برچسب: سلامت روان

  • پای لنگ بیمه‌ها در پوشش خدمات سلامت روان

    پای لنگ بیمه‌ها در پوشش خدمات سلامت روان

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر آگاهی عمومی نسبت به اهمیت سلامت روان در کشور افزایش یافته است و تابوی مراجعه به روانشناس، اگر نگوییم کاملاً فرو ریخته، بی‌شک تا حد زیادی از بین رفته و واژه “تراپی” این روزها بیش از آن‌که مفهومی منفی در برداشته باشد، به نوعی ارزش بین افراد نسل جوان تبدیل شده است. این جهش فرهنگی از سویی بسیار ارزشمند و نویدبخش جامعه‌ای سالم‌تر از منظر سلامت روان است اما این موج مثبت، اکنون با چالشی جدی روبه‌روست و آن هم، افزایش سالانه تعرفه‌های خدمات روانشناسی در شرایطی است که بیمه‌ها هنوز به‌طور کامل به میدان نیامده‌اند.

    طبق اعلام وزارت بهداشت، حدود ۲۵ درصد از مردم کشور به نوعی از یک اختلال روانی مبتلا هستند که این آمار، نشان‌دهنده اهمیت حیاتی مداخلات روانشناختی به‌موقع و مستمر است. افسردگی و اختلالات اضطرابی، شایع‌ترین این مشکلات هستند؛ اختلالاتی که به راحتی با مداخلات روانشناختی، درمان‌پذیری بسیار بالایی دارند و می‌توان با هزینه‌ای منطقی، از تبعات گسترده فردی و اجتماعی آن‌ها پیشگیری کرد.

    یکساعت مشاوره روانشناسی بیش از یک میلیون تومان هزینه دارد!

    بر اساس آخرین تعرفه‌های تصویب شده از سوی دولت، هزینه هر جلسه خدمات روانشناسی و مشاوره ۴۵ دقیقه‌ای در مراکز دولتی بین ۲۹۶ هزار تا ۴۰۳ هزار تومان و در بخش خصوصی از ۷۶۴ هزار تا یک میلیون و ۸۰ هزار تومان اعلام شده است.

    مبالغی که این خدمات را برای دهک‌های پایین تا متوسط جامعه، به خدمتی لوکس و گران‌قیمت و تقریباً دست‌نیافتنی تبدیل کرده است.

    در عین حال که پرداخت این مبالغ برای بسیاری از مردم دشوار است، بسیاری از روانشناسان به ویژه در بخش خصوصی می‌گویند حتی همین تعرفه‌ها نیز کفاف اداره کلینیک‌های روانشناسی را نمی‌دهد، تناقضی که خلا نبود پوشش بیمه‌ای این خدمات را بیش از پیش آشکار می‌کند. درواقع این نرخ‌ها اگرچه در ظاهر قابل توجه‌اند، اما در مقایسه با هزینه‌های سنگین درمان اختلالات پیشرفته‌تر یا عوارض اجتماعی آن‌ها، سرمایه‌گذاری مقرون‌به‌صرفه‌ای محسوب می‌شوند و نکته کلیدی اینجاست که بخش عمده‌ای از این هزینه‌ها در صورت ورود مؤثر بیمه‌ها، قابل مدیریت و کاهش است.

    در میان بیمه‌های پایه، سازمان بیمه سلامت سال گذشته اعلام کرد که خدماتی مانند روان درمانی فردی، خانواده درمانی، گروه درمانی و خدمت مشاوره را تحت پوشش قرار داده است اما نگاهی به سهم سازمان از این تعرفه‌ها نشان می‌دهد که پوشش بیمه‌ای برای خدمات سلامت روان هنوز در ابتدای راه و نیازمند توسعه و تقویت جدی است و سهم پوشش بیمه‌ای از هزینه‌های قابل توجه روانشناسی برای مردم، بسیار ناچیز و محدود است.

    درتاج، رئیس انجمن روانشناسی تربیتی در این باره به تسنیم می‌گوید: “پوشش‌های بیمه‌ای فعلی، محدود و عمدتاً معطوف به برخی از گرایش‌های تخصصی روانشناسی است و هنوز چتر حمایتی فراگیری برای تمامی گرایش‌ها و نیازهای مردم شکل نگرفته است. در عین حال بسیاری از این خدمات در مراکز خصوصی ارائه می‌شود که نیازمند پوشش بیمه‌ای است.”

    آمارها از کمبود روانشناس نسبت به جمعیت کشور

    وی همچنین با اشاره به تعداد روانشناسان موجود در کشور نیز گفت: ” ۸۴ هزار نفر روانشناس عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند که تنها حدود ۴۰ هزار نفر از این افراد، پروانه صلاحیت و فعالیت دارند، این امر نشان می‌دهد تعداد روانشناسان نسبت به جمعیت کشور کم است در حالی که معضلات و تغییرات اجتماعی مختلفی طی سالیان اخیر رخ داده و اختلالات روانشناختی در جوامع وجود دارد و در عین حال برای بسیاری از امور از جمله تشکیل خانواده و تربیت فرزندان نیز نیاز به مشاوره است.”

    همچنین علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت نیز درباره نیاز جامعه به خدمات روانشناسی گفته است: ” هم‌اکنون حدود ۳۵۰۰ کارشناس سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت و مراکز سلامت روانی، اجتماعی جامعه نگر (سراج) مشغول به کار هستند و نقش کلیدی در شناسایی، مداخله و پیگیری مشکلات سلامت روان در سطح نخست ارائه خدمات را دارند اما برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا تعداد روانشناسان فعال در نظام سلامت را به گونه ای افزایش دهیم که برای هر ۲۰ هزار نفر ایرانی، حداقل یک کارشناس سلامت روان در شبکه بهداشتی، درمانی در دسترس باشد و تعداد مراکز سراج از ۱۰۶ مرکز به ۳۰۰ مرکز در سراسر کشور افزایش یابد تا عدالت را در دستیابی به خدمات سلامت روان افزایش دهیم.”

    آمارها و اظهاراتی که نشان می‌دهد حتی ارائه خدمات در بخش دولتی نیز با شرایط مطلوب، فاصله قابل توجهی دارد.

    البته مشکلات در بازار خدمات روانشناسی به سقف تعرفه‌ها و کمبود روانشناسان محدود نمی‌شود. برخی از مراکز مشاوره در بخش خصوصی، تعرفه‌های مصوب را رعایت نکرده و مبالغی بسیار فراتر از نرخ‌های اعلام‌شده از مراجعان دریافت می‌کنند. در سوی دیگر میدان، مراکزی که به تعرفه‌های قانونی پایبند می‌مانند نیز عملاً رابطه‌ای با نظام بیمه‌ای ندارند. اغلب آن‌ها قراردادی با بیمه‌های پایه یا تکمیلی منعقد نکرده‌اند و تنها خدمتی که در خوش‌بینانه‌ترین حالت ارائه می‌شود، صدور فاکتور برای ارائه به بیمه‌های تکمیلی است؛ آن هم با این شرط که مراجعه‌کننده ابتدا تمام هزینه را از جیب خود بپردازد و بعد در انتظار بازپرداخت بخشی از آن از سوی بیمه تکمیلی بماند. سازوکاری که بسیاری از بیماران، به‌ویژه قشرهای کم‌درآمد را پیش از شروع درمان از مسیر خارج می‌کند.

    آن‌چه به نظر ضروری می‌رسد، گسترش چتر حمایتی بیمه‌ها از خدمات سلامت روان است، چرا که تداوم این وضعیت نه‌تنها بار اختلالات روانی درمان‌نشده را بر دوش جامعه سنگین‌تر خواهد کرد، بلکه هزینه‌های سنگینی را نیز به مردم و نظام سلامت وارد می‌کند.

  • آمار نگران کننده از افزایش اختلالات روانی در جامعه / از هر ۴ ایرانی، یک نفر به اختلالات روانپزشکی مبتلاست / دو سوم بیماران از خدمات درمانی محروم‌اند

    آمار نگران کننده از افزایش اختلالات روانی در جامعه / از هر ۴ ایرانی، یک نفر به اختلالات روانپزشکی مبتلاست / دو سوم بیماران از خدمات درمانی محروم‌اند

    به گزارش اقتصادران، شیوع اختلالات روانپزشکی در ایران به ۲۵ درصد رسیده و افسردگی شایع‌ترین بیماری روانی کشور است. با وجود گسترش خدمات، باورهای غلط و انگ اجتماعی مانع بهره‌مندی بسیاری از بیماران از درمان شده‌اند.

    به گزارش ایران، این آمار به نسبت پیمایشی که ۱۰ سال پیش از آن (۱۳۹۰) انجام شده بود، نشان‌دهنده شیوع نسبتاً بالای این اختلالات در کشور است. در سال ۱۴۰۰ حدود ۱۰ درصد از بازه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال مورد پیمایش، به طور همزمان به بیش از یک اختلال روانپزشکی مبتلا بودند. با این اوصاف باید نسبت به استفاده از خدمات درمانی سلامت روان در جامعه انگ‎زدایی شود. البته طی چند سال گذشته اقداماتی انجام شده، اما کافی نیست. به گفته متخصصان، تقریباً از هر سه نفر بیمار با مشکلات روانپزشکی، یک نفر از خدمات درمانی استفاده می‎کند.

