برچسب: خودکشی

  • خودکشی یک جنگ‌زده در هتل لاله / وزارت بهداشت: اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند / شهرداری: دیر آمدید!

    خودکشی یک جنگ‌زده در هتل لاله / وزارت بهداشت: اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند / شهرداری: دیر آمدید!

    به گزارش اقتصادران، خودکشی یکی از جنگ‌زدگانی که در هتل لاله تهران اسکان داده شده بود، فقط یک تراژدی فردی نیست؛ این حادثه، تصویری تلخ از فروپاشی هماهنگی میان نهاد‌های اجرایی، بحران مدیریت آسیب‌های انسانی پس از جنگ و در نهایت، تبدیل شدن رنج آوارگان به میدان رقابت سیاسی است.

    جنگ، هزاران نفر را بی‌خانمان و آواره کرده است. هتل لاله تهران امروز به پناهگاهی موقت برای بخشی از این جنگ‌زدگان تبدیل شده؛ مردمی که خانه، امنیت، دارایی و در بسیاری موارد اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند. اما همین پناهگاه موقت حالا به صحنه یک تراژدی تبدیل شده است.

    گزارشی که به دست رویداد۲۴ رسیده نشان می‌دهد در روز‌های ابتدایی جنگ یک مرد جوان مجرد، از جنگ‌زدگان ساکن هتل لاله، در پی فشار شدید روانی ناشی از جنگ، آوارگی و بی‌خانمانی دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده است.

    اما آنچه این حادثه را از سطح یک اتفاق تلخ فردی فراتر می‌برد، ابعاد مدیریتی و سیاسی آن است؛ به‌ویژه نقش شهرداری تهران در پرونده‌ای که اساساً نیازمند مدیریت تخصصی روانی، درمانی و اجتماعی بوده است.

    «اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند»

    ماجرا از پایان جنگ ۱۲ روزه آغاز شد؛ زمانی که شهرداری تهران داوطلب شد مدیریت بخش عمده امور مرتبط با آسیب‌دیدگان جنگ را برعهده بگیرد. دولت مسعود پزشکیان نیز که از ابتدا تمایل زیادی به واگذاری مسئولیت‌ها و تفویض اختیارات نشان داده، عملاً میدان را در اختیار علیرضا زاکانی قرار داد؛ تصمیمی که همان زمان با اعتراض وزارت راه و شهرسازی و همچنین بدنه کارشناسی حوزه سلامت همراه شد.

    اکنون روشن شده که دامنه این واگذاری، فقط به بازسازی شهری و اسکان اضطراری محدود نمانده و حتی رسیدگی به سلامت روان آسیب‌دیدگان نیز عملاً به شهرداری سپرده شده است؛ نهادی که اساساً نه ساختار تخصصی این کار را دارد و نه تجربه مدیریت بحران‌های پیچیده روانی پس از جنگ را.

    کلید اصلی این اختلاف در اظهارات اخیر علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، نهفته است. او چندی پیش رسماً اعلام کرد: «ما آمادگی کامل برای ارائه مشاوره‌های روان‌شناختی به آوارگان را داشتیم، اما شهرداری تهران از ورود تیم‌های متخصص ما جلوگیری کرد.»

    رئیسی با تأکید بر اینکه تولیت سلامت روان باید در اختیار وزارت بهداشت باشد، هشدار داده بود که درمان اختلالات روانی—به‌ویژه برای کودکانی که خانواده خود را از دست داده‌اند—نیازمند پیگیری تخصصی، ثبت داده، استمرار درمان و نظارت حرفه‌ای است. با این حال، به گفته او، شهرداری ترجیح داده این خدمات را خودش ارائه دهد.

    جنگ نعمت است!

    اما چرا شهرداری تهران تا این اندازه بر در اختیار گرفتن کامل این پرونده اصرار داشت؟ پاسخ را باید در سیاست جست‌و‌جو کرد؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که فاصله زیادی تا آن باقی نمانده است.

    مجلس به تازگی با تمدید ۶ ماهه شوراهای شهر و روستا و ادامه کار شهرداران تا زمان انتخابات مجلس در دی ماه ۱۴۰۵ موافقت کرده و این یعنی چند ماه تا انتخابات شورای شهر تهران باقی مانده و علیرضا زاکانی برای رانده نشدن از «بهشت» بیش از هر زمان دیگری به آرای ساکنان تهران نیاز دارد. در چنین وضعیتی، مدیریت بحران جنگ‌زدگان و حضور روزانه در کنار هزاران آواره، می‌تواند به یک سرمایه سیاسی و تبلیغاتی مهم تبدیل شود.

    برای شهرداری، این بحران فقط یک مسئله انسانی نیست؛ بلکه فرصتی است برای نمایش «مدیریت جهادی» و فروش تصویری از کارآمدی به افکار عمومی. هزاران خانواده جنگ‌زده‌ای که هر شب در هتل‌ها، مدارس و مراکز اسکان موقت حضور دارند، همان مردمی هستند که چند ماه دیگر احتمالاً قرار است در انتخابات شورای شهر هم مشارکت کنند.

    در این میان، پزشکیان عملاً مسئولیت را از دوش خود برداشته و علی‌رغم مخالفت وزارت بهداشت و وزارت راه و شهرسازی، صفر تا صد مدیریت بحران را به شهرداری واگذار کرده است؛ واگذاری‌ای که حالا تبعات آن آشکار شده است.

    مشکل، اما دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: مدیریت بحران انسانی، صرفاً با اسکان، توزیع غذا و تأمین تخت تمام نمی‌شود. بحران جنگ فقط دیوار خانه‌ها را خراب نمی‌کند؛ روان انسان‌ها را هم ویران می‌کند.

    شهرداری شاید در جمع‌آوری زباله، آسفالت خیابان یا زیباسازی شهر تجربه داشته باشد، اما تخصصش درمان روان انسان‌هایی نیست که در چند روز، تمام زندگی‌شان را از دست داده‌اند. مدیریت آسیب روانی جنگ، نیازمند فعالیت روانپزشکی تخصص، مددکار اجتماعی، نظام ارجاع درمانی و پیگیری بلندمدت است؛ نه صرفاً استقرار چند روانشناس شیفتی در هتل‌ها.

    روابط عمومی هتل لاله اصل حادثه خودکشی را تأیید کرده است. یکی از مسئولان هتل مدعی شده فرد متوفی از قبل مشکلات روانی داشته وگرنه شهرداری تیم روان‌شناسی ۲۴ ساعته در محل مستقر کرده و این فرد می‌توانست از این امکانات استفاده کند.

    روایت شهرداری: «وزارت بهداشت دیر آمد»

    محمد صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، هم ادعای وزارت بهداشت را رد می‌کند. او می‌گوید پیشنهاد همکاری وزارت بهداشت «بسیار دیر» و پس از آتش‌بس ارائه شده؛ زمانی که به گفته او، شهرداری از قبل همه مقدمات خدمات‌رسانی را فراهم کرده بود.

