برچسب: رکود تورمی

  • امسال را باید سال بازگشت اقتصاد کشور به وضعیت رکود تورمی بدانیم / اوضاع وخیم تر خواهد شد

    امسال را باید سال بازگشت اقتصاد کشور به وضعیت رکود تورمی بدانیم / اوضاع وخیم تر خواهد شد

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران در آخرین گزارش خود نرخ رشد اقتصادی را -۰.۱ درصد اعلام کرد. این در حالی است که نرخ رشد بدون احتساب درآمد های نفتی به -۰.۴ درصد هم می‌رسد. این مهم به معنای بازگشت اقتصاد ایران به رکود است. از بهار ۱۴۰۰ تا بهار ۱۴۰۴ نرخ رشد اقتصادی منفی نشده بود ولی پس از چهار سال دوباره اقتصاد شروع کوچک‌تر شدن کرد.

    این مهم در شرایطی است که در اواخر بهار با آغاز یورش ارتش اسراییل به ایران، جنگ ۱۲ روزه هم آغاز شد که بر فعالیتهای اقتصادی سه ماهه تابستان اثرات خود را داشته و به نظر می‌رسد به عاملی مهم در تشدید رشد منفی در ادامه سال تبدیل شود.

    در میان بخش‌های مختلف رشته فعالیتهای گروه کشاورزی -۲.۷ درصد، گروه صنایع و معادل -۰.۳ درصد و فعالیت گروه خدمات نیم درصد نسبت به بهار پارسال رشد کردند. در زیر مجموعه گروه صنایع و معادن، بخش نفت و گاز طبیعی ۰.۸ درصد، معادن ۲.۳ درصد، صنعت -۱.۷ درصد، تامین آب و برق -۱۱.۸ درصد و گروه ساختمان ۰.۴ درصد بوده است. رشد منفی بخش صنعت و رشد منفی دو رقمی گروه تامین آب و برق جزو نگران کننده ترین شاخص‌های رشد اقتصادی در بهار امسال بوده‌اند.

    علی قنبری، کارشناس اقتصاد کلان در این باره گفت: منفی شدن رشد اقتصادی از بهار امسال، با توجه به محدودیتهای تحریمی و تنش‌هایی که کشور دچارش شده، قابل پیش‌بینی بود. رسیدن نرخ رشد اقتصادی به -۰.۱ درصد در شرایطی به دست آمده که وقتی درآمد نفت را از آن بکاهیم، رشد منفی تشدید و به -۰.۴ درصد افزایش می‌یابد. این ارقام نشان می‌دهد دوباره اقتصاد ما وارد یک دوره رکود شده است.

    معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه توضیح داد: جنگ ۱۲ روزه در اواخر خرداد ماه آغاز شد و به این معنا اثر مستقیم آن در بهار چندان ملموس نبود. در بهار مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده دنبال می‌شود و به این اعتبار انتظارات عمومی مثبت‌تر از امروز بود. به همین دلیل نباید این تصور وجود داشته باشد که رشد منفی بهار، در تابستان جبران شود چرا که به احتمال فراوان نرخ رشد منفی در تابستان تشدید شده است.

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس برای پیش‌بینی آینده گفت: شاخص‌های مختلف اقتصادی همگی از دشوارتر شدن وضعیت خبر می‌دهند. همزمان با انتشار آمار رشد منفی سه ماهه نخست، آمار مربوط به تورم هم از بازگشت اقتصاد به تورم بیش از ۴۰ درصد خبر می‌دهد. این در حالی است که چهار سال از آخرین رشد منفی می‌گذرد و تورم هم برای اولین بار دولت چهاردهم به بیش از ۴۰ درصد رسیده است.

    معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به رشد -۲.۷ درصدی بخش کشاورزی تصریح کرد: در بخش کشاورزی دو عامل در رشد اقتصادی تعیین کننده است، یکی عوامل طبیعی و به طور خاص بارش باران است و دیگری نیازهای وارداتی. همانطوری که می‌دانیم امسال کشور در وضعیت خشکسالی بود و بارندگی‌ها بسیار کاهش یافت که به طور قطع اثر آن را در این رشد منفی می‌توانیم مشاهده کنیم.

