برچسب: سال تحصیلی

  • سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    به گزارش اقتصادران، سال تحصیلی جدید از امروز شروع می‌شود و احتمالا همه مشکلات گذشته درباره آموزش و مدرسه را با خود می‌آورد، آموزش مجازی که یادگار دوره شیوع ویروس کروناست احتمالاً در طول سال تحصیلی جدید مجدد به‌دلیل مسائلی مانند آلودگی هوا و ناترازی انرژی تکرار می‌شود؛ اختلاف‌ها درباره سبک زندگی متفاوت دانش‌آموزان با ایده‌آل‌های آموزش و پرورش که نمود عینی آن بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود، احتمالاً در سال جدید مجدد خودنمایی کند؛ همچنین کمبود تعداد معلم و فضای آموزشی از همین الان قابل پیش‌بینی است چراکه بسیاری از برآورد‌ها نشان می‌دهد امسال دانش‌آموزان از مدارس غیردولتی به سمت مدارس دولتی کوچ کرده‌اند.

    در این نشست کارشناسان دیگری هم حضور داشتند، سیمین کاظمی به‌عنوان جامعه شناس نگاه طبقاتی آموزش و پرورش را مورد نقد قرار داد و یادآور شد عدالت جنسیتی، قومی و ملیتی در نظام آموزشی کشور ما با چالش‌های زیادی مواجه است. محمد بطحایی، وزیر اسبق آموزش و پرورش در این نشست به ضرورت تغییر در رویکرد‌های آموزش و پرورش اشاره کرد، او با ابراز نگرانی از یک آینده شکست خورده یادآور شد که نظام آموزشی ما به فرآیند اجتماعی شدن دانش‌آموزان در مدرسه توجهی ندارد، به عقیده او مدرسه می‌تواند یک کارگاه برای آموزش زندگی باشد تا افراد در طول سال‌های زندگی‌شان بتوانند تاب‌آوری بیشتری در برابر مشکلات داشته باشند و در مقابل کوچکترین موانع به خودکشی فکر نکنند.

    محمدرضا نیک‌نژاد دیگر مهمان این نشست بود، این کارشناس آموزش ضمن تاکید به اهمیت آموزش حضوری در مدارس از احتمال از سرگیری آموزش مجازی در سال تحصیلی جدید به دلایل مختلف انتقاد کرد، کمبود تعداد معلم در مدارس از دیگر محور‌های مورد توجه نیک‌نژاد در این نشست بود، به‌گفته او وضعیت کمبود معلم در مدارس طوری شده که آموزش و پرورش از معلم بازنشسته ۸۰ ساله و معلمی که سال‌ها قبل حق‌التدریس بوده، اما الان راننده تاکسی هست برای بازگشت به تدریس دعوت کرده است.

    شما می‌توانید در ادامه متن کامل این گفت‌و‌گو را بخوانید؛

    دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم

    *اولین پرسشم درباره میانگین معدل دانش‌آموزان است، سال قبل این میانگین نزدیک نمره یازده بود، چرا معدل دانش‌آموزان این مقدار پایین آمده است؟

    بهشتی‌نیا: سیستم و رویکردی که در آموزش و پرورش هست در کنار مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده‌اند که این اتفاق برای معدل دانش‌آموزان بیفتد. مثلاً کلاس‌ها خیلی شلوغ هستند، تراکم دانش‌آموزان در کلاس درس نزدیک به ۴۵ نفر است بنابراین معلم فرصت تدریس ندارد. ضمن این‌که با افزایش تعطیلی مدارس آموزش به‌سمت تدریس در فضای مجازی سوق پیدا کرد که سبب کاهش کیفیت آموزش شد. از طرفی وقتی اقتصاد در جامعه اولویت پیدا می‌کند درس خواندن برای دانش‌آموزان از اولویت خارج می‌شود، امروز رقابت به‌سمت کنکور رفته، اما به‌دلیل این‌که اوضاع اقتصادی دانش‌آموزان خوب نیست قبولی در دانشگاه خوب برای آنها دست نیافتنی شده است چراکه آنها توان خریدن کتاب‌های کمک آموزشی و شرکت در کلاس‌های فوق برنامه را ندارند، برای همین بچه‌ها آینده‌ای در درس خواندن نمی‌بینند.

    *آقای نیک‌نژاد شما به عواملی که گفته شد، چیزی اضافه می‌کنید؟

    نیک‌نژاد: آموزش رسمی در بحران قرار گرفته، یکی از آنها این است که امروز شبکه‌های اجتماعی جای آموزش رسمی را گرفته است. ما از آموزش انتظار داریم که در نهایت به کمک آن دانش‌آموز به یک شغل برسد، اما امروز دانش‌آموز چنین فکری را ندارد بلکه دوست دارد ببیند آموزشی که می‌گیرد چه گره‌ای از زندگی امروز و فردایش باز می‌کند، این درحالی‌ست که در شرایط کنونی آموزش رسمی گره‌ای از زندگی کنونی و آینده بچه‌ها باز نمی‌کند، بنابراین بچه‌ها فکر می‌کنند که چرا کار بیهوده‌ای انجام بدهند و درس بخوانند، آنها امروز احساس می‌کنند آموزش‌های غیررسمی که از فضای مجازی دریافت می‌کنند بیشتر به کارشان می‌آید تا آموزش در مدرسه.

    *آقای بطحایی نظر شما چیست؟

    بطحایی: تا زمانی‌که عوامل کیفیت بخش به آموزش در راستای بهبود تغییر نکنند حتما کیفیت آموزش بهتر نخواهد شد. ما امروز در آموزش و پرورش کالایی تولید می‌‎کنیم که مشتری ندارد و ما می‌خواهیم این کالا را به زور تحویل مشتری که دانش‌آموزان هستند بدهیم، دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم و محتوایی را تحویل او می‌دهیم که اصلاً به درد دانش‌آموز نمی‌خورد. در چنین نظام آموزشی‌ای حتما باید معدل پایین باشد، اصلاً غیر از این جای تعجب دارد؛ بنابراین بسیاری از عوامل درونی و بیرونی آموزش و پرورش باید تغییر کند، تا زمانی‌که کیفیت اجزای تشکیل دهنده آموزش بالا نرود کیفیت یک کل منسجم به‌نام آموزش ارتقا پیدا نخواهد کرد.

    ارزش تحصیل پایین آمده، جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند

    *خانم کاظمی نظر شما درباره پایین بودن معدل دانش‌آموزان و اصلاً بی‌میلی آنها درباره درس و مدرسه چیست؟

    کاظمی: میانگین معدل در استان‌های محروم به مراتب پایین‌تر از سایر نقاط کشور است، بنابراین علاوه بر آموزش نابرابری‌ها هم سبب کم شدن میانگین معدل می‌شود؛ بالاتر از نظام آموزشی، نظام سیاسی و اقتصادی در وضعیت آموزش کشور تاثیر دارند، در دهه‌های اخیر نگاه دولت به مسئله آموزش و سلامت که حق مردم است تغییر کرده، در واقع آموزش و سلامت را به‌سمت تجاری و کالایی شدن سوق داده‌اند، دولت وظیفه خودش مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی را فراموش کرده که درباره آموزش رایگان است، برعکس بخش خصوصی را تقویت کرده‌اند که همه توان مالی استفاده از آموزش در بخش خصوصی را ندارند، امروز دانش‌آموزانی که در طبقه بالای مالی قرار دارند می‌توانند از مدارس بهتر و غیردولتی استفاده کنند، درحالی‌که کیفیت مدرس دولتی آنقدر نیست که به سود دانش‌اموز باشد. این نظام آموزشی کالایی باعث شده ارزش تحصیل پایین بیاید، امروز شما جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند، می‌گویند چیزی که زیاد است دکتر است.

    امروز در آزمون‌های بین‌المللی که برای دانش‌آموزان برگزار می‌شود نمره دانش‌آموزان ایرانی از میانگین جهانی هم پایین‌تر است، یعنی انگار سواد خواندن ندارند، درباره دروسی مانند ریاضی و علوم هم همین‌طور است، این نشان می‌دهد نظام آموزشی ما نتوانسته کارکرد اصلی خودش را که انتقال اطلاعات است، درست انجام دهد، ما آموزش و پرورشی درست کردیم که نخبه‌گرا است، دانش‌آموزان المپیادی را جلوی دوربین می‌آورند و به عنوان افتخار از آنها یاد می‌کنند، اما چیزی درباره آزمون‌های بین‌المللی که سواد دانش‌آموزان را نشان می‌دهد و ما هم در این آزمون‌ها خوب نیستیم نمی‌گویند، در واقع با این اقدام ضعف‌های نظام آموزشی را پنهان می‌کنند.

