برچسب: رزیدنت پزشکی

  • بحران پشت روپوش‌های سفید / حال رزیدنت‌های پزشکی اصلا خوب نیست!

    بحران پشت روپوش‌های سفید / حال رزیدنت‌های پزشکی اصلا خوب نیست!

    به گزارش اقتصادران، روزی روزگاری با ‌هزار امید و آرزو، مسیر پرپیچ‌وخم کنکور و ورود به دانشگاه را پشت‌سر گذاشت. از بسیاری از خوشی‌های زندگی چشم پوشید تا روزی جان انسان‌ها را نجات دهد اما با ورود به مرحله رزیدنتی، گویی بار تمام سختی‌ها بر دوشش آوار شد. هفته گذشته خبر تلخ مرگ یک رزیدنت دیگر، جامعه پزشکی را در شوک فرو برد. براساس گزارش‌های منتشرشده، یکی از دستیاران سال اول رشته تخصصی اطفال که از بهمن‌ماه ۱۴۰۴ و از طریق تکمیل ظرفیت فعالیت خود را آغاز کرده بود، بر اثر سقوط از طبقه چهارم یکی از مراکز درمانی در رشت جان باخت. دانشگاه علوم پزشکی گیلان با اعلام این خبر تاکید کرده است که نتایج بررسی‌های کارشناسی متعاقبا اطلاع‌رسانی خواهد شد و از گمانه‌زنی درباره علت حادثه باید پرهیز شود. با این حال این رخداد بار دیگر توجه‌ها را به شرایط زندگی و کار دستیاران پزشکی جلب کرده است. گروهی که سال‌هاست فشارهای معیشتی، شیفت‌های طولانی، فرسودگی شغلی و فشارهای روانی را تجربه کرده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۱۵‌هزار رزیدنت در کشور مشغول فعالیت هستند. برخی مطالعات نیز حاکی از آن است که شمار قابل‌توجهی از دستیاران تخصصی تجربه افکار خودکشی را داشته‌اند. سازمان نظام پزشکی نیز پیشتر اعلام کرده بود که میزان خودکشی در میان رزیدنت‌ها چند برابر بیشتر از سایر گروه‌های اجتماعی است. این واقعیت نشان از آن است که پشت روپوش‌های سفید، بحران‌های عمیقی نهفته است.

    پایان تلخ قشر نخبه

    گزارش‌ها حاکی از آن است که حدود ۷۹‌درصد از رزیدنت‌ها از انتخاب این مسیر ابراز پشیمانی کرده‌اند؛ موضوعی که از عمق نارضایتی و فشارهای حاکم بر این قشر حکایت دارد.

    سید وحید شریعت، رییس انجمن روانپزشکی ایران در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» درباره افزایش نگرانی‌ها نسبت‌به سلامت روان رزیدنت‌ها اظهار کرد: عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند و معمولا نمی‌توان یک عامل مشخص را مسوول دانست. درواقع مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و درنهایت فرد را به مرحله خستگی و حتی فروپاشی می‌رسانند. بخشی از این مساله به ماهیت سخت و طولانی دوره آموزش پزشکی بازمی‌گردد. پزشکان جوان دیرتر از همسالان خود به مرحله استقلال شغلی و اقتصادی می‌رسند در حالی که بسیاری از هم‌دوره‌ای‌های آنها در رشته‌های دیگر، سال‌ها زودتر وارد بازار کار می‌شوند و زندگی مستقل خود را آغاز می‌کنند، دستیاران پزشکی معمولا بین چهار تا هشت سال دیرتر به این مرحله می‌رسند.

    او ادامه داد: طولانی شدن مسیر حرفه‌ای بر زندگی شخصی و عاطفی افراد نیز تاثیر می‌گذارد. بسیاری ترجیح می‌دهند زمانی ازدواج کنند که وضعیت شغلی و اقتصادی مشخص‌تری داشته باشند و از حداقلی از استقلال مالی برخوردار شوند. در عین حال روابط عاطفی در این سال‌ها شکل می‌گیرد و گاهی با مشکلاتی مواجه می‌شود که می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی یا افزایش فشارهای روانی باشد. در برخی موارد رزیدنت‌ها حتی فرصت کافی برای استراحت ندارند. در شرایطی که ممکن است از نظر روانی نیز وضعیت مطلوبی نداشته باشند، فشار سنگینی در محیط کار بر آنها تحمیل می‌شود. علاوه‌بر حجم بالای کار، نوع برخوردهایی که گاه از سوی سیستم آموزشی یا دستیاران سال‌های بالاتر صورت می‌گیرد نیز می‌تواند بر شدت این فشارها بیفزاید و افراد را از پا بیندازد.

    بار اصلی درمان بر دوش دستیاران

    رییس انجمن روان‌پزشکی ایران توضیح داد که در بسیاری از موارد بار اصلی درمان بر دوش دستیاران قرار می‌گیرد در حالی که اساسا نقش آنها آموزشی است. قرار بوده که این افراد آموزش ببینند و اساتید وظیفه آموزش را برعهده داشته باشند اما در عمل، دستیاران به ابزاری برای جبران کمبود نیروی انسانی در بیمارستان‌ها تبدیل شده‌اند. به‌دلیل مشکلات مالی بسیاری از بیمارستان‌ها امکان جذب نیروی درمانی کافی را ندارند و در نتیجه بخش بزرگی از بار درمان بر دوش نیروهای آموزشی قرار گرفته است. این وضعیت هم به آموزش آسیب می‌زند، هم کیفیت درمان را کاهش می‌دهد و هم موجب فرسودگی شدید دستیاران می‌شود به گونه‌ای که دیگر امکان داشتن یک زندگی عادی برای آنها دشوار می‌شود.

    از آموزش تا بهره‌کشی

    شریعت تصریح کرد: متاسفانه این وضعیت به یک روال عادی تبدیل شده است. حتی زمانی که درباره آن صحبت می‌شود، کمتر کسی به فکر اصلاح آن بوده زیرا تغییر این شرایط هزینه‌بر و دشوار است. سال‌هاست که از نیروی کار ارزان و در بسیاری موارد رایگان دستیاران استفاده می‌شود و نوعی بهره‌کشی ساختاری از این نیروها شکل گرفته است. دستیاران موظفند وظایف سنگینی را انجام دهند در حالی که راه چندانی برای خروج از این شرایط ندارند و تعهدات متعدد نیز آنها را در این مسیر نگه می‌دارد. زمانی که این مشکلات در کنار شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار سال‌های اخیر قرار می‌گیرد، فشارها چند برابر می‌شود. کاهش امید به آینده و کمرنگ شدن چشم‌انداز بهبود شرایط، توان افراد برای تحمل سختی‌ها را کاهش می‌دهد. زمانی که فرد احساس کند چند سال بعد نیز وضعیت تفاوت محسوسی نخواهد داشت و حتی ممکن است دشوارتر شود، طبیعتا قدرت تاب‌آوری او کاهش پیدا می‌کند.

    بن‌بست سفیدپوشان

    رییس انجمن روان‌پزشکی ایران در پاسخ به این پرسش که آیا افسردگی و خودکشی در میان رزیدنت‌ها افزایش یافته، اظهار کرد: درباره افزایش یا کاهش این پدیده‌ها در یکی، دو سال اخیر آمار دقیقی در دست نیست. با این حال در سال‌های۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ موارد متعددی رخ داد که توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را به خود جلب کرد. نمی‌توان با قطعیت گفت که میزان این حوادث نسبت‌به آن دوره افزایش یافته است اما می‌دانیم که در این گروه میزان افسردگی و افکار خودکشی بالاست. همچنین شواهد موجود نشان می‌دهد که میزان فکر کردن به خودکشی در میان رزیدنت‌ها نسبت به جمعیت عمومی بیشتر است، هرچند درباره روند تغییرات آن در سال‌های اخیر اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم.

    استیصال در لباس سفید

    شاید بسیاری از مردم پزشکان را در جایگاه افرادی ببینند که به موفقیت اجتماعی و حرفه‌ای رسیده‌اند. افرادی که پس از سال‌ها تلاش، اکنون در جایگاهی قرار دارند که می‌توانند جان انسان‌ها را نجات دهند اما آنچه در پشت روپوش‌های سفید رخ می‌دهد، همیشه با این تصویر عمومی همخوان نیست. زندگی بسیاری از رزیدنت‌ها و دستیاران پزشکی در سال‌های اخیر با فشارهای سنگین کاری، شیفت‌های طولانی، دغدغه‌های معیشتی، مسوولیت‌های سنگین درمانی و نگرانی نسبت به آینده گره خورده است. مجموعه‌ای از عوامل به گفته کارشناسان می‌تواند سلامت روان این گروه را به شکل جدی تحت‌تاثیر قرار دهد.

    حادثه تلخ هفته گذشته، فارغ از نتیجه بررسی‌های رسمی درباره علت آن، بار دیگر نگاه‌ها را به شرایطی جلب کرد که سال‌هاست درباره آن هشدار داده می‌شود؛ هشدارهایی که تنها به یک دانشگاه، یک بیمارستان یا یک رشته تخصصی محدود نیست و از دل روایت‌های متعدد پزشکان جوان در نقاط مختلف کشور شنیده می‌شود. روایت‌هایی از خستگی مزمن، کمبود فرصت استراحت، نگرانی‌های اقتصادی، تاخیر در دستیابی به استقلال مالی و احساس فاصله گرفتن از زندگی عادی در سال‌هایی که باید دوران شکل‌گیری آینده حرفه‌ای و شخصی آنها باشد.

