برچسب: سرمایه انسانی

  • اتفاق عجیب در بازار کار؛ متخصصان به دنبال مشاغل کم‌مهارت!!

    اتفاق عجیب در بازار کار؛ متخصصان به دنبال مشاغل کم‌مهارت!!

    به گزارش اقتصادران، پس از جنگ ۴۰‌روزه، اقتصاد با بیکاری و تعدیل شماری از بنگاه‌ها مواجه شد، اما مسئله اصلی، کیفیت جذب این نیروی کار در ماه‌های پس از بحران است.

    روزنامه شرق نوشت: آنچه امروز در بازار کار دیده می‌شود، نه بازگشت به تعادل، بلکه شکل‌گیری یک تعادل معیوب است: افزایش اشتغال در بخش‌هایی که کمترین ارزش افزوده را در اقتصاد دارند. داده‌ها نشان می‌دهد بخش بزرگی از بیکاران، برای تأمین حداقل معیشت، به پلتفرم‌های آنلاین پناه آورده‌اند؛ پلتفرم‌هایی که عملا به محل تخلیه فشار بازار کار تبدیل شده‌اند، نه موتور خلق شغل پایدار. برای درک مسئله، کافی است به آمار ثبت ۳۱۸ هزار درخواست شغل در یک روز نگاه کنیم؛ عددی که نشان‌دهنده حجم تقاضای کار در برابر کاهش فرصت‌های شغلی است. شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی کار، حالا دیگر یک ناهماهنگی ساده نیست؛ یک مشکل ساختاری است.

    هجوم به مشاغل کم‌مهارت؛ از متخصص تا پیک‌موتوری

    ‌افرادی که در یک ماه گذشته بیکار شده‌اند، هر‌کدام به نحوی سعی کرده‌اند جذب بازار شوند؛ پلتفرم‌هایی که در واقع مشاغل روزمزد هستند. چند روز قبل تپسی آماری منتشر کرد و گفت تعداد رانندگان ثبت‌نامی این پلتفرم در سال جدید، ۱۵ تا ۲۰ درصد بیشتر از میزان پیش‌بینی آنها بوده است. اما این افزایش، نه نشانه رونق، بلکه نتیجه فشار عرضه نیروی کار است؛ بازاری که در آن، تعداد رانندگان بیشتر شده ولی تقاضای سفر رشد نکرده یا حتی کاهشی شده است. در بازار پیک‌های موتوری نیز همین الگو تکرار می‌شود. رئیس اتحادیه حمل‌ونقل بار سبک شهری و پیک‌موتوری تهران چند روز قبل به همین آمار اشاره کرده و گفته بود در حال حاضر حدود چهار تا پنج هزار نفر در قالب دفاتر پیک‌موتوری تحت پوشش اتحادیه تهران فعالیت می‌کنند.

    این مقام گفته بود: متوسط درآمد روزانه یک پیک‌موتوری حدود یک میلیون تومان است، اما بخش زیادی از این مبلغ صرف هزینه بنزین، استهلاک موتور و کمیسیون می‌شود و در نهایت درآمد خالص راننده رقم بالایی نخواهد بود. از طرف دیگر، گفته می‌شود تعداد تقاضا برای پیک‌های موتوری از روزی ۷۰۰ تماس به ۲۰۰ مورد رسیده است. این مسئله نشان می‌دهد اشتغال هست، اما کیفیت آن به‌شدت پایین است. در کنار این آمارها، سنجاق، پلتفرم جذب متخصصان نیز در گزارشی از افزایش جذب در این پلتفرم خبر داده بود. این پلتفرم اعلام کرده تعداد متخصصان جذب‌شده در آن در اردیبهشت‌ماه نسبت به شش ماه گذشته دو برابر شده است. آمار سنجاق از این نظر اهمیت دارد که نشان می‌دهد موج تعدیل بیکاری فقط شامل نیرو‌های ساده نبوده و متخصصان حوزه‌های مختلف را نیز شامل شده است. آماری که نشان می‌دهد نیرو‌های ماهر نیز از بازار‌های رسمی و سنتی کنار گذاشته شده‌اند. آمار شوکه‌کننده دیگر مربوط به پلتفرم آچاره است؛ آماری که می‌گوید ثبت‌نام در حوزه‌هایی مانند نظافت و پذیرایی در اردیبهشت ۱۴۰۵ نسبت به اردیبهشت ۱۴۰۴ سه برابر شده است.

    اقتصاد کوچک‌تر، رقابت مخرب‌تر

    آنچه امروز در حال وقوع است، از منظر اقتصادی یک هشدار جدی است. اقتصاد زمانی رشد می‌کند که نیروی کار به سمت فعالیت‌های با ارزش افزوده بالاتر حرکت کند. اما اکنون، جهت حرکت معکوس شده است: افزایش سهم مشاغل کم‌مهارت و کاهش نقش فعالیت‌های مولد. مسئله فقط تغییر ترکیب اشتغال نیست؛ تناقض عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است: افزایش عرضه خدمات، هم‌زمان با کاهش تقاضا برای آنها. به بیان ساده، کیک اقتصاد کوچک‌تر شده، اما تعداد افرادی که برای سهم‌بردن از آن رقابت می‌کنند، به‌شدت افزایش یافته است.

