برچسب: زندگی

  • زندگی زیر سایه یک آتش‌بس شکننده

    زندگی زیر سایه یک آتش‌بس شکننده

    به گزارش اقتصادران، قریب‌به یک‌ماه است که ایرانیان در حالت تعلیق زندگی می‌کنند و همچنان این‌وضعیت ادامه دارد. با گذشت ۲۸روز از برقراری آتش‌بس میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل چند روزی است که زمزمه‌های شروع مجدد درگیری‌ها به‌گوش می‌رسد اما این‌گزارش قصد ندارد به‌تحلیل سیاست‌ها بپردازد یا شرایط را بررسی کند بلکه می‌خواهد بگوید که آغاز دوباره درگیری‌ها به‌معنای فروپاشی زندگی مردم است. بحران‌های اقتصادی ناشی از جنگ آنقدر عمیق بوده که حتی اگر همین امروز جنگ پایان یابد باید منتظر تبعات و التهاب‌های اقتصادی و اجتماعی آن باشیم. تشدید بحران‌ها، افزایش قیمت‌ها، بیکاری و رکود درصورت شروع مجدد درگیری‌ها شدت می‌یابد و کارشناسان هشدار می‌دهند که این‌وضعیت می‌تواند منجربه افزایش سرقت، اعتیاد، طلاق و نزاع‌های خانوادگی باشد. نارضایتی‌های اجتماعی نیز در چنین شرایط شکننده‌ای دور از انتظار نیست.

    آنچه امروز مردم ایران را بیش از هر زمان دیگر کلافه کرده حالت تعلیق، انتظار و دلهره است یعنی استرس برای بدترشدن اوضاع معیشتی و خطر جان درگیری‌ها اما چیزی که آنها را بیش از همه خسته و سردرگم می‌کند فقدان افق و چشم‌انداز است. مردم نمی‌دانند سرنوشتشان در این‌سرزمین چه خواهد شد و این‌بی‌اطمینانی آنها را به‌سمت یاس و ناامیدی سوق داده است. سوالی که این‌روزها در ذهن بسیاری نقش بسته این‌است که تا کی باید در این‌اقیانوس مشکلات غرق شویم و سرانجام چه زمانی قرار است که آفتاب و روشنایی بر زندگی‌مان بتابد؟

    معیشت؛ مشکل اول و آخر

    معیشت بی‌شک مشکل اول و آخر جامعه است. افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها که از سال گذشته شروع شده و تاکنون ادامه یافته با شروع احتمالی درگیری‌ها دوباره به‌اوج خود خواهد رسید. در چنین شرایطی مردم نه‌تنها نگران تامین نیازهای اولیه و کمبودهای روزمره هستند بلکه به‌سمت بقا و حفظ جان خود حرکت می‌کنند. چندروز پیش «جهان‌صنعت» در گزارشی اعلام کرد که برای تامین سبد کالاهای یک‌خانوار سه‌نفره باید حداقل ۱۲تا۱۳‌میلیون‌تومان هزینه کرد. این‌رقم در نگاه اول شاید برای برخی مبلغ بالایی نباشد اما برای کارمندان و کارگرانی که با حداقل حقوق باید هزینه‌های مسکن و دیگر مخارج زندگی را تامین کنند بسیار سنگین است. کارشناسان  خط فقر در پایتخت را بالای ۶۰‌میلیون‌تومان تخمین زدند. در این‌فضا سوال این‌است که در چنین خط فقرگسترده‌ای چگونه می‌توان انتظار داشت جامعه درمقابل چکمه‌های جنگ تاب بیاورد؟ مسوولان همواره مردم را به‌صبر دعوت می‌کنند و وعده می‌دهند که قیمت‌ها کاهشی خواهد شد و رشد قیمتی فعلی ناشی از التهاب جنگ است اما واقعیت‌های اقتصادی نشان می‌دهند که این‌وعده‌ها درمقابل واقعیت‌های سخت زندگی چندان عملی نیستند.

    در شرایطی که خریدکردن تبدیل به‌اقدامی پر استرس و پر از ترس شده آغاز دوباره جنگ به‌معنای «فروپاشی کامل» زندگی مردمی است که روزبه‌روز بیشتر در تنگنا قرار می‌گیرند. خانواده‌هایی که شب‌ها با نگرانی از آینده به‌خواب می‌روند و کارگرانی که نگران معیشت و امنیت خانواده‌هایشان هستند شاید دیگر توان مقابله با بحران‌های جدید را نداشته باشند.

    از دیگر پیامدهای منازعه ۴۰‌روزه موج عظیم بیکاری بوده که در کشور ‌راه افتاده است. این‌مساله همانند زنجیره‌ای سلسله‌وار به‌معیشت مردم مرتبط است و نمی‌توان آن را از هم جدا کرد. با شروع جنگ بسیاری از کسب‌وکارها آسیب جدی دیدند و بنگاه‌ها به‌سمت تعدیل نیرو حرکت کردند. کارگران و کارمندانی که در تلاش بودند تا زندگی مناسبی برای خود فراهم کنند ترکش‌های جنگ، کار و شغلشان را نیز هدف قرار داد و آنان را با بحران فراوانی روبه‌رو کرد.

    این ‌دوعامل کافی است تا تصور کنیم چه فاجعه‌ای در راه است. با تشدید دوباره تنش و رشد این‌مشکلات، مصائب اجتماعی مانند اعتیاد، فقر، طلاق، سرقت، نزاع و دیگر بحران‌های اجتماعی در کشور افزایش خواهد یافت.  از سوی دیگر مشکلات روحی مانند رشد بیماری‌ها و فشارهای روانی نیز درپی جنگ زندگی مردم را هر روز دشوارتر می‌کند و آنان را به‌دره‌ای عمیق‌تر از بحران‌ها می‌کشاند.

    فشار پشت فشار

    علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس با بیان اینکه درصورت ادامه‌داربودن تنش‌ها جامعه از درون تهی می‌شود به‌«جهان‌صنعت» گفت: وضعیت کنونی جامعه که در آن زمزمه‌های تنش و خطر جنگ فضایی از بلاتکلیفی و تعلیق ایجاد کرده صرفا یک‌مساله سیاسی نبوده بلکه یک‌وضعیت فرساینده‌ زیست‌روانی است. نخستین و بنیادی‌ترین پیامد اجتماعی این‌فضای «درانتظاربودن» رخت‌بربستن امید و آرمان‌گرایی از سطح جامعه است. زمانی که بخش بزرگی از جامعه در وضعیتی میان زمین و آسمان قرار می‌گیرد امید که موتور محرک کنش‌های جمعی است رنگ می‌بازد. این وضعیت در گام بعد موجب «فلج‌شدن برنامه‌ریزی» در تمامی سطوح می‌شود. از فرد گرفته تا نهادهای  اقتصادی و حتی نظام حکمرانی همگی در وضعیتی قرار گرفتند که گویی امکان ترسیم نقشه راه برای آینده وجود ندارد.وی افزود: وقتی چشم‌انداز تاریک و غیرقابل پیش‌بینی است تقسیم اهداف بلندمدت به‌گام‌های کوچک فصلی و سالانه بی‌معنا می‌شود.

