برچسب: درخت کشی

  • چراغ سبز دولت به زمین‌خواران! / ماجرای انحلال سازمان منابع طبیعی چیست؟

    چراغ سبز دولت به زمین‌خواران! / ماجرای انحلال سازمان منابع طبیعی چیست؟

    به گزارش اقتصادران، طی هفته‌های اخیر یکی از جنجالی‌ترین مصوبات دولت پزشکیان به تصویب شورای عالی اداری رسید: انحلال ساختار سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و واگذاری وظایف آن به وزارت جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست و حتی بخش خصوصی.

    این تصمیم، موجی از اعتراضات را در میان دانشگاهیان، متخصصان محیط‌زیست، انجمن‌های علمی و فعالان مدنی برانگیخت و سرانجام دولت تحت فشار گسترده افکار عمومی و نامه‌های جمعی دانشگاهیان، ابلاغ مصوبه را به صورت موقت لغو و اعلام کرد که موضوع نیازمند بررسی دوباره است.

    اما اصل ماجرا چیست؟ چرا انحلال یک سازمان تخصصی با بیش از یک قرن سابقه، می‌تواند چنین واکنش شدیدی برانگیزد؟ خسارت‌های احتمالی آن برای محیط زیست و منابع ملی ایران چیست؟ و چرا این تصمیم در نگاه بسیاری از کارشناسان چراغ سبز به زمین‌خواری و تضعیف حاکمیت بر منابع طبیعی تلقی می‌شود؟

    تاریخچه و مأموریت سازمان منابع طبیعی

    سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور که در سال ۱۳۴۶ با نام «سازمان جنگلبانی» شکل گرفت، و در واقع ادامه مسیر قانونی ملی شدن جنگل‌ها و مراتع ایران در سال ۱۳۴۱ بود.

    طبق این قانون، کلیه جنگل‌ها و مراتع کشور به عنوان «انفال» و «ثروت ملی» تحت مالکیت دولت درآمدند تا از بهره‌برداری بی‌رویه و تصرفات خصوصی جلوگیری شود. هدف اصلی از تشکیل این سازمان، حفاظت، احیا و بهره‌برداری اصولی از جنگل‌ها، مراتع و منابع طبیعی تجدیدشونده بود. در دهه‌های بعد، این سازمان توسعه یافت و با ادغام وظایف مرتبط با خاک، آبخیزداری و بیابان‌زدایی، به نهادی تخصصی و حاکمیتی برای مدیریت بیش از ۸۰ درصد از اراضی کشور تبدیل شد.

    امروز این سازمان مسئول مستقیم حفاظت از حدود ۱۴ میلیون هکتار جنگل، ۸۴ میلیون هکتار مرتع و ۳۲ میلیون هکتار اراضی بیابانی در ایران است؛ منابعی که نقش حیاتی در امنیت غذایی، ذخیره آب، تولید اکسیژن، کنترل سیلاب و کاهش ریزگرد‌ها دارند.

    ماجرای مصوبه انحلال و واکنش‌ها

    اما مصوبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴ شورای عالی اداری، به‌طور رسمی وظایف سازمان منابع طبیعی را میان وزارت جهاد کشاورزی، سازمان محیط‌زیست و بخش خصوصی تقسیم می‌کرد. این اقدام عملاً به معنای پایان عمر سازمانی بود که بیش از شصت سال شاکله اصلی مدیریت منابع طبیعی کشور را تشکیل داده بود.

    واکنش‌ها به این مصوبه بسیار شدید بود. کارشناسان هشدار دادند که چنین تصمیمی با قوانین بالادستی، از جمله قانون ملی شدن جنگل‌ها، قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع، و اصول ۴۵ و ۵۰ قانون اساسی در تضاد است.

    ۱۲۲ استاد و پژوهشگر دانشگاهی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور تحت عنوان «دفاعیه طبیعت ایران» خواستار لغو فوری این مصوبه شدند. در این نامه تأکید شده بود که واگذاری وظایف حاکمیتی به دستگاه‌هایی که خود در اجرای مأموریت‌هایشان ناتوان یا گرفتار تعارض منافع هستند، راه را برای زمین‌خواری و تخریب منابع ملی باز می‌کند. سرانجام، در ۲۰ مرداد ۱۴۰۴، رئیس سازمان منابع طبیعی اعلام کرد که ابلاغ مصوبه لغو شده و اجرای آن متوقف خواهد شد.