    او نرخ مواد اولیه مانند خوراک دام یا کود را از دیگر عوامل تعیین کننده در نرخ رشد دانست که متاثر از نرخ ارز و تحولات ارزی هستند.

    به زبان دیگر اگر نرخ ارز ترجیحی افزایش یابد و واردات مرتبط با کشاورزی با ارزی گران‌تر وارد شود، هم به افزایش قیمت و هم به کاهش رشد اقتصادی منجر می‌شود. افزایش نرخ ارز ترجیحی و حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی در سال گذشته، در کنار کاهش بارندگی، دومین عامل موثر بر کاهش نرخ رشد اقتصادی بوده است که در بهار امسال خود را نمایان کرد.

    قنبری با ابراز نگرانی نسبت به شرایط اقتصادی کشور در ادامه سال جاری هشدار داد: شرایط کشور در سه ماهه تابستان به مرات وخیم‌تر شده و به نظر می رسد در ادامه اداره کشور به مراتب دشوارتر هم شود. به نظر می‌رسد اروپایی‌ها تصمیم خود را برای اجرای مکانیسم ماشه هم گرفتند که این نیز بر میزان مشکلات خواهد افزود. به این ترتیب و با توجه به افزایش نرخ تورم، امسال را باید سال بازگشت اقتصادی کشور به وضعیت رکود تورمی بدانیم.

    از نظر این تحلیل‌گر اقتصادی در پایان امسال نرخ رشد اقتصادی بین منفی یک تا منفی دو درصد و نرخ تورم حدود ۴۵ درصد خواهد شد.

    وی با اشاره به اسنپ بک تاکید کرد: اسنپ بک گرچه مقداری بر فشارهای موجود خواهد افزود اما در نهایت بیشترین اثر آن، اثر روانی است. اقتصاد ایران به شدت نسبت به هر تنش سیاسی واکنش نشان می‌دهد و اجرای اسنپ بک از آنجایی که در هر حال به معنای خاتمه برجام است اثرات روانی مهمی بر بازارهای داخلی ما خواهد گذاشت و بر بی‌ثباتی‌های موجود می‌افزاید.

    مرکز پژوهشهای مجلس نیز در گزارشی به اثرات احتمالی اجرای مکانیسم ماشه پرداخت. بر اساس تحلیل مرکز پژوهشها اجرای مکانیسم ماشه از آنجایی که به تحریم‌های «اشاعه محور» منجر می‌شود که با «تحریم‌های اقتصادی» که امریکا اعمال کرده متفاوت است، اثراتی به بزرگی تحریم‌های ایالات متحده را در پی نخواهد داشت.

  • خطر رکود تورمی دست و بال بانك مركزي را بسته است!

    خطر رکود تورمی دست و بال بانك مركزي را بسته است!

    به گزارش اقتصادران، حسين عبده تبريزي، كارشناس اقتصادي و دبيركل اسبق بورس در گفت‌وگوي مفصلي كه با «ايسنا» داشته به بيان برخي چالش‌هاي موجود در حوزه بازار سرمايه و اثرات انتشار اوراق بدهي و فروش آن در بورس پرداخته است. خلاصه‌اي از صحبت‌هاي او را بخوانيد.

    چرا جذابيت سهام نسبت به ابزارهاي بدهي كاهش يافت؟

    بعد از نزديك به سه سال ركود در بازار سهام، افزايش نرخ بهره بدون ريسك به ۳۰ درصد و همراه آن افزايش نرخ سود ابزارهاي بدهي، فشار زيادي به بازار سهام وارد كرد. اين افزايش به چند دليل براي بنگاه‌هاي بورسي چالش‌برانگيز بود و باعث ضعف در بازار سهام شد.

    اولين دليل افزايش هزينه تأمين مالي بنگاه‌ها است، وقتي نرخ بهره و هزينه بدهي افزايش يافت، بنگاه‌ها براي تأمين سرمايه مورد نياز خود، به پرداخت بهره بالاتري مجبور شدند. اين امر باعث شد هزينه سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي جديد يا حتي ادامه‌ فعاليت‌هاي جاري به‌شدت افزايش يابد. در نتيجه، حاشيه سود بنگاه‌ها كمتر شد و در مواردي مجبور به كاهش فعاليت خود شدند.