    این‌ایستایی فراتر از حوزه‌های کلان اقتصادی در متن زندگی مردم نیز رخنه کرده است به‌طوری که حتی دانش‌آموزان و دانشجویان نیز انگیزه‌ خود را برای مطالعه و پیشرفت از دست می‌دهند چراکه نمی‌دانند آیا تلاش امروزشان برای هدفی که فردا معلوم نیست چه سرنوشتی داشته باشد توجیهی دارد یا خیر. در غیاب امید به‌آینده میل به‌پیشرفت و توسعه نیز در جامعه به‌حداقل می‌رسد. پیامد نگران‌کننده دیگر تغییر ماهیت روابط انسانی است. در شرایط تعلیق طولانی‌مدت توانایی افراد برای مدیریت عقلانی تنش‌ها کاهش می‌یابد و روابط اجتماعی به‌سمت هیجانات منفی سوق پیدا می‌کند. افزایش خشم، پرخاشگری و رفتارهای تکانه‌ای در سطح جامعه و خانواده‌ها نشانگر این‌تغییر رویکرد است. در این‌شرایط فشار روانی مضاعف افراد را به‌سوی «فرار» سوق می‌دهد؛ فراری که گاه ازطریق پناه‌بردن به‌مواد مخدر، الکل و روانگردان‌ها برای تسکین موقت رنج‌های روانی نمود پیدا می‌کند و گاه در قالب فروپاشی نهاد خانواده و افزایش آمار طلاق مشاهده می‌شود چراکه وقتی خانواده توان اقتصادی برنامه‌ریزی برای آینده را نداشته باشد هزینه‌های زندگی و تضادهای ناشی از بی‌ثباتی پیوندها را سست می‌کند.

    مثلث فقر، بزهکاری و آسیب اجتماعی

    شریفی‌یزدی ادامه داد: در لایه‌ای دیگر شاهد خروج تدریجی سرمایه‌های انسانی و اقتصادی از کشور هستیم. نیروهای متخصص و نخبگان فکری وقتی با فضای آن ناپایدار و فقدان زیرساخت‌های لازم برای یک‌زندگی آرام مواجه می‌شوند مهاجرت را تنها راه نجات می‌بینند. این‌تهی‌شدن جامعه از درون نه‌تنها فرار مغزها و سرمایه‌ها را درپی دارد بلکه ساختار توسعه‌ای کشور را در بلندمدت دچار فروپاشی نرم می‌کند. درنهایت باید به‌پیوند ناگسستنی بحران‌های اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی اشاره کرد. میان فقر، سقوط اخلاقیات و انواع بزهکاری‌ها یک‌رابطه مستقیم و هم‌افزا وجود دارد. مطالعات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی تایید می‌کنند که در شرایط بحران اقتصادی وقتی اخلاق عمومی زیر ضربه قرار می‌گیرد افراد برای بقا و کسب درآمد، به‌هر اهرمی متوسل می‌شوند. این‌چرخه معیوب بدین‌گونه عمل کرده: فقر بستر اعتیاد را فراهم می‌کند، اعتیاد خود عامل افزایش سرقت‌هاست و سرقت‌ها نیز گاه به‌خشونت و قتل‌های ناگوار منتهی می‌شوند. این‌«مثلث فقر، بزهکاری و آسیب اجتماعی» چنان در هم تنیده است که با هر تکانه‌ اقتصادی دامنه‌ جرم و جنایت در جامعه گسترده‌تر می‌شود.

    خستگی مفرط جامعه ایران

    این جامعه‌شناس می‌گوید: در ارزیابی نهایی تاب‌آوری جامعه ظرفیتی محدود دارد. اگرچه مردم ایران در طول تاریخ توانمندی عجیبی در تحمل سختی‌ها نشان دادند اما این‌تاب‌آوری نباید به‌عنوان یک‌منبع بی‌انتها تصور شود. وقتی ساختارهای اقتصادی یک‌جامعه از کار می‌افتد و حس امنیت روانی شهروندان توسط تهدیدهای بیرونی و تعلیق‌های مداوم مخدوش شده این‌ظرفیت به‌تدریج دچار خستگی مفرط جمعی می‌شود. احیای این‌جامعه نیازمند خروج از این‌وضعیت تعلیق و بازسازی اعتماد عمومی است پیش از آنکه این‌فرسایش درونی به‌مرحله‌ای غیرقابل بازگشت برسد. تاریخ معاصر ایران نشان داده که وقتی خشم ناشی از استیصال اقتصادی با مطالبات مدنی ترکیب می‌شود با یک‌«سیل غیرقابل توقف» روبرو هستیم. تجربه‌های سال‌های۹۶و۹۸ نشان داد که اگر پایگاه خشم در حاشیه‌نشین‌ها و شهرهای کوچک باشد ماهیت آن عمدتا اقتصادی و معیشتی است اما وقتی این‌خشم با جریانات مدنی و حقوقی پیوند می‌خورد ماهیت آن تغییر می‌کند.

    سرنوشت در سایه جنگ

    در پایان سخن کوتاه است و مفهوم ساده: «شروع دوباره جنگ برابر است با سخت‌ترشدن زندگی مردم.» در این‌روزها که بخش قابل‌توجهی از اقشار جامعه درآمدی حدود ۱۰۰‌دلار در ماه دارند و هزینه‌های زندگی فراتر از توان آنها بوده آغاز مجدد درگیری‌ها به‌مثابه پایان زندگی عادی است. کارگران و کارمندانی که با تلاش فراوان تا پیش از زمستان سال گذشته زندگی می‌کردند اکنون در انتظار سرنوشت خود در سایه این‌جنگ هستند. جامعه دیگر توان مقابله با این‌همه مشکلات را ندارد. تنها کافی است کمی بیندیشیم که اگر این‌وضعیت ادامه یابد چه فاجعه‌ای در انتظار کشور خواهد بود. مردم بردبار ایران این‌روزها درمعرض هزاران مشکل اجتماعی قرار گرفتند و ادامه این‌وضعیت آنان را به‌دره‌ای پر از سختی و ناامیدی پرتاب خواهد کرد.

  • غارت «زندگی» / سیل بی‌پایان بدبختی‌ها کی تمام می‌شود؟

    غارت «زندگی» / سیل بی‌پایان بدبختی‌ها کی تمام می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، این‌روزها خیابان‌های شهرهای کشور آرام‌تر از همیشه شده است. هیاهوی بازار، رفت‌وآمد کارمندان، شلوغی بانک‌ها، صف‌های موزه‌ها و پرواز پی‌درپی هواپیماهای مسافربری جای خود را به‌سکوت و ابهام داده است. در دوره ۴۰روزه منازعه بسیاری از مشاغل «چه به‌صورت مستقیم و چه غیرمستقیم» هدف حملات قرار گرفتند و بسیاری را به‌اجبار خانه‌نشین کرد. از شرکت‌های مسافری و مراکز تاریخی-فرهنگی گرفته تا دستفروشان و کاسبان مراکز خرید «دیگر مانند قبل» حتی شاهد بازار حداقلی نیز نیستند. مشکلات اقتصادی و معیشتی که پیش از اسفندماه۱۴۰۴ کشور را تحت تاثیر قرار داده بود حال با تلفیق چاشنی تلخ جنگ وضعیت را برای بسیاری سخت‌تر کرده؛ موضوعی که معیشت‌ میلیون‌ها نفر را تحت‌تاثیر قرار داده و نگرانی‌های زیادی درپی دارد. این وضعیت اما با تداوم شرایط «نه جنگ و نه صلح» شدت یافته و با تمدید آتش‌بس بدون انقضا بازار و کسب‌وکارهای کشور وارد یک‌شوک عظیم شدند.

    بسیاری نمی‌دانند که آیا باید دوباره فعالیتشان را از سر بگیرند یا خیر؟ از طرف دیگر شرکت‌هایی که به‌خاطر مشکلات مالی به‌سمت تعدیل نیرو رفتند نمی‌دانند چگونه چرخه فعالیت را مجددا به‌حرکت درآورند. اینترنت قطع است، نرخ ارز سرسام‌آور بالا رفته، قدرت خرید مردم کاهش یافته و عملا حتی خواست شروع دوباره فعالیت‌ها را نیز از مشاغل گرفته است. تداوم این وضعیت می‌تواند مخاطرات زیادی از نارضایتی‌های شدید اجتماعی گرفته تا آسیب‌های جدی به‌طبقات مختلف جامعه و رشد بحران‌های اجتماعی به‌همراه داشته باشد.

