برچسب: رشد جمعیت

  • چرا ایرانیان دیگر تمایلی به فرزندآوری ندارند؟

    چرا ایرانیان دیگر تمایلی به فرزندآوری ندارند؟

    به گزارش اقتصادران، نتایج پیمایش ملی «تمایلات و رفتار فرزند‌آوری ایرانیان» نشان داد که مسائل اقتصادی و نگرانی زوجین از تامین آتیه فرزندان، مهم‌ترین موانع برای اقدام به فرزندآوری یا داشتن تعداد فرزندان بیشتر است. این پیمایش، زمستان پارسال با بودجه وزارت بهداشت و توسط پژوهشکده فرهنگ جهاد دانشگاهی و با طرح پرسش درباره تمایل فعلی یا آتی جامعه ایرانی به فرزندآوری، دلایل تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری، الگوی تعداد فرزندان و ارزیابی مردم از سیاست‌های تشویقی فرزندآوری انجام شد.

     

    جمعیت نمونه این پیمایش، ۲۵۰۰ زن متاهل در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال و مرد متاهل دارای همسر در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال از شهرها و روستاهای سراسر کشور بودند. ۴۸٫۵ درصد از پاسخ‌دهندگان، زن و ۵۱٫۵ درصد مرد، میانگین سنی پاسخگویان ۳۶٫۵ سال، میانگین سن هنگام ازدواج ۲۲٫۶ سال و میانگین سن اولین فرزندآوری ۲۵٫۴ سال بود. ۸۴٫۹ درصد پاسخگویان با میانگین ۱٫۷ فرزند، ۲۲٫۳ درصد دارای تجربه سقط جنین بودند و ۶۰٫۲ درصد پاسخگویان از روش‌های پیشگیری از بارداری استفاده می‌کردند. ۵۴٫۸ درصد پاسخگویان، شاغل و ۳۸٫۷ درصد خانه‌دار، ۴۲٫۲ درصد ساکن مراکز استان‌ها، ۳۵٫۸ درصد ساکن سایر شهرها و ۲۲ درصد ساکن روستاها بودند. ۲۹٫۴ درصد از پاسخگویان، وضع مالی خود را بد، ۵۴ درصد متوسط و ۱۶٫۴ درصد خوب ارزیابی کردند.

     

    ۱٫۴ درصد از پاسخگویان، زندگی بدون فرزند را مطلوب می‌دانستند، ۶٫۵ درصد با یک فرزند و ۳۳٫۵ درصد با دو فرزند موافق بودند اما بیش از ۵۸ درصد پاسخگویان، با فرزند سوم و چهارم و حتی بیش از ۵ فرزند موافق بودند. ۲۲٫۳ درصد از پاسخگویان، در حال حاضر تمایل به فرزندآوری داشتند در حالی که در پیمایش مشابه در سال ۱۳۹۵ این عدد، ۳۱٫۸ درصد بود ۷۷٫۷ درصد از پاسخگویان در پیمایش پارسال اعلام کردند که در حال حاضر تمایل به فرزندآوری ندارند و ۵۲٫۱ درصد هم بابت فرزندآوری در زمان آتی بی‌رغبت بودند.

    تمایل به والد بودن، علاقه به بچه، تمایل به خانواده پرجمعیت، تحکیم پیوند خانوادگی و زندگی زناشویی، سن مناسب برای فرزندآوری، رعایت توصیه‌های دینی و مذهبی درباره فرزندآوری، تعداد ناکافی فرزندان، تشویق و اصرار اطرافیان، استفاده از امتیازات طرح فرزندآوری و سیاست‌های تشویقی دولت، تمایل به داشتن فرزند پسر یا دختر، نداشتن فرزند، تمایل به فرزند دیگر به دلیل ازدواج مجدد و فوت فرزند، سوالاتی بود که از پاسخگویان مایل به فرزندآوری پرسیده شد و این گروه، میل به والد شدن (۹۵٫۳ درصد) علاقه به بچه (۹۴٫۷ درصد) تمایل به خانواده پرجمعیت (۸۶٫۱ درصد) و تاثیر فرزندآوری در تحکیم پیوند زناشویی (۸۵٫۸ درصد) را به عنوان مهم‌ترین دلایل فرزندآوری برشمردند اما توصیه‌های دینی به فرزندآوری (۷۸٫۲ درصد) و تعداد ناکافی فرزندان (۷۴٫۸ درصد) در اولویت‌های بعدی قرار  داشت.

     

    در این پیمایش، از گروهی هم که تمایل به فرزندآوری نداشتند، سوالات مرتبط با این بی‌رغبتی پرسیده شد. نگرانی بابت تامین آینده فرزندان جدید، افزایش مشکلات اقتصادی زندگی با آمدن فرزند جدید، درآمد ناکافی برای فرزند جدید، فقدان مسکن و فضای مناسب برای فرزند جدید، تعداد کافی فرزندان، ناتوانی روحی و روانی برای فرزندآوری، تمایل به رعایت فاصله سنی مناسب بین فرزندان، ناسازگاری شرایط شغلی فعلی با فرزندآوری، بی‌رغبتی یکی از زوجین به فرزندآوری، سن نامناسب برای بارداری، سن کم آخرین فرزند، ناتوانی از تربیت فرزند، مشکلات جسمی در زایمان قبلی، ترس از زایمان، افزایش مشکلات خانوادگی به دنبال داشتن فرزند، مشکل ادامه تحصیل به دنبال فرزندآوری، مخالفت اطرافیان با فرزندآوری، برهم خوردن تناسب اندام با زایمان، منع بارداری به دلیل توصیه‌های پزشکی، ترس از بچه‌دار شدن به دلیل بیماری ارثی و نقص عضو مادرزادی در خانواده، بی‌میلی به بچه، تازگی ازدواج، بی‌میلی به مادر بودن، احتمال متارکه و نگرانی از کاهش توجه همسر به دنبال فرزندآوری، سوالاتی بود که از گروه بی‌رغبت به فرزندآوری پرسیده شد.

    ۴ سوال اول این فهرست، ارتباط مستقیم با مسائل اقتصادی و وضع معیشتی خانواده داشت که ۸۷٫۴ درصد از این گروه به دلیل نگرانی از تامین آینده فرزندان جدید، ۸۰٫۹ درصد به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی، ۷۸٫۹ درصد به دلیل درآمد ناکافی و ۷۳٫۴ درصد به دلیل فقدان مسکن و فضای مناسب، یا قید فرزندآوری را زده بودند یا نمی‌خواستند فرزند جدید داشته باشند. در این فهرست، غیر از حدود ۱۴ درصد پاسخگویان که بی‌رغبتی به بچه و بی‌رغبتی به مادر بودن را به عنوان عدم تمایل به فرزندآوری ذکر کرده بودند، فراوانی باقی پاسخ‌ها نسبت به نتایج سوال مشابه در پیمایش سال ۱۳۹۵ افزایش معنا‌داری داشت. بخش دیگری از پیمایش، سوال درباره تاثیر سیاست‌های تشویقی بر تمایل به فرزندآوری بود که ۷۳٫۹ درصد پاسخگویان، تاثیر این سیاست‌ها را کم و ۱۸ درصد، زیاد اعلام کرده  بودند.

    در بخش دیگری از نشست تخصصی بررسی نتایج این پیمایش که دیروز در وزارت بهداشت برگزار شد، علی حاتمی؛ عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ جهاد دانشگاهی با تحلیل پاسخ‌های این پیمایش ملی، ضمن نگاهی به جایگاه جمعیت در برنامه‌های ۵ ساله توسعه اقتصادی که از سال ۱۳۶۸ آغاز شده، اشاره داشت که در برنامه هفتم توسعه که قرار است در فاصله سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۷ اجرا شود، با توجه به نرخ ۱٫۶ باروری به ازای هر زن در حال حاضر، مقرر شده که الگوی صحیح همسرگزینی ترویج شده، میانگین سن ازدواج کاهش یابد، میزان باروری کل به ۲٫۵ فرزند برای هر زن برسد، سقط غیرقانونی جنین ۳۰ درصد کاهش یابد و همچنین افزایش ازدواج و کاهش طلاق هم محقق شود تا در نهایت، رشد جمعیت از روند کاهشی به حالت صعودی بازگردد.

     

    این کارشناس با نگاهی به اعداد به دست آمده از پیمایش ملی زمستان ۱۴۰۳ نشان داد که در حال حاضر ۲۲٫۳ درصد پاسخگویان مایل به فرزندآوری بوده و ۷۷٫۷ درصد تمایل به فرزند ندارند و همچنین ۴۰٫۹ درصد از پاسخگویان می‌خواهند که در آینده بچه‌دار شوند ولی ۵۲٫۱ درصد حتی در آینده هم تمایل به فرزندآوری ندارند. این کارشناس در بخش دیگری از تحلیل خود، نگاهی به ارتباط محل سکونت و وضع معیشتی پاسخگویان مایل به فرزندآوری داشت و مبتنی بر پاسخ‌ها نشان داد که تمایل به فرزندآوری، چه در زمان حال و چه در آینده، در ساکنان روستاها (۵۹٫۵ درصد) بیش از ساکنان شهرها (۵۳٫۵ درصد) و مراکز استان‌هاست (۵۱٫۸ درصد) و همچنین تمایل حال یا آینده فرزندآوری در افراد با وضعیت مالی خوب (۵۷٫۵ درصد) بیش از افراد با وضعیت مالی متوسط (۵۴٫۱ درصد) و وضعیت مالی ضعیف (۵۲٫۴ درصد) است. حاتمی در بخش دیگری از تحلیل خود، تایید کرد که موانع فرزندآوری، عاملی موثر در کاهش تعداد فرزندان خانواده‌ها بوده چنانکه میانگین تعداد فرزندان دلخواه برای تمام پاسخگویان (چه مایل به فرزندآوری و چه بی‌رغبت به فرزندآوری) ۳-۲ فرزند بوده اما میانگین تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده ۱٫۸ فرزند است که اختلاف ۱٫۴ فرزند، شکافی حاکی از وجود موانع در مسیر تحقق تمایل افراد به داشتن تعداد فرزندان مطلوب می‌شود چنانکه ۵۸٫۴ درصد پاسخگویان در این پیمایش، تمایل به داشتن ۳ فرزند و بیشتر داشته اما فقط ۲۰٫۷ درصدشان در واقعیت صاحب ۳ فرزند یا بیشتر هستند و همچنین ۶۴٫۲ درصد پاسخگویان، خانواده کوچک با یک یا دو فرزند دارند در حالی که این تعداد فرزند، فقط برای ۴۰ درصد پاسخگویان مطلوب بوده با اینکه مایل به فرزندآوری بیشتر بوده‌اند علاوه بر اینکه از جمع ۱۵٫۱ درصدی پاسخگویانی که فرزند نداشته‌اند، فقط ۱٫۴ درصدشان راضی به این وضع بوده‌اند و احتمالا موانع اقتصادی، پزشکی یا اجتماعی باعث شده که ۱۳٫۷ درصد افراد بدون فرزند، نتوانند دارای فرزند باشند.

