برچسب: سرکوب مزد

  • به حاشيه بردن مطالبات كارگران به بهانه سختی کار؟! / همدستی دولت و کارفرمایان در سرکوب مزدی

    به حاشيه بردن مطالبات كارگران به بهانه سختی کار؟! / همدستی دولت و کارفرمایان در سرکوب مزدی

    به گزارش اقتصادران، احمد ميدري، وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي، در تازه‌ترين اظهارات خود با طرح اين موضوع كه شرايط كاري در صنايع مختلف متفاوت است، اعلام كرده است «اينكه ما بر حداقل هزينه زندگي و تورم اقدام به تعيين حداقل دستمزد مي‌كنيم درست نيست و اين عدد بايد بر اساس ميزان سختي‌كار در صنايع مختلف تعيين شود.» هرچند به نظر مي‌رسد دولت درصدد آن است كه دستمزدها را به تفكيك اصناف و سختي كارشان تعيين كند اما بايد ديد نقش كارفرمايان در اين بين چگونه خواهد بود.

    در گذشته نيز موضوع مزد منطقه‌اي مطرح شده بود كه به معناي تعيين دستمزدها بر اساس شرايط اقتصادي و اجتماعي هر منطقه بود كه به دليل انتقادات به آن اجرايي نشد چرا كه برخي بر اين باورند كه اين مدل نيز مي‌تواند به سركوب مزدي در مناطق كم‌برخوردار و محروم منجر شود. تجربه نشان داده هرچند دولت‌ها موظف هستند از حقوق كارگران در برابر كارفرمايان حمايت كنند، اما در نهايت افزايش حقوق‌ها متناسب با خواست كارفرمايان صورت مي‌گيرد.

    تجربه گذشته نيز نشان داده كه در مذاكرات دستمزد كه با حضور سه ضلع داراي انتفاع برگزار مي‌شود؛ جامعه كارفرمايي و حتي دولت دست بالا را داشته است. اين در حالي است كه عدم انطباق دستمزدها با تورم يكي از چالش‌هاي بزرگ اقتصادي كشور است كه مي‌تواند تأثيرات عميقي بر اقتصاد كلان، رفاه اجتماعي و كيفيت زندگي افراد داشته باشد. اين در حالي است كه دستمزدها بايد به گونه‌اي تنظيم شوند كه با نرخ تورم همگام باشند تا قدرت خريد كارگران و كاركنان حفظ شود. زماني كه دستمزدها به ميزان كافي افزايش نيابند، مشكلاتي مانند كاهش رفاه اجتماعي و نابرابري اقتصادي به وجود مي‌آيد.

    سياست‌هاي نادرست اقتصادي

    يكي از عوامل اصلي عدم انطباق دستمزدها با تورم، سياست‌هاي اقتصادي نادرستي است كه به كاهش ارزش پول ملي و تورم‌هاي مزمن منجر شده است. وقتي دولت‌ها نتوانند به درستي تورم را كنترل كنند و سياست‌هاي مناسبي براي افزايش دستمزدها تعيين كنند، باعث كاهش رفاه اجتماعي مي‌شوند. آنچه مسلم است در بسياري از موارد، كارگران و اتحاديه‌هاي كارگري توانايي كافي براي مذاكره در خصوص افزايش دستمزدها به ميزان كافي را ندارند كه اين ناتواني كه بيشتر به علت ضعف در سازماندهي، فشارهاي سياسي و اقتصادي يا كمبود حمايت‌هاي قانوني است سركوب دستمزدها را به دنبال دارد.

    ضمن آنكه افزايش هزينه‌هاي توليد به علت تورم، مشكل ديگري است كه مي‌تواند باعث شود تا كارفرمايان تمايلي به افزايش دستمزدها نداشته باشند كه اين موضوع نيز مي‌تواند به ويژه در صنايع كوچك و متوسط تأثيرگذار باشد كه اصلي‌ترين اثر اين وضعيت، مي‌تواند كاهش قدرت خريد افراد باشد، چرا كه زماني كه دستمزدها با تورم همگام نباشند، كارگران هم انگيزه‌اي براي ورود به بازار كار نخواهند داشت و اين موضوع مي‌تواند به كاهش بهره‌وري و كارايي در محل كار منجر شود و در كل هرگونه كاهش قدرت خريد و نابرابري اقتصادي، مشكلات اجتماعي مانند افزايش جرم و جنايت، ناآرامي‌هاي اجتماعي و كاهش اعتماد به نهادهاي دولتي را در پي دارد.

