برچسب: ساختمان سازی چینی ها

  • شهرداری باید قرارداد با چین را منتشر کند / شهرداری نباید مطلقا اجازه فروش تراکم را داشته باشد

    شهرداری باید قرارداد با چین را منتشر کند / شهرداری نباید مطلقا اجازه فروش تراکم را داشته باشد

    به گزارش اقتصادران، کامبیز یوسفی در نشست خبری درخصوص برداشتش از ورود چین برای ساخت و ساز در ایران گفت: اگر شهرداری تهران بتواند تکنولوژی نوع یک یعنی بالاترین تکنولوژی ساخت، مدیریت، مواد، مصالح و ماشین آلات را از چین وارد کشور کند که به نوعی تحولی در مدیریت ساخت در کشور ایجاد شود و الگوی مفیدی برای دیگر شرکت‌ها باشد کار حرفه‌ای انجام داده است. کما اینکه چین در کشورهای همسایه ما این تکنولوژی را استفاده می‌کند.

    چین از تکنولوژی نوع ۴  و ۵ در ایران استفاده نکند

    وی ادامه داد: اما سوال این است که آیا همان تکنولوژی که چین در کشورهای خاورمیانه به کار می‌گیرد در ایران نیز استفاده خواهد شد؟ باید متن قرارداد را بخوانیم و اگر شهرداری تهران اصرار به همکاری با چین دارد دست کم مفاد فنی قرارداد را منتشر کند تا همه بتوانند ببینند. باید مطمئن شویم چین قرار نیست از تکنولوژی نوع ۴ و ۵ در ساخت، مواد و مصالح که می‌خواهد به دریا بریزد در کشور ما استفاده کند. بانک‌ها، ادارات و دستگاه‌های دولتی وقتی می‌بینند که قیمت دارایی‌هایشان کاهش پیدا می‌کند بلافاصله با تشکیل یک صورت جلسه نرخ دارایی‌ها را افزایش می‌دهند و هر قیمتی که بخواهند برای املاک خود تعیین می‌کنند. این نوع اندیشه در بین هیات مدیره بانک‌ها به یک قاعده تبدیل شده که به افزایش قیمت‌ها در  بازار مسکن منجر می‌شود.

    وی افزود: بانک‌ها در مزایده‌ها خرید و فروش‌هایی با قیمت‌های حباب‌گونه و کذایی انجام می‌دهند تا جبران ورشکستگی دارایی‌هایشان را انجام دهند. در غیر این صورت وثیقه‌هایشان توسط بانک مرکزی به اجرا گذاشته می‌شود.

    نقش دلار، وابستگی ۲۵۰۰ کالا با مسکن و دومینو تورمی در این بازار

    یوسفی افزایش قیمت ارز را عاملی برای رشد قیمت مسکن دانست و گفت: با توجه به افزایش نرخ ارز و وابستگی بودجه دولت به دلار، افزایش نرخ دلار باعث رشد حباب‌گونه نرخ مسکن و نهاده‌های ساختمانی می‌شود و به یک دومینو تورمی در جامعه تبدیل می‌شود؛ چرا که مسکن با ۲۵۰۰ کالا در ارتباط است. این معضل به تورم در تورم تبدیل می شود. یعنی تورم، تورم را هُل می‌دهد تا شتاب بگیرد.

    تراکم فروشی شهرداری به هرج و مرج می‌انجامد

    این فعال صنعت ساختمان، تراکم‌فروشی توسط شهرداری‌ها را از دیگر عوامل ایجاد تورم در بازار ملک دانست و گفت: از حدود ۳۰ سال قبل قانونی گذاشته شد که شهرداریها از دولت مستقل شدند و به آنها گفتند خودت بودجه خودت را تامین کن. در هیچ جای دنیا شهرداری بودجه خودش را از شهر زیر دستش به دست نمی‌آورد. طبیعی است که در این شرایط مدیریت شهری به ارتفاع‌فروشی، هرج و مرج، کاربری خطا و غیرعلمی برود.