    نتیجه این وضعیت، رقابت مخرب، کاهش قیمت‌ها، افت درآمد واقعی و فرسایش سرمایه انسانی است. در کنار این روند، ناپایداری اینترنت نیز به یک عامل تشدیدکننده تبدیل شده است. اقتصاد پلتفرمی به اتصال پایدار وابسته است، اما اختلال در اینترنت، دسترسی به اپلیکیشن‌ها را محدود کرده، فرایند ثبت سفارش را مختل کرده و حتی امکان جست‌وجوی خدمات را کاهش داده است. در چنین شرایطی، نه‌تنها تقاضا کاهش یافته، بلکه مسیر دسترسی به همان تقاضای محدود نیز مسدود شده است. این گزارش درباره بیکاری نیست؛ درباره سقوط کیفیت اشتغال است. اقتصادی که در آن متخصصان به مشاغل کم‌مهارت پناه می‌برند، تقاضا کاهش می‌یابد و زیرساخت‌ها ناپایدار است، در مسیر فرسایش قرار دارد. ادامه این روند به معنای تثبیت یک اقتصاد کم‌بازده، کم‌درآمد و نابرابر است؛ اقتصادی که حتی با افزایش تعداد شاغلان، فقیرتر می‌شود.

  • خروج خاموش سرمایه‌های انسانی و مالی از ایران / سرمایه‌گذاران ایرانی ناامید شدند؟

    خروج خاموش سرمایه‌های انسانی و مالی از ایران / سرمایه‌گذاران ایرانی ناامید شدند؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، واژه «فرار سرمایه» بیش از گذشته وارد ادبیات اقتصادی ایران شده است؛ مفهومی روشن به معنی خروج بی­بازگشت منابع مالی و انسانی از اقتصاد ایران. لازم به ذکر است؛ فرار سرمایه الزاماً به معنی انتقال غیرقانونی پول نیست و این مقوله به شکل تصمیم اقتصادی و بر اساس تجربه‌های گذشته شکل می‌گیرد و اتفاقات فعلی به عنوان مهمترین منبع پیش‌بینی آینده تلقی می‌شوند؛ تصمیم‌هایی که بر اساس آن سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد دارایی خود را به محیطی با سابقه روشن‌تر و باثبات‌تر منتقل کند. مدلی که در علم اقتصاد به آن تئوری انتظارات تطبیقی می‌گویند.

    از طرفی سرمایه‌گذار بر اساس تئوری پرتفوی به دنبال بیشینه‌سازی سود متناسب با ریسک است. این تئوری بیان می‌کند که افراد چگونه دارایی های خود را میان گزینه های مختلف بر اساس کسب حداکثر بازدهی با حداقل ریسک تخصیص می دهند. به بیان ساده، سرمایه‌گذار هم سود را می‌سنجد و هم میزان نااطمینانی را. اگر بازدهی بالقوه یک بازار بالا باشد اما ریسک آن بیش از حد تصور شود، سرمایه گذار ترجیح می‌دهد به گزینه‌های کم‌ریسک‌تر فرار کند. هنگامی که تورم بالا، تغییرات ناگهانی نرخ ارز، تصمیم‌های پیش‌بینی‌ناپذیر و نبود چشم‌انداز شفاف بر فضای اقتصادی حاکم می‌شود، عقلایی است که صاحبان سرمایه به فکر کاهش ریسک باشند که این تصمیم به سمت کاهش ریسک، اکنون به معنای خروج از بازارهای داخلی شده است.

    نرخ‌های سودی که از تورم جا می‌مانند و نرخ سود حقیقی آن‌ها منفی است به همراه قوانین متغیر و نبود افق روشن برای فعالیت‌های تولیدی، باعث شده سرمایه‌گذاری در داخل جذابیت خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، سرمایه نه به سمت تولید، بلکه به سوی دارایی‌هایی حرکت می‌کند که حفظ ارزش را تضمین می‌کنند. در اقتصاد ایران، طی سال‌های اخیر کفه ریسک به‌تدریج سنگین‌تر شده است و در چنین فضایی، حتی کسب‌وکارهای سودده کنونی نیز در معرض تصمیم خروج قرار می‌گیرند؛ نه به دلیل زیان‌ده بودن، بلکه به دلیل نامطمئن بودن افق فعالیت.

    سرمایه‌گذاری در خارج؛ انتخابی فراتر از سرمایه‌گذاری

    سرمایه­ گذاری در بازارهایی مانند ملک در خارج کشور، برای سرمایه‌گذارانی که نگران کاهش ارزش پول ملی هستند، جذاب‌تر به نظر می‌رسند. نتیجه این فرآیند، کاهش سرمایه‌گذاری در بخش‌های داخلی و تضعیف رشد اقتصادی است. یکی از جلوه‌های پررنگ خروج سرمایه، افزایش خرید دارایی‌های ثابت در خارج از کشور است. طبق گزارش مرکز آمار ترکیه، ایرانیان در سال های اخیر به صورت فزاینده نسبت به خرید ملک در ترکیه اقدام کرده‌اند. این انتخاب، اغلب فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ بلکه نوعی بیمه‌کردن آینده تلقی می‌شود.

    خرید ملک در خارج، برای بسیاری از افراد معادل دسترسی به اقامت، امنیت حقوقی و ثبات بلندمدت است. نکته قابل‌توجه آن است که حتی جهش قیمت ارز نیز نتوانسته این روند را متوقف کند. در حالی که قواعد اقتصادی حکم می‌کند در صورت ثابت بودن سایر شرایط، افزایش نرخ ارز، تقاضای خرید دارایی خارجی را کاهش دهد، اما برخلاف انتظار در مواردی به عاملی برای تسریع تصمیم خروج تبدیل شده است؛ گویی افزایش نرخ ارز، خود به نشانه‌ای از تشدید نااطمینانی تغییر کرده است.

