برچسب: خودکشی پزشکان

  • تحقیر و استثمار پزشکان جوان در بیمارستان‌ها

    تحقیر و استثمار پزشکان جوان در بیمارستان‌ها

    به گزارش اقتصادران، خودکشی پزشک جوان، خودکشی رزیدنت جوان، خودکشی دانشجوی پزشکی… یکی از خبر‌های پرتکرار دو سه سