برچسب: سالمندی

  • قطار سریع السیر «سالمندی» در ایران

    قطار سریع السیر «سالمندی» در ایران

    به گزارش اقتصادران، مراسم امضای تفاهم‌نامه همکاری میان سازمان بهزیستی کشور و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات امروز با حضور سید جواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور، حسین میرزایی رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، معاونان سازمان بهزیستی کشور، مجید فولادیان رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور و جمعی از مسئولان برگزار شد.

    به گزارش ایسنا، در این مراسم، سید جواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به سابقه پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در اجرای پیمایش‌های ملی گفت: پیمایش‌هایی همچون سبک زندگی، سنجش هویت و بررسی آرزو‌های جوانان از جمله مطالعات ارزشمند این پژوهشگاه بوده است و امروز نیز نقطه آغاز اجرای پیمایش ملی سالمندان رقم می‌خورد.

    وی با اشاره به روند تحولات جمعیتی کشور اظهار کرد: بزرگ‌ترین مشکل جامعه‌شناختی کودکان ما آن است که روح کودکی آنان تسخیر شده است. در موج جمعیتی کودکی، امکان کودکی کردن را از کودکان گرفته‌ایم و نظام آموزشی نیز این روند را تشدید کرده و آنان را با شتاب از کودکی به بزرگسالی پرتاب می‌کند اگر به نیاز‌های هر مرحله از زندگی به‌موقع پاسخ ندهیم، مسیر رشد با خلأ مواجه خواهد شد. در انتهای این زنجیره زندگی یعنی دوران سالمندی اکنون در حال ورود به سالمندی مخاطره‌آمیز هستیم بر اساس پیش‌بینی‌ها در سال ۱۴۳۰ ایران به کشوری شدیداً سالخورده تبدیل خواهد شد.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور توضیح داد: کشور شدیداً سالخورده کشوری است که بیش از ۲۷ درصد جمعیت آن را افراد ۶۰ سال و بالاتر تشکیل دهند. در سال ۱۴۳۰ حدود ۳۱ درصد جمعیت ایران در این گروه سنی قرار خواهند گرفت و ایران سریع‌ترین کشور جهان در حرکت به سمت سالمندی است.

    سالمندی هنوز به مسئله‌ای ملی تبدیل نشده است

    حسینی با تأکید بر اینکه سالمندی هنوز به مسئله‌ای ملی در کشور تبدیل نشده است، گفت: در حوزه‌هایی مانند سلامت، بیمه، اقتصاد و به‌ویژه اقتصاد مراقبتی آمادگی کافی نداریم. اقتصاد امروز شامل سه بخش اقتصاد دیجیتال، اقتصاد سبز و اقتصاد مراقبتی است. اقتصاد مراقبتی که مشاغل و فعالیت‌های مرتبط با سالمندان را در بر می‌گیرد، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد: برای حرکت از سالمندی مخاطره‌آمیز به سمت سالمندی سالم، نخستین گام شناخت دقیق این پدیده است شناختی که هنوز به طور کامل در اختیار نداریم. در حوزه معلولیت، داده‌ها و اطلاعات دقیق‌تری در اختیار داریم، اما در حوزه سالمندی همچنان نیازمند مطالعات جامع هستیم این تفاهم‌نامه زمینه اجرای پیمایش ملی سالمندان را فراهم می‌کند هرچند در کنار آن به پژوهش‌های سریع و کاربردی نیز نیاز داریم.

    حسینی گفت: برای دستیابی به این هدف چهار راهبرد اساسی دنبال می‌شود. نخستین راهبرد، دانش‌بنیان بودن فعالیت‌هاست. دومین راهبرد، اجتماعی‌سازی سازمان است تصور عمومی این است که بهزیستی صرفاً متولی نگهداری افراد دارای معلولیت است در حالی که این سازمان خدمات گسترده‌ای از پیش از تولد تا پایان زندگی به مردم ارائه می‌دهد. خدمات ژنتیک، پیشگیری از معلولیت، حمایت از زنان سرپرست خانوار، خدمات توانبخشی، کاهش آسیب‌های اجتماعی و حمایت از سالمندان تنها بخشی از مأموریت‌های سازمان بهزیستی است.

    رییس سازمان بهزیستی گفت: دولت‌ها به تنهایی نمی‌توانند همه مأموریت‌ها را با کفایت و کیفیت مطلوب انجام دهند هر چه سازمان اجتماعی‌تر شود، ارتباط آن با مردم افزایش یافته، مشروعیت بیشتری کسب می‌کند و مشارکت مردمی نیز توسعه می‌یابد. به عنوان نمونه در جریان جنگ ۴۰ روزه سازمان بهزیستی ۴۶ هزار محتوا تولید کرد، ۳۰۶ هزار مشاوره ارائه داد و مشارکت مردم با این سازمان ۴۰۰ درصد افزایش یافت.

    حسینی اظهار کرد: ایجاد امید در جامعه از مسیر روایت موفقیت‌ها و دستاورد‌ها امکان‌پذیر است. یکی از خطا‌های راهبردی در حوزه رسانه آن است که گمان می‌شود تنها باید روایت رنج و مشکلات را منعکس کرد البته این نیز بخشی از رسالت رسانه است، اما اگر دستاورد‌ها بازگو نشوند، خدمات مدیران و دستگاه‌ها دیده نخواهد شد و امید اجتماعی آسیب می‌بیند. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات می‌تواند در تولید و انتشار داده‌ها و همچنین اجتماعی‌سازی سازمان بهزیستی نقش مؤثری ایفا کند.

    وی راهبرد سوم سازمان را مشارکت‌جویی و راهبرد چهارم را محله‌محوری عنوان کرد و گفت: اجرای این راهبرد‌ها نیازمند داده‌های اجتماعی دقیق و بانک اطلاعاتی دارایی‌های محله‌ای است تا بتوانیم برنامه‌ریزی مؤثرتری داشته باشیم.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: در کشور ۵ هزار و ۵۰۰ فرد دارای معلولیت جزو نخبگان کشور هستند. در استان‌ها خانه‌های هنرمندان دارای معلولیت و فعالان حوزه معلولیت ایجاد شده است و امسال این طرح در پنج استان دیگر نیز اجرا خواهد شد.

    در ادامه این مراسم، حسین میرزایی رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، سازمان بهزیستی را یکی از مهم‌ترین نهاد‌های کشور دانست و گفت: سازمان بهزیستی تنها متولی خدمات به گروه‌های خاص نیست بلکه سازمانی متعلق به همه مردم و شهروندان کشور است. هرچند به دلایل حمایتی تمرکز بیشتری بر گروه‌هایی همچون افراد دارای معلولیت و سالمندان وجود دارد، اما خدمات این سازمان محدود به این گروه‌ها نیست.

    میرزایی با تأکید بر نقش علوم اجتماعی در ارتقای کیفیت زندگی گفت: سلامت اجتماعی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های میان‌رشته‌ای است که با همکاری علوم اجتماعی، پزشکی و مدیریت دنبال می‌شود. برای بهبود شرایط کشور، شایسته‌سالاری، دانش تخصصی و تجربه اجرایی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. حضور جامعه‌شناسان در سازمان بهزیستی فرصتی کم‌نظیر برای تقویت نقش علوم اجتماعی در ساختار اجرایی کشور است.

    فرصت ۲۰ ساله برای مقابله با بحران سالمندی

    رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با اشاره به روند سالمندی جمعیت اظهار کرد: از سال ۱۴۲۵ وارد مرحله بحرانی سالمندی خواهیم شد. اکنون جامعه ایران وارد دوره سالمندی شده، اما حدود ۲۰ سال فرصت داریم تا با سیاست‌گذاری‌های مناسب برای مدیریت این پدیده اقدام کنیم. شورای ملی سالمندان باید نقش مؤثری در سیاست‌گذاری ایفا کند تا دستگاه‌های اجرایی بدانند چه مسئولیت‌هایی در این حوزه بر عهده دارند.

    در بخش دیگری از این مراسم، سید حسن موسوی چلک معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات همواره مطالعات اثرگذاری در حوزه‌هایی مانند ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان و بی‌تفاوتی اجتماعی انجام داده است. هیچ سازمان اجتماعی به اندازه سازمان بهزیستی داده در اختیار ندارد و همکاری با پژوهشگاه می‌تواند منجر به تولید خدمات و دستاورد‌های ارزشمندی شود که آثار آن به‌زودی قابل مشاهده خواهد بود.

    براساس گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، وی همچنین خواستار بهره‌گیری از داده‌ها و پژوهش‌های موجود در پژوهشگاه برای تقویت سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های سازمان بهزیستی شد.

