برچسب: دریاچه ارومیه

  • وضعیت دریاچه ارومیه فوق‌بحرانی شد

    وضعیت دریاچه ارومیه فوق‌بحرانی شد

    به گزارش اقتصادران، آذربایجان غربی با کاهش چشمگیر بارندگی و افت شدید منابع آب سطحی و زیرزمینی روبه‌رو است. ذخایر سد‌های استان تا ۲۸ درصد کاهش یافته و در حوضه آبریز ارومیه این رقم به ۴۶ درصد رسیده است. دشت‌های سلماس و کهریز به دلیل افت آب زیرزمینی با فرونشست جدی مواجه‌اند. حجم آب دریاچه ارومیه نیز به کمتر از ۴۰ میلیون مترمکعب رسیده و حق‌آبه آن تأمین نشده است. کارشناسان، برداشت بی‌رویه آب کشاورزی و سدسازی را از دلایل اصلی تشدید بحران می‌دانند.

    تداوم خشکسالی و کاهش بارندگی‌ها در آذربایجان غربی، وضعیت منابع آبی این استان را به مرحله‌ای بحرانی رسانده است؛ به‌گونه‌ای که دریاچه ارومیه در آستانه خشکی کامل قرار گرفته و سطح ذخیره‌ی سد‌های استان به کمترین میزان در سال‌های اخیر رسیده است.

    کاهش ۲۸ درصدی ذخایر سد‌های آذربایجان‌غربی

    بابک نیک نیا، معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان‌غربی با بیان اینکه، مجموع ذخایر سد‌های استان نسبت به سال گذشته ۲۸ درصد کاهش یافته است گفت: این کاهش در سد‌های حوزه آبریز دریاچه ارومیه به ۴۶ درصد می‌رسد.

    نیک‌نیا، با اشاره به کاهش قابل‌توجه ذخایر سد‌های استان اظهار کرد: مجموع ذخایر سد‌های آذربایجان‌غربی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۸ درصد کاهش یافته و در سد‌های حوزه آبریز دریاچه ارومیه این عدد به ۴۶ درصد رسیده است.

    وی با بیان اینکه در مجموع، میزان بارندگی استان نسبت به سال گذشته ۷۵ درصد کمتر شده، افزود: این رقم در مقایسه با میانگین دراز مدت حدود ۸۰ درصد کاهش را نشان می‌دهد.

    نیک‌نیا خاطرنشان کرد: در حوزه آبریز دریاچه ارومیه نیز بارش‌ها ۸۱ درصد کمتر از سال گذشته و ۸۶ درصد پایین‌تر از میانگین سال‌های گذشته بوده است و آثار این کاهش بارندگی به‌طور مستقیم در ذخایر سد‌های استان مشهود است.

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان‌غربی ادامه داد: سد شهرچایی ارومیه نیز با کاهش حدود ۳۸ درصدی حجم ذخیره آب مواجه شده که این موضوع ضرورت مدیریت مصرف و صرفه‌جویی در منابع آبی را بیش از پیش برجسته می‌کند.

    فرونشست زمین در آذربایجان غربی، دشت‌های سلماس و کهریز در وضعیت بحرانی قرار دارند

    مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان غربی با اشاره به روند نگران‌کننده فرونشست زمین در استان گفت: دشت‌های سلماس و کهریز بیشترین آسیب را از این پدیده دیده‌اند و نیازمند توجه فوری مدیریتی هستند.

    مهرنگ دوستی‌رضائی اظهار کرد: اصلی‌ترین عامل فرونشست زمین، عدم تعادل میان تغذیه و برداشت از سفره‌های زیرزمینی است. این بی‌تعادلی موجب افت شدید سطح آب زیرزمینی و کاهش ظرفیت ذخیره‌سازی طبیعی آبخوان‌ها می‌شود.

    وی با توضیح فرایند فنی این پدیده افزود: کاهش فشار آب در لایه‌های زیرزمینی باعث متراکم شدن رسوبات آبرفتی می‌شود. در نتیجه، فضای ذخیره‌سازی طبیعی از بین می‌رود و این تغییر، برگشت‌ناپذیر است؛ به‌طوری‌که پایداری کشاورزی در مناطق وابسته به این منابع با چالش جدی روبه‌رو خواهد شد.

    وی افزود: ترک‌خوردگی ساختمان‌ها و جاده‌ها، و کاهش ارتفاع مطلق نقاط نقشه‌برداری از دیگر علائم فرونشست هستند که نیازمند پایش مستمر و گزارش دقیق توسط دستگاه‌های ذی‌ربط است.

    مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب استان با تأکید بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی خاطرنشان کرد: اجرای طرح‌های تعادل‌بخشی، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها و کنترل برداشت‌های غیرمجاز از چاه‌ها می‌تواند از افت بیشتر سطح ایستابی جلوگیری کند. همچنین آگاهی‌بخشی به مردم، اصلاح الگوی مصرف آب و استفاده از سامانه‌های آبیاری تحت فشار نقش کلیدی در حفاظت از منابع آب دارند.

    وی هشدار داد: در صورت تداوم خشکسالی و برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، پدیده فرونشست در دشت‌های استان گسترش یافته و ظرفیت ذخیره‌سازی طبیعی آبخوان‌ها به‌طور برگشت‌ناپذیری از بین خواهد رفت.

    کاهش بی‌سابقه منابع آب در آذربایجان غربی

    مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان غربی از کاهش چشمگیر منابع آب زیرزمینی استان خبر داد و گفت: سطح آبخوان‌ها نسبت به سال گذشته ۱۸ سانتی‌متر کاهش یافته و ادامه خشکسالی می‌تواند این افت را شدیدتر کند.

    وی افزود: در دشت‌های بحرانی سلماس، قالقاچی و کهریز میانگین افت سطح آب حدود ۴۰ سانتی‌متر بوده و با ادامه خشکسالی، کاهش سطح آب این مناطق تشدید خواهد شد.

    رستگاری هشدار داد: مصرف بی‌رویه آب در کشاورزی و تغییر کاربری اراضی بزرگ‌ترین تهدید منابع آبی استان است و پیامد‌های آن شامل خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب‌ها و کاهش سطح آبخوان‌هاست.

    مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای تأکید کرد: مدیریت دقیق مصرف آب و اجرای طرح‌های تعادل‌بخشی برای جلوگیری از افت بیشتر منابع آبی ضروری است.

    وضعیت دریاچه ارومیه بحرانی‌تر از همیشه است

    سعید عیسی‌پور، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، وضعیت دریاچه را «بحرانی‌تر از همیشه» توصیف کرد و گفت: بر اساس آخرین آمار شرکت آب منطقه‌ای، حجم آب دریاچه کمتر از ۴۰ میلیون مترمکعب است و در سال گذشته نیز حق‌آبه واقعی آن تخصیص نیافته است.

    وی با اشاره به اینکه حق‌آبه سالانه دریاچه ارومیه در کل حوضه آبریز حدود ۳.۲ میلیارد مترمکعب است، افزود: در سال گذشته تنها حدود ۴۷۰ میلیون مترمکعب، یعنی کمتر از ۱۰ درصد از حق‌آبه مصوب از سوی وزارت نیرو تخصیص یافت که تأثیری در بهبود وضعیت نداشت.

    عیسی‌پور با بیان اینکه، کاهش بارش‌ها فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد در بحران فعلی نقش دارد تاکید کرد: عامل اصلی، برداشت بی‌رویه آب در بخش کشاورزی و سدسازی‌های گسترده در حوضه آبریز است.

    به گفته وی، وجود بیش از ۱۰۰ سد بزرگ و کوچک در محدوده دریاچه باعث شده عملاً آبی برای نگین آبی آذربایجان باقی نماند.

    وی با اشاره به ضرورت اجرای طرح‌های مصوب ستاد احیا گفت: امید برای نجات دریاچه هنوز وجود دارد، اما بدون تغییر جدی در مدیریت منابع آب، احیای آن دشوار است.

    عیسی‌پور هشدار داد که حتی با افزایش بارندگی، در صورت ادامه الگوی فعلی مصرف و مدیریت، احیای دریاچه با مشکل مواجه خواهد شد.

  • بلایی که کشاورزی و سدسازی بر سر دریاچه ارومیه آورد / زارع: وزارت نیرو فقط ۱۰ درصد حقآبه دریاچه را می‌داد!

    بلایی که کشاورزی و سدسازی بر سر دریاچه ارومیه آورد / زارع: وزارت نیرو فقط ۱۰ درصد حقآبه دریاچه را می‌داد!

    به گزارش اقتصادران، مهدی زارع، زمین‌شناس و استاد پژوهشگاه زلزله‌شناسی، با اشاره به دیدگاه‌های متفاوت درباره علل خشک شدن دریاچه ارومیه گفت: «این روز‌ها برخی می‌گویند کشاورزی و آبیاری نقشی در خشک شدن دریاچه نداشته است، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد مجموعه‌ای از عوامل طبیعی و انسانی در این بحران دخیل‌اند؛ از جمله کاهش بارش، افزایش تبخیر ناشی از تغییرات اقلیمی، و مهم‌تر از همه، توسعه بی‌رویه کشاورزی و سدسازی در حوضه آبریز دریاچه.»

    او با اشاره به برخی ادعا‌ها درباره کم‌آب‌بر بودن گندم گفت: «اگرچه گندم نسبت به محصولات پرآب‌برتر، آب کمتری نیاز دارد، اما سطح وسیع زیر کشت آن باعث شده حجم مصرفی آب همچنان بسیار بالا باشد. در نشریه ۲۴ فائو، نیاز آبیاری خالص گیاهان بر اساس شرایط آب‌وهوایی و خاک محاسبه می‌شود؛ این نشریه ابزاری برای محاسبه است، نه برای نفی تأثیر کشاورزی در بحران آب. در مجموع، حتی نیاز آبی گندم نیز سهم قابل‌توجهی از منابع آب منطقه را به خود اختصاص داده است.»

    زارع با اشاره به آمار‌های رسمی افزود: «کل صنعت ایران کمتر از ۱۰ درصد آب برداشتی از منابع را مصرف می‌کند و بخش عمده فاضلاب آن بازیافت می‌شود. در مقابل، کشاورزی بیش از ۹۰ درصد آب کشور را مصرف می‌کند و در حوضه ارومیه این رقم بالای ۸۰ درصد است. تمرکز بر سهم اندک صنعت، نمی‌تواند نقش غالب کشاورزی در برداشت آب را نادیده بگیرد.»

    او درباره تأثیر روش‌های نوین آبیاری نیز گفت: «آبیاری قطره‌ای راندمان آب را در مزرعه افزایش می‌دهد، اما موضوعی به نام “پارادوکس بهره‌وری آب” وجود دارد؛ یعنی کاهش مصرف در سطح مزرعه به‌جای صرفه‌جویی کلی، موجب افزایش سطح زیرکشت یا تغییر به محصولات پرآب‌برتر می‌شود و در نهایت برداشت کلی از حوضه افزایش می‌یابد. بنابراین، مشکل در خود فناوری نیست، بلکه در سوءمدیریت و نبود سیاست‌های کنترلی همزمان با اجرای آن است.»

    این زمین‌شناس با استناد به گزارش‌های رسمی ستاد احیای دریاچه ارومیه گفت: «بیش از ۸۰ درصد مصرف آب در این حوضه مربوط به کشاورزی است و در برخی گزارش‌ها این رقم تا ۹۰ درصد کل مصرف برآورد شده است. از سوی دیگر، سدسازی‌های متعدد جریان آب ورودی به دریاچه را قطع یا به شدت کاهش داده است. جایگزینی محصولات کم‌آب‌بر مانند انگور با محصولات پرمصرف مثل سیب و چغندرقند باعث افزایش نیاز آبی کل حوضه شده است. بنابراین، ادعا‌هایی مانند کم‌آب‌بر بودن گندم یا بی‌تأثیری روش‌های نوین آبیاری، نمی‌تواند نقش کشاورزی را در خشکی دریاچه نفی کند.»

    زارع درباره راهکار‌های احیا توضیح داد: «محدود کردن کشت اقدام درستی است، اما اجرای آن هزینه‌ای میلیون‌ها میلیارد تومانی دارد و به ایجاد میلیون‌ها شغل جایگزین نیازمند است. ستاد احیای دریاچه ارومیه برای یافتن معیشت‌های جایگزین و صنایع تبدیلی با بهره‌وری بالا و نیاز آبی کمتر تلاش کرده است. توسعه کشت محصولات مقاوم به خشکی مانند پسته، بادام و زرشک، آموزش کشاورزان، و ایجاد مشاغل مرتبط با محیط‌زیست و گردشگری از جمله این راهکارهاست. البته اجرای موفق این طرح‌ها نیازمند بودجه و پیگیری مستمر است.»

    او با اشاره به وضعیت کنونی دریاچه گفت: «گزارش‌های رسمی وضعیت دریاچه ارومیه را بحرانی و در مرز فروپاشی اکولوژیکی توصیف می‌کنند. حجم آب باقی‌مانده به کمتر از ۴۰ میلیون مترمکعب رسیده که یکی از پایین‌ترین تراز‌ها در شصت سال اخیر است. حقابه سالانه مصوب برای دریاچه ۳.۲ میلیارد مترمکعب است، اما در سال گذشته کمتر از ۱۰ درصد آن از سوی وزارت نیرو تخصیص داده شده است.»

    به گفته این زمین‌شناس، «پروژه‌های بزرگی مانند انتقال آب از کانی‌سیب جزو طرح‌های کلان احیا هستند، اما با تأخیر و کمبود بودجه روبه‌رو شده‌اند. لایروبی رودخانه‌های منتهی به دریاچه و کاهش برداشت کشاورزی از مهم‌ترین ضرورت‌ها برای جلوگیری از طوفان‌های نمکی و حفظ سلامت مردم منطقه است.»

    زارع در پایان تأکید کرد: «اصلاح الگوی کشت و کاهش ۴۰ درصدی مصرف آب کشاورزی، محور اصلی احیای دریاچه ارومیه است. اما کاهش آب بدون جایگزین معیشتی مناسب، به فقر، نارضایتی و مهاجرت دامن می‌زند. بحران زیست‌محیطی ارومیه بدون نگاه اجتماعی حل نخواهد شد.

  • به بحران کیفیت آب رسیده‌ایم / ما از مردم طلبکار نیستیم، کمک می خواهیم!

    به بحران کیفیت آب رسیده‌ایم / ما از مردم طلبکار نیستیم، کمک می خواهیم!

    به گزارش اقتصادران، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران با حضور در خبرگزاری کار ایران، ضمن تشریح اوضاع کنونی آب و چالش‌هایی که در مسیر تامین و مدیریت آب وجود دارد، به موضوع آب‌های مرزی، دریاچه ارومیه و شرایط سدهای تهران و….. پرداخت.

    پاییز خشکی در راه است

    عیسی بزرگ‌زاده در بخش اول این گفت‌وگو در ارزیابی و چشم‌انداز ذخایر سدها گفت: طبق پیش‌بینی‌های سازمان  هواشناسی و نهادهای بین‌المللی  پاییز خشکی در راه است. ما در کمیته تخصصی نشست شورای عالی آب هم تصمیم گرفتیم که صرفاً برای فصل پاییز، نه زمستان،  این شرایط خشکسالی را در بخش‌های مختلف، چه در تأمین آب شرب و چه در تأمین آب کشاورزی مدنظر قرار دهیم. اطلاع‌رسانی‌های لازم باید انجام شود و بخش آب شرب  وزارت نیرو اقدامات مورد نظر را انجام دهد، در بخش کشاورزی هم برای کشاورزی دیم، اطلاع‌رسانی لازم  در وزارت جهاد کشاورزی انجام شود. در کشاورزی آبی هم کاهش بارش مدنظر قرار بگیرد. البته فقط برای سه ماه پاییز، گسترش داده نشود. برای زمستان دوباره باید ببینیم که پیش‌بینی‌ها تا چه حد ما را از شرایط ناپایدار و بحرانی عبور داده است.

    حجم مرده سدهای تهران به معنای قطع انتقال آب نیست

    وی درباره اوضاع سدهای تهران تصریح کرد: سدهای تهران به حجم مرده‌شان نزدیک شده‌اند. این به معنی قطع شدن انتقال آب از منابع نیست یک دلیل اینکه یک جریان پایه به‌هنگام در جریان است، حتی ماملو قابلیت انتقال را دارد.  دلیل دیگر هم این است که ما برای برخی سدها از جمله ماملو یک سیستم بارجی را دیده‌ایم که با پمپاژ موقت از حجم مرده هم می‌توانیم برداشت کنیم. اگر بگوییم انتقال آب از مملو کاهش یافته نسبت به گذشته، بله، این گزاره درستی است. ولی اگر بگوییم صفر شده، گزاره نادرستی است. ما با همین تحلیل‌های بدبینانه تامین آب  تهران را برآورد کردیم. بنابراین تهران آبی را با همکاری شهروندان تهرانی، کرجی و قزوینی عبور خواهیم داد.

     نیاز به مدیریت مصرف آب؛ آن هم توسط تک‌تک شهروندان  تهرانی

    سخنگوی صنعت آب در ادامه تاکید کرد: در هر حال ما بحران آب داریم. اگر کسی فکر کند که با کنار گذاشتن مدیریت مصرف در تهران، ورامین، کرج،  آبیک، قزوین، بومهن، رودهن و مناطق ۲۲گانه می‌توانیم همچنان جلو برویم، اشتباه می‌کند. تهران نیاز به مدیریت مصرف آب دارد؛ آن هم توسط تک‌تک شهروندان تهرانی.

    طلب کمک صنعت آب از تهرانی‌ها

    وی خاطرنشان کرد: بعضی‌ها فکر می‌کنند که ما از شهروندان طلبکاریم و تقصیرها را متوجه شهروندان می‌کنیم اما اینگونه نیست، ما  خدمت شهروندان تهرانی و کرجی و هر نقطه از کشور در مدیریت مصرف آب با ما همراهی می‌کنند، ادب پیشه می‌کنیم، ما طلب کمک و مددجویی و استدعا می‌کنیم.

    این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود

    بزرگ‌زاده خطاب به مردم گفت:  مردم  اگر در امر مدیریت مصرف آب همراه نشوید، این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود، وقتی کم‌آبی به سراغ‌مان بیاید، اگر آب  منطقه دچار قطعی بشود، رفاه آب‌پایه‌ همه‌مان تنزل پیدا می‌کند. همه  بایستی کاهش مصرف داشته باشیم و رعایت کنیم. لطفاً شهروندان در این مهم کمک‌مان بکنید. تعابیری مثل اینکه  تقصیرها را متوجه شهروندان می‌کنند، مطلقاً و مطلقاً درست نیست.  آنچه که موضع ماست، موضع استمدادطلبی و مددجویی است.

    کیفیت آب خط قرمز است

    وی درباره کیفیت آب تهران باتوجه به رسیدن به حجم مرده سدها نیز خاطرنشان کرد: کیفیت را  به روش‌های دیگر بالا می‌بریم. از تکنولوژی‌ها و دستگاه‌های کمکی؛ یاری می‌گیریم که کیفیت هم تناسب پیدا نکند. همزمان  فکرهایی اندیشیده شده است، کیفیت خط قرمز ماست. کیفیت چیزی است که مدام توسط نهادها و آزمایشگاه‌هایی، چه ثابت و چه متغیر، پایش می‌شود. استثنایی  هم ندارد. برای همه‌ مناطق  مورد توجه است.

    کاهش ناترازی آب زیرزمینی به ۱۰۵ میلیارد متر مکعب می‌رسد؟

    مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران  درباره برنامه کاهش ناترازی آب زیرزمینی به ۱۰۵ میلیارد متر مکعب گفت:  اکنون  مجموع برداشت از منابع استراتژیک و راهبردی آب زیرزمینی ۱۵۰ میلیارد متر مکعب   است؛ یعنی بخش استاتیک مخزن که در طول سند دانش‌بنیان امنیت غذایی در افق ۱۴۱۱ به ۱۰۵ میلون متر مکعب جبران خواهد شد، اکنون سالانه ۵ میلیارد متر مکعب به این مقدار اضافه می‌شود. آن اتفاقی که باید بیفتد، تاکنون نیفتاده است.

    هیولای فرونشست در۳۰۰ دشت

    وی در مورد موضوع فرونشست در کشور توضیح داد:  از ۶۰۹ دشت کشور  اکنون ۴۲۷ دشت ممنوعه و بحرانی داریم و بیش از ۳۰۰ دشت دچار فرونشست هستند، فرونشست هیولایی است که اکنون به سراغ دشت‌های ما آمده و واقعاً کانون‌های جمعیتی مهم یعنی تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان، رفسنجان و مناطق مهم جمعیتی به دلیل اضافه برداشت آب دچار فرونشست هستند و تنها راه‌حل آن کاهش برداشت بخش کشاورزی است. از نظر کارشناسی و انتشارات فائو و انجمن آبیاری کشاورزی،  این کاهش برداشت باید با کاهش سطح کشاورزی همراه باشد. کاهش سطح کشاورزی یعنی اینکه زمین را از کشاورز بگیریم و معیشت جایگزین به او بدهیم و ابعاد اقتصادی-اجتماعی را با ظرفیت‌های اقتصادی-مالی که در کشور وجود دارد، پیوند بزنیم و هدایت کنیم.

    به بحران کیفیت آب رسیده‌ایم

    بزرگ‌زاده خاطرنشان کرد: اکنون  میزان برداشت از چاه‌ بالا رفته و آب سطحی کمتری داریم. خیلی از شهرها برای تأمین آب به شرایط بحرانی رسیده‌اند و به بحران کیفیت هم رسیده‌ایم یا اینکه خواهیم رسید.  از ۶۰۹ دشت ۴۲۷ دشت ممنوعه بحرانی هستند. برخی از آبخوان‌های شمال کشور هم جزو آن‌ها هستند. شمال کشور غالباً به دلیل کمی نیست که سطح آب خیلی پایین رفته باشد، بلکه به دلیل کیفی در مناطق شمالی دشت‌ها ممنوعه شده‌اند. در برخی دیگر از مناطق مثل یزد و نواحی دیگر هم پیشروی آب شور را داریم. واقعاً پیشروی آب شور در آبخوان‌ها هم ملاحظه بسیار مهمی است که باید مدنظر قرار بگیرد.

    برنامه استفاده از آب دریا برای شرب

    وی درباره استفاده از آب دریا برای مصارف شرب گفت: استفاده از آب دریا برای مصارف شرب در ایران سابقه بسیار طولانی دارد. در ساحل و نوار ساحل جزایر و محدوده کرانه در کشورهای دیگر هم سابقه دارد. در مورد پس‌کرانه، طبق ماده ۱۲۰  سند ملی آمایش سرزمین؛ استفاده از آب دریا برای فلات مرکزی و نوار شرقی کشور نه تنها باید مورد توجه قرار بگیرد بلکه حتی مشوق‌هایی هم داده شود. در این رابطه پنج پروژه در حال کار است. خطوط یک و دو مربوط به  هرمزگان، کرمان، اصفهان، کرمان و یزد، خط ۳ مربوط به اصفهان، خط ۴ مربوط به نوار شرقی و خط پنجم مربوط به منطقه فارس است که در مراحل مختلف در دست اجرا هستند.

    همه صنایع باید از آب نامتعارف استفاده کنند؛ آن‌هم به قیمت واقعی

    سخنگوی صنعت آب تصریح کرد:  قانون‌گذار در برنامه هفتم ما را موظف کرده که استفاده از منابع آب نامتعارف  به ۱.۷ میلیارد متر مکعب افزایش پیدا کند. در نقشه راه آب هم پیش‌بینی کردیم که  ۵۵ درصد مصرف آب صنعت از پساب و دریا  و ۴۵ درصد از منابع متعارف باشد، خود آب نامتعارف هم حدوداً نیمی در نوار ساحلی و نیمی هم پس‌کرانه استفاده شود. همه صنایع به استثنای صنایع غذایی، دارویی و آشامیدنی،  بایستی از منابع آب نامتعارف استفاده کنند و  قیمت آن هم باید واقعی شود.

    سطح کشاورزی حوضه دریاچه ارومیه نه تنها کم بلکه زیاد شد

    وی در ادامه به وضعیت دریاچه ارومیه پرداخت و گفت: دریاچه ارومیه قطعا وضع خوبی ندارد و این را همه می‌دانند. طبق هدف‌گذاری  ستاد احیا قرار بود ۴۰ درصد  کاهش سطح کشاورزی را داشته باشیم،  اگر آن هدف‌گذاری اجرا می‌شد، دریاچه ارومیه نجات پیدا می‌کرد. برای دریاچه ارومیه اقداماتی در بخش تأمین و مصرف و تقاضا طرح‌ریزی شده بود ولی اصلی‌ترین عامل مدیریت مصرف و تقاضای آب بو د که نه تنها انجام نشد، نه تنها ۴۰ درصد کاهش پیدا نکرد که در تمام این سال‌ها افزایش هم پیدا کرد.

    نجات دریاچه اراده پولادی می‌خواهد

    به اعتقاد بزرگ‌زاده؛ با روشی که تاکنون رفتیم، هرگز دریاچه نجات پیدا نمی‌کند  ولی اگر کسانی با اراده پولادی بپذیرند که باید ۴۰ درصد از مصارف آب کشاورزی از طریق کاهش سطح کشاورزی کم شود،  قطعاً دریاچه ارومیه نجات پیدا می‌کند. نجات دریاچه ارومیه از درون، از مدیریت آب در درون حوضه آبریز به دست می‌آید. ما اکنون یک طرح انتقال آب هم انجام داده‌ایم و کارهایی هم برای حفاظت و صیانت از  اینکه آب به دریاچه برود را داریم اما آب را مصرف می‌کنند و توسعه کشاورزی انجام می‌دهند. معتقدم نجات دریاچه ارومیه در گسترش و یا توسعه طرح‌های تأمین آب نیست، نجات دریاچه ارومیه در مدیریت مصرف و تقاضای آب است. اصولاً نیاز به آب باید کم شود.

    ۲۴۰ هزار هکتار اراضی حوضه دریاچه ارومیه از مدار مصرف آب خارج شوند

    وی بیان کرد: اکنون ۶۰۰ هزار هکتار اراضی در محدوده دریاچه ارومیه داریم که باید ۲۴۰ هزار هکتار اراضی کم‌بهره‌ور از مدار مصرف آب خارج شوند، می‌توان به جای آن زمین مسکونی، تجاری، مزرعه خورشیدی به کشاورز داده شود. یا از ظرفیت‌های اصل ۴۴ قانون اساسی استفاده کنیم؛ این همه شرکت‌ها و دارایی‌های دولت واگذار می‌شود. بخشی از این‌ها هم در خدمت محیط زیست  آب  و توسعه پایدار این کشور باشد.

    تراکم‌فروشی برای آزادسازی منابع آب هم به کار بیاید

    مدیر کل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران با ذکر مثالی توضیح داد: مثلا اگر کشاورز زمین اطراف دریاچه را آزاد کرد ۵ درصد سهام شرکتی به او اختصاص داده شود یا اگر پیمانکار و مقاطعه‌کاری در حال ساخت و ساز است، بایستی یک چاه کشاورزی آزاد کند تا بتواند بقیه کارهایش را انجام دهد. مثلا همان برنامه‌ای که در مورد آزادسازی مسیر اتوبان نواب تهران انجام شد را در مورد دریاچه ارومیه و یا چاه‌های کشاورزی تهران هم اجرا کنیم، همان‌گونه که تراکم‌فروشی می‌توانست برای آزادسازی مسیر اتوبان به کار بیاید، برای آزادسازی منابع آب هم به کار بیاید.

    ابرهای مناطقی که مشکل آب شرب دارند؛ بارور می‌شوند

    وی  در  ادامه به  بارورسازی ابرها اشاره و اظهار داشت:  بارورسازی نه برای متوسط کشوری، بلکه برای هر اتفاق منطقه‌ای بین ۵ تا ۱۵ درصد در شدت بارش اثر  دارد اما هر ابری مستعد باران هم نیست. باروری ابرها از دهه ۷۰؛ در ایران استفاده شده. اکنون هم ما در  در شهرهای مختلف، عمدتاً در جاهایی که مشکل آب شرب داریم، این تجهیزات را مستقر کرده‌ایم. به محض اینکه ابرهای مناسب و مستعد برای این کار را مشاهده کنیم،  آماده عملیات هستیم.

    برنامه‌ریزی آب تهران برای شرایط بدبینانه است

    به گفته بزرگ‌زاده؛ باروری ابرها در ارزیابی‌های بدبینانه قرار نمی‌گیرد؛ یعنی ما روی  این حساب نمی‌کنیم که با باروری ابرهایی که در تهران انجام می‌دهیم، مثلا ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب را برای مردم تأمین کنیم.یعنی می‌گذاریم باروری ابرها انجام شود از آن حمایت هم می‌کنیم  اما اگر آبی وارد سدها نشد برنامه‌ریزی‌ ما برای شرایط بدبینانه است که بارش نداشته باشیم.

    آب خزر به تهران نمی‌رسد

    وی درباره برنامه انتقال آب از خزر به فلات مرکزی و بنا بر برخی اظهارات  انتقال  به تهران توضیح داد: در گذشته یک پروژه‌ای برای انتقال آب به سمنان تعریف شده، تخصیص هم دارد و آن حسابش جداست، ولی برای تهران هیچ پروژه‌ای در وزارت نیرو تعریف نشده است. وزارت نیرو  در چهارچوب برنامه هفتم معتقد است که باید با استفاده از مدیریت مصرف و مدیریت تقاضا و کاهش برداشت‌های بخش‌های مختلف، مخصوصاً در کشاورزی، اوضاع آب تهران مدیریت شود. فرض کنیم، تهران یک و نیم میلیارد متر مکعب مصرف آب دارد  ۱۰۰ میلیون میلیون متر مکعب انتقال آب مشکلی از آب تهران ، کرج و قزوین  حل نمی‌کند اصولاً ما بایستی سراغ روش مدیریت و مهار توسعه مخرب برویم، نه اینکه طرح‌های تأمین کل کشور را مطرح و یا طراحی تأمین را فراموش کنیم.

