را برای سال ۱۴۰۴ حداکثر ۲۲٫۵ درصد تعیین کرده است، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی بانک‌ها در قالب طرح‌های ویژه و برای سپرده‌های کلان، نرخ‌هایی تا ۳۰ درصد نیز به مشتریان ارائه می‌دهند.

    بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار، نرخ‌های سود سپرده برای سال جاری به شرح زیر است:

    • سود سپرده یک‌ساله: حداکثر ۲۰٫۵ درصد
    • سود سپرده دوساله: تا ۲۱٫۵ درصد
    • سود سپرده سه‌ساله: تا ۲۲٫۵ درصد

    با این وجود، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد برخی بانک‌ها در عمل نرخ‌هایی بالاتر از این سقف مصوب پرداخت می‌کنند؛ به‌ویژه در سپرده‌های با مبالغ بالا یا طرح‌های خاص و صندوق های سرمایه گذاری، سودهایی تا ۳۰ درصد نیز دیده می‌شود.

    از جمله این بانک‌ها، یک بانک خصوصی است که برای سپرده های با مبالغ بالا حتی سود ۳۱ درصد هم در قالب صندوق های سرمایه گذاری به مشتریان خاص خود می پردازد. ضمن اینکه یک بانک خصوصی پرحاشیه که دارای زیان انباشته بالایی است، هم برای سپرده‌های بالای ۵۰۰ میلیون تومان نرخ سود ۲۴ درصد و برای مبالغ بالاتر تا ۲۵ درصد و در موارد خاص تا ۳۰ درصد پرداخت می‌کند. بانک خصوصی دیگری نیز برای سپرده‌های شش‌ماهه نرخ سود ۲۷ درصد و برای سپرده‌های یک‌ساله ۲۵ درصد در نظر گرفته است.

    در میان بانک‌های دولتی، یکی از آن‌ها سود تا ۲۸ درصد را در قالب سپرده‌های خاص با شرایط پرداخت مرحله‌ای به مشتریان خود ارائه می‌دهد. همچنین یک بانک بزرگ دیگر نرخ‌های ۲۴٫۵ درصد برای سپرده‌های سه‌ماهه با مبالغ بالا و نرخ پایه ۲۲٫۵ درصد را اعمال می‌کند.

    بانک خصوصی دیگری نیز سود ۲۴ درصد برای سپرده‌های زیر یک میلیارد و تا ۲۷ یا ۲۸ درصد برای مبالغ بالاتر پرداخت می‌کند و یک بانک خصوصی دیگر در صندوق‌های درآمد ثابت سود ۲۷ درصدی به سپرده‌گذاران می‌دهد.
    این نرخ‌ها به‌ویژه برای سپرده‌های کلان و در قالب طرح‌های خاص ارائه می‌شدند. با این حال، بانک مرکزی بارها تأکید کرده است که نرخ سود سپرده‌های بانکی باید مطابق با مصوبات شورای پول و اعتبار باشد و پرداخت سودهای بالاتر از نرخ‌های مصوب، تخلف محسوب می‌شود.

    بانک مرکزی بارها تأکید کرده است که گواهی سپرده‌های با نرخ‌های بالاتر، مختص موارد خاص و کوتاه‌مدت بوده و نباید به عنوان معیار نرخ سود سپرده‌های عادی تلقی شوند.

    از بهمن ماه ۱۴۰۳، انتشار گواهی‌های سپرده با نرخ سود ۳۰ درصد متوقف شده و نرخ سود جدید این گواهی‌ها به ۲۵ درصد کاهش یافته است. علاوه بر این، نرخ شکست (جریمه برداشت زودهنگام) این گواهی‌ها نیز ۱۵ درصد تعیین شده است.

    بنابراین، در حال حاضر هیچ بانکی گواهی سپرده با نرخ سود ۳۰ درصدی ارائه نمی‌دهد. بانک‌ها ملزم به رعایت نرخ‌های سود مصوب شورای پول و اعتبار هستند که حداکثر ۲۲٫۵ درصد برای سپرده‌های سه‌ساله تعیین شده است. هرگونه پرداخت سود بالاتر از این سقف، تخلف محسوب می‌شود و بانک مرکزی با آن برخورد خواهد کرد.

    کارشناسان اقتصادی بر این باورند که عدم همسویی نرخ سود بانکی با نرخ تورم، زمینه‌ساز تخلفات و رقابت ناسالم بین بانک‌ها شده است. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند سیاستگذاران با رویکردی پویا و منطبق بر شرایط اقتصادی، نرخ‌های سود را تنظیم کنند.

    پرداخت سودهای بالاتر از نرخ مصوب، از چالش‌های جدی نظام بانکی کشور است که بانک مرکزی با نظارت‌های مستمر و ضرب‌الاجل‌های تعیین‌شده به دنبال اصلاح این روند است. هم‌زمان، ضرورت بازنگری هوشمندانه در سیاست‌های نرخ سود برای جلوگیری از فشارهای غیررسمی بر بانک‌ها و حفظ تعادل بازار پول بیش از پیش احساس می‌شود.

    مطالعه صورت‌های مالی بانک‌های خصوصی و برخی مؤسسات اعتباری نشان می‌دهد که برخی بانک‌ها با زیان انباشته چند ده هزار میلیارد تومانی مواجه هستند، اما همچنان سودهای قابل توجهی به سپرده‌گذاران می‌پردازند. این مسئله پرسش‌هایی را درباره منبع تأمین این سودها مطرح می‌کند و نگرانی‌هایی مشابه با تجربه مؤسسات مالی غیرمجاز پیشین ایجاد کرده است.

    بررسی‌های میدانی از شعب این بانک‌ها نشان می‌دهد که نرخ سود پیشنهادی در برخی موارد تا ۲۸ درصد یا بیشتر هم می‌رسد؛ رقمی که از نرخ مصوب شورای پول و اعتبار فراتر است.

    با وجود تأکیدهای مکرر بر ساماندهی نظام بانکی، تاکنون اقدام قاطعی برای محدودسازی پرداخت سودهای خارج از ضابطه توسط بانک‌های زیان‌ده انجام نشده است. کارشناسان خواستار دخالت جدی‌تر بانک مرکزی و الزام بانک‌ها به شفاف‌سازی منابع سود هستند.

    ادامه این روند، علاوه بر تشویق رقابت ناسالم بین بانک‌ها، می‌تواند یادآور تجربه تلخ مؤسسات مالی غیرمجاز در دهه ۹۰ باشد. سودهای پرداخت‌شده امروز اگر از محل منابع پایدار نباشند، می‌توانند به «بمب تأخیرانداز» برای نظام پولی کشور تبدیل شوند.

    اکنون این سوال مطرح است که آیا بانک مرکزی در برابر این چالش‌ها واکنش قاطعی خواهد داشت یا خیر؟

  • بورس بازان بخوانند / بازار جدید برای سرمایه‌گذاران خرد

    بورس بازان بخوانند / بازار جدید برای سرمایه‌گذاران خرد

    به گزارش اقتصادران، بازارهای ایران در دومین ماه پاییز شاهد درجا زدن و حتی عقبگرد بودند. معادلات بازارهای ایران مانند سایر بازارهای جهان در این ماه تحت تاثیر انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس‌جمهوری امریکا بر هم ریخت و همین مساله سبب شد قیمت طلا در بازارهای جهانی عقب نشینی محسوسی را تجربه کند. این اتفاق زمینه را برای عقبگرد بهای طلا در بازارهای ایران موجب شد و در نتیجه سرمایه‌گذاران بازاری چون طلا در این ماه زیان دیدند.

    بهای دلار در بازار اما باز هم تحت‌تاثیر انتخاب ترامپ و تقویت ارزش دلار در بازارهای جهانی با رشد مواجه بود.

     

     سکه چقدر تغییر کرد؟

    قیمت سکه امامی در اولین روز از آبان ماه از مرز ۵۵ میلیون تومان گذشته بود و با نزدیکی به کانال ۵۶ میلیون تومان در حال تجربه رکوردشکنی تازه بود. تحولات بازارهای جهانی طلا اما سبب شد بهای هر قطعه سکه تمام بهار آزادی در آخرین روز آبان و اولین روز آذرماه به ۵۲ میلیون و ۸۱۵ هزار تومان برسد. به این ترتیب عقب‌نشینی سه میلیون تومانی در بازار سکه تمام بهار آزادی طرح امامی سه میلیون تومانی به سرمایه‌گذاران حاضر در این بازار زیان وارد کرد.

    البته این قطعه از سکه هر چند در این محدوده قیمتی فروخته می‌شود اما باید در نظر داشت که حبابی بالاتر از هشت میلیون تومان را دارد و خریدار هشت میلیون تومان بیشتز ار ارزش واقعی برای خرید آن هزینه می‌کند.

    قیمت سکه تمام بهار طرح قدیم نیز در اولین روز آبان ماه ۴۹ میلیون تومان بود و در آخرین روز از این ماه نیز تنها رشدی نزدیک به ۲۳۵ هزار تومان را تجربه کرد. به این ترتیب این قطعه از سکه تغیر چندانی را شاهد نبود. سرمایه‌گذاران در بازار نیم سکه و ربع سکه نیز در محدوده سه میلیون تومان در هر قطعه زیان دیدند.

    قیمت نیم سکه در ابتدای ماه ۲۹ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان و در پایان ماه ۲۶ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان بود. ربع سکه که در ابتدای آبان به نرخ ۱۹ میلیون و ۳۴۰ هزار تومان فروخته می‌شد در پایان آبان به قیمت ۱۶ میلیون و ۵۹۰ هزار تومان در بازار فروش رفت.

    تغییر قیمت سکه گرمی نیز حدود یک میلیون تومان کاهش بود. این قطعه از سکه در ابتدای آبان ۸ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان فروخته شد و در پایان آبان قیمت فروش ان به ۷ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان رسید.

     

    طلا در بازار چه تغییری کرد؟

    سرمایه‌گذاران بازار طلا نیز در دومین ماه آبان زیان دیدند اما حجم زیان آنها با زیانی که سرمایه‌گذاران بازار سکه تجربه کردند قابل قیاس نبود.

    قیمت هر گرم طلا بر اثر اتفاقات پیش گفته در انتخابات امریکا در ابتدای آبان ماه دستخو ش کاهش شد اما در نهایت پس از افت و فرود فراوان، این بازار با سود به فعالیت خود در دومین ماه پاییز پایان داد. در ابتدای آبان قیمت هر گرم طلا  چهار میلیون و ۳۲۴ هزار تومان بود که در آخرین روز پاییز به ۴ میلیون و ۴۹۳ هزار تومان رسید.

    بورس بالا رفت

    بورس ایران از مرداد ماه سال ۱۳۹۹ تا امروز در وضعیتی فوق‌العاده و خاص به سر می‌برد. در این دوره‌ی طولانی سرمایه‌گذاران بورس نتوانسته‌اند سودی حتی همپای تورم از این بازار برداشت کنند و غالبا با زیان‌دهی یا عقبگردهای طولانی مواجه شده‌اند. برنامه‌های حمایتی دولت از بورس نیز نتوانسته پیشانی اقتصاد را با آرامش روبرو کند. شاخص بورس آبان ماه را قرمز پوش آغاز کرد. در اولین روز آبان شاخص بورس با عقبگرد ۱۳ هزار و ۳۶۹ واحدی به یک میلیون و ۹۹۳ هزار ۸۸۹ واحد رسید.

    در پایان آبان ماه اما این شاخص دو میلیون و ۲۵۷ هزار واحد اعلام شده است که نشان از رشدی در محدوده هشت ردصد دارد. معامله‌گران و ناظران روزهای بهتری را برای بورس پیش‌بینی می‌کنند.

    دلار رشد کرد

    قیمت دلار در آبان‌ماه سال جاری با رشد روبرو شد. رشدی که البته به تغییر کانال این ارز در بازار ایران منجر شد.

    قیمت دلار در ابتدای آبان‌ماه سال جاری ۶۴ هزار و ۸۸۵ تومان بود اما در آخرین روز آبان قیمت این ارز با پله اول کانال هفتم رسید. رشد ارزش دلار در بازارهای جهانی عامل مهم رشد قیمت دلار در بازار داخلی بوده است. فرارسیدن موعد تسویه‌های بین‌المللی نیز البته در این رشد قیمت در بازار ایران بی‌تاثیر نیست. در عین حال بررسی بودجه نیز سیگنال افزایشی را به بازار مخابره کرده است.

    بازار جدید برای سرمایه‌گذاران خرد

    هر چه هست در شرایط فعلی یک گزینه به بازارهای سرمایه‌گذاری سنتی در ایران اضافه شده است. گزینه‌ای که پیش از این در معادلات سرمایه‌گذاران خرد حضور نداشت. سود سپرده‌های بانکی با نرخ‌هایی در محدوده بیست تا بیست و دو درصد بیش از هر بازاری برای سرمایه‌گذاران خرد در شرایط فعلی جذاب است چرا که هر چند سود حاصل از سپرده‌گذاری عقب‌تر از تورم است اما جلوتر از سود حاصل از سایر بازارها قرار دارد.

    برخی معتقدند یکی از دلایل رشد اندک بورس و عقب‌ماندگی ان به نحوه سیاستگذاری کنونی دربازار پولی نیز بازمی‌گردد.

  • بانک‌ها در قبال کمک اجباری به دولت باج می‌گیرند! / بانک‌داری ایران استاندارد نیست

    بانک‌ها در قبال کمک اجباری به دولت باج می‌گیرند! / بانک‌داری ایران استاندارد نیست

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر مجادله بانک‌ها و تولیدکنندگان در ماجرای ایجاد تسهیلات بانکی و مسئله خلق پول و سود تسهیلات بانکی یکی از چالش‌های عمده بخش تولید در کشور شده است. کلیه ایراداتی که دستگاه حکمرانی کشور بر بانک‌ها در زمینه شرکت‌داری و ملک‌داری و فشار شبکه بانکی بر واحدهای تولیدی برای تادیه اقساط وام‌های بانکی، تاکنون گرفته است، هنوز مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار نگرفته است. اینکه بانک‌ها از طرفی حرف‌شنوی کافی از اسناد بالادستی مصوب در این حوزه ندارند و از طرفی همچنان شرکت‌هایی را از فرآیند تولید با تعطیلی واحدها خارج می‌کنند، موضوعی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری تاکنون آن را آسیب شناسی کردند. علیرضا حیدری (اقتصاددان و نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در زمره همین کارشناسان و فعالان کارگری است که در گفتگو با وی مجادلات شبکه بانکی در مقابل تولید و اشتغال نیروی کار را واکاوی کردیم:

    تاکنون در بسیاری از پرونده‌های شبکه بانکی با واحدهای تولیدی شاهد آن بودیم که بانک‌ها اقدام به تعطیلی یا تملک واحدهای تولیدی (مثل سیمان دماوند، گروه ملی فولاد و..) کردند. بسیاری از شرکت‌ها اعم از نیمه دولتی یا خصوصی نیز هنوز دچار مشکل تهیه وام یا بازپرداخت سود تسهیلات بانکی را دارند. در این زمینه آیا می‌توان شبکه بانکی کشور را به نوعی مقصر دانست که تداوم کار کارگران را دچار چالش کرده است؟

    بانک‌داری در ایران بطور واقعی یک بانک‌داری استاندارد نیست؛ زیرا بیشتر منابع بانک‌ها درگیر «تسهیلات تکلیفی» است که توسط دولت به شکل دستوری باید به نهادها بدهند. وقتی شما ترازنامه بانک‌ها را در حوزه عملیات بانکی بررسی می‌کنید، می‌بینید که عموم بانک‌های کشور به سبب همین تسهیلات تکلیفی‌ای که به دولت می‌دهند، زیان‌ده محسوب می‌شوند.

    حتی بهترین بانک‌های ما هنوز نتوانستند از «تله زیان» فرار کنند. اینکه آیا صورت‌های مالی بانک‌ها و زیان محاسبه شده آنان مورد تایید حسابرسان قرار گرفته یا شکل حسابرسی آن‌ها ایراد دارد، یک بحث دیگر است. اگر به چندسال قبل برگردیم که در تحولی جدید، صورت‌های مالی بانک‌ها با یک شکل یا فرمت جدید تایید می‌شد، و سرفصل بخش دارایی بانک‌ها به گونه‌ای استاندارد حساب می‌شد، شاید گزارشات درباره زیان عملیاتی بانک‌ها بدتر از آن می‌شد که هم‌اکنون گزارش می‌شود.

    اما چند قابل قبل بانک مرکزی اصلاحیه‌ای ابلاغ کرد که براساس آن بانک‌ها موظف می‌شدند از صورت‌های مالی استانداردی تبعیت کنند که وقتی این اتفاق افتاد، حتی آن بانک‌هایی که ادعای سوددهی و خروج از زیان می‌کردند نیز زیان‌ده تلقی شدند. اکنون نیز من فکر می‌کنم همین میزان زیان عملیاتی اعلامی بانک‌ها نیز شامل ارقامی خوشبینانه است.