  • ایران به کشوری سالمند تبدیل شد / بحران سالمندی بیخ گوش صندوق‌های بازنشستگی

    ایران به کشوری سالمند تبدیل شد / بحران سالمندی بیخ گوش صندوق‌های بازنشستگی

    به گزارش اقتصادران، مجید فولادیان با اشاره به افزایش سریع جمعیت سالمند ایران، تأکید کرد که بدون سیاست‌گذاری هوشمندانه و داده‌های دقیق، صندوق‌های بازنشستگی در سال‌های آینده با بحران روبه‌رو خواهند شد. او از راه‌اندازی بانک اطلاعاتی ملی سالمندان برای برنامه‌ریزی دقیق و اصلاح نظام هماهنگی ۱۸ دستگاه زیر نظر شورای ملی سالمندان خبر داد و بر ضرورت همراهی مجلس و نهاد‌های اجرایی تأکید کرد.

    فولادیان با بیان اینکه حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور هم‌اکنون سالمند هستند، افزود: از سال ۱۴۱۰ وارد نقطه عطف جمعیتی می‌شویم؛ نقطه‌ای که جمعیت سالمند و جمعیت جوان کشور با یکدیگر برابر می‌شوند و پس از آن، جمعیت سالمندان با شتابی بالا افزایش و جمعیت جوان به سرعت کاهش پیدا می‌کند.

    وی با اشاره به متولدین دهه ۶۰ تصریح کرد: جمعیتی که روزی به‌عنوان «فرصت» شناخته می‌شد، از بدو تولد با بحران‌های متوالی از بهداشت و آموزش گرفته تا اشتغال، مسکن و معیشت مواجه بوده و اکنون در آستانه ورود به بحران سالمندی قرار دارد.

    بحران صندوق‌های بازنشستگی با سالمندی

    رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با ترسیم سناریوی بدبینانه سالمندی در ایران گفت: در صورت نبود سیاست‌گذاری به‌موقع، صندوق‌های بازنشستگی با بحران جدی و حتی ورشکستگی مواجه می‌شوند و پرداخت مستمری سالمندان در سال‌های آینده با چالش اساسی روبه‌رو خواهد شد؛ مسئله‌ای که می‌تواند فقر سالمندی را به بحرانی فراگیر تبدیل کند.

    وی ادامه داد: برآورد‌ها نشان می‌دهد تا سال ۱۴۲۰، بیش از ۲۵ درصد جمعیت سالمند کشور زیر خط فقر مطلق قرار خواهند گرفت؛ رقمی که تبعات اجتماعی، اقتصادی و انسانی بسیار سنگینی به همراه دارد و با بحران‌هایی مانند مسکن، تنهایی، انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی سالمندان همراه خواهد شد.

    فولادیان با تأکید بر پیوستگی بحران‌ها در حوزه سالمندی اظهار کرد: سالمندی یک مسئله تک‌بعدی نیست و زنجیره‌ای از بحران‌ها را به دنبال دارد؛ هر اختلالی در نظام بازنشستگی، معیشت یا خدمات اجتماعی، مستقیماً بحران‌های بعدی را تشدید می‌کند.

    وی یکی از چالش‌های جدی کشور را نبود داده‌های دقیق و به‌روز درباره سالمندان دانست و گفت: در حال حاضر نظام اطلاعاتی روزآمدی درباره پراکندگی، وضعیت معیشتی، سلامت و زیرساخت‌های مرتبط با سالمندان وجود ندارد و بدون داده، امکان سیاست‌گذاری مؤثر وجود نخواهد داشت.

    رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور از راه‌اندازی نظام جامع پایش وضعیت سالمندان خبر داد و افزود: در حال سامان‌دهی بانک اطلاعاتی ملی سالمندان هستیم تا بر اساس داده‌های دقیق، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی انجام شود. در حال حاضر ۱۸ دستگاه ذیل دبیرخانه شورای ملی سالمندان فعالیت دارند، اما با همپوشانی و گسست در اجرا مواجه‌ایم که باید اصلاح شود.

    فولادیان با اشاره به رویکرد دولت چهاردهم گفت: خوشبختانه دولت و شخص رئیس‌جمهور و معاون اول رئیس‌جمهور نسبت به مسئله سالمندی حساس شده‌اند و این موضوع به‌صورت جدی در دستور کار قرار گرفته است.

    به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور، وی در پایان تأکید کرد: بحران سالمندی برخلاف تورم یا تحریم، مسئله‌ای نیست که به‌خودی خود حل شود؛ تنها راه مواجهه با آن، سیاست‌گذاری هوشمندانه، برنامه‌ریزی بلندمدت و استفاده از فرصت‌های امروز است و این مسیر بدون همراهی مجلس شورای اسلامی و همه نهاد‌های اجرایی ممکن نخواهد بود.

  • افزایش شوکه کننده تجرد قطعی در ایران / زنان دیگر ازدواج را الزامی نمی‌دانند

    افزایش شوکه کننده تجرد قطعی در ایران / زنان دیگر ازدواج را الزامی نمی‌دانند

    به گزارش اقتصادران، تجرد قطعی در ایران از ۱.۱ درصد زنان ۵۰ ساله در سال ۱۳۶۵ به ۷.۷ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. دلایل اصلی شامل تحصیل و اشتغال زنان، افزایش سن ازدواج، مشکلات اقتصادی و تغییر نگرش‌های فرهنگی است. پیامدهای این روند کاهش نرخ باروری، سالمندی سریع جمعیت و فشار بر نظام اقتصادی و رفاه اجتماعی است. به دنبال این تحولات، نهاد خانواده در ایران نیز نیازمند بازتعریف و توجه به انواع جدید خانواده‌های تک‌نفره و بدون فرزند است.

    چرا آمار تجرد قطعی در کشور افزایش چشمگیر داشته است؟

    آمار تجرد قطعی در ایران طی ۴ دهه اخیر حدود ۷ برابر شده و این افزایش عمدتاً در میان زنان مشاهده می‌شود. دلایل اصلی این امر شامل تغییر نگرش‌های فرهنگی، مشکلات اقتصادی، و افزایش سن ازدواج است. در واقع، برای زنان، اولویت‌های فعلی بیشتر تحصیل، سپس اشتغال و بعد ازدواج است. بر اساس تحقیقات، اولویت اول تحصیل، اولویت دوم اشتغال و اولویت سوم ازدواج است، بنابراین آمار تجرد قطعی در میان زنان نیز بالاست.

    اگر بخواهیم تعریفی از تجرد قطعی ارائه دهیم، تجرد قطعی به فردی (زن یا مرد) اطلاق می‌شود که تا سن ۵۰ سالگی ازدواج نکرده باشد. بر اساس تحقیقات، در سال ۱۳۶۵ تنها ۱.۱ درصد از زنان ۵۰ ساله ازدواج نکرده بودند، اما در سال ۱۴۰۲ این رقم به ۷.۷ درصد رسیده که نشان‌دهنده رشد هفت برابری است. دلیل تمرکز بیشتر آمار بر زنان این است که داده‌های رسمی بیشتر وضعیت زنان را بررسی کرده‌اند، زیرا سن باروری و ازدواج تأثیر مستقیمی بر ساختار جمعیت در ایران دارد. متوسط سن ازدواج زنان ایرانی به حدود ۲۴.۵ سال رسیده و در تهران نزدیک به ۳۰ سال است. همچنین، تأخیر در فرزندآوری نیز موضوع دیگری است، به‌طوری‌که فاصله ازدواج تا تولد فرزند اول حدود چهار و نیم سال و فاصله بین فرزند اول تا دوم حدود شش سال شده است.

    زنان دیگر ازدواج را الزامی نمی‌دانند

    به نظر می‌رسد که یک عامل دیگر که می‌تواند مهم باشد، نگرش‌های فردگرایانه است. زنان بیشتر از گذشته به تحصیل، اشتغال و استقلال فردی اهمیت می‌دهند و دیگر ازدواج را الزامی نمی‌دانند. این به نظر می‌رسد که یک تغییر الگو در نگرش آن‌ها در مورد تشکیل خانواده و فرزندآوری به وقوع پیوسته است. اگر بخواهیم عوامل کلیدی افزایش تجرد قطعی را نام ببریم، می‌توان به مشکلات اقتصادی مانند هزینه‌های بالای مسکن، اشتغال یا معیشت اشاره کرد که خود مانع ازدواج می‌شود. همچنین، تحصیلات و اشتغال زنان تحصیل‌کرده باعث می‌شود که آن‌ها بیشتر به دنبال جایگاه شغلی باشند و ازدواج را به تأخیر بیندازند. تغییر سبک زندگی و کمرنگ شدن زندگی چندنسلی به همراه تأکید بیشتر بر استقلال فردی نیز از دیگر عوامل تأثیرگذار است.

    روند جهانی تجرد قطعی و کاهش ازدواج و فرزندآوری در بسیاری از کشورها مشاهده می‌شود و ایران نیز در این مسیر قرار دارد. اگر بخواهیم به پیامدهای اجتماعی و جمعیتی این موضوع اشاره کنیم، کاهش نرخ باروری را می‌توان مثال زد؛ یعنی از متوسط ۶.۸ فرزند برای هر زن در دهه ۶۰ به کمتر از ۱.۵ فرزند در سال ۱۴۰۳ رسیده است.