    *علی‌رغم همه درس نخواندن‌هایی که دانش‌آموزان به آن متهم هستند، اما حداقل در ورودی دانشگاه‌ها ما شاهدیم که دختران بیشتر پذیرش می‌گیرند، چرا؟

    دنیای معلمان با دنیای وزارت آموزش و پرورش متفاوت است

    *آقای بطحایی، به‌گفته خانم کاظمی حداقل کارکرد آموزش و پرورش انتقال آموزش بوده که آن‌هم به‌خوبی انجام نشده، شما قبلاً در آموزش و پرورش مسئولیت داشتید و وزیر بودید، چرا این اتفاق انجام نشده است؟

    بطحایی: برای این‌که امروز مدارس ما کلاس حفظ کردن است، این حفظ کردن معنای یادگیری نیست چراکه زود فراموش می‌شود. به‌نظرم ما علاوه بر آموزش به‌معنای انتقال اطلاعات و یادگیری، به فرآیند اجتماعی شدن بچه‌ها در مدرسه توجهی نداریم، ما دانش‌آموزی که می‌تواند فرد سازنده‌ای برای خانواده و جامعه باشد را نمی‌بینیم در عوض کسی را می‌بینیم که مدال‌های رنگی گرفته است، یک ایراد اساسی در مدارس نبود تمرین مهارت‌های فردی و اجتماعی است درحالی‌که مدرسه مثل یک کارگاه می‌ماند که دانش‌آموزان در آن خودشان را برای زندگی فردا آماده می‌کنند. امروز شرایط طوری شده که فرد در مواجهه با کوچکترین مانع در زندگی بلافاصله خودش را می‌بازد و تنها راهی که به ذهنش می‌رسد این است که خودکشی کند، دلیل چنین تصمیماتی به دوران مدرسه برمی‌گردد جایی‌که در آن بچه‌ها مواجهه با فرار و نشیب زندگی را یاد نگرفتند.

    *آقای بهشتی‌نیا، شما معلم هستید و اول مهر به مدرسه می‌روید، آیا آموزش و پرورش شرایط آموزش مناسب به دانش‌آموزان را برای معلم‌ها فراهم کرده است؟

    بهشتی‌نیا: دنیای معلمان با دنیای وزارتخانه متفاوت است. الان یک الگویی برای مدارس تراز مطرح کرده‌اند که یکسری شاخص‌ها دارد، اما نیاز‌های دانش‌موزان در مدرسه با این شاخص‌ها تفاوت دارد، امروز در مدرسه درگیر گرمایش و سرمایش هستیم، اما آموزش و پرورش مدرسه تراز را برای شرایط ایده‌آل طراحی می‌کند.

    *درمدارس تهران هنوز درگیر مسئله گرمایش و سرمایش هستیم؟

    بهشتی‌نیا: بله، خیلی مدارس هنوز امکانات ورزشی ندارند، گرمایش و سرمایش مدارس ایراد دارد، نور کلاس مناسب نیست، تهویه کلاس شرایط خوبی ندارد و موارد دیگر.

    حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست

    *درباره مدرس کدام منطقه تهران صحبت می‌کنید؟

    بهشتی‌نیا: غرب تهران، مدارس جنوب تهران هم همین مشکلات را دارند. منظورم این است که اتفاقات کلاس با تصور وزارتخانه از مدارس متفاوت است، آنها برنامه‌هایی می‌نویسند که قابل اجرا نیست. الان در وزارتخانه برای شاداب کردن دانش‌آموزان پروژه مهر طراحی کرده‌اند، درحالی‌که شمارش معکوس وزارتخانه برای آغاز فعالیت مدارس پروژه مهر است شمارش معکوس دانش‌آموزان تاسف از بازگشتن به مدارس است، حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست و این را وزارتخانه درک نمی‌کند. برای همین مدرسه و معلم‌ها یک جزیره هستند و ادارات و وزارتخانه یک جزیره دیگر، این دو جزیره ارتباطی با یکدیگر ندارند. آیا آنهایی که در وزارتخانه هستند به مدارس سر می‌زنند تا ببینند چه اتفاقی در مدارس دارد می‌افتد؟ می‌بینند بچه‌ها چه مصیبتی می‌کشند؟ چه برچسب‌ها و توهین‌هایی به دانش‌آموزان می‌شود؟ سوال این است با این همه وزیری که ما داشتیم، چه اصلاح‌طلب چه اصول‌گرا هنوز نتونستیم مشکلات‌مان را حل کنیم.

    *آقای نیک‌نژاد چه‌طور می‌شود فاصله میان آموزش و پرورش و نیاز دانش‌آموزان را کم کرد؟

    نیک‌نژاد: ببینید معلم می‌داند دانش‌آموز چه چیزی نیاز دارد، اما نمی‌تواند آن را اجرا کند چراکه منابع و موضوعات آموزشی از طرف وزارتخانه دیکته شده و باید همان‌ها را تدریس کرد، ضمن این‌که از طرف نیرو‌های بیرونی فشار بر آموزش و پرورش وجود دارند و حرف خودشان را می‌زنند. مثلاً وزیر آموزش و پرورش می‌خواست مشق شب را حذف کند، دو تا از مسئولین موسسات آموزشی رفتند به مراجع تقلید مراجعه کردند و گفتند که پشت پرده حذف مشق شب به فساد کشاندن دانش‌آموزان است، آنها هم برای حذف مشق شب مخالفت کردند، شما تصور کنید حالا وزیر آموزش و پرورش چه‌طور می‌تواند از این ایده دفاع کند؟

    این مسئله عملاً اتفاق افتاد. آموزش و پرورش نهاد مهمی برای نظام است، اما برای آن برنامه‌ریزی نمی‌کند، این نهاد می‌توانست تقویت کننده پایه‌های نظام باشد، اما امروز واقعا فاصله زیادی میان نسل‌ها و ساختار آموزش و پرورش وجود دارد و پر شدن این شکاف‌ها سخت است، چرا که همه را بلاتکلیف و رها کرده است.

    *آقای بطحایی شما هم در دوره وزارت خودتان تجربه‌ای از این گروه‌های فشار داشتید؟

    بطحایی: گاهی منظور فقط گروه‌های فشار رسمی نیستند، گاهی خانواده‌ها فشار وارد می‌کنند؛ اگر آموزش و پرورش بخواهد سمت و سوی خودش را از توجه به کنکور و نمره تغییر بدهد و بگوید بچه‌ها باید در مدرسه صفا کنند، نه اینکه وقتی زنگ آخر به صدا درمی‌آید دانش‌آموز انگار که از زندان آزاد شده فوری مدرسه را ترک کنند، در این وضعیت برخی خانواده‌ها اعتراض می‌کنند که ما بچه را فرستادیم مدرسه که برای کنکور آماده شود این جنگولک‌بازی اتاق بازی چیست که در مدرسه راه انداخته‌اید، نمونه این اتفاق برای خودم افتاده که می‌گویم، این هم نوعی فشار است.

    نکته مهم دیگر این است که متاسفانه ساحت سیاست‌گذاری در کشور ما با آنچه در میدان عمل مانند مدرسه یا شهر اتفاق می‌افتد فاصله دارد، سال‌ها برای تهیه سند تحول وقت گذاشته شد، اما معلمی که با ۴۰ دانش‌آموز در گرما در کلاسی که پنجره شکسته دارد و سروصدای بچه‌های حیاط داخل کلاس هم می‌آید چه‌طور می‌خواهد این سند تحول را پیگیری کند؟ بنابراین نشدنی است، این فاصله فهم مشترک حتما باید کم شود. ضمن این‌که یادمان نرود تحول در آموزش و پرورش تدریجی است.

    مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است

    *ما شاهد تفاوت نگاه آموزش و پرورش با سبک زندگی دانش‌آموزان هستیم، در خیلی از مدارس دخترانه به محض تعطیل شدن دانش‌اموزان مقنعه خودشان را برمی‌دارند، درواقع دانش‌آموز آموزش مدرسه را پس می‌زند، چه‌طور باید فاصله سبک زندگی دانش‌آموزان با آموزش‌های رسمی کم شود؟

    کاظمی: یکی از اهداف آموزش و پرورش جامعه‌پذیری هست و این‌که مثلاً دختران به پوشش رسمی پایبند باشند، درحالی‌که ما انتظار داریم آموزش و پرورش تفکر انتقادی را به دانش‌آموزان یاد بدهد ولی چنین کارکردی ندارد و برعکس جامعه از آموزش و پرورش جلوتر است و تفکر انتقادی در بچه‌ها خارج از آموزش و پرورش توسط والدین تحصیل کرده و رسانه‌ها ایجاد شده است. امروز یک دختر نوجوان خواسته معلم پرورشی را بلافاصله انجام نمی‌دهد بلکه فکر و تحلیل می‌کند و وقتی از مدرسه خارج می‌شود چیزی‌که سیستم به او تحمیل می‌کند را کنار می‌گذارد.

