برچسب: سفر

  • گردشگری ایران در تله تورم افتاد / وقتی سفر 3 روزه معادل حقوق یک ماه کارگر می شود

    گردشگری ایران در تله تورم افتاد / وقتی سفر 3 روزه معادل حقوق یک ماه کارگر می شود

    به گزارش اقتصادران، نه‌تنها در ایران بلکه در تمامی کشور‌های جهان فصول گرم سال، تقاضا برای سفر به حدی رشد پیدا می‌کند که می‌توان بهار و به‌ویژه تابستان را فصل سفر در جهان معرفی کرد. در این مواقع کشور‌ها و شهر‌هایی که از ظرفیت‌های مناسب و بالایی برای پذیرش گردشگر برخوردارند، بیشترین سود را کسب می‌کنند. به عنوان مثال در فصل تابستان سفر به مناطقی که نسبت به سایر شهر‌ها سردتر و خنک‌ترند، بیشتر است.

    موقعیت جغرافیایی، آب و هوا، پوشش گیاهی، دسترسی به محدوده‌های خاص مانند دریا، وجود آثار باستانی و تاریخی، وجود فرهنگ به اصطلاح رنگارنگ و متفاوت و سایر موارد اینچنینی، از مسائلی‌ست که توجه افراد را برای سفر جلب می‌کند.

    ایران به عنوان یک کشور چهار فصل که هم از نظر فرهنگی و تاریخی و هم جغرافیایی غنی است، همواره پتانسیل جذب و پذیرش گردشگران داخلی و خارجی را دارد. در بسیاری از شهر‌های ایران بستر‌های خوبی برای پذیرایی از مسافران در سطوح مختلف کیفیتی تدارک دیده شده و تا پیش از برهم خوردن برجام، شاهد ورود تعداد زیادی از گردشگران خارجی در شهر‌هایی همچون اصفهان، شیراز و حتی تهران بودیم، اما با تشدید مشکلات دیپلماتیک، تقاضا و ورود مسافران بین‌المللی به ایران کاهش یافت و تمام دست نیاز بخش گردشگری به سمت مسافران داخلی دراز شد.

    با افزایش تورم، کیفیت زندگی خانوار تحت تاثیر قرار گرفت؛ سفره‌ها کوچکتر شد و افراد تلاش کردند تا برای ادامه زندگی تا جایی که می‌توانند هزینه‌های خود را حذف کنند و یا محدود‌تر خرج کنند. یکی از این موارد که خانوار تلاش کرد تا هزینه چندان غیرمعقول برای آن نپردازد، سفر بود. تا سال‌های گذشته سفر‌های داخلی آن هم زمینی، از جمله ارزان‌ترین سفر‌ها محسوب می‌شدند؛ کافی بود یک خودرو داشته باشی تا ظرف مدت ۴ الی ۵ ساعت خود را از تهران به نزدیک‌ترین شهر ساحلی یا شمالی برسانی.

    ۲ سال پیش هزینه اجاره کردن یک اتاق ۲ نفره در هتل ۳ ستاره در رشت، شبی حدود ۳۰۰ تومان بود. این در حالی بود که اگر می‌خواستی یک ویلا برای ۴ نفر در رامسر اجاره کنی، بین ۵۰۰ الی ۷۰۰ تومان برای هر شب می‌پرداختی. مجموع مخارج سفر به یکی از شهر‌های شمالی به مدت ۳ روز با احتساب هزینه خوراک، استهلاک ماشین، بنزین، اقامت در یک مکان متوسط از نظر کیفیت و برخی خرج‌های جانبی، برای یک خانوار ۴ نفره، بین ۲ تا حداکثر ۲ و نیم میلیون تومان می‌شد.

    سال ۱۴۰۱ حداقل دستمزد کارگران حدود ۵ میلیون تومان بود؛ یعنی یک کارگر با نصف پایه حقوق خود می‌توانست خانواده ۴ نفره خود را به مسافرت شمال ببرد.

    بومگردی‌های نه‌چندان ارزان

    هزینه همین سفر به یکی از شهر‌های نه‌چندان گران شمالی در تابستان ۱۴۰۳، به بالای ۲ برابر رسیده؛ البته اگر کیفیت خدمات را بتوانی با همان کیفیت تهیه کنی. یک سفر ۳ روزه به یکی از شهر‌های شمالی، به شرط آنکه خودروی شخصی داشته باشی و بنزین لیتری ۳۰ هزار تومانی استفاده کنی، برای یک خانوار ۴ نفره حتی در برخی موارد تا ۱۰ میلیون تومان هم آب می‌خورد؛ آن هم در شرایطی که باید این رقم را برای محل اقامت بسیار متوسط و خوراک معمول و باقی اتفاقات سفر بپردازی که رقمی بسیار چشم‌گیر است.

    وخامت اوضاع برای گردشگری در ایران زمانی وخیم می‌شود که به جای شمال، شهری دیگر مانند اصفهان و یا شیراز را برای سفر انتخاب کنی؛ حتی بومگردی‌هایی که یک زمان به عنوان ارزان‌ترین اقامتگاه‌ها شناخته می‌شدند نیز سر به فلک کشیده‌اند. ارزان‌ترین اتاق بومگردی در شیراز که براساس عکس‌های تبلیغاتی گذاشته شده دیوارهایش نم گرفته، برای چهار نفر شبی نزدیک به دو میلیون تومان است. البته همین بومگردی هم در زمان‌های تعطیلات گران‌تر شده و حتی تکمیل ظرفیت می‌شود.

