برچسب: سفر شمال

  • تابستان تمام شد و ویلاها روی دست دلالان ماند / مسافران شهرهای شمالی، چادرخوابی را به اجاره ویلاهای گران ترجیح دادند

    تابستان تمام شد و ویلاها روی دست دلالان ماند / مسافران شهرهای شمالی، چادرخوابی را به اجاره ویلاهای گران ترجیح دادند

    به گزارش اقتصادران، تابستان امسال با گرانی اجاره ویلا در شهر‌های استان‌های شمالی کشور به پایان رسید. امسال بنا بر اظهار نظر صاحبان خانه‌ها در شهر‌های شمالی کشور، تقاضا برای اجاره بسیار کاهشی بوده است به طوری که مسافران عزیمت کرده به این شهرها، خواب در چادر یا ماشین را به اجاره خانه ترجیح داده‌اند.

    گرانی بیش از ۱۰۰ درصدی اجاره خانه در این شهر‌ها وضعیت مسافران در این خطه را تغییر داده است. یاسر احمدی یکی از صاحبان تور‌های مسافری در همین خصوص به اقتصاد ۲۴ گفت: امسال سال بسیار عجیبی برای شرکت‌ها و تور‌های مسافری بود. چراکه گرانی اجاره آنقدر بالا بود که مسافران کمتر به فکر اجاره خانه و ویلا در این استان‌ها می‌افتادند.

    به گفته احمدی؛ عمدتا صاحبان خانه در این شهر‌ها ویلاهایشان را با قیمت‌های بالا اجاره می‌دانند و معتقد بودند که در نهایت باید هزینه برق و آب وسایر وسایل‌های رفاهی و خدماتی را با قیمت بالاتر از سال گذشته پرداخت کنند.

    این فعال صنعت گردشگری ادامه داد: امسال هزینه‌ها بسیار بالا رفت و همین باعث شد که هزینه‌های کرایه خانه و ویلا به مراتب نسبت به سال گذشته بیش از ۱۰۰ درصد گران‌تر شود.

    افزایش ۵۰ درصدی قیمت مصالح ساختمانی

    احمدی می‌گوید: بازار ویلاسازی و خرید و فروش ویلا در مناطق شمالی کشور، به خصوص در شهر‌های ساحلی همچون نوشهر، محمودآباد و بابلسر، شاهد افزایش قیمت‌های چشمگیری بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که در برخی مناطق، قیمت ویلا‌ها نسبت به سال گذشته تا بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است. این رشد قیمت که بخشی از آن به تورم عمومی، افزایش ۵۰ درصدی قیمت مصالح ساختمانی (از جمله سیمان، آهن و گچ) و هزینه‌های سرسام‌آور حمل و نقل نسبت داده می‌شود، همچنین تحت تاثیر افزایش تقاضا و سرمایه‌گذاری‌های سفته‌بازانه در این مناطق قرار دارد.

    وی ورود سرمایه‌های سرگردان به بخش املاک و مستغلات، به ویژه در شمال کشور را یکی از عوامل اصلی تشدید این گرانی‌ها دانست و گفت: این روند، خرید ویلا را برای اقشار متوسط و حتی بخشی از طبقه مرفه جامعه دشوارتر کرده است، به طوری که بسیاری از خریداران بالقوه، از توان مالی لازم برای ورود به این بازار برخوردار نیستند. در نتیجه، ممکن است این افزایش قیمت‌ها به مرور زمان، جذابیت این مناطق را برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت کاهش دهد و یا منجر به رونق بازار اجاره ویلا شود. با این حال، همچنان تقاضا برای خرید ویلا در شمال بالاست و به نظر می‌رسد این روند افزایشی تا اطلاع ثانوی، با توجه به چالش‌های اقتصادی و محدودیت‌های عرضه، ادامه داشته باشد.

    احمدی در ادامه توضیح داد: فعالان این بازار با خرید انبوه ویلا‌ها و زمین‌ها و نگهداری آنها برای مدت کوتاه، با هدف فروش با قیمت بالاتر، به طور مصنوعی بر قیمت‌ها فشار می‌آورند. این چرخه، که از آن به عنوان سفته‌بازی یاد می‌شود، باعث می‌شود قیمت‌ها سریع‌تر از تورم واقعی و توان خرید مردم افزایش یابد. در نتیجه، این روند، خرید ویلا را برای اقشار متوسط و حتی بخشی از طبقه مرفه جامعه دشوارتر کرده است، به طوری که بسیاری از خریداران بالقوه، از توان مالی لازم برای ورود به این بازار برخوردار نیستند. در چنین شرایطی، ممکن است این افزایش قیمت‌ها به مرور زمان، جذابیت این مناطق را برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت کاهش دهد و یا منجر به رونق بازار اجاره ویلا شود. با این حال، همچنان تقاضا برای خرید ویلا در شمال بالاست و به نظر می‌رسد این روند افزایشی تا اطلاع ثانوی، با توجه به چالش‌های اقتصادی و فعالیت سوداگران، ادامه داشته باشد.