    پیمایش ملی سلامت روان با روش‎ها و ابزار مشابه در سال‎های۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ در کشور انجام شده است. یعنی ۱۰ سال میان هر دو مطالعه فاصله داریم به همین دلیل تفاوت‌های این دو پیمایش کاملاً قابل اتکاست.

    آفرین رحیمی‌موقر، رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس کمیته تخصصی وابستگی به مواد سازمان جهانی بهداشت با اشاره به این موضوع می‎گوید: «براساس داده‌های کشوری، تقریباً از هر سه نفر بیمار با مشکلات روانپزشکی، یک نفر از خدمات نظام بهداشتی درمانی برای درمان مشکلاتش بهره می‎برد و دو سوم استفاده نمی‎کنند. یکی از اهداف مطالعه ما این بود که بدانیم چه موانعی وجود دارد که باعث می‎شود افرادی که احساس نیاز به استفاده از خدمات روانپزشکی دارند در نهایت این بهره‌مندی حاصل نمی‎شود. حالا این بخش را کنار۴۰ درصد از افرادی بگذارید که بیمار هستند و حتی خودشان هم احساس نیاز به استفاده از خدمات روانپزشکی ندارند.»

    رحیمی‌موقر با اشاره به کوچک‌پنداری علائم بیماری‌های مربوط به روان از طرف مردم توضیح می‎دهد: «درصد قابل‌توجهی از افرادی که مشکلات روانپزشکی دارند، برای دریافت خدمات مراجعه نمی‎کنند. برخی براساس باور‌های نگرشی خود یا خانواده، تصمیم می‎گیرند پیش روانپزشک بروند یا نه. حتی گاهی خانواده‎ها جلوی رفتن فرد را می‎گیرند و می‎گویند: «حالت‎های تو تنبلی است، نه افسردگی و بیمار نیستی.»

    این‌عدم همکاری فرد دارای اختلال، بیشتر مواقع به این شکل تلقی می‎شود. فردی که دچار اختلال روانپزشکی است، بر این باور است که مسأله مهمی نیست و خودش می‎تواند مشکلش را حل کند. این حالت را کوچک‌پنداری علائم روانپزشکی می‎گویند. برخلاف علائم جسمی که افراد با مراجعه به پزشک به دنبال راه درمان هستند، در حیطه روانپزشکی این‌طور نیست. یعنی فرد اصلاً نشانه‌ها را تشخیص نمی‎دهد. فرد تشخیص نمی‎دهد اگر غمگین است، پس مشکل دارد و می‎تواند از فردی که تخصص دارد کمک بگیرد و علت غمگین بودنش را جویا شود و به دنبال راه‎های درمانی برود.»

    برخی هم بر این باور هستند، آنقدر مشکلاتشان عمیق و پیچیده است که راه‌حلی برای آن وجود ندارد. رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در این‎باره می‎گوید: «این افراد اغلب نمی‎توانند مشکلاتشان را تشخیص بدهند که حالت‎هایشان نوعی بیماری ا‎ست. فرد بر این باور است که این علائم هیچ ارتباطی به سلامتش ندارد و بخشی از مشکلات زندگی محسوب می‎شود. به عنوان مثال، محیط کاری‌اش دردسرساز است، بدهی دارد، از زندگی خانوادگی‌اش رضایت کافی ندارد. این موارد می‌تواند عاملی برای ایجاد بیماری باشد. اما خود بیماری چیز دیگری است که همراه با همه مشکلات می‎تواند وجود داشته باشد. متأسفانه نکته مهم این است که ۸۵ درصد افراد این نگرش را برای استفاده از خدمات روانپزشکی دارند.»

    به گفته او، گاهی افراد فکر می‎کنند اگر به پزشک مراجعه کنند، دارو تجویز می‎کند و این دارو‌ها وابستگی می‎آورد. تمام این باور‌ها نادرست است، چون بیشتر دارو‌های روانپزشکی اعتیادآور نیستند و کلاً خاصیت اعتیادآوری ندارند؛ بنابراین آموزش‌هایی که در جامعه طراحی و ارائه می‎شود، اهمیت بسیاری در ایجاد آگاهی جامعه از مباحث روانشناسی دارند. این آگاهی‎ها باید در خصوص علائم بیماری‌ها و اختلالات روانپزشکی باشد. اینکه با مشاهده چه علائمی افراد احساس خطر کنند و به پزشک متخصص برای دریافت درمان لازم مراجعه کنند.

    آمار جهانی افسردگی ۷ درصد است

    رحیمی‌موقر با اشاره به پیمایش ملی سلامت روان درباره دو عاملی که باعث افزایش اختلالات روانپزشکی می‎شود، می‎گوید: «شایع‎ترین اختلالات میان مردم، اختلالات خلقی است. میان اختلالات خلقی هم شایع‎ترین اختلال مربوط به افسردگی است. به زبان ساده، افسردگی شایع‌ترین بیماری روانپزشکی کشور محسوب می‎شود. آمار جهانی افسردگی حدود ۷ درصد است، اما در کشور ما تقریباً حدود ۱۳ درصد جامعه به افسردگی مبتلا هستند و این آمار به نسبت آمار جهانی در سطح بالایی قرار گرفته است.

    عمده تغییر شیوع اختلال روانپزشکی در مردان طی یک دهه گذشته که افزایشی هم بوده، مربوط به اختلالات افسردگی است. ممکن است این روند افزایشی به دلیل بار بیشتری از مشکلات زندگی باشد که بیشتر مردان به دوش می‎کشند. البته اثبات این موضوع به مطالعات جداگانه نیاز دارد. دلیل دیگر این روند افزایشی، مصرف الکل یا به زبان ساده اعتیاد به الکل است.»

    افزایش خدمات سلامت روان در خانه‌های بهداشت

    رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره نقش دانشگاه در افزایش سواد سلامت مردم می‎گوید: «طی دو دهه گذشته در مجموعه برنامه‌های وزارت بهداشت این مسأله پررنگ دیده شده است. یکی از دستاورد‌های مهم کشور در برنامه نظام بهداشت درمانی اولیه، یعنی از راه‌اندازی خانه بهداشت در روستا‌ها و شهر‌ها گرفته تا سطوح بالاتر، ارائه خدمت سلامت روان و امکان تشخیص و درمان بموقع بوده است.

    یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش استفاده از خدمات روانپزشکی مربوط به همین موضوع است، یعنی ارائه خدمات سلامت روان در خانه‌های بهداشت. اما همچنان جای کار بسیاری دارد. البته درک نکردن اختلالات روانی در جامعه و میان مردم، منحصر به کشور ما نیست، بلکه موضوعی جهانی است و با تلاش جهانی هم در حال گسترش است. مثلاً بخش سلامت روان سازمان جهانی بهداشت در راستای ارتقای سلامت روان جامعه، روز و هفته سلامت روان تعریف کرده و برنامه‌های مفصلی برای آن تدارک دیده است. در کشور ما هم برنامه‌های متعددی برای بحث سلامت روان انجام می‎شود که توضیح آن با وزارت بهداشت است.»

    شکل‌گیری کارگروه سلامت روانی اجتماعی

    ارزیابی سلامت روان جامعه و شناخت وضعیت شیوع اختلالات روانپزشکی در سطح کشور، از جمله اطلاعات بنیادین و ضروری برای تدوین سیاست‎های سلامت، برنامه‌ریزی‎های کلان و همچنین سنجش اثربخشی مداخلات پیشین به شمار می‎رود. طبق اسناد بالادستی و دائمی، وزارت بهداشت متولی سلامت جسمی و روانی جامعه است.

    در حال حاضر برنامه‎‌های مختلفی برای این هم‎افزایی وجود دارد. از جمله شکل‌گیری کارگروه سلامت روانی و اجتماعی در ساختار شورای عالی سلامت و امنیت غذایی. اولین جلسه هم بعد از بحران جنگ تحمیلی ۱۲روزه اخیر به ریاست معاون بهداشت وزیر بهداشت تشکیل شد و نهاد‌های مختلف، نمایندگان‎شان را معرفی کردند. حدود ۲۰ نهاد مختلف و همچنین انجمن‎های علمی که در بحث سلامت اجتماعی جامعه مؤثر هستند و اقداماتشان منجر به بهبود سلامت روانی اجتماعی یا سوء‌اقدامات آنها باعث آسیب می‌شود در این کارگروه دعوت شدند. البته درباره موضوعات خاص هم به شکل مجزا جلسات متعددی با سایر نهاد‌ها داشتیم.»

    کمبود تخت‎های روانپزشکی

    از نظر تقسیمات وزارت بهداشت، موضوع تخت‎های بیمارستانی زیر مجموعه معاونت درمان است. اما این موضوع در بخش مدیریت مشکلات سلامت روان تأثیر دارد.

    شالبافان در مورد کمبود تخت‎های بیمارستانی در بحث سلامت روان توضیح می‎دهد: «بخش ما نظرات کارشناسی را به همکاران ارائه می‎کند. براساس آخرین آماری که دریافت کردیم، حدود ۱۱ هزار تخت بیمارستانی در حوزه روانپزشکی داریم، اما این تعداد به نسبت سایر کشور‌های توسعه‌یافته به وضوح کم است و براساس بعد جمعیتی ایران، باید چندین هزار تخت روانپزشکی به حوزه درمان اضافه شود.»

