برچسب: سعید لیلاز

  • ایران جنگ را برده است

    ایران جنگ را برده است

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تنش‌ها در منطقه خلیج فارس و پیرامون تنگه هرمز در هفته‌های اخیر به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافته، تهدیدهای تازه واشنگتن علیه زیرساخت‌های انرژی ایران و همزمان طرح بحث کنترل تردد در این آبراهه راهبردی، دوباره بازارهای جهانی انرژی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را در کانون توجه قرار داده است.

    همزمان بسیاری از تحلیلگران درباره پیامدهای احتمالی هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، آینده صادرات نفت و گاز منطقه و اثرات آن بر بازارهای جهانی هشدار می‌دهند. در چنین فضایی، مسئله نقش تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان و سناریوهای پیش‌روی بازار نفت و گاز بیش از هر زمان دیگری مورد بحث قرار گرفته است.

    در همین رابطه گفتگویی با سعید لیلاز، فعال سیاسی و تحلیلگر اقتصادی را بخوانید.

    ایران جنگ را برده است وگرنه با حمله به زیرساخت ها و خانه ها روبرو نمی‌شد

    به عنوان اولین سوال، با توجه به تهدیدی که ترامپ کرده و اعلام کرد که به مدت ۱۰ روز حمله به نیروگاه‌های برق ایران را به تعویق می‌اندازد، اگر این اتفاق عملیاتی شود، این تهدید چه پیامدهایی متوجه آمریکا و بازارهای جهانی می‌شود؟

    با توجه به سوابقی که من از امپریالیسم آمریکا از جنگ جهانی دوم به بعد سراغ دارم، هرگونه شرارتی از طرف ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی را ما باید جدی بگیریم و هرگونه تحلیلی را باید محتمل فرض کنیم. گرچه خودِ این افزایش مهلت‌هایی که آقای ترامپ دائماً می‌گوید، نشان‌دهنده ضعف آمریکا است؛ چنانکه حمله به تأسیسات صنعتی تولید فولاد در امروز – ۷ فروردین – هم همین را نشان می‌داد. همین‌طور هم حملاتی که اخیراً به واحدهای مسکونی شروع شده؛ این‌ها همه نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی جنگ را برده است. اگر نبرده بود، ما هرگز با چنین تهدیدها یا با چنین حرکت‌هایی مواجه نمی‌شدیم.

    آمریکا ممکن است اهدافی را بزند که یکی از آن‌ها حمله به تأسیسات نیروگاهی ایران است؛ ولی تصور نمی‌کنم که همه ۱۰۰ هزار مگاوات برقی که ما ظرفیت نصب شده در ایران داریم، قابلیت این حمله را داشته باشد؛ اما ممکن است آمریکا حمله کند. این موضوع از نظر سیاسی، تغییری در صحنه میدانی جنگ ایجاد خواهد کرد و از طریق واکنش جمهوری اسلامی، در بازارهای مالی جهان و در بورس‌های بین‌المللی اثر منفی خواهد گذاشت. یعنی در اثر چنین حمله‌ای، صرف‌نظر از ابعادش هر چقدر که باشد، فکر می‌کنم قوای مسلح ایران در سطح منطقه واکنش نشان خواهند داد. این واکنش، هم به تضعیف امکان صادرات انرژی توسط کشورهای خلیج فارس کمک می‌کند و هم اینکه آینده انرژی در دنیا را از طریق تیره‌تر شدن وضعیت مادی و نظامی موجود، مبهم‌تر می‌کند.

    این ابهام حتماً منجر به سقوط بازارها خواهد شد. حتی ممکن است روی ارزش فلزات گرانبها مثل طلا و نقره تأثیر بگذارد و موجب گران‌تر شدن نیز بشود و همین‌طور قیمت جهانی نفت خام را افزایش بدهد. این حمله حتماً بدون تبعات نخواهد بود. به نظر من، چنین حمله‌ای یک حرکت آخرالزمانی است یعنی هم از طرف آمریکا و هم واکنش جمهوری اسلامی واکنش آخرالزمانی خواهد بود و حتماً روی همه ساختارهای اقتصادی جهان اثر می‌گذارد. گرچه در مورد کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند این اثر در ابتدا شدیدتر است، ولی بعد به بازارهای مالی، بازارهای فلزات گرانبها و بقیه بخش‌ها هم سرایت خواهد کرد.

    تهدید ترامپ با توجه به گستردگی شبکه برق کشور و نیز واکنش های منفی گسترده حتی در بین مقامات و رسانه های غربی، چقدر امکان اجرا دارد؟

    هیچ شرارتی را از امپریالیسم آمریکا بعید نمی‌دانم. به‌ویژه با توجه به اینکه ما فرضی که داریم این است، اگر در برابر آمریکا فقط تاب بیاوریم و مقاومت کنیم، آمریکا دست از این شرارت برمی‌دارد. تصویری که من از اوضاع میدانی دارم این است که جمهوری اسلامی جنگ را در صحنه میدانی برده است و همه دنیا همین‌طور فکر می‌کنند. جالب اینجاست که ما جنگ را در صحنه سیاسی، تبلیغاتی و روابط عمومی هم برده‌ایم؛ یعنی ایالات متحده آمریکا الان بعد از یک ماه، بازنده جنگ است در حالی که این ببر کاغذی در ابتدا تصور می‌شد با دو ناو هواپیمابر که تقریباً معادل ۲۰ درصد ظرفیت کل نظامی آمریکا است، وارد این جنگ شده است.

    این جنگ، جنگ کل ناتو و جهان عرب با ایران است

    من به شما بگویم هر کس به شما بگوید این جنگِ ایران با آمریکا و اسرائیل است، یقین کنید به شما دروغ گفته؛ این جنگ، جنگ ایران با کل ناتو و کل جهان عرب است. شک نکنید که ایران به تنهایی الان در برابر کل ناتو و کل جهان عرب ایستاده است. من از همان ابتدا در تلویزیون اعلام کردم که تمام جهان عرب، امارات عربی متحده، عربستان، کویت و حتی پایگاه آمریکا در ترکیه، این‌ها همه مشارکت می‌کنند. تمام پایگاه‌های آمریکا در اروپا، در خاک آلمان، در بریتانیا و بقیه جاهای دنیا، همه این‌ها در حال مشارکت در این جنگ هستند. در حالی که فرض بر این بود که این جنگ در کمتر از یک هفته به سقوط (ایران) می‌انجامد، الان یک ماه گذشته و ایران دست بالا را در این جنگ دارد. این موضوع صرف‌نظر از اینکه به عنوان یک ایرانی غرور ملی ما را به حداکثر می‌رساند، از نظر میدانی این خطر بزرگ را در پیش می‌آورد که آمریکایی‌ها ناگزیر خواهند بود شرارت بزرگی انجام بدهند، ولو به صورت سمبلیک.

    بنابراین، من احتمال اینکه بخواهند بین ۵ تا ۲۰ درصد از ظرفیت تولید برق نیروگاهی ایران را هدف قرار بدهند، به هیچ وجه نادیده نمی‌گیرم؛ به دلیل اینکه از نظر فنی هم به دلیل پراکندگی ظرفیت تولید برق ایران، مقدور نیست. ما دهمین اقتصاد تولیدکننده برق جهان هستیم. یکی از بدبختی‌های ما در ایران این است که نخبگانمان، اقتصاددانانمان و سلبریتی‌هایمان آنقدر حس خودتحقیری دارند که باورمان نمی‌شود ظرفیت تولید برقی که داریم از ژاپن، ترکیه و بریتانیا بیشتر است و ممکن است بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد کیلووات ساعت بتوانیم در سال برق تولید کنیم. باتوجه به چنین حجمی نمی‌تواند همه را نابود کند، اما ممکن است بخواهند ۱۰ تا ۲۰ درصد را از بین ببرند که در آن صورت، من یقین دارم واکنش نیروهای مسلح ایران هم به قوای مسلح آمریکا وارد خواهد شد و هم به ظرفیت‌های تولید انرژی و زیرساختی که در منطقه و در متحدان عملی آمریکا وجود دارد. حتماً یک واکنش تند و متقابلی خواهد بود و جریان کار را خیلی پیچیده‌تر خواهد کرد؛ برخلاف آن چیزی که آمریکایی‌ها ممکن است تصور کنند که قادر خواهند بود ما را به پای میز مذاکره بکشانند.

    کنترل تنگه هرمز اقدامی بسیار هوشمندانه است

    ایران همواره تأکید کرده که مدیریت هدفمند تردد در تنگه هرمز را در دستور کار دارد و این آبراهه بسته نیست، بلکه روی برخی کشورها باز است. این رویکرد تا اینجای جنگ چقدر مؤثر بوده و چقدر به قدرت بازدارندگی ایران کمک کرده است؟

    بسیار بالا و بسیار مافوق انتظار خود من بوده است. من تصور نمی‌کردم که الان ما در تنگه هرمز چنین تسلطی داشته باشیم. لطفاً فراموش نکنید که هم آمریکایی‌ها اعلام کردند تمام نیروی دریایی ایران را از بین برده‌اند و هم واقعیتی که ما تا الان می‌دانیم این است که بخش بسیار مهمی از این نیروی دریایی آسیب دیده است؛ اما نوع تدابیری که در تنگه هرمز به کار رفته، تا الان گونه‌ای از جنگ‌های نامتقارن را پدید آورده که امکان کنترل مؤثر تنگه را فراهم کرده است.

    نکته دومی که بسیار مهم بود و مافوق انتظار من، اینکه ما تنگه را نبستیم، بلکه تحت کنترل نظامی درآوردیم. بستن کامل تنگه برای اینکه هیچ‌کس نتواند از آن استفاده کند کار خیلی سختی نیست، اما کاری که انجام می‌شود بسیار، بسیار هوشمندانه و مدبرانه است؛ یعنی تنگه تحت نظارت و کنترل است. همان‌طور که دولت ایران هم اعلام کرده، ما با کشورهای غیرمتخاصم کاری نداریم؛ ولی دولت عربستان، دولت امارات عربی متحده و دولت بحرین نمی‌توانند انتظار داشته باشند که تمام ظرفیت پشتیبانی فنی نظامی‌شان و سرزمین‌شان را در اختیار دشمن ایران قرار بدهند تا به ایران حمله شود و بعد تردد آزاد برای فروش نفت داشته باشند.