    هزینه بلیت دو طرفه هواپیما تهران شیراز هم اگر خوش‌شانس باشی از نفری ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان شروع شده و حتی تا ۸ میلیون تومان هم وجود دارد؛ این رقم یعنی یک خانوار چهار نفره برای سفر ۴ روزه به شیراز، آن هم بدون احتساب خوراک و هزینه‌های جانبی سفر باید حدود ۲۰ میلیون تومان بپردازد که رقمی جدا متحیرکننده است.

    احوال خوب سفر‌های خارجی!

    کافیست نزدیک یک تعطیلات رسمی یا حتی اواخر هفته به یکی از این آژانس‌های مسافرتی برای رزرو بلیت و هتل تماس بگیری و با پر شدن تور و نبود بلیت هواپیما مواجه شوی. این تکمیل ظرفیت، به دلیل پایین بودن حجم پرواز‌ها و یا حتی تعداد نفرات تور‌ها نیست؛ به نظر می‌رسد واقعا مردم این روز‌ها خواهان سفر به اطراف شده‌اند و سرشلوغی فرودگاه امام هم به این مسئله حکم تایید جدی می‌زند. شاید همین تعداد هم باعث شد تا دولت برای افزایش هزینه‌های عوارض خروج از کشور، به صرافت بیفتد.

    سفر‌های اقتصادی روی میز است

    تور‌های متنوع و رنگارنگ اغلب کشور‌های همسایه از شمال تا جنوب، کم نیست؛ انگار نان گردشگری از مسافرت به امارات، عمان، ترکیه، ارمنستان، گرجستان و… در می‌آید. به دنبال توسعه و گسترش تعداد آژانس‌های فعالی در سفر‌های خارجی و همچنین کارگزاران آن، خبرنگار اقتصاد ۲۴ با چند کارگزار و مدیریت این آژانس‌های گردشگری به گفتگو پرداخت.

    یکی از کارگزاران، دلیل افزایش تور‌های خارجی را رغبت افراد به این سفر‌ها دانست و گفت: «مسافرانی که ایران را دیده اند، ترجیح می‌دهند تجربه‌های جدیدتری امتحان کنند. همین باعث می‌شود تا یکی از کشور‌های همسایه را آن هم به دلیل مقرون به صرفه بودن، انتخاب کنند.

    در حال حاضر فصل مسافرت به کشور‌های همسایه است و قیمت‌ها بسیار بالاست، اما با همین وضعیت هم می‌توان سفر اقتصادی داشت. به عنوان مثال کم‌هزینه‌ترین سفر به گرجستان، برای سه شب نفری کمتر از ۸ میلیون تومان است، یعنی یک خانواده ۳ نفره می‌توانند با کمتر از ۲۴ میلیون تومان یک سفر خارجی را تجربه کنند. حالا هرچقدر که دنبال بهتر شدن کیفیت سفر باشند یعنی هتل بهتر و یا تعداد روز‌های بیشتر، این رقم بالاتر خواهد رفت.»

    سرمایه‌های اندک، امید‌های بزرگ

    یکی از آژانس‌های مسافرتی در پاسخ به این سوال که وضعیت فروش تور‌های گران منطقه به‌ویژه محدوده آسیای شرقی چطور است، به اقتصاد ۲۴ گفت: «سفر به آسیای شرقی مانند مالزی، فصل خود را دارد و بهترین زمان پاییز و زمستان است. فروش آن هم بد نیست؛ در زمستان سال گذشته تور ۵ روزه مالزی از ۲۵ میلیون تومان قیمت داشت و با بهتر شدن هتل، این رقم بیشتر می‌شد. افرادی هم که در این تور‌ها شرکت می‌کنند، لزوما پولدار نیستند. افراد پولدار سراغ تور‌های اروپا و حتی آمریکا می‌روند.»

    این آژانس مسافرتی می‌افزاید: «اقشار متوسط که یک سال پس انداز خود را برای یک سفر نه خوب و نه بد جمع کرده‌اند، به کشور‌های منطقه سفر می‌کنند. بسیاری از مسافران می‌گویند با این پول ۲۰، ۳۰ میلیونی که نمی‌توان ماشین عوض کرد یا حتی ملک را تغییر داد. با همین هزینه حداقلی یک یادگاری خوش از زندگی برای خودمان باقی می‌گذاریم. این رغبت افراد باعث شده تا دنبال برنامه‌های متعدد و متنوع برای قشر متوسط بیشتر باشیم. حتی چند ماه اخیر تور‌های سفر زمینی به کشور‌های همسایه که یک سوم قیمت سفر با هواپیما را دارند، طرفداران زیادی پیدا کرده است.»