    تحلیل این کارشناس این بود که با توجه به اولویت مسائل اقتصادی و مسکن به عنوان موانع پایه‌ای و شرط لازم در اقدام برای فرزندآوری، احساس ناامنی بابت وضعیت اقتصادی و مسکن، مانعی در تصمیم به فرزندآوری است و این موانع در مقایسه با سایر مولفه‌ها همچون ادامه تحصیل یا تازگی ازدواج باید در اولویت سیاستگذاری دولت‌ها باشد مگر آنکه افراد به دلیل بی‌علاقگی به فرزندآوری یا مشکلات پزشکی حتی در صورت فراهم شدن تمام شرایط هم از فرزندآوری صرفنظر کنند. این کارشناس در بخش دیگری از تحلیل خود تاکید داشت که انگیزه درونی (عاطفی) قوی‌ترین عامل در فرزندآوری است در حالی که مشوق‌های بیرونی شامل استفاده از امتیازات و تشویق اطرافیان و توصیه‌های دینی به فرزندآوری در مقابل بی‌رغبتی درونی به فرزندآوری، تاثیری در تغییر تصمیم زوجین نخواهد داشت. در حالی که طبق آمارهای رسمی در بازه ۱۳ ساله در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا پایان ۱۴۰۳، تعداد موالید زنده در کل کشور، از یک میلیون و ۳۸۲ هزار و ۸ تولد (۱۳۹۰) به ۹۷۹ هزار و ۹۲۸ تولد زنده (۱۴۰۳) رسیده، حاتمی گفت که روند تولدهای ایران، با سرعتی بیش از پیش‌بینی‌ها رو به کاهش است چون مجموع موالید سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴ درصد کمتر از پیش‌بینی «چشم‌انداز جمعیت جهان ۲۰۲۴» است چنانکه این پیش‌بینی جهانی تخمین می‌زد که تعداد تولدهای ایران تا سال ۲۰۵۰ میلادی به کمتر از یک میلیون نفر نرسد و حالا ۲۵ سال پیش از تحقق این تخمین، تعداد تولدهای ایران به کمتر از یک میلیون نفر رسیده است.

    رسول صادقی؛ رییس موسسه تحقیقات جمعیت کشور و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، از دیگر مهمانان این نشست تخصصی بود که در صحبت‌های خود با نگاهی به نتایج این پیمایش ملی گفت: «جمعیت یک موضوع ملی است و جناحی و سیاسی نیست. افزایش جمعیت باید در کنار سیاست‌های مهاجرت و خروج جمعیت جوان از کشور بررسی شود علاوه بر اینکه هر ساله، آمار بالایی از تصادفات منجر به مرگ داریم که قربانی این تصادفات، جمعیت جوان و نیروی مولد و پتانسیل افزایش جمعیت است. تغییرات باروری در ایران خیلی سریع بوده چون در بسیاری از کشورها، ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال طول کشید تا زیر سطح جایگزینی در باروری برسند ولی در ایران فقط ظرف ۱۱ سال نرخ باروری کل از ۵ به ۲٫۵ فرزند برای هر زن رسیده که البته سرعت تغییرات فرهنگی اجتماعی و ارزشی هم در ایران بسیار سریع بوده است. البته طبق نتایج این پیمایش، تمایل به فرزندآوری نسبت به سال ۹۵ بیشتر شده اما فراوانی پاسخ‌ها درباره تمایل به فرزندآوری در حال حاضر، نسبت به سال ۹۵ کاهش دارد.»

    این کارشناس در بخش دیگری از صحبت خود گفت: «نگرانی نسبت به وضعیت آینده کشور، در بخش مهاجرت خود را نشان می‌دهد و بنابراین سیاستگذاران باید برای کاهش نگرانی و ناامنی نسبت به وضعیت جامعه اقدام کنند چون با افزایش امید اجتماعی، مهاجرت کم می‌شود و به دنبال آن، نرخ باروری افزایش خواهدیافت. سیاست‌های حمایتی هم باید ثبات داشته باشد چون بی‌ثباتی سیاست‌ها اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد. حفظ کیان خانواده باید روح حاکم بر سیاست‌ها باشد در حالی که اکنون این طور نیست. دریافت حس حمایت از قانون با دریافت حس اجبار خیلی فرق دارد. چند درصد قوانین در کشورمحقق می‌شود؟ خیلی اوقات قوانین به جای آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، مبتنی بر آمال است و مثلا با وجود آنکه آمار طلاق رو به افزایش و آمار ازدواج رو به کاهش است، ولی برای کاهش طلاق برنامه و قانون می‌گذاریم در حالی که در جامعه، خلاف این وضع در حال وقوع است. سیاست‌هایی موفق است که محیط دوستدار خانواده ایجاد کند و البته ایجاد چنین محیطی هم فقط وظیفه وزارت بهداشت نیست بلکه تمام نهادها باید در ایجاد این فضا مشارکت کنند.»

    حسین کرمانپور؛ رییس مرکز اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت از دیگر سخنرانان این نشست تخصصی بود و در توضیح اهمیت یافته‌های این پیمایش ملی گفت: «نهاد خانواده تضعیف شده و باید تقویت شود. تبلیغات بی‌سلیقه با عکس و بیلبورد در محیط عمومی، گاهی ضدتبلیغ است که حتی اثر مثبت هم ندارد. نکته مثبت این پیمایش این است که ۵۵ درصد از پاسخگویان تمایل به فرزندآوری دارند و حتی تعدادی‌شان تمایل به فرزند دوم و سوم دارند و این یک فرصت مغتنم است و وای به حال کسی که این فرصت مغتنم را از دست بدهد. اگر چه که تاثیر وزارت بهداشت در این زمینه کمتر از ۲۰ درصد است و بقیه دستگاه‌ها باید برای تقویت نهاد خانواده طراحی کنند و مردم به حمایت اقتصادی دولت امیدوار شوند. تغییر رویکرد اطلاع‌رسانی از توصیه مستقیم به اقناع اجتماعی خیلی مهم است اما چطور می‌شود اقناع اجتماعی ایجاد کرد؟ اقناع اجتماعی، باید از توصیه مستقیم به روایت‌های انسانی و تجربه مثبت خانواده‌‌های دارای چند فرزند تغییر کند.»

    امیرحسین بانکی‌پور، نماینده اصفهان و از نویسندگان قانون جوانی جمعیت در مجلس و از مهمانان این نشست تخصصی، درحالی که اشاره داشت که صبح دوشنبه، جلسه‌ای با موضوع جمعیت و با حضور مسوولان وزارت رفاه در کمیسیون فرهنگی مجلس برگزار شده، در نگاهی به پیام‌های مثبت این پیمایش گفت: «۵۸٫۴درصد پاسخگویان تمایل به ۳ تا ۵ فرزند دارند و گرایش به تک‌فرزندی رو به کاهش رفته است، بنابراین در طول سه سال اجرای قانون جوانی جمعیت، گفتمان جمعیت را جا انداخته‌ایم. سیاست‌های تشویقی به عنوان یکی از ۵ عامل اصلی تمایل به فرزندآوری هم تاثیر مثبت داشته چنان‌که تا امروز و ظرف این ۳ سال ۸۴درصد متقاضیان وام ازدواج و فرزند‌آوری، وام‌شان را گرفته‌اند اگرچه که هنوز بیش از ۵۰۰ هزار نفر از متقاضیان در صف دریافت وام هستند ولی ۲٫۵ میلیون نفر هم وام‌شان را دریافت کرده‌اند و امروز، رقم وام ازدواج و فرزندآوری ۱۰ الی ۱۲ برابر رقم پیش از اجرای قانون جوانی جمعیت است. ۵۰۰ هزار مادر، خودرو دریافت کرده‌اند و به ۱۰۰ هزار نفر هم زمین واگذار شده است. بیش از ۹۴درصد پاسخگویان گفته‌اند که بچه دوست دارند و بنابراین، خانواده محوری از فرهنگ ما دور نشده و مدرنیته نتوانسته این ارزش‌ها را از ما بگیرد. قانون جوانی جمعیت، قانون فرزندآوری نیست بلکه قانون رفع موانع فرزندآوری است، چون ازدواج و فرزندآوری یک تصمیم فردی است.

    البته این پیمایش، زمستان پارسال و در شرایطی انجام شده که قیمت دلار رو به افزایش و جامعه دستخوش التهاب بود و بنابراین زمان مناسبی برای طرح پرسش درباره تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری نبود. با این حال، طی این ۳ سال هنوز ۵۰درصد قانون هم اجرا نشده و تغییر فرهنگی در جامعه هم به سرعت امکان‌پذیر نیست، ولی در سال ۱۴۰۲ در ۱۵ استان نرخ باروری افزایشی بوده و تمایل مردم به ۳ تا ۵ فرزند هم بیشتر شده و حتی الگوی ۳ تا ۵ فرزند در تولدها هم افزایش داشته چنان‌که در فاصله سال‌های ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۳ الگوی زایمان ۳ فرزند تا ۶درصد، فرزند چهارم تا ۳۵درصد و فرزند پنجم بیش از ۷۰درصد رشد داشته است.»

    بانکی‌پور در تشریح دلیل کاهش نرخ فرزندآوری در فاصله سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ هم گفت: «بارها گفته شد که تعداد موالید کم شده چون دولت‌ها کارشان را درست انجام ندادند یا قانون جوانی جمعیت، قانون درستی نبوده. آمارها به ما نشان می‌دهد که تا سال ۱۳۹۴ رشد موالید داشتیم ولی از این سال، آمار ولادت کاهش داشته درحالی که در این مدت، سیاست‌ها تغییر نکرده و این کاهش، ربطی به قانونگذاری و سیاستگذاری ندارد. وقتی از نرخ باروری در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال صحبت می‌کنیم باید ببینیم که از سال ۹۴ حدود ۸۷درصد موالید مربوط به زنان گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال است چون تعداد زنان گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ ساله تا سال ۹۴ افزایش داشته و از سال ۹۴ تعداد این گروه سنی کاهش یافته و بنابراین با کاهش فرزندآوری مواجه شده‌ایم، چنان‌که در فاصله سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ تعداد زنان ۲۰ تا ۴۰ ساله کشور ۳۰۷ هزار نفر کاسته شده درحالی که در فاصله سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ این کاهش ۲۵۰ هزار نفر و در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ این کاهش ۲۱۰ هزار نفر بوده است.»

