برچسب: دونالد ترامپ

  • خط و نشان لاریجانی برای ترامپ!

    خط و نشان لاریجانی برای ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، علی لاریجانی در شبکه ایکس نوشت: «ملت عاشورایی ایران، از تهدیدات پوشالی شما نمی‌ترسند. بزرگتر از شما هم نتوانستند ملت ایران را حذف کنند. مراقب خود باشید حذف نشوید!»

    علی لاریجانی، در پاسخ به توییت ترامپ این پیام را منتشر کرد که نوشته بود: «اگر رژیم ایران هر اقدامی انجام دهد که جریان نفت در تنگه هرمز را متوقف کند، ایالات متحده آمریکا بیست برابر شدیدتر از آنچه تاکنون انجام شده به آن‌ها ضربه خواهد زد. علاوه بر این، ما اهدافی را که به‌راحتی قابل نابود کردن هستند از بین خواهیم برد؛ اهدافی که بازسازی رژیم ایران را به‌عنوان یک کشور عملا غیرممکن خواهد کرد — مرگ، آتش و خشم بر آن‌ها حاکم خواهد شد — اما امیدوارم و دعا می‌کنم که چنین اتفاقی رخ ندهد!

    این یک هدیه از سوی ایالات متحده آمریکا به چین و همه کشورهایی است که به‌شدت از تنگه هرمز استفاده می‌کنند. امیدواریم این حرکتی باشد که بسیار مورد قدردانی قرار گیرد. از توجه شما به این موضوع متشکرم.

    رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ»

  • چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه‌های اسرائیلی در مورد موضع تل آویو درباره اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا با میزبانی عمان تحلیل‌ها و اطلاعاتی را به نقل از تحلیلگران و منابع آگاه منتشر کرده‌اند. این مذاکرات بین “استیو ویتکاف” نماینده آمریکا در خاورمیانه و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران برگزار شد. به گفته منابع اسرائیلی مذاکرات در یک اتاق بین دو هیئت برگزار می‌شود که نشانگر “گشودگی بی‌سابقه‌ای” در روند دیپلماتیکی می‌باشد که سال‌ها متشنج بوده است.

    به سوی توافق احتمالی؟

    روزنامه اسرائیلی “معاریو” به نقل از ناظران مسائل منطقه نوشته که شانس دستیابی به توافق بین واشنگتن و تهران هنوز وجود دارد، به ویژه اگر فشار از سوی لابی یهودی در ایالات متحده یا عناصری در داخل دولت ایالات متحده که ممکن است به دنبال تحمیل شرایطی باشند که پذیرش آن برای ایران دشوار است، مانع از حصول آن نشود.

    این روزنامه می‌نویسد: “در حال حاضر، به نظر می‌رسد ترامپ از فشار به جای تهدیدات نظامی به عنوان ابزار مذاکره استفاده می‌کند که با محاسبات اقتصادی و ژئوپولیتیکی هدایت می‌شود که می‌تواند فصل جدیدی را در روابط ایران و ایالات متحده باز کند”.

    ترامپ جواهری در تاج و تخت ایران می‌خواهد

    روزنامه “معاریو” در ادامه این گزارش با اشاره به این که اظهارات غافلگیر کننده اخیر “دونالد ترامپ” رئیس جمهور آمریکا مبنی بر آغاز مذاکرات ایران و آمریکا با “نارضایتی اسرائیل” مواجه شده است، می‌نویسد:”به نقل از منابع آگاه، “بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل که امیدوار بود آمریکا گزینه نظامی علیه ایران را انتخاب کند، از تصمیم ترامپ برای مذاکره با ایران ناامید شد. نتانیاهو که امیدوار بود توانایی‌های هسته‌ای ایران مشابه مدل ۲۰۰۳ لیبی از بین برود، مجبور شد با واقعیت جدیدی که در آن رئیس‌جمهور آمریکا ترجیح می‌دهد مذاکرات را با ایران آغاز کند کنار بیاید”.

    این روزنامه با اشاره به دلایلی که چرا آمریکا در مرحله فعلی از انتخاب گزینه نظامی در قبال ایران خودداری ورزیده است، می‌نویسد:”در وهله نخست، عامل وضعیت بازار‌های مالی پس از افزایش تعرفه‌های آمریکا تاثیرگذار بوده است. هرگونه حمله به ایران در این برهه از زمان مطمئنا منجر به فروپاشی بازار‌ها می‌شود و ترامپ در حال حاضر علاقه‌ای به وقوع چنین سناریویی ندارد. علاوه بر این، در صورت مداخله نظامی، قیمت نفت به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت. ترامپ در اظهارات خود درباره مذاکرات با ایران شرایطی ناممکن را تعیین نکرد، بلکه بر این خواست که مانع از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای شود تمرکز نمود. رئیس جمهور آمریکا به موضوع تسلیحات و موشک‌های متعارف اشاره‌ای نکرد و موضوع نفوذ ایران در منطقه دیگر مانند گذشته فوری نیست، چرا که از دید آمریکا پس از سقوط “بشار اسد” در سوریه و جنگ اسرائیل علیه حزب الله لبنان موضوع نفوذ منطقه‌ای ایران فوریت ندارد و تنها موضوع انصارالله در یمن باقی مانده است”.

    عامل تمایل شرکت‌های آمریکایی برای سرمایه گذاری در ایران

    “معاریو” با اشاره به این که عامل اقتصادی و تمایل به سرمایه گذاری در ایران به احتمال زیاد در تصمیم ترامپ برای از سرگیری مذاکرات با ایران نقش داشته است، می‌نویسد: “شرکت‌های آمریکایی علاقمند به سرمایه گذاری در ایران به ویژه در حوزه مواد خام و زیرساخت‌هایی هستند که ایران در اختیار دارد. کارشناسان اقتصادی و حوزه استخراج نفت به “معاریو” می‌گویند فرصت‌های بالقوه‌ای برای آمریکا به منظور سرمایه گذاری در ایران وجود دارد”.

    از خرید هواپیما‌های آمریکایی برای ناوگان هوایی ایران تا سرمایه گذاری بر روی ذخایر معدنی استراتژیک آن کشور

    این روزنامه در ادامه می‌نویسد: “تهران می‌تواند از شرکت‌های آمریکایی برای توسعه میدان پارس جنوبی و بخش شمالی میدان گازی مشترک ایران با قطر که سالانه ۷۷ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر می‌کند، دعوت به عمل آورد. بوئینگ با مشکلات زیادی مواجه است و فروش ۱۰۰ فروند هواپیمای آن شرکت به ایران می‌تواند بوئینگ را نجات دهد. ایران مقادیر زیادی روی، مس، آهن، آلومینیوم، سرب، اورانیوم و طلا در اختیار دارد که همگی مورد توجه آمریکا هستند. هم چنین، ذخایر فلزات کمیاب در آن کشور وجود دارند”.

    جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد

    “معاریو” با اشاره به این که چرا جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد و پیامد‌هایی غیر قابل پیش بینی خواهد داشت، می‌نویسد: “زیرا ایران قادر است تنگه هرمز را ببندد و متحدان خود یعنی حزب الله در لبنان، شبه نظامیان در عراق و انصارالله در یمن را برای حمله به منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه فعال کند”.