    چیزی که آموزش و پرورش می‌خواهد همیشه پذیرفتنی نیست، به نظرم مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است، مدرسه یک نظام سلسله مراتبی است که از دانش‌آموزان انتظار اطاعت دارد، حتی وقتی که دانش‌آموزی اطاعت نکند مدرسه می‌تواند او را تنبیه کند. در همه کشور‌ها محتوای درسی را دولت‌ها تهیه می‌کنند ولی آن محتوای درسی تناسبی با نیاز‌های دانش‌آموزان ندارد، محتوای آموزشی بیشتر ایدئولوژیک است، خیلی از معلمین با این محتوا مخالف هستند، اما توجهی به مخالفت آنها نمی‌شود، یکی از چیز‌هایی که در همین محتوای درسی وجود دارد نابرابری جنسیتی است، اصرار دارد دختران در فضای عمومی کمتر به تصویر کشیده شوند و بیشتر مشغول کار خانگی باشند، در مقابل پسران بیشتر به کار‌های بیرون از خانه بپردازند.

    یکی دیگر از محتوا‌های ایدئولوژیک این است که دغدغه‌های یک گروه را از طریق آموزش به بقیه منتقل می‌کنند، مانند زبان. یکی از مشکلات آموزش ما اصرار براین است که دانش‌آموز حتما به زبان فارسی آموزش ببیند، در حالی‌که ایران اقوام زیادی دارد، چنین رویکردی می‌تواند سبب ضعف در انتقال اطلاعات شود، چنین وضعیتی منصفانه نیست. آموزش به زبان فارسی در بچه‌های اقوام و گروه‌های مختلف نوعی احساس فرودستی ایجاد می‌کند، یک نوع احساس ضعف در مقابل قوم فارس، این احساس که فارس بودن یک نوع مزیت است و بچه‌هایی که مثلاً در سیستان و بلوچستان یا کردستان متولد شدند از این مزیت بی‌بهره هستند، با این برتر دانستن زبان فارسی احساس ضعف و حقارت را در بچه‌ها تولید می‌کنند، اما به این اشاره نمی‌شود زبان یک ابزار ارتباطی است نه ابزار سلطه ولی این اتفاق در آموزش و پرورش درحال رخ دادن است.

    هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است

    بطحایی: زاویه‌ی نگاه در سیستم‌های آموزشی جهان درباره زبان آموزش با تحلیلی که خانم کاظمی ارائه دادند فرق دارد، هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است، منتهی ضعف ما آن‌طرف سکه است، ما آموزش زبان محلی را نباید به عنوان تهدید برای زبان فارسی تلقی کنیم، یک جا‌هایی آموزش زبان محلی سبب همبستگی و انسجام می‌شود، این مسئله تایید فرمایش خانم کاظمی نیست، اینکه گفته می‌شود اگر زبان آموزش در مدارس فارسی هست نشانه سلطه است چیز درستی نیست. زمانی‌که وزیر بودم سر یک کلاس رفتم و از دانش‌آموز آن کلاس یک سوال خیلی ساده پرسیدم، اما دانش‌آموز منظور من را متوجه نشد، معلم او با زبان محلی سوال من را برای دانش‌آموز ترجمه کرد، بعداً به معلم گفتم شما که با دانش‌آموزی که در خانه و میان دوستان به زبان محلی صحبت می‌کند در کلاس درس هم به زبان محلی صحبت می‌کنید اگر فردا روزی یک دانشگاه قبول شد یا خواست یک کتابی بخواند و نتوانست بخواند پاسخ شما چیست؟ البته او به نظر من اشاره کرد که شما نمی‌گذارید ما زبان محلی هم آموزش بدهیم، به او گفتم این راهش نیست، نگاه ما به زبان فارسی باید به‌عنوان یک عامل وحدت باشد، ضمن این‌که در کنارش زبان محلی هم آموزش بدهیم، زبان فارسی ابزار سلطه نیست بلکه برعکس عامل پیشرفت و همچنین ابزار همبستگی است، ضمن این‌که نباید اجازه بدیم زبان‌های مادری فراموش شوند و آموزش آنها را باید در دستور کارمان قرار بدهیم.

    کاظمی: زبان فارسی این کاربرد را دارد که ما همین‌جا دور هم صحبت کنیم و منظور هم را بفهمیم، اما وقتی یک زبان را به عنوان زبان برتر در کشور معرفی می‌کنید در واقع هژمونی فارس را به دانش‌آموزان کشور منتقل می‌کنید، در جامعه شناسی اصطلاحی داریم به نام برنامه درسی پنهان یعنی چیزی که از آموزش و پرورش به دانش‌آموز منتقل می‌شود چیزی نیست که آشکارا گفته می‌شود، زبان فارسی در مدارس تهدیدی هست برای زبان اقوام، بسیاری از پدر مادر‌ها هستند که به فرزندان‌شان زبان فارسی اموزش می‌دهند تا در مدرسه بتواند ارتباط برقرار کنند، چرا باید چنین اتفاقی بیفتد، چرا فکر می‌کنیم که در مدرسه اگر به زبان خود دانش‌اموز صحبت شود دیگر زبان فارسی را یاد نمی‌گیرند، الان که از رسانه گرفته تا موارد دیگر همه چیز به زبان فارسی هست، موضوع تفکری و احساس حقارتی هست که برای بچه ایجاد می‌شود، الان در تلویزیون‌های محلی کسی‌که شیک‌پوش هست فارسی صحبت می‌کند ولی آن شخصی که به زبان محلی صحبت می‌کند احتمالاً از طبقه فرودست هست و شغل پایینی دارد. یعنی در ذهنیت جمعی ما پذیرفته شده فارسی صحبت کردن یک امتیاز است، من نمی‌گویم در مدارس فارسی تدریس نشود یا به زبان فارسی صحبت نشود، ولی سرکوب زبان قومیت‌ها هم کار درستی نیست.

    بهشتی‌نیا: دانش‌آموزانی که از مناطق مختلف مهاجرت می‌کنند از حیث ارتباط برقرار کردن خیلی دچار مشکل می‌شوند و این سبب کاهش اعتماد به نفس و ضعف تحصیلی‌شان می‌شود. به نظرم دلیل حساسیت ایجاد شده نسبت به آموزش به زبان فارسی به سیاستگذاری آموزش برمی‌گردد، سیاستگذار باید متعادل رفتار می‌کرد، چه ایرادی داشت یک کتاب درسی با هدف آموزش زبان محلی به کتاب‌های مناطق اضافه می‌شد، زبان فارسی مانند یک چتر است و زبان اقوام می‌تواند میله‌ها چتر باشد و حتی زبان فارسی را تقویت کند.

    آموزش به زبان مادری یا آموزشِ زبان مادری؟

    نیک‌نژاد: من خودم یک دیدگاه میانه دارم، اما گاهی دو طرف این ماجرا تندروی می‌کنند، چیزی می‌گویند که امکان عمل کردنش وجود ندارد. در این‌باره یک تجربه جهانی وجود دارد هرکشوری با توجه به وجود قومیت‌های متفاوت یک زبان را برای آموزش انتخاب می‌کند، اما نباید زبان‌های محلی فراموش شود، درحالی‌که در کشور ما به آموزش زبان محلی نگاه امنیتی وجود دارد. به‌نظرم میان این دو دیدگاه همپوشانی ایجاد شده، یکی آموزش به زبان مادری و دیگری آموزشِ زبان مادری است، آموزش به زبان مادری در هیچ جای جهان امکان پذیر نیست، بنابراین یک زبان معیار باید وجود داشته باشد، این زبانِ معیار بنا به دلایل زیاد تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، الان زبان فارسی شده است، اما این به معنای آموزش زبان مادری نیست.

    بطحایی: ما در آموزش و پرورش به‌سرعت نیاز به تکوین هستیم، اگر این کار را انجام ندهیم آموزش و پرورش شکست خورده‌ای خواهیم داشت. در گذشته از آموزش زبان مادری به عنوان یک اختلال یاد می‌شد، اما امروز بعید می‌دانم کسی آموزش زبان مادری را یک خطر برای تربیت دانش‌آموز بداند.

    *آقای بهشتی‌نیا، اول مهر که مدارس شروع به کار کنند دانش‌آموزان تجربه متفاوتی نسبت به گذشته دارند، یعنی سپری کردن یک جنگ دوازده روزه، به‌نظرتان تاثیرات این جنگ در سال تحصیلی جدید چگونه خواهد بود؟

    بهشتی‌نیا: برای جنگ همه غافلگیر شدیم، این جنگ روی ثبت‌نام‌ها اثر گذاشت مثلاً اولیا موقع ثبت نام می‌گفتند که اگر جنگ شود پرونده فرزندم را می‌گیرم می‌برم شهرستان و تهران نمی‌مانم. اقدامات آموزش و پرورش باید رنگ و بوی ملی داشته باشد، من در فضای مجازی دیدم که به واژه‌ی جنگ بیشتر می‌پرداختند، قصد داشتن به همدلی برسند، اما از مسیر جنگ و موشک، اما باید در تولیداتشان به واژه ایران بیشتر توجه می‌کردند. احتمالا در سال جدید اولیا و دانش‌آموزان استرس داشته باشند زیاد است، آموزش و پرورش هم می‌تواند سبب کاهش استرس شود، اما من هنوز برنامه مشخصی از طرف آموزش و پرورش ندیدم.