    او با اشاره به رویکرد دنیا برای افزایش تخت‎های روانپزشکی می‎گوید: «از سال‎ها پیش رویکردی شکل گرفته که اگر می‎خواهند تخت‎های روانپزشکی را افزایش دهند، این اقدام نه در بیمارستان‎های روانپزشکی بلکه در بیمارستان‎های عمومی انجام شود. دلایل مختلفی هم پشت این ماجراست. معمولاً مشکلات روانپزشکی در ابعاد جسمی هم اثرگذار است و باید مشاوره‌های مختلف برای بیمار انجام شود. حتی برعکس این موضوع هم امکان دارد، گاهی نیاز می‎شود روانپزشکان در بخش‎های مختلف بیمارستانی به مشکلات روانی بیماران توجه کنند.»

    فعالیت ۱۰۲ مرکز سراج در ۳۰ استان کشور

    سرپرست دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به راهکار‌های دیگری که در این حوزه وجود دارد، می‎گوید: «راهکار دیگر، تأسیس مراکز سراج است. مراکز سلامت روانی و اجتماعی یا همان «سراج» براساس شواهد موجود، می‎توانند نیاز به تخت‎های روانپزشکی را در جمعیت عمومی تا حدی کاهش دهند. البته این کاهش بسیار ارزشمند است، چون تقریباً بیش از دو برابر سایر مکان‎هایی که چنین مراکز فعالی ندارند، اثرگذاری خود را ثابت کرده‌اند.

    با وجود اینکه تأسیس تخت در چنین شرایطی هزینه و زمان بسیاری صرف می‎کند، تأسیس مراکز سراج در اولویت وزارت بهداشت قرار دارد و اگر با هم‎افزایی به اولویت سایر نهاد‌ها تبدیل شود، می‎تواند باعث رفع نیاز‌ها به شکل میان‌مدت شود. در حال حاضر ۱۰۲ مرکز سراج در ۳۰ استان کشور ایجاد شده است و امیدواریم بتوانیم در برنامه یک تا دوساله این تعداد را به ۳۰۰ مرکز برسانیم.»

  • کولاک افسردگی در ایران؛ چرا بیماران برای درمان مراجعه نمی‌کنند؟

    کولاک افسردگی در ایران؛ چرا بیماران برای درمان مراجعه نمی‌کنند؟

    به گزارش اقتصادران، بیماری‌های روان‌پزشکی جزو سه دسته بیماری‌هایی هستند که بیشترین بار را به جامعه تحمیل می‌کنند و پیمایش‌های انجام شده در کشور طی سال‌های گذشته، از شیوع ۲۱ تا ۲۶ درصدی این بیماری‌ها حکایت دارد؛ این در شرایطی است که متخصصان همواره از انگ اجتماعی این اختلالات و کمبود تخت‌های روان و… گلایه دارند.

    انگ اجتماعی یا استیگما، از جمله مشکلات بیماران روانپزشکی است؛ مشکلی که البته جهانی است و فقط به جامعه ایران محدود نمی‌شود. بر همین اساس هم جنبه‌های فرهنگی مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب مراجعه دیرهنگام بیماران برای دریافت خدمات درمانی و نهایتا پیچیده و مزمن شدن بیماری می‌شود؛ در چنین شرایطی است که درمان سخت‌تر شده و بار بیشتری نیز بر بیمار و نظام سلامت تحمیل می‌شود.

    «بیمارستان روزبه» که بیش از ۸۰ سال قدمت دارد، یکی از مراکز درمانی مهم ایران در ارایه خدمات درمانی روانپزشکی است؛ بیمارستانی که سرگذشت و داستان زندگی افراد بسیاری را شاهد بوده و یکی از برجسته‌ترین مراکز درمانی در حوزه اعصاب و روان‌پزشکی در ایران و خاورمیانه است که در شهر تهران واقع شده و تمرکزی ویژه بر ارائه خدمات تخصصی و پیشرفته در تشخیص، درمان و مراقبت از اختلالات روانی و عصبی دارد.

    امیرحسین جعفری – رییس بیمارستان روزبه، ضمن اشاره به وضعیت فعلی بار بیماری‌های روانپزشکی و همچنین درمان‌های تخصصی این بیماری‌ها در کشور، در عین حال بر ضرورت اجرای برخی سیاست‌های درمانی مدیکال در حوزه روانپزشکی نیز تاکید دارد و معتقد است که حوزه سلامت روان با عقب‌افتادگی بسیاری مواجه است و برای حل این عقب‌افتادگی به عزم ملی نیاز داریم و بر همین اساس هم از مسئولان و سازمان‌های مردم نهاد می‌خواهد که به این موضوع توجه کنند و مشکلات حوزه سلامت روان را به رسمیت بشناسند.

    گفت‌وگوی تفصیلی با دکتر امیرحسین جعفری – رییس بیمارستان روزبه، درباره خدمات تخصصی و پیشرفته در حوزه اعصاب و روانپزشکی و همچنین چالش‌ها و مشکلات این حوزه را در پی می‌خوانید:

    بیمارستانی با بیش از ۸۰ سال خدمت در حوزه سلامت روان

    دکتر امیرحسین جعفری_رئیس بیمارستان روزبه، با بیان اینکه «بیمارستان روزبه» بیشتر از ۸۰ سال قدمت دارد، اظهار کرد: قدمت بیمارستان روزبه تا حدودی با آغاز ارائه خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور مصادف است. پیش از ارائه خدمات نوین روان‌پزشکی، صرفا خدماتی از نوع نگهداری از بیماران مبتلا به اختلالات روان ارائه می‌شد. به عبارت دیگر، مراکزی برای نگهداری از بیماران مبتلا به اختلالات روان در کشور به ویژه در اواخر دوره قاجار ایجاد شد. جامعه در آن بازه زمانی بر این باور بود، بهتر است بیماران مبتلا به اختلالات روان از جامعه جدا شوند.

    تغییر رویکرد مواجهه با بیماران روان‌پزشکی در گذر زمان

    طردشدگی بیماران روان‌پزشکی در جامعه

    این روان‌پزشک با بیان اینکه بیماران راون‌پزشکی از جامعه طردشده بودند، گفت: دیدگاه‌ها به بیماران روان‌پزشکی سبب طردشدگی این بیماران از جامعه شده بود. نه تنها دیدگاه‌ها نسبت به بیماران روان‌پزشکی سبب جدا افتادن این گروه بیماران از جامعه می‌شد، بلکه این افراد به صورت فیزیکی نیز از جامعه جدا شده بودند.

    پایه‌گذاری روان‌پزشکی نوین در ایران طی دهه‌های ۲۰ و ۳۰

    وی درباره پایه‌گذاری روان‌پزشکی نوین در ایران توضیح داد: اساتید گرانقدری مانند مرحوم دکتر غلامرضا میرسپاسی و مرحوم دکتر حسین رضاعی، روان‌پزشکی نوین را در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ در ایران پایه‌گذاری کردند. پس از شکل‌گیری خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور، رویکرد مواجهه با بیماران روان‌پزشکی تغییر کرده و درمان این گروه بیماران در کانون توجه قرار گرفت. با تلاش‌های مستمر جامعه روانپزشکی، پیشرفت‌های خوبی طی حیات ۸۰ساله خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور به دست آمده است.

    تاسیس نخستین بخش مراقبت از بیماران روان‌پزشکی در بیمارستان سینا

    این روان‌پزشک درباره ایجاد نخستین مرکز درمانی روان‌پزشکی در ایران گفت: پیش از تاسیس بیمارستان روزبه، بخش مراقبت از بیماران روان‌پزشکی در بیمارستان سینا ایجاد شد و همچنین یک بخش نگهداری از این گروه از بیماران برای مدت کوتاهی در بیمارستان امام خمینی (ره) ایجاد شد. بخش نگهداری از بیماران روان‌پزشکی روزبه در دهه ۱۳۳۰ تاسیس شد و در گذر زمان به تدریج توسعه یافته است.

    ۱۵۰ تا ۲۰۰ مراجعه روزانه به بیمارستان روزبه

    جعفری ادامه داد: در حال حاضر، بیمارستان روزبه حدود ۲۲۰ تخت ظرفیت دارد و خدمات تخصصی، فوق‌تخصصی و سرپایی متنوعی را ارائه می‌دهد. بیمارستان روزبه به واسطه قدمت بیش از ۸۰ساله خود در بسیاری از حیطه‌های درمان روانپزشکی پیشتاز است.

    وی با بیان اینکه عمده مراجعه‌کنندگان به این مرکز درمانی خدمات سرپایی دریافت می‌کنند، توضیح داد: حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ به صورت روزانه از خدمات بیمارستان روان‌پزشکی روزبه بهره می‌گیرند. همچنین شدت علائم روان‌پزشکی برخی مراجعه‌کنندگان به بیمارستان روان‌پزشکی روزبه به نحوی است که در این مرکز درمانی بستری می‌شود.

    شایع‌ترین بیماری‌های روان‌پزشکی در میان ایرانیان

    مشاوره؛ بخش کوچکی از خدمات روان‌درمانی

    جعفری با بیان اینکه خدمات «دارو درمانی» و «روان‌درمانی» به بیماران ارائه می‌شود، تصریح کرد: منظور از روان‌درمانی، درمان‌هایی است که مبتنی بر دارو نیستند و درمان بیماران با انواع مختلف روش‌های روان‌درمانی انجام می‌شود. روان‌درمانی در جامعه به اصطلاح «مشاوره» شناخته می‌شود ولی این در حالی است که مشاوره بخش کوچکی از خدمات روان‌درمانی را تشکیل می‌دهد و بخش متراکم‌تر برای خدمات متنوع روان‌درمانی است.