    صاحب تأکید می‌کند شهرداری به‌صورت شبانه‌روزی و «با رویکردی جهادی» به بیش از ۴ هزار نفر از مجموع ۶ هزار جنگ‌زده خدمات مشاوره‌ای و حمایتی ارائه کرده است.

    او درباره حادثه خودکشی در هتل لاله نیز می‌گوید: «فرد مورد نظر در روز‌های ابتدایی جنگ و پیش از آنکه فرآیند خدمات مشاوره‌ای و پروتکل‌های حمایتی فعلی به‌طور کامل مستقر شود، اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده است.»

    به گفته مدیرکل سلامت شهرداری، چون این حادثه در مراحل اولیه بحران رخ داده، جزئیات اختلالات روانی فرد متوفی به‌طور کامل ثبت و مستند نشده است.

    فارغ از روایت‌های متناقض، یک واقعیت تغییر نمی‌کند: یکی از جنگ‌زدگان اسکان‌یافته در هتل لاله جانش را از دست داده است؛ آن هم در شرایطی که دو نهاد اصلی کشور حالا درباره اینکه چه کسی باید مسئول سلامت روان آسیب‌دیدگان باشد، یکدیگر را متهم می‌کنند. امروز جامعه با پرسشی بزرگ‌تر مواجه است: آیا در میانه رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی، اساساً کسی فرصت کرده به روان جامعه فکر کند؟

  • جهش نگران‌کننده خودکشی در ایران در ۱۰ سال اخیر / ادعای سازمان بهزیستی غلط است

    جهش نگران‌کننده خودکشی در ایران در ۱۰ سال اخیر / ادعای سازمان بهزیستی غلط است

    به گزارش اقتصادران، آمار در ایران یک مقوله امنیتی تلقی می‌شود و به همین دلیل دسترسی به داده‌های دقیق، از جمله درباره خودکشی، تقریباً ناممکن است. در حالی که سازمان جهانی بهداشت میانگین نرخ خودکشی در جهان را حدود ۱۰ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرده، سیدجواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی در نشست خبری اخیر خود گفته نرخ خودکشی در ایران کمتر از میانگین جهانی و حدود ۶ تا ۷ نفر است؛ او وعده داده با اجرای طرح‌های جدید، میزان خودکشی تا ۵۰ درصد کاهش یابد.

    حمید یعقوبی، رئیس انجمن پیشگیری از خودکشی، سال گذشته اعلام کرد آخرین آمار رسمی کشور مربوط به قبل از سال ۱۴۰۱ است. به گفته او، براساس داده‌های سال ۱۴۰۱، رتبه ایران در میان کشورهای جهان ۱۶۰ بوده است.
    یعقوبی همچنین گفته بود در سال ۱۳۹۵ بیش از ۷۹ هزار نفر اقدام به خودکشی کرده‌اند و این رقم تا سال ۱۴۰۱ حدود ۵۱ درصد افزایش داشته است. طبق برآوردهای او، از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ سالانه حدود ۱۰ درصد به مرگ‌های ناشی از خودکشی اضافه شده است؛ به این ترتیب نرخ خودکشی از ۴.۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۹۰ به ۸.۱ در سال ۱۴۰۱ و ۸.۹ در سال ۱۴۰۲ رسیده و در سال ۱۴۰۳ احتمالاً به ۹.۷ نفر افزایش یافته است.

    داده‌های بین‌المللی نیز در سال ۲۰۲۳ نرخ خودکشی در ایران را حدود ۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند؛ رقمی که نسبت به ۲۰۱۱ (۴.۷ نفر) رشد قابل توجهی داشته و ایران را در رتبه ۱۴۰ جدول جهانی قرار داده است. گزارش‌های داخلی نیز از ۷ هزار مرگ ناشی از خودکشی در سال ۲۰۲۴ خبر داده‌اند؛ در حالی که این عدد در سال ۲۰۲۳ حدود ۶ هزار نفر بوده است.
    به این ترتیب، اگرچه ایران در مقایسه جهانی رتبه بحرانی ندارد، اما شتاب رشد خودکشی در داخل کشور نگران‌کننده است.

    شریعت: ادعای سازمان بهزیستی غلط است؛ ایران به میانگین جهانی رسیده

    سید وحید شریعت، رئیس انجمن روان‌پزشکان ایران، در گفت‌وگو با رویداد۲۴، آمار رسمی ارائه‌شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی را نادرست دانست و گفت: «میزان خودکشی در ایران تقریباً به میانگین جهانی رسیده؛ عدد ۶ تا ۷ نفر مربوط به چند سال پیش است. از سال ۱۴۰۱ انتشار آمار متوقف شد، در حالی که می‌دانیم روند طی این سال‌ها شدیداً افزایشی بوده است.»

    او افزود: «براساس تخمین‌های موجود، ایران احتمالاً از میانگین جهانی عبور کرده است یا حداقل به آن رسیده. مهم‌تر از عدد خام، روند افزایشی چشمگیر خودکشی در یک دهه اخیر است. کوچک‌نمایی این موضوع فقط مانع دیدن عمق بحران می‌شود.»

    شریعت تأکید کرد سازمان پزشکی قانونی آمار دقیق‌تری دارد و «در جلسات خصوصی گاهی آمار غیررسمی را اعلام می‌کند که نشان‌دهنده افزایش قابل توجه است.»

    محرمانه‌سازی آمار، بحران را حل نمی‌کند

    او با انتقاد از محرمانه بودن آمار گفت: «این محرمانگی هیچ مبنای علمی ندارد. انتشار آمار باعث افزایش خودکشی نمی‌شود؛ آنچه خطرناک است، نحوه نادرست اطلاع‌رسانی درباره خودکشی است. پنهان‌کاری فقط سیاست‌گذاری را مختل می‌کند.»

    کاهش ۵۰ درصدی؟ واقع‌بینانه نیست

    اگر افکار خودکشی دارید یا نگران فردی هستید، با شماره‌های ۱۲۳ یا ۱۴۸۰ تماس بگیرید. کارشناسان متخصص به شما پاسخ خواهند داد.

  • آمار تلخ از افزایش خودکشی در گروه‌های سنی زیر ۱۲ سال / آموزش روش‌های خودکشی بدون درد در فضای مجازی! 

    آمار تلخ از افزایش خودکشی در گروه‌های سنی زیر ۱۲ سال / آموزش روش‌های خودکشی بدون درد در فضای مجازی! 

    به گزارش اقتصادران، سید محمد بطحائی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، درباره وضعیت پدیده خودکشی در کشور توضیح داد و گفت: مواجهه با پدیده خودکشی مانند سایر آسیب‌های اجتماعی، دو وجه دارد؛ وجه نخست، مواجهه عمیق و مداخله بنیادین‌تر با این پدیده است. به این معنا که ما باید آموزش‌های لازم را برای بالا بردن آستانه تحمل و تاب‌آوری افراد به گونه‌ای پیش ببریم که افراد در مواجهه با کوچک‌ترین ناکامی‌ها در زندگی خود، مبادرت به خودکشی نکنند.