    در مقابل چنین میزان زیانی بانک‌ها چه اقدامی کردند که اقتصاد کشور و به ویژه بخش تولید را دچار چالش کرده است؟

    در مقابل چنین زیان‌هایی، واکنش دفاعی بانک‌های ما این بوده که به جای بانک، به یک «شرکت سرمایه‌گذاری» تبدیل شدند! به عبارت بهتر، دولت به شبکه بانکی کشور در قبال آن تسهیلات تکلیفی که به شکل دستوری به بانک‌ها تحمیل کرده است، با بازگذاشتن دست‌شان نوعی «باج» داده است تا بتوانند وارد حوزه‌هایی شوند که تولید نیز مشمول آن است.

    در واقع دولت مداخله کرده و جریان سرمایه‌گذاری بانک‌ها را محدود کرده و بسیاری از منابع بانکی که محصول سپرده‌گذاری مردم عادی است را کانالیزه کرده است. دولت مشخص کرده که تکالیف سرمایه‌گذاری بانک‌ها چیست و با قانون‌گذاری و تعیین مقررات، مشخص کرده که هر بانک حق دارد در چه حوزه‌هایی چه مقدار وام و تسهیلات بدهد.

    در واقع این بانک‌ها نیستند که تصمیم می‌گیرند منابع‌شان در چه حوزه‌هایی مصرف شود، بلکه خود دولت است که تعیین تکلیف می‌کند در چه جایی به چه حجمی سرمایه‌گذاری کنند. یعنی همان باجی که دولت در قبال تسهیلات تکلیفی به بانک‌ها در قالب امکان سرمایه‌گذاری می‌دهد نیز توسط دولت معین شده و در صورت عدم پایبندی به فرمول دولت، بانک‌ها جریمه نیز می‌شوند.

    مثلا در رابطه با وام‌های بخش خرید مسکن، سال قبل جرایم سنگینی برای بانک‌ها تعیین شد زیرا گفته شد که بانک‌هایی تکلیف بانک مرکزی در حوزه ارائه وام در بخش مسکن را انجام نداده است. پس در اینجا یک اصل بدیهی وجود دارد که بانک‌ها در چنین ساختاری مدام زیان داشته باشند.

    قاعدتا در چنین شرایطی بانک‌ها نمی‌توانند مدام زیان بدهند. لذا بانک تنها می‌تواند از طریق سایر منابعی که در دسترس‌اش قرار دارد و می‌تواند مستقل از دست درازی دولت آن را حفظ کند، در بازارهایی سرمایه‌گذاری می‌کند که سود بالایی دارند و با این کار، نه تنها زیان عملیات‌های خود را پوشش می‌دهد، بلکه حتی سود این سرمایه‌گذاری‌ها را نیز به دستگاه‌های ناظر نشان می‌دهد.

    اما در بخش حقیقی اقتصاد، این یک سود واقعی مفید برای اقتصاد و تولید نیست. در اینجا این پرسش قدیمی ایجاد می‌شود که آیا وظیفه بانک‌ها همان بانکداری است یا قرار است آن‌ها مدیریت اموال، سهام‌داری و شرکت‌داری بکنند؟ اینکه بانک‌ها با ورود پول خود به بازارها آن بازارهای متنوع را ملتهب می‌کنند، تنها بخشی از اثرات این نوع ورود بانک به بخش‌های سودده اقتصاد است.

    مثلا بانک‌ها می‌توانند به بازارهای پرسودی مثل «واردات»، «خرید و فروش ارز و طلا»، «مسکن» و… وارد شوند که اتفاقا وارد هم شدند. در مقابل تکالیفی اجباری با توصیه دولت به‌صورت وام می‌دهند. در این چهارچوب بانک‌ها وام‌هایی می‌دهند که وقتی بعد از چند سال افراد یا نهادهای خاص نمی‌توانند (مانند پرونده امیرمنصور آریا) آن را تادیه کنند، اموال و واحدهای وام گیرنده را تملک می‌کنند. اگر این اموال تولیدی و صنعتی باشند، چون بانک‌ها شرکت‌دار نیستند، در اداره شرکت‌ها (مثل گروه ملی فولاد) دچار مشکل می‌شوند.

    بانک‌ها عموما در ورود به مشارکت‌های اقتصادی پروا دارند. برای مثال به افراد می‌گویند شما کار را به راه بیندازید و پروژه را شروع کن و فقط سهم پول و سود آن را به ما برگردان! این درحالی است که در ادبیات بانکداری اسلامی سود فاقد قطعیت است و بهره قطعیت دارد، اما بانک نرخی مشخص و ثابت را در قرارداد مطالبه می‌کند. یعنی فرض می‌کند شرکت در بازه زمانی ارزیابی اقتصادی کرده و قطعا مقدار برآورد شده سود را محقق می‌کند. لذا بانک‌ها دنبال مشارکت حقوقی که درگیری مدیریتی و مالکیتی دارد، تمایل به ورود ندارد. اما به دلیل شرایطی که اقتصاد ایران دارد گاهی مجبور به این مدیریت و مالکیت می‌شوند که تخصصی در آن ندارند و معمولا وضعیت شرکت‌های تحت مدیریت را بدتر می‌کنند.

    تخصص بانک‌ها فقط جمع آوری منابع خرد و تجهیز آن‌ها و استفاده از آن‌ها در قالب تسهیلات اعطایی به شرکت‌ها و افراد متقاضی است و نه بیشتر! با این وجود بانکداری در ایران چون به آن معنا بانکداری نیست و رفتارهای بانک‌ها بطورکامل تحت نظارت بانک مرکزی نیست. یعنی رفتارهایی در بانک‌ها وجود دارد که در بازار پول آن را می‌بینیم. این رفتارهای بانک‌ها برای اقتصاد کلان می‌تواند یک تهدید تلقی شود. برای مثال بسیاری از نرخ‌های مقطوع در حوزه سود بانکی سپرده‌ها و به ویژه سود تسهیلات است که بانک مرکزی و دولت اعلام می‌کند اما معمولا بانک‌ها در این حوزه و در بخش خلق پول به آن‌ها توجه نمی‌کنند.

    به این جهت ورود بانک‌ها به شرکت‌داری و کارخانه‌داری و ملک‌داری گاهی از سر اکراه و تحمیل دولت و گاه در حوزه‌های پرسود، حاصل تمایل و اختیارات نانوشته‌ی خود بانک‌هاست. این سایه سنگین بانک‌ها در بخش تولید به همین نحو کارگران و کارخانه‌ها را به انحای مختلف دچار مشکل می‌کند. شرایطی که برای واحدهایی مثل فولاد ملی اخیراً پیش آمد، تنها بخش کوچکی از روندی است که سال‌های سال بانک‌ها در تقابل با بخش تولید به صورت ساختاری داشتند. البته شرایط عمومی کشور در تمام شرکت‌ها مشکلاتی ایجاد کرده است، اما ذوب‌آهن اصفهان، آذرآب و چندین شرکت بزرگ دیگر هم مشکلاتی در مقابل نظام بانکی کشور داشتند.

    بانک‌ها عمدتاً در پاسخ به بسیاری از انتقادات این مسئله را مطرح می‌کنند که ما در برابر تسهیلات غیرتکلیفی نیز همین مشکل را داریم. آن‌ها می‌گویند بانک‌ها نیز در شرایط تورمی زیست می‌کنند، لذا با هر نرخ سودی به هر بخشی وام بدهند، به ازای هر مقدار تسهیلات اعطایی در واقع درحال زیان دیدن هستند. آیا این شرایط خاص تورمی و زیان ادعایی در جریان اعطای تسهیلات، توجیه کننده رفتارهای پولی بانک‌هاست؟ یا برعکس خود این رفتارهای پولی به تورم و بحران تولید آسیب می‌زند؟ اینجا نوعی معمای مرغ و تخم‌مرغ وجود ندارد؟ یعنی خود این بانک‌ها موتور تشدید تورم نیستند؟

    اگر ادعای ضرر به خاطر تورم از سوی نهادی به جز بانک مطرح می‌شد، قابل پذیرش بود. یعنی اگر این‌ها بانک نبودند، این ادعا قابل قبول‌تر بود. بانک با صندوق‌های سپرده تفاوت‌هایی معنی‌دار دارد. بانک جایی است که افراد در آن می‌توانند دسته چک بگیرند. به واسطه حساب جاری و دسته چک، بانک‌ها می‌توانند «خلق پول» کنند.

