برچسب: درآمد سرانه

  • درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد / بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است / در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد / بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است / در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    به گزارش اقتصادران،دکتر فرشاد مومنی، با بیان اینکه اگر روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی استمرار داشته باشد، سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی بیش از قبل فروخواهند ریخت و اوضاع به گونه ای می شود که ماجرا فراتر از این می رود که تصور کنید دولت به کمک خواهد آمد، گفت: راه نجات این است که گستاخانه مساله را همان گونه که هست با افق دورمدت مورد توجه قرار دهیم. ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده، نیروی کار شاغل در بخش صنعت، مسافرکشی را به کارکردن در بخش صنعت ترجیح می دهد. اکنون این موضوع در گزارشهای رسمی هم منعکس شده است. صنعت است که تنها قابلیت رفع فقر و کاهش عقب ماندگی را دارد و سازمانهایی از قبیل بازنشستگی و تامین اجتماعی که بزرگترین آسیب بیننده ها از سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا هستند ، باید نقش پیشگام را ایفا کنند.

    همه کم و بیش به این خو گرفته اند که وقتی صحبت از آینده می شود، قدر حال را بیشتر بدانند!

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در جمع «مدیران اقتصادی سازمان بازنشستگی» با عنوان «چشم انداز اقتصاد ۱۴۰۴، از نگاه سطح توسعه» سخن می گفت، با بیان اینکه متاسفانه اکنون مدتی است همه کم و بیش به این وضعیت خو گرفته اند که وقتی صحبت از آینده می شود، قدر حال را بیشتر بدانند و در رشته ما این اوضاع از بقیه بدتر است، خاطرنشان کرد: از جنبه هستی شناختی، تقدم با واحدهای سطح خرد است، اما اگر بخواهیم جنبه اجرایی و عملیاتی امور را در نظر بگیریم، در آنجا تقدم رتبه ای مطرح می شود و گفته می شود  تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه به کلان و تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به سطح خرد باید درنظر گرفته شود.

     امروز را به فردا رساندن تبدیل به هنر گردانندگان اقتصاد کلان شده

    وی ضمن اشاره به اهمیت نقش بستر کلان اقتصادی بر رفتار بازیگران خرد، با بیان اینکه اگر چشم اندازهای سطح توسعه را در مقابل خود نداشته باشیم، یک باره با فروافتادگی های بسایر سنگین وهزینه های غیرقابل برگشت در سطح نظام ملی روبرو خواهیم بود، ادامه داد: ماجرای گرفتاریهای ایران و این پس افتادگی ها و روندهای قهقرایی آن، به این دلیل است که در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع بیش از ربع قرن است که ملاحظه های سطح توسعه، به کلی کنار گذاشته شده و امروز را به فردا رساندن تبدیل به هنر گردانندگان اقتصاد کلان کشور شده و در غیاب ملاحظه های سطح توسعه، ما باتناقضهای بسیار شگفت انگیزی روبرو می شویم که شرح آن برای خود ماجرایی دارد.

    این اقتصاددان با بیان اینکه فلسفه وجودی دولت ثبات بخشی است اما در چارچوب این کوته نگری نظام وار و نهادمندی که نظام تصمیم گیریهای اقتصادی ایران به آن دچار شده، گویی دولتها در ایران فلسفه وجودی اش را در ثبات زدایی از اقتصاد کلان تعریف کرده اند و این یک نقض غرض بسیار وحشتناکی است، گفت: در چارچوب رویکرد کوته نگرانه، قباحت این رفتارها هم از میان رفته است. در این شرایط، حتی الفاظ هم کارکرد خود را از دست می دهند و بحرانی ترین عدم تعادلهایی که بقای جامعه را به خطر انداخته را با تعابیر چرتکه ای به ما گزارش می دهند. مثلا ما اکنون با بحران بسیار حاد و شکننده در زمینه انرژی روبرو هستیم که می تواند باقی نظام ملی را به چالش بکشد اما اسم آن را ناترازی می گذارند! یعنی مساله ای که آن را می توان در کادر چهار عمل اصلی درک کرد و مساله عمیق و چند بعدی بسیار پیچیده دیگر دیده نمی شود.