    انتقال پایتخت در دست بررسی است

    سخنگوی صنعت آب در زمینه لزوم انتقال پایتخت  برای حل مشکل آب تهران گفت: مقوله‌ آب  یک بخشش  از برنامه انتقال پایتخت است، واقعاً جنبه‌های مختلفی را باید  متصور بود.  آقای رئیس‌جمهور بارها این موضوع را مطرح کردند، ما هم در دست بررسی داریم. البته صرفاً کار ما از جهت آب است، در چنین امر مهمی جنبه‌های مختلفی باید مورد توجه قرار بگیرد.

    افغانستان همچنان حقابه ما را نمی‌دهد

    وی به موضوع آب‌های مرزی نیز  پرداخت و گفت: یکی از مقوله‌های مهمی که همواره روی میز وزارت نیرو هست، آب‌های مرزی است. متأسفانه در چند دهه گذشته، به‌رغم اینکه همسایه شرقی در ادبیات؛ خود را متعهد به معاهده سال ۱۳۵۱ می‌داند، اما خیلی به آن توجه نکرده است. در  سال‌های اخیر، این عدم انطباق معاهده با اتفاقات واقعی بیشتر  شده است. متأسفانه در هیرمند، بند کمال‌خان اشکال مهم فنی دارد. سرریزی در جناح چپ آن تعبیه شده، سرریز آزاد و کناری که آب را به طرف گودال گودزره منتقل می‌کند و رهاسازی آب به طرف ایران فقط از دریچه‌ها و به صورت کنترل شده است. ایران بارها اعتراضات خود را در کانال‌های رسمی و در نشست کمیساران مطرح کرده است. فقط هم اعتراض نبوده، پیشنهادهای عملی برای اصلاح داده‌ایم.

    آمادگی ارائه کمک‌های فنی  به کابل را داریم

    مدیر کل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران افزود: ما معتقدیم باید سرریزهای اصلی روی سد کمال‌خان به گونه‌ای اصلاح شود که مسیر سیل و سرریز به طرف مسیر تاریخی آنچه که در عرف تاریخی خودش  در گذشته بوده، برگردد. به طرف مقابل هم گفتیم که ما آمادگی ارائه کمک‌های فنی و اصلاح بند را هم داریم و در چارچوب سبد منافع مشترک و اصول همسایگی، توقع داریم که این مهم مورد توجه قرار بگیرد.

    اوضاع رهاسازی آب از هریرود

    وی درباره  هریرود نیز اظهار داشت: ما فکر می‌کنیم که هرگونه توسعه در بالادست باید با در نظر گرفتن توسعه‌های پیشین در پایین‌دست باشد. مشهد و هرات در واقع گام‌های مهمی را در خصوص خواهرخواندگی برداشتند. مشهد نقش خواهر بزرگتر هرات را دارد و از مردمی که در حوزه هریرود زندگی می‌کنند، پشتیبانی می‌کند. به معنی کلمه، همه کسانی که در آن حوزه زندگی می‌کنند، سرنوشت یکسانی دارند و بایستی ملاحظه همدیگر را بکنند. ما توقع داریم رهاسازی‌های آب و بهره‌برداری‌ها از آب در هریرود و در بالادست مخصوصا در شهر هرات به گونه‌ای باشد که منافع عرفی و تاریخی ایران رعایت شود.

    جلسه با ارمنستان و ترکیه درباره ارس

    بزرگ‌زاده گفت: در مورد ارس هم ما بارها  به هر دو همسایه، هم به کشور ارمنستان و هم به کشور ترکیه در جلسات مختلف  اعلام کردیم که سیستم‌های بهره‌برداری و مصرف آب باید به گونه‌ای باشد که منافع مردم ما در سه استان آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل حفظ شود و توسعه‌های گذشته آسیب نبیند.

    مافیای آب داریم؟

    وی درباره وجود مافیای آب توضیح داد: وقتی می‌گوییم مافیای آب، غالباً توضیح می‌دهند که پیمانکاران و مشاورانی در بخش آب وجود دارند که  اساسنامه‌شان گسترش فساد و وفاداری به کارهای فسادآلود و دنبال منافع شخصی خود هستند.  این ستم در حق پیمانکاران و مشاوران  این مرز و بوم است.  متخصصان منطبق بر اصول و نظام فنی اجرایی کشور، شرکتی را ثبت کرده و از سازمان برنامه و بودجه مجوز گرفته که خدمات فنی و مهندسی ارائه یا طرحی را اجرا کند،  من البته رد نمی‌کنم که در پروژه‌هایی، اراده‌هایی بوده که به صلاح نبوده و منافع شخصی هم در آن چند پروژه مدنظر قرار بگیرد. ما باید آن را شناسایی  و به دستگاه قضائی معرفی کنیم و در چارچوب قانون و ضوابط نیز با آنها رفتار شود  ولی مافیای آب را مطلقاً قبول ندارم و آن را یک بی‌انصافی در حق فارغ‌التحصیلان، مشاوران و پیمانکارانی که قانوناً صلاحیت‌هایی را کسب کرده‌اند، می‌دانم. گاهی حتی  به دلیل شرایطی که در اقتصاد کشور داریم حقوق پیمانکاران را دو ماه، سه ماه هم نمی‌دهیم بنابراین این جفا است که بگوییم  مافیای آب داریم.

    تاثیر تحریم بر آب و محیط زیست ایران

    سخنگوی صنعت آب به شرایط تحریم نیز اشاره و اظهار داشت:  قطعاً این تحریم‌های ظالمانه اثر خود را خواهد گذاشت، ما متعجبیم که با وجود توقع جهانی تحریم به محیط زیست ایران لطمه زده است. اکنون انتظار بر این است که تحریم‌ها نباید حوزه‌های آب و محیط زیست را پوشش دهد؛ زیرا این حوزه‌ها به رفاه و سلامت مردم وابسته است.

  • دریاچه ارومیه عمدا و به منظور مقاصد خاص خشکانده شد؟

    دریاچه ارومیه عمدا و به منظور مقاصد خاص خشکانده شد؟

    به گزارش اقتصادران، فریبرز ناطقی الهی، عضو هیات علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی در خصوص اینکه دریاچه ارومیه تقریبا بطور کامل خشک شده است، گفت: حدود پنجاه‌وپنج سال پیش بازدیدی از دریاچه ارومیه داشتم. در کنار بندر شرفخانه – یکی از بنادر مهم این دریاچه – آب حدود یک‌ونیم تا دو متر عمق داشت. یادم می‌آید که به داخل آب رفتم و آب تا بالای سرم بود. در طول این سال‌ها، بی‌رحمی و بی‌توجهی‌ای که نسبت به دریاچه صورت گرفته، فراتر از تصور است.

    این استاد زلزله‌شناسی با بیان اینکه اکنون مسئله این است، ریزگرد‌هایی که از این دریاچه بلند می‌شود، در منطقه گسترده‌ای منتشر می‌شود، گفت: این دریاچه سطح وسیعی را پوشش می‌داد که بسیار زیاد بود و بسیاری از باغات و شهر‌ها در کنار آن قرار گرفته بودند. اگر این نمک و مواد معدنی که در آن وجود دارد، در منطقه پخش شود، همانطور که اخبار اخیر نشان می‌دهد، این روند در حال وقوع است؛ به طوری که تقریباً هر روز تصویری از یکی از شهر‌های همجوار منتشر می‌شود که نشان می‌دهد گرد و غبار نمک و مواد معدنی در فضای شهر‌ها پخش شده است.

    به گفته وی این امر باعث خواهد شد که در آینده نه چندان دور، احتمالاً سرطان‌های غیرعادی و مشکلات تنفسی رخ دهد و عملاً خشکی بسیاری از کشاورزی‌های محدود پیش خواهد آمد. حقیقتاً نمی‌دانم آیا اکنون راهکاری برای این موضوع وجود دارد یا خیر. به هر حال دریاچه به سطحی رسیده که عملاً مانند یک حوض شده است.

    ناطقی الهی اظهار داشت: تبدیل این وضعیت و رساندن آب به سطح منطقی که بتواند از پاشش ریزگرد‌ها جلوگیری کند، نمی‌دانم چگونه ممکن است. امیدوارم که در برنامه‌ریزی‌ها تدبیری اندیشیده شده باشد. در غرب کشور، که عموماً آب بهتری داشت و فرونشست کمتری را تجربه کرده، طبیعت بهتری وجود دارد و کشاورزی ما نیز متمرکز بود. اگر قرار باشد این روند ادامه پیدا کند، ما با یک بحران عجیب و غریب دیگری در غرب کشور مواجه خواهیم بود و نمی‌دانم آن زمان چگونه باید با این بحران مقابله کرد.

    وی تصریح کرد: امیدوارم که مسئولان امر دقت لازم را داشته باشند. البته بحث و گفت‌و‌گو درباره دریاچه ارومیه سال‌هاست که ادامه دارد. حتی ژاپنی‌ها طرحی را پیشنهاد دادند و مبلغی را برای آن هزینه کردند، اما باید این موضوع در دستور کار و اولویت کشور قرار بگیرد. در غیر این صورت، پس از چند سال، ما یک منطقه حاصلخیز را از دست خواهیم داد و بیماری‌های گوناگون را در آن منطقه خواهیم پذیرفت؛ لذا این امر نیازمند توجه جدی است.

    این استاد زلزله‌شناسی یادآوری کرد: اگر توجه لازم به آنها می‌شد، در همان لحظه که هشدار‌ها داده می‌شد، این مشکلات به وضعیت امروزی ناترازی تبدیل نمی‌گردید. ناترازی از همان جایی شروع می‌شود که ما به هشدار‌ها توجه نمی‌کنیم. سال‌هاست که ما می‌گوییم دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است. اگر دقت نکنیم، خواهیم رسید به این نتیجه که ناترازی‌های بارندگی موجب این خشکی شده است.

    وی افزود: دانشگاهیان و افراد متخصص بیکار نیستند که فقط از صبح تا شب روی مسائل مربوطه تحقیق کنند. وقتی یک تحقیق به جایی می‌رسد که تبدیل به یک هشدار می‌شود، لازم است مسئولان امر به آن توجه کنند و نمی‌توانند بی‌توجه باشند، زیرا بی‌توجهی به این هشدارها، همین نتایج را به همراه خواهد داشت.

    وی در پایان گفت: امروز ما با کمبود برق و آب مواجه هستیم و به زودی در زمینه گاز نیز با مشکلاتی رو‌به‌رو خواهیم شد. با توجه به رشد جمعیت کشور، قول می‌دهم که در زمستان با مشکلات جدی در تأمین گاز مواجه خواهیم بود. این ناترازی‌ها نتیجه‌عدم تدبیر در توجه به هشدار‌های افراد متخصص است. این موضوع هم در صنعت، اقتصاد و در سیاست صدق می‌کند. اکنون، علیرغم مشکلات عدیده‌ای که داریم، با دریاچه‌ای مواجه هستیم که عملاً به یک زمین لم‌یزرع تبدیل شده است.

  • ایران در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی / خشکسالی، تحریم و سوءمدیریت چه بلایی بر سر کشور آورد؟

    ایران در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی / خشکسالی، تحریم و سوءمدیریت چه بلایی بر سر کشور آورد؟

    به گزارش اقتصادران، گاردین در گزارشی به بحران شدید منابع آبی در ایران پرداخته و آن را نتیجه ترکیبی از تغییرات اقلیمی، خشکسالی طولانی، برداشت بیش از حد آب‌های زیرزمینی، سوءمدیریت و تحریم‌ها دانسته است. بر اساس این گزارش، بسیاری از سد‌های کشور در سطح بحرانی قرار دارند، دریاچه ارومیه تقریبا خشک شده است و شهر‌هایی مانند اصفهان با فرونشست زمین رو‌به‌رو هستند.

    گاردین همچنین تاکید کرده که بحران آب ایران صرفا یک مشکل زیست‌محیطی نیست، بلکه تهدیدی اقتصادی و اجتماعی است که بر زندگی شهری، کشاورزی و زیرساخت‌های حیاتی تاثیر می‌گذارد و نیازمند اصلاحات بنیادین در سیاست‌گذاری، آبیاری، توسعه شهری و تغییر الگوی مصرف آب است.

    وضعیت نگران کننده آب و سدهایی که خالی است

    گاردین نوشته: رییس‌جمهوری ایران، مسعود پزشکیان، به طور صریح درباره وسعت بحران صحبت می‌کند، او می‌گوید: هم‌اکنون مشکل آب، برق و گاز داریم. پشت سد‌ها آبی وجود ندارد. چاه‌های زیر پای ما نیز در حال خشک شدن هستند. کسانی که ادعا می‌کنند آب هست، باید بیایند و به ما بگویند این آب کجاست؟

    گاردین با اشاره به اینکه «طی پنج سال گذشته، ایران با خشکسالی دست‌وپنجه نرم کرده و کارشناسان اتفاق نظر دارند که این خشکسالی به دلیل تغییرات اقلیمی بسیار، شدیدتر شده است» نوشته: کاهش مداوم میزان بارش (تهران سوزان سال گذشته تنها ۱۵۸ میلی‌متر بارش داشت که ۴۲ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است) با مصرف بیش از حد، به ویژه در کشاورزی، به همراه برداشت غیرمجاز گسترده از منابع آب زیرزمینی و علاقه به پروژه‌های مهندسی پرزرق‌وبرق، اما ناقص، ترکیب شده است.

    بر اساس این گزارش، سطح آب به‌طور نگران‌کننده‌ای پایین است و تابستان امسال دست‌کم ۱۹ سد ایران تنها بین ۳ تا ۱۵ درصد از آب خود را داشتند. سه سد پایتخت (لار، ماملو و امیرکبیر) تا سپتامبر در سطح بحرانی قرار داشتند و فراخوان‌ها به شهروندان تهرانی برای کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب نیز هنوز موثر واقع نشده است، بنابراین اکنون برنامه‌هایی برای توقف تمامی پروژه‌های ساختمانی در شهر به مدت دو سال وجود دارد. ایران اکنون در آستانه خشک شدن شیر‌های آب قرار دارد.

    شینا انصاری، معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در مصاحبه با گاردین می‌گوید که ایران در پنجمین سال متوالی خشکسالی شدید است و طی سه دهه گذشته دما ۱.۸ درجه افزایش و بارش‌ها در پنج سال اخیر ۳۰ درصد کاهش یافته است.

    او ادامه می‌دهد: در گذشته اشتباهاتی رخ داده، مانند قرار دادن صنایع پرمصرف آب در مناطق خشک یا اسکان جمعیت زیاد در مناطقی که منابع آب کافی ندارند؛ به دلیل محدودیت‌های عمده‌ای که با آن مواجه هستیم، چاره‌ای جز تغییر برخی روش‌های کشاورزی خود نداریم.