    *یک چیزی که خیلی از اولیا می‌شنویم این است که علیرغم هزینه کردن برای دانش‌آموز، اما به‌دلیل آلودگی هوا و ناترازی مدارس زیاد تعطیل می‌شود، این تعطیلات چه اثری روی آموزش گذاشته است؟

    شاهد دورخیز برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم

    *امسال شاهد کوچ دانش‌آموزان از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی بودیم، خانواده‌ها هم به‌خاطر جنگ احتمالی و هم به دلیل تعطیلاتِ مربوط به ناترازی تصمیم گرفتند دانش‌آموزان را به مدارس دولتی ببرند، این درست است؟

    بهشتی‌نیا: میزان ثبت نام در مدارس غیر دولتی به شدت کاهش پیدا کرده و ثبت نام در مدارس دولتی افزایش پیدا کرده است، این تصور میان خانواده‌ها وجود دارد که اگر قرار هست برای مدرسه فرزندم هزینه کنم و مدرسه تعطیل باشد پس این کار را انجام نمی‌دهم؛ البته که شرایط اقتصادی هم مهم است.

    نیک‌نژاد: در دوره کرونا یک تجربه جهانی اتفاق افتاد، همه جهان به این نتیجه رسیدند که برخلاف برخی قدرت‌های اقتصادی آموزش مجازی اتفاق خوبی نیست چراکه آموزش یک فرآیند انسانی است و ارتباطات انسانی در آن مهم است. حالا همه هشدار می‌دهند آموزش نباید به شکل مجازی باشد، اما متاسفانه ما از امروز درحال دورخیز کردن برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم. برخی فکر می‌کنند آموزش مجازی صرفه‌جویی است، چراکه مثلاً وقتی دانش‌آموز در خانه نشسته است هزینه تحصیل کاهش پیدا می‌کند و این اشتباه است.

    آماری که اعلام می‌کنم برای دوره کرونا است، در سال ۱۳۸۹ حدود ۸۴ درصد خانواده‌ها دسترسی به اینترنت داشتند، یعنی ۱۶ درصد دسترسی نداشتند، این ۱۶ درصد برای جمعیت ما عدد بزرگی می‌شود. ضریب نفوذ اینترنت در سال ۱۳۹۹ در ۱۷ استان کمتر از میانگین کشوری بوده است، یعنی ۱۷ استان دسترسی مناسبی به اینترنت نداشتند مانند استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان، کردستان. حدود ۲۷ درصد از دهک‌های کم درآمد به اینترنت دسترسی نداشتند، حتی میان پردرآمد‌ها هم حدود ۶ درصد به اینترنت دسترسی نداشتند، همه اینها را همراه با اختلال اینترنت کنار هم بگذارید، نشان می‌دهد آموزش نباید مجازی باشد، دانش‌آموزانی که در دوره کرونا دوره ابتدایی بودند هنوز هم خواندن و نوشتن بلد نیستند، این مسئله فقط مخصوص ایران نیست، اما در ایران به شدت زیاد است.

    مهارت عمومی خواندن در دوره کرونا در آلمان یک سوم کاهش پیدا کرد و در آمریکا با کاهش ۳۲ درصدی مواجه شد، تازه این جوامع پرچمدار اینترنت و فناوری هستند نه مانند کشور ما که کلی مشکلات اینترنتی دارد، دوران کرونا نابرابری اجتماعی و آموزشی را به شدت افزایش داد، خانواده‌هایی که پول دارند کمی توانستند به کودکان خودشان کمک کنند، اما بخش زیادی از خانواده‌ها چنین توانایی را ندارند، برای همین دهک‌های پردرآمد دانشگاه‌های خوب را گرفته‌اند. باز هم تکرار می‌کنم همه کارشناسان معتقدند آموزش مجازی آموزش مناسبی نیست.

    مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است

    کاظمی: نظام سیاسی آموزش را به مثابه یک کالا در نظر گرفته است، بنابراین انگار به والدین می‌گوید اگر مایل نیستید فرزندان‌تان در مدارس شلوغ دولتی درس بخوانند هزینه کنید و در مدارس خصوصی ثبت نام کنید تا اموزش با کیفیت ببینید، در واقع از خودش سلب مسئولیت می‌کند و بودجه‌ها را در جای دیگری هزینه می‌کند.

    ما با مفهومی به نام عدالت آموزشی مواجه هستیم، طوری‌که دانش‌آموزان جدا از طبقه، نژاد و جنسیت به آموزش دسترسی داشته باشند، اما متاسفانه در جامعه ما آموزش طبقاتی شده، طوری‌که فرزند خانواده‌های پول‌دار می‌توانند به آموزش خوب دسترسی پیدا کنند، درواقع آموزش و پرورش نابرابری اجتماعی را بازتولید می‌کند، این‌که فرزندان طبقه ثروتمند می‌توانند در رشته‌های پول‌ساز درس بخوانند به نوعی بازتولید وضعیت موجود است، یعنی افراد نتوانند طبقه اجتماعی خودشان را تغییر دهند، درحالی‌که در اصل آموزش و پرورش باید تحرک صعودی طبقه اجتماعی را تسهیل کند. مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است، عدالت فقط عدالت طبقاتی نیست، ما عدالت جنسیتی، قومیتی و ملیتی را هم باید درنظر بگیریم، الان در آموزش و پرورش ایران ما نابرابری جنسیتی را به‌طور آشکار می‌بینیم، در روز‌هایی که موج خشم از مهاجران افغانستانی بالا گرفته ما شاهد حذف آنها از مدارس هستیم و خیلی از مدارس دولتی زیر بار ثبت نام کودکان مهاجران افغانستانی نمی‌روند حتی آنهایی که به صورت قانونی و با مدرک در ایران حضور دارند.

    مسئله دیگر ترک تحصیل دختران است، وقتی دراین‌باره صحبت می‌شود بیشتر مسئولیت این وضعیت را به دوش فرهنگ و خانواده‌ها می‌گذارند، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی درباره علل بازماندگی از تحصیل منتشر کرده است، در این گزارش یا به مشکلات دختران اشاره‌ای نشده و اگر هم اشاره شده آن را متوجه خانواده و فرهنگ کرده است، درحالی‌که نظام سیاسی کودک همسری را به رسمیت می‌شناسد و این خودش یکی از عوامل ترک تحصیل است. یا در مواردی گفته شده به خاطر باور غلط در برخی مناطق اجازه نمی‌دهند که دختران‌شان در دبیرستان مختلط درس بخوانند یا برای درس خواندن به روستای دیگری بروند، این درحالی‌ست که نظام سیاسی بیش از ۴۰ سال هست که سیاست تفکیک جنسیتی را پیش می‌برد، اما حالا که به عدم مراجعه دختران به دبیرستان مختلط می‌رسد می‌گوید مشکل فرهنگی دارند و از فرد روستایی انتظار دارند که دخترش را به مدرسه مختلط بفرستد با این ترفند تقصیر ترک تحصیل دختران را به دوش فرودست‌ترین بخش جامعه می‌اندازند.

    باید به عوامل ترک تحصیل دختران وزن داد، در تهران مردم با ترس و لرز صبح سرکار می‌روند چه‌طور انتظار دارند یک دختر روستایی برای ادامه تحصیل به روستای دیگری برود؟ ارزیابی‌شان از مشکلات طوری هست که انگار به تازگی از کره مریخ آمده‌اند اینجا و با مسائل مواجه شده‌اند.

    از بازنشسته ۸۰ ساله و راننده تاکسی خواسته‌اند برای تدریس به مدرسه برگردد

    *وضعیت کمبود معلم در مدارس چه‌طور است؟

    نیک‌نژاد: نقدی که به دوره آقای روحانی برمی‌گردد تعدیل نیرو بود، آن روز‌ها با یک محاسبه خیلی ساده تعدیل نیرو کردند، درحالی‌که در محاسبات نیروی ستادی نباید محاسبه شود که تعدادشان هم حدود ۳۰۰ هزار نفر است، نیرو‌های مدرسه از ۶۰۰ هزار نفر بیشتر نمی‌شود که از این تعداد بخشی از آنها ناظم و مدیر هم هستند، تعداد معلم‌های ما شاید به ۴۵۰ هزار نفر برسد. با این وضعیت در سال ۱۴۰۰ – ۱۴۰۱ در دوره دبستان به ازای هر معلم ۳۳.۴ دانش‌آموز داشتیم، در سطح جهانی این آمار ۲۳ دانش‌آموز است، همین نسبت برای کشور‌های پر درآمد یک به ۱۸ است. این درحالی‌ست که در استان تهران این نسبت (تعداد دانش اموز به یک معلم) ۴۹.۶۷ دانش‌آموز است، در قم ۴۴.۷۵ و در اصفهان ۴۴.۹۸ دانش آموز است، یعنی ما به شدت با کمبود معلم مواجه هستیم.

