برچسب: رفاه

  • پرونده سال ۱۴۰۳ با نرخ فقر ۳۰ درصدی بسته می شود

    پرونده سال ۱۴۰۳ با نرخ فقر ۳۰ درصدی بسته می شود

    به گزارش اقتصادران، مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، در گزارش تحلیلی «فقر، رفاه و سیاره: راه‌های خروج از بحران‌های چندگانه» متکی به گزارش بانک جهانی ۲۰۲۴، عنوان کرده که نرخ فقر در سال‌های اخیر در سطح ۳۰ درصد تثبیت شده است. نتایج برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نیز نشان می‌دهد نرخ فقر در سال ۱۴۰۳ همچنان در سطح نرخ فقر سال جاری در سطح ۳۰ درصد باقی خواهد ماند. بررسی روند نرخ فقر در سال‌های اخیر نشان می‌دهد به دلیل کاهش قابل توجه درآمد سرانه، جهش‌های ارزی و نرخ تورم بالا در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ نرخ فقر جهشی ۱۲ واحد درصدی یافته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد جهش مجدد نرخ فقر در صورت تکانه‌های خارجی دور از انتظار نخواهد بود.

    البته در بخشی از این گزارش به وضعیت فقر در ایران بنا بر گزارش اخیر بانک جهانی پرداخته شده که نشان می‌دهد کاهش قابل ‌توجهی در فقر در ایران رخ داده است. بر اساس این گزارش، نرخ فقر در ایران از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ کاهش یافته است و این کاهش با الگوی رشد اقتصادی فراگیر مطابقت دارد. بر اساس داده‌های بانک جهانی که با استفاده از خط فقر برای کشورهای با درآمد پایین‌تر از متوسط به دست آمده، حدود ۶.۱ میلیون ایرانی در این دو ساله از محدوده فقر خارج شده‌اند. شرایط موجود فقر نشان می‌دهد که کشور برای کاهش فقر نیازمند سیاستگذاری هم در سطح اقتصاد کلان و هم در سطح حمایت اجتماعی است. در درجه اول بهبود شرایط اقتصاد کلان که نامطلوب بودن آن در سال‌های اخیر عامل اصلی افزایش و تثبیت نرخ فقر بوده، ضروری است.

    رشد اقتصادی و فقر

    کاهش فقر نیازمند تحقق رشد اقتصادی مستمر و فراگیر و اعمال سیاست‌های تثبیت اقتصادی با هدف کاهش تورم است. به خصوص تورم نقش مهمی در افزایش نابرابری و شکاف فقر داشته و تداوم آن خروج از فقر را سخت و کارایی سیاست‌های توانمندسازی و حمایتی را کاهش می‌دهد. از طرف دیگر، در موضوع فقر نمی‌توان به سیاست‌های کلان اقتصادی بسنده کرد و اعمال سیاست‌های توانمندسازی و حمایتی نیز ضروری است. یک دهه رشد اقتصادی پایین به همراه تورم بالا باعث شده تا خانوارهای ایرانی در دهه ۱۳۹۰ با کاهش رفاه مواجه باشند. بررسی‌های مرکز پژوهش‌ها، در دو بخش وضعیت فقر و ویژگی‌های فقرا نشان از افزایش فقر دارد. در بخش اول، کاهش رفاه همه گروه‌های درآمدی را نشان می‌دهد که نشان‌دهنده افزایش فقر است. با کاهش پیوسته درآمد سرانه، به مرور درصد بیشتری از جمعیت کشور به زیر خط فقر رفته و در سال ۱۴۰۰ حدود ۳۰٫۴ درصد معادل ۲۶ میلیون نفر زیر خط فقر قرار دارند. همچنین نگاهی به شکاف فقر نشان می‌دهد که فاصله فقرا تا خط فقر نیز بیشتر و در مقابل فاصله غیرفقرا تا خط فقر کمتر شده است.

    همین موضوع باعث می‌شود تا جمعیت بالای خط فقر نیز به لحاظ وضعیت رفاهی، تفاوت چندانی با جمعیت زیر خط فقر نداشته باشد. در بخش دوم خصوصیات فقرا بررسی شده است. نتایج این بخش دو رویه قابل توجه را نشان می‌دهد؛ اول افزایش فقر است که باعث شده فقرا و غیرفقرا به مرور زمان به لحاظ ویژگی به هم نزدیک شوند و دوم پیدایش برخی علل جدید توضیح‌دهنده فقراست. اولی به این معناست که با گذر زمان آن دسته از ویژگی‌هایی که باعث تمایز فقرا از غیرفقرا می‌شود، مانند عدم برخورداری از شغل، بی‌سوادی، تحصیلات پایین و تفاوت سنی کمتر شده و ویژگی‌های فقرا و غیرفقرا به هم نزدیک‌تر شده است. این موضوع تاییدی بر افزایش فقراست که نتایج بخش اول هم نشان می‌دهد، یعنی افراد صرفا به دلیل نداشتن شغل یا سایر خصوصیات نیست که فقیر می‌شوند، بلکه بدتر شدن وضعیت اقتصادی و کاهش درآمد سرانه باعث شده تا حتی شاغلان یا افراد با تحصیلات بالاتر نیز فقیر شوند. اما دومی به این معناست که برخی عللی که ذاتا نباید توضیح‌دهنده فقر باشند، در سال‌های اخیر و با افزایش هزینه‌های زندگی نسبت به درآمدهای خانوارها، تبدیل به عاملی برای فقر شدند. به عنوان مثال برخورداری از کودک در سال‌های میانی دهه ۱۳۸۰ تفاوت چندانی در بین فقرا و غیرفقرا نداشته، اما در سال ۱۴۰۰ برخورداری از کودک در فقرا ۱۴ واحد درصد بیش از غیرفقرا در نقاط شهری بوده است.

