برچسب: زباله گردی

  • بازار چندهزار میلیاردی در دل سطل‌های زباله / محمدی: مافیای زباله و پسماند از هر زباله‌گرد ۲۰ تا ۵۰میلیون تومان درآمد دارد

    بازار چندهزار میلیاردی در دل سطل‌های زباله / محمدی: مافیای زباله و پسماند از هر زباله‌گرد ۲۰ تا ۵۰میلیون تومان درآمد دارد

    به گزارش اقتصادران، بانک جهانی پیش‌بینی می‌کند تا سال ۲۰۵۰، در سرتاسر جهان جهان سالانه ۳.۴۰ میلیارد تن زباله تولید خواهد شد. با توجه به این آمار تکان‌دهنده تولید زباله، نیاز به دفع و بازیافت این زباله‌ها اهمیت بیش از پیش پیدا کرده و به منظور مدیریت این ماجرا، شهرداری‌ها به فکر ایجاد ساز‌وکار مناسب برای بازیافت زباله افتادند. در کشورهای پر درآمد همچون آمریکا، سوئد، کره جنوبی و آلمان با رویکردهایی هم‌چون افزایش استفاده مجدد از محصولات پلاستیکی و الکترونیکی، افزایش قابلیت بازیافت محصولات و آگاهی‌بخشی درباره اثرات مخرب تولید هرچه بیشتر زباله از سنین پایین به مدیریت معضل زباله می‌پردازند. در ایران اما در نبود یک سیاست‌گذاری موثر، عدم فرهنگ‌سازی درباره تفکیک زباله و حاشیه سود بالای این بازار، پدیده زباله‌گردی روز به روز گسترش پیدا کرده است. طبق آمارها تنها در شهر تهران روزانه ۷ هزار و ۵۰۰ تن زباله تولید می‌شود که ۷۰ درصد آن زباله تر و ۳۰ درصد آن زباله خشک است.

    شهرداری از تخلف گسترده پیمانکاران و عزم راسخ خود برای برخورد با آن‌ها می‌گوید؛ اجرای طرح نوماند و تعیین محدوده جغرافیایی برای هر پیمانکار از جمله راهکارهایی است که ارائه شده اما به نظر موفقیت‌امیز نبوده است. سازمان مدیریت پسماند از جریمه ۱ میلیارد تومانی پیمانکاران به ازای هر زباله‌گرد خبر می‌دهد و می‌گوید اگر در حوزه استحفاظی هر پیمانکاری تفکیک پسماند خشک از مخازن زباله صورت گیرد، شهرداری برخورد جدی خواهد کرد.

    محمدی می‌گوید: « مافیا و پیمانکاران پسماندهای خشک جمع‌آوری‌شده توسط زباله‌گردها را از طریق کانتینر جابه‌جا می‌کنند که طی ۱۵روز گذشته حدود ۶۰۰تن زباله خشک از این خودروها جمع‌آوری کردیم.»

    در حالی‌که وجود بازار غیر رسمی تفکیک زباله فارغ از گردش مالی کلان برای مافیای منتفع و خارج شدن پول از چرخه اقتصاد رسمی آسیب‌های اجتماعی و بهداشتی فراوانی همچون به کارگیری و بهره‌کشی از کودکان و ایجاد آلودگی و بی نظمی شهری به دنبال دارد، به نظر نمی‌رسد عزم جدی از سوی مسئولین شهرداری برای ورود به این عرصه وجود داشته باشد. اجرای طرح‌های نوپا مانند نوماند برای کنترل پسماندهای شهری بدون ایجاد بستر مناسب فرهنگی و آموزشی در جهت جا انداختن تفکیک زباله در مبدا نتوانسته است در جلب مشارکت شهروندان نقش بزرگی ایفا کند. آنطور که کاربران این سامانه می‌گویند کم بودن مبلغ دریافتی در قبال تحویل پسماندهای قابل بازیافت و تفاوت قیمت قابل توجه با بازار آزاد انگیزه برای مشارکت را کاهش می‌دهد. برای مثال هرگونه پسماند خشک کیلویی ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ تومان توسط شهرداری خریداری شده، و مبلغ نهایی با تاخیر به حساب افراد واریز می‌شود.

    عسکر جلالیان، معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری از ادعای برخی از مراکز دپوی پسماندها مبنی بر همکاری با شهرداری می‌گوید: « برخی مراکز را خالی یا پلمب کردیم که بالای ۵۰ کامیون پسماند در روز در آنجا تردد داشت. خب، برخی از اینها صراحتاً می‌گفتند که با شهرداری قرارداد دارند.» وی همچنین درباره دریافت مجوز رسمی توسط این مراکز نیز می‌افزاید:« برخی مراکز دپوی پسماند در سامانه کسب‌وکارها مجوز گرفته‌اند. همان‌جا و در همان جلسه دادستان دستور داد که لیست و اسامی همه این مراکز را ارائه کنند تا همان روز دستور پلمب همه صادر شود؛ چون اگر مجوزی هم گرفته‌اند، استفاده آن‌ها از مجوز، استفاده صحیح و در چارچوب نیست و نمی‌تواند چنین محملی برای فعالیت باشد.» بیش از ۲ دهه از تصویب قانون مدیریت پسماند می‌گذرد، اما نه شهرداری و نه دستگاه‌های نظارتی دولتی نتوانسته‌اند با شبکه غیررسمی و بزرگ تفکیک و بازیافت برخورد کنند. شبکه‌ای که حالا به درآمدهای چندین هزار میلیاردی دست پیدا کرده و کوتاه کردن دست آن، به فرض وجود اراده کافی هم امری ناممکن به نظر می‌رسد.

  • اقدام عجیب و غیرتخصصی شهرداری تهران در پسماند زباله / سالی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان، ضرر عدم مدیریت پسماند / شیرابه‌ها وارد آب‌های زیرزمینی شده‌اند

    اقدام عجیب و غیرتخصصی شهرداری تهران در پسماند زباله / سالی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان، ضرر عدم مدیریت پسماند / شیرابه‌ها وارد آب‌های زیرزمینی شده‌اند

    به گزارش اقتصادران،  هر روز ۷ هزار تن زباله در تهران روی هم تلنبار می‌شود. قسمت قابل تامل ماجرا این است که بخشی از همین زباله‌ها سر از آب‌های سطحی و زیرزمینی  درمی‌آورد.

    تهران هر روز با کوهی از زباله بیدار می‌شود؛ کوهی که بی‌هیچ ظرفیت مشخصی راهی آرادکوه می‌شود و شیرابه‌هایش آرام‌آرام در دل خاک و آب‌های زیرزمینی نفوذ می‌کند. تهدیدی که هر لحظه می‌تواند به بحرانی بزرگ مبدل شود. در حالی‌که همین زباله‌ها توانایی تبدیل‌شدن به منبعی برای تولید  مواد اولیه، انرژی و گاز دارند.

    در این خصوص ابوعلی گلزاری، مدرس دانشگاه و متخصص مدیریت پسماند در گفت‌وگویی مطرح کرد: «عدم مدیریت پسماند هر سال حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به کشور آسیب می‌زند. اگر مدیریت صحیحی وجود داشت، این امر می‌توانست ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار سود برای کشور به همراه داشته باشد.»

    حتی خود شهرداری هم از کود پسماند شهری استفاده نمی‌کند

    ابوعلی گلزاری  گفت: «از همان ابتدای مسیر، زباله‌ها به‌شیوه‌ای نادرست جمع‌آوری می‌شوند؛ چراکه ما عملاً تفکیک زباله نداریم. وقتی تفکیک اتفاق نمی‌افتد، پسماندهایی که باید به بخش کمپوست بروند و تبدیل به کود شوند – یعنی همان پسماندهای فسادپذیر که حدود ۷۰ درصد کل زباله‌ها را تشکیل می‌دهند – بصورت مخلوط از پسماندهای خطرناک مثل باتری و تیز و برنده مثل شیشه گرفته تا لامپ راه به محصول نهایی یعنی کود نهایی تولید می شود.»