    دليل دوم افزايش نرخ بازده مورد انتظار سرمايه‌گذاران است، طبعا با افزايش نرخ بهره بدون ريسك، سرمايه‌گذاران انتظار بازدهي بالاتري از سهام داشتند. اما در شرايط ركود و مشكلات اقتصادي، بسياري از بنگاه‌ها نمي‌توانند سودآوري لازم براي تحقق اين بازده را فراهم كنند. در نتيجه، تقاضا براي سهام كاهش مي‌يابد و سرمايه‌گذاران به ابزارهاي بدهي با بازده بالاتر مانند اوراق دولتي يا lendtech روي مي‌آورند.

    دليل سوم هم اين است كه جذابيت سهام نسبت به ابزارهاي بدهي كاهش يافت. با افزايش سود ابزارهاي بدهي به سطح‌هايي نظير ۳۳ تا ۵۰ درصد، سرمايه‌گذاري در بازار سهام براي بسياري از افراد جذابيت خود را از دست داد، زيرا در اين شرايط، سرمايه‌گذاري در اوراق و ساير ابزارهاي بدهي كه بازدهي بالا و ريسك كمتري دارند، به نظر گزينه بهتري مي‌آمد.

    چرا شركت‌هاي بورسي نمي‌توانند سودهاي بالا بدهند؟

    بنگاه‌ها در محيط اقتصادي فعلي ايران با محدوديت‌هايي مانند ركود، تورم بالا و هزينه‌هاي متغير و رو به رشد مواجه هستند. سوددهي بنگاه‌ها تحت تأثير اين عوامل قرار مي‌گيرد و بسياري از شركت‌ها نمي‌توانند به راحتي نرخ‌هاي سودي معادل ۳۰ درصد يا بالاتر توليد كنند. در شرايط امروز ايران رشد اقتصادي محدود و تقاضاي پايين محصولات و خدمات، حاشيه سود را كاهش داده است. هزينه‌هاي مواد اوليه و نيروي كار در حال افزايش است كه بر سود عملياتي تأثير منفي مي‌گذارد. محدوديت‌هاي مالي و شرايط پيچيده اقتصادي، امكان بهره‌وري و نوآوري را كاهش مي‌دهد. افزايش قيمت گاز و هزينه‌هاي انرژي (utilities) به‌طور مستقيم بر هزينه‌هاي عملياتي شركت‌ها اثر مي‌گذارد و باعث كاهش حاشيه سود آنها مي‌شود. اين موضوع به ويژه در صنايعي كه به انرژي زيادي نياز دارند مانند صنايع پتروشيمي، فولاد و سيمان تأثير بيشتري دارد. افزايش هزينه‌هاي انرژي علاوه بر بالا بردن هزينه توليد، قيمت تمام شده كالاها و خدمات را نيز افزايش مي‌دهد و فشار مضاعفي بر سودآوري بنگاه‌ها وارد مي‌كند. اين افزايش هزينه‌ها در كنار نرخ بهره بالا و ركود اقتصادي، توان شركت‌ها را براي حفظ حاشيه سود و رقابت‌پذيري كاهش مي‌دهد و آنها را در شرايط دشوارتري قرار مي‌دهد.

    بازار سهام، توان رقابت با نرخ‌هاي بازده بازار بدهي را ندارد

    وضعيت نابرابر بين بخش توليد و بازرگاني در ايران از چند جهت ديگر فشار مضاعفي به توليدكنندگان وارد مي‌كند و به تضعيف بازار سهام منجر مي‌شود. چند عامل كليدي اين عدم توازن را توضيح مي‌دهد.

    اول باید به نقش دولت در بازار بدهي پرداخت. دولت ممكن است بدون توجه به سود و زيان، نرخ‌هاي بهره بالا را به راحتي بپردازد. اين امر رقابتي ناعادلانه ايجاد مي‌كند و بخش توليد خصوصي توانايي تأمين مالي با نرخ‌هاي مشابه را ندارد. همانطور كه مي‌دانيد بخش بزرگي از بازار بدهي در ايران در اختيار دولت است.