    نابودی، نتیجه قطعی اینترنت

    یکی از مهم‌ترین و شاید پرجمعیت‌ترین بخش‌های کسب‌وکار که در نتیجه جنگ و تبعات آن در خطر فروپاشی کامل قرار گرفته مشاغل اینترنتی و حوزه‌های مرتبط با آن است. جمهوری اسلامی پس‌از اصابت اولین موشک‌ها به‌سرعت دستور انسداد اینترنت را صادر کرد و عملا دیواری عظیم بر سر راه معیشت مشاغل اینترنتی کشید. آمارهای موجود نشان می‌دهد که حدود ۱۰تا۱۵میلیون‌نفر از طریق فضای مجازی چرخ زندگی خود را می‌چرخانند. حال با قطعی اینترنت که ۶۶‌روز ادامه یافته صاحبان کسب‌وکارهای این فضا در حالت تعلیق به‌سر می‌برند و درآمد آنها با مشکل جدی مواجه شده است. رییس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی با اشاره به‌تبعات قطعی اینترنت برای مشاغل مرتبط با این فضا می‌گوید: اقتصاد دیجیتال در یک‌سال اخیر وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی ساختاری شده به‌گونه‌ای که حدود ۲هزارشرکت تنها بین یک‌تادوماه تاب‌آوری دارند و افت فروش در برخی کسب‌وکارها تا ۷۰‌درصد نیز رسیده است.

    کسب‌وکارهای خرد و متوسط بیشترین آسیب را متحمل شدند و بسیاری از فعالان حوزه شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه اینستاگرام در برخی دوره‌ها عملا به‌مرز توقف فعالیت رسیدند. ادامه این روند می‌تواند به‌تعطیلی یا تعدیل گسترده نیرو منجر شود. ازسوی‌دیگر رییس کمیسیون فروشگاه‌های سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران درباره تبعات این تصمیم می‌گوید که قطعی اینترنت باعث کاهش چشمگیر درآمد فروشگاه‌های فناوری شده و در نتیجه توان مالی آنها برای پرداخت اجاره‌بهای مغازه را نیز به‌شدت کاهش یافته است. وی با اشاره به‌مجموعه‌ای از عوامل و مشکلات انباشته تاکید کرد که فضای فعالیت را برای فروشگاه‌های حوزه تکنولوژی به‌شدت دشوار کرده است. با عنایت به‌آخرین اخبار داخلی این فشارها تنها به‌کاهش فروش محدود نشده و در بسیاری موارد ساختار مالی و توان ادامه حیات این کسب‌وکارها را نشانه گرفته است. بخشی از واحدهای صنفی دیگر از پس هزینه‌ها و شرایط سخت بازار برنیامده و ناچار شدند فعالیت خود را متوقف کرده یا به‌طور کامل تعطیل کنند.

    دستفروشان بر مدار سختی

    بازارها  و برخی خیابان‌ها هیاهو و پویایی خود را مدیون دستفروشان و کسب‌وکارهای خیابانی هستند. از پوشاک و خوراک گرفته تا لوازم منزل و ابزار کار طیف وسیعی از کالاها که به‌قول قدیمی‌ها «از شیر مرغ تا بچه آدمیزاد» را شامل شده ازطریق این قشر در دسترس مردم قرار می‌گیرد. چه موافق حضور آنها در پیاده‌روها و مترو باشید و چه مخالف تردیدی نیست که بسیاری از ما حداقل یک‌بار از دستفروشان خرید کردیم. این شغل که سختی گرما و سرما را به‌جان می‌خرد حتی پیش از جنگ نیز با چالش‌های فراوانی روبه‌رو بود؛ از درگیری با ماموران شهرداری و مساله سدمعبر گرفته تا برخورد برخی رهگذران همواره دشواری‌های خاص خود را داشت. حال با شروع درگیری‌ها در اسفندماه۱۴۰۴ که مقارن با اوج بازار شب عید بود کسب‌وکار بسیاری از این افراد تحت تاثیر شدید قرار گرفت. این قشر که عمدتا به‌دلیل مشکلات معیشتی توانایی برپایی یک‌مغازه ساده را ندارند ناچارند برای امرار معاش در گوشه‌ای از خیابان تلاش کنند. منازعه اخیر معیشت خانواده‌های دستفروشان و کسب‌وکارهای خیابانی را با آسیب جدی مواجه کرد و علاوه بر این مسائل کاهش قدرت خرید عمومی مردم نیز در کسادی بازار این گروه بی‌تاثیر نبوده و بر شدت مشکلات آنها افزوده است.

    موزه ویرانی‌ها

    مراکز تاریخی- فرهنگی به‌عنوان یکی از ارکان مهم اقتصادی و فرهنگی نه‌تنها با آغاز جنگ دچار رکود شدند بلکه پیش از آن نیز به‌دلیل مسائل سیاسی سختی‌های خاص خود را تجربه می‌کردند. از سال۱۳۹۸ با اوج‌گیری تنش‌های سیاسی داخلی و خارجی شاهد کاهش چشمگیر حضور گردشگران خارجی در بازار گردشگری ایران بودیم. از سوی دیگر فقدان تبلیغات و سرمایه‌گذاری کافی در این حوزه باعث شده بود که حتی شهروندان کشور نیز با جاذبه‌های توریستی داخلی خود تا حد زیادی ناآشنا باقی بمانند. در طول یک‌سال گذشته دومورد درگیری و یک‌موج اعتراضات گسترده منجربه تعطیلی‌های بلندمدت در این بازار شد. در اسفندماه۱۴۰۴ با شروع منازعه اخیر محدودیت‌هایی نظیر لغو پروازهای خارجی و داخلی و آسیب مستقیم به‌برخی از میراث تاریخی- فرهنگی فعالان این حوزه را با چالش‌های متعددی روبه‌رو کرد. تازه‌ترین آمارهای رسمی حاکی از آن است که ۱۴۹اثر تاریخی در ۱۸استان کشور دچار خسارت دیده‌اند. این‌وضعیت نشان می‌دهد که حتی پس‌از فروکش‌کردن درگیری‌ها فعالان این حوزه باید منتظر بازسازی، جذب مجدد گردشگران داخلی و خارجی و جلب دوباره اعتماد آنها باشند.

    پروازهای زمین‌گیر شده

    صنعت هوانوردی ایران درپی جنگ اخیر با یکی از جدی‌ترین چالش‌های خود در سال‌های اخیر روبه‌رو شده است. برآوردهای اولیه حاکی از آسیب‌دیدگی حدود ۲۰ فروند هواپیما، خساراتی به‌زیرساخت‌های فرودگاهی و ناوبری و لغو گسترده پروازها است. با این حال تا زمانی که فضای امنیتی ناشی از جنگ به‌طور کامل برطرف نشود ارائه تصویری دقیق از میزان خسارات، نحوه جبران آنها و مسیر بازگشت صنعت به‌شرایط پایدار دشوار خواهد بود و آینده آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. به‌گفته مسوولان به‌دلیل ماهیت امنیتی شرایط اخیر انتشار اطلاعات دقیق در مورد وضعیت هواپیماهای آسیب‌دیده و میزان خسارات وارده با محدودیت‌هایی همراه بوده که ارزیابی جامع و رسمی از ابعاد این بحران را با تاخیر مواجه کرده است. با این اوصاف مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی کشور اعلام کرده که این خسارت‌ها شامل ازدست‌رفتن فرصت جابه‌جایی مسافران نوروزی و آسیب به‌زیرساخت‌های فرودگاهی می‌شود. برآوردهای روزانه نشان می‌دهد که عدم‌النفع شرکت‌های هواپیمایی در تعطیلات نوروز بیش‌از ۷۰۰‌میلیارد‌تومان بوده است. با احتساب ۴۰‌روز تاثیر جنگ مجموع خسارت‌ها به‌حدود ۳۰هزارمیلیاردتومان می‌رسد.