    افزایش تجرد قطعی در کشور چه پیامدهایی به دنبال خواهد داشت؟

    وضعیت فعلی نه تنها ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه آینده جمعیت کشور را نیز با چالش‌های جدی مانند کاهش نیروی کار جوان و افزایش هزینه‌های سالمندی روبرو می‌کند. این بحران می‌تواند بر رویکرد نهاد خانواده در ایران تأثیرات عمیقی بگذارد. اگر بخواهیم این موضوع را با یک نگاه جدید بررسی کنیم، به وضوح می‌توان گفت که آمار قابل توجه تجرد قطعی در کشور زنگ خطری برای وقوع یک بحران بزرگ به شمار می‌آید. پیامدهای این روند شامل کاهش شدید نرخ باروری، سالمندی سریع جمعیت و فشار سنگین بر نظام اقتصادی و رفاه اجتماعی کشور است.

    تجرد قطعی در ایران نشان‌دهنده یک بحران جمعیتی و اجتماعی است

    افزایش حق برابری و تجرد قطعی در ایران نشان‌دهنده یک بحران جمعیتی و اجتماعی است که نیاز به توجه جدی دارد. این بحران می‌تواند به عدم تعادل در بازار کار، کاهش رشد اقتصادی و افزایش هزینه‌های اجتماعی منجر شود. بنابراین، مقابله با این وضعیت نیازمند اقدامات اساسی و برنامه‌ریزی دقیق از سوی مسئولان و جامعه است تا بتوانند این چالش‌ها را مدیریت کنند.

    متأسفانه به نظر می‌رسد که سیاست‌گذاران در این راستا برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مؤثری در سطوح کلان، میانه و خرد نداشته‌اند یا اگر هم داشته‌اند، ناکافی بوده است. نگاه جدید به بحران تجرد قطعی نشان می‌دهد که این موضوع می‌تواند به دلایلی به بحران تبدیل شود. کاهش ازدواج حتماً به کاهش فرزندآوری منجر خواهد شد و افزایش تجرد قطعی. جالب اینجاست که برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران، تعداد تولدها به زیر یک میلیون نفر در سال کاهش یافته است.

    اگر بخواهیم به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این وضعیت نگاهی بیندازیم، باید توجه کنیم که ایران با سرعتی فراتر از پیش‌بینی‌ها در حال وارد شدن به مرحله سالمندی است. این موضوع فشار سنگینی بر نظام بازنشستگی و سیستم سلامت ایجاد می‌کند. یکی از پیامدهای عمده این وضعیت، سالمندی جمعیت است.

    علاوه بر این، کاهش جمعیت جوان به معنای کمبود نیروی کار فعال است و به از دست رفتن فرصت تاریخی برای توسعه اقتصادی منجر می‌شود. به طور کلی، باید درک کنیم که این بحران تجرد قطعی نه تنها به بُعد اجتماعی و خانوادگی مربوط می‌شود، بلکه تأثیرات عمیقی بر اقتصاد و تنوع نیروی کار کشور خواهد داشت. در نتیجه، توجه به این چالش‌ها و نیاز به برنامه‌ریزی مؤثر در این راستا ضروری است.

    آیا افزایش تجرد قطعی می‌تواند به مفهوم و بنیان خانواده در جامعه ایرانی آسیب وارد کند؟

    استقلال فردی جایگزین ازدواج  شده است

    نکته دیگر این است که ازدواج دیگر تنها مسیر پذیرفته شده برای زنان و مردان نیست و تحصیلات، اشتغال و استقلال فردی نیز به نوعی جایگزین شده‌اند. در گذشته، حتی بدون آن‌که فرد شغلی داشته باشد یا مسکن داشته باشد، ازدواج صورت می‌گرفت و خانواده‌ها به عنوان سرمایه اجتماعی به کمک فرزندان می‌آمدند. اما امروز انتظارات اقتصادی و توقعات فزاینده در بین دختران و پسران به‌طور چشمگیری افزایش یافته و این انتظارات اقتصادی و اجتماعی مانع ازدواج شده است.»

    وضعیت در آینده چه خواهد شد؟

    ما باید به گونه‌ای مکمل در آینده‌نگری داشته باشیم. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ایران در دهه‌های آینده با مسائلی مانند افزایش جمعیت سالمند، کاهش شدید نیروی کار و فشار سنگین بر نظام رفاهی روبه‌رو خواهد شد. همچنین، بسته شدن پنجره جمعیتی که در واقع دوره طلایی با بیشترین جمعیت جوانان است، به معنای از دست رفتن یک فرصت تاریخی برای توسعه پایدار خواهد بود. به همین دلیل، افزایش تجرد قطعی در ایران تنها یک چالش جمعیتی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی و اقتصادی است. این بحران آینده کشور را در سه سطح تهدید می‌کند: اول، جمعیت‌شناختی، مانند کاهش باروری و سالمندی سریع؛ دوم، اقتصادی، شامل افت نیروی کار و فشار بر نظام بازنشستگی؛ و سوم فرهنگی، که شامل تغییر ارزش‌ها و سبک زندگی و کاهش نقش خانواده سنتی و پیدایش گونه‌های مختلف خانواده در ایران می‌شود.

    تجرد قطعی  در جامعه ایرانی یک بحران است یا یک انتخاب؟

    واقعیت این است که ما می‌توانیم تجرد قطعی را از دو نگاه متفاوت بررسی کنیم: یک‌بار به عنوان یک انتخاب و بار دیگر به عنوان یک بحران. در هر دو مورد لازم است توضیحات لازم را ارائه دهم.بسیاری از زنان و مردان امروزی ازدواج نکرده و این تصمیم را به‌صورت آگاهانه اتخاذ کرده‌اند. اگر تجرد قطعی را به عنوان یک انتخاب در نظر بگیریم، باید بگوییم که دلایل متعددی وجود دارد که تحت این عنوان قرار می‌گیرند. تمرکز بر تحصیل، شغل، استقلال فردی یا انتخاب سبک زندگی متفاوت در جوامع مدرن از جمله این دلایل است. وقتی که به بررسی تجرد قطعی می‌پردازیم، الزاما به معنای یک مشکل یا بحران نیست، بلکه بیشتر نشانه‌ای از تنوع در الگوهای زندگی است.

    ازدواج نکردن در سطح جهانی پذیرفته شده است

    حال اگر بخواهیم تجرد قطعی را به‌عنوان یک بحران در نظر بگیریم، باید گفت که در ایران، تجرد قطعی به دلیل پیامدهای جمعیتی و اقتصادی به‌عنوان یک بحران مطرح می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که نرخ تجرد قطعی زنان ۵۰ ساله از ۱.۱ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۷.۷ درصد در سال ۱۴۰۱ رسیده است. این روند همراه با کاهش شدید نرخ باروری و کاهش ازدواج‌ها که به آن اشاره کردیم، به نظر می‌رسد زمینه‌ساز یک بحران در آینده خانواده و جامعه ایران باشد.

    در سطح فردی، تجرد قطعی می‌تواند یک انتخاب آزاد و محترم باشد، اما وقتی این انتخاب شامل درصد زیادی از جامعه می‌شود و به یک روند گسترده تبدیل می‌گردد، قطعاً پیامدهای آن می‌تواند به شکل یک بحران اجتماعی و اقتصادی خود را نشان دهد. بنابراین، تجرد قطعی همزمان می‌تواند یک انتخاب فردی باشد و در عین حال یک بحران جمعیتی نیز محسوب شود.

    با افزایش تجرد قطعی در کشور، باید چه بازنگری در نگاه به بازتعریف مفهوم خانواده داشته باشیم؟

    با افزایش تجرد در کشور چه بازنگری در نگاه به بازتعریف مفهوم خانواده باید داشته باشیم، با افزایش تجرد قطعی در ایران، مفهوم خانواده دیگر محدود به والدین و فرزندان نیست و باید به‌طور جدیدی تعریف شود. به‌عنوان مثال، خانواده می‌تواند شامل ساختارهای جدیدی مانند خانواده‌های تک‌نفره یا زوج‌های بدون فرزند باشد که حیوانات خانگی را به‌عنوان جایگزین فرزندان خود تلقی می‌کنند.

    این تغییر نیازمند سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و اجتماعی است که هم انتخاب‌های فردی انسان‌ها را به رسمیت بشناسد و هم شبکه‌های حمایتی جدیدی را ایجاد کند. این سیاست‌گذاری‌ها باید در بستر حمایت‌های اجتماعی از نهاد خانواده تعریف شود. ضرورت بازتعریف خانواده به‌خاطر وجود سه مسئله مهم مطرح است.