    سیاست‌های حمایتی موفق نبود

    افزایش نرخ فقر نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی دولت در سال‌های گذشته موفق نبوده و هزینه عمل به تعهدات یارانه‌ای تنها به بار بزرگی روی دوش بودجه تبدیل شده است. در حال حاضر کارشناسان معتقدند که ریشه‌های اصلی گسترش نرخ فقر در کشور نابسامانی اقتصاد کلان و به‌طور خاص تورم‌های بالا و مزمن است. به همین دلیل توصیه می‌شود که سیاستگذاران در زمینه ایجاد ثبات اقتصادی و مهار تورم گام بردارند. کاهش فقر نیازمند تحقق رشد اقتصادی مستمر و فراگیر و اعمال سیاست‌های تثبیت اقتصادی با هدف کاهش تورم است.

    به خصوص آنکه تورم نقش مهمی در افزایش نابرابری و شکاف فقر داشته و تداوم آن خروج از فقر را سخت کرده و کارایی سیاست‌های توانمندسازی و حمایتی را کاهش می‌دهد. در نهایت می‌توان گفت در مسیر کاهش نرخ فقر نمی‌توان تنها به سیاست‌های سطح کلان بسنده کرد و اعمال سیاست‌های توانمندسازی و حمایتی با تاکید بر گروه‌های آسیب‌پذیر نیز ضروری است.

    پوشش بیمه فراگیر

    با توجه به اینکه اختلاف معناداری در برخورداری از شغل رسمی (دارای بیمه) بین فقرا و غیرفقرا وجود دارد، بنابراین پوشش بیمه فراگیر مشاغل می‌تواند یک سیاست حمایتی برای شاغلان در جلوگیری از ابتلا به فقر باشد.

    توانمندسازی و آموزش مهارت‌های شغلی

    در بررسی ویژگی‌های شغلی فقرا مشاهده شده که یکی دیگر از تفاوت‌های شغلی فقرا و غیرفقرا در برخورداری از مشاغل ساده است. به نحوی که درصد برخورداری از مشاغل ساده در بین فقرا اختلاف معناداری با غیرفقرا دارد. از این رو توانمندسازی و برنامه‌های آموزش مهارت‌های شغلی یک توصیه سیاستی برای حمایت از خانوارهای فقیر است.

    تداوم برنامه‌های سوادآموزی

    یافته‌های گزارش مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نرخ باسوادی تفاوت معناداری در بین فقرا و غیرفقرا داشته و با افزایش سال‌های تحصیل نیز احتمالا از میزان فقر کاسته می‌شود. بنابراین تداوم برنامه‌های سوادآموزی به خصوص برای خانوارهای فقیر و تسهیل افزایش سال‌های تحصیل آنها یک سیاست حمایتی برای بهبود وضعیت معیشت فقرا خواهد بود. بر اساس مطالعات بانک جهانی، کشورهایی که توانسته‌اند فقر را به‌طور چشمگیر کاهش دهند، معمولا رشد اقتصادی بالای ۵ درصد به صورت پایدار و همراه با بهبود توزیع درآمد داشته‌اند. به عنوان مثال، چین و هند با رشد اقتصادی ۷ تا ۱۰ درصد در سال و سیاست‌های کاهش نابرابری، موفق به کاهش فقر شده‌اند. ایران با چالش‌هایی مانند تحریم‌ها، وابستگی به نفت، تورم بالا و نابرابری نسبی مواجه است. برای کاهش فقر در ایران، رشد اقتصادی باید حداقل ۶ تا ۸ درصد در سال و همراه با سیاست‌های توزیعی، ایجاد اشتغال و سرمایه‌گذاری در بخش‌های اجتماعی باشد. در نتیجه، رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست، بلکه باید همراه با بهبود توزیع درآمد، ایجاد فرصت‌های شغلی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های اجتماعی باشد تا فقر به‌طور موثر کاهش یابد.

    وضعیت رفاه مشترک در ایران

    روندهای اخیر ایران حاکی از پیشرفت در زمینه کاهش فقر و بهبود نابرابری درآمدی بر اثر رشد فراگیر و پرداخت یارانه نقدی است. در فاصله سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۱ نرخ فقر طبق معیار درآمد روزانه ۶٫۸۵ دلار به میزان ۷٫۴ واحد درصد کاهش یافته و از ۲۹٫۱ درصد به ۲۱٫۹ درصد رسیده است. یعنی ۶٫۱ میلیون نفر از مردم ایران به بالای خط فقر آمده‌اند. بر اساس خط فقر طبق معیار کشورهای با درآمد متوسط پایین یعنی ۳٫۶۵ دلار در روز، نرخ فقر از ۶٫۱ درصد به ۳٫۸ درصد رسیده است. رشد کلی مصرف بر اثر افزایش درآمدهای ناشی از دستمزد و خوداشتغالی در بخش غیرنفتی، بر کاهش نرخ فقر تاثیرگذار بوده است. برنامه‌های اجتماعی شامل یارانه نقدی و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان نقش مهمی در کاهش فقر داشته است. باوجود کاهش ارزش واقعی یارانه نقدی بر اثر تورم، تعدادی پرداخت تکمیلی (مانند طرح کالابرگ) از سال ۱۳۹۸ آغاز شده است. البته نابرابری‌های منطقه‌ای در داخل ایران همچنان وجود دارد و نرخ فقر در مناطق روستایی حدود دوبرابر مناطق شهری است. به‌‌رغم کاهش اندک فقر، ولی نابرابری‌های قابل توجهی از حیث منطقه‌ای در ایران وجود دارد. مناطق روستایی و تا حدودی مرزی، به خصوص منطقه جنوب شرق ایران، به‌طور نامتناسبی از شیوع فقر بالایی برخوردار است.