    گرانی ساخت؛ گرانی اجاره ویلاها

    گزارش‌ها حاکی از آن است که در برخی مناطق، قیمت ویلا‌ها نسبت به سال گذشته تا بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است. این رشد قیمت، که بخشی از آن به تورم عمومی، افزایش حدوداً ۵۰ درصدی قیمت مصالح ساختمانی و هزینه‌های سرسام‌آور حمل و نقل نسبت داده می‌شود، همچنین تحت تاثیر افزایش تقاضا و فعالیت پررنگ سوداگران و دلالان املاک قرار دارد. همین موضوع بر قیمت اجاره خانه و ویلا‌ها تاثیرگذار است.

  • سریال تکراری ترافیک جاده های شمالی و آچمز همیشگی ملت! / پشت پرده شایعه «زیتون‌فروش‌ها» تا واقعیت تلخ زیرساخت‌های گمشده

    سریال تکراری ترافیک جاده های شمالی و آچمز همیشگی ملت! / پشت پرده شایعه «زیتون‌فروش‌ها» تا واقعیت تلخ زیرساخت‌های گمشده

    به گزارش اقتصادران، تعطیلات نیمه دوم شهریور امسال، درست مثل سال گذشته، جاده‌های منتهی به شمال کشور را به صحنه‌ای آشنا بدل کرد؛ صف‌های چند ده کیلومتری خودرو‌هایی که ساعت‌ها در گرمای روز و سرمای شب در حرکت لاک‌پشتی گرفتار بودند. مسافرانی که از تهران و شهر‌های مرکزی ایران، راهی گیلان و مازندران شده بودند، این بار نیز ناچار شدند بین هشت تا دوازده ساعت در راه بمانند تا به مقصدی برسند که قرار بود «چند روز آرامش» را برایشان به ارمغان بیاورد.

    این روند البته در ماه‌های اخیر بار‌ها تکرار شده است و شاید کمتر کسی ترافیک نوروز ۱۴۰۴ و بدتر از آن راهبندان و ترافیک جهنمی در روز‌های آغازین جنگ ۱۲ روزه را از یاد برده باشد.

    به فاصله ۲۴ ساعت پس از آغاز حملات رژیم اسرائیل به ایران بود که تقریبا همه جاده‌های تهران به سمت دو استان شمالی کشور از شدت ترافیک مسدود شد و البته که بحران بزرگ زیرساخت و آسیب‌های محیط زیستی پس از پایان جنگ همچنان بر پیکر گیلان و مازندران بر جای ماند.

    از سوی دیگر افزایش عجیب و بدون برنامه تعطیلی استان تهران به دلیل بحران برق و انرژی نیز چنان باری مضاعف بر سر دو استان شمالی سرریز شد آن هم در حالی که اساسا این دو استان دیگر توان و ظرفیت پذیرش گردشگری این گونه بی سامان را نداشته و ندارند.

    شایعه‌ای بی بنیاد علیه مردم یک شهر شمالی

    اما در میانه این راه‌بندان تازه در آخرین تعطیلات شهریور بود که شایعه‌ای عجیب دهان به دهان چرخید: این‌که ترافیک سنگین جاده رودبار–رشت نتیجه تصادف ساختگی بوده که فروشندگان زیتون در شهر رودبار به عمد ایجاد کرده‌اند تا مسافران در منطقه متوقف شوند و خریدی از مغازه‌های کنار جاده داشته باشند! شایعه‌ای که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت، خشم مسافران خسته را برانگیخت و حتی به سوژه‌ای طنزآمیز در فضای مجازی بدل شد.

    جالب این جاست شایعه چنان بی بنیاد بود که حتی بسیاری که برای سال‌ها از منتقدان روند ساخت و ساز اتوبان منجیل به رشت و دور زدن شهر رودبار نیز بودند را به واکنش واداشت که مساله هیچ تصادف ساختگی نیست، مساله بحران کشش جاده و زیر ساخت هاست که اصلا توان تحمل این حجم و اندازه از خودرو و مسافر و گردشگر را ندارد.
    در حقیقت حتی منتقدان همیشگی رفتارهای مسئولان شهر رودبار (از جمله نگارنده همین گزارش که در گزارش دیگری به این موضوع پرداخته است) نیز اذعان داشتند مساله هیچ تصادفی نیست، بحران زیر ساخت و نبود مسیر برای چنین تعداد خودرویی است.