    نخست، به افزایش تجرد قطعی اشاره کردیم؛ دوم، تحولات سبک زندگی، مانند شهرنشینی و افزایش تحصیلات و اشتغال زنان، که منجر به جایگزینی خانواده‌های هسته‌ای به جای خانواده‌های چندنسلی شده و حتی به ظهور خانواده‌های تک‌والد انجامیده است. سوم، ظهور ساختارهای جدید خانواده، مانند خانواده‌های تک‌نفره و زوج‌های بدون فرزند که حیوانات خانگی را به‌عنوان جایگزین فرزندان خود انتخاب می‌کنند. این پدیده در بسیاری از نقاط دنیا به رسمیت شناخته شده و باید در ایران نیز به این مقوله توجه جدی شود.

    اگر بخواهیم در بحث بازتعریف نهاد خانواده دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌توانیم از چهار بعد مختلف این مسأله را بررسی کنیم: بعد فرهنگی، بعد اجتماعی و بعد اقتصادی و  به لحاظ بعد فرهنگی، خانواده دیگر تنها محل بازتولید سنت‌ها نیست، بلکه به عنوان یک نهاد بازتابی، به قول گیدنز، دیده می‌شود که هر لحظه در حال بازنگری است. خانواده در واقع در میان سنت و مدرنیته در حال گفتگو است. ارزش‌های سنتی مانند احترام به بزرگ‌ترها و همبستگی اجتماعی باید با آزادی‌های فردی و سبک‌های جدید زندگی تلفیق شوند. در زمان‌های گذشته، احترام به بزرگ‌ترها واقعاً یک ارزش درونی بوده، اما امروزه در نسل‌های جدید این ارزش کمرنگ‌تر شده است.

    به لحاظ بعد اجتماعی، خانواده همچنان به عنوان پایگاه عاطفی اعضا باقی می‌ماند و این نهاد باید به‌عنوان یک شبکه حمایتی عمل کند. اما حمایت باید برای افراد مجرد و خانواده‌های غیرسنتی نیز فراهم شود. در حال حاضر، ما در خانواده‌های ایرانی شاهد فرزندانی هستیم که بالای ۴۰ یا ۵۰ سال سن دارند و ازدواج نکرده‌اند. این خانواده‌ها برای آن‌ها یک پناهگاه عاطفی و شبکه حمایتی به شمار می‌رود.

    به نظر من، وقت آن فرارسیده که نگاه صیانت به خانواده‌های سنتی فراتر برود و به توانمندسازی ساختارهای جدید خانواده توجه بیشتری شود. زیرا ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، گونه‌های دیگری از خانواده در حال ظهور هستند. به‌جای آنکه جلوی این گونه‌ها را بگیریم یا اجازه ندهیم که کسی برای آن‌ها طرحی ارائه دهد، بیاییم کمک کنیم تا این خانواده‌ها توانمند شوند.

    در بستر اقتصادی، با افزایش تجرد و کاهش ازدواج‌ها، حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی برای افراد مجرد نیز ضروری است. خدماتی مانند بیمه مسکن و خدمات رفاهی می‌تواند به افراد مجرد کمک کند. اگر شرایط مهیا شود، می‌توانیم با افراد مجرد درباره مسائل و مشکلاتشان صحبت کنیم. اما بعید می‌دانم که این اتفاق به‌راحتی بیفتد، زیرا یکی از دلایل اصلی تغییر نگرش‌ها در دختران و پسران ایرانی به‌ویژه خانواده‌های تک‌والد و بدون فرزند است؛ برای مثال، مادری که با فرزندش پس از طلاق زندگی می‌کند یا زوج‌هایی که بدون فرزند به زندگی ادامه می‌دهند.

    اینها نیز نیازمند سیاست‌های حمایتی خاصی در سیاست‌گذاری هستند. اگر بخواهم یک جمع‌بندی از بحث امروز داشته باشم، باید بگویم که خانواده امروز در ایران دچار بازنگری و بازاندیشی شده است. گونه‌های مختلف خانواده در ایران متولد شده‌اند، همچون خانواده‌های تک‌والد، بدون فرزند، خانواده‌های شبکه‌ای و سایر گونه‌های خانواده‌هایی که در بستر ازدواج سفید وجود دارند.

    اگر بخواهیم یک مقایسه بین ساختار خانواده را در گذشته، به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ و امروز انجام دهیم، باید بگوییم که در آن زمان ساختار خانواده گسترده‌تری بود و نقش‌ها به‌شکلی واضح تقسیم شده بود؛ مرد نان‌آور و زن خانه‌دار بود. ارزش‌های سنتی مانند احترام به بزرگ‌ترها و تولید سنت و نسل در خانواده‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مورد تأکید قرار داشت. اما امروز، یعنی از دهه ۱۴۰۰ به بعد، ساختار خانواده به سمت هسته‌ای شدن و تک‌نفره شدن پیش می‌رود و نقش‌ها نیز متنوع می شود.

    ارزش‌ها مانند فردگرایی، انتخاب آزاد و سیالیت در نهاد خانواده، همچنان کارکرد خود را به‌عنوان یک پناهگاه عاطفی و شبکه حمایتی برای اعضا حفظ کرده‌اند. افزایش تجرد در ایران نشان می‌دهد که خانواده باید بازتعریف شود. قطعاً خانواده از یک نهاد سنتی به یک نهاد انعطاف‌پذیر و متنوع تبدیل خواهد شد. این تغییر باید از تمرکز بر ضرورت ازدواج و فرزندآوری به تمرکز بر شبکه‌های حمایتی و عاطفی منتقل شود.

    به‌علاوه، باید نگاه کنترل‌گرایانه‌ای که تأکید دارد که حتماً دختران و پسران باید ازدواج کنند، به یک نگاه توانمندساز و پذیرنده انتخاب‌ها تبدیل شود. نکته آخر این است که علی‌رغم تمامی فراز و نشیب‌ها و بازاندیشی‌ها و بازنگری‌هایی که در درون این نهاد وجود دارد، خانواده همچنان پایدار و استوار خواهد ماند، اما به‌طور حتم گونه‌های مختلف خانواده نیز پا به عرصه وجود خواهند گذاشت.

    این موضوع نیازمند کار پژوهشی در بستر آینده‌نگری نهاد خانواده در ایران است، به‌ویژه با توجه به اینکه امروزه ما با پدیده‌ای به نام خانواده رسانه‌ای روبرو هستیم. خانواده رسانه‌ای به معنای قرار گرفتن خانواده در شبکه‌های فضای مجازی است که پیامدهای خاصی را به دنبال می‌آورد. این پدیده یکی از بحث‌های جدی است که تأثیر زیادی بر تنوع خانواده‌ها دارد و می‌تواند الگوهای جدیدی از رابطه‌ها و ساختارهای خانوادگی را شکل دهد.

    با توجه به تغییرات سریع در رسانه‌ها و فضای مجازی، پژوهش در این زمینه می‌تواند به درک عمیق‌تری از تأثیرات بر نهاد خانواده و چگونگی سازگاری و تحول آن کمک کند. همچنین، بررسی این موضوع می‌تواند به سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اجتماعی کمک کند تا به نحو مؤثری بر چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌رو در زمینه خانواده و رسانه‌ها پاسخ دهند.

  • تا سال ۱۴۲۰، ایران به جمع کشور‌های شدیدا سالخورده وارد می‌شود

    تا سال ۱۴۲۰، ایران به جمع کشور‌های شدیدا سالخورده وارد می‌شود

    به گزارش اقتصادران، رییس سازمان بهزیستی کشور، با اشاره به رشد سریع جمعیت سالمندان گفت ایران در آستانه ورود به مرحله «سالخوردگی شدید» قرار دارد و تا سال ۱۴۲۰ بیش از یک‌سوم جمعیت کشور سالمند می‌شوند.

    جواد حسینی افزود: «دبیرخانه ملی سالمندان در بهزیستی مستقر شده و با ارتقای ساختار این شورا تلاش می‌کنیم تا جلسات آن به صورت منظم و با ارائه راهکار‌های قانونی در مسیر سالم‌سازی فضا برای زندگی سالمندان برگزار و حرکت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را انجام دهیم».

    او افزود: «کشور‌هایی که ترکیب جمعیتی آنها هفت درصد به بالا جمعیت ۶۰ سال است، به‌عنوان کشور جوان محسوب می‌شوند و در رده هفت تا ۱۴ درصد جامعه در حال ورود به سالمندی به حساب می‌آید».

    دبیر شورای سالمندی کشور افزود: «جوامعی که ۱۴ تا ۲۱ درصد جمعیت آنها بالای ۶۰ سال دارند، جامعه سالمند خطاب شده و در جوامعی که ۲۱ تا ۲۷ درصد جمعیت آنها بالای ۶۰ سال دارند، سالخورده محسوب می‌شوند».