    وی افزود: «در ابتدای فرآیند پردازش، برای اینکه کیسه‌ها باز شوند، از سرندهایی استفاده می‌کنند که با تیغه‌هایشان کیسه‌ها را پاره می‌کنند. همین باعث می‌شود شیشه‌ها و باتری‌ها خرد شوند و همراه پسماندتر به بخش موسوم به «زیر سرند» بروند. نتیجه این است که در انتها کودی که تولید می‌شود، پر از شیشه، فلزات سنگین و ناخالصی‌های دیگر است. چنین کودی مرغوبیت لازم را ندارد و خریدار هم پیدا نمی‌کند. حتی شهرداری تهران و سازمان فضای سبز هم حاضر به استفاده از آن نیستند.»

    تولید بایوگاز در ناترازی انرژی کنونی حیاتی است

    این کارشناس محیط زیست گفت: «در تهران روزانه حدود ۵۰۰۰ تا ۵۵۰۰ تن پسماندتر داریم، در کنار آن ۱۰ تا ۱۵ درصد پسماند خشک ارزشمند و ۱۰ تا ۱۵ درصد پسماند خشک غیرارزشمند. در دنیا برای مدیریت همان ۷۰ درصد پسماند تر، از «دایجستر» استفاده می‌کنند؛ دستگاهی که پسماند را به بایوگاز تبدیل می‌کند. حاصل کار هم گاز است و هم کود مرغوب، که هر دو ارزشمند هستند. در شرایط ناترازی انرژی، این گاز می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. برای هر یک تن پسماندتر در تهران می‌توان بین ۲۰ تا ۵۰ مترمکعب گاز تولید کرد.»

    وی افزود: «با این حال، حدود ۱۰ سال پیش شهرداری تهران سرمایه‌گذاری بزرگی کرد و در آبعلی واحدی با ظرفیت ۳۰۰ تن در روز برای تولید بیوگاز راه‌اندازی شد. اما به‌دلیل تصمیمات نادرست مدیران غیرمتخصص، دستگاه‌هایی خریداری شد که به درد پسماند شهری نمی‌خورد. در سال ۱۳۹۰ میلیاردها تومان پول مالیات شهروندان هزینه شد، ولی تا امروز حتی یک مترمکعب گاز هم از آن تولید نشده است.»

    زباله‌های غیرارزشمند می‌توانند سوخت صنایع باشند

    گلزاری گفت: «ما ۷۰ درصد پسماند تهران را پسماندتر تشکیل می‌دهد که باید به کمپوست یا گاز تبدیل شود، اما این اتفاق نمی‌افتد. از ۳۰ درصد باقی‌مانده، حدود ۱۰ درصد خشک و ارزشمند است که زباله‌گردها جمع‌آوری می‌کنند و ۱۰ تا ۱۵ درصد ریجکت شامل پوست چیپس، پفک، لیوان کاغذی است که ارزش اقتصادی بازیافت آن‌ها پایین است و صرفه ندارد. در این موارد بهتر است از زباله‌سوز استفاده شود.»

    وی یادآور شد: «حتی برای این زباله‌ها هم نیازی به زباله‌سوز نیست، چون همه را فشرده کرده و به سوخت مشتق از زباله تبدیل می‌کنند که در برنامه هفتم توسعه ذکر شده است. این سوخت می‌تواند در صنایع سیمان یا فولاد به همراه سایر سوخت‌ها مصرف شود، چون به راحتی می‌سوزد.»

    در اقدامی عجیب و غیرتخصصی به سراغ زباله‌سوز ۶۰۰۰ تنی می‌روند/ یک تن زباله الکترونیکی خطرناک در کوره‌های آجرپزی برای ۵۰ گرم طلا می‌سوزد

    این متخصص مدیریت پسماند گفت: «از پسماندتر می‌توان گاز تولید کرد و از پسماند غیرارزشمند انرژی گرفت. با این حال، شهرداری تهران اقدام عجیب و غیرتخصصی انجام می‌دهد: برای هفت هزار تن زباله روزانه که پنج هزار تن آن پسماندتر است، به سراغ زباله‌سوز ۶۰۰۰ تنی می‌رود. در حالی که همین حالا زباله‌سوز ۲۰۰ تنی موجود هم نمی‌تواند خوراک کافی دریافت کند و نیمی از سال یا خاموش است یا در حال اورهال قرار دارد. این دستگاه‌ها آلودگی زیادی هم دارند و مصرف آب بسیار زیادتر در این بحران آبی کشور. در این بحران آبی و ناترازی انرژی بنظر شما از این پسماندها انرژی تولید شود بهتر است یا انرژی و آب برای امحا این پسماندها هدر رود؟! »

    وی افزود: «البته پسماند سوزی در حومه شهر تهران فوران می کند و هر روز شاهد این پسماند سوزی غیرقانونی هستیم و در اطراف تهران و کرج زیاد مشاهده می‌شوند.  در برخی موارد زباله‌های الکترونیکی را در کوره‌های آجرپزی می‌سوزانند تا تنها مقدار کمی طلا استخراج شود؛ یک تن زباله برای ۵۰ گرم طلا.»

    عدم مدیریت پسماند سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به کشور آسیب می‌زند/ مسأله تفکیک زباله به حضور شرکت دانش‌بنیان نیاز ندارد

    گلزاری گفت: «عدم مدیریت پسماند هر سال حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به کشور آسیب می‌زند. اگر مدیریت صحیحی وجود داشت، این امر می‌توانست ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار سود برای کشور به همراه داشته باشد. برای مثال، یک آب معدنی ۱۰ هزار تومان قیمت دارد؛ پول آب حدود ۱۰۰۰ تومان است و ۹۰۰۰ تومان باقی‌مانده مربوط به بطری است. یعنی شما فقط هزار تومان را مصرف کرده‌اید و مابقی دور ریخته می‌شود. در این میان، شهروند هیچ بهره‌ای نمی‌برد و انگیزه همکاری او برای تفکیک زباله کاهش می‌یابد.»

    وی یادآور شد: «هر تن پسماندتر بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ لیتر شیرابه تولید می‌کند و روزانه در کشور حدود ۱.۵ میلیون لیتر شیرابه تولید می‌شود، اما متأسفانه حتی یک تصفیه‌خانه اصولی برای تصفیه این شیرابه‌ها وجود ندارد. قرار است با شرکت‌های دانش‌بنیان برای مدیریت شیرابه‌ها همکاری شود، اما من با این شرکت‌ها موافق نیستم. دلیل این مخالفت این است که بسیاری از مسائل مدیریت پسماند ما مرز علم نیست که یک شرکت دانش‌بنیان بتواند آن را حل کند؛ بسیاری از این شرکت‌ها بیشتر محلی برای کسب درآمد شده. مسأله مدیریت پسماند نیاز به حضور شرکت دانش‌بنیان نیاز ندارد چون مسائل مدیریت پسماند ایران اصلا در مرز علم یا نیاز به فناوری پیچیده ندارد خیلی ساده‌تر از این صحبتهاست فقط همت میخواهد و بس.»

    شیرابه‌ها وارد آب‌های زیرزمینی شده‌اند/ آنالیز آب های چاه پایش در کهریزک چه به ما می‌گوید؟ 

    این کارشناس محیط زیست گفت: «مدیریت پسماند الان بالای صد سال است در دنیا داره انجام میشه و بسیار پخته است و نیازی به نوآوری در این بخش نیست همان تجربیات دنیا بومی‌سازی شود کل مسئله حل شده. و نیازی به روش‌های پیچیده دانش‌بنیان نیست. در حال حاضر شیرابه‌ها بدون شک وارد آب‌های سطحی و زیرزمینی می‌شوند و شامل فلزات سنگین بالا، میکروپلاستیک بسیار زیاد و مواد آلی پایدار هستند که به راحتی از بین نمی‌روند و آسیب‌هایشان بسیار گسترده است.»