    امروز بازنشسته‌ها از سر ناچاری تدریس می‌کنند، سال گذشته برای معلم ۸۰ ساله پیام فرستاده‌اند که سر کار برگردد، اگر هم تدارکی دیده‌اند به این شکل تدارک دیده‌اند، تغییر رسته می‌دهند یعنی به‌کسی‌که راننده تاکسی بوده و ۱۵ سال قبل حق‌التدریس داشته پیام داده‌اند که برگرد و تدریس کن. همین آقای دکتر بطحایی قبلاً مصاحبه کرد و گفت من متاسفم که معلمی که فقط معلمی کند نداریم، حداقل در معلم‌های مرد این شکلی است، یا باید در اسنپ کارکنند یا در بنگاه املاک.

    چند سال گذشته برای جذب معلم آزمون استخدامی برگزار شد، میان مرد‌ها که حدود ۵۰۰ نفر اعلام نیاز کرده بودند فقط ۲۰۰ نفر ثبت نام کردند، یعنی حدود سیصد نفر ثبت نام نکردند، چرا باید این روزگار برای معلمی ایجاد شود که کسی برای معلمی ثبت نام نمی‌کند. کمبود معلم امروز بحران بزرگ آموزش و پرورش است که با روش‌های مختلف دارند جبرانش می‌کنند.

    کاظمی: یکی از ویژگی‌های دولت‌ها در جمهوری اسلامی این است که خود اهالی دولت به خوبی از مشکلات مطلع هستند، حتی گاهی خودشان نقش منتقد و اپوزیسیون را ایفا می‌کنند، اما انگار نمی‌خواهند برای حل مشکلات راهکاری در نظر بگیرند، یا راهکار‌هایی اتخاذ می‌کنند که مناسب نیست، مثلاً برای کمبود معلم در اموزش و پرورش افراد روحانی استخدام می‌کنند، یا مثلاً روی معلم پرورشی تاکید دارند، اما با توجه به آسیب‌های موجود در مدارس مانند سیگار و خودکشی نیاز به استخدام مددکار اجتماعی است.

    درخصوص بازماندگان از تحصیل خود مدارس اصلاً نظارت نمی‌کنند که چه‌کسی ثبت نام کرده یا نکرده، برای این‌که اساساً ثبت نام دانش‌آموز برای‌شان اهمیت ندارد. در جریان گروگانگیری که در شمال کشور اتفاق افتاده بود یک دانش‌آموز ماه‌های زیادی به مدرسه نرفته بود، اما اصلا از طرف مدرسه پیگیری نشده بود که این دانش‌آموز کجا هست، بدتر اینکه خواسته بودند جریمه هم بکنند و شهریه هم بگیرند، انگار هیچ نقشی برای حمایت خودشان از دانش‌آموز قائل نیستند.

  • بازار لوازم تحریر، لاکچری اما کساد

    بازار لوازم تحریر، لاکچری اما کساد

    به گزارش اقتصادران، تصور اینکه زمانی یک بسته ۲۴عددی مدادرنگی یا یک بسته آبرنگ تبدیل به یک کالای لوکس شود، در دهه‌های گذشته یک شوخی نه‌چندان خنده‌دار بود؛ موضوعی که امروزه تبدیل به واقعیت بی‌‌چون و چرای بازار لوازم‌تحریر شده است. لوازم‌تحریر بیش از هرچیز برای مردم و خصوصا کودکان یادآور رنگ و شوق است. بسیاری از دانش‌آموزان به خاطر شوق لوازم‌تحریر جدیدشان به مدرسه می‌روند و گرفتن این شوق از آنها در حقیقت به مثابه دزدیدن بخشی از کودکی‌شان است.

    در سمت دیگر این ماجرا فروشندگانی قرار دارند که ۹ماه از سال را به امید رسیدن مهر و بازار فصلی این دست کالا‌ها سپری می‌کنند. تورم ۵۰درصدی بازار لوازم‌تحریر به تنهایی برای رکود بازار کافی است و عملا بسیاری از فروشندگانی که آینده‌ای برای کسب‌وکار خود نمی‌بینند چاره‌ای جز تغییر کاربری ندارند.

    داستان تکراری گرانی‌ها

    گرانی لوازم‌تحریر دیگر داستان جدیدی نیست و طی چند سال اخیر خانواده‌ها با نگرانی وارد بازار نوشت‌افزار می‌شوند اما امسال وضعیت به‌مراتب سخت‌تر از گذشته شده است. تورم این حوزه در حدود ۴۵ تا ۵۵درصد اعلام شده با این وجود این عدد نسبت به تورم کشور و کالا‌های اساسی به مراتب کمتر است و عملا فروشندگان لوازم‌تحریر از تورم با فاصله زیاد عقب مانده‌اند. از یک سمت بازار به علت تورم در رکود است و از سمت دیگر فروشنده علاوه بر فروش، سود هم ندارد.

    طی سال‌های اخیر به دلیل کاهش اقبال مردم به خرید کتاب، کتابفروشی‌ها حوزه کاری خود را با فروش نوشت‌افزار ادغام کردند تا بتوانند هزینه‌هایشان را تامین کنند اما در چند سال اخیر این روش هم جوابگو نبوده و باوجود اینکه بسیاری از فعالان این حوزه امیدوار بودند با پایان یافتن کرونا وضعیت بهتر شود اما تورم جلوی بهبود اوضاع را گرفت و آن را به مراتب بدتر از پیش کرد. مطابق آمار اتحادیه ناشران بسیاری از این فروشگاه‌ها مجوز خود را باطل می‌کنند و عطای این کسب‌وکار را به لقای آن می‌بخشند.

    فروش کم‌سابقه برای یک صنف فصلی

    اقتصاد کشور در تورم غرق شده و این واقعیت بر کسی پوشیده نیست. حوزه‌ای نمانده که قیمت‌های آن طی ماه‌ها و شاید هفته‌ها تفاوت چشمگیری پیدا نکند. با این حال دلایل رکود و گرانی یا به اصطلاح وضعیت رکود تورمی در بازار لوازم‌تحریر علل پیچیده‌تری نیز دارد.

    محسن گلستانی، رییس اتحادیه صنف فروشندگان نوشت‌افزار و لوازم مهندسی تهران در این‌باره گفت: صنف لوازم‌تحریر صنفی فصلی است که ۱۱ماه از سال کم کار است و همزمان با بازگشایی مدارس یعنی ۱۵شهریور تا ۱۵مهرماه وارد پیک فروش خود می‌شود. در همین ماه است که خرید لوازم‌تحریر توسط دانش‌آموزان اوج می‌گیرد. امسال وضعیت تا حدودی متفاوت بود چرا که زمزمه‌های مجازی شدن مدارس دهان به دهان می‌چرخد و تاثیر خود را می‌گذارد. این شایعات تاکنون به دفعات تکذیب شده اما بر بازار لوازم‌تحریر تاثیر خود را گذاشته است و مردم نسبت به خرید اقلام نوشت‌افزار تردید دارند.

    با نگاهی به تفاوت نرخ ارز از شهریور سال گذشته تا به امسال و همچنین تورم نقطه‌به‌نقطه این مدت دلیل گران شدن لوازم‌تحریر مشخص می‌شود. با این حال فضای رکودی حاکم بر بازار باعث شده است که بسیاری از اقلام که به وفور در بازار وجود دارند اما برایشان مشتری نیست و روی دست فروشنده مانده است، ۱۰ تا ۲۰درصد نسبت به افزایش ۴۰ تا ۵۰درصدی افت قیمت داشته‌اند.

    تخصیص ارز، دشمن شماره یک اصناف

    کمتر حوزه‌ای وجود دارد که سیاست‌های تخصیص ارز به آن صدمات جبرانی‌ناپذیری نزده باشد. گلستانی در این‌باره گفت: در مقابل کالاهایی مانند ماژیک وجود دارند که باید به صورت تازه وارد بازار شوند. متاسفانه بخش عظیمی از این کالاها مدت‌هاست که در گمرکات کشور دپو شده و دلیل آن نیز این است که همکاری وزارت صمت را درخصوص تخصیص ارز نداشتیم. اگر این چالش پیش‌رویمان نبود و این کالاها وارد سیستم توزیع می‌شدند بدون شک بازار، قیمت را به نقطه تعادلی می‌رساند و مردم می‌توانستند این دسته کالاها را با قیمت نازل‌تری تهیه کنند اما عدم تخصیص به موقع ارز از سمت وزارتخانه مانع این مساله شد.