    كنترل دستوري قيمت محصولات توليدي دليل ديگر است. دولت بر قيمت محصولات توليدي نظارت دارد و معمولا قيمت‌گذاري دستوري اعمال مي‌كند. صداي بلند سهامداران در اين مورد نيز سال‌هاست شنيده نشده است. اين سياست باعث مي‌شود كه توليدكنندگان نتوانند قيمت‌ها را به روزرساني كنند و سود مورد انتظار خود را تأمين نمايند، حتي زماني كه هزينه‌هاي توليد افزايش مي‌يابد در مقابل، بازرگانان بدون اين محدوديت‌ها قيمت كالاها را آزادانه و متناسب با تورم افزايش مي‌دهند.

    كنترل نرخ ارز براي صادرات يك دليل ديگر است. توليدكنندگان كه قصد صادرات دارند، ملزم به فروش ارز به بانك مركزي با نرخ‌هاي پايين‌تر هستند. اين سياست از جذابيت صادرات براي توليدكنندگان مي‌كاهد و بازده آنها را كاهش مي‌دهد. در نتيجه، توليدكنندگان توان رقابت در بازارهاي خارجي و داخلي را از دست مي‌دهند.

    از سوي ديگر هزينه‌هاي رسمي بالاتر در بخش توليد هم قابل توجه است. بخش توليد به دليل الزام به پرداخت حقوق و دستمزد طبق مقررات و به شكل رسمي، پرداخت كامل هزينه‌هاي بيمه و تأمين اجتماعي و عملا پرداخت ماليات‌هاي بيشتر نسبت به بازرگاني، با هزينه‌هاي رسمي بالاتري مواجه است. در مقابل، بخش بازرگاني اغلب با هزينه‌هاي غيررسمي و شناورتر فعاليت مي‌كند و مي‌تواند دستمزدها را به صورت انعطاف‌پذيرتري تنظيم كند.

    اين شرايط باعث مي‌شود بخش توليد به‌طور قابل توجهي نتواند بازدهي مورد انتظار را براي سهامداران فراهم كند و سرمايه‌گذاران را به سمت بازار بدهي با بازده‌هاي بالاتر سوق دهد. بازار سهام، به دليل محدوديت‌هاي قيمت و هزينه‌هاي سنگين، توان رقابت با نرخ‌هاي بازده بالاي بازار بدهي را ندارد و در ركود عميق فرو مي‌رود.

    نمي‌توان نرخ تورم را به سرعت كاهش داد

    كاهش سريع نرخ تورم و بهره در شرايطي كه اين نرخ‌ها بالاست، به دليل چالش‌ها و محدوديت‌هاي اقتصادي دشوار است. عوامل تورم‌زا پيچيده است. تورم معمولا تحت تأثير چندين عامل مختلف از جمله افزايش هزينه‌هاي توليد، رشد نقدينگي و تغييرات در عرضه و تقاضا قرار دارد.

    اگر تورم به دليل عوامل ساختاري و بلندمدت باشد، كاهش سريع آن دشوار مي‌شود، زيرا نياز به اصلاحات بنيادي در بخش‌هاي اقتصادي مانند انرژي، دستمزدها و قيمت‌گذاري‌ها دارد. وقتي تورم به‌طور مداوم بالا باشد، انتظارات تورمي در جامعه شكل مي‌گيرد. مردم و كسب و كارها به دليل نگراني از تورم بيشتر، قيمت‌ها و دستمزدها را بالا مي‌برند و اين خود به تداوم تورم كمك مي‌كند. كنترل و تغيير اين انتظارات تورمي زمان‌بر است و نياز به اعتمادسازي و پايداري در سياست‌هاي پولي دارد. در ايران كه دولت بخش عمده اوراق را منتشر مي‌كند، كاهش سريع نرخ بهره ممكن است باعث شود سرمايه‌گذاران اوراق دولتي را نخرند و كسري بودجه دولت بيشتر شود.