    منافع مشترک زیادی بین ایران و آمریکا به منظور حصول توافق وجود دارد

    “معاریو” در بخش پایانی گزارش خود می‌نویسد: “به نظر می‌رسد که منافع مشترک زیادی وجود دارد که می‌تواند به توافق بین ایالات متحده و ایران منجر شود. ترامپ از تهدید به کاربرد قوه قهریه استفاده می‌کند، اما حمله‌ای عملی را علیه تهران انجام نخواهد داد. در حال حاضر، فرصت توافق کماکان وجود دارد مگر آن که لابی طرفدار اسرائیل در ایالات متحده و برخی عناصر در دولت آمریکا شرایط غیرممکنی را تعیین کنند که ایران نتواند آن را بپذیرد”.

    روزنامه اسرائیلی “یدیعوت آحارونوت” که نشریه‌ای با خط مشی میانه محسوب می‌شود و منتقد دولت نتانیاهوست با اشاره به این که اسرائیلی‌ها هرگونه توافقی میان ایران و آمریکا را برای خود “بسیار بد” می‌دانند، می‌نویسد: “تصور عموم در اسرائیل در حال حاضر این است که اگر واقعا توافقی میان ایران و آمریکا امضا شود، “بسیار بد” خواهد بود، زیرا ترامپ بار دیگر به ریاست جمهوری نخواهد رسید. بنابراین، مردم در اسرائیل از خود می‌پرسند که پس از پایان دوره ریاست جمهوری او چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن هم در شرایطی که در گزارش‌های اطلاعاتی اعلام شده که ایران در حال حاضر ذخایر کافی اورانیوم غنی شده برای ساخت شش بمب اتمی را در اختیار دارد.

    یکی از امید‌های اسرائیل آن است که مذاکرات ایران و آمریکا با شکست مواجه شده و یک گزینه نظامی معتبر بر روی میز وجود داشته باشد. نگرانی اصلی اسرائیل آن است که ترامپ یک سازش میانه را با ایران به گزینه رویارویی نظامی با آن کشور ترجیح دهد. در عین حال، اسرائیل از این موضوع نگران است که “عراقچی” وزیر خارجه ایران که فردی حرفه‌ای و ماهر در زمینه ظرافت‌های دیپلماسی به حساب می‌آید موفق شود بر روی ذهن مذاکره کنندگان آمریکایی کار کند و آن را دستکاری نماید. در کنار آن، این نگرانی نیز وجود دارد که ایرانی‌ها تلاش نمایند تا روند مذاکرات را خراب کنند و ترامپ در میانه مذاکرات صبر خود را از دست بدهد و تصمیم به امضای توافق نامه بگیرد”.

    تغییراتی که ویتکاف در پیش نویس پیشنهادات به ایران ارائه داده اسرائیل را نگران کرده است

    این روزنامه اسرائیلی به نقل از یک منبع مطلع در ایران می‌نویسد: “پیش نویسی که “ویتکاف” پیش از برگزاری دور نخست مذاکرات ارائه کرد شامل تقاضای برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و تهدید صریح اقدام نظامی دو خواسته‌ای که در گذشته منجر به شکست مذاکرات شده‌اند، نبوده‌اند. همین موضوع ظاهرا باعث ایجاد فضای مثبت تری در تبادل پیام‌ها میان طرفین ایرانی و آمریکایی شده، اما نگرانی‌ها را در اسرائیل افزایش داده است”.

    ویتکاف خواستار برچیدن برنامه هسته‌ای ایران نیست، این برای نتانیاهو اسفبار است

    “ویتکاف” و “عراقچی” مصمم به ادامه مذاکرات هستند و این اتفاق قرار است شنبه آینده و احتمالا در یکی از شهر‌های اروپایی رخ دهد. البته مقام‌های ارشد عمانی نیز در آنجا خواهند بود و آماده کمک رسانی به طرفین هستند. اگر در دور اول مذاکرات طرفین سعی کردند آن چه را که می‌توان و نمی‌توان به دست آورد مشخص کنند، در دور دوم به شکلی عمیق‌تر به مسائل خواهند پرداخت تا دریابند آیا امکان ایجاد مسیری برای دستیابی به توافق وجود دارد یا خیر. مردم در جهان عرب چه فکر می‌کنند؟ آنان می‌گویند “ویتکاف” فریب می‌خورد و “عراقچی” باهوش است! یک دیپلمات باتجربه مصری به ما می‌گوید: “ایرانی‌ها از قابلیت‌های هسته‌ای خود دست نخواهند کشید”.

    هاآرتص: بازی شطرنج ایران و آمریکا بدون پایان بازی آغاز شده است

    روزنامه چپگرای اسرائیلی “هاآرتص” که منتقد دولت نتانیاهو است نیز در یادداشتی درباره چشم انداز مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا آن را یک “بازی شطرنج بدون پایان بازی” توصیف کرده و نوشته است: “ترامپ می‌خواهد یک توافق هسته‌ای جدید و بهبود یافته را با ایران امضا کند. با این وجود، در اینجا یک پرسش بزرگ مطرح می‌شود: آیا این توافق یکباره صورت خواهد گرفت و همه چیز با همه جیز مبادله خواهد شد یا آن که فرآیندی چند مرحله‌ای خواهد بود؟ شاید بتوان تصور کرد که اگر مذاکرات با شتاب پیش برود و نتایج عملی به همراه داشته باشد، ترامپ با به تعویق انداختن ضرب الاجل خود مبنی بر حمله نظامی در صورت عدم توافق موافقت کند.

    هم چنین، کشور‌های اروپایی نیز باید درباره پیشرفت روند مذاکرات متقاعد شوند تا تحریم‌های بین المللی اعمال شده علیه ایران را در تاریخ ۲۵ اکتبر احیا نکنند. اصطلاح کلیدی مبهم در اینجا “نتایج عملی” است. ماهیت و تفسیر آن موضوع مورد بحث در این مذاکرات خواهد بود. بیانیه‌های طرفین کلی بوده و اجازه نمی‌دهند در مورد آن چه آمریکا برای دستیابی به آن تلاش کرده و این که ایران با کدام خواسته‌های آمریکا موافقت می‌کند نتیجه گیری‌ای صورت گیرد.

    از سوی دیگر، در میان مقام‌های آمریکایی تاکنون چند صدایی وجود داشته است. از سویی، “ویتکاف” فرستاده ویژه ترامپ برای مذاکرات با ایران توضیح داده که ترامپ در تلاش برای ایجاد یک سازوکار نظارتی موثر درباره برنامه هسته‌ای ایران است و از سوی دیگر، “مایک والتز” مشاور امنیت ملی ترامپ اعلام کرده که کل برنامه هسته‌ای و شبکه موشکی بالستیک آن کشور باید برچیده شوند. ترامپ تاکنون مواضع مبهم خود را حفظ کرده است. او ظاهرا منتظر است تا محدودیت‌های احتمالی یک توافق را درک کند تا هدفی را در اطراف این محدودیت‌ها مشخص کند تا بتواند تعریفی دقیق از این که موفقیت در مذاکرات چه خواهد بود داشته باشد. با قضاوت براساس رفتار ترامپ، تعیین ویتکاف به عنوان رهبری تیم مذاکره کننده و نه والتز و عزم آشکار ترامپ برای دستیابی به توافق، می‌توان حدس زد که شروط اساسی برای دستیابی به هر توافقی احتمالا محدودتر از شروط اولیه پیش‌تر تعیین شده خواهند بود”.