    کار شایعه چنان بالا گرفت که در نهایت پلیس راهور فراجا همان شب به شایعه واکنش نشان داد. به گزارش اقتصاد ۲۴، سرهنگ احمد کرمی‌اسد، رئیس پلیس راه، قاطعانه اعلام کرد: «این موضوع واقعیت ندارد. هیچ تصادف ساختگی در کار نبوده است. دلیل اصلی ترافیک، حجم بی‌سابقه سفر بود.»

    رئیس پلیس راه راهور فراجا با رد شایعه مورد نظر هم چنین گفت: «موضوعی که مطرح شد، واقعیت ندارد. دلیل اصلی ترافیک چند ده کیلومتری در جاده رودبار– رشت، افزایش تقاضای سفر بود. از سه‌شنبه ۱۸ شهریور تا صبح جمعه ۲۱ شهریور، حدود ۳۵۰ هزار وسیله نقلیه در این مسیر به سمت گیلان حرکت کردند. این حجم خودرو در بازه‌ای محدود، بیش از ظرفیت جاده بود و کشش راه اجازه عبور همزمان همه خودرو‌ها را نمی‌داد.»

    مساله این جاست که آمار رسمی نیز این گفته را تأیید می‌کرد، چنان که از ۱۸ تا ۲۱ شهریور، بیش از ۳۵۰ هزار وسیله نقلیه وارد محور رودبار–رشت شده‌اند، در حالی‌که ظرفیت این جاده حداکثر ۱۰۰ هزار خودرو است. این آمار بدان معناست که یعنی سه برابر بیش از توان کشش مسیر، خودرو وارد این مسیر شده و نتیجه این که نقطه بحرانی بین رودبار تا امامزاده هاشم شکل گرفت و کل محور را قفل کرد.

    هزینه‌های پنهان ترافیک؛ از بنزین تا وقت تلف‌شده

    در یک راه‌بندان چند ساعته، هر خودرو دست‌کم چند لیتر بنزین می‌سوزاند بی‌آن‌که حرکتی به جلو داشته باشد. اگر فقط به همین موج سفر اخیر نگاه کنیم، صد‌ها هزار خودرو در مسیر ماندند؛ یعنی میلیون‌ها لیتر بنزین در ترافیک مصرف شد، بنزینی که یارانه‌ای است و بخش عمده آن از جیب دولت و مردم می‌رود.

    افزون بر این، استهلاک خودروها، فشار روانی بر مسافران، خستگی رانندگان و حتی تصادفات ناشی از کلافگی، همه جزئی از هزینه‌های پنهان این سفرهاست. زمان از دست‌رفته را هم باید به حساب آورد: صد‌ها هزار نفر که به جای لذت بردن از تعطیلات، ساعت‌ها عمر خود را در جاده‌های قفل‌شده تلف کردند. این هزینه نامرئی، به اندازه میلیارد‌ها تومان بنزین ارزش دارد.

    زیرساخت‌های گمشده؛ شمال کشش این حجم سفر را ندارد

    مسئله اصلی، اما حتی عمیق‌تر است. این حجم از سفر‌های متمرکز به شمال ایران نشان می‌دهد که زیرساخت گردشگری در کشور دچار ناتوانی مزمن است، چنان که نه تنها ظرفیت جاده‌ها متناسب با موج سفر‌ها نیست، بلکه خدمات رفاهی و اقامتی هم عقب‌تر از نیاز مسافران قرار دارد.

    در همین حال جلالی‌نژاد، فعال حوزه گردشگری، در گفت‌وگویی به این موضوع اشاره کرده و گفته بود که «زیرساخت برای گردشگری جزو اولویت‌هاست. هر چقدر این زیرساخت‌ها ایجاد و تکمیل شود، مشکلات کمتری در خصوص راه‌ها، وسایل حمل‌ونقل و مجتمع‌های خدمات رفاهی رخ می‌دهد.»

    به گفته او، یکی از مشکلات بزرگ گردشگری داخلی، توزیع نامتوازن آن است. در بیشتر تعطیلات، همه مسیر‌ها به چند نقطه محدود ختم می‌شوند؛ شمال برای طبیعت و قم و مشهد برای زیارت. همین تمرکز، باعث می‌شود یک استان زیر بار جمعیتی چندبرابر ظرفیت خود فرو برود.

    جلالی‌نژاد یادآور شده بود که تجربه استفاده از ظرفیت استان‌های همجوار در ایران تقریباً مغفول مانده و او می‌گوید که «وقتی قم در نیمه‌شعبان از زائر پر می‌شود، باید استان‌های اطراف وارد عمل شوند. همین مدل را می‌توان برای شمال هم پیاده کرد. در حالی‌که بسیاری از استان‌های مرکزی در همین فصل آب‌وهوایی مناسب دارند، اما ناشناخته مانده‌اند.»