    به ازای هر واحد پولی که وارد بانک می‌شود، بانک می‌تواند در صورت عدم اعطای مبالغی بابت ذخیره قانونی، می‌تواند تا هر میزان که دلش می‌خواهد پول تولید کند. باوجود نرخ ذخیره قانونی، حق بانک‌ها در انتشار و خلق پول محدود می‌شود. یعنی اگر نرخ ذخیره قانونی 20 درصد باشد، به ازای هر یک واحد پولی که وارد بانک می‌شود، 5 واحد پول می‌توانید پول تولید شود. به تدریج نرخ سود پول کاهش پیدا می‌کند، اما وقتی تسهیلات و وام می‌دهید، به مرور با نرخ بالاتری آن‌ها را پرداخت می‌کنید.

    به این اعتبار، مابه التفاوت نرخ سپرده‌گذاری و نرخ وام و تسهیلات اعطایی، تفاوت سودی است که بانک در این میان می‌برد. به همین خاطر، هر بانکی که بتواند بیشتر خلق پول کند، و این پول خلق شده بجای انباشت مدام در گردش بوده و به بانک رفت و برگشت کند (سرعت و حجم گردش بالا باشد) خودبه‌خود بانک در همین شرایط تورمی سود می‌کند.

    برای مثال وقتی یک واحد پول وارد بانک می‌شود، با کسر 20 درصد ذخیره قانونی، شما می‌توانید 0.8 آن واحد پول را وام و تسهیلات بدهید. وقتی این وام را دادید، دوباره آن 0.8 واحد پول وام داده شده در چرخه بانک قرار می‌گیرد. به همین ترتیب، در هر سری گردش آن پول، با کسر 20 درصد، بانک می‌تواند وام دهد و به همین خاطر، یک بانک یک واحد پول را 5 بار می‌تواند وام دهد و خلق تسهیلات کند. اگر نرخ ذخیره قانونی مشخص شده توسط بانک مرکزی و دولت به 10 درصد برسد، این اتفاق 10 بار می‌تواند رخ دهد. فرض کنید یک مقدار معین پول ظرف مدت کوتاه شش ماه حدود 5 یا 10 برابرش توسط بانکی که این مقدار معین را سپرده گرفته، باعث خلق و نشر پول شود!

    این فرآیند که پول توسط نظام بانکی به اعتبار پولی که وارد آن می‌شود، امکان چاپ شدن داشته باشد، «خلق پول» نام دارد که انجام بی‌ضابطه آن موجب افزایش نقدینگی و تورم نیز می‌شود. بانک‌ها از همین وضعیت تورمی و حق خلق پول سود فراوان می‌برند. اگر این پول در جریان تولید کالا و خدمات و گردش در بخش واقعی تولید و اشتغال باشد که باعث رشد اقتصادی شود، هیچ ایرادی به این میزان خلق پول فزاینده نیست. اما زمانی که خلق پول رخ می‌دهد و مسیر آن به سمت عملیات دلالی، سوداگری و سرمایه‌گذاری پرسود خارج تولید سوق پیدا کند، نامولد می‌شود.

    اما ما می‌بینیم که بانک‌هایی که شرکت‌داری می‌کنند و در حوزه بورس داری و شرکت‌داری مشکل دارند، نه در بازار سرمایه و نه در کارخانه‌های تحت تملک خود با وارد کردن این پول خلق شده، افزایش سرمایه انجام نداده و شرکت‌ها و سهام‌های خود را در جهت رشد اقتصادی و رونق تولید، سودده نمی‌کنند! علت چیست؟

    ببینید! جامعه بالاخره نیاز به خلق نقدینگی و گردش پول دارد که بانک تا حدی آن را از طریق خلق پول انجام می‌دهد. اما وقتی بانک برای تحقق سود بیشتر برای جبران زیان‌های ناشی از دستور دولت به صدور تسهیلات خاص و تکلیفی، بانک به بخش سوداگری و نامولد بازار می‌رود، خلق پول انجام شده توسط بانک‌ها به خلق ارزش افزوده کمک نمی‌کند. در شرایطی که خلق پول به رشد اقتصادی از طریق افزایش تولید ارزش کمک نکند، گردش این پول خلق شده تورم ایجاد می‌کند. به این ترتیب این ایده درست است که خود عملیات سرمایه‌گذاری بانک‌ها در بخش نامولد از طریق تزریق پول خلق شده، تورم‌ زا است و بانکی که دستورکار خود را بیرون از تولید قرار داده خود عامل تورم است.

    در واقع بانک‌ها با خلق پول به شرکت‌های اقماری خود تسهیلات ارزان قیمت می‌دهند. یعنی به قیمت تمام شده خدمات پولی خود (نه با آن سودی که مردم باید به ازای عملیات بانک از جیب بدهند) این شرکت‌ها را ارزان‌تر از آنچه در بازار انجام می‌شود، به سرمایه تجهیز می‌کنند. این شرکت‌ها نیز در بازار با آن پشتوانه سرمایه‌ای بادآورده شروع به سوداگری می‌کنند. آن‌ها بازارهای مختلف را تحت تاثیر قرار می‌دهند، و با سوداگری باعث تحقق سطح بالایی از سود برای بانک می‌شوند. بانک اینجا سود می‌کند که سود این شرکت‌های سرمایه‌گذار سودآور را جمع کرده و دوباره وارد بانک می‌کند و یا آن را دوباره در قالب اموال دیگری مثل ارز، طلا، مستغلات و… -که ارزش آن در شرایط تورمی‌ای که خودشان آن‌ را تشدید کردند- حفظ می‌کنند. این فرآیند بانک را زنده نشان می‌دهد و باوجود آنکه در ظاهر امر و حسابرسی بانکداری در ایران زیان‌ده است، اما در عین حال به مدد این فرآیند ذکر شده، همزمان سودده است و سود آن وارد بخش حقیقی اقتصاد کشور نیز نمی‌شود!

    نمونه‌ای از این فرآیند را در بانک‌های کشور می‌توان نام برد؟

    برای مثال می‌توان به پرونده یکی از بانک‌های خصوصی مشهور کشور (پ) در حدود یک دهه گذشته اشاره کرد. در جریان تحقیق و تفحص از این بانک، چندین سال قبل مشخص شد که این بانک هفته‌ای 600 میلیارد تومان فقط به شرکت‌های نامولد اقمار خود از طریق خلق پول پرقدرت وام می‌دهد! در واقع درآن دوره بانک خصوصی بزرگ مزبور، تبدیل به یک شرکت سرمایه‌گذاری شده بود.

    یعنی بانک پول مردم را در قالب سپرده جمع کرده و با سرمایه‌گذاری آن در قالب شرکت‌های اقماری خود که مالکیت کامل روی آن‌ها داشت، باعث می‌شد شرکت‌های اقماری بانک که دستشان بازتر بوده و کمتر پیرامون عملیات پرریسک و پر سود مواخذه شوند، در حوزه‌هایی مثل ارز، طلا، مستغلات و سرمایه‌گذاری‌های خاص وارد می‌شدند و سود بسیار بالایی را در شرکت‌ها و در خود بانک حفظ می‌کردند. باقی‌مانده این سود را در ترازنامه‌های بانک به‌عنوان سودمحقق شده غیرعملیاتی می‌آوردند تا بگویند سود غیرعملیاتی نیز در بانک وجود دارد. این چیزی است که نه آن بانک خاص، که امروزه اکثریت بانک‌ها انجام می‌دهند.

    اینکه بگوییم بانک‌ها به دلیل تورم با دادن وام آسیب می‌بینند، چندان حرف دقیقی نیست زیرا این هزینه فرصت پولی که با اعطای آن به عنوان وام و تسهیلات از دست بانک با تورم می‌رود، دوباره به بانک با مدد همان تورم برمی‌گردد. این درحالی است که وظیفه بانک‌ها اساسا چیز دیگری است. درست است که بانک مرکزی در واکنش به این فرآیند جریمه‌های قابل ملاحظه‌ای به بانک‌ها در صورت شرکت‌داری می‌بندند تا آن‌ها را با این جرایم و تنبیهات، از خرید و فروش ملک و سهم و سوداگری و شرکت‌داری منصرف کند، اما این‌ها همه نصیحت‌های اخلاقی است!

    بانک‌ها در جواب دولت و بانک مرکزی می‌گویند که ما با نرخی کمتر از نرخ واقعی پول را به مردم می‌رسانم و به‌صورت تسهیلات و وام تکلیفی، وام‌هایی با نرخ سود 4 درصد و 10 درصد و 6 درصد با اقساط بلندمدت در اختیار افراد قرار می‌دهم. زیان عملیاتی سنگین این وام‌ها نیز توسط بانک‌ها به دولت ارائه می‌شود. از سوی دیگر، بانک‌ها به برخی ارقام بسیار بالای سپرده بلندمدت سود 25 درصد هم می‌دهد تا بتواند سپرده جذب کند. هزینه این‌ها برای بانک‌ها بسیار بالاست. این درحالی است که بسیاری از وام‌ها به موقع به جیب بانک برنمی‌گردد. برخی اموال وام‌گیرندگان ناتوان از بازپرداخت اقساط (به ویژه تولیدکنندگان و کارخانجات) قابل تملیک و انتقال هم نیست و اینجا نیز بانک ضرر می‌کند. به این ترتیب، بانک‌های روی کاغذ قطعاً حق دارند که به بسیاری از دستورات عمل نکنند.

    اگر بانک‌ها سود هم می‌کنند، دولت چگونه آن را نمی‌بیند یا نظارتی روی آن ندارد؟

    واقعیت این است که سود ناشی خلق پول بانک‌ها و عملیات غیرمولدشان در درون مجموعه بانک باقی نمی‌ماند تا برای دولت و دستگاه‌های ناظر قابل بررسی و بازرسی باشد. بانک‌ها برای حفظ اموال خود و حفظ سود خویش، «دارایی‌های غیرپولی» (که می‌توانست در تولید حضور داشته و شرکت‌ها و کارخانجات را تجهیز کند) ذخیره می‌کنند. این دارایی‌های غیرپولی که در قالب طلا، ارز، زمین، ملک، اوراق و اسناد بهادار و سهام‌های بسیار پرسود نگه‌داشته می‌شود، سود بسیار بالایی را محقق می‌کند که ممکن است طی یک دهه ارزش آن چندین برابر نرخ تورم بالا برود. ولی در نهایت این رفتارهای مالی بانک‌ها در سال‌های اخیر تورم‌زا و برای بخش حقیقی اقتصاد که تولید است، مخرب خواهد بود!

  • با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    به گزارش اقتصادران، یک کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه سال 1402، شاخص کل حدود 12درصد، سکه تمام 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشتند، ضمن بررسی چشم انداز بازار سرمایه در سال 1403 گفت: اینکه آبان سال 1403 چه کسی رئیس جمهور آمریکا خواهد شد، کاملا روشن نیست، هر چند که احتمال برد ترامپ بیشتر به نظر می رسد، اما صرف حضور ترامپ در انتخابات باعث التهاب بازارها خواهد شد و بحث فروش و صادرات نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    سال 1402، یکی از بدترین سالهای بازار سرمایه بود

    امین بیگانی با بیان اینکه سال 1402، یکی از بدترین سالهای بازار سرمایه بود، تصریح کرد: از پایان سال 1401، با توجه به رشد قیمت دلار و زیر ارزش بودن سهام شرکتها، بازار رشد خوبی داشت، این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اینکه متاسفانه در 16 اردیبهشت، عملا ترمز این رشد کشیده شد؛ به طوری که فروش هماهنگ کدهای خاص، بازار را منفی کرد و و دو ماه بعد هم با اعلام خبر تغییر فرمول نرخ خوراک پتروشیمی ها براساس مصوبه هیات وزیران وضعیت در بازار تغییر کرد.

    عده ای در تیم اقتصادی دولت، به رشد بازار بورس بسیار بدبین هستند / شاخص کل 12درصد، سکه 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشت

    بیگانی با بیان اینکه در تیم اقتصادی دولت، عده ای به رشد بازار بورس بسیار بدبین هستند، در حالی که به لحاظ اقتصادی، این مساله می تواند برعکس و به نفع اقتصاد کشور باشد، گفت: سال 1402، شاخص کل حدود 12درصد، سکه تمام 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشتند. در واقع، سیاست انقباضی بانک مرکزی و دولت تاثیر خود را بر کل بازارهای مالی گذاشته است. با اینکه عملا سال 1402 وارد رکود تورمی شده بودیم، سیاست عدم رشد نقدینگی و حفظ سیاست انقباضی، باعث رکود در بازارهای مختلف شد.

    با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / همچنان ریسک دستکاری دولت در بازارهای مختلف وجود دارد

    این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: تا زمانی که کسری بودجه ادامه دارد و با مساله دولت گرسنه یا دولت فقیر مواجه هستیم، همچنان ریسک دستکاری دولت در بازارهای مختلف وجود دارد و افزایش مالیاتها، کاهش مشوقها و ادامه دست درازی به جیب شرکتها به عنوان بزرگترین ریسک بازار سرمایه تداوم خواهد داشت.

    مشوقی برای بازار باقی نمانده، اما دولت همچنان در پی اعمال فشار است

    وی اظهارداشت: عملا مشوقی برای بازار سرمایه باقی نمانده، نرخ خوراک گاز از کشورهای همسایه و میانگین جهانی بالاتر است، رشد قیمت برق برای صنایع مختلف ادامه داشته و عملا یارانه و مشوقی برای شرکتها در صنایع مختلف باقی نمانده که دولت بخواهد براساس آنها منتی بر سر شرکتها بگذارد و آنها را تحت فشار قرار دهد، اما با این حال هنوز هم این اقدامات می توانند ادامه پیدا کنند. گرچه از نظر منطقی، دیگر جایی برای اعمال نفوذ دولت باقی نمانده است.

    دولت هنوز شرکتهای خصوصی شده بازار سرمایه را زیرمجموعه خود می داند

    بیگانی با بیان اینکه اختلاف دلار نیمایی و دلار آزاد نشان می دهد که دولت هنوز عملا شرکتهای خصوصی شده بازار سرمایه را زیرمجموعه خود می داند و هر زمان نیاز داشته باشد، با برداشتن از سود شرکتها که اقدامی شبیه به اخاذی است مشکلات خود را حل می کند، مواضع تیم اقتصادی دولت را ناهماهنگ دانست و گفت: متاسفانه شاهد تناقض در مواضع تیم اقتصادی دولت هستیم؛ وزیر اقتصاد از حمایت از بازار سرمایه صحبت می کند اما در یک سال گذشته، شاهد بودیم که دولت انواع فشارها را به بازار سرمایه وارد کرد!

    وی توضیح داد: در آخرین اقدام، رئیس بانک مرکزی، در نامه ای به بانکها، خواست تسهیلات اعتباری داده شده به کارگزاریها کاهش پیدا کند، در حالی که کل تسهیلات اعطا شده به کارگزاریها 40همت است و بانک مرکزی فقط در سال 1402 به بانک ها اجازه داده 150 همت به کارمندان خود تسهیلات اعطا کند و کل تسهیلات بانکی 6هزار و 600 همت است ودر واقع 6هزارم درصد از کل اعتبارات بانکها، به کارگزاری ها داده شده که عددی نیست که بانک مرکزی بخواهد روی آن دست بگذارد.

    ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه وزیر اقتصاد، صحبت از کنترل نرخ سود بانکی و بین بانکی در محدود 20درصد می کند، اما در عمل این نرخ اکنون به بالای 24 و 25درصد رسیده است! اضافه کرد: نرخ سود صندوقهای درآمد ثابت به 28 و 29درصد و نرخ سود سپرده ها به بالای 30درصد رسیده و رئیس بانک مرکزی، برخلاف اظهارات وزیر اقتصاد، عملا کار فروش اوراق 30درصدی به بانکها به مقدار 280 همت را انجام داد. این ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت، قطعا به بازار سرمایه و بازارهای اقتصادی دیگر ضربه خواهد زد. اگر چه اختلاف میان رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد، شاید طبیعی به نظر برسد، اما این همه ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده و نمی توان آن را توجیه کرد.

    صندوقهای طلا، کالا و بعضی سهامی، برندگان سال 1402 بازار سرمایه بودند

    به گفته بیگانی؛ در بازار سرمایه 1402، صندوقها برنده بودند. در واقع؛ صندوق‌های طلا، کالا و بعضی سهامی برندگان سال 1402 بازار سرمایه بودند. جمع صندوق های فعلی به 444 صندوق رسیده که شامل 141 صندوق درآمد ثابت و 128 صندوق سهامی، 28 صندوق مختلط و 15 صندوق کالایی است. صندوقهای طلا، رشد مناسبی داشتند و نسب به رشد بازار سرمایه بهتر بودند. صندوقهای کالایی مانند «سحرخیز» و «نهال» رشد بهتری نسبت به تمام بازارها و حتی بازارهای موازی ثبت کردند. البته تعدادی از صندوقهای سهامی نیز عملکرد خوبی نسبت به شاخص کل و شاخص هم وزن داشتند.

