برچسب: رکود صنعت

  • مرگ تدریجی صنایع ایرانی زیر سایه وعده‌های پوچ

    مرگ تدریجی صنایع ایرانی زیر سایه وعده‌های پوچ

    به گزارش اقتصادران، ایران در حالی وارد سال ۱۴۰۴ شده‌ که شعار تولید همچنان در صدر ادبیات رسمی باقی مانده است، اما در میدان واقعی اقتصاد، صدای تعطیلی کارخانه ها بلندتر به گوش می‌رسد.

    گرچه از سال ۱۳۹۸ تاکنون، شعار سال در ایران همواره رنگ‌وبوی تولید داشته، اما بررسی داده‌ها تصویری متفاوت از واقعیت صنعت کشور ارائه می‌دهد؛ تصویری از سوله‌های بی‌صدا، خطوط تولید متوقف‌شده و واحدهایی که با کمتر از ظرفیت واقعی فعالیت می‌کنند.

    بر اساس آمار رسمی وزارت صمت، تا پایان خرداد ۱۴۰۲، تعداد ۵۰ هزار و ۹۱۷ واحد صنعتی فعال در کشور به ثبت رسیده بود. این رقم تا پایان سال ۱۴۰۳ به ۵۲ هزار و ۷۰۳ واحد رسید؛ رشدی که در ظاهر مثبت است، اما در باطن، زنگ خطر رکود به‌وضوح شنیده می‌شود؛ زیرا در فروردین ۱۴۰۳، دست‌کم ۶۸۸۵ کارخانه به‌طور کامل تعطیل بوده‌اند و ۷۷ درصد واحدهای فعال با ظرفیت کمتر از توان اسمی خود تولید کردند که به نظر می‌رسد این روند همچنان در سال جاری نیز ادامه پیدا کند.

    حتی شرکت‌های بزرگ نیز از این بحران بی‌نصیب نمانده‌اند. داده‌های سامانه کدال در فروردین ۱۴۰۳ نشان می‌دهد از میان ۱۰ شرکت بزرگ صنعتی کشور، هفت شرکت با کاهش تولید نسبت به سال قبل مواجه بوده‌اند؛ یعنی حتی ستون‌های اصلی صنعت نیز به لرزش افتاده‌اند.

    ناترازی برق و گاز زنجیره تولید کارخانه‌ها را پاره کرد

    ناترازی مزمن در تأمین انرژی در سال‌های اخیر به عاملی تعیین‌کننده در سقوط ظرفیت تولید کشور تبدیل شده است. تنها در سال ۱۴۰۳، بنا بر اعلام وزارت صمت، خسارت صنایع ناشی از کمبود انرژی به بیش از ۳۰۰ هزار میلیارد تومان رسید؛ از این میان، ۱۷۰ هزار میلیارد تومان بابت خاموشی برق و ۱۳۰ هزار میلیارد تومان ناشی از ناترازی گاز بود. این ارقام زمانی معنا‌دارتر می‌شوند که بدانید بنا بر گزارش کمیسیون صنعت اتاق ایران، هر روز قطعی برق معادل ۹۲۱۸ میلیارد تومان خسارت به بخش صنعت وارد می‌کند؛ رقمی که توان ادامه کار را از بسیاری از کارخانه‌ها سلب کرده است.

    واکاوی داده‌های وزارت نیرو نشان می‌دهد، ناترازی برق در آغاز دهه ۱۳۹۰ حدود سه هزار مگاوات بود که در سال ۱۴۰۳ به ۲۰ هزار مگاوات رسید و برای سال ۱۴۰۴ تا ۲۴ هزار مگاوات نیز برآورد می‌شود. این در حالی است که بیش از ۳۶ درصد مصرف برق کشور مربوط به بخش صنعت است، اما این بخش در اولویت قطعی قرار می‌گیرد.

    در حوزه گاز هم وضعیت بهتر نیست. ایران که دومین دارنده ذخایر گاز جهان است با شکاف فزاینده میان تولید و مصرف روبه‌روست؛ شکافی که از حدود ۱۰۰ میلیون متر مکعب در روز در ابتدای دهه ۱۳۹۰ به بیش از ۳۷۵ میلیون متر مکعب در سال گذشته رسیده و در سال جاری از ۴۰۰ میلیون متر مکعب نیز عبور می‌کند.

    بحران انرژی پیامدهای ثانویه مهمی همچون فرار سرمایه از صنعت دارد. در شرایطی که سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در صنعت برق در سال ۱۳۸۷ بیش از ۶.۵ میلیارد دلار بوده، این عدد در سال گذشته به کمتر از نیم میلیارد دلار رسید و به صفر میل کرده است. صنعتگران که از تامین پایدار انرژی ناامید شده‌اند، دیگر رغبتی به توسعه یا حتی حفظ خطوط تولید موجود ندارند.

    در کنار همه اینها، فشار تورم، دشواری در تأمین مواد اولیه، انسداد صادرات و سیاست‌گذاری‌های متناقض ارزی و تجاری، موجب شده بقای تولید برای بسیاری از کارخانه‌ها صرفاً به معنای بقا فیزیکی ساختمان باشد، نه فعالیت اقتصادی؛ نتیجه همه این روندها، چیزی جز شتاب‌ گرفتن روند تعطیلی کارخانه ها، بیکاری گسترده، از دست رفتن بازارهای صادراتی و افول پیوسته صنعت ایران نیست.

    سیستم بانکی نقش خود را در تعطیلی کارخانه ها پررنگ‌تر کرد

    در کنار تحریم‌ها، نوسانات ارزی، فرسودگی فناوری و بی‌ثباتی سیاست‌ها، تنگنای مالی نیز به عامل مهمی در رکود صنعت و تعطیلی کارخانه ها بدل شده است. سیستم بانکی که باید نقش پشتیبان تولید را ایفا کند در سال‌های اخیر به یکی از بازیگران اصلی رکود تبدیل شده است.

    طبق گفته وزیر کشور در سال ۱۴۰۰، دست‌کم ۱۷۹۳ واحد تولیدی به تملک بانک‌ها درآمده‌اند که تنها ۷۵۰ واحد از آنها فعال باقی مانده‌اند. سه بانک کشاورزی، ملی و ملت در صدر این فهرست قرار دارند و این وضعیت همچنان ادامه‌دار و هیچ‌گونه اقدامی برای رفع این موانع انجام نشده است.

    همچنین بررسی‌های اتاق بازرگانی و خانه صنعت ایران در سال ۱۴۰۲ نشان داد بیش از ۷۰ درصد واحدهای صنعتی کوچک کشور با کمتر از ظرفیت واقعی خود فعالیت می‌کردند. کارگاه‌های کوچک که نقش حیاتی در اشتغال‌زایی دارند، بیشتر از هر بخش دیگری در معرض خطر تعطیلی هستند؛ نبود حمایت پایدار، فرسودگی ماشین‌آلات، افزایش هزینه‌های مالیاتی و بانکی و بی‌ثباتی بازار، رمق تولید را گرفته است.

    در حالی که دیگران می‌سازند، چه کسی در کارخانجات ایران را می‌بندد؟

    مقایسه روند فعلی با کشورهای منطقه، عمق بحران را روشن‌تر می‌کند. وزارت صمت عربستان سعودی اعلام کرده که تنها در ژانویه ۲۰۲۵، بیش از ۱۰۳ کارخانه جدید با سرمایه‌گذاری ۹۰۰ میلیون ریال و ایجاد ۱۵۰۴ شغل راه‌اندازی شده‌اند.

    عربستان در چارچوب برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰ سرمایه‌گذاری صنعتی خود را شتاب داده است؛ برنامه‌ای که هدف آن کاهش وابستگی به نفت و تبدیل عربستان به قطب صنعتی و فناوری در منطقه است.

    چین نیز در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۵، نرخ بهره‌برداری صنعتی خود را به ۷۴.۱ درصد رسانده که نسبت به سال قبل افزایش داشته است. این تحرک، نه صدور پروانه یا شعار، بلکه برآمده از سیاست‌گذاری هدفمند و زیرساخت‌سازی مستمر است.

    در حالی که هزاران کارخانه در ایران یا به‌ طور کامل خاموش شده‌اند یا با ظرفیت حداقلی کار می‌کنند، نگاهی به اسناد رسمی توسعه صنعتی کشور، شکاف عمیق میان برنامه و واقعیت را بیش از پیش آشکار می‌سازد. کارخانه کاشی کویر، کاشی شیرکوه، پستیژ، شرکت صنایع الکترونیک تامر، شهرک صنعتی فرامان، برفاب و… نمونه‌های پررنگی از تعطیلی کارخانه‌ها به شمار می‌روند. 