    یوسفی تاکید کرد: شهرداری دارای کارمند است و بابت انواع و اقسام مسائل شهری باید هزینه کند که باید خرجش را در بیاورد. در کشوری که روی ثروت است به جای اینکه شهرداری از بودجه صادرات نفت و گاز و درآمدهای پایدار استفاده کند به او می‌گوییم برو بودجه را از مردم شهر تامین کن. در این شرایط مدیریت شهری چاره ای جز تراکم فروشی ندارد. نقطه فساد از اینجا شروع می‌شود که شهرداری به نوعی به بخش خصوصی سپرده شد. شهرداری نباید مطلقا اجازه فروش تراکم را داشته باشد.

    شهرهای اقماری به شهر خواب تبدیل شده‌اند

    به گفته یوسفی، شهرهای اقماری که در اطراف کلانشهرها از جمله تهران ایجاد شده، شهر خواب هستند. ساکنان این شهرها به کلانشهر می‌آیند که رفت و آمد، هزینه‌ها و مصارف آنها در تهران انجام می‌شود؛ چرا که شهر محل زندگی آنها از زیرساخت‌های شهری، امکانات و شغل برخوردار نیست.

    یوسفی با اشاره به اهمیت ارتقای فناوری صنعت ساختمان در راستای کاهش هدررفت سرمایه، انرژی و آب گفت: پس از همه‌گیری ویروس کرونا مشخص شد دیگر نمی‌توانیم از مصالح سنتی که هم‌اکنون استفاده می‌شود جلوی پیامدهای دهشتناک حوادث ساختمانی، حوادث طبیعی و بیماری‌ها را بگیریم. لذا باید به سمت نوعی از مهندسی جدید برویم.

  • چرا من باید جواب انبوه‌سازان را بدهم؟!

    چرا من باید جواب انبوه‌سازان را بدهم؟!

    به گزارش اقتصادران، بحث حضور چینی‌ها در صنعت ساخت و ساز ایران از آن دست موضوعاتی است که هر از چند گاهی مطرح می‌شود، موج خبری ایجاد می‌کند، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد و مجدد فراموش می‌شود.

    هفته گذشته انتشار گفتگویی از رامین گوران، دبیر انجمن انبوه‌سازان و صحبت از این که چینی‌ها زندانیان خود را برای ساخت مسکن به دیگر کشورها منتقل می‌کنند، سبب شد تا بحث مسکن چینی بار دیگر داغ شود.

    هرچند گوران طی مصاحبه‌ای صحبت‌های خود را تکذیب کرده و سپس وزارت راه تکذیبیه منتشر کرد، اما همین اظهارنظر سبب شد تا سوالات و ابهامات درباره مسکن چینی مجددمطرح شود.

    یکی از مواردی که در این زمینه مطرح می‌شود این است که آیا بخش خصوصی و انبوه‌سازان ما توانایی ساخت مسکن در مقیاس بالا را ندارند که صحبت از حضور چینی‌ها می‌شود. انبوه‌سازان در برابر این سوال، مواردی را مطرح می‌کنند از جمله این که می‌گویند، بخش داخلی ظرفیت و توانایی ساخت مسکن را دارد یا به تجربه‌های ناخوشایند حضور خارجی‌ها در صنعت ساختمان در دیگر کشورها اشاره می‌کنند و اخیرا هم که بحث حضور زندانی‌های چینی در ایران از سوی آنها به جنجالی در این زمینه ختم شد.

    اما واقعیت چیست؟ آیا انبوه‌سازان مسکن از حضور چینی‌ها احساس خطر می‌کنند و نگران کاهش شدید قیمت مسکن هستند به همین دلیل چنین صحبت‌هایی می‌کنند و یا این که دلسوزانه در حال گوشزد کردن تجربه‌های گذشته هستند؟

    هادی عباسی، معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی در پاسخ به سوال  در مورد علت تکاپو و ارائه اظهارنظرهای عجیب از سوی انبوه‌سازان گفت: چرا من باید جواب انبوه‌سازان را بدهم؟ از خودشان بپرسید. مثل این است که می‌پرسند چرا دولت قبل مسکن مهر احداث نکرد، خب باید این سوال را از دولت قبل پرسید.