    اعتراض دانشگاهیان و فعالان محیط‌زیست به یک انحلال

    یکی از نقاط عطف در واکنش‌ها به مصوبه انحلال، انتشار نامه ۱۲۲ استاد دانشگاه و پژوهشگر منابع طبیعی خطاب به رئیس‌جمهور بود. این نامه که با عنوان «دفاعیه طبیعت ایران» منتشر شد، به‌روشنی نشان داد که جامعه علمی کشور این مصوبه را نقض آشکار قوانین ملی و تهدیدی برای امنیت زیست‌محیطی کشور می‌داند.

    در این نامه آمده بود که واگذاری وظایف حاکمیتی سازمان منابع طبیعی به وزارت جهاد کشاورزی و نهاد‌های دیگر، در عمل به معنای تضعیف نظارت و باز کردن دست زمین‌خواران و متصرفان اراضی ملی است. بخش خصوصی، به‌ویژه شرکت‌هایی که هدف اصلی‌شان بهره‌برداری اقتصادی است، صلاحیت نگهبانی از منابعی همچون جنگل‌ها و مراتع را ندارند. این تصمیم با قوانین ملی‌شدن جنگل‌ها، اصل ۴۵ و ۵۰ قانون اساسی و قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع در تضاد آشکار است.

    در کنار نامه دانشگاهیان، انجمن‌های محیط‌زیستی و فعالان مدنی نیز هشدار دادند که انحلال سازمان منابع طبیعی، چراغ سبزی برای زمین‌خواری سازمان‌یافته و پروژه‌های مخرب تغییر کاربری خواهد بود. فعالان این حوزه یادآور شدند که در سال‌های گذشته، بسیاری از نابسامانی‌ها در حوزه جنگل‌تراشی، فروش اراضی شمال و قاچاق چوب، ناشی از ضعف نظارت بوده است و حال، با تکه‌تکه شدن وظایف، عملاً راه برای این روند‌ها هموارتر خواهد شد.

    کارشناسان در بیانیه‌ها و مصاحبه‌های مختلف تأکید کردند: «اگر سازمانی با بیش از نیم‌قرن سابقه و ظرفیت تخصصی منحل شود، نه‌تنها انسجام مدیریت از بین می‌رود، بلکه منابع ملی ایران به تدریج به قطعاتی برای بهره‌برداری کوتاه‌مدت اقتصادی تبدیل خواهند شد.»

    همین اعتراض‌ها و فشار‌های گسترده دانشگاهیان و فعالان، در کنار بازتاب رسانه‌ای، نهایتاً نقش تعیین‌کننده‌ای در لغو مصوبه و توقف اجرای آن ایفا کرد.

    تضاد منافع با جهاد کشاورزی و خطر واگذاری به بخش خصوصی

    یکی از انتقاد‌های کلیدی کارشناسان به مصوبه اخیر، تعارض منافع ساختاری میان منابع طبیعی و وزارت جهاد کشاورزی است.  وزارت جهاد کشاورزی ذاتاً نهادی توسعه‌گرا در عرصه کشاورزی است؛ هدف اصلی آن افزایش تولید محصولات زراعی و باغی است، حتی اگر این توسعه به قیمت تغییر کاربری اراضی یا فشار بیشتر بر مراتع و جنگل‌ها تمام شود. در مقابل، سازمان منابع طبیعی وظیفه دارد بر حفظ، محدودیت بهره‌برداری و جلوگیری از تغییر کاربری پافشاری کند.

    اساسا قرار دادن این دو مأموریت متضاد زیر چتر یک وزارتخانه، به معنای ضعف یافتن صدای حفاظت و تقویت شدن نگاه بهره‌برداری کوتاه‌مدت است.

    از سوی دیگر، در مصوبه اخیر بخشی از وظایف به «بخش خصوصی» واگذار شده بود؛ پرسش کلیدی این است: کدام بخش خصوصی؟ چنان چه که اگر منظور شرکت‌های بهره‌بردار چوب، معادن و صنایع باشد، تجربه نشان داده که نگاه غالب این شرکت‌ها سودآوری فوری است نه حفاظت بلندمدت.
    این یعنی سپردن منابع ملی به دست کسانی که انگیزه اصلی‌شان استفاده حداکثری اقتصادی است، نه حفاظت از سرمایه‌های طبیعی ایران. چنین واگذاری‌هایی می‌تواند به موج جدیدی از تخریب جنگل‌ها، قاچاق چوب، تغییر کاربری مراتع و حتی فروش اراضی ملی بینجامد.