    اکثر جمعیت فقیر ایران در مناطق روستایی و مرزی ساکن هستند. طبق برآوردها، بیش از یک‌سوم جمعیت روستایی ایران در سال ۲۰۲۲ به عنوان فقیر طبقه‌بندی شده است. ازنظر نابرابری درآمد، بهبود جزیی در مناطق شهری وجود داشته ولی در مناطق روستایی، همراه با افزایش جزیی بوده است. به عنوان مثال سیستان و بلوچستان بالاترین نرخ فقر را دارد و نزدیک به دوسوم ساکنان آن در سال ۲۰۲۲ در فقر زندگی می‌کنند. اگرچه این کاهش نسبت به ۷۰ درصد ثبت شده در سال ۲۰۲۰ نشان‌دهنده کاهش است، اما نرخ فعلی همچنان به طرز نگران‌کننده‌ای بالاست و به‌طور قابل توجهی فراتر از میزان فقر است. در کرمان ۴۰ درصد فقیر هستند در مقابل، نرخ فقر در تهران، پایتخت ۱۳ درصد و در کم برخوردارترین استان‌های اصفهان، مازندران و مرکزی زیر ۸ درصد است. از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ تقریبا همه استان‌ها شاهد کاهش نرخ فقر بوده‌اند، به استثنای استان اردبیل که تقریبا ۳ واحد درصد افزایش جزیی را تجربه کرده است. طبق بررسی‌های بانک جهانی، پیش‌بینی می‌شود که رشد تولید ناخالص داخلی در بازه ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ به میانگین سالانه ۲٫۸ درصد برسد. کاهش میزان تقاضای جهانی، تحریم‌ها، کمبود انرژی، محدودیت‌های نقدینگی، کاهش انباشت سرمایه و تنش‌های ژئوپلیتیکی بر چشم‌انداز رشد اقتصادی تاثیر می‌گذارد.

    پیش‌بینی می‌شود که تولید ناخالص داخلی در سال، ۱۴۰۳ به دلیل کاهش تخمینی رشد هزینه‌های دولت و کاهش تاثیر رشد تولید ناخالص داخلی نفتی در سال ۱۴۰۲ به نرخ متعادل‌تری برسد. با وجود برنامه‌های اخیر دولت برای بودجه انقباضی سال ۱۴۰۳ و بهبود چشم‌انداز بودجه‌ای، پیش‌بینی می‌شود که فشارهای بودجه‌ای همچنان پابرجا بماند و همراه با مخارج خارج از بودجه، کسری بودجه تداوم یابد. آمار برآورد تورم نیز بهبود اندکی را نشان می‌دهد ولی انتظار می‌رود که نرخ تورم بالای ۳۰ درصد باقی بماند. تامین مالی کسری بودجه و تاثیر تنش‌های ژئوپلیتیک بر این وضعیت تاثیرگذار خواهد بود.

  • “رفاه” از خانه ایرانیان رخت بست!

    “رفاه” از خانه ایرانیان رخت بست!

    به گزارش اقتصادران، تازه‌ترين گزارش مركز آمار حكايت از آن دارد كه ارزش افزوده توليدات اقتصادي در كل كشور (توليد ناخالص داخلي) طي تابستان امسال 2 هزار و 638 هزار ميليارد تومان بوده است. البته اگر ارزش حاصل از استخراج نفت و گاز طبيعي از اين رقم خارج شود، ارزش توليد ناخالص داخلي كشور در دومين فصل امسال به 2 هزار و 22 هزار ميليارد تومان مي‌رسد. بر اين اساس، رشد اقتصادي كل كشور با احتساب نفت 3.4 درصد و بدون آن در تابستان امسال به 2.3 درصد مي‌رسد. از ميان اجزاي ارزش‌افزوده اقتصاد، رشد بخش نفت شديدتر از ساير بخش‌ها اُفت كرده و از بالاي 21 درصد در تابستان سال قبل به كمتر از 8 درصد در تابستان امسال سقوط كرده است. در مقابل، رشد بخش كشاورزي از محدوده منفي خارج شده و به حدود 3 درصد رسيده است. برآوردهاي مركز آمار از سمت هزينه نيز حكايت از آن دارد كه مخارج بخش خصوصي نه تنها افزايش نيافته بلكه نسبت به تابستان سال قبل كمتر هم شده است. از طرفي، رشد صادرات و واردات كالا و خدمات هم شاهد اُفت قابل‌توجهي بوده است.

    بزرگ‌تر ‌شدن اقتصاد ايران از سمت تقاضا نسبت به تابستان سال قبل كندتر شده اما از سمت عرضه، اگر بخش نفت لحاظ نشود، با شتاب بيشتري رشد كرده است. اين در حالي است كه بخش نفت نيز لحاظ شود، رشد اقتصاد ايران از سمت عرضه نيز كندتر از تابستان سال قبل مي‌شود.

