برچسب: سرقت

  • دزدی زیر بمباران!

    دزدی زیر بمباران!

    به گزارش اقتصادران، آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی از جمله سرقت در زمان جنگ دستخوش تغییراتی می‌شود و امکان دارد دچار کاهش یا افزایش موقت شود. برخی جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان معتقدند؛ کاهش موقت به این دلیل رخ می‌دهد که کنترل نظامی شدید می‌شود، اما افزایش موقت  به این دلیل رخ می‌دهد که ماموران امکان دارد به جرایم عادی کمتر بپردازند، اما اگر جنگ طولانی و همراه با مشکلات اقتصادی باشد در شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان، مشهد و… روند سرقت آن هم سرقت‌های خرد افزایش می‌یابد.

    بنابراین یکی از جلوه‌های کمتر دیده شده دوران جنگ رفتارهای مجرمانه و تغییر الگوی سرقت است. وقتی تورم بالا می‌رود، زنجیره تامین اقلام ضروری می‌شکند، و نیروهای پلیس و امنیتی بیشتر درگیر مسائل نظامی می‌شوند، فرصت‌های جرم افزایش می‌یابد. مغازه‌هایی که تعطیل مانده‌اند، انبارهایی که از کالا پُر شده‌اند و خانه‌هایی که صاحبانشان به مناطق امن‌تر رفته‌اند، تبدیل به اهداف آسانی برای سرقت می‌شوند؛ مانند تاجر معروفی که بعد از جنگ به انبار لاستیک خود مراجعه کرده و متوجه سرقت اموال مسروقه خود به ارزش بیش از ۳۵ میلیارد تومان شده است. حالا «اعتماد» در این گزارش به سرقت‌های مهم یک ماه اخیر در سال ۱۴۰۵ پرداخته که تعدادی از آن سرقت‌ها منجر به قتل شده‌اند.

    ۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۵، جسد مردی که در یکی از خیابان‌های تهران پیدا شده به کشف راز متوفی منجر شد. این مرد حین کابل‌دزدی برق در جنوب شرق تهران دچار برق گرفتگی شده و جان خود را از دست داده است. ساعت ۸ صبح روز سی و یکم فروردین سال جاری، بازپرس محسن اختیاری که مسوولیت کشیک قتل پایتخت را برعهده داشت از کشف جسد مردی حدودا ۲۵‌ساله در محدوده افسریه مطلع شد. ماموران کلانتری که پیش از بازپرس جنایی به محل کشف جسد رسیده بودند، بلافاصله پس از تماس همکاران خود در مرکز ۱۱۰ پلیس پایتخت به محل اعزام و با جسد مرد جوانی مواجه شدند که آثار خون و جراحات روی بدنش مشهود بود.

    بررسی‌های اولیه نشان می‌داد ممکن است جسد از جایی دیگر به این مکان منتقل شده باشد. بنابراین فرضیه قتل قوت گرفت، اما شناسایی هویت مقتول با مشکل مواجه شد چون اهالی محل او را نمی‌شناختند. این در حالی بود که با رسیدن بازپرس و استعلام از شرکت برق منطقه‌، مشخص شد چند ساعت پیش برق بخشی از جنوب شرق تهران در خیابان‌های اطراف محل کشف جسد قطع شده بود. همچنین در ادامه بررسی صحنه، کارآگاهان و ماموران صحنه، انبردستی را در نزدیکی محل پیدا کردند. بنابراین احتمال اینکه انبردست ابزار سرقت باشد، قوت گرفت و پس از آن با تطبیق اطلاعات، محرز شد که مرد جوان در حال سرقت کابل از روی تیر برق بوده که دچار حادثه برق‌گرفتگی شدید شده، پس از آن از ارتفاع سقوط کرده و جان باخته است. در ادامه نیز با بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف این فرضیه تایید شد. چون تصاویر نشان می‌داد مرد جوان در حال بالا رفتن از تیر برق و تلاش برای قطع کابل برق بوده که حادثه رخ داده است. در نهایت جسد برای بررسی دقیق‌تر هویت و علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد تا تحقیقات برای شناسایی هویت این فرد و همچنین سوابق او که قطعا قصد سرقت کابل و تجهیزات برقی داشته مشخص شود.

    ۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، رییس پلیس آگاهی شرق استان تهران از دستگیری ۲ سارق به عنف مامورنما در دماوند خبر داد و گفت: «ماموران انتظامی کلانتری ۱۵ آبعلی حین گشت‌زنی هدفمند موفق به دستگیری یک نفر سارق زورگیر حین سرقت به عنوان مامور شدند و در ادامه بررسی موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. با هماهنگی قضایی کارآگاهان پلیس آگاهی دماوند با اقدام پلیسی محل تردد همدست متهم را شناسایی و او را در شهرستان دیگر دستگیر کردند. متهمان با جعل عنوان مامور پلیس اقدام به ۳ فقره اخاذی و سرقت از اتباع کردند. متهمان پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی شدند و تحقیقات تکمیلی از متهمان ادامه دارد.»

    ۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، جانشین فرمانده انتظامی استان سمنان از شناسایی و بازداشت سارق تلفن‌های همراه در باشگاه ورزشی بانوان با اقرار به ۱۶ فقره سرقت خبر داد و گفت: «در پی وقوع چند فقره سرقت تلفن همراه در باشگاه ورزشی بانوان سمنان، بلافاصله کارآگاهان پلیس آگاهی برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند. پلیس با بررسی میدانی و استفاده از تجهیزات هوشمند، موفق به شناسایی سارق شد و پی برد، متهم در محور مشهد به شاهرود در حرکت است که طی یک عملیات دستگیر شد. از این خانم ۱۶ دستگاه گوشی تلفن همراه کشف شد. متهم اعتراف کرد به همین روش از باشگاه‌های ورزشی در مشهد و سبزوار سرقت انجام داده است. ارزش تقریبی تلفن‌های همراه سرقتی بر اساس نظر کارشناسان پنج میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال برآورد شد. سارق به همراه پرونده برای سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.»

    اواخر فروردین‌ماه ۱۴۰۵، مردی به کلانتری در شرق تهران رفت و از مفقودی دخترش خبر داد. با ثبت این شکایت، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی رضا اعلایی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی برای پیدا کردن ردی از دختر گمشده وارد عمل شدند. ماموران در نخستین گام، دوربین‌های مداربسته محل زندگی او را بازبینی کردند. تصاویر نشان می‌داد او صبح از خانه خارج شده و پس از آن خبری از او نیست. تیم جنایی در ادامه از بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی نیز استعلام گرفتند، اما مشخص شد هیچ فردی با مشخصات او به این مراکز منتقل نشده است. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، خبر جدیدی به ماموران پلیس رسید. رهگذرانی در حال عبور از یکی از خیابان‌های جنوبی تهران، پیکر نیمه‌جان دختر جوانی را که دچار سوختگی شده بود پیدا کرده و به بیمارستان منتقل کرده‌اند که چند ساعت بعد نیز فوت می‌کند. خانواده برای شناسایی او به بیمارستان می‌روند و هویت جسد را شناسایی می‌کنند. جنازه این دختر جوان در حالی کشف شده که طلاهایش به سرقت رفته است. پلیس در حال بررسی احتمال قتل با انگیزه سرقت است.

    اواخر فروردین ماه ۱۴۰۵، مردی در یکی از خیابان‌های تهران با خودروی پژو برای خرید توقف کرد، اما بعد از پیاده شدن وقتی پا به داخل مغازه گذاشت متوجه شد سوییچ را روی ماشین جا گذاشته است. بنابراین قبل از خرید از مغازه بیرون آمد، اما وقتی برگشت، دید مرد جوانی پشت فرمان نشست و با سرعت خودرو را راند. با شکایت مالک، تحقیقات پلیسی آغاز شد. بررسی دوربین‌های مداربسته از سوی ماموران نشان داد سارق با یک ماشین پراید به محل آمده، پراید را رها کرده و پژو را سرقت کرده است. استعلام مشخص کرد پراید هم چند روز قبل سرقت شده بود. در حالی که شماره پلاک پژو مسروقه در سیستم یکپارچه پلیس تحت تعقیب قرار گرفت تا متوقف شود، چند شب بعد، ماموران یکی از واحدهای گشت در یکی از خیابان‌های جنوب تهران به خودروی پژویی با سرعت سرسام‌آور مشکوک شدند. پس از تعقیب و گریز نفس‌گیر که طی آن راننده با چندین خودرو برخورد کرد، در نهایت پس از تصادف با یک خودرو دنا متوقف شد. راننده دستگیر شد، اما سرنشین که کنار او نشسته بود، موفق شد فرار کند. تحقیقات و استعلام نشان داد خودرو پژو، همان پژو سرقتی است که چند روز پیش با جا گذاشتن پراید ربوده شده بود. راننده دستگیر شده در بازجویی گفت: «من ۱۰ سال قبل عضو یک باند سرقت مسلحانه و سرقت خانه در اسلامشهر و شهریار بودم. پس از دستگیری به ۱۰ سال زندان محکوم شدم و چهار ماه پیش آزاد شدم. چون بیکار بودم، دوباره با مردی که خیلی حرفه‌ای است و سابقه زورگیری، سرقت خانه و سرقت خودرو دارد، آشنا شدم. او پیشنهاد داد بعد از سرقت ماشین‌ها اوراقشان کنیم. آن روز سوار پرایدی بودم که قبلا سرقت کرده و وسایلش را فروخته بودیم. پژو را رها شده دیدم، پراید را گذاشتم و پژو را سوار شدم. قصد اوراق کردنش را داشتیم اما قبل از آن دستگیر شدم.» بنابر این گزارش، متهم همچنان در بازداشت خواهد ماند و کارآگاهان پلیس آگاهی تهران هم در حال شناسایی و تلاش برای دستگیری همدست فراری او هستند.

    ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، دختری جوان از خواستگارش به اتهام سرقت خودرو شکایت کرد و در اظهاراتش گفت: «چند ماه قبل برای شرکت در یک مهمانی نزد دوستانم رفته بودم که در آنجا با این فرد آشنا شدم. در چند مهمانی دیگر هم به‌طور اتفاقی همدیگر را ملاقات کردیم وهمین باعث دوستی‌مان شد. او مدعی بود مهندس و تاجر پارچه و لباس است و مدام برای معامله در سفر به کشورهای خارجی است. همیشه با خودروهای مدل‌بالا سر قرارمان می‌آمد. حتی مرا چند بار به شرکتی در شمال تهران برد و اعتمادم را جلب کرد. بعد از مدتی به من ابراز علاقه کرد و تصمیم گرفت به خواستگاری‌ام بیاید. من هم فریب حرف‌هایش را خوردم و کم‌کم به او دلبسته شدم. خودرویم را فروخته بودم و دنبال خرید خودروی دیگری بودم. با او به چند نمایشگاه خودرو رفتیم و سرانجام یک خودروی لاماری را که ۴میلیارد تومان ارزش داشت انتخاب کردم. کارهای اولیه خودرو انجام شد و قرار بود او کارهای سند زدن خودرو را برایم انجام دهد. او چند روز مانده به مراسم خواستگاری به دیدنم آمد و مدعی شد با خودرویش تصادف کرده و آن را به تعمیرگاه برده است. بعد از آن از من خواست چند ساعتی خودرویم را امانت بگیرد تا کارهایش را انجام دهد و دوباره آن را باز گرداند که قبول کردم وخودرویم را دراختیارش قرار دادم اما بعد ازآن دیگر از او و خودرو خبری نشد. تلفن همراهش خاموش بود. به شرکت محل کارش رفتم که مشخص شد چند بار برای دیدن یکی از دوستانش به آن شرکت رفته و همزمان با من قرار گذاشته بود.» صیاد خاکزاد بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه ۳۴ تهران در مورد این خبر گفت: «با شکایت دختر جوان از این خواستگار به اتهام سرقت خودرویش، متهم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و جست‌وجو برای دستگیری، توقیف خودرو و رازگشایی از دیگر جرایم وی ادامه دارد.»

    ۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۵، ماموران یکی از کلانتری‌های تهران در حین گشت‌زنی شبانه در یکی از خیابان‌های پایتخت، ناگهان فریاد کمک‌خواهی زن جوانی را شنیدند. بنابراین ماموران سریع به کمک او رفتند. زن جوان با حالتی آشفته و ترسیده خبر از سرقت گوشی موبایل خود داد و گفت که سرنشینان یک خودروی پراید گوشی را از او قاپیدند و به سرعت متواری شدند. در ادامه تحقیقات زن مالباخته به ماموران گفت دو سارق صورت‌هایشان را با ماسک پوشانده بودند. زن شاکی گفت: «موفق نشدم شماره پلاک خودرو را یادداشت کنم، اما چیزی که توجهم را جلب کرد، سگ عروسکی متحرکی بود که سرش تکان‌ می‌خورد. عروسک روی داشبورد ماشین بود.»

    با این سرنخ که زن جوان در اختیار ماموران قرار داد آنها موفق شدند خودروی پراید را که حامل عروسک موردنظر بود، شناسایی کنند. در ادامه استعلام شماره پلاک خودرو توقیف شده، نشان داد خودرو چند روز قبل سرقت شده است. از این رو ماموران به سرنشینان دستور ایست دادند، اما آنها که دو نفر بودند بدون توجه به هشدارهای مکرر پلیس، به فرار ادامه دادند. به این ترتیب تعقیب و گریز نفس‌گیر آغاز شد و پرایدسواران حین فرار با چندین خودرو برخورد کردند، اما هنگامی که راننده قصد سبقت گرفتن از یک کامیون را داشت، با آن کامیون تصادف شدیدی کرد. این اتفاق باعث شد که مرکز اورژانس تهران در جریان ماجرا قرار گیرند و بلافاصله امدادگران به محل تصادف آمدند تا دو سرنشین جوان را که یک دختر و یک پسر بودند، به بیمارستان منتقل کنند. با رسیدن دو سرنشین به بیمارستان، پسر جوان به دلیل شدت جراحات و ضربه به سرش به کما رفت، اما دختر جوان پس از بهبودی نسبی، به سرقت‌های سریالی خودرو، گوشی تلفن همراه و کیف اعتراف کرد. در حال حاضر او به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفته است. همچنین بررسی‌های تکمیلی نشان داد این دو جوان در چندین فقره سرقت مشابه انجام داده‌اند، بنابراین تحقیقات برای شناسایی تمام مالباختگان و کشف اموال مسروقه توسط کارآگاهان اداره آگاهی ادامه دارد.

    اواسط فروردین ماه ۱۴۰۵، ماموران انتظامی از کشف پیکر نیمه‌جان مردی جوان در یکی از پارک‌های خلوت غرب تهران مطلع شدند. این جوان را که روی زمین افتاده و آثار شدید ضرب و جرح از جمله جراحات چاقو بر بدنش هویدا بود، رهگذران پیدا کرده بودند. افرادی که پیکر غرق در خون او را مشاهده کردند، فورا موضوع را به پلیس گزارش داده و با کمک نیروهای امدادی، مصدوم را به بیمارستان منتقل کردند. پس از آنکه حال جسمانی جوان تا حدی بهبود یافت و از خطر مرگ نجات پیدا کرد، در اظهارات اولیه خود به ماموران پلیس اعلام کرد که مورد حمله شدید و بی‌رحمانه یک فرد ناشناس قرار گرفته است. شاکی در ادامه تحقیقات و پس از طرح شکایت رسمی، جزییات ماجرا را اینگونه روایت کرد: «من با خودروی شخصی‌ام در خیابان در حال حرکت بودم که به یک نقطه خلوت رسیدم. ناگهان مردی دست بلند کرد. فکر کردم شاید سوال یا نیاز به کمک دارد. بنابراین سرعت را کم و توقف کردم، اما به محض توقف، او ناگهان سوار ماشین شد و بدون هیچ توضیحی به من حمله‌ور شد. آنقدر مرا زد که از حال رفتم. در این بین هر بار که سعی می‌کردم بپرسم ماجرا چیست؟ چرا می‌زنی؟ من تو را نمی‌شناسم، شاید اشتباه گرفته‌ای، فقط داد می‌زد. او همچنان به زدن من ادامه می‌داد و مدام تکرار می‌کرد؛ می‌کشمت، تو حقت مرگ است. حتی مرا از ماشین بیرون کشید و زیر مشت و لگد گرفت. هر چه تلاش کردم خودم را نجات دهم فایده‌ای نداشت. آخرین چیزی که به یاد دارم، این است که او سوار ماشینم شد و با آن فرار کرد. وقتی به هوش آمدم، در بیمارستان بودم.»

    با اعلام شماره پلاک خودرو به واحدهای مختلف پلیس، عملیات تعقیب و مراقبت آغاز شد. چند روز بعد، ماموران حین گشت‌زنی فردی را مشاهده کردند که با همان خودرو در حال حرکت بود. پس از متوقف کردن خودرو، مشخص شد راننده همان مردی است که جوان را تا مرز مرگ کتک زده و خودرو را سرقت کرده است. به این ترتیب متهم دستگیر شد و در بازجویی‌های اولیه به ماموران گفت: «من برادری دارم که همسرش در حال طلاق از او است. آنها زندگی خوبی داشتند، اما مدتی پیش اختلافات شدید بین‌شان پیش آمد و روابط‌شان تیره و تار شد تا جایی که زن برادرم درخواست طلاق داد. من با تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم این زن با پسر جوانی که صاحب همین خودرو است، دوست شده و احتمالا قرار بوده بعد از طلاق از برادرم، با هم ازدواج کنند.