    به گزارش اقتصاد ۲۴؛ شاید در وهله نخست به نظر برسد ظاهر اقتصادی برخی سفر‌ها به کشور‌های همسایه، به دلیل پایین بودن ارزش پول آن‌ها باشد در حالی که چنین نیست. هر لاری گرجستان حدود ۱۸ هزار تومان است و هر ۱۰۰ درام ارمنستان به طور تقریبی ۱۶ هزار تومان فروخته می‌شود. هر لیر ترکیه حدود ۲ هزار تومان است و هر درهم امارات ۱۱ هزار تومان؛ یعنی ریال ایران پایین‌ترین ارزش را در میان کشور‌های منطقه دارد و اگر این ارزش بالاتر بود، حتی سفر‌ها برای مردم ارزان‌تر هم می‌شدند.

    اینکه هزینه سفر داخلی آن هم با کیفیتی که هزار اما و اگر دارد با سفری خارجی که به هر حال تجربه‌ای جدیدیست، تفاوت چشم‌گیری نداشته باشد یک معضل است که باید به آن رسیدگی کرد. شاید کم‌توجهی نهاد‌های مسئول به مسئله گردشگری در ایران، اعطای تسهیلات به فعالان گردشگری و در نهایت ارتقاء این مسئله در ایران را بتوان عامل اصلی این عدم توازن و از بین بردن فعالیت‌های این حوزه در کشور دانست.

    اینکه افراد مجبور باشند برای اقامت در یک مکان متوسط، رقمی بالا هزینه کنند و تنها سفر زمینی به نسبت برای آن‌ها مقرون به صرفه باشد تا هوایی، بدیهیست که راه را برای گزینه‌های جایگزین باز می‌کند. در چنین شرایطی افراد تصمیم می‌گیرند هزینه دو بار سفر کردن به شیراز را برای رفتن به یکی از کشور‌های همسایه هزینه کنند شاید منطقی باشد.

  • محرومیت اقشار ضعیف از سفر و تفریح

    محرومیت اقشار ضعیف از سفر و تفریح

    به گزارش اقتصادران، مرکز پژوهش‌های مجلس به بررسی وضعیت گردشگری داخلی از منظر دسترس پذیری برای اقشار مختلف جامعه و ارائه بسته تقنینی پرداخت. در این گزارش آمده که با بررسی وضعیت آمار و ارقام شاخص‌های کمی‌وکیفی گردشگری داخلی می‌توان به‌وجود مساله جدی در امکان بهره‌مندی از مزایای گردشگری در بین دهک‌های متوسط و پایین و افراد معلول و سالمند جامعه پی برد.

    بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ از نظر کمیت (به‌جز ایام محدودیت‌های بیماری کرونا) گردشگری داخلی در ایران رو به افزایش بوده است. با وجود این آمارها نشان از کوچک شدن سهم سفر و تفریح از سبد هزینه خانواده‌های ایرانی دارد. کمیت سفرها به‌دلیل عواملی چون تکرار سفر خانوارهای برخوردار یا افزایش سفرهای اجباری بوده و این امر موجب توسعه کیفی این حوزه نشده است.

    یکی از موارد قابل‌توجه عدم توزیع متوازن مکانی و زمانی سفرهای داخلی در سراسر کشور است، به‌طوری‌که بیش از ۵۰ درصد سفرها در محدوده کمتر از ۲۰ درصد استان‌های کشور و عمدتاً در ایام نوروز و چند تعطیلی متراکم مناسبتی صورت می‌گیرد. علاوه‌بر آن عمدتاً این سفرها با خودروی شخصی (۷۷ درصد) و مبتنی‌بر اقامت در خانه آشنایان و بستگان (۷۶ درصد) است.

    بررسی نسبت هزینه‌های تفریح به هزینه کل در سبد مصرفی خانوارها

    بررسی نسبت هزینه‌های تفریح و سرگرمی به هزینه کل در سبد مصرفی خانوارهای شهری نشان می‌دهد طی سال‌های گذشته سهم هزینه‌های تفریح و سرگرمی با کاهش قابل‌توجهی روبه‌رو بوده، به‌طوری‌که سهم هزینه‌های مربوط به تفریح و سفر از ۰.۷۱ درصد سال ۱۳۹۰ به ۰.۳۸ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است.

    این امر سبب شده سهم‌های هزینه اقامت، حمل‌ونقل، خرید سوغاتی و هزینه تور و گشت در برنامه‌های سفر خانوار ایرانی کاهش یابد که نمایی از کاهش کیفیت گردشگری داخلی است. همچنین فقدان آمار و ارقام مستند در مورد وضعیت بهره‌مندی معلولین و سالمندان از مزایای گردشگری موجب شده تا امکان بررسی دقیق این حوزه فراهم نشود.

    هرچند شواهد عینی نشان از دسترس پذیری پایین این گروه به سفر دارد و فقدان سیاست های حمایتی جهت بهره‌مندی از سفر برنامه‌ریزی شده برای این قشر مشهود است. این شرایط در صورتی رخ داده است که جمعیت سالمندان و معلولین کشور روند رو به رشدی را طی می کند و در سال های گذشته از سفر با کیفیت و برنامه‌ریزی شده محروم بودند.

