برچسب: رفاه اجتماعی

  • رفاه اجتماعی از بین ایرانی ها پر کشید!

    رفاه اجتماعی از بین ایرانی ها پر کشید!

    به گزارش اقتصادران، بررسی‌‌‌های یک پژوهش نشان می‌دهد که وضعیت رفاهی خانوارهای شهری و روستایی ایران طی سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۰ روند نزولی داشته است. درآمد اسمی خانوارهای شهری و روستایی در کل دوره صعودی و تقریبا تصاعدی بوده، اما درآمد حقیقی هر دو گروه روند نزولی را تجربه کرده است. در بازه زمانی مذکور، مخارج حقیقی خانوار شهری و روستایی به طور متوسط سالانه کاهش ۱.۸ و ۴درصدی را تجربه کرده است. شاخص رفاه اجتماعی سن خانوارهای شهری و روستایی، براساس مخارج حقیقی نیز در این بازه زمانی به طور متوسط سالانه به ترتیب ۱.۵ و ۳.۷‌درصد کاهش یافته است. این شاخص نشان می‌دهد که الگوی مصرف واقعی مردم، تحت‌تاثیر درآمد، تورم و ترجیحات مصرفی چه تغییری کرده است.

    کاهش شاخص رفاه اجتماعی سن براساس مخارج حقیقی در ایران نشان‌‌‌دهنده افت قدرت خرید و مصرف واقعی خانواده‌‌‌هاست. در سال‌های گذشته، عوامل مختلفی مانند تحریم‌‌‌های اقتصادی، نابسامانی اقتصاد کلان و تورم‌‌‌های بالا و مزمن موجب شده‌اند تا قدرت اقتصادی ایرانیان کاهش و نرخ فقر افزایش یابد. مرکز پژوهش‌‌‌های توسعه و آینده‌‌‌نگری در گزارش «برآورد بررسی شاخص‌‌‌های رفاهی خانوارهای شهری و روستایی در دو دهه اخیر» ابعاد مختلف این مساله را مورد بررسی قرار داده است.

    روند نزولی درآمد و مخارج حقیقی شهرنشینان

    بررسی‌‌‌های این گزارش نشان می‌دهد که درآمد کل سالانه اسمی خانوارهای شهری از ۴میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۱۱۲میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. میزان افزایش متوسط درآمد کل سالانه اسمی خانوارهای شهری در این دوره برابر ۲۲۸۷‌درصد بوده که به معنای آن است که در بازه زمانی مذکور، سالانه به‌طور متوسط ۲۰.۵درصد، درآمد اسمی خانوارهای شهری افزایش یافته است. نکته قابل‌توجه آن است که رشد شاخص قیمت در کل دوره ۲۲۸۹درصد، یعنی بیش از رشد درآمد اسمی بوده است. به همین دلیل می‌‌‌توان به‌راحتی حدس زد که درآمد حقیقی در مناطق شهری، برخلاف درآمد اسمی، روند نزولی را تجربه کرده است. براساس این گزارش، درآمد حقیقی خانوارهای شهری کشور از ۳۲میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۳۲میلیون و ۱۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است.

    همچنین، نگاه جزئی‌‌‌تر به روند درآمد حقیقی خانوارها در مناطق شهری نشان می‌دهد که بیشترین میانگین درآمد حقیقی مربوط به دولت نهم و برابر ۳۳میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان به قیمت ثابت سال ۱۳۹۵ است. همچنین، کمترین درآمد حقیقی خانوارهای شهری در دوره ۱۳۹۳-۱۳۹۲، یعنی دولت یازدهم است که درآمدی معادل ۲۹میلیون و ۵۰۰‌هزار تومان بوده است. متوسط مخارج کل سالانه حقیقی یک خانوار شهری در سطح کشور از ۳۶میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ روند نسبتا نزولی را طی کرده و به ۲۶میلیون و ۸۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. میزان کاهش متوسط مخارج کل سالانه حقیقی خانوار شهری در کل بازه زمانی ۲۶.۸‌درصد و متوسط سالانه آن در این دوره ۱۸ساله، ۱.۸‌درصد بوده است.

    16copy ak5996

    سقوط رفاه روستایی‌‌‌ها

    براساس این گزارش، درآمد اسمی خانوار روستایی در سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۰ روند صعودی داشته و از ۲میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۶۳میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. با این حال، درآمد حقیقی خانوارهای روستایی روند نزولی داشته و از ۲۲میلیون و ۸۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۱۶میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. مخارج کل اسمی خانوار روستایی در بازه زمانی مذکور افزایش یافته و از ۳میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۸۲میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. این در حالی است که مخارج حقیقی روندی نزولی داشته و از ۲۸میلیون و ۲۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۱۴میلیون تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است.