    به همین دلیل کینه شدیدی به دل گرفتم. می‌خواستم انتقام زندگی برادرم را بگیرم که این جوان خراب کرده بود. پس از تعقیب و مراقبت‌های طولانی، او را شناسایی کردم و دنبال فرصتی بودم که در جایی خلوت گیرش بیاورم. قصدم قتل بود؛ می‌خواستم او را بکشم چون با یک زن شوهردار رابطه برقرار کرده بود. آن روز آخر که تحت نظرش داشتم، کاری کردم که سرعت ماشینش را کم کند. به بهانه سوال کردن نزدیک شدم و بلافاصله شروع به زدنش کردم. بعد هم می‌خواستم ماشین را به جایی ببرم و آتش بزنم تا هیچ ردی از خودم باقی نماند، اما قبل از انجام این کار، دستگیر شدم.» با ادامه تحقیقات توسط ماموران، شاکی بار دیگر مورد پرسش قرار گرفت و تایید کرد که با زن برادر متهم ارتباط دارد. او گفت: «من با این خانم آشنا شدم و رابطه دوستی هم داشتم، اما او به من نگفت که شوهر دارد. نحوه آشنایی‌مان این‌طور بود که مدتی پیش با او آشنا شدم. او گفت در کار بازار و خرید و فروش فعالیت دارد و قرار بود با هم سرمایه‌گذاری کنیم و شریک شویم. کار مشترکی را هم شروع کردیم. بعد از مدتی رابطه‌مان دوستانه شد. به من گفته بود مجرد است. من هم فکر نمی‌کردم شوهر داشته باشد. از خودش هم می‌توانید سوال کنید.» با به دست آمدن این اطلاعات در حال حاضر، متهم با اتهامات سنگین آدم‌ربایی، ضرب و جرح عمدی با چاقو، سرقت خودرو و اقدام به قتل تحت بازداشت قرار دارد و تحقیقات در مورد رابطه‌ای که منجر به این حادثه دلخراش شده، همچنان توسط بازپرس علایی و تیم تحقیقاتی ادامه دارد تا ابعاد پنهان این پرونده جنایی کاملا روشن شود.

    اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۵، تاجر معروفی در حوزه خرید و فروش خودروهای لوکس و واردات لاستیک با مراجعه به پلیس، از سرقت گسترده اموالش شکایت کرد. او اعلام کرد ۵ دستگاه خودرو لوکس که هر کدام حدود ۷ میلیارد تومان و یک انبار کامل لاستیک به ارزش ۷ میلیارد تومان به سرقت رفته است که ارزش مجموع اموال مسروقه بیش از ۳۵ میلیارد تومان برآورد می‌شود. تاجر در شرح ماجرا گفت: « پس از روزهای جنگ و بحران، برای بررسی وضعیت انبار و خودروها به محل نگهداری آنها رفتم. وقتی رسیدم، با صحنه‌ای شوکه‌کننده مواجه شدم، نه از خودروها خبری بود و نه از لاستیک‌هایی که در انبار بودند. با بررسی بیشتر فهمیدم کارمندانم هم که شامل یک زن و شوهر و چند مرد جوان بودند، ناپدید شده‌اند و تلفن‌هایشان جواب نمی‌دهند.» با ثبت شکایت، تحقیقات فوری به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ویژه سرقت آغاز شد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران به سرعت رد کارمندان را زدند. بررسی‌ها نشان داد زن و شوهر کارمند به همراه سه نفر دیگر از همکارانشان، در این سرقت نقش اصلی را داشتند. ماموران با تعقیب و رصد، چهار دستگاه از خودروهای سرقتی را شناسایی و کشف کردند. این چهار خودرو در مخفیگاه‌های مختلفی در پایتخت پیدا شد و متهمان دستگیر شده که سه مرد بودند در بازجویی‌های اولیه اعتراف کردند که زن و شوهر آنها را وسوسه کرده‌اند. یکی از متهمان گفت: «ما کارمند بودیم. وقتی جنگ شروع شد، زن و شوهر به ما گفتند حالا فرصت خوبی است تا این اموال را بالا بکشیم، اول باید آنها را مخفی کنیم و بعدا بفروشیم. فکر کردیم در شرایط جنگ، صاحبشان برنمی‌گردد و ما می‌توانیم کاسبی کنیم.»

    زن و شوهر متهم نیز پس از بازداشت به نقش اصلی خود در وسوسه همدستانشان برای سرقت اعتراف کردند و لاستیک‌های سرقت شده از انبار مرد تاجر را که به یک سوله در جنوب تهران منتقل کرده بودند لو دادند. در نهایت تحقیقات نشان داد متهمان با سوءاستفاده از غیبت تاجر در روزهای بحرانی، اموال را سرقت کرده و در مکان‌های مختلف مخفی کرده بودند. یکی از متهمان گفت: «ما فکر می‌کردیم با این کار می‌توانیم پول خوبی به دست بیاوریم، اما حالا همه‌چیز لو رفته است. حتی این زن و شوهر هم که از کارمندان بودند بقیه را وسوسه کردند تا با آنها همکاری کنند و گفتند اگر برای تاجر اتفاقی بیفتد خیلی راحت می‌توانیم همه اموال را بالا بکشیم. به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران، همه متهمان بازداشت شدند و تحقیقات برای کشف آخرین خودرو لوکس باقی‌مانده، شناسایی سایر اموال مسروقه و بررسی احتمال وجود همدستان بیشتر ادامه دارد.

    اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۵، زنی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و از سرقت طلاهایش خبر داد و گفت: «امروز به شکل اتفاقی به محل نگهداری طلاهایم سر زدم، اما در کمال ناباوری متوجه سرقت طلاهایم به وزن ۱۵۰ گرم شدم. با این شکایت موضوع به ‌صورت ویژه در دستورکار ماموران پلیس آگاهی شهرستان آوج در استان قزوین قرار گرفت. با حضور ماموران در محل وقوع سرقت و آغاز تحقیقات تخصصی، با بررسی آثار به‌ جای مانده در محل وقوع سرقت و استفاده از شیوه‌ها و شگردهای پلیسی، هویت سارقان که از بستگان مالباخته بودند و به عنوان مهمان در خانه او رفت و آمد داشتند، شناسایی شد. متهمان پس از دستگیری در بازجویی‌های فنی به جرم خود اعتراف کردند. زن جوان گفت که با همکاری همسرش سرقت را مرتکب شده و در بازرسی از خانه آنان ۱۵۰ گرم طلای مسروقه کشف شد. با هماهنگی مقام قضایی، طلاهای مکشوفه به صاحب آن تحویل شد.»

  • پشت پرده رشد ۶۰۰ درصدی سرقت در ایران / کامبیز نوروزی: این اقتصاد مردم را دزد می‌کند!

    پشت پرده رشد ۶۰۰ درصدی سرقت در ایران / کامبیز نوروزی: این اقتصاد مردم را دزد می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، کامبیز نوروزی هشدار داده است که رشد ۶۰۰ درصدی جرم سرقت در ایران نتیجه مستقیم تورم، سیاست‌های اقتصادی و بی‌توجهی نظام قانون‌گذاری است و بدون اصلاح ساختار‌های اقتصادی و اجتماعی، این روند ادامه خواهد داشت.

    او جرم سرقت را واکنشی ارادی به شرایط اقتصادی می‌داند و می‌نویسد: «سرقت، واکنش ارادی نابهنجار فرد است به اوضاع اقتصادی جامعه، شکاف طبقاتی، تبعیض، دشواری تأمین نیاز‌های اولیه زندگی، ناکارآمدی و عقب‌ماندگی نظام مبارزه با بزه… جرم سرقت بهتر از دیگر جرائم وضعیت جرم‌خیز جامعه را نشان می‌دهد، زیرا این جرم برخلاف جرائمی مانند نزاع یا قتل عمد یک جرم مطلقا ارادی است که با برنامه‌ریزی و قصد و آگاهی قبلی رخ می‌دهد.»

    او روند افزایش سرقت‌ها را با آمار مقایسه و اضافه می‌کند: «در سال ۱۳۸۵ تعداد سرقت‌های ثبت‌شده ۱۵۶ هزارو ۶۲۷ مورد بود و ۱۳۰ هزارو ۴۹۵ سارق دستگیر شدند. نرخ تورم ۱۱، ۹ درصد بود. در سال ۱۴۰۲ آمار سرقت‌ها ۹۳۹ هزارو ۱۹۵ مورد و تعداد سارقان دستگیر شده ۳۶۰ هزارو ۱۵۸ نفر بوده است. نرخ تورم ۴۰، ۷ درصد و نسبت سرقت به جمعیت کشور پنج برابر شده است.»

    نوروزی به تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سرقت اشاره می‌کند: «آن‌گونه که اقتصاددانان می‌گویند، تورم عارضه‌ای تک‌عاملی نیست و ناشی از مجموعه‌ای از سیاست‌ها و برنامه‌های پولی و مالی و اقتصادی و سیاسی است؛ بنابراین واکنش مجرمانه به شکل سرقت… باید واکنشی ناهنجار به مجموعه‌ای از سیاست‌ها و برنامه‌های غلط دانست که به تورم انجامیده و در کنار دیگر عوامل انگیزه‌ها و زمینه‌های ارتکاب جرم سرقت… را در اقشاری از جامعه تولید می‌کند.»

    او نقش پلیس و نظام قضائی را محدود می‌داند و می‌نویسد: «در کشور حدود سه هزار شعبه بازپرسی و دادیاری فعال است. هر شعبه به طور میانگین باید… به ۱۲۰ پرونده سرقت رسیدگی کند. در جامعه‌ای که مانند قارچ سرقت تولید می‌کنند، کدام دستگاه پلیسی و قضائی می‌تواند در پیشگیری از جرمی مانند سرقت چندان اثرگذار باشد؟»

    نوروزی در نهایت راهکار اساسی را اصلاح نظام قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی می‌داند. او می‌نویسد: «نقش بسیار مهم‌تر و بنیادی بر عهده نهاد‌های دولت و مجلس در نظام قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی است که به جرم‌زایی قوانین و برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی هیچ توجهی ندارند… این دستگاه‌ها موظف‌اند در هر تصمیم اقتصادی و اجتماعی خود پیوست جرم‌شناختی نیز داشته باشند و نشان دهند که آن تصمیم آیا می‌تواند اثر جرم‌زا داشته باشد یا نه.»