    چشم‌انداز توسعه صنایع ایران که قرار بود تا افق ۱۴۰۴ جایگاه جهانی ایران را در رشته‌های مختلف صنعتی ارتقا دهد، تصویری روشن و پرهیاهو از آینده‌ای ترسیم کرده بود که امروز رنگ واقعیت به خود نگرفته است.

    در این سندها، صنایع ایرانی قرار بود به جایگاهی درخشان دست یابند؛ صنعت خودرو در منطقه اول شود و در جهان به رتبه یازدهم برسد؛ صنعت فولاد به تولید سالانه ۵۵ میلیون تن برسد و هفتم دنیا شود؛ صنعت سیمان ایران با ظرفیت ۱۲۰ میلیون تن، رتبه اول صادرات جهانی را به دست گیرد؛ صنایع نساجی، کاشی و سرامیک، لوازم خانگی و حتی تایرسازی نیز هر کدام برای خود سهمی از بازار جهانی قائل بودند.

    اما آنچه امروز از این اهداف بلندپروازانه باقی مانده، مجموعه‌ای از سوله‌های خاموش، خطوط تولید راکد و برندهایی است که یا از بین رفته‌اند یا به زحمت سرپا ایستاده‌اند. واقعیت این است که تحقق چنین چشم‌اندازهایی بیش از آنکه نشانه آینده‌نگری باشد به وعده‌هایی کاغذی شباهت دارد. بسیاری از کارخانه‌هایی که قرار بود پشتیبان این اهداف باشند یا اساساً در مرحله سرمایه‌گذاری متوقف شدند یا پس از راه‌اندازی در برابر موج مشکلات مالی، اداری و ساختاری دوام نیاوردند.

    سند چشم‌انداز بدون پشتوانه، فرش قرمزی برای رکود و تعطیلی کارخانه هاست

    در دهه ۱۳۸۰، ایران به‌واسطه ثبات نسبی، رشد سرمایه‌گذاری و حمایت‌های صنعتی، شاهد دوره‌ای از رونق کارخانه‌سازی بود. اما پس از آن با تداوم تحریم‌ها، سیاست‌های مالی مبهم و سوءمدیریت، صنایع ایران رو به افول رفت و تعطیلی کارخانه ها دردسرساز شد. امروز، بسیاری از کارخانه‌ها دیگر تنها نامی از گذشته‌اند.

    آنچه ایران نیاز دارد، نه سندهای کاغذی که راهبردهای واقع‌گرا، اجرایی و پایدار است. احیای صنعت تنها با اصلاح سیاست‌های اقتصادی، نوسازی زیرساخت‌ها، و حمایت هوشمند از واحدهای صنعتی ممکن است؛ وگرنه، چشم‌اندازهای روی کاغذ، تنها فرش قرمز برای تعطیلی‌های بیشتر می‌شوند.

  • هشدار فعالان صنعتی؛ زنگ خطر رکود در صنعت به صدا درآمد

    هشدار فعالان صنعتی؛ زنگ خطر رکود در صنعت به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، کاهش رشد نقدینگی در ماه‌های اخیر به دلیل اجرای سیاست‌های پولی انقباضی از سوی بانک مرکزی، به کاهش تقاضا و ایجاد رکود در بخش صنعت منجر شده است. این سیاست‌ها که با هدف کنترل تورم و مدیریت نوسانات ارزی اعمال شده‌اند، محدودیت‌هایی را در تأمین مالی بنگاه‌های تولیدی ایجاد کرده و رشد سرمایه‌گذاری را کند کرده‌اند.

    فعالان صنعتی هشدار داده‌اند که کاهش دسترسی به منابع مالی و افزایش هزینه‌های تولید، به افت تولید و اشتغال در این بخش منجر شده است. در همین حال، کارشناسان اقتصادی معتقدند که اگرچه سیاست‌های انقباضی برای کنترل تورم ضروری است، اما باید با تدابیری نظیر ارائه تسهیلات مالی به صنایع کلیدی و حمایت از صادرات همراه شود تا از تعمیق رکود جلوگیری شود.