    همانند مخارج حقیقی خانوارهای روستایی، رفاه اجتماعی حقیقی سن خانوار روستایی روند نزولی داشته، به گونه‌‌‌ای که به طور متوسط سالانه ۳٫۷‌درصد کاهش یافته است. در نهایت می‌‌‌توان گفت که بیشترین مقدار شاخص رفاه اجتماعی حقیقی خانوارهای روستایی در سال ۱۳۸۳ و کمترین مقدار آن در سال ۱۳۹۹ بوده است.

    پشت پرده رشد اسمی درآمدها

    شاخص رفاه اجتماعی سن (Sen Index) معیاری برای سنجش رفاه اجتماعی است که توسط آمارتیا سن، اقتصاددان هندی، ارائه شده است. این شاخص به منظور ارزیابی رفاه اجتماعی در یک جامعه، علاوه بر درآمد، به توزیع درآمد نیز توجه می‌کند. این شاخص نشان می‌دهد که میانگین درآمد واقعی جامعه با در نظر گرفتن میزان نابرابری درآمدی چقدر به رفاه عمومی تبدیل شده است.

    این گزارش بیان می‌کند که رفاه اجتماعی سن براساس درآمد حقیقی کل سالانه خانوار شهری به صورت کلی روند نوسانی با روند کلی صعودی داشته؛ به طوری که از ۱۹میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ (به قیمت‌های ثابت سال ۱۳۹۵) به ۲۱میلیون و ۲۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده است. طی دوره مورد بررسی، شاخص رفاه اجتماعی خانوارهای شهری دارای دو نقطه اوج و دو نقطه کف بوده است. نخستین نقطه اوج در سال ۱۳۹۰ و با مقدار ۲۲میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان رخ داده است. پس از آن، شاخص با یک روند نزولی به پایین‌‌‌ترین سطح خود در سال ۱۳۹۲، یعنی ۱۸میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان، کاهش یافته که کمترین میزان رفاه اجتماعی در این دوره به شمار می‌‌‌آید. افزایش مستمر در چهارسال بعد، مقدار تابع را به ۲۲میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان، یعنی نقطه اوج دوم در سال ۱۳۹۶، رسانده است. با این حال، روند نزولی مجددا آغاز شده و این شاخص در سال ۱۳۹۸ به ۱۹میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان رسیده است. به صورت کلی می‌‌‌توان گفت که روند رفاه اجتماعی حقیقی سن بر مبنای مخارج کل خانوار شهری به طور متوسط سالانه ۱٫۵‌درصد رشد منفی داشته است.

    همچنین می‌‌‌توان گفت که رفاه اجتماعی سن براساس درآمد حقیقی خانوارهای روستایی در ابتدای دوره، یعنی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶، روند صعودی داشته و از ۱۲میلیون و ۹۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۱۵میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۶ رسیده است. سپس از سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۴۰۰، روند نزولی آن آغاز شده و از ۱۵میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان به ۱۰میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان رسیده است. کاهش شاخص رفاه اجتماعی سن براساس درآمد حقیقی کل سالانه نشان‌‌‌دهنده آن است که درآمد واقعی خانوارها کاهش یا نابرابری درآمدی افزایش یافته است یا هر دو همزمان رخ داده‌‌‌اند. بنابراین، توزیع درآمد در جامعه بدتر شده و سطح کلی رفاه اقتصادی خانوارها افت کرده است. این کاهش نشان می‌دهد که رشد اسمی درآمدها، به دلیل تورم بالا یا افزایش نابرابری، نتوانسته است به بهبود واقعی در زندگی مردم منجر شود.

    کاهش مصرف خانوارهای ایرانی

    براساس محاسبات این گزارش، مقدار رفاه اجتماعی سن براساس مخارج کل حقیقی سالانه خانوار شهری نیز در کل دوره مذکور روند نزولی داشته و از ۲۲میلیون و ۵۰۰‌هزار تومان (به قیمت‌های ثابت ۱۳۹۵) در سال ۱۳۸۳ به ۱۷میلیون و ۴۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. همچنین می‌‌‌توان گفت که مقدار رفاه اجتماعی سن بر مبنای مخارج کل حقیقی سالانه خانوار روستایی از ۱۶میلیون و ۸۰۰‌هزار تومان در سال ۱۳۸۳ به ۸میلیون و ۸۰۰‌هزار تومان در سال ۱۴۰۰ رسیده که به طور متوسط سالانه ۳٫۷‌درصد کاهش را تجربه کرده است. کاهش مقدار شاخص رفاه اجتماعی سن براساس مخارج کل حقیقی سالانه نشان‌‌‌دهنده آن است که مصرف واقعی خانوارها کاهش یافته یا نابرابری در مخارج افزایش یافته است یا هر دو اتفاق به‌‌‌طور هم‌‌‌زمان رخ داده‌‌‌اند. به صورت کلی، این کاهش بیانگر افت سطح زندگی واقعی و کاهش قدرت خرید خانوارها در طول زمان است.