    آنچه افراد را به مرز ناتوانی و فرسایش می‌رساند، معمولا حاصل انباشت فشارهای متعدد و حل‌نشده است؛ فشارهایی که اگر به موقع دیده نشوند، می‌توانند پیامدهای سنگینی برای فرد و جامعه به‌همراه داشته باشند. در این میان رزیدنت‌ها در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که هم باید نقش دانشجو را ایفا کنند، هم مسوولیت‌های درمانی گسترده‌ای را بر دوش بکشند و هم با مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیرون از محیط کار دست و پنجه نرم کنند. با این حال مساله فقط به رزیدنت‌ها محدود نمی‌شود. شرایط آنان را می‌توان بخشی از تصویر بزرگ‌تر نظام سلامت دانست؛ سیستمی که سال‌هاست به‌خاطر عدم حمایت‌های کافی با کمبود نیروی انسانی، مهاجرت گسترده نیروهای متخصص و افزایش فشار بر کارکنان درمانی مواجه شده است. هنگامی که فشارها بر حلقه‌های مختلف این حوزه افزایش می‌یابد، طبیعی است که آثار آن در کیفیت آموزش، کیفیت خدمات درمانی و سلامت روان نیروهای شاغل در این حوزه نیز نمایان شود.  شاید مهم‌ترین پرسشی که امروز پیش‌روی سیاستگذاران قرار دارد این باشد که تا چه زمانی می‌توان نسبت به این هشدارها بی‌تفاوت ماند. آیا می‌توان انتظار داشت پزشکان جوانی که خود زیر بار فشارهای سنگین قرار دارند، بدون دریافت حمایت‌های لازم، همچنان بار بخش مهمی از نظام سلامت را بر دوش بکشند؟ آیا می‌توان از آنان انتظار داشت در حالی که با دغدغه‌های معیشتی، فرسودگی شغلی و نگرانی نسبت به آینده مواجهند، همان کیفیت مطلوب آموزش و درمان را ارائه دهند؟ برای نگارش این گزارش با شماری از تحلیلگران و کارشناسان حوزه سلامت تماس گرفتیم اما به گفته آنان دیگر حرف تازه‌ای درباره مشکلات رزیدنت‌ها باقی نمانده است. از نگاه این کارشناسان، مساله اصلی نه شناسایی مشکلات بلکه میزان توجه و اقدام مسوولان برای حل آنهاست. پرسش اینجاست که تاکنون چه گام موثری برای جلوگیری از فرسایش و فروپاشی دستیاران و رزیدنت‌های پزشکی برداشته شده است؟ یا به قول یکی از کارشناسان، سازمان‌های مربوطه تاکنون توانستند از چند مورد خودکشی رزیدنت‌ها جلوگیری کنند؟ پرسش‌هایی که همچنان پاسخ روشن برای آنها وجود ندارد.

    آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، شنیدن صدای کسانی است که سال‌هاست در سکوت از دشواری‌های این مسیر سخن می‌گویند. توجه به سلامت روان رزیدنت‌ها، اصلاح ساختارهای آموزشی، کاهش فشارهای غیرضروری و فراهم کردن حمایت‌های حرفه‌ای و معیشتی، تنها مطالبه یک گروه شغلی نیست بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده نظام سلامت کشور است چراکه حفظ سلامت کسانی که قرار است از سلامت جامعه محافظت کنند، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای آینده درمان در کشور است. در نهایت آنچه امروز در میان رزیدنت‌ها دیده می‌شود صرفا مساله یک گروه شغلی نیست. هر نشانه‌ای از فرسایش، ناامیدی و نارضایتی در میان پزشکان جوان می‌تواند زنگ هشداری برای آینده نظام سلامت باشد؛ آینده‌ای که کیفیت آن به وضعیت کسانی گره خورده که قرار است در سال‌های پیش‌رو مسوولیت درمان میلیون‌ها نفر را برعهده بگیرند و ستون اصلی خدمات پزشکی کشور باشند.

  • ۸۱ درصد دستیاران پزشکی در فکر مهاجرت!

    ۸۱ درصد دستیاران پزشکی در فکر مهاجرت!

    به گزارش اقتصادران، امیر حسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به نتایج یک نظرسنجی از رزیدنت‌ها گفت:   بررسی چند مرکزی که در چهار دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است، تصویری نگران‌کننده از وضعیت دستیاران پزشکی ارائه می‌دهد. این افراد پس از پایان دوره‌ی دستیاری و گذراندن طرح    شروع به کار می‌کنند.  در این پژوهش از میان ۲۵۴ دستیار پزشکی، ۸۱/۵ درصد اعلام کرده‌اند که تمایل به مهاجرت دارند. همچنین ۷۹/۵ درصد بیان کرده‌اند که اگر پیش از ورود به دوره تخصص، شناخت امروز خود را از شرایط دستیاری داشتند، مهاجرت را به ورود به رزیدنتی ترجیح می‌دادند.

    سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران با بیان اینکه با این حال، همه‌ی این افراد برنامه عملی برای مهاجرت ندارند، گفت: فقط حدود ۲۸ درصد گفته‌اند که برای مهاجرت برنامه‌ریزی متوسط تا جدی دارند. این عدد اصلاً عدد کوچکی نیست. مسئله این است که حتی آن کسی که در بهترین دوران زندگی خود — از نظر شغلی در رشته‌های تخصصی پزشکی که مهارتی حیاتی است — قرار دارد، اصولاً دل در جایی که در آن آموزش می‌بیند و فضایی که در آن حضور دارد، ندارد.

    به گفته این روانپزشک، این فاصله میان «میل به رفتن» و «برنامه عملی» نشان می‌دهد که مسئله تنها مهاجرت نیست؛ مسئله، فرسایش امید، بی‌اعتمادی به آینده‌ی حرفه‌ای    و کاهش انگیزه برای ماندن در ساختار درمانی کشور است.

    جلالی ندوشن در ادامه تأکید کرد: نکته مهم این است که ۸۱/۱ درصد شرکت‌کنندگان بیان کرده‌اند که امید ناچیز یا هیچ امیدی به اصلاح وضعیت موجود ندارند. این داده‌ها نشانه‌ای از بحرانی عمیق در نیروی انسانی سلامت است؛ بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، در سال‌های آینده مستقیماً بر کیفیت مراقبت، دسترسی مردم به پزشک متخصص و فرسودگی بیشتر کادر درمان اثر خواهد گذاشت.

    به گفته وی حوادثی که از سال ۹۷ به بعد رخ داده، طبیعتاً بر نتایج این پژوهش یا هر پژوهش دیگری تأثیر گذاشته است. اما وقتی به خواسته‌های افراد نگاه می‌کنید — و در عین حال نقدهای افراد را نیز می‌بینید — ایده‌ها و حداقل‌هایی وجود دارد که قابل تأمل است.

    وی در ادامه اظهار کرد: کار پزشکی ایجاب می‌کند که فرد درس بخواند و از ظرفیت دانشگاه بهره ببرد، اما برخی از نیروهای پزشکی مان را در مشغولیت‌های دیگر می‌بینیم. هنگامی که این آمار را کنار هم بگذاریم، نتیجه این است که ما با یک فرسایش جدی مواجهیم.هرچند شاهد تدابیر بسیار مناسبی نیز بوده‌ایم.

    سخنگوی انجمن روانپزشکان با اشاره به اینکه یکی از چالش‌های مهم دستیاران پزشکی مسئله‌ی ساعت کاری است، افزود: سال گذشته اقداماتی انجام شد که هرچند هنوز مطلوب نیست، اما معنادار بوده است. دولت‌های مختلف در سال‌های گذشته اقداماتی انجام داده‌اند، اما متأسفانه برخی تدابیر نه تنها کمک‌کننده نبوده، بلکه ویرانگر نیز بوده است.

    وی ادامه داد: می‌توان آن را نوعی «سوءِتدبیر» تلقی کرد؛ چراکه از یک سو نیروهای پزشکی از کشور خارج می‌شوند یا از چرخه‌ی کاری خارج می‌شوند و از سوی دیگر ظرفیت‌ها را افزایش می‌دهیم و به ظاهر عدالت در آموزش ایجاد می‌کنیم. در حالی که پزشک باید به درستی تربیت شود. سلامت مردم امری شوخی‌بردار نیست و باید امکانات کافی برای آن وجود داشته باشد. آموزش پزشکی به عرصه    نیاز دارد و بدون آزمایشگاه و بخش بیمارستانی مناسب، نتایج آن می‌تواند هولناک و متأسفانه بسیار غم‌انگیز باشد.

    جلالی ندوشن خاطرنشان کرد: اکنون شاهد ورود آن دسته بزرگ از کسانی هستیم که در سال‌های گذشته پذیرش شده‌اند. به عنوان مثال، بخشی که ظرفیت پذیرش ۵ یا ۱۰ دانشجو را برای آموزش دارد، اکنون ۵۰ نفر در آن پذیرش شده‌اند. برای سال آینده نیز اعلام شده که وزارت بهداشت مجوزهای لازم را گرفته است. این تصمیم‌ها برای نظام سلامت متأسفانه نه تنها بحران‌ها را کاهش نداده، بلکه باعث تولید بحران‌های تازه‌ای نیز شده است. باید برای این موضوع یک فکر اساسی و اورژانسی کرد.

    سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران در پایان تأکید کرد: اکنون شاهد خروج تعداد بسیار زیادی پرستار آموزش‌دیده و حرفه‌ای از کشور در سال‌های گذشته بوده‌ایم که در بسیاری از کشورهای اروپایی یا آمریکای شمالی مشغول به کار شده‌اند. این افراد قابل جانشینی نیستند. نیروی حرفه‌ای که  با شرایط اینجا رشد می‌کند و با مردم این سرزمین اُخت می‌شود، به سادگی قابل جایگزینی نیست. در حقیقت شاید با وضعیتی متأسفانه نابسامان روبه‌رو باشیم.

  • سایه ترس بر سر رزیدنت‌ها / چرا وزارت بهداشت صدای جامعه پزشکی را نمی‌شنود؟

    سایه ترس بر سر رزیدنت‌ها / چرا وزارت بهداشت صدای جامعه پزشکی را نمی‌شنود؟

    به گزارش اقتصادران، جامعه پزشکی امید سال گذشته را به وزارت بهداشت دولت چهاردهم ندارد و حالا با تصمیم‌هایی از سوی این وزارتخانه مواجه شده که بار دیگر صدای اعتراضش را بلند کرده است. صدایی که به نظر می‌رسد چندان هم شنیده نشده است.

    از سوی دیگر، وزارت بهداشت تاریخ آزمون دانشنامه بورد تخصصی پزشکی را که پیش از جنگ، ششم شهریورماه اعلام شده بود تغییر نداد و اعتراض رزیدنت‌ها که می‌گفتند جنگ ۱۲ روزه و آسیب‌های روانی که در پی آن به جامعه پزشکی وارد شده، سبب شده تا نتوانند آمادگی کافی برای شرکت در این آزمون را داشته باشند، نشنید.

    علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت می‌گوید از دست رفتن فرصت آمادگی به دلیل وقوع جنگ را درک می‌کند، اما «این دلیل بر درستی اعتراض‌ها نیست.».

    اما رزیدنت‌ها، از نبود عدالت آموزشی در شرایطی می‌گویند که تعدادی از آنها در تهران و دیگر شهر‌های جنگ‌زده زیر موشک بودند و عده دیگری، در شهر‌های آرام و دور از جنگ مشغول آماده شدن برای آزمون.

    هادی یزدانی، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی هم از تصمیمات وزارت بهداشت گلایه می‌کند و می‌گوید: «بخش عمده‌ای از امور وزارتخانه در اختیار یک نفر است و این فرد با اختیارات گسترده، تصمیماتی می‌گیرد که تحت تأثیر نگاه شخصی و استبدادی اوست.»

    تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری پزشکی یک روز پیش از اعلام آتش‌بس میان ایران و اسرائیل از ۲۶ تیرماه به ۲۲ مردادماه منتقل شد. آزمونی که سالانه برای رزیدنت‌ها برگزار و یک ارتقای سالانه محسوب می‌شود. سال ۹۹ و در دوران همه‌گیری کرونا برای اولین‌بار، این آزمون برگزار نشد و امسال به دلیل جنگ ۱۲ روزه تاریخ آن به روز قبل از اربعین، منتقل شد. تغییری که اعتراض‌های بسیاری را به همراه داشت.

    محمدمهدی نوریه، رزیدنت داخلی درباره این تغییر تاریخ می‌گوید: «برای تعیین زمان جدید آزمون ارتقا یک اشتباه استراتژیک صورت گرفت و یک اشتباه تاکتیکی.»

    به گفته او اشتباه استراتژیک این بود که به مطالبات کارمندان خود به عنوان رزیدنت‌ها توجه نشد: «رزیدنت‌ها با تعداد حدود ۱۵ هزارنفر در کل کشور، جمعیت کمی نیستند. مطالبه آنان این بود که این آزمون سابقه‌عدم برگزاری دارد و امسال هم برگزار نشود.»

    او بر این باور است که کلیت محتوای این آزمون زیرسوال است: «این آزمون در هیچ کشور صاحب‌سبک پزشکی به این شکل برگزار نمی‌شود. در وزارت بهداشت قبلی، حتی در شورای آموزش پزشکی تخصصی مصوب شد که این آزمون به صورت سالانه، کشوری و قطبی برگزار نشود، بلکه در هر دانشگاه بر اساس رویکرد رزیدنت‌ها و تصمیم گروه آموزشی برگزار شود. با وجود این، وزارت بهداشت اصرار داشت که آزمون برگزار شود.»

    رزیدنت‌ها در دوران پس از جنگ، برای برگزار نشدن آزمون ارتقای دستیاری و به‌تعویق‌افتادن آزمون بورد دانشیاری تخصصی پزشکی که قرار است ششم شهریورماه برگزار شود امضاء جمع کردند: «حرف بچه‌ها این بود که عدالت آموزشی زیر سؤال است. کسی که در تهران زیر بمباران بود، با کسی که در شهری آرام بوده شرایط یکسانی ندارد. در ۱۲ روز جنگ، بسیاری از مشاغل دورکاری داشتند، اما رزیدنت‌ها در هر رشته‌ای که بودند، باید در بیمارستان حضور می‌داشتند. اگر رزیدنت‌ها می‌رفتند، کل سیستم درمانی دچار فروپاشی می‌شد.»

    او اشتباه دیگر وزارتخانه را اطلاعیه‌هایی می‌داند که از سوی وزارتخانه صادر می‌شد: «آن‌ها اطلاعیه می‌دادند که شرکت در آزمون، واجب آموزشی و رفتن به اربعین مستحب است. جایی را که محل حرف‌های آکادمیک است به سطح صدور فتوا رساندند و آیت‌الله علوی‌بروجردی اعلام کرد، بهتر بود وزارت بهداشت این آزمون را در این تاریخ برگزار نمی‌کرد.»

    نوریه قصد داشته در مراسم اربعین امسال شرکت کند، اما به دلیل اتفاقاتی که در این مدت رخ داده از این تصمیم منصرف شده است: «من شخصاً پاسپورتم آماده و قبل از جنگ ثبت‌نام کرده بودم. اما وقتی دیدم این موضوع دینی و مذهبی موجب اختلاف و چنددستگی بین رزیدنت‌ها می‌شود، صرف‌نظر کردم. چون اگر کسی به اربعین می‌رفت، کشیک‌هایش باید توسط دیگری پوشش داده می‌شد و فردی که می‌ماند هم باید کشیک اضافه بدهد، هم امتحان بدهد و هم از مزایای آن فردی که به اربعین رفته محروم می‌ماند.»

    او از نامه‌هایی می‌گوید که به دست مسئولان وزارت بهداشت رسیده است: «برخی از رزیدنت‌ها به مسئولان وزارت بهداشت نامه‌هایی سرشار از تملق می‌نوشتند و آنها منتشر می‌شدند. این کار، باعث ایجاد این تصور شد که با تملق می‌توان کاری کرد که مسئولان کوتاه بیایند.»

    به گفته او آزمون ارتقای دستیاری پزشکی با اشتباه‌های وزارت بهداشت به موضوعی بدل شد که به جای همگرایی، موجب اختلاف بین رزیدنت‌ها شد: «در نهایت آزمون ۲۲ مردادماه برگزار شد، اما به شدت سخت‌تر از سال‌های قبل بوده و در بعضی رشته‌ها سوالات غلط در آزمون وجود داشته و این لجاجت و اصرار به رفتاری که می‌توانست بسیار بهتر مدیریت شود خیلی عجیب است.»

    او از شرایط برگزاری آزمون هم گلایه می‌کند: «روز آزمون به دلیل گرما با وجود لباس مناسب، به‌شدت عرق کرده بودم. یک اسپلیت کوچک برای یک راهروی ۶۰-۵۰ متری گذاشته بودند که پاسخگو نبود. امکانات واقعاً ضعیف بود و بسیاری از شرکت‌کنندگان هنوز با اضطراب‌های پس از حادثه جنگ درگیر بودند.» به گفته او شرط ورود به آزمون تکمیل پرسشنامه روان‌شناسی بود که از سمت معاونت آموزشی طراحی شده بود: «درحالی‌که خود آزمون به یک معضل روانی تبدیل شده بود.»

    اعتراضی که «بی‌جا» شد

    اول مردادماه بود که علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت در توئیتی نوشت: «با تصمیم وزیر بهداشت، دستیاران عزیزی که برای زیارت ‎اربعین یا خدمت به زائران مشرف می‌شوند، آزمون ارتقا را سال آینده خواهند داد و این خارج از سقف مجاز دو آزمون ارتقا همزمان خواهد بود.»

    او درباره این تصمیم وزارت بهداشت می‌گوید: «هر فردی که با غیبت موجه نتواند در آزمون شرکت کند، سال بعد در آزمون ارتقا همزمان شرکت خواهد کرد. این غیبت موجه تلقی می‌شود، چون به علت تقویم معاونت آموزشی، در هفته‌های قبل و بعد از اربعین امکان برگزاری آزمون ارتقا وجود نداشته است.»

    جعفریان درباره تجربه خودش از آزمون دانشنامه بورد تخصصی پزشکی می‌گوید: «امتحان معمولاً اوایل شهریورماه برگزار می‌شود و من از آخر فروردین‌ماه برای آمادگی امتحان به مرخصی رفتم، چهارماه فرصت داشتم. در سی‌ام فروردین‌ماه همان سال، پدرم دچار سکته قلبی شد و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شدند. در هفتم اردیبهشت‌ماه سکته مغزی کردند و در پانزدهم اردیبهشت‌ماه فوت شدند. تا سی‌ام اردیبهشت‌ماه من عملاً هیچ کاری نتوانستم انجام دهم؛ یعنی یک‌ماه کامل از چهارماه فرصت آمادگی را از دست دادم.

    با این حال، پس از آن مطالعه کردم، در آزمون شرکت کردم و رتبه پنجم شدم.» او با بیان اینکه درک خوبی درباره از دست رفتن زمان آمادگی به دلیل وقوع جنگ دارد می‌گوید: «اما این دلیل بر درستی اعتراض‌ها نیست.» به گفته جعفریان بسیاری از رزیدنت‌ها امسال فرصتی شش‌ماهه داشتند: «علاوه بر این، در زمان جنگ نیز رزیدنت‌های سال آخر عمدتاً مرخصی بودند و زیر بار کار درمانی نبودند، مگر برخی که داوطلبانه شرکت کرده باشند؛ بنابراین مشکلی برای مطالعه و جمع‌بندی نداشتند.»

    او در پاسخ به اعتراض رزیدنت‌ها درباره آزمون ارتقای دستیاری پزشکی می‌گوید: «استرس همواره وجود دارد و مختص این دسته نیست. سایرین هم آن را تجربه می‌کنند. علاوه بر این، آزمون ارتقا ماهیتاً چندان رقابتی نیست، مگر در رتبه‌های بسیار برتر، و آن هم تعیین‌کننده سرنوشت چهار یا پنج سال رزیدنتی نیست. بنابراین، دو هفته زمان نمی‌تواند تأثیر سرنوشت‌ساز داشته باشد.»

    جعفریان درباره برگزاری آزمون کنکور در فاصله کوتاهی پس از جنگ هم می‌گوید: «کنکور بسیار رقابتی‌تر، مهم‌تر و حساس‌تر است و در جامعه توجه بیشتری به آن وجود دارد، اما اعتراضی هم بر آن وارد نشد؛ بنابراین این اعتراض‌ها در مورد آزمون ارتقا معنایی ندارد.»

    سایه جنگ دوباره بر سر آزمون‌های پزشکی

    احسان پرواس، دانشجوی فوق تخصص جراحی قلب است که در روز‌های جنگ ۱۲ روزه در تهران و در یک مرکز درمانی در خیابان امیرآباد شمالی و در نزدیکی سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بوده است. او امسال باید در آزمون دانشنامه بورد تخصصی شرکت کند، اما می‌گوید تمام این مدت در بیمارستان مشغول انجام فعالیت پزشکی بوده و همچنان هم هست: «من متاهلم و دو فرزند دارم و با اینکه دو هفته بیشتر تا امتحان دانشنامه بورد تخصصی نمانده، اما در کشیک جراحی قلب هستم تا نیاز‌های خانواده‌ام را تأمین کنم.»

    او در زمان جنگ هم خانواده‌اش را به اطراف تهران برده بود و خودش برای انجام کشیک‌هایش در بیمارستان مانده بود: «در زمان جنگ دو بیمار به فاصله نیم ساعت از هم در وضعیت اورژانسی قرار گرفتند و نیاز به عمل جراحی قلب داشتند و باید قفسه سینه آنها را باز می‌کردیم. در آن شرایط، تقریباً دو دقیقه زمان داشتیم تا قفسه سینه را باز کنیم. صدای پدافند هوایی بالای سرمان بود و تنها چیزی که می‌دیدم، ضربان قلبی بود که به شدت تحت فشار بود؛ قفسه سینه را باز کردم و فقط به این فکر می‌کردم که شاید بتوانم جان بیمار را نجات دهم.»

    او می‌گوید از ۲۳ خرداد به بعد هر خبری که می‌شنود باعث می‌شود شب‌ها بیدار بماند و خوابش نبرد: «اگر خبری شنیده باشم از ساعت دو و سه نیمه شب تا ساعت هفت صبح بیدار می‌مانم، مسئولیت پدر بودن هم بر این شرایط تأثیر می‌گذارد.»

    او از احتمال وقوع دوباره جنگ می‌گوید و آزمونی که شاید به تعویق افتادنش با شروع جنگی دوباره به برگزار نشدنش بیانجامد: «برگزاری آزمون ضروری است و تاریخ و شرایط آن، به تصمیم وزارت مربوط است و ما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستم.»

    او از وزارت بهداشت می‌خواهد شرایط حرفه‌ای و اخلاقی، توانایی تصمیم‌گیری دانشجویان و رزیدنت‌ها، فشار‌های روحی و جسمی و مسئولیت‌های آنان را در نظر بگیرد: «هر تصمیمی باید به گونه‌ای باشد که سلامت بیماران، کیفیت آموزش و آینده تخصصی پزشکان تضمین شود.»

    موج وحشت بر تن رزیدنت‌ها

    نمره‌بندی آزمون ارتقای دستیاری پزشکی به این شکل است: حداقل نمره در سال اول، ۶۵، سال دوم ۷۵، سال سوم ۸۵ و سال چهارم ۹۵. این آزمون ۱۵۰ سوال دارد. اگر افراد شرکت‌کننده در آزمون سال اول حداقل ۶۵ سوال را درست جواب ندهند، نمی‌توانند به مرحله بعدی ارتقای دستیاری پزشکی راه یابند، اما فعالیت درمانی خود را ادامه می‌دهند. آنها می‌توانند سال بعد دوباره در آزمون شرکت کنند تا نمره لازم را کسب کنند.

    فرهاد تیمورزاده، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی درباره اعتراض‌های رزیدنت‌ها به تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری و دانشنامه بورد تخصصی می‌گوید: «مشکل اینجاست که آموزش رزیدنت‌ها در بیمارستان به جای آموزش تخصصی، به انجام کار‌های درمانی محدود شده است؛ استادان کمتر حضور دارند و بار درمانی بیمارستان‌ها بر دوش رزیدنت‌هاست. بنابراین، فرصت آمادگی علمی و مهارتی برای آزمون‌ها محدود است و تغییرات ناگهانی در تاریخ آزمون، شرایط را برای دانشجویان دشوارتر می‌کند.»

    این درخواست که تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری پزشکی به ششم شهریور و تاریخ آزمون دانشنامه بورد تخصصی را به دلیل استرس‌های ناشی از دو هفته جنگ، به پایان شهریور منتقل شود، بار‌ها از سوی جامعه پزشکی اعلام شده بود: «اگر چنین می‌کردند احساس تبعیض در رزیدنت‌ها به دلیل شرکت در مراسم اربعین ایجاد نمی‌شد. برخی از آنها به دلیل خدمت‌رسانی در مراسم اربعین شرکت کردند و خواست آنها نبوده که از شرکت در آزمون باز بمانند.»

    کسانی که در آزمون گواهینامه و بورد شرکت می‌کنند با هم متفاوتند: «شرکت‌کنندگان برای آزمون بورد برای آمادگی آزمون به مرخصی رفتند و بیمارستان نبودند. اما تحت تاثیر تبعات جنگ بودند و می‌خواهند مهم‌ترین امتحان عمرشان را بدهند.»

    فروردین‌ماه امسال وزارت بهداشت اعلام کرد آزمون گواهینامه و دانشنامه بورد تخصصی همزمان با هم برگزار خواهد شد. حالا قرار است چهل و چهارمین آزمون گواهینامه، هم‌زمان با سی‌ونهمین آزمون دانشنامه فوق تخصصی و هفتادودومین دوره دانشنامه تخصصی پزشکی در ۶ شهریورماه برگزار شوند.

    این در حالی است که به گفته تیمورزاده براساس قانون وزارت بهداشت یک سال پس از اعلام بخشنامه‌های جدید می‌تواند فرآیند اجرای آنها را آغاز کند: «بخشنامه‌ها برای رعایت اصل پیش‌بینی‌پذیری، یک سال پس از اعلام عمومی قابلیت اجرا پیدا می‌کند.»

    پنج هزار نفر در این آزمون شرکت می‌کنند و قرار است در پی آن به هیئت علمی دانشگاه‌ها وارد شوند. تیمورزاده تصمیمات اخیر وزارتخانه را «لجبازی و درک نکردن شرایط واقعی رزیدنت‌ها» می‌داند: «من حرف‌های آنها را به بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی ترجمه می‌کنم. می‌گویند هماهنگی بین نهاد‌های (سنجش، حراست و دانشگاه به عنوان نهاد برگزارکننده امتحان) به گونه‌ای نبود که همه امور با هم و همزمان و منسجم پیش برود. این باعث شد که اجرای صحیح و منصفانه آزمون‌ها دشوار شود و مسئولیت مدیریت این فرآیند بر عهده مدیران و وزارتخانه است. آنها توان مدیریت بحران را ندارند.»

    در دوران جنگ، عده‌ای از مردم که در شهر‌هایی زندگی می‌کردند که بیشتر در معرض حمله بود، آسیب‌های بیشتری دیدند یا کسانی که مجبور به پناه دادن به مردم جنگ‌زده شدند. تیمورزاده ماهیت آزمون دانشنامه بورد تخصصی را رقابتی می‌داند: «به دلیل ماهیت رقابتی این آزمون، بسیاری از افراد که در شهر‌هایی بودند که کمتر جنگ به آنها رسیده بود و قصد داشتند در میان پنج درصد نخست یا ۱۰درصد نخست قرار بگیرند و فرصت‌های هیئت علمی یا گذراندن طرح‌های آموزشی را به دست آورند، به دلیل مشکل ایجاد شده برای رقبای خود، ناراحت بودند. اما وزارتخانه در مواجهه با کسانی که آسیب دیده بودند، همراهی نکرد؛ این امر به‌وضوح نوعی بی‌عدالتی است و اصرار بر برگزاری آزمون در تاریخ ششم شهریور همچنان ادامه دارد.»