    وی مطرح کرد: «آیا چاه‌های پایش وجود دارد؟ آیا در پایین دست کهریزک چاهی زده‌اند تا آب زیرزمینی را بررسی کنند و مشخص شود آرادکوه چه تأثیری بر آن داشته است؟»

    شهروندان تفکیک می‌کنند، شهرداری قاطی

    گلزاری گفت: «شهروندان دغدغه‌مند آشغال‌های خود را تفکیک می‌کنند، اما شهرداری سر کوچه آن‌ها را قاطی کرده و می‌برد. در حال حاضر، دولت هر مشکل را گردن مردم می‌اندازد؛ از کم‌مصرف کردن آب گرفته تا مدیریت پسماند که با سوءمدیریت روبه‌روست. اگر قرار است تنها شهروندان همه مشکلات مدیریت پسماند را حل کنند، پس چرا مالیات می‌دهیم؟ قبلاً با یک زنبیل همه چیز را خریداری می‌کردیم و ساعت ۹ آشغال‌ها را دم در می‌گذاشتیم، اما اکنون شهرداری سطل زباله را سر کوچه قرار داده است. اگر این سطل‌ها حذف شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ زباله‌گردها حذف می‌شوند، سگ‌ها و گربه‌هایی که از زباله تغذیه کرده و آسیب می‌زنند، جمع‌آوری می‌شوند. شیرابه‌هایی که سر کوچه جمع شده‌اند و نازیبایی بصری ایجاد کرده‌اند نیز کاهش می‌یابد.»

    وی افزود: «اگر هر ساختمان سطل جداگانه داشته باشد، می‌توان تشخیص داد کدام شهروندان تفکیک کرده‌اند و کدام نکرده‌اند. در این صورت می‌توان به مردم هشدار داد یا دیگران را تشویق کرد، اما وقتی سطل‌ها سر کوچه‌اند، هیچ کس نمی‌فهمد کدام شهروند تفکیک کرده است. همچنین باید به تولیدکنندگان محصولات نیز توجه داشت. طبق قانون، از کارخانه‌ها پول بازیافت دریافت می‌شود؛ آن‌ها یا باید پسماند خود را مدیریت کنند یا هزینه آن را به سازمان محیط زیست یا شهرداری پرداخت کنند. آیا ما شاهد امتداد مسئولیت تولید کننده در انتهای چرخه هستیم و محیط زیست و شهرداری به تعهدات خود تاکنون عمل کرده اند؟ .»

    در صورت انتقال آرادکوه فقط جهنمی جدید می‌سازیم

    این استاد دانشگاه گفت: «در مورد انتقال آرادکوه، حدود ۱۰۰ میلیون تن پسماند هم اکنون به‌طور سرانگشتی در آراد کوه دفع شده است. نمی‌توان صورت مسئله را پاک کرد. ما آمدیم و محل جدیدی برای انتقال و دفن پسماند در نظر گرفتیم، پس از مدتی دوباره جهنمی مشابه شکل خواهد گرفت. مساله حل شد؟! ضمناً زیرساخت لازم برای این انتقال وجود ندارد.»

    وی افزود: «اکنون عملا پیمانکاران به دولت‌ها راهکار ارائه می‌دهند، اما برای اجرای واقعی نیاز به استفاه از متخصصین، ایجاد زیرساخت، خرید دستگاه و تجهیزات داریم. .»

    مدیریت بهتر، کار زباله‌گردها را زیر سوال می‌برد/ ۱۰ درصد تفکیک توسط زباله‌گردها انجام می‌شود

    این متخصص مدیریت پسماند گفت: «با جمع‌آوری واحدهای غیرمجاز، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه ۴۵۰ واحد ایجاد شده‌اند، در حالی که شهرداری و محیط زیست از آن بی‌اطلاع بوده‌اند. وقتی یک اتاق در یک ساختمان مسکونی را تجاری کنید، حتی برای یک ماه فورا جریمه می‌شوید، اما این واحدها بدون زیرساخت تفتیش و نظارت شکل گرفته‌اند. شهرداری اعلام می‌کند پسماند خشک باید از فیلتر آن عبور کند تا سهمی دریافت شود و همین موضوع باعث شده این واحدها به وجود آیند. در واقع، حدود ۱۰ درصد تفکیک توسط زباله‌گردها انجام می‌شود و شهرداری هیچ اقدامی نمی‌کند. کار زباله‌گردها از نظر قانونی اشتباه است، اما همین مقدار تفکیک انجام شده نشان می‌دهد که اگر مدیریت و تفکیک بهتری وجود داشت، کار آن‌ها بیشتر زیر سوال می‌رفت.»

    وی افزود: «در این میان باید به حل مسأله پرداخت. شهرداری و محیط زیست قادر نیست جلوی فرسایش محیط زیست، آب و خاک را به تنهایی بگیرد. محیط زیست به عنوان ناظر، وظایف ترک‌فعل و نظارتی دارد و همت می‌خواهد، اما در عمل، حتی اگر یک صنعت کوچک در یک روستا دودش بلند شود، محیط زیست او را جریمه و پلمپ می‌کند، در حالی که کل شهرداری کشور اقدام جدی برای مدیریت پسماند انجام نمی‌دهند و آب از آب تکان نمی‌خورد.»

    برای جلوگیری از بحران، ناچار به اقدامیم/ با ناترازی نیروی انسانی روبه‌رو هستیم

    در نهایت این متخصص محیط زیست گفت: «با این حال هنوز فرصت جبران باقی است و ناچار به اقدام هستیم. مشکل اصلی نه تجهیزات است و نه انتقال پسماند، بلکه ناترازی نیروی انسانی است. تنها وقتی متخصصان واقعی پای کار باشند، می‌توان امید داشت که در مدیریت پسماند و محیط زیست تغییرات مثبت رخ دهد. ما تعداد زیادی فارغ‌التحصیل دلسوز محیط زیست داریم، اما اگر آن‌ها سر کار نباشند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.»

  • استثمار زباله‌گردان توسط مافیای زباله / بیش از ۸۰ درصد زباله‌گردها اتباع غیرایرانی هستند

    استثمار زباله‌گردان توسط مافیای زباله / بیش از ۸۰ درصد زباله‌گردها اتباع غیرایرانی هستند

    به گزارش اقتصادران، عسگر جلالیان معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستر در خصوص وضعیت زباله‌گردی در شهر تهران اظهار کرد: یکی از دغدغه‌های جدی ما در وزارت دادگستری موضوع زباله‌گردی است.

    معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری تصریح کرد: با پدیده زباله‌گردی به شدت مخالف هستیم، این موضوع بستر بسیاری از آسیب‌های های اجتماعی است.

    جلالیان ادامه داد: تاکنون ۶۰۰۰ زباله‌گرد در تهران شناسایی شده‌اند که از این تعداد، بیش از ۴۵۰۰ نفر ساماندهی شده‌اند. متأسفانه، بیش از ۸۰ درصد زباله‌گردها اتباع غیرایرانی هستند که بسیاری از آن‌ها اقامت غیرمجاز دارند.

    وی تأکید کرد: هر زباله‌گردی که در سطح شهر مشاهده شود، بلافاصله جمع‌آوری شده و مدارک هویتی وی بررسی می‌شود. در صورتی که غیرمجاز باشد، تحویل مراکز و در نهایت از کشور اخراج می‌شود. عملکرد شهرداری تهران در ساماندهی موضوع زباله‌گردی جای تقدیر و تشکر دارد.

    وی همچنین از شهروندان خواست که در مقابله با پدیده زباله‌گردی با شهرداری همکاری کنند. شماره ۱۳۷ برای گزارش حضور زباله‌گردها در نظر گرفته شده است و از مردم درخواست شد هرگونه فعالیت مرتبط با زباله‌گردی را به شهرداری اطلاع دهند.

    جلالیان در پایان خاطرنشان کرد: بسیاری از این افراد توسط مافیای زباله استثمار می‌شوند و این افراد محتاج یا بی‌کار نیستند، بلکه می‌توانند با مراجعه به سازمان مدیریت پسماند شغلی شرافتمندانه به دست آورند. سازمان مدیریت پسماند مجوز استخدام ۵ هزار نفر نفر را دریافت کرده است.