    این بار “جان بولتون” و “مایک پمپئو” حضور ندارند، این خبر بدی برای نتانیاهو است

    “هاآرتص” با اشاره به این که در دور اول ریاست جمهوری آمریکا دو چهره تندرو یعنی “جان بولتون” مشاور امنیت ملی که خواستار اقدام نظامی علیه ایران بود و “مایک پمپئو” وزیر خارجه وقت که دوازده شرط را برای ایران به منظور حصول هرگونه توافقی مطرح کرده بود “بر روی شانه‌های ترامپ نشسته بودند” می‌نویسد: “در این دوره از ریاست جمهوری ترامپ، آنان حضور ندارند و کنار گذاشته شدند. آن دو مقام ارشد از حمایت‌های قابل اعتماد “بنیامین نتانیاهو” نیز برخوردار بودند. این تلاش خستگی ناپذیر “نتانیاهو” در همکاری با آن چهره‌ها بود که باعث شد ترامپ متقاعد به خروج آمریکا از برجام شود

    . “ویتکاف” برخلاف آن دو چهره با ماموریت متفاوتی وارد عمل شده و لزوما با دیدگاه نتانیاهو درباره تهدید هسته‌ای متوجه از جانب ایران هم‌نظر نیست. ترامپ نمی‌خواهد به توافق قبلی بازگردد و ابتکارعمل خود را تلاشی برای یک توافق جدید معرفی می‌کند، توافقی که بهتر و قابل اعتمادتر از توافقی است که دشمنش باراک اوباما امضا کرده است. مشخص نیست که آیا ایران مایل به امضای یک توافق جدید با آمریکا بدون دریافت تضمین بین المللی برای لغو تحریم‌ها خواهد بود یا خیر. پرسش دیگری که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که دو طرف چگونه قصد دارند به توافق نهایی دست یابند. آیا ایالات متحده و ایران قصد دارند این کار را یکباره انجام دهند و در یک جدول زمانی کوتاه مدت همه چیز را با همه چیز مبادله کنند؟ یا آن که آنان قصد دارند فرآیند را به یک حرکت طاقت فرسا که شامل چندین مرحله خواهد بود بکشانند که تکمیل کل فرآیند را تضمین نمی‌کند؟

    آمریکا منتظر کاهش غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیوم ایران است

    سایت خبری – تحلیلی اسرائیلی “والا” نیز در گزارشی با استناد به نظر یک مقام ارشد اسرائیلی و یک منبع آگاه که نخواسته نامش فاش شود درباره جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا می‌نویسد: “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید روز یکشنبه با “ران درمر” وزیر امور استراتژیک اسرائیل گفتگویی تلفنی داشته و او را در جریان مذاکرات اخیر با طرف ایرانی در عمان قرار داده است.

    یک منبع آگاه به “والا” می‌گوید: “آمریکا منتظر برداشته شدن گام‌هایی از سوی ایران است که مشخص سازد آن کشور از ساخت سلاح هسته‌ای دور می‌شود. این منبع آگاه می‌گوید یکی از این اقدامات می‌تواند رقیق کردن ذخایر اورانیوم غنی شده ایران تا غلظت ۶۰ درصد باشد. دو منبع آگاه گفته‌اند که انتظار می‌رود دور دوم مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران روز شنبه در رم برگزار شود. علیرغم آن که دور دوم مذاکرات در عمان برگزار نمی‌شود، انتظار می‌رود میانجی‌هایی از عمان نیز حضور داشته باشند. با این وجود، این بار مذاکرات ممکن است با حضور مقام‌های ارشد ایرانی و آمریکایی در یک اتاق انجام شود.

    یک منبع آگاه می‌گوید که گفتگوی “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران “عالی” بوده و حدود ۴۵ دقیقه به طول انجامیده است. به گفته دو منبع آگاه، مذاکره کنندگان ایرانی در گفت‌و‌گو‌های شان این موضوع را مطرح کردند که ترامپ از برجام خارج شد و ابراز نگرانی کردند که این اتفاق در صورت توافقی دوباره بار دیگر تکرار شود. آن دو منبع آگاه اشاره کرده‌اند که طرف آمریکایی تاکید کرده که در مورد اهداف ایران درباره برنامه هسته‌ای خود تردید دارد. با این وجود، به گفته منابع ایرانی و آمریکایی، نتیجه نهایی پس از چند ساعت مذاکره این بود که طرفین معتقدند مسیری وجود دارد که اجازه پیشرفت را می‌دهد و می‌خواهند وارد مذاکره شوند.

    منابع آگاه می‌گویند “ویتکاف” روز یکشنبه با ترامپ دیدار داشته و او را در جریان مذاکرات با طرفین ایرانی قرار داد. این منابع اشاره کرده‌اند که “ویتکاف” با چندین مقام عربی کشور‌های حاشیه حلیج فارس نیز گفت‌و‌گو کرده است. آن مقام‌های عربی از مذاکره طرف آمریکایی با طرف ایرانی حمایت کرده‌اند. یک منبع آگاه می‌گوید انتظار می‌رود “رافائل گروسی” مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی این هفته پیش از دور دوم مذاکرات به تهران سفر کند و درباره فعالیت‌های بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته‌ای ایران با مقام‌های ایرانی گفت‌و‌گو کند”.

  • رکب ترامپ و نتانیاهو به اردوغان / سرنوشت اعتراضات ترکیه به کجا ختم می شود؟

    رکب ترامپ و نتانیاهو به اردوغان / سرنوشت اعتراضات ترکیه به کجا ختم می شود؟

    به گزارش اقتصادران، چهارشنبه گذشته بود که اکرم امام اوغلو شهردار استانبول و رقیب اصلی اردوغان در انتخابات ۲۰۲۸ به اتهام همکاری با گروه های تروریستی و فساد یک روز یعد از ابطال مدرک تحصیلی اش بازداشت و از شرکت در رقابت های انتخاباتی محروم شد.

    محرومیتی که نه تنها در بین نمایندگان حزب حاکم و حزب جمهوری خلق در پارلمان ترکیه منجر به درگیری لفظی و حتی پرتاب اشیاء به سوی یکدیگر شد بلکه موجی از اعتراضات خیابانی و بازداشت هزاران نفر از معترضین را در پی داشت.

    در این بین حزب جمهوری خواه خلق ترکیه بیکار ننشست و اکرم امام‌اوغلو را به‌عنوان تنها نامزد این حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده ترکیه معرفی کرد و در یک انتخابات مقدماتی ۱.۶ میلیون از ۱.۷ میلیون عضو این حزب به نفع امام اوغلو به عنوان نامزد خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده رای دادند.