  • چرا ایرانی‌ها دیگر میلی به فرزندآوری ندارند؟ / سونامی پیرمردان و پیرزنان دهه ۶۰ در کمین اقتصاد ایران

    چرا ایرانی‌ها دیگر میلی به فرزندآوری ندارند؟ / سونامی پیرمردان و پیرزنان دهه ۶۰ در کمین اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، کاهش شدید نرخ زاد و ولد در ایران وارد مرحله‌ای بحرانی شده است؛ آن‌گونه که در بهار ۱۴۰۴، تنها ۲۱۴ هزار نوزاد متولد شده‌اند، در حالی که این عدد در بهار سال گذشته ۲۳۹ هزار نفر بود؛ یعنی کاهش ۱۰ درصدی تنها در یک‌سال.«سریع‌ترین کاهش نرخ فرزندآوری به ازای هر زن در تاریخ دنیا در ایران اتفاق افتاده است.» این توئیت «ملیندا گیتس» در سال ۲۰۲۱ زمانی که منتشر شد نه تنها نشان از تعجب این تلاش گر جهانی حقوق زنان و کودکان داشت بلکه موضوع بحران زاد و ولد و کاهش عجیب جمعیت در ایران را این بار جهانی کرد.

    توئیت «ملیندا گیتس» که حاصل یک پژوهش بود نگاه بیشتر کارشناسان حوزه جمعیت در جهان را به سوی ایران چرخاند. ملیندا که به همراه همسرش «بیل گیتس» اداره یک بنیاد خیریه خانوادگی به نام «بنیاد بیل و ملیندا گیتس» را برعهده دارد در صفحه شخصی خود در توییتر در حالی که درباره بهبود آمار‌های جهانی در حوزه بهداشت و موالید صحبت می‌کرد با اشاره به ایران، این توئیت را نوشت و از موضوعی خبر داد که اکنون شاید بتوان آن را دقیق‌ترین توصیف از وضعیت زاد و ولد در ایران سال‌های اخیر دانست.

    داده‌ها نشان می‌دهد نرخ باروری در سال ۱۴۰۳ به ۱.۴۸ تولد به ازای هر زن رسیده و مجموع موالید به زیر یک میلیون نفر کاهش یافته است؛ رقمی که پایین‌ترین سطح تولد از سال ۱۳۵۰ تاکنون محسوب می‌شود.

    پنج دهه افت بی‌وقفه زاد و ولد

    این در حالی است که بر اساس آمار‌های رسمی، نرخ باروری در دهه ۱۳۶۰ از ۶ فرزند به ازای هر زن فراتر رفت، اما از دهه ۷۰ به بعد این روند با سرعتی چشمگیر کاهش یافت.

    در اوایل دهه ۱۳۹۰ این نرخ به حدود ۲ رسید و اکنون به زیر سطح جایگزینی نسل (۲.۱) رسیده است. از نگاه جمعیت‌شناسان، نرخ باروری کمتر از ۱.۵ به معنای ورود به مرحله «پیرشدگی شتاب‌دار» است که بازیابی آن نیازمند دهه‌ها سیاست‌گذاری هدفمند است؛ موضوعی که در ایران نه‌تنها جدی گرفته نشده، بلکه راهکار‌های موجود نیز نتیجه عکس داده‌اند.

    به گزارش اقتصاد ۲۴ و براساس داده‌های رسمی، روند تولد و باروری در ایران از سال ۱۳۵۰ تاکنون، فراز و فرود چشمگیری را تجربه کرده است:
    در دهه ۱۳۶۰، نرخ باروری به بیش از ۶ فرزند به ازای هر زن و تولد سالانه به بیش از ۲.۵ میلیون نفر رسید.
    از دهه ۱۳۷۰، سیاست‌های تنظیم خانواده و تغییرات اجتماعی باعث افت شدید باروری شد.
    در دهه ۱۳۹۰، باروری به حدود ۲ تولد به ازای هر زن رسید.
    در سال ۱۴۰۳، این نرخ به ۱.۴۸ سقوط کرده و تولد سالانه به ۹۸۰ هزار نفر کاهش یافت.

    این افت نه‌تنها بی‌سابقه، بلکه وارد «مرحله غیرقابل بازگشت» شده است، مرحله‌ای که در آن حتی سیاست‌های حمایتی گسترده هم نمی‌توانند کاهش جمعیت را جبران کنند.

    قانون جوانی جمعیت؛ وعده‌هایی بی‌پشتوانه

    در این میان، اما مسئولان وقت کشور شاید به جای درک بحران‌های عدیده اجتماعی و اقتصادی، تلاش کردند با قانون گذاری شبه دستوری و فرمایشی شهروندان را تشویق به فرزند آوری کنند و به این ترتیب بود که قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» که در آبان ۱۴۰۰ تصویب و در سال‌های بعد اجرا شد، با هدف افزایش فرزندآوری طراحی شد، اما در عمل به یکی از ناکارآمدترین طرح‌های جمعیتی بدل گشته است. این قانون، علی‌رغم صرف بودجه‌های سنگین، نه‌تنها موجب افزایش تولد نشده، بلکه در بسیاری از موارد، اثر معکوس نیز داشته است.

    قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» که با تبلیغات فراوان در سال ۱۴۰۰ تصویب شد، اکنون بیش از سه سال پس از اجرا، با انتقادات گسترده مواجه است.

     

    چنان که علی‌رغم اختصاص میلیارد‌ها تومان بودجه، ارائه بسته‌های تشویقی، امتیازات استخدامی و افزایش مرخصی زایمان، عملاً هیچ‌یک از این سیاست‌ها نتوانسته‌اند مسیر نزولی نرخ باروری را متوقف کنند.
    دلیل ساده است: قانون‌گذاران با نادیده گرفتن زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی جامعه، صرفاً نسخه‌ای سطحی برای معضلی ریشه‌دار پیچیده‌اند.

    بازخوانی بند‌هایی از قانون جوانی جمعیت که کار نکرد

    کما اینکه اکنون فرزندآوری در ایران بیش از آن که یک انتخاب باشد، به یک «ریسک اقتصادی» تبدیل شده است.
    هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، تورم بی‌وقفه، ناامنی شغلی، ضعف آموزش عمومی، نبود پوشش بیمه‌ای مناسب و حتی بحران امید به آینده، همگی عواملی هستند که زوج‌های جوان را از فرزندآوری بازمی‌دارند. برای خانواده‌ای که حتی در تأمین نیاز‌های اولیه خود مانده، آوردن یک یا چند فرزند دیگر تصمیمی غیرواقع‌بینانه و حتی خطرناک تلقی می‌شود.

    یکی از بحران‌های اصلی در این مسیر نیز مساله مسکن است؛ چنان چه در بسیاری از شهرها، حتی اجاره یک واحد کوچک برای یک خانواده جوان به معضل لاینحل تبدیل شده است و در چنین شرایطی، هیچ بسته تشویقی نمی‌تواند جای «امنیت اقتصادی و اجتماعی» را بگیرد.

    نگاهی به بند‌های قانون جوانی جمعیت البته به ما نشان می‌دهد که قانون گذاران چقدر از عمق بحران‌های عدیده اقتصادی در ایران دور هستند.

    اولویت استخدام مادران دارای سه فرزند و بیشتر: در شرایطی که نرخ بیکاری بالا و ظرفیت‌های استخدامی محدود است، این بند عملاً قابل اجرا نیست.

    واگذاری زمین یا مسکن به خانواده‌های فرزنددار: در نبود زمین و با قیمت‌های نجومی مسکن، این سیاست در حد وعده باقی مانده است و کما این که اساسا بخشی از این موارد در قانون گفته شده برای فرزندان سوم به بعد اجرا می‌شود آن هم در شرایطی که اساسا شهروندان ایرانی حتی در فرزندآوری در حد یک فرزند نیز اکنون به شدت دچار تردید هستند.

    تسهیلات بانکی و وام‌های فرزندآوری: پرداخت این وام‌ها با نرخ‌های سود بالا، پیچیدگی‌های بروکراتیک و ناتوانی بازپرداخت، منجر به این شد که استقبال از این تسهیلات بسیار پایین باشد و البته که هم چنان شرط چند فرزندی برای پرداخت این تسهیلات وجود دارد و آن هم در حالی که اساسا بسیاری از زوج‌های ایرانی برای داشتن حتی یک فرزند نیز دچار تردید هستند یا ابدا حاضر نیستند با توجه به بحران‌ها و مشکلات موجود بیش از یک فرزند داشته باشند و تک فرزندی به یک اصل در زندگی زوج‌های ایرانی تبدیل شده است.

    رایگان شدن زایمان طبیعی در بیمارستان‌های دولتی: این تبصره اگرچه مفید بود، اما در میان سونامی بحران‌های اقتصادی، اما تاثیری در تصمیم برای فرزندآوری ندارد.
    زوجی که نگران مسکن، شغل، مرخصی زایمان، هزینه پوشک و شیر خشک فرزند خود است اصلا با این بند تشویق به فرزندآوری نمی‌شود.

    امتیاز تحصیلی و نقل و انتقال برای دانشجویان متأهل با فرزند: این طرح البته که گستره جمعیتی اندک و اثربخشی کمی دارد.

    مرخصی زایمان و پدرانه بیشتر: این بند به وضوح در بسیاری از سازمان‌ها اجرا نمی‌شود یا با تبعیض همراه است.

    به بیان ساده، این قانون با رویکرد تبلیغاتی و سطحی، بدون توجه به دلایل واقعی عدم تمایل به فرزندآوری، طراحی شده و اجرا می‌شود.

    در این بین باید به موارد دیگری که مانع فرزندآوری میان ایرانیان می‌شود نیز توجه ویژه کرد. به گزارش اقتصاد ۲۴، فرزندآوری امروز در ایران، بیش از آن‌که یک انتخاب شخصی باشد، به یک پاسخ جمعی به بحران‌های ساختاری تبدیل شده است. این دلایل اصلی در تصمیم خانواده‌ها نقش دارد:

    بحران مسکن: قیمت‌های غیرقابل کنترل، نبود امنیت اجاره‌نشینی و بی‌ثباتی اقتصادی، تأمین حداقل فضای زندگی برای فرزند را دشوار کرده است.

    هزینه‌های سنگین فرزندپروری: از پوشک و شیر خشک تا آموزش و بهداشت، هزینه‌ها فراتر از توان بسیاری از خانواده‌هاست.

    افول امید به آینده: ناامیدی از ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجب تأخیر یا انصراف از فرزندآوری شده است.