  • نامزدهای محترم ریاست جمهوری! رفاه فقط یارانه دادن نیست!

    نامزدهای محترم ریاست جمهوری! رفاه فقط یارانه دادن نیست!

    به گزارش اقتصادران، یارانه انرژی در ایران نه‌تن‌ها سبب کاهش تورم و حمایت از قشر ضعیف نشده، بلکه سبب تشدید این مسائل شده است.

    نامزد‌هایی که ادعا می‌کنند حل تمامی مشکلات در داخل کشور ممکن است، نه اینکه ادعای درستی نباشد، اما برای افزایش بهره وری مصرف انرژی حداقل در بخش خودرو چه کرده ایم؟ تولید خودرو‌های پرمصرف؟ یا نهایت خلاقیت ما واردات خودرو‌های دست‌دوم با کیفیت خارجی بوده است؟ ما باید از تکنولوژی و تجربیات جهان غرب و شرق استفاده کنیم. لذا، فقط خودمتکی بودن باعث لغزش و بدتر شدن وضعیت موجود در خصوص پرداخت یارانه‌ها خواهد شد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود که مردم وضعیت رفاه را در شرایط تحریم و نبود آن مورد بررسی قرار دهند و به آمار و ارقام معتبر استناد کنند

    در خصوص اینکه چگونه رفع تحریم می‌تواند گشایشی در وضعیت اقتصاد ایجاد کند، بهتر است کتاب‌های مربوط به اقتصاد بین‌الملل، از جمله کتاب معروف «اقتصاد بین‌الملل» سالواتوره را مطالعه کرده و مشاهده کنند که تئوری‌های اقتصاد به تجارت بین‌المللی توجه ویژه‌ای داشته است. لذا، اگر چنین نبود، قطعا تئوری‌ها نقش یک اقتصاد را در روابط بین‌الملل مورد بررسی قرار می‌دادند و نقش چند کشور را مورد بررسی قرار نمی‌دادند.

    بنابراین، با صرف شعار دادن و بیان اعداد و ارقام نجومی و پرداختن به موضوعاتی مانند پرداخت یارانه انرژی به آحاد مردم با مبالغ عجیب و غریب، فقط علم اقتصاد را زیر سوال می‌بریم!

    نکته‌ای که وجود دارد این است که باید در کشور به زیرساخت‌ها توجه داشته باشیم. فقط فروش نفت و منابع به منظور تخصیص به بودجه جاری کشور و پرداخت یارانه، به‌جز بروز بیماری هلندی و نفرین منابع، نتیجه خاصی را عاید کشور نخواهد کرد. باید از تجربیات کشور‌های توسعه یافته استفاده کنیم تا بتوانیم نحوه هزینه کردن منابع مالی حاصل از فروش منابع خود را در زیرساخت‌ها به‌درستی اجرا کنیم.

    شاید منتقدان بگویند که چرا باید به سایر کشور‌ها متکی باشیم و چرا از تجربیات خود استفاده نکنیم؟ در پاسخ باید گفت، عزیزان، ما تا به حال از تجربیات خود استفاده کرده ایم و چه نتیجه‌ای حاصل شده است؟ وضعیت آلودگی هوا اسف بار است؛ وضعیت جاده‌ها نیز نامناسب است.

    برخی نامزد‌ها فقط به این اشاره می‌کنند که ما باید یارانه بدهیم و رفاه ایجاد کنیم! آیا می‌دانند که به‌جز پرداخت نقدی یارانه، با هزینه کردن آن‌ها در زیرساخت‌ها هم می‌توان رفاه ایجاد کرد؟ می‌توان بهترین ناوگان هوایی، ریلی و زمینی را داشت -که مردم عزیز کشورمان لایق آن هستند- تا مردم بتوانند با آسودگی خاطر مسافرت باکیفیت داشته باشند.

    پرداخت یارانه نقدی، حتی اگر ۵۰ میلیون تومان در ماه باشد، باعث می‌شود مردم نگران باشند که در هنگام مسافرت آیا سالم به مقصد می‌رسند یا خیر؟ این تعریف رفاه نیست! برخی از نامزد‌ها فقط این وعده را می‌دهند که مبلغی در جیب مردم بگذارند تا ایشان برای مدت کوتاه چند روزه بابت مبلغ پرداختی خوشحال باشند، در حالی که می‌توان با تخصیص صحیح این منابع به زیرساخت‌ها شغل ایجاد کرد و با حل معضل بیکاری، زمینه نشاط و خوشحالی مردم را در بلندمدت فراهم کرد. با به کارگیری کارشناسان و صاحب نظران انرژی و اقتصادی مجرب قطعا، هم می‌توان به زیرساخت‌ها توجه ویژه کرد و هم یارانه نقدی یا غیر‌نقدی پرداخت کرد.