    وی افزود: اصلی‌ترین عامل بروز این اتفاق و این آسیب اجتماعی این است که افراد به اندازه‌ای از تحمل می‌رسند که احساس می‌کنند دیگر پایداری برایشان ممکن نیست و در نتیجه دست به خودکشی می‌زنند. این آستانه تحمل یا تاب‌آوری افراد در برابر اتفاقات اجتماعی قابل افزایش یا کاهش است. آنچه می‌تواند مقاومت افراد را در برابر حوادث و اتفاقات ناگوار زندگی بالا ببرد، آموزش‌هایی است که به آن‌ها داده می‌شود و مهارت‌هایی است که باید پیدا کنند.

    بطحائی با انتقاد از ضعف نظام آموزشی کشور در این زمینه خاطرنشان کرد: متأسفانه ما در نظام آموزشی کشور، چه در دوران مدرسه و چه در دوران دانشگاه، در این زمینه با مشکل جدی مواجه هستیم. به گونه‌ای که یک نوجوان ۹ یا ۱۰ساله ممکن است، در مواجهه با کوچک‌ترین فشار در زندگی، خانواده یا مدرسه، بلافاصله اقدام به خودکشی کند و متأسفانه در برخی موارد جان خود را از دست بدهد.

    وی نوع نخست مداخله در پدیده خودکشی را اقدامی پیشگیرانه دانست و تصریح کرد: این نوع نخست مداخله است که همه‌ی کشورها و جوامع به آن می‌پردازند، اما متأسفانه هنوز در کشور ما به‌صورت مؤثر آغاز نشده است. برنامه‌های درسی دانشگاهی و آموزشی مدارس هنوز به این موضوع توجه کافی ندارند و نسبت به آن بی‌تفاوت‌اند.

    وی در ادامه نوع دوم مداخله را توضیح داد و اظهار کرد: اما نوع دوم مواجهه، برخورد اورژانسی و سریع‌العمل با این پدیده است. به این معنا که اگر فردی یک‌بار اقدام به خودکشی کرد که احتمال بروز آن در دفعات بعد برای این فرد بسیار بالاتر است، باید ساختارهای لازم برای مداخله مؤثر، به‌صورت موردی فعال شوند.

    وی با اشاره به نقش نهادهای مسئول در این حوزه گفت: در کشور ما اورژانس اجتماعی و مراکز «سراج» وابسته به وزارت بهداشت مسئولیت اصلی این کار را بر عهده دارند و تلاش‌های زیادی نیز انجام می‌دهند، اما این تلاش‌ها کافی نیست. همچنان نحوه مداخله برای افرادی که در معرض خودکشی قرار دارند، یا دارای افکار خودکشی هستند، و یا سابقه اقدام به خودکشی ناموفق دارند، کامل و کارآمد نیست.

    راه نرفته بسیاری داریم

    بطحائی در ادامه با اشاره به آمار پدیده خودکشی در کشور بیان کرد: متأسفانه در سال‌های اخیر با سیر صعودی در نرخ خودکشی، چه در اقدام و چه در موارد منجر به فوت مواجه بوده‌ایم. اگرچه نرخ خودکشی در ایران از میانگین جهانی پایین‌تر است، چه در زمینه اقدام و چه در مرگ ناشی از خودکشی، اما سیر آن در کشور ما صعودی است.

    وی افزود: برخی کشورها توانسته‌اند با مداخلات هدفمند نرخ خودکشی را کاهش دهند. برای نمونه، تعدادی از کشورهای اروپایی و حتی کره‌جنوبی و ژاپن، موفقیت‌هایی در این زمینه کسب کرده‌اند.

    به گفته او ایران نیز در سال‌های اخیر گام‌هایی در این مسیر برداشته است. ما نیز در سه تا چهار سال اخیر تلاش‌های جدی را آغاز کرده‌ایم، اما همچنان راه نرفته بسیاری داریم. این موضوع به‌ویژه با گسترش فضای مجازی تشدید شده است. همان‌طور که می‌دانید، فضای مجازی در پایین آوردن آستانه تحمل و تاب‌آوری افراد نقش قابل توجهی دارد و متأسفانه در مواردی حتی به تشویق افراد به خودکشی منجر می‌شود.

    آموزش روش‌های خودکشی بدون درد در فضای مجازی!

    وی با ابراز نگرانی از گسترش محتوای خطرناک در فضای مجازی خاطرنشان کرد: اکنون در فضای مجازی سایت‌ها و شبکه‌هایی وجود دارند که افراد را تشویق به خودکشی می‌کنند و حتی روش‌های خودکشی بدون درد را آموزش می‌دهند. با گسترش این فضا، میزان خودکشی افزایش یافته و لازم است که ما بسیار فعال‌تر از گذشته با این آسیب اجتماعی مقابله کنیم.

    افزایش نگران کننده مصرف تفننی مواد مخدر در ۶ ماه گذشته

    رئیس سازمان امور اجتماعی کشور در پاسخ به این پرسش که آیا خودکشی در میان دانش‌آموزان نیز افزایش یافته است، توضیح داد: بله، متأسفانه به‌ویژه در گروه‌های سنی پایین‌تر از ۱۲ سال که پیش از این بسیار نادر بود، اکنون شاهد افزایش موارد اقدام و حتی مرگ ناشی از خودکشی هستیم.

    بطحائی در ادامه در پاسخ به این سوال که با بسته شدن مراکز حمایت از زنان آسیب دیده توسط شهرداری، تکلیف این زنان با توجه به خطرهای احتمالی برای آنان، چه خواهد شد؟ گفت: خوشبختانه از سال گذشته با گسترش اورژانس اجتماعی که توسط سازمان بهزیستی در حال توسعه است، اقدامات خوبی آغاز شده است. امیدواریم در سال ۱۴۰۴ نیز گام‌های جدی‌تری برداشته شود، زیرا از حیث اعتبارات نیز منابع مناسبی به این بخش اختصاص یافته است. شورای اجتماعی کشور نیز حمایت‌های خود را نسبت به گذشته افزایش داده‌اند تا بتوانیم در توسعه اورژانس اجتماعی گام‌های مؤثرتری برداریم. امید داریم این آسیب امسال کاهش پیدا کند.

    وی افزود: در بازدیدهایی که از مراکز اورژانس اجتماعی داشته‌ام، مشاهده کرده‌ام که حمایت از زنان آسیب‌دیده در این مراکز نسبت به سال گذشته با سرعت و گستردگی بیشتری افزایش یافته است.

    بطحائی یکی از شاخص‌های رو به بهبود در حوزه آسیب‌های اجتماعی را کاهش خشونت دانست و اظهار کرد: یکی از شاخص‌هایی که خوشبختانه در آسیب‌های اجتماعی با کاهش مواجه بوده‌ایم، بحث خشونت است. آمارها نشان می‌دهد که میزان خشونت، به‌ویژه در نزاع‌های جمعی، نسبت به سال‌های گذشته کاهش چشمگیری یافته است.

    نزاع‌های جمعی در حال کاهش است

    وی توضیح داد: ممکن است برخی افراد با دیدن اخبار متعدد تصور کنند خشونت افزایش یافته، اما باید توجه داشت که سرعت و حجم انتشار اخبار در شبکه‌های اجتماعی این تصور را ایجاد می‌کند. آمارهای رسمی نیروی انتظامی، پزشکی قانونی و وزارت بهداشت نشان می‌دهد که میزان خشونت و به‌ویژه نزاع‌های جمعی در حال کاهش است.

    بطحائی در ادامه گفت: از ابتدای امسال، در شهر تهران، همکاری میان شهرداری تهران، حوزه قضایی، وزارت کشور و بهزیستی برای حمایت از زنان آسیب‌دیده آغاز شده است. اقدامات مقدماتی خوبی انجام شده، اما هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده‌ایم. در صورت تحقق این طرح، پیش‌بینی می‌شود یک مدل موفق قابل‌استفاده در سراسر کشور ارائه شود تا سایر استان‌ها نیز از آن بهره‌برداری کنند.

    وی تأکید کرد: ما موضوع زنان آسیب‌دیده را به عنوان یک معضل اجتماعی جدی می‌شناسیم و آن را در دستور کار داریم. امیدواریم با تخصیص منابع کافی بتوانیم خانه‌های تأمین و حمایت از زنان آسیب‌دیده را گسترش دهیم.

    او ادامه داد: زیرا اگر زنان آسیب‌دیده مورد حمایت قرار نگیرند، منشأ بروز بسیاری از آسیب‌های دیگر در جامعه خواهند شد. به همین دلیل، نخستین گام در مقابله با برخی آسیب‌های اجتماعی، حمایت و پشتیبانی از این زنان است تا بتوانند به زندگی سالم خود بازگردند.

    وی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی اعلام نشدن آمار دقیق آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد و خودکشی توضیح داد: آمار برخی آسیب‌های اجتماعی، از جمله خودکشی، به دلیل آنکه انتشارش می‌تواند به گسترش آن کمک کند، معمولاً به‌صورت عمومی اعلام نمی‌شود. این پنهان‌کاری نیست، بلکه تجربه جهانی نشان می‌دهد که در برخی موارد، اعلام گسترده آمار می‌تواند خود به اشاعه آن آسیب کمک کند.

    وی در ادامه در خصوص وضعیت اعتیاد در کشور، افزود: متاسفانه در خصوص اعتیاد با گسترش آن مواجه هستیم، به‌ویژه در زمینه استفاده از مواد مخدر صنعتی. هرچقدر به جلو می‌رویم، استفاده از مواد سنتی کاهش یافته و جای خود را به مواد صنعتی یا ترکیبی می‌دهد. این در حالی است که آثار و تبعات مصرف مواد صنعتی بسیار عمیق‌تر و درمان آن دشوارتر از مواد سنتی است. به همین دلیل، در این حد می‌توان گفت که در بخش اعتیاد، روند افزایشی وجود دارد، اما نمی‌خواهم بگویم که این افزایش شیب تندی دارد، اما به طور کلی روند آن رو به افزایش است.

    بطحائی تصریح کرد: نکته‌ای که در این میان از خودِ اعتیاد نیز نگران‌کننده‌تر است، افزایش مصرف تفننی مواد مخدر است. فردی که تنها یک‌بار یا به‌صورت تفننی از مواد افیونی استفاده می‌کند، در تعریف علمی «معتاد» محسوب نمی‌شود. برای مثال، فردی که ماهی یک‌بار، یا هر دو تا سه ماه یک‌بار، در یک مهمانی از مواد افیونی استفاده می‌کند، در طبقه‌بندی رسمی معتادان قرار نمی‌گیرد.

    وی تأکید کرد: اما متأسفانه شدت افزایش این نوع مصرف تفننی بسیار بیشتر از رشد تعداد معتادان است. یعنی کسانی که به صورت تفننی و برای عبور از یک استرس موقت از مواد افیونی استفاده می‌کنند، در کشور ما به‌ویژه در شش ماه اخیر رشد چشمگیری داشته‌اند.

    اعتیاد رو به افزایش است

    رئیس سازمان امور اجتماعی کشور گفت: مصرف الکل نیز به همین نیت، یعنی برای فرار موقت از استرس، متأسفانه در حال افزایش است.

    بطحائی ادامه داد: برای روشن‌تر شدن موضوع باید اشاره کنم که در سطح جهان نیز وضعیت مشابه‌ای وجود دارد. امروز در دنیا حدود ۳۰۰ میلیون نفر از جمعیت بالای ۱۶ سال، در طول سال حداقل یک‌بار از مواد مخدر استفاده می‌کنند. البته این بدان معنا نیست که این ۳۰۰ میلیون نفر معتاد هستند، بلکه به این معناست که تجربه مصرف داشته‌اند.

    وی اضافه کرد: اما نکته مهم اینجاست که فردی که ماهی یک‌بار از مواد مخدر استفاده می‌کند، در ادامه معمولاً فاصله زمانی مصرفش کاهش می‌یابد؛ از ماهی یک‌بار به سه هفته، سپس دو هفته، و بعد هفته‌ای یک‌بار می‌رسد. در نهایت، وارد طبقه معتادان می‌شود و سپس به معتاد متجاهر تبدیل می‌شود که امکان بازگشت از آن تقریباً صفر است.

    او در پایان خاطر نشان کرد: به همین ترتیب، باید گفت که تعداد معتادان در کشور رو به افزایش است، اما شیب رشد آن زیاد نیست. ولی کسانی که از مواد افیونی به صورت تفننی و در مهمانی‌ها و یا به صورت ناخواسته استفاده می‌کنند، شیب رشد و فراوانی میان این گروه بسیار زیاد است.

  • در ایران زنان بیشتر خودکشی می کنند یا مردان؟

    در ایران زنان بیشتر خودکشی می کنند یا مردان؟

    به  گزارش اقتصادران سید محمد بطحایی معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی کشور امروز ۲۴ فروردین در نشستی با موضوع برگزاری همایش رویداد مشارکت ملی و سرمایه‌گذاری اجتماعی بیان کرد: رویدادی که هفته آینده اول اردیبهشت برگزار خواهد شد برگرفته از شعار سال است ما سرمایه‌گذاری را به استعاره گرفتیم و این رویداد با حضور ۶۰۰ نفر از افراد مشغول در خیریه، سازمان‌های مردم‌نهاد و غیره برگزار می‌شود.

    بطحایی افزود: در این رویداد که با حضور رییس‌جمهور برگزار می‌شود سیاست‌های دولت چهاردهم در حوزه مشارکت‌های اجتماعی بیان می‌شود. هدف ما این است که سمن‌ها در این رویداد با یکدیگر آشنا شوند و سرمایه‌گذاری اجتماعی در این رویداد تبیین شود.