    وضعیت انرژی کشور چگونه به بحرانی بزرگ رسید!؟

    مومنی در توضیح بخشی از علل ایجاد این ناترازی، عنوان کرد: نزدیک به ۲۰ سال پیش، با عنوان اینکه مسائل حوزه نفت و انرژی مسائلی پیچیده است، با سازوکارهای که اگر در جای خود به دقت واکاوی شود، آسیبهایی که این کشور با آن روبرو است، آشکار می شود، گفتند چون اکثریت اعضا در دولت و مجلس غیرمتخصص هستند وزارت نفت ۱۴٫۵ درصد درآمد سالانه ارزی حاصل از صدور انرژی و فرآورده هایش را بگیرد و در ازای آن تضمین دهد ایران در هیچ زمینه ای با بحران روبرو نشود. یعنی ما با بحران سرمایه گذاری در مورد انرژی و بحران تامین نیازهای جامعه ای که دائما نیازهایش رو به افزایش است روبرو نباشیم و از نظر کیفیت هم رو به اعتلا بگذاریم. اینگونه با شفافیت زدایی از این مساله ای که تمام هست و نیست ما به آن وابسته است انجام شد. اکنون دو دهه از این ماجرا گذشته، آن ۱۴٫۵ درصدها تخصیص پیدا کرده و علاوه بر آن دستگاه مجری که آن تعهدات را داده بود، چند ۱۰ میلیارد دلار هم بدهی خارجی ایجاد کرده و سال گذشته هم مقام مسئول آن وزارتخانه مجری، از موضع سلب مسئولیت از خود هشدار داد که اگر تا چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار صرف سرمایه گذاری نشود، ایران برای گذران امور عادی خود باید نفت وارد کند. این پدیده با چنین طول و عرضی را ذیل مفهوم «ناترازی» به تفاوت میان دو رقم تنزل می دهند.

    دیگر نمی توانیم این مناسبات را ادامه دهیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه این وضعیت مساله بسیار بنیادی ساختاری و نهادی است و با «ناترازی» نامیدن آن و نادیده گرفتن آن مسائل بنیادی در راستای منافع پلید، ضدانسانی و ضدملی همه مان بازنده خواهیم بود، تصریح کرد: در چنین شرایطی گفته می شود راه نجات این است که به وجوه بنیادی مساله توجه کنید؛ چرا که در همه عرصه های فعالیت اقتصادی آن رویکرد چرتکه ای، کوته نگرانه و بی اعتنا به ملاحظه های میان مدت و بلندمدت به بن بست کامل رسیده است. این بیانیه یک حزب رادیکال نیست، بلکه مصرحات گزارشهایی است که رسما انتشار پیدا کرده که خوشبینانه ترین و محافظه کارانه ترین برآوردها را گزارش می کنند و از هر زاویه ای که به آن نگاه می کنید، این مصرحات می گوید در غیاب نگرش بنیادی و دورمدت ما دیگر نمی توانیم این مناسبات را ادامه دهیم.

     شروع روندهای جهش قیمت نفت از سال ۱۳۸۰ رخ داده

    مومنی یادآورشد: مطالعه های روندی نشان می دهد از نقطه عطف ۱۳۸۴ که با موج فزاینده جهش قیمت نفت روبرو بودیم، گزارشهای رسمی نشان می دهد شروع روندهای جهش قیمت نفت از سال ۱۳۸۰ رخ داده و در فاصله تا ۱۳۸۳، درآمدهای ارزی کشور از این ناحیه وقتی با مبنای اسناد بالادست، مانند برنامه های میان مدت، مورد ارزیابی قرار می گیرد، نشان می دهد در برنامه سوم، چشم اندازی از درآمدهای ارزی کشور از ۸۰ تا ۸۳ وجود داشته، اما آنچه که اتفاق افتاده همواره بین ۲ تا ۳ برابر پیش بینی هایی بوده که در سند میان مدت وجود داشته و از نظر رشد واردات هنوز رکورد سال ۱۳۸۳ در تاریخ اقتصادی ایران شکسته نشده است. از این زاویه، سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ که دوره ای است که با قله درآمدهای ارزی و بی سابقه ترین جهش های نفت و گاز در تاریخ اقتصادی مان روبرو بودیم، کسری بودجه خانوارهای ایرانی در دهه ۱۳۸۰، بالغ بر ۴٫۵ برابر شده است و همزمان با اینکه اوضاع و احوال خانوارهایمان این گونه بوده در این دهه خصوصا از ۱۳۸۴ به بعد ، ارزبری هر واحد تولید ناخالص داخلی مان تا سال ۹۱، بالغ بر ۵ برابر شده. یعنی مساله تولید در ایران، تا این درجه توخالی و متکی به واردات شده است.

    درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد

     استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه این روند قهقرایی از دهه ۱۳۸۰ ابعاد جدیدی پیدا کرده و سقوطها در دهه ۱۳۹۰ اصلا برایتان قابل تصور نیست اما چون نظام تصمیم گیریهای اساسی خود را به این دلخوش کرده که از این ستون به آن ستون فرج است، اینها را نادیده می گیرد، اظهارداشت: درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط نشان می دهد. طنزهای تلخی هم در این میانه وجود دارد که نشان می دهد این نظام رانتی کوته نگرانه، چگونه همه چیز را از معنا انداخته است، برای نمونه طرف با شعار اینکه من آمده ام پول نفت را بر سر سفره های مردم بیاورم روی کار آمده است، قیمت نان در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ حدود ۳۲ برابر و شاخص فلاکت در این دوره ۲ برابر شده است.

    دهه ۱۳۹۰ رکوردهای جهش واردات در دوره احمدی نژاد شکسته شده

    مومنی با بیان اینکه در امتداد ماجرای توخالی شدن تولید، در دهه ۱۳۹۰ رکوردهای جهش واردات در دوره احمدی نژاد شکسته شده و با وجود آن کشور این گونه بحرانی است، تاکید کرد: اگر بخواهیم اصلاح کنیم باید دانست کجاها حواسمان جمع باشد و دقتهایمان را افزایش دهیم.

    سقوط شاخص رابطه مبادله اتفاق تکان دهنده دیگر در دهه ۱۳۹۰

    این اقتصاددان سقوط شاخص رابطه مبادله را اتفاق تکان دهنده دیگر در دهه ۱۳۹۰ عنوان کرد و افزود: سال ۱۳۶۷، در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب بدترین سال بوده که عموم علت آن به شوکهای برون زا مربوط می شده، شاخص رابطه مبادله که توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملی را نشان می دهد، سال ۱۳۸۹، شاخص رابطه مبادله ما در مقایسه با سال ۱۳۶۷ که بدترین سال بوده ۳۱ درصد سقوط کرده است. در پایان دهه ۱۳۹۰ شاخص رابطه مبادله نسبت به سال ۱۳۸۹، حدود ۳۴ رصد دیگر سقوط کرده اما حتی یک بار هم درباره اینکه این شاخص روند رو به وخامت وضعیت ما را نشان می دهد صحبتی نمی شود. عزیزان تصورشان این است که اگر ما سرمان را در برف فروکنیم، بحرانها حل می شوند. برای نمونه بحران حادی که در یک سیستم بانکی کاملا ناعادلانه و ضدتوسعه ای است، را «ناترازی بانکی» می نامند!

    بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است

    مومنی با تاکید بر اینکه بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است، به تشریح عملکرد منفی بانکهای خصوصی در این رابطه پرداخت و توضیح داد: اگر اسم این مناسبات را ناترازی بگذارید که واقعیت تغییر نمی کند، راه نجات این است که گستاخانه مساله را همان گونه که هست با افق دورمدت مورد توجه قرار دهیم. شاید بزرگترین نگرانی از نظر من این است که اگر ما اسناد برنامه های توسعه را برآیند بینش و نگرش گردانندگان کشور بدانیم، سند برنامه هفتم را می توانیم مانند یک آینه درنظر بگیریم که طرزنگاه و نظام ترجیحات و میزان تعهدات نظام برنامه ریزی کشور را توضیح می دهد. این سند اولین سند برنامه ای است که در آن، یک نظام پشتیبانی که با نگرش روندی به ما بگوید در یک دوره ۲۰، یا ۳۰ ساله گذشته ما چه روندهایی را طی کردیم و اگر این روندها استمرار پیدا کند، چه چشم اندازی در مقابل ما است.