  • آمار سرقت در ایران؛ تصویری نگران‌کننده / قرایی‌مقدم: گرانی، تورم و بیکاری از عوامل افزایش جرم و جنایتند

    آمار سرقت در ایران؛ تصویری نگران‌کننده / قرایی‌مقدم: گرانی، تورم و بیکاری از عوامل افزایش جرم و جنایتند

    به گزارش اقتصادران، مرگ تلخ الهه حسین‌نژاد، دختر ۲۴ ساله، جامعه را در بهتی عمیق فرو برد. دختری که مردم در شبکه‌های اجتماعی برای یافتنش تلاش می‌کردند و کارزاری نامرئی با همراهی خانواده‌اش شکل داده بودند، سرانجام مرده پیدا شد. این روایت تلخ با خبر شوکه‌کننده قتل او به پایان رسید.

    پس از دستگیری بهمن فرزانه، قاتل الهه، نخستین اظهارات او حاکی از آن بود که قصد سرقت تلفن همراه الهه را داشته اما با مقاومت او مواجه شده و در یک درگیری او را به قتل رسانده است. الهه در یک سالن زیبایی در سعادت‌آباد تهران کار می‌کرد و گوشی آیفون، احتمالا حاصل چندین ماه فعالیت او بوده است. این موضوع در شبکه‌های اجتماعی بحث گسترده‌ای درباره فقر، نابرابری و تأثیر آن بر افزایش آسیب‌های اجتماعی به راه انداخت.

    در حالی‌که فقر نمی‌تواند توجیهی برای جنایت باشد، اما به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در کنار سایر عوامل نظیر شکاف طبقاتی، نبود حمایت اجتماعی و بازنمایی تجمل‌گرایی در رسانه‌ها، در وقوع جرم نقش دارد. این شرایط موجب شکل‌گیری «احساس محرومیت نسبی» در بخشی از جامعه می‌شود؛ احساسی که می‌تواند بستر خشونت و پرخاشگری را فراهم آورد.

    آمار سرقت در ایران؛ تصویری نگران‌کننده | رشد ۷۲ درصدی سرقت در یک دهه اخیر

    مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲ گزارشی منتشر کرده که نشان‌دهنده رشد قابل توجه سرقت در یک دهه گذشته است. هرچند در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ سرعت رشد سرقت اندکی کاهش یافته، اما مقایسه با سال ۱۳۹۰ از افزایش چشمگیر آن حکایت دارد.

    در سال ۱۳۹۱، آمار سرقت ثبت‌شده ۵۴۵ هزار فقره بود؛ اما در سال ۱۴۰۲ این عدد به بیش از ۹۳۹ هزار فقره رسیده است؛ رشدی معادل ۷۲ درصد. همچنین طبق آمار سایت «ایران استاتیس»، آمار سرقت در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۳۸۵ حدود پنج برابر افزایش یافته است.

    اوج این روند صعودی در سال ۱۳۹۷ است؛ این سال مصادف است با خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های شدید که در نتیجه آن موج تورم و فقر وارد کشور شد. استان تهران همچنان در صدر آمار سرقت کشور قرار دارد. در کنار این آمار، مطالعات میدانی از کاهش شدید حس امنیت روانی در شهروندان، به‌ویژه زنان و جوانان، در فضاهای عمومی حکایت دارد؛ مسئله‌ای که نهادهای اجتماعی و انتظامی را با پرسش‌هایی جدی درباره کارآمدی مواجه کرده است.

    افزایش ۷۲ درصدی آمار سرقت در یک دهه اخیر نشان‌دهنده چیست؟ | جامعه شناس: تورم، بیکاری و فخر فروشی در شبکه‌های اجتماعی عوامل افزایش جرم و جنایتند

    قرایی‌مقدم جامعه شناس: گرانی، تورم، بیکاری و فخر فروشی در شبکه‌های اجتماعی عامل افزایش جرم و جنایت است

    الهه، فراتر از یک قربانی، محل تلاقی چندین معضل اجتماعی است که نظریه‌های جامعه‌شناسی در تلاش برای تبیین آن‌اند: پیوند میان فقر، مهاجرت، حاشیه‌نشینی و جرم.

    دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس،  درباره عوامل موثر بر افزایش جرائمی مانند سرقت می‌گوید: «طبق نظریه میدان نیرو از کرت لوین، عوامل متعددی از جمله وضعیت مالی خانواده، نوع سرپرستی، محله، دوستان، وضعیت اشتغال و معیشت، فرد را به سمت بروز آسیب‌های اجتماعی نظیر سرقت، قتل، اعتیاد و جنایت سوق می‌دهد.»

    به گفته قرائی مقدم در جامعه ایران عامل اقتصادی از جمله گرانی، تورم و بیکاری و از طرف دیگر فخر فروشی حاکم بر شبکه‌های اجتماعی عامل مهم و تاثیرگذاری است.»

    او ادامه می‌دهد: «پیتیریم سوروکین، استاد دانشگاه هاروارد، بر این باور است که ماده‌گرایی، ذهنیت بشر را تسخیر کرده و انسان را براساس درآمد و وضعیت اقتصادی ارزش‌گذاری می‌کند.»

    قرایی‌مقدم با اشاره به نظریه‌های مکتب شیکاگو می‌افزاید: «در شهرهای بزرگ، خلافکاران در میان انبوه جمعیت گم می‌شوند، در حالیکه در روستا‌ها چنین معضلی حاکم نبوده مهاجرت‌های کاری و حاشیه‌نشینی فرهنگی نیز باعث تشدید این روند می‌شود. جمعیت قابل توجهی روزانه از شهرهای حاشیه‌ای پایتخت برای یک لقمه نان به تهران می‌آیند. این پدیده منجر به برهم خوردن تجانس فرهنگی نیز خواهد شد.»

    وی در پایان تأکید می‌کند: «بیکاری و تورم، نقش مهمی در افزایش جرایم ایفا می‌کنند. قتل‌هایی همچون الهه حسین‌نژاد یا دانشجوی شریف که قربانی سرقت لپ‌تاپ شد، گویای این واقعیت‌اند. البته فقر توجیه جرم نیست؛ بسیاری از جوانان فقیر، با وجود دشواری‌های معیشتی، مرتکب جرم نمی‌شوند.»

    الهه، تنها یک قربانی خشونت نیست؛ بلکه آینه‌ای‌ست از جامعه‌ای که در آن امنیت، نه یک حق بدیهی، بلکه امتیازی برای طبقه‌ای خاص شده است. در چنین جامعه‌ای، هر تلفن همراه می‌تواند جرقه‌ای برای یک جنایت باشد و هر خیابان، میدانی از اضطراب و ناامنی.

  • سونامی سرقت‌های خرد در دل یک اقتصاد فروپاشیده و معیشت در بحران

    سونامی سرقت‌های خرد در دل یک اقتصاد فروپاشیده و معیشت در بحران

    به گزارش اقتصادران، همه چیز در چند لحظه کوتاه و شاید به ثانیه رقم می‌خورد. جوان دست دراز می‌کند و در شرایطی که هیچ کس منتظر چنین اتفاقی نیست یک کله از کله‌پزی می‌دزد و می‌رود.
    مرد پشت دخل و دو گارسون و دیگران حتی برای دقیقه‌ای از جا نمی‌جنبند، چرا که شاید اصلا منتظر چنین لحظه و صحنه‌ای نبوده‌اند.
    آنچه خواندید توصیفی کوتاه از ویدیویی است که این روز‌ها در شبکه‌های اجتماعی و میان شهروندان دست به دست می‌شود و برخی می‌خندند و با آن شوخی می‌کنند و برخی دیگر از عمق فاجعه‌ای می‌گویند که حالا گریبانگیر ایرانیان شده است.هر چند در روز‌های اخیر گفته شد شخصی که کله را ربوده دستگیر شده، اما این خبر به سرعت تکذیب شد.
    چنان چه  سردار ولی‌پور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران، اعلام کرده بود این متهم به دلیل شرط‌بندی با دوستانش دست به این سرقت عجیب زده است. اما در ادامه مقامات پلیس تأکید کردند که در صورت شناسایی یا بازداشت این سارق، اخبار مربوط به آن از طریق مراجع قانونی و رسانه‌های معتبر منتشر خواهد شد.
    هم چنین در ادامه پیگیری‌ها و گفت‌و‌گو با صاحب طباخی شکوفه که سرقت از آن رخ داده بود، مشخص شد که وی از سارق کله‌پزی شکایتی نکرده و همچنین قصد شکایت نیز ندارد.

    اما چه این شخص دستگیر شده باشد و چه صاحب طباخی از شکایتش گذشته باشد، صدای پای فاجعه سرقت‌های خرد حالا دیگر مدت هاست شنیده می‌شود چنان که این روز‌ها شرایط اقتصادی به نحوی است که روز به روز سفره‌های مردم کوچکتر می‌شود، بیکاری افزایش می‌یابد و نرخ تورم بالا می‌رود. با این روند دیگر شاید عجیب نباشد شنیدن خبر‌هایی که حکایت از افزایش سرقت از سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های حتی کوچک لباس و پوشاک دارد.