    یکی از راه های کاهش هزینه های سفر و برخورداری از تخفیف ها، انجام سفرهای گروهی و یا تور است، درحالی‌که گرایش عمومی به این‌گونه از سفرها روند رو به رشدی را نشان نمی دهد. همچنین وضعیت تعداد سفرهای خانوار در استان‌های مختلف نشان از فقدان سیاستگذاری مبتنی‌بر الگوی آمایش سرزمینی است. به شکلی که مقاصد گردشگری مکمل در مجاورت مناطق پرجمعیت تقویت نشده است تا به کاهش مسافت و افزایش فرصت دسترسی منجر شود.

    این موضوع را می‌توان در کنار توزیع و ساماندهی تعطیلات به‌منظور مدیریت زمانی سفرها به‌عنوان ابزار سیاستی نیز مورد نظر قرار داد. بررسی عملکرد سیاست‌های موجود نشان می‌دهد که به‌دلیل عدم ضمانت اجرایی، ابهام در متن قوانین، عدم تأمین اعتبار در بودجه‌های سنواتی و ناهماهنگی بین‌بخشی، ظرفیت‌های قانونی موجود برای توسعه گردشگری دسترس‌پذیر ناموفق بوده و لازم است تا در قبال آن اقدامات تقنینی و نظارتی صورت گیرد.

    بنابراین این مرکز پیشنهاد کرد تا ضمانت اجرایی و امکان نظارت بر سند راهبردی گردشگری توسط شورای‌عالی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فراهم شود. همچنین ماده (۳) و تبصره‌های آن از فصل دوم قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب سال ۱۳۹۸ با رویکرد دسترس‌پذیری سفر و بهره‌مندی افراد معلول از زیرساخت و تأسیسات گردشگری اصلاح شود.

    برای تقویت گردشگری داخلی و افزایش سفرهای اختیاری با تأکید بر دسترس‌پذیر کردن تمامی اقشار جامعه، پیش‌نویسی با محوریت ارائه وام کم‌بهره، اولویت‌بندی توسعه زیرساخت‌های گردشگری بین‌راهی، تهیه اطلس و برنامه گردشگری تخصصی با تأکید بر ظرفیت‌های بومی و محلی، بهبود زیرساخت حمل‌ونقل عمومی و همچنین مدیریت تعطیلات در کشور ارائه شود.

    در این گزارش همچنین آمده که حساب های اقماری گردشگری ابزاری کارآمد برای سنجش وضعیت گردشگری و مبنایی برای تصمیم‌گیران و سیاستگذاران است که تدوین آن در چند مرحله توسط شورای‌عالی میراث فرهنگی و گردشگری (۱۳۹۶) و سند راهبردی توسعه گردشگری (۱۳۹۹) مدنظر قرار گرفت، اما با گذشت زمان، متأسفانه نتیجه عملیاتی از آن به‌دست نیامده است. طی سال‌های گذشته ارائه نظام آماری گردشگری ازسوی وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی مورد غفلت قرار گرفته است.

    عدم ارائه آمار رسمی از داده‌های گردشگری توسط مرکز آمار

    مرکز آمار ایران نیز بعد از پایان دوران بیماری کرونا، آمار رسمی از داده‌های گردشگری ارائه نکرده است. شایان ذکر است که وقفه در ارائه حساب های اقماری را نمی‌ توان به حساب مسائل دوران کرونا گذاشت و چالش اصلی در حال حاضر مرتبط با راهبری و به نتیجه رساندن این اقدام است.

    گردشگران داخلی ایران در سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۹۳ هزار و ۸۹۴ میلیارد تومان هزینه کرده بودند که این رقم نسبت به سال قبل از آن با افت ۳۹.۷ درصدی مواجه شده بوده است. دلیل این افت نیز اوج‌گیری بیماری کرونا در آن سال است. بعد از سال ۲۰۲۰ گردشگری داخلی روند رو به رشدی را طی کرد، به‌طوری‌که در سال ۲۰۲۱ هزینه‌کرد گردشگران داخلی ایران ۴۸.۹ درصد رشد داشته و به ۱۳۹ هزار و ۷۷۲ میلیارد تومان رسیده است. درحالی‌که بر اساس آمارها، چشم‌انداز هزینه‌های گردشگری داخلی در سراسر دنیا روند رو به رشدی را نشان می‌دهد، ایران نیز تحت‌تأثیر روند جهانی قرار دارد.

    بر اساس نتایج آمارگیری از گردشگران ملی مرکز ملی آمار ایران در سال ۱۴۰۰، از جامعه ۲۶ میلیون و ۳۰۲ هزارنفری خانوار کشور، حدود ۷۰ درصد از آنان در سال ۱۴۰۰ سفر نرفته و تنها هفت‌میلیون و ۷۸۸ هزار خانوار معادل ۳۰ درصد خانوارهای کشور در این سال به سفر رفته‌اند.

    از سوی دیگر نگاهی به تعداد سفرهای بومی اعضای خانوار برحسب سفر با اقامت شبانه یا بدون اقامت شبانه نیز نشان می‌دهد. در سال ۱۴۰۰، حدود ۴۲ درصد سفرها با اقامت شبانه و ۵۸ درصد بدون اقامت شبانه بوده که البته درصد خانوارهای سفر رفته در طول سال ۱۴۰۰ از بهار ۱۳۹۸ کمتر است.