    پیش‌تر وزارت بهداشت تصویب کرده بود آزمون‌های پزشکی به صورت قطبی و در ۶ قطب برگزار شود. تیمورزاده بر این‌باور است که برگزاری آزمون‌ها در ۶ قطب، محلی برای بروز فساد است: «بعضی افراد تلاش کردند وزارتخانه را متقاعد کنند که آزمون‌ها به صورت قطبی برگزار نشود، چون برگزاری آزمون در ۶ قطب، موجب فساد و تبعیض شدیدی می‌شود.

    برای مثال، مرکز قطب تبریز می‌توانست سوالات را در اختیار دانشجویان محلی خود قرار دهد و دیگران که باید در تبریز امتحان می‌دادند، به سوالات دسترسی نداشتند. سایر قطب‌ها هم وضعیت مشابهی داشتند. امسال آزمون ارتقا در تهران طراحی و برگزار شد، اما ممکن است در تهران هم این اتفاق بیفتد و سلامت انتقال سوال مورد تردید است. چون استادی که سوال را طراحی کرده در هیچ قرنطینه‌ای قرار نمی‌گیرد.» او می‌گوید این موضوع درباره همه اتفاق نمی‌افتد: «اما درباره برخی می‌تواند اتفاق بیفتد و اینجاست که مسئله ایجاد می‌شود.»

    روز برگزاری آزمون چهارشنبه بود و همین مسئله هم مورد انتقاد تیمورزاده است: «مردم در این روز در بیمارستان اسیر شدند، چون کسی برای خدمت‌رسانی به آنها نبوده است. پنجشنبه تعطیل بود، اما مسئولان به این موضوع بی‌توجه بودند.» او در ادامه از تهدید‌های اساتید پزشکی برای معرفی نکردن به آزمون ارتقا انتقاد می‌کند: «برخی از اساتید دانشجویی، کسی که چاپلوسی آنها را نکند، برای آزمون ارتقا معرفی نمی‌کنند، حتی اگر همه کارهایش در بخش را هم به درستی انجام داده باشد. این اعمال سلیقه شخصی است.»

    تیمورزاده می‌گوید سهمیه‌ها بیش از همه چیز بر گلوی علم و دانشگاه چنگ می‌اندازد: «رتبه ۸۰ هزار در کنار رتبه یک در دانشگاه تهران می‌نشیند در حالی که صلاحیت ورود به دانشگاه را ندارد و این مسئله جان مردم را به خطر می‌اندازد.» او در پاسخ به این سوال که نقش سهمیه‌ها در استخدام‌ها کجاست؟ می‌گوید: «گاهی رتبه یک آزمون دانشنامه و بورد را نادیده می‌گیرند و یک فرد سهمیه‌دار را به عنوان هیئت علمی استخدام می‌کنند.»

    در دوران جنگ ۱۲ روزه، کادر درمان در خط مقدم کمک‌رسانی به مجروحان ایستادند، اما حالا اعتراض‌های همان افراد برای داشتن فرصتی بیشتر برای آزمون‌های تخصصی‌شان شنیده نمی‌شود. هادی یزدانی، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی در این باره می‌گوید: «جنگ ۱۲ روزه فشار عظیمی را به بیمارستان‌های آموزشی، به‌ویژه در شهر‌هایی که جنگ رنگ و بوی بیشتری در آنها داشت مانند تهران، اصفهان، تبریز و کرمانشاه وارد کرد. علاوه بر این، مسئله سفر اربعین هم مطرح بود و برخی از کادر درمان، به‌ویژه رزیدنت‌هایی که در این بیمارستان‌ها فعالیت می‌کردند، به پیاده‌روی اربعین رفتند و بخشی از خدمات پزشکی را هم در آنجا ارائه دادند.»

    محدودیت‌های حمل‌ونقل عمومی، آسیب‌های روانی و جسمی ناشی از جنگ و فرسودگی شغلی، نظم درس خواندن و کاری رزیدنت‌ها را دچار اختلال کرده است: «به نظر می‌رسید که می‌شد برگزاری آزمون را چند هفته یا یک ماه به تعویق انداخت تا هم افرادی که قصد شرکت در مراسم اربعین را داشتند فرصت حضور پیدا کنند و هم افرادی که به دلیل شرایط پیش آمده آسیب دیده بودند، فرصت کافی برای آمادگی امتحان داشته باشند.»

    یزدانی از تصمیم‌گیری‌های وزارت بهداشت گلایه می‌کند: «بخش عمده‌ای از امور وزارتخانه در اختیار یک نفر قرار دارد و این فرد با اختیارات گسترده، تصمیماتی می‌گیرد که تحت تأثیر نگاه شخصی و استبدادی اوست.» او بر این باور است بدون اینکه به جزئیات فنی و شرایط واقعی رزیدنت‌ها توجه کافی شود، تصمیم بر برگزاری آزمون گرفته شد: «این موضوع باعث شد که برخی رزیدنت‌ها، به‌رغم شرایط بحرانی و فشار کاری شدید، مجبور به شرکت در آزمون شوند.»

    او چنین تصمیماتی را ناشی از ملاحظات وزارتخانه برای استفاده از نیروی کار رایگان رزیدنت‌ها می‌داند: «باید توجه داشت که وزارتخانه از رزیدنت‌ها به عنوان نیروی کار نزدیک به رایگان بهره می‌برد و هرچقدر تأخیر در فرآیند‌های آموزشی بیشتر وجود داشته باشد، ورود آنها به سال‌های بالاتر و طرح‌های پزشکی را به تأخیر می‌اندازد. اما امسال ما با جنگ و رزیدنت‌هایی طرف بودیم که محل کارشان را رها نکردند و به همین دلیل از فرآیند درسی خود عقب افتادند. آنها در کوران وقایع بودند و نمی‌توان انتظار درس خواندن در آن دوران از آنها داشت.»

    جامعه پزشکی انتظار بیشتری از وزارت بهداشت دولت پزشکیان داشت: «ما انتظار بیشتری داشتیم، چون اعتقاد داشتیم در وزارتخانه گره‌هایی ایجاد شده که باز کردنش نیاز به منابع ندارد. یکسری آیین‌نامه‌هایی وجود دارد که می‌توانستند در مدت کوتاهی آنها را تغییر دهند و با لغو یا تشریح و تبیین آیین‌نامه‌های قبلی کارشان را شروع کنند و اثر ملموس داشته باشند. اما امید سال گذشته امسال دیگر وجود ندارد.»

    او بر این باور است که معاونت آموزشی می‌توانست با تدبیری مناسب و فاصله زمانی منطقی، آزمون به گونه‌ای برگزار شود که عدالت آموزشی رعایت شود و فشار ناشی از اتفاقات امسال کاهش یابد: «تصمیمات گرفته شده در این زمینه، اگرچه ممکن است به نظر مسئولان درست و منطقی برسد، اما در عمل باعث ایجاد تبعیض و نابرابری در جامعه پزشکی شده است. چون برخی افراد فرصت حضور در آزمون را داشتند و برخی دیگر به دلایل شرایط خاص، از این فرصت محروم شدند و این امر با اصول عدالت آموزشی مغایرت دارد.»

  • ماجرای ۹۰۰ امضا برای عقب انداختن یک آزمون چیست؟

    ماجرای ۹۰۰ امضا برای عقب انداختن یک آزمون چیست؟

    به گزارش اقتصادران، جمعی از پزشکان و داوطلبان آزمون بورد تخصصی پزشکی، در روزهای گذشته درخواست تعویق این آزمون به علت شرایط جنگی در کشور را به وزارت بهداشت ارسال کرده‌اند. حدود ۹۰۰ نفر در حالی که حتی سایه‌ دست‌های لرزانشان هم روی کاغذهای سفید افتاده، برای وزارت بهداشت نوشته‌اند با تعویق آزمون بورد موافقند، بعد روی آن را امضا و حتی مهر کرده‌اند. امضاها در کاغذهای کوچک عکاسی شده؛ آن را در یک فایل پی‌دی‌اف برای وزارت بهداشت فرستاده‌اند و در صفحات بعدی هم چند تصویر از خانه‌های تخریب شده‌شان در جنگ را ضمیمه کرده‌اند. برخی دیگر کارزاری در کارزار نت، در این باره به راه انداخته‌اند که تا لحظه تحریر گزارش، تعداد امضاهای آن به ۶۱۶ مورد رسیده است. این تلاش‌ها اما تاکنون نتیجه مثبت نداشته و اگر نهایتا هم به نتیجه نرسد شمشین روز شهریور آزمون آنها برگزار می‌شود. حالا هفت تن از این داوطلبان در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه‌ اعتماد، شرایطی که در یک ماه گذشته با آن روبرو بوده‌اند را شرح داده‌ و به دلیل عدم توجه به خواسته‌شان درباره لغو آزمون از مسوولان وزارت بهداشت گلایه کرده‌اند، چرا که معتقدند در روزهای سخت از آنها انتظار همراهی وجود دارد اما در زمان نیاز به همراهی، مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند. نام و مشخصات این افراد به درخواست خودشان از گزارش حذف شده و نزد روزنامه محفوظ است.