    تغییرات سبک زندگی: زوج‌های تحصیل‌کرده و شهری، ترجیح می‌دهند کیفیت زندگی شخصی را فدای فشار‌های فرزندپروری نکنند.

    بی‌ثباتی شغلی و نبود حمایت‌های اجتماعی: بسیاری از کارگران، کارمندان قراردادی و زنان شاغل از امنیت شغلی و حمایتی لازم برای فرزندآوری برخوردار نیستند.

    قانون‌گذاران بی‌خبر از واقعیت‌های اقتصادی

    به نظر می‌رسد که تصویب‌کنندگان قانون جوانی جمعیت، در شرایطی آن را اجرایی کردند که شناختی واقعی از بحران‌های اقتصادی نداشتند.
    چنان چه که بخش بزرگی از ناکامی سیاست‌های جمعیتی، ناشی از فاصله معنادار میان قانون‌گذاران با واقعیت زندگی مردم است. نمایندگان مجلس، بدون درک زیست اقتصادی طبقه متوسط و پایین، قوانینی را تصویب می‌کنند که نه‌تنها مؤثر نیست، بلکه در بسیاری موارد، به دلیل تبعیض‌آمیز بودن یا بار مالی سنگین، نارضایتی عمومی را نیز افزایش می‌دهد. تمرکز بر ایدئولوژی به جای اقتصاد، در این حوزه نیز شکست خورده است.

    مجلس و دولت، بدون توجه به واقعیت‌هایی مانند تورم، بیکاری، بحران آموزش و بهداشت، نسخه‌هایی تبلیغاتی برای مسئله‌ای عمیق پیچیدند. این قطع ارتباط فهمی میان حاکمیت و جامعه، دقیقاً همان چیزی است که باعث شکست مکرر سیاست‌های جمعیتی می‌شود.

    آینده‌ای با جمعیت پیر و اقتصاد ضعیف

    این شرایط نیز اکنون در حالی است که اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران در آینده‌ای نه‌چندان دور با بحران‌هایی نظیر کاهش جمعیت در سن کار، فشار مضاعف بر نظام بازنشستگی و بیمه، رکود اقتصادی ناشی از کاهش مصرف خانوار و افزایش هزینه‌های سالمندی مواجه خواهد شد.

    کوچک شدن جمعیت جوان، مستقیماً به رکود نوآوری، بهره‌وری پایین‌تر و کاهش توان رقابت در اقتصاد جهانی منجر می‌شود.

    این بدان معناست که اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران با پیامد‌های سنگینی مواجه خواهد شد از جمله:

    کاهش نیروی کار: اقتصاد با کمبود نیروی مولد مواجه می‌شود و بهره‌وری کاهش می‌یابد.

    فشار بر نظام بازنشستگی و درمان: جمعیت سالمند نیاز به خدمات بیشتر دارد در حالی که نسل جوان برای پرداخت مالیات و بیمه کمتر خواهد بود.

    رکود مصرف خانوار: با کاهش جمعیت، تقاضای مصرفی نیز کاهش می‌یابد که بر رکود اقتصادی دامن می‌زند.

    افت رشد اقتصادی و نواوری: جمعیت جوان موتور رشد اقتصادی و توسعه تکنولوژیک است؛ بدون آن، اقتصاد وارد دوره‌ای بلندمدت از رکود خواهد شد.

    هم چنین باید توجه داشت که ترکیب جمعیتی ایران اکنون به سرعت در حال پیر شدن است و این یعنی تا سال ۱۴۳۰، حدود یک‌سوم جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد؛ این یعنی کاهش نیروی کار و افزایش هزینه‌های مراقبتی، بدون آن‌که سیستم اقتصادی برای چنین شرایطی آماده باشد.

    مشکل بزرگ‌تر اکنون شاید این باشد که دولت‌ها و مسئولان کشور به جای فکر کردن به فرزندآوری ایرانیان، راهکاری برای اقتصاد کشور در آن سال‌ها بیاندیشند و یکی البته که خلاص شدن هر چه سریع‌تر ایران از بند تحریم‌هاست تا شاید برای دو دهه دیگر آماده بحرانی به نام سونامی پیرمردان و پیرزنان متولد دهه ۶۰ باشیم.

  • چرا چرخ جمعیت ایران کُند می‌چرخد؟ / ایران تا ۱۴۱۵ وارد مرحله سالمندی می شود

    چرا چرخ جمعیت ایران کُند می‌چرخد؟ / ایران تا ۱۴۱۵ وارد مرحله سالمندی می شود

    به گزارش اقتصادران، نهاد خانواده ایرانی در چند دهه گذشته تحولات چشمگیری را تجربه کرده است، به طوریکه نرخ باروری از ۷ فرزند در دهه ۶۰ به حدود ۱.۷ در سال‌های اخیر رسیده که بر این اساس متوسط سن در اولین ازدواج برای زنان و مردان حدود ۴ سال در ۴۰ سال اخیر افزایش داشته و نرخ خالص طلاق حدود ۱۳۰ درصد از میانه دهه ۱۳۷۰ تا میانه دهه ۱۳۹۰ رشد داشته است. در این میان پیش‌بینی‌های جمعیتی نشان می‌دهد، ایران بین سال‌های ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰ وارد مرحله سالمندی جمعیت خواهد شد؛ سالمندی که به دلیل کاهش باروری و افزایش امید زندگی رخ می‌دهد.

    خانواده یکی از اصلی‌ترین نهادهای اجتماعی بوده که در قرن اخیر به دنبال تغییرات ناشی از نوسازی با تحولات متعدد روبه رو شده است. این تحولات که از کشورهای توسعه‌یافته آغاز شد، به آن‌ها محدود نماند و با اشاعه آن در کشورهای در حال توسعه منجر به تغییرات زیادی در آن جوامع نیز شد.

    ایران نیز همچون سایر این کشورها با حرکت به سمت نوسازی شاهد تغییر در ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود بود که در نتیجه آن نهاد خانواده نیز دچار دگرگونی‌هایی شد؛ تغییر از خانواده گسترده به خانواده هسته‌ای، استقلال جوانان در انتخاب همسر، ازدواج در سنین بالا، تغییر باروری طبیعی به فرزندآوری کنترل‌شده، کاهش درخواست فرزندخواهی و افزایش انتظارات از زندگی، همه حکایت از تغییر در نهاد خانواده دارد.

    تحولات در نهاد خانواده و پویایی‌های جمعیت‌شناسی به شدت به هم وابسته هستند؛ کاهش باروری در کشور تا پایین‌تر از سطح جانشینی، واقعیت انکارناپذیر در جامعه ایران است. تأثیر سیاست‌های کنترل جمعیتی در کاهش باروری ایران را نمی‌توان نادیده گرفت، اما تغییر رفتار باروری مردم تحت تأثیر عوامل دیگری نیز بوده است.

    در واقع فرایند گذار باروری در ایران متناسب با تحولاتی بوده که در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز برخی از ابعاد سنتی خانواده به وقوع پیوسته است و به تغییراتی در رفتار، ایده‌ال‌ها و تمایلات فرزندآوری مردم منجر شده است. این تغییرات تنها بر جمعیت فعلی کشور اثر نمی‌گذارد، بلکه بر ساختار آینده جمعیت و نسل‌های آتی هم اثرگذار است.

    افزایش میانگین ۵ساله سن اولین ازدواج برای زنان در چند دهه اخیر

    پیش‌بینی‌های جمعیتی نشان می‌دهد، ایران بین سال‌های ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰ وارد مرحله سالمندی جمعیت خواهد شد. سالمندی جمعیت به دلیل کاهش باروری و افزایش امید زندگی رخ می‌دهد. سرعت سالمندی در ایران به دلیل سرعت بالای تغییرات باروری بالا بوده و کشور کمتر از دو دهه برای ایجاد زیر ساخت‌ها و تأمین منابع لازم جهت مواجهه با این تغییر جمعیتی فرصت دارد.

    ازدواج نیز یکی دیگر از بخش‌های نهاد خانواده است که تحت تأثیر تغییرات ساختاری و فرهنگی در گذار از نظم سنتی به نظم مدرن دچار تغییرات چشمگیری شده است. میانگین سن در اولین ازدواج برای زنان در چند دهه اخیر حدود پنج سال افزایش داشته و نرخ تجرد قطعی بالا رفته و نرخ طلاق امروزه به بیش از دو برابر میزان خود در دهه ۱۳۷۰ رسیده است. با افزایش سهم افراد ازدواج نکرده یا خانواده‌های تک والد، آسیب‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی تشدید می‌شوند.

    وجود این مسائل متعدد در حوزه جمعیت و خانواده در میان مدت و بلندمدت بر اقتصاد، جامعه، فرهنگ و حتی امنیت ملی به صورت مستقیم و غیر مستقیم اثر می‌گذارد. افزون بر این موارد، اهمیت و نقشی که خانواده و کارکردهای آن در فرهنگ ایرانی- اسلامی دارد، سبب شده است تا به طور مکرر در اسناد بالادستی، همچون اصل ۱۰ قانون اساسی، سیاست‌های کلی خانواده و سیاست‌های کلی جمعیت ابلاغی توسط مقام معظم رهبری بر حمایت از این نهاد و حل چالش‌ها و مسائلی که در ارتباط با آن وجود دارد، تأکید شود.

    در راستای اجرای این سیاست‌ها و گره‌گشایی از مسائل این حوزه، باید برنامه‌های عملی پیشنهاد شده و مداخلات اثرگذار صورت گیرد. موفقیت در شکل‌دهی تغییر و تحولات آتی همچنین هدایت کشور در مسیر مناسب، مستلزم درک علل تغییر و تحول در گذشته، شناخت ساختارها و روابط ایجادکننده تحولات آینده و نیز برنامه‌ریزی جامع و سیستم‌نگر برای پاسخ به تحولات و حرکت جهت اهداف است.

    در سال‌های اخیر مجدداً نرخ جانشینی تا حدود ۱.۷ فرزند کاهش یافته است

    براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، یکی از عوامل بسیار مهم در اتخاذ خط مشی‌های سیاسی و اقتصادی همگام شدن با تغییرات جمعیتی بوده که در این میان آگاهی از تغییر ترکیب سنی جمعیت در کشورها برای تصمیم‌گیری در خصوص سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی حائز اهمیت است. ایران در سه دهه گذشته تحولات جمعیتی چشمگیری را تجربه کرده است.

    نرخ باروری کل از ۷ فرزند در سال‌های دهه ۶۰ به ۱.۷۵ فرزند در سال ۱۳۹۰ رسید؛ به طوری که تحولات باروری ایران به سریع‌ترین کاهش باروری در جهان تعبیر شده است. براساس داده‌های سرشماری ۱۳۹۵، باروری اندکی در این بازه تا نزدیک نرخ جانشینی افزایش یافته و به ۲ فرزند رسید، اما برآوردهای مرکز آمار نشان می‌دهد در سال‌های اخیر مجدداً تا نزدیک نرخ ۱.۷ فرزند کاهش یافته است.