    روند سفر ایرانیان نشان می‌دهد هم‌زمان با افزایش جمعیت، میزان سفرها نیز با افزایش نسبی همراه بوده است که با شیوع کرونا این روند متوقف شد، اما با بررسی آمار سفرهای نوروزی در سال ۱۴۰۲ مشاهده می‌شود سفرها روند افزایشی نسبت به دوران کرونا به‌دست آورده است. به‌طوری‌که طبق گزارش دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر در سال ۱۴۰۲ از ۲۵ اسفندماه سال ۱۴۰۱ تا ۱۵ فروردین‌ماه سال ۱۴۰۲، درمجموع ۵۷.۱ میلیون نفر شب اقامت ثبت‌شده که نسبت به‌مدت مشابه سال گذشته، ۱۷ درصد رشد داشته است.

    بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ در کل از نظر کمیت (به‌جز ایام محدودیت‌های بیماری کرونا) گردشگری داخلی در ایران رو به افزایش بوده که برمبنای داده‌های موجود، سرانه سفرهای خانوارها چند برابر شده است. بااین‌حال افزایش کمیت سفر را نمی‌توان نشانه موفقیت یا بهبود شرایط دانست.

    همچنین متوسط هزینه‌های غیرخوراکی خانوار ایرانی شهری از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۹۹ روند صعودی را طی کرده، اما شتاب رشد هزینه‌های فراغتی (شامل تفریح و سرگرمی، هتل، مسافرخانه، مسافرت‌های دسته‌جمعی) کمتر بوده است. به‌عبارتی نسبت هزینه‌های فراغتی به هزینه‌های غیرخوراکی سالیانه خانوار با کاهش روبه‌رو بوده و سبد فراغتی خانوار با تغییر معناداری روبه‌رو شده است.

    کاهش سهم هزینه های تفریح و سرگرمی در سبد خانوار

    درحالی‌که گردشگری حق تمام اقشار جامعه است، شواهد نشان می‌دهد که دسترس‌پذیری به آن برای اقشار کم‌برخوردار سال به سال کمتر می‌شود. براساس آمار و بررسی‌های موجود، با وجود اینکه مراکز اقامتی سطح بالا (به‌دلیل بهره‌مندی خانوار برخوردار و گردشگران خارجی) ضریب اشغال نسبتاً مساعدی داشتند اما مراکز اقامتی متوسط و پایین ضریب اشغال نزولی داشتند.

    با وجود این مجموع اقامت در هتل‌های کشور در تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۲ نسبت به نوروز سال ۱۴۰۱ با کاهش ۱۳ درصدی روبه رو بود. این درحالی است که سهم ارائه خدمات به خانوار ایرانی در فضاهای خدماتی کوچک‌تر (ازجمله اقامتگاه‌های بوم‌گردی یا خانه مسافرها) در کشور نسبت به هتل‌ها بیشتر است.

    بنابراین برنامه‌ریزی جهت به‌کارگیری ظرفیت کامل هتل‌های سطح متوسط و پایین از یک‌سو و استفاده از ظرفیت‌های اقامتگاه‌های بوم‌گردی به‌منظور بهره‌برداری دهک‌های پایین و متوسط، امری ضروری است. همچنین توسعه اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت با سطوح خدماتی متفاوت می‌تواند گزینه‌های ممکن را در اختیار اقشار مختلف باشد.

    بر این اساس معافیت‌های مالیاتی و کاهش هزینه‌های حامل‌های انرژی با تأکید بر واحدهای اقامتی و هتل‌های مخاطب قشر متوسط و پایین سبب کاهش هزینه‌های جاری اقامتگاه هدف و درنهایت امکان ارائه تخفیف‌های ویژه و افزایش سطح اشغال آنها خواهد شد.

    همچنین با استفاده از ارائه منابع یارانه سفر به افراد کم‌برخوردار به تناسب سطح درآمدی و دهک‌های درآمدی هم گردش مالی صنعت افزایش پیدا می‌کند و هم اطمینان از تحقق هدف که افزایش گردشگری (سفر) مردم است بالا می‌رود.

    بر اساس گزارش هزینه و درآمد خانوار کل کشور مرکز ملی آمار، در سال ۱۴۰۲ هزینه تمام‌شده یا بهای تولید و ارائه خدمات تأمین مکان و غذا در یک سال منتهی به بهار سال ۱۴۰۲ نسبت به‌مدت مشابه سال گذشته ۱۱۳.۱ درصد رشد داشته است. این میزان رشد قیمت تمام‌شده بخش خدمات اثر مستقیم بر قیمت مصرف‌کننده خدمات ازجمله بالا رفتن هزینه‌های سفر دارد و عملاً باعث شده تا بسیاری از خانوارهای دهک‌های پایین جامعه از رفتن به سفر محروم شوند.

    در تابستان سال ۱۴۰۲ با افزایش قیمت بلیت هواپیما و کمیاب شدن آن، فشار هزینه‌های سفر برای خانوار دهک‌های متوسط و بالا هم بیشتر شده که این امر سبب می‌شود بخش گردشگری و خدماتی کشور دچار آسیب‌های جدی شوند و بسیاری از دهک‌های برخوردار نیز ناچار به تغییر الگوی سفر و یا محرومیت از آن شوند.