    براساس اعلام حسینی، بیش از ۲۷ درصد جامعه به‌شدت سالخورده لقب گرفته که باید فکری اساسی برای جوان‌سازی و زادوولد در آن جوامع شود: «۱۲ درصد جمعیت کشور براساس آخرین سرشماری‌ها سالمند هستند در حالی که آمار ثبت احوال و بهداشت و درمان این رقم را ۱۴ درصد نشان می‌دهد که ما در حال ورود به جمعیت سالمندی هستیم. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۲۰ بیش از ۳۱ درصد جمعیت کشور سالمند شود که جامعه شدیدا سالخورده محسوب خواهد شد».

    رئیس سازمان بهزیستی کشور ضرورت شناخت ابعاد مختلف پدیده سالمندی را به‌عنوان یک بحران بسیار فراگیر یادآور شد و گفت: «عنصر انکار بر اثبات در جامعه ما چیرگی دارد و در این حوزه نیز همین موضوع بیشتر مشاهده می‌شود».

    حسینی ادامه داد: «ما با پدیده گمشدگی و گسل سالمندی روبه‌رو هستیم و بهتر است این دوره را به رسمیت شناخته و با در نظر گرفتن ابعاد آن، شرایط مطلوبی را برای زندگی سالمندان در نظر بگیریم. ما در پدیده سالمندی در ایران موضوعات چندوجهی داریم، به‌طوری که ۶۰ درصد سالمندان کشور دارای بیماری بوده و شرایط بیماری آنها نیز مزمن است. ۶.۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور داریم که عمده آنها میانگین سنی بالای ۵۲ سال دارند و به نظر می‌رسد در تأمین نیازمندی‌های ضروری خود با مشکلاتی روبه‌رو هستند». او با اعلام نگرانی از بی‌توجهی به سالمندان در ابعاد روان‌شناسی و حوزه ورزش اضافه کرد: «شورای سالمندی برنامه‌های خوبی را در حوزه روان‌شناسی سالمندی، ورزش آنها، کاردرمانی و حتی استراتژی سالم سالمندی در پیش گرفته تا جلوی مخاطرات دوران سالمندی را بگیرد».

  • بحران سالمندی در ایران؛ زنگ خطری برای آینده / کمبود مراکز دولتی و هزینه‌های سنگین پرستاری، سالمندان را در تنگنا قرار داده است

    بحران سالمندی در ایران؛ زنگ خطری برای آینده / کمبود مراکز دولتی و هزینه‌های سنگین پرستاری، سالمندان را در تنگنا قرار داده است

    به گزارش اقتصادران، ایران در آستانه یک دگرگونی بزرگ جمعیتی قرار گرفته است؛ پدیده‌ای که سال‌ها پیش توسط کارشناسان جمعیت‌شناسی و سیاست‌گذاران اجتماعی هشدار داده می‌شد اما کمتر به آن توجه شد: پیرشدن جمعیت. با کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی و بهبود نسبی شرایط بهداشتی، تعداد سالمندان کشور به سرعت در حال افزایش است. بر اساس آخرین برآوردهای سازمان ملل متحد، ایران تا سال ۱۴۳۰ شمسی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد جمعیت خود را در سن سالمندی خواهد داشت. این بدان معناست که از هر چهار ایرانی، یک نفر سالمند خواهد بود. این تغییر عظیم جمعیتی نه‌تنها پیامدهای اقتصادی، بلکه تبعات اجتماعی، بهداشتی و حتی فرهنگی گسترده‌ای دارد. در حالی که امروز هم نشانه‌های بحران دیده می‌شود؛ از کمبود مراکز نگهداری دولتی گرفته تا هزینه‌های کمرشکن پرستاری خصوصی، خانواده‌های بسیاری در تأمین نیازهای روزمره سالمندان خود ناتوان هستند. به همین دلیل، سرگردانی سالمندان و نبود امکانات کافی برای مراقبت و نگهداری از آنان به یکی از معضلات رو به رشد جامعه ایرانی تبدیل شده است.

    روند سالمندی در ایران در حال گسترش است؛ سهم جمعیت بالای ۶۵ سال که روزگاری تک‌رقمی بود، اکنون به حدود ۱۲ درصد رسیده و پیش‌بینی می‌شود در دهه‌های آینده افزایش یابد. افزایش تعداد سالمندان نه‌تنها ساختار جمعیت را دگرگون می‌کند، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد که نیازمند فراهم آمدن زیرساخت‌های حمایتی است. با وجود اعلام آمار یک میلیونی که تحت حمایت بهزیستی هستند، جمعیت سالمندان کشور حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد می‌شود؛ اگرچه هنوز شفافیت کافی در مورد برنامه‌های حمایتی و افراد تحت پوشش آن وجود ندارد. اهمیت ماجرا زمانی پررنگ‌ می‌شود که به چالش‌های روزمره زندگی این سالمندان توجه شود و زمانی جامعه را تهدید می‌کند که آمارها نشان می‌دهد ایران در آینده، پیرتر از این خواهد شد! شرایط برخی سالمندان با قوانین خانه‌های سالمندان دولتی همخوانی ندارد. خانواده‌هایی هستند که نه توان مالی دارند تا والدینشان را به خانه سالمندان خصوصی بسپارند و نه قادرند خود از آنان نگهداری کنند. خیلی از خانواده‌ها گمان می‌کنند که با رها کردن سالمند خود در نزدیکی کهریزک می‌توانند شرایط پذیرش او را در این مرکز فراهم کنند در حالی که مدیر آسایشگاه کهریزک در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «پذیرش مددجویان رها شده در خیابان از طریق دادگاه و بهزیستی انجام می‌شود و اگر مددجویی در نزدیکی این مرکز رها شود پذیرش نمی‌شود.»

       افزایش جمعیت سالمندان؛ زنگ خطری برای آینده

    در دهه‌های اخیر، امید به زندگی در ایران به شکل چشمگیری افزایش یافته است؛ از حدود ۵۵ سال در اوایل انقلاب به بیش از ۷۶ سال در دهه اخیر. در عین حال، نرخ باروری از بیش از ۶ فرزند به کمتر از ۲ فرزند کاهش یافته است. این دو عامل دست به دست هم داده‌اند تا جمعیت سالمند کشور شتابی بی‌سابقه بگیرد. در سرشماری سال ۱۳۹۵، بیش از ۹ درصد جمعیت کشور را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل می‌دادند. برآوردها نشان می‌دهد که این عدد در سال ۱۴۰۵ به بیش از ۱۲ درصد خواهد رسید و طی دو دهه آینده به بالای ۲۰ درصد خواهد رسید. به زبان ساده، ایران با سرعتی بسیار بالا در حال ورود به باشگاه کشورهای سالمند است.

       کمبود مراکز نگهداری سالمندان؛ بار سنگین بر دوش خانواده‌ها

       هزینه‌های پرستاری در منزل؛ بار مالی غیرقابل تحمل

    راه‌حل دیگر برای نگهداری از سالمندان، استفاده از پرستار خصوصی در منزل است. این گزینه به‌ظاهر مزایای زیادی دارد؛ سالمند در فضای آشنا و کنار خانواده خود زندگی می‌کند و خدمات پرستاری و مراقبتی در خانه ارایه می‌شود. اما هزینه‌های این خدمات به‌قدری بالاست که عملا به یک انتخاب لوکس تبدیل شده است. یک پرستار شبانه‌روزی در منزل دست‌کم بین ۲۰ تا ۳۵ میلیون تومان در ماه دستمزد می‌گیرد. حتی خدمات ساعتی نیز ارزان نیستند؛ به‌طور میانگین برای هر ۸ ساعت مراقبت روزانه حدود ۸ تا ۱۰ میلیون تومان در ماه باید پرداخت شود. با توجه به حقوق بازنشستگی اغلب سالمندان (که کمتر از ۱۰ میلیون تومان است)، این هزینه‌ها عملا  خارج از توان اکثریت جامعه است.

       چرا امکانات درمانی و بهداشتی رایگان برای سالمندان وجود ندارد؟

    یکی از مهم‌ترین انتقادات کارشناسان اجتماعی و بهداشتی این است که سالمندان در ایران از خدمات ویژه درمانی و حمایتی رایگان برخوردار نیستند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سالمندان بخش مهمی از جامعه هدف بیمه‌های پایه هستند و خدمات درمانی و مراقبتی برای آنها یا رایگان است یا با کمترین هزینه ارایه می‌شود.در ایران، اگرچه سالمندان تحت پوشش بیمه‌های پایه مانند تأمین اجتماعی یا خدمات درمانی قرار دارند، اما بسیاری از خدمات تخصصی و مراقبتی در منزل تحت پوشش بیمه نیستند. همین موضوع باعث شده بخش بزرگی از هزینه‌های مراقبت و پرستاری از جیب خانواده‌ها پرداخت شود. نبود یارانه‌های دولتی در این بخش، فشار مضاعفی بر خانواده‌ها و خود سالمندان وارد کرده است.