    در این میان، اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا آسیب‌های مکرر محیط‌زیستی باشد که سال‌هاست گریبان گیلان و مازندران را گرفته است. به گزارش اقتصاد ۲۴، حجم بالای گردشگران، بدون مدیریت و آموزش کافی، شمال را به انباری از زباله بدل کرده است. جنگل‌های انبوه هیرکانی و سواحل خزر، در هر تعطیلات با کوهی از بطری‌های پلاستیکی، قوطی‌های فلزی، سفره‌های یک‌بار مصرف و کیسه‌های پلاستیکی روبه‌رو می‌شوند. این پسماند‌ها نه تنها ظاهر طبیعت را مخدوش می‌کنند، بلکه وارد خاک و رودخانه‌ها شده و اکوسیستم را مختل می‌سازند.

    ماجرای دفن زباله در سراوان گیلان یک نمونه آشکار از این بحران است؛ کوهی از زباله که دهه‌هاست در دل جنگل انباشته می‌شود و شیرابه‌های آن به سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌ها نفوذ کرده است و یا ورود زباله‌های شهری به دریای خزر که آلودگی ساحل و مرگ آبزیان را به دنبال دارد. در تمام این سال‌ها هیچ بودجه مشخص و مصوبی برای جمع آوری این زباله‌ها و یافتن راهکاری صرف نشده است.

    در حقیقت اکنون گیلان به عنوان پربارش‌ترین استان کشور، به دلیل آلودگی شدید سفره‌های آب زیرزمینی خود با بحران آب مواجه شده است. بحرانی که شاید کمتر کسی در مورد دستکم دو استان شمالی کشور چنین تصوری از آن داشت، اما حالا هر دو این استان‌ها درگیر بحران آبی و مازندران حتی فرونشست زمین شده است.

    از سوی دیگر، فشار بی‌رویه برای ساخت‌وساز ویلا و تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی، جنگل‌ها و شالیزار‌های شمال را به‌شدت تهدید کرده است. کارشناسان محیط‌زیست هشدار داده‌اند که در صورت ادامه این روند، ظرفیت زیستی شمال ایران به سرعت کاهش خواهد یافت و آن‌چه باقی می‌ماند، شهری پر از برج و پلاستیک به جای طبیعت بکر خواهد بود.

    این همه نیز در حالی است که به گزارش اقتصاد ۲۴، بحران پسماند در گیلان و مازندران سال‌هاست به مرز هشدار رسیده است؛ به‌گونه‌ای که فقط در استان مازندران روزانه بین سه تا سه‌ هزار و پانصد تن زباله تولید می‌شود و در ایام اوج سفر مانند نوروز و تعطیلات تابستانی این رقم از چهار هزار تن هم فراتر می‌رود.

    این حجم زباله، که حدود ۷۵ درصد آن نیز‌ تر است و تفکیک در مبدأ انجام نمی‌شود، نه‌تنها عرصه‌های طبیعی را بلعیده بلکه بنا بر برآورد رسمی سالانه حدود ۷۰ هزار میلیارد ریال خسارت مستقیم به طبیعت استان وارد می‌کند.

    هم اکنون نیز بنا به گزارش‌های موجود دست‌کم ۲۰۰ هکتار از جنگل‌ها و اراضی طبیعی مازندران امروز در تسخیر انباشت زباله قرار گرفته و در کنار آن، معضل زباله‌های عفونی نیز وضعیت را بحرانی‌تر کرده است؛ چنان که به‌طور میانگین روزانه بیش از ۲۰ تن زباله پزشکی و بیمارستانی در استان تولید می‌شود که در ایام پیک مسافر به ۳۰ تن می‌رسد.

    انباشت و دفن غیرمهندسی این پسماند‌ها در مناطقی، چون سراوان گیلان یا سواحل خزر، رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی را آلوده کرده و با ورود شیرابه‌ها به اکوسیستم، حیات‌وحش و حتی سلامت انسانی را تهدید می‌کند؛ و در نتیجه این چرخه، شمال ایران است که به جای «بهشت گردشگری» در حال تبدیل‌شدن به انبار زباله‌ای عظیم است.

    چرا فقط شمال؟

    اما در این میان پرسش اساسی دیگری نیز وجود دارد؛ چرا با وجود همه این مشکلات، مسافران ایرانی همچنان با اولین تعطیلی تقویم راهی شمال می‌شوند؟ بخشی از پاسخ در عادت فرهنگی و نوعی نوستالژی جمعی نهفته است؛ «شمال» در ذهن بسیاری از ایرانیان مترادف است با تعطیلات؛ اما بخش مهم‌تر به نبود معرفی و تبلیغ مقاصد جایگزین بازمی‌گردد. بسیاری از مسافران اصلاً نمی‌دانند در چند کیلومتری اطراف تهران، ده‌ها منطقه خوش‌آب‌وهوا با جنگل‌ها و روستا‌های دیدنی وجود دارد.