    در مرحله چهارم طرح ساماندهی آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران درمجموع ۲ هزار و ۴۵۸ نفر از سطح شهر جذب شدند که ۹۷۸ نفر از آن‌ها شامل معتادین متجاهر می‌شدند و هزار و ۴۰۵ نفر نیز بی خانمان و کارتن خواب لحاظ می‌شدند. حدود ۷۴ متکدی هم از سطح معابر و چهارراه های مطرح پایتخت جمع آوری شدند. از بین معتادین متجاهر ۸۴۴ نفر مرد و ۱۳۴ نفر زن بودند. در بین افراد بی خانمان نیز هزار و ۳۱۳ نفر مرد و ۹۲ نفر زن بودند. در بین متکدیان هم ۵۳ نفر آقا و ۲۱ نفر خانم بودند.

  • چالش های برخورد با مافیای زباله‌گردی / از خانه‌های پلاک قرمز تا اتباع غیرمجاز

    چالش های برخورد با مافیای زباله‌گردی / از خانه‌های پلاک قرمز تا اتباع غیرمجاز

    به گزارش اقتصادران، «عبدالمجید رحمانی» دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی کلان‌شهر تهران در خصوص طرح ساماندهی آسیب‌های اجتماعی و تمدید ۳ ماهه دستور قضایی برای اجرای این طرح گفت: اقدامات ما در این طرح در حوزه زباله‌گردی است. ما با دستگاه‌هایی که در شهرداری تهران در این زمینه مسئولیتی را برعهده داشتند از جمله معاونت خدمات شهری، سازمان مدیریت پسماند، شرکت شهربان حریم‌بان و شرکت ساماندهی مشاغل اقدامات‌مان را ادامه می‌دهیم و همچنان کاری که از حوالی عید در این زمینه شروع شده است، ادامه دارد.

    وی ادامه داد: متناسب با این اقدامات نیز برخوردهایی با ماشین‌هایی که اقدام به زباله‌گردی و جمع‌آوری زباله‌گردان می‌شود نیز انجام می‌شود. همچنین برخورد با افراد زباله‌گرد نیز در دستور کار قرار گرفته است و با آن‌ها نیز برخورد می‌شود و اگر این افراد زباله‌گرد نیز از اتباع باشند با هماهنگی اداره کل اتباع و سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران این افراد به مرکز غربال اعزام شده و در آنجا تعیین تکلیف می‌شوند.

    دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی کلان‌شهر تهران تصریح کرد: در مرکز غربال نیز موضوع مجاز یا غیرمجاز بودن اتباع بررسی شده و با توجه به حضور نماینده اداره کل امور اتباع و مهاجران، متناسب با آن اقدامات لازم با این افراد صورت می‌گیرد و ساماندهی این افراد نیز صورت می‌گیرد.

    رحمانی گفت: بحث آسیب‌های اجتماعی کاهش چشمگیری در سطح شهر داشته و ملموس است، اما هنوز هم این آسیب‌ها اتفاق می‌افتد، چراکه متناسب با آن برخوردی که با این افراد انجام می‌شود، مجموعه‌هایی که از این موضوعات سود دارند، تغییر روش و رویه می‌دهند و با ساز و کارهای مختلفی دوباره اقدامات خودشان را انجام می‌دهند که متناسب با آن دوباره مجموعه مدیریت شهری و مجموعه عوامل انتظامی باید برخورد کنند و اقدامات خود را برنامه‌ریزی کرده و جلوتر از اقدامات این افراد پیش‌ بروند.

    وی ادامه داد: در واقع اتفاقی که الان افتاده، این است که این افراد می‌دانند که در تمام مناطق شهر و نواحی شهرداری تهران با آن‌ها که اقدام به زباله‌گردی می‌کنند، برخورد صورت می‌گیرد اما به دلیل منفعت‌هایی که برخی افراد و اشخاص دارند، سعی می‌کنند به روش‌های مختلفی اقدام به این کار کنند.دوستان ما در بدنه شهرداری و مدیریت شهری همه هم و غم‌شان این است که با تمام این عوامل برخورد کرده و در نگه‌داشت پاک‌سازی که اتفاق افتاده اقدام کرده و این پاکسازی استمرار و تداوم داشته باشد، تا انشاءالله این اتفاقاتی که با هماهنگی همه دستگاه‌ها شکل گرفته به حالت قبل باز نگردد.

    دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی کلان‌شهر تهران در پاسخ به این سوال که در دوره‌ای که ساماندهی صورت گرفته است چه تعداد از اتباع شناسایی و به اداره کل امور اتباع و مهاجران تحویل داده شده‌اند، گفت: در مرحله گذشته حدود هزار و ۲۰۰ نفر از اتباع را شناسایی و تعیین تکلیف کردیم، اما آخرین آمار را هنوز دریافت نکرده‌ام و باید از مرکز غربال استعلام کرده و بعد اعلام کنیم.

    رحمانی درباره برخورد با مافیای زباله‌گردی گفت: هماهنگی خوبی بین فراجا، دستگاه قضایی و شهرداران مناطق و نواحی صورت گرفته است و در حوزه ضایعات فروشی و چه حوزه خانه‌های پلاک قرمز که محل تجمع معتادان متجاهر و مواد فروشان است اقدامات خوبی از قبل انجام شده بوده و در این دوره نیز تداوم پیدا کرده است و خانه‌های بیشتری شناسایی شده‌اند و با هماهنگی با این دستگاه‌ها، برخوردهای لازم با اکثر قریب به اتفاق خانه‌هایی که شناسایی شده است با حکم قضایی انجام شده است.

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره سامانه گزارش‌دهی آسیب‌های اجتماعی گفت: اقدامات راه‌اندازی این سامانه تقریبا در مراحل نهایی است.این سامانه به صورت سایت است همچنین در حال ارتقای قابلیت‌های سامانه ۱۳۷ هستیم تا تخصصی‌تر در حوزه آسیب‌های اجتماعی هم این سامانه ورود کرده و شهروندان بتوانند مواردی که در حوزه آسیب‌های اجتماعی وجود دارد را از طریق این سامانه منعکس کرده و متناسب با آن نواحی و مناطق شهرداری تهران عمل کرده و گزارش کار ارائه دهند.

    دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی کلان‌شهر تهران گفت: همچنین در سایت شهر پویا که متعلق به مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی کلان‌شهر تهران است این سامانه‌ها را متصل کرده تا با دسترسی به این سایت و سامانه و سامانه ۱۳۷ شهروندان بتوانند هم از طریق تلفن و هم از طریق سایت و ارسال موقعیت، فیلم و عکس محلی که در آن جا یک آسیب اجتماعی مشاهده شده است را اطلاع دهند تا بتوانیم اقدامات لازم را در اسرع وقت انجام دهیم. انشالله این اقدامات را به صورت آزمایشی در ابتدا در یک یا دو منطقه انجام خواهیم داد و بعد در کل شهر تهران انجام خواهد شد.

  • خروج کارگران از کارخانه به دلیل سیاست های ناعادلانه مزدی / وقتی درآمد 4 ساعت زباله گردی بیشتر از 8 ساعت کارگری است

    خروج کارگران از کارخانه به دلیل سیاست های ناعادلانه مزدی / وقتی درآمد 4 ساعت زباله گردی بیشتر از 8 ساعت کارگری است

    به گزارش اقتصادران، ساعت نزدیکای یازدهِ یکی از شبهای برفیِ اسفند ماه بود. قرار بود ساعت نه و نیم با او گفتگو کنم. دوستی که واسطِ این ارتباط بود، تماس گرفت و گفت: «باز هم سرِ قرار نیامد! اطراف را گشته‌ام، پیدایش نیست. خجالت می‌کشد، فکر نکنم دیگر حاضر به گفتگو شود….»