    همچنین علاوه بر رای رسمی اعضای حزب میلیون ها نفر هم در صندوق‌های رای‌گیری که تحت عنوان صندوق‌های همبستگی در سراسر ترکیه برگزار شد، به طور نمادین به نفع امام اوغلو رای دادند.

    اوزگور اوزل، رهبر حزب جمهوری خلق این رای نمادین را معیاری برای میزان محبوبیت امام اوغلو نه فقط در بین طرفداران حزب و ساکنان استانبول بلکه در بین همه مردم ترکیه دانست.

    گفتگو با احسان موحدیان کارشناس روابط بین الملل به اتفاقات اخیر ترکیه و ریشه‌های آن پرداخته است. این استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه از کاهش محبوبیت اردوغان و نگرانی وی از رای نیاوردن در انتخابات آتی برایمان می گوید. مشروح این گفتگو را بخوانید:

    آثار و پیامدهای بازداشت اکرم امام اوغلو در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ترکیه را چگونه ارزیابی می کنید؟

    مسئله اصلی این است که محبوبیت اردوغان رو به کاهش بوده و نگران رای نیاوردن در انتخابات است. اردوغان در دور قبل نیز با ارائه یک سری مشوق های اقتصادی و افزایش حقوق و استفاده از ظرفیت مهاجران سوری به سختی و لب مرزی رای پیروزی آورد. اردوغان در انتخابات شهرداری استانبول و آنکارا موفق نبود و وقتی در سال ۲۰۲۳ انتخابات برگزار شد خواهان بازشماری آرا شد. تنها اتفاقی که افتاد این بود که رای امام اوغلو بیشتر شد. لذا اردوغان که خودش شهردار استانبول بوده و با استفاده از محبوبیتی که از طریق شهرداری استانبول به دست آورده رئیس جمهور شده می داند که مفهوم این اتفاقات چیست.

    یعنی با فرض اینکه کار از دست حزب عدالت و توسعه خارج می شود و به دست احزاب رقیب و بخصوص حزب جمهوری خواه خلق می افتد نگران این اتفاقات است؟

    بله و این برای اردوغان خیلی نگران کننده است و وقتی نمی تواند از محبوبیت رقبا جلوگیری کند و آنها را از صحنه به در کند برای حذف آنها تلاش می کند.

    نظرتان در مورد اقدام اردوغان در مورد تحصیل امام اوغلو و اتهام همکاری او با تروریسم و فساد چیست؟

    اردوغان می خواهد به “پ ک ک” کنایه بزند در حالی که خودش می خواهد با “پ ک ک “فضا را آرام و صلح ایجاد کند. ما باید به عقبه این رفتارها نگاه کنیم، زمانی که جناح اردوغان در سال ۲۰۰۳ که قدرت را در دست گرفتند تلاش کردند که همه قدرت را با خودشان همراه کنند و در تلاش بودند تا با کردها و کارتل های بزرگ اقتصادی همراه شوند تا نیروهای طرفدار آتاتُرک و سکولار را کنار بزنند. بعد اردوغان تصمیم به نزدیکی به اتحادیه اروپا گرفت و موفق شد ارتش که یک نهاد تاثیر گذار در سیاست بود را کنار بزند و بعد از تحولات ۲۰۱۶ نیز ارتش و نیروهای طرفدار گولن را بیشتر ضعیف کرد و در واقع همه نیروها از قوه قضاییه تا انتظامی و پلیس را کنار زد و افراد خود را گمارد.

    در حوزه بین الملل چطور؟

    اردوغان تصور می کرد می تواند سوریه را بگیرد و با زدن کریدور در آنجا از قطر کمک مالی بگیرد و همه را همراه کند و ایران را کنار بزند و بابت کنار زدن ایران از همراهی اسرائیل برخوردار شود و از تل‌آویو امتیاز بگیرد و به آمریکایی ها بگوید من نیروی متعادل کننده و رهبر غرب آسیا هستم و آنها را با خود همراه کند که هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد. ترکیه خود هزاران مشکل اقتصادی داردو بار سوریه نیز بر دوش آن افتاده است، نیروهای سوریه هر کدام ساز خود را می زنند و ظاهرا آمریکا نیز با سیاست های ترکیه در سوریه همراه نیست و به دنبال منافع خودش است و اسرائیل هم می خواهد در سوریه پیشروی کند و زیر ساخت های این کشور را نابود کرده است و به ترکیه نگاه خوبی ندارد و رفتار های ترکیه را تهدید می بیند و می خواهد ترکیه را در سوریه محدود کند. از سوی دیگر قطر در سوریه سرمایه گذاری نکرد و امارات و عربستان هم قطعا از رفتارهای ترکیه در سوریه نگران هستند. همچنین در قفقاز هم ترکیه موفق به انجام آن کارهایی که می خواست در مورد کریدور زنگزور و محاصره ایران و … انجام دهد نشد. چالش با کردها هنوز وجود دارد و آنها هنوز دست از اسلحه برنداشته اند و از طرفی بدهی خارجی هم زیاد شده است و در این شرایط انفجاری اردوغان برای اینکه عرصه سیاسی را نبازد رقیب اصلی خود را بازداشت کرده است و مردم با دیدن این شکست ها به نقطه جوش رسیده اند و به خیابان ها ریخته اند. آنها از شرایط اقتصادی و سیاست خارجی ترکیه راضی نیستند.

    نقش مداخلات خارجی در اتفاقات اخیر ترکیه را چگونه می بینید؟

    بنظر می رسد آمریکا و اسرائیل در پشت صحنه از مخالفان حمایت می کنند و بر عیله اردوغان گام بر می دارند. انگلستان حامی اردوغان است و اگر رفتارهای اردوغان را بررسی کنیم می بینیم که همواره منافع انگلستان را تامین می کرده است، چه در حوزه بحث های کریدوری و انرژی و چه درحوزه مسال امنیتی و اطلاعاتی و اقتصادی. ولی بنظر می رسد سیاست هایی که اردوغان در سوریه داشته است باعث نارضایتی آمریکایی ها و اسرائیل شده است و موجب شده تا شاهد رویارویی اردوغان با آمریکا و بخصوص اسرائیل باشیم.

    بر چه اساس بر این باور هستید؟

    با تغییر دولت آمریکا شاهدیم که آمریکایی ها در تلاش هستند تا دولت های همسو با سیاست های خود را سر کار بیاورند و این موضوع در توئیت های ایلان ماسک مشخص است، مثل توئیت هایی که اخیرا برای دولت آلمان منتشر کرده است. اینطور به نظر می رسد بعد از اینکه ترکیه بر سوریه مسلط شده است اسرائیلی ها احساس می کنند باید یک جدال نهایی با ترک ها داشته باشند و این رقیب را حذف کنند. ترکیه عثمانی گری و پان تورانیسم را برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای بکار گرفته و اسرائیل که می خواهد این موفقیت خود در منطقه و تداوم حضور خود را تثبیت کند ترکیه را خطر جدی در مقابل خود می بیند و احساس می کند این کشور می تواند در برابر آنها ایستادگی کند، آنها می خواهند ترکیه را در مرزهای خود محبوس کنند.

    با توجه به اتفاقات داخلی ترکیه آیا اردوغان موفق به پیشبرد طرح های منطقه ای خود خواهد شد؟

    با این وضعیت اردوغان نمی تواند این طرح های منطقه ای را پیش ببرد ضمن اینکه اصولا ترکیه وزن کافی برای پیشبرد این طرح ها را ندارد. قبلا مشکلات اقتصادی بود که ادامه پیدا کرده است و الان هم تنش های داخلی دامن گیر اردوغان شده و از سوی دیگر در حال حاضر تقریبا اردوغان با بیشتر همسایگان خود در تنش است و اخیرا هم دیدیم رسانه های آذربایجان هم پوشش جدی اعتراضات ترکیه را آغاز کرده اند.

    با توجه به اینکه آذربایجان متحد ترکیه است و نباید کاری کند که اردوغان را ناراحت کند ولی چرا الان به پوشش این اعتراضات پرداخته است؟

    بنظر می رسد در این ماجرا می توانیم نقش اسرائیل را ببینیم، چون قبل از این بارها اسرائیل از آذربایجان خواسته بود تا کمک کند مواضع ترکیه به اسرائیل نزدیک تر شود و ترکیه همراهی بیشتری با اسرائیل داشته باشد. از این رو شاید چون اسرائیل از مواضع ترکیه در سوریه راضی نیست از آذربایجان خواسته است تا این موضع گیری را انجام دهد. در مجموع بنظر می رسد الان ترکیه عرصه رویارویی آمریکا و اسرائیل با انگلیسی ها شده و اردوغان شرایط دشواری را در پیش خواهد داشت.

    آیا در انتخابات آتی ریاست جمهوری ترکیه اردوغان  پیروز خواهد شد و مجددا مسند قدرت را در دست خواهد گرفت یا خیر؟

    بستگی به رقیب او دارد. اگر قرار باشد حزب جمهوری خواه و احزاب دیگر افرادی دارای کاریزما را نتوانند معرفی کنند شرایط پیچیده خواهد شد، واقعا از الان پیش بینی کردن خیلی سخت است.

    پیش بینی شما از آینده اکرم امام اوغلو چیست؟

    خیلی سخت است ولی او از همکاری با گروه های تروریستی تبرئه شد و باید منتظر بمانیم تا ببینیم تکلیف مدرک دانشگاهی وی چه خواهد شد و آیا امکان اینکه آن را احیا کند و در انتخابات شرکت کند وجود دارد یا خیر.

    چنانچه شرایط ترکیه به سمت بی ثباتی بیشتری پیش برود آیا امکان اینکه دادستانی ترکیه برای ایجاد آرامش مبادرت به آزادی امام اوغلو کند وجود دارد؟

    این احتمالی است که می توان پیش بینی کرد، شاید شرایط حبس را عوض کنند و به هر حال اردوغان که تا اینجا کوتاه آمده و مثلا اتهام همکاری با گروه های تروریستی را کنار گذاشته چنانچه شرایط وخیم تر شود شاید بواسطه ایجاد آرامش احتمالا شرایط را سهل تر کند. باید دید سُمبه آمریکا و اسرائیل چقدر پرزور خواهد بود و این اعتراضات خیابانی چه مدت ادامه پیدا خواهد کرد.

  • تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران و آمریکا به جنگ می کشد؟

    تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران و آمریکا به جنگ می کشد؟

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تهدید‌های خود علیه ایران را شدت بخشید. این اقدام چند روز پس از آن صورت گرفت که او دستور حمله به حوثی‌های یمن را صادر کرد. ترامپ که مدعی حمایت ایران از حوثی‌ها شده، هشدار داد که هرگونه اقدام تلافی جویانه از سوی حوثی‌ها «با نیروی عظیمی مواجه خواهد شد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این اقدام محدود بماند.»

    امشب ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «از این لحظه به بعد، هر شلیکی که توسط حوثی‌ها انجام شود، به عنوان شلیکی از سوی سلاح‌ها و تحت هدایت ایران تلقی خواهد شد و ایران مسئول آن شناخته خواهد شد و عواقب آن را خواهد دید و این عواقب بسیار شدید خواهند بود!» سخنگوی کاخ سفید نیز ضمن تکرار مواضع ترامپ گفت: «پیام ما به ایران این است که هشدار‌های ترامپ را جدی بگیرید.»

    این پیام ترامپ در حالی بود که براساس گزارش المسیره؛ جنگنده‌های آمریکایی همزمان در حال حمله به منطقه العرج در استان ساحلی الحدیده یمن بودند.

    حملات ارتش آمریکا به یمن مهم‌ترین اقدام نظامی ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش محسوب می‌شود که تاکنون دستکم ۵۳ کشته و ۹۸ زخمی بر جای گذاشت. این آمار از سوی وزارت بهداشت صنعا در یمن اعلام شد.

    به گزارش رویترز، یک مقام آمریکایی از احتمال ادامه حملات آمریکا علیه موضع یمنی گفت و حوثی‌ها نیز در بیانیه‌ای اعلام کردند که به این حملات پاسخ خواهند داد و تأکید کردند که «در هدف قرار دادن تمامی ناو‌های جنگی آمریکایی در دریای سرخ و دریای عرب تردید نخواهند کرد.»

    ادعا‌های ترامپ درباره حمایت ایران از حوثی‌ها

    ترامپ روز دوشنبه در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال مدعی شد که ایران حوثی‌ها را هدایت می‌کند و نوشت: «[ایران] به آنها سلاح می‌دهد، آنها را با پول و تجهیزات نظامی پیشرفته تأمین می‌کند، و حتی به آن‌ها اطلاعات می‌دهد.»

    این درحالیست که سردار حسین سلامی، فرمانده سپاه، روز گذشته هرگونه حمایت ایران از حوثی‌ها را رد کرد و گفت: «ما همواره اعلام کرده‌ایم و امروز نیز بنده به عنوان خادم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید می‌کنم که یمنی‌ها ملتی مستقل و آزاد در سرزمین خود هستند و سیاست‌های مستقلی را دنبال می‌کنند. انصارالله، به‌عنوان نماینده مردم یمن، تصمیمات راهبردی و عملیاتی خود را به صورت مستقل اتخاذ می‌کند.»

    حوثی‌ها چه کسانی هستند و چرا آمریکا مواضع آنان را هدف قرار داد؟

    حوثی‌ها یک گروه از شیعیان یمن هستند که در دهه ۱۹۹۰ تشکیل شدند و اختلافاتی با دولت یمن داشتند. آنها در سال ۲۰۱۴ کنترل پایتخت یمن، صنعا، را به دست گرفتند. درحالیکه دولت یمن از سوی عربستان سعودی حمایت می‌شد؛ حوثی‌ها خود را به لحاظ نظامی تقویت کردند.