    او می‌پذیرد که این موضوع حساسیت اجتماعی بالایی دارد.

    فرونشست اصفهان مثل یک آتشفشان در حال فوران

    مهدی جمالی‌نژاد، استاندار اصفهان، هشدار می‌دهد که فرونشست دیگر مانند زلزله خاموش نیست بلکه مانند یک آتشفشان در حال فوران است. ایستگاه‌های مترو، تقاطع‌ها، مساجد، مدارس، بیمارستان‌ها و جاده‌ها در معرض خطرند؛ ۴۰ مدرسه تخلیه و بسیاری تخریب شده‌اند و تنها در هفته گذشته سه حفره ۷ تا ۱۵ متری در مرکز اصفهان ایجاد شده است.

    استخراج بیش از حد منابع آب زیرزمینی یکی از مشکلات بحرانی ایران است. به گفته عیسی کلانتری، وزیر سابق جهاد کشاورزی، سالانه بیش از یک میلیارد متر مکعب آب از زمین در حوضه اصفهان برای کشاورزی استفاده می‌شود که باعث ایجاد حفره‌های زیرزمینی و فرونشست گسترده شهر شده است. اکنون حدود ۲۳ میلیارد متر مکعب «هوا» در مساحتی حدود ۲۷۰۰ کیلومتر مربع در اصفهان و تالاب گاوخونی وجود دارد که نشان‌دهنده یک حفره زیرزمینی ۱۰ متری است و به طور مداوم باعث فرونشست شهر می‌شود. آثار تاریخی، جاده‌ها، نیروگاه‌ها و حتی مدارس و خانه‌ها در معرض تخریب قرار دارند.

    گاردین افزوده است: نمونه‌ای برجسته و تراژیک از بحران آب، دریاچه ارومیه است که روزگاری بزرگ‌ترین دریاچه خاورمیانه بود و اکنون عمق آب آن تنها نیم متر است. خشکسالی طولانی، تبخیر سریع و کشاورزی بیش از حد باعث کاهش شدید آب شده است و این دریاچه حتی ممکن است تا پایان تابستان کاملاً خشک شود.

    بر اساس این گزارش، اگر شرایط کنونی ادامه یابد، با وجود تهیه برنامه‌های نجات جامع فراوان، از جمله انتقال آب از دریای خزر یا پرداخت به کشاورزان برای کاهش مصرف آب، احتمال دارد که این دریاچه تا پایان تابستان دیگر وجود نداشته باشد. بنا به گفته بنفشه زهرایی ، رییس موسسه آب دانشگاه تهران، از دست رفتن ارومیه می‌تواند مشابه دریای آرال باعث بروز بیماری‌ها، سرطان‌ها و خالی شدن گسترده مناطق اطراف شود و اثرات زیست‌محیطی و انسانی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    علیرضا شریعت، دبیرکل فدراسیون صنعت آب ایران، هشدار می‌دهد که بستر نمکی پس از خشک شدن دریاچه، نور خورشید را منعکس کرده و باعث ایجاد «اثر جزیره حرارتی شهری» می‌شود که دما را افزایش داده و شرایط اقلیمی را گرم‌تر و خشک‌تر می‌کند. او تاکید می‌کند که عادی‌سازی این وضعیت خطرناک‌ترین بخش بحران است و بی‌توجهی مردم منابع طبیعی را به فاجعه‌ای روزمره تبدیل می‌کند.

    زمین‌های کشاورزی اطراف دریاچه که در اواخر دهه ۱۹۷۰ حدود ۳۰۰ هزار هکتار بودند، اکنون به حدود ۷۰۰ هزار هکتار رسیده و سالانه ۴.۵ تا ۵ میلیارد متر مکعب آب برای آبیاری نیاز دارند، در حالی که بهره‌وری آب منطقه کمتر از ۴ میلیارد متر مکعب است و بخش زیادی از آن در تبخیر طبیعی از دست می‌رود.

    شریعت پیش‌بینی می‌کند که به‌زودی دریاچه ارومیه تنها در کتاب‌های تاریخ یا عکس‌های قدیمی قابل مشاهده خواهد بود و هیچ نشانه‌ای از آن در واقعیت باقی نخواهد ماند.

    در ایران هزاران چاه غیرمجاز باعث از دست رفتن آب زیرزمینی شده است؛ تنها در منطقه کوهستانی البرز شمالی بیش از ۸۰۰۰ چاه غیرمجاز شناسایی شده است. به گفته حمیدرضا جانباز، مشاور سابق وزارت جهاد کشاورزی، ایران سالانه حدود ۴۳ میلیون متر مکعب آب را بیش از حد برداشت می‌کند و به ازای هر هکتار زمین آبی تقریبا یک چاه حفر شده است.

    با وجود این بحران، مسئولیت‌ها میان تحریم‌ها، تغییرات اقلیمی، مافیا‌های آب و فقدان تخصص پخش شده و سیستم حاکمیت آب ایران بسیار پراکنده است؛ وزارت نیرو مسئولیت اصلی را دارد، اما وزارت جهاد کشاورزی، وزارت کشور، استانداران و نمایندگان مجلس هر کدام نقش دارند و هماهنگی کافی وجود ندارد.

    شینا انصاری، در تلاش است تا جهت مدیریت آب را تغییر دهد؛ او می‌گوید بسیاری از سد‌ها در گذشته بدون ارزیابی زیست‌محیطی ساخته شده‌اند، اما اکنون اولویت‌بندی منابع آب بازسازی شده و توسعه شهر‌ها محدود و صنایع به سواحل جنوبی منتقل می‌شوند تا فشار بر منابع آب کاهش یابد، اگرچه این روند بسیار چالش‌برانگیز است.

    ضرورت تغییر الگوی کشاورزی

    گاردین در ادامه این گزارش تاکید کرده که پرداختن به کشاورزی یکی از اولویت‌های فوری است، زیرا این بخش ۸۸ درصد مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهد، اما تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی را ایجاد می‌کند. بسیاری معتقدند مصرف آب کشاورزان باید تقریبا نصف شود و کشت محصولات پرمصرف آب مانند برنج و هندوانه کاهش یابد یا کشاورزان از کشاورزی خارج شوند، حتی اگر هدف خودکفایی غذایی نیاز به تعلیق داشته باشد.

    انصاری اذعان می‌کند که به دلیل محدودیت‌های عمده‌ای که داریم، چاره‌ای جز تغییر بنیادی برخی روش‌ها و سیاست‌ها در صنعت کشاورزی نداریم. واقعیت این است که کشاورزی بیشترین مصرف آب را دارد. بسیاری از محصولات ما در گذشته پرمصرف آب بوده‌اند، به ویژه اطراف تالاب‌ها و رودخانه‌ها. تغییر سیستم‌های آبیاری اهمیت دارد، اما خود محصولات نیز اهمیت دارند. در برخی مناطق مرکزی ایران، کشاورزی برنج مانند ژاپن رایج بود. این باید تغییر کند. این شامل یافتن روش‌های جایگزین درآمد به نحوی که این جوامع تنها به کشاورزی وابسته نباشند نیز می‌شود.

    او همچنین بر بهره‌گیری از سنت‌های تاریخی ایران تاکید می‌کند؛ استفاده از قنات‌ها و بادگیر‌ها در شهر‌های باستانی نمونه‌ای از خلاقیت ایرانیان است. با این حال، او معتقد است بسیاری از مشکلات ریشه‌ای ایران ناشی از پیروی از روش‌های توسعه غربی در قرن گذشته بوده و اکنون باید درس‌های تاریخی با فناوری‌های مدرن مدیریت انرژی و منابع آب ترکیب شود.

    ایران و معضل کاهش سوخت‌های فسیلی

    گاردین نوشته: ایران با معضل کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی نیز روبه‌رو است؛ هرچند تغییرات اقلیمی اثرات جدی مانند خشکسالی، کاهش بارش و موج‌های گرما ایجاد می‌کند، درآمد نفتی کشور که سومین ذخایر جهان را دارد برای اقتصاد حیاتی است و نمی‌توان آن را به خطر انداخت.

    با این حال، انتصاب شینا انصاری به عنوان معاون رئیس‌جمهور و تجربه بیش از ۲۰ سال او در مدیریت محیط‌زیست نشان می‌دهد دولت جدید تغییرات اقلیمی را جدی می‌گیرد و بر ضرورت پرداختن همزمان به تمام جنبه‌های بحران اقلیمی تأکید دارد.

    انصاری همچنین تاکید کرده که مسائل محیط‌زیستی نباید در «تحریم‌های یکجانبه غیرقانونی» مورد استفاده قرار گیرند و این موضوع را مرتبط با «اتحاد بشریت» می‌داند. ادامه تحریم‌ها یکی از دلایل امتناع ایران از تصویب توافق‌نامه پاریس برای محدود کردن انتشار گاز‌های گلخانه‌ای است، هرچند ایران این سند را امضا کرده است.

    شاخص عملکرد تغییرات اقلیمی ایران را در پایین‌ترین رتبه از میان ۶۷ کشور قرار می‌دهد، اما تقاضا برای انرژی‌های تجدیدپذیر خورشیدی و بادی که تنها ۱٪ از ترکیب انرژی را تشکیل می‌دهند، به ویژه در بخش خصوصی به شدت در حال افزایش است.

    هدف دولت ساخت ظرفیت ۱۲ هزار مگاواتی انرژی تجدیدپذیر تا پایان برنامه توسعه در سال ۲۰۲۸ است که انصاری آن را صد درصد قابل دستیابی می‌داند.

    بر اساس این گزارش، رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان هدفی حتی جاه‌طلبانه‌تر برای رسیدن به ۳۰ هزار مگاوات در چهار سال تعیین کرده و با حضور در افتتاح یک نیروگاه خورشیدی عظیم، حمایت سیاسی روزافزون از انرژی‌های تجدیدپذیر را نشان داده است.

    انصاری می‌گوید وزارتخانه مصمم است به کاهش سوختن گاز‌های همراه نفت کمک کند، فرآیندی پرهزینه که طی استخراج نفت گاز سوخته می‌شود. سوختن گاز در ایران سالانه ۳۸ میلیون تن گاز‌های گلخانه‌ای آزاد می‌کند، که تقریباً معادل کل انتشار سالانه سوئد یا نروژ است.

    اما سرعت تغییرات اقلیمی و به ویژه تأثیر آن بر خشکسالی ممکن است در نهایت بسیار سریع‌تر از توان مقابله ایران باشد.

  • روایت ۳۰ همت هزینه و دریاچه‌ای که خشکانده شد / سدسازی‌ها و پل میان‌گذر کلانتری سهم ۴۴ درصدی در خشکی دریاچه ارومیه دارند!

    روایت ۳۰ همت هزینه و دریاچه‌ای که خشکانده شد / سدسازی‌ها و پل میان‌گذر کلانتری سهم ۴۴ درصدی در خشکی دریاچه ارومیه دارند!

    به گزارش اقتصادران، دریاچه ارومیه روزگاری به‌عنوان بزرگ‌ترین دریاچه شور خاورمیانه و دومین دریاچه شور دنیا شناخته می‌شد. این دریاچه نه‌تنها زیستگاه منحصر‌به‌فردی برای پرندگان مهاجر بود، بلکه اقتصاد و هویت اجتماعی مردم را به آن پیوند می‌زد. اما امروز، این دریاچه به طور کلی نابود شده است.

    پرسش اصلی این است که چه عواملی در این فاجعه زیست‌محیطی نقش ایفا کردند و چرا با وجود صرف هزاران میلیارد تومان بودجه برای احیا، نتیجه‌ای حاصل نشد؟

    سهم سدسازی‌ها در خشکی دریاچه ارومیه

    یکی از مهم‌ترین عوامل انسانی در خشکی دریاچه ارومیه، سدسازی‌های بی‌رویه در حوضه آبریز آن بوده است. بر اساس پژوهش‌ها، سدسازی‌ها حدود ۲۷ درصد در خشکی دریاچه نقش داشته‌اند (اصل هاشمی، بررسی ویژگی‌های اکولوژیکی دریاچه ارومیه). این رقم نشان می‌دهد که گرچه تغییرات اقلیمی و کاهش بارش‌ها هم سهمی داشته‌اند، اما مهار رودخانه‌ها با سدها به‌مراتب اثرگذارتر بوده است.

    از دهه ۱۳۶۰ تا دهه ۱۳۹۰، ده‌ها سد کوچک و بزرگ بر رودخانه‌های ورودی به دریاچه احداث شد. برخی از این سدها مانند سد شهید کاظمی بوکان، سد مهاباد، سد علویان مراغه و سد حسنلو نقش کلیدی در کاهش آورد آب به دریاچه داشتند. سدها نه‌تنها جریان‌های سطحی را متوقف کردند، بلکه توسعه کشاورزی آبی در بالادست را تسهیل نمودند و موجب افزایش برداشت‌های بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی شدند. نتیجه این سیاست‌ها، کاهش پیوسته تغذیه طبیعی دریاچه و افزایش تبخیر در پشت سدها بود (صوفی، کردوانی، سرور؛ علل کاهش سطح آب دریاچه ارومیه).

    نمونه بارز این وضعیت سد حسنلو بر رودخانه گدار است. این سد که در سال ۱۳۷۹ به بهره‌برداری رسید، یکی از مهم‌ترین ورودی‌های آب به دریاچه را مسدود کرد. احداث این سد باعث شد اراضی بالادست به‌سرعت به سمت کشاورزی مکانیزه حرکت کنند و سود اقتصادی نصیب کشاورزان آن مناطق شود (موسوی، اکبری، تأثیرات احداث سد حسنلو بر جامعه محلی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه). اما در پایین‌دست، کشاورزان با محرومیت آبی مواجه شدند و احساس تبعیض و تضاد اجتماعی افزایش یافت. این تضاد اجتماعی خود به بحرانی عجیب در کنار بحران اکولوژیک تبدیل شد.

    میان‌گذر شهید کلانتری؛ ۱۷ درصد خشکی با یک خاکریز

    پروژه میان‌گذر شهید کلانتری که دو سوی دریاچه ارومیه را به‌وسیله یک جاده و خاکریز به هم متصل کرد، از همان ابتدا با مخالفت کارشناسان محیط‌زیست مواجه بود. این پل که هدفش کوتاه کردن مسیر تبریز به ارومیه بود بدون انجام مطالعات زیست‌محیطی جامع اجرا شد و اکنون بر اساس پژوهش‌ها، حدود ۱۷ درصد در خشکی دریاچه نقش داشته است.

    این خاکریز میان‌گذر مانع جریان طبیعی آب بین شمال و جنوب دریاچه شد. از آن‌جایی که ۶۸ درصد از آب‌های ورودی به دریاچه از ناحیه جنوبی بزرگراه وارد آن می‌شود، این عامل باعث تفاوت در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی به ویژه رسوب‌گذاری نواحی شمالی و جنوبی شد. بر اثر این اقدام میزان شوری آب دریاچه، به دلیل تبادل‌نشدن آب در دو بخش جنوبی و شمالی، در نیمه شمالی به شدت افزایش یافت. مختل شدن چرخه آب از شمال به جنوب دریاچه باعث شد که شوری بخش شمالی دریاچه ارومیه به بیش از ۳۰۰ گرم در هر لیتر برسد و مهم‌ترین کانون زیستی این دریاچه رو به مرگ برود. (اصل هاشمی، بررسی ویژگی‌های اکولوژیکی دریاچه ارومیه)

    بسیاری از کارشناسان این پروژه را مصداق بارز تصمیمات عمرانی غیرکارشناسی می‌دانند که منفعت کوتاه‌مدت اقتصادی و سیاسی را بر مصالح بلندمدت محیط‌زیستی ترجیح دادند.

    سازمان فضایی ایران در سال ۱۴۰۱ عنوان کرد که پل کلانتری نقش به‌سزایی در خشک شدن دریاچه ارومیه داشته است. میزان مصالح وارد شده به دریاچه برای احداث این میان گذر و برهم خوردن چرخه جریان‌های آبی در نیمه شمالی و جنوبی این دریاچه، یکی از عوامل تخریب اکوسیستم و خشک شدن آن است.

    170089643 ak2615

    کشاورزی و چاه‌های غیرمجاز

    عامل دیگر خشکی دریاچه توسعه افسارگسیخته کشاورزی از طریق توسعه بی‌رویه چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق بود.

    در حوضه آبریز دریاچه بیش از ۴۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز وجود دارد که سالانه حجم عظیمی از منابع آب زیرزمینی را می‌بلعد. این در حالی است که ستاد احیا به‌رغم شعار اصلاح الگوی کشت، نتوانست تغییر محسوسی در رفتار کشاورزان ایجاد کند. کشت محصولات پرآب‌بری مانند سیب و چغندر قند همچنان در اولویت کشاورزان باقی ماند.

    به عنوان مثالی ملموس باید گفت بعد از احداث سد حسنلو و آبی شدن زمین‌های دیم و تبدیل آبیاری سنتی به آبیاری مکانیزه در بالادست، صاحبان این زمین‌ها منفعت مالی قابل توجهی از احداث سد به دست آوردند و زمانی که دریاچه با خشکی مواجه شده و بنا به تصمیمات ستاد احیای دریاچه ارومیه از میزان آب تخصیص یافته به زمین‌های کشاورزی برای رهاسازی آب سد به دریاچه کاسته شد، اهالی نسبت به دریاچه و احیای آن موضع‌گیری نشان دادند. برخی از اهالی برای به حداقل رساندن تاثیر احداث سد حسنلو بر خشکی دریاچه ارومیه این‌گونه عنوان می‌کردند که این سد به تنهایی تاثیر ناچیزی بر کاهش آب دریاچه داشته است و تعدد سدهای احداث شده در بالادست مسبب خشکی دریاچه است. (اکبری، موسوی، تاثیرات احداث سد حسنلو بر جامعه محلی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه)

    باید گفت از حدود ۴۵ سال پیش روند خشکسالی در حوضه دریاچه ارومیه آغاز شده، اما با وجود این واقعیت، ساخت سدها و شبکه‌های آبی همچنان ادامه یافت. در این میان، طراحان و سیاست‌گذاران بدون توجه به شرایط اقلیمی و بحران خشکسالی، پروژه‌های آبیاری را به طور عمده بر اساس روش غرقابی طراحی و اجرا کرده‌اند.

    این مساله دو بعد اساسی دارد. یکی از آنها نبود هماهنگی میان ساخت سدها و اجرای شبکه‌های آبیاری است. به‌عنوان نمونه، سدهایی مانند بوکان و مهاباد بیش از چهار دهه پیش احداث شده‌اند، اما هنوز شبکه‌های تحت پوشش آنها تکمیل نشده و آب همچنان با شیوه‌های سنتی و با راندمانی بسیار پایین مصرف می‌شود. دوم، ادامه مصرف بی‌رویه آب در بخش کشاورزی در حالی‌که خود دریاچه با بحران شدید خشکسالی روبه‌رو است. طرح‌های فعلی نیز همچنان بر پایه انتقال آب از طریق کانال‌های باز و آبیاری غرقابی بنا شده‌اند که بازدهی انتقال و مصرف را به‌شدت کاهش می‌دهد. در عمل، اگر برداشت آب‌های زیرزمینی نیز حساب شود، راندمان کلی آبیاری در این منطقه کمتر از یک درصد برآورد می‌شود. (صوفی، کردوانی، سرور، علل کاهش سطح آب دریاچه ارومیه)

    با توجه به موضوعات بیان‌شده باید گفت بار دیگر سیاست خودکفایی به‌ویژه در حوزه کشاورزی و نبود مشاغل جایگزین، بحران‌زا شده است. در حدی که یکی از مهم‌ترین دریاچه‌های ایران، در جریان اصرارهای بیهوده بر سر سدسازی، پل‌سازی، جاده‌سازی و کشاورزی با روش‌های سنتی نابود شد.

    ستاد احیای دریاچه ارومیه؛ ۳۰ همت هزینه‌کرد بدون نتیجه!

    در سال ۱۳۹۲ و در زمان دولت یازدهم، ستاد احیای دریاچه ارومیه تشکیل شد. این ستاد ماموریت داشت با اجرای طرح‌های مختلف، دریاچه را به تراز اکولوژیک بازگرداند. پروژه‌هایی همچون انتقال آب از حوضه‌های دیگر، اصلاح الگوی کشت، مرطوب‌سازی بستر و ایجاد زیرساخت‌های نوین آبیاری در دستور کار قرار گرفت.

    اما امروز، بیش از یک دهه بعد، تراز آبی دریاچه حتی پایین‌تر از سال ۱۳۹۲ است. بسیاری از پروژه‌ها نیمه‌تمام یا ناکارآمد باقی مانده‌اند. راندمان آبیاری در منطقه همچنان زیر ۴۳ درصد است؛ یعنی دو سوم آب مصرفی در کشاورزی هدر می‌رود. این ناکامی‌ها و خشکی کامل دریاچه بار دیگر عوامل این رخداد را به عرصه رسانه‌ها بازگرداند.

    آن‌طور که دیده‌بان ایران گزارش داده، عیسی کلانتری، رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست، درباره این موضوع عنوان کرد: «متاسفانه در حوزه آب، تصمیم‌ساز‌ها عمدتا مشاورین و پیمانکاران آب بودند که منافع شخصی خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دادند که طرح‌هایی را در این حوزه به وزارت نیرو می‌دادند و وزیر هم این طرح‌ها را به دولت و مجلس می‌آورد و مصوبه می‌گرفت و اجرا می‌کرد. شرکت مهاب قدس نوعی شرکت مونوپول بوده که همه سدسازی‌ها زیر نظر این شرکت بوده است. قبل از این که این شرکت به آستان قدس رضوی واگذار شود و دوباره برگردد، تمام مطالعات آبی کشور را به مهاب قدس می‌دادند و این شرکت هم با ۱۵۰۰ درصد ظرفیت کار می‌کرد و مطالعات را بین شرکت‌های دیگر تقسیم می‌کرد و درصد خود را برمی‌داشت و مونوپول شده بود.»

    همچنین آن‌طور که خانه اقتصاد گزارش داده، مصطفی فدایی‌فرد، مدیر پروژه سابق مهاب قدس، در پاسخ به این اظهارات کلانتری عنوان کرد: «کلانتری در ستاد احیای دریاچه ارومیه عنوان کرد که با ۱۵ تا ۲۰ هزار میلیارد تومان دریاچه احیا می‌شود. این هزینه انجام شد، اما متاسفانه دریاچه احیا نشد. دریاچه در حال حاضر به طور کامل خشک است. بنابراین، اگر قرار است کلانتری در مورد مافیا صحبت کند، بزرگ‌ترین مافیا در ستاد احیای دریاچه ارومیه شکل گرفت.»

    لازم به ذکر است کلانتری در سال ۱۴۰۲ در گفت‌‍وگو با ایلنا گفته بود: «تا امروز ۳۰ هزار میلیارد تومان برای احیای دریاچه ارومیه هزینه شده است. این بدان معناست که ۳۰ همت خرج شده است.»

    باید گفت با این که رقم بیان‌شده بسیار بیشتر از رقم اعلامی توسط مدیر پروژه سابق مهاب قدس است، اما نهایتا هیچ اقدام موثری توسط ستاد احیا صورت نگرفت و دریاچه ارومیه به طور کامل خشک شد.

    جالب‌تر آن‌که شرکت مهاب قدس، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مهندسان مشاور حوزه سدسازی در ایران، در خشکی دریاچه ارومیه چندان بی‌تقصیر نیست و هم در ستاد احیا فعالیت داشته و هم در پروژه‌هایی همچون سد مهاباد به عنوان یکی از سدهای ساخته شده در حوضه دریاچه ارومیه نیز نقش ایفا کرده است.

    باید گفت زمانی که دریاچه خشک شده است، بسیاری از مسئولان به فکر انداختن تقصیر بر گردن دیگری افتاده‌اند. این در حالی است که روایت خشک‌شدن دریاچه ارومیه تمامی نهادهای مذکور را شامل می‌شود؛ از سدسازی‌های بی‌رویه تا کشاورزی ناپایدار، میان‌گذر شهید کلانتری و ستاد احیایی که هیچ اقدام موثری برای احیا انجام نداد.

    دریاچه‌ای که قربانی سیاست شد

    دریاچه ارومیه امروز نه صرفا قربانی تغییرات اقلیمی که قربانی سیاست‌های توسعه‌ای ناپایدار است. سدسازی‌های بی‌رویه، پروژه میان‌گذر شهید کلانتری که بدون توجه به محیط‌زیست اجرا شد و هزینه‌های کلان ستاد احیا که نتیجه ملموسی به بار نیاورد، همگی بخشی از پازل خشکی دریاچه ارومیه هستند.

    وقتی ۲۷ درصد خشکی به سدسازی‌ها نسبت داده می‌شود، ۱۷ درصد به میان‌گذر و بخش دیگری به چاه‌های غیرمجاز و کشاورزی پرآب‌بر، روشن است که مسئولیت اصلی متوجه سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران انسانی است. طبیعی است که تغییر اقلیم و کاهش بارش‌ها به‌عنوان عاملی جهانی اثرگذار باشد، اما این مسئولان بودند که با بی‌تدبیری، روند طبیعی را به بحرانی غیرقابل بازگشت بدل کردند.

    به نظر می‌رسد که خشکی دریاچه‌ها قرار نیست مسئولان را نسبت به پیامدهای مخرب سیاست‌های آنها آگاه کند. شاید بار دیگر به بهانه احیا میلیاردها تومان هزینه شود بدون آن‌که تغییری بنیادین در سیاست‌ها رخ دهد. بار دیگر توسعه کمّی سدها و طرح‌های انتقال آب بدون توجه به توسعه کیفی در مدیریت منابع، اصلاح کشاورزی و بازگرداندن بخشی از حق‌آبه طبیعی دریاچه در دستور کار قرار می‌گیرد.

    این روزها که صحنه سیاسی و رسانه‌ای کشور پر شده از جدل میان مسئولان بر سر «مقصر اصلی خشکی دریاچه ارومیه» که هرکدام سعی می‌کنند دیگری را عامل اصلی معرفی کنند، اما در واقعیت، این دعواها بیش از آنکه پاسخی برای مردم داشته باشد، نشان می‌دهد همه آن‌ها به نوعی در این بحران سهیم‌ هستند.

    کسانی که در ستاد احیا هزاران میلیارد تومان بودجه گرفتند و عملا هیچ اقدام موثری نکردند، همان‌قدر در این فاجعه مسئول هستند که تصمیم‌گیرانی که با سدسازی‌های بی‌رویه مسیر آب را بستند. متولیان ساخت پل میان‌گذر شهید کلانتری نیز سهمی جدی در قطع گردش طبیعی آب داشتند. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران در حوزه کشاورزی با شعار خودکفایی، بدون آن‌که شغل‌های جایگزین برای کشاورزان تعریف کنند، آنها را وادار کردند همچنان با روش‌های سنتی و غرقابی به کشاورزی ادامه دهند؛ شیوه‌ای که منابع آبی را بلعید و روند خشکی دریاچه ارومیه را تسریع کرد. در واقع، پشت این دعواها می‌توان رد پای همه سیاست‌های شکست‌خورده و خطاهای بزرگ چهار دهه گذشته را دید؛ مشکلاتی که دست‌به‌دست هم دادند تا دریاچه‌ای که زمانی بزرگ‌ترین دریاچه شور منطقه بود، به طور کامل خشک شود.

  • اصفهان به دست اصفهان‌ها در حال نابودی است /  زیربنای تخریب منابع آبی ما تصویب قانونی به نام توزیع عادلانه آب است

    اصفهان به دست اصفهان‌ها در حال نابودی است /  زیربنای تخریب منابع آبی ما تصویب قانونی به نام توزیع عادلانه آب است

    به گزارش اقتصادران، امروز ایران درگیر بحران جدی آب است. قطع آب شرب در حالی اتفاق می‌افتد که کشاورزی بزرگترین مصرف‌کننده‌ی آب در کشور است و ساختار سنتی ان به نوعی سبب شده غارتی عجیب در این حوزه شکل بگیرد. عیسی کلانتری در سال‌های دور وزیر کشاورزی بود و بعدها به ریاست سازمان حفاظت محیط زیست رسید و البته در دولت اول روحانی نیز مسئولیت احیای دریاچه‌ی ارومیه را بر عهده داشت. او معتقد است ایران در مسیری غیرقابل برگشت قرار دارد. تحریم را عامل مهم بروز بحران آبی می‌داند چرا که در اثر تحریم منابع درامدی ایران از بین رفت و وقتی پولی برای واردات غذا نباشد، فشار بر منابع آبی و کشاورزی برای تامین غذا افزایش می‌یابد. او در این گفتگو ازخطری گفت که اذربایجان غرب و شرقی و حوضه‌ی آبریز دریاچه‌ی ارومیه را تهدید می‌کند. از خطرات پیش روی اصفهان گفت و تاکید کرد اصفهان به دست اصفهان‌ها در حال نابودی است . وی از آدرس‌ها غلطی پرده برداشت که با هدف از بین بردن صورت مساله پررنگ می‌شود. بخش دوم این مصاحبه پیش روی شماست. بخش اول آن در دسترس است.

    بخش مهمی از آب ایران در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. بسیاری معتقدند تا زمانی که مصرف آب در بخش کشاورزی اصلاح نشود، صرفه‌جویی در مصرف آب اقدامی است که دستاورد چندانی ندارد. آمارها در حوزه‌ی میزان مصرف آب نیز همین مساله را گواهی می‌دهد. در خوشبینانه‌ترین حالت هفتاد و پنج درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. نکته اما این‌جاست که در سالیان گذشته تکنولوژی‌ها و فناوری‌ها در بخش کشاورزی پیشرفت‌های زیادی داشته اما ایران از این پیشرفت‌ها به دور بوده است، چرا با وجود بحران شدید آب در ایران توجهی به این بخش صورت نمی‌گیرد؟

    متاسفانه ما سیاست‌های مبتنی بر توسعه‌ی پایدار را پیاده‌سازی نمی‌کنیم. دید بلندمدت نداریم. فقط به امروز فکر می‌کنیم و نتیجه می‌شود همین. از سوی دیگر تحریم دسترسی ما به تکنولوژی‌های جدید را دشوار می‌کند و به دلیل کم شدن منابع مالی، مجبورمان می‌کند با فشار بر منابع آبی غذای بیشتری تولید کنیم تا جمعیت سیر شوند.

    متاسفانه در این حوزه با کشورهایی مثل افغانستان و پاکستان و عراق قابل قیاس هستیم.همین همسایه‌ی ما ترکیه در حال حاضر یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان در حوزه‌ی کشاورزی است. اروپا و امریکای جنوبی محدودیت آب ندارند اما ساختار کشاورزی پیشرفته‌ای دارند. اروپا محدودیت‌هایش را با علم مهار کرده. کشورهای شرق آسیای هم همین‌طور. حتی اردن و مصر هم تغییرات محسوس کرده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد کشور آذربایجان هم سیاست‌هایش را تغییر داده و به‌سمت توسعه پایدار رفته. اهمیت موضوع برای همه‌ی کشورها مشخص شده اما ما دست روی دست گذاشته‌ایم.خاطرم هست همان سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت، عربستان تحت تاثیر انقلاب ما سیاست خودکفایی را در پیش گرفته بود. من که دانشجو بودم که اجرای این سیاست‌ها در عربستان آغاز شد. بعدها در سال ۷۶ همراه آقای هاشمی به عربستان رفتیم ونتایج این سیاست را دیدیم. حالا این سیاست‌ها تحمیلی بود یا از روی نادانی نمی‌دانم. آن‌ها آمده بودند آب‌های فسیلی را از عمق هفتصد، هشتصد و هزار متری کشیده بودند بیرون و کشاورزی را به صورت موقت توسعه داده بودند. با همین سیاست سطح زیر کشت را از حدود هشتصد هزار هکتار به سه میلیون هکتار رسانده بودند. شاید صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کردند اما بعد از این‌که با این کار آب‌هایشان تمام شد و سرزمین‌شان خشک شد برگشتند به چهل سال قبل خودشان. در حقیقت هم منابع آبی‌شان را نابود کردند و هم سرمایه‌هایشان به باد رفت. افتخارشان این بود که به ما گندم صادر می‌کنند. افتخار می‌کردند به لحاظ سیاسی که ما خودکفا شدیم. گندم را از کشاورزشان می‌خریدند ۸۰۰ دلار و به ما می‌فروختند ۱۵۰ دلار. حالا چرا این را تعریف کردم چون الان ما در همان مسیر هستیم.

    البته موضوع ما افتخار و انتخاب نیست. ما مجبوریم این کار را بکنیم. آن‌ها می‌خواستند بگویند ما پیشرفته شدیم اما ما به دلیل فشارها باید چنین کاری را انجام دهیم. بگذارید آماری مرتبط با این موضوع ارائه کنم که البته متعلق به سال ۱۳۹۶ است، وقتی آقای چیت‌چیان وزیر بود. پس از این تاریخ دیگر آمارها به روز نشده و خود این موضوع حساسیت‌برانگیز است. بر اساس آمارها تزریق منابع آب‌های زیرزمینی سالیانه ۱۹.۵ میلیارد مترمکعب است اما برداشت به ۴۷ میلیارد مترمکعب می‌رسد. این مابه‌التفاوت برداشت از کجا می‌آید؟ از آب‌های فسیلی. ما حق نداشتیم حتی همه‌ی نوزده و نیم یا  بیست میلیارد متر مکعب آب تزریقی را برداریم اما این کار را کردیم.

    نتیجه‌ی این سیاست ورشکستگی آبی ایران بوده، حالا در این فضا تداوم این روند نگران‌کننده‌تر است.

    حتما. ما امروز با تخریب دریاچه‌ها و باتلاق‌ها و تالاب‌ها روبه‌رو هستیم و در اثر این اتفاق ریزگردها بلند شده‌اند و شهرها آلوده شده‌اند.

     ریزگردهایی که در شش ماه دوم سال نفس شهرها را گرفته همه منشا داخلی دارند. از مهر تا فروردین هر چه ریزگرد داریم به علت موضوعات داخلی است. این ریزگردهای شش ماهه اول سال از عراق می‎آیند. سیاست‌های آبی ترکیه سبب شده تالاب‌ها خشک شود و  گرد و غبار ناشی از خشکی تا مرزهای شرق ما پیش بیاید. دست‌کاری غلط در طبیعت این وضعیت آشفته را رقم زده. حالا فرقی ندارد این دستکاری از روی فشار باشد یا سیاست غلط. وقتی به عقب نگاه می‌کنیم می‌بینیم بعد از این‌که سفارت آمریکا را گرفتند، ما رفتیم زیر تحریم و فشارهای بین‌المللی. هنوز جنگ شروع نشده بود. الان نشانه‌ها و تاثیرات این فشارهای چند دهه‌ای را می‌توانید در جنگل‌های زاگرس ‌بینید سالیانه سی تا چهل و حتی پنجاه هزار هکتار از جنگل‌ها با بیماری ذغالی خشک می‌شوند. علت همان سیاست‌گذاری غلط و دستکاری اشتباه در اکوسیستم و محیط زیست است. آمدیم اشکوب‌های زیر زمینی را شخم زدیم. خاک‌هایشان را فرسایش دادیم. وقتی خاک دچار فرسایش شد و پوشش‌های کوهستانی خاک در مناطق مرکزی کشور از بین رفت درخت ماند و سنگ مادر. در طول سالیان دیگر باران به اندازه‌ی کافی لای سنگ‌ها نفوذ نکرد و درخت‌ها سال به سال ضعیف‌تر شدند. ادامه‌ی اشتباهات در سی سال و چهل سال سبب شد بیماری‌ای که با درختان بلوط ده‌ها هزار سال همزیستی مسالمت‌آمیز داشت، به علت ضعف درخت غالب شود. طرح‌های سنابل یک و دو سه که اول انقلاب اجرا شد جنگل‌های بلوط را به این روز انداخت. امروز بیماری ذغالی دارد درخت‌ها را می‌بلعد.

    شما به موضوع فرسایش و از بین رفتن خاک اشاره کردید، قاچاق خاک از ایران تا چه حد در بحرانی کردن فضا موثر است؟

    این یک آدرس غلط است.

     از چه منظر؟

     توضیح می‌دهم. ببینید اصلا می‌خواهند با این حرف‌ها سیاست‌ها را لوث کنند. قاچاق خاک بد است این را همه قبول دارند. من هم شخصا طرفدار صادرات هم خاک نیستم. این به کنار اما طبق آمارهای مراکز تحقیقات منابع طبیعی و بین‌المللی میزان فرسایش خاک در کشور سالیانه دو میلیارد تن است. کل خاکی که از ایران و حتی از هرمز قاچاق می‌شود، پنجاه هزار تن نیست. حالا باید برای کدام نگران بود؟ اصلا قاچاق خاک با کدام کشتی قرار است اتفاق بیفتد؟  قاچاقچی مگر چقدر خاک می‌تواند ببرد؟ میزان قاچاق خاک در قیاس با فرسایش دو میلیارد تنی اصلا قابل توجه نیست.

    پس معتقدید مانور روی این مساله با اهداف خاص صورت می‌گیرد؟

    بله. ما حتی اگر یک میلیون تن هم صادرات خاک داشت باشیم، چه قانونی و چه قاچاق، در قیاس با حجم فرسایش بسیار اندک است حال آن‌که میزان صادرات و قاچاق خاک حتی کمتر از بیست هزار تن است. با این مانورها روی مساله‌ی صادرات خاک، اذهان را از موضوع اصلی منحرف می‌کنند. این حرف‌ها بیشتر از سوی مقامات دولتی و شبه دولتی اعلام می‌شود تا کسی فرسایش و از بین رفتن دو میلیارد تن را نگاه نکند و همه‌ی توجه‌ها به یک موضوع بی‌اهمیت جلب شود. باز هم تاکید می‌کنم نباید آن اتفاق بیفتد اما این طرف قضیه بر سر دو میلیارد تن است.

    برای پیشگیری از فرسایش خاک چه سیاست‌هایی باید در دستور کار قرار بگیرد؟

      بخش اعظمی از فرسایش خاک مربوط می‌شود به فشار شخم زدن برای کشاورزی. یک بخش هم به بالا بودن جمعیت دام در قیاس با توان مرتع برمی‌گردد چرا که در این حالت امکان رشد گیاه نیست و وقتی پوشش گیاهی نباشد فرسایش خاک شدت می‌گیرد.

     شما وقتی دو میلیارد تن خاک فرسایش یافته را به وسعت کشور تقسیم کنی و به حجم دربیاوری می‌بینی سالیانه هفت دهم میلیمتر فرسایش در این کشور اتفاق می‌افتد. این در حالی است که در اقلیم ما چهل تا پنجاه سال طول می‌کشد تا یک میلی‌متر خاک تشکیل شود. یعنی ۲۵ تا سی سال طول می‌کشد تا هفت دهم میلی‌متر خاک در کشور تشکیل شود اما ما در یک سال آن را از بین می‌بریم. عمق متوسط خاک ما در ایران ۲۲ سانتیمتر است. ما از همه طرف به جان طبیعت افتادیم. وضع جنگل‌هایمان همین است. وضع خاک همین است و وضع آب از همه. سیاست‌های کلان کوتاه‌مدت در حال نابود کردن طبیعت است. بخشی از این اون سیاست‌ها اشتباه است و بخشی اجبار. در حقیقت اگر ما در سیاست‌های بین‌المللی تجدید نظر نکنیم مجبور به ادامه‌ی این مسیر اشتباه خواهیم بود.

     امروزه ما با بحران شدید کم‌آبی روبه‌رو هستیم. باز شدن پای بحران به شهرها و قطع آب شرب و … سبب شده توجه به این حوزه بیش از پیش افزایش یابد. مثلا واکنش‌ها به تصاویری از دریاچه‌ی خشک شده‌ی ارومیه منتشر شد، بسیار زیاد بود. پانزده سال پیش دولت وقت از برنامه‌اش برای احیای دریاچه سخن می‌گفت اما…

    امروز که وضعیت به مراتب بحرانی‌تر از آن زمان است.

    بله. بحرانی‌تر است. مشخصا می‌خواهم بپرسم این‌جا هم اصرار بر تداوم کشت مانع احیای دریاچه‌ی ارومیه شد؟ همان سال ۱۳۹۲ آقای چیت‌چیان وقتی برنامه‌هایش برای وزارت نیرو را ارائه داد تاکید کرد احیای دریاچه پانزده سال طول می‌کشد و یکی از مهمترین راهکارها کاهش سطح زیر کشت است.

    دکتر روحانی در این حوزه خوب عمل کرد. ۲۷ سیاست برای احیای دریاچه‌ی ارومیه تدوین شد که یک بند آن کاهش پنجاه هزار هکتاری سطح زیر کشت بود. اتفاقا به دلیل عوارض و شرایط این یک سیاست از سوی ایشان کنار گذاشته شد و دریاچه افتاد در مسیر احیای پانزده ساله.

    این روند چطور متوقف شد؟

    شهریور ۱۴۰۰ دولت آقای روحانی دریاچه‌ای را که در سال ۱۳۹۳ زیر یک میلیارد متر مکعب آب داشت، با سه میلیارد و هشتصد میلیون متر مکعب آب به دولت رییسی تحویل داد.

    در شهریور ماه امسال با وجود عملیاتی شدن انتقال آب زاب دریاچه یک میلیارد و هفتصد میلیون متر مکعب آب دارد. این در شرایطی است که سالیانه ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب وارد دریاچه می‌شود. همین انتقال آب زاب هم از برنامه‌های دولت روحانی بود. اگر برنامه‌های احیای دریاچه با دست فرمان دولت روحانی ادامه پیدا می‌کرد، باید در پایان پانزده سال آب دریاچه به ۱۴.۷ میلیارد مترمکعب می‌رسید. این رقم تراز اکولوژیکی دریاچه است. الان خطر این است که دریاچه تبدیل به پلایا شود یعنی عمق نگیرد. اگر عمق نگیرد دیگر دریاچه مرده است. متاسفانه در دولت آقای پزشکیان هم توجهی به این مساله نمی‌شود. همان سیاست‌های دولت آقای رییسی در حال تداوم است.

    نکته‌ی عجیب این است که سطح زیر کشت هم در این سال‌ها با وجود اجرای برنامه‌ی احیا افزایش پیدا کرده. درست است که برنامه‌ی کاهش سطح زیر کشت کنار گذاشته شد اما چرا افزایش اتفاق افتاد؟

    متاسفانه این تداوم همان سیاست اشتباه است. همه چیز دست به دست هم داده تا دریاچه به این روز بیفتد. ۲۶ سیاست طراحی شد که یکی از ان‌ها انتقال آب رودخانه‌ی زاب با تونل ۳۷ کیلومتری به دریاچه است. برای احداث این تونل  ۵۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری شد تا آب به دریاچه برگردد اما همین بهار سال گذشته بیش از ۶۰۰ موتور پمپ در مسیر گذاشته بودند و برای کشاورزی آب برداشت می‌کردند. این آب حق دریاچه بود. در این حد هم توجه نمی‌شود. حالا ما مدام می‌گوییم خطر پلایا شدن و مردن دریاچه وجود دارد. اگر املاح دریاچه در آب حل نشود، همه‌چیز از دست رفته و دیگر دریاچه مرده. نگرانی ما از مردن دریاچه جدی است. این اتفاق در اثر بی‌توجهی دولت آقای رییسی و دولت پزشکیان در حال رخ دادن است چون حق‌آبه‌ها را نداده‌اند. دریاچه حقابه‌ای دارد. حقابه‌اش اولویت دارد بر کشاورزی. از بعد بین‌الملی هم اگر آب محدود باشد و مجبور به انتخاب بین محیط زیست و کشاورزی شویم، بعد از آب شرب، محیط زیست مقدم است بر کشاورزی. اما در ایران چه کردیم؟ آبی که از زاب می‌رفت به عراق را برگرداندیم و به جای رساندنش به دریاچه با ۶۰۰ موتور پمپ گذاشتیم در مسیر و آن را برداشت می‌کنیم برای کشاورزی. هیچ کسی هم نمی‌گوید بالای چشمت ابروست. اخیرا مجبور شدند جمع کردند. در دولت آقای روحانی مسیر کانال را منطقه حفاظت شده اعلام کردیم که دیگه کسی نتواند به این آب دست بزند اما بعد آن قدر بی‌توجهی شد که در مسیر کانال موتور پمپ گذاشتند و کشاورزی را توسعه دادند. این بی‌توجهی کمابیش هست. یعنی بعد از دولت روحانی کسی برای احیای دریاچه برنامه ندارد و مساله را جدی نگرفتند. کار رها شد. من به اقای پزشکیان هم اعلام خطر کردم چون کماکان همان سیاست‌ها ادامه دارد.

     سال ۷۵ سمیناری درباره‌ی خلاصی از دریاچه ارومیه برگزار شده بود؟

     خلاصی از دریاچه‌ی ارومیه؟

    بله آقای درویش می‌گوید که در سال ۷۵ سمیناری با این محوریت، در زمانی که حجم آب دریاچه بسیار بالا بود، در آذربایجان شرقی برگزار شده است.

    آقای درویش اشتباه می‌کنند.

    یعنی اصلا چنین سمیناری برگزار نشده؟

    ماجرا این است که آن سال من مشاوری داشتم به نام آقای جواهری. ایشان مشاور آب و خاک بود. اهل شیراز بود و هفته‌ای سه روز می‌آمد تهران. این را داشته باشید. سال ۷۴ تا ۷۸ پرآب‌ترین دوره‌ی دریاچه بود. در این سال‌ها دریاچه بالای سی میلیارد متر مکعب آب داشت. حتی راه‌آهن تبریز – ترکیه زیر آب رفته بود. این خط آهن الان ۳۵ تا ۴۰ کیلومتر از دریاچه فاصله دارد. حالا ببینید حجم آب چقدر بود. یک روز این آقای جواهری آمد و یک تکه کاغذ گذاشت جلوی من و گفت اگر این سدها ساخته شود دریاچه در سال ۱۳۹۵ خواهد خشکید. بخشی از اون سدهایی که می‌گفت ساخته شده بود و بخشی دیگر هم بعدها ساخته شد. من وقتی این را دیدم یک جلسه گذاشتم با مشاور آب و خاک. حسابداری آب کاملا دقیق بود اما هر چی گفتیم کسی گوش نداد. در نهایت سال۷۶ یا ۷۷ بود که جلسه‌ای گذاشتیم در شبستر. صحبت این بود که باید کشاورزی را محدود کنیم و کشت دوم را حذف کنیم. مثلا گفتیم باید کشت پیاز از منطقه‌ی شرق دریاچه حذف شود چون آب‌بر است. اتفاقا به سهم خودمان کارهای مهمی هم کردیم. من آن زمان هیچ مسئولیتی در این حوزه نداشتم. حقابه‌ی دریاچه را باید محیط زیست از وزارت نیرو می‌گرفت اما ما گفتیم وظیفه‌ی ماست که در راستای توسعه پایدار دریاچه را حفظ کنیم و سیاست کشاورزی را اصلاح کنیم.

    پس ما آن‌جا گفتیم این سیستم دریاچه را خشک خواهد کرد نه این که بگوییم چطور از شر دریاچه باید خلاص شد. آقای درویش یا اشتباه فهمیده یا اشتباه گفته. این پیش‌بینی در آن زمان که دریاچه پر از آب بود، صورت گرفت و پیش‌بینی دقیقی هم بود متاسفانه محقق هم شد. مسلم بود وقتی این میزان سد می‌زنند روی دریاچه و آب را برای توسعه‌ی کشاورزی استفاده می‌کنند همین می‌شود. دریاچه در حالی با کمبود ورود آب روبه‌رو شد که تبخیر سر جاش بود.میزان تبخیر سالی یک متر و ۵ سانت بود اما بارش به حدود سیصد میلی‌متر می‌رسید. یعنی یک مابه‌التفاوت ۷۵ سانتی این وسط وجود داشت. وقتی هر سال هفتاد و پنج سانت مابه‌التفاوت وجود داشته باشد، در نهایت دریاچه می‌خشکد.

    این سمینار هیچ حساسیتی را ایجاد نکرد؟

    فقط این نبود. ما اون زمان اعلام خطر کردیم. من وزیر کشاورزی بودم اما چون اهل آن منطقه بودم می‌دانستم عواقب خشکی دریاچه چیست، برای همین به آقای خاتمی نامه هم نوشتم.

    واکنش چه بود؟

     آن زمان خانم ابتکار رییس سازمان محیط زیست بود و این سازمان مالک دریاچه است، موضوع را به او گفته بودند و او اعلام کرده بود این طور نیست و همکارانش پیش‌بینی کرده‌اند سیاست‌ها مشکلی برای دریاچه ایجاد نخواهد کرد. من سال ۸۹ برای مقام رهبری نامه نوشتم که به داد دریاچه برسید. گفتم با خشکی دریاچه شش تا هفت میلیون نفر ناگزیر هستند مهاجرت کنند و جابه‌‎جا بشوند. کل آدم‌هایی که در جنگ تحمیلی از خوزستان و ایلام مهاجرت کردند فقط هشتصد هزار نفر بودند. با مهاجرت همین تعداد همه‌ی کشور گرفتار شدند؛ از تهران و اصفهان و شیراز بگیرید تا شهرهای دیگر. گفتم با مهاجرت شش، هفت میلیون نفر می‌خواهید چکار کنید؟ ایشون دستور اکید به آقای احمدی‌نژاد دادند که موضوع را پیگیری کن و در نهایت یک ستاد احیایی در زمان احمدی‌نژاد درست شد. معاون اول او یعنی اقای رحیمی هم مسئول این ستاد شد. یادم هست با من هم صحبت‌هایی شد اما بدون برنامه و مطالعه کار را شروع کردند.

    بعد که آقای روحانی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری آمد. سال ۹۲ مردم آذربایجان غربی و شرقی تنها خواسته‌شون احیای دریاچه‌ی ارومیه بود و ایشان وقتی برای سفر انتخاباتی به ارومیه رفت قول داد اگر انتخاب شود، اولین مصوبه‎ی دولتش برای احیای دریاچه خواهد بود. همین اتفاق هم افتاد. اولین مصوبه‌ی دولت روحانی منطبق با اصل ۱۳۸ قانون اساسی به احیای دریاچه ارومیه اختصاص داشت و وزیر نیرو مسئول احیای دریاچه‌ی ارومیه شد. بعد از سه- چهار ماه آقای چیت‌چیان که وزیر نیرو بودند آمدند پیش من در خانه کشاورز. گفتند من یا باید وزیر نیرو باشم یا مسئولیت احیای دریاچه را داشته باشم. دو مسئولیت را نمی‌شود پیش برد. گفتم کار سخت مطالعات اولیه است و بعد وقتی نقشه‌ی راه مشخص شد، کار آسان می‌شود. نپذیرفت. از من خواهش کرد این مسئولیت را بپذیرم. من وظیفه محلی و ملی‌ام می‌دانستم که این مسئولیت را قبول کنم. پذیرفتم. شش ماه تمام دانشگاه شریف را مسئول کردیم با همکاری دوازده دانشگاه مساله را مطالعه کنند. این مطالعه از اول زمستان تا پنجم تیرماه به طور انجامید و در این دوره گروه فقط یک روز تعطیل شدند، آن هم به مناسبت اول فقط اول فروردین. این‌ها با مراکز دانشگاهی از استرالیا تا امریکا و روسیه و کانادا در ارتباط بودند. در آن دوره فقط دانشگاه شریف ارتباط بین‌المللی داشت و ارتباطات بقیه‌ی دانشگاه‌ها قطع بود. به دلیل تفاوت ساعت ناچار بودند شبانه روز کار کنند. انصافا کار بی‌نظیری در شش ماه کردند و هشتم تیرماه برنامه ۲۷ ماده‌ای نجات دریاچه تصویب شد.

    شما گفتید برنامه‌ی کاهش سطح زیر کشت از برنامه‌ی ۲۷ ماده‌ای نجات دریاچه کنار گذاشته شد، دلیل چه بود؟

     به فشار نمایندگان منطقه برای نکاشت برمی‌گشت. قرار بود دولت بابت نکاشت در این منطقه پول هم پرداخت کند. اما فشار آوردند و آقای روحانی گفت این را بگذاریم کنار، باقیمانده را پیش ببریم.

    در ضمن یک خطر بسیار مهم که وجود دارد و کسی متوجهش نیست و من آن را اعلام می‌کنم. این فاجعه خیلی عظیم‌تر از خود خشکی دریاچه است. آن مشکل گمشده که ما هم به دلیل اطلاعات کم پایه‌ای نتوانستیم ارزیابی‌اش کنیم این است که خشک شدن دریاچه ارومیه چه اثراتی روی متاسیون‌های ژنتیکی اعم از انسان و حیوان و گیاه دارد. اگر دریاچه خشک شود دمای هوا در تابستان ۴ درجه گرم‌تر و در زمستان ۳.۵ درجه سردتر می‌شود. باید دید این هفت درجه اختلاف چه تاثیرات ژنتیکی بر انسان تا میکروب می گذارد. این موضوع به صورت علمی و دقیق ارزیابی نشده چون منابع در اختیارمان نبوده.

    مشخص است وقتی املاح نمک بلند می‌شود؛ نور خورشید تجزیه می‌شود و … مثلا در گرد و غبارهای نمکی سرطان پوست در حیوانات شمال غرب در سلماس پانزده برابر افزایش یافته. این مباحث خیلی پیچیده هستند. حالا هم اگر روند آتی مثل همین چهار سال دولت رییسی و پزشکیان باشد که احتمال زیاد همین خواهد بود، دریاچه می‌میرد و به باتلاقی تبدیل می‌شود که نمکش حل نخواهد شد. این مسلم است که چنین اتفاقی خطرناک است. هم برای انسان و هم برای محیط زیست. سال ۹۴ وقتی گرد و غبار نمکی در سمت شرق آمد؛ زنبور عسل نتوانست فعال شود و محصولات کشاورزی به شدت افت پیدا کرد چون زنبور در غبار نمکی راهش را پیدا نمی‌کند.

    به موضوع سیاست‌های آبی و احداث سد اشاره کردید، اما یک اتفاق دیگر هم در حوزه‌ی دریاچه ارومیه رخ داده و آن تغییر محصولاتی بود که در این منطقه کشت می‌شد. مثلا کشت انگور را که محصولی کم‌آب‌بر است با سیب و کشت جو را با گندم جایگزین کردند. پای ایدئولوژی وسط بود؟

    نه. ببینید در سال ۱۳۵۷ سطح زیر کشت آبی دریاچه ارومیه نزدیک سیصد هزار هکتار بود. در این سطح هم غالبا محصولات کم‌آب‌بر کشت می‌شدند. مثل همین جو و انگور و …. در سال ۱۳۹۲ این رقم به ۵۹۰ هزار هکتار رسید. یعنی دو برابر شد. آب مورد نیاز برای این افزایش دوبرابری سطح زیر کشت از کجا تامین شد؟

    از حقابه‌ی دریاچه‌ی ارومیه. وقتی صنایع غذایی را می‌برید در این منطقه و دامداری‌ها را توسعه می‌دهید و صنعت قند را به این منطقه اضافه می‌کنید نتیجه می‌شود همین. البته از آن سمت صحبت شما هم درست است. پیش از این پاکدیس سالانه سی هزار تن انگور برای تولید شراب جذب می‌کرد. وقتی تولید شراب تعطیل شد انگور بدون بازار ماند و در نتیجه کشت سیب که محصول آب‌بری است توسعه پیدا کرد. بالاخره ماندگار سیب بیشتر است و سردخانه‌هایش هم بیشتر بود. کم‌کم جو شد گندم. انگور شد سیب. محصولات کم آب‌بر جایشان را دادند به چغندر. الان چغندر به هزینه‌ی دریاچه‌ی ارومیه به مشهد و اصفهان می‌رود. رها شدن سیاست یعنی این.

    با این وضعیت راهی برای نجات دریاچه نیست؟

    همین الان هم اگر آن بیست و شش سیاست اجرا شود امید هست اما من چنین عزمی را نمی‌بینم. از زمان دولت رییسی همه‌چیز در این بخش رها شد. آقای پزشکیان خودش برای آن منطقه است اما من جدیتی برای احیا در رفتارشان نمی‌بینیم. وقتی استاندار اذربایجان غربی مسئول احیا شود، تکلیف روشن است. استاندار ذینفع ماجراست. او در نهایت دریاچه را به کشاورز ترجیح نمی‌دهد. او می‌خواهد اشتغال را توسعه بدهد و یک بخشی از اشتغال همین کشاورزی است. پس چشمانش را روی کسانی که موتورپمپ گذاشته‌اند و آب زاب را می‌کشند، می‌بندد. این طور می‌شود که کشت دو هزار هکتار زیر سد حسنلو بلااشکال می‌شود. اشتباه نکنید. من با شخصیت حقیقی کار ندارم، مساله شخصیت حقوقی این ادم‌هاست. استاندار مسائل اجتماعی مردم استانش را نسبت به موضوعات ملی مقدم می‌داند.

     زیربنای تخریب منابع آبی ما تصویب قانونی به نام توزیع عادلانه آب است، مصوب سال ۱۳۶۱. در این قانون اختیار آب را دادند به یک نفر اما اختیار بودجه دست هزاران نفره. بودجه‌ای که ارزشش به مراتب کمتر از آب است. آن یک نفر کیست؟ وزیر نیرو.

    یعنی مساله باز هم همان سیاست کوتاه‌مدت است.

     بله. این اشتباه در زمان استقرار دولت رییسی رخ داد و آقای معتمدیان را که اتفاقا از دوستان نزدیک من است، و استاندار بود مسئول کردند. آقای رحمانی هم همین‌طور. هر دو اشتباه است. استاندار نمی‌تواند مسئول یک پروژه‌ی ملی باشد چون ذینفع است. برای استاندار بیکاری کشاورز مهم‌تر از خشک شدن و مردن دریاچه است. انتصاب آقای عارف هم برای این مسئولیت اشتباه بود. معاون اول که وقتی ندارد برای دریاچه ارومیه بگذارد. پس نگرانی جدی‌ای وجود دارد که دریاچه به حالت غیرقابل برگشت برسد، عمق نگیرد و آب وارده هم تبخیر شود. در این صورت دیگر راه علاجی برای این مشکل نیست.

    یک اظهار نظرهایی هم شده بود درباره‌ی این‌که خشکی دریاچه‌ی ارومیه عمدی است و با هدف استخراج لیتیوم موجود در این منطقه این اقدام صورت گرفته. این موضوع چقدر واقعیت دارد؟

    استخراج ذخایر لیتیوم دریاچه‌ی ارومیه غیر اقتصادی است. بررسی‌های زمین شناسی شده اما توجیه اقتصادی برای استخراج وجود ندارد.

    پس این مساله اصلا دخیل نیست؟

    موضوع مثل قاچاق خاک از هرمز است. آدرس غلط می‌دهند. وقتی در ۴۷ سال توسعه نابه‌جای کشاورزی از محل حقابه صورت گرفته، معلوم بوده این اتفاقات رخ می‌دهد. شما حساب کنید در یک هکتار زمین کشاورزی به طور متوسط ده هزار متر مکعب آب مصرف می‌شود. حالا وقتی به سطح زیر کشت دویست هزار هکتار اضافه کنید، یعنی در سال دو میلیارد متر مکعب به آب مصرفی اضافه شده. مفهوم این عدد این است که سالانه با مصرف اضافه‌ی این آب پانزده تا بیست سانت ارتفاع دریاچه کم می‌شود.

    ساختار حکومت‌ها در ایران از دیرباز بر مبنای توزیع اب استوار بود. وجود قنات‌ها و کاریزها و برنامه‌های دقیق تقسیم آب نیز گواه این مدعاست. چه شد این مسئولیت مهم در ایران به حاشیه رانده شد؟

    ببینید ما تا سال ۵۷ مشکل آب در کشور نداشتیم. سال ۴۹ – ۵۰ سازمان برنامه وقت از مشاورین فرانسوی و آمریکایی می‌خواهد پتانسیل تولید محصولات کشاورزی را در ایران بررسی کنند. آن زمان نه انقلابی مطرح بود و نه مساله رفتن شاه. اتفاقا اوج قدرت شاه بود. سازمان برنامه هم این عقل را داشت کشور را بر مبنای توسعه‌ی پایدار هدایت کند. آدم‌های عاقلی در سازمان بودند. قرار شد تولید کشاورزی ما را در راستای پایداری منابع آب تعیین شود. مطالعات این موضوع در وزارت کشاورزی هست به اندازه همین سالن مدارک وجود دارد. مهندسین مشاور آن زمان بعد از مطالعات می‌گویند در ایران، در راستای توسعه‌ی پایدار امکان تامین مواد غذایی و پروتئین برای ۵۰ میلیون نفر وجود ندارد.

    باید یکی را باید انتخاب کنید. حالا آن زمان ما مشکل آب نداشتیم، حتی نیمه‌ی اول دهه شصت هم مشکل آبی نداشتیم. اما سعی می‌کردند با توجه به پتانسیل‌ها توسعه انجام شود.

    بحران آب بعد از سال ۱۳۵۷ از کجا کلید خورد؟

     زیربنای تخریب منابع آبی ما تصویب قانونی به نام توزیع عادلانه آب است، مصوب سال ۱۳۶۱. در این قانون اختیار آب را دادند به یک نفر اما اختیار بودجه دست هزاران نفره. بودجه‌ای که ارزشش به مراتب کمتر از آب است. آن یک نفر کیست؟ وزیر نیرو. در این ساختار ما هزینه را وصل کردیم به درآمد فروش آب و از آن زمان همه‌چیز داغون شد.

     ابعاد و عواقب این قانون آن زمان روشن نبود؟

    ببینید من فکر می‌کنم، یا بهتر بگویم یقین دارم مهندسین مشاور و پیمانکاران آب در بدنه‌ی وزارت نیرو نفوذ داشتند. الان هم هستند. هیچ کسی نمی‌تواند بگوید چنین چیزی نیست. اون موقع این‌جور نبود همه‌ی افراد متوجه بشوند چه قوانینی در مجلس و دولت تصویب می‌شود. هر کسی روزنامه می‌خواند می فهمید چه خبره. وقتی قانون تصویب شد من در روزنامه خواندم و دیدم خیلی بعیده که تصمیم‌گیر و مجری یک نفر باشد. من رفتم پیش آقای سلامتی که سال ۶۱ وزیر کشاورزی بود. باز هم می‌گویم در این مقطع ما هنوز مشکل آب هم نداشتیم و آقای سلامتی هم درس خوانده‌ی اقتصاد بود و نمی‌دانست مشکل قانون چیست. من با توجه به درس‌هایی که در حوزه‌ی اکولوژیکی خوانده بودم گفتم این‌جا یک چیزی نمی‌خواند. این‌که هم تقسیم کننده آب و هم مجری یک نفر باشد و درآمد تقسیم‌کننده هم به فروش آب متصل شود. آقای سلامتی گفت من اطلاع دقیق ندارم. دولت و مجلس موضوع را تصویب کرده بودند. رفتم پیش آقای غفوری‌فرد که از هم دوره‌ای‌های خوب ما در آمریکا بود. گفتم حسن اقا این مشکل دارد. گفت آزمایشی است. اگر مشکل پیدا شود اصلاح می‌شود و هیچ‌وقت هم این قانون پراشکال اصلاح نشد. طبق قوانین هر لایحه‌ای بخواهد از دولت به مجلس برود باید وزیر ذیربط هم زیرش امضا کند. امتیاز امضای وزیر و رییس‌جمهوری یکسان است. نمی‎شود لایحه‌ای را با یک امضا بفرستند. در این سال‌ها هیچ وزیری حاضر نشده این را امضا بزند تا اختیاراتش کم شود. همین قانون وضع را به اینجا رساند که کشور در به بن‌بست آبی گرفتار شد. از طرف دیگر فشارهای سیاسی که سبب شد درآمدهای ارزی کم شود، در کنار این قانون قرار گرفت و این دو دست به دست هم دادند تا کشور به این روز بیفتد. من پیش‌تر اعلام خطر کردم و می‌کنم که کشور به یک راه بی‌بازگشت گرفتار خواهد شد. ما نمی‌توانیم همه‌ی خسارت‌ها را جبران کنیم اما می شود جلوی خسارت‌های بعدی را بگیریم. وقتی منابع ذخیره آب در زیر زمین را از دست بدهیم دیگر کاری نمی‌شود کرد. منبعی که از دست رفت، از دست رفته.

    آب زیرزمینی که از دست برود، زمین مثل دریاچه‌ی ارومیه می‌شود. می‌میرد. زمین که بمیرد دیگر فرق ندارد بارندگی دو هزار میلی متر بشود یا کمتر. منافذ که پرشوند، دیگر جایی برای نفوذ آب نیست. همین حالا دقیقا زیر شهر اصفهان، از مرز چهارمحال بختیاری تا گاوخونی بیست میلیارد متر مکعب هواست. بیست میلیارد متر مکعب در دو هزار و هفتصد کیلومتر مربع. تقسیم کنی هفت هشت متر هوا زیر زمین است. برای همین زمین در این نقاط نشست می‌کند.آن وقت اصفهانی‌های عزیز ما نگران از بین رفتن کشاورزی‌شان هستند. در حالی که تعطیلی کشاورزی در قیاس با مضرات حیات این شهر هیچ اشکالی ندارد.

    البته آن‌ها معتقدند رفتن آب زاینده‌رود به اصفهان زمینه‌ساز بروز مشکل شده است

    به آن‌ها هم آدرس اشتباه داده‌اند. اشتباه می‌کنند. آورده‌ی زاینده‌رود در زمان شاه عباس سالانه هفتصد تا هشتصد میلیون متر مکعب بود. آن زمان که آب منتقل نمی‌شد به یزد. خودشان دارند می‌گویند الان یک میلیارد و هفتصد میلیون متر مکعب آب به زاینده‌رود وارد می‌شود که صدتای آن به یزد می‌رود. به این ترتیب سهم آب اصفهان حتی اضافه شده اما مشکل همان توسعه‌ای است که بر مبنای توسعه‌ی پایدار نیست. هر چی آب بیاورند مصرف می‌شود. همین الان که زاینده‌رود آب ندارد از زیر زمین دارند آب می‌کشند تا کشاورزی کنند. حقابه‌ی گاوخونی سالی ۱۷۰ میلیون متر مکعب است. گاوخونی این مقدار آب نیاز دارد تا احیا شود اما ۵۵ هزار چاه برای زراعت در این منطقه یک میلیارد و سیصد میلیون متر مکعب اب را بیرون می‌کشند. در شرایط موجود هر چقدر آب در زاینده‌رود رها کنید، همه را موتور پمپ‌ها بیرون می‌کشند. چیزی به انتها نمی‌رسد. کشاورزی در این منطقه باید تعطیل شود و خسارتش را دولت پرداخت کند تا از فرونشست شهر اصفهان جلوگیری شود.

    پس با ادامه‌ی این روند هشدار درباره‌ی خطر کوچ بزرگ از مناطق مهمی از ایران در حال پیوستن به حقیقت است.

    قطعا همین‌طور است. بالاخره مردم باید شاغل باشند. شغل در کجاست؟ بخش کوچکی از اشتغال در دولت است که همین حالا هم اشباع شده است. بخش بزرگی از اشتغال در بخش خصوصی است. کشاورزی هم در همین بخش است. وقتی آب نباشد و کشاورزی تعطیل شود چه خواهد شد؟ افراد  برای یافتن شغل مهاجرت می‌کنند. باسوادها و پولدارها به خارج کشور می‌روند و مردم معمولی درداخل کشور مهاجرت می کنند. همین الان بخش مهمی از خریداران زمین‌های شمال را شیرازی‌ها و اصفهانی‌ها تشکیل می‌دهند. چرا؟ چون دنبال آب هستند. با ادامه‌ی این روند مناطق مرکزی خالی از سکنه خواهد شد. سه چهارم وسعت کشور در جنوب البرز و شرق زاگرس قرار دارد. این سه چهارم به شدت در معرض تهدید است. وقتی نه سرمایه‌گذاری صنعتی داریم و نه آب برای کشاورزی پس مهاجرت اجتناب ناپذیر است.

    با این وصف کاری هست که با خودتان بگویید کاش به عقب برمی‌گشتم و انجام می‌دادم.

    من اگر با این آگاهی که امروز دارم، برمی‌گشتم عقب می‌گفتم به جای وزیر کشاورزی بشوم وزیر نیرو. در این صورت برابر سیاست‌های اشتباه آب به قیمت کشته شدن و اعدام و اخراج می‌ایستادم. در این حوزه اصلا معامله نمی‌کنم. تلاش می‌کردم آب را پایدار کنم حالا ممکن است سه ماه دوام بیاورم ممکن است سه سال. سیاست آبی مملکت فدایی می‌خواهد. باید چند وزیر قربانی شوند تا سیاست آبی مملکت راه بیفتد. با این سیاست‌ها نمی‌شود کاری از پیش برد. حرفی که می‌زنم بی‌مبنا نیست. من از سال ۷۳ در حالی که مسئولیتی در قبال آب نداشتم، کشت دوم را در استان فارس ممنوع کردم. وزیر کشاورزی مصرف‌کننده است. وزیر نیرو مسئول است. او در قانون توزیع عادلانه‌ی آب صد تا وظیفه دارد اما فقط یک وظیفه را انجام می‌دهد یعنی فروش آب. باید وزیر نیرو پاسخگو باشد که چرا سطح آب‌های زیر زمینی پایین رفته. یک نماینده در این سال‌ها سئوال نکرده که چرا؟ چون برایشان مهم نیست. مهم تامین آب است. یعنی در حقیقت با سیاست‌ها و قانونگذاری اشتباه نه تنها هیچ خدمتی نکردیم بلکه خیانت اگاهانه یا نااگاهانه خیانت کردیم. من اگر وزیر نیرو بودم حتما پای این ماجرا به هر قیمتی می‌ایستادم.

  • احیای دریاچه ارومیه ۱۵ میلیارد دلار پول می خواهد / اگر اقدامات عملی جدی شکل نگیرد، سرنوشت بحرالمیت در انتظار دریاچه ارومیه است

    احیای دریاچه ارومیه ۱۵ میلیارد دلار پول می خواهد / اگر اقدامات عملی جدی شکل نگیرد، سرنوشت بحرالمیت در انتظار دریاچه ارومیه است

    به گزارش اقتصادران، دریاچه ارومیه، یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شور جهان، این روزها در آستانه خشک شدن کامل قرار گرفته است. نگرانی‌ها در پی افزایش دمای هوا و کاهش بارش‌ها در حوضه آبریز این دریاچه به شدت بالا رفته است.

    مهدی زارع، استاد و پژوهشگر حوزه اقلیم گفته احیای دریاچه در بازه ۱۵ ساله آینده (۱۴۰۵ تا ۱۴۲۰) نیازمند برنامه‌ای منسجم، سرمایه‌گذاری کلان، و اراده سیاسی است، در غیر این صورت درچاره دچار بحران بزرگی خواهد شد.

    زارع در این گفت و گو تاکید می‌کند: «بزرگ‌ترین اولویت، کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی است». به گفته او حدود ۹۰ درصد از منابع آبی حوزه ارومیه در حال حاضر صرف کشاورزی می‌شود.»

    یکی از راهکاری های زارع، جایگزینی محصولات پرمصرفی نظیر سیب و گندم با محصولات کم‌مصرفی مانند جو و زعفران، ترویج آبیاری قطره‌ای، و ارائه مشوق‌های اقتصادی به کشاورزان برای مدیریت منابع آبی در منطقه است.

    او هشدار داده که هر گونه سدسازی بر روی سرشاخه‌های دریاچه ارومیه و انحراف آب از رودخانه‌های حیاتی مانند زرینه‌رود، سیمینه‌رود و آجی‌چای باید متوقف شود.

    زارع ادامه می‌دهد: «استفاده از آب تصفیه‌شده برای آبیاری، آزادسازی منابع آب شیرین به سمت دریاچه و برخورد جدی با چاه‌های غیرمجاز، از دیگر گام‌های مهم هستند.»

    او به تجربه‌های موفق بین‌المللی مانند احیای دریای آرال در قزاقستان و دریاچه سوان در ارمنستان اشاره می‌کند و می‌گوید: «احیای دریاچه ارومیه ممکن است، اما آسان نیست.»

    زارع تاکید دارد که تدوین و اجرای یک چارچوب مدیریتی و قانونی دقیق، با حضور مدیران متخصص و اختصاص بودجه‌ای ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلاری طی ۱۵ سال، می‌تواند راه‌گشای این بحران باشد.

    او برنامه پیشنهادی خود را در سه مرحله ارائه می‌کند:

    مرحله پنج‌ساله نخست (۱۴۰۵ تا ۱۴۱۰)، شامل اقدامات اضطراری برای توقف روند خشک‌شدن و افزایش ۱۰ تا ۲۰ درصدی حجم آب دریاچه؛

    مرحله پنج‌ساله دوم (۱۴۱۰ تا ۱۴۱۵)، شامل تثبیت سطح دریاچه در حد ۳۰ تا ۴۰ درصد از سطح تاریخی و

    مرحله پنج‌ساله سوم (۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰) شامل بازسازی کامل اکوسیستم، کاهش شوری، بازگشت حیات وحش و بهره‌برداری پایدار از منابع آب.

    بحر المیت یا دریای مرده، دریاچه‌ای است که به دلیل برداشت بی‌رویه آب از رودخانه‌های تغذیه‌کننده‌اش و تغییرات اقلیمی، به تدریج خشک شده و بخش‌های بزرگی از آن کاملاً از بین رفته است. این خشک شدن باعث فروپاشی اکولوژیکی یعنی نابودی کامل اکوسیستم، کاهش شدید تنوع زیستی، تغییرات منفی در آب و هوا و آسیب‌های جدی به زندگی مردم اطراف آن شده است.

    وقتی می‌گوییم «سرنوشت بحر المیت» برای دریاچه ارومیه محتمل است، یعنی اگر جلوی روند خشکی گرفته نشود، ممکن است ارومیه هم به همین شکل کاملاً خشک شده و زیست‌بوم طبیعی‌اش نابود شود، با پیامد‌های بسیار جدی برای محیط زیست و ساکنان منطقه.

    به عبارتی، بحر المیت یک نمونه تلخ و هشداردهنده از آن چیزی است که ممکن است برای دریاچه ارومیه هم رخ دهد.