    من حتی بعید نمی‌دانم که اگر شرارت‌های آمریکا عمیق‌تر بشود یا به فازهای جدیدی منتقل شود، حتی تنگه باب‌المندب هم بسته بشود. همچنین معتقدم، خروج ایران از NPT یک گزینه کاملاً روی میز است و مقامات جمهوری اسلامی ایران و دشمنان این کشور باید کاملاً در نظر داشته باشند که این امکان برای ایران وجود دارد که اگر تهدید موجودیتی علیه اش صورت بگیرد ما باید بتوانیم از NPT خارج بشویم، این امکان از نظر فنی کاملاً وجود دارد.

    پس می‌توانیم بگوییم دستاوردهای خوبی در این زمینه کسب کردیم. من به شما اطمینان می‌دهم هر اتفاقی از الان به بعد بیفتد، ایران جنگ را برده است. آن شرارت‌هایی که شما از آن نام می برید، تبعات شکست آمریکا در این جنگ است. وقتی ما از شکست آمریکا صحبت می‌کنیم، یعنی شکست آمریکا، کل ناتو و کل جهان عرب؛ یعنی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد کل قوای مسلح و هزینه‌های نظامی جهان. حدود ۴۰ کشور الان در عمل با ایران درگیر هستند و عظمت این پیروزی با این فرض خیلی عجیب است. من مطمئنم که این جنگ همین الان به نفع ایران تمام شده است.

    ایران بنای باج گیری از تنگه هرمز را ندارد

    اهمیت تنگه هرمز در حوزه صادرات نفت خام همیشه مورد تأکید بوده، اما این ۲۶-۲۷ روزی که از جنگ می‌گذرد نشان داده که این آبراهه جایگاه ویژه‌ای در حوزه ال‌ان‌جی (LNG) هم دارد و کشورهای منطقه در واردات کالا هم بسیار وابسته هستند. این وضعیت چه تبعاتی در حوزه انرژی داشته و چه آینده‌ای را در صورت تداوم بسته بودن تنگه هرمز می‌توان متصور بود؟

    در حال حاضر چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه صادرات از تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است. اگر فرض کنیم ۱۰ میلیون بشکه کاهش داشته باشیم، باید بدانیم ذخایر استراتژیک و بازرگانی نفتی که الان در دنیا هستند، چیزی بین دو و نیم تا سه میلیارد بشکه است. بنابراین، خیلی از این کاهش تولید می‌تواند توسط کشورهای دیگر در طول زمان جبران بشود.

    من در درازمدت خیلی در مورد اهمیت نفت در تنگه هرمز اغراق نمی‌کنم؛ خودِ نفت چیزی در حدود یک و نیم درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهد. ما کلاً روزی ۱۰۰ میلیون بشکه مصرف نفت در دنیا داریم، این کاهش ممکن است درصد کوچکی باشد. اما مسئله روی LNG بزرگتر است؛ چون هم قطر و هم بقیه تولیدکننده‌های بزرگ گاز آنجا هستند. به نظر می‌رسد طبق آنچه در مجامع بین‌المللی گفته می‌شود، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد زیرساخت‌های تولید گاز و نفت منطقه از بین رفته و بازسازی آن زمان می‌برد. اگر جنگ به حوزه‌های زیرساختی گسترش یابد، اوضاع بدتر می‌شود؛ ولی اگر چشم‌اندازی برای پایان جنگ ظرف چند روز یا دو سه هفته آینده داشته باشیم، من فکر می‌کنم تنگه هرمز باز خواهد شد و قیمت نفت قطعاً به زیر ۱۰۰ دلار برمی‌گردد.

    اگر وضعیت طولانی بشود، قیمت نفت حتماً به ۱۵۰ دلار می‌رسد، ولی بعدش پایین خواهد آمد؛ چون دنیا منتظر باز شدن تنگه نخواهد ماند. یادتان باشد بعد از جنگ ۱۹۷۳ (که اعراب شیرهای نفت را بستند)، سازمان بین‌المللی انرژی (IEA) تشکیل شد تا به تولید انرژی دنیا تنوع ببخشد. اگر قیمت نفت زیادی بالا بماند، سرعت تنوع‌بخشی به انرژی بیشتر می‌شود. نکته دوم این است که چون بزرگترین صادرکننده نفت جهان الان خودِ ایالات متحده است، ممکن است آمریکایی‌ها بیشترین سود را از این ماجرا ببرند. همچنین کشورهایی مثل روسیه یا ونزوئلا که بالاترین ذخایر را دارند. بنابراین، ما در میان‌مدت نمی‌توانیم فقط روی اثرات بسته شدن تنگه حساب کنیم. جمهوری اسلامی هم بنای باج‌گیری ندارد.

    ما تنگه هرمز را در واکنش به ظلمی که از طرف آمریکا و کشورهای منطقه به ما می‌شود کنترل می‌کنیم؛ این یک استراتژی تهاجمی از طرف ایران نبود. ایران هرگز نمی‌خواسته امنیت این آبراه را تحت فشار قرار بدهد، ولی وقتی کشورهایی که از آن استفاده می‌کنند رسماً دشمن ما هستند و در رأسشان امارات، عربستان و آمریکا قرار دارند، طبیعی است که جمهوری اسلامی از هر ابزاری برای صیانت از خودش دفاع کند. اگر شرایط به حالت عادی برگردد، یقین دارم دوباره شاهد آرامش خواهیم بود.

    به نظر شما وقت آن نرسیده که ایران از مالکیت خودش بر تنگه هرمز، علاوه بر استفاده‌های امنیتی و راهبردی، استفاده‌ اقتصادی هم داشته باشد؟

    من باز هم توصیه می‌کنم که در مورد اثر اقتصادی و درآمدزایی تنگه هرمز برای اقتصاد ایران اغراق نشود. اینکه می‌گویند بین ۲۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد دارد، به نظر من، عددی بسیار اغراق‌آمیز است. اولاً ما مالک تنهایی نیستیم و دو طرف تنگه مال یک کشور نیست؛ ثانیاً از نظر ژئوپلیتیک این به سود ایران نیست که چنین اهمیت اقتصادی (به معنای دریافت عوارض) کسب کند. این کار باعث می‌شود کشورهای منطقه علاوه بر اینکه به صورت دائمی دشمن ایران شوند، به دنبال منابع و مسیرهای دیگری برای صادرات و وارداتشان بروند. مثلاً کویت، بحرین یا قطر ممکن است از مسیرهای زمینی عربستان استفاده کنند.

    قطر که به طور سنتی دوست ایران بوده و سعی کرده واسطه باشد. عراق هم که متحد ایران است و بیشترین خویشتنداری را داشته است. امارات هم مسیر فجیره را دارد. مگر اینکه بخواهیم آن‌ها را هم تحت کنترل بگیریم که این با سیاست کلی و خارجی جمهوری اسلامی مطابقت ندارد. من با اغراق در مورد این درآمدها یا اصلاً انجام این کار (دریافت حق عبور اقتصادی) مسئله دارم و آن را توصیه نمی‌کنم.

  • تاب‌آوری ایران فوق‌العاده است

    تاب‌آوری ایران فوق‌العاده است

    به گزارش اقتصادران، شرایط آینده ایران پس از آغاز جنگ توسط اسراییل و امریکا چه خواهد بود؟ آیا امریکا قادر به پیاده کردن نیروی زمینی در کشورمان خواهد بود؟ گذشت زمان تا چه اندازه به نفع ایران و به زیان امریکاست؟ نقش کنشگران جهانی و منطقه‌ای ازجمله چین و روسیه در این رخدادها چه خواهد بود؟ این ابهامات بخشی از پرسش‌هایی است که این روزها فکر و ذکر بسیاری از ایرانیان را معطوف خود کرده است. سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبردی در گفت‌وگو با «اعتماد» تلاش می‌کند به بخشی از این پرسش‌ها پاسخ بدهد.

    به‌زعم لیلاز هر ثانیه مقاومت بیشتر ایران به معنای شکست اسراییل و امریکا و آغاز عصر جدیدی در منطقه است. به اعتقاد این تحلیلگر، امریکا نه در اجرای پلن A که ضربه به ایران از طریق حملات هوایی است و نه در پلن B که ارسال نیروی زمینی است، توفیقی خواهد داشت. لیلاز که همواره بر ضرورت افزایش قدرت نظامی ایران پافشاری داشته در این گفت‌وگو هم اعلام می‌کند این قدرت توپ‌های دو طرف و ظرفیت مقاومت ایران است که سرنوشت نبرد را مشخص می‌کند. او با اشاره به اینکه تنها در دولت پزشکیان سه دوره مذاکرات برای دستیابی به توافق صورت گرفت، به این واقعیت اشاره می‌کند که امریکای مدل ترامپ اساسا برنامه‌ای برای توافق نداشت و به دنبال تسلیم کردن ایران بود. او در نهایت تیک تاک ثانیه‌ها و تداوم مقاومت ایران را نشانه‌ای از شکست دشمن و توفیق ایران ارزیابی می‌کند.

    یک ‌بار دیگر در کشاکش مذاکرات ایران و امریکا، ناقوس‌های جنگ علیه ایران به صدا درآمد و اسراییل و امریکا حملات همه‌جانبه‌ای را آغاز کردند. با گذشت حدود یک هفته پس از آغاز تهاجمات برخی زمزمه‌ها نیز شنیده می‌شود که چین، روسیه، ترکیه و… به دنبال میانجیگری در این تنازع هستند. تحلیل شما از شرایط چیست؟

    قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمی‌کردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند. از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمی‌توان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زده‌اند. رهبر انقلاب ۴۸ ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانی‌شان، صحبت‌های تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت.

    برخی رفتار امام (ره) در ماه‌های پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه می‌کنند. امام قطعنامه آتش‌بس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند. بستری که باعث شکل‌گیری این دو نوع تصمیم شده کدام است؟

    این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. آقای خمینی آتش‌بس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. با ذکر یک خاطره می‌گویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عده‌ای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند.

    آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز می‌دادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکره‌کنندگان امریکایی قرار می‌گرفت، سپس برای انجام هماهنگی می‌رفتند و باز می‌گشتند، می‌گفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس می‌زنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.»