    وی اعلام کرد: ما در حوزه اجتماعی کمتر از سرمایه‌گذاری مردم برخوردار بوده‌ایم. یازده هزار سمن در کشور به ثبت رسیده که هزار سمن در حوزه بین‌المللی و ده هزار در حوزه شهرستان و استان هستند. تمام این تعداد سمن فعال نیستند اما اگر فعال هم بودند این عدد برای کشور ما بسیار کم است.

    بطحایی ادامه داد: در سال ۱۴۰۴ برنامه‌ای را در کشور اجرا خواهیم کرد که مراکز دانش‌بنیان گرد هم بیایند. ما اگر هم از ظرفیت‌ مردم استفاده کرده‌ایم در حوزه عمرانی و نه اجتماعی بوده است. نوآوری‌های مردم کمتر در حوزه اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است.

    معاون وزیر کشور گفت: وقتی از حوزه اجتماعی حرف می‌زنیم هم مولفه‌های اجتماعی مثل دلبستگی ملی، سرمایه اجتماعی و موضوعات سلبی و آسیب‌های اجتماعی را مد نظر داریم که در این موضوع می‌توانیم از ظرفیت مردم استفاده زیادی کنیم.

    وی اعلام کرد: در کنار این رویداد نمایشگاهی هم برگزار می‌شود که در آن ده غرفه دستاوردها و نوآوری‌های خود را ارائه خواهند کرد. بعد از آن هم سه کارگاه آموزشی خواهیم داشت که سمن‌های شرکت‌کننده با موضوعات مبتلابه خود در حوزه بیمه، مالیات و غیره آشنا خواهند شد و با کارشناسان در این حوزه مشورت خواهند کرد.

    به گفته بطحایی، سمن‌ها حدود ۱۴-۱۵ موضوع را در بر می‌گیرند و کمترین سمن را در حوزه بحران و امداد و نجات و بیشترین فراوانی را در حوزه پیشگیری از آسیب‌ها داریم.

    رییس سازمان امور اجتماعی تصریح کرد: متاسفانه به دلیل اینکه بانوان نسبت به آقایان آسیب‌پذیری بیشتری دارند، نرخ خودکشی در بانوان بیش از آقایان است. هرچند این تفاوت رو به کاهش است اما همچنان بانوان در بعضی از آسیب‌ها درصد بالاتری دارند. این عدد در سطح دنیا این‌گونه است و به کشور ما اختصاص ندارد.

    بطحایی افزود: خوشبختانه در یک یا دو شاخص مثل خشونت و فرار از خانه (به‌ویژه فرار از خانه) با کاهش این سطح در بین بانوان مواجه هستیم. اما این اعداد و ارقام نباید ما را از پرداختن به موضوع بازدارند. ما در سال ۱۴۰۳ برنامه‌های ویژه‌ای را برای بانوان در نظر گرفته‌ایم.

    وی گفت: اعتیاد و استفاده از موادی که ظاهراً اعتیادآور نیستند اما صدمه‌ای دوچندان دارند مانند الکل، گل و سیگار در بین بانوان سیری رو به افزایش دارد و به طور ویژه روی آن کار می‌کنیم.

    بطحایی در خصوص لایحه ارتقاء امنیت بانوان توضیح داد: هر لایحه در مسیر تصویب انقدر جرح و تعدیل می‌شود که وقتی نسخه آخر را می‌بینید با مورد اول متفاوت است. این لایحه هم آنقدر دچار تغییر شده که آنچه باید امنیت زنان را تامین کند، تغییر پیدا کرده‌ است. این لایحه قطعا نکات مثبتی دارد اما کاستی‌هایی در آن ایجاد شده است. این لایحه که روزهای آخر خود را تا تصویب می‌گذارند در جایی ممکن است به عکس خود تبدیل شده باشد.

  • چرا آمار قتل و خودکشی در ایران بالا رفته است؟

    چرا آمار قتل و خودکشی در ایران بالا رفته است؟

    به گزارش اقتصادران، آمار قتل و خودکشی در مملکت چنان بالا رفته که هر بار سراغ اخبار می‌رویم با یک فاجعه جدید مواجه می‌شویم! برخی البته مثل همیشه دیوار رسانه را از همه کوتاه‌تر دیده و نوع پوشش اخبار مربوطه را موضوعات را دلیل این وضعیت می‌بینند.
    ورای این ساده‌انگاری، اما لازم است که نگاه عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر به موضوع داشته و راهکاری پیدا شود.
    بدیهی است راهکار خروج از این شرایط پیدا نخواهد شد، مگر آنکه دلایل بروز این اوضاع را بدانیم و سعی نکنیم که با فرافکنی از کنار آن عبور کنیم.

    مساله مهارت‌های فردی است؟

    مثلا همین امروز روزنامه «همشهری» به اشاره به جاری بودن ۷۰۰ هزار پرونده نزاع در کشور با لحنی قابل تامل و آمرانه تیتر زده «حرف بزن، یقه نگیر». جدای از انتقادی که به لحن وارد است، هدف از گزارش تاکید بر اهمیت گفتگو است. در همین راستا نیز نوشته: «چند نکته که برای کاهش آمار نزاع باید مورد توجه قرار بگیرند:
    ۱- سلامت روان: در دوران بعد از کرونا اعلام شد که احتمال سونامی اختلالات روانی وجود دارد، بنابراین باید قبول کرد که آمار مبتلا بودن ۲۵ درصد افراد به حداقل یک اختلال روانی افزایش یافته است؛ موضوعی که در کنترل خشم و پرهیز از نزاع تأثیر دارد.
    ۲-مهارت گفتگو: آموزش مهارت گفتگو چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است و افراد نمی‌دانند در شرایط بحرانی چگونه با دیگران دست به گفتگو بزنند.
    ۳-مهارت‌های ارتباط اجتماعی: تعارض در جامعه امری طبیعی است، اما مردم مهارت حل تعارض را بلد نیستند تا اگر اختلاف نظری رخ داد، با ارتباط درست دست به رفع تعارض بزنند، در چنین شرایطی است که تعارض‌ها ممکن است به بحران و خشونت تبدیل شوند.
    ۴- خودمراقبتی: افراد در شرایط کنونی جامعه باید کار‌هایی را انجام دهند که حالشان را خوب کند، این آمار‌های اختلالات و جرائم نشان می‌دهد که مردم خودشان را فراموش کرده‌اند.»