    موضوع مهم‌تر در موضوع اينكه در ايران بانك مركزي نمي‌تواند به سرعت نرخ تورم را كاهش دهد، خطر ايجاد ركود عميق اقتصادي است. زماني كه بانك مركزي سياست‌هاي انقباضي شديدي براي كاهش تورم اعمال مي‌كند، اين سياست‌ها به كاهش رشد اقتصادي و ايجاد ركود منجر مي‌شود. در نتيجه، كاهش نرخ تورم و بهره به صورت تدريجي و پايدار ضروري است تا ثبات اقتصادي حفظ شود و اعتماد عمومي تقويت گردد. كاهش سريع اين نرخ‌ها بدون در نظر گرفتن پيامدهاي آن به افزايش نوسانات اقتصادي منجر مي‌شود و مشكلات تورمي را تشديد مي‌كند. براي دستيابي به تورم و نرخ بهره پايين‌تر، اغلب نياز به سياست‌هاي پايدار، اصلاحات ساختاري و مديريت انتظارات تورمي است.

    بدترين سناريوی اقتصادي چيست؟

    اگر بانك مركزي سياست‌هاي انقباضي شديد اعمال كند، ممكن است اقتصاد وارد دوره‌اي از ركود تورمي شود كه در ايران سال‌هاست شده است. در ركود تورمي، اقتصاد با كاهش رشد و افزايش بيكاري روبرو مي‌شود، اما نرخ تورم نيز همچنان بالا باقي مي‌ماند. اين وضعيت يكي از بدترين سناريوهاي اقتصادي است و حل آن بسيار دشوار است. بنابراين، كاهش تورم به سرعت و به‌طور ناگهاني، ريسك ركود بازدهي در اقتصاد را به همراه دارد.

    بانك‌هاي مركزي به اين دليل معمولا ترجيح مي‌دهند كه سياست‌هاي خود را به تدريج و با دقت بيشتري اعمال كنند تا به جاي تورم، رشد اقتصادي را قرباني نكنند. تركيب سياست‌هاي پولي انقباضي با سياست‌هاي حمايتي ديگر، مانند حمايت از اشتغال و تقويت تقاضاي داخلي، كمك مي‌كند كه تورم كنترل شود بدون آنكه ركود عميقي ايجاد شود.

  • گیرافتادن بازار معاملات ملكي در تله ركود تورمي

    گیرافتادن بازار معاملات ملكي در تله ركود تورمي

    به گزارش اقتصادران، نوسانات پرتعداد نرخ ارز در ماه‌هاي اخير و به ويژه در بهمن‌ماه – كه منجر به ورود نرخ دلار به سقف تاريخي كانال ۵۸ هزار تومان شد- خواب را از چشم فعالان صنعت ساختمان ربوده است.

    رشد حدود ۲۰ درصدي نرخ دلار طي زمستان سال جاري منجر به آشفتگي بازار معاملات مصالح ساختماني و در پي آن صنعت ساختمان شده است و مديران اين صنعت پيچيده كه متكي به محاسبات فني و مهندسي، و برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي متعددي است، در وضعيت نگران‌كننده‌اي قرار داده است، به گونه‌اي كه آنها در تازه‌ترين نظرسنجي اتاق تعاون ايران كه تحت عنوان شامخ كل ساختمان تهيه و منتشر مي‌شود، اظهار كرده‌اند كه «با توجه به شوك‌هاي منفي بازار ارز و ناپايدار بودن قيمت‌ها، ادامه فعاليت‌هاي صنعت ساختمان در وضع نامساعدي قرار خواهد گرفت و نيز استمرار اين شرايط، منجر به تشديد روند كاهشي فعاليت صنعت ساختمان و ساخت و ساز كشور خواهد شد.» اين تحليل در شرايطي عنوان شده است كه عدد شاخص كل ساختمان در بهمن ماه با رقم ۵۳,۱۵ در مقايسه با ديماه ۴۹.۴۵ با افزايشي قابل توجه، از وضعيت ركود خارج شده و در وضعيت مساعدتري در مقايسه با ماه‌هاي گذشته قرار دارد و به عبارتي از مرز عدد ۵۰ عبور كرده و به محدوده رونق وارد شده است. اما واضح است كه تحليل فعالان اقتصادي به يك دوره زماني بزرگ‌تر از «يك ماه» اشاره دارد. به دوران تازه‌اي از تحريم‌هاي اقتصادي يك جانبه امريكا عليه ايران كه از ارديبهشت سال ۱۳۹۷ آغاز شد و نوسان‌هاي ارزي و در پي آن، نوسان‌هاي اقتصادي پر قدرتي را عليه اقتصاد ايران تحميل كرد. طي اين سال‌ها صنعت ساختمان بيش از پيش تضعيف شد. اين همه در حالي بود كه بنا به برخي از تحليل‌ها، مسكن‌سازي يكي از موتورهاي رشد اقتصاد ايران به شمار مي‌رفت و مي‌رود!