    حتی این روز‌ها برخی می‌گویند سرقت از لباس‌ها، کفش‌ها و حتی دستگیره در آپارتمانشان زیاد شده و خبر اول درباره اوج بحران را در مرداد سال ۱۴۰۰ جانشین پلیس پیشگیری پایتخت داد و با تائید افزایش سرقت‌ها خرد گفته بود که: «طی یک سال گذشته با توجه به گرانی و افزایش قیمت کالا به ویژه کالا‌های اساسی شاهد افزایش آمار سرقت‌های خرد بوده‌ایم.»

    در واقع صدای پای بحرانی که امروز برخی تازه می‌شنوند یا به آن اشاره می‌کنند سال‌ها پیشتر رسیده بود.
    چنان چه حتی موضوع اعتراضات معیشتی که با افزایش قیمت تخم مرغ در سال ۱۳۹۶ آغاز شد و بعدتر اعتراضات به افزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ را باید بخشی از همین روند فقیرتر شدن شهروندان و گسترش مشکلات معیشتی دانست.

    افزایش سرقت از سوپرمارکت‌ها در ۵ سال اخیر

    در این بین تکان دهنده‌تر، افزایش چشمگیر دزدی از سوپرمارکت‌ها در تمام نقاط شهر است. اگر روزگاری در مناطقی خاص از شهر یا بر سر رفتار کودکانه‌ای بقالی شاهد سرقت بود اکنون دیگر فرقی نمی‌کند بلوار فردوس باشد یا فردوسی، شهرک غرب باشد یا حوالی نارمک تا سوپرمارکت‌های جنوب شهر، سرقت از سوپرمارکت‌ها و دزدیدن مواد خوراکی افزایش جدی یافته است.

    صاحب یک سوپرمارکت بزرگ در غرب تهران، اما می‌گوید که نه تنها دوربین نصب کرده که حتی یک شاگرد این فروشگاه فقط مسئول حفاظت از اجناس در برابر سرقت است و تاکید دارد هر چقدر مشکلات معیشتی بیشتر می‌شود این سرقت‌ها نیز افزایش می‌یابد و می‌گوید یکی از عجیب‌ترین مواردی که دیده سرقت بستنی بوده که خود و شاگردش چشم بسته‌اند تا آن شهروند نیازمند بیشتر شرمنده نشود.

    صاحب سوپری دیگری در حوالی مرکز شهر می‌گوید فراوان به این موضوع برخورده است و اصلا این طور نیست که منتظر ظاهر عجیب از شهروند باشیم بلکه اتفاقا کاملا آدم عادی هستند و تلاش می‌کنند موادغذایی بدزند، مواد غذایی، چون سوسیس و مرغ آماده طبخ و از این دست خوراکی ها!
    او البته می‌گوید موارد دیگر هم بوده که مواد غذایی بیرون از یخچال ربوده شده و در سال‌های اخیر به طور هفتگی با این موارد برخورد دارد.

    سوپری دیگری باز حوالی مرکز تهران  می‌گوید از این سرقت‌ها عصبانی هستم، چون ضرر و زیان آن برای من است، اما مردم را درک می‌کنم وقتی از روغن گرفته تا یک چیپس ساده و یک بیسکویت نه چندان مغذی قیمت‌ها تا چند برابر افزایش یافته دیگر دستکم می‌توانم بفهممشان. آدمی که دنبال دزدیدن دو بسته چیپس است واقعا ندار است و شاید می‌خواهد با همین خوراکی نه چندان مفید شکمی را سیر کند.

    دزدیدن نان از نانوایی‌ها

    یکی ازموارد عجیب دیگر را باید دزدیدن نان از نانوایی‌ها دانست. موردی که البته کمی با بقیه موارد متفاوت است. یکی از نانوا‌ها می‌گوید که: «حالا این طور نیست که فکر کنید کسی کمین کرده باشد و نان ببرد. بیشتر به بهانه نیاوردن کارت بانک از ما دزدی می‌کنند. یا گاهی هم ۱۲ نان برمی‌دارند، پول ۱۰ تا را می‌دهند. ولی به‌هرحال دزدی هم هست.»
    نانوای سنگکی دیگری، اما توضیح می‌دهد این که بگویند کارت جامانده یا بیشتر از آن که پول داده‌اند ببرند که رخ می‌دهد، اما با سرقت ناگهانی نان از روی پیشخوان نیز مواجه شده‌ایم. او می‌گوید این روند از وقتی نان سنگک گران شد بیشتر دیده می‌شود.

    وقتی روغن و برنج و حبوبات هم سرقت می‌شود

    حقیقت این است که شکم گرسنه خیلی چیز‌ها را دیگر درک نمی‌کند و از جمله شاید یکی همین آبرو باشد، آبرویی که می‌تواند در هنگام دزدیدی یک بطری روغن و یا کیسه‌ای برنج به باد برود. روایت از خواربار فروشی‌ها و فروشگاه‌ها نیز بسیار حکایت از دزدیده شدن این رقم کالا‌ها دارد. بسته‌های حبوباتی که به روایت صاحبان سوپر‌ مارکت‌ها کم می‌شوند و روغن‌هایی که در قفسه هایشان نیستند نشان از وجود شهروندان دردمندی دارد که برای شاید خوراک روزانه خود نیازمند هستند.

    صعودی شدن سرقت از فروشگاه‌های پوشاک

    در این بین، اما انتشار مجموعه‌ای از فیلم‌ها و ویدیو‌هایی که نشان از سرقت پوشاک دارد در سال‌های اخیر را نیز نباید دستکم گرفت، فیلم‌هایی که از دوربین‌های مداربسته فروشگاه‌ها منتشر می‌شود و نشان از آن دارد که چطور مانتو و پیراهن  بلوز و دامنی زیر لباس دیگری پنهان می‌شود و به این ترتیب آمار سرقت از فروشگاه‌های پوشاک نیز رو به افزایش نهاده است.

    سونامی سرقت‌های کوچک در دل اقتصاد فروپاشیده و معیشت در بحران

    تمامی این سرقت‌های به نوبه خود کوچک، اما نشان ترسناکی از سونامی بزرگ دارد، سونامی که اگر همین حالا و امروز به آن توجه نشود در ادامه می‌تواند از نظر اجتماعی به کینه و سرخوردگی و اعتراضاتی مشابه آن چه در سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ شاهد آن بودیم تبدیل شود.
    مسعود موسوی پور، جامعه شناس می‌گوید: از قدیم هم گفته‌اند که شکم گرسنه هیچ چیز را درک نمی‌کند و انسان تنها به فکر سیر کردن خود است. با وجود افزایش افسار گریخته قیمت‌ها در ماه‌های اخیر، باید منتظر افزایش جرایم در کشور باشیم، اما اینکه جرایمی ظهور خواهند کرد که کسی فکرش را نمی‌کرد، جای بررسی و تامل دارد.

    این جامعه شناس که در سال ۱۴۰۱ و تقریبا آغاز شدت گرفتن این روند همچنین گفت: «ممکن است در خیابان شاهد زورگیری‌های بیشتری باشیم که می‌تواند توام با خشونت و بعضا مسلحانه باشد. البته با افزایش گشت‌های پلیس و کاهش فشار اقتصادی روی مردم اینگونه جرایم هم کاهش می‌یابد. افزایش ناامنی‌ها متاسفانه تبعات دیگری را هم دارد که یکی از آنها افزایش سلاح‌های غیر مجاز است.»

    به گفته این جامعه شناس باید توجه کرد که باید کمتر به صورت تک نفره در برخی خیابان‌ها و اماکن به ویژه تاریک شهری حاضر شد. شهرداری و اداره برق هم باید عوامل مسبب وقوع جرم مانند نقاط تاریک را به حداقل برساند.

    روندی که او سه سال پیشتر پیش بینی کرده بود را اکنون می‌توان در انتشار و افزایش فیلم‌های خشن در جامعه نیز مشاهده کرد، بی پروایی در حمله به دانشجویان برای دزدیدن لپ تاپ و تبلت و گوشی، خشونت بسیار در حمله به زنان حتی مسن برای دزدیدن تکه طلایی هر چند کوچک از تبعات شرایطی است که بار‌ها درباره آن هشدار داده شده بود.

    در همین حال مصطفی اقلیما، جامعه‌شناس نیز با اشاره به روند افزایشی سرقت‌ها اخیرا گفته بود که «سرقت خرد و کلان معلولی از علت‌ها هستند. آسیب‌های اجتماعی در کوتاه مدت به وجود نمی‌آیند بلکه در طولانی‌مدت شکل می‌گیرند. سرقت از حدی که بیشتر شود به عنوان یک مسئله اجتماعی در جامعه به آن نگاه کنیم. اگر بخواهیم آن را برطرف کنیم باید علل آن را پیدا کنیم. ریشه این موضوع زیرساختی است. عوامل این سرقت‌ها فقر، تورم، بیکاری و عدم امنیت شغلی است که همه اینها با هم جمع می‌شود و باعث به وجود آمدن چنین شرایطی می‌شود.»