    آسیب‌دیدگی ناوگان هوایی و فرودگاه‌های کشور همراه با زمین‌گیرشدن پروازها معیشت شاغلان وابسته به‌این حوزه ازجمله کارکنان خطوط هوایی، کارگران و کارمندان فرودگاه‌ها و دفاتر فروش بلیط را نیز به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر قرار داده است. علاوه بر این کشور سال‌هاست به‌دلیل تحریم‌ها قادر به‌نوسازی ناوگان هوایی خود نبوده و شهروندان مجبور به‌استفاده از هواپیماهای فرسوده بودند. حال با آسیب‌دیدن ناوگان‌های باقی‌مانده چالش دیگری به‌مشکلات پیشین این صنعت افزوده شده است.

    آموزش در بن‌بست

    طی یک‌سال اخیر نظام آموزشی کشور سال تحصیلی پرچالشی را پشت سر گذاشته است. شروع درگیری‌ها از خردادماه سال گذشته تعطیلات مکرر پاییزی ناشی از آلودگی هوا و بحران انرژی، اعتراضات گسترده دی‌ماه و درگیری دوم در اسفندماه۱۴۰۴ نه‌تنها مدارس و دانشگاه‌ها بلکه بسیاری از مراکز آموزشی خصوصی مانند آموزشگاه‌های زبان، فنی و حرفه‌ای و سایر مراکز آموزشی را نیز مجبور به‌تعطیلی کرده است. این تعطیلی‌های گسترده علاوه بر دانش‌آموزان، کارآموزان و هنرجویان باعث خانه‌نشینی بسیاری از مدرسان و معلمان شد و بحران معیشتی قابل توجهی را برای آنان به‌ارمغان آورد. از سوی دیگر لغو مکرر کلاس‌ها مراکز آموزشی متعددی را در سراسر کشور با مشکلات جدی اقتصادی و خطر ورشکستگی مواجه کرده است. این‌وضعیت علاوه‌بر آسیب‌های معیشتی وارد بر فعالان حوزه آموزش کل نظام آموزش کشور را درمعرض مخاطره قرار داده و آن را به‌بن‌بست کامل کشانده است. به‌گفته کارشناسان تبعات بلندمدت این بن‌بست آموزشی در آینده نمایان خواهد شد.

    صنایع بزرگ بر مدار ویرانی

    جنگ اخیر صنایع و شرکت‌های بزرگ کشور را با فروپاشی و تعدیل نیروی گسترده مواجه کرده است. داده‌های غیررسمی نشان می‌دهد که علاوه‌بر واحدهای تولیدی و صنعتی مراکز تجاری و خدماتی نیز به‌شدت نیروهای خود را تعدیل کردند. برای مثال دیجی‌کالا اعلام کرد که ۲۰۰‌نفر از نیروهای خود را تعدیل کرده است. درحالی‌که خبرهایی از تعدیل گروهی در واحدهای فولادی منتشر شد مدیرعامل فولاد مبارکه در ۲۲فروردین۱۴۰۵ و روابط عمومی فولاد خوزستان در ۲۳فروردین همان ماه این شایعات را تکذیب کرده و بر مدیریت شرایط بدون تعدیل نیرو تاکید کردند. با این حال اخباری مبنی بر وضعیت نامساعد کارکنان پتروشیمی‌ها ازجمله اعزام اجباری به‌مرخصی نامشخص به‌گوش می‌رسد. این‌تعدیل‌ها نگرانی‌هایی را برای دوگروه اصلی ایجاد کرده است. کارگران ساده که به‌سرعت حذف شده و نامشخص است چه زمانی به‌بازار کار بازمی‌گردند و نیروهای حرفه‌ای که موج مهاجرت‌های ناخواسته را تشدید می‌کنند. در همین راستا محمود نجفی‌عرب، رییس اتاق بازرگانی تهران بر لزوم پرهیز بنگاه‌ها از تعدیل نیرو در شرایط بحران تاکید کرد و گفت: شرکت‌های بزرگ با اتکا به‌منابع خود نباید به‌بهانه حفظ سازمان نان کارگران را ببرند.

    زنجیره بحران

    گستردگی مشاغل آسیب‌دیده در جنگ آنقدر زیاد است که صرفا نمی‌توان با یک‌یا دو گزارش این بحران عمیق را بازگو کرد. لیست مشاغل آنقدر بلند است که اگر برای هر کدام مطلب بنویسیم با بحران کاغذ مواجه خواهیم شد. رستوران‌ها، رسانه‌ها، شرکت‌های خصوصی و نیمه‌خصوصی، بازارهای مختلف و صنوف گوناگون طی ۴۰روز جنگ در آستانه فروپاشی قرار گرفتند. اگر سری به‌شعب نمایندگی‌های بیمه و وزارت کار بزنید صف‌های شلوغی را مشاهده می‌کنید که همگی برای دریافت بیمه بیکاری در راهروهای ادارات تردد می‌کنند. فرقی ندارد چه یک‌سال سابقه کار داشته باشید یا ۲۰سال پیام تعدیل آغاز دوران سختی است. جنگ اخیر بیش از آنکه برای طرفین درگیری خسارت‌آور باشد مردم ایران را به‌درد آورده است. در چنین وضعیتی دولت و تصمیم‌گیران حکومتی همواره اعلام می‌کنند که آماده جبران خسارت هستند و نمی‌گذارند سیل بحران‌های اجتماعی کشور را درنوردد اما پرسش اصلی این است که باوجود کسری بودجه، تحریم، تورم، انباشت بدهی و نبود درآمد کافی برای کشور چگونه قرار است این بحران مهار و این سیل بی‌پایان بدبختی‌ها متوقف شود؟

  • کار و زندگی مردم زیر آوار جنگ

    کار و زندگی مردم زیر آوار جنگ

    به گزارش اقتصادران، کمتر کسی تصور می‌کرد جنگی که از اسفندماه۱۴۰۴ آغاز شد، وارد پنجمین هفته خود شود. از همان روزهای نخست، برخی تحلیلگران و حتی سیاستمداران درگیر جنگ، این منازعه را کوتاه‌مدت می‌دانستند و انتظار داشتند درگیری‌ها تنها چند روز ادامه پیدا کند. اکنون اما در سی‌وهفتمین روز جنگی قرار داریم که نه نقطه آغاز روشنی داشت و نه مقصد و هدف مشخصی دارد. جامعه مدام از خود می‌پرسد سرانجام این وضعیت چه خواهد شد. با ویرانی‌های گسترده و ترکش‌هایی که یکی پس از دیگری به حوزه‌های مختلف اصابت می‌کند، بیم آن می‌رود که شرایط زندگی مردم هر روز سخت‌تر شود. از ابتدای شروع منازعه بسیاری از بخش‌ها ازجمله صنعت، معدن، مسکن، حمل‌ونقل و گردشگری وارد فاز بحرانی شده‌اند. برخی شرکت‌ها به فکر تعدیل نیرو افتاده و همین موضوع نگرانی کارگران و کارمندان را دوچندان کرده است. آموزش کشور متوقف شده، قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد و در صورت تداوم این وضعیت، جامعه به‌تدریج وارد دره‌ای بحرانی خواهد شد.