    چرا این حرف‌ها را به شما می‌زدند؟

    می‌خواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاع‌رسانی‌ها در این است که مردم را آگاه می‌کند. برخی تصور می‌کنند، جمهوری اسلامی می‌توانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمی‌تواند خواسته امریکایی‌ها را برآورده سازد، چون این خواسته‌ها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار می‌کنم، در مواجهه با امپریالیسم یا برده‌اید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. هیچ گونه توافقی نمی‌توانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد. رهبر انقلاب می‌خواست به همه ثابت کند که مساله امریکا ایران است نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویر‌سازی کردند. رهبری اگر می‌خواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا می‌دادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمی‌زند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیت‌الله خامنه‌ای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال ۱۴۰۱ به روزنامه «اعتماد» گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد.

    ۷ روز از حمله اسراییل و امریکا به ایران می‌گذرد و هر لحظه که می‌گذرد، تحولات تازه‌ای به وقوع می‌پیوندد. برخی خبرها حاکی است که امریکا پس از شکست در پلن a (حمله هوایی و فروپاشی ایران) به دنبال اجرای پلن b و ارسال نیروی زمینی به ایران است. فکر می‌کنید امریکا قادر به اجرای چنین نقشه‌ای خواهد بود؟

    برای من هر ثانیه مقاومت ایران، ارزشمند است. مطمئن هستم زمان به ضرر امریکا و اسراییل است. من به شما قول می‌دهم هیچ نیروی امریکایی در ایران پیاده نمی‌شود.

    حرف از ارسال نیروی زمینی امریکایی نیست، بلکه صحبت‌هایی درباره استفاده از برخی گروه‌های کرد می‌شود.

    به هر حال برای اجرای این ایده به یک زمینی نیاز دارند. عراق به آنها اجازه نمی‌دهد. نه فقط عراق، بلکه حتی پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و… چنین اجازه‌ای نخواهند داد. تمام کشورهای همسایه ایران در برابر نیروهای بی‌ثبات‌کننده، آسیب‌پذیر هستند. امروز مساله کردها، اردوغان را بیشتر از ایران می‌ترساند. هرگز ترکیه اجازه نمی‌دهد یک نیروی مخالف تقویت شده توسط امریکا به ایران حمله کند. این نیرو اگر پا بگیرد بیش از اینکه ایران را تهدید کند، ترکیه را تهدید می‌کند. همه دنیا می‌گویند درگیری بین اسراییل و ترکیه قریب‌الوقوع است، بنابراین ترک‌ها به لحاظ ژئوپلیتیک اجازه نمی‌دهند نیروهای کرد به ایران حمله کنند. در صورت وقوع چنین اشتباهی، رخدادی مثل مرصاد شکل می‌گیرد. اردوغان با توجه به اینکه یک درگیری بین اسراییل و ترکیه گریزناپذیر است اجازه نمی‌دهد مساله تازه حل شده کردها در جای دیگری سر باز کند.

    از سوی دیگر دولت عراق و اقلیم کردستان اجازه چنین رخدادی را نمی‌دهند. مساله سوم این است که استفاده از کردها، مشکلاتی ایجاد می‌کند که عراق و ترکیه و ایران و حتی سوریه را با هم درگیر می‌کند. اصلا شما فرض کنید کردهای تجزیه‌طلب آمدند و بوکان را گرفتند. این اتفاق قبلا هم در زمان انقلاب افتاد. بوکان در زمستان ۶۲ آزاد شد و ۵ سال تحت کنترل نیروهای مخالف جمهوری اسلامی بود و به سرعت به مام وطن بازگشت. امروز که از نظر زمینی ایران به همه کشورهای منطقه برتری و توفق دارد چنین خیالی تقریبا محال است. البته اسراییل دوست دارد چنین حمله‌ای رخ بدهد، اما نمی‌تواند. بعید می‌دانم امریکایی‌ها بتوانند از چنین ابزاری استفاده کنند.

    یکی از متغیرهای مهم نحوه کنشگری روسیه و چین در منطقه است. روز پنجشنبه آقای عراقچی اعلام کردند روسیه و چین درخواست‌هایی برای میانجیگری در بحران داشتند و ایران ممانعتی به عمل نیاورده است. حضور روسیه با توجه به تلاش‌هایی که اوکراین برای حمایت از برخی کشورهای عربی دارد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. شما این نوع کنشگری‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    قبل از هر چیز به شما بگویم که زلنسکی اگر بیل‌زن بود، باغچه خود را بیل می‌زد. اخبار حاکی از آن است که چینی‌ها به ایرانی‌ها مراجعه کرده و گفته‌اند آیا علاقه‌مند هستید ما دخالت کنیم؟ نباید فراموش کرد که چین از نظر انرژی آسیب دیده است. بخش قابل توجهی از نفت چین از این تنگه تامین می‌شود. از سوی دیگر چون ترامپ قرار است ۱۰ فروردین راهی پکن شود، ممکن است چین از این اهرم استفاده کند و مساله را با یک آتش‌بس فیصله بدهد. اما در کل ایران تا به امروز تاب‌آوری خارق‌العاده‌ای از خود نشان داده است. امیدوار هستم تا آخر اسفند به یک آتش‌بس برسیم. اما معتقد نیستم دو طرف به یک توافق پایدار می‌رسند، چون زمان هم به زیان امریکاست.

    چرا این قدر می‌گویید، زمان به ضرر امریکا و اسراییل است؟ طولانی شدن جنگ چرا به ضرر امریکا و اسراییل است؟

    توجه کنید که هیچ ‌کدام از کشورهای اروپایی و غربی حاضر نشدند در جبهه ترامپ بایستند و علنی و مفصل وارد نبرد با ایران شوند. اگر اروپایی‌ها احتمال پیروزی امریکا را می‌دادند، تلاش می‌کردند در غنایم این پیروزی سهیم باشند. هنوز نمی‌دانیم مسلمانان مقیم اروپا چه واکنش‌هایی نشان می‌دهند. امریکا هنوز به موعد رویارویی با رفتارهایش نرسیده است. این اصلا موضوع ساده‌ای نیست. این قدرت ایران است که باعث شد ترامپ، هم حاضر به مذاکره با ایران شود و هم در عین حال با ایران بجنگد! امریکا در دوره ترامپ جز ایران با هیچ کشور دیگری نجنگیده است. این روند نشان می‌دهد استراتژی «قدرت لوله توپ ایران» جواب داده و جلوی فروپاشی و تسلیم ایران را گرفته است. اگر کسی فکر می‌کند با تسلیم شدن ایران، امریکا دست از سر ایران بر می‌داشت، باید به لیبی و عراق و سوریه و ونزوئلا و حتی لبنان نگاه کند. به ونزوئلا گفته‌اند باید نفت خود را به هر کشوری که امریکا می‌گوید، بفروشد! در بدو امر، باید ۲۰ درصد از کل پول فروش نفت را امریکایی‌ها بردارند و باقی پول‌ها را هم به حسابی در خزانه‌داری امریکا واریز کنند تا هر وقت امریکا صلاح دانست این پول را به ونزوئلا بدهد.

    هیچ رهبر ایرانی قبول نمی‌کند چنین خفتی را بپذیرد. مگر اینکه مانند پهلوی‌چی‌ها اساسا ایرانی نباشند، یکی از کارمندان موساد و سیا باشند و در راستای منافع امریکا قدم بردارد. به همین دلیل است که می‌گویم شهادت آقای خامنه‌ای بسیار حیاتی و راهگشا خواهد بود. من شهادت می‌دهم که رهبران و مسوولان درجه یک ایران در مهر و آبان ماه گذشته هر کاری که می‌توانستند برای توافق انجام دادند، اما امریکایی‌ها تسلیم کامل ایران را می‌خواستند. فقط در دولت آقای پزشکیان سه دور مذاکره انجام شد. دور نخست در مذاکرات منتهی به جنگ ۱۲ روزه و سپس مذاکرات نیویورک با وساطت مکرون و نهایتا در جریان مذاکرات منتهی به جنگ فعلی. اگر جمهوری اسلامی مذاکره نمی‌کرد برخی انتقاد می‌کردند که تلاشی برای توافق صورت نگرفته است. لازم بود توده‌های مردم بدانند هرگونه تلاش برای جلوگیری از تسلیم کامل ایران و تبدیل شدن به مستعمره امریکا، باعث جنگ می‌شد. ایران چاره‌ای جز این راه نداشت. نباید تصور کنیم با دیپلماسی می‌شد جلوی این مشکلات را گرفت.

    از نظر تاریخی این جنگ و این تنازع را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟

    ببینید، یگانه کشور جهان که در برابر ایالات متحده ترامپ ایستاده، ایران است. این امر نشان می‌دهد یک دلار از هزینه‌هایی که برای حوزه دفاعی کرده بودیم، هدر نرفته و امروز نتیجه این هزینه را برداشت می‌کنیم. این جنگ، جنگ ایران و امریکا نیست، بلکه ناتو و کشورهای غربی و عربی همه در کنار هم هستند. ایران راه دیگری برای حفظ استقلال خود نداشت. این حرف من به هیچ‌وجه ایدئولوژیک نیست و ارتباطی با مذهب و ماهیت جمهوری اسلامی ندارد. ما انقلابی کردیم که مفروض بیرونی ما بوده و بر ما بروز کرد. ایران می‌خواست یک قدرت مستقل منطقه‌ای باشد، غربی‌ها اما بر نمی‌تابند. امریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اگر امروز با ایران نجنگند، چون نظام تک قطبی فرو ریخته، چین در حال قدرت گرفتن و اوکراین در حال باختن است، زمان به زیان امریکا خواهد بود. می‌دانستند یا امروز باید تکلیف ایران را مشخص کنند یا دیگر هیچ ‌وقت نمی‌توانند به ایران دست پیدا کنند. بنابراین حمله به ایران را آغاز کردند. این حرفی است که من از سال ۹۶ به آن رسیدم، زمانی که ترامپ از برجام خارج شد و از سال ۱۴۰۰ مدام از رسانه‌ها آن را تکرار کردم. ما مسیری جز مقاومت نداریم.

    شما گفتید تا قبل از پایان اسفند آتش‌بس محتمل است. اگر آتش بسی در کار باشد و مقاومت ایران تداوم داشته باشد، ایران با چه شرایطی روبه رو می‌شود؟

    به نظرم از سال ۱۴۰۵ عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز می‌شود. انفجار صنعتی و اقتصادی مهم‌ترین ویژگی عصر جدید ایران است. مسیر روشن است و در صورت پافشاری بر مقاومت ایرانیان به سمت رشد و پیشرفت و توسعه قدم برمی‌دارند.