    ساختار قدرت آمادگی روبرو شدن با واقعیت و فکر کردن درباره چشم اندازهای آینده را ندارد / این ریلهای اقتصادی به آخر خط خود رسیده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه سند برنامه هفتم، اولین سندی است که در آن جدول منابع و مصارف ارزی و ریالی داده نمی شود، ادامه داد: وقتی دولت این جدول را نمی دهد و مجلس هم می پذیرد که این جدول وجود نداشته باشد، دلالتهایی دارد اما نشان می دهد این ساختار قدرت آمادگی روبرو شدن با واقعیت و فکر کردن درباره چشم اندازهای آینده و پذیرش تعهد درباره اینکه دارایی های بین نسلی کشور صرف چه اموری بشود و یا نشود و آمادگی هیچ نوع پاسخگویی درباره منطق تخصیص دارایی های بین نسلی را ندارد، اما این ریلهای اقتصادی به آخر خط خود رسیده است.

    قبل از اینکه روز واقعه فرابرسد این وضعیت را بفهمیم / ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده

    مومنی اضافه کرد: باید قبل از اینکه روز واقعه فرابرسد این وضعیت را بفهمیم و بزرگترین خاصیت مطالعه های آینده شناختی این است که امکان جلوگیری از آینده های محتمل الوقوع نامطلوب را قبل از مرگ سهراب فراهم می کند. ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده، نیروی کار شاغل در بخش صنعت، مسافرکشی را به کارکردن در بخش صنعت ترجیح می دهد. اکنون این موضوع در گزارشهای رسمی هم منعکس شده است. صنعت است که تنها قابلیت رفع فقر و کاهش عقب ماندگی را دارد و سازمانهایی از قبیل بازنشستگی و تامین اجتماعی که بزرگترین آسیب بیننده ها از سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا هستند ، باید نقش پیشگام را ایفا کنند. چون هنوز علائمی که نشان دهد چرت دولت و مجلس در این زمینه پاره شده، در حد نصاب نیست اما سازمانهای بیمه و بازنشستگی این قابلیت را دارند که با حریتی قبل از فاجعه سازی این ریلی که اکنون اقتصاد ایران روی آن قرار گرفته، این بحران را شناسایی کنند.

    هشدار نسبت به وضعیت سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی باتداوم روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه اگر روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی استمرار داشته باشد، سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی بیش از قبل فروخواهند ریخت و اوضاع به گونه ای می شود که ماجرا فراتر از این می رود که تصور کنید دولت به کمک خواهد آمد، به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس مبنی بر اینکه در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ بر اساس داده های بودجه خانوار، توان مالی خانوارهای ایرانی برای اینکه از عهده هزینه های آموزشی فرزندانشان برآیند ۸۰ درصد کاهش پیدا کرده است، اشاره کرد و افزود: در این میان، به قیمتهای ثابت، توان دولت برای تامین مالی هزینه های مالی هر دانش آموز هم ۱۵ درصد سقوط کرده است. این نکته در کانال امور مربوط به سلامت مردم هم ردگیری شود، متوجه می شویم که اوضاع و احوال آموزش چقدر آباد است.

    مومنی با بیان اینکه تمام گزارشهای رسمی منتشر شده می گوید این مناسبات به انتهای بقای خود رسیده، یادآورشد: هوشمندی روشنفکران، دانشگاهیان و حکومت است که قبل از اینکه صدای انفجار شنیده شود، این وضعیت را پیش نگرانه ببینند، و افق گشایی هایی برای برون رفت از این شرایط ارائه دهند. ظرفیتهای انسانی و مادی موجود در سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی اکنون این توان را به آنها می دهد که چنین مساله را با همه محدودیتهای موجود پیش ببرند.