    عباسی در پاسخ به سوال دیگری در مورد این که چرا اطلاعات بیشتری از نحوه حضور چینی‌ها در بخش ساخت و ساز کشور رسانه‌ای نمی‌شود، گفت: من موضوع را شفاف گفتم، اولویت ما جذب سرمایه‌گذار است.

  • خطر ورود چینی ها به بازار مسکن چیست؟

    خطر ورود چینی ها به بازار مسکن چیست؟

    به گزارش اقتصادران، طرح واردات انبوه ساز چینی به بازار مسکن تهران (و سایر شهرها)، فعلا در شهرداری جلوتر از دولت پیش می‌رود؛ هر چند فعلا قرارداد مکتوبی برای این همکاری منعقد نشده است، اما در تازه‌ترین اظهارنظر مسوولان بخش مسکن کشورمان، «جذب سرمایه از چین» به عنوان یک هدف برای اجرای طرح در نظر گرفته شده است. نگاه به شرکت‌های ساختمانی چین تا پیش از اعلام این هدف، براساس اهداف دیگری بود. با این حال، هدف هر چه باشد، وضعیت کنونی بازار مسکن چین و همین‌طور بازار مسکن ایران مشخص می‌کند، این واردات ریسک‌هایی به همراه دارد ضمن آنکه، صورت مساله ما شامل «تورم تاریخی مسکن، نبود قدرت خرید خانه اول، رکود تولید مسکن و همچنین نبود توان مالی برای مشارکت خانوار‌های فاقد مسکن در مسکن دولتی (مسکن میلیونی)» است. این چالش‌ها قطعا ارتباطی به نوع سازنده ندارد که با واردات سازنده از چین، بتوان به حل آن‌ها امیدوار بود.

    یکی از هفته نامه ها در شماره جدید خود، مقاله‌ای در این باره با عنوان «آوار چینی در راه تهران» منتشر کرده است که بخش‌هایی از آن را می‌توانید در این گزارش بخوانید:

    چالش‌های چین؛ چالش‌های ایران

    طرح ساخت مسکن چینی در ایران از حدود دو سال پیش ابتدا در دولت سر زبان‌ها افتاد. دو سال پیش درست مصادف بود با «استارت طرح مسکن رئیسی» یا همان طرح «ساخت یک میلیون مسکن در سال به مدت ۴ سال» که البته این، براساس تکلیفی بود که قانون جهش تولید مسکن مصوب سال ۱۴۰۰ برای دولت سیزدهم تعیین کرده بود. در آن مقطع، مسوولان به دو علت، ایده «واردات انبوه ساز چینی» را در ذهن شان پرورش می‌دادند؛ «تسهیل بازگشت درآمد حاصل از فروش نفت» و «تسریع ساخت مسکن دولتی». از نگاه مسوولان، از آنجا که چین یکی از مشتریان اصلی نفت ایران است، چه بهتر بخشی از پول آن به شکل تهاتر با «خدمات مسکن سازی» وصول شود، ضمن آنکه تجربه ساخت مسکن مهر در دولت‌های قبل این واقعیت را روی میز دولت سیزدهم و کنار پرونده تازه شکل گرفته «مسکن میلیونی» گذاشته بود که «اگر اقدامی نو در طرح مسکن سازی دولتی صورت نگیرد، احتمال آنکه مسکن میلیونی هم مثل مسکن مهر، به جای ۲ ساله، ۱۵ ساله ساخته شود، زیاد است.» در این میان، چون که چینی‌ها یک سابقه مرموز از «سریع سازی ساختمان» در کارنامه جهانی شان ثبت کرده اند، همین باعث پرورش آن ایده شد.