    نقش جامعه و ساختار‌ها چیست؟

    توجه این روزنامه اصولگرا بر فرد و مهارت‌هایی که باید داشته باشد، معطوف شده و نقش جامعه و وضعیت زندگی مردم را نادیده گرفته است.
    در حالی که ابراهیم فیاض جامعه‌شناس اصولگرا در مصاحبه با «نامه نیوز» ضمن اشاره به اینکه به اپیدمی قتل و خودشکی نزدیک هستیم، می‌گوید: «وقتی جامعه بی هنجار، افراد یا فعال می‌شوند یا منفعل. افراد فعال به دیگران بددهنی و فحاشی می‌کنند و خشونت می‌ورزند که نقطه اوج این رفتار دیگرکُشی یا قتل دیگران است. در مقابل افراد منفعل افسرده می‌شوند که نقطه اوجش خودکشی است. آنمی شدن جامعه به علت نوسازی آمرانه است؛ چنین جامعه‌ای تمام ساختار‌های فرهنگی، اجتماعی، علمی و معرفتی‌اش را از دست می‌دهد، چون مسئولان می‌خواهند به طور آمرانه روال نوسازی را جلو ببرند؛ در حالی که جامعه چنین مسیری را انتخاب نکرده است یا آماده آن نیست.»
    او حتی یک خبر بد هم دارد و می‌گوید: «هم اکنون چنین آسیب‌هایی در دانشگاه نیز وجود دارد. خیلی از استاد‌ها و دانشجویان خودشان به من می‌گویند یا غیرمستقیم درباره آنها شنیدم که قصد خودکشی دارند، چون ما تمام ساختار‌های هنجاری دانشی دانشگاه را نابود کردیم.»
    این استاد دانشگاه بر عکس «همشهری» توجه خود را به جامعه، سیاست‌ها و ساختار معطوف کرده و می‌گوید: «سرمایه اجتماعی به معنی مشارکت گروهی در جهت خلاقیت اجتماعی است. وقتی سرمایه اجتماعی از بین برود حرکت‌های دگرکُشی و خودکشی جایگزین خلاقیت اجتماعی می‌شود. معتقدم جامعه ما به طور وحشتناکی وارد دومینوی خودکشی و دگرکُشی شده است. آمار خودکشی و قتل فقط منحصر در طبقه کم درآمد نیست بلکه مصادیق بسیاری را مربوط به قشر تحصیلکرده و مرفه است.»
    او با تاکید بر اینکه «آقایان باید این آسیب‌ها را باور کنند و هرچه سریعتر به درمان بپردازند» می‌گوید: «یکی از عواملی که از خودکشی و دیگرکشی جلوگیری می‌کند غریزه جنسی است، چون غریزه جنسی، غریزه زندگی است و اگر آن را فعال کنیم می‌توانیم این روند را معکوس کنیم. امروز جامعه ایران از لحاظ جنسی عقیم شده است، چون جوانان از لذت جنسی دور شده اند که نتیجه این اتفاق دور شدن از لذت زندگی است که عاملی برای خودکشی و دگرکشی می‌شود».

    سهم رسانه‌ها

    او از اهمیت احترام و تکریم به انسان گفته و نوشته: «احترام به جوانان، به ویژه آن دسته از جوانان که در زندگی سیاسی فعال‌اند، یک عامل مهم در کاستن از خطر خودکشی است. دوستی که مدتی را در زندان سپری کرده بود، می‌گفت رنج زندان را به‌سادگی می‌تواند تحمل کند ولی رنج توهین و تحقیر بسیار سخت‌تر است.»
    اشتریان به نقش رسانه‌ها نیز اشاره کرده و نوشته: «اغلب گفته می‌شود که به گونه‌ای در رسانه‌ها اخبار خودکشی بیان شود که تشویق به خودکشی نشود. البته سخن درستی است. خودکشی را نباید به حماسه تبدیل و قهرمان‌سازی کرد، آن‌گونه که برخی براندازان بر جنازه جوانان بزم سیاسی بر پا می‌کنند، اما این بدان معنا نیست که آن را کتمان کرد. گاهی باید صریح و شفاف سخن گفت تا بتوان جان بسیاری را نجات داد.»
    او سهم قابل توجهی هم برای ضرورت رفع احساس تبعیض در جامعه قائل است و نوشته: «رسانه‌های رسمی با برگزاری نشست‌های آزاد جوانان و از گرایش‌های گوناگون سیاسی باید این حس را به آنان منتقل کنند که شنیده می‌شوند، دیده می‌شوند و به حساب می‌آیند. «سخن‌گفتن» نقش معجزه‌آسایی در تخلیه ناملایمات ما دارد. قرار نیست همه سخن‌ها و پیشنهاد‌های آنان عملیاتی شود. در هیچ جای جهان نیز چنین امکانی وجود ندارد؛ چون سخن‌ها و پیشنهادها اغلب با یکدیگر متعارض‌اند. اما شنیده‌شدن از سوی دستگاه‌های رسمی تأثیر بسیاری دارد. حداقل، احساس تبعیض و محرومیت سیاسی را کاهش می‌دهد. برخی جوانان فعال‌ترند، طبیعت آنان چنین است و باید به آنان توجه بیشتری داشت. آنها را در برابر متفکران قرار دهید که سخن بگویند و بشنوند نه اینکه با سخنرانی‌های یک‌طرفه و کم‌ارزش بخواهیم به خیال خام خود آنان را «هدایت» کنیم؛ آن هم سخنرانانی که گاه از لحاظ بهره هوشی و سواد سیاسی-اجتماعی یک سر و گردن از مخاطب خود پایین‌تر هستند و آنان را جری‌تر می‌کنند.»

    لزوم چاره‌اندیشی

    افزایش خشنونت در جامعه و پدیده خودکشی و قتل که این روز‌ها شاهد آن هستیم قطعا با چند مقاله و مصاحبه مطبوعاتی قابل حل نیست و نیاز به عزم و اراده مسئولان دارد. شرح تبعات و آثار دست روی دست گذاشتن و عدم مواجهه صحیح با این بحران نیز کار ساده‌ای نیست. با این وجود، به نظر می‌رسد که رسانه‌ها گام نخست را برداشته و با توجه ویژه به این مساله خطیر نقش خود را ایفا می‌کنند، امید است که مسئولان نیز عزم خود را جزم کرده برای نجات جامعه از این وضعیت چاره‌ای اندیشند.

  • ماجرای فروش سیانور در فضای مجازی / پولدار شدن با تبلیغ خودکشی آسان!

    ماجرای فروش سیانور در فضای مجازی / پولدار شدن با تبلیغ خودکشی آسان!

    به گزارش اقتصادران، مراسم اختتامیه رویداد کارآفرینی پزشکی قانونی «سرنخ» با حضور عباس مسجدی رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور و اصغر جهانگیر معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه صبح امروز چهارشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۴۰۳ برگزار شد.

    وی افزود: در زمان پیروزی انقلاب تلاش جوانان کشورمان در خودکفایی آغاز اما دشمنان تلاش کردند که این پیشرفت‌ها اتفاق نیفتد. با ترور و جنگ و اتفاق‌های دیگر سعی در جلوگیری پیشرفت کشورمان داشتند. تحریم‌ها یک رو آن برای ناکارآمد نشان دادن نظام بود اما روی دیگر آن باعث شد کشورها بیدار شدند و بر اساس توانایی‌های خود با استکبار جهانی مبارزه کنند. لذا نگاه سازمان پزشکی قانونی بسیار افتخار آفرین است و باید دنبال شود.

    وی گفت: یکی از تغییرات اجتماعی در قالب فضای مجازی است، این تغییرات نیازمندی‌های را ایجاد می‌کند، نکته دوم موضوعات اقتصادی در رابطه با علم و فناوری و سوم توجه به فناوری‌های نوین است.