  • درست کشور را اداره کنید! / کی گفته چون مستقل هستیم باید فقیر باشیم؟

    درست کشور را اداره کنید! / کی گفته چون مستقل هستیم باید فقیر باشیم؟

    به گزارش اقتصادران، سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: «درست کشور را اداره کنید؛ مردم خودمان را ببینیم، طبقه متوسط را ببینیم. بدون مردم این نظام هیچ است. »

    یک فعال سیاسی با انتقاد از بی‌توجهی به مطالبات مردم، بر نقش تعیین‌کننده طبقه متوسط و بدنه اجتماعی در حفظ و تقویت نظام تأکید کرد.

    او با اشاره به فداکاری‌های مردم در دوران انقلاب و جنگ ایران و عراق گفت: «به مقبره شهدا در سراسر ایران نگاه کنید، بسیاری از آن‌ها از دل روستاها برخاستند. جنگ ایران و عراق در واقع جنگ روستای ایران و عراق بود. در سال ۵۷ هم ملت سرنوشت خود را به دست گرفت، اما امروز از آن آرمان‌ها فاصله گرفته‌ایم؛ البته بازگشت به آن مسیر ممکن است.»
  • حمله اسرائیل نشان داد از نظر امنیتی در خواب خرگوشی به سر می‌بردیم

    حمله اسرائیل نشان داد از نظر امنیتی در خواب خرگوشی به سر می‌بردیم

    به گزارش اقتصادران، سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر اقتصادی ـ سیاسی، با مرور تحولات ۱۲ روز اخیر در ایران، به نقدی بی‌پرده از ساختار‌های امنیتی، اقتصادی و تصمیم‌گیری کشور پرداخت؛ از «خواب خرگوشی» در مقابل حمله اسرائیل تا «فساد ساختاری در واردات خودرو» و «خطر تبدیل ایران به لیبی». او به‌صراحت می‌گوید هیچ اعتمادی به نیرو‌های امنیتی ندارد و هشدار می‌دهد که خوش‌خیالی درباره مذاکره با آمریکا، اشتباهی تاریخی است.

    سعید لیلاز  در رابطه با تحولات ۱۲ روز اخیر در ایران گفت: «یک توافق پنهانی بین تهران و واشنگتن بر سر یک تصویر نسبتاً جامع‌تر از آینده روابط بین دو کشور ممکن است وجود داشته باشد، اما من به هیچ وجه به چنین قرار‌هایی اعتقاد ندارم؛ نه از سمت ایران و نه از سمت ایالات متحده آمریکا. هر قراردادی، قراردادی موقتی است، چه ازدواج باشد، چه توافق بین‌المللی، چون موازنه قوا باعث می‌شود که دو طرف قرارداد را ببندند. این موازنه به‌محض اینکه تغییر کند که این احتمال از سمت ایالات متحده هزار برابر بیشتر است تا ایران، آن قرارداد هم دگرگون می‌شود. هر وقت این مبادله یا توافق اعلام شد، نظر دیگری خواهیم داد، ولی تا این لحظه که با شما صحبت می‌کنم، من حتی نمی‌توانم بگویم این وضعیت آتش‌بس است؛ بلکه می‌توان گفت فعلاً ترک درگیری است.»

    وی افزود: «عقل به شما حکم می‌کند که مطلقاً به اتفاقاتی که در یکی دو روز گذشته افتاده اعتماد نکنید، چون شرایط فقط برگشته به ۲۴ ساعت پیش از شروع حمله ایران. بله، واقعیت هم این است که ما نه به لحاظ نظامی و نه به لحاظ امنیتی کوچک‌ترین آمادگی از قبل برای این ماجرا نداشتیم. از جنبه استراتژیک نمی‌گویم، ولی در تحلیل نهایی، جمهوری اسلامی توانست بعد از دو سه روز خودش را جمع‌وجور کند و دوباره به بازی بازگردد. به‌نظر من از نظر نظامی ما در مجموع خسارت بیشتری به دشمن وارد کردیم تا آنچه خودمان خسارت خوردیم. البته خسارت‌های ما هیچ‌کدام جبران‌ناپذیر نیستند، به‌جز جنبه انسانی ماجرا.»

    او تصریح کرد: «ناگهان می‌بینیم که ۱۲۰ تا ۱۵۰ دستگاه لانچر موشک در لحظه استارت زدن منفجر می‌شود، کل سامانه ضد هوایی ایران هک شده. من دولت و نظام جمهوری اسلامی را دعوت می‌کنم که از این خواب خرگوشی بیرون بیاید. باید یک نظام امنیتی یکپارچه، دقیق و بازطراحی‌شده اعمال شود. من دیگر به هیچ شخص نظامی و امنیتی، اعم از سپاه، وزارت اطلاعات یا ارتش، اعتماد ندارم، مگر اینکه عکسش ثابت شود.»

    لیلاز گفت: «چنان ضربه‌ای از نظر انسانی و امنیتی خوردیم که در تاریخ نظامی جهان بی‌سابقه است. اگر در جایی ارتشی ۹۵ درصد ژنرال‌هایش را قبل از شلیک اولین گلوله از دست بدهد، سراغ دارید؟»

    استاد دانشگاه شهید بهشتی در ادامه گفت: «از نظر اقتصادی، به‌ویژه بعد از سقوط هلیکوپتر آقای رئیسی تا الان، مطلقاً آمادگی برای هیچ نوع تهاجم نظامی یا مقاومت ابراز نشده. نه فقط دولت آقای پزشکیان، بلکه قوه قضاییه و مجلس هم هیچ آمادگی نداشتند. حتی برعکس، سیاست‌ها در جهت عادی‌سازی واردات مصرفی و گسترش لوکس‌گرایی بود. مثلاً در سال ۱۴۰۲ فقط ۵۰ هزار تن قهوه وارد کشور شد!»

    او گفت: «دولت با همکاری برخی نمایندگان مجلس و دادستان‌های محلی، واردات کامیون‌های دست دوم را آزاد کرده که فقط در این حوزه، بیش از یک میلیارد دلار اختلاس شده است. فساد ساختاری وجود دارد. من مخالف آزادسازی واردات نیستم، ولی این اتفاق با لابی فساد انجام می‌شود، نه با شفافیت اقتصادی.»

    وی در ادامه اظهار داشت: «در ۱۲ روز گذشته معلوم شد که همه آنچه هشدار داده بودیم جدی بود، ولی کوچک‌ترین توجهی به آن نشد. همه دستگاه‌ها، اعم از دولت، قوه قضاییه و مجلس، کاملاً هماهنگ با فضای فریبکارانه مذاکرات آمریکا رفتار کردند. من به شما هشدار می‌دهم، هر خوش‌خیالی درباره مذاکرات آمریکا اشتباه است. غربی‌ها خواسته‌های‌شان مشخص است، غنی‌سازی صفر، خروج سانتریفیوژ‌ها و واگذاری اورانیوم غنی‌شده. این یعنی تبدیل ایران به لیبی دوم در زمان معمر قذافی.»

    سعید لیلاز در پایان گفت: «راه‌حل چیست؟ برگشتن به مردم، به طبقه متوسط. من در مصاحبه‌های قبلی هم گفتم، بیایید با ملت مذاکره کنید. من دیدم که در جریان جنگ ۱۲ روزه، مردم ایران با وجود دل‌شکستگی از حاکمیت، خیزش خاموش کردند برای تمامیت ارضی. این یعنی هنوز امکان مصالحه بین ملت ایران و جمهوری اسلامی وجود دارد. اگر رهبری اراده کند، می‌توان یک مذاکره داخلی با ملت شروع کرد و بعدش مذاکره با آمریکا هزار برابر موفق‌تر خواهد بود.»

  • پیش‌بینی لیلاز از رای نمایندگان مجلس به مدنی زاده / لیلاز: وقتی برای تلف کردن نداریم

    پیش‌بینی لیلاز از رای نمایندگان مجلس به مدنی زاده / لیلاز: وقتی برای تلف کردن نداریم

    به گزارش اقتصادران، وزیر پیشنهادی امور اقتصادی و دارایی از سوی دولت رسما به مجلس شورای اسلامی معرفی شده و در شرایطی قرار است صلاحیت سیدعلی مدنی‌زاده مورد بررسی قرار گیرد که اقتصاد ایران درگیر بحران ناترازی، کاهش سرمایه‌گذاری، رشد اندک اقتصادی و تحلیل قدرت خرید در کنار تورم بالاست. اسفندماه سال گذشته وقتی مجلس اقدام به استیضاح وزیر امور اقتصادی و دارایی، عبدالناصر همتی کرد، پزشکیان در دفاع از وزیر کابینه‌اش به جنگ اقتصادی و مشکلاتی که دولتش با آنها روبروست اشاره کرد. انبوه مشکلات پیش روی اقتصاد و مشکلات انباشته در سال‌های گذشته، اهمیت وزارت امور اقتصادی و دارایی را دو چندان کرده است. در این فضا سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی بر این اعتقاد است که ما در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که وقتی برای تلف کردن نداریم.

    وی در گفتگویی مبسوط در ارزیابی از گزینه‌ی معرفی شده از سوی دولت برای تصدی وزارت امور اقتصادی و دارایی گفت: پیش از ورود به بحث درباره‌ی آقای مدنی‌زاده باید اشاره کنم که به نظرم برخورد مجلس با آقای همتی و اصلاحاتی که در سیاست‌های ارزی کشور انجام می‌داد غیرسازنده بود.

     این تحلیلگر اقتصادی در توضیح این مطلب تاکید کرد: ممکن است هر کدام ما در مورد سرعت اصلاحات اقتصادی، نقطه‌ی شروع اصلاحات و مواردی از این دست نظرات موافق و مخالف داشته باشیم اما در اصل این موضوع که اقتصاد ایران نیازمند اصلاحات اقتصادی است هیچ تردید و اختلاف‌نظری وجود ندارد.

     او گفت: انتقاد داشتند که سیاست‌های آقای همتی قیمت ارز را بالا برده است در حالی که تمامی برآوردهای کارشناسی نشان از آن داشت که اگر نوسانات سیاسی و التهابات بین‌المللی را از قیمت‌ها کم کنیم، بهای دلار باید در پایان سال ۱۴۰۳ به هفتاد تا هفتاد و پنج هزار تومان می‌رسید و من شخصا در مصاحبه با خبرآنلاین این موضوع را مدت‌ها قبل پیش‌بینی کرده بودم. همین حالا هم قیمت طبیعی دلار در بازار همین نرخی است که وجود دارد و باید پذیرفت هیچ بهبود سیاسی نمی‌تواند نرخ دلار را از این رقم پایین‌تر بیاورد.