    حتی در زمان آتش بس در حال انجام وظیفه بودم

    یکی از این داوطلبان، دستیار سال آخر جراحی عمومی است که در جنگ دوازده روزه از سوی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای کار در بخش جراحی فراخوانده شده است. همان روزهایی که جنگ آغاز شد، با او تماس گرفتند و گفتند؛ جراح نداریم و شرایط سخت است، از شما می‌خواهیم که برای کشیک بیایید بنابر این پیشنهاد را قبول کرد چون اساسا به همین دلیل حدود ۱۲ سال پزشکی و تخصص خوانده و روزهای سخت رزیدنتی را از سر گذرانده بود تا وقت اضطرار بتوان روی او حساب کرد. زمانی که آتش‌بس اعلام شد، در حال انجام وظیفه بود و حتی صبح روز چهارشنبه که خبرنگار اعتماد با او تماس گرفت هم در اتاق عمل حضور داشت: «صبح روزی که پادگان شهید صدوقی یزد هدف بمباران قرار گرفت، نخستین بیمار اورژانس را داشتیم که گویا از سربازان بومی یزد بود. او به‌شدت وضعیت وخیمی داشت و بستری شد. بعد از او چهار مجروح جنگی دیگر هم در بیمارستان بستری شدند؛ دو نفر آنها دچار سوختگی شدید در کف پا بودند و دو بار آنها را به اتاق عمل بردم. بعد از آن به دلیل کمبود جراح، همیشه در وضعیت آنکال بودم.» به عنوان رزیدنت کار نمی‌کرد، بلکه به عنوان جراح وارد عمل شده بود و هنوز هم دانشگاه رفسنجان او را رها نکرده و همچنان که جنگ هم تمام شده، درگیر انجام عمل است.«بیمارستان ما نزدیکترین مرکز به محل بمباران بود و در نتیجه بسیاری از بیماران به اینجا منتقل شدند.» داوطلبان آزمون بورد تخصصی پزشکی از فروردین ماه بعد، بسته به رشته و دانشگاه از کار فارغ شدند و به نوعی مرخصی اجباری داشتند تا برای مهم‌ترین آزمون دوران کاری و تحصیل خود آماده شوند. این آزمون به منظور ارزیابی دانش و مهارت‌های بالینی و علمی فارغ‌التحصیلان برگزار می‌شود و قبولی در آن برای ورود به مقاطع بالاتر تحصیلی (مانند فلوشیپ یا فوق‌تخصص) و استخدام در هیات علمی دانشگاه‌ها ضروری است. همچنین، مدرک بورد تخصصی نشان‌دهنده توانایی و صلاحیت علمی فرد در یک رشته تخصصی است و به ارتقای جایگاه علمی و حرفه‌ای پزشکان کمک می‌کند.

    اما برخی از این داوطلبان از جمله همین داوطلب نه تنها در جنگ دوازده روزه که در زمان انفجار بندر شهید رجایی هم فراخوانده شدند. «هر لحظه امکان داشت که وضعیت تشدید شود و نیاز به نیروی بیشتری باشد. استرس زیادی به همه وارد شد و گفته بودند ما هم باید در بندر باشیم چون بندرعباس نقطه‌ای حساس بود. بسیاری از بچه‌ها بعد از آن شبی که در جنگ، پایگاه نیروی هوایی بندر را بمباران کردند، آنکال بودند. احتمالا وزارت بهداشت در برابر این حرف‌ها می‌گوید که یک رزیدنت سال چهارم نباید در چنین شرایطی کار کند، اما من در دستگاه دولتی مشغول به کار هستم و خود دانشگاه من را فراخوانده است.»

    البته آنطور که علی سلحشور، سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی به «اعتماد» می‌گوید برخی از رزیدنت‌های سال آخر هم با وجود داشتن آف‌بورد، بسته به شرایط بیمارستان و دانشگاه در شرایط جنگی فراخوانده‌ شده‌اند اما آمار آنها مشخص نیست: «همه رزیدنت‌ها آماده‌باش نبودند چون همه دانشگاه‌ها درگیر نشدند که مصدوم داشته باشند ولی بیمارستان‌هایی که مصدوم داشتند درگیر شدند و رزیدنت‌های آن هم آنکال بودند. مشخص نیست که چند نفر فراخوانده شدند.» او معتقد است که در هر صورت باید به این نکته هم توجه داشت که اگر هم این آزمون به تعویق بیفتد باز هم نفراتی که فراخوانده‌ شده بودند دو هفته از بقیه نفرات عقب هستند و انگار نفرات دیگر، دو هفته بیشتر وقت داشتند.

     

    ۴ آزمون به تعویق افتاد اما آزمون بورد نه

    براساس دستورالعمل جامع معاونت آموزشی وزارت بهداشت که برای ادامه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور ابلاغ شده تاکنون دست کم چهار آزمون کشوری در حوزه علوم پزشکی لغو شده است اما آزمون بورد تخصصی پزشکی در میان این آزمون‌ها نیست آن هم در شرایطی که حتی آزمون پذیرش دستیاری تخصصی دندانپزشکی و ارتقای دستیاری دندانپزشکی هم به تعویق افتاده است. دستیار سال آخر جراحی عمومی حالا می‌گوید: «جنگ و شرایط بحران، تأثیرات شدیدی بر اعصاب و روان ما داشت و از آن زمان تاکنون، من هیچ کتابی در دست نگرفته‌ام. احساس بلاتکلیفی شدیدی داشتم و هنوز درگیر این شرایط هستم. نمی‌دانم که باید ادامه دهم یا نه. دانشگاه گفته است که چند کشیک دیگر هم اینجا باش و بعد از آن می‌توانی بروی، اما وضعیت همچنان مبهم است. وزارت بهداشت به نیروهای بیشتری نیاز دارد و قصد دارد در آبان‌ماه نیروهای طرحی خود را تقسیم کند اما ما ۱۲ روز درگیر جنگ بوده‌ایم و بسیاری از همکاران ما در معرض بمباران و تهدیدات جدی قرار داشتند. ما هنوز هم در شوک آن جنگ به سر می‌بریم. از نظر من، باید حداقل چهار هفته عقب بیفتد، اما وزارت بهداشت با این موضوع موافق نیست.»

    زمانی که بحران‌های مرتبط با سلامت به اوج خود می‌رسد، وزارت بهداشت همیشه از کادر درمان به عنوان «فرشتگان نجات» یاد می‌کند اما در شرایط عادی، به حرف‌ آنها گوش نمی‌دهند بنابراین این احساس منتقل می‌شود که در مقابلشان قرار دارند، نه کنارشان.«اگر ما نتوانیم این آزمون‌ها را قبول شویم ممکن است فارغ‌التحصیل نشویم و یک سال عقب بیفتیم. این آزمون‌ شامل بورد و گواهینامه است که همزمان برگزار می‌شوند و یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی حرفه‌ای ما محسوب می‌شود.» این موضوع باعث شده که او و برخی دیگر از داوطلبان احساس سرخوردگی داشته باشند: «این مساله انگیزه و امید من برای ادامه کار را تحت تاثیر قرار داده است. اگر دوباره جنگی رخ دهد، با چه امید و انگیزه‌ای باید به میدان بیایم؟ وقتی که در زمان بحران از ما بهره می‌برند و در شرایط عادی هیچ توجهی به درخواست‌ها و نیازهای ما ندارند، آیا می‌توانیم دوباره همان احساس وظیفه را داشته باشیم؟»

     

    کارزاری با بیش از ۶۰۰ امضا

    دوم تیر ماه کارزار درخواست تعویق آزمون بورد تخصصی پزشکی به دلیل شرایط بحرانی کشور از طرف پزشکان داوطلب آزمون بورد تخصصی راه‌اندازی شده است که تاکنون ۶۱۶ امضا دارد. در متن این کارزار که به نوشته الهه قادری است، آمده: «حوادث اخیر، از جمله حملات و ناآرامی‌های منطقه‌ای، منجر به افزایش سطح اضطراب، نگرانی برای امنیت خانواده‌ها، اختلال در تمرکز و کاهش قابل توجه توان مطالعه و آمادگی علمی داوطلبان شده است. بسیاری از خانواده‌ها ناچار به ترک محل سکونت و اسکان موقت در شهرها یا منازل بستگان شده‌اند که این امر فشار روانی مضاعفی بر داوطلبان وارد نموده است و عرصه آمادگی علمی را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است.در چنین شرایطی، برگزاری آزمونی مهم و سنگین همچون بورد تخصصی، بدون توجه به وضعیت روانی و اجتماعی داوطلبان، موجب آسیب جدی به سلامت روان و آینده شغلی پزشکان می‌گردد. ما امضاکنندگان این کارزار، ضمن پایبندی کامل به اصول علمی و انضباط آموزشی، با توجه به اختلال ایجادشده در امنیت و آرامش عمومی جامعه، درخواست داریم مسوولان محترم با درک شرایط بحرانی و همراهی لازم، ترتیبی اتخاذ نمایند تا زمان برگزاری آزمون به تعویق افتاده و شرایط برای حضور عادلانه و واقعی داوطلبان فراهم گردد.»

    انگار عزیزی را از دست داده‌ باشم

    داوطلب بعدی این آزمون دستیار چشم پزشکی تهران است که بامداد بیست و هفتمین روز خرداد شاهد انفجار مهیبی در نزدیکی خانه‌شان بوده. دست کم سه خانه در کوچه‌ای‌ که محل زندگی او در خواجه عبدالله است ویران یا دچار خسارت شده است و ۵ نفر نیز جان خود را از دست داده‌اند. او هم به توصیه اعضای هیات علمی دانشگاه در تهران حضور داشته تا در صورت اضطرار به کار گرفته شود اگرچه در نهایت به خاطر وخامت اوضاع مجبور به ترک تهران شده: «شرایط به‌قدری وحشتناک بود که حتی قابل توصیف نیست. مستندات خرابی‌ها خیلی زیاد بود و حتی به‌طور گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد. حالا حتی وقتی یک موتور از کنار من می‌گذرد، تحمل آن را ندارم. من در نهایت مجبور شدم از شهر خارج شوم.»