    سرقت دومین جرم اصلی کشور است

    این شرایط، اما در حالی است که بر اساس گزارش مرکز آمار ایران؛ طی چند سال گذشته میزان سرقت سیر صعودی داشته است. به‌طوری که بعد از مصرف مواد مخدر، سرقت دومین جرم عمده در کشور محسوب می‌شود. همچنین دو سال پیش سازمان زندان‌های کشور اعلام کرد که حدود ۶۸ درصد زندانی‌ها به دلیل جرایم «مواد مخدر و سرقت» در زندان‌ها به‌سر می‌برند.

    با این حال و با وجود این که دو سال است آمار دقیقی از افزایش یا کاهش کشف انواع سرقت‌ها در دسترس نیست، اما فراجا در آخرین آمار خود مربوط به سال ۱۴۰۲ و البته با صرفا آمار عملکرد ۶ ماهه نخست همان سال از افزایش سرقت خبر داد و در گزارشش اشاره کرد که «کشف انواع سرقت‌ها نسبت به مدت مشابه آن در سال گذشته (۱۴۰۱) افزایش ۲۴ درصدی داشته است؛ ۵۸ درصد سرقت‌ها مربوط به سرقت‌های خرد بوده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۴۱ درصد افزایش داشته است.»

    فراجا همچنین در ادامه در مورد افزایش ۹درصدی سرقت‌های مهم نیز اعلام کرد: «میزان سرقت از خانه و مغازه ۱۱ درصد، طلافروشی ۳۷ درصد، سرقت محموله و کالا ۷ درصد، دستبرد به اماکن خصوصی و دولتی ۶ درصد، قاپ‌زنی و کیف‌زنی ۷۲ درصد و سرقت‌های مسلحانه ۵۹ درصد افزایش داشته است.»

    همچنین شهریور سال گذشته نیز محمدرضا اکبری، معاون مبارزه با سرقت پلیس آگاهی فراجا گفت: «بیشترین آمار دستگیری در طرحی دو روزه، شامل استان‌هایی همچون خراسان‌رضوی، تهران و استان البرز بوده است.»

    پیش از این و در سال ۱۴۰۱ نیز اصغر جهانگیر، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه با بیان این که سرقت یکی از جرایم مهم در ۵ سال گذشته است که از آمار بالایی نیز برخوردار بوده، گفته بود: «در سال ۱۴۰۰، ۸۵۰ هزار پرونده در ارتباط با سرقت ثبت و سیصد و خرده‌ای هزار نفر هم در این رابطه توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند، اما همه پرونده‌ها منجر به نتیجه نشده است.»

    تک تک این آمار‌ها و افزایشی شدنش در سال‌های اخیر به ما نشان می‌دهد که جرم سرقت در ایران به دلایل مشکلات اقتصادی نه تنها صعودی می‌شود که شاید حتی زمانی دیگر بخوانیم که سرقت و اتفاقا سرقت‌های خرد به اصلی‌ترین و اولین جرم در ایران تبدیل شده است.

  • زنگ خطر افزایش سرقت در کشور به صدا درآمد

    زنگ خطر افزایش سرقت در کشور به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران مطابق آخرین آمارها به ازای هزار نفر جمعیت کشور، ۱۲ سرقت رخ می‌دهد.

    روند داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که نرخ سرقت در کشور با شیب نسبتا زیادی افزایش یافته است. از سوی دیگر نرخ دستگیری سارقان تنها حدود یک سوم نرخ سرقت بوده است و همگام با افزایش سرقت‌ها، رشد زیادی نداشته است.

  • خانه گاوصندوق نیست! / سارقان نوروزی سراغ خانه‌های چراغ خاموش می روند

    خانه گاوصندوق نیست! / سارقان نوروزی سراغ خانه‌های چراغ خاموش می روند

    به گزارش اقتصادران، آنها اکثرا خانه‌های چراغ خاموش را شناسایی می‌کنند و وارد می‌شوند و اموال ارزشمند صاحب خانه را می‌دزدند… .

    طبق گزارشات منتشر شده توسط نیروی انتظامی در سال ۱۴۰۳، سرقت از خانه‌ها نسبت به سال قبل آن ۱۲ درصد افزایش داشته است. بیشتر این سرقت‌ها در مناطقی با تراکم جمعیت بالا رخ داده که سیستم امنیتی ضعیف‌تری داشته‌اند. همچنین طبق این آمار ۳۰ درصد سرقت از خانه‌ها به خاطر عدم سیستم‌های امنیتی، ۲۰ درصد به دلیل نبود درب‌های ایمنی و ۵۰ درصد سرقت‌ها در ساعات شبانه یا زمانی که خانه‌ها خالی از سکنه بوده، رخ داده است.

    اکثر سارقان سراغ خانه‌هایی می‌روند که چراغشان خاموش است

    «اصغر خدایی»، معاون مبارزه با سرقت‌های خاص پلیس آگاهی تهران بزرگ در مورد پیشگیری از سرقت خانه‌ها در ایام نوروز به «اعتماد» می‌گوید: «شهروندان اواخر اسفند ماه و ایام نوروز خانه‌های خود را ترک می‌کنند و محل‌های مسکونی خلوت می‌شود. یکی از مکان‌هایی که خیلی مورد سرقت قرار می‌گیرد و موجب ضرر مالی زیادی هم می‌شود، خانه‌ها هستند. پلیس در این مواقع توصیه می‌کند که تا حد امکان اموال ارزشمند در خانه نگهداری نشود. اکثر شهروندان بیشتر دارایی خود را تبدیل به ارز و سکه کردند و در خانه‌هایشان نگهداری می‌کنند و اگر سرقتی رخ دهد ضرر مالی زیادی متحمل می‌شوند. اموال با ارزشی که مورد استفاده نیستند باید در صندوق امانات یا مکان‌های امن قرار گیرند، چراکه خانه و محل سکونت، گاوصندوق نیست. توصیه دوم پلیس این است که وقتی افراد چند ساعت خانه خود را ترک می‌کنند تمامی چراغ‌های خانه را خاموش نکنند و یکی، دو تا از چراغ‌های خانه را روشن بگذارند؛ سارقان در این مواقع احتمال می‌دهند که کسی داخل خانه است. اکثر سارقان سراغ خانه‌هایی می‌روند که چراغشان روشن نیست. توصیه بعدی نصب دزدگیر و دوربین مداربسته است؛ سارقان مکان‌هایی که دوربین مداربسته دارد را کمتر هدف سرقت قرار می‌دهند، چراکه می‌دانند امکان ثبت چهره و وضعیت ظاهری آنها وجود دارد. نصب دوربین مداربسته این امکان را فراهم می‌کند تمام اتفاقاتی که در یک خانه رخ می‌دهد از طریق یک نرم‌افزار به صاحب خانه هشدار داده شود. همچنین نصب دزدگیر بسیار کمک‌کننده است؛ اگر سارقان بخواهند از پنجره یا درب ورودی وارد خانه‌ای شوند با فعال شدن سنسورها و صدای آژیر خطر فرار می‌کنند.»

    خدایی در ادامه می‌گوید: «برخی شهروندان فکر می‌کنند چون فقط چند ساعت خانه‌هایشان را خالی می‌گذارند نیاز نیست درب‌های خانه را قفل کنند یا حفاظ آکاردئونی درب‌ها را ببندند. درست است که بعضی سارقان با وجود حفاظ و قفل هم وارد خانه‌ها می‌شوند، اما بستن حفاظ و قفل کردن درب‌ها زمان سرقت را طولانی می‌کند و سارقان هم تمایلی ندارند مدت طولانی در یک مکان بمانند. البته هر کدام از سارقان تخصصی دارند و شیوه و شگردشان هم مختلف است. بعضی از سارقان از طریق تخریب درب‌های ورودی و بعضی دیگر از طریق باز کردن پنجره و تراس وارد خانه‌ها می‌شوند. اکثر پنجره‌ها پی‌وی‌سی هستند و فقط ظاهر مقاومی دارند؛ سارقان این نوع پنجره‌ها را با پیچ‌گوشتی یا دیلم در عرض چند ثانیه باز می‌کنند و هر راهی که باعث ورود به خانه شود را پیدا می‌کنند. آنها گاهی با استفاده از سنگ نمای ساختمان و گاهی با استفاده از لوله گازها به داخل خانه‌هایی که در طبقات اول و دوم قرار دارند، وارد می‌شوند. بنابراین واحدهایی که در طبقات اول و دوم واقع شدند حتما باید حفاظ‌های آهنی سراسری نصب کنند، چراکه امکان ورود سارقان به خانه را از بین می‌برد.»