    اثر كاهش رشد نفتي

    رشد اقتصادي در تابستان امسال به روش ارزش افزوده 3.4 درصد برآورد شده در حالي كه اين عدد در تابستان سال قبل 4.4 درصد بوده است. بنابراين، رشد كل اقتصاد در تابستان امسال در مقايسه با مدت مشابه در سال قبل شتاب كمتري دارد و كندتر شده است. به نظر مي‌رسد اين كاهش سرعت به دليل اُفت شديد رشد بخش نفت باشد چرا كه رشد اقتصادي غيرنفتي نه تنها كاهش نيافته بلكه از 0.3 درصد به 2.3 درصد رسيده است. از ميان گروه‌هاي اصلي، تنها رشد اقتصادي گروه كشاورزي و گروه «صنايع و معادن بدون نفت» بالاتر از تابستان سال قبل بوده است. براي مثال، رشد گروه كشاورزي از منفي 4.7 درصد در تابستان قبل، به 3.1 درصد در تابستان سال جاري افزايش يافته است. گروه خدمات نيز به عنوان بزرگ‌ترين بخش اقتصاد ايران با كاهش رشد اقتصادي مواجه بوده و از 4.6 درصد به 1.9 درصد اُفت كرده است.

    مصرف خانوار كاهش يافت

    ارزيابي مركز آمار از وضعيت رشد اقتصادي از سمت مخارج حكايت از كاهش رشد اقتصادي دارد. به گفته اين نهاد، رشد اقتصادي به روش هزينه‌اي در تابستان سال قبل 4.8 درصد بوده اما در تابستان امسال به 4.1 درصد كاهش يافته است. به بيان ديگر، از سرعت رشد مخارج در كل اقتصاد كاسته شده است. از ميان اجزاي اصلي اين روش، شديدترين كاهش رشد مربوط به رشد مخارج بخش خصوصي (خانوارها) بوده است. اين نرخ از 4.8 درصد در تابستان قبل به منفي 0.7 درصد در تابستان امسال رسيده است. به عبارت ديگر، بخش خصوصي كه عمده آن شامل خانوارها مي‌شود، در تابستان امسال 0.7 درصد كمتر از تابستان سال قبل خرج كرده‌اند.

    مصرف نهايي خصوصي از مجموع مصرف نهايي خانوار و مصرف نهايي موسسات غيرانتفاعي در خدمت خانوار به دست مي‌آيد. در واقع مصرف خانوارها دربرگيرنده هزينه خانوار بابت خوراكي و نوشيدني‌ها، پوشاك و كفش، مسكن، بهداشت، حمل‌و‌نقل و ارتباطات، تفريح و فرهنگ، هتل و رستوران و… مي‌شود. با توجه به آماري كه ارايه شده مي‌توان گفت كه در تابستان امسال، آنچه كه به عنوان «رفاه خانوار» ياد مي‌شود؛ پايين‌تر از تابستان سال گذشته بوده است. از ديگر نكات قابل توجه در اين بخش، كاهش رشد مخارج در «تشكيل سرمايه ثابت ناخالص» است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه رشد سرمايه‌گذاري ثابت در ايران از 4.7 درصد به 1.3 درصد اُفت كرده است. تشكيل سرمايه ثابت از دو جزء «ماشين‌آلات» و «ساختمان» ايجاد شده است.

    با اينكه رشد در حوزه ماشين‌آلات نيز كاهشي بوده اما به نظر مي‌رسد علت اصلي كاهش رشد تشكيل سرمايه ثابت، اُفت شديد در بخش ديگر، يعني در ساختمان، باشد. رشد اقتصادي سرمايه‌گذاري در ساختمان از 2.8 درصد به منفي 1.2 درصد اُفت كرده كه مي‌تواند سيگنالي از شروع ركود در اين حوزه باشد. به همين ترتيب، هم رشد اقتصادي صادرات و هم رشد اقتصادي واردات نيز كاهش قابل توجهي داشته است. اين نرخ در بخش صادرات از 15 درصد به 2.3 درصد و در بخش واردات از 13 درصد به 5.5 درصد كاهش يافته است. در نتيجه، در يك ارزيابي كلي مي‌توان گفت كه بزرگ ‌شدن اقتصاد ايران از سمت تقاضا نسبت به تابستان سال قبل كندتر شده اما از سمت عرضه، اگر بخش نفت لحاظ نشود، با شتاب بيشتري رشد كرده است. اين در حالي است كه بخش نفت نيز لحاظ شود، رشد اقتصاد ايران از سمت عرضه نيز كندتر از تابستان سال قبل مي‌شود. اين نرخ در گروه «صنايع و معادن بدون احتساب نفت» نيز از محدوده منفي 3 درصدي خارج شده و به رشد 2.5 درصدي دست يافته است. در مقابل، رشد بخش نفت از 21.5 درصد به 7.4 درصد سقوط كرده است. اين مشاهده مي‌تواند تاييد كند كه سرعت‌گير رشد اقتصادي در تابستان امسال، «نفت» بوده است.

  • طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود. ه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم اما، سیاست اجتماعی در ایران جز گفتمان اصلی نیست.

    کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه که در نشست بررسی «ضرورت سیاست گذاری اجتماعی برای تحقق رفاه و عدالت اجتماعی» در دانشگاه علم و صنعت سخن می گفت، تصریح کرد: موضوع سیاست اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی، مسئله مفقوده در راست و چپ است و در هر دو سو نیز علت آن، وجه ایدئولوژیک دارد. در راست به این دلیل که بر اساس منافع سرمایه‌دار، آن هم به صورت منافع خام و ابتدایی درنظر گرفته می شود که در ایران به آن راست مبتذل می‌گویم، این مسئله در چپ هم جنبه ایدئولوژیک دارد.

    وی با بیان اینکه برای تفکر راست سازماندهی و جامعه هیچ اهمیتی ندارد، توضیح داد: ما پیش از این شاهد تقلیل امر انسان به موضوع اقتصادی بوده‌ایم و از آن لطمه هم خورده‌ایم؛ چرا که بلافاصله بعد از آن باعث برآمدن پوپولیسم شد. در چپ هم با اینکه ضد سرمایه داری است، اما وظیفه خود را نمی‌داند و برنامه حداقلی ارائه نمی‌دهد و اساسا برنامه جایگزینی ندارد.

    اوضاع کارگران و مزدبگیران در دنیا بدتر شده است

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه به دلیل اجرای این سیاستها، اوضاع کارگران و مزد بگیران بدتر شده است، اضافه کرد: شکاف درآمدی بسیار زیاد شده و چپ و حتی راست میانه که پیرو دولت رفاه در همه کشورها بودند تنزل پیدا کردند. به همین ترتیب شکاف مابین کشورهای فقیر و غنی زیاد شده و شاهد امواج مهاجرت هستیم که ناشی از این شکاف است.

    غفلت بزرگ چپ در دنیا نبود برنامه برای اقتصاد دانش و رفاه طبقه کارگر است

    اطهاری با تاکید بر اینکه ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش باعث فروپاشی شوروی شد و فاصله‌ای که قبل از انقلاب صنعتی اول با کشورهای پیرامونی ایجاد کرده بود دوباره خود را نشان داد، گفت: غفلت بزرگ چپ این است که نه برای اقتصاد دانش برنامه ارائه می‌دهد و نه می‌تواند موضوع رفاه طبقه کارگر و مزد بگیران را در دوران جهانی شدن اقتصاد و ورود به اقتصاد دانش سامان دهد. به همین دلیل هم پوپولیست‌ها یا راست افراطی سر برآورده‌اند. کارگران بیکار شده در اثر ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش به ترامپ رای می‌دهند. شاهد هستیم راست افراطی همه جا سر بر می‌آورد، البته استثنائاتی مانند برزیل نیز به دلیل استفاده از برنامه ریزان زبده در این کشورها وجود دارد.

    باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار به اجرای آن باشد

    وی با بیان اینکه ما باید شرایط طبقه کارگر را در دنیای امروز درک کنیم و بودجه‌ریزی مشارکتی را مطالبه کنیم، گفت: نباید به طرح‌هایی مانند فله‌ای رای دادن به اعضای شورای شهر تن در دهیم اینها راه حل نیست، بلکه باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار باشد آن را اجرا کند.

    عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود

    اطهاری با تاکید بر اینکه عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود، اظهار داشت: در اقتصاد دانش، مانند صنعتی شدن، بیکاری زیادی رخ خواهد داد. بشر وارد اقتصاد دانش خواهد شد و کسی به دوره اقتصاد صنعتی و کارخانه‌های بزرگ برنخواهد گشت. این توطئه نیست بلکه هرچه که به آسایش بشر کمک کند و زندگی آن را سامان دهد، مورد استقبال قرار می‌گیرد. باید روش جدید را یاد بگیریم. در همه جای جهان اگر نتوانیم برنامه شایسته ورود به اقتصاد دانش را سامان دهیم، شاهد بیکاری شدید خواهیم بود. در ایران مبتذل بودن راست و ایدئولوژیک بودن چپ، مانع از این است که ما به ساماندهی درستی از نیروی کار و جهت گیری‌های درستی برسیم. اقدامات خوبی صورت گرفته اما دیدگاه‌های ایدئولوژیک باعث می‌شود کارهای خوبی که پژوهشگران در این حوزه انجام می‌دهند مورد توجه قرار نگیرد و هر کسی تنها حرف خود را بزند.

    سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است / سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است و این مسئله به دلیل اتوماسیون نیست چرا که در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری به اندازه ایران شاهد پایین آمدن سهم کار نیستیم توضیح داد: سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست. راست که خود را مدرن می‌داند اصلا به این موضوع توجه نمی‌کند. راست حاکمیتی فعلی، هنوز به کارگر به مثابه کسی که باید بر اساس قواعد اجاره با آن کار کنند، نگاه می‌کند. دیدگاه اصولگراهای افراطی بر اساس فقه اجاره نیروی کار است، این دیدگاهی است که آقای مطهری تا آن زمان که زنده بودند با آن به شدت مقابله کردند.

    از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند / افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد / بهره‌وری در ایران دائم در حال کاهش است

    وی با بیان اینکه از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند، ادامه داد: در حالی که افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد. یک درصد افزایش بهره‌وری هم ۱.۳۴ درصد سهم نیروی کار را در درآمد ملی را افزایش می‌دهد که این با ورود به اقتصاد دانش ممکن می‌شود، اما بهره‌وری در ایران مداوما در حال کاهش است. یک درصد بهره وری تاثیر دو برابری در درآمد دارد

    جانشینی ایدئولوژی به جای قانون، بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد

    اطهاری جانشینی ایدئولوژی به جای قانون و نظام مند بودن بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد، گفت: باید نظام مند فکر کرد. اگر کسی خود را نخبه طرفدار طبقه کارگر می‌داند، باید این طبقه را نسبت به ضرورت ایجاد این نظام مندی آگاه کند. با در نظر داشتن همین ضرورت ها بوده است که دولت رفاه در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری تشکیل شده است، قطعا با مزد حداقلی که ما در ایران اجرا می کنیم، چنین امری ممکن نیست.

    تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند

    وی با بیان اینکه تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند، نبود بیمه بازنشستگی را یکی از دلایل مهاجرت از روستا به شهر عنوان کرد و گفت: اگر همه تلاش‌ها به مسئله مزد حداقلی تقلیل داده شود و نه به سیاست گذاری اجتماعی به معنی این است که حدود ۲۵ درصد جامعه را کنار گذاشته‌ایم. این رقم کمی نیست، ما باید در این موضوعات قواعد بازی را یاد بگیریم و اجرا کنیم. موضوع مزد حداقل تنها در سطح کارگاه است و نه در سطح کلان جامعه. در سطح کلان جامعه باید سیاستگذاری اجتماعی را اجرا کرد.

    برابری، با مزد حداقلی به دست نمی‌آید!

    این پژوهشگر توسعه با اشاره به ضرورت در نظر داشتن سیاست‌های اجتماعی ادامه داد: برابری با مزد حداقلی به دست نمی‌آید، زمانی به دست می‌آید که دانشگاه دولتی و مجانی باشد که در ایران این امکان در حال کنار گذاشته شدن است. برابری زمانی به دست می‌آید که کهنسالان جامعه حمایت‌های ملی بازنشستگی و نظام سلامت ملی داشته باشند. زمانی که مانند آلمان از ساعت ورود به حمل و نقل عمومی جزء ساعت کار به حساب بیاید و در این حالت وسایل حمل و نقل عمومی موظفند افراد را سریع به سر کار برسانند. سرمایه‌داری اینگونه حرکت می‌کند.

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد!

    اطهاری با تاکید بر اینکه طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد، گفت: باید مسکن اجتماعی وجود داشته باشد. چرا فقط درباره مزد حداقلی چانه می‌زنید!؟ چرا واژه مسکن اجتماعی را به کار نمی‌برید!؟ سنگین‌ترین هزینه خانوار مسکنش است. با این شرایط که نمی‌توان از منافع طبقه کارگر دفاع کرد! دولت هم بسیار خوشحال است. دولت به طبقه کارگر می‌گوید من می‌خواهم مزدت را زیاد کنم اما بورژوازی نمی‌گذارد و از طرف دیگر به طبقه بورژوازی ‌می گوید اگر من نباشم، طبقه کارگر پدرت را در می‌آورد! آخر سر هم مدعی می‌شود که ما توانستیم ریش سفیدی کنیم و این‌ها را با هم آشنا کنیم. می‌گویند تورم مثلا ۵۰ درصد است مزد طبقه کارگر هم باید ۵۰ درصد بالا برود. آیا کودکانه تر از این دیدگاه وجود دارد!؟

    این پژوهشگر توسعه خاطرنشان کرد: دولتی که تورم را ۵۰ درصد کرده، مسکن را ۱۰۰ درصد گران کرده و مسکن اجتماعی را سامان نداده، مقصر نیست!؟ بلکه فقط سرمایه‌داری مولد که مالیات می‌دهد مقصر هستند! رانتخوارها که دلالی می‌کنند، مالیات نمی‌دهند. می‌خواستند از طلافروشان مالیات بر ارزش افزوده بگیرند آنها یک روز اعتصاب کردند، آنها را هم معاف کردند! به این دلیل که ایدئولوژی می‌گوید طبقه کارگر باید دمار سرمایه‌داری را درآورد، اما دولتی که در بخش مسکن تورم ۱۰۰ درصدی دارد، مقصر نیست!

    نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند

    وی با بیان اینکه حقوق در کارگاه‌های بالای ۱۰۰ نفر که متعلق به رانتخوارها و خصولتیها است، بیشتر از تورم بالا می‌رود؛ چرا که اگر آنها اعتصاب کنند دیگر نمی‌تواند از رانت‌هایش استفاده کند، پتروشیمی‌ها و صنایع فولاد را از جمله این موارد برشمرد و گفت: باید با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها و ارقام، سطح بازی را بالا برد. متاسفانه طبقه کارگر، ملی کردن نفت را سامان داده، اما اکنون وضعیتش این گونه است! نخبگان آن زمان هر ضعفی که داشتند اما سازمان دهندگان خوبی بودند. مزد حداقلی سال ۱۳۳۸ تصویب شده که اولین قدم طبقه کارگر در آن سیستم است. نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند.

    باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم

    این پژوهشگر توسعه با تاکید بر اینکه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم، تصریح کرد: اقتصاد دانش حرفی فانتزی نیست، بلکه اقتصادی است که در آن دانش بر عوامل دیگر فائق شده. در اقتصاد دانش، دانش پیش برنده توسعه است. شعار سیاست اجتماعی پشتیبان اقتصاد دانش، ز گهواره تاگور دانش بجوی است و متاسفانه این بر خلاف چیزیست که در کشور ما وجود دارد که گفته می‌شود ز گهواره تا گور از دانش دور باش! ببینید خصوصی‌سازی‌ها با مدارس چه کرده است! شاهد کنار گذاشتگی‌ها، سهمیه‌ها و مهاجرت هستیم. کسی که دانش بجوید باید مهاجرت کند، چون این سیستم اصلا نمی‌خواهد وارد دانش شود.

    دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند!

    اطهاری با تاکید بر اینکه جامعه دانش، دانایی را به توانایی فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند، اما متاسفانه دولتها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی فردی و اجتماعی را نمی دهند و با این مسیر مقابله می‌کند، اضافه کرد: در صورتی که این شیوه در نئولیبرالیسم وجود ندارد و تمام موضوعش این است که حداقل دانایی را به ارزش مصرفی قابل مبادله تبدیل کند و اصلا برای این به وجود می‌آید می‌خواهد نوآور شود و به سرمایه‌دارها برای نوآوری انگیزه بدهد و سیستم مالی خود را هم در خدمت نوآور شدن تولید قرار می‌دهد. حتی موضوع حفاظت از خانواده نیز در اروپا بسیار مهم شده و کشورهای سوسیال دموکرات که توانسته‌اند حفاظت از خانواده را سامان دهند موفق‌تر هستند.

    اگر رفاه و عدالت اجتماعی برای آینده می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم

    وی با بیان اینکه اگر ما آینده را با رفاه و عدالت اجتماعی می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم گفت: در اقتصاد دانش کار مستقیم ارزش خود را از دست می‌دهد، همانطور که اکنون این اتفاق افتاده است و طبقه کارگر که کار مستقیم دارند از ۳۰ درصد تبدیل به ۱۰ درصد نیروی کار شده‌اند.

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه بعد از اینکه پایه‌های سرمایه‌داری در ایران شکل گرفته اما به دلیل اینکه نتوانستیم دانش را سامان دهیم دچار تله توسعه جدید شده‌ایم، توضیح داد: نئوفئودالیسمی که آمده مانع گسترش شده و به این دلیل که رانت را تولید و باز تولید می‌کند ما وارد تله توسعه جدید شده‌ایم. کشورهای دیگری در آمریکای لاتین هم که نتوانستند نقش دولت رفاه توسعه بخش را سامان دهند، دچار این شرایط شده‌اند؛ اما کشورهایی مانند کره جنوبی، چین و ویتنام که توانستند این شرایط را سامان دهند وارد دوره جدیدی شدند. وقتی نمی‌توانیم اقتصاد دانش را سامان دهیم محیط زیستمان را هم نابود می‌کنیم.

    وی با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: چنین چیزی در نئولیبرالیسم وجود ندارد. لیبرالیسم یک چرخه‌ای را در چارچوب اقتصاد دانش سامان می‌دهد.

    اواخر دولت روحانی برای ورود به اقتصاد دانش مدلی را طراحی کردم اما دولت که عوض شد در عرض ۱۵ دقیقه با آن مخالفت کردند!

    اطهاری ادامه داد: اواخر دوره روحانی پیشنهاد شد این بحث‌ها را به مدل تبدیل کنم که این کار را انجام دادم و در نهایت تحویل دولت آقای رئیسی شد. افرادی که از دانشگاه امام صادق آمده بودند در عرض یک ربع گفتند ما این را قبول نداریم! نقشه راه آن را هم به طور کامل سامان داده بودیم حتی آن را ندیدند. من از سال ۶۸ با وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی در ارتباط بودم؛ اما تاکنون این سطح از ابتذال را در این وزارتخانه ندیدم. آنچه که دیدم مبتذل‌تر از راست مبتذل بود.

    دولت در ایران، مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد

    وی با بیان اینکه نوآوری‌ها در دنیا با پشتوانه دولت‌ ها انجام شده و دولت ها ثمره نوآوری را با زور نمی‌گیرد، اظهار داشت: زمانی مالکیت سرمایه داری شکل می‌گیرد که زور از اقتصاد بیرون می‌رود. اما دولت در ایران مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد؛ این با مالیات فرق دارد. مالیات برای رفاه باز توزیع می‌شود.

    این پژوهشگر توسعه گفت: چپ و راست در ایران هیچ مدلی برای توسعه ندارند که منطبق بر شرایط باشد. روشنفکران مشروطه یک مدل بورژوا دموکراتیک کاملی داشتند، اگر ما مدلی داشتیم به وضعیت امروز نمی‌رسیدیم . دولت‌ها آمدند و هر کدام مدلی که خود در ذهن داشتند اجرا کردند چون مدل نداشتیم ، قطعاتی که ساخته‌ایم به هم نمی‌خورند و سرمایه‌ها تلف شدند.

  • اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    به گزارش اقتصادران، انتخابات مجلس دوازدهم در ایران در حالی برگزار شد که دستکم تکلیف نهایی انتخابات در تهران و ۱۶ شهر دیگر به دور دوم کشیده شد و تکلیف بخش بزرگی از نمایندگان نیز در این دور مشخص می‌شود. اما دستکم گرایش سیاسی آن نامزد‌هایی که اکنون راهی مجلس شده اند در کنار بررسی سوابق آنانی که به دور دوم رفته اند نشان می‌دهد که اکثریت مجلس آینده را طیف تندرو تشکیل می‌دهد، طیفی که با مذاکره و تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی همواره مخالف بوده و از سوی دیگر از مخالفان پیوستن ایران به FATF نیز بوده اند.