    لیلاز در توضیح این مطلب اضافه کرد: به هر حال نرخ دلار باید در تطابقی با حجم نقدینگی و تورم ریالی و … باشد و نرخ کنونی دلار نیز در این تطابق است پس هر بهبود سیاسی که رخ دهد هم قادر نیست بهای دلار را از این عقب‌تر ببرد. با این توضیح معتقدم تلاش آقای همتی در دوره‌ی کوتاه وزارتش برای اصلاحات ارزی و تغییر نرخ دلار از محدوده پنجاه هزار تومان به محدوده‌ی هفتاد هزار تومان جلوی رانت‌خواری عظیمی را گرفت.

     وی پاسخ به این نکته که منتقدان آقای همتی با استناد به این‌که با این استیضاح مقابل رشد مجدد تورم ایستادند، همچنان از این اقدام دفاع می‌کنند، گفت: اتفاقا این اقدامات خود مانع توئرم شد چرا که قتی قیمت دلار غیرواقعی باشد رانت ایجاد می‌شود، در این مسیر همزمان با توزیع رانت، دولت مجبور است با کسری بودجه‌ی بزرگ‌تری روبه‌رو شود.

    این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: دولت مجبور است برای جبران کسری بودجه نقدینگی را افزایش دهد و افزایش نقدینگی خود عامل رشد تورم می‌شود، به این ترتیب اقدامات صورت گرفته در آن مقطع خود مانع رشد بیشتر تورم بود.

    او در جواب این سئوال که ارزیابی شما از برخورد مجلس با وزیر جدید معرفی شده برای تصدی وزارت امور اقتصادی و دارایی چیست؟گفت: برآوردهای ما نشان می‌دهد آقای مدنی‌زاده با رای اعتماد بالایی وزیر خواهد شد. من فکر می‌کنم دو سوم آرای نمایندگان را به دست بیاورد و امیدوارم این پیش‌بینی محقق شود چرا که در این صورت حضور ایشان در وزارت امور اقتصادی و دارایی یک شروع جدید خواهد بود.

    او موقعیت فعلی ایران را موقعیتی بسیار ویژه دانست و اضافه کرد: حتی اگر بخواهیم با ایالات متحده امریکا مصالحه کنیم هم به اصلاحات اقتصادی نیازمندیم و این اصلاحات بی‌تردید قدرت چانه‌زنی ما را افزایش خواهد داد. وقتی طرف مذاکره ببیند ما اصلاحات اقتصادی را مکرر به تاخیر می‌اندازیم چنین نتیجه می‌گیرد که ما هدف‌مان از مذاکره حل مشکلات روزمره است و در نتیجه طلب امتیاز می‌کند این در حالی است که بهتر است امتیاز را به ملت خودمان بدهیم و در مذاکره دست بالا را داشته باشیم.

    وی دلایلی را برای موافقت با مدنی‌زاده به عنوان وزیر پیشنهادی امور اقتصادی و دارایی برشمرد و گفت: ایشان تحصیلات خوبی دارند اما این همه‌ی ماجرا نیست. مهم این است که آقای مدنی‌زاده اقتصاددان است و صاحب نظریه و ایدئولوژی. در نتیجه برای حل مشکل ناترازی در ایران نقشه‌ی راه دارد و خالی‌الذهن نیست. حقیقت این است که ما وقتی برای تلف کردن نداریم. این مشخصات وزیر پیشنهادی امتیاز بزرگی محسوب می‌شود چرا که ایشان بعد از استقرار تازه قرار نیست بداند از کجا شروع کند و چه کند؟

    لیلاز تاکید کرد: در این‌که ایران نیازمند اصلاحات اقتصادی است، تردیدی وجود ندارد اما موضوع سرعت اصلاحات و شیوه‌ی انجام کار است. حسن بزرگی که وجود دارد این است که وزیر پیشنهادی امور اقتصادی و دارایی به شوک‌درمانی اعتقادی ندارد. اصلا کسی که به شوک‌درمانی اعتقاد داشته باشد یا ایران را نمی‌شناسد یا به عمد با هدف ایجاد بحران دست به چنین کاری می‌زند. شاید شوک‌درمانی در اقتصاد اروپای شرقی و ایران دهه‌ی هفتاد جواب داده باشد اما امروز شرایط اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهد شوک‌درمانی اقدام اشتباهی است.

    او گفت: همین که آقای مدنی‌زاده بداند اصلاحات اقتصادی باید از بنیادها شروع شود، مساله‌ی مهمی است. در میان این بنیادها چیزی مهم‌تر از تورم نیست. باید در مرحله‌ی نخست رفع ناترازی در بودجه مد نظر قرار گیرد و با کنترل شبکه‌ی بانکی مانع از رشد نقدینگی و ایجاد نقدینگی جدید و در نتیجه افزایش تورم شد. در این صورت با توجه ویژه به دهک‌های فرودست جامعه، این اصلاحات با حداقل درد امکان‌پذیر خواهد شد.

    دولت پزشکیان از میانه‌ی طوفان زاده شد

     استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به شرایط سیاسی و اجتماعی استقرار دولت پزشکیان تاکید کرد: دولت پزشکیان از اولین روزهای استقرار با طوفان‌های پی‌درپی روبه‌رو بود. اصلا این دولت در شرایط متلاطم سیاسی زاده شد و همین موضوع ماموریت پیش رو برای آقای مدنی‌زاده را دشوار می‌کند. حالا در چنین فضایی هر چه آرای نمایندگان به مدنی‌زاده بالاتر باشد، امکان اصلاحات و غلبه بر مشکلات بیشتر است. بالاخره خوبی ماجرا این است که فردی که قرار است وارد وزارت امور اقتصادی و دارایی شود، می‌داند کار را از کجا شروع کند. اتفاقا بدنه‌ی کارشناسی قدرتمندی هنوز در این وزارت‌خانه و زیرمجموعه‌های آن یعنی گمرک و سازمان مالیاتی و … حضور دارند که با وجود آسیب جدی در دو دهه‌ی اخیر همچنان قادر به انجام کارهای بزرگ هستند. می‌شود با ترمیم دستمزدها این بدنه‌ را پای کار آورد و اصلاحات اقتصادی را کلید زد تا با کمترین مشکل و تلاطم بشود از این مسیر عبور نمود.

    چه کسانی ممکن است با مدنی‌زاده مخالف باشند؟

    لیلاز در پاسخ به این سئوال که پیش‌بینی می‌کند چه کسانی با مدنی‌زاده در مجلس شورای اسلامی موافق نباشند؟ گفت: ما در حال مذاکره با آمریکا هستیم. چه کسانی که می‌خواهند در مذاکره قدرتمندانه با امریکا برخورد شود و طرفدار توافق سریع نیستند و چه کسانی که از توافق سریع استقبال می‌کنند، هر دو طرف باید به ایشان رای مثبت بدهند چرا که لازمه‌ی برخورد از موضع قدرت با امریکا ، اقتصاد نیرومند است و در عین حال حضور فردی که به اصلاحات اقتصادی اعتقاد دارد دست ما را در مذاکره پر می‌کند. اقتصاد نیرومند ملت را قدرتمند و شاداب می‌کند. هزینه‌ی نظامی هر کشوری از اقتصاد ان کشور تامین می‌شود و در نتیجه قدرت نظامی از اقتصاد قدرتمند نشات می‌گیرد و طرف مذاکره وقتی این نشانه‌ها را ببینید زودتر با ما کنار می‌آید.

    او با اشاره به این سئوال که آیا حرف‌هایی که در مورد لیبرال بودن آقای مدنی‌زاده مطرح شده، مانعی برای جلب آرای نمایندگان نیست؟ گفت: در علم اقتصاد همواره دو ضرب در دو چهار نمی‌شود. علم اقتصاد جزء علوم انسانی طبقه‌بندی می‌شود  در نتیجه باید اقتصاددان بتواند با درک شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه، برنامه اصلاحی را تدارک ببینید. افراد به صرف داشتن اطلاعات اقتصادی و تحصیلات اقتصادی اقتصاددان و صاحب نظریه نمی‌شوند. در هر اصلاحی باید پیش‌نیازها، طبقات ذی‌نفع، سرعت اصلاح، شکل حمایت و … دیده شود از این روست که اقتصاددانان لیبرال با اقتصاددانان نهادگرا زمین تا آسمان تفاوت دارند. آدم‌ها در علومی چون ریاضیات با این تفاوت‌ها مواجه نیستند اما چون اقتصاد در زمره‌ی علوم انسانی است این تفاوت وجود دارد.

    او گفت: حالا در ایران متاسفانه کلمه‌ی لیبرال را به عنوان فحش به کار می‌برند مثل خیلی از واژه‌های دیگر. مثلا ما در کشور کلمه‌ی زیبای «مجاهد» را دیگر استفاده نمی‌کنیم چون سازمان مجاهدین خلق از این واژه استفاده و آن را خراب کرده‌اند. یا واژه‌ای مثل «فدایی» هم همین شرایط را دارد. من این رویه را قبول ندارم. الان هم از لیبرال به عنوان انگ و برچسب استفاده می‌شود. . این را هم بگویم که برچسب‌زنی کار آدم‌هایی مثل ترامپ است، کسانی که سواد کافی ندارند و دچار ضعف تحلیل هستند تلاش دارند با چسباندن عبارات به دیگران ضعف‌شان از نظر علمی را جبران کنند کما این‌که ترامپ هم هر منتقدی را مارکسیست می‌داند.