    به گزارش اقتصادران، اتاق تعاون ايران با استناد به مجموع اظهارات فعالان ساختماني ۹۵ شركت بزرگ در گروه‌هاي ساخت بنا، مهندسي عمران و فعاليت‌هاي ساخت و ساز تخصصي ساختمان اعلام كرد: عدد شاخص كل در بهمن ماه با رقم ۵۳,۱۵ در مقايسه با ديماه ۴۹.۴۵ با افزايشي قابل توجه، از وضعيت ركود خارج شده و در وضعيت مساعدتري در مقايسه با ماه‌هاي گذشته قرار دارد. اين گزارش حاكي است، افزايش مولفه‌هاي «ميزان فعاليت‌هاي انجام شده» و «ميزان فروش كالاها و خدمات» در صنعت ساختمان متاثر از افزايش فعاليت فعالان صنعت ساختمان در اين دوره بوده است كه اين روند افزايشي موجب كاهش مولفه «موجودي مواد اوليه يا لوازم خريداري شده» در يك ماه اخير بوده است. روند كاهشي مولفه «انتظارات در ارتباط با فعاليت‌هاي شركت در ماه آينده» با رقم ۵۱.۵۷ با توجه به تكميل و تحويل پروژه‌ها در موعد مقرر در پايان سال، قابل توجه است.

    بر اساس اين گزارش، از نظر فعالين صنعت ساختمان باتوجه به شوك‌هاي منفي بازار ارز و ناپايدار بودن قيمت‌ها، ادامه فعاليت‌هاي صنعت ساختمان در وضع نامساعدي قرار خواهد گرفت و نيز استمرار اين شرايط، منجر به تشديد روند كاهشي فعاليت صنعت ساختمان و ساخت و ساز كشور خواهد شد.

    مسكن در تله ركود تورمي

    اگر چه صنعت ساختمان، به غير از فروردين ماه نيمه تعطيل، صرفا در ماه‌هاي آبان، آذر و دي در محدوده ركودي قرار گرفت اما در ماه‌هاي پيش از آن نيز اندكي بالاتر از مرز رونق و ركود (عدد ۵۰) بود و در شرايط ايده آلي قرار نداشت. اغلب فعالان صنعت ساختمان به اين نكته معترفند كه اين رونق نسبي و لب مرزي نمايانگر واقعيت بازار ساخت و ساز مسكن نيست و اين بازار از چندين سال قبل، در پي تشديد تحريم‌ها و جهش‌هاي تورمي و تزريق بي‌ثباتي به بازارها، با كاهش فعاليت شديد مواجه شده است و طي برخي از ماه‌هاي سال جاري نيز اگر رونقي مشاهده شده است، به معني رسيدن به شرايط سال‌هاي گذشته نيست، بلكه بهبود اندك شرايط، نسبت به ماه‌هاي قبل است. بر اين اساس مي‌توان گفت كه بازار ساخت و ساز همگام با بازار معاملات ملكي در تله ركود تورمي گير افتاده است.