    جهانگیر ادامه داد: ما باید از طریق ایده‌هایی که تبدیل به عمل می‌شود آن‌ها را به فرصت تبدیل کنیم. استفاده از این فرصت‌ها بسیار مهم است. ما باید دائم مراقب باشیم که در اهداف اصلی انحراف ایجاد نشود. هدف اصلی سازمان باید رسیدن به محصولاتی برای کشف سریع‌تر جرایم و جلوگیری از تکرار وقوع آن باشد. افرادی موفق هستند که با راه‌حل‌های کوتاه مدت و هزینه‌های حداقلی به موفقیت برسند.

    وی افزود: یکی دیگر از مسائل که باید مورد توجه قرار گیرد این است که زمانی می‌توان در خلق ایده‌ای موفق بود که مشارکت‌های حداکثری را داشته باشیم. اصل مشارکت‌های حداکثری برای رسیدن به ایده‌های نو بسیار مهم است. ما باید در حوزه‌های علمی از صاحبنظران استفاده کنیم تا زمان رسیدن به ایده‌ها را کاهش دهیم. از آنجایی که علم و تفکر انتهایی ندارد باید بهبود مستمر ابداع و یافته‌ها در دستور کار قرار گیرد.

    جهانگیر با اشاره به اینکه میزان جرایم زیاد بوده چرا که آسیب‌ها و حوزه نفوذشان گسترده شده است، گفت: پرونده‌ای تشکیل شده که به زودی اطلاعات بیشتری در این خصوص دریافت خواهید کرد، فردی سعی در فروش سیانور برای خودکشی آسان به قصد پولدار شدن در فضای مجازی داشته که فرد دستگیر شده، اما این تهدیدات این چنین در جامعه و فضای مجازی باید توسط خانواده‌ها کنترل شود تا از این طریق از میزان جرایم کاهش یابد و جلوگیری شود.

    وی گفت: در این مورد دو کودک فوت شده‌اند که برای فروشنده سیانور پرونده قضائی تشکیل شده است.

    معاون پیشگیری از وقوع جرم گفت: بسیاری از عوامل دخیل در پرونده‌های کثیر شاکی شناسایی نشده‌اند و راه حل‌های پزشکی قانونی کمک بسیاری در شناسایی زودتر پرونده دارد.

    جهانگیر با اشاره به حجم پرونده‌هایی که به دستگاه قضائی ورود پیدا می‌کند گفت: ٢٣ و نیم میلیون پرونده وارد دستگاه قضائی شده است که این رقم بسیار بالایی است و باید تلاش کنیم تا میزان ورودی پرونده‌ها را کم کنیم، با کمک پزشکی قانونی شناسایی‌ها باید سریع‌تر صورت گیرد تا از ایجاد پرونده‌های بیشتر جلوگیری شود.

  • پشت پرده خودکشی های اخیر بین دانش آموزان / در مدارس ایران چه خبر است؟

    پشت پرده خودکشی های اخیر بین دانش آموزان / در مدارس ایران چه خبر است؟

    به گزارش اقتصادران،  تلخی خبر خودکشی آرزو خاوری دخترک افغانستانی ساکن شهرری در پی سخت‌گیری‌های مدرسه از کام مردم نرفته بود که خبر رسید آیناز کریمی هم در یکی از روستاهای کازرون مرگ بر ماندن و هر روز سروکله زدن با مسئولان مدرسه ترجیح داده است!

    آنطور که گفته شده آیناز پس از اخراج از مدرسه، براثر سرزنش و تهدیدات مدرسه به دلیل رنگ مو و استفاده از لاک ناخن، دچار فشار روانی شده و در نهایت به زندگی خود پایان داده است.

    در فضای مجازی اینطور گفته می‌شود که آیناز یک دانش آموز کلاس دوازدهمی است و در روستای دریس از توابع شهرستان کازرون درس می‌خوانده است. فیلم‌هایی نیز منتشر شده که گفته می‌شود مربوط به مراسم تشییع و تدفین او است اما ما در رویداد24 امکان تایید اصالت این تصاویر را نداریم.

    آموزش و پرورش چرا ساکت است؟

    انتشار خبر خودکشی ۲ دختر نوجوان در فاصله یک هفته و نقش رویکرد‌هایی که در مدارس دخترانه وجود داد، اما پدیده ساده و کوچکی نیست لذا باید چند نکته در این رابطه مطرح کنیم.
    ۱. چرا اخبار دقیق و درستی درباره این اتفاقات منتشر نمی‌شود؟ آنچه در فضای مجازی گفته می‌شود و شاید هم با قدری اغراق و اشتباه همراه شود، مرجع رسانه‌ها شده و متاسفانه هیچ مرجع مسئولی خود را ملزم به شفاف سازی درباره این مسائل نمی‌داند.
    ۲. در وزارت آموزش پروش و به تبع آن در مدارس دخترانه چه خبر است؟ رویکرد‌های سخت‌گیرانه درباره وضعیت ظاهری دانش‌آموزان چطور کار را به خودکشی نوجوانان می‌رساند؟ سخت گیری درباره لباس و ظاهر دانش‌آموزان از دهه ۶۰ تا حالا وجود داشته و حتی بخش تلخ خاطرات کودکی دهه شصتی‌ها است، اما این روند چطور ادامه یافته و به کجا رسیده که اکنون شاهد خودکشی بچه‌ها هستیم؟
    ۳. چرا پیگیری نمی‌شود؟ نمایندگان محترم در مجلس شورای اسلامی برای اینکه از وزیر آموزش و پرورش سوال کنند، منتظر چه اتفاق دیگری هستند؟ اشاره به مسئولیت مجلس در این خصوص البته نافی مسئولیت دولت محترم نیست. خبر این رویداد‌ها به هیات دولت نمی‌رسد؟ آقای وزیر و شخص رئیس جمهور در این خصوص نظری ندارند؟
    ۴. نگاه جامعه‌شناسانه به این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به نظر ضروری می‌رسد که مسئولان امر حالا فکری به حال بحران خودکشی در کشور کنند. آمار‌های موجود در این خصوص گواه بحرانی بودن وضعیت است و رسیدن سن خودکشی به نوجوانان لزوم جدیت بیشتری در این زمینه را تقویت می‌کند.

  • دومینوی بی‌انتهای خودکشی در جامعه پزشکی

    دومینوی بی‌انتهای خودکشی در جامعه پزشکی

    به گزارش  اقتصادران، جریان خودکشی در بین اعضای جامعه پزشکی، این روزها بیشتر به یک اپیدمی شبیه است و متأسفانه دست‌کم به فاصله هر چند ماه، خبر تلخ خودکشی یکی از اعضای کادر درمان را می‌شنویم. پدیده «خودکشی پزشکان» از حدود پنج سال پیش با عناوین مختلفی همچون «فوت ناگهانی» فلان پزشک جریان پیدا کرد و در سال ۱۳۹۸ پررنگ‌تر شد. از آن تاریخ تا به امروز، جامعه پزشکی دو موج مختلف خودکشی را پشت‌سر گذاشت که موج دوم آن در سه سالِ گذشته اتفاق افتاد و طی آن ۱۳ رزیدنت خودکشی کردند. این تجربه دردناک، دی ماه سال ۱۴۰۲ نیز با خودکشی سه رزیدنت دیگر در طول یک هفته تکرار شد.