    در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    این اقتصاددان اظهارداشت: توان دولت برای اینکه از عهده تعهدات خود در زمینه نظم، امنیت، آموزش ، تغذیه و سلامت و رفاه خانواده ها برآید به حدود نامتعارفی رسیده و داده ها نشان می دهد وقت چندانی نداریم. برآوردها نشان می دهد هنوز آن ظرفیتهای انسانی و مادی برای این تغییر ریل در ایران وجود دارد که ما رویمان را به هدف کنیم، اکنون ما پشت به هدف حرکت می کنیم، باید بدانیم که در چه شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم. از جایی باید بسم الله را گفت و این تغییر ریل را کلید زد.

  • در 13 سال اخیر؛ درآمد سرانه ایرانی ها بیشتر نشده که کمتر هم شده است + اینفوگرافی

    در 13 سال اخیر؛ درآمد سرانه ایرانی ها بیشتر نشده که کمتر هم شده است + اینفوگرافی

    به گزارش اقتصادران، درآمد سالانه ایرانی‌ها در ۱۳ سال گذشته تصویر روشنی از وضعیت رفاه ما را نشان می‌دهد. شوک‌های اقتصادی و تحریم‌ها زندگی ما را به یک تردمیل تبدیل کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که درآمد سال ۱۴۰۲ هر ایرانی، نسبت به ۱۳ سال قبل حدود ۲۲ میلیون تومان کمتر شده است!

  • شوک منفی اقتصادی به ایران / 22 سال از عربستان و 33 سال از قطر عقب افتادیم!

    شوک منفی اقتصادی به ایران / 22 سال از عربستان و 33 سال از قطر عقب افتادیم!

    به گزارش اقتصادران، با آغاز تحریم‌های اقتصادی در سال۱۳۹۱، درآمد سرانه ایران کاهش چشم‌گیری داشت که تا سال۱۳۹۴ نیز ادامه یافت. در سال‌های بعد، کاهش موقت تحریم‌ها و افزایش فروش نفت در سال۱۳۹۵ تا حدی موجب افزایش درآمد سرانه شد؛ اما با دور دوم تحریم‌ها و همه‌گیری کرونا، این روند دوباره به حالت نزولی بازگشت. اگرچه در سال‌های اخیر درآمد سرانه افزایش یافته است؛ اما همچنان در سال۱۴۰۲ حدود ۲۵درصد کمتر از سال۱۳۹۰ است. براساس گزارش سازمان برنامه و بودجه با فرض ادامه رشد اقتصادی با نرخ 5.5درصد، پنج سال طول خواهد کشید تا به سطح درآمد سرانه سال۱۳۹۰ بازگردد. همچنین مقایسه درآمدهای سرانه در کشورهای همسایه قطر و عربستان نشان می‌دهد که حتی با رشد اقتصادی 5.5درصدی پایدار، حدود ۳۳سال طول خواهد کشید تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه قطر و حدود ۲۲سال زمان نیاز دارد تا به سطح درآمد سرانه کنونی عربستان برسد.

    درآمد سرانه، شاخص اقتصادی است که میانگین درآمد هر فرد در یک کشور را نشان می‌دهد. این شاخص با تقسیم کل درآمد ملی بر جمعیت کشور به‌دست می‌آید. درآمد سرانه می‌تواند تصویری کلی از وضعیت اقتصادی یک کشور ارائه دهد و معمولا برای مقایسه سطح رفاه و توسعه اقتصادی بین کشورهای مختلف به‌کار می‌رود. این شاخص به‌عنوان یکی از شاخص‌های توسعه، سطح رفاه مردم را تا حدی نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که هر چه این رقم بالاتر باشد، نشان‌دهنده‌ سطح رفاه اقتصادی بهتر و قدرت خرید بالاتر مردم است. با این حال، شاخص درآمد سرانه همه‌چیز را درباره توزیع درآمد و نابرابری‌ها نشان نمی‌دهد و ممکن است نابرابری درآمدی را پنهان کند؛ زیرا تنها یک میانگین کلی است و توزیع واقعی درآمد در بین افراد مختلف را مشخص نمی‌کند.

    تحریم‌ها؛ عامل کاهش ناگهانی درآمد سرانه

    براساس داده‌های بانک مرکزی، درآمد سرانه به قیمت ثابت سال۱۳۹۵، در سال۱۳۹۱ همزمان با شروع دور اول تحریم‌ها، نسبت به سال۱۳۹۰ با کاهش ناگهانی ۱۸درصدی مواجه شد. این شوک منفی به اقتصاد ایران محدود به همان سال نماند و روند کاهش درآمد سرانه تا سال۱۳۹۴ ادامه یافت. در سال۱۳۹۵ با کاهش نسبی تحریم‌ها، بهبود شرایط بین‌المللی و افزایش فروش نفت، درآمد سرانه افزایش پیدا کرد؛ اما این شرایط پایدار نماند.اثرات منفی ناشی از احتمال اعمال دور دوم تحریم‌ها در اواخر سال۱۳۹۶ و اجرایی شدن آنها در اوایل سال۱۳۹۷، مجددا روند نزولی درآمد سرانه را رقم زد. در نتیجه، در سال۱۳۹۸ کمترین میزان درآمد سرانه در بازه‌ سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ برای اقتصاد کشور ثبت شد.

    با شروع همه‌گیری کرونا در سال۱۳۹۹، به چالش‌های تحریمی کشور افزوده شد و باعث شد که درآمد سرانه افزایش قابل‌ توجهی نداشته باشد و تقریبا در سطح سال ۱۳۹۸ باقی بماند. با این حال، در سال۱۴۰۰ با کاهش محدودیت‌های کرونایی، افزایش فروش نفت و بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی، اقتصاد کشور توانست تا حدی بازیابی شود و درآمد سرانه نسبت به سال۱۳۹۹ افزایش ۱۱درصدی را تجربه کند. در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ نیز این روند افزایشی ادامه یافت؛ به‌طوری‌که در سال۱۴۰۲ درآمد سرانه نسبت به سال قبل ۱۵درصد رشد داشت.

    ۵ سال فاصله تا بازگشت به سطح درآمد سرانه۱۳۹۰

    با وجود افزایش درآمد سرانه در سال‌های اخیر، به‌دلیل رشد اقتصادی ناچیز در دهه۱۳۹۰، سطح درآمد سرانه در سال۱۴۰۲ همچنان ۲۵درصد کمتر از سال۱۳۹۰ است و به‌طور میانگین سالانه 2.5درصد کاهش یافته است. گزارش سازمان برنامه و بودجه مطرح می‌کند که اگر رشد اقتصادی کشور با نرخ متوسط 5.5درصد سالانه (مطابق نرخ رشد سالانه۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) ادامه یابد، پنج سال زمان خواهد برد تا سطح درآمد سرانه به مقدار سال۱۳۹۰ برسد. براساس این گزارش درآمد سرانه سال۱۴۰۲ تنها 75.2درصد از درآمد سرانه سال۱۳۹۰ را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر، اقتصاد ایران طی سه سال اخیر به‌رغم رشد نسبی مثبت نتوانسته است افت درآمد سرانه در دهه۱۳۹۰ را جبران کند.

    ۳۳سال انتظار برای رسیدن به درآمد سرانه قطر

    در نمودار2 مقایسه سطح درآمد سرانه ایران با چند کشور منتخب در سال1401 به قیمت جاری و به روش برابری قدرت خرید (PPP) قابل مشاهده است. شاخص برابری قدرت خرید نشان می‌دهد که اگر همه کشورها از یک واحد پولی مشترک استفاده می‌کردند، هزینه خرید کالاها و خدمات چقدر خواهد بود. به‌عبارتی، برابری قدرت خرید معیاری است که نرخ مبادله را بر اساس هزینه‌های دو سبد کالایی یکسان در دو جامعه و با ارزهای ملی آنها معادل‌سازی می‌کند.