    بیش از ۹۵ درصد سرقت از خانه‌ها به این دلیل است که سارقان سابقه‌دار می‌دانند اموال ارزشمند صاحب خانه کجاست

    برخی سرقت‌ها که از داخل خانه‌ها صورت می‌گیرد توسط یک فرد آشنا اتفاق می‌افتد. معاون مبارزه با سرقت‌های خاص پلیس آگاهی تهران در این رابطه می‌گوید: «دو، سه درصد از سرقت‌ها، سرقت‌های داخلی است؛ گاهی سارقان آشنا هستند و به واسطه رفت و آمدهایی که با اهالی خانه دارند، متوجه می‌شوند اموال با ارزش کجا پنهان شده است. امکان دارد این افراد وسوسه شوند و شخص یا اشخاصی را اجیر کنند و بگویند از فلان خانه با فلان آدرس سرقت شود، اما مابقی سرقت‌ها این‌گونه نیست که سارق یا سارقان دقیقا بدانند اموال با ارزش همچون طلا، دلار و … کجا پنهان شده؛ سارقان فقط به خاطر تجربه‌ای که کسب کردند، می‌دانند این اموال در چه قسمت‌هایی از خانه قرار گرفته است. خیلی از افراد فکر می‌کنند اگر طلا را داخل قوطی رب در یخچال پنهان کنند یا در سقف‌های کاذب قرار دهند، سارق یا سارقان متوجه نخواهند شد. در حالی که سارقان به دلیل تکرار جرم و سوابق قبلی اموال با ارزش صاحب خانه را پیدا می‌کنند. به عنوان مثال در مواردی شاکی به پلیس مراجعه کرده و گفته بخشی از اموال با ارزش او در خانه سرقت شده و بخشی دیگر نه؛ بخشی که مورد سرقت قرار نگرفته به این دلیل بوده که جاهای خاصی از خانه پنهان شده بوده است یا مثلا بعضی افراد اموال ارزشمند خود را درون گاوصندوق قرار می‌دهند و داخل خانه نگهداری می‌کنند. در صورتی که باز کردن این گاوصندوق‌ها برای سارقان کاری ندارد و گاهی خود گاوصندوق را از داخل خانه می‌دزدند تا سر فرصت بتوانند قفل آن را باز و اموال داخل گاوصندوق را خالی کنند. بنابراین سارقان وقتی وارد خانه می‌شوند بر اساس آن تجربه‌ای که کسب کردند اموال را پیدا و سرقت می‌کنند.»

    خدایی در ادامه می‌گوید: «پلیس برای ایام نوروز امسال تدابیری اتخاذ کرده است؛ محل‌هایی که در سال‌های قبل بیشترین سرقت‌ها را داشتند، نوروز امسال توسط پلیس پوشش داده می‌شود. اسباب‌کشی در ایام نوروز ممنوع است مگر اینکه با مجوز کلانتری انجام شود. با این حال افرادی که در ایام نوروز مسافرت نمی‌روند اگر در اطراف خود متوجه رفتار مشکوکی شدند حتما به پلیس اطلاع دهند. پلیس همچنین هماهنگی‌هایی با سیستم قضایی درباره سارقان سابقه‌دار به خصوص آنهایی که سرقت‌های مهمی مرتکب شده‌اند، انجام داده که این سارقان در ایام نوروز نتوانند از مرخصی استفاده کنند و در زندان نگهداری شوند.»

    اصغر خدایی، معاون مبارزه با سرقت‌های خاص پلیس آگاهی تهران به دو سوال آخر «اعتماد» نیز پاسخ می‌دهد.

    آیا اکثر سرقت‌هایی که از خانه‌ها می‌شود توسط سارقان سابقه‌دار است؟

    بعضی از سرقت‌ها همچون سرقت از خانه‌ها نیاز به یک تخصص، جسارت و ظرفیت جنایی دارد که اصلا سارقان تازه‌کار نمی‌توانند آن را انجام دهند. ممکن است در یک گروه پنج، شش نفره همه افراد سابقه‌دار نباشند، اما معمولا لیدر یا همان فرد طراح نقشه سرقت‌ها که تصمیم‌گیرنده است از سارقان سابقه‌دار است.

    با توجه به اینکه داخل بعضی خانه‌ها دوربین مداربسته وجود ندارد، به افرادی که در خانه‌هایشان با حضور ناگهانی سارقان مواجه می‌شوند چه توصیه‌ای دارید و اینکه چگونه افراد حاضر در خانه می‌توانند جهت شناسایی سارقان به پلیس کمک کنند؟

    افراد حاضر در خانه اگر با حضور ناگهانی سارق یا سارقان مواجه شدند بهتر است باعث درگیری نشوند، چراکه گاهی سارق یا سارقان برای به دست آوردن مال اقداماتی انجام می‌دهند که آثار جسمی شدیدی بر مالباخته می‌گذارد. در چنین مواقعی افراد حاضر در خانه به روش صحبت کردن، لهجه، اصطلاحات و اسامی که سارقان برای صدا زدن همدیگر به کار می‌برند، دقت کنند.

  • افزایش ۴ تا ۱۴ درصدی انواع سرقت‌ها در جامعه ایرانی / یک اقتصاددان: اولویت پلیس پیگیری حجاب است نه دزدی یا حتی قتل!

    افزایش ۴ تا ۱۴ درصدی انواع سرقت‌ها در جامعه ایرانی / یک اقتصاددان: اولویت پلیس پیگیری حجاب است نه دزدی یا حتی قتل!

    به گزارش اقتصادران، پلیس تهران در روز‌های اخیر از پیدا شدن قاتل امیرمحمد خالقی (دانشجوی کشته شده در حین سرقت کوله‌پشتی اش) خبر داد. طبق اخبار، خانواده امیرمحمد خالقی خواستار مجازات قاتلان شدند. پرسش مهم، اما در این ماجرا، چرایی افزایش سرقت و احیانا ارتباط آن با وضعیت معیشتی کشور است. طبق داده‌های سالنامه آماری ایران، انواع سرقت نسبت به سال قبل، افزایشی بین عدد ۴ تا ۱۴ درصد داشته است.

    بزهکاری مساله‌ای فردی نیست! / یا حجاب اولویت مهم‌تری برای پلیس است و نه امنیت شهروندان مقابل سارقان!

    هادی کهولی، اقتصاددان این موضوع را متوجه اولویت نیروی انتظامی و پلیس کشور می‌داند. به نظر او از رفتارشناسی پلیس کشور می‌توان فهمید که مسائلی مانند حجاب برای آنها اولویت بیشتری نسبت به افزایش امنیت شهروندان مقابل سرقت و قتل دارد! بار‌ها دیده‌ایم که نیروی انتظامی با هزینه‌هایی که نمی‌دانیم چه میزان است، اولویت را در مساله حجاب می‌داند، اما اتفاق‌هایی مانند مرگ امیرمحمد خالقی کمتر در رسانه‌ها دیده می‌شود. کهولی علت دقیق این مساله را در همبستگی وضعیت معیشت و افزایش بزهکاری می‌داند و به «اعتماد» می‌گوید: «بزهکاری مساله‌ای فردی نیست که بتوان آن را به یک فرد تقلیل بدهیم. برای مثال در شاخص ادراک فساد ایران در سال ۲۰۲۴ میلادی (تقریبا معادل با ۱۴۰۳ شمسی) نسبت به یک سال قبل بدتر شده است. شاخص ادراک فساد در ایران طی ۱۲ سال گذشته روندی نزولی داشته؛ شاخصی که نزدیک شدن آن به صفر نشان‌دهنده نامطلوب‌تر شدن شرایط ادراک فساد است و بر اساس این شاخص، نمره ایران از ۲۸ در سال ۲۰۱۲ به ۲۳ در سال ۲۰۲۴ رسیده است. پس ما با جامعه‌ای بیمار و در چنین نمونه‌هایی با تاثیرگذاری‌ای فراتر از یک فرد در بزهکاری‌ها مواجهیم.»

    این پژوهشگر اقتصاد از دانشگاه city لندن به طور خاص درباره چرایی قتل امیرمحمد خالقی گفت: «شواهد دقیقی برای این مرگ که احتمالا حادثه‌ای شخصی بوده، تاکنون در اخبار نیامده است. پس باید آن را بر اساس متغیر‌های مرتبط با بزهکاری سنجید. آمار‌ها در کشور نشان می‌دهد که انواع بزهکاری رو به افزایش است. علت این مساله را باید تورم و کاهش قدرت خرید مردم دانست. به‌علاوه توسعه مرکزگرایی و مهاجرت‌های فزاینده به تهران، نابرابری‌های اجتماعی در دسترسی به منابع، جزیی از عوامل کلان این نوع اتفاق‌ها هستند.

    افزایش ۴ تا ۱۴ درصدی انواع سرقت‌ها

    آمار‌ها در این باره چه می‌گویند؟ طبق داده‌های سالنامه آماری کشور در سال ۱۴۰۱ مشخص شد که در سال ۱۴۰۱، ۲۴۴۰۹۱ مورد سرقت اماکن خصوصی و ۱۸۷۰۴ مورد سرقت اماکن دولتی توسط نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است که نسبت به سال قبل به‌ترتیب ۳/۱ درصد و ۹/۳ درصد افزایش داشته است. همچنین در سال ۱۴۰۱، ۱۳۳۳۰۴ مورد سرقت منزل، ۳۵۱۴۲ مورد سرقت مغازه، ۸۵۰۸۵ مورد سرقت اتومبیل و ۹۶۶۳۷ مورد سرقت موتورسیکلت ثبت شده که نسبت به سال گذشته به‌ترتیب ۶/۴، ۱/۱۳، ۲/۱۴ و ۶/۱۰ درصد افزایش داشته است.