    شاهد بالاترین اختلاف میان دلار آزاد و دلار نیما هستیم / دلار نیمایی آرام آرام تا محدوده 48 تا 50 هزار تومان رشد خواهد کرد

    وی ضمن تشریح وضعیت بازارهای سرمایه گذاری برای سال 1403، اختلاف میان دلار نیما و آزاد است  را از جمله عوامل تاثیرگذار در بازار سرمایه برشمرد و خاطرنشان کرد: در حالی که دلار آزاد در محدود 60 هزار تومان معامله می شود، دلار نیمایی در محدوده 40 هزار تومان قرار دارد. این اختلاف در محدوده 50 درصد، رانت بزرگی برای عده ای خاص ایجاد کرده و دوباره شاهد بالاترین اختلاف میان دلار آزاد و دلار نیما هستیم. انتظار داریم سال آینده شاهد کاهش این اختلاف باشیم و دلار نیمایی آرام آرام به محدوده 48 تا 50 هزار تومان رشد خواهد کرد.

    بیگانی ادامه داد: این حرکت می تواند باعث شود شرکتهای صادراتی و دلارمحور، کفهای خود را تا حدود حداقل 20درصد بالا ببرند و این می تواند بازار بورس را به بالا حرکت دهد. فروش دارایی ها توسط بانکها و واگذاری گروه ایران خودرو به کروز و احتمالا تجدید ارزیابی خودرویی ها در نیمه اول 1403، می تواند در بازار سرمایه تاثیرگذار باشد.

    حضور ترامپ در انتخابات تمام بازارهای مالی ایران را تحت تاثیر قرار می دهد

    وی با بیان اینکه سال 1403، انتخابات آمریکا تاثیراتی را در بازار سرمایه در ایران خواهد داشت، گفت: حضور ترامپ در انتخابات عملا می تواند تمام بازارهای مالی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. اینکه آبان سال 1403 چه کسی رئیس جمهور آمریکا خواهد شد، کاملا روشن نیست، هر چند که احتمال برد ترامپ بیشتر به نظر می رسد، اما صرف حضور ترامپ در انتخابات باعث التهاب بازارها خواهد شد و بحث فروش و صادرات نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد. هر چند که اکنون رئیس بانک مرکزی از صادرات و فروش نفت ابراز رضایت می کند و از کنترل قیمت دلار با ذخیره ارزی خوب سخن می گوید، اما باید توجه داشت که بازگشت ترامپ، به معنای تشدید تحریمها و افزایش فشارها به خریداران نفت ایران است و این پیامد منفی برای درآمد ارزی کشور خواهد داشت و می تواند بر رشد قیمت دلار تاثیرگذار باشد.

    سال 1403 می تواند برای بازار سرمایه سال خوبی باشد

    این کارشناس بازار سرمایه افزود: سال 1403 می تواند برای بازار سرمایه سال خوبی باشد، اگر شاهد دست درازی و بخشنامه های غیرمنطقی از سوی دولت نباشیم. دست درازی دولت و بخشنامه های غیرمنطقی و یک باره می تواند تاثیر منفی زیادی روی بازار داشته باشد، هر چند که بازار سرمایه عملا دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و تمام ضربه ها را خورده است. از طرفی، همین دستکاری دولت می تواند عامل منفی برای بازار سرمایه در سال 1403 باشد، با همه این مسائل، جمع بندی درخصوص وضعیت بازار سرمایه در سال 1403، مثبت است؛ چرا که اتفاقات پیش رو و بحث رشد دلار آزاد و به تبع رشد قیمت دلار نیما می تواند همه اخبار منفی پیرامون بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهد و خنثی کند.

    70درصد شرکتهای کوچک در بازار سرمایه ارزش سهامشان به طور جدی کاهش داشته

    بیگانی یادآورشد: بازار سرمایه در وضعیتی قرار گرفته که 70 درصد شرکتهای کوچک که شامل گروه هایی مانند صنایع غذایی، دارویی و حمل و نقل، سیمان و غیره می شوند، با دلار 60 هزار تومانی، ارزش سهام آنها حدودا به 12 میلیارد دلار رسیده است! این عدد غیرقابل قبول و برای بازار سرمایه عجیب است که نشان می دهد بسیاری از سهم های بازار زیر ارزش ذاتی خود معامله می شوند. به راستی بسیاری از شرکت ها چنان زیر ارزش معامله می شوند که اگر فردی بخواهد یک شرکت مانند آن را تاسیس کند ، اگر شرکت های مانند آن را در بازار سرمایه به اصطلاح «تیک آور» ، کند و اکثر سهام شرکت را بخرد و صاحب هیئت مدیره شود، قیمت برایش بسیار پایین تر تمام می شود.

    با این مدیریت، برای حفظ حقوق سهامداران دچار مشکل هستیم

    این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه درخصوص چشم انداز بازار برای 1403، ضمن بیان انتقاداتی نسبت به عملکرد مدیران بازار سرمایه، گفت: با این مدیریت بازار سرمایه، مشخص است که نسبت به حفظ منافع و حقوق سهامداران این بازار که وظیفه اصلی آن است، دچار مشکل هستیم. رئیس سازمان بورس نسبت به نرخ خوراک پتروشیمی ها و دستکاری در فرمول نرخ خوراک پالایشی ها و افزایش بهره بانکها و کاهش تسهیلات اعطایی به کارگزاریها واکنش مناسبی نشان نداد و حتی شده در ظاهر هم صحبت های حمایتی نکرد. همین واکنش می توانست با ایجاد جو رسانه ای به بهتر شدن اوضاع کمک کند.

    وی به وضعیت رشد قیمت دلار برای سال آینده اشاره کرد و اظهار داشت: طبق جدول منتشر شده در دو سال گذشته که به سازمان برنامه و بودجه کشور منتسب شده بود، و در آن دو سناریوی رفع تحریمها و تداوم آنها را برای ارزیابی قیمت دلار در نظر گرفته بودند، در محدوده 1403 عدد 70 هزار تومان ادعا شده و برای سال 1404 عدد 110 هزار تومان را ارزیابی کردند، عملا می توان محدوده 70 تا 110 هزار تومان طی یکسال پیش رو بر اساس این جدول ادعایی را مد نظر قرار داد. ضمن اینکه محدوده های تکنیکالی دلار هم این ارقام را نشان می دهند. در واقع متاسفانه این عدد به لحاظ شاخص های اقتصادی، رشد نقدینگی و کاهش رشد اقتصادی کشور و تحریم ها محتمل به نظر می رسد. این شرایط باعث رشد فروش شرکتها و رشد سودآوری شرکتها و رشد قیمتها می شود.

    تحولات مثبت بازار سرمایه 1403 / تاثر واگذاری ایران خودرو بر بازار سرمایه

    بیگانی با اشاره به اتفاقات مثبت در پایان سال برای گروه خودرویی ها، اضافه کرد: خودرو در بازار به گونه ای عمل کرده که به عنوان لیدر بازار شناخته می شود، البته در بیشتر بازارهای سهام کشورهای دنیا این وضعیت وجود دارد که شرکتی را به عنوان لیدر بازار می شناسند. البته این لیدر می تواند در حوزه احساسات تصمیم گیری لحظه ای بازار باشد، اما در هر حال تاثیرگذار است. واگذاری مدیریت ایران خودرو به شرکت «کروز» می تواند نکته مثبتی باشد و حداقل از حوزه تصمیم گیری و فشارهای دولت خارج می شود و می تواند باعث کاهش هزینه های شرکت و تاثیر مثبت در کاهش زیان شرکت شود. از سویی پیگیری برای تجدید ارزیابی شرکت نکته مهمی است که می تواند در نیمه اول 1403 اتفاق بیفتد تا شرکت به بازار پایین تر منتقل نشود.

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه بحث فروش زیر مجموعه های شرکت های خودرویی می تواند در کاهش زیان این شرکت ها تاثیر گذار باشد ، گفت: باید در نظر بگیریم که دخالت دولت برای کنترل قیمتها در بازار سرمایه ادامه دارد. اگر چه در همین دولت هم شاهد بودیم عملا نتوانستند در شرایطی که دلار رشد داشت، مانع رشد بازار سرمایه شوند، هر چند که در نهایت ترمز رشد بازار را کشیدند، اما در محدوده آبان 1401 تا اردیبهشت 1402 بازار رشد خوبی داشت. پس می توان دوباره انتظار تکرار این چنین اتفاقی را داشت.