       سرگردانی سالمندان در جامعه؛ یک معضل اجتماعی

       سالمندی یک بحران اجتماعی است

    فاطمه بهروزی، جامعه شناس در این باره به« تعادل» می‌گوید: مشکل اصلی این است که ما سالمندی را به عنوان یک بحران اجتماعی در نظر نگرفته‌ایم. همه‌چیز به خانواده‌ها سپرده شده، در حالی که سبک زندگی تغییر کرده است. خانواده‌های امروز کوچک‌تر هستند و اغلب زن و مرد هر دو شاغل‌اند. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که مانند گذشته، مراقبت از سالمندان تنها در خانواده انجام شود. او می‌افزاید: سالمندان در جامعه امروز با نوعی طرد اجتماعی روبه‌رو هستند. آنها نه تنها در سیاست‌گذاری‌ها جدی گرفته نمی‌شوند، بلکه حتی در فضای شهری هم کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.  این جامعه شناس با اشاره به فراهم نبود امکانات حداقلی حتی در فضای عمومی برای افراد سالمند اظهار می‌دارد: نبود فضاهای عمومی مناسب، نبود حمل‌ونقل سازگار با سالمندان و نادیده‌گرفتن نیازهای روحی آنها، همگی به احساس انزوا و افسردگی در این قشر دامن می‌زند.

       رفع بحران سالمندی نیازمند اقدامات مناسب

    بهروزی در پاسخ به این سوال که چه راهکارهایی می‌توان ارایه داد تا این بحران در جامعه به حداقل برسد، می‌گوید: برای رفع این بحران، مجموعه‌ای از اقدامات اساسی لازم است که باید هم‌زمان توسط دولت، نهادهای مدنی و خانواده‌ها دنبال شود. ازجمله توسعه مراکز دولتی نگهداری سالمندان، افزایش بودجه بهزیستی و احداث مراکز جدید با تعرفه‌های دولتی، استفاده از ظرفیت خیرین و نهادهای مردمی برای راه‌اندازی مراکز شبانه‌روزی، تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات پرستاری در منزل، ایجاد خدمات روزانه برای سالمندان در واقع این اقدامات می‌تواند تا میزان زیادی به بهبود وضعیت سالمندان در جامعه کمک کند.  او ادامه می‌دهد: مثلا ایجاد مراکزی که در طول روز به سالمندان خدمات ارایه دهد یک راهکار مهم است. وجود مراکزی که سالمندان در طول روز به آنجا مراجعه کنند، خدمات سرگرمی، توانبخشی و مراقبتی دریافت کنند و شب به خانه بازگردند. این مدل در کشورهای اروپایی بسیار موفق بوده است.

       توانمندسازی خانواده‌ها

       ایجاد شبکه‌های داوطلبی و همیاری اجتماعی

    بهروزی می‌گوید: همچنین ایجاد گروه‌های محلی و NGOها می‌توانند بخشی از نیازهای روزمره سالمندان مانند خرید، مراجعه به پزشک یا همراهی را بر عهده بگیرند. او در پایان تاکید می‌کند: ایران در حالی به سرعت به سمت جامعه سالمند حرکت می‌کند که زیرساخت‌های لازم برای مواجهه با این تغییر فراهم نشده است. کمبود مراکز دولتی نگهداری، گرانی سرسام‌آور پرستاری خصوصی، نبود حمایت بیمه‌ای و یارانه‌ای، و بی‌توجهی به نیازهای روانی و اجتماعی سالمندان، همگی شرایطی ایجاد کرده‌اند که می‌توان آن را «بحران سالمندی» نامید. اگر امروز سیاست‌گذاری‌های کلان تغییر نکند و منابع کافی برای توسعه خدمات حمایتی اختصاص نیابد، در آینده نه‌چندان دور بخش بزرگی از جامعه ایران با پدیده‌ای روبه‌رو خواهد شد که مدیریت آن بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر از امروز خواهد بود.

  • قطار سالمندی در ایران شتاب گرفت / ۶۰ درصد سالمندان بدون همراه زندگی می‌کنند

    قطار سالمندی در ایران شتاب گرفت / ۶۰ درصد سالمندان بدون همراه زندگی می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، سیدجواد حسینی پنجشنبه سوم مهرماه ۱۴۰۴ در جلسه شورای اجتماعی استان مرکزی در اراک، با اشاره به وضعیت سالمندان در ایران، اظهار کرد: بزرگ‌ترین چالش سالمندان تنها، نه مسائل مالی یا مسکن، بلکه تنهایی و انزوای اجتماعی است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی آنها دارد.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور همچنین از همکاری ۳۵ متخصص حوزه سالمندی برای تولید محتوا‌های آموزشی خبر داد و گفت: این محتوا‌ها در پنج محور اصلی شامل شادابی در سالمندی، پیشگیری و مدیریت آلزایمر، استراحت و خواب مناسب، تغذیه سالم و ورزش سالمندی، و نظام ارجاع خدمات سالمندی تهیه شده و در این مدارس به سالمندان آموزش داده می‌شود. این برنامه‌ها به‌منظور ارتقای کیفیت زندگی و توانمندسازی سالمندان طراحی شده‌اند.

    وی به فعالیت‌های گسترده سازمان بهزیستی در حوزه‌های اجتماعی و توانبخشی اشاره کرد و گفت: توانبخشی مبتنی بر جامعه در ۹۵ درصد از روستا‌های کشور با پنج شاخص کلیدی اجرا می‌شود. همچنین، در حوزه سلامت چشم، انجمن اپتومتری با سه هزار نیرو در سراسر کشور، معاینه رایگان چشم سالمندان را در مدارسی که به‌عنوان پایگاه‌های اجتماعی فعال هستند، آغاز کرده است. این طرح از شهر اراک از امروز کلید خورده و هر کس نیاز به عینک داشته باشد به صورت رایگان دریافت می‌کند. این طرح به‌تدریج در سایر مناطق گسترش خواهد یافت.

    حسینی با اشاره به موفقیت‌های بهزیستی در حوزه پیشگیری از نابینایی، کرد: مداخلات چشم در سنین سه تا پنج سالگی باعث شده تا ۵۵۰۰ نفر در کشور از خطر نابینایی نجات یابند. نرخ تنبلی چشم در جهان ۴ درصد است، اما در ایران به دلیل اقدامات پیشگیرانه و مداخلات بهزیستی به ۱.۵ درصد کاهش یافته است.

    وی همچنین به طرح‌های آموزشی و مهارت‌آموزی برای دانش‌آموزان اشاره کرد و گفت: سازمان بهزیستی با بهره‌گیری از ۱۱۰ هزار داوطلب علمی در ۱۱ هزار گروه در مساجد، پایگاه‌های بسیج، خانه‌های بهداشت، سرای محله و کانون‌های فرهنگی فعالیت می‌کند.

    وی با بیان اینکه سازمان بهزیستی از هر دستگاه دیگری توان بیشتری برای اجرای فعالیت‌های محله محور دارد چراکه نیروی تسهیل گر حرفه‌ای دارد، افزود: مکان، عنصر مهمی برای فعالیت‌های محله محور است و تصمیم گرفتیم از مدرسه شروع کنیم چراکه مدارس ظرفیت‌های خیلی خوبی دارند. براساس سند تحول اموزش و پرورش مدرسه باید به کانون فعالیت اجتماعی، تربیتی و فرهنگی محله تبدیل شود، اما این بخش از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هنوز به‌طور کامل پیاده نشده است.

    حسینی با بیان اینکه مدارس در ساعات غیرآموزشی در اختیار این طرح قرار می‌گیرند، از اجرای طرح غربالگری، استعدادیابی و مهارت‌آموزی برای دانش‌آموزان خبر داد که در مرحله اول برای ۳۰ هزار نفر و در مرحله دوم برای ۶۰ هزار نفر اجرا خواهد شد. این طرح شامل غربالگری با تست‌های استاندارد، هدایت تحصیلی بر اساس استعداد، علاقه و ویژگی‌های شخصیتی، آموزش‌های مهارتی و ارائه تسهیلات شغلی است تا دانش‌آموزان بتوانند مشاغلی متناسب با توانمندی‌های خود انتخاب کنند.

    وی ابراز امیدواری کرد: با گسترش این طرح‌ها، کیفیت زندگی گروه‌های هدف بهبود یابد و مشکلات اجتماعی مانند تنهایی سالمندان و بیکاری جوانان به حداقل برسد.

    معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه شهر اراک از امروز به‌طور رسمی به شبکه شهر‌های دوستدار سالمند پیوست گفت: این ابتکار، که با همکاری ۲۷ دستگاه اجرایی و تمرکز بر هشت محور کلیدی شامل مسکن، مشارکت اجتماعی، احترام و شمولیت، مشارکت مدنی، اطلاعات و ارتباطات، حمایت اجتماعی، خدمات سلامت، و حمل‌ونقل پیش می‌رود، گامی بلند برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان و تضمین کرامت آنهاست.