    مهاجرت؛ خروج خاموش سرمایه انسانی و مالی

    سرمایه فقط به شکل پول جابه‌جا نمی‌شود. زمانی که نیروی انسانی کشور، به‌ویژه افراد متخصص و تحصیل‌کرده در علوم پزشکی و فناوری اطلاعات، تصمیم به ترک کشور می‌گیرند، در عمل بخشی از سرمایه اقتصادی نیز همراه آن‌ها خارج می‌شود. این نیروهای انسانی برای شروع زندگی در کشور مقصد، منابع مالی قابل‌توجهی را به منظور تهیه مسکن و هزینه های روزمره منتقل می‌کنند؛ منابعی که برای همیشه از کشور ایران خارج خواهد شد.

    همزمانی خروج سرمایه انسانی و مالی، اثرات چندبرابری بر اقتصاد داخل خواهد داشت. کاهش نیروی کار متخصص، بهره‌وری را پایین می‌آورد و امنیت فضای کسب‌وکار را برای سرمایه‌گذاران داخلی پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر می‌کند. هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های معتبر جهان در حال تحصیل‌اند که می‌توانند در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، به کشور بازگردند و در حوزه‌های علمی، فناورانه و اقتصادی نقش‌آفرینی کنند. اما تصمیم به بازگشت، بیش از هر چیز به ارزیابی آن‌ها از محیط حرفه‌ای و آینده شغلی وابسته است. نبود مسیر شفاف برای فعالیت تخصصی، محدودیت تعاملات علمی و عدم اطمینان نسبت به ثبات تصمیمات، تمایل به بازگشت را تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، خروج سرمایه انسانی می‌تواند حداقل به‌اندازه فرار سرمایه مالی برای اقتصاد پرهزینه باشد.

    دارایی‌های نوظهور و مسیرهای جدید

    تحولات فناورانه، مسیرهای تازه‌ای برای جابه‌جایی ارزش ایجاد کرده است. دارایی‌های دیجیتال و ابزارهای مالی نوین از جمله بیت­کوین، اتریوم و تتر، امکان انتقال سرمایه را با سرعت و نظارت کمتر فراهم کرده‌اند. در نبود سیاست‌گذاری شفاف و البته نظارت و تنظیم گری فناورانه، این فضا می‌تواند به کانالی برای خروج منابع مالی تبدیل شود؛ هرچند کلیه فعالیت‌های این حوزه را نمی‌توان ذیل فرار سرمایه دسته‌بندی کرد.

    راه بازگشت سرمایه از کجا می‌گذرد؟

    تجربه کشورهای موفق در جذب سرمایه در جهان نشان می‌دهد سرمایه را نمی‌توان با اجبار نگه داشت. آنچه سرمایه را ماندگار می‌کند، ثبات اقتصادی، شفافیت مقررات و قابلیت پیش‌بینی آینده است. مهار تورم، کاهش نوسانات شدید، بهبود فضای کسب‌وکار و ایجاد اعتماد به سیاست‌گذاری، مهم‌ترین ابزارهای مهار و مقابله با فرارسرمایه هستند. هرچه تعادل میان ریسک و بازده سرمایه‌گذاری داخلی افزایش یابد، انگیزه خروج نیز کاهش خواهد یافت. فرار سرمایه بیش از آنکه یک چالش مالی باشد، هشداری از وجود بحران بی­اعتمادی است.

    سرمایه‌گذار زمانی تصمیم به ماندن می‌گیرد که بر اساس تجربه درک کند قواعد بازی متزلزل نیست و چشم­انداز روشنی در مقابل خود دارد. بدون ترمیم این بی­اعتمادی، حتی سخت­ترین قوانین نیز نمی‌توانند مانع خروج سرمایه شوند. بنابراین، اقتصاد ایران برای تبدیل این تهدید به فرصت و عبور از چالش، بیش از هر چیز به ثبات، شفافیت و چشم‌اندازی پیش­ بینی­ پذیر نیاز دارد؛ مسیری که اگرچه دشوار است، اما تنها مسیر پایدار برای حفظ سرمایه، تقویت رشد اقتصادی و اشتغال به شمار می‌رود.

  • تصویری نگران‌کننده از آینده اقتصاد ایران /ایران از عربستان و ترکیه در تحقیق و توسعه جا ماند

    تصویری نگران‌کننده از آینده اقتصاد ایران /ایران از عربستان و ترکیه در تحقیق و توسعه جا ماند

    به گزارش اقتصادران،  رفاه اقتصادی، کاهش نرخ فقر و افزایش کیفیت زندگی ایرانیان مانند سایر کشورهای جهان به رشد اقتصادی وابسته است. افزایش رشد اقتصادی و استمرار آن در بلندمدت تنها با فروش نفت امکان پذیر نبوده و به انباشت دانش و نوآوری نیاز دارد. این‌ها درحالی است که محیط اقتصادی کشور و نااطمینانی‌های موجود، احتمال دستیابی به اهداف نوآورانه و فناوری‌های مورد نیاز جهت رشد اقتصادی پایدار را کاهش می‌دهد. بنابراین ضروری است که مسئولان کشور در جهت رفع موانع بنیادی اقتصاد کشور مانند تحریم‌ها و و ورود فناوری‌های جدید به ایران حرکت کنند.