    اما آیا حضور این اشخاص در بخشی از جایگاه قدرت و این بار نه لزوما منتقد می‌تواند عقایدشان را تعدیل کند. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه معتقد است که چنین اتفاقی بدون دخالت ارکان بالادست‌تر قدرت در ایران رخ نخواهد داد و این گروه خود به دنبال تعدیل نخواهد بود.
    البته این استاد دانشگاه حضور ترامپ در انتخابات آمریکا را نیز یکی از عوامل مهمی می‌داند که نباید به آن بی توجه بود.

    دکتر مرتضی افقه در ابتدا با اشاره به مساله افزایش ناگهانی قیمت دلار طی روز‌های اخیر در کشور به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شب گذشته که رسانه‌ها اعلام کردند دادگاه عالی ترامپ را از آن اتهاماتی که نتواند نامزد انتخابات شود مبرا کرده است، به صراحت گفتم که نرخ ارز افزایش خواهد یافت و زمانی که این چنین قیمت ارز و دلار و به تبع آن سایر قیمت‌ها متاثر از روابط خارجی، رابطه با آمریکا، مساله برجام و مساله تحریم‌ها است که فقط یک خبر می‌تواند چنین تاثیرگذار باشد، باید مسئولان را به فکر فرو ببرد.»

    این اقتصاددان می‌افزاید: «کما اینکه دیدید بلافاصله بعد از اینکه انتخابات انجام شد، یعنی در همان روز شنبه و مشخص شد که طیف تندرو پیروز انتخابات شده است، بازار ارز بلافاصله واکنش نشان داد و دلیل آن نیز کاملا مشخص است چرا که در سیاست خارجی این گروه تندرو به شدت مخالف هر نوع مذاکره است. اصلا همین تفکر تندرو بود که اجازه نداد برجام به نتیجه برسد، اگرچه بعد از آن نیز در نهایت ترامپ هم در نقش تکمیل کننده برای این مخالفان داخلی عمل کرد.»

    مرتضی افقه، اما درباره نگاه ضد توسعه طیفی که اکنون مجلس را در دست دارد نیزمی‌گوید: «این گروه فقط در سیاست خارجی دیدگاه‌هایشان ضد پیشرفت و توسعه نیست بلکه در داخل نیز اولویت‌های آنان، اولویت‌های اقتصادی، معیشتی و رفاهی شهروندان نیست بلکه اولویت‌هایشان ایدئولوژیک است. به احتمال بسیار زیاد هم بار دیگر تنش‌هایی را با تمرکز بر مساله حجاب و اینترنت و فیلترینگ و صیانت در کشور ایجاد می‌کنند.»

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: «این موارد که نام بردم احتمالا مساله ذهنی مجلس آتی خواهد بود و بنابراین هم در داخل و هم در خارج از کشور و در سیاست خارجی، بستر‌های افزایش مشکلات اقتصادی را رقم می‌زنند، به خصوص اگر که روند انتخابات این طور که پیش می‌رود منجر به انتخاب مجدد ترامپ و یا جمهوری خواهان شود، دو طیف در تقابل جدی با هم قرار می‌گیرند؛ یعنی طرف آمریکایی با یک رئیس جمهوری کاملا ضد ایران و به دنبال تشدید تحریم‌ها بیش از اینکه اکنون وجود دارد و در ایران نیز طیف مخالف برجام و FATF و هر نوع مذاکره در قدرت خواهد بود؛ بنابراین متاسفانه پیش‌بینی می‌شود که حتی از برگزاری انتخابات آمریکا و صرفا با نتیجه نظرسنجی‌هایی که دست بالا را جمهوری خواهان آمریکا نشان بدهد، شاخص‌های اقتصادی رو به وخامت بگذارند.»

    وی همچنین با اشاره به اینکه حالا آنان که روزی فقط منتقد بودند این بار در زمین اجرایی حضور خواهند داشت و مساله امکان تعدیل شدن نظراتشان می‌گوید: «باید توجه داشت که وقتی این طیف تندرو در زمین واقعی سیاست قرار بگیرند، شاید سرشان به سنگ بخورد و به سمت تعدیل نظرات خود بروند، اما به نظر من مقامات حاکمیتی ارشد این اشخاص، احتمالا تصمیمات دیگری می‌گیرند، همانگونه که در اوایل دهه ۹۰ خود رهبری به این مبحث ورود کردند و با تئوری «نرمش قهرمانانه» مجوز مذاکره صادر شد.»

    افقه خاطرنشان می‌کند: «به این گروه نیز چندان امیدی نیست که خودشان تغییری ایجاد کنند، ولی شاید مقامات بالاتر اگر ببینید کل نظام ممکن است در مخاطره اقتصادی قرار بگیرد، فکری بیاندیشند، وگرنه من بعید می‌دانم این گروه تندرو خود دست به تغییری در افکارش بزند، مگر اینکه آنان را مجبور کنند.»

    این استاد دانشگاه در پایان نیز درباره شرایط اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۳ می‌گوید: «آینده اقتصاد ایران را چندان روشن نمی‎‌بینم. اگر تغییر خاصی رخ ندهد و اگر این گروه در عمل در قبال بن بست‌های شدیدی که حتما با آن مواجه می‌شوند، تغییر رویه ندهند و از آن سو ترامپ نیز به قدرت برسد، من حتی پیش بینی فروپاشی اقتصادی را نیز می‌کنم. بهرحال با ادامه این وضعیت شرایط اقتصادی وخیمی را در سال آینده پیش رو داریم و من حدس می‌زنم مقامات حکومتی در نهایت با پادرمیانی مانع از این می‌شوند که کشور به سمت فروپاشی اقتصادی پیش برود.»