    خسارت‌های انحلال برای محیط زیست و اقتصاد کشور

    در همین حال انحلال سازمان منابع طبیعی و واگذاری وظایف آن نه‌تنها یک مشکل مدیریتی، بلکه تهدیدی برای آینده محیط زیست و اقتصاد ایران است. خسارت‌های این تصمیم را می‌توان در سه سطح بررسی کرد:

    ۱. خسارت زیست‌محیطی

    افزایش تخریب جنگل‌ها و مراتع: نبود مدیریت یکپارچه، زمینه‌ساز گسترش زمین‌خواری و تغییر کاربری غیرقانونی می‌شود.

    کاهش ظرفیت مقابله با بحران آب: جنگل‌ها و مراتع در ذخیره آب و جلوگیری از فرسایش خاک نقش حیاتی دارند.

    افزایش گرد و غبار و ریزگردها: نابودی پوشش گیاهی به‌طور مستقیم با گسترش بیابان‌زایی و تشدید ریزگرد‌ها مرتبط است.

    ۲. خسارت اقتصادی مستقیم

    طبق برآورد‌های کارشناسی هر هکتار جنگل تخریب‌شده معادل ۲۰ هزار دلار خسارت مستقیم به اقتصاد کشور وارد می‌کند (شامل از دست رفتن چوب، آب، خاک، و خدمات اکولوژیک). این بدان معناست که هر هکتار مرتع تخریب‌شده سالانه بین ۵ تا ۷ میلیون تومان از ظرفیت تولید علوفه دامی و خدمات زیست‌محیطی کاهش می‌دهد. هم چنینفرسایش خاک در ایران سالانه بیش از ۲ میلیارد تن برآورد می‌شود؛ که ارزش اقتصادی از دست‌رفته آن بالغ بر ۸ میلیارد دلار در سال است.

    ۳. خسارت اجتماعی و امنیتی

    تضعیف امنیت غذایی: نابودی مراتع و جنگل‌ها به کمبود آب و کاهش تولیدات کشاورزی منجر می‌شود.

    مهاجرت روستاییان: کاهش توان تولید زمین‌های حاشیه‌ای، موج مهاجرت به شهر‌ها را تشدید می‌کند.

    افزایش تنش‌های اجتماعی: تخریب منابع ملی همواره به منازعات محلی، درگیری‌های اجتماعی و حتی پرونده‌های قضایی منجر شده است.

    انحلال سازمان و خطر زمین‌خواری؛ تضعیف حاکمیت ملی بر منابع طبیعی

    اما یکی از بزرگ‌ترین تهدید‌های نهفته در مصوبه انحلال سازمان منابع طبیعی، افزایش زمین‌خواری و تضعیف حاکمیت ملی بر منابع طبیعی است. جنگل‌ها، مراتع و اراضی ملی طبق قانون اساسی در زمره «انفال» قرار دارند و اداره آنها وظیفه‌ای حاکمیتی است که دولت به‌عنوان نماینده مردم موظف به حفاظت از آنهاست. هرگونه تجزیه، واگذاری یا تضعیف ساختار سازمانی که متولی مستقیم این وظیفه باشد، راه را برای دست‌اندازی به منابع ملی هموار می‌کند.

    چرا انحلال سازمان به زمین‌خواری منجر می‌شود؟

    مساله جدی دیگر در این میان مساله افزایش امکان زمین خواری و از بین رفتن اراضی ملی ایران با انحلال سازمان منابع طبیعی کشور می‌تواند رخ بدهد.  اصلی‌ترین عوامل این زمین خواری را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد؛

    ۱. تضعیف مرجعیت قانونی: سازمان منابع طبیعی طی دهه‌ها مرجع رسمی تشخیص و حفاظت از اراضی ملی بوده است. با انحلال یا تجزیه این سازمان، مرجعیت واحد از میان می‌رود و خلأ حقوقی به وجود می‌آید؛ خلأیی که زمین‌خواران و متنفذان محلی بیش از هر کس دیگر از آن بهره‌برداری خواهند کرد.

    ۲. تعدد متولیان و آشفتگی مدیریتی: وقتی وظایف میان وزارت جهاد کشاورزی، سازمان محیط‌زیست و حتی بخش خصوصی تقسیم شود، مرزبندی‌ها روشن نخواهد بود. در عمل، هر دستگاهی بخشی از مسئولیت را بر عهده می‌گیرد، اما هیچ‌کدام پاسخگو نیستند. این پراکندگی نظارتی، بهترین شرایط برای تغییر کاربری غیرقانونی، فروش اراضی ملی و حتی جعل اسناد مالکیت را ایجاد می‌کند.