    کوچ اجباری برای او مانند یک ترومای مضاعف بود «انگار کسی گوشم را پیچانده و من را از شهر بیرون انداخته است در حالی که تا پیش از آن در اتاق خود مشغول درس خواندن بودم.» تا پیش از جنگ روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت درس می‌خواند ولی در طول سه هفته حتی نتوانست دو ساعت پیاپی مطالعه کند. حال روحی بدی داشت. مانند بسیاری از مردم از صبح تا شب، گوشی به دست خبرها را می‌خواند: «دست‌هایم به خاطر اینکه مدام گوشی به دست در حال خواندن اخبار بودم، درد می‌کرد.» بی‌قرار بود و نمی‌توانست آرامش پیدا کند و حتی بعد از خروج از شهر هم نتوانست به درستی درس بخواند.«کوچ اجباری و ترک خانه برای من مثل این بود که عزیزی را از دست داده‌ باشم.» در آن روزها هم مدام خود را با مردم دیگر کشورهای در جنگ دلداری می‌داد و اینکه به هر حال در آن شرایط زندگی می‌کنند. فکر بازگشت به تهران کار خود را کرد و وقتی اوضاع کمی آرام شد برگشت اگر چه باز هم نتوانست درس بخواند. ۲۰ روز کامل را از دست داد، به‌شدت عقب افتاد و حالا می‌گوید؛ هنوز هم نتواسته است آدم قبل از جنگ شود.«اگر این آزمون برگزار شود‌، وضعیت داوطلبان نابرابر است. کسانی که مثلا در شمال کشور زندگی کرده‌اند و این فجایع را از نزدیک تجربه نکرده‌اند، نمی‌توانند تأثیر واقعی آن را درک کنند. اگر چه آنها هم با جنگ مواجهه غیر مستقیم داشتند اما برای کسانی که این تروماها را تجربه کرده‌اند، شرایط بسیار نابرابر است. اگر این آزمون یک ماه عقب بیفتد، تمام عقب‌افتادگی‌هایم را جبران خواهم کرد. ما می‌خواهیم که برخی از مافوق‌ها رنج ما را ببینند و این کار هیچ بودجه‌ای نمی‌خواهد و تنها نیاز به اراده دارد. من می‌خواهم دانش خود را جمع‌آوری کنم و در یک شغل ۴۰ ساله ادامه دهم و سیستم باید به کسی که برای جمع‌بندی دانش خود تلاش می‌کند، احترام بگذارد و از او حمایت کند.» گلایه دارد که چرا آزمون ارتقای دندانپزشکی که به حساسیت رشته آنها نیست به تعویق افتاده اما زمان آزمون آنها که دست‌کم سه هراز داوطلب دارد جابه‌جا نمی‌شود.

     

    نامه‌نگاری سازمان نظام پزشکی و مجلس

    در روزهای گذشته و به ویژه پس از گلایه‌ها، نامه‌نگاری و جمع‌آوری امضا برای به تعویق افتادن این آزمون برخی از نمایندگان مجلس و حتی سازمان نظام پزشکی هم نسبت به این ماجراها واکنش نشان داده‌اند. سازمان نظام پزشکی کشور با ارسال نامه‌ای به معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، خواستار بررسی مجدد زمان برگزاری آزمون‌های گواهینامه و بورد تخصصی شد.در این نامه با اشاره به درخواست‌های متعدد دستیاران سال آخر رشته‌های تخصصی و با توجه به فشارهای علمی و روانی ناشی از محدودیت زمان باقی‌مانده تا آزمون، پیشنهاد شده است در صورت صلاحدید، آزمون‌ها با حداقل دو هفته تعویق برگزار شوند تا فرصت کافی برای آمادگی علمی و کاهش فشار روانی داوطلبان فراهم گردد. همچنین عالیه زمانی کیاسری، رییس کمیته آموزش علوم پزشکی کمیسیون بهداشت مجلس هم از مکاتبه رسمی با وزارت بهداشت درباره لزوم لغو آزمون ارتقای دستیاران تخصصی پزشکی در سال جاری خبر داد و گفت: «فداکاری کم‌نظیر دستیاران پزشکی در جنگ ۱۲ روزه نباید نادیده گرفته شود، کمیسیون، با رویکردی حمایتی، طی مکاتبه‌ای رسمی با وزارت بهداشت، پیشنهاد داد که آزمون در سال جاری برگزار نشود و این گروه از دستیاران در سال آینده، همزمان مراحل ارتقای خود را طی کنند.»

     

    سوالاتی بی‌پایان

    داوطلب بعدی، رزیدنت سال چهارم در استان گیلان است که اگرچه به‌طور مستقیم با جنگ درگیر نشد اما شرایط جنگی بر روی او تاثیر گذاشته است مخصوصا که می‌داند برخی از دوستانش در کرمانشاه، مثل بسیاری دیگر، آنکال بوده‌اند و شرایط سختی را گذرانده‌اند. او در پیام ارسالی به خبرنگار اعتماد، این سوالات را مطرح کرده است: «چگونه ممکن است در شرایطی که این همه از سردارانمان شهید شده‌اند، من بتوانم آرام بنشینم و درس بخوانم؟خدا می‌داند که هنوز به روال قبل بازنگشته‌ام. خانواده‌ام در تهران بودند و برای حمایت پیش ما آمدند. همه ما به نوعی متضرر شدیم. آیا واقعا ممکن است که مردم را از هم جدا کرد؟ یک فرد چقدر باید خودخواه باشد که با وجود این همه اتفاق و خسارت، آسیبی نبیند و فقط به درس خواندن خود بپردازد؟ جنگ بود و شوک بزرگی به همه وارد شد.ما هیچ تقاضای غیرمنطقی نداریم؛ تنها خواسته‌مان این است که به ما فرصت بیشتری برای جبران آن مدت داده شود.  برای رزیدنت‌هایی که در آن زمان باید ارتقا می‌گرفتند، با توجه به حضور مستمر در بیمارستان‌ها، لغو ارتقا انجام شود. چرا فهم و درک این موضوع در وزارت بهداشت اینقدر دشوار شده است؟ جنگ بود؛ از خرابی‌های تهران، تبریز، کرمانشاه و دیگر مناطق مشخص نیست چه شرایطی بر مردم گذشته است؟در زمان جنگ اعلام کردند هیچ پزشکی حق مرخصی ندارد و باید در خدمت باشد اما پس از جنگ، ما تبدیل شدیم به افرادی که باید برای هر مرحله پاسخگو باشیم.» او طی روزهای جنگ در یک استان شمالی بیشتر میزبان بستگانی بود که از شهرهای دیگر به خانه‌شان مهمان شده بودند و البته پیگیری مداوم اخبار.«حداقل یک ماه هیچ مطالعه‌ای نداشتم، نه به خاطر تنبلی یا فرصت‌سوزی، بلکه به دلیل وضعیت روحی نابسامان. شب عاشورا که رهبر را دیدم، تازه توانستم نفس بکشم و جان گرفتم. آیا درک این موضوع برای هم‌نوعان من اینقدر دشوار است؟ آیا انتظار دارند اگر دوباره چنین اتفاقاتی بیفتد، ما در خط مقدم باشیم؟باز هم دنبال علت فرار پزشکان می‌گردند؟علت اصلی همین است؛ همین سوءتفاهم‌ها و ناملایمت‌ها. با کدام منطق همه امتحانات حتی استخدامی‌ها به جز امتحان بورد به تعویق افتاده است؟چرا باید بر برگزاری آزمون ارتقا که رقابتی نیست، اصرار شود؟ این آزمون به راحتی می‌تواند بر اساس نمرات داخلی دانشگاه لغو شود و هزینه‌های اضافی ایجاد نکند.» تمام روزهای جنگ کتاب‌ها را بسته بود؛ وقتی می‌دید که ایران زیر بمباران و ویرانی است، چگونه می‌توانست تمرکز کند و درس بخواند؟ بسیاری از دوستانش در آن دوازده رو آواره بودند و برخی از اهالی تهران خانه‌هایشان را رها کرده و به شهرستان‌ها رفته بودند.«اگر استان من هم به گونه‌ای درگیر می‌شد که به امثال من نیاز داشت، مطمئنا در صف اول بودم، همانطور که در دوران کووید نیز حضور فعال داشتیم.»