    چراغ کم سوی معیشت

    با آغاز هر تنش و تقابلی نخستین موضوعی که مستقیما تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد معیشت و اقتصاد خانوار است. از پاییز سال گذشته تاکنون مردم با گرانی‌های افسارگسیخته و افزایش بی‌محابای قیمت ارز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. دولت نیز در اسفند‌ماه گذشته نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه را حدود ۸/۷۱درصد اعلام کرد که نشان‌دهنده حجم سنگینی از فشارهای معیشتی بر جامعه است. در این بین قیمت کالاهای اساسی نیز نسبت به پیش از شروع منازعه رشد قابل‌توجهی داشته‌اند. برای نمونه، برخی محصولات لبنی با چند درصد افزایش قیمت مواجه شده‌اند. هرچند کمبود خاصی در عرضه مشاهده نشده اما مساله اصلی درحال‌حاضر همان قیمت‌هاست. در چنین وضعیتی که تهیه یک سبد کالای معمولی حداقل ۳تا۴‌میلیون‌تومان هزینه دارد، حقوق‌ها و حمایت‌های دولتی نیز تاکنون نتوانسته‌اند مشکل را برطرف کنند. یکی از شهروندان بازنشسته در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» می‌گوید: درآمد من تنها حقوق بازنشستگی است که ماهانه واریز می‌شود. اجاره مسکن، هزینه خورد و خوراک، پوشاک و دیگر مخارج همه اینها بر دوش من است. همزمانی جنگ با ایام نوروز نیز باعث شد حتی نتوانم یک جعبه شیرینی برای خانه تهیه کنم. از سوی دیگر افزایش قیمت‌ها مشکل اصلی ماست. از ابتدای شروع جنگ قیمت برخی کالاها مانند لبنیات رشد نسبی داشته است. در این شرایط حتی کالابرگ یک‌میلیون‌تومانی نیز کمکی به کاهش فشارها نکرده است.

    او ادامه می‌دهد: ماهانه ۲۰‌میلیون‌تومان حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنم که ۱۶‌میلیون‌تومان آن صرف اجاره‌بها می‌شود. پرداخت قبوض و شارژ ساختمان نیز حدود ۲‌میلیون‌تومان هزینه دارد و در پایان ماه تنها ۲‌میلیون‌تومان برایم باقی می‌ماند. آیا با چنین مبلغی می‌توان در این شرایط زندگی را اداره کرد؟

    کارگران و کارمندان بلاتکلیف

    یکی دیگر از پس‌لرزه‌های سنگین جنگ، بیکاری برخی کارگران و کارمندان است. با اختلال گسترده‌ای که در اقتصاد کشور به‌وجود آمد، تعدادی از شرکت‌ها و واحدهای تولیدی بزرگ و کوچک به‌دلیل کمبود منابع ناچار به تعدیل نیرو شدند. یکی از زنانی که در یک تولیدی لباس عروس کار می‌کرد در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: با شروع جنگ کارفرما به ما اطلاع داد که فعلا به خانه برویم تا وضعیت مشخص شود. او در پرداخت حقوق اسفندماه نیز با مشکل روبه‌رو شد و فقط توانست بخشی از مزایای ما را پرداخت کند. عیدی هم پرداخت نشد. با آغاز نوروز و پایان تعطیلات سال نو انتظار داشتم به محل کار بازگردم اما چند روز پیش به ما گفتند که تولیدی فعلا تعطیل است و اگر جنگ ادامه پیدا کند احتمالا دیگر باز نخواهد شد. او ادامه می‌دهد:به همراه فرزندم زندگی می‌کنم و تنها نان‌آور خانه هستم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نمی‌دانم چه بر سر زندگی‌مان خواهد آمد. شرایط معیشتی‌ام هر روز سخت‌تر از قبل می‌شود و این فشارها مرا به مرز فرسودگی رسانده است.

    در انتظار اتصال

    با آغاز حملات گسترده ایالات‌متحده و اسرائیل علیه ایران دسترسی به اینترنت بین‌الملل به دستور مقامات امنیتی قطع شد. این اقدام عملا تعداد زیادی از کسب‌وکارهای آنلاین را وارد مرحله بحرانی کرده است. آمارها نشان می‌دهند که حدود ۱۰تا۱۵‌میلیون نفر از طریق فضای مجازی امرار معاش می‌کنند و قطعی گسترده اینترنت، معیشت بخش قابل‌توجهی از جامعه را تهدید می‌کند. یکی از دارندگان آنلاین‌شاپ‌ها در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» اظهار داشت: «در سال گذشته، سه بار شاهد خاموشی اینترنت بودیم که خسارات فراوانی به کسب‌وکار ما وارد کرد. با فرارسیدن ماه اسفند و امید به بازار شب عید، انتظار داشتیم بخشی از ضررهای سال گذشته را جبران کنیم اما با شروع جنگ، تمام امیدهایمان نقش بر آب شد. به جرات می‌توانم بگویم از ۹ اسفندماه تاکنون حتی یک قلم کالا هم نفروخته‌ام و مجبور شده‌ام از پس‌اندازم هزینه کنم.» او در ادامه بیان داشت: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آیا ما مقصر شروع درگیری‌ها بوده‌ایم؟ قطعی اینترنت شاید برای بسیاری عادی باشد اما برای کسانی که از این راه امرار معاش می‌کنند، هر ثانیه‌اش دردناک است. ای‌کاش دولت هرچه سریع‌تر برای این وضعیت اقدامی انجام دهد در غیر این صورت ما به نان شبمان نیز محتاج خواهیم شد.

    آموزش در سراشیبی بحران

    سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ را می‌توان بحرانی‌ترین سال آموزشی پس از پایان همه‌گیری کووید-۱۹ دانست. از اواخر خرداد‌۱۴۰۴، با آغاز جنگ ۱۲‌روزه، تعطیلی‌ها شروع شد و آموزش بار دیگر به خانه‌ها بازگشت. در فصل پاییز نیز آلودگی شدید هوا طی سه ماه، موجب تعطیلات گسترده و اختلال جدی در روند آموزشی کشور شد. با آغاز زمستان اعتراضات گسترده دی‌ماه و تصمیم دولت برای تعطیلی برای سومین‌بار آموزش را به حالت تعلیق درآورد. نهایتا در ۹اسفندماه با اصابت اولین موشک به شهرهای کشور، ‌میلیون‌ها محصل خانه‌نشین شدند و کلاس‌های درس دوباره تعطیل شد. با هر اتفاق پیش‌بینی‌نشده مسوولان نظام آموزشی تاکید می‌کنند که آموزش تعطیل نمی‌شود و از طریق سایت‌ها و پلتفرم‌های مربوطه ادامه خواهد یافت اما تجربه سال گذشته خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد. والدین یکی از دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول در گفت‌وگو با روزنامه «جهان‌صنعت» اظهار داشت: سال گذشته فرزندم را در مدرسه غیردولتی ثبت‌نام کردم. از هزینه‌های گزاف که بگذریم، باید بگویم هرچه پرداخت کردم، عملا دود شد و به هوا رفت. آموزش مجازی نه‌تنها تاثیر مثبتی نداشته بلکه شرایط را بدتر کرده است. کیفیت آموزش به‌شدت پایین است و این موضوع نگرانی مرا از آینده تحصیلی فرزندم دوچندان کرده است.

    یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: هر ترم حدود ۹تا۱۰‌میلیون‌تومان هزینه از ما دریافت می‌شود اما با مجازی شدن کلاس‌ها و زیرساخت‌های ضعیف گاه حتی نمی‌توانیم وارد سایت شویم. بارها شده به‌دلیل کندی یا شلوغی سایت نتوانم در کلاس حاضر شوم. در اسفندماه نیز با شروع ترم، بسیاری از اساتید در کلاس شرکت نکردند و اکنون که دومین روز شروع کلاس‌ها در سال جدید است، هنوز هم برخی اساتید یا دانشجویان حضور ندارند. آیا با چنین شیوه‌ای می‌توان آموزش داد؟ علاوه بر هزینه‌های گزاف، وقت و زمان ما قربانی بی‌تدبیری‌ها می‌شود.