    تجربه موفق کاشان در فصل گلاب‌گیری نشان داد که معرفی درست یک جاذبه می‌تواند بار سفر را توزیع کند. اما در حوزه گردشگری طبیعت، چنین سیاستی جدی گرفته نشده است. به همین دلیل، با هر تعطیلی، فقط یک مقصد به ذهن مردم می‌رسد: شمال و جاده چالوس.

    مساله این جاست که در جهان امروز با چند کلیک و تنها یک جست‌وجوی ساده تصاویر جذاب و دیدنی از جای جای ایران بنا به فصل خاص مدنظر قابل مشاهده است. تصاویری از مناطق مختلفی که شاید ندانیم تنها چند دقیقه یا چند ساعت با آن فاصله داریم. مقاصدی که کافی است یکبار در زمان مناسب سری به آن بزنیم تا یکی از مسافران دائمی آن باشیم. به همین دلیل هم اولین انتخاب با برخورد اولین تعطیلی فقط شمال است و بس.

    از سوی دیگر در سال‌های اخیر گلایه‌ها درباره افزایش قیمت‌ کالاها و  خدمات در استان‌های شمالی رو به افزایش است و عجیب این که همین مسافران همیشه شاکی و گلایه‌مند باز هم حاضر نیستند به استان‌های خوش آب و هوایی، چون کرمانشاه و اردبیل و آذربایجان و حتی کردستان و ملایر بروند که به قطع هزینه‌های مسکن و اقامت در آنان تا ۵۰ درصد کمتر از استان‌های شمالی است. هم چنین از نظر طبیعت بکر و زیبایی‌ها نیز تقریبا همه این استان‌ها طبیعت و جغرافیایی مشابه شمال ایران دارند (البته به جز فاکتور گرفتن از عنصر دریاچه خزر که این روز‌ها از همیشه بدحال‌تر است).

    آینده‌ای مبهم برای گردشگری شمال

    مساله این جاست که تعطیلات شهریور ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که ترافیک سنگین شمال، یک اتفاق مقطعی نیست، بلکه الگویی تکراری است که هر سال پررنگ‌تر می‌شود. هزینه‌های سنگین بنزین و زمان صرف‌شده، فشار روانی بر مسافران، نبود زیرساخت‌های کافی و آسیب‌های محیط‌زیستی، همه نشانه‌هایی هستند که حکایت از ناپایداری این مدل گردشگری دارند. شمال ایران روزگاری «بهشت گردشگری» کشور بود، اما امروز به‌تدریج در حال تبدیل شدن به قربانی توسعه‌نیافتگی است.

    اگر راهکاری اساسی برای توزیع سفرها، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و آموزش عمومی درباره حفاظت از محیط‌زیست اندیشیده نشود، این بهشت سبز به سرعت جذابیت خود را از دست خواهد داد و در نهایت، هم مسافران و هم میزبانان بازنده نهایی این چرخه تکراری خواهند بود.

  • قحطي بنزين در شهرهاي شمالي! / تکذیب و پاسکاری مسئولان در مورد صف های وحشتناک بنزین / مسافران در گیلان و مازندران گیر کرده اند؟

    قحطي بنزين در شهرهاي شمالي! / تکذیب و پاسکاری مسئولان در مورد صف های وحشتناک بنزین / مسافران در گیلان و مازندران گیر کرده اند؟

    به گزارش اقتصادران، يك تعطيلي مناسبتي ديگر در هفته دوم شهريورماه و ازدحام مسافران در شهرهاي شمالي، اين‌بار علاوه بر ترافيك كشنده در برخي مسيرها، به «ناياب»شدن و «كمياب»شدن بنزين در استان‌هاي مازندران و گيلان انجاميد. همزمان با تعطيلات مناسبتي هفته گذشته، موج جديدي از هجوم خودروهاي شخصي از پايتخت و شهرهاي مجاور به سمت شمال ايران شكل گرفت كه گرچه اتفاقي «تكراري» است؛ اما اين‌بار در ابعاد جديدي از حجم ترافيك و تامين سوخت خود را نشان داد.

    تعطيلات هفته گذشته مدت زمان سفر از پايتخت به استان‌هاي گيلان و مازندران را به گفته برخي مسافران تا 20 ساعت هم كشاند. برخي جاده‌هاي مواصلاتي مهم يكطرفه شدند و مسير جاده‌اي سه ساعته به مسيري 12 و 18 ساعته تبديل شد. از آن سو، در مقصد هم ازدحام و شلوغي جمعيت موج مي‌زد. قيمت اماكن اقامتي سر به آسمان زد و نان و برخي اقلام اساسي به يك‌باره در تعطيلات ناياب شد.