    حوثی‌ها در سال ۲۰۲۳ حمله به کشتی‌ها در دریای سرخ را آغاز کردند و اعلام کردند که این اقدام را در همبستگی با فلسطینی‌ها در جنگ اسرائیل و حماس انجام می‌دهند. کاخ سفید پیش از صدور دستور حمله به مواضع یمنی در توجیه این اقدام اعلام کرد؛ حوثی‌ها ۱۷۴ بار کشتی‌های جنگی آمریکایی و ۱۴۵ بار کشتی‌های تجاری را از سال ۲۰۲۳ هدف قرار داده‌اند.

    یحیی سریع، سخنگوی نیرو‌های مسلح یمن نیز اخیراً از هدف قرار دادن ناو آمریکایی «یو اس اس هری ترومن» با ۱۸ موشک بالستیک و پهپاد خبر داد.

    تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران با ترامپ به کجا می‌کشد؟

    دولت ترامپ عملاً با تهدید مستقیم ایران وضعیت تحولات منطقه را وارد فاز جدیدی کرده است. این درحالیست که انتقاداتی نیز به استراتژی «یا تسلیم یا جنگ» ترامپ از سوی برخی مقامات پیشین آمریکایی مطرح شده است. چنانکه آرون دیوید میلر، مذاکره کننده ارشد سابق در دولت‌های جمهوریخواه و دموکرات آمریکا با انتقاد از مواضع امشب ترامپ گفت: «ترامپ اکنون خود را در یک بن بست سیاسی قرار داده است. اگر حملات حوثی‌ها ادامه یابد، او یا باید مستقیماً تجهیزات نظامی ایران را هدف قرار دهد، یا در برابر حوثی‌ها و ایران که تهدیدش را جدی نگرفته اند، ضعیف به نظر برسد. به زودی خواهیم دید که آیا این بازی خطرناک لفظی برای او نتیجه بخش خواهد بود یا نه.»

    دستور حمله به مواضع حوثی‌ها در یمن و تهدید ترامپ علیه ایران، درحالی است که ترامپ دهم اسفند ماه نامه‌ای به رهبر انقلاب ارسال کرده و خواستار ازسرگیری مذاکرات برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران شده بود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، امروز اعلام کرد؛ «فحوای نامه ترامپ فاصله‌ای با صحبت‌های عمومی او ندارد. پاسخ ما به ترامپ بعد از تکمیل بررسی‌ها داده خواهد شد.»

    هنوز مشخص نیست که تحولات امشب در یمن و تصمیمات تهران چه سرنوشتی برای خاورمیانه و البته ایران به همراه خواهد داشت.

  • پیروزی ترامپ یا هریس؛ کدام به نفع بورس تهران است؟

    پیروزی ترامپ یا هریس؛ کدام به نفع بورس تهران است؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: قرارگیری دو رقیب که سیاست نسبتا متفاوتی در رابطه با موضوع ایران دارند موجب می‌شود واکنش بورس تهران به نتایج این انتخابات دو‌گانه باشد.

    در یک سوی میدان، دونالد ترامپ ایستاده که سابقه‌اش برای سهامداران ایرانی روشن است. در دوره او هرچند یکی از پرتلاطم‌ترین مقاطع سیاست خارجی ایران رقم خورد اما بورس تهران بالاترین رشد تاریخی خود را به ثبت رساند و تا جایی پیش رفت که به لحاظ بازدهی دلاری در مرداد ۹۹ در صدر بازارهای دنیا در بازه‌های یک، سه، پنج و ده‌ساله ایستاد.

    عامل اصلی این رونق در کنار تشویق دولتمردان به حضور مردم در بازار سرمایه، به سیاست محدود‌کننده ترامپ در زمینه صادرات نفت ایران مربوط می‌شد؛ وضعیتی که در تلفیق با سقوط قیمت نفت در دوره کرونا منجر به ایجاد کسری بودجه بی‌سابقه و توسل به همان راهکاری شد که در همه دولت‌های پس از انقلاب سراغ آن می‌رفتند: افزایش پایه پولی.

    نتیجه طبیعی رشد پایه پولی، کاهش نرخ سود بانکی و افت سود اسناد خزانه اسلامی و به تبع آن جذاب شدن بازارهای دارایی در فضای تورمی بود. بورس هم از نیمه دوم سال ۹۸ بخش عمده‌ای از منابع سرگردان را به سمت خود جذب کرد و در نتیجه بزرگ‌ترین حباب تاریخ بورس با عبور میانگین P/E از ۲۰ مرتبه در تابستان ۹۹ شکل گرفت.

    با نزدیک شدن به زمان انتخابات سال ۲۰۲۰ حباب مزبور ترکید و پس از برد دموکرات‌ها، بورس تهران کماکان در رکود باقی ماند. در چهار سال گذشته، تلاش‌های زیادی از سوی دو طرف صورت گرفت تا مساله احیای برجام و رفع تحریم‌ها به سرانجام برسد که نتیجه‌ای در بر نداشت. با این وجود، تحول مهم این دوره عبارت از افزایش چشمگیر صادرات نفت ایران به چین بود که تا قبل از تنش‌های چند هفته اخیر به رکورد بی‌سابقه ۱.۷میلیون بشکه در روز رسید.

    این تحول مهم علاوه بر رویکرد متفاوت دولت دموکرات در اعمال تحریم‌ها، به تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ اوکراین و استقبال بیشتر چین از نفت ایران مربوط بود که درنهایت موجب بازگشت درآمد صادرات نفت ایران به سطوحی بیش از اوایل دوره احیای برجام شد. این روند البته کاهش ارزش ریال را نیز کند‌تر کرد، به نحوی که در چهار سال اخیر (مهر ۹۹ تا مهر ۱۴۰۳) قیمت دلار در بازار آزاد تقریبا دو برابر شده در‌حالی‌که در دوره ترامپ این متغیر بیش از ۸برابر شده بود.

    در سوی دیگر کارزار انتخاباتی، کامالا هریس ایستاده که به عنوان اولین زن رنگین‌پوست آسیایی‌تبار، سودای بزرگ ورود به کاخ سفید را در سر دارد. هر چند ایشان سوابق طولانی در سیاست آمریکا به‌ویژه در حوزه خارجی ندارد اما کارشناسان او را از تبار لیبرال و به نوعی چپ‌تر در مقایسه با رئیس‌جمهور فعلی آمریکا ارزیابی می‌کنند. بنابراین، در صورت برد هریس، می‌توان انتظار داشت که سیاست‌های جاری کاخ سفید در رابطه با ایران نه تنها تداوم یابد، بلکه با توجه به احتمال بالای جایگزینی تیم فعلی وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی، زمینه‌سازی برای احیای یک مسیر دیپلماتیک برای حل اختلافات هسته‌ای صورت پذیرد.