    بار سنگین برخی بیماری‌های روان‌پزشکی بر جامعه و خانواده‌ها

    وی با بیان اینکه برخی بیماری‌های روان‌پزشکی شیوع کمتری دارند، اظهار کرد: اگرچه شیوع برخی بیماری‌های روان‌پزشکی در جامعه نسبت به بیماری‌های شایع روان‌پزشکی مانند «افسردگی» کمتر است، اما بار بیشتری بر خانواده‌ها و جامعه تحمیل می‌کنند؛ به طور مثال، «دمانس» و «آلزایمر» در سنین بالاتر اتفاق می‌افتند. متخصصان مغز و اعصاب، خدمات مربوط به این گروه از بیماران را ارائه می‌دهند.

    جعفری گفت: همچنین ارائه خدمات به بیماران مبتلا به «اختلالات جنسی» و «اعتیاد» از دیگر خدمات بیمارستان روزبه است. همچنین بخش‌های بستری متنوعی در بخش بستری وجود دارد و بیمارستان روزبه، یکی از مراکز درمانی است که خدمات روان‌پزشکی به کودکان و نوجوانان ارائه می‌دهد. ارائه خدمات به بیماران «ننوروسایکیاتری» (روان‌پزشکی عصبی) از دیگر خدمات این مرکز درمانی است. همچنین اولین اورژانس روان‌پزشکی در بیمارستان روزبه راه اندازی شده است. ارائه خدمات به سالمندان به صورت سرپایی و بستری از دیگر خدمات این بیمارستان است. خدمات پس از ترخیص بیماران نیز از دیگر خدماتی است که در این مرکز درمانی ارائه می‌شود.

    افسردگی؛ شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در میان ایرانیان

    رئیس بیمارستان روزبه درباره پیمایش‌های انجام شده در حوزه اختلالات روان در کشور گفت: چند پیمایش ملی در ارتباط با سلامت روان جامعه طی سال‌های گذشته در کشور انجام شده و نتایج این پیمایش‌ها تقریبا یافته‌های مشابهی را نشان داده است. نتایج این پیمایش‌ها بیانگر این است که شیوع بیماری‌های روان‌پزشکی در سطح کشور حدود ۲۱ تا ۲۶ درصد است و بیماری افسردگی شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در میان ایرانیان به حساب می‌آید.

    وی با بیان اینکه افسردگی شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در سطح جهان است، اظهار کرد: پس از افسردگی، بیماری‌های «اضطراب»، «وسواس»، «اختلالات جنسی» و «سایکوز» (روان‌پریشی) در درجات بعدی شایع‌ترین بیماری‌های روان‌پزشکی قرار دارند.

    ابتلای بیشتر زنان به افسردگی نسبت به مردان

    انگ‌زدن؛ چالشی جهانی برای بیماری‌های روان‌پزشکی

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه انگ‌زدن (استیگما) به بیماران روان‌پزشکی یک مشکل جهانی است، گفت: مشکل انگ‌زدن به بیماران روان‌پزشکی فقط به جامعه ایران محدود نمی‌شود و در تمام دنیا وجود دارد. انگ‌زنی و برچسب منفی چسباندن به بیماری‌های روان‌پزشکی سبب می‌شود که بیماران برای مراقبت و درمان بیماری خود اقدام نکنند.

    ما در بیمارستان روزبه با موارد متعددی به صورت روزانه مواجه می‌شویم که فرد با یک بیماری روان‌پزشکی سال‌ها دست‌وپنجه نرم کرده ولی برای درمان بیماری خود اقدام نکرده است. مراجعه نکردن برای درمان بیماری را نه در گذشته دور و نه در یک شهر دورافتاده بلکه در شهر تهران و برای سال‌های جاری است و به سال‌های دور مربوط نمی‌شود. بازهم تاکید می‌کنم، اقدام نکردن برای درمان بیماری در انگ‌زدن به بیماری‌های روان‌پزشکی ریشه دارد.

    عدم پیگیری درمان و بروز آثار فراوان

    او با بیان اینکه اقدام نکردن برای درمان بیماری‌های روان‌پزشکی با آثار فراوانی همراه است، تصریح کرد: اقدام نکردن برای درمان بیماری روان‌پزشکی در وهله نخست فرد را متاثر می‌کند و عملکرد تحصیلی، شغلی و ارتباطی وی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین در وهله دوم خانواده و جامعه پیرامونی فرد را تحت تاثیر می‌گذارد و در مرحله آخر نیز نظام سلامت کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به طور قطع، هنگامی که یک بیماری پیچیده و مزمن می‌شود، درمان سخت‌تری دارد و بار بیشتری بر نظام سلامت تحمیل می‌کند.

    نقش مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی

    وی با بیان اینکه مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی بسیار نقش دارند، گفت: جنبه‌های فرهنگی مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب مراجعه دیگرهنگام بیماران برای دریافت خدمات درمانی می‌شود. به طور مثال، برچسب‌زنی‌ها یکی از مسائلی است که بیماران روان‌پزشکی با آن مواجه هستند و آن را احساس می‌کنند.

    سندرمی به نام افسردگی

    وی با بیان اینکه افسردگی یک سندرم است، توضیح داد: افسردگی با «غم و اندوه» و «سوگ» متفاوت است. تمام انسان‌ها، غم و اندوه را طی حیات خود تجربه می‌کنند و اگر این چنین شرایطی را تجربه نکنند، غیرطبیعی است. سوگ، انتظار نرمالی است که افراد به هنگام از دست دادن یکی از عزیزان خود تجربه می‌کنند و با «اشکال در سازگاری» تفاوت دارد. افسردگی، یک سندرم و مجموعه‌ای از علائم است و بر روحیه، خواب، اشتها، انگیزه و حیطه‌های مختلف روان افراد اثر می‌گذارد. سندرم افسردگی، یک بیماری است و مانند سایر بیماری‌ها قابلیت تشخیص دارد. خوشبختانه، درمان افسردگی در اغلب موارد سخت نیست.

    مواجهه متفاوت مردم با بیماری‌های روان‌پزشکی

    وی ادامه داد: به طور مثال، خانواده فرد مبتلا به افسردگی به او می‌گویند که او باید خودش به خودش کمک کند و کاری از دست دیگران ساخته نیست. همچنین برخی بر این باور هستند که روان‌پزشک نمی‌تواند به بیمار کمک کند و دارو‌ها نیز با عوارض بسیاری همراه است. تمام این موارد، گزاره‌های غلطی هستند که در جامعه مطرح می‌شوند. متاسفانه، چنین گزاره‌های نادرستی همواره در جامعه به صورت سینه به سینه منتشر و مطرح می‌شود. همچنین این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به بیماری‌های روان‌پزشکی با اعلام بیماری خود به دیگران، طردشدگی از سوی اطرافیان خود را تجربه کنند. گزاره‌های غلط در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی جزو واقعیت‌های جامعه است و مسائل فرهنگی در آن بسیار نقش دارد.

    جعفری در ارتباط با مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی گفت: بازهم تاکید می‌کنم جنبه فرهنگی در مراجعه بیماران برای درمان بیماری‌ها، پیش‌آگهی و روند بهبودی بیماران تاثیر دارد. مسائل فرهنگی در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی ریشه فرهنگی دارد و ردپای مسائل فرهنگی را می‌توان در چگونگی خطاب‌شدن بیماران روان‌پزشکی در سطح جامعه مشاهده کرد.

    جای خالی آموزش بیماری‌های روان‌پزشکی در جامعه

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه با بیان اینکه آموزش لازم در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی به جامعه داده نشده، گفت: رسانه‌ها می‌توانند نقش اساسی در آموزش مسائل مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی داشته باشند. متاسفانه، جامعه بر این باور است افرادی که به بیماری‌های روان‌پزشکی مبتلا می‌شوند تا پایان عمر گرفتار بیماری‌هایی از این دست می‌شوند و این بیماری‌ها همراه همیشگی مبتلایان است. جامعه بر این باور است که مبتلایان به بیماری‌های روان‌پزشکی می‌بایست طرد شوند؛ یعنی اینکه فرد امکان اشتغال یا تشکیل خانواده ندارند که البته تصور بسیار اشتباهی است.

    باور‌های غلط درباره دارو‌های روان‌پزشکی

    وی با بیان اینکه دیدگاه‌های اشتباه فقط به مبتلایان بیماری‌های روان‌پزشکی محدود نمی‌شود، گفت: جامعه همچنین بر این باور است که دارو‌های روان‌پزشکی اعتیادآور هستند و سبب وابستگی می‌شوند. درحالیکه اغلب دارو‌های راون‌پزشکی سبب وابستگی نمی‌شوند و درصد بسیار کمی از دارو‌های روان‌پزشکی یعنی آن دسته از دارو‌هایی که با عنوان «آرام‌بخش» شناخته می‌شوند، ممکن است سبب ایجاد وابستگی شوند. دارو‌های «ضد اضطراب»، «ضد افسردگی»، «تنظیم‌کننده خلق» و بسیاری از دارو‌های روان‌پزشکی سبب عارضه وابستگی نمی‌شوند. بازهم تاکید می‌کنم، اعتیادآور بودن دارو‌های روان‌پزشکی، تصوری اشتباه است.