    به گزارش اقتصادران، در طرح شامخ، از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود به ۱۲ پرسش مطرح شده در قالب سه معيار وضعيت نسبت به ماه پيش (بهتر شده، بدتر شده يا تغييري نكرده است) پاسخ دهند. در صورت انتخاب گزينه بيشتر از ماه قبل: عدد ۱، گزينه بدون تغيير: عدد ۰,۵ و گزينه كمتر از ماه قبل: عدد صفر براي آن پرسش ثبت مي‌شود. مجموع حاصل ضرب درصد پاسخگويان به هر يك از گزينه‌ها در عدد همان گزينه، مبين عدد شامخ درآن پرسش است. در نهايت، معيار سنجش اين شاخص عددي بين صفر و ۱۰۰ است كه به ترتيب به معناي آن است كه ۱۰۰ درصد پاسخگويان گزينه «بدتر شده است» و «بهتر شده است» را انتخاب كرده‌اند. عدد ۵۰ نشان‌دهنده عدم تغيير وضعيت نسبت به ماه قبل، بالاي ۵۰ نشانه بهبود وضعيت نسبت به ماه قبل و زير ۵۰ به معناي بدتر شدن وضعيت نسبت به ماه قبل است.

    آخرين وضعيت بازار معاملاتي مسكن

    بر اساس تازه‌ترين گزارش مركز آمار ايران از تحولات بازار مسكن پايتخت، در دي ماه ١٤٠٢ شاخص قيمت آپارتمان‌هاي مسكوني شهر تهران به عدد ٢٨٠,٤ رسيد كه نسبت به ماه قبل (٢٧٤.٤)، ٢.٢ درصد افزايش داشت. در دي ماه ١٤٠٢ تورم ماهانه قيمت آپارتمان‌هاي مسكوني شهر تهران ٢,٢ درصد بوده است كه در مقايسه با همين اطلاع در ماه قبل (٢.٩- درصد)، ٥.١ واحد درصد افزايش داشت.

    بر اساس اين گزارش، در دي ماه ١٤٠٢ تورم نقطه به نقطه قيمت آپارتمان‌هاي مسكوني شهر تهران به عدد ٤٦,٥ درصد رسيد. تورم نقطه به نقطه دي ماه در مقايسه با ماه قبل (٥٧.٥ درصد) ١١ واحد درصد كاهش داشت. نرخ تورم سالانه دي ماه ١٤٠٢ آپارتمان‌هاي مسكوني شهر تهران نيز به عدد ٨٢,٨ درصد رسيدكه نسبت به همين اطلاع در ماه قبل (٨٥.٧ درصد)، ٢.٩ واحد درصد كاهش داشت.

    نقش دلار در قيمت مسكن

    به گزارش اقتصادران، به باور كارشناسان مسكن آرامش نسبي در بازار معاملاتي مسكن پايتخت يا به‌طور دقيق‌تر، كاهش قيمت اسمي مسكن طي ماه‌هاي آبان و آذر سال جاري به علت برقراري آرامش نسبي در بازار دلار ايجاد شد. كما اينكه جهش ۲,۲ درصدي قيمت مسكن در ديماه نيز بر اثر رشد ۷.۲ درصدي نرخ دلار در ماه يادشده رخ داد. در آذرماه سال جاري، نرخ هر دلار امريكا در كانال ۵۰ هزار تومان نوسان اندكي را تجربه كرد و از همين رو، تا حد زيادي انتظارات تورمي در جامعه و در ميان فعالان بازارها تعديل شد. در چنين شرايطي، از آنجا كه طي چند ساله اخير، بازار مسكن تحت سيطره كامل شاخص‌هاي كلان و فضاي اقتصاد كلان كشور بوده، طبيعي است كه با بهبود يا ثبات نسبي نرخ ارز كه اهرم انتظارات تورمي و موجد نوسان در ساير بازارها به شمار مي‌رود، قيمت اسمي مسكن نيز تعديل بسيار اندكي را تجربه كند. از آنجا كه اين افت قيمت با كاهش حجم معاملات ملكي نيز همزمان بوده، مي‌توان گفت كه ركود در اين بازار تعميق شد. در اين شرايط، نه فروشندگان و نه خريداران حاضر به فعاليت در بازار مسكن نيستند و به نوعي از اين بازار خارج شده‌اند. اما در ديماه، اوضاع بازار مسكن كمي متفاوت شد. افزايش قابل توجه نرخ دلار، برخي از سرمايه‌گذاران را به فكر انداخت تا با خريد ملك از نقدينگي خود درباره تورم انتظاري ماه‌هاي آينده محافظت كنند.