    لیلاز با این مقدمه گفت: حالا در این شرایط صراحتا می‌گویم هم حمایت از طبقات فرودست در برنامه‌های اصلاحات اقتصادی مدنظر وزیر پیشنهادی است و هم به شوک درمانی اعتقاد ندارد و هم به شرایط اجتماعی کشور آگاه است. در این حالت دیگر مشکلی وجود ندارد. در این‌که ما نیاز به اصلاحات اقتصادی داریم شکی نیست. موضوع باز هم تاکید دارم سرعت اجرا و نحوه‌ی حمایت از اقشار فرودست است. هم من، هم آقای مدنی‌زاده و هم مجلس معتقدیم باید این اصلاحات صورت گیرد. اصلا این حماقت است کسی مخالف آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی باشد. خود نمایندگان مجلس به این موضوع رای داده‌اند و این موضوع در برنامه‌ی هفتم توسعه از سوی نمایندگان تصویب شده، حالا اگر فردا وزیری بخواهد برنامه‌ی هفتم را اجرا کند، به او می‌گویند لیبرال؟

    او در جواب این پرسش که آیا در شرایط فعلی امکان ورود به اصلاحات وجود دارد یا خیر گفت: فکر می‌کنم در هر برنامه‌ی اصلاحی در ایران باید هفت دهک تحت پوشش سیاست‌های حمایتی قرار گیرد. دهک‌های پایین‌تر حمایت بیشتر و دهک‌های بالاتر حمایت کمتر. طبیعی است شدت و ضعف این حمایت باید متفاوت باشد و در یک برنامه‌ی جدی و هدف‌دار به تدریج با بهبود قدرت خرید و شرایط اقتصادی، میزان حمایت کاهش یابد. یارانه‌ای که به همه‌ی مردم داده می‌شود، یارانه نیست. هم تکنولوژی لازم در اختیار ایران است و هم در سیستم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی امکان این حمایت هوشمند وجود دارد. در نتیجه امروز باید آگاه باشیم وقتی برای تلف کردن نداریم. دو دهه است با سیاست‌های اجرایی این مردم فقیر شده‌اند. ما باید با سرعت وارد مرحله‌ی اصلاحات اقتصادی شویم و با رفع ناترازی‌ها، این اقتصاد را قدرتمندتر کنیم و زندگی مردم را بهبود دهیم. برای اجرای این برنامه هم وزیر پیشنهادی بی‌تردید گزینه‌ی مناسبی است.

  • «مجاهدان شنبه»، از پزشکیان سهم و رانت می‌خواهند! / روزی سه تا چهار هزار میلیارد تومان پول در ایران هدر می‌رود

    «مجاهدان شنبه»، از پزشکیان سهم و رانت می‌خواهند! / روزی سه تا چهار هزار میلیارد تومان پول در ایران هدر می‌رود

    به گزارش اقتصادران، چهاردهمین دور انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده شد و نتیجه آن پیروزی نامزد اصلاح‌طلب شد،گویی مردمی که در دور اول پایین ترین میزان مشارکت را رقم زدند در دور دوم با انگیزه فزون‌تری وارد گود رقابت شدند و با رای به مسعود پزشکیان منتخب خود را روانه پاستور کردند.ورود مرددین و صاحبان رای های خاکستری،مشارکت ۴۹/۸ درصدی و اختلاف رای سه میلیونی را برای پزشکیان به ارمغان آورد و نشان داد هنوز هم مردم به اصلاحات، درون نظام اعتقاد دارند.

    حالا برای رئیس جمهور نهم کار از شعار و وعده گذشته و باید دید در عمل با چه ابزاری و چگونه بحران‌های اقتصادی و سیاست خارجی را ترمیم خواهد کرد.

    سعید لیلاز  درمورد اولویت های دولت چهاردهم می گوید آقای پزشکیان باید مسئله معیشت،دستمزد و حجاب را فورا حل کند. وی همچنین برداشته شدن شکاف بین مردم و دولت و حاکمیت را نیز از اولویت های رئیس جمهور چهاردهم می داند.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در حوزه سیاست خارجی نیز می گوید من اصلا به مصلحت آقای پزشکیان نمی‌بینم که بخواهد کوچک‌ترین حرکتی در زمینه سیاست خارجی، بدون اجازه و موافقت رهبری انجام دهند.

    مشروح این گفتگو را بخوانید:

    مجاهدین روز شنبه در همه ادوار انتخابات بوده اند

    شما پیشتر در مورد کسانی که در انتخابات نقشی ندارند و پس از انتخابات وارد معرکه می شوند گفته بودید و نام آنها را«مجاهدان شنبه» گذاشتید،آیا این پدیده خطرناک در مورد دولت چهادهم نیز صدق می‌کند؟

    من این مفهوم «مجاهدان شنبه» را اولین روزهای پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ نوشته بودم، محتوای این عنوان به نظر می‌رسد حداقل در ایران ما، چه در اعصار گذشته، چه در حال حاضر و چه در چشم‌انداز آتی همچنان پابرجا خواهد بود، مناسب می‌دانم که مجددا این مفهوم را خطاب به پیروز محترم انتخابات ریاست جمهوری آقای دکتر مسعود پزشکیان یادآور شوم. اصطلاح «مجاهدان شنبه» را مرحوم احمد کسروی در اثر سترگ خود، کتاب «تاریخ مشروطه ایران» نوشته و در آن‌جا توضیح می‌دهد که انقلاب مشروطه روز جمعه پیروز شد؛ درست مثل انتخابات ریاست جمهوری در ایران؛ و بلافاصله بعد از روز جمعه، گروهی که مرحوم کسروی آن‌ها را «خوشه‌چینان انقلاب» نام‌گذاری می‌کند، روز شنبه، فردای روز پیروزی انقلاب مشروطه، بدون اینکه کوچک‌ترین دخالت یا زحمتی کرده باشند و مجاهدتی به خرج داده باشند یا در فرایند پیروزی انقلاب، هزینه‌ای کرده باشند، بلافاصله حمایل‌های پر از قطار فشنگ به گردنشان بستند و نفری یک تفنگ دستشان گرفتند و خودشان را در داخل صفوف مجاهدینی جا زدند که مثل مرحوم باقرخان و ستارخان و شهید ثقه‌الاسلام و بزرگان دیگری که عموما آن‌ها هم اهالی تبریز بودند، جا زدند و حتی جلوتر از آن‌ها قرار گرفتند و گفتند ما هم در پیروزی انقلاب و نتایج آن شریک هستیم. مرحوم کسروی اسم این‌ها را می‌گذارند «مجاهدان روز شنبه» و به طرز عجیب و شگفت‌آوری در تمام انتخابات ریاست جمهوری که حداقل من از سال ۱۳۷۶ به این طرف یادم هست، این مفهوم «مجاهدان شنبه»، کاملا موضوعیت داشته و ما هر بار به بلایای آن مبتلا شده‌ایم و این خطر جدی در کمین دولت آقای پزشکیان هم هست.

    خطری که همه جنبش ها را تهدید می کند

    منظورتان از این بلایا، همان منصب گرفتن «مجاهدان شنبه» است؟

    دقیق‌تر بگویم، کسانی که کوچک‌ترین دخالت و هزینه‌ای نکردند در پیروزی کاندیدای موردنظرشان یا در دوران قبل از این پیروزی از هیچ محدودیتی تحت فشار نبودند و هیچ هزینه‌ای برایش نپرداختند، روز شنبه، فردای روز انتخابات می‌آیند جلو و خودشان را صاحب حق می‌دانند و می‌گویند ما بایستی در محصول عمده این پیروزی شریک باشیم. یادم هست که مرحوم عزت‌الله سحابی هم برای من تعریف می‌کرد و هم بعدا در خاطراتش نوشت که وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، آن کسانی که بلافاصله بعد از کودتای ۲۸ مرداد یا حتی قبل از کودتای ۲۸ مرداد از ایران فرار کرده بودند و بیش از ۲۵ سال را در کشورهای آمریکایی و اروپایی در آسایش و خوشی به‌سر برده بودند، وقتی آمدند ایران، مقابل کسانی که ۱۰ تا ۱۵ سال زندانی کشیده بودند، از جمله خود مرحوم سحابی که ۱۳ سال زندان را تحمل کرده بود، قرار گرفتند و گفتند اینها که در زندان بودند رادیکال و تند هستند و مصلحت نیست ما اینها را به‌کار بگیریم ، در نتیجه، و همان آقایانی که سال‌ها در آمریکا و اروپا زندگی کردند، آمدند و مَناصب را اشغال کردند. بنابراین، ‌این خطر در مورد تمام جنبش‌های بزرگ اجتماعی که حتی بعد از پیروزی، احتیاج به مجاهدت، مراقبت، فداکاری و دقت عمل دارد، صدق می‌کند و اگر برنده انتخابات جناب آقای دکتر پزشکیان در این مورد دقت نکند، ممکن است بواسطه همین بلا، دچار پیامدهایی شویم که در تمام همه دهه‌های گذشته دچارش شدیم، یعنی خوشه‌چینان انقلاب یا «مجاهدان شنبه»، شتابان بیایند داخل صفوف و آن شود که نباید شود.

    «مجاهدان شنبه»، سهم و رانت می‌خواهند

    اینها سهم‌خواهی هم دارند؟

    بله، از آن‌جا که با هدف بهره‌مندی از منافع و منابع آمدند و نه‌تنها سهم‌خواهی می‌خواهند بکنند، بلکه رانت‌جویانه به این کار مبادرت می‌ورزند، ممکن است به اصل جنبش ضرر بزنند، ممکن است به اصل حرکت بزرگی که آقای پزشکیان مامور به اجرای آن است از طرف قاطبه ملت ایران، آسیب بزنند. لطفا فراموش نکنید که آقای پزشکیان فقط و فقط نماینده آن گروهی که به ایشان رأی دادند نیست، بلکه اولا نماینده آن گروه بیش از ۵۰ درصدی است که در انتخابات شرکت نکردند و مراتب قهر و نارضایتی خودشان را به کشور و به نظام نشان دادند و البته من خیلی خوشوقتم که این دفعه، غیبت آنان مورد توجه قرار گرفت و دیده شد و ان‌شاءالله که آقای پزشکیان به سرعت در رفع این مهار کوشش کند. ثانیا آن ۱۳میلیون نفری که به رقیب و رقبای آقای پزشکیان رأی دادند،آقای پزشکیان رئیس جمهوری آنها و همه کشور است؛ رئیس جمهوری اسلامی ایران است، نه رئیس بخشی از این جمهوری. بنابراین باید با دقت تمام مراقبت کنند که جز شایستگان، جز کسانی که مراتب سلامت مالی ،فکری‌ و رفتاری‌شان روشن شده و ثابت شده و جز آن‌هایی که هزینه پرداختند برای به ثمر نشستن جنبش تحول‌خواهی و تغییرخواهی مردم ایران در داخل نظام جمهوری اسلامی، به دیگران مناصبی داده نشود، وگرنه ما دچار همان مشکلاتی خواهیم شد که در گذشته داشتیم.