    تحریم‌های اقتصادی، قوانین دست و پاگیر ، بوروکراسی‌های گسترده و به طورکلی ساختار ناکارآمد موجب شده فضای اقتصادی کشور برای فعالان کسب و کار و افراد ریسک‌پذیر و کارآفرین دشوار باشد. چرا که در این محیط، سرمایه‌گذاری در فناوری و صنعت چندان عقلانی به نظر نمی‌رسد. در نتیجه این امر خود را در بدتر شدن شاخص‌های مربوط به تحقیق و توسعه ، سرمایه انسانی، پیچیدگی اقتصادی و نوآوری کشور نشان داده است.

    برخی از صاحب‌نظران اقتصادی باور دارند که این مشکل با سرمایه‌گذاری و مداخلات دولتی مرتفع شده و جایگاه ایران بهبود می‌یابد. در این‌باره باید گفت رشد فناوری و نوآوری در کشورها به هیچ‌وجه ناشی از مداخله مستقیم دولت نبوده و این محیط اقتصادی مناسب و کارآمد است که موجب شده تا نوآوری‌ها و فناوری‌های جدید در اقتصاد کشورها محقق شوند. به عبارت دیگر این رخداد ناشی از وجود انگیزه‌های فراوان بخش خصوصی در جهت افزایش بهره‌وری و سود در محیط کسب و کار بوده است.

    نسبت هزینه‌های تحقیق و توسعه به تولید ناخالص داخلی یکی از شاخص‌هایی است که میزان سرمایه‌گذاری جهت افزایش انباشت علم و فناوری را نشان می‌دهد. بررسی‌های بانک جهانی حاکی از آن است که ایران از نظر سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه وضعیت بشدت نامناسبی را دارا است. به طوری که مخارج مربوط به تحقیق و توسعه تنها ۰٫۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد درحالی که متوسط جهانی معادل ۲٫۱ درصد است. افزون بر این با توجه به اینکه حجم اقتصاد ایران در مقایسه با کشورهای مشابه کوچک است، نیم درصد از تولید ناخالص داخلی نشان دهنده سرمایه‌گذاری بسیار اندک کشور در نوآوری است.

    از طرف دیگر وضعیت ایران از نظر سرمایه‌گذاری در تولید دانش و فناوری‌های جدید نسبت به کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و امارات و حتی کشورهای شمال آفریقا بدتر بوده و این امر احتمال رشد اقتصادی بالا در آینده نزدیک را کاهش می‎دهد.

    ایران در سرمایه انسانی عملکردی معادل با متوسط جهانی دارد

    سرمایه انسانی به ازای هر فرد یکی از جامع‌ترین شاخص‌ها در رابطه با متغیر سرمایه انسانی محسوب می‌شود. این شاخص بیانگر آن است که فرد تحصیل کرده در نظام آموزشی تا چه مقداری توانسته بر بهره‌وری در اقتصاد کشور اثرگذار باشد. به عبارت دیگر اگر آموزش منجر به افزایش بهره‌وری شده است این به معنای ارتقای سطح نیروی انسانی کشور است. برآورد سرمایه انسانی به ازای هر فرد توسط بانک فدرال رزرو سنت لوئیس انجام می‌گیرد.

    آمارها حاکی از آن است که روند سرمایه‌ انسانی ایران براساس این شاخص صعودی بوده اما سطح آن از کشورهای مطرح درحال توسعه که اتفاقا رشد اقتصادی بالایی دارند، پایین‌تر محاسبه شده است. کشورهایی مانند کره‌جنوبی، چین و برزیل. با این وجود در سال‌های اخیر روند سرمایه انسانی ایران و ترکیه به هم نزدیک شده است و حتی ایران وضعیت بهتری نیز نسبت به ترکیه پیدا کرده است.

    یکی دیگر از شاخص‌های مربوط به سرمایه انسانی، شاخص سرمایه انسانی مربوط به بانک جهانی است. این شاخص به بررسی این موضوع می‌‌پردازد که یک فرد تازه به دنیا آمده چقدر از امکانات بهداشتی و آموزشی برخوردار می‌شود و چقدر می‌تواند در آینده بازدهی و ارزش افزوده برای اقتصاد خلق کند. براساس محاسبات بانک جهانی عدد شاخص سرمایه انسانی در ایران ۰٫۵۹ است که تقریبا برابر میانگین جهانی محاسبه شده است. متوسط جهانی شاخص سرمایه انسانی از نگاه بانک جهانی معادل ۰٫۶ برآورد شده است. در این زمینه وضعیت کشور در مقایسه با کشورهایی مانند هند، عراق، کویت، اندونزی و مصر بهتر بوده اما در مقایسه با عمان، چین، روسیه، ویتنام و امارات عملکرد بدتری داشته است.

    به طورکلی وضعیت کشور در شاخص سرمایه انسانی در حد متوسط جهانی ارزیابی شده است. براساس نظر کارشناسان امکان بهبود این متغیر کلیدی با سیاست‌های مناسب وجود دارد.