    این‌بار ناامید شده بودم. «خجالت می‌کشد…» این جمله را در طولِ یک ماهی که قرار بود با واسطه با او مصاحبه کنم، زیاد شنیده بودم؛ هر بار منصرف می‌شد، چون نمی‌خواست نامی از او و حتی نامی از شهری که در آن زندگی و کار می‌کند منتشر شود. اطمینان داده بودم که این اتفاق نمی‌افتد، اما انگار می‌ترسید و حق هم داشت. پیامی برای دوستِ واسط نوشتم و از او خواستم دیگر برود، که تلفن زنگ زد: «بالاخره آمد، داخلِ ماشین نشسته و می‌لرزد، لرزَش که بیفتد، تماس می‌گیرم….»

    ۸ ساعت کار در کارخانه با حقوق ۷ میلیون تومانی / ۴ساعت زباله گردی با درآمدِ ۱۲ میلیون تومانی

    او تا شش ماه پیش کارگرِ یکی از کارخانه‌های تولیدِ وسایلِ پلاستیکی بود و حالا زباله‌گرد است! هوا که تاریک می‌شود، با صورتیِ کاملا پوشیده که فقط چشمانش مشخص است، بیرون می‌آید و سطل‌های زباله را می‌گردد و ضایعات جمع می‌کند. شنیده بودم که چون حقوقِ کارخانه کفافِ هزینه‌های زندگی‌اش را نداده، از آنجا بیرون آمده و به سراغِ زباله‌گردی رفته است. شنیدنِ روایت اما از زبانِ خودش، ابعاد بیشتری از تنگنایِ زنگی‌اش را مشخص می‌کند. تنگنایی که او را از کارِ صنعتی در کارخانه به سمتِ زباله‌گردیِ شبانه با صورتی پنهان و شرمی بی‌نهایت کشانده است.

    تلفن که زنگ می‌زند یک‌راست می‌روم سرِ اصل مطلب؛ می‌دانم که نه وقت دارد و نه تمایلِ چندانی به مصاحبه. چرا از کارخانه بیرون آمدید و چرا به سراغِ زباله‌گردی رفتید؟ «گرانی شد و نتوانستم با ۷ میلیون تومان هم کرایه خانه بدهم و هم خرج خانواده‌ام را جور کنم. از یک جایی به بعد دیگر حقوق، کفافِ هزینه‌ها را نمی‌داد. از کارخانه بیرون آمدم و مدتی دنبالِ کار گشتم، اما همه جا اوضاع همین بود و حداقل حقوق می‌دادند. مدتی بی‌کار بودم تا اینکه مجبور شدم ضایعات جمع کنم و بفروشم.» 

    ۳۸ساله است و یک فرزند دارد و با وجودِ زندگی در حاشیه و محله‌ی فقیرنشینِ شهرش، باز هم نتوانست با حقوقِ ناچیزِ کارخانه، حداقلی‌ترین نیازهای خانواده‌اش را تأمین کند و مجبور به ترکِ کارخانه شد. حالا اما با جمع کردنِ ضایعات، آنطور که خود می‌گوید، درآمدِ متناسب‌تری دارد: «درآمدِ ثابتی ندارم، اما برای ۳ تا ۴ ساعت کارِ شبانه، بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان درمی‌آورم. البته نزدیکِ عید درآمدم بیشتر است، مثلا برای امروز ۷۰۰ هزار تومان کار کردم.» 

    حداقل حقوق روزانه‌ی کارگران برای سال ۱۴۰۲ حدود ۱۷۷هزار تومان تعیین شد و اگر تمام مزایایِ مزدی را هم حساب کنیم، حقوقِ قانونیِ این کارگر با یک فرزند، ماهی حدود ۷ میلیون و ۷۰۰هزار تومان برای ۸ ساعت کارِ روزانه در کارخانه تعیین شده است. حالا اما با ۳ تا ۴ ساعت زباله‌گردی – اگر درآمدِ روزانه ۴۰۰هزار تومان را مبنا قرار دهیم – ماهی حداقل ۱۲ میلیون تومان درآمد دارد.

    منبعِ درآمد این کارگر به جایِ کارخانه حالا دیگر، سطل زباله‌های شهرش است و معلوم نیست با تداومِ حضور هر روزه در کنارِ این سطل‌ها، و با سرکوبِ مدامِ خود برای رفتن به سمتِ چنین کاری، چه بیماری‌های جسمی و روانی‌ای در انتظارش است؟ او در توصیفِ کارِ جدیدش می‌گوید: «کثیفیِ محض است و از آبرویم می‌ترسم، اما چاره‌ی دیگری ندارم. ۳ تا ۴ ساعتِ آخر شب در مسیرِ مشخصی کار می‌کنم. در روشنایی روز نمی‌آیم که دیده نشوم.» 

    کارگری که برای تامین حداقل‌ هزینه‌های زندگیِ خود مجبور به استعفا از کارِ صنعتی می‌شود و سهمش از اقتصاد کشور، زباله‌گردی است. آنطور که او می‌گوید، تنها گزینه‌ی ممکن را برای گذرانِ زندگی انتخاب کرده است. از او می‌پرسم فردِ دیگری را با شرایطِ مشابه می‌شناسد؟ می‌گوید: «اگر به مراکزی که از ما ضایعات می‌خرند بروید مثل من زیاد پیدا می‌کنید، اما فکر نمی‌کنم مصاحبه کنند؛ همه از ترسِ آبرویشان پنهان می‌شوند….» 

    مهاجرت یا تغییر شغل؛ فقط کافیست گزینه‌ی بهتری پیدا کنند

    خروج کارگران از کارخانه‌ها و تمایل به انجامِ کارِ خدماتی و فعالیتهای دلالی، و البته مهاجرتِ کارگرانِ ماهر و نیمه ماهر، یکی از مهم‌ترین معضلاتِ سال‌های اخیر است. معضلی که نمودِ واضحِ سیاستهای مزدی و البته در سطحی فراتر، سیاستهای کلانِ اقتصادی است.

    حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا،  با انتقاد از سیاستهای اقتصادی و البته نظام دستمزدی کشور می‌گوید: یک استثمارِ جدی از نیروی کار در حال شکل‌گیری است. هزینه‌های زندگی بالا رفته و این هزینه روی زندگی مردم اثر مستقیم دارد. حتی نیروی ماهری که بهای خدماتش را افزایش می‌دهد، جای دیگری با ابعاد بیشتری باید هزینه کند. می‌خواهم بگویم نارضایتی عجیبی بین نیروی کار به وجود آمده است؛ هم کسانی که در بازار کار رسمی کار می‌کنند، هم نیروی کار ساده، هم ماهر و هم آنکه کار خدماتی انجام می‌دهد، همه، ناراضی از نظام مزدی هستند.

    راغفر می‌گوید: در این شرایط نیروی کار اگر گزینه‌ی بهتری برای انتخابِ شغل داشته باشد، از شغل خود خارج می‌شود تا اوضاعِ خود را بهتر کند. حالا این خروج از شغل یا از طریق مهاجرت امکان‌پذیر است و یا تغییر شغل.

    این استاد اقتصاد می‌افزاید: امروز شاهد خروج نیروی کار، حتی کارگر ساده و نیمه ماهر، از کشور هستیم. این کارگران معمولا کار در کشورهای همجوار را به کار در ایران ترجیح می‌دهند، چراکه با نرخ تورمِ بسیار، امکانِ دسترسی به حداقل‌های معیشت برای بخشی از خانواده‌ها امکان‌ناپذیر است. همچنین مهاجرتهای گسترده‌ی متخصصین و دانش‌آموختگان دانشگاهی از پیامدهای این وضعیت است و حتی مهاجرت بین دانش‌آموزان هم افزایش یافته است؛ این پدیده‌ای بی‌سابقه در کشور است و همه‌ی اینها به دلیلِ تورم بالا و سرکوبِ دستمزدها است.

    اقدام اساسی: اصلاح نظام دستمزدی

    راغفر می‌گوید: نظام دستمزدی در کشور مسئله‌ی کلیدی و مهمی است و مشکلِ آن برای حالا نیست؛ طی صد سالِ گذشته هزینه‌های بسیاری بابتِ مهاجرت نیروی کار از کشور داده‌ایم؛ اما امروز بیش از هر زمان دیگری با مشکلِ مهاجرتِ نیروی کار مواجه هستیم. به علاوه، تعداد زیادی از نیروهایی که مانده‌اند، به دلیلِ دستمزدِ پایین کارامدی چندانی ندارند و فکر نمی‌کنم که کارامدی نیروی کار هیچ‌وقت تا این اندازه نازل بوده باشد.