    وی تصریح کرد: این عنوان نباید صرفاً یک نام باشد؛ دستگاه‌های مسئول باید با جدیت وظایف خود را اجرا کنند تا اراک به الگویی الهام‌بخش در حمایت از سالمندان تبدیل شود.

    حسینی با هشدار درباره شتاب فزاینده سالمندی در ایران، اظهار کرد: ۱۲ درصد جمعیت کشور اکنون سالمند هستند و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۳۰ این رقم به ۳۱ درصد برسد. این آمار، ایران را در میان پنج کشوری قرار می‌دهد که با سریع‌ترین نرخ سالمندی مواجه هستند.

    وی افزود: جامعه ما هنوز درک درستی از ابعاد سالمندی ندارد. این موج در حال نزدیک شدن است و اگر به جای شعار، اقدامات عملی انجام نشود، کشور با چالش‌های عمیقی روبه‌رو خواهد شد.

    وی با اشاره به جهش تاریخی بودجه بهزیستی گفت: سهم بهزیستی از بودجه کشور در گذشته ۱.۷ درصد بود، اما امسال با حمایت مجلس به ۲.۴ درصد افزایش یافت. این رشد بی‌سابقه، بستری برای گسترش خدمات کمی و کیفی به گروه‌های هدف، به‌ویژه سالمندان، معلولان و مددجویان را فراهم می‌کند.

    حسینی بر تغییر پارادایم بهزیستی از مستمری‌محوری به توانمندسازی تأکید کرد و گفت: پس از انقلاب، دو بار لیست انتظار مستمری‌بگیران صفر شد و من نیز ۴۰ روز پیش ۸۲ هزار نفر را از این لیست خارج کردم. اما اکنون ۳۶ هزار نفر دیگر در انتظارند، که نشان می‌دهد مستمری به‌تنها کافی نیست و باید به دنبال توانمندی سازی و فرصت سازی پیش برویم.

    وی در ادامه با اشاره به تعهدات سازمان بهزیستی در استان مرکزی گفت: تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان در سال ۱۴۰۴، ایجاد ۲۳۰۰ فرصت شغلی پایدار با استفاده از تسهیلات و اختصاص پنل‌های خورشیدی سه مگاواتی به ۶۰۰ معلول سخت‌اشتغال بدون هزینه که ماهانه ۵ میلیون تومان درآمد برای آنها به ارمغان می‌آورد از جمله این تعهدات است.

    وی در حوزه حمایت از زنان، نیز گفت: تمامی زنان سرپرست خانوار روستایی و عشایری استان از بیمه اجتماعی رایگان برخوردار می‌شوند و ۳۰ درصد زنان سرپرست خانوار شهری نیز تحت پوشش این طرح قرار خواهند گرفت. در بخش مسکن، تعهد به ساخت ۱۳۰ واحد مسکونی برای معلولان واجد شرایط، همراه با احداث یک مرکز توانبخشی شبانه‌روزی، یک مرکز برای بیماران اعصاب و روان، و یک مرکز تخصصی اوتیسم در استان مرکزی، از برنامه‌های کلیدی بهزیستی است.

    وی از تربیت سه هزار مشاور تخصصی سالمندان در سطح کشور خبر داد و گفت: استان مرکزی متناسب با جمعیت خود از این ظرفیت بهره‌مند خواهد شد.

    او همچنین از بازنگری آیین‌نامه سالمندان و تدوین پیش‌نویس قانون جامع حمایت از سالمندان خبر داد، گامی که می‌تواند چارچوبی محکم برای حمایت از این قشر ایجاد کند. افتتاح مرکز توانبخشی و حرفه‌آموزی برای کودکان دارای معلولیت ذهنی و اجرای طرح سلامت‌محور نیز از دیگر تعهدات بهزیستی در این استان است.

    حسینی با دعوت از همه دستگاه‌ها برای همکاری فعال در طرح شهر دوستدار سالمند، تأکید کرد: اراک می‌تواند با اجرای دقیق این برنامه‌ها، به الگویی ملی برای حمایت از سالمندان تبدیل شود. این فرصت، نه‌فقط برای بهبود زندگی سالمندان، بلکه برای تقویت همبستگی اجتماعی و ساختن شهری فراگیر و انسانی است. با این اقدامات، اراک نه‌تنها به نیاز‌های سالمندان پاسخ می‌دهد، بلکه آینده‌ای روشن‌تر برای همه شهروندان ترسیم می‌کند.

    تفرش پیرترین شهرستان استان مرکزی

    محمدعلی اله‌دادی مدیر کل بهزیستی استان مرکزی نیز گفت: براساس آمار سال ۱۴۰۳ در استان مرکزی ۱۴.۷ درصد جمعیت را سالمند بالای ۶۰ سال را با حدود ۲۲۰ هزار نفر تشکیل می‌دهد. شهرستان تفرش پیرترین و ساوه جوانترین شهرستان‌های استان هستند. تعداد سالمندان تحت پوشش بهزیستی در استان ۲۲ هزار و ۶۹۶ نفر است.

    وی با بیان اینکه استان مرکزی بعد از استان گیلان و مازندران سومین استان سالمند کشور است، گفت: براساس مصوبه شورای سالمندان کشور مقرر شد شهر اراک در استان مرکزی به عنوان شهر دوستدار سالمند مورد مطالعه قرار گیرد.

    اله‌دادی ادامه داد: برنامه راهبردی ایجاد شهر‌های دوستدار سالمند به تصویب رسیده است و در حال حاضر در ۱۰ استان کشور شهر دوستدار سالمند وجود دارد و امروز شهر اراک نیز به عنوان یازدهمین شهر دوستدار سالمند معرفی خواهد شد.

    وی استفاده از ظرفیت رسانه و بهره مندی از توان دستگاه‌های اجرایی و آموزش سالمندان را از جمله محور‌های سند راهبردی حمایت از سالمندان بیان کرد و گفت: توسعه محیط‌های توانمندساز، توسعه مشارکت اجتماعی و حفظ سلامت اجتماعی آنان و فراهم کردن زیرساخت مورد نیاز و تامین منابع مالی نیز از دیگر مواردی است که در این سند دیده شده است.

    این مقام مسئول در ادامه گفت: برگزاری جلسات مشترک با دستگاه‌های اجرایی توسط بهزیستی، تشکیل دبیرخانه شهر دوستدار سالمند در شهرداری از جمله اقدامات برای اجرای این سند انجام شده است.

    وی با اشاره به نبود اطلاعات جامع و کامل از سالمندان گفت: ایجاد بانک اطلاعات سالمندی و تامین نیاز‌های درمانی و معیشتی و افزایش پوشش بیمه و درمان تخصصی با تاسیس کلینیک ویژه سالمندان و کلینیک‌های سیار و عمل به تکالیف دستگاه‌های اجرایی در خصوص سالمندان مورد انتظار است.

  • خطر پیری جمعیت بیخ گوش ایران / به زودی بار سنگین سالمندی بر دوش نظام اقتصادی و رفاهی می افتد؟

    خطر پیری جمعیت بیخ گوش ایران / به زودی بار سنگین سالمندی بر دوش نظام اقتصادی و رفاهی می افتد؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس داده‌های مرکز آمار، جمعیت ایران در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۶ میلیون و ۵۶۲ هزار نفر رسیده است. ترکیب جنسیتی نشان می‌دهد که مردان با ۴۳.۶ میلیون نفر اندکی بیشتر از زنان با ۴۲.۹ میلیون نفر هستند. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، توزیع سنی جمعیت است که مسیر آینده اقتصاد کشور را رقم می‌زند. در میان این جمعیت، حدود ۱۹.۴ میلیون نفر زیر ۱۵ سال قرار دارند که سهمی نزدیک به یک‌چهارم جمعیت کل کشور است. این گروه مصرف‌کننده منابع آموزشی، بهداشتی و خدمات عمومی‌اند و تا سال‌های آینده به جمعیت فعال اقتصادی اضافه خواهند شد.

    بخش اصلی جمعیت، یعنی حدود ۶۰.۴ میلیون نفر، در گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال قرار دارند که جمعیت فعال یا در سن کار محسوب می‌شوند. این نسبت، که بیش از دو سوم جمعیت کل را شامل می‌شود، نشان‌دهنده ورود ایران به مرحله‌ای موسوم به «پنجره جمعیتی» است؛ شرایطی که در آن سهم جمعیت در سن کار نسبت به وابستگان (کودکان و سالمندان) بسیار بالاست. این فرصت می‌تواند موتور رشد اقتصادی کشور باشد، به شرط آنکه سیاست‌گذاری‌ها به درستی در جهت اشتغال‌زایی، بهره‌وری و افزایش سرمایه انسانی هدایت شوند.