    روان جامعه در مرز فروپاشی

    یکی دیگر از دردناک‌ترین پیامدهای هر جنگ، آسیب‌های روانی و فرسودگی روحی است. در دوره‌های موشکباران و حملات هوایی، بسیاری از مردم نگران سلامت خود و خانواده‌هایشان هستند. کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم چنین شرایطی می‌تواند در بلندمدت به بروز مشکلاتی مانند خشونت، اعتیاد، انزوا و حتی خودکشی منجر شود. یکی از شهروندان تهرانی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» وضعیت روحی خود را هنگام آغاز حملات اینگونه شرح می‌دهد: به‌دلیل از دست دادن مادرم سال‌هاست با افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنم. حالا با شروع جنگ هر بار که صدای انفجار می‌شنوم، اضطرابم چند برابر می‌شود و مجبورم برای کاهش فشار روحی دارو مصرف کنم. مدام نگرانم که مبادا موشکی به خانه‌ام اصابت کند. هرچه زمان می‌گذرد و این وضعیت ادامه پیدا می‌کند شدت حملات عصبی و فشارهای روحی‌ام نیز بیشتر می‌شود.

    آوار سال‌ها زحمت

    از ابتدای آغاز جنگ حدود ۱۰۰هزار واحد مسکونی و تجاری در اثر حملات دچار آسیب‌های جدی شده‌اند. تخریب این ساختمان‌ها شاید در کسری از ثانیه رخ دهد اما برای تهیه آنها سال‌ها تلاش، سختی و امید صرف شده است. بسیاری از مردم پس از سال‌ها توانسته بودند در شرایط اقتصادی دشوار امروز صاحب خانه یا کسب‌وکار شوند اما ناقوس شوم جنگ تمام این زحمات را ناگهان بر باد داد. برای نمونه یکی از شهروندان که پس از سال‌ها توانسته بود در تهران منزلی خریداری کند در پی اصابت پرتابه‌ها خانه‌اش را به‌طور کامل از دست داده است. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» می‌گوید: ۱۵سال بود که من و همسرم هرچه درآمد داشتیم پس‌انداز می‌کردیم تا بتوانیم صاحب خانه شویم. روزی که منزل ما تخریب شد، خوشبختانه در خانه نبودیم وگرنه همان‌جا همراه با خانه رویاهایمان از بین می‌رفتیم. اکنون به ناچار در منزل یکی از اقوام ساکن شده‌ایم تا ببینیم چه پیش می‌آید. گاهی به خانه ویران‌شده‌مان سر می‌زنم، لحظه‌ای به آن خیره می‌مانم و می‌بینم حاصل سال‌ها تلاش و رنج چگونه نابود شده است.

    ترکش‌های ویرانگر جنگ

    در پایان باید گفت آنچه بیان شد تنها بخشی کوچک از پیامدهای ویرانگر منازعه‌ای است که دامان جامعه را گرفته است. جنگ به هر شکل و به هر دلیلی پدیده‌ای شوم و ویرانگر است که جز خرابی و نابسامانی نتیجه‌ای به همراه ندارد. امید می‌رود این رنج تلخ هرچه زودتر پایان یابد و مردم دوباره به روزهای آرام و خوش نزدیک شوند.

  • زندگی؛ وقتی آینده نامعلوم است

    زندگی؛ وقتی آینده نامعلوم است

    به گزارش اقتصادران، بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است؛ جنگی که اگرچه در سطح کلان با تحلیل‌های نظامی و سیاسی سنجیده می‌شود، اما در سطح زندگی روزمره، ردپای آن را می‌توان در سبد خرید خانواده‌ها، در صف نانوایی‌ها، در قفسه‌های نیمه‌خالی برخی فروشگاه‌ها و حتی در سکوت خانه‌هایی دید که برنامه‌های سفر نوروزی‌شان را لغو کرده‌اند. حالا اقتصادِ خردِ خانوار، اولین جایی است که تغییر را فریاد می‌زند.

    از «می‌خواهم» به «لازم دارم»: بازتعریف اولویت‌های مصرفی

    در روزهای ابتدایی جنگ، تغییر الگوی خرید به‌سرعت خود را نشان داد. بسیاری از خانوارها، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، خریدهای غیرضروری را کنار گذاشتند. لباس، لوازم دکوری، تفریح و حتی برخی هزینه‌های آموزشی، جای خود را به خریدهای فوری‌تر دادند.

    رعنا، ۳۴ ساله و کارمند یک شرکت خصوصی در تهران، می‌گوید: «قبل از جنگ، برای عید برنامه خرید لباس داشتم، حتی یک سفر کوتاه هم در نظر گرفته بودیم. اما الان فقط به این فکر می‌کنیم که مواد غذایی و دارو داشته باشیم. حس می‌کنم آینده نزدیک قابل پیش‌بینی نیست.»

    این تغییر تنها مختص طبقه متوسط نیست. در جنوب شهر تهران، حمید، راننده تاکسی، روایت مشابهی دارد: «قبلا هر هفته برای بچه‌ها یه چیزی می‌خریدم، الان فقط خرید خونه می‌کنم. حتی بنزین هم حساب‌شده‌تر مصرف می‌کنم.»

    در این میان، داده‌های غیررسمی از افزایش تقاضا برای اقلامی مانند برنج، کنسرو، روغن، داروهای عمومی و حتی آب معدنی خبر می‌دهد؛ الگویی که در بسیاری از بحران‌های مشابه جهانی نیز تکرار شده است.

    سبد غذایی در وضعیت اضطراری: انبار کردن یا بقا؟

    افزایش خریدهای اضطراری، یکی از شاخص‌ترین تغییرات این روزهاست. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد خانوارها بیش از گذشته به خریدهای حجمی روی آورده‌اند.

    الهام، ۴۲ ساله و خانه‌دار، می‌گوید: «قبلا هفته‌ای خرید می‌کردم، الان سعی می‌کنم برای دو یا سه هفته خرید کنم. حتی چیزهایی که شاید لازم نشه هم می‌خرم، فقط برای اینکه خیالم راحت باشه.»

    به گفته برخی فروشندگان، در هفته‌های نخست جنگ، فروش برخی اقلام اساسی تا دو برابر افزایش داشته است. اگرچه هنوز آمار رسمی و دقیقی از تغییرات سبد مصرف منتشر نشده، اما بررسی‌های میدانی و گزارش‌های پراکنده نشان می‌دهد که سهم خوراکی‌ها و دارو در هزینه خانوار به‌طور محسوسی افزایش یافته است.

    از تخریب تا کوچ اجباری: وقتی ۶۶ هزار خانه دیگر قابل سکونت نیست

    در کنار تمام روایت‌های روزمره از تغییر سبک زندگی، یک واقعیت سخت و عددی وجود دارد که مستقیماً به قلب سبد مصرف خانوارها ضربه زده؛ مقیاس تخریب و بی‌خانمانی.

    بر اساس آخرین گزارش‌های رسمی منتشرشده از سوی جمعیت هلال‌احمر، در جریان بیش از یک ماه حملات، بیش از ۸۷ هزار واحد غیرنظامی در کشور آسیب دیده‌اند که از این میان، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار تخریب یا آسیب جدی شده‌اند.

    در برخی برآوردهای به‌روزتر حتی این عدد به بیش از ۹۳ هزار واحد غیرنظامی رسیده که شامل حدود ۷۱ هزار واحد مسکونی است.

    در این میان، تهران به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی آسیب، سهم قابل توجهی داشته؛ به‌طوری که طبق همین گزارش‌ها، بیش از ۲۶ هزار واحد مسکونی در استان تهران آسیب جدی دیده‌اند یا عملاً از بین رفته‌اند.

    این اعداد فقط یک عدد خالی نیستند؛ هر «واحد مسکونی» یعنی یک خانواده، یک زندگی، یک سبد مصرف که ناگهان از حالت عادی خارج شده است.

    وقتی خانه از بین می‌رود یا حتی ناامن می‌شود، الگوی مصرف هم فرو می‌ریزد. خانواده‌ای که مجبور به ترک خانه‌اش شده، دیگر نه خرید ماهانه دارد، نه برنامه‌ریزی، نه حتی امکان نگهداری کالا. مصرف به حداقل‌های قابل حمل تقلیل پیدا می‌کند.