    بازار راه خود را پیدا می کند

    بیگانی تاکید کرد: بازار راه خود را پیدا می کند و نمی توانند در برابر تقاضایی که به خاطر رشد سودآوری شرکت اتفاق می افتد، ایستادگی کنند و نقدینگی عملا به سمت بازاری می رود که زیر ارزش واقعی خود و البته تا حدودی ایمن تر است. اگر چه رشد بازار سرمایه به عوامل مختلفی بستگی دارد اما در بلندمدت خود را با تورم و رشد نقدینگی مطابقت می دهد.

    بازار سرمایه تورم محور شده است

    وی توضیح داد: مقایسه 8 سال گذشته بازارها نشان داده که بازار سرمایه نسبت به رشد قیمت دلار ، عملکرد بسیار بهتری داشته است به طوری که در مقطعی که دلار 17 برابر شده، شاخص کل بورس 24 برابر ، گروه دارو 31 برابر و گروه فلزات 38 برابر و گروه زراعت 53 برابر شده است! در نظر بگیرید که بسیاری از شرکت ها در کنار رشد قیمت ها از اهرم رشد تولید با طرح های توسعه بهره مند هستند ، برای مثال طی همین مدت در حالی که رشد اقتصادی کلی کشور در عمل صفر درصد بوده، رشد تولید گروه زراعت به طور متوسط سالیانه 5 درصد بوده است. اما متاسفانه طی دو سال گذشته با دست درازی دولت در جیب شرکت ها و دستبرد به سودها ، شاهد کاهش رشد تولید در اکثر شرکت ها هستیم و تولید سود خالص شرکت ها صرفا همراه با تورم حرکت می کند که زنگ خطری برای رشد اقتصادی کشور است.

    تیر یا مرداد ماه 1403، بازار در انتظار تحول مثبت است

    وی با بیان اینکه در دولت رئیسی شاهد بودیم که بازار سرمایه از نظر ارزش دلاری کاهشی بوده و پا به پای بقیه بازارها رشد نکرده و شاید سال 1403 این عقب ماندگی جبران شود، ادامه داد: بررسی نمودار شاخص کل بازار سرمایه در 30 سال گذشته نشان می دهد سیکلهای چند ساله معمولا در بازار سرمایه تکرار شده و معمولا اصلاح 3 تا 4 سال را در بازار شاهد هستیم و بعد شاهد همین دوره رشد بین 3 تا 4 سال هستیم. اکنون می توان گفت در تیر یا مرداد ماه 1403، وارد چهارمین سال اصلاح بازار سرمایه می شویم. براساس این سیکل زمانی احتمال اینکه شاهد شروع سیکل زمانی رشد بازار در میان مدت و بلندمدت باشیم وجود دارد. این سیکل زمانی تا کنون تکرار شده و به نظر می رسد باز هم می تواند تکرار شود و می توانیم شاهد آغاز سیکل زمانی رشد باشیم.

    سهامداران سبدشان را متنوع کنند

    بیگانی در پایان توصیه کرد سهامداران سعی کنند سبدشان را متنوع کنند. نسبت متنوع کردن برای هر فرد به توجه به آگاهی، ریسک و استراتژی اش می تواند متنوع باشد؛ اما سرمایه گذاری در صندوقهای کالایی، طلا و سهامی به عنوان بخشی از سبد سرمایه گذاری باید مورد توجه قرار گیرد.

  • سپرده‌گذاران بانکی در 1402 چقدر پول به جیب زدند؟!

    سپرده‌گذاران بانکی در 1402 چقدر پول به جیب زدند؟!

    به گزارش اقتصادران، میزان پرداخت سود سپرده‌های بانکی در سال 1402 معادل 54.5 درصد افزایش یافت.

    از میان 29 بانک کشور تنها بانک‌های پاسارگاد، ملت، اقتصاد نوین، پست بانک ایران، صادرات، کارآفرین، سینا، دی، خاورمیانه، سامان، پارسیان، موسسه اعتباری ملل، گردشگری، رسالت و تجارت نسبت به انتشار گزارش عملکرد ماهانه خود اقدام کرده‌اند.

    در سال 1402 (11 ماهه نخست) میزان سودی که بانک‌های مورد اشاره به سپرده‌های سرمایه‌گذاری مشتریان خود پرداخت کردند بیش از 352 همت بود که در مقایسه با مدت مشابه سال 1401 معادل 54.4 درصد رشد داشته است.

    این بانک‌ها در 11ماهه نخست سال 1401 معادل 228 همت سود به سپرده‌گذاران پرداخت کرده بودند که پس از افزایش نرخ سود سپرده‌ها در اواخر سال 1401، میزان سودهای پرداختی آنها نیز در سال 1402 افزایش یافت.

    کدام بانک‌ها بیشترین سود را به سپرده‌گذاران خود دادند؟

    بررسی گزارش عملکرد این بانک‌ها نشان می‌دهد، در سال 1402 (11ماهه نخست) بیشترین سود پرداختی به سپرده‌های مشتریان توسط بانک پاسارگاد صورت گرفت.

    بانک پاسارگاد طی این دوره هزینه‌ای بیش از 66 هزار میلیارد تومان را بابت سپرده‌ها پرداخت کرد.

    بر اساس آخرین آمارهای مربوط به پایان بهمن ماه سال 1402، بانک پاسارگاد حدود 590 همت سپرده در اختیار دارد.

    بیشترین سود پرداختی بانک پاسارگاد بابت سپرده‌های بلندمدت سه ساله بوده، به طوری که این بانک قریب به 42 همت سود به این دسته از سپرده‌های بلندمدت طی 11 ماهه نخست سال 1402 پرداخته کرد.

    بعد از بانک پاسارگاد، بیشترین سود پرداختی مربوط به بانک‌های ملت و تجارت بوده است، به طوری که این بانک‌ها طی دوره مورد اشاره به ترتیب 64.7 و 49.8 هزار میلیارد تومان را بابت سپرده‌ها پرداخت کردند.

    با توجه به این مساله که بانک قرض‌الحسنه رسالت سودی بابت سپرده‌ها پرداخت نمی‌کند می‌توان گفت کمترین سود پرداختی به سپرده‌ها در سال 1402 (11ماهه نخست) مربوط به پست بانک بوده، به طوری که این بانک تنها 2 هزار میلیارد تومان بابت سپرده‌ها سود پرداخت کرده است.

    یادآور می‌شود بانک‌ها عموما متناسب با میزان سپرده‌هایی که در اختیار دارند سود سپرده پرداخت می‌کنند و حجم بالای پرداخت سود سپرده در برخی بانک‌ها به معنای بالا بودن نرخ سود در آن بانک نیست.

  • کدام بازار برنده رقابت سوددهی در 1402 بود؟

    کدام بازار برنده رقابت سوددهی در 1402 بود؟

    به گزارش اقتصادران، پایان سال ۱۴۰۲، فرصت مناسبی است تا کارنامه بازارهای مالی در ارائه بازدهی به سرمایه گذاران آن بررسی شود. این بررسی تا حدود زیادی می‌تواند به تصحیح خطاهای پیشین در تحلیل بازارها کمک کرده و تصویر واقعی‌تری از شرایط سرمایه گذاری ترسیم و در زمینه را برای پیش بینی منطقی‌تر برای سال ۱۴۰۳ فراهم کند. بر همین اساس برای سنجش عملکرد بازارهای مختلف، بازدهی نقطه به نقطه هر یک از آنها (آخرین قیمت روز پایانی سال ۱۴۰۲ نسبت به آخرین قیمت روز پایانی سال ۱۴۰۱) مقایسه شد. ذکر این نکته ضروری است که در محاسبه رقم بازدهی، افت قیمت در هنگام فروش محاسبه شده است. به بیان دیگر، بازدهی در این گزارش، بازدهی خالص و نه اسمی است.

    سال ۱۴۰۲ در حالی به پایان رسید که بسیاری از تحلیل‌ها و پیش بینی‌ها از بازدهی دارایی‌های مختلف محقق نشد. شاید مهمترین هدفی که در ابتدای سال انتظار بازدهی بالایی از آن می‌رفت، بازار ارز بود. با این حال مقایسه قیمت دلار در آخرین روز سال ۱۴۰۱ با آخرین روز سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد این دارایی طی مدت مذکور تنها حدود ۱۴ درصد بازدهی نصیب سرمایه گذاران خود کرده است. این رقم در حالی محقق شده که بسیاری از افرادی که در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۱ در قامت کارشناسان مالی اقدام به ارائه تحلیل و چشم انداز از آینده قیمت دلار می‌کردند، حتی از پیش بینی دلار ۷۰ هزار تومانی در خرداد ۱۴۰۲ هم خبر می‌دادند.