    وی ادامه می‌دهد: جالب است که با این وضع، در برنامه هفتم توسعه ۲.۵ درصد از رشد ۸درصدی اقتصاد را به افزایش بهره‌وری نیروی کار نسبت داده‌اند. از همین ابتدا مشخص است که این‌ها شعاری بیش نیست؛ چون بهره‌وری نیروی کار ارتباط مستقیمی با دستمزدِ او دارد. وقتی نیروی کار انگیزه‌ی کافی برای استفاده از تمام توانش را ندارد، پس چنین فرصتی هم به وجود نخواهد آمد.

    این استاد اقتصاد تاکید می‌کند: پیامدهای اجتماعی سرکوبِ دستمزد به شدت زیاد است و بخش قابل توجهی از آسیبهای روحی و روانی روی نیروی کار به خاطر همین سرکوبِ دستمزدهاست. متاسفانه کسی به این پیامدها که نتیجه‌ی سال‌ها سیاستِ اشتباه در نظام دستمزدی است توجه نمی‌کند.

    به گفته‌ی راغفر، دولت و بخش عمومی مسئولِ سرکوبِ مزد است؛ به این علت که این بخش‌ها به دنبالِ انجامِ فعالیت‌های خود با دستمزدهای نازل هستند.

    این استاد اقتصاد می‌گوید: یکی از اصلاحاتِ اساسی در اقتصاد کشور قطعا مسئله‌ی اصلاح نظام دستمزدی است، که بدون آن اصلا امکان اصلاحات در حوزه‌های دیگر اقتصاد امکان‌پذیر نیست.

    افزایش قیمت ارز برای تأمین کسری بودجه

    عرصه بر کارگران هر روز تنگتر می‌شود و زندگی بر آنها سخت‌تر، اما به نظر می‌رسد تصمیم‌گیرندگان، بر تداومِ سیاستِ سرکوبِ مزد کارگران تاکید دارند. آنها همچنان تورم را به مزدِ کارگران ربط می‌دهند و از معذوریتِ خود برای افزایشِ متناسبِ حقوق کارگران می‌گویند. چنانچه داوود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه، در تازه‌ترین اظهاراتِ خود “تورم انتظاری” را  مبنای ملاحظات برای تعیین دستمزد دانسته است.

    راغفر اما مهم‌ترین دلیل افزایش نرخ تورم در کشور را سیاست‌های اقتصادی می‌داند و می‌گوید: همه‌ی این افزایش‌ها به دلیلِ افزایش قیمت ارز است. در واقع با افزایش قیمت ارز برای تأمین کسری بودجه، عملا هزینه‌های زندگی مردم به طور کلی بالا رفته و از طرفی، امکان سرمایه‌گذاری مخدوش شده است. ببینید افزایش قیمت ارز در همین چهار ماهه‌ی بعد از جنگ غزه چقدر بوده! این‌ها آثار مستقیمی روی زندگی همه‌ی مردم دارد.

    به گفته‌ی این استاد اقتصاد، در چنین وضعیتی بخش کارفرمایی هم قربانی سیاستهایی است که افزایش نرخ ارز و تورم‌های ناشی از آن بر کشور و اقتصاد تحمیل کرده و پیامدهای گسترده‌ای به جا گذاشته است.

    وی می‌افزاید: امسال چهارمین سال پیاپی است که کشور با نرخ سرمایه گذاریِ خالص منفی روبه رو است. یعنی میزان سرمایه‌گذاری به قدری نازل است که استهلاک سرمایه‌های موجود را جواب نمی‌دهد و طبیعتا در چنین شرایطی فرصتهای شغلی خلق نمی‌شود. حتی آن‌ها که تمایل به کار با همین حقوق‌های نازل را دارند، شغلی برایشان وجود ندارد. متأسفانه به لحاظ اقتصادی وضع بازار کار بسیار نامناسب است.

    در چرخه‌ی باطلِ نامولدِ این اقتصاد فرو افتاده‌ایم

    راغفر می‌گوید: در حال حاضر خیلی‌ها وارد خرید و فروش‌های کاذب و فعالیتهای دلالی شده‌اند؛ اینها فعالیتهایی است که ارزش افزوده ایجاد نمی‌کند و اتفاقا موجب افزایش هزینه‌های مبادله می‌شود و قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. یعنی این گروه در یک چرخه‌ی باطلِ نامولد در اقتصاد فرو افتاده‌اند.

    وی می‌افزاید: ورود به بازار رمز ارزها هم همین‌گونه است و درآمد کاذب تولید می‌کند؛ جالب است که در این شرایط که کشور برق ندارد به کارخانه‌های تولیدی بدهد، برای تولید رمز ارز مجوز رسمی صادر کرده‌اند! به هم ریختگیِ اقتصاد هر روز پیچیده‌تر می‌شود. وقتی زمان مناسب، اقدامِ مناسب انجام نمی‌دهیم، بعد از مدتی امکان کنترل و مهار نابسامانی‌ها از عهده‌مان خارج می‌شود.

    این استاد اقتصاد  می‌گوید: این وضعیت هشدار جدی برای سیاستگذارانِ بخش عمومی است، این وضع باعث نارضایتی‌ می‌شود و آسیب‌های روحی بسیار گسترده‌ای به دنبال دارد.

  • سهم زنان زباله گرد از گردش اقتصادی طلای کثیف چقدر است؟

    سهم زنان زباله گرد از گردش اقتصادی طلای کثیف چقدر است؟

    به گزارش اقتصادران، مدیریت پسماند و بهداشت دو مورد از خدمات اساسی هستند که بخشی از بحث جهانی درباره توسعه پایدار انسانی را به خود اختصاص داده‌اند. دلیل این امر این است که با وجود چندین دهه توسعه، بخش بزرگی از جمعیت روستایی و شهری کشور‌های با درآمد کم و متوسط فاقد تدارک کافی برای آن خدمات اساسی هستند. ابتدا بیایید در نظر بگیریم که منظور از پسماند و مدیریت زباله چیست.

    جنسیت، مدیریت پسماند و فقر

    مدیریت زباله شامل همه مداخلات در تولید، جمع‌آوری، دفع، تصفیه و استفاده مجدد یا بازیافت مواد دور ریخته‌شده است. حذف و مدیریت زباله، همه در بسیاری از فرهنگ‌ها به شرایط اجتماعی-اقتصادی، وضعیت خاص و همچنین جنسیت اختصاص دارند. جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی از طرق مختلف با مدیریت کلی زباله مرتبط است. فقیرترین و محروم‌ترین افراد در میان فقرا، ازجمله زنان، گروه‌هایی هستند که مدیریت پسماند‌های خانگی و اجتماعی به آن‌ها واگذار شده است؛ از‌جمله مدیریت زباله‌های انسانی و حیوانی، جارو‌کردن خیابان‌ها و نگهداری از فضا‌های عمومی، تفکیک زباله در مبدأ و آماده‌کردن آن برای استفاده مجدد. جمع‌آوری، حمل‌ونقل و دفع زباله‌های جامد از خانوار‌ها و مشاغل، بخش دیگری از مسئولیت زنان در کشور‌های مختلف است. فعالیت‌های مدیریت پسماند مبتنی بر خدمات فعالیت‌های مدیریت پسماند که با پرداخت هزینه یک خدمت مرتبط هستند، معمولا براساس حذف زباله، لجن توالت یا فضولات هستند. چنین خدماتی نه‌تن‌ها دستمزد بسیار کمی دریافت می‌کنند؛ بلکه خطرات بهداشتی و ایمنی را نیز برای افرادی که درگیر آن هستند، به همراه دارد که جبران نمی‌شود.