    2

    کاهش باروری در مناطق روستایی

    کاهش باروری در مناطق روستایی هم راستا با مناطق شهری و استان‌های با باروری پایین بوده و حتی شدیدتر از آن‌ها بوده است. فاصله بین نرخ باروری کل در مناطق شهری و روستایی از اواخر دهه ۷۰ به طور چشمگیری کاهش یافته است. با وجود افزایش نسبی نرخ باروری کل در سرشماری ۱۳۹۵ نسبت به دوره منتهی به سرشماری ۱۳۹۰، از سطح جانشینی یعنی رقم ۲.۱ کمتر است. این بدین معناست که با جایگزینی کمتر از دو فرزند برای هر زوج، رفته رفته نسل‌ها به نحو مطلوب جایگزین نشده و رشد منفی جمعیت را رقم خواهد زد. این رقم در مناطق شهری ۱.۶۵ و در مناطق روستایی ۲.۱۹ فرزند به دست آمده است.

    3

    البته به رغم روند کاهشی نرخ باروری، تعداد جمعیت کشور طی قرن اخیر افزایشی بوده، روندی که در دو دهه اخیر با آهنگ ملایم‌تری ادامه داشته است. جمعیت ایران که در ابتدای قرن اخیر حدود ۱۰ میلیون نفر بوده، با روندی افزایشی در سال ۱۳۵۰ به ۳۰ میلیون نفر و در انتهای قرن به بیش از ۸۰ میلیون نفر رسیده است.

    4

    جمعیت کشور تا دهه ۶۰ با آهنگ افزایشی در حال رشد بوده و نرخ رشد جمعیت در آن دهه حدود ۳.۹ درصد در سال بوده است؛ پس از آن نرخ رشد به طور مداوم در حال کاهش بوده به طوری که در سال‌های اخیر به کمتر از یک درصد رسیده است.

    5

    علاوه بر اندازه مطلق جمعیت یا نرخ رشد جمعیت، توجه به ترکیب یا ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن، بسیار حائز اهمیت است چراکه می‌تواند منشأ بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شود و برای برنامه‌ریزی‌های مختلف حوزه اقتصادی و اجتماعی، همچون برنامه‌ریزی آموزشی، برآورد عرضه نیروی کار، برنامه‌ریزی برای امکانات بهداشتی و… اهمیت دارد.

    گذار سنی جمعیت چهار مرحله دارد و بسته به ساختار سنی و غلبه گروه‌های اصلی سنی می‌توان آن را در چهار مرحله «کودکی؛ جمعیت زیر ۱۵ سال»، «جوانی؛ جمعیت ۱۵ تا ۲۹ سال»، «میان سالی یا بلوغ؛ جمعیت ۳۰ تا ۶۴ سال» و «سالمندی؛ بالای ۶۵ سال» تقسیم‌بندی کرد.

    6

    برای نمایش هندسی توزیع جمعیت برحسب سن، می‌توان از هرم سنی جمعیت نیز استفاده کرد؛ شکل هرم سنی یک کشور به سه عامل «تعداد موالید در هر یک از نسل‌ها»، «تقلیل تعداد افراد در اثر مرگ ومیر» و «مهاجرت به کشور و یا مهاجرت از کشور» بستگی دارد.

    هرم سنی در جمعیت‌های جوان مثلثی شکل با قاعده وسیع است و این نوع هرم، رشد سریع جمعیت را هم نشان می‌دهد و برعکس در جمعیت سالخورده هرم به شکل زنگ ناقوس و استوانه در می‌آید. هرم سنی جمعیت کشور در سال ۱۳۵۵ یک هرم سنی با شکل مثلثی و پایه بسیار وسیع است که نشان از ساختار سنی بسیار جوان دارد. ادامه روند باروری بالا تا سال ۱۳۶۵ و کاهش مرگ ومیر موجب شد که در دهه ۶۰، ساخت سنی جمعیت کشور به بالاترین حالت جوانی خود برسد و جمعیت کمتر از ۱۵ سال بیش از ۴۵ درصد جمعیت را به خود اختصاص دهد.

    پس از دهه ۶۰ از یک طرف با کاهش مرگ ومیر و در نتیجه بالا رفتن سن امید به زندگی، افراد بیشتری به سنین بالای هرم جمعیتی رسیده و بنابراین بدنه هرم رو به گسترش است. از طرف دیگر با کاهش باروری پایه هرم سنی میل به کوچک شدن یافته و در نتیجه ساختار سنی جمعیت کم کم از حالت جوانی خود خارج می‌شود.

    7

    یکی دیگر از شاخص‌های مهم مرتبط با خانواده که در تحلیل‌های جمعیت‌شناختی نیز اهمیت دارد، وضعیت زناشویی است. ازدواج، یکی از مؤلفه‌های اساسی تشکیل جامعه سالم چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی است که در همه جوامع اهمیت دارد. در جوامع اخلاق‌مدار با رویکرد محافظه‌کارانه حفظ نهاد ازدواج و خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است.

    در جامعه ما به لحاظ مقتضیات فرهنگی- اجتماعی و توجه ویژه اسلام به خانواده و ازدواج این امر اهمیت بیشتری می‌یابد. علاوه بر تأثیراتی که ازدواج بر مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی دارد، بر مؤلفه‌های جمعیتی همچون ترکیب و ساختار جمعیت و میزان باروری نیز اثرگذار است.

    هرچند ازدواج حجم جمعیت را تغییر نمی‌دهد، اما به دلیل تقدم ازدواج بر باروری و همچنین رابطه میان زناشویی و باروری به خصوص در کشور ما که فرزندآوری در خارج از نهاد مقدس خانواده پذیرفته شده نیست، مطالعه ازدواج بخش مهمی از تحلیل‌های جمعیت‌شناسی را به خود اختصاص می‌دهد.

    سن ازدواج یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی سلامت، بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می‌شود. تأخیر در ازدواج شرایط رشد ناهنجاری‌های اجتماعی را فراهم می‌کند و از آن جهت که با کاهش طول دوره باروری می‌تواند الگوی فرزندآوری و ساختار جمعیت را تغییر دهد، مسئله بر جمعیت نیز تأثیرگذار است.

    میانگین سن در اولین ازدواج برای زنان از ۱۹.۷ سال در سال ۱۳۵۵ به ۲۳ سال در سال ۱۳۹۵ رسیده که این معیار در این دوره زمانی برای مردان نیز بیش از ۳ سال افزایش داشته است. افزایش میانگین سن در اولین ازدواج نشان‌دهنده تأخیر در ازدواج جوانان بوده که امروزه به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است. همچنین بالا رفتن سن و کاهش تمایل به ازدواج به دنبال خود پیامدهایی نظیر «تجرد قطعی» را به همراه دارد.

    8

    تجرد طولانی یا قطعی، پدیده‌ای است که در آن فرد شرایط مناسب سنی برای ازدواج را از دست می‌دهد. البته شاید امکان ازدواج داشته باشد، اما دیگر امکان باروری وجود ندارد. سن تجرد قطعی برای دختران بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی یا سنی است که قدرت باروری از دست می‌رود، لذا باید توجه کرد که واژه تجرد قطعی برای افرادی به کار می‌رود که بدون حتی یکبار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شده‌اند.

    روند افزایشی تجرد قطعی در زنان بیشتر از مردان است

    روند افزایشی تجرد قطعی در زنان، به مراتب بیش از مردان بوده، به طوری که طی سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵ این شاخص برای مردان حدود دو برابر، اما برای زنان بیش از سه برابر شده است. در سال ۱۳۹۵ تجرد قطعی زنان روستایی بیشتر از تجرد قطعی زنان شهری بوده است.

    9

    علاوه بر سن ازدواج و تجرد قطعی، تحولات دیگر نهاد خانواده نیز به طور غیرمستقیم بر میزان باروری و افزایش جمعیت تأثیرگذار هستند. خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی، در طول تاریخ و در جوامع مختلف دچار تغییرات ساختاری، کارکردی و معنایی گسترده‌ای شده که در ایران نیز این نهاد با تحولات عمده‌ای روبه روست. یکی از مهمترین ابعاد و جنبه‌های در حال تغییر خانواده، افزایش میزان طلاق است.

    طلاق عامل دیگر کاهش فرزندآوری

    طلاق پیامدهای عمیق اقتصادی و اجتماعی بر مردان و زنان مطلقه، فرزندان طلاق و اجتماع دارد. طلاق خود می‌تواند از عوامل متعددی ناشی شود که در هر صورت به کاهش فرزندآوری در خانواده منجر خواهد شد.

    در سطح جهانی میزان طلاق در یک قرن اخیر روندی رو به افزایش داشته که این روند افزایشی به ویژه از دهه ۱۹۶۰ میلادی در بسیاری از کشورهای غربی سریع و شتابان بوده است. متأسفانه در جامعه ایران آمار طلاق به خصوص در نقاط شهری (به ویژه شهر تهران) در حال افزایش بوده و شاخص‌های مختلفی برای سنجش پایداری خانواده وجود دارد. یکی از شاخص‌هایی که در رسانه‌ها متواتر بوده، نسبت طلاق به ازدواج در هر سال است، اما کارشناسان حوزه خانواده معتقدند که مقایسه نسبت طلاق به ازدواج معیار مناسبی برای سنجش روند تعداد طلاق‌ها نیست؛ چراکه در این مقایسه‌ها، میزان طلاق در هر سال نسبت به میزان ازدواج در همان سال مقایسه می‌شود؛ در حالی که باید آمار طلاق در هر سال را با آمار ازدواج در سال وقوع آن مقایسه کرد.

    برای درک بهتر روند میزان طلاق می‌توان از دو معیار مناسب دیگر که نرخ طلاق خام و نرخ طلاق خالص هستند، بهره برد. نرخ طلاق خالص، از تقسیم تعداد طلاق‌های صورت گرفته طی یک سال معین بر جمعیت افراد دارای همسر (ضرب در ۱۰۰۰) به دست می‌آید و نرخ طلاق خام نیز نشانگر تعداد طلاق به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت کشور است.

    10

    پدیده طلاق و افزایش میزان آن تبدیل به یک مسئله اجتماعی در ایران شده است. در حال حاضر، نه فقط سن ازدواج بالا رفته و از عمومیت ازدواج کاسته شده، بلکه خانواده هم آسیب‌پذیرتر شده و ازدواج‌ها بیشتر در معرض طلاق قرار گرفته است. براساس یافته‌ها احتمال مطلقه بودن در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد، عوامل اقتصادی همچون بیکاری جوانان متأهل، تورم وعدم توان تأمین مالی خانواده احتمال طلاق را افزایش می‌دهد.