    این آمار درباره انواع سرقت‌های اماکن خصوصی، دولتی، منزل، مغازه، اتومبیل، موتورسیکلت، لوازم خودرو و وسایل داخل آن و احشام تقسیم می‌شوند. در این جدول میزان سرقت از اماکن خصوصی با عدد ۷۷۶۷ در سال ۸۵ به ۲۴۴۰۹۱ در سال ۱۴۰۱ رسیده است. این آمار درباره اماکن دولتی از ۲۶۲۰ سرقت در سال ۸۵ به ۱۸۷۰۴ سرقت در سال ۴۰۱ رسیده است. این روند صعودی درباره انواع سرقت‌های دیگر هم دیده می‌شود؛ به طوری که انواع سرقت‌های منزل، مغازه، اتومبیل، موتورسیکلت، لوازم خودرو و احشام در سال ۸۵ به‌ترتیب ۲۵۲۵۶، ۸۱۱۴۷، ۱۵۷۵۹، ۴۳۰۱۲، ۵۰۰۷۸، ۳۹۸۸ با روندی افزایشی در سال ۱۴۰۱ به‌ترتیب به عدد‌های ۱۳۳۳۰۴، ۳۵۱۴۲، ۸۵۰۸۵، ۹۶۶۳۷، ۳۸۶۱۷۰، ۱۹۲۸۲ رسید.

    همچنین درباره آمار‌های مرتبط با قتل در کشور از سال ۸۸ در قیاس با سال ۱۴۰۱ روند افزایشی دیده می‌شود. طبق سالنامه آماری کشور، تعداد قتل‌های ثبت‌شده در کشور ۲۲۸۶ به ۲۵۸۶ فقره در سال ۱۴۰۱ رسید. همچنین چاقو و قمه‌کشی از عدد ۵۰۰۴ در سال ۸۵ به ۵۸۴۶ در سال ۱۴۰۱ رسیده است.

    این مساله همچنین در شهرستان‌ها هم به‌شکل دیگری نمود دارد که در جدول زیر مشخص است:

    وضعیت فقر هم به عنوان مهم‌ترین عامل کلان این مساله هم این موارد را تایید می‌کند: در آماری از بانک مرکزی کشور، شاخص بهای کالا‌ها و خدمات مصرفی از ۲۰۳ در سال ۱۳۹۸ به ۶۴۰ در سال ۱۴۰۱ رسید. همچنین در نرخ تورم از ۴۱ در سال ۱۳۹۸ به ۴۶.۵ در سال ۱۴۰۱ رسیده که در تصویر آمده است:

    منظور از تورم نقطه به نقطه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل (۱) است. در فروردین ماه ۱۴۰۳، تورم نقطه به نقطه خانوار‌های کشور، ۳۰.۹ درصد بوده است؛ یعنی خانوار‌های کشور به‌طور میانگین، ۳۰.۹ درصد بیشتر از فروردین ماه ۱۴۰۲ برای خرید یک «مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند. تورم نقطه به نقطه فروردین ماه ۱۴۰۳، در مقایسه با ماه قبل، ۱.۴ واحد درصد کاهش داشته است.

    نرخ تورم سالانه خانوار‌های کشور: منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن است. در فروردین ماه ۱۴۰۳، نرخ تورم سالانه برای خانوار‌های کشور به ۳۸.۸ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، ۱.۹ واحد درصد کاهش یافته است.

    درصد تغییرات شاخص قیمت در دهک‌های هزینه‌ای کل کشور در فروردین ماه ۱۴۰۳ نرخ تورم سالانه کشور در فروردین ماه ۱۴۰۳، برابر ۳۸.۸ درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهک‌های مختلف هزینه‌ای از ۳۴.۷ درصد برای دهک اول، تا ۴۰.۱ درصد برای دهک دهم است. بر این اساس فاصله تورمی دهک‌ها در این ماه به ۵.۴ واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (۵.۴ واحد درصد) بدون تغییر بوده است.

    مساله نداشتن امید به آینده است

    مهرداد عربستانی، انسان‌شناس و استاد دانشگاه تهران به شکلی دیگر به این مساله نگاه می‌کند. او درباره قتل امیرمحمد خالقی به ارتباط فقر و بزهکاری و خشونت و خفت‌گیری با شرایط اقتصادی و افزایش تورم اشاره می‌کند و می‌گوید: «قتل دلخراش امیرمحمد خالقی موجب شد که مساله فقر و ارتباط آن با بزهکاری مجددا مورد توجه واقع شود و علاوه بر بحث‌هایی که مطرح شد اطلاعاتی نیز منتشر شد که به روشنی ارتباط بین افزایش تورم و به‌الطبع فقر را با سرقت و خفت‌گیری و خفت‌گیری با شرایط اقتصادی و افزایش تورم را نشان می‌دادند.

    البته تردیدی نیست که فقر می‌تواند باعث افزایش وقوع سرقت شود و بین آنها همبستگی مشخصی وجود دارد، اما در تحلیل این امر باید جزییات بیشتری را مورد توجه قرار بدهیم. فقر مطلق ممکن است افراد را به سمتی ببرد که او برای برآورده شدن نیاز‌های اولیه‌ا‌ش دست به سرقت بزند. منظور از فقر مطلق شرایطی است که فرد توان برآورده کردن نیاز‌های اولیه مانند خوراک و پوشاک برای خود و خانواده‌اش را ندارد. اما نمی‌توان گفت کسانی که دست به سرقت می‌زنند الزاما دچار فقر مطلق هستند. بلکه اگر کسی الزاما دچار فقر مطلق نباشد ولی راهی برای ارتقای وضعیت معیشتی‌ا‌ش در آینده نبیند و آینده را تیره ببیند و از نظام اقتصاد امید اجتماعی، بی‌بهره باشد و امیدی به ارتقای وضعیتش از طرق هنجاری در آینده نداشته باشد، ممکن است دچار وضعیتی شود که به آن «گیرافتادگی» اجتماعی می‌گویند. در این حالت فرد احساس می‌کند که با طرق هنجاری موجود نمی‌تواند هیچ کاری برای بهبود وضعیتش انجام بدهد و این امر می‌تواند حرکت به سمت راه‌های غیرهنجاری را تسهیل کند.»

    به گفته عربستانی وقتی همبستگی میزان تورم و سرقت را نشان می‌دهد، یک فاکتور دیگر هم هست که این آمار‌ها نشان نمی‌دهند و آن هم برآورد سوژه انسانی از آینده است. اگر اکنون در وضعیت تورمی باشیم ولی چشم‌اندازی برای آینده بهتر وجود داشته باشد، غالبا افراد سعی می‌کنند که این دوران را به امید آینده‌ای بهتر تحمل کنند و از شرایط هنجاری خارج نشوند. این زمانی روشن می‌شود که دو جامعه را در نظر بگیریم: یکی به نسبت فقیرتر و یکی به نسبت برخوردارتر. حال اگر گروه اول چشم‌انداز و امیدی برای آینده‌ای مرفه‌تر را داشته باشند و بتوانند راه هنجاری ارتقای اجتماعی را در جلوی خود ببینند، احتمالا راه سرقت و ناهنجاری را دنبال نمی‌کنند. اما در جامعه دوم، حتی اگر چه علی‌الظاهر بهره‌مند‌تر هستند، ولی، چون اضطراب آینده وجود دارد و از وضعیت امروز و ادامه آن مطمئن نیستند، بعید نیست که برای تضمین آینده، دست به هر کاری بزنند. انسان موجودی نیست که با داشته‌هایش زندگی می‌کند، انسان موجودی است که با امید و گوشه چشمی به آینده زندگی خود را ارزیابی می‌کند و آن را رو به پیشرفت یا رو به افول ارزیابی می‌کند.

    عربستانی در ادامه این نکته را گفت: «نکته اینجاست که امید اجتماعی، احساس آینده‌ای تضمین شده یا احساس رو به رشدی و پیشرفت است که باعث می‌شود فرد احساس امنیت و خشنودی کند. وقتی در جامعه، به عنوان یکی از کارکرد‌های اساسی‌اش نتواند پیش‌بینی‌پذیری و نوعی نظم را برای اعضایش تدارک ببیند که ضمانتی برای آینده‌شان باشد، این جامعه به سمت بیماری و ناهنجاری پیش خواهد رفت. امید به آینده، به عنوان شرط وجودی حیات انسانی، نوعی از ذهنیت است که به مرور زمان و بر اساس تجربه زیسته یک نفر به‌طور اجتماعی ساخته می‌شود. ضعف امید اجتماعی، به منزله بی‌اعتمادی به نظام اجتماعی، و همبسته با ناهنجاری، تضعیف اصول مقوم اجتماع، و خشونت خواهد بود. در شرایط ناامنی، زمانی که اصول مقوم اجتماعی تضعیف شود، این غریزه صیانت نفس و خشونت ناشی از آن خواهد بود که فرمان می‌راند.»

    بنابراین به‌نظر می‌رسد که در مساله قتلی بر اساس سرقت اساسا یک فرد به عنوان مقصر نمی‌تواند داشته باشد. سازوکار اجتماعی و فضای سیاسی اگر شهروندان را به سمتی ببرد که راهی برای ارتقای وضعیت معیشتی‌شان در آینده نبینند، تیرگی و ناامید اجتماعی آنها را ناگزیر به رفتار ناهنجار برای تامین رفاه حداقلی می‌کشاند. این چرخه با اعدام یا مجازاتی شبیه این برای قاتلان امیرمحمد خالقی هم درمان‌پذیر نیست و به نوعی پاک کردن صورت مساله است.