    افزايش دستمزدها يا كاهش آن؟

    ناصر چمني، فعال حوزه كارگري در مورد تعيين دستمزدها بر اساس سختي كار صنايع مختلف به «اعتماد» گفت: هر ساله در روزهاي پاياني سال و معمولا دو ماه مانده به انتهاي سال جلسات دستمزدي برگزار شده و دستمزد ميليون‌ها كارگر را مشخص مي‌كنند، اما واقعيت اين است كه معمولا دولت‌ها در تلاشند تا بحث دستمزدها را به حاشيه ببرند و اين مساله ترفندي در دست دولت‌ها شده است.

    اين فعال حوزه كارگري در ادامه گفت: البته پيش از اين هم موضوع مربوط به منطقه‌اي كردن دستمزدها مطرح شده بود كه اصلا اجرايي نشد و همه اين تصميمات را هم در انتهاي سال و زماني مي‌گيرند كه به تعيين دستمزدها نزديك مي‌شويم. چمني تصريح كرد: البته در خصوص مزدهاي منطقه‌اي توافقي صورت نگرفت چرا كه اصلا زيرساخت‌هاي كافي براي اين مساله وجود ندارد و كارشناسان اين حوزه در شوراي عالي كار هم گزارش‌هايي در اين زمينه ارايه دادند و اعلام كردند زيرساخت‌هاي لازم در اين خصوص وجود ندارد. چمني خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد اين‌بار نيز با تغيير واژه منطقه‌اي به مشاغل سخت سعي در تفاوت دستمزدي دارند، اين در حالي است كه در گذشته نيز اعلام كرده بوديم كه اگر كارفرمايان خواستار اضافه كردن دستمزد مشاغل سخت و زيان‌آور هستند هيچ ايرادي ندارد و مشاغلي مانند ريخته گري، كار كردن در معادن و… بايد دستمزدشان بيشتر هم باشد.

    ميزان دستمزدها بايد بالاتر از خط فقر باشد

    او با اشاره به خط فقر در كشور افزود: يقينا ميزان دستمزدها بايد بالاتر از خط فقر باشد، در هيچ كشوري در دنيا ميزان دستمزدها پايين‌تر از خط فقر نيست. البته اين مقايسه با كشورهايي مانند ونزوئلا و كوبا نيست بلكه مقايسه ايران با كشورهاي حوزه خليج فارس و ساير كشورهاي همسايه است.

    چمني با بيان اينكه پايه حقوق‌ها بايد بالاتر از ميزان تورم باشد، گفت: در كشوري مانند آلمان هم حداقل دستمزدها مشخص مي‌شود اما تنها شش تا هفت درصد جامعه حداقل دستمزد را دريافت مي‌كنند و مابقي دستمزدها بسيار بالاتر از حداقل دستمزدهاست و در كشورهاي پيشرفته اتحاديه‌هاي مستقل كارگري وجود دارد و در هر صنفي از كفاشان گرفته تا معادن و تاكسي‌داران و… داراي اتحاديه‌اي مستقل هستند.

    الزام بر تعيين رقم سبد معيشت

    اين فعال حوزه كارگري خاطرنشان كرد: ما هميشه سعي كرده‌ايم واقعيت كشورهاي ديگر در زمينه اتحاديه‌هاي كارگري و كارفرمايي براي تعيين دستمزد را پنهان كنيم و بايد پرسيد آيا در ايران هم‌چنين رويه‌هايي وجود دارد تا در يك زمينه فعاليت كنند؟

    او با بيان اينكه ضرورت دارد تا رقم سبد معيشت از سوي وزير كار مشخص شود، تصريح كرد: براساس بند دوم ماده ۴۹ قانون كار، دستمزد يك كارگر بايد به اندازه‌اي باشد تا يك خانواده ۳ تا ۴ نفره بتوانند تا پايان ماه زندگي‌شان تامين شود. اين در حالي است كه در سال گذشته و در يك اتفاق نادر سبد معيشت در كميته دستمزد مشخص نشد و پس از آن دستمزدها هم بدون امضاي نماينده كارگران تصويب و اجرايي شدند.