    آیا اقتصاد ایران پیچیده است؟

    توسعه اقتصادی به انباشت علم و دانش و به کارگیری بیشتر فناوری و تولید کالاها و خدمات پیچیده‌تر وابسته است. به بیان ساده‌تر هرچه تعداد کالاهای تولید شده و پیچیدگی محصولات صادراتی یک کشور بیشتر شود، این امر به معنای افزایش تنوع و پیچیدگی اقتصادی آن کشور است. در واقع هر چه یک کشور کالاهایی تولید کند که منحصر به‌فرد بوده و تعداد کمتری از کشورها قادر به تولید آن باشند، اقتصاد آن کشور پیچیده‌تر خواهد بود. همچنین این شاخص معیاری است که نشان می‌دهد یک اقتصاد با یک درجه پیچیدگی مشخص چه تعداد کالاهای پیچیده در نزدیکی وضعیت خود دارد که می‌تواند آن‌ها را به صورت بالقوه تولید کند.

    در سال ۲۰۲۳ براساس مطالعات دانشگاه هاروارد، رتبه ایران در شاخص پیچیدگی اقتصادی در میان ۱۳۳ کشور، ۷۸ است. وضعیت ایران در این شاخص مشابه سرمایه انسانی بوده و در حدود میانگین جهانی قرار گرفته و کشوری متوسط محسوب می‌شود. با این‌حال در حدفاصل سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ وضعیت ایران در شاخص پیچیدگی اقتصادی بهبود یافته و دو رتبه بالاتر آمده است.

    وضعیت ایران در شاخص جهانی نوآوری

    یکی از شاخص‌های مرتبط با فناوری و نوآوری کشورها، شاخص جهانی نوآوری است. این شاخص از ۸۱ متغیر فرعی تشکیل شده که در دو زیر شاخص اصلی ورودی نوآوری و خروجی نوآوری تجمیع می‌شوند. در نهایت شاخص جهانی نوآوری میانگینی از این دو شاخص اصلی ورودی و خروجی است.

    براساس شاخص جهانی نوآوری در سال ۲۰۲۴ ایران با امتیاز ۲۸٫۹ رتبه ۶۴ را در میان ۱۳۳ کشور به خود اختصاص داده که جایگاه مناسبی با وجود ظرفیت‌های موجود در اقتصاد کشور نیست.

    وضعیت ایران از منظر کیفیت نهادها ( رتبه ۱۳۳ ) و کیفیت زیرساخت‌ها ( رتبه ۹۵ ) و پیچیدگی کسب و کار ( رتبه ۱۱۰ ) بسیار نامناسب بوده که بیانگر آن است که نهادها و زیرساخت‌ها در ایران در جهت حمایت از نوآوری کارآمدی کافی را نداشته و نوآوری نقش و جایگاه مناسبی در کسب و کارهای کشور ایفا نمی‌کند.

    موضوع قابل توجه در این میان امتیاز و رتبه ایران در سرمایه‌گذاری در نوآوری است. به طوری که امتیاز ایران در این شاخص معادل ۱۰۰ و رتبه آن یک بوده درحالی که در سایر شاخص‌های مربوط به ورودی نوآوری وضعیت کشور متوسط یا پایین اعلام شده است. با بررسی دقیق‌تر می‌توان فهمید که جهت محاسبه شاخص سرمایه‌گذاری در نوآوری از نسبت ارزش بازار به کل تولید ناخالص داخلی و معیار‌های مربوط به سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر استفاده شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد به علت اینکه ارزش بازارها در ایران مانند بازار سرمایه و بازارهای دیگر رشد زیادی داشته و در مقابل تولید ناخالص داخلی رشد زیادی را تجربه نکرده، از همین‌رو نسبت ارزش بازار به کل تولید ناخالص داخلی رقم بالایی محاسبه شده است. از طرف دیگر اصل محاسبه این شاخص جهت ارزیابی سرمایه‌گذاری در نوآوری جای سوال دارد چرا که به عقیده کارشناسان نمی‌تواند چندان بیانگر سرمایه‌گذاری در نوآوری باشد.

    از طرف دیگر چون داده‌های مربوطه به سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های VC  یا همان سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران موجود نبوده از همین‌رو به کلی امتیاز ایران و رتبه آن در بحث سرمایه‌گذاری در نوآوری قابل استناد نیست.

    نوآوری و نظریه‌های رشد اقتصادی

    پژوهش‌های اقتصادی در ابتدای امر ، نیروی کار و سرمایه‌گذاری را دو عامل موثر در رشد اقتصادی می‌دانستند. با این‌حال در ادامه اقتصاددانانی به اهمیت بالای فناوری و نوآوری در رشد اقتصادی پرداخته و این متغیر را نیز به معادلات رشد اقتصادی اضافه کردند.

    در نظریات رشد نئوکلاسیکی اولیه، دانش به‌عنوان کالایی عمومی و برون‌زا تلقی می‌شد که تنها موتور رشد بلندمدت تولید سرانه است، چراکه بازدهی سرمایه فیزیکی نزولی فرض می‌شد. بعدها، اقتصاددانان مفهوم سرمایه را گسترش داده و «سرمایه نامشهود» مانند R&D، نرم‌افزار، برند، سرمایه انسانی و فرهنگ سازمانی خاص شرکت‌ها را نیز در حسابداری رشد وارد کردند. در واقع انباشت سرمایه (شامل نامشهودها) به منبع اصلی رشد تبدیل شد.

    این نگاه گسترده‌تر به سرمایه، توانایی چارچوب نئوکلاسیکی در توضیح رشد اقتصادی را بهبود داد. نظریه رشد درون‌زا برای رفع کاستی‌های مدل نئوکلاسیکی پدید آمد. در مدل‌های نئوکلاسیکی، رشد دانش به‌طور برون‌زا و بدون توضیح شکل می‌گرفت.