    بیماری‌های روان‌پزشکی مسری نیستند

    این روان‌پزشک درباره باور‌ها و دیدگاه‌های غلط درباره افسردگی خاطرنشان کرد: برخی بر این باور هستند که افسردگی یک بیماری مسری و واگیردار است و هرگونه تعامل با فرد مبتلا به افسردگی سبب ابتلا به این بیماری می‌شود. متاسفانه، تصور و دیدگاه‌های غلط در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب می‌شود که افراد مبتلا به بیماری‌های روان‌پزشکی برای درمان خود اقدام نکنند و تبعات اجتماعی ناشی از این موضوع برای خانواده‌ها و جامعه ایجاد شود.

    نقش عوامل اجتماعی در پدیده خودکشی

    جعفری در بخش دیگری از صحبت‌هایش به موضوع خودکشی اشاره کرد و با بیان اینکه «بیماری‌های روان‌پزشکی» و «وضعیت سلامت روان جامعه» مولفه‌هایی موثر در شیوع خودکشی هستند، گفت: علاوه بر سلامت روان جامعه، عوامل اجتماعی نیز در شیوع خودکشی نقش دارند. رابطه‌ای دوطرفه میان خودکشی و رسانه وجود دارد؛ اگر رسانه‌ها مواجهه درست و اصولی با موضوع خودکشی داشته باشند، می‌توانند سبب آگاهی‌بخشی و آموزش در ارتباط با خودکشی شوند و به کاهش میزان بیماری‌های روان و پیامد‌های ناشی از آن مانند خودکشی کمک کنند.

    چالش‌های سلامت روان در ایران؛ از شیوع ۲۶ درصدی تا انگ اجتماعی این بیماری‌ها

    رئیس بیمارستان روزبه ادامه داد: اگر مواجهه رسانه‌ها با بیماری‌های روان‌پزشکی، درست و اصولی نباشد، می‌تواند سبب افزایش خشونت و خودکشی شود. متاسفانه، با چالش مواجهه رسانه‌های غیررسمی، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها با موضوع خودکشی رو‌به‌رو هستیم؛ به نحوی که انتشار یک پیام نادرست در این شبکه‌های اجتماعی می‌تواند سبب افزایش میزان خودکشی در جامعه شود.

    وی افزود: مطالعات متعددی در سطح دنیا درباره مواجهه نادرست رسانه‌ها با خودکشی و تاثیر این مولفه بر افزایش خودکشی در سطح دنیا انجام شده و نتایج این پژوهش‌ها بیانگر این است که نگرش غلط رسانه‌ها چه رسمی و شبکه‌های اجتماعی بر بروز خودکشی در سطح جامعه اثر می‌گذارد.

    آگاهی از بروز خودکشی به معنی شیوع سونامی‌وار آن نیست

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه توضیح داد: بهبود و افزایش سطح دسترسی به رسانه‌ها سبب شده که مواجهه جامعه با موضوع خوددکشی نسبت به گذشته افزایش یابد. متاسفانه، همیشه میزانی از سطح خودکشی در جامعه داشته‌ایم اماکمتر از آن مطلع می‌شدیم، اما امروزه به واسطه حضور رسانه‌ها از این موضوع مطلع می‌شویم. آگاهی از بروز خودکشی در جامعه به این معنا نیست که با شیوع سونامی‌وار خودکشی مواجه هستیم. متاسفانه خودکشی در سطح کشور یک شیب ملایم دارد، اما بازهم تاکید می‌کنم که با سونامی و شیب شدید این مولفه اجتماعی مواجه نیستیم، اما باید در کانون توجه قرار گیرد.

    او با بیان اینکه آمار و ارقام خودکشی در کشور از میانگین جهانی کمتر است، تصریح کرد: سازمان پزشکی قانونی، مرجع رسمی اعلام آمار و ارقام خودکشی در کشور است و براساس اطلاعات منتشر شده این سازمان، میزان خودکشی منجر به فوت در ایران حدود ۷ در صدهزار است و این در حالی است که میانگین جهانی حدود ۱۳ تا ۱۵ در ۱۰۰هزار است. عوامل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی سبب شده که میزان خودکشی در ایران از میانگین جهانی کمتر باشد.

    نقش مهم آموزش در کاهش میزان خودکشی

    مشکلات سلامت روان در ۹۰ درصد افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند

    وی درباره مراجعه‌کنندگان به اورژانس‌های روان‌پزشکی توضیح داد: افراد به دلایل متعددی به اورژانس‌های روان‌پزشکی مانند اورژانس روان‌پزشکی بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند و افرادی با افکار خودکشی یا سابقه آسیب به خود در میان مراجعه‌کنندگان حضور دارند. بررسی‌ها بیانگر این است ۹۰ درصد افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، مشکلاتی در زمینه سلامت روان دارند ولی خوشبختانه، اغلب این مشکلات قابل درمان است. با توجه به اینکه اغلب مشکلات این افراد قابل درمان است، به اهتمام جدی فرد و خانواده‌ها نیاز دارد تا برای درمان اقدام کنند.

    خودکشی با انگ و برچسب منفی همراه است

    او با بیان اینکه خودکشی با انگ و برچسب منفی همراه است، گفت: افراد جامعه از به زبان آوردن کلمه «خودکشی» پرهیز می‌کنند. همچنین برخی از بیان اینکه یکی از افراد خانواده آنها خودکشی کرده خودداری می‌کنند و برخی از اینکه افکار خوددکشی دارند، خودداری می‌کنند. واقعیت‌های جامعه این چنین است و جنبه‌های فرهنگی مرتبط با آن باید حل شود.

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه افکار مردم جامعه باید اصلاح شود، گفت: مردم تصور می‌کنند هنگامی که یک فرد از خودکشی سخن می‌گوید، فقط به دنبال جلب توجه است که یک دیدگاه غلط به حساب می‌آید. افرادی که از خودکشی سخن می‌گویند، احساس درد روانی دارند و به این افراد می‌بایست توجه کرد. این افراد می‌بایست در کانون توجه قرار گیرند تا تالم و درد آنها کاهش یابد.

    وی ادامه داد: همچنین این تصور وجود دارد افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند، به طور قطع به زودی دست به چنین کاری می‌زنند و پیشگیری از وقوع آن امکانپذیر نیست که تصوری غلط است. افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، یک عامل زمینه‌ای منجر به عمل آنها شده است که در اکثر مواقع این اقدام در یک بیماری روان‌پزشکی ریشه دارد. اگر علت اقدام به خودکشی یک فرد تشخیص داده و درمان شود، از اقدام‌های احتمالی آینده همان فرد به شدت جلوگیری می‌کند. اگر خانواده‌ها و جامعه از چگونگی مواجهه با افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند آگاهی داشته باشند، در اقدام به خودکشی افراد بسیار اثرگذار خواهند بود.

    وضعیت دسترسی به دارو‌های روان‌پزشکی

    بیماری‌های روان‌پزشکی، بیماری‌های مزمن هستند

    این روان‌پزشک گفت: بیماری‌های روان‌پزشکی، بیماری‌های مزمن هستند و در طولانی‌مدت بر افراد اثر می‌گذارند و متوقف‌شدن روند عرضه دارو می‌تواند با مشکلات فراوانی همراه باشد. با توجه به اهمیت مصرف دارو برای بیماران روان‌پزشکی می‌بایست به این موضوع اشاره کرد که تامین دارو‌های روان‌پزشکی به صورت منظم و دقیق می‌بایست به یک اولویت برای حوزه بهداشت و درمان تبدیل شود. بازهم تاکید می‌کنم که تامین داروی با کیفیت و رصد نیاز‌های این حوزه می‌بایست یک اولویت باشد.

    هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی؛ موضوعی مهم و قدیمی

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه درباره هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی در کشور توضیح داد: هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی یک موضوع مهم و قدیمی است. بر این باورم که سلامت روان و کیفیت زندگی افراد جزو اولویت‌های نظام سلامت نیست و به همین دلیل، هزینه‌های خدمات روان‌پزشکی در کشور گران است. مساله سلامت روان جزو اولویت‌های وزارت بهداشت و سازمان‌های بیمه‌گر نیست. هنگامی که از سلامت روان سخن می‌گوییم، کیفیت و رضایت زندگی نیز باید در کانون توجه قرار گیرد، اما این مولفه‌ها در اولویت قرار ندارند.

    وی ادامه داد: امید به زندگی، افزایش عمر، بیماری‌های قلبی و عروقی، بیماری‌هایی که سبب تحمیل بار به سیستم بهداشتی و درمانی می‌شوند جزو اولویت‌ها هستند. توجه به بیماری‌هایی که بار سنگینی به نظام سلامت وارد می‌کنند، قابل تقدیر است و خوشبختانه دستاورد‌های خوبی در این زمینه حاصل شده است.

    بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌هایی پرهزینه

    این روان‌پزشک با بیان اینکه بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌هایی هستند که بیشترین بار را به جامعه تحمیل می‌کنند، افزود: در گذشته، بار ناشی از بیماری‌های روان‌پزشکی زیاد نبود، اما بار ناشی از بیماری‌های روان‌پزشکی طی سال‌های اخیر نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی افزایش یافته است.

    این روان‌پزشک گفت: بازهم تاکید می‌کنم که بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌های با بار بسیار زیاد هستند و در ارتباط با این موضوع، پرسش «آیا میزان توجه نظام سلامت به بیماری‌های روان‌پزشکی به میزان بار تحمیلی این بیماری‌ها است؟» را مطرح می‌کنم. آیا میزان دسترسی به خدمات روان مناسب است؟ به طور قطع، میزان دسترسی به خدامت سلامت روان مناسب نیست و می‌بایست افزایش یابد. توجه و سرمایه‌گذاری به حوزه سلامت روان ضروری است.