    جنون خانه سازی در چین

    شرکت‌های ساختمانی چین تا قبل از رکود فعلی مسکن در این کشور، «جنون خانه سازی» داشتند به‌طوری که سالانه ۱۵ میلیون واحد مسکونی در این کشور در سال‌های اخیر احداث شده که این تعداد عرضه جدید، حداقل ۱۰‌درصد در سال، بیش از تقاضای مصرفی (تقاضای واقعی) بوده است. این حجم ساخت وساز قطعا اگر با «پول پاشی بانک‌ها و موسسات مالی چینی» همراه نبود، اتفاق نمی‌افتاد و تولیدات مسکن در چین به میزان معقول و متناسب با تقاضا شکل می‌گرفت، اما در اواخر ۲۰۲۳ اعلام شد حدود ۱۰۰ میلیون خانه خالی در چین وجود دارد که این تعداد ملک، معادل «۷ سال تقاضای مسکن» در این کشور است. در چین، نه تنها شرکت‌های ساختمانی، جنون خانه سازی دارند که چینی‌ها هم «شور ملکی» دارند. ۷۰‌درصد ثروت شهری در این کشور، در بخش زمین و مسکن خلاصه می‌شود. یک اندیشکده آمریکایی اخیرا در تحلیل «چرایی بدهی سنگین اورگرند و اوضاع ورشکستگی آن»، ریشه وضعیت فعلی اقتصاد مسکن چین را «هیجان چینی‌ها برای خرید ملک ناشی از سیاست‌های نرخ سود دستوری و بازدهی پایین بقیه بازارها» توصیف کرده بود.

    این حجم خانه خالی در چین نتیجه همان شور ملکی است. از اواخر ۲۰۲۲ تاکنون، تحت‌تاثیر «سکته اقتصادی بازار مسکن چین»، از یکسو میزان سرمایه‌گذاری ساختمانی غول‌ها در این کشور ۲۰‌درصد در یک‌سال کاهش پیدا کرد که به نوعی، رکورد رکود ساختمانی محسوب می‌شود و از سوی دیگر، فروش شرکت‌ها نیز رکورد کمترین طی ۲ سال اخیر را زده است. ضمن آنکه، قیمت مسکن در شهر‌های بزرگ و متوسط چین نیز در یک‌سال گذشته بیش از ۱۵‌درصد افت کرد که سقوط سنگین حساب می‌شود. این در حالی است که قیمت واقعی مسکن در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴، سالانه بیش از ۱۰‌درصد افزایش پیدا کرده بود. در اوایل ۲۰۲۲ که هنوز «روی دیگر مسکن چین» مشخص نشده بود، حباب قیمت مسکن در این کشور به سطح بسیار بالایی رسید؛ حباب قیمت مسکن از روی نسبت قیمت به اجاره قابل سنجش است. این نسبت در آن زمان به بالای عدد ۶۰ رسید. برای درک واقعی این عدد، کافی است بدانید این نسبت در بازار مسکن تهران که سطح قیمت مسکن بسیار نامتعارف رشد کرده است، طی دو سال گذشته به عدد نزدیک ۳۰ رسید. در ۲۰۲۱ با فرمان دولت چین، «خطوط قرمز سه‌گانه» برای رابطه بانک‌ها با غول‌های ساختمانی تعریف شد به این معنا که «ادامه پول‌پاشی به این شرکت‌ها منوط شد به بررسی دارایی‌های شرکت‌ها و نسبت آن با بدهی بانکی شان».

    اما «وابستگی شدید دولت‌های محلی به درآمد فروش زمین به همین شرکت‌ها» و همچنین «فشار‌های مستقیم و غیرمستقیم غول‌ها به دولت»، این خطوط سه گانه را پاک کرد! داستان امروز اقتصاد مسکن چین به این صورت است که «رکود سنگین ساخت و خرید مسکن» باعث «چشم انداز منفی رشد اقتصادی چین در ۲۰۲۴» شده است. احتمالا رشد حداکثر زیر ۳‌درصد خواهد بود. این برای کشوری که رشد اقتصادی بلندمدت دو برابر این رقم بوده، قابل قبول و قابل تحمل نیست. پس، چاره‌ای نیست به جز اینکه موتور رشد اقتصاد چین یا در داخل این کشور یا در کشور‌های خارجی روشن شود. از این منظر، می‌توان ریسک طرح مسکن سازی چینی را تصویر کرد. ضمن آنکه، چینی‌ها سال‌ها پیش قول‌هایی برای ساخت مثلا آزادراه تهران-اصفهان را هم دادند که قرارداد‌ها و فاینانس‌های موردنیاز هم به نوعی نهایی شد، اما هنوز خبری از نتیجه آن نیست.