    براساس این داده‌ها، ایران در مقایسه با کشورهای همسایه خاورمیانه مانند قطر، امارات، کویت، عربستان و بحرین از سطح درآمد سرانه پایین‌تری برخوردار است. برای نمونه، درآمد سرانه قطر، به‌عنوان یکی از صادرکنندگان بزرگ گاز، تقریبا ۶برابر درآمد سرانه ایران است. همچنین درآمد سرانه عربستان که صادرکننده نفت است، 3.3برابر اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهد. بر اساس گزارش سازمان برنامه و بودجه، حتی اگر رشد اقتصادی کشور با نرخ 5.5درصد سالانه ادامه یابد، حدود ۳۳سال طول خواهد کشید تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه قطر و حدود ۲۲سال زمان نیاز دارد تا به سطح درآمد سرانه کنونی عربستان برسد.

    تغییر مسیر اقتصادی ایران و ترکیه

    در نمودار3، روند تغییرات درآمد سرانه ایران و ترکیه در بازه سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ (۲۰۱۱ تا ۲۰۲۲میلادی) مقایسه شده است. درآمد سرانه این دو کشور به قیمت جاری و بر اساس روش برابری قدرت خرید (PPP) در سال۱۳۹۰ تقریبا در سطح مشابهی قرار داشته؛ اما پس از آن مسیرهای متفاوتی را طی کرده‌اند؛ به‌طوری‌که تا پایان سال ۲۰۲۲، درآمد سرانه ایران نسبت به سال۲۰۱۱ حدود ۴درصد کاهش یافته، درحالی‌که درآمد سرانه ترکیه در همین بازه ۹۵درصد افزایش را تجربه کرده است. این دو روند متفاوت سبب شده است که در سال ۲۰۲۲، درآمد سرانه ترکیه تقریبا دوبرابر درآمد سرانه ایران باشد. اگر رشد اقتصادی ایران با نرخ 5.5درصد سالانه ادامه یابد، پیش‌بینی می‌شود حدود ۱۳سال زمان لازم باشد تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه ترکیه برسد.

    p12 copy

  • فقط لیبی و عراق درآمدی کمتر از ایران دارند

    فقط لیبی و عراق درآمدی کمتر از ایران دارند

    به گزارش اقتصادران، مسعود دانشمند، عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، با بیان اینکه یکی از شاخص‌هایی که صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل آن را درنظر می‌گیرند، درآمد سرانه است، اظهار کرد: در حوزه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) درآمد سرانه قطر، ۸۲ هزار دلار، امارات ۵۱ هزار دلار و … تا می‌رسیم به عراق ۶۰۰۰ دلار، لیبی ۶۰۰۰ دلار و ایران ۵۰۰۰ دلار است و تنها کشورهایی که از ایران عقب‌ترند مراکش و مصر با ۴۰۰۰ دلار هستند. درآمد سرانه کشورها نشان می‌دهد کشورهای نفت‌خیز حوزه خلیج فارس به جز ایران و عراق درآمدی بالای ۲۰ هزار دلار سرانه دارند.

    وی افزود: شاخص بعدی تولید ناخالص داخلی است. سوییس اولین کشور با ۸۰ هزار دلار برای هر نفر، بعد در لیست پایین‌تر به قطر می‌رسیم با ۶۰ هزار دلار، بعد از آن آمریکا با ۵۹ هزار دلار، کانادا با ۴۵ هزار دلار، کویت با ۲۷ هزار دلار، ترکیه با ۱۰ هزار دلار و در نهایت ایران در ردیف ۹۵ ام با ۵۰۰۰ دلار قرار دارد. البته ما کشور ثروتمندی هستیم، اما بلد نیستیم از ثروت‌هایمان استفاده کنیم.

    دانشمند با بیان اینکه شاخص بعدی بدهی خارجی سرانه است که در مورد ایران این عدد پایین بوده، گفت: خیلی خوشحال نباشیم که بدهی‌هایمان کم است. این یعنی ما زندگی کارمندی داریم و هیچ نوع سرمایه‌گذاری و حرکت رو به آینده‌ای نداریم. هر چه در می‌آوریم را می‌خوریم و می‌پوشیم و تمام می‌کنیم. کشورهایی که بدهکارند، توانسته‌اند از منابع جهان استفاده کنند. در ۲۰ سال گذشته متوسط جذب سرمایه خارجی در ایران دو میلیارد دلار در سال بوده و در سال ۱۰ میلیارد دلار فرار سرمایه داریم.