    وی ادامه داد: دو ماه است که درگیر موضوع تخصیص هستیم و بار‌ها اعلام کرده‌ایم که دست‌کم زمینه ترخیص محموله‌های مانده در گمرک را برای جلوگیری از گرانی و کمبود کالا فراهم کنید. دقت داشته باشید که مبلغ کل این ارز نسبت به بسیاری دیگر از کالاها ناچیز است و می‌توان با حدود ۲میلیون دلار ارز، این محموله‌ها را وارد بازار کرد. دستور این موضوع صادر شده است اما تا جایی که می‌بینیم اقدام عملی صورت نگرفته است و از منظر زمان نیز در مضیقه شدیدی هستیم.

    بزرگ‌ترین ملاک نشان دادن رکود بازار، افت قیمتی است که در محصولات بازار می‌بینیم. زمانی که کالا در زمانی که باید اوج بازار باشد نسبت به شش ماه گذشته ۱۰ تا ۲۰درصد افت قیمت دارد. مشخص است که بازار به شدت راکد است و تا اواخر مهر می‌توانیم آمار دقیق افت تقاضا نسبت به سال گذشته را اعلام کنیم.

    بازار‌های مکاره

    گلستانی درباره نمایشگاه‌هایی که بدون مجوز اقدام به فروش لوازم‌تحریر می‌کنند و آسیب چشمگیر آنها به این صنف گفت: در فصل بازگشایی مدارس معمولا بسیاری از افراد سودجو اقدام به برگزاری نمایشگاه‌هایی می‌کنند که با وجود اینکه کالاهایشان هیچ ربطی به نوشت‌افزار ندارد، اقدام به فروش نوشت‌افزار می‌کنند.

  • گرانی بی سابقه در آغاز سال تحصیلی؛ از پاک کن ۴ میلیونی تا جامدادی ۲۵ میلیونی! / مهر امسال چقدر خرج روی دست والدین می گذارد؟

    گرانی بی سابقه در آغاز سال تحصیلی؛ از پاک کن ۴ میلیونی تا جامدادی ۲۵ میلیونی! / مهر امسال چقدر خرج روی دست والدین می گذارد؟

    به گزارش اقتصادران، مهرماه در تقویم رسمی کشور نقطه بازگشت به نظم آموزشی و آغاز فصل یادگیری است، اما در واقعیت برای بسیاری از خانواده‌ها به معنای ورود به فصل جدیدی از هزینه‌ها و برنامه‌ریزی‌های مالی است.

    تهیه کیف، جامدادی، دفتر و سایر اقلام ضروری مدرسه، تنها بخشی از فهرست بلندبالای خرید‌های اول مهر است. این اقلام، اگرچه در ظاهر ساده و روزمره‌اند، اما در مجموع می‌توانند فشار قابل توجهی بر بودجه خانوار وارد کنند؛ به‌ویژه در شرایطی که نوسانات اقتصادی، تورم و تغییرات نرخ ارز بر قیمت کالا‌های مصرفی تأثیر گذاشته‌اند. بسیاری از والدین ناچار هستند میان کیفیت، قیمت و خواسته‌های فرزندانشان تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که گاهی با واقعیت اقتصادی فاصله دارد.

    کیف مدرسه چند؟

    بررسی پلتفرم‌های آنلاین نشان می‌دهد که قیمت کیف مدرسه از ۳۰۰ هزار تومان شروع و تا بیش از ۹ میلیون تومان هم می‌رسد. هرچند که می‌توان پیش‌بینی کرد کوله پشتی ۳۰۰ هزار تومانی کیفیت و استاندارد‌های لازم را ندارد و احتمالا چند ماه بیشتر دوام نیاورد.

    ارزان ترین کیف مدرسه

    گران ترین کیف مدرسه

    قیمت کیف مدرسه

    آنچه از رصد فروشگاه‌های آنلاین به دست می‌آید، این است که قیمت جامدادی در ساده‌ترین حالت خود از ۱۰۰ هزار تومان شروع می‌شود و به قیمت‌های میلیونی می‌رسد. گران‌ترین جامدادی موجود در پلتفرم‌های خرید و فروش آنلاین، ۲۵ میلیون تومان قیمت داشت.

    ارزان ترین جامدادی

    گران ترین جامدادی

    قیمت جامدادی

    قیمت دفتر مشق چند؟

    قیمت دفتر مشق

    قیمت دفتر 200 برگ

    نوشت افزار چند؟

    بررسی‌ها نشان می‌دهد ساده‌ترین مداد ۲۵ هزار تومان به فروش می‌رسد. همچنین قیمت پاک‌کن از ۴۴ هزار تومان شروع و در برخی موارد میلیونی هم می‌شود. به عنوان مثال پاک‌کن فابرکاستل ۴ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان قیمت دارد.

    قیمت مداد

    ارزان ترین پاک کن

    گران ترین پاک کن

     

    رصد بازار در آستانه شروع سال تحصیلی نشان می‌دهد که حداقل قیمت تراش ۲۴ هزار تومان است و قیمت تراش‌های رومیزی از ۱ میلیون تومان هم فراتر می‌رود.

    ارازن ترین تراش مداد

    گران ترین تراش

    اول مهر چه قدر هزینه روی دست خانواده‌ها می‌گذارد؟

    هزینه سال تحصیلی دانش اموزان

    اگر در نظر بگیریم که یک خانواده ۳ میلیون تومان برای کیف و برای یک جامدادی ۵۰۰ هزار تومان کنار بگذارند، هزینه دو قلم کالا برای یک دانش‌آموز ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌شود. حال با احتساب حداقل قیمت برای دو عدد مداد، یک پاک‌کن و تراش ۱۱۸ هزار تومان باید هزینه کرد. اگر از دفتر ۴۰ تا ۲۰۰ برگ هم هرکدام یک عدد خریداری شود، مجموع هزینه آن حدود ۶۳۵ هزار تومان می‌شود؛ بنابراین با احتساب اینکه روپوش مدرسه هم حداقل یک میلیون تومان هزینه بر می‌دارد و قیمت کتب درسی را هم ۱۶۰ هزار تومان در نظر بگیریم، شروع سال تحصیلی برای یک خانواده دست‌کم ۵ میلیون و ۴۱۰ هزار تومان خرج دارد. البته این هزینه ابتدایی است و در طول سال نیاز به خرید مجدد دفتر، مداد و سایر لوازم‌التحریر پیدا می‌شود. همچنین اگر برخی اقلام مانند دفتر نقاشی و مداد رنگی را اضافه کنیم، هزینه از آنچه به دست آمده هم بیشتر می‌شود.

  • گرانی ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی صحت دارد؟

    گرانی ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی صحت دارد؟

    به گزارش اقتصادران، قیمت کتاب‌های درسی هر ساله متناسب با یارانه تخصیصی خرید کاغذ تعیین می‌شود و حداقل هزینه در مقایسه با بازار کتاب و اقلام فرهنگی به‌صورت متمرکز از والدین دانش‌آموزان دریافت می‌گردد؛ بنابراین اعلام افزایش ۱۱۰ درصدی بدون استناد و صرفاً با اشاره به گفت‌و‌گو با فعالان آموزشی، کاملاً مردود بوده و تکذیب می‌شود. لازم به ذکر است که افزایش قیمت در سال تحصیلی پیشِ رو، با رعایت ضوابط و مقررات مربوطه و پس از بررسی‌های کارشناسی به صورت میانگین ۶۰ درصد تعیین شده است.

    وزارت آموزش و پرورش همواره تلاش کرده است تا دسترسی عادلانه تمام دانش‌آموزان ایران اسلامی به کتاب‌های درسی را، صرف‌نظر از وضعیت اقتصادی خانواده‌هایشان، تضمین کند؛ لذا برنامه‌های مختلفی در راستای تحقق عدالت آموزشی از جمله توزیع رایگان کتاب در مناطق محروم از جمله مدارس سیستان و بلوچستان اجرا می‌شود.

    ثبت سفارش کتاب‌های درسی در راستای برنامه‌ریزی بهتر برای توزیع عادلانه و به‌موقع آنها به مدارس و دانش‌آموزان

    ادعای هرگونه فشار بر مدارس برای ثبت‌نام کامل کتاب‌های درسی پیش از موعد مقرر نیز نادرست و بدون استناد است. مطابق قوانین، آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های مربوطه، مدارس موظف هستند ثبت‌نام کتاب‌های درسی را مطابق با بخشنامه ارسالی و با رعایت حقوق دانش‌آموزان انجام دهند. هدف از ثبت سفارش کتاب‌های درسی، برنامه‌ریزی بهتر برای توزیع عادلانه و به‌موقع آنها به مدارس و دانش‌آموزان است و نه ایجاد رقابت ناسالم بین استان‌ها.