    همچنین‌عدم پایداری به ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، فردگرایی و مادی‌گرایی، کمرنگ شدن سنت‌های خانواده‌محوری و نقش حمایتی خانواده، ناکافی بودن مهارت‌های رفتاری و حل تعارض از علل فرهنگی و زمینه‌ای پدیدآورنده معضل طلاق شناخته شده‌اند.

  • زنگ خطر پیری جمعیت در ایران به صدا درآمد

    زنگ خطر پیری جمعیت در ایران به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، بررسی‌های آماری مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نرخ رشد جمعیت کشور در دوره ۱۴۰۵–۱۴۰۰ به ۰.۷۲ درصد کاهش یافته است. این رقم در دوره ۱۳۹۵–۱۳۹۰ حدود ۱.۲۴ درصد و در دوره ۱۴۰۰–۱۳۹۵ برابر با ۰.۹۸ درصد بود که نشان از روند نزولی پیوسته در رشد جمعیت دارد.

     

    عبور از مرز هشدار جمعیتی

    کاهش نرخ رشد جمعیت به زیر یک درصد، نشانه‌ای روشن از ورود ایران به مرحله پایدار گذار جمعیتی است. عواملی مانند افزایش سن ازدواج، کاهش تمایل به فرزندآوری، تحصیلات بالاتر در میان زنان، و تحولات سبک زندگی، نقش مهمی در این روند دارند. پیامد این وضعیت، پیر شدن جمعیت، کاهش نیروی کار جوان و افزایش هزینه‌های اجتماعی دولت خواهد بود.

     

    سایه کرونا بر پیش‌بینی‌های جمعیتی

    بازنگری در پیش‌بینی‌های جمعیتی با توجه به پیامد‌های همه‌گیری کووید-۱۹ در دستور کار مرکز آمار ایران قرار گرفت. این بازنگری شامل اصلاح سناریو‌های باروری و مرگ‌ومیر بر اساس داده‌های سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ بود. سناریو‌های مهاجرتی، اما بدون تغییر باقی ماندند.

     

    رسیدن به اوج جمعیت در سال ۱۴۲۸

    بر اساس گزارش مرکز آمار، جمعیت ایران در سال ۱۴۲۸ به اوج خود، حدود ۹۴.۵۶ میلیون نفر، خواهد رسید و از اوایل دهه ۱۴۳۰ روند کاهش را آغاز می‌کند. این بدان معناست که ایران تنها حدود دو دهه دیگر فرصت دارد تا از ظرفیت جمعیتی فعلی خود بهره ببرد.

    در حال حاضر، ایران در دوره موسوم به «پنجره جمعیتی» قرار دارد؛ دوره‌ای که بیشترین درصد جمعیت در سنین فعالیت اقتصادی است. استفاده نکردن بهینه از این فرصت، می‌تواند منجر به وابستگی بیشتر کشور به نیروی کار وارداتی یا افت شدید بهره‌وری شود. تجربه کشور‌های مشابه نشان می‌دهد که این دوره بسیار محدود و حیاتی است.

    توزیع نابرابر جمعیت در استان‌ها

    بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۴، نزدیک به ۵۱ درصد از جمعیت کشور در هفت استان متمرکز خواهند بود و از هر ۱۰۰ نفر، حدود ۱۷ نفر در تهران و ۸ نفر در خراسان رضوی زندگی می‌کنند. استان سیستان و بلوچستان با نرخ رشد ۲.۰۳ درصد، بیشترین رشد را دارد، در حالی‌که خراسان شمالی با منفی ۰.۱۵ درصد در انتهای جدول قرار گرفته است.

    بر این اساس، به نظر می‌رسد این شکاف عمیق در رشد جمعیت میان استان‌ها، نشان‌دهنده تمرکز توسعه در نقاط خاص کشور است. پیامد این تمرکز می‌تواند افزایش مهاجرت داخلی، فشار بر زیرساخت‌های شهری و کاهش کیفیت خدمات عمومی در کلانشهر‌ها باشد. سیاست‌های توسعه‌ای باید در جهت توزیع متوازن منابع و فرصت‌ها اصلاح شوند.

     

    شهرنشینی و کاهش بعد خانوار

    در سال ۱۴۰۴، حدود ۷۷ درصد جمعیت کشور در نقاط شهری زندگی خواهند کرد. همچنین بعد خانوار (تعداد متوسط افراد در یک خانوار) به ۳.۱ کاهش یافته است که پایین‌تر از سال ۱۳۹۵ است.

    افزایش جمعیت شهری و کاهش بعد خانوار، تغییرات سبک زندگی را نمایان می‌کند. خانواده‌های کوچک‌تر نیازمند سیاست‌های اجتماعی جدید، به‌ویژه در حوزه مسکن، سلامت و خدمات سالمندان هستند. افزایش شهرنشینی بدون زیرساخت کافی، می‌تواند فشار‌های اقتصادی و اجتماعی را در آینده تشدید کند.

     

    افزایش سهم سالمندان در جمعیت

    برآورد‌ها نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۴، از هر ۱۰۰ نفر جمعیت ایران، ۸ نفر در گروه سنی ۶۵ سال و بیشتر قرار دارند. این نسبت در سال ۱۳۹۵ برابر با ۶ نفر بوده است. استان گیلان با ۱۱.۶ درصد بیشترین و سیستان و بلوچستان با ۳.۳ درصد کمترین سهم سالمندان را دارا هستند. بر اساس این گزارش تعداد خانوار‌های کشور از ۲۴.۲ میلیون در سال ۱۳۹۵ به ۲۸ میلیون در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این در حالی‌ست که در همین بازه زمانی، بعد خانوار از ۳.۳ به ۳.۱ نفر کاهش یافته است. این آمار‌ها نشان‌دهنده تغییر الگوی زندگی ایرانیان از خانواده‌های گسترده به هسته‌ای است.

    مرکز آمار ایران تأکید دارد که تمام پیش‌بینی‌های ارائه‌شده، پس از سرشماری سال ۱۴۰۵ بازنگری خواهند شد. با توجه به روند فعلی، به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی در حوزه جمعیت، سلامت، آموزش و اشتغال باید متناسب با ساختار در حال تغییر جامعه ایرانی بازتنظیم شود.

     

  • زنگ پایان باروری برای زنان دهه شصتی به صدا درآمد

    زنگ پایان باروری برای زنان دهه شصتی به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، سال گذشته جمعیت زنان متأهل ۱۶ میلیون نفر، ولی آمار تولد زیر یک میلیون نوزاد بود. یعنی زنگ خطر آهنگ رشد جمعیت در کشور به صدا در آمده و کشورمان به سرعت به سمت سالمندی در حرکت است. براساس گزارش مرکز آمار ایران، جمعیت کشور از سال ۱۴۰۰ تا ۱۵ سال آینده ۷ میلیون و ۳۹۱ هزار نفر افزایش می‌یابد و بخش عمده جمعیت ایران در این بازه زمانی را افراد سالمند تشکیل می‌دهند. حتی به گفته کارشناسان پیش‌بینی می‌شود در سال ۱۴۳۰ رشد جمعیت متوقف شده و بعد از آن منفی شود. همین عامل یکی از اصلی‌ترین موانع رشد و توسعه کشورمان در سال‌های آینده خواهد بود.

    دکتر علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت در آغاز هفته ملی جمعیت در واکنش به انتشار آمار ۷ درصدی کاهش موالید در سال گذشته نسبت به سال ۱۴۰۲ می‌گوید: «این آمار به معنای کاهش ۷ درصدی جمعیت نیست و چنین نتیجه‌گیری‌هایی می‌تواند باعث برداشت نادرست در افکار عمومی شود. درست است که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت سبب کاهش سرعت افت جمعیت شده، اما روند کاهشی همچنان ادامه دارد و اقدامات فوری برای مدیریت روند نزولی نرخ فرزندآوری بسیار حائز اهمیت است.»

    بررسی روند جهانی نشان می‌دهد بسیاری از کشورها با بحران کاهش جمعیت دست به گریبان هستند، موضوعی که دکتر رئیسی هم به آن اشاره می‎کند و می‎گوید: «رهبر یکی از احزاب سیاسی انگلستان به صراحت اعلام کرده که راهکار، تقویت مهاجرپذیری نیست، بلکه افزایش فرزندآوری در کشور است.»

    او با اشاره به نمونه موفقی در حمایت از سیاست‎های جمعیتی می‎گوید: «دولت مجارستان حدود ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی‎اش را به سیاست‌های جمعیتی اختصاص داده، در حالی که ما کل بودجه سلامت‎مان کمتر از ۵ درصد تولید ناخالص ملی است. یکی از مشوق‌های مجارستان، معافیت کامل مالیات بر درآمد مادرانی است که چهار فرزند یا بیشتر دارند. خوشبختانه این معافیت از مالیات در ایران برای مادران از اواخر سال گذشته اجرایی شد.»

    آمار متأهلین بالا، فرزندآوری پایین

    در سال ۱۳۶۵ تعداد زنان متأهل ۱۰ میلیون نفر بود که منجر به تولد ۲ میلیون نوزاد شد. در سال ۱۴۰۳ جمعیت زنان متأهل ۱۶ میلیون نفر است، اما آمار تولد زیر یک میلیون نوزاد به ثبت رسیده است. این آمار نشان‌دهنده کاهش شدید نرخ باروری با وجود افزایش جمعیت زنان متأهل است و باید زنگ خطر را برای همه به صدا درآورد.

    معاونت بهداشت وزارت بهداشت درباره توجه به دهه شصتی‎ها می‎گوید: «باید توجه بیشتری به ساختار سنی زنان متأهل در سن باروری داشته باشیم. ۶۰ درصد زنان متأهل در بازه سنی ۳۵ تا ۵۰ سال قرار دارند، یعنی فرصت باروری بسیاری از آنان محدود است. بویژه زنان متولد دهه ۶۰ یعنی متولدین سال ۱۳۵۵ تا ۶۸ بیشترین بانوانی هستند که ازدواج کرده‌اند و کم‎کم از سن باروری خارج می‎شوند، به همین دلیل باید در کانون برنامه‌ریزی‌ها قرار گیرند.»

    افزایش نرخ تولد فرزند سوم و چهارم

    دکتر رئیسی با اشاره به اینکه در سال گذشته نرخ تولد فرزند سوم و چهارم افزایش داشته، توضیح می‌دهد: «در سال ۱۴۰۳ شاهد افزایش درصد زایمان فرزند سوم، چهارم و پنجم بوده‌ایم، گرچه تعداد این موارد نسبت به کل تولدها همچنان پایین است ولی نکته مثبتی در فرزندآوری محسوب می‎شود. این نشان می‌دهد خانواده‌هایی که دو فرزند دارند در حال حاضر تمایل بیشتری به داشتن فرزند سوم یا چهارم دارند.»