    به حاشيه بردن مطالبات كارگران يا تعيين معياري جديد؟

    چمني خاطرنشان كرد: در حال حاضر ۵۰ درصد جامعه را كارگران تشكيل مي‌دهند از كارگران بخش كشاورزي گرفته تا كارگران بخش خدمات و… كه ۴۰ ميليون نفر را در بر مي‌گيرد و ضرورت دارد تا در اين زمينه با اقتصاددان‌ها صحبت شود و اگر مركز پژوهش‌هاي مجلس خط فقر را مشخص كرده است دولت و نهادهاي حاضر در شوراي عالي كار بايد در تلاش باشند تا دستمزد پايه را بالاتر از خط فقر مشخص كنند نه اينكه موضوعي را مطرح كنند كه اجرايي كردن آن نيازمند يك كار كارشناسي و زمانبر باشد. او ادامه داد: اگر اين مساله امروز مطرح شده به خاطر اجرايي كردن آن نيست بلكه به اين خاطر است كه جلسات دستمزدي پايان سال را به سمت اين حاشيه‌ها ببرند و نگذارند تا جامعه كارگري مطالبه‌گري اصلي خود را داشته باشد.

    افزايش شكاف دستمزدي باعث تفرقه خواهد شد

    اين فعال حوزه كارگري گفت: آنچه مسلم است اعلام اين موضوع باعث شكاف دستمزدي بين كارگر معدن و كارگر خدماتي يك شركت خواهد شد و به اعتقاد بنده به جز تفرقه‌افكني نتيجه ديگري در پي ندارد. با اين تفكر جامعه كارگري به دسته‌هاي مختلفي تقسيم خواهد شد و كار خطرناكي خواهد بود. او افزود: اگر خواستار چنين اقدامي هستند در ابتدا بايد اجازه بدهند اتحاديه‌هاي مخصوص و مستقل فعاليت‌هاي مختلف ايجاد شود و پس از آن قراردادهاي پيمان دسته‌جمعي بسته شود و ابتدا زيرساخت‌ها را فراهم كنند چرا كه جامعه كارگري توان خود را حتي براي امرار معاش روزمره‌اش هم از دست داده است. چمني با بيان اينكه دولت بزرگ‌ترين كارفرما در كشور محسوب مي‌شود، افزود: هنوز اصل ۴۴ قانون اساسي اجرا نشده است تا واگذاري‌هاي بخش خصوصي اتفاق بيفتد. اما سوال اين است كه در صنعت نفت بخش خصوصي فعاليت مي‌كند يا شركت‌هاي خصولتي؟ و كدام ارگان‌هاي دولتي سهامدار هستند كه هنوز وابستگي دولتي وجود دارد و با وجود اين تناقضات در بخش اقتصادي چگونه قرار است اين طرح‌ها اجرايي شود؟

  • سرکوب مزد باعث فقر عمومی شده است

    سرکوب مزد باعث فقر عمومی شده است

    به گزارش اقتصادران، سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگری کشور درباره تعداد کارگران گفت: 15میلیون کارگرتحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی در کشور فعالیت می کنند, 45میلیون نفر هم خانواده های آنها هستند که در جمع حدود 60میلیون نفر تعداد کارگران به همراه خانواده هایشان است. این جمعیت 60میلیونی هیچگاه ترند شبکه های اجتماعی نمی شوند.

    وی بیان کرد:هیچگاه در شبکه های اجتماعی مشاهده نمی کنیم که مطالبه دستمزد یک مطالبه همگانی باشد, درحالی که موضوعات بی ارزش این روزها ترند شبکه های اجتماعی است. صدای کارگران برای مطالبات دستمزد در هیچ کجا و شبکه اجتماعی خاصی شنیده نمی شود. این روزها شاهد گسترس فقر عمومی در کشور با سرکوب مزدی هستیم.

    گلپوردرباره هزینه های اقلام مصرفی خانوار ایرانی گفت: مطابق بررسی های آماری بانک مرکزی از هزینه های اقلام خوراکی خانوار شهری و روستایی که به صورت ماهیانه استخراج می شود,مشاهده می شود که در گذشته یک خانوار کارگری 40درصد درآمد خود را صرف هزینه های سبد خوراکی ها می کرد که این رقم اکنون به 26درصد رسیده است. این به  این معنی است که کارگران با توجه به افزایش هزینه های زندگی (مسکن,بهداشت, آموزش) دیگر امکان صرف کردن 40درصد درآمد خود برای خوراکی را ندارند و اکثر آنها دچار سو تغذیه و بیماری های ناشی از آن می شوند. یعنی تغذیه در خانواده ایرانی افت یافته است.در فضایی که پنجره جمعیتی در حال بسته شدن است, کارگران ایرانی آینده به لحاظ تغذیه ای ضعیف و بی بنیه بار می آیند.

    رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگری کشور گفت: در قانون برنامه بودجه هر ساله رشد و صعود مالیات را داریم, در سال 1403هم این موضوع دیده می شود,کارگران و کارمندان بدون اینکه خبر داشته باشند, قبل از واریز حقوق, مالیات از آنها کسر می شود,‌این در حالی است که دولت فکری برای دستمزد کارگران ندارد, دستمزدی که به معنی واقعی جوابگوی بخش کمی از هزینه های زندگی است. بهانه های نخ نما شده دولت در سرکوب مزدی واقعاً‌ عجیب است. به طور مثال اینکه دولتی ها اعتقاد دارند, دستمزد باعث ایجاد تورم می شود؛ موضوعی است که با یک گزارش میدانی کوتاه می توان به آن رسید که استدلال دولتی ها اشتباه است. کارگران اگر قدرت خرید نداشته باشند, قدرت خرید کالا و محصول تولید ملی را ندارند. زمانی که کارگران خرید نکنند,‌رکود درجامعه رشد پیدا می کند. این در نهایت باعث مهاجرت نیروی کار ایرانی می شود.

    وی با انتقاد از سامانه  حمایت دهک بندی یارانه گفت: معمولاً‌بر اساس این سامانه اگر مبلغی به حساب خانواری واریز شود,رصد می شود و در برخی مواقع کارگران به اشتباه از لیست دریافت یارانه حذف می شوند و بخشی از آنها که یارانه هایشان قطع شده است, به دلیل اینکه روند وصل مجدد را بلد نیستند, مدت ها طول می کشد تا پرس و جو کنند وبتوانند مجددا یارانه دریافت کنند. متأسفانه ارزیابی برای دهک ها اشتباه است. به طور مثال یک کارگر 100میلیون تومان ودیعه داشته است که صاحب خانه به حساب بانکی مستأجر واریزکرده است. مستأجر نیز به دنبال یافتن خانه ای جدید است تا 100میلیون تومان را ودیعه خانه بعدی خود کند, این مبلغ می شود, ملاک حساب این کارگر و بهانه ای برای قطع یارانه اش می شود. مالیاتی که از حقوق کارگر کسر می شود حدود 40درصد است, درحالی که قیمت دستمزد بر کالا و خدمات حدود 8تا11است. این درحالی است که در کشورهای پیشرفته این رقم حدود 67 تا70درصد است, چرا؟چون در کشورهای پیشرفته دولت ها هدف از کارکردن مردم را , رفاه مردم گذاشته اند. اما در کشور ما چنین نیست.مقصود از تولید، فربه شدن کارفرما و دولت است. اگر در کشورهای اروپایی40درصد مالیات کسر می کند, 70درصد قیمت تمام شده  کالا را به کارگر به عنوان حقوق پرداخت می کنند, اما در کشور ما اینچنین نیست.

    گلپور ادامه داد: مطابق آمارها 70درصد کارگران و کارمندان تحت پوشش شرکت ها و مجموعه ها و سازمان های زیرمجموعه دولتی هستند و صرفاً‌30درصد کارگران بخش خصوصی هستند. پس طبیعی است که اگر دولت خود را کارفرمای بزرگ بداند و تمایلی به افزایش دستمزد ندارند و به دنبال سرکوب مزدی است. با سرکوب مزدی نمی توانیم تورم را کنترل کنیم. با سرکوب مزدی مانع رونق تولید می شویم. وقتی حداقل حقوق در برخی از کشورها 25و 30میلیون تومان باشد، کارگر ترجیح می‌دهد مهاجرت کند که نباید به‌راحتی از کنار این موضوع گذشت.کارگران صدقه‌بگیر نیستند و از دسترنج خود گذران زندگی می‌کنند بنابراین خواسته ما که اجرای ماده 41قانون کار و اجرای فرمایش رهبری مبنی بر حفظ قدرت خرید مردم است باید مورد توجه قرار گیرد و مزد بدون لحاظ تورم واقعی و سبد معیشت تعیین نشود.