    ۳. نفوذ منافع اقتصادی کوتاه‌مدت: وزارت جهاد کشاورزی به‌طور طبیعی دغدغه توسعه کشاورزی دارد و بخش خصوصی نیز منافع مالی خود را دنبال می‌کند. در چنین فضایی، رویکرد حفاظتی و نگاه بلندمدت قربانی می‌شود و زمین‌های ملی به ابزاری برای پروژه‌های اقتصادی کوتاه‌مدت (از ویلاسازی گرفته تا استخراج معادن) بدل خواهند شد.

    تضعیف حاکمیت ملی بر منابع طبیعی

    باید توجه داشت که انحلال سازمان منابع طبیعی صرفاً یک موضوع مدیریتی نیست، بلکه از منظر امنیت ملی و حاکمیت بر اراضی کشور نیز خطرناک است.

    از بین رفتن ابزار حاکمیتی یکی از همین موارد خطرناک است.
    این سازمان در حقیقت بازوی اجرایی و حقوقی دولت برای اعمال مالکیت ملی بر منابع طبیعی بوده است. وقتی این بازو تضعیف یا منحل شود، دولت ابزار مؤثر برای دفاع از جنگل‌ها و مراتع را از دست می‌دهد.

    افزایش نفوذ نهاد‌های قدرت و ذی‌نفعان از تبعات دیگر این انحلال است.
    تجربه نشان داده که در نبود یک نهاد تخصصی مقتدر، زمین‌خواران با حمایت شبکه‌های قدرت محلی و حتی نهاد‌های ذی‌نفوذ، به راحتی اراضی ملی را تصرف می‌کنند.

    تهدید یکپارچگی سرزمینی را نیز باید از جمله همین تهدید‌ها دانست.
    جنگل‌ها و مراتع ایران نه‌تنها ثروت ملی بلکه بخشی از مرز‌های اکولوژیک کشورند. تخریب و تصرف آنها به‌تدریج یکپارچگی اکولوژیک و حتی اجتماعی سرزمین را تهدید می‌کند.

    زمین‌خواری به‌عنوان فساد ساختاری

    در این میان، اما فعالان محیط‌زیست بار‌ها هشدار داده‌اند که زمین‌خواری در ایران یک پدیده فردی یا محدود نیست، بلکه به فساد ساختاری گره خورده است.  هر بار که قوانین سست‌تر یا نهاد‌های ناظر ضعیف‌تر شده‌اند، موجی از پرونده‌های زمین‌خواری به جریان افتاده است. انحلال سازمان منابع طبیعی، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است و به معنای برداشتن یک سد بزرگ حفاظتی و باز کردن مسیر برای فساد سازمان‌یافته در حوزه زمین خواری در کشور خواهد بود. به بیان ساده انحلال سازمان منابع طبیعی یعنی تضعیف سپر قانونی و حاکمیتی کشور در برابر زمین‌خواری.

    این تصمیم اگر اجرا می‌شد، نه‌تنها منابع ملی را تهدید می‌کرد، بلکه اقتدار دولت در حفاظت از اراضی عمومی را هم از بین می‌برد و در بلندمدت به زیان امنیت سرزمینی ایران تمام می‌شده است.

    خطر هنوز در کمین است

    مصوبه انحلال سازمان منابع طبیعی اگرچه فعلاً لغو شده، اما تجربه نشان داده که چنین تصمیم‌هایی ممکن است در قالب‌های دیگری دوباره مطرح شوند.

    اصل موضوع، لزوم حفاظت از منابع طبیعی به عنوان سرمایه‌های بین‌نسلی ایران است. جنگل‌ها، مراتع و منابع آبی کشور تنها دارایی‌های محیط زیستی نیستند؛ آنها پشتوانه‌ای برای اقتصاد، امنیت ملی و حیات اجتماعی ایران هستند.

    هر هکتار از جنگل‌های شمال یا زاگرس که نابود می‌شود، معادل میلیون‌ها دلار خسارت و ده‌ها سال زمان از دست‌رفته است. اگر نگاه کوتاه‌مدت اقتصادی و سودآوری خصوصی بر سیاست‌گذاری در این حوزه غالب شود، ایران نه‌تنها جنگل‌ها و مراتع خود را از دست می‌دهد، بلکه باید هزینه‌های سنگین‌تری برای مهار بحران آب، گردوغبار، فرسایش خاک و مهاجرت بپردازد. تصمیم اخیر دولت پزشکیان و لغو آن، هشداری جدی است و اکنون منابع طبیعی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت ساختار‌های حاکمیتی، پشتیبانی علمی و حمایت اجتماعی‌اند، نه تضعیف و تکه‌تکه شدن.