    اما اين‌بار نوع جديدي از «كميابي» و «نايابي» نيز با «سفرهاي تهاجمي» به شمال ايران همراه شد: بنزين! مطابق اظهارات مسوولان استاني مازندران، در هفته گذشته بيش از 21 ميليون گردشگر به اين استان وارد شده‌اند؛ مسافراني كه در نبود زيرساخت درست جاده‌اي و اقامتي، براي تفريح به دل جنگل‌هاي اين استان مي‌زدند، اما باقي گذاشتن زباله در جنگل‌ها سبب‌ساز آلوده كردن محيط زيست شده و تصاويري ناخوشايند از سفر درست كرده است. براي دانستن بزرگي عدد 21 ميليون سفر به مازندران با خودروي شخصي به اين موضوع دقت كنيد كه در نوروز امسال 13 ميليون سفر به اين استان انجام شده بود و در اين يك هفته ركورد عجيبي از سفر به اين استان جابه‌جا شده كه احتمالا بخشي از اين مسافران نيز به صورت «گذري»وارد استان مازندران شده‌اند. اما نكته نگران‌كننده، ركوردشكني مصرف سوخت در اين يك هفته آن هم در استان‌هاي شمالي بوده است. چنانكه به گفته كرامت ويس‌كرمي، مديرعامل شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي «روز دهم شهريور با ثبت مصرف ۱۴۲ ميليون ليتر بنزين، ركورد مصرف بنزين در كشور شكسته شد.

    همچنين روز يكشنبه، يازدهم شهريورماه مصرف بنزين به حدود ۱۳۸ ميليون ليتر رسيده است.» توجه داشته باشيد كه اوج سفرهاي مردم در تعطيلات نوروزي است و ميزان مصرف روزانه بنزين در نوروز 1403 به‌طور ميانگين به ۱۲۰ ميليون ليتر مي‌رسيد. چنانكه يازدهم فروردين ماه امسال كه مصرف بنزين به اوج خود رسيده بود، اين عدد به ۱۳۰ ميليون ليتر رسيد و حالا ركورد عجيب و غريبي شكسته شده است. اين در حالي است كه با «اشباع» شدن مازندران، از ميانه هفته گذشته موج مسافرت‌هاي تهاجمي به استان گيلان سرريز شد. همين الان كه اين گزارش نوشته مي‌شود (شامگاه جمعه 16 شهريور ماه) به گفته پليس راه، نزديك به 500 هزار خودرو از دهم تا 15 شهريور وارد گيلان شده‌اند و ترافيك ۱۲ كيلومتري در محور رشت- امامزاده هاشم شكل گرفته و در محدوده دوربرگردان سراوان نيز ترافيك ۹ كيلومتر طول دارد. انبوه مسافران در شهرهاي گيلان و مازندران، باعث شده كه پمپ‌بنزين‌ها با مشكلات فراواني روبه رو شوند.

    اوج اين مشكلات در روز چهارشنبه گذشته خود را نشان داد. چنانكه كانال تلگرامي «خبرفوري» در اين باره با اتكا به مشاهدات خود در استان گيلان نوشت: « از صبح چهارشنبه بيشتر پمپ‌بنزين‌هاي استان تعطيل شده‌اند. صف‌هاي طولاني‌مدتي در پمپ بنزين‌ها تشكيل شده و همهمه، شلوغي و ترافيك سنگيني در خيابان‌هاي مختلف تشكيل شده است. مردم محلي و مسافران در شهرهاي صومعه‌سرا، رشت، فومن، ماسال و… سرگردان شده‌اند. صف‌هاي ماشين‌هاي خالي جلوي پمپ‌بنزين‌هاي بسته تشكيل شده و مردم عصباني و سرگردان شده‌اند.» يك مسافر نيز در رابطه با وضعيت بنزين شهرهاي شمالي به خبرنگار اين رسانه گفته: «از صبح چهارشنبه بنزين ناياب شده است. من از صبح تا ظهر به ۴ پمپ بنزين در صومعه سرا، كسما، ضيابر و گوراب زرميخ رفتم اما همه تعطيل بودند و صف‌هاي طويلي در پمپ‌بنزين‌ها تشكيل شده بود. بسياري از مسافران نگران برگشت به خانه‌اند.