    تغییرات محتوای کتاب‌های درسی بر اساس نیاز‌های آموزشی و تربیتی

    تغییرات محتوای کتاب‌های درسی بر اساس نیاز‌های آموزشی و تربیتی و بر اساس نظرات دریافتی از معلمان و دبیران، نظر کارشناسان متخصص، آخرین دستاورد‌های علمی و پژوهشی و در برخی موارد، نیاز‌ها و اقتضائات اجتماعی و پیشنهاد‌های مراکز و نهاد‌های تخصصی و طبق یک فرآیند مشخص و قاعده‌مند انجام می‌شود؛ بنابراین هرگونه ادعای نفوذ مافیای کنکور در این فرآیند، تحت هیچ شرایطی صحت نداشته و اساساً وارد نیست.

    در پایان لازم به ذکر است، برنامه‌ریزی و سیاست رسانه‌ای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بر اطلاع‌رسانی درست، به‌موقع و منطقی متمرکز است؛ لذا انتظار می‌رود اصحاب محترم رسانه نسبت به انتشار مطالب مرتبط، به‌ویژه موضوعات نظام تعلیم و تربیت کشور، توجه به صداقت و واقعیت محتوایی را رعایت نموده و پیش از طرح هرگونه ادعایی، در پی دلایل و مستندات متقن آن برآیند.

  • رفتار سلیقه‌ای مدیران مدارس در ثبت‌نام دانش‌آموزان / دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    رفتار سلیقه‌ای مدیران مدارس در ثبت‌نام دانش‌آموزان / دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    به گزارش اقتصادران، ثبت نام دانش‌آموزان در مدرسه تبدیل به چالش جدید حوزه آموزش شده است، آن‌طورکه از گزارش‌های مردمی به‌گوش می‌رسد روند ثبت نام دو گروه از دانش‌آموزان حالا با موانعی روبه‌رو است، یک گروه آنهایی که قصد دارند برای ادامه تحصیل از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی بروند و گروه دوم آنهایی هستند که از حیث آموزشی وضعیت ضعیفی دارند.

    از مدرسه غیرانتفاعی به دولتی ممنوع!

    «برای ثبت نام پسرم در مدرسه‌ای که نزدیک منزل‌مان هست به مشکل خوردم، وقتی دلیل ثبت نام نشدن فرزندم را از مدیر مدرسه پرسیدم به من گفتند، چون که دوره قبلی مدرسه غیرانتفاعی درس خوانده است.» این جمله برای والدین یک دانش‌آموز است. او به خبرآنلاین می‌گوید: «به من می‌گفتند برو آن مدرسه دیگر ثبت نام کن، درحالی‌که نزدیک‌ترین مدرسه دولتی به خانه‌ی ما همین مدرسه‌ای بود که مدیرش از ثبت نام فرزندم خودداری می‌کرد، جرم فرزند من هم این بود که دوره قبلی را در مدرسه غیرانتفاعی گذرانده بود.»

    او ادامه می‌دهد: «در این شرایط اقتصادی واقعاً پولی نداشتم که ۷۰ میلیون هزینه مدرسه غیرانتفاعی کنم، آیا با این وضعیت فرزندم نباید در یک مدرسه دولتی ادامه تحصیل دهد؟»

    شاید در این میان برخورد سلیقه‌ای مدیران در عدم ثبت نام دانش‌آموزان موثر باشد، پدر این کودک به خبرآنلاین می‌گوید: «من ماجرا را پیگیری کردم، برای ثبت نام فرزندم حتی به بالاترین مدیران آموزش و پرورش در استان مراجعه کردم، از هرکدام دست نوشته‌ای برای ثبت نام فرزندم گرفتم، با این وجود مدیر مدرسه باز هم مخالفت می‌کرد، اما بالاخره قانع به ثبت نام شد.»

    والدین «صدرا» هم با مشکل مشابهی روبه‌رو هستند، فرزند آنها هم به‌دلیلِ انتقال از مدرسه غیرانتفاعی به دولتی با مشکل ثبت نام مواجه شده است، والدینش می‌گویند: «مدیر مدرسه پرونده فرزندمان را نگه داشته و می‌گوید فعلاً از ثبت نام خبری نیست تا این‌که مجوز صادر شود. ما به آموزش و پرورش استان مراجعه کردیم، آنها می‌گویند مدرسه باید ثبت نام را انجام دهد، اما هنوز درگیر اختلاف نظر مدیر مدرسه با مدیران آموزش و پرورش هستیم و تا حالا موفق به ثبت نام فرزندمان در مدرسه نشدیم.»

    دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    با این وجود، اما مواردی از دانش‌آموزان وجود دارند که در مدرسه محل تحصیل سال گذشته خود ثبت‌نام نشده و خانواده آنها در این مسئله دچار مشکل شده‌اند.

    نرگس ملک زاده معلم آموزش و پرورش و کارشناس آموزش، در خصوص حذف و عدم ثبت‌نام دانش‌آموزان ضعیف درسی به خبرآنلاین، می‌گوید: حذف و عدم ثبت نام دانش‌آموز همان اخراج او از مدرسه است و در بحث اخراج مقدمات و مراحل مشخصی دارد و این موارد در آیین‌نامه آمده‌اند.

    او می‌افزاید: بر اساس دستورالعمل‌های موجود باید همه مراحل طی شود و در نهایت تصمیم به اخراج او گرفته شود که البته آن‌هم اخراج نیست و دانش‌آموز به مدرسه دیگری منتقل می‌شود. اگر به عنوان مشکل انضباطی بخواهند دانش‌آموزی را از مدرسه اخراج کنند، مسئولان مربوطه باید مدنظر داشته باشند که تمام مراحل شامل اطلاع به اولیا به عنوان اولین مرحله، تغییر کلاس درسی و اخراج ۳ روزه به عنوان یک هشدار را طی کنند و اگر هیچ‌یک از این مراحل به گرفتن نتیجه قابل قبول منجر نشد، آنوقت تصمیم دیگری مثل تغییر مدرسه دانش‌آموز در این خصوص گرفته می‌شود.

    این معلم و کارشناس آموزشی می‌گوید: بر اساس مواد آیین‌نامه انضباطی مسئولان هیچ مدرسه‌ای اجازه ندارند برای ضعف درسی هیچ دانش‌آموزی را اخراج کنند و اگر چنین مواردی از اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموزان رخ بدهد، تصمیمی است که مدیران به صورت سلیقه‌ای می‌گیرند و فکر می‌کنند حضور این دانش‌آموزان در مدرسه آنها، معلم را اذیت می‌کند. اگر دقت کنید می‌بینید که تصمیم اخراج و عدم ثبت‌نام در مورد دانش‌آموزانی صورت می‌گیرد که به نوعی شیطنت دارند و برای مدرسه دردسرساز هم هستند. مدیر و معلم در طول سال تحصیلی باید گزارش عملکرد و سطح یادگیری دانش‌آموز را به طور منظم به والدین و خانواده او در جلسات دیدار با اولیا یا دیگر روش‌های اطلاع‌رسانی، اطلاع بدهند و اینطور نباشد که در پایان سال و پس از آمدن کارنامه‌ها خانواده را در جریان گذاشته و از اخراج دانش‌آموز حرف بزنند.

    ثبت نام نکردن دانش‌آموزان یک تصمیم سلیقه‌ای است

    ملک‌زاده می‌افزاید: هر موردی از اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموزان که اتفاق می‌افتد، تصمیم سلیقه‌ای مدیر مدرسه بوده و به دلیل نبود نظارت در این موارد است. اگر ادارات مختلف آموزش و پرورش روی ثبت‌نام همه دانش‌آموزان در سایر مدارس نظارت باشند و مدام بر قانون و آیین‌نامه‌هایی که چیز جدیدی نیستند و از قدیم هم وجود داشته‌اند، در این خصوص وجود دارند تاکید شود، هیچ یک از مدیران به خود اجازه نمی‌دهند که در مورد دانش‌آموزانی که به لحاظ درسی ضعیف هستند و اخراج آنها، خودسرانه تصمیم بگیرند.

    این کارشناس آموزش و پرورش می‌گوید: همین دستور وزیر آموزش و پرورش و بخشنامه‌های صادر شده در خصوص عدم اجازه مدیران در ممانعت از ثبت نام دانش‌آموزان ضعیف و وجود نظارت کافی در این خصوص، باعث شده است تا مدیران از اعمال نظر سلیقه‌ای در این موارد خودداری کنند، اما متاسفانه ما در نظارت در این موضوعات ضعیف هستیم.