    حمید، ۴۰ ساله که از غرب تهران به شهر شمالی مهاجرت موقت کرده، می‌گوید: «ما دیگه چیزی ذخیره نمی‌کنیم. فقط چیزایی می‌خریم که همون روز یا نهایت یکی دو روز مصرف بشه. چون معلوم نیست فردا کجاییم.»

    در کنار این، هزاران نفر نیازمند اسکان اضطراری شده‌اند؛ از اسکان در هتل‌ها گرفته تا انتقال به مراکز موقت یا خانه اقوام.

    این یعنی شکل‌گیری یک جمعیت قابل توجه از «مصرف‌کنندگان موقت» که رفتار خریدشان به‌شدت متفاوت با قبل از جنگ است.

    نکته مهم‌تر اینجاست که حتی خانوارهایی که مستقیماً آسیب ندیده‌اند، تحت تأثیر همین آمارها رفتار خود را تغییر داده‌اند. دیدن عدد «ده‌ها هزار خانه تخریب‌شده» کافی است تا ذهن مصرف‌کننده از «رفاه» به «بقا» سوئیچ کند.

    در چنین شرایطی، افزایش خریدهای اضطراری، حذف هزینه‌های غیرضروری و حتی مهاجرت‌های موقت، دیگر یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه واکنشی جمعی است.

    مهاجرت‌های موقت: سفر یا فرار از نااطمینانی؟

    در کنار تغییر سبد مصرف، جابه‌جایی‌های جمعیتی نیز یکی از پیامدهای مهم این جنگ بوده است. به‌ویژه در تعطیلات نوروز، که خود به‌طور طبیعی زمان سفر است، این جابه‌جایی‌ها شدت بیشتری گرفت.

    بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای امدادی مانند جمعیت هلال احمر، حجم سفرهای داخلی در هفته‌های نخست جنگ افزایش قابل توجهی داشته است. اگرچه نوروز می‌تواند به‌عنوان یک عامل تقویت‌کننده در این روند در نظر گرفته شود، اما به نظر می‌رسد بخش عمده این جابه‌جایی‌ها ناشی از نگرانی‌های امنیتی و تلاش برای دور شدن از نقاط پرریسک بوده است.

    در گفت‌وگو با ساکنان شهرهای شمالی کشور، نشانه‌هایی از این تغییر دیده می‌شود. سعید، صاحب یک سوپرمارکت در رامسر، می‌گوید: «از وقتی جنگ شروع شده، تعداد مشتری‌ها خیلی بیشتر شده. خیلی‌ها از تهران اومدن و حتی چند هفته موندن.»

    از سوی دیگر، برخی از این مهاجرت‌ها موقتی و رفت‌وبرگشتی بوده است. نازنین، دانشجوی ساکن تهران، می‌گوید: «چند روز اول جنگ رفتیم شهرمون، ولی بعدش برگشتیم چون کار داشتیم. الان خیلی‌ها همین‌طوری بین شهرها در رفت‌وآمدن.»

    رونق در شهرهای میزبان، رکود در شهرهای مبدأ

    این جابه‌جایی‌ها، تأثیر مستقیمی بر کسب‌وکارها نیز گذاشته است. در حالی که برخی مشاغل در تهران با کاهش مشتری مواجه شده‌اند، شهرهای میزبان با افزایش تقاضا روبه‌رو شده‌اند.

    بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد کسب‌وکارهایی مانند رستوران‌ها، آرایشگاه‌ها و فروشگاه‌های محلی در برخی شهرهای شمالی کشور با افزایش قابل توجه مشتری مواجه شده‌اند. در مقابل، در شهرهایی مانند تهران، برخی از این مشاغل با افت نسبی فعالیت روبه‌رو شده‌اند.

    یک آرایشگر در شرق تهران می‌گوید: «کار خیلی کم شده، خیلی از مشتری‌ها اصلا نیستن. یا رفتن شهرهای دیگه یا فعلا این چیزها براشون اولویت نیست.»

    در مقابل، سحر، آرایشگر در نوشهر، روایت متفاوتی دارد: «ما قبلا این‌قدر مشتری نداشتیم. الان حتی وقت هم کم میاریم.»

    با این حال، هنوز آمار رسمی دقیقی از این تغییرات منتشر نشده و این داده‌ها بر اساس مشاهدات میدانی و روایت‌های محلی است.

    جنگ و رفتار اقتصادی: الگویی تکرارشونده در جهان

    آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، پدیده‌ای منحصر به این کشور نیست. در بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌های مشابه، تغییر در الگوی مصرف خانوار یکی از اولین واکنش‌ها بوده است.

    بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، از جمله داده‌های بانک جهانی و سازمان‌های امدادی، در بحران‌هایی مانند جنگ اوکراین یا همه‌گیری کرونا، خانوارها به‌طور معمول به سمت کاهش هزینه‌های غیرضروری و افزایش خریدهای احتیاطی حرکت کرده‌اند.

    برای مثال، در ماه‌های ابتدایی جنگ اوکراین، گزارش‌ها نشان می‌داد که هزینه خانوارها برای مواد غذایی و اقلام ضروری تا بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته، در حالی که هزینه‌های تفریحی به‌شدت کاهش پیدا کرده است.

    این الگو نشان می‌دهد که در شرایط نااطمینانی، رفتار اقتصادی افراد به سمت بقا و مدیریت ریسک تغییر می‌کند؛ روندی که اکنون در ایران نیز قابل مشاهده است.

    اقتصاد در سایه ترس: وقتی آینده نامعلوم است

    یکی از مهم‌ترین عوامل این تغییرات، احساس نااطمینانی نسبت به آینده است. وقتی افراد نمی‌دانند جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، طبیعی است که رفتار اقتصادی خود را محتاطانه‌تر تنظیم کنند.

    رضا، ۴۵ ساله و صاحب یک کارگاه تولیدی، می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌دونه چی میشه. نه می‌تونیم سرمایه‌گذاری کنیم، نه حتی برنامه‌ریزی برای ماه بعد. همه‌چیز در حالت تعلیقه.»

    این تعلیق، تنها در سطح اقتصادی باقی نمی‌ماند، بلکه به لایه‌های روانی زندگی نیز نفوذ می‌کند. بسیاری از افراد از کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و حتی تغییر در الگوهای خواب و تغذیه صحبت می‌کنند.

    تعلیق طولانی: زندگی در میانه‌ «نمی‌دانم»

    اکنون بیش از یک ماه از آغاز جنگ گذشته و آنچه بیش از هر چیز در روایت مردم مشترک است، حس تعلیق است. تعلیقی که نه به گذشته بازمی‌گردد و نه به آینده‌ای روشن متصل می‌شود.

    خانوارها در این مدت، نه‌تنها سبد مصرف خود را تغییر داده‌اند، بلکه نوع نگاهشان به زندگی روزمره نیز دگرگون شده است. بسیاری از تصمیم‌ها موقتی شده‌اند، برنامه‌ها کوتاه‌مدت و امیدها محتاطانه.

    شاید مهم‌ترین تصویر این روزها، نه قفسه‌های خالی یا خیابان‌های خلوت، بلکه ذهن‌هایی باشد که درگیر این پرسش‌اند: «تا کی؟» و «بعدش چه می‌شود؟»

    این جنگ، اگرچه در میدان‌های نظامی جریان دارد، اما در خانه‌ها، در خریدهای روزانه، در انتخاب‌های کوچک و در تعلیق‌های طولانی مردم، به شکلی دیگر در جریان است و ادامه دارد.

  • زندگی در روزگار «جنگ»!!

    زندگی در روزگار «جنگ»!!