    اشغال ۹۰ درصدی تخت‌های بیمارستان روزبه

    کمبود تخت‌های روان‌پزشکی در کشور

    وی ادامه داد: با کمبود شدید تخت‌های روان‌پزشکی به خصوص در شهر تهران دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. البته کمبود تخت روان‌پزشکی فقط به شهر تهران محدود نمی‌شود و در تمام کشور وجود دارد. همچنین خدمات سرپایی روان‌پزشکی نیز شرایط مطلوبی ندارد.

    این روان‌پزشک با بیان اینکه خدمات «مراکز سراج» قابل تقدیر است، گفت: مراکز خدمات سلامت روانی_اجتماعی (سراج) در وزارت بهداشت ارائه می‌شود و دسترسی به خدمات سلامت روان را در شبکه بهداشتی و درمانی ارتقا داده، اما با نقطه مطلوب بسیار فاصله دارد. شرایط کنونی دسترسی به خدمات سلامت روان به اهتمام ویژه سیاستگذاران حوزه سلامت نیاز دارد تا به این حوزه به طور ویژه توجه کنند.

    ضرورت اجرای برخی سیاست‌های درمانی مدیکال در حوزه روان‌پزشکی

    رئیس بیمارستان روزبه گفت: وزارت بهداشت در حوزه کنترل و کاهش بیماری‌های جسمی مانند بیماری‌های قلبی_عروقی به دستاورد‌های خوبی نائل آمده و این الگو می‌بایست برای بیماری‌های روان‌پزشکی اجرا شود. بسیاری از بیماری‌ها، قابل پیشگیری هستند و با استفاده از این مولفه می‌توان عمر مفید افراد را افزایش داد.

    وی ادامه داد: بازهم تاکید می‌کنم و درخواست خود را برای بار دیگر مطرح می‌کنم که سیاستگذاران، سازمان‌های مردم نهاد و مردم به مولفه‌های رضایت و ارتقاء کیفیت زندگی توجه کنند تا وضعیت مطلوبی برای جامعه رقم زنند.

    تمایل کم‌تر خیرین برای کمک به حوزه روان

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه مسائل فرهنگی مهم‌تری چالش برای درمان بیماری‌های روان‌پزشکی است، گفت: بیمارستان‌های روان‌پزشکی با مسائل و مشکلات فراوانی مانند مشکلات مالی مواجه هستند و خیرین تمایل کمتری برای کمک در حوزه مسائل روان‌پزشکی دارند. پرسنل ارائه‌دهنده روان‌پزشکی با افرادی مواجه می‌شوند که حدود ۱۰ سال با یک بیماری روان‌پزشکی دست و پنجه نرم کرده‌اند، اما اقدامی برای درمان بیماری خود نکرده‌اند. اگر این افراد طی روز‌های نخست بیماری خود برای درمان اقدام می‌کرد درمان با سهولت بیشتری امکانپذیر بود، اما فرایند درمان با گذر زمان سخت می‌شود و مراجعه نکردن در مسائل فرهنگی ریشه دارد.

    تمام افراد به سلامت روان خود توجه کنند

    وی با بیان اینکه سلامت روان یک مقوله مهم است و در اغلب مواقع به دست فراموشی سپرده می‌شود، تصریح کرد: تمام افراد جامعه برای اینکه حال خود و اطرافیان آنها خوب باشد، می‌بایست به سلامت روان خود توجه کنند. همانطور که سلامت جسم خود توجه می‌کنیم به سلامت روان نیز توجه کنیم. درد‌های فیزیکی و جسمی به راحتی احساس می‌شود، اما درد‌های روانی این چنین نیستند. اگر احساس می‌کنیم بنا به هر دلیلی حال خوبی نداریم به این موضوع بیاندیشیم برای اینکه حال، انگیزه، افکار و هیجان بهتری داشته باشیم از یک روان‌شناس و روان‌پزشک کمک بگیریم تا روابط فردی و اجتماعی خوبی داشته باشیم.

    جعفری در پایان گفت: حوزه سلامت روان با عقب‌افتادگی بسیاری مواجه است و برای حل این عقب‌افتادگی به عزم ملی نیاز داریم. من از تمام مسئولان و سازمان‌های مردم نهاد درخواست می‌کنم به این موضوع توجه کنند و مشکلات حوزه سلامت روان را به رسمیت بشناسند.

  • چگونه از خود برابر فشار روانی دوران جنگ مراقبت کنیم؟

    چگونه از خود برابر فشار روانی دوران جنگ مراقبت کنیم؟

    به گزارش اقتصادران، در شرایط جنگی و بحران‌های اجتماعی، بزرگسالان با فشارهای روانی شدیدی مواجه می‌شوند که می‌تواند سلامت روان آن‌ها را به خطر بیندازد. احساس اضطراب، درماندگی یا حتی گناه به دلیل ناتوانی در کنترل شرایط، از جمله چالش‌های رایج در این دوران است.

    سلامت روان به اندازه سلامت جسمی مهم است. جنگ می‌تواند باعث ایجاد سطوح بالایی از استرس، اضطراب و افسردگی شود. بنابراین، توجه منظم به وضعیت روانی خود برای جلوگیری از خستگی عاطفی مهم است. مراقبت از خود به حفظ شفافیت ذهن، حمایت از خلق و خوی مثبت و کاهش تأثیر منفی موقعیت‌های استرس‌زا کمک می‌کند. وقتی از سلامت خود مراقبت می‌کنیم، نه تنها نشاط خود را افزایش می‌دهیم، بلکه به یک پشتیبان قابل اعتماد برای اطرافیانمان نیز تبدیل می‌شویم. مهم است به یاد داشته باشیم که رفاه ما بر عزیزان، خانواده و دوستانمان تأثیر می‌گذارد. روحیه قوی و سالم، کلید توانایی ما در غلبه بر مشکلات و حمایت از دیگران است.

    در ادامه راهکارهایی عملی و علمی ارائه می‌شود که کمک می‌کند تا با خودمراقبتی، سلامت روان خود را در شرایط بحرانی حفظ کرده و با قدرت بیشتری به زندگی ادامه دهید.

    شناسایی و مدیریت استرس؛ اولین گام خودمراقبتی

    استرس در شرایط جنگی یک واکنش طبیعی است، اما مدیریت آن نیازمند آگاهی است. نشانه‌های استرس مانند بی‌خوابی، تحریک‌پذیری یا خستگی مداوم را جدی بگیرید. راهکارهای مدیریت استرس در این شرایط عبارتند از:

    تمرین‌های تنفسی: تنفس عمیق (۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگه‌داشتن، ۴ ثانیه بازدم) می‌تواند به آرامش سیستم عصبی کمک کند. از روش‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا یا سایر تکنیک‌هایی که به شما در آرامش و استراحت کمک می‌کنند استفاده کنید. تکنیک‌های آرامش به کاهش اضطراب و تنش کمک می‌کنند.

    تمرکز بر زمان حال: به جای نگرانی درباره آینده نامعلوم، روی فعالیت‌های قابل‌کنترل مانند کارهای روزمره تمرکز کنید.

    نوشتن احساسات: به احساسات و عواطف خود توجه کنید. یک دفترچه یادداشت داشته باشید که در آن افکار و تجربیات خود را ثبت کنید. این به شما کمک می‌کند تا خود و واکنش‌های عاطفی خود را بهتر بشناسید و به شما امکان می‌دهد به موقع احساسات منفی را شناسایی و با آنها کنار بیایید.

    بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO)، تکنیک‌های ساده مانند تمرکز حواس (Mindfulness) می‌تواند به کاهش اضطراب در شرایط بحرانی کمک کند.

    تمرین «نه» گفتن: یاد بگیرید که “نه” بگویید. توانایی رد تعهدات غیرضروری و تعیین مرزهای شخصی به جلوگیری از کار زیاد و خستگی عاطفی کمک می‌کند. اگر احساس می‌کنید نمی‌توانید از پس وظایف اضافی برآیید، از رد کردن نترسید.

    حفظ ارتباطات اجتماعی

    ارتباط با دیگران در شرایط جنگی می‌تواند احساس انزوا را کاهش دهد. برقراری ارتباط با دوستان، خانواده و عزیزان جزء مهمی از سلامت عاطفی است. در صورت لزوم از درخواست حمایت دریغ نکنید. حمایت اجتماعی به کاهش احساس تنهایی و انزوا کمک می‌کند. بدین منظور روش‌های زیر را امتحان کنید:

    گفت‌وگو با افراد مورد اعتماد: صحبت با دوستان یا خانواده درباره نگرانی‌ها می‌تواند فشار روانی را کم کند.

    مشارکت در گروه‌های حمایتی: پیوستن به گروه‌های محلی یا آنلاین برای تبادل تجربیات، حس همبستگی را تقویت می‌کند.

    کمک به دیگران: انجام کارهای کوچک برای کمک به دیگران، مانند به اشتراک گذاشتن منابع یا گوش دادن به آن‌ها، می‌تواند حس هدفمندی ایجاد کند.

    مطالعات انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) نشان می‌دهد که ارتباطات اجتماعی قوی، یکی از مهم‌ترین عوامل در حفظ سلامت روان در شرایط بحرانی است.