    این مساله به‌ویژه از این جهت جائز اهمیت است که در مهرماه سال آینده مهلت اجرای برجام به پایان می‌رسد و قاعدتا یا باید طرفین به شرایط پیش از توافق بازگردند و همه تحریم‌های سازمان ملل برقرار شود یا اینکه لغو تحریم‌ها حالت دائمی به خود بگیرد. از این رو طرفین احتمالا انگیزه خواهند داشت تا قبل از ضرب‌الاجل مزبور به نوعی از فرآیند مذاکراتی وارد شوند؛ ترجمان اقتصادی این سناریو احتمالا به صورت تداوم بهره‌مندی از درآمدهای نفتی در سطوح فعلی (حدود ۳میلیارد دلار در ماه و عمدتا به چین) و کنترل انتظارات تورمی در بازارها تا قبل از پاییز ۱۴۰۴خواهد بود.

    اما سوال اساسی عبارت از تبعات ریاست‌جمهوری هر یک از این دو کاندیدا بر بورس تهران است. در حالت اول، یعنی انتخاب ترامپ، می‌توان انتظار داشت با فرض احتمال کاهش بخشی از درآمدهای نفتی در کوتاه‌مدت، بار دیگر سناریوی ناگزیر توسل به پایه پولی برای جبران کسری بودجه در اذهان سرمایه‌گذاران پررنگ شود و اقبال به سمت سهام منتفع از کاهش بهره با محوریت شرکت‌های بزرگ و اصطلاحا کامودیتی‌محور شکل گیرد.
    البته سرنوشت مسیر مزبور با توجه به پیش‌بینی‌ناپذیری ترامپ در سیاست خارجی و اظهارات ضد‌و‌نقیض وی در خصوص توافق یا تقابل با ایران چندان روشن نیست. علاوه بر این، انتخاب ترامپ در بستر تلاطم کنونی تحولات منطقه می‌تواند کماکان سایه ریسک سیستماتیک را بر سر بورس تهران نگاه دارد.

    در سمت مقابل اما انتخاب کامالا هریس هر چند بستر انتظارات تورمی و احتمال بازگشت به سیاست انبساط پولی را در کوتاه‌مدت تضعیف می‌کند، ولی با ایجاد یک چشم‌انداز متفاوت در زمینه کاهش ریسک سیستماتیک، نوعی آرامش را بر فضای بازار سرمایه حاکم می‌کند که می‌تواند برای دسته دیگری از سهام شامل گروه‌های غیر‌دلاری و نیز سهام کوچک مطلوب باشد. ضمن آنکه با فرض حرکت بیشتر هریس به سوی دیدگاه چپ حزب دموکرات در سیاست خارجی، امکان مهار بحران فعلی در خاورمیانه احتمالا بیشتر از وضعیتی است که ترامپ در کاخ سفید باشد.

    در پایان باید گفت در‌حال‌حاضر کامالا هریس در اکثر نظرسنجی‌های معتبر با اختلاف اندک از شانس بالاتری برای انتخاب برخوردار است. با این وجود، بازارهای شرط‌بندی که معمولا سابقه بهتری در پیش‌بینی دارند، ترامپ را با اختلاف حدود ۹درصدی جلوتر نشان می‌دهند. این تناقض‌ها نشان می‌دهد رقابت ۱۵ آبان بین دو کاندیدا بسیار نزدیک است و عدم قطعیت زیادی در خصوص احتمال برد هر یک از آنها وجود دارد.
  • ترس بازار انرژی از پیروزی ترامپ!

    ترس بازار انرژی از پیروزی ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، اين روزها كه بازار انرژي جهان دستخوش تحولات سياسي است به گفته تحليلگران سياست‌هاي تعرفه كه ترامپ پيشنهاد كرده است، مي‌تواند بازارهاي جهاني انرژي را به‌شدت مختل كند. تا برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري امريكا، چهار ماه زمان باقي مانده است، اما در بعضي از پايتخت‌هاي جهان، سياستمداران مضطرب شده‌اند. دونالد ترامپ وعده داده است تقريبا روي واردات هر كالايي به امريكا، تعرفه اعمال خواهد كرد. اما بعضي هم در امريكا مضطرب شده‌اند، زيرا سياست تعرفه ممكن است تجارت كالاهاي انرژي را زير و رو كند.  رويكرد تعرفه‌اي كه دونالد ترامپ در مركز سياست تجاري خود پيشنهاد كرده است، موضوع جديدي براي او نيست. وي از همان بار نخستي كه به كاخ سفيد راه يافت، طرفدار سياست‌هاي حمايت‌گرايانه بود و هيچ دليلي وجود ندارد كه انتظار داشت وي به يك‌باره تغيير موضع دهد. اما اين نگراني وجود دارد كه اين تعرفه‌ها، باعث برانگيخته شدن جنگ‌هاي تجاري خواهند شد و صادرات امريكا به خصوص در حوزه انرژي آسيب خواهد ديد.

    كلايد راسل، نويسنده رويترز، به تازگي در مقاله‌اي نوشت: رويكرد تعرفه‌اي به احتمال زياد روي صادرات انرژي امريكا به چين كه هدف اوليه اين رويكرد تعرفه‌اي است، به شكل منفي تاثير خواهد گذاشت. چين ممكن است در واكنش به اين تعرفه‌ها، واردات همه نوع كالاي انرژي از امريكا را ممنوع كند. اما اين مي‌تواند براي اتحاديه اروپا كه واردكننده بزرگ ديگر كالاهاي انرژي امريكاست، خوب باشد و در سناريويي كه تحت آن، ترامپ روي واردات چيني تعرفه وضع مي‌كند و چين با ممنوعيت واردات نفت و گاز امريكا، تلافي مي‌كند، اين بلوك، از قيمت‌هاي پايين‌تر كالاها سود قابل توجهي خواهد برد.

    بر اساس گزارش اويل پرايس، اين وضعيت براي اتحاديه اروپا و ژاپن صدق مي‌كند كه از تحريم‌هاي گروه هفت عليه روسيه حمايت كرده و واردات كالاهاي انرژي روسيه را به‌شدت كاهش داده‌ است. به علاوه، رويگرداني كشورهايي مانند چين از كالاهاي امريكايي، قيمت نفت و گاز امريكا را تحت فشار كاهشي قرار مي‌دهد و آنها را حتي با تعرفه، مطلوب‌تر مي‌سازد. براي اينكه ديد چه اتفاقي مي‌افتد بايد تا نوامبر، دست نگه داشت و صبر كرد.

    در حالي كه تنها ۱۰۰ روز تا انتخابات رياست‌جمهوري امريكا باقي مانده و كامالا هريس، به عنوان نامزد دموكرات‌ها، جايگزين بايدن شده، وال استريت اكنون در حال بررسي پيش بيني‌ها از وضعيت احتمالي بخش نفت و گاز تحت زمامداري هر كدام از اين دو نامزد است.

    با وجود اينكه دولت بايدن به كمك قوانين موثري مانند قانون كاهش تورم و قانون سرمايه‌گذاري و مشاغل زيربنايي، به عنوان بزرگ‌ترين طرفدار انرژي‌هاي تجديدپذير ظاهر شد، معيارهاي كليدي نشان مي‌دهد صنعت نفت و گاز امريكا در دوران بايدن شكوفا شده است.