    از سوی دیگر، حدود ۶.۸ میلیون نفر از ایرانیان بالای ۶۵ سال دارند که نشان‌دهنده افزایش تدریجی جمعیت سالمند است. نسبت سالمندی در میان زنان ۸.۴ درصد و در میان مردان ۷.۲ درصد گزارش شده است. این ارقام در مقایسه با دهه‌های گذشته رشد چشمگیری را نشان می‌دهد و زنگ خطری برای نظام رفاه اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی کشور به شمار می‌رود.

    فرصت‌ها و تهدید‌های اقتصادی ناشی از ساختار سنی

    ساختار سنی ایران در سال ۱۴۰۴ از یک منظر فرصت‌ساز است. بخش بزرگی از جمعیت در سن کار قرار دارد و اگر بستر مناسب برای اشتغال، کارآفرینی و سرمایه‌گذاری فراهم شود، می‌تواند موجب افزایش تولید ناخالص داخلی، رشد درآمد سرانه و بهبود رفاه اجتماعی شود. این همان پدیده‌ای است که اقتصاددانان از آن با عنوان «سود جمعیتی» یاد می‌کنند. کشور‌های شرق آسیا مانند کره جنوبی و مالزی توانستند با بهره‌برداری از این مزیت جمعیتی، جهش‌های بزرگ اقتصادی را تجربه کنند.

    اما فرصت‌ها همیشه با تهدید همراه‌اند. اگر اقتصاد ایران نتواند ظرفیت‌های لازم برای جذب این جمعیت فعال را ایجاد کند، نتیجه آن چیزی جز افزایش بیکاری، مهاجرت نخبگان، نارضایتی اجتماعی و اتلاف منابع انسانی نخواهد بود. نرخ بیکاری جوانان در سال‌های اخیر همواره در سطح بالایی قرار داشته و این نشان می‌دهد که بازار کار ایران توان پاسخ‌گویی به تقاضای نیروی کار جدید را ندارد. در چنین شرایطی، جمعیت در سن کار به جای آنکه موتور رشد باشد، به عامل فشار و بحران اقتصادی تبدیل می‌شود.

    افزون بر این، جمعیت سالمند کشور هر سال رو به افزایش است. هزینه‌های درمانی، مراقبتی و بازنشستگی برای این گروه، در آینده بار مالی سنگینی بر بودجه عمومی تحمیل خواهد کرد. در حال حاضر نیز صندوق‌های بازنشستگی با بحران‌های جدی مواجه‌اند و بسیاری از آنها برای پرداخت تعهدات خود به کمک‌های دولت وابسته‌اند. با رشد جمعیت سالمند، این فشار‌ها چند برابر خواهد شد و در صورت نبود اصلاحات ساختاری، می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شود.

    پیامد‌های اجتماعی و الزامات سیاستی

    نسبت بالای جمعیت در سن کار و در مقابل افزایش جمعیت سالمند، اقتصاد ایران را در شرایطی دوگانه قرار داده است. از یک سو، اگر فرصت کنونی از دست برود، ورود تدریجی به دوران سالمندی، کشور را درگیر «دام جمعیتی» خواهد کرد؛ وضعیتی که در آن هم فرصت رشد از میان می‌رود و هم بار سنگین سالمندی بر دوش نظام اقتصادی و رفاهی می‌افتد. از سوی دیگر، در صورت برنامه‌ریزی صحیح، ایران می‌تواند از پنجره جمعیتی برای توسعه سرمایه انسانی و اصلاح ساختار اقتصادی استفاده کند.

    برای بهره‌برداری از این فرصت، سیاست‌گذاران باید تمرکز ویژه‌ای بر حوزه‌هایی مانند آموزش با کیفیت، مهارت‌آموزی متناسب با نیاز بازار کار، حمایت از نوآوری و توسعه کارآفرینی داشته باشند. همچنین اصلاحات در بازار کار برای کاهش موانع کسب‌وکار، افزایش بهره‌وری و جذب سرمایه داخلی و خارجی ضروری است. بدون این اقدامات، جمعیت فعال کشور در برابر بیکاری و ناامیدی قرار خواهد گرفت.

    در حوزه سالمندی نیز باید از هم‌اکنون برنامه‌ریزی‌های بلندمدت انجام شود. توسعه نظام بیمه‌های اجتماعی پایدار، تقویت صندوق‌های بازنشستگی، ایجاد زیرساخت‌های خدمات بهداشتی و مراقبتی ویژه سالمندان و طراحی برنامه‌های حمایتی در حوزه مسکن و حمل‌ونقل از جمله اقداماتی است که می‌تواند فشار‌های آینده را کاهش دهد.

    جمعیت ۸۶ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۴ همزمان نشانه‌ای از ظرفیت و تهدید است. اقتصاد کشور در حال حاضر با محدودیت‌های متعدد از جمله تورم بالا، رکود تولید، تحریم‌های خارجی و ناتوانی در جذب سرمایه‌گذاری مواجه است. در چنین شرایطی، مدیریت تحولات جمعیتی بیش از پیش اهمیت دارد. آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به این وابسته است که چگونه از فرصت پنجره جمعیتی بهره بگیرد و همزمان خود را برای موج بزرگ سالمندی آماده کند.

  • سونامی سالمندی در ایران تا ۲۰۵۰

    سونامی سالمندی در ایران تا ۲۰۵۰

    به گزارش اقتصادران، غلامرضا انصاری در مراسم رونمایی از طرح توانمندسازی زنان با بیان اینکه هشدار‌های بحث سالمندی از دو دهه قبل برای کشور به صدا در آمده بود، اظهار کرد: در مقطعی اقدامات اولیه مناسبی انجام شد. در دهه ۷۰ باتوجه به پیش‌بینی‌هایی که در رابطه با رشد جمعیت و سالمندی انجام شد بحث تاسیس دوره‌های تکمیلی مرتبط با سالمندی برای اولین بار در دانشگاه بهزیستی صورت گرفت.

    وی افزود: امروز با رشد سالمندی مواجهیم و جمعیت سالمندی ایران از ۷ درصد در دهه ۷۰ به ۱۰ درصد رسیده و پیش بینی می‌شود که به حدود ۳۰ درصد تا سال ۱۴۳۰ خواهد رسید.

    انصاری با تاکید بر اینکه چالش‌ها و بحران‌های افزایش جمعیت سالمندی بدون زیرساخت‌های مناسب می‌تواند بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و سیاسی را برای کشور ایجاد کند، ادامه داد: قطعا هزینه‌های بهداشت و درمان و کمبود نیرو‌های کارآمد و نیاز به حمایت‌های اجتماعی بیشتر احساس می‌شود.

    عضو شورای عالی راهبردی سازمان بهزیستی با بیان اینکه دولت در سیاست‌ها و برنامه‌های خود باید برنامه‌های جامعی را در نظر بگیرد، گفت: بحث بیمه‌های اجتماعی و امکانات درمانی و آموزش‌های سلامت محور برای سالمندان از موارد اجتناب‌ناپذیر است. اکنون، شاهد مسائلی مانند سالمندان مجرد، سالمندآزاری و فقدان حمایت‌های کافی از سالمندان هستیم.

    بنابر اظهارات وی، سازمان بهداشت جهانی و سایر نهاد‌های بین‌المللی پیش بینی کرده‌اند که ایران تا سال ۲۰۵۰ یکی از سالمندترین کشور‌ها در خاورمیانه خواهد بود. این موارد نیاز به توجه ویژه به سالمندان در برنامه‌های کلان کشور دارد که باید مورد عنایت قرار گیرد تا از بروز بحران‌های آتی جلوگیری شود.

    وی معتقد است که برای رسیدن به این مفهوم، فعالیت‌های بخشی تا حدودی انجام شده است، اما فعالیت‌های فرابخشی کمرنگ است. امروز وزارت بهداشت باید به صورت جدی در حوزه فعالیت‌های علمی و تخصصی خود، بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را به آموزش‌های سالمندی و دوره‌های تکمیلی برای فارغ التحصیلان اختصاص دهند. به نظر در ترکیب شورایی که در این رابطه می‌خواهند کار کنند باید به طور جدی شاهد و ناظر موضوع نهاد‌های علمی و دانشگاهی باشیم.

    وی با اشاره به اینکه به نظر مدیریت شهری نتوانسته اقدامات لازم را در رابطه با رشد جمعیت سالمندی در فضای مبلمان شهری و فضا‌های فرهنگی شهری به خود اختصاص دهد، گفت: شهرداری‌ها و مدیریت شهری یکی از بخش‌هایی است که باید فعالیت‌های بین بخشی و فرابخشی را به طور جدی سامان دهند تا در فضای پارک‌ها فضای مناسبی برای استفاده سالمندان به وجود آید و از سوی دیگر مکان‌هایی را برای تشکل‌های سالمندی اختصاص دهند.