    بنابراین رشد اقتصادی مناسب، پایدار و بلندمدت نیازمند بهبود نوآوری و فناوری در اقتصادها است.

    مختصری درباره نوآوری و انباشت دانش

    ادبیات اقتصادی، گسترش دانش را یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی دانسته است. در پژوهش‌های اولیه، به‌ویژه در مدل رشد نئوکلاسیکی رابرت سولو، مشخص شد که بخش عمده‌ای از رشد اقتصادی آمریکا (حدود ۹۰٪ در نیمه اول قرن بیستم) را نمی‌توان صرفا با رشد نیروی کار و سرمایه فیزیکی توضیح داد. این بخش توضیح‌ناپذیر به نام «باقی‌مانده سولو» یا « بهره‌وری کل عوامل  (TFP) » شناخته می‌شود و عمدتا ناشی از انباشت «ذخیره دانش» تلقی می‌شود. بنابراین رشد ذخیره دانش سهم قابل‌توجهی در رشد تولید سرانه دارد.

    دانش با سرمایه فیزیکی متفاوت است؛ در حالی‌که دانش جدید هم نیازمند سرمایه‌گذاری است، اما عموما رقیب‌پذیر نیست و لزوما قابل استثنا (حفاظت‌شدنی) نیست؛ یعنی استفاده یک فرد از آن، استفاده دیگران را محدود نمی‌کند و جلوگیری از بهره‌برداری دیگران نیز دشوار است. این ویژگی‌ها، دانش را شبیه کالای عمومی محض می‌سازند. اما در عمل، بخش زیادی از دانشی که از طریق R&D به‌دست می‌آید، تا حدی رقیب‌پذیر و قابل استثنا است؛ مانند دانش ضمنی (tacit knowledge) که در افراد یا سازمان‌ها نهادینه شده یا از طریق حق ثبت اختراع و محرمانگی قابل حفاظت است. این ویژگی باعث می‌شود دانش در بسیاری از موارد مانند کالای خصوصی عمل کند و مشوقی برای سرمایه‌گذاری خصوصی در تولید آن ایجاد شود.

  • سقوط سرمایه انسانی در ایران؟ / خسارت مهاجرت هر نخبه ایرانی؛ ۳۷ میلیارد تومان ناقابل!

    سقوط سرمایه انسانی در ایران؟ / خسارت مهاجرت هر نخبه ایرانی؛ ۳۷ میلیارد تومان ناقابل!

    به گزارش اقتصادران، مهاجرت نخبگان به عنوان یک پدیده جهانی در بسیاری از کشور‌ها در حال رخ دادن است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. این پدیده به ویژه در دهه‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است و تاثیرات زیادی بر اقتصاد کشور‌ها به ویژه کشور‌های در حال توسعه همچون ایران دارد. مهاجرت نخبگان ایرانی به کشور‌های پیشرفته نه تنها باعث از دست رفتن منابع انسانی با کیفیت می‌شود بلکه مشکلات اقتصادی متعددی را برای کشور مبدأ به همراه دارد.

    براساس گزارش رصدخانه مهاجرت ایران و داده‌های مربوط به جمعیت ایرانیان مقیم خارج از کشور در سال ۲۰۲۰، ایران در میان ۲۳۲ کشور، رتبه ۵۴ را از نظر میزان مهاجرفرستی کسب کرده است. از سوی دیگر، با استناد به جمعیت مهاجران ساکن در کشور، ایران در همان سال رتبه ۲۳ مهاجرپذیری را در میان کشور‌های جهان به خود اختصاص داده بود. همچنین، در سال ۲۰۲۲ ایران در شاخص فرار مغزها، رتبه ۱۰۶ از میان ۱۷۷ کشور را کسب کرد؛ رتبه‌ای که حاکی از روند نگران‌کننده خروج نخبگان و متخصصان از کشور است.

    یکی از مهم‌ترین خسارات مهاجرت نخبگان به اقتصاد ایران، از دست رفتن منابع انسانی با دانش و تخصص بالا است. نخبگان، افرادی هستند که به دلیل توانمندی‌های علمی و حرفه‌ای خود می‌توانند به پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور کمک زیادی کنند. این افراد در حوزه‌های مختلف علمی، فناوری، پزشکی، مهندسی و سایر رشته‌های تخصصی به عنوان ستون‌های اصلی توسعه کشور محسوب می‌شوند. زمانی که این افراد به دلایل مختلف از جمله شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از ایران مهاجرت می‌کنند، کشور از این منابع انسانی ارزشمند بی‌بهره می‌شود.

    یکی دیگر از تاثیرات منفی مهاجرت نخبگان بر اقتصاد ایران، کاهش سرمایه‌گذاری در بخش‌های علمی و پژوهشی است. نخبگان معمولا در زمینه‌های تحقیقاتی و نوآوری‌های علمی فعالیت می‌کنند و حضور آنها در کشور باعث جذب سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی به بخش‌های تحقیق و توسعه می‌شود. زمانی که نخبگان به خارج از کشور می‌روند، این بخش‌های کلیدی دچار رکود شده و فعالیت‌های تحقیقاتی و علمی کشور کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای کشوری همچون ایران که به دنبال رشد و توسعه در عرصه‌های علمی و فناوری است، خسارت بزرگی به شمار می‌آید. بانک جهانی در گزارشی خسارت ناشی از مهاجرت نخبگان به کشور را ۵۰ میلیارد دلار اعلام کرده است.