    باید اقتصاد و معیشت مهمترین اولویت پزشکیان باشد

    با توجه به شرایط بحرانی کنونی اولویت‌های دولت آقای پزشکیان باید شامل چه موضوعاتی باشد؟

    آقای پزشکیان باید دو، سه تا کار را فورا انجام دهد. اصلی‌ترین مساله ملت ایران در حال حاضر اقتصاد و معیشت مردم است، آقای پزشکیان هم قدرت قانونی لازم را دارند و هم قدرت اجرایی و هم منابع کافی را برای این‌که متوسط مبلغ پرداختی به ۲۰ میلیون حقوق‌بگیر بازنشسته و شاغل ایرانی را اعم از خصوصی ودولتی را قبل از پایان مهرماه فورا، بازنگری و ترمیم کند و البته این افزایش، ربطی به آن افزایش سنواتی در اسفندماه ندارد. ما باید فورا، به این مهار و شکاف پدیدآمده بین ملت ایران و دولت و حکومت پایان دهیم. حرکت دومی که فورا باید انجام بگیرد در زمینه معیشت سه میلیون خانوار کشاورز ایرانی است. سوای این، قیمت‌های خرید تضمینی مواد کشاورزی مثل گندم، جو یا هر کالای دیگری را که دولت تعیین می‌کند ، اولویت دوم آقای پزشکیان این باید باشد که اولا بدهی این به این طرف دولت به کشاورزان زحمتکش ایرانی که بسیار بسیار موفق عمل کرده‌اند، فورا تسویه کند، علاوه‌براین، تا زمانی هم که بدهی، تسویه نشده، مطابق با نرخ بهره بانکی به آن‌ها سود بپردازد و ثالثا برای سال آینده معادل تحولات تورم، تغییرات در نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی اساسی اعمال کند. مساله گندم، مساله جو، مساله مواد غذایی، مسائلی نیست که ما به صرف اقتصاد به آن‌ها بپردازیم.

    هدر رفت سه تا چهار هزار میلیارد تومان پول

    ولی آیا دولت توان و منابع پرداخت این هزینه‌ها را در حال حاضر دارد؟

    به شما قول می‌دهم دارد، کارشناسان کمک می‌کنند در جزئیات، تمام این‌ها، هم مطالعه شده، هم منابعش می‌تواند وجود داشته باشد و دیده شود. ما در حال حاضر روزانه حدود سه هزار میلیارد تومان فقط یارانه،یعنی از طریق سه کالای انرژی در ایران ( گاز ، بنزین و گازوئیل ) روزی سه تا چهار هزار میلیارد تومان پول هدر می‌رود. این‌ها را می‌شود اصلاح کرد. گام سومی که دولت باید فورا بردارد، در تعامل با مقام معظم رهبری باید یک سامان بنیادینی به این لایحه عفاف و حجاب دهد. لایحه عفاف و حجابی که حتی دولت مرحوم رئیسی هم علاقه‌ای به گردن گرفتن آن نداشت و هیچ کسی حاضر نیست مسئولیتش را بپذیرد، الان بهترین زمان است برای اینکه در تعامل با مقام معظم رهبری این لایحه پس گرفته شود و یک سامان بگیریم برای این موضوع. من به شما اطمینان می‌دهم بدون پلیس و بدون بزن و بگیر و زد و خورد و دعوا، وضعیت عفاف و حجاب در پایتخت اغلب کشورهای اسلامی به مراتب از تهران بهتر است و بنابراین تمام این کارهایی که ما به بهانه ارتقای حجاب و عفاف انجام دادیم، این‌ها همه منجر به نقض غرض شده؛ هم حجاب را بهتر نکرده و بلکه بدتر کرده، هم شکافی مردم و حاکمیت را بیشتر کرده طوری که سرانجام شما خودتان دیدید، مقام معظم رهبری هم از این شکاف، ابراز نارضایتی کردند. یادتان نرود سردار یدالله جوادی، معاون سیاسی محترم سپاه دو سه هفته پیش مصاحبه مهمی کردند که در آن شلوغی ها زیاد دیده نشد، ایشان گفت ما از نتایج و مشارکت سه تا انتخابات قبلی اصلا راضی و خرسند نیستیم. راه ارتقای مشارکت چیست؟ این‌که این توده مردم شریف و نجیب و زحمتکش را، چه در حوزه خواسته‌های اقتصادی و چه در حوزه مطالبات فرهنگی – اجتماعی‌شان ببینیم و به رسمیت بشناسیم، اینها که ولی نعمت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایران هستند.

    رمز موفقیت پزشکیان در سیاست خارجی

    فکر می‌کنید در حوزه سیاست خارجی اگر آقای پزشکیان حتی به موافقت‌هایی در ارتباط با احیای برجام هم دست پیدا کند، آیا حاکمیت اجازه خواهد داد تا این موضوع محقق شود یا خیر؟

    من اصلا به مصلحت آقای پزشکیان نمی‌بینم که بخواهد کوچک‌ترین حرکتی در زمینه سیاست خارجی، بدون اجازه و موافقت مقام معظم رهبری انجام دهند و این نکته، رمز موفقیت ایشان در سیاست خارجی است. دوران شعارپردازی‌های دوره انتخابات سپری شد. ما باید با در نظر گرفتن مصالح ملی و ژئوپلتیک ایران اقدام کنیم. مساله برجام فوق‌العاده پیچیده‌تر از آن چیزی است که در مناظرات و در رقابت‌های انتخاباتی مطرح شد و بایستی با نظر کارشناسان امنیتی، نظامی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار بگیرد ،در تعامل صددرصدی با مقام معظم رهبری. در حوزه پیچیده دیپلماسی، انجام حرکت مستقل و تک‌روی، ممکن نیست.

    این گشایش‌های اقتصادی که شما می‌فرمایید، نیازمند بازگشایی برجام یا هر ارتباط سیاست خارجی دیگر است یا خیر؟

    من به شما عرض می‌کنم؛ بیش از ۹۰ درصد مسائل اقتصادی ایران در داخل ایران است و ریشه‌اش داخلی است و ربطی به برجام ندارد. من فقط برای این‌که ثابت کنم حرفم درست است، در ۹ ماه اول سال ۱۴۰۲ به اندازه تمام سال ۹۷ و ۹۸ نفت فروختیم و درآمد نفتی داشتیم.

    نباید به آمریکا باج بدهیم

    منتقدین تاکید دارند، بیشتر این فروش نفت با تخفیف زیاد و روی دریا بوده …

    نه، دلاری دارم می‌گویم. و الان سطح تجارت خارجی ایران به پیش از دوران تحریم دوم، یعنی حدود سال ۱۳۹۶ برگشته است. ما حدودا ۲۰۰ میلیارد دلار امسال تجارت خارجی داریم که تقریبا معادل سال ۱۳۹۶ است. الان، ریالی و ارزی صحبت می‌کنم، نه بشکه‌ای. بنابراین مشکل حادی در زمینه برجام یا FATF الان در ایران وجود ندارد،شما همه این‌ها را بگذارید کنار. اگر حق با شما باشد، این ایالات متحده آمریکاست که ایران را تحریم کرده، ایران که خودش را تحریم نکرده که بگوییم بیا برو و رفعش کن. مگر اینکه گویندگان این سخن قائل به این باشید که ما برویم پیش آمریکایی ها و باج بدهیم. نه، من مخالفم این هستم که جمهوری اسلامی باج بدهد.ایالات متحده آمریکا باید نظام مستقل سیاسی حاکم بر ایران را بپذیرد، به روابط محترمانه در برابر این نظام تن دهد و برگردد به برجام. آمریکا از برجام خارج شده، چرا شما اصرار می‌کنید ما به برجام برگردیم؟

    جنگ اوکراین موجب محبت آمریکا به شهید رئیسی شد

    اگر ترامپ پیروز انتخابات ایالات متحده باشد چطور؟

    هیچ اتفاقی نمی‌افتد، هیچ تغییر جدی اتفاق نمی‌افتد. من به شما می‌گویم، این محبتی که آمریکایی‌ها به آقای رئیسی کردند، بابت انسان‌دوستی یا دموکرات‌بودنشان نبود، به خاطر جنگ اوکراین بود. بنابراین مادامی که جهان از حالت تک‌قطبی خارج شده، ایران می‌تواند به راحتی در داخل شکاف‌هایشان زندگی کند، به هیچ وجه، ایالات متحده آمریکا را معادل کل جهان نمی‌بینم؛ چنین برداشتی، یک اشتباه بزرگ است. ما الان هیچ کالا و خدماتی در دنیا نداریم که ایرانی‌ها بخواهند واردش کنند و نتوانند آن را وارد کنند.

    بهبود جو روانی موقتی دلار با رئیس جمهور شدن پزشکیان

    آیا روی کار آمدن آقای پزشکیان در نرخ دلار تاثیر مثبت خواهد گذاشت یا خیر؟

    من معتقدم حتما جو روانی بازار را بهبود می‌بخشد، ولی هشدار می‌دهم، جو روانی، موقتی، دامنه‌اش کوتاه و کم‌اثر است. بنابراین، نباید انتظار داشت که روی کار آمدن آقای پزشکیان منجر به کاهش اساسی قیمت دلار شود و بعد هم بماند در آن حالت. قیمت دلار هم مثل هر کالا و خدمات دیگری تابع نظام عرضه و تقاضا است. اگر عرضه دلار افزایش پیدا کند و تقاضایش، یعنی رشد نقدینگی کاهش پیدا کند، قیمت دلار تثبیت می‌شود، وگرنه، قیمت دلار معادل نرخ تورم می‌رود بالا و باید هم برود بالا، وگرنه صادرات کشور از صرفه اقتصادی‌ می‌افتد و واردات افزایش می‌یابد،همان اتفاقی که در سال ۱۴۰۲ افتاد.

  • شوک درمانی برای اقتصاد ایران را قبول ندارم / وقتی شما به همه یارانه بدهید، انگار اصلا به کسی یارانه نداده‌اید

    شوک درمانی برای اقتصاد ایران را قبول ندارم / وقتی شما به همه یارانه بدهید، انگار اصلا به کسی یارانه نداده‌اید

    به گزارش اقتصادران، سعید لیلاز درباره امکان افزایش سقف یارانه‌ها در کشور با توجه به شعارهای انتخاباتی این روزها بیان کرد: بستگی دارد که ما چگونه بخواهیم اقتصاد ایران را اداره کنیم. اگر صادقانه بگویم، می‌توان یارانه را بیشتر کرد.