    بررسی نسبت هزینه‌های تفریح و سرگرمی به هزینه کل در سبد مصرفی خانوارهای شهری نشان می‌دهد طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ این نسبت با کاهش قابل‌توجهی روبه‌رو بوده است. در این شرایط گردشگری داخلی تحت‌تأثیر روند منفی هزینه‌های تفریح و سرگرمی قرار گرفته، به‌طوری‌که سهم هزینه‌های مربوط به تفریح و سفر از ۰.۷۱ درصد سال ۱۳۹۰ به ۰.۳۴ در سال ۱۳۹۹ و به ۰.۳۸ در سال ۱۴۰۰ رسیده است. طی دو سال بحران کرونا به‌دلیل محدودیت‌های کرونایی خانوارها کمتر سفر رفته‌اند و کمتر به امور تفریحی پرداختند، این میزان حتی در سال ۱۳۹۸ حدود ۰.۵۴ درصد بوده است.

  • نبض سفر خانوارها کند شد

    نبض سفر خانوارها کند شد

    به گزارش اقتصادران،  «سفر» از سبد هزینه جمع قابل توجهی از خانوارها حذف شده است. نتایج نظرسنجی در شبکه‌های اجتماعی درباره «تعداد مسافرت‌ها» و همچنین «محل اقامت مسافران» نشان می‌دهد، فقط ۱۵درصد از نظردهنده‌ها در یک‌سال اخیر، بیش از ۲بار سفر رفته‌اند. بوم‌گردی، کمترین و خانه اجاره‌ای بیشترین سهم از محل اقامت را دارد. آمار رسمی کشوری نیز می‌گوید، هزینه سفر و تفریح خانوارها نسبت به نیمه دهه۹۰ نصف شده است. معاون سابق گردشگری پیامدهای اقتصادی و اجتماعی فقر سفر را تشریح کرد.

    نبض سفر خانوارها در کشور بر اساس یک جامعه آماری از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی ها بیانگر «خروج بزرگ» از بازار تفریح و گردشگری است. نتایج این نظر‌سنجی حاکی از آن است که نزدیک به نیمی از نظردهنده‌‌ها یعنی 44‌درصد در سال‌جاری حتی یک بار هم سفر نرفته‌‌اند. علاوه بر این از جمع 56 درصدی کسانی که سفر کرده‌‌اند 15‌درصد اقامت‌‌شان در «چادر» بوده و 22‌درصد برای کاهش هزینه و پرداخت اشتراکی اقامت در خانه‌‌های اجاره‌‌ای ساکن شده‌‌اند.

    شش‌درصد از این میزان هم اقامتگاه‌‌های بوم‌‌گردی را انتخاب کرده‌‌اند که نشان از بازار متزلزل این حوزه دارد. اگر جامعه آماری نظرسنجی مقیاسی از وضع موجود کل بازار سفر باشد در این صورت می‌توان گفت، بخش قابل‌توجهی از خانوارها توان مسافرت رفتن ندارند.  روزنامه «دنیای‌اقتصاد» در هفته اخیر یک نظرسنجی در شبکه‌‌های اجتماعی خود در تلگرام و اینستاگرام با دو پرسش را مطرح کرد: «شما به همراه خانواده‌‌تان از ابتدای 1402 تاکنون چند بار سفر کرده‌‌اید» و «محل اقامت شما در سفر کجا بوده است». نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که 44‌درصد یعنی نزدیک به نیمی از پاسخ‌‌دهندگان حتی یک سفر هم نداشته‌‌اند. در مقابل 15‌درصد بیش از دو بار سفر کرده و نبض گردش و تفریح مطابق استانداردهای جهانی در زندگی‌‌‌شان تپیده است. (بر اساس پژوهش‌‌های منتشر شده در استاندارد جهانی برای خانوارها حداقل سه سفر در یک سال است.)

    آمارهای مرتبط با اقامت و تفریح هم بر اساس این نظرسنجی نشان می‌دهد 22‌درصد یعنی نزدیک به یک‌چهارم از پاسخ‌‌دهندگان خانه‌‌های اجاره‌‌ای را برای اقامت برگزیده‌‌اند. این مقوله نشان می‌دهد سفرهای گروهی خانوادگی یا دوستانه مدنظر توریست‌‌ها بوده و آنها ترجیح داده‌‌اند با تقسیم کردن مبلغ اقامت به واسطه تورم در بازار سفر، ‌‌ هزینه‌‌هایشان را کاهش دهند. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد 15‌درصد از چادر به عنوان محل اقامت بهره گرفته‌‌اند. انتخاب چادر به عنوان بی‌‌کیفیت‌‌ترین محل اقامت‌‌ به واسطه ارزان‌‌ترین گزینه، البته تبعاتی را هم برای آلودگی محیط‌زیست و هم برای جامعه میزبان گردشگر (به لحاظ ایجاد مشکل در تردد و منظر شهری) به دنبال دارد که در چند گزارش در ماه‌‌های اخیر به آنها پرداخته شده است.