    ملک‌زاده خاطرنشان می‌کند: در برخی از مدارس غیرانتفاعی حتی اگر دانش‌آموز به لحاظ درسی ضعیف باشد، از ترس اینکه به خانواده خود چیزی نگوید و از آن مدرسه نرود، هیچ مدیری درباره اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموز حرفی نمی‌زنند، اما در مدارس دولتی که پول چندانی پرداخت نمی‌شود از این موارد اخراج و عدم ثبت‌نام وجود دارد.

    او تصریح می‌کند: حتی اگر به دلایل انضباطی بنابر اخراج دانش‌آموزی شود و مشاور نقش خود را به درستی ایفا کند و با خانواده دانش‌آموز ارتباط داشته باشد، دیگر حتی کار به تغییر مدرسه هم نمی‌رسد چه برسد به اخراج دانش‌آموز از مدرسه و در مجموع باید مراحل اولیه به درستی اجرا شود.

  • گرانی ۶۰ درصدی کتاب‌های درسی / لطیفی: ناوگان کاغذسازی کشور نیاز به نوسازی دارد

    گرانی ۶۰ درصدی کتاب‌های درسی / لطیفی: ناوگان کاغذسازی کشور نیاز به نوسازی دارد

    به گزارش اقتصادران، علی لطیفی، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه اصل اعتبارات کاغذ سال گذشته ۱۲۰۰ میلیارد تومان بود گفت: با توجه به افزایش قیمت دلار، امسال عدد اعتبارات به ۱۸۰۰ میلیارد تومان رسید. شاید رشد بودجه‌ای خوبی داشته‌ایم، اما این مبلغ با نیاز تامین کاغذ، فاصله دارد. اگر دلار ۷۰ هزارتومان باشد چیزی حدود ۳۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار کاغذ نیاز است و این یعنی حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان دیگر اعتبار نیاز است که این مبلغ از هزینه پرداختی دانش‌آموزان برای خرید کتاب بدست می‌آید.

    وی با بیان اینکه مبلغی که برای یارانه کاغذ از بودجه دولت گذاشته می‌شود هر چقدر بیشتر باشد سهم خانواده‌ها کمتر خواهد شد افزود: اگر دولت اعتبارات کاغذ را به‌طور کامل بپردازد، خانواده‌ها تنها هزینه چاپ، صحافی و توزیع، را می‌پردازند.

    رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امسال نسبت به سال گذشته قیمت کتاب‌های درسی حدود ۶۰ درصد رشد داشته است ادامه داد: با این وجود بسته‌های کتاب‌های درسی، با قیمت بسیار ارزانتر در مقایسه با قیمت سایر محصولات فرهنگی و نشر در کشور، در اختیار دانش آموزان قرار می‌گیرد.

    لطیفی با بیان اینکه چند سالی است خرید کاغذ در داخل کشور انجام می‌شود، در خصوص خودکفایی در تامین کاغذ گفت: اتفاقی که سال گذشته افتاد، ادامه پیدا نکرد؛ سال گذشته تعهد شرکت این بود که صد در صد کاغذ مورد نیاز را از طریق داخل کشور تامین کند، اما آنچه مورد تعهد شرکت طرف قرارداد بود تا پایان سال محقق نشد و مابقی کاغذ مورد نیاز کتاب‌های درسی از خارج تامین شد.

    وی درباره کیفیت تولید کاغذ داخلی نیز افزود: کیفیت کاغذ در چاپ و صحافی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و برای این امر نیز استاندارد‌هایی وجود دارد و چالش اساسی این است که تولید داخل به آن درجه از مطلوبیت و کیفیت نرسیده است. نگاه ما این است که از این صنعت حمایت و پشتیبانی کنیم، اما از صنعت کاغذ نیز انتظار ارتقای کیفیت و کمیت داریم. نیاز است تجهیزات ناوگان کاغذسازی در کشور نوسازی شود، زیرا تکنولوژی و دستگاه‌های موجود پاسخگوی نیاز‌های فعلی جامعه نشر کشور نیستند.

    رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه کاغذ ایرانی به دلیل ضعف‌هایش هزینه زیادی به همراه داشته است ادامه داد: مصرف کاغذ ایرانی به دلیل باطله بیشتر (پاره شدن و ضایعات کاغذ در حین انجام فرایند چاپ)، مصرف بیشتری نسبت به کاغذ خارجی برای چاپ کتاب به همراه دارد و وقتی در تیراژ، ۱۵۸ میلیون جلد کتاب محاسبه می‌شود خیلی چشمگیر است.

    وی با بیان اینکه تامین کتاب در همه کشور‌ها به دو صورت انجام می‌شود افزود: یا کتاب به مالکیت دانش‌آموز در می‌آید و یا به صورت امانی در اختیار مدرسه قرار می‌گیرد و بین دانش آموزان می‌چرخد. این رفتار دو زیست‌بوم را می‌طلبد و از بابت برنامه درسی، نوع مدرسه و … باید تصمیم جدی گرفته شود.

    رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امسال وزارت نیرو کمک بسیار بزرگی در تامین برق چاپخانه‌ها به جهت چاپ کتاب‌های درسی داشته است گفت: چاپخانه‌ها در سال گذشته با سه روز قطعی برق در هفته مواجه بودند که موجب اختلال در فرایند تولید شد.

    لطیفی با بیان اینکه امسال در شرکت چاپ و نشر ژنراتور وجود دارد گفت: هزینه زیادی برای خرید گازوییل متحمل شده‌ایم تا فعالیت شرکت متوقف نشود و تاخیری صورت نگیرد. برای امسال نهایت تلاش این است که فرایند چاپ سپاری به تاخیر نیفتد، برنامه‌ای طراحی شده که ساعات کاری را به صورت متوازن توزیع کنیم تا به شبکه فشار نیاید و کار نیز نخوابد. امیدواریم با مدیریت مناسب ساعات کاری و حجم دستگاه‌ها این چالش پشت سر گذاشته می‌شود.

    وی با بیان اینکه همه دانش‌آموزان ایرانی و غیر ایرانی که در سامانه سیدا ثبت نام شده‌اند، در ثبت سفارش کتاب‌های درسی مشکلی ندارند و در حال انجام است در خصوص چاپ کتاب‌های بریل عنوان کرد: کتاب بریل توسط سازمان آموزش و پرورش استثنایی چاپ می‌شود. کتاب‌های درسی دانش آموزان دارای معلولیت، توسط سازمان آموزش و پرورش استثنایی تالیف و فرایند چاپ و توزیع آن از طریق سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی انجام می‌شود.

  • آغاز سال تحصیلی جدید / زنگ مدارس به صدا درآمد

    آغاز سال تحصیلی جدید / زنگ مدارس به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، زنگ سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ همزمان با سراسر کشور، توسط معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده نیز در یکی از دبیرستانهای تهران نواخته شد. زهرا بهروزآذر صبح امروز با حضور در دبیرستان دخترانه باهنر تهران، زنگ آغاز سال تحصیلی را نواخت. در سال تحصیلی جدید ۱۶.۵ میلیون دانش آموز  در حدود ۵۶۰ هزار کلاس درس حاضر خواهند شد.

    او با بیان اینکه دوست داشتم در اولین باری که قرار است به عنوان معاون رئیس جمهور زنگ اول مدرسه را به صدا در بیاورند کنار کسانی باشم که تجربه‌های مشترک و خاطرات مشترک با همدیگر داشته‌ایم افزود: به کسانی که مانند من در همین مدرسه درس می‌خوانند می‌گویم شما افرادی هستید که قرار است آینده ایران را بسازید، شما هستید که ایران زیبا، ایرانی که در آن همه انسان‌ها فارغ از زبان، فارغ از نژاد و فارغ از هر نوع محدودیتی بتوانند در شرایطی برابر با همدیگر زیست مسالمت آمیز داشته باشند، به تصویر می‌کشید.

    معاون زنان رئیس جمهور با بیان اینکه می‌خواستم کنار شما باشم تا بگویم قدر روزها را بدانید زیرا این روزهایی که سپری می‌کنید هیچ وقت تکرار نمی‌شود ادامه داد: قدر لحظه لحظه دوستی‌های را که اینجا با همدیگر می‌سازید بدانید و بدانید که این مهمترین سرمایه‌ای است که بعدها از آن استفاده می‌کنید.
    وی اظهار کرد: ممنونم که صبح زودتر از برنامه معمول اینجا آمدید تا کنار همدیگر یک شروع زیبایی داشته باشیم، از آغاز ماه مهر که فقط ماه علم آموزی و شروع زندگی تحصیلی نیست بلکه شروع یک امید جدید برای زندگی خود و برای همه ایرانیانی است که چشمشان به شماست و ایمان دارند که شما قراره است ایران را بسازید.