    ابهام اصلی چیست؟

    چینی‌ها در شرایطی قرار است برای ما مسکن دولتی بسازند که طی دو سال گذشته، انبوه سازان ایرانی بابت «قیمت ساخت دستوری پایین‌تر از قیمت تمام شده ساخت مسکن»، عملا با سختی‌های فراوانی برای اجرای طرح «مسکن میلیونی» روبه‌رو بوده اند. طی این مدت، همواره قیمت مدنظر دولت دست کم ۲۰ تا ۳۰‌درصد پایین‌تر از هزینه واقعی ساخت یک مترمربع مسکن بوده است. در مقطعی که هزینه ساخت یک مترمربع مسکن در کشور بالای ۶‌میلیون تومان بود، مسوولان این طرح بر ساخت با قیمت نزدیک به ۴ میلیون تومان اصرار داشتند. اکنون ابهام اصلی این است که آیا چینی‌ها قبول می‌کنند با قیمت زیر قیمت بازار در ایران مسکن بسازند؟ ابهام دوم چگونگی حساب و کتاب است؛ آیا هزینه‌ها دلاری حساب می‌شود؟ در حال حاضر قیمت ساخت هر مترمربع بنای مسکونی در کشور‌های مختلف جهان از حدود ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار در مترمربع است که البته بسته به نوع مصالح ساختمانی و شکل ساخت می‌تواند تا ۲۰۰۰ دلار هم تمام شود. چینی‌ها در کشور‌هایی که کار انجام داده اند بسته به اینکه مصالح ساختمانی وارداتی یا داخلی استفاده کنند و از همه مهم‌تر، نیروی انسانی خودشان را به کشور خارجی منتقل کنند یا نکنند، در همین بازه قیمتی ساخت وساز کرده اند، اما در نمونه‌ای در استرالیا، هزینه ساخت شان بالای ۲۰۰۰ دلار بوده است. اگر این ارقام باشد به معنای آن است که هزینه ساخت مسکن چینی در تهران سه برابر «قیمت ساخت مدنظر دولت» خواهد بود و حتی از هزینه ساخت در بازار آزاد شهر تهران (بازاری که بساز و بفروش‌های پایتخت در آن مشغول هستند) هم بیشتر می‌شود که در این صورت مسکن ارزان نخواهد بود.

    نبود قدرت خرید

    در تهران از سال ۹۷ تاکنون، میانگین قیمت مسکن سال به سال بالای ۶۰‌درصد در هر سال (رشد میانگین سالانه) افزایش پیدا کرد؛ جهش بی سابقه در تاریخ اقتصاد مسکن ایران. رکود سنگین در دو بازار خرید و ساخت مسکن تحت‌تاثیر همین جهش‌های مکرر حاکم است. آیا مسکن چینی می‌تواند مشکل را حل کند؟ موضوع نبود قدرت خرید مسکن ربطی به سازنده ندارد. چه بسازوبفروش ایرانی بسازد و چه خارجی، «هزینه ساخت، قیمت زمین و قیمت فروش آپارتمان» مسیر‌های خود را طی می‌کنند و دست آخر، همان‌طور که در حال حاضر متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران بالای ۷۳ میلیون تومان است (قیمت‌های میانه زمستان ۱۴۰۲)، قیمت‌های آتی نیز در قالب همین روند حرکت می‌کند. مشکل بازار مسکن، تورم ملکی و متغیر‌های موثر بر این نرخ است که آن‌ها باید مهار و کنترل شوند. مشکل ساخت مسکن دولتی که الان کند پیش می‌رود نیز با ورود چینی‌ها حل نمی‌شود؛ چرا که در این طرح، متقاضیان واجد شرایط قدرت پرداخت آورده نقدی ندارند و همچنین قیمت توافقی بین سازنده‌ها و دولت نیز مشکل دارد و هزینه ساخت نیز بالاست.

    قرار بود دو سال گذشته در مجموع ۲ میلیون واحد مسکونی در قالب مسکن ملی ساخته شود، اما تا الان زیر ۵۰۰‌هزار واحد افتتاح و تحویل شده است و کار، سخت و آهسته پیش می‌رود.