    انتظار می‌رود جمع‌آوری و دفع زباله در مناطق شهری از طرف مقامات شهرداری یا شرکت‌های خصوصی براساس قرارداد با مقامات انجام شود. در سیستم رسمی، به دلیل نیاز به بلندکردن بار‌های سنگین، مردان عمدتا از طرف مقامات مدیریت پسماند برای رانندگی کامیون‌ها و جمع‌آوری زباله‌ها در حاشیه خیابان استخدام می‌شوند. در کشور‌های در حال توسعه، سرازیرکردن ظروف زباله از سطح خیابان به کامیون‌ها عموما مکانیزه نیست و نیاز به بلندکردن وسایل سنگین دارد که ممکن است مردان برای آن مناسب‌تر باشند. با این حال، رانندگی کامیون‌ها به طور بالقوه می‌تواند از طریق زنان یا مردان انجام شود و اگرچه این شغل هنوز به مردان اختصاص دارد، در برخی کشور‌ها تعداد کمی از زنان نیز در این سمت استخدام شده‌اند.

    باوجوداین تعصب جنسیتی در بخش مدیریت پسماند رسمی، یافته‌های پژوهشی در شهر پورت او پرنس، پایتخت هائیتی، نشان داد که در مشاغلی مانند نظارت و توزین زباله‌های جامد در انبارها، عملکرد زنان در مقایسه با کارمندان مرد مطلوب است. ثانیا برخلاف کارگران مرد، زنان در رسیدن به محل کار دقیق‌تر و در کارکردن با تعداد ساعات توافق‌شده قابل اعتمادتر بودند. این یک مورد مجزا نبود.

    یک مثال را می‌توان از اواگادوگو، پایتخت بورکینافاسو، نیز ذکر کرد؛ جایی که رهبران جامعه اصرار داشتند که مردان برای کار جمع‌آوری زباله استخدام شوند.

    زنان مجبور بودند «در خانه بمانند و از کودکان مراقبت کنند». با این حال، مردان ثابت کردند که کارگران نه‌چندان مسئولیت‌پذیری هستند که به محض اینکه کار دیگری داشتند، کار را ترک کردند. سپس زنان به‌عنوان نیروی آزمایشی استخدام شدند. زنان کار حذف زباله را با رضایت همگان انجام دادند و انگیزه آن‌ها برای استفاده کامل از این فرصت نادر به دست آوردن پول معمولی بود.

    زنان و اقتصاد غیررسمی در مدیریت پسماند

    فعالیت اقتصادی مبتنی بر کالا شامل داد‌وستد اقلام یا مواد با قیمت است.

    درباره مواد ضایعاتی، ارزش کالا از ارزش اصلی اضافه‌شده بر روی اقلام در حال دفع به دست می‌آید و فعالیت بازیافت یا بازیافت براساس جذب این ارزش باقی‌مانده یا حفظ‌ شده است.

    جمع‌آوری غیررسمی زباله از بخش‌های رسمی شهری بخشی مشترک از منابع اقتصاد غیررسمی است.

    زباله‌هایی که جمع‌آوری می‌شوند، در هر دو اقتصاد رسمی و غیررسمی مورد استفاده مجدد یا بازیافت قرار می‌گیرند. رقابت شدیدی در میان فقرای شهری برای جمع‌آوری زباله‌های با‌ارزش‌تر وجود دارد و به طور کلی، زنان در دستیابی به مواد با‌ارزش‌تر اقتصادی بسیار دچار مشکل هستند. زنان نه‌تن‌ها در موقعیت‌های به‌ظاهر آشفته که کامیون‌ها در حال بارگیری هستند و تراکتور‌ها مواد سطحی را در همان مکان فشرده می‌کنند، خطرات بیشتری را برای بازیابی مواد متحمل می‌شوند؛ بلکه دسترسی به اقلام با قیمت بالاتر نیز به‌شدت از طرف مردان کنترل می‌شود. شواهدی از بسیاری از کشور‌ها مبنی بر تقسیم‌بندی جنسیتی متمایز و پذیرفته‌شده در «حقوق» برخی منابع وجود دارد. برای این منظور، تفاوت‌های جنسیتی درباره زنان یا مردان در مراحل مختلف جریان زباله وجود دارد. در جا‌هایی که ایستگاه‌های انتقال زباله وجود دارد، مردان تمایل دارند در آنجا جمع شوند؛ زیرا می‌توانند در تسویه اول به بار‌ها دسترسی پیدا کنند؛ و زنان در محل دفن زباله متمرکز شده‌اند که پایان زنجیره فرصت جمع‌آوری زباله است.

    بسیاری از جمع‌کننده‌های زباله در هر مکان دفع شهری، زنان بالغ و کودکان ۹ ساله بودند. در جایی که ایستگاه‌های انتقال کم وجود دارد یا اصلا وجود ندارد، تعداد زنان در محل تخلیه معمولا از مردان بیشتر است. به‌عنوان مثال درباره کینگستون، جامائیکا، نسبت مردان به زنان در محل دفع پنج به یک است. این تسلط عددی مردان با سطح کنترل مردی که رخ داده بود، مطابقت داشت. سایت دفع به‌عنوان یک قلمرو مردانه در نظر گرفته می‌شد و زنان فقط در آنجا تحمل می‌شدند. دعوا‌ها و زدوخورد‌ها اغلب در محل دفع اتفاق می‌افتاد و گاهی اوقات زنان نیز درگیر آن می‌شدند. مرد اصلی یا رئیس و سردسته که کنترل جمع‌آوری مواد خاص را برعهده داشت، باند‌هایی متشکل از دو یا سه مرد دیگر – «سربازان» خود – را برای جمع‌آوری فلز و شیشه می‌فرستاد؛ بنابراین از دسترسی دیگران به چنین اقلامی جلوگیری می‌کرد.

    این مسئله یک پدیده عمومی در سیستم‌های غیررسمی مدیریت پسماند شهری کشور‌های فقیر است که تمایز آشکار در دسترسی به اقلام با ارزش بالاتر در اختیار مردان است؛ مردانی که فلزات را جمع‌آوری می‌کنند و زنان نیز اقلام غذایی و لباس و دیگر موارد ارزان‌تر را جمع‌آوری می‌کنند. اقلام باارزش مانند ظروف پلاستیکی اقلام از طریق جمع‌کننده‌ها بازیافت می‌شوند یا درباره فلزات به دیگر عوامل در زنجیره بازیافت فلز فروخته می‌شوند. در پورت او پرنس، هائیتی، ۹۴.۷ درصد از رفتگران مرد در مطالعه‌ای که از طریق Noel (۲۰۱۳) انجام شد، اقلام فلزی را جمع‌آوری کردند؛ در‌حالی‌که تنها ۵.۶ درصد از زنان توانسته بودند به این ذخایر دسترسی پیدا کنند. حدود ۹۲ درصد از مردان بطری‌ها را جمع‌آوری کردند و ۱۱ درصد از زنان این کار را انجام دادند. در مقابل، ۶۶.۷ درصد از زنان مواد غذایی جمع‌آوری کردند و ۱۳.۲ درصد از مردان. ۳۳.۳ درصد از زنان در مقایسه با ۷.۹ درصد از مردان لباس جمع‌آوری کردند. ۱۳.۲ درصد از مردان و ۲۲.۲ درصد از زنان چوب جمع‌آوری می‌کردند. ۵.۳ درصد از مردان تایر‌های کهنه را جمع‌آوری کردند و هیچ‌یک از زنان سهمی نداشتند. در فرهنگ‌هایی که مردان تجارت می‌کنند، ممکن است انتظار داشته باشیم که تاجران مواد قابل بازیافت مرد باشند.

    امکان دستیابی به درآمد‌های بالا در سطح صاحبان فروشگاه‌های آشغال و کارگاه‌های بازیافت وجود دارد؛ اما خطر از دست دادن نیز زیاد است. این اغلب منجر به وضعیتی می‌شود که در آن جمع‌آوران زباله یا خریداران دوره‌گرد، نیروی کار احتمالی، بدون اشتغال ثابت باشند و علاوه‌براین با نرخ کم و نامطمئن به دنبال بازدهی کار خود هستند.