    آنها مي‌ترسند كه مجبور شوند تا چند روز در گيلان بمانند.» بر اساس گزارش مهر، شهروندان و مسافران غرب مازندران براي سوخت‌گيري، مسيرهاي كيلومتري طي مي‌كنند. به گفته متوليان امر ترافيك سنگين و نرسيدن نفتكش‌ها سبب غيرفعال شدن مقطعي برخي جايگاه‌ها شده است. ايرنا نيز گزارش داده كه در برخي مناطق غربي مازندران مشكل حادتر از گذشته شده و حتي كار به خاموش شدن خودروهاي شهروندان و مسافران در خيابان‌ها و معابر و تشكيل صف‌ شهرونداني با ظرف‌هاي خالي مقابل برخي جايگاه‌هاي سوخت كشيده شده است. اين خبرگزاري به نقل از تورج اماني مدير شركت پخش فرآورده‌هاي نفتي منطقه چالوس نوشته است: « ورود كم‌سابقه مسافر به غرب مازندران ترافيك فوق سنگيني را در محورهاي ارتباطي و جاده‌هاي بين شهري ايجاد كرده است كه اين ترافيك باعث شده ناوگان حمل نفتكش‌هاي جاده‌پيما براي حمل و رساندن سوخت با مشكل مواجه شوند. بخشي از انبارهاي تامين سوخت ما در رشت قرار دارد؛ مسافت رشت تا تنكابن در شرايط عادي براي نفتكش‌ها حدود سه ساعت و نيم است اما در زمان حضور مسافران به هفت ساعت مي‌رسد.»

    در پاسخ به بحران به وجود آمده بنزين در استان‌هاي شمالي، شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي در منطقه گيلان آسان‌ترين راه را انتخاب كرد؛ يعني «تكذيب» موضوع و اينكه مشكلي وجود ندارد و البته اضافه كرده كه « ممكن است رسيدن نفتكش‌ها به پمپ بنزين‌ها و مجاري عرضه سوخت به خاطر ترافيك سنگين درون و برون شهري با تاخير همراه باشد. » استاندار مازندران نيز در تازه‌ترين اظهارنظر گفته بود: «در تماس تلفني با وزير نفت رايزني‌هايي براي حل مشكل سوخت‌رساني به غرب مازندران داشتيم و دكتر پاك‌نژاد نيز از اعزام نماينده معين خود به غرب مازندران با هدف تسريع در سوخت‌رساني از استان‌هاي همجوار به غرب استان خبر داد.»

    واقعيت اينكه ترافيك سرسام‌آور در تعطيلات مناسبتي در نبود زيرساخت مناسب گردشگري در ايران يك تعطيلي را از «فرصت» به «تهديد» تبديل مي‌كند و تعطيلاتي كه اصولا بايد براي ايجاد آرامش باشد؛ مي‌شود اعصاب خردكن‌ترين اتفاق موجود. تعطيلات اخير هم به شيوه‌اي جديد تاثير خود را روي مردم گذاشت و حالا بحران كمبود بنزين نيز به آن اضافه شد. اما چرا اين اتفاق افتاده و چرا هر سال در تعطيلات مناسبتي شاهد سفرهاي تهاجمي به شمال (و گاه به جنوب) هستيم؟

    حمل و نقل عمومي وجود خارجي ندارد

    گزينه اول مسافران در تعطيلات مناسبتي، سفر با خودروي شخصي است. دليل آن هم مشخص است. در نبود نظام مشخصي براي قيمت‌گذاري و تامين و لجستيك حمل و نقل عمومي، به هنگام تعطيلات، دلالان وارد مي‌شوند و به صورت يكشبه بليت سه جزء حمل و نقل هوايي، جاده‌اي و ريلي اصولا «ناياب» مي‌شود. دلالان اين بليت‌ها را مي‌خرند و با قيمتي بالاتر مي‌فروشند و كسي هم كاري به كارشان ندارد. هرچند ظرفيت موجود در حمل و نقل جاده‌اي (اتوبوس) ريلي (انواع قطارها) و هوايي پاسخگوي نياز سفرهاي «تهاجمي» نيست. اما در كمترين حالت، اگر در بخش حمل و نقل عمومي همه‌چيز سر جاي خودش بود؛ بخش بزرگي از آنها كه حال و حوصله سر و كله زدن با ترافيك و شلوغي را ندارند؛ قطار يا اتوبوس را انتخاب مي‌كردند. بنابراين در نبود اين سيستم حمل و نقل عمومي كارآمد و در كنار آن بنزين ارزان قيمت، ماشين شخصي بهترين و به صرفه‌ترين گزينه موجود براي سفرهاي تهاجمي است!

    تعطيلات كم است

    برعكس ايران، ‌در بسياري از كشورهاي دنيا از جمله همين كشورهاي همسايه خودمان، تعطيلات دو روزه، «توزيع زماني» براي مردم فراهم مي‌كند تا به جاي سفر «تهاجمي» به مقاصد گردشگري، بتوانند در طول سال برنامه‌ريزي كرده و مثلا سه روز يا چهار روز به مسافرت بروند. اين اتفاق، حجم گسترده ترافيك در سفرهاي تهاجمي را به حداقل مي‌رساند و فرصت بيشتري نيز براي بخش لجستيكي و پشتيباني جاده‌ها فراهم مي‌كند.