    مراقبت از جسم برای حفظ سلامت روان

    سلامت جسم و روان ارتباط تنگاتنگی دارند. در شرایط جنگی، توجه به موارد زیر ضروری است:

    تغذیه مناسب: حتی با منابع محدود، سعی کنید وعده‌های غذایی منظم و متعادل مصرف کنید.

    فعالیت بدنی: ورزش‌های سبک مانند پیاده‌روی یا حرکات کششی می‌تواند هورمون‌های استرس را کاهش دهد و به کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. فعالیت فیزیکی باعث تولید اندورفین می‌شود که خلق و خو را بهبود می‌بخشد.

    خواب کافی: ایجاد یک محیط آرام برای خواب، حتی در شرایط سخت، به بهبود خلق‌وخو کمک می‌کند. خواب و تغذیه مناسب می‌تواند تاب‌آوری روانی را در برابر استرس‌های شدید افزایش دهد.

    مدیریت احساس گناه و درماندگی

    بسیاری از بزرگسالان در شرایط جنگی احساس گناه می‌کنند، به‌ویژه اگر نتوانند از عزیزانشان محافظت کنند. برای مقابله با این حس منفی کافی است موارد ذیل را لحاظ کنید:

    پذیرش محدودیت‌ها: درک کنید که نمی‌توانید همه چیز را کنترل کنید و تمرکزتان را روی اقدامات ممکن بگذارید.

    تمرکز بر اقدامات مثبت: حتی کارهای کوچک مانند مراقبت از خانواده یا کمک به همسایه، می‌تواند حس ارزشمندی ایجاد کند.

    جست‌وجوی کمک حرفه‌ای: در صورت امکان، با مشاوران روان‌شناسی یا سازمان‌های امدادی تماس بگیرید. پذیرش احساسات منفی به‌عنوان بخشی از تجربه انسانی، به کاهش فشار روانی کمک می‌کند.

    جنگ، وضعیتی است که سلامت روان ما می‌تواند تحت فشار قابل توجهی باشد. پیروی از این توصیه‌ها به حفظ ثبات عاطفی و حمایت از سلامت روان در شرایط عدم اطمینان و استرس کمک می‌کند. به یاد داشته باشید که مراقبت از خود نه تنها وظیفه شما نسبت به خودتان است، بلکه برای اطرافیانتان نیز ضروری است.

  • تعرفه‌های نجومی خدمات روانشناسی / روانشناسان و روانپزشکان نرخ خودشان را دارند!

    تعرفه‌های نجومی خدمات روانشناسی / روانشناسان و روانپزشکان نرخ خودشان را دارند!

    به گزارش اقتصادران، مساله سلامت روان در جامعه‌ای که با انواع مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند مهم به نظر می‌رسد. تا مدت‌ها بحث سلامت روان در جامعه به تابویی تبدیل شده بود که عمدتاً افراد را از مراجعه به پزشک و پیگیری مشکلات روان باز می‌داشت. اما در نهایت با فرهنگ‌سازی هرچند این تابو نه به طور کامل که تا حدودی شکسته شد، سدی دیگر در برابر مراجعه افراد به روان‌شناس و روان‌پزشک قد برافراشت؛ سدی به نام هزینه‌های گزاف که البته بیمه‌ها هم هیچ مسئولیتی در قبال آن بر عهده ندارند.

    حتی تعرفه‌های رسمی که از سوی مسئولان اعلام می‌شود نیز به قدری غیرواقعی و ناچیز است که در بسیاری موارد اصلاً قابل اجرا نیست و اکثر افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند نرخ‌های خاص خودشان را دارند.

    بر اساس مصوبه هیات وزیران، تعرفه‌های خدمات روان‌شناسی و مشاوره سال ۱۴۰۴ در مقطع کارشناسی ارشد پنج میلیون و ۳۵ هزار ریال و برای مقطع دکتری ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار ریال تعیین شد. نکته تامل‌برانگیز اینجاست که آیا این تعرفه‌ها با در نظر گرفتن هزینه‌های جاری این پزشکان اعم از اجاره‌بهای مطب و… تعیین شده است.

    این تعرفه‌ها در حالی اعلام شده که  با استعلام از چند روان‌پزشک و روان‌درمانگر، میانگین ویزیت‌های دریافتی را مبلغی بین یک میلیون تا ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برآورد کرده است که نشان می‌دهد هیچ سنخیتی با تعرفه‌های اعلام‌شده ندارد.

    تعرفه‌های حوزه درمان غیرواقعی‌اند

    بابک موسوی، روان‌درمانگر، دراین‌باره می‌گوید: «متاسفانه تمامی تعرفه‌ها در حوزه بهداشت و درمان غیرواقعی‌اند و از همین رو بسیاری از بیماران مجبورند بخش اعظم هزینه‌ها را از جیب خود بپردازند. در مورد سلامت روان هم که اصلاً بیمه‌ها هیچ مسئولیتی قبول نمی‌کنند.»

    او می‌افزاید: «در شرایطی که بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۳۰ درصد افراد جامعه به اختلالات روانی مزمن مبتلا هستند و درصد بسیاری هم از مشکلاتی مانند افسردگی، استرس و… رنج می‌برند، تحت پوشش قرار دادن خدمات سلامت روان از سوی بیمه‌ها امری ضروری به نظر می‌رسد.»

    این روان‌درمانگر درباره تعرفه‌های نجومی برخی از روان‌شناسان و روان‌پزشکان توضیح می‌دهد: «مساله اینجاست که متاسفانه هزینه‌های زندگی وقتی افزایش پیدا می‌کنند تمام قشرهای جامعه را دربر می‌گیرند. در واقع برای یک روان‌شناس یا روان‌پزشک هم تامین هزینه‌های معیشت با توجه به میزان تورم و مشکلات اقتصادی کار چندان راحتی نیست. بسیاری از این افراد هزینه‌هایی مانند اجاره‌بهای مطب، هزینه‌های جاری مانند پول آب و برق و تلفن، پرداخت حقوق به پرسنل و… را دارند.»

    او ادامه می‌دهد: «حال اگر قرار باشد فردی تمام این هزینه‌ها را پرداخت کند، آیا واقعاً با تعرفه‌هایی که اعلام می‌شود توان پرداخت آن را دارد؟ وقتی یک روان‌درمانگر باید ویزیت ۵۳۰ هزار تومانی دریافت کند و یک روان‌پزشک تعرفه‌اش ۶۲۰ هزار تومان تعیین شده، چقدر از هزینه‌های جاری‌اش را می‌تواند پرداخت کند؟»

    سلامت روان بخش مهجورمانده حوزه سلامت است

    موسوی در بخش دیگری از توضیحات خود می‌گوید: «در شرایطی کنونی که جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری با انواع و اقسام مشکلات اقتصادی، معیشتی و… دست‌وپنجه نرم می‌کند و از سوی دیگر اتفاقات تلخی مانند آنچه در بندر شهید رجایی رخ داد می‌تواند تاثیرات انکارناپذیری بر سلامت روان افراد به جا بگذارد، فراهم کردن بستری که مردم بتوانند به‌راحتی به این خدمات دسترسی داشته باشند امری ضروری به نظر می‌رسد.»

    این روان‌درمانگر اضافه می‌کند: «متاسفانه پرداختن به موضوع سلامت روان در کشور ما مهجور مانده است. زمانی مراجعه به روان‌پزشک و روان‌شناس به‌نوعی تابو بود، حال هم هزینه‌های بالا مانع از امکان دسترسی می‌شود در حالی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند دریافت خدمات سلامت روان است.»

    موسوی در پایان می‌گوید: «در حال حاضر تعرفه‌های اعلام‌شده هیچ سنخیتی با خدماتی که به بیماران ارائه می‌شود ندارد. یک روان‌درمانگر به طور معمول ۴۰ دقیقه وقت می‌گذارد تا با بیمار صحبت کند و بتواند ریشه مشکلات او را بازیابی کند، این اتفاق در یکی دو جلسه رخ نمی‌دهد اما مساله اینجاست که خیلی از افراد توان پرداخت حداقل‌ها را هم ندارند؛ یعنی حتی اگر قرار باشد همین تعرفه‌ها اجرایی شود هم باز هستند کسانی که از پس این هزینه‌ها برنمی‌آیند.»

  • اوضاع سلامت روان ایرانی ها خوب نیست! / صفاری‌نیا: 35 درصد جامعه دچار اختلال روان هستند

    اوضاع سلامت روان ایرانی ها خوب نیست! / صفاری‌نیا: 35 درصد جامعه دچار اختلال روان هستند

    به گزارش اقتصادران، روزهایی را سپری می‌کنیم که انتظارمان از آینده وقوع هر اتفاقی است، آن‌هم اتفاق‌هایی که خودمان نقشی در برنامه‌ریزی آن نداریم؛ دلاری گران و ریالی ارزان می‌شود، سودی می‌آید و می‌رود، سایه جنگ بالای سر پهن می‌شود، نمی‌توانیم برای آینده‌ای که نیامده پیش‌بینی‌های حداقلی داشته باشیم، در عوض روزمره می‌شویم، هر روز را برای همان روز زندگی می‌کنیم؛ این می‌تواند سناریوی یک جامعه‌ای باشد که رفاه و آرامش ندارد، جامعه‌ای که آینده را گم کرده است شاید به‌سختی طعم به‌زیستی را تجربه کند، انگار دائماً با رنج دست و پنجه نرم می‌کند، «آدم‌ها هرچقدر بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و آینده تحت کنترل آنها باشد از منظر روانی وضعیت مساعدتری را تجربه می‌کنند.»  این جمله را رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران  می‌گوید.