  • سونامی درخت‌کُشی در پایتخت

    سونامی درخت‌کُشی در پایتخت

    به گزارش اقتصادران، پاک‌تراشی درختان چیتگر هنوز ادامه دارد. قرار بود طبق وعده شهردار منطقه ۲۲ تهران، همه درختان خشک و آفت‌زده را قبل از رسیدن سال نو از پارک خارج کنند تا درختان دیگر آلوده نشوند. مسئولان شهری حتی گفته بودند تا شب عید بالای ۲۰ هزار اصله درخت در چیتگر کاشته می‌شود، اما آنچه اکنون به چشم ساکنان می‌آید، ادامه قطع درختان از سه سال پیش تا امروز است. بی‌توجهی به بحران بی‌آبی و رشد آفت‌ها چنان بوده که علاوه بر چیتگر، در سرخه‌حصار هم تکرار شده و به حذف درختان بیمار انجامیده است، آنطور که یکی از کارشناسان فضای سبز می‌گوید به‌زودی در لویزان هم گسترده خواهد شد.

    در پارک چیتگر چه خبر است؟

    پرپنچی، یکی از ساکنان این محله می‌گوید پیمانکاران قطع درخت، از روز یکشنبه مشغول تراشیدن جنگل‌اند. او که تصاویر این پاک‌تراشی را در اختیار «هفت صبح» گذاشته، می‌گوید: «قطع درختان در شمال غربی پارک چیتگر در جریان است. نمی‌دانیم به‌دست چه کسی، اما به همسایه‌ها و ساکنان اطلاع‌رسانی کردم تا بعد از آن استشهادی جمع و به این وضع اعتراض کنیم. من از سال ۹۰ اینجا زندگی می‌کنم، خانه‌ام مقابل دریاچه و جنگل است.

    از سه سال پیش این درخت‌ها روز به روز سست و کمرنگ می‌شوند و بعد قطع‌شان می‌کنند. داخل جنگل هم برخی مسیر‌ها را بسته‌اند و از چشم‌انداز خانه‌ها، قطعات منظمی دیده می‌شود که درختانش خشک شده. می‌گویند درختان بیمار بوده‌اند، اما چطور درختان باغ راز هستی (باغ سمن‌ها)، در همسایگی این قطعات، هنوز سرسبز و زنده‌اند؟ اگر قطع کرده‌اید باید جایگزین کنید. مشکل این است که اصلاً آبیاری نمی‌کنند. پیرمرد باغبان اینجا می‌گوید فقط چهار نفر در پارک مشغول‌اند، دو نفر آبیاری می‌کنند و دو نفر زباله جمع می‌کنند. جنگل را رها کرده‌اند.»

    اسفند ۱۴۰۳، وقتی تصاویر قلع‌وقمع درختان این جنگل دست به دست می‌شد «ایمان گودرزی»، معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲ در جمع خبرنگاران دلیل قطع درختان را «تنش‌های آبی سالیان گذشته» و «سرایت آفت سوسک پوست‌خوار به‌دلیل خشکیدگی درختان» عنوان کرد. طبق گفته او تا آن زمان ۷۷۰۰ درخت آفت‌زده در فاز شرقی و غربی چیتگر شناسایی شده و بنا بود به‌زودی از پارک خارج شوند. رئیس فضای سبز منطقه ۲۲ هم گفته بود: «۱۵ سال پیش فقط ۱۰۰ درخت بیمار بود که اگر قطع می‌شد، حالا مجبور نبودیم هزاران درخت را قطع کنیم.» اکنون بیش از یک ماه از موعد مقرر گذشته و قطع هزاران درخت هنوز ادامه دارد.

    هم‌سرنوشتی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان

    «هادی کاشانی»، مدیرعامل جمعیت داوطلبان سبز درباره وضعیت جنگل چیتگر و سرنوشت آن به «هفت صبح» می‌گوید: «نزدیک به یک دهه قبل، به‌دنبال تغییر شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آبی، سه پارک جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان با گونه غالب کاج تهران، به‌تدریج به آفت سوسک پوست‌خوار مبتلا شدند. این بیماری بدواً به‌صورت نقطه‌ای بود، اما کم‌کم طغیان کرد و طی سال‌های قبل، به‌ویژه در سرخه‌حصار و چیتگر، تبدیل به لکه و کلونی‌های گسترده این آفت شد. در نهایت هم تعداد قابل‌توجهی از درختان خشک شد و از بین رفت.»