    تلاش‌هايي براي ايجاد تعطيلات دو روزه در ايران صورت گرفته كه اندر خم يك كوچه است و هنوز دعوا بر سر اين است كه شنبه تعطيل شود يا پنجشنبه! اما نكته مهم ‌«عادلانه شدن فضاي استفاده از تعطيلات» است. در دولت احمدي‌نژاد تعطيلات به صورت «اعلام نشده» به صورت خلق‌الساعه اجرايي مي‌شد و موجب هجوم به جاده‌ها بود. در دولت آقاي روحاني نيز نگاه غالب اين بود كه كشور تعطيلي زياد دارد و اين تعطيلات لطمات زيادي به اقتصاد وارد مي‌كند! كه البته اين هم مشخص نيست بر چه اساسي گفته مي‌شد؟ در كشوري كه بخش عمده اقتصاد آن را بخش خدمات يا نفت (بدون تعطيلي و به صورت شيفتي) و حتي كشاورزي (كه اصولا تعطيل‌بردار نيست) تشكيل مي‌دهد، ايجاد دو روز تعطيلي در آخر هفته‌ها چه زيان غير قابل جبراني به اقتصاد وارد مي‌كند؟ بهتر نيست عناصري كه بايد تعطيلات دو روزه را در تقويم بگنجانند دست از لجبازي بردارند و همه‌چيز را به گردن قيمت ارزان بنزين نيندازند؟

    تورم بالا و گراني سفر

    با افزايش قيمت دلار، حالا حتي سفر به كشورهاي همسايه نيز براي خيل عظيمي از مردم ايران امكان‌پذير نيست. اين اتفاق، سفر داخلي را به تنها گزينه موجود براي تعطيلات تبديل كرده است. اما همزمان با سفر خارجي، تورها و سفرهاي داخلي نيز به ابزاري لاكچري براي صاحبان مشاغل گردشگري تبديل شده‌اند. با افزايش قيمت‌ها در تورهاي داخلي كه پس از دوران كرونا به اوج خود رسيده، تنها راه كساني كه يك تعطيلي گير مي‌آورند سفر تهاجمي به شمال است.

    مسوول قحطي بنزين كيست؟

    البته كه بنزين ارزان نيز موجبات سفرهاي تهاجمي به شمال را فراهم مي‌كند. ترافيك سنگين، بنزين كه سرمايه‌اي ملي محسوب مي‌شود را مي‌سوزاند و به هدر مي‌دهد. در حالي كه براي ساخت اين فرآورده زحمت زيادي كشيده شده و هزينه بالايي برده است.

    اما بهتر است دولت براي بحران بنزين و ركوردزني مصرف آن زودتر تصميم‌گيري كند. اگر ناياب و كمياب شدن بنزين در شهرهاي شمالي به واسطه قيمت پايين آن بوده، با يك تصميم درست و صادقانه به مردم گفته شود. اگر هم اينطور نبوده، به مردم پاسخ داده شود كه چه كسي مسوول بحران قحطي بنزين در شمال كشور در تعطيلات هفته گذشته بود؟

  • هجوم مسافران به جاده های شمال کشور

    هجوم مسافران به جاده های شمال کشور

    به گزارش اقتصادران، ایمان محرابی نیا مسئول سالن عملیات مرکز مدیریت راه‌های کشور با بیان اینکه تردد از محور چالوس و آزادراه تهران – شمال مسیر (شمال به جنوب) تا اطلاع بعدی ممنوع است، گفت: در حال حاضر شاهد ترافیک سنگین در محور چالوس مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل پل زنگوله تا سیاه بیشه، آزادراه تهران – شمال مسیر (جنوب به شمال) محدوده تونل ۱۳ حدفاصل تونل شماره ۱۷ تا تونل شماره ۱۸ و محدوده تونل البرز هستیم.

    وی افزود: ترافیک سنگین در محور هراز مسیر (جنوب به شمال) محدوده‌های گزنک و کلرد، محور فیروزکوه مسیر (جنوب به شمال) محدوده دماوند و آزادراه تهران – پردیس محدوده جاجرود گزارش شده و  تردد روان در آزادراه قزوین – رشت مسیر (رفت و برگشت) را شاهد هستیم.

    وی در خصوص آخرین وضعیت جوی ترافیکی سایر محور‌ها  هم گفت: ترافیک سنگین در آزادراه کرج – قزوین حدفاصل شهرک خاتم تا پل کلاک و حدفاصل مهرویلا تا حصارک و محدوده کردان و آزادراه قزوین – کرج حدفاصل مهرشهر تا مهرویلا و حدفاصل پل فردیس تا پل کلاک  گزارش شده است.