    طلا، مقصد جذاب دیگری است که همواره مورد توجه مردم و تمامی سرمایه گذاران بوده است. هرچند بازار طلا به دلیل محصولات متنوع آن، چندین بازدهی مختلف را به ثبت رسانده است. سکه امامی طی ۱۲ ماه منتهی به پایان ۱۴۰۲ بازدهی حدودا ۱۵ درصدی برای سرمایه گذاران داشته است. ربع سکه اما بازدهی ۱۹ درصدی در سال ۱۴۰۲ داشت. هر گرم طلای ۱۸ عیار اما بازدهی بالاتری نسبت به انواع سکه به سرمایه گذاران داد. طلای ۱۸ عیار با ثبت بازدهی خالص حدودا ۲۲ درصدی، پیشتاز بازدهی در بازار طلا بود.

    این ارقام نشان می‌دهد برخلاف بسیاری از تحلیل‌هایی که در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۱ و اوایل ۱۴۰۲ ارائه می‌شد، انواع سکه بازدهی به مراتب کمتری نسبت به طلا داشتند. حباب قیمتی انواع سکه به ویژه ربع سکه، یکی از مهمترین عوامل این بازدهی کمتر به شمار می‌رود و به نظر می‌رسد با عرضه سکه‌های بانک مرکزی به ویژه سکه‌های بدون تاریخ، این حباب کمتر هم شده و بازدهی انواع سکه در سال ۱۴۰۳ همچنان کمتر از خود طلا باشد.

    مسکن اما دیگر بازاری است که برخی صاحبان سرمایه، اقدام به سرمایه گذاری در آن برای سال ۱۴۰۲ کردند. آمارها نشان می‌دهد میانگین رشد قیمت مسکن در طول سال ۱۴۰۲ حدود ۲۲ درصد بوده است. پس از رشد بالای قیمت مسکن در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۱، حباب قیمتی به این بازار هم سرایت کرد. سال ۱۴۰۲ اما نوبت تخلیه این حباب بود تا جایی که تورم ماهانه مسکن در ۵ ماه از سال، منفی شد که نشان دهنده کاهش قیمت و تخلیه حباب در این ماه‌ها بود. با تخلیه حباب قیمتی، در نهایت این بازار هم نتوانست بازدهی بالایی نصیب سرمایه گذاران خود کند.

    بورس در سال ۱۴۰۲ همچنان متاثر از فضای نااطمینانی حاصل از سقوط سال ۹۹ بود. در حالی که شاخص بورس در آخرین روز سال ۱۴۰۱ به رقم یک میلیون و ۹۶۰ هزار و ۴۵۷ واحد رسیده بود، در آخرین روز سال ۱۴۰۲ به ۲ میلیون و ۱۹۵ هزار و ۹۲ واحد رسید. این وضعیت باعث شد میانگین بازدهی بورس در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۲ درصد محدود شود.

    سپرده بانکی در فضای سرمایه گذاری همواره به عنوان سرمایه گذاری امن از آن یاد می‌شود. از همین رو، بسیاری از سرمایه گذارانی که قصد سرمایه گذاری امن و بدون دردسر دارند، سرمایه‌های خود را به این بازار منتقل می‌کنند. زمستان سال ۱۴۰۱ و در روزهای نخست ریاست محمدرضا فرزین در بانک مرکزی بود که وی اقدام به افزایش نرخ سود سپرده‌های بانکی از ۱۸ درصد به ۲۳ درصد کرد. افزایش نرخ سود سپرده‌های بانکی همزمان با حبابی شدن قیمت‌ها در بازارهای مختلف، باعث منتقل شدن بخشی از سرمایه‌ها به شبکه بانکی شد.

    پیچیده شدن تصمیم سرمایه گذاری در ۱۴۰۳ با وجود اوراق گواهی ۳۰ درصدی

    انتشار اوراق گواهی ۳۰ درصدی در اسفند ماه ۱۴۰۲ از سوی بانک مرکزی، هدف جدیدی بود که بسیاری از افراد را نسبت به سرمایه گذاری در دارایی‌های پرریسک دچار تردید کرد. بانک مرکزی پس از انتشار این اوراق اعلام کرد این سیاست در سال ۱۴۰۳ هم اجرا خواهد شد. این موضع بانک مرکزی، به معنای افزایش ریسک سرمایه گذاری در بازارهای مختلف است؛ چراکه طبق اصول رایج علم اقتصاد، با افزایش نرخ سود سیاستی، احتمال اینکه بازارهای دیگر بازدهی بالاتری از نرخ سود جدید داشته باشند، کمتر شده و در نتیجه ریسک سرمایه گذاری در آنها افزایش یافته و بدین ترتیب جذابیت سرمایه گذاری در بازارهای دیگر کمتر می‌شود. تجربه افت قیمت طلا و ارز پس از انتشار اوراق گواهی ۳۰ درصدی، به وضوح کاهش جذابیت و خروج سرمایه از این بازارها به سمت اوراق گواهی را نشان داد. در مجموع به نظر می‌رسد سرمایه گذاری در سال ۱۴۰۳ با وجود قطعی بودن انتشار اوراق گواهی با نرخ سود جذاب ۳۰ درصدی، به مراتب سخت تر و پیچیده تر از سال ۱۴۰۲ باشد.

  • خط و نشان بانک مرکزی برای بانک ها

    خط و نشان بانک مرکزی برای بانک ها

    به گزارش اقتصادران، محمد پور معاون نظارت این بانک پیرو اخطار بانک مرکزی مورخ ۳ اسفند ماه سال جاری خطاب به بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی در خصوص لزوم رعایت دقیق نرخ سود سپرده‌ها وفق مصوبه شورای پول و اعتبار، تصریح کرد: با توجه به نتایج بازرسی‌های انجام شده در شبکه بانکی کشور، مشخص شد همچنان ۶ بانک، بیشترین تخلفات را در زمینه رعایت نرخ‌های سود سپرده‌ها داشته‌اند.

    وی افزود: گزارش مدیریت کل نظارت بر بانک‌ها و مؤسسات اعتباری بانک مرکزی در خصوص نقض نرخ‌های سود سپرده‌ها در ۶ بانک، در جلسات کمیسیون احراز و لغو تاییدیه صلاحیت حرفه‌ای مدیران مؤسسات اعتباری با حضور مدیران عامل و عضو هیأت مدیره ذی‌ربط بررسی شد که پس از بحث و بررسی و استماع توضیحات ایشان و تذکر جدی و اتمام حجت با ایشان در این خصوص مقرر شد:

    معاون نظارت بانک مرکزی خاطرنشان کرد: بانک‌های مورد بررسی موظف شدند موارد عدم رعایت نرخ سود و نرخ شکست سپرده‌ها و سایر ضوابط مطروح در بخشنامه شماره ۲۰۸۳۷۳‏/۰۱ مورخ ۱۰/‏۱۱/‏۱۴۰۱‬ را ظرف دو هفته اصلاح و نتیجه رفع تخلفات مزبور را به همراه مستندات در فاصله زمانی مذکور به بانک مرکزی ارسال کنند.

    وی گفت: همچنین بانک‌های مورد بررسی موظف شدند اقدامات اصلاحی لازم در خصوص ضوابط انتشار گواهی سپرده سرمایه گذاری خاص موضوع نامه ۲۷۶۱۸۰‏/۰۲ مورخ ۱۰/‏۱۱/‏۱۴۰۲‬ را طی دو هفته انجام و نتیجه را به همراه مستندات در فاصله زمانی مذکور به بانک مرکزی ارسال کنند.

    محمد پور افزود: بانک‌های مورد بررسی موظف شدند ساز و کار مناسب برای ارتقای نظامات کنترل داخلی به منظور پیشگیری از وقوع تخلفات در بانک‌های مذکور تعبیه نمایند و نتیجه را طی یک ماه آینده از تاریخ این صورتجلسه به بانک مرکزی اعلام کنند.

    وی گفت: بانک‌های مورد بررسی موظف شدند اقدام لازم جهت انجام بازرسی‌های موردنیاز در خصوص رعایت مفاد بخشنامه‌های بانک مرکزی با موضوع رعایت نرخ سود سپرده‌ها را اتخاذ نموده و نتیجه پس از تأیید در هیأت‌مدیره محترم آن بانک‌ها برای بانک مرکزی ارسال شود.

    معاون نظارت بانک مرکزی در خاتمه تاکید کرد: در صورت عدم اقدام مؤثر به شرح فوق، در خصوص تمدید صلاحیت حرفه‌ای اعضا هیأت مدیره بانک‌های مذکور تصمیم‌گیری خواهد شد.