    مجید صفاری‌نیا معتقد است حدود یک‌سوم جامعه ایران اختلال در سلامت‌ روان یا ناسازگاری با زندگی دارند. متن کامل گفت‌وگو با او در ادامه آمده است.

    برای درک بهتر سلامت روان آن را چه‌طور تعریف می‌کنید؟

    سلامت روان به معنای نبود بیماری و به‌زیستی روانی، عاطفی و هیجانی است.

    منظورتان از به‌زیستی چیست؟

    یعنی رفاه و حال خوب داشتن. البته با تاکید سازمان بهداشت جهانی سلامت  سه مولفه متفاوت دارد. د ر مورد سلامت روان هم به همین منوال می‌توان این تقسیم بندی را در نظر گرفت.

    این سه مولفه کدامند؟

    بخشی از آن سلامت زیستی است و به ژن‌ها، کروموزوم‌ها و ابعاد زیست شناختی و شیمیایی انسان برمی‌گردد، بخش دیگر آن روانی است که به حال خوب و حس خوب مربوط می‌شود، و بخش سوم مربوط به ابعاد اجتماعی سلامت است.

    میان این سه مولفه کدام‌شان اولویت دارد؟

    آن‌چه که امروز در مطالعات حوزه سلامت روان مطرح می‌شود اهمیت زیادی به مولفه اجتماعی آن می‌دهند.

    این مولفه اجتماعی چه ویژگی‌هایی دارد؟

    در مولفه اجتماعی برای تامین سلامت روان دو جز مهم وجود دارد، یکی ادراک فرد از شرایط اجتماعی است، مثل ادراک فرد از نابرابری، یعنی فرد احساس می‌کند به‌تناسب مدرک تحصیلی‌ای که دارد حق‌اش از موقعیت شغلی و جایگاه اجتماعی برآورده نشده است. یا مثلاً ادراک فساد که فرد احساس می‌کند تا اصطلاحاً زد و بندی نداشته باشد پیشرفت شغلی و مالی نمی‌کند.

    جز دوم مولفه اجتماعی در سلامت روان به‌برخی از استاندداردها برمی‌گردد، مثلاً شاخص رفاه مهم است، این‌که آدم‌ها در چند متر آپارتمان زندگی می‌کنند یا این‌که چقدر درآمد دارند تاثیرگذار است، اینکه چقدر برابری، بیکاری، حمایت اجتماعی و رفاه در جامعه‌ای که آدم‌ها زندگی می‌کنند وجود دارد اهمیت زیادی در سلامت روان دارد.

    با چیزی‌که شما از سلامت روان صورت‌بندی کردید، جامعه ایرانی چه وضعیتی دارد؟

    با توجه به این شاخص‌ها، سلامت روان در کشور ما از میانگین جهانی پایین‌تر است. آخرین آمارهایی که داریم به سال ۱۳۹۸ و مطالعات گسترده در آن سال‌ها برمی‌گردد، در آن سال به‌زیستیِ روانشناختیِ ۳۰ درصد از جامعه دچار اختلال بوده، اما باید توجه کرد از سال ۱۳۹۸ تا به امروز اتفاقاتی در کشور ما افتاده است، مانند شیوع ویروس کرونا، اعتراضات اجتماعی، فقر ناشی از تحریم‌ها، همین امروز با مسئله‌ای به‌نام ابهام ناشی از جنگ مواجه هستیم، این وضعیت ابهام‌آمیز می‌تواند ایجاد ناامنی کند، بنابراین احتمال می‌دهیم این روزها اختلال در سلامت روان شامل حال حدود ۳۵ درصد جامعه ما شده باشد و این یعنی این‌که امروز یک‌سوم از جمعیت ما اختلال در سلامت‌ روان یا ناسازگاری با زندگی دارند.

    البته این وضعیت می‌تواند برای شهرهای مختلف فرق داشته باشد، شهرهایی که محیط زیست بهتری و آب مطلوب‌تری دارند، وضعیت اشتغال شهروندان و رفاه آن‌ها مناسب‌تر است یا ازدحام کمتری دارند ممکن است شاخص‌ سلامت روان در آن وضعیت بهتری داشته باشد.

    شما درباره ابهام از جنگ گفتید، می‌شود این‌طور بیان کرد که هر نوع ابهامی درباره آینده سلامت روان را به خطر می‌اندازد؟

    اجازه بدهید این‌طور بگویم، ما برای پرسشی که شما مطرح کردید واژه‌ای داریم به‌نام پیش‌بینی پذیری یا کنترل پذیری، یعنی آدم‌ها هرچقدر بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و آینده تحت کنترل آنها باشد از منظر روانی وضعیت مساعدتری را تجربه می‌کنند، حتی درباره موارد کوچکی مانند این‌که فرد بداند چه موقعی می‌تواند سفر برود، بداند کی می‌تواند خانه خریداری کند یا شغل پیدا کند؛ بنابراین کنترل پذیری و پیش‌بینی پذیری  رویدادها و برنامه های زندگی از عوالی است که در سلامت روان نقش اساسی دارد؛ و این یکی از مشکلاتی است که جامعه ما با آن مواجه است، مثل این‌که یک فرد نمی‌تواند پیش‌بینی کند چه موقع وام می‌گیرد، کی ارتقا شغلی پیدا می‌کند یا این‌که نمی‌تواند پیش‌بینی کند کی می‌تواند ازدواج کند؟

    اگر ما می‌گوییم حدود ۳۰ الی ۳۵ درصد جمعیت یک کشور ناسازگاری با زندگی یا همان اختلال روان دارند، نشانه‌های بیرونی آن چیست؟

    نشانه‌های بیرونی که مردم با آن مواجه می‌شوند مواردی مانند، رفتارهای مغایر شهروند، انواع آسیب های اجتماعی مانند طلاق، تنهایی، غمگینی اجتماعی، خشونت اجتماعی، خودکشی، افسردگی و اختلالات روانی است. امروز میزان استفاده از داروهای آرام بخش و ضد افسردگی در جامعه بیشتر هم شده، همچنین بی‌تفاوتی اجتماعی، اهمال کاری اجتماعی، رفتارهای مغایر با شهروندی، تقلب، فریب، عدم وفای به عهد، روابط غیرزناشویی، نشانه‌هایی هستند که اعلام می‌کنند حال یک جامعه‌ای خوب نیست.

    این ناسازگاری با زندگی یا همان به خطر افتادن سلامت روان، فقط کیفیت زندگی انسان را کاهش می‌دهد یا سبب‌ساز کوتاه شدن عمر افراد هم می‌شود؟

    ما معتقدیم، همان‌طور که جسم روی روان تاثیر می‌گذارد، برعکس روان هم روی جسم اثرگذار خواهد بود. خیلی از بیماری‌هایی که در جامعه ما شایع هستند مانند دیابت، میگرن، آسم، فشارخون و انواع سرطان‌ها بیماری‌هایی هستند که وضعیت روانشناختی افراد خیلی روی شدت بیماری نقش دارد. از طرفی وقتی فرد دچار یک بیماری مزمن می‌شود اولین چیزی که تاثیرپذیر خواهد شد وضعیت سلامت روان آن فرد است.

    کدام گروه‌ها بیشتر از سایرین در این وضعیت آسیب می‌بینند؟

    درباره گروه‌های مختلف متفاوت است، در این شرایط یک سالمند، زن، زنان سرپرست خانواده یا کودک می‌تواند بیشتر از سایرن آسیب ببیند، وقتی مادر یا پدر در یک خانواده از شرایط به‌زیستی برای زندگی برخوردار نباشد آن خانواده روزهای سختی را سپری می‌کند. اما می‌شود گفت تاثیر بد چنین وضعیتی روی سالمندان، زنان بد سرپرست و کودکان می‌تواند خیلی بیشتر باشد.

    برای بهبود به‌زیستی و سلامت روان در جامعه چه باید کرد، چراکه به‌نظر می‌رسد بخشی از اقداماتی که باید انجام شود مربوط به دولت است؟

    دولت در ساختار خودش دو مهره اجتماعی دارد، یکی دستیار رئیس جمهور در امور اجتماعی و دیگری معاون امور اجتماعی نهاد ریاست جمهوری است، به‌نظرم یکی از کارهای خوبی که می‌شود انجام داد این است که این دو جایگاه یک شورای اجتماعی قدرتمند تشکیل دهند، در این شورا همه معاونت‌های اجتماعی سازمان‌های مختلف را گرد هم جمع کنند و برای ارتقا استانداردهای سلامت اجتماعی جامعه برنامه ریزی کنند، به‌طور طبیعی وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، وزارت کار رفاه و تأمین اجتماعی و وزارت کشور می‌توانند برای رفاه ذهنی مردم توسط این شورا سازوکاری تهیه کنند، خیلی از پروژه‌هایی که دولت و حاکمیت به‌دنبال اجرای آن است می‌تواند علاوه بر پیوست‌های اقتصادی و اجتماعی یک پیوست روانشناختی هم داشته باشد، مثلا بررسی کنند اگر فلان جاده یا بزرگراه، یا فلان شهرک مسکونی ساخته شود یا ساخته نشود پیامد روانشناختی آن بر جامعه چیست؟ این پیوست روانشناختی را درباره وضعیت محیط‌ زیست، عملکرد صدا و سیما و بسیاری از موارد دیگر نیز می‌توان اعمال کرد و نتیجه گرفت.