    مالکیت این سه بوستان جنگلی که جزو اراضی ملی است، در ید منابع طبیعی استان تهران است. شهرداری تهران در نقش بهره‌بردار، از این سه پارک نگهداری می‌کند، اما پیگیری‌ها از این سازمان و مسئولان شهری بی‌نتیجه است. این کارشناس فضای سبز شهری می‌گوید: «در سال ۱۴۰۰، شهرداری تهران با منابع طبیعی برای تعیین تکلیف درختان خشکیده مکاتبه کرده و پس از تشکیل کمیته کارشناسی تخصصی زیر نظر منابع طبیعی و چند نوبت بازدید کارشناسان دستورالعملی تهیه شد تا طبق آن درختان آلوده حذف و امحا و بقایای آن از پارک خارج شود، از تله‌های فرمونی (برای ردیابی و شکار آفات) استفاده شود، سموم خاصی به کار گرفته شود و تقویت و آبیاری مرتب باشد و غیره…»

    به گفته او، منابع طبیعی برای حذف و امحای درختان، یک نوبت در زمستان ۱۴۰۰ آگهی مزایده گذاشت و قسمتی از درختان خشک چیتگر، سرخه‌حصار و تعداد محدودی در لویزان را قطع و جمع‌آوری کردند، اما چون تعداد درختان خشکیده چیتگر و سرخه‌حصار زیاد بود، در نوبت اول مزایده نشد و بقایای درختان ماندند و همین کار باعث گستردگی بیشتر آفت و خشکیدگی شد.»

    مدیرعامل جمعیت داوطلبان سبز ادامه می‌دهد: «بهره‌بردار امسال، سلیقه بهره‌بردار سه سال قبل را ندارد و با شلختگی و بی‌نظمی این کار را انجام می‌دهد. درختی که قطع می‌کند را سریع خارج نمی‌کند، ادوات به اندازه کافی ندارد و کارش طول می‌کشد. جایی را قطع و درختان را رها می‌کند و می‌رود جای دیگر. این شکل کار در اذهان عمومی باعث شائبه شده و ابعاد رسانه‌ای پیدا کرده است.» باوجود ادامه روندی که کاشانی آن را شلختگی می‌خواند، پیداست که جای نظارت از سوی منابع طبیعی و شهرداری خالی است.

    طبق برآورد مسئولان شهری، حذف ۷۷۰۰ درخت از چیتگر قطعی است و براساس طرح بهره‌وری اداره کل منابع طبیعی، ۲۰ هزار اصله درخت جایگزین درختان قدیمی خواهد شد. به‌گفته معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲، تا اسفند پارسال ۸ تا ۹ هزار درخت سه تا پنج‌ساله از نوع داغ‌داغان، زیتون تلخ و بلوط در چیتگر کاشته شده است.

    اما این‌طور که هادی کاشانی می‌گوید، در چیتگر حدود ۱۵ هزار و در سرخه‌حصار حدود ۸ هزار درخت خشکیده موجود بوده و با اضافه کردن بیش از ۱۰۰ درخت خشکیده در لویزان، شمار درختانی که قرار است از عرصه‌های جنگلی تهران حذف شوند، در مجموع به بیش از ۲۳ هزار اصله می‌رسد. کاشانی تأکید می‌کند که باوجود پیگیری‌ها، درختان بیمار لویزان هنوز تعیین‌تکلیف نشده‌اند و «اگر به‌موقع چاره نشود، طغیان آفت مشابه آنچه در دو پارک دیگر رخ داده است، به‌زودی در لویزان تکرار می‌شود».

    او با اشاره به اینکه در زمان احداث چیتگر، در اقدامی اشتباه، حدود ۸۰ درصد گونه غالب این پارک‌ها، کاج الدار یا کاج تهران، به‌صورت تک‌گونه‌ای کاشته شده است، ادامه می‌دهد: «امروزه در جنگل‌های دست‌کاشت شهری تکنولوژی کاشت تلفیقی توصیه می‌شود. یعنی نباید یک‌دست باشد. باید مخلوط و از گونه‌های مقاوم و کم‌آب‌بر باشد.

    اما می‌بینیم که در چیتگر با بدسلیقگی گونه زیتون تلخ یا گونه ملیا کاشته‌اند که نیاز آبی قابل‌توجهی دارد. یا در خوشبینانه‌ترین حالت، اقاقیا و زبان‌گنجشک. از طرف دیگر تصور کنید در لکه‌ای از پارک چیتگر هزار نهال واکاری شده باشد، در دنیا در چنین شرایطی دور نهال‌ها محصور می‌شود، اما در ایران چنین نیست و تعداد قابل‌توجهی همان چند ماه اول از بین می‌رود. با این وضعیت مدیریتی نمی‌توانیم انتظار احیا داشته باشیم و دورنمایی که برای احیای این جنگل‌ها انتظار داریم، با این شکل کاشت گونه‌ها رخ نمی‌دهد.»