    علاوه بر این، مهاجرت نخبگان می‌تواند باعث از دست رفتن فرصت‌های شغلی و اقتصادی برای جوانان و افراد متخصص داخلی شود. وقتی نخبگان به کشور‌های دیگر مهاجرت می‌کنند، بازار کار داخلی با کمبود افراد ماهر و متخصص مواجه می‌شود. این موضوع می‌تواند باعث کاهش تولید، پایین آمدن کیفیت خدمات و محصولات و حتی رکود اقتصادی شود. همچنین با کمبود نیروی کار متخصص، امکان ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و نوآوری در صنایع مختلف به شدت محدود می‌شود.

    عوارض مهاجرت نخبگان تنها اقتصادی نیست!

    در بعد اجتماعی، مهاجرت نخبگان می‌تواند به بحران هویت ملی و اجتماعی در ایران منجر شود. نخبگانی که به کشور‌های پیشرفته مهاجرت می‌کنند، به دلیل دسترسی به امکانات و شرایط بهتری که در کشور‌های مقصد دارند، اغلب ارتباط خود را با کشور و فرهنگ خود قطع می‌کنند. این موضوع باعث می‌شود که نسل جدید در ایران کمتر به دنبال حفظ و ارتقای فرهنگ و هویت ملی خود باشد. از سوی دیگر، کاهش تعداد نخبگان داخلی می‌تواند بر کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور نیز تاثیر منفی بگذارد. همچنین، مهاجرات نخبگان می‌تواند سایر دانشجویان و نیروی کار حرفه‌ای را به مهاجرت تشویق کند.

    با توجه به این مسائل، مهاجرت نخبگان در ایران نه تنها باعث از دست رفتن منابع انسانی با کیفیت می‌شود بلکه به کاهش بهره‌وری اقتصادی، رکود در بخش‌های تحقیقاتی و علمی، کاهش سرمایه‌گذاری و حتی بحران هویتی منجر می‌شود. بنابراین، برای جلوگیری از این خسارات باید سیاست‌هایی اتخاذ شود که نخبگان را به ماندن در کشور تشویق کرده وشرایط بهتری را برای آنها فراهم آورد.

    نخبگان ایرانی کجا می‌روند؟

    مقاصد مهاجرتی این افراد نیز تحت تأثیر فشار‌های مالی و واقعیت‌های ژئوپولیتیکی قرار دارد. ترکیه به دلیل نزدیکی جغرافیایی و ویزا‌های قابل دسترس، به مقصد محبوبی تبدیل شده است و کانادا به دلیل برنامه‌های بین‌المللی پذیرش خود مقصد محبوب دیگری است. آلمان و ایتالیا به دلیل بورسیه‌ها و فرصت‌های تحقیقاتی یکی از اهداف اصلی دانشجویان هستند.

    دانشجویان ایرانی

    بر اساس داده‌های گزارشات رصدخانه مهاجرت ایران بسیاری از این افراد پس از تحصیل به‌طور دائم در کشور‌های میزبان سکونت می‌کنند که این موضوع منجر به از دست دادن دائم استعداد‌ها می‌شود. اثرات منفی این پدیده در حال حاضر مشهود است، زیرا کمبود مهارت‌ها باعث اختلال در صنایع کلیدی و توقف نوآوری شده است. همچنین خروج متخصصان آموزش‌دیده، ظرفیت پیشرفت علمی و فناوری را تضعیف کرده است.

    چگونه دولت می‌تواند به کاهش مهاجرت نخبگان کمک کند؟

    برای مقابله با پدیده مهاجرت نخبگان و جلوگیری از خسارات اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن، باید مجموعه‌ای از سیاست‌ها و اقدامات مؤثر و جامع به اجرا درآید که در نهایت شرایطی فراهم کند تا نخبگان تمایل به ماندن در کشور خود داشته باشند. یکی از نخستین اقداماتی که می‌تواند به کاهش مهاجرت نخبگان کمک کند، بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب در داخل کشور است.

    این موضوع شامل افزایش سطح حقوق و دستمزدها، ایجاد محیط‌های کاری با شرایط مناسب، و فراهم کردن فرصت‌های شغلی در حوزه‌های تخصصی است. نخبگان به دنبال شغل‌هایی هستند که هم از نظر مالی و هم از نظر علمی جذاب باشند، بنابراین اگر فرصت‌های شغلی با شرایط مناسب در داخل کشور وجود داشته باشد، آنها کمتر تمایل به مهاجرت خواهند داشت.

    علاوه بر این، برای جذب نخبگان، باید امکانات و تسهیلات ویژه‌ای برای افراد برجسته در نظر گرفته شود، به طوری که افرادی که در حوزه‌های علمی و تحقیقاتی فعالیت می‌کنند بتوانند از حمایت‌های مالی، بورسیه‌ها، و مشوق‌های مختلف بهره‌مند شوند.

    یکی دیگر از راهکار‌های مؤثر، تقویت نظام آموزشی و پژوهشی کشور است. دانشگاه‌ها و مراکز علمی باید به‌روز و در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر شوند. به این منظور، باید منابع مالی بیشتری به بخش آموزش و پژوهش اختصاص یابد، تا نهاد‌های علمی بتوانند تجهیزات و امکانات به‌روز را در اختیار پژوهشگران و دانشجویان قرار دهند. در کنار آن، فرصت‌های تحقیقاتی و پروژه‌های علمی مشترک با دانشگاه‌ها و مؤسسات بین‌المللی می‌تواند زمینه‌ساز فعالیت‌های علمی نخبگان در داخل کشور شود و آنها را از مهاجرت به کشور‌های دیگر منصرف کند. تقویت کیفیت آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند سبب رشد نخبگان داخلی شده و به این ترتیب از خروج آنها جلوگیری کند.