    نتایج این نظرسنجی همچنین نشان از استقبال 6 درصدی از بوم‌‌گردی‌‌‌‌ها دارد. از آنجا که صاحبان بوم گردی‌‌ها غالبا جامعه بومی و محلی در شهرها و روستاهای کوچک هستند‌‌، نتایج این نظرسنجی زنگ هشداری برای متولی توریسم برای خروج این گروه از شاغلان از بازار گردشگری با ادامه این روند است. 12‌درصد از پاسخ‌‌دهندگان نیز گزینه ویلای شخصی را انتخاب کرده‌‌اند که احتمالا همان 15 درصدی هستند که بیش از دو بار سفر کرده‌‌اند.

    سهم تفریح و سرگرمی از کل سبد هزینه خانوار

    آمارهای مرکز آمار از حذف سفر

    مرکز آمار ایران در گزارشی که اخیرا منتشر کرد از افت چشمگیر سهم سفر در سبد هزینه سالانه خانوارها در کشور از سه‌درصد در سال 1396 (پیش از شروع عصر تورم بالا) به 1.6 در سال 1401 خبر داد. این سهم نشان می‌دهد با افزایش هزینه‌‌های زندگی به‌ویژه خوراک و مسکن به عنوان موارد غیرقابل حذف در سبد هزینه خانوار، ‌‌ سهم توریسم تقریبا به نصف کاهش یافته است. علاوه بر این گزارشی که اتاق بازرگانی تهران نیز منتشر کرد حکایت از آن داشت که هر خانوار تهرانی در طول سال تنها می‌تواند 5.5 میلیون تومان برای سفر و تفریح و رستوران هزینه کند که در خوش‌بینانه‌‌ترین حالت تنها هزینه یک سفر خواهد بود.

    روایت معاون سابق گردشگری از رکود سفر

    ولی تیموری معاون گردشگری سابق وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بیان می‌کند: فارغ از نظرسنجی‌‌‌‌ها و پژوهش‌‌های انجام شده درباره سفر ایرانی‌‌ها، می‌توان کاهش حجم سفرها را در جامعه حس کرد که این امر تبعات اجتماعی و اقتصادی در جامعه خواهد داشت‌‌، تبعاتی که نه خوشایند مسوولان است و نه فعالان حوزه توریسم.

    تیموری با اشاره به سفر «ارزان» به عنوان یکی از برنامه‌‌های متولی گردشگری می‌‌گوید: زمانی که از سفر ارزان صحبت می‌‌کنیم به معنای کاهش کیفیت سفر نیست. سفر ارزان به این معناست که دولت مجموعه برنامه‌‌هایی را طراحی کرده و سوبسیدهایی را در نظر می‌گیرد که هم گردشگر امکان سفر باکیفیت را داشته باشد و هم فعال حوزه توریسم نیاز نباشد پایین‌‌تر از قیمت خدماتش را عرضه کند. با این حال در ایران به نظر می‌رسد چنین امکانی در حال حاضر وجود ندارد.  تبعات کاهش سفر در ایران از دیگر موضوعاتی بود که معاون سابق گردشگری وزارت میراث فرهنگی و گردشگری به آن توجه کرد. او در این زمینه بیان می‌کند: افراد با اهداف مختلفی نظیر پر کردن اوقات فراغت، رفع استرس‌‌ها‌‌، جدا شدن از زندگی روزمره و … سفر می‌کنند، بنابراین به شکل منطقی با کاهش سفر این اهداف نیز محقق نخواهد شد.

    به گفته تیموری علاوه بر تبعات روانی و اجتماعی پایین آمدن نرخ سفر‌‌، خدمات گردشگری نیز از این موضوع تاثیر می‌‌پذیرد. او می‌گوید: بخشی از زیرساخت‌‌های حوزه توریسم توسط بخش خصوصی تامین می‌شود. با کاهش سفرها بخش خصوصی انگیزه خود برای سرمایه‌گذاری در این بخش را از دست می‌دهد و علاوه بر آن زیرساخت‌‌های موجود نیز دچار فرسودگی شده و تجهیزات‌‌شان به‌روز‌رسانی نمی‌شود.

    او می‌‌افزاید: با کاهش درآمدها میزان ماندگاری گردشگر در یک مقصد نیز کم می‌شود. به عنوان مثال اگر پیش‌تر توریست سه یا چهار شب در یک مقصد اقامت داشت، این عدد به یک تا دو شب می‌‌رسد. علاوه بر این انتخاب محل اقامت نیز دچار تغییر شده و از هتل سه ستاره به هتل دو یا یک ستاره یا اقامتگاه گردشگری می‌رود، ‌‌ هر چند که شاهدیم خانه‌‌ اقوام و خانه‌‌های اجاره‌‌ای جایگزین این موارد شده‌‌اند. استفاده از وسیله نقلیه شخصی به جای حمل‌ونقل عمومی، افزایش چادرخوابی و پارک‌‌خوابی و… از دیگر تبعات افت گردشگری داخلی به گفته تیموری است. او می‌افزاید: با ادامه این روند شاهد تعدیل نیروی انسانی فعال در بخش خدمات گردشگری و پایین آمدن کیفیت در این حوزه خواهیم بود که در نهایت کیفیت توریسم در ایران را تحت‌‌الشعاع خود قرار می‌دهد. او می‌‌گوید: متولی گردشگری باید به شکل اورژانسی به فکر راهکاری برای توسعه گردشگری داخلی باشد. آغاز سال نو شمسی و نوروز در پیش است، در این بازه زمانی ما اوج سفرها را خواهیم داشت و از همین الان باید فکری کرد که بخش بزرگی از شهروندان ایرانی بتوانند سفر کنند و از مزایای آن بهره ببرند.