    با وجود نابرابری‌های جنسیتی، افرادی که زباله‌ها را از جریان زباله جمع‌آوری می‌کردند، چه زن و چه مرد، توانستند از نظر اقتصادی به دلیل این کار زنده بمانند. مطالعات نشان داده است که برخی از زنان، مواد جمع‌آوری‌شده از محل‌های دفع را بازیافت کرده و توانسته‌اند این مواد را بفروشند. به‌عنوان مثال منسوجات و لباس‌ها شسته و آرایش می‌شدند یا درباره لباس‌های قابل استفاده مجدد، همان‌طور که وجود داشتند یا تغییر شکل می‌دادند، فروخته می‌شدند.

    یک مطالعه در سایت دفع ریورتون در کینگستون، جامائیکا، نشان داد که ۶۳ درصد از زنان تنها درآمد خود را به دسته‌بندی و بازیافت موادی که از زباله‌ها به دست می‌آیند متکی بودند. ۱۰ درصد منابع درآمد مستقلی داشتند (به احتمال زیاد از طرف شرکا یا پدران فرزندان‌شان حمایت می‌شدند)، و ۲۳ درصد ابزار‌های درآمدزایی دیگری داشتند؛ ازجمله مغازه‌ها یا غرفه‌های کوچک، دست‌فروشی‌های دوره‌گرد، یا پرورش دام (همچنین در محل نگهداری). وجوه به‌دست‌آمده در نتیجه فعالیت‌های جمع‌آوری و بازیافت زباله به‌عنوان سرمایه اولیه برای بسیاری از فعالیت‌های کارآفرینی که آن‌ها علاوه بر آن درگیر بودند، عمل کرد.

    زنانی که از ضایعات برای ایجاد سرمایه برای سایر فعالیت‌های کارآفرینی استفاده می‌کردند، در نهایت در موقعیتی قرار گرفتند که از رفتن به زباله‌دان‌ها بکاهند و حتی آن را متوقف کردند؛ بنابراین جمع‌آوری زباله یک فرصت اقتصادی واقعی برای فقرای شهری، به‌ویژه کسانی که در نزدیکی محل‌های دفع زندگی می‌کنند، ارائه می‌دهد. یکی از دلایل این امر چرخه معیوب فقر در خانواده‌های بسیار فقیر است. مشخص است که در بیشتر شهر‌ها حداقل ۳۰ درصد از کل خانوار‌ها را زنانی تشکیل می‌دهند که تنها درآمد دارند و اکثر خانواده‌های بسیار فقیر را زنان سرپرستی می‌کنند که تعداد کمی از آن‌ها دارای مهارت‌های رقابتی در بازار کار هستند. در چنین خانواده‌هایی، درآمدی که فرزندان می‌توانند به دست آورند نیز کاملا ضروری است؛ بنابراین اگر مادران در دفن زباله کار می‌کنند، دختران خود را در جمع‌آوری زباله آموزش می‌دهند که به زندگی کاری خود در این فعالیت ادامه خواهند داد. در بسیاری از موقعیت‌ها مشخص شده است که میانگین درآمد یک زن جمع‌کننده زباله به طور قابل توجهی بیشتر از حداقل دستمزد قانونی ملی است.

    زباله؛ راهی برای ادامه زندگی

    جنبه‌های ارزش افزوده بخش مدیریت غیررسمی پسماند محل‌های دفن زباله و مکان‌های دفن زباله شهری بیش از منابع مستقیم بقای اقتصادی هستند، بلکه منبع اقلامی هستند که به رفاه اجتماعی افرادی که در فعالیت‌های دسته‌بندی و چیدن مشغول هستند کمک می‌کنند. این به بسیاری از زنان اجازه می‌دهد تا برخی از امکانات استقلال اقتصادی را ایجاد کنند. در بسیاری از شهرها، جمع‌کننده‌های زباله در سکونتگاه‌های غیررسمی مجاور ساکن هستند و خانه‌های آن‌ها از مواد بازیافتی از محل دفع، ازجمله تخته سه‌لا، فلز راه‌راه و ورق‌های پلاستیکی ساخته شده است. مشخص شد که حدود ۸۷ درصد از خانه‌ها در کینگستون ریورتون میدوز، در مجاورت محل دفع، به طور جزئی یا کامل از مواد بازیابی‌شده از زباله ساخته شده‌اند. علاوه‌براین تجهیزات خانگی و ظروف آشپزخانه جمع‌آوری‌شده از زباله، تمام اقلامی را که بسیاری از خانواده‌ها در اختیار داشتند، در اختیار آن‌ها قرار می‌داد. برخی از زنان جمع‌کننده ضایعات نیز برای اقلام لباس برای استفاده شخصی کاملا به زباله‌ها متکی بودند. در همین شهرک، حدود ۴۲ درصد از مجموع ۲۰ واحد تجاری کوچک و متوسط (فروشگاه‌ها و…) براساس سرمایه‌های راه‌اندازی به‌دست‌آمده از برداشت در محل نگهداری، متعلق به زنان اداره می‌شد.

    دامپروری همچنین بستر اقتصادی بسیاری از خانوار‌ها را فراهم کرد. تقریبا ۱۲ هزار خوک در جامعه وجود داشت و زنان حدود ۴۸ درصد از عملیات بازیافت پسماند خوک را در اختیار داشتند. این یک منبع درآمد پرسود به دلیل تقاضا برای گوشت خوک و این واقعیت است که هزینه‌های سربار ناچیزی در راه‌اندازی خوک‌ها و حفظ موجودی وجود دارد. تمام غذا برای خوک‌ها از محل دفع به دست آمد.

    سطوح فقر به‌ویژه برای زنان مهم است، زیرا گزینه‌های کاری کمتری برای آن‌ها نسبت به مردان به دلیل مسئولیت‌های فرزندآوری و تربیتی وجود دارد.

    علاوه بر این، فقر آن‌ها از طریق کسب درآمد و توانایی کسب‌وکار در پسماند کاهش یافت.

    جمع‌آوری پوشاک و سایر اقلام مورد نیاز از محل زباله، کیفیت عمومی زندگی آن‌ها را افزایش داده و با این کار آسیب‌پذیری آن‌ها از نظر تسلط و خشونت شریک مرد و سایر مردان کاهش یافته است. بنابراین، کار بر روی سایت‌های دفع، نقش مهمی در بهبود نقش و روابط زنان در خانواده و جامعه محلی آن‌ها داشت.

    همچنین به توانایی زنان در تهیه پوشاک و پرداخت هزینه‌های متفرقه‌ای که برای فرستادن فرزندان‌شان به مدرسه متحمل می‌شود کمک می‌کند.

    جنبه‌های ارزش افزوده بخش مدیریت غیررسمی پسماند محل‌های دفن زباله و مکان‌های دفن زباله شهری بیش از منابع مستقیم بقای اقتصادی هستند؛ بلکه منبع اقلامی هستند که به رفاه اجتماعی افرادی که در فعالیت‌های دسته‌بندی و چیدن مشغول هستند کمک می‌کنند. این مسئله به بسیاری از زنان اجازه می‌دهد تا برخی از امکانات استقلال اقتصادی را ایجاد کنند. بنابراین، کار بر روی سایت‌های دفع نقش مهمی در بهبود نقش و روابط زنان در خانواده و جامعه محلی آن‌ها داشت. همچنین به توانایی زنان در تهیه پوشاک و پرداخت هزینه‌های متفرقه‌ای که برای فرستادن فرزندانشان به مدرسه متحمل می‌شوند کمک می‌کند.

    زنان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های جمعیتی در سراسر جهان هستند و در بسیاری از موارد به دلیل تعصبات مردانه، در معرض طراحی‌های نامناسب سیستم خدماتی، از جمله سیستم‌های جمع‌آوری زباله جامد قرار می‌گیرند. فقر و شرایط نامناسب کار و زندگی زنان کارگر پسماند جامد اغلب به دلیل استثمار آن‌ها توسط مردان مبنایی است که توجه را به اهمیت مالکیت و مدیریت عملیات زباله جلب می‌کند.