    در کنار این، تقویت بخش خصوصی و ایجاد فرصت‌های نوآوری و کارآفرینی در کشور می‌تواند باعث شود نخبگان از امکانات بهتر برای پیشرفت شغلی و علمی خود بهره‌مند شوند. بخش خصوصی با حمایت از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان می‌تواند بستری مناسب برای نخبگان فراهم آورد تا با راه‌اندازی کسب‌وکار‌های خود، ضمن حفظ ارتباط با بازار‌های بین‌المللی، در داخل کشور فعالیت کنند و در نتیجه از مهاجرت به کشور‌های دیگر جلوگیری شود. دولت باید تسهیلات مالی و اعتباری ویژه‌ای برای کارآفرینان فراهم کند تا نخبگان بتوانند با کمترین هزینه و بیشترین حمایت به فعالیت‌های خود ادامه دهند. علاوه بر این، توسعه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، تسهیل دسترسی به اینترنت با سرعت بالا و ایجاد فضای کاری دیجیتال می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای نخبگان به وجود آورد که در آنها قادر باشند به‌صورت آنلاین و از داخل کشور به تحقیقات و فعالیت‌های علمی بپردازند.

    همچنین، نخبگان معمولاً به دنبال محیط‌هایی هستند که امنیت و آزادی‌های فردی در آنها تأمین شده باشد. بنابراین، ایجاد شرایط سیاسی باثبات، تقویت حقوق بشر، رعایت آزادی‌های مدنی و سیاسی، و جلوگیری از فساد می‌تواند نقش بسزایی در کاهش تمایل نخبگان به مهاجرت ایفا کند. به علاوه، از آنجا که بسیاری از نخبگان در پی دستیابی به یک زندگی آرام و باکیفیت هستند، دولت باید به بهبود کیفیت زندگی، ارتقای خدمات بهداشتی، آموزشی و اجتماعی، و تأمین امکانات رفاهی توجه ویژه‌ای داشته باشد. این موارد می‌توانند نخبگان را به ماندن در کشور تشویق کنند، چرا که به آنها اطمینان می‌دهد که در داخل کشور، علاوه بر داشتن یک شغل مناسب، کیفیت زندگی بالاتری را تجربه خواهند کرد.

    در سال‌های اخیر، تنها اقدام مؤثر کشور در حوزه جذب سرمایه انسانی و معکوس‌سازی روند مهاجرت، اجرای برنامه‌های بازگشت متخصصان و فارغ‌التحصیلان ایرانی خارج از کشور توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بوده است. با این حال، این برنامه‌ها از حمایت کافی سایر نهاد‌ها و سازمان‌ها برخوردار نبوده‌اند و در روند اجرایی نیز با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند. براساس داده‌های مؤسسه گالوپ، در سال ۱۴۰۱ نرخ تمایل به بازگشت میان ایرانیان مقیم خارج از کشور کاهش یافته و به ۱۴ درصد رسیده است؛ در حالی که ۶۲ درصد از آنها هیچ برنامه‌ای برای بازگشت به کشور ندارند و ۲۴ درصد باقی‌مانده نیز هنوز تصمیم قطعی در این زمینه اتخاذ نکرده‌اند.

    علت‌های این روند، همانطور که پیچیده هستند، به هم وابسته‌اند. مشکلات اقتصادی، که به دلیل تحریم‌ها تشدید شده، شرایط مالی نامساعدی را در کشور ایجاد کرده است. تورم بالا، ارز کم‌ارزش و کاهش فرصت‌های شغلی باعث ناامیدی جوانان ایرانی از آینده‌شان شده است. علاوه بر این، مشکلات اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی، شامل تهدیدات مداوم در منطقه، به این معضل دامن زده است. این عوامل، نه تنها دانشجویان، بلکه کارگران، کارآفرینان و پناهجویان را به سمت فرصت‌های خارج از کشور سوق داده است.

    مسئله‌ای که به این مشکل دامن می‌زند، کمبود داده‌های قابل اعتماد درباره مهاجرت است. بدون وجود یک نهاد نظارتی مرکزی برای پیگیری این روندها، دولت با شواهد ناقص و گزارش‌های پراکنده مواجه است. با این حال، هر از چندگاهی آمار‌های هشداردهنده‌ای در فضای مجازی منتشر می‌شود.

    فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و متخصصان ماهر، اساس نوآوری و بهره‌وری کشور را تشکیل می‌دهند. اما به‌طور نگران‌کننده‌ای منابع استعداد ایران در حال کاهش است. در مقاله‌ای در نشریه فایننشال تایمز تخمین زده شده که تعداد ایرانیانی که در خارج از کشور تحصیل می‌کنند در سال ۲۰۲۴ به ۱۱۰,۰۰۰ نفر رسیده است. این میزان مهاجرت، بیشترین تعداد در چهار سال گذشته و نشان‌دهنده بحران در خروج نخبگان است. از طرفی با توجه به خسارت ۵۰ میلیارد دلاری خروج نخبگان از ایران، خسارت خروج هر نخبه به بیش از ۳۷ میلیارد تومان می‌رسد.