    دولت در تلاش است با اتخاذ سیاست‌های متوازن و تقویت زیرساخت‌های تولیدی، آثار منفی رکود را کاهش داده و رشد اقتصادی پایدار را تضمین کند. اما موفقیت این اقدامات مستلزم هماهنگی بیشتر بین سیاست‌های پولی و مالی و جلب اعتماد فعالان اقتصادی است.

    از طرفی رشد نرخ ارز رسمی، طبعتا نقدینه خواهی بنگاه ها را در این دوره بالا برده، که این نکته نیز در تشدید رکود صنعت مزید برعلت است.

    گزارشی هم که مرکز پژوهش‌های مجلس با عنوان «رصد شاخص‌های بخش صنعت منتهی به شش‌ماهه اول 1403» در این زمینه منتشر کرده، نشان‌دهنده رکود عمیق در بخش صنعت ایران است. این گزارش با بررسی شاخص‌های کلیدی تولید، فروش، تورم، سرمایه‌گذاری و اشتغال، تصویر جامعی از وضعیت این بخش ارائه داده و تأکید کرده است که بدون بازنگری جدی در سیاست‌های اقتصادی، روند رکود می‌تواند تشدید شود.

    خلاصه شاخص های بخش صنعت در 6 ماهه 1403 به شرح زیر می باشد:

    رکود تولید و فروش

    بر اساس این گزارش، رکود در بخش صنعت ایران در نیمه نخست سال 1403 به وضوح قابل مشاهده است. این رکود به‌ویژه در صنایع بورسی مهم نظیر چوب و کاغذ، محصولات فلزی به جز ماشین‌آلات و تجهیزات، ماشین‌آلات و تجهیزات، خودرو و قطعات، دارو، کاشی و سرامیک، فلزات پایه، سیمان و منسوجات نمایان شده است.

    این صنایع با رشد منفی در تولید و فروش مواجه بوده‌اند، به‌گونه‌ای که کاهش تقاضا عامل اصلی این روند نزولی تلقی می‌شود. کارشناسان هشدار داده‌اند که در صورت ادامه این وضعیت، رکود تقاضا در ماه‌های آینده می‌تواند به سایر صنایع نیز گسترش یابد.

    مرکز پژوهش‌ها در این گزارش تأکید کرده است که سیاست‌گذاران باید با بازنگری در برنامه‌های اقتصادی و حمایت از تولید، از تشدید رکود در این بخش‌ها جلوگیری کنند. افزایش سرمایه‌گذاری، رفع موانع تجاری و ایجاد زیرساخت‌های لازم از جمله پیشنهادات مطرح‌شده برای بهبود وضعیت این صنایع است.

    هشدار درباره رکود در بخش صنعت

    رشد اقتصادی بخش صنعت ایران از سال 1402 به شدت کاهش یافته و این روند در نیمه نخست 1403 تشدید شده است. رشد ارزش افزوده این بخش در تمامی فصول سال 1402 کمتر از میانگین دو ساله بوده و سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی نیز از سال 1400 کاهش یافته است.

    تحریم‌ها، نوسانات ارزی، کاهش نقدینگی و سیاست‌های کنترلی از دلایل اصلی این رکود هستند. گزارش تأکید دارد که بدون اتخاذ سیاست‌های حمایتی، رکود می‌تواند عمیق‌تر شده و سایر بخش‌های اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. راهکارهای پیشنهادی شامل افزایش سرمایه‌گذاری، بهبود دسترسی به اعتبارات و رفع موانع تجاری است.

    سرمایه‌گذاری و اشتغال

    در سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری در بخش صنعت کاهش یافته و به طور متوسط هر کارگر با سرمایه کمتری مشغول به کار است. این روند، کاهش بهره‌وری نیروی کار را به همراه داشته و نشان‌دهنده گرایش فعالیت‌های صنعتی از سرمایه‌بر به کاربر است. همچنین، در سال 1402 نسبت اشتغال به مجوزهای بهره‌برداری افزایش یافته، اما این رشد نسبت به کاهش‌های گذشته کافی نبوده است.

    تورم و قیمت‌ها

    تورم تولیدکننده بخش صنعت از پاییز 1401 پایین‌تر از تورم مصرف‌کننده بوده است. این امر به رکود تقاضا، سیاست‌های کنترل نقدینگی بانک مرکزی، و سیاست‌های قیمت‌گذاری محصولات صنعتی نسبت داده می‌شود. در تابستان 1403، تنها صنایع چرم و محصولات شیمیایی افزایش نرخ تورم داشته‌اند، در حالی که سایر صنایع روند نزولی را تجربه کرده‌اند.