    پیامدهای اجتماعی کاهش سفر از زبان ایمانی جاجرمی

    حسین ایمانی‌جاجرمی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه در زندگی اقتصادی و اجتماعی شهری امروز بخش خدمات یکی از بخش‌‌های مهم به حساب می‌‌آید، می‌‌گوید: ما در عصر پسافوردیسم هستیم. در این عصر عمرکارخانه‌‌‌‌ها و اداره‌‌های بزرگ دولتی تمام شده و سهم عمده‌‌ای از بار اشتغال روی دوش بخش خدمات نظیر کافه‌‌ها، رستوران‌‌ها، ‌‌ هتل‌‌ها و… قرار دارد. او با بیان اینکه اگر به دنبال توسعه اقتصادی در سطح شهری و کشوری هستیم باید بخش خدمات آن را جدی بگیریم‌‌، می‌‌افزاید: چنانچه برنامه‌ای برای این بخش نداشته باشیم شکوفایی شهر و زیرساخت‌‌های مرتبط با آن اتفاق نمی‌‌افتد، از این روست که باید در سیاست‌‌های کلان، این بخش را جدی گرفت و به آن توجه کرد.

    به گفته این استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تفکر مقامات و مسوولان در ایران همچنان بر پایه مدل‌‌های کلاسیک اقتصاد است. او می‌گوید: بر اساس این دیدگاه کارخانه‌‌های بزرگ و نهادهای دولتی و شبه دولتی که توان استخدام گسترده داشته باشند اهمیت دارند. این در حالی است که در شرایط کنونی نه توجیهی برای آنها وجود دارد و نه ما دارای منابع اقتصادی برای تشکیل‌‌شان هستیم. در مقابل بخش خدمات شهری باید جدی گرفته شود. او یکی از مولفه‌‌های تمایزگذاری میان زندگی مدرن نسبت به زندگی سنتی را به مقوله «فراغت» و «تفریح» مرتبط می‌‌داند و اضافه می‌کند: در زندگی مدرن گرچه فرد از رفاه بیشتری برخوردار است اما در کنار آن تنش‌ها و پیچیدگی‌‌های بیشتر را هم در سبک زندگی‌اش تجربه می‌کند. برای جبران این تنش‌‌ها انسان مدرن نیاز به فراغت دارد و یکی از فعالیت‌‌هایی که در دوران فراغت انجام می‌شود سفر است.

    ایمانی‌جاجرمی ادامه می‌دهد: سفر اگر در قالب دوستانه و خانوادگی باشد می‌تواند مشکل انزوا و تنهایی را حل کند. با ابزارهای ارتباطی مدرن شهروندان در غار تنهایی خود هستند و فرصت‌‌هایشان برای بودن در کنار هم محدود شده است. رابرت پاتنام جامعه‌‌شناس ایتالیایی در یکی از آثار خود به نقش تلویزیون در کاهش نقش سینما و تئاتر و سایر برنامه‌‌های جمعی اشاره کرده بود، او امروز اذعان می‌کند با ورود تلفن‌‌های همراه جمع شدن خانواده در کنار هم به واسطه دیدن یک برنامه تلویزیونی خود بدل به یک آرزو شده است.

    این استاد دانشگاه معتقد است سفر را نباید تنها در چارچوب یک فعالیت تفریحی دید، بلکه توریسم می‌تواند راه‌حلی برای مسائل مردم باشد. ایمانی جاجرمی توضیح می‌دهد: متاسفانه در ایران سرمایه‌گذاری چندانی برای هتل‌‌داری، غذاخوری‌‌ها یا رستوران‌‌های غذای ارزان یا تفریحات عام نکرده‌‌ایم و همین موضوع فرصت‌‌های گردشگری را محدود کرده است. از سوی دیگر فرهنگی در جامعه و در کلان‌شهر تهران حاکم شده که سفر را به شمال و چند مقصد محدود می‌‌دانند، این در حالی است که در کشوری هستیم که تنوع جغرافیایی قابل‌توجهی دارند هر چند زیرساخت‌‌ها برای رسیدن به آنها محدود است.

    او از قطار به عنوان یکی از این زیرساخت‌‌ها نام می‌‌برد و می‌افزاید: توسعه شبکه حمل‌ونقل ریلی در ایران محدود است و همین باعث شده دسترسی به برخی مناطق چندان آسان نباشد. به گفته ایمانی‌جاجرمی در کشورمان طبقه مرفه مشکلی در سفر داخلی و خارجی ندارد، ‌‌ او می‌‌گوید: با این حال کسانی که در این طبقه قرار دارند معدود هستند. در مقابل اکثریت جامعه درآمد متناسب ندارند و امکان گردش ارزان و باکیفیت نیز برایشان مهیا نیست. همین موضوع سبب می‌شود تجدید قوا و روحیه برای زندگی و شاداب بودن برای جمع بزرگی از ایرانی‌‌ها فراهم نباشد و آنها فرصت آشنایی با فرهنگ‌‌های مختلف در کشورمان را از دست بدهند.