    متأسفانه در آغاز سال جاری نیز زنجیره خودکشی کادر درمان، با مرگ پزشک جوانی به نام پرستو بخشی، متخصص قلب و عروق در بیمارستان دلفان از سر گرفته شد. یک ماه بعد از این اتفاق، جامعه پزشکی با دو خودکشی دیگر نیز مواجه شد؛ که اولی درگذشت خانم دکتر سمیرا آل‌سعیدی، دانشیار روماتولوژی و عضو مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در اوایل اردیبهشت‌ماه بود و مورد دوم که یک هفته بعد اتفاق افتاد، خودکشی خانم دکتر زهرا ملکی، پزشک طرحی در جاسک، بود.

    خودکشی در جامعه پزشکی، یک دومینوی بی‌انتها

    طبق بررسی‌های انجام‌شده، آمار خودکشی در جامعه پزشکی ۳.۱ تا ۵ برابر افزایش پیدا کرده استهادی یزدانی، پزشک و دکترای حرفه‌ای پزشکی، خودکشی در جامعه پزشکی را به یک دومینو تشبیه می‌کند و معتقد است دو موردِ اخیر نیز متأثر از ماجرای خودکشی پرستو بخشی هستند. او در آخرین گفت‌وگوی خود با خبرآنلاین، گفته بود: «هرچند در دو خودکشی اخیر می‌توان احساس بی‌پناهی، ناامیدی و یأس مطلقِ متأثر از این ماجرا را به وضوح دید، اما شواهد نشان می‌دهد مرگِ پرستو بخشی آغازگر یک زنجیره است و می‌تواند سرمنشأ خودکشی‌های دیگر باشد. پدیده «خودکشی پزشکان» از موردِ دکتر بخشی شروع نشده و ما در گذشته بارها شاهد این اتفاق تلخ بوده‌ایم، اما در این موردِ استثنائی، مسئله نقص سیستماتیک در وزارت بهداشت و قوانین موجود در آن، مانند قانون طرح، نحوه توزیع نیروها، کمیسیون موارد خاص، دخالت نیروهای محلی در کار پزشک طرحی و … به‌قدری برجسته است که بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد.»

    مشکلات بی‌شماری که پزشکان را به خودکشی سوق می‌دهند

    ساعات کاری طاقت‌فرسا، شرایط تحقیرآمیز، عدم حمایت و روابط پادگانی بین اساتید و رزیدنت‌ها از مشکلات قابل توجه این حوزه است که به اشکال گوناگون منجر به خودکشی‌های زنجیره‌ای می‌شود و ماهیت این ماجرا برای جامعه پزشکی خطرناک است.

    محمدرضا صبری، فوق تخصص قلب کودکان و استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، چندی پیش در گفت‌وگو با خبرآنلاین اظهار داشت: «برخی رشته‌های پزشکی اغلب تا ۱۵ شب در ماه کشیک دارند، از همین رو چندین بار از سوی وزارتخانه ابلاغ شد که حداکثر تعداد کشیک رزیدنت‌ها در طول ماه، از ۱۲ شب بیشتر نباشد. اما عموماً در برخی موارد از دستیاران کار بیشتری می‌کشند و حتی روز بعد نیز آنها را مرخص نمی‌کنند». که همین مورد، بار روانی مضاعفی را به فرد تحمیل می‌کند و با سلب آسایش و امنیت روانی، ممکن است سبب کاهش بهره‌وری و حتی بروز خطاهای پزشکی شود.

    نازنین رحیم‌نژاد، متخصص چشم‌پزشکی، طی گفت‌وگو با خبرآنلاین به دیگر مشکلات اعضای جامعه پزشکی اشاره داشت: «مطابق قوانین جدید، یک دستیار پزشک یا یک متخصص طرحی، اجازه ندارد خارج از محلی که برای او مشخص شده، به فعالیت بپردازد. درواقع در این مرحله، او یک «دانشجو» تلقی می‌شود، اما وظایف سنگینی بر عهده دارد و حقوق آنچنانی هم به او تعلق نمی‌گیرد. در هیچ‌کجای جهان چنین قانونی پذیرفته نیست؛ که شخص نه می‌تواند در جای دیگری مشغول به کار شود، نه در جای فعلی «شاغل» تلقی می‌شود؛ با حجم سرسام‌آور فشار کاری و مسئولیت‌های فراوانی هم که دارد، صرفاً عنوان «دانشجو» را یدک می‌کشد.»

    شرایط اجتماعی نامطلوب، یکی دیگر از اهرم‌های فشار بر اعضای کادر درمان است. افزون بر فشارهای مالی و نداشتن آرامش روانی تحت شرایطِ سخت کاری و شیفت‌های طولانی، روابط و شرایط اجتماعی هم در برخی موارد منجر به پرخاشگری و واکنش‌های هیجانی جبران‌ناپذیر می‌شود. همانطور که پرستو بخشی، قربانی این مورد شد؛ طبق اظهارات هادی یزدانی، «پرستو بخشی نمادی از قربانیان این ظلم و تحقیر سیستماتیک است. هرچند او با ترومای مرگ والدین در زندگی‌ مواجه بوده، اما می‌شد او را از این سیاهی نجات داد و حفظ کرد، می‌شد کاری کرد که امید به زندگی او به صفر نرسد. با استفاده از ظرفیت‌ها و بسترهای قانونی موجود، مانند کمیسیون موارد خاص در دوره طرح، می‌شد با او مهربانانه‌تر برخورد کرد».

    مهاجرت؛ سودای جاری و ساری در جامعه پزشکی

    حجم بالای کار، مسئولیت‌های فراوان، عدم دریافت حقوق مکفی و نداشتن امنیت شغلی مجموعه عواملی است که ممکن است انگیزه اعضای کادر درمان را برای ادامه فعالیت سلب کند. طبیعی است که در این شرایط افراد به فکر مهاجرت باشند. طبق آمار مصوب رصدخانه مهاجرت، ۷۴ درصد از پزشکان و پرستاران تا تابستان ۱۴۰۱ تمایل به مهاجرت از کشور داشته‌اند. همانطور که ۴ هزار پزشک طی سال گذشته از ایران مهاجرت کردند. این میزان به‌قدری قابل توجه است که در آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت اشاره شده که ایران با وجود ۸ هزار پزشک جراح ایرانی در امریکا، هفتمین رتبه را در خصوص پزشکانی با ملیت متفاوت از مبدأ دارد.

    امروزه با جمعیت عظیم پزشکانی مواجه هستیم که شغلشان را تغییر می‌دهند و طبابت نمی‌کنند. از طرف دیگر پزشکانی هستند که مهاجرت را ترجیح می‌دهند؛ این مهاجرتِ اجباری هم نوعی مرگ خودخواسته است.