    کاهش دو درصدی آمار ازدواج

    او در موضوع ازدواج به کاهش دو درصدی اشاره می‎کند و می‎گوید: «آمارها نشان می‌دهد میزان ازدواج در سال ۱۴۰۳ حدود ۲ درصد نسبت به سال قبل کاهش داشته است. با این حال، این عدد باید با در نظر گرفتن کاهش جمعیت در سن ازدواج هم تحلیل شود چرا که به شکل خام مطرح شده است. سن ازدواج در کشور نیز روندی افزایشی داشته است. میانگین سن ازدواج مردان به ۲۸ سال و زنان به ۲۴ سال رسیده است که در شهرهایی مثل تهران باید روی سن هر گروه ۴ سال اضافه کنیم. همچنین سن اولین فرزندآوری برای مردان به ۳۲ سال و برای زنان به حدود ۲۷.۵ سال رسیده که این مسأله می‌تواند بر فاصله بین فرزندان و کاهش تعداد موالید اثرگذار باشد.»

    سرمایه انسانی عامل توانمندی کشور

    دکتر نادر صادقیان، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی با اشاره به اینکه هر جامعه‌ای از سرمایه انسانی تشکیل شده و سرمایه انسانی یکی از ارکان اقتدار ملی و پایه‌های توانمندی هر کشور است در مورد ضرورت افزایش جمعیت می‌گوید: «اگر در جامعه‌ای جمعیت فعال کم شود، یعنی جمعیت افراد شاغل هم کمتر می‌شود و به همین نسبت قدرت و اقتدار توانمندی‌های جامعه کم‌کم افول پیدا می‌کند.

    به هر حال کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد می‌کند، بلکه در عرصه امنیتی، نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجه خواهد ساخت، چرا که از یک سو جمعیت سالمند کشور در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شد چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی، تأمین اجتماعی و… افزایش پیدا کند که به معنای باری اضافه بر دوش بخش اقتصادی دولت است.

    از سوی دیگر این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروی کار و تکنیسین‌هایی از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور است و باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه داشته باشیم.»

    کاهش جمعیت معضلی جهانی

    اما علت‌های افول و کاهش جمعیت تابع مسائل و موانع متعددی است که انگیزه‌های افراد را برای فرزندآوری کاهش می‌دهد. هر چند معضل کاهش موالید فقط به کشورمان مربوط نمی‌شود و این روزها بیشتر کشورهای دنیا با آن دست به گریبان هستند و مشکلی جهانی محسوب می‌شود، ولی در ایران به‌خصوص در یکی، دو دهه اخیر کاهش موالید شدت بیشتری گرفته که در واقع معلول انواع مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تا حدی فرهنگی در جامعه است.

    این پژوهشگر اجتماعی با هشدار این مورد که متأسفانه کشورمان تا دو، سه دهه دیگر در گروه پیرترین کشورهای جهان قرار می‌گیرد، می‌گوید: «تا چند دهه قبل یکی از جوان‌ترین کشورهای جهان بودیم، ولی متأسفانه تا چند سال دیگر با همین شرایط به یکی از پیرترین کشورهای منطقه و جهان تبدیل خواهیم شد.»

    صادقیان با بیان اینکه نیازمند مطالعاتی جدی در همه ابعاد این حوزه هستیم. می‌گوید: «باید همه ابعاد و موانع توسعه فرزندآوری شناسایی و برطرف شود. این موضوع ارتباط و نسبت مستقیمی با شاخص‌های اصلی مثل درآمد، سرانه تورم، میزان رفاه و اشتغال در جامعه دارد، سیاست‌ها و تجویزهای موضعی و مقطعی از اثرگذاری کافی در این مورد برخوردار نیست.

    این نوع نسخه‌پیچی‌ها دامنه کم و محدودی دارد و بیشتر به درد تبلیغات رسانه‌ای می‌خورد اما به تناسب میزان توسعه رفاه و شاخص‌هایی مثل اشتغال و بالا رفتن ارزش پول ملی و رفاه، انگیزه‌هایی برای تشکیل خانواده و فرزندآوری ایجاد خواهد شد.»

  • بحران ناباروری بیخ گوش ایران / آژیر خطر کاهش جمعیت به صدا درآمد

    بحران ناباروری بیخ گوش ایران / آژیر خطر کاهش جمعیت به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، برای حل این بحران، سال ۱۴۰۰ قانونی باعنوان حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به تصویب رسید تا زوجین‌جوان را به فرزندآوری ترغیب کند. در میان این گروه از افراد جامعه، زوجینی هستند که با وجود تمایل به فرزندآوری به دلیل هزینه‌های گران‌قیمت درمان ناباروری نمی‎توانستند، نسبت به درمان مشکل‎شان اقدام کنند. اما در قانون جوانی جمعیت، تأمین اجتماعی و بیمه سلامت مکلف به پوشش خدمات باروری شدند تا هزینه‌های سنگین درمان ناباروری برای زوجین کمی سبک‌تر از قبل شود.

    طبق آمار بیمه سلامت ۹۳ هزار و ۸۶۲ نفر در سامانه‌های این بیمه برای دریافت خدمات درمانی ناباروری نشان‎دار شده‎اند. این آمار در استان تهران ۱۰ هزار و ۸۴۷ نفر است که شامل۵ هزارو ۳۳۵ پرونده بستری و ۳۶ هزارو ۵۵۵ نسخه سرپایی می‎شود. پوشش بیمه خدمات درمان ناباروری در مراکز دولتی تا ۹۰درصد تعرفه، مراکز عمومی غیر دولتی ۹۰ درصد و در مراکز خصوصی و خیریه ۷۰ درصد تعرفه، توسط بیمه سلامت پرداخت می‎شود.

    دکتر محمد غلام‌نژاد مدیرکل بیمه سلامت استان تهران با بیان اینکه خدمات درمان ناباروری در سه سطح انجام می‎شود، می‎گوید: «خدمات فوق در سه سطح ۱ و ۲.۳ از مراکز بهداشتی درمانی، خدمات مامایی و پزشک عمومی شروع و تا بیمارستان‌ها و مراکز فوق تخصصی، اتاق عمل و خدمات فلوشیپ‌های ناباروری ارائه می‎شود و در همه مراحل بیمه حامی بیمار است.»

    دکترغلام‌نژاد با اشاره به عملکرد بیمه سلامت برای طرح جوانی جمعیت می‎گوید: «یکی از سیاست‎های ابلاغی در اسناد بالا دستی توجه به بحث ناباروری در قانون جوانی جمعیت است، سال‎ها بود که هزینه‌های درمان ناباروری معضلی برای زوجین جوان شده بود چرا که خدمات و درمان ناباروری تحت پوشش بیمه‌ها نبودند و بعد از ابلاغ قانون جوانی جمعیت، بیمه‌ها موظف به پوشش خدمات در بخش ناباروری شدند. بیمه سلامت استان تهران هم بر اساس تکالیفی که برعهده‌اش قرار داده‌اند، خدمات مختلفی را به زوجین تحت پوشش این بیمه ارائه می‌دهد.»

    بیمه هزینه‌های ذخیره تخمک برای بانوان مبتلا به سرطان

    مدیرکل بیمه سلامت استان تهران با بیان اینکه ۱۰ هزارو ۸۴۷ بیمار تهرانی در سامانه خدمات ناباروری نشان‌دار شده‌اند، توضیح می‎دهد: «اگر آمار را بر اساس تعداد زوجین در نظر بگیریم، حدود چهارهزار و ۷۰۰ زوج از خدمات بیمه سلامت در بخش درمان ناباروری بهره‌مند شدند. بیشتر این خدمات براساس آخرین دستورالعمل‌ها مربوط به اقدامات تخصصی کمک باروری مثل IUI تلقیح داخل رحمی، ICSI تزریق اسپرم به تخمک، FET انتقال جنین منجمد و IVF لقاح خارج رحمی است که بدون هیچ محدودیتی برای زوجین انجام می‎شود. داروهایی که زمانی در تعهد بیمه نبودند، حالا تحت پوشش هستند، اقدامات پاراکلینیکی که در گذشته انجام نمی‎شد، در حال حاضر پوشش بیمه‎ای دارند. همچنین لوازم و تجهیزات پزشکی، خدمات آزمایشگاهی مرتبط با درمان ناباروری و… که در مجموعه استان تهران بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان برای پوشش این خدمات، از طرف بیمه سلامت هزینه شده است.»

    مدیرکل بیمه سلامت استان تهران با بیان اینکه خدمات کمک باروری برای زوجه نابارور تا سن ۴۹ سال تمام و بدون محدودیت سنی برای زوج نابارور است، می‎گوید: «پرداخت هزینه کمک باروری در قالب خسارت متفرقه به زوجینی که در مراکز غیرطرف قرارداد خدمت دریافت کرده‌اند، پیاده‎سازی کدهای خدمات آزمایشگاه، دارو، لوازم و تجهیزات پزشکی و تصویربرداری تخصصی ناباروری در سامانه‌های سازمان، ۱۶ قلم آزمایش‌های ژنتیک برای افرادی که دچار سقط مکرر، شکست مکرر در لانه گزینی جنین شده و صاحب فرزند نشده‌اند هم از جمله خدماتی است که توسط بیمه سلامت به زوجین نابارور ارائه می‌شود. همچنین ۲۹ قلم تجهیزات پزشکی، ۵۸ خدمت آزمایشگاهی، ۶۶ قلم داروی تخصصی، ۴۵ خدمت جراحی و ۷ خدمت تصویربرداری از دیگر خدمات این سازمان برای درمان ناباروری زوجین ایرانی است.»

    چهار خدمت فوق تخصصی کمک به باروری شامل IUI تلقیح داخل رحمی، ICSI تزریق اسپرم به تخمک، FET انتقال جنین منجمد، IVF لقاح رحمی که بدون محدودیت برای زوجین انجام می‎شود هم در سامانه‎های بیمه سلامت، پیاده‌سازی شده است. دکترغلام‌نژاد با اشاره به اینکه ذخیره تخمک برای بانوان مبتلا به بیماری سرطان در تعهد بیمه قرار گرفته است، می‎گوید: «طبق آخرین نسخه تعهدات درمان ناباروری، بانوان تا پایان ۴۹ سال و آقایان بدون محدودیت سنی می‎توانند خدمات بیمه‎ای را دریافت کنند.»