    وی افزود: اکنون روزی ۲۵۰ لیتر گازوئیل و بنزین در ایران توزیع می‌کنید و روزی تقریبا یک میلیارد متر مکعب گاز در کشور توزیع می‌شود. حداقل یک سوم آن مازاد است اما به خاطر سیاست قیمت‌گذاری‌های غلط در حال رخ دادن است

    این کارشناس اقتصادی گفت: اگر روزی می‌توانستیم یارانه این سه قلم را به شرط تثیبیت نرخ تورم حذف کنیم و در این یک سوم صرفه‌جویی کنیم، تصور من این است که ماهی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد جدید خواهیم داشت.

    وی ادامه داد: حال ممکن است همه این رقم را به سمت سرمایه‌گذاری ببرید و به جای یارانه نقدی به مردم اشتغال و تولید ثروت و رفاه بیشتر بدهید یا اینکه مستقیما این رقم را به یارانه تخصیص دهید.

    لیلاز درباره پیشنهاد خود به‌عنوان یک کارشناس برای هزینه کرد درآمدهای حاصل از صرفه‌جویی توضیح داد: مسئله اصلی اقتصاد ایران را سرمایه‌گذاری می‌دانم اما در عین حال نمی‌توانیم حرف غیر کارشناسی بزنیم. برخی افراد روی هوا حرف می‌زنند و اثرات مخرب افزایش قیمت حامل‌های انرژی را روی چهار تا پنج دهک پایین درآمدی نمی‌بینند. نارضایتی این گروه ویران‌گر است چون آنها می‌توانند نظام اجتماعی را به هم بریزند، چنانچه در آبان ۹۸ به هم ریختند.

    وی اضافه کرد: بنابراین اگر به یک اقتصاددان یا یک کارشناس ایرانی که نمی‌خواهد رژیمش را سرنگون کند و بی‌ثباتی بیافریند مراجعه کنید، او به شما خواهد گفت قیمت این سه حامل انرژی را اصلاح کنید اما اولا باید این اصلاحات تدریجی باشد، ثانیا بعد از اینکه نرخ تورم را کنترل کردید و ماشین چاپ پول را متوقف کردید اصلاحات انجام دهید و ثالثا پنج دهک اول را به طرزی کاملا هوشمندانه هدف قرار دهید، از آنها حمایت کنید و بقیه منابع حاصل از اصلاحات قیمتی را برای سرمایه‌گذاری بگذارید.

    زیر ساخت لازم برای شناسایی دهک‌های نیازمند را داریم

    این کارشناس اقتصادی درباره وجود زیرساخت‌های لازم برای پوشش هدفمند چهار دهک پایین گفت: حتما این زیرساخت‌ها وجود دارد. ما روی زمینه‌های نرم‌افزاری و اطلاعاتی در شبکه آی‌تی پیشرفت‌های بسیار مهمی در ۱۰ سال گذشته داشتیم. در دولت روحانی خیلی روی این موضوع کار شده است.

    وی ادامه داد: ما تقریبا ۹۹ درصد طبقات فرودست را می‌شناسیم. ما می‌توانیم طبقات فرودست را درست شناسایی کنیم. می‌دانیم چه کسانی تحت پوشش بنیاد مستضعفان و سازمان بهزیستی هستند. مستمری بگیران زیر ۱۰ میلیون تومان را می‌شناسیم و می‌دانیم که هشت میلیون ایرانی اصلا کارت بانکی ندارند. افراد بدون شناسنامه را هم شناسایی کرده‌ایم.

    لیلاز گفت: در سه حامل انرژی می‌توانیم حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان در ماه صرفه‌جویی جدید بکنیم و ۵۰ هزار میلیارد تومانش را به چهار دهک پایین تخصیص بدهیم و ۵۰ هزار میلیارد تومان دیگرش را اگر صرف سرمایه‌گذاری کنیم، به این ترتیب بودجه عمرانی کشور یکباره دو برابر می‌شود.

    وی توزیع یارانه بین همه مردم جامعه را اقدامی نادرست دانست و افزود: وقتی شما به همه یارانه بدهید، انگار اصلا به کسی یارانه نداده‌اید. یارانه سه وظیفه دارد و تئوریسین این وظایف من هستم. هر کدام از این موارد نباشد، دیگر نام اعتبارات توزیع شده را نمی‌توان یارانه گذاشت.

    این کارشناس اقتصادی افزود: مقدار یارانه باید معلوم باشد. اینکه چه کسی یارانه را می‌گیرد، باید معلوم باشد و اینکه تا چه مدت یارانه می‌دهید هم باید معلوم باشد.

    وی ادامه داد: باید بدانیم برای چه به یک نفر یا سازمان یارانه می‌دهیم. تا قیامت که نمی‌توان به بخش کشاورزی یارانه مالیاتی داد. امسال فهمیده‌اند که چقدر این حرف اشتباه است. کشاورز داریم که درآمدش سالی ۲۰۰ میلیارد تومان است و از مالیات معاف است. این غلط است. ما به جای اینکه درآمدها را از مالیات معاف کنیم، بخش‌ها را از مالیات معاف کرده‌ایم که البته از امسال شروع به اصلاح این اشتباه کردند.

    لیلاز افزود: بنابراین درست است که کشورداری کار بسیار سختی است اما روشی که دیگران به کار می‌گیرند را باید به کار بگیریم و با همین روش کار را ادامه دهیم.

    وی به این پرسش که کاندیداهایی که می‌گویند به همه یارانه می‌دهیم آیا حرف غیر کارشناسی می‌زنند، این‌گونه پاسخ داد: هر کدام از آن سه شرط تحقق پیدا نکند، یارانه از موضوعیت می‌افتد.

    باید نرخ رشد نقدینگی به زیر ۲۰ درصد برسد

    این کارشناس اقتصادی درباره چگونگی کنترل موتور تورم بیان کرد: شهید رئیسی و بانک مرکزی گام‌های مهمی در زمینه کنترل تورم برداشته‌اند. اکنون رشد نقدینگی نسبت به سال گذشته در همین موقع نصف شده است. باز هم باید پایین‌تر بیاید. در رشد نقدینگی پایه پولی باید سهمش پایین‌تر بیاید و نرخ تورم هم در حال کاهش است اما باید نرخ رشد نقدینگی چهار ماه قبل که ۵۵ درصد بود، به زیر ۲۰ درصد برسد.

    وی اضافه کرد: ولی همزمان می‌توانیم سیاست‌های اصلاح قیمت‌ها را آغاز کنیم و به تدریج جلو ببریم، به‌گونه‌ای که نهایتا به ما یک سوم مصرف این سه حامل انرژی صرفه‌جویی بدهد.

    به گفته لیلاز، این سیاست به مسئله تامین انرژی در زمان روی کار آمدن ترامپ کمک می‌کند زیرا در حال حاضر روزی ۱۰ تا ۱۵ لیتر بنزین وارد کشور می‌شود و اتفاقا سیاست‌های اصلاحی باید قبل از روی کار آمدن ترامپ انجام شود.

    وی افزود: مردم و طبقات فرودست باید حس کنند که این دولت، دولتی است که به آنها دروغ نمی‌گوید، بنابراین در چنین شرایطی دموکراسی خیلی مهم است.

    این کارشناس اقتصادی درباره زمان مورد نیاز برای کنترل تورم گفت: از امروز اگر شروع به کاهش نقدینگی کنید، چهار تا پنج ماه بعد اثرات آن نشان داده خواهد شد. هدف‌گذاری رسیدن به تورم یک رقمی در ایران غلط است. تورم ایران یک رقمی نبوده و نخواهد بود.

    وی ادامه داد: هر آینه نرخ تورم سالانه در ایران برای سال ۱۴۰۴ به زیر ۲۰ درصد برسد، معنی‌اش این است که به شرایط مطلوب رسیده‌ایم و می‌توان اصلاحات را انجام داد. نباید کاهش نرخ تورم را به گونه‌ای انجام دهیم که رشد اقتصادی آسیب ببیند. باید پلکانی آن را پایین آورد. در هیچ حوزه‌ای شوک درمانی را برای اقتصاد ایران تجویز نمی‌کنم.

    درآمدزایی با کنترل منافذ اقتصاد ایران

    لیلاز به وجود دیگر منابع درآمدی در اقتصاد ایران اشاره کرد و افزود: مثلا دلار یارانه‌ای، نرخ برق، نرخ آب و نرخ تعرفه‌های گمرکی دیگر منابع درآمدی موجود در کشور است. اکنون نرخ تعرفه‌های گمرکی با دلار ۲۸۵۰۰ تومانی حساب می‌شود. من نمی‌گویم یک شبه آن را تبدیل به دلار ۶۰ هزار تومان بکنیم، بلکه می‌تواند این رقم به تدریج افزایش یابد.

    وی اضافه کرد: نرخ دلار یارانه‌ای هم می‌تواند به تدریج افزایش یابد. اگر جلوی رشد نقدینگی را بگیرید، اثرات افزایش قمیت‌ها روی تورم بسیار کمتر خواهد بود نسبت به چیزی که در عمل در گذشته اتفاق افتاده است.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: منافذ خونریزی از اقتصاد ایران به قدری زیاد است که اگر یک دولت صالح خدمتگزار و مورد اعتماد و مشروع ملی روی کار بیاید و به تدریج این منافذ را بگیرد، حتما رفاه و معیشت توده‌های ایرانی بسیار بهتر از امروز می‌شود. ولو اینکه سرعت رشد اقتصادی از ابتدا بالا نرود. ما یک شبه نمی‌توانیم وضع مردم را بهتر کنیم.

    وی ادامه داد: اکنون ۲۰ درصد کل درآمد نفتی را به واردات بنزین اختصاص می‌دهیم. این رقم را می‌توانیم به واردات گوشت و غذا اختصاص دهیم. سرمایه‌گذرای کنیم و به رفاه ملت برسیم. ۵۰ دستگاه دیالیز یا ام‌آی‌آر وارد کنیم و به سیستان و بلوچستان ببریم تا مردم آنجا به تهران یا سایر کشورها برای گرفتن یک عکس رنگی از ریه‌های بچه‌هایشان مراجعه نکنند.

    لیلاز گفت: با همین وخامت اوضاع، کارهای زیادی می‌توان انجام داد. همه مطالبی که گفتم در اختیار دولت است. رای دادن و ندادن روی زندگی آحاد جامعه اثر می‌گذارد.