    مشکلات ساختاری و شاخص مدیران خرید

    تحریم‌های اقتصادی، نوسانات نرخ ارز، محدودیت دسترسی به اعتبارات بانکی، و مشکلات تأمین انرژی از جمله عوامل تأثیرگذار بر رکود صنعت هستند. شاخص شامخ (مدیران خرید)، که نشان‌دهنده میزان اعتماد فعالان اقتصادی است، افت چشمگیری در نیمه نخست سال 1403 داشته است. کاهش موجودی مواد اولیه و سفارشات جدید نیز به محدودیت‌های تولید دامن زده است.

    پیشنهادات سیاستی

    مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش اخیر خود با تأکید بر ضرورت مقابله فوری با رکود بخش صنعت، مجموعه‌ای از پیشنهادهای سیاستی را برای خروج از این وضعیت ارائه داده است. این پیشنهادها بر بازنگری در سیاست‌های اقتصادی، افزایش سرمایه‌گذاری و حمایت از تولید متمرکز هستند.

    1. افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های صنعتی

    یکی از راهکارهای کلیدی برای رونق بخش صنعت، ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای تولید است. این امر شامل سرمایه‌گذاری در توسعه خطوط تولید، بهبود فناوری، و ایجاد شهرک‌های صنعتی مجهز می‌شود. توجه به تسهیل فرآیند صدور مجوزها و حمایت از پروژه‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌تواند انگیزه بخش خصوصی را افزایش دهد.

    2. بهبود دسترسی به منابع مالی و اعتباری

    یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بخش صنعت، محدودیت در تأمین منابع مالی و اعتباری است. گزارش توصیه می‌کند که با اصلاح سیاست‌های بانک مرکزی، امکان دسترسی صنایع به تسهیلات بانکی تسهیل شود. کاهش نرخ سود تسهیلات و ارائه بسته‌های حمایتی ویژه به صنایع کوچک و متوسط (SMEs) نیز می‌تواند از جمله اقدامات مؤثر باشد.

    3. رفع موانع تجاری و تسهیل صادرات

    تحریم‌های اقتصادی و مشکلات تجاری از جمله موانع عمده پیش روی صنایع کشور هستند. پیشنهاد شده است که با اتخاذ سیاست‌های دیپلماتیک برای رفع محدودیت‌های تجاری و همچنین تسهیل فرآیند صادرات، بازارهای بین‌المللی برای تولیدات صنعتی ایران گسترش یابد.

    4. اصلاح سیاست‌های قیمت‌گذاری

    یکی از مشکلات مهم صنایع، قیمت‌گذاری دستوری محصولات صنعتی است. این سیاست‌ها اغلب موجب کاهش سودآوری صنایع شده و قدرت رقابت آن‌ها را تضعیف کرده است. گزارش تأکید می‌کند که اصلاح سیاست‌های قیمت‌گذاری و حرکت به سمت بازار رقابتی می‌تواند انگیزه تولیدکنندگان را افزایش دهد.

    5. حمایت از نوآوری و بهره‌وری نیروی کار

    برای افزایش بهره‌وری در بخش صنعت، باید حمایت بیشتری از تحقیق و توسعه (R&D) و فناوری‌های نوین صورت گیرد. علاوه بر این، آموزش نیروی کار و ارائه مشوق‌های مالی به شرکت‌هایی که در ارتقای مهارت کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌تواند نقش مهمی در بهبود کارایی ایفا کند.

    6. کنترل نوسانات ارزی

    گزارش پیشنهاد می‌کند که با مدیریت مناسب بازار ارز و ایجاد ثبات در نرخ ارز، زمینه‌ای برای کاهش هزینه‌های واردات مواد اولیه و افزایش توان رقابت‌پذیری صنایع فراهم شود.

    این پیشنهادها بر آن است تا از تعمیق رکود در بخش صنعت جلوگیری کرده و زمینه‌ساز بازگشت این بخش به مسیر رشد پایدار شود. مرکز پژوهش‌ها تأکید دارد که اجرای سریع و هماهنگ این راهکارها توسط سیاست‌گذاران و نهادهای اقتصادی کشور می‌تواند از بروز بحران‌های عمیق‌تر در این بخش حیاتی جلوگیری کند.