    شرایط برای همه داوطلبان یکسان نیست

    رزیدنت دیگری که سال چهارم رشته رادیولوژی از کرمانشاه است هم مانند بقیه، همین گلایه‌ها و سوالات را دارد چرا که این آزمون برنامه‌ریزی بسیار دقیق و حساسی می‌طلبد و یک تا دو هفته‌ برای آن بسیار تعیین‌کننده است. او شرایط کرمانشاه در آن روزها را «وحشتناک» توصیف می‌کند: «دوازده شبانه‌روز با صدای جنگنده‌ها، پدافندها و انفجارهایی که پی‌درپی رخ می‌دادند، نخوابیدیم. بیمارستان فارابی و امام رضا نیز درگیر بودند و در آن شرایط آدم‌ها هر لحظه نگران تخلیه خانه و جست‌وجوی پناهگاه هستند. یکی از دوستانم خانه‌اش روبروی شرکت نفت بود و چندین بار هشدار تخلیه دریافت کرده بود. منطقه دیزل‌آباد هشدار تخلیه داشت و بسیاری از مردم برای مدتی از خانه‌هایشان خارج شدند تا شرایط بهتر شود، این تنش‌ها و استرس‌ها کجا دیده شد؟ اساتید و وزارت بهداشت کجا بودند؟ آیا آنها تحت تأثیر جنگ بودند؟ آیا نگرانی برای خود و خانواده‌هایشان داشتند؟ اصلا بودند یا نبودند؟ما در شرایط بحرانی بودیم و خانواده‌هایمان شبانه‌روز در استرس بودند. چطور می‌توانند بگویند شرایط برای همه یکسان بوده است؟ هرچند کسانی که در شهرهای امن‌تر بودند نیز جنگ را تجربه کردند، اما جنگ یکی از بزرگ‌ترین تروماهایی است که یک انسان می‌تواند در زندگی خود تجربه کند. جنگی که هزاران کشته می‌دهد، چگونه می‌تواند اتفاقی روتین و عادی تلقی شود؟ ما با وجود قطعی اینترنت از وزارت بهداشت درخواست تعویق را مطرح کردیم و در عرض ۱۲ ساعت بیش از هزار امضا و مهر از همکاران جمع‌آوری و ضمیمه نامه‌ شد که به وزارتخانه ارسال کردیم. جای تعجب است که درخواست هزاران متخصص کشور نادیده گرفته می‌شود و اینگونه نسبت به رزیدنت‌ها و متخصصینی که باید در شرایط سخت، در بیمارستان‌ها حضور داشته باشند، بی‌توجهی شود.در دوران جنگ، تمام مرخصی‌ها لغو شد و وزارت بهداشت برای حمایت از خواسته‌های بحق ما، اقدامی نکرد در صورتی که التماس و خواهش لازم نبود آن هم در شرایطی که اگر این زمان عقب بیفتد، ما در آبان فارغ‌التحصیل می‌شویم و عملا هیچ مشکلی در فارغ‌التحصیلی و تقسیم متخصصین به وجود نخواهد آمد. نمی‌دانیم چه مصالح و منافع خاصی باعث شده، وزارتخانه در مقابل این موضوع مقاومت کند. مگر نباید در برگزاری امتحان و شرایط آن، زمان کافی برای آمادگی داوطلبان در نظر گرفته شود؟ ما انسانیم و تحت تأثیر اتفاقات اطرافمان قرار داریم. جان ما کف دستمان است و به خاطر همین وزارتخانه در هر شرایطی تلاش می‌کند، اما حتی فرصت خروج از این شوک و فشارها را هم به ما نداده‌اند. همه رزیدنت‌ها با حقوق ۱۷ میلیون تومان در این کشور سخت کار می‌کنند و این فشارها در این شرایط اصلا سزاوار نیست. پس از این همه خودکشی رزیدنت‌ها، هنوز می‌پرسند چرا؟ جواب واضح است؛ نتیجه سیاست‌های نادرست، نادیده گرفتن مشکلات و فشارهای بی‌وقفه است.»

    وضعیت بسیاری از مردم پایدار نشده است

    داوطلب دیگری که دستیار سال آخر داخلی است، روز جمعه ۲۳ خرداد در مواجهه مستقیم موج انفجار نخستین حملات اسراییل در محله شهرآرا و ساختمان ارکیده بوده است که خانه‌شان دچار آسیب‌های جزیی از جمله شکستن شیشه‌ها شده. او معتقد است؛ حتی کسانی که آسیب فیزیکی به منازلشان وارد نشده بود، به دلیل استرس‌ها و نگرانی‌های ناشی از شرایط و اخبار، تمرکز خود را از دست داده‌ و از مطالعه جا مانده‌اند در صورتی که این امتحان نیاز به تمرکز بالایی دارد: «در آن مدت ۱۲ روز و حتی پس از آن، بسیاری از همکاران من به دلیل استرس نتوانستند تمرکز کافی داشته باشند، در حالی که این زمان برای آمادگی امتحان بسیار مهم بود.»خانم دستیار دیگری که از کرمانشاه در این باره به خبرنگار اعتماد پیام داد؛ درست روبروی شرکت نفت بوده و به دلیل شرایط در همان روزها مجبور به ترک محل زندگی خود شده است: «در یکی از شب‌ها به ما اطلاع دادند که خانه را تخلیه کنیم، زیرا اعلام شده بود که اسراییل قصد دارد به تأسیسات نفتی حمله کند. من با یکی از دوستان تماس گرفتم و شب را در منزل ایشان گذراندم. فردای آن روز که می‌خواستم به خانه بازگردم و برخی وسایل را بردارم، ناگهان بیمارستان فارابی که تقریبا دو خیابان با شرکت نفت فاصله داشت، مورد حمله قرار گرفت.من با ماشین به تویسرکان، منزل پدر و مادرم رفتم و چند روز بعد، مجددا به کرمانشاه بازگشتم. زمانی که نزدیک کرمانشاه بودیم، در جاده با خبر حمله موشکی و اصابت به هوانیروز مواجه شدیم.با وجود نگرانی زیاد، به خانه بازگشتم و وسایل ضروری را جمع‌آوری کرده و به تویسرکان منتقل کردم».هنوز کارهای پایان‌نامه را به پایان نرسانده و به‌دلیل شرایط نامساعد، بین کرمانشاه و تویسرکان در رفت‌وآمد بود.«حتی وسایلم را باز نکرده‌ام.هفته گذشته به کرمانشاه رفتم تا بتوانم منزل امن‌تری برای خودم پیدا کنم.جنگ تنها دوازده روز طول کشید، اما وضعیت بسیاری از مردم هنوز به حالت پایدار بازنگشته است.از مسوولان محترم تقاضا دارم شرایط کشور و به‌ویژه وضعیت رزیدنت‌ها را درک کنند و با انصاف تصمیم‌گیری نمایند.درخواست نامعقولی نداریم و قصد فرار از مسوولیت‌های خود را نداریم. برعکس، به دلیل احساس مسوولیت و انگیزه برای مطالعه و پیشرفت، خواسته ما این است که زمان برگزاری امتحان به مهرماه موکول شود تا بتوانیم از فرصت باقی‌مانده به نحو احسن استفاده کنیم.»

    مجروحان زیادی در بیمارستان داشتیم

    یک دستیار سال آخر تخصص ارتوپدی هم که در روزهای آغاز جنگ، در اصفهان حضور داشته است توضیح می‌دهد که خانه‌ای که در تهران به همراه یکی از دوستانش اجاره کرده است در بمباران‌ اوین دچار آسیب شده است: « به هیچ عنوان امکان مطالعه وجود نداشت. علاوه بر این، وجدانم هم اجازه نمی‌داد که در چنین شرایطی مطالعه کنم. یکی از دوستانم که سرباز بود، در یکی از بیمارستان‌های سپاه در اصفهان فعالیت داشت و به پیشنهاد او، در این مدت برای جراحی مجروحان جنگی همراهشان به بیمارستان می‌رفتم. در اصفهان هم بمباران‌ها شدید بود و مجروحان زیادی به بیمارستان‌ها می‌آمدند. خودم در اصفهان بودم اما خانواده‌ام در تهران بودند و هر روز باید پیگیر حال آنها می‌بودم.» از نظر او هم موضوع آنها صرفا درسی نیست: «ما پزشک و جراحیم و نمی‌توانستیم در آن مدت نسبت به این اتفاقات بی‌تفاوت باشیم. من دیگر بچه کنکوری ۱۸ ساله نیستم. متأسفانه برخی مسوولان وزارت بهداشت به کسانی که درخواست تعویق آزمون داشتند گفته‌اند که خودتان را لوس نکنید و درس بخوانید، اما ما بچه نیستیم که در شرایطی که کشور در بحران است، بی‌تفاوت باشیم.اگر در این شرایط ساکت بنشینیم، یا بی‌وجدان هستیم یا بی‌عاطفه، یا مثل کودکانیم.این شرایط با یک بحران ساده کنکور قابل مقایسه نیست و نمی‌توان با آن به این شکل برخورد کرد. درخواست ما هم زیاد نیست؛ تنها خواستیم زمان آزمون را دو یا سه هفته به تعویق بیندازند. جدا از اینکه برخی از ما در بیمارستان مشغول به کار بودیم و برخی دیگر تهران را ترک کردند، من شخصا از ابتدا در اصفهان بودم، اما برخی دیگر کتاب‌هایشان را رها کردند و از تهران رفتند، به‌خصوص کسانی که در مناطق ۳ و ۶ زندگی می‌کردند که دایما تهدید به بمباران می‌شدند. این یک درخواست منطقی و بحق بود، اما متأسفانه با بهانه‌هایی بی‌اساس رد شد.»

    تصمیم وزارت بهداشت هنوز قطعی نیست

    آنطور که علی سلحشور، سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی می‌گوید هنوز وزارت بهداشت در این باره تصمیم نهایی را نگرفته است: «قرار است با هیات بوردها هم صحبت کنند تا تصمیم‌گیری شود چون این آزمون دو بخش را درگیر می‌کند، افرادی که باید در آزمون شرکت کنند و افرادی که به عنوان اعضای هیات بورد باید آزمون بگیرند. برای اعضای هیات بورد که تعداد آنها حدود هزار نفر است هم برنامه‌ریزی شده بود و اگر قرار به تعویق باشد برنامه آنها را هم باید تغییر دهند.» آنطور که پیداست حدود ۳ تا ۴ هزار نفر در این آزمون شرکت خواهند کرد و حالا حدود ۹۰۰ نفر نامه درخواست تعویق این آزمون را به وزارت بهداشت  امضا کرده‌اند و اگر آزمون به تعویق نیفتد دست کم زندگی این ۹۰۰ نفر نیروی خبره و متخصص ایرانی در حوزه پزشکی مضاف بر اثرات روحی و روانی جنگ دوازده روزه، تحت تاثیر این آزمون هم قرار می‌گیرد.