    به گزارش اقتصادران، هنوز صدای انفجارها از شهر دور نشده، اما زندگی آرام‌آرام راه خودش را پیدا می‌کند؛ نانوایی‌ها باز هستند، مغازه‌ها نیمه‌فعال‌اند، و مردم میان چک‌کردن خبرها و انجام کارهای روزمره در رفت‌وآمدند. جنگ، این‌بار نه فقط در آسمان و پدافند، که در جزئی‌ترین تصمیم‌های روزمره رسوخ کرده است؛ از اینکه چه چیزی بخریم و کجا برویم تا اینکه بمانیم یا برویم. ایران حالا در موقعیتی ایستاده که تجربه‌اش برای بسیاری از کشورها آشناست: «لحظه‌ای میان شوک و سازگاری، جایی که هنوز ترس هست، اما زندگی هم متوقف نشده است.»

    خانه‌هایی که فرو ریختند، امنیتی که ترک برداشت

    بر اساس اعلام منابع رسمی، در ۲۷ روز پس از آغاز درگیری‌ها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شده‌اند و تمرکز آسیب‌ها به‌ویژه در کلان‌شهرها قابل مشاهده است.

    در تهران نیز، ۲۶ هزار و ۹۲۶ واحد مسکونی و تجاری در تهران درگیر تخریب یا آسیب جدی شده‌اند. همزمان، طبق اعلام نهادهای امدادی، بیش از ۳ هزار نفر معادل حدود ۹۰۰ خانوار به دلیل از دست دادن امکان سکونت، در هتل‌ها یا مراکز اقامتی اسکان موقت یافته‌اند. این اعداد نشان می‌دهد که جنگ پیش از هر چیز «خانه» را هدف می‌گیرد؛ جایی که برای انسان نه فقط یک سازه، که معنای امنیت است.

    از شوک تا عادت؛ ذهن انسان چطور با جنگ کنار می‌آید؟

    مطالعات رفتاری و گزارش نهادهایی مانند صلیب سرخ و سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که واکنش جوامع به بحران‌های جنگی معمولاً در سه مرحله شکل می‌گیرد. در روزهای اول، شوک حاکم است؛ افزایش شدید مصرف اخبار، خریدهای هیجانی و تلاش برای ذخیره‌سازی.

    در فاصله یک هفته تا یک ماه، مرحله تطبیق آغاز می‌شود؛ مردم به تدریج به کار بازمی‌گردند، حساسیت به صداها کمتر می‌شود و روال‌های جدید شکل می‌گیرد. در نهایت، نوعی عادی‌سازی رخ می‌دهد؛ زندگی در کنار خطر ادامه پیدا می‌کند و ترس، جای خود را به احتیاطی دائمی می‌دهد.

    وقتی جنگ هنوز ادامه دارد، اما مغازه‌ها باز می‌شوند

    به گزارش پژوهش‌های منتشرشده درباره جنگ اوکراین، این کشور پس از حدود دو تا چهار هفته شاهد بازگشت نسبی زندگی شهری بود؛ رستوران‌ها باز شدند و مردم به کار برگشتند، در حالی که حملات همچنان ادامه داشت. در ایران نیز نشانه‌هایی از همین روند دیده می‌شود، با این تفاوت که این چرخه سریع‌تر طی می‌شود. تجربه سال‌های متمادی بحران اقتصادی و نااطمینانی، جامعه را به نقطه‌ای رسانده که سازگاری با شرایط جدید، با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد.

    ایران، اوکراین، غزه؛ اعداد چه می‌گویند؟

    به گزارش سازمان ملل، در جنگ اوکراین بیش از ۸ میلیون نفر آواره داخلی شده‌اند و بیش از ۸.۲ میلیون نفر به خارج از کشور پناه برده‌اند. در غزه نیز، به گزارش دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، حدود ۱۹۱ هزار ساختمان، معادل نزدیک به ۶۰ درصد کل ساختمان‌ها، آسیب دیده یا تخریب شده‌اند. در کرانه باختری هم، به گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۱۴۰۰ واحد مسکونی در یک سال تخریب شده است. در ایران اما، بر اساس داده‌های رسمی، از آغاز درگیری‌ها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شده‌اند، رقمی که اگرچه هنوز به سطح ویرانی کامل شهری نرسیده، اما سرعت و تمرکز آن در کلان‌شهرها قابل توجه است.

    چرا ایرانی‌ها کمتر می‌روند؟ الگوی متفاوت جابه‌جایی

    به گزارش کمیساریای عالی پناهندگان، در بسیاری از جنگ‌ها، در همان ماه اول میلیون‌ها نفر ناچار به ترک خانه‌های خود می‌شوند. اما در ایران، الگوی جابه‌جایی متفاوت است؛ بیشتر جابه‌جایی‌ها کوتاه‌برد و درون‌شهری است. خانواده‌ها ترجیح می‌دهند در نزدیکی شبکه‌های حمایتی خود بمانند؛ نزد اقوام، در همان شهر یا در فاصله‌ای کوتاه. به همین دلیل، مهاجرت در ایران بیشتر تعویقی است تا فوری.

    اقتصاد زیر فشار بازسازی

    بر اساس برآوردهای شهری و به گزارش فعالان حوزه ساخت‌وساز، هزینه بازسازی هر متر مربع دست‌کم حدود ۲۰ میلیون تومان است. با در نظر گرفتن ده‌ها هزار واحد آسیب‌دیده، هزینه‌ای چند ده هزار میلیارد تومانی پیش روی اقتصاد قرار می‌گیرد.

    این در حالی است که همزمان، کسب‌وکارهای خرد دچار اختلال شده‌اند، قدرت خرید کاهش یافته و نااطمینانی اقتصادی در حال افزایش است؛ روندی که می‌تواند اثرات بلندمدت‌تری از خود جنگ برجای بگذارد.

    از همدلی تا خستگی؛ جامعه تا کجا دوام می‌آورد؟

    به گزارش مطالعات اجتماعی جنگ، در هفته‌ها و ماه‌های اول، همبستگی اجتماعی افزایش می‌یابد؛ کمک‌های مردمی، تماس‌های بیشتر و شبکه‌های حمایتی فعال‌تر می‌شوند. اما این وضعیت پایدار نیست. داده‌های جهانی نشان می‌دهد پس از سه تا شش ماه، جامعه وارد فاز «فرسودگی جمعی» می‌شود؛ جایی که اضطراب بالا می‌رود، مشارکت کاهش پیدا می‌کند و تمرکز از آینده به بقا تغییر می‌کند. در اوکراین، به گزارش رسانه‌های بین‌المللی، حتی از «خستگی جنگ» به‌عنوان یک پدیده عمومی یاد شده است. در ایران، این نقطه ممکن است زودتر فرا برسد.

    ایرانی‌ها چگونه دوام می‌آورند؟ از طنز تا تاب‌آوری

    در میان تمام این فشارها، یک ویژگی خاص در رفتار ایرانی‌ها دیده می‌شود: توانایی ادامه دادن در دل بحران. به گزارش پژوهش‌های جامعه‌شناختی، استفاده از طنز و شوخی به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی، در جامعه ایران بسیار پررنگ است. شوخی‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند، در واقع راهی برای مدیریت اضطراب‌اند؛ روشی برای اینکه زندگی، حتی در دل نااطمینانی، متوقف نشود.

    در نهایت، آنچه از دل این داده‌ها و تجربه‌ها بیرون می‌آید، تصویری آشنا اما تلخ است: جنگ، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، رفتار انسان را تغییر می‌دهد. از ایران تا اوکراین و غزه، یک مسیر مشترک دیده می‌شود؛ شوک، سازگاری، همبستگی و فرسودگی.

    تفاوت ایران در سرعت این چرخه است؛ جامعه‌ای که سریع‌تر عادت می‌کند و شاید سریع‌تر خسته می‌شود. اما در همین میان، یک واقعیت همچنان پابرجاست: انسان، حتی در ناپایدارترین شرایط هم، راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کند.