    سرمايه‌گذاران نفت و گاز در دولت بايدن، پاداش قابل توجهي گرفتند، به‌طوري كه سهام انرژي از زمان حضور بايدن در كاخ سفيد، ۱۱۷ درصد جهش كرده، در حالي كه در دوره مشابه در زمان ترامپ، ۴۹ درصد كاهش داشت و اكنون سيتي پيش‌بيني كرده است كه بخش انرژي امريكا تحت رياست‌جمهوري هريس تا حد زيادي ادامه سياست‌هاي بايدن خواهد بود، در حالي كه رياست‌جمهوري ترامپ به دليل تعرفه‌هاي تجاري، سياست‌هاي دوستدار نفت و گاز، مقررات‌زدايي و فشار بر اوپك پلاس براي توليد بيشتر نفت، مي‌تواند براي بخش انرژي منفي باشد. شعارهاي «حفاري كن، عزيزم، حفاري كن» ترامپ در كنوانسيون جمهوري‌خواهان، ظاهرا اتفاق بدي براي قيمت نفت بود. جمهوري خواهان بارها از سياستهاي اقليمي بايدن انتقاد كرده و مدعي شده‌اند آنها با محدود كردن توليد نفت و گاز امريكا و افزايش قيمت سوخت، استقلال انرژي امريكا را تهديد مي‌كنند.

    بايدن در اقدامي جنجالي، پروژه خط لوله «كي استون ايكس ال» را كه براي وارد كردن حجم بيشتري نفت از كانادا به پالايشگاه‌هاي امريكا طراحي شده بود، لغو كرد و ظاهرا در اقدامي به منظور جلب نظر راي‌دهندگان طرفدار محيط زيست، صدور مجوزهاي جديد صادرات گاز طبيعي مايع (ال ان جي) را در سال ۲۰۲۳، متوقف كرد.

    با اين حال، توليد نفت خام و گاز طبيعي امريكا در دوران بايدن، به بالاترين حد خود رسيد. توليد نفت از جمله ميعانات در امريكا، به‌طور متوسط ‌۱۲.۹ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۲۳ بود كه ركورد قبلي امريكا و جهاني ۱۲.۳ ميليون بشكه در روز را كه در سال ۲۰۱۹ ثبت شده بود، شكست. ميانگين توليد ماهانه نفت، با بيش از ۱۳.۳ ميليون بشكه در روز، ركورد ماهانه جديدي را در دسامبر ۲۰۲۳ ثبت كرد. گلدمن ساكس پيش‌بيني كرده است كه توليد امريكا در سال ميلادي جاري، ۵۰۰ هزار بشكه ديگر در روز رشد خواهد كرد و ۶۰ درصد از رشد توليد غيراوپك را تشكيل مي‌دهد. توليدكنندگان امريكايي در سال‌هاي اخير، تمايل چنداني به افزايش چشمگير توليد نشان نداده‌اند و در عوض، بر انضباط مالي و بر سوددهي به سهامداران متمركز شده‌اند. از اين رو، معلوم نيست كه ترامپ چگونه با پيام خود، مديران ارشد نفت امريكا را به افزايش توليد، تشويق خواهد كرد. همان‌طور كه مي‌توان پيش‌بيني كرد، بخش انرژي‌هاي تجديدپذير ممكن است در دوره دوم رياست‌جمهوري ترامپ دچار مشكل شود. شركت تحليل انرژي «وود مك كنزي» پيش‌بيني كرده است كه يك دوره ديگر رياست‌جمهوري ترامپ، انتشار كربن را تا سال ۲۰۵۰، يك ميليارد تن بيشتر افزايش مي‌دهد و زمان اوج تقاضا براي سوختهاي فسيلي را حداكثر ۱۰ سال بيشتر از پيش‌بيني‌هاي فعلي به تاخير مي‌اندازد.

    بر اساس گزارش اويل پرايس، «وود مك كنزي» پيش‌بيني كرده كه مجموع هزينه‌هاي بخش انرژي امريكا تحت سياستهاي فعلي، تا سال ۲۰۵۰، حدود ۷.۷ تريليون دلار خواهد بود اما اين رقم در صورت رياست‌جمهوري ترامپ و كاهش حمايت سياستي از انرژي كم كربن و بهبود زيرساختها، يك تريليون دلار كمتر خواهد شد. اين مي‌تواند به اتفاق مثبتي براي گاز طبيعي تبديل شود و تقاضا را تا سال ۲۰۳۰، به ميزان ۶ درصد يا ۶ ميليارد فوت مكعب در روز افزايش دهد.

    صادرات نفت ايران كه پس از خروج يكجانبه امريكا از توافق برجام در دوره اول رياست‌جمهوري ترامپ در سال ۲۰۱۸، از محدوديتهاي واشنگتن متاثر شده بود، در دوران رياست‌جمهوري بايدن، روند رو به افزايشي پيدا كرد.

    در همين زمينه، محسن رضاييان، كارشناس حوزه انرژي، اظهار كرد: انتخابات امريكا و سياست‌هاي رييس‌جمهور منتخب مي‌تواند تاثيرات قابل‌توجهي بر بازار انرژي و قيمت نفت داشته باشد.

    وي تصريح كرد: ترامپ سياست‌هاي حامي استخراج و توليد داخلي نفت و گاز را در پيش گرفت. او مقررات محيط‌زيستي را كاهش داد تا شركت‌هاي نفت و گاز بتوانند با هزينه كمتري توليد كنند. اين امر منجر به افزايش توليد نفت در امريكا شد كه خود موجب فشار بر قيمت‌هاي جهاني نفت گرديد. وي ادامه داد: ترامپ در سال ۲۰۱۷ امريكا را از توافق‌نامه پاريس خارج كرد. اين تصميم نشان‌دهنده كاهش تعهد امريكا به كاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي و تداوم استفاده از سوخت‌هاي فسيلي بود كه مي‌توانست بر تقاضا و عرضه نفت تاثير بگذارد.

    وي عنوان كرد: ترامپ تلاش‌هاي مختلفي براي تاثيرگذاري بر تصميمات اوپك (سازمان كشورهاي صادركننده نفت) داشت و بارها از اوپك خواست توليد نفت را افزايش دهد تا قيمت‌ها كاهش يابد كه اين امر منجر به بروز تنش‌هايي در بازار جهاني نفت شد. رضاييان گفت: سياست‌هاي داخلي و خارجي ترامپ تاثيرات چشمگيري بر بازار انرژي و قيمت نفت داشتند و دوره جديد دارد و اين تاثيرات شامل افزايش توليد داخلي، تحريم‌ها، كاهش مقررات محيط‌زيستي و تلاش براي كنترل تصميمات اوپك بود. هر يك از اين عوامل به نوبه خود باعث نوسانات و تغييرات در قيمت نفت شدند.

    وي خاطرنشان كرد: تغيير در رياست‌جمهوري امريكا و سياست‌هاي دولت جديد مي‌تواند مجددا اين بازار را تحت تاثير قرار دهد. براي مثال، اگر دولتي با سياست‌هاي محيط‌زيستي سختگيرانه‌تر انتخاب شود، ممكن است مقررات جديدي اعمال شود كه منجر به كاهش توليد داخلي نفت و افزايش قيمت‌ها شود.