    مرگ تدریجی درختان چیتگر

    خانه‌ام مقابل دریاچه و جنگل است. از سه سال پیش این درخت‌ها روز به روز سست و کمرنگ می‌شوند و بعد قطع‌شان می‌کنند. داخل جنگل هم برخی مسیر‌ها را بسته‌اند و از چشم‌انداز خانه‌ها، قطعات منظمی دیده می‌شود که درختانش خشک شده. می‌گویند درختان بیمار بوده‌اند، اما چطور درختان باغ راز هستی (باغ سمن‌ها)، در همسایگی این قطعات، هنوز سرسبز و زنده‌اند؟

  • درآمد میلیاردی شهرداری زاکانی از درخت‌کُشی

    درآمد میلیاردی شهرداری زاکانی از درخت‌کُشی

    به گزارش اقتصادران، درختان، چه مثمر و چه غیرمثمر، چه با بن بالا و چه در میانسالی، اکنون به دو شیوه در دسترس‌اند؛ درختان قدیمی فروشی‌اند، و درختان کم‌سن‌تر کرایه داده می‌شوند. دیگر نیازی به نگرانی نیست؛ کافی است در سایت‌های آگهی جست‌و‌جو کنید تا به تصاویر درختانی در گلدان‌های بزرگ کنار این جمله برسید: “فروش و کرایه درخت برای پایان کار ساختمانی”. این روش، راهی جدید برای دور زدن جرایم سنگین درخت‌کُشی است.

    کاهش فشار بر درخت‌کُشان

    در دوره مدیریت شهری گذشته، برای کنترل درخت‌کُشی، جرایم قطع درخت افزایش چشمگیری داشت. اما با تغییر مدیریت شهری، تصمیم‌گیران جدید این جرایم را از دیه انسان بالاتر دانستند و در نتیجه، در این دوره کمترین افزایش سالانه در این حوزه تصویب شد.

    برخی از اعضای شورای ششم شهر تهران معتقدند چنین جریمه‌هایی، مردم را از درخت‌کاری و ایجاد فضای سبز در خانه‌هایشان دور می‌کند. براساس مصوبه شورای شهر، نرخ جرایم قطع درخت براساس محیط بن (قطر درخت)، نوع و موقعیت آن تعیین شده و این جرایم به‌صورت پلکانی افزایش یافته است. درختان کهنسال و اکولوژیک به دلیل ارزش زیست‌محیطی بالا، ضریب جریمه بیشتری دارند.

    همچنین محل قرارگیری درختان نیز در میزان جریمه مؤثر است؛ به‌گونه‌ای که درختانی که در معابر عمومی، بوستان‌ها یا اماکن تاریخی قرار دارند، در صورت قطع‌شدن، جریمه بالاتری خواهند داشت

    اجاره درخت؛ راه جدید برای پایان کار ساخت‌وسازها/ درخت‌کُشی‌ها آسان‌تر هم شد

    تخلفات ادامه دارد؛ اجاره درخت برای پایان کار ساختمانی!

    اما در شرایطی که انتظار می‌رفت این سیاست بازدارنده باشد، برخی اعضای شورا معتقدند تخلفات گسترده همچنان ادامه دارد و حتی روش‌های جدیدی برای دور زدن قانون شکل گرفته است.

    با وجود سخت‌گیری‌های قانونی، حبیب کاشانی، خزانه‌دار شورای شهر تهران، پرده از روش جدیدی برای دور زدن قانون برداشت:
    برخی افراد درختان کهنسال را اجاره می‌کنند تا در بازرسی‌های شهرداری، ملک خود را دارای درخت معرفی کنند. در یک مورد، درختی ۷۰ ساله با قیمت ۱۵ میلیون تومان اجاره داده شده و ۹ میلیون تومان هم هزینه جابه‌جایی آن با جرثقیل بوده است.

    کاشانی تأکید کرد که چنین اقداماتی نه‌تنها چهره شهرداری را تخریب می‌کند، بلکه قانون را بی‌اثر می‌سازد. به گفته او، شورا و واحد‌های حقوقی باید با جدیت این موضوع را بررسی کنند.

    تخلفی که کاشانی به آن اشاره کرد، آگهی‌هایی است که در سایت دیوار منتشر شده و در آنها، آگهی‌دهندگان اعلام می‌کنند که در صورت خشک شدن درخت قدیمی، می‌توانند آن را جایگزین کنند.