  • خانم نماینده! انصافاً این عدد و رقم ها را از کجا می آورید؟  / اگر نگران پنجره جمعیتی هستید پس به جای مجلس، به خانه برگردید و فرزند جدید بیاورید!

    خانم نماینده! انصافاً این عدد و رقم ها را از کجا می آورید؟  / اگر نگران پنجره جمعیتی هستید پس به جای مجلس، به خانه برگردید و فرزند جدید بیاورید!

    به گزارش اقتصادران، خانم فاطمه محمدبیگی رئیس فراکسیون جمعیت مجلس شورای اسلامی گفته است: پنجره جمعیتی در کشور در حال بسته شدن است. اگر در این پنج سال هر خانواده حداقل بین سه تا پنج فرزند به دنیا نیاورد، ما داخل سیاه چاله جمعیتی فرو خواهیم رفت که تبعات زیادی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. (خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)

    ضمن تشکر از دغدعه خانم نماینده 3 سوال از ایشان داریم و یک پیشنهاد:

    سوال اول: چرا بسیاری از جوانان در سن ازدواج اعم از دختر و پسر، نمی توانند ازدواج کنند؟
    اگر به همین یک سوال پاسخ عملی داده شود و با اصلاح سیاست های کشور، اقتصاد سر و سامانی بگیرد، حتی نیازی به فراکسیون جمعیت در مجلس نخواهد بود که شما رئیس اش باشید.

    اگر واقعاً نگران آینده ایران هستید، درهای سیاست خارجی را باز کنید و درهای سیاست داخلی را به روی نخبگان و درهای کسب و کار آزاد را به روی مردم خودمان بگشایید، آن وقت پنجره های زیادی از جمله همین پنجره جمعیتی در کشور باز خواهند شد؛ مشکل ما، درها هستند، نه پنجره ها!

    سوال سوم: ایران بیش از 26 میلیون خانوار دارد که طبق محاسبه شما اگر در 5 سال آینده ، به طور متوسط 4 بچه جدید به دنیا نیاورند، پنجره جمعیتی بسته می شود و اگر به دنیا بیاورند به عدد نجومی  104 میلیون نوزاد می رسیم!
    چطور محاسبه کرده و به این نتیجه رسیده اید که بسته نشدن پنجره جمعیتی ایران نیازمند افزوده شدن 104 میلیون کودک به جمعیت 90 میلیون نفری کنونی است؟ واقعا اگر تا سال 1409 جمعیت ایران 194 میلیون نفر نشود، پنجره جمعیتی بسته می شود؟!
    انصافاً این عدد و رقم ها را از کجا می آورید؟

    پیشنهاد: مگر نگران بسته شدن پنجره جمعیتی نیستید و مگر نمی گویید  اگر در این پنج سال هر خانواده حداقل بین سه تا پنج فرزند به دنیا نیاورد، ما داخل سیاه چاله جمعیتی فرو خواهیم رفت؟ و مگر جز این است که زنان وظیفه حیاتی به دنیا آوردن بچه را بر عهده دارند و باز، مگر غیر از این است که گوینده هر سخنی، شایسته تر از هر کس دیگری برای اجرای آن است؟

    پس به جای مجلس، به خانه برگردید و در پنج سال آینده با سه تا پنج فرزند جدید، به سهم خود، مانع از بسته شدن پنجره جمعیتی شوید که به قول خودتان “تبعات زیادی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد.”

  • اگر به فکر مردم باشید خودشان فرزند می‌آورند و نیازی هم به وام ندارند!

    اگر به فکر مردم باشید خودشان فرزند می‌آورند و نیازی هم به وام ندارند!

    به گزارش اقتصادران، قانون فرزندآوری با گذشت بیش از دو سال از اجرای آن فرصت مناسبی است که به لحاظ موفقیت و شکست ارزیابی شود. این قانون بسیار پر هزینه و مساله‌دار چه دستاوردی برای جامعه ایران داشته است؟ کل متولدین دو سال 401 و 402 به ترتیب برابر 1.075 و 1.058 میلیون کودک است.

    این آمار به معنای کاهش 3.7 و 1.6 درصدی زاد و ولد نسبت به سال پیش آنها و نسبت به سال 1395 نیز 31 درصد کمتر شده است. گرچه هنوز آمار مرگ و میر سال 1402 اعلام نشده است، ولی با فرض معقول حدود 440 هزار فوتی، کل جمعیت کشور در سال 1402، حدود 620 هزار نفر افزایش یافته است که با فرض جمعیت 85.6 میلیونی کشور (آمار روز سایت مرکز آمار) این رقم به منزله رشد سالانه 0.73 درصد است و با اصلاح جمعیت اتباع خارجی حدود 0.75 خواهد بود.

    شواهد نشان می‌دهد که در سال‌های آینده نیز این روند کاهشی ادامه خواهد یافت. رشد سالانه جمعیت در سال 1395، حدود 1.3 درصد بود که اکنون تقریبا نصف شده است. تعداد ازدواج در سال 1402 نیز بیش از 15درصد کمتر از سال 1400 شده که کاهش بسیار چشمگیری است ضمن اینکه بخشی از این ازدواج‌ها صوری و برای دریافت وام ازدواج است.

    در مجموع در این دو سال نرخ خام ولادت و ازدواج کاهش داشته و نرخ خام فوت و طلاق افزایش یافته است. جالب‌تر اینکه میانگین سن مردان و زنان در اولین ازدواج هم بالا رفته است. میانگین سن فوتی‌ها هم 6 ماه کم شده که برخلاف روند سال‌های پیش از آن است. نکته مهم‌تر اینکه سیاست و قانون حمایت از فرزندآوری در حال تخریب منطق و طبیعت تشکیل ازدواج و خانواده است به عبارت دیگر مطابق گزارش مقامات رسمی، آمار ثبت احوال نشان داده است که کودکان اول و دوم خانوارها نسبت به گذشته کمتر متولد شده‌اند، ولی کودکان چهارم به بالا در خانواده‌ها بیش‌تر متولد شده‌اند، این یعنی سیاست فرزندآوری در حال افزایش در جمعیت فقرا و پدر و مادرانی در سنین بالاست و این منجر به اختلال در ساختار خانواده و وضعیت اجتماعی و کاهش ضریب هوشی کودکان خواهد شد و این قانون هیچ کمکی به فرزندآوری طبیعی نکرده و شاید اثرات منفی هم گذاشته که فرزندآوری به جای افزایش، کاهش یافته است.

    چرا سیاستگذاران و مجلس ایران تا این حد نامعقول و غیرعلمی سیاستگذاری می‌کنند و در این شرایط بد اقتصادی، مبالغ هنگفتی را صرف کاری می‌کنند که نه تنها فاقد اثربخشی است؛ بلکه اثرات منفی هم دارد؟ چند علت برای این وضعیت وجود دارد. اول اینکه آنان درک علمی از مسايل و به ویژه این مساله ندارند. معمولا خیلی ساده‌انگارانه تحلیل می‌کنند و گمان می‌کنند با قدری پرداخت پول و اعتبار؛ مردم برای ازدواج و فرزندآوری صف می‌کشند.

    همچنین گمان می‌کنند که مردم فراموش کرده‌اند که فرزند بیاورند، لذا به شکل سطحی و حتی سخیفی اقدام به تبلیغات مختلف فرزندآوری می‌کنند، غافل از اینکه این رفتارها بیش از پیش مردم را از این سیاست منزجر می‌کند. علت دوم رویکرد دخالت‌محور و اراده‌گرایانه آنان است که گمان می‌کنند در هر کاری باید دخالت کنند و هم می‌توانند دخالت کنند و مساله هم حتما حل می‌شود. اینجا به در بسته می‌خورند و توان اندک خود را در مواجهه با واقعیت فرسوده می‌کنند و به جای عقب‌نشینی شجاعانه اقدام به پیشروی بیش‌تر و البته جبونانه می‌کنند!

    علت بعدی ناآگاهی از روش‌های علمی و مشورت با کارشناسان خبره است، چون مخالف علم هستند قادر نیستند که از یافته‌های علمی و پژوهش‌های جمعیت‌شناسی استفاده کنند. به همین علت است که اغلب جامعه‌شناسان و جمعیت‌شناسان با این سیاست‌ها مخالف هستند؛ چون آن را محصول علم و دانش نمی‌دانند.

    در مجموع می‌توان گفت که مساله آنان فرزندآوری نیست، چون واضح است که سیاست‌های پر هزینه و گران آنان شکست خورده است و عقل اقتضا می‌کند که این راه را ادامه ندهند ولی ادامه می‌دهند. چرا؟ زیرا این سیاست از نظر ما و آمار و ارقام رسمی شکست خورده است، ولی از نظر آنان شکست معنا ندارد و همین که قانون فرزندآوری را در قالب اصل ۸۵ و به دور از صحن مجلس و اطلاع مردم به تصویب رساندند و بخش مهمی از منابع مالی کشور را در این راه بیهوده تلف می‌کنند و تورم زیادی را هم به جامعه تحمیل کردند، کافی است که به وظیفه خود عمل کرده باشند، بقیه موارد از جمله اثربخشی سیاست‌ها فاقد اهمیت است. به قول امام جمعه تهران چون انگیزه خیر دارند حتی اگر اشتباه هم کنند، اجر و پاداش می‌برند!!

    چندی پیش با یک بنگاه املاک محل که انسان شریفی است، گفت‌وگو می‌کردم، گفت پیش پای شما زوج جوانی آمده بودند تا خانه‌ای با ودیعه ۲۰۰ میلیونی و ۸ میلیون تومان ماهانه اجاره کنند، گفتم چنین واحدی وجود ندارد. دختر به گریه افتاد و گفتند هر کدام بروند نزد خانواده خود زندگی کنند تا آینده چه پیش آید. مشکل اصلی جوانان اینجاست، سقوط اقتصاد و درآمد. منابع کشور را صرف فرزندآوری و انواع کارهای بیهوده می‌کنند ولی از رشد اقتصادی و ایجاد شغل و مهار تورم غافل هستند.

    بانک مرکزی اعلام کرد: سال گذشته حدود 200 هزار میلیارد تومان تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج و فرزندآوری پرداخت کرده‌اند. اینها باید سرمایه‌گذاری و تبدیل به شغل و تولید شود. ابتدا باید دنبال کاهش مرگ و میر و افزایش کیفیت زندگی برای زنده‌ها باشید نه آوردن فرزند بدون آینده. اگر به فکر مردم باشید خودشان فرزند می‌آورند و نیازی هم به وام ندارند.
    متاسفانه برای بیش‌تر مسائل ایران در ذیل همین الگو سیاستگذاری می‌شود. به همین علت است که منابع وجود دارد ولی تلف می‌شود و نتیجه‌ای به دست نمی‌آید.