    درختان قدیمی فقط فروخته می‌شوند، اما درختان با بن پایین، قابل اجاره نیز هستند. هزینه جرثقیل برای حمل درخت ۸ میلیون تومان است و درختان براساس نوع و قطر بن قیمت‌گذاری می‌شوند. به‌عنوان مثال، یک درخت چنار ۷۰ ساله حدود ۲۵ میلیون تومان قیمت دارد، که از جرایم پیش‌بینی‌شده برای قطع درخت کمتر است

    اجاره درخت؛ راه جدید برای پایان کار ساخت‌وسازها/ درخت‌کُشی‌ها آسان‌تر هم شد

    ناصر امانی: حفظ درختان مهم‌تر از توسعه فضای سبز است

    اما تنها سازندگان در نابودی فضای سبز نقش ندارند، بی توجهی و کم آبی در این سال‌ها به درختان پایتخت آسیب زیادی زده است.
    ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران نسبت به وضعیت نگران‌کننده فضای سبز پایتخت هشدار داد. وی با اشاره به خشک شدن ۱۳ هزار درخت در تهران، تأکید کرد که در شرایط کنونی، حفظ درختان قدیمی از توسعه فضای سبز مهم‌تر است.

    او گفت: گرچه در تمامی ادوار مدیریت شهری، توسعه فضای سبز دغدغه مهمی بوده، اما امروز موضوعی مهم‌تر وجود دارد: حفظ درختانی که از گذشته به ما به ارث رسیده‌اند. این درختان ارزشمند را نمی‌توان با کاشت نهال‌های جدید جایگزین کرد، بنابراین باید از آنها مراقبت کنیم.

    امانی همچنین نسبت به جابه‌جایی غیراصولی درختان در پروژه‌های عمرانی شهرداری هشدار داد و گفت: در بسیاری از پروژه‌ها، جابه‌جایی درختان بدون رعایت استاندارد‌ها انجام می‌شود. درختانی که بدون در نظر گرفتن شرایط مناسب منتقل می‌شوند، معمولاً دوام نمی‌آورند و خشک می‌شوند.

    او به نمونه‌ای از این تخلفات در خیابان ستارخان اشاره کرد و گفت که فیلم‌های موجود نشان می‌دهد در جریان یک پروژه عمرانی، ریشه درختان در خاک باقی مانده یا درختان به‌صورت غیراصولی جابه‌جا شده‌اند، که در نهایت باعث از بین رفتن آنها خواهد شد.

    درآمد میلیاردی شهرداری از قطع درختان

    در کنار هشدار‌ها درباره تخلفات، بهروز شیخ‌رودی، کارشناس اقتصاد شهری معتقد است شهرداری تهران در کسب درآمد از محل عوارض قطع درختان رکورد شکنی کرده است. طبق گفته او، شهرداری تهران در دوره مدیریت زاکانی، ۲،۳۷۲ میلیارد تومان از این محل درآمد داشته است.

    او همچنین به آمار کلی درآمد‌های شهرداری اشاره کرد و گفت:در دوره مدیریت فعلی، ۸۰ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان از محل تخلف‌فروشی، ضابطه‌فروشی و شهرفروشی درآمد کسب شده است. این در حالی است که شفاف‌سازی درباره این درآمد‌ها به کندی انجام می‌شود. هرچند بسیاری از متخلفان زیر بار دادن جریمه هم نمی‌روند.
    یکی دیگر از پرونده‌های جنجالی این سال‌ها خشک شدن عمدی ۱۳ درخت در خیابان ولیعصر مقابل یک ملک تجاری بود. احسان صفایی، معاون خدمات شهری منطقه یک، اعلام کرد که مالک این ملک، عامدانه درختان را خشک کرده است، اما هنوز جریمه ۱۷۰ میلیارد تومانی آن پرداخت نشده است. او همچنین افزود که شهرداری برای جلوگیری از سوءاستفاده، این ملک را فریز کرده و اجازه نقل‌وانتقال آن را نداده است.

    درختان این شهر حال‌وروز بهتری از ساکنانش ندارند!

    درختان این شهر حال و روز بهتری از ساکنانش ندارند. هر روز تصویری از قطع درختان در گوشه‌ای از شهر منتشر می‌شود. مدیران شهری همواره منکر درخت‌کُشی هستند و ادعا می‌کنند که یا عمر درختان تمام شده، یا درگیر بیماری بوده‌اند، یا فقط جابه‌جا شده‌اند. اما آمار‌های موجود و گزارش‌های منتشرشده چیز دیگری می‌گویند؛ درختان قطع می‌شوند، فروخته یا اجاره داده می‌شوند، و جای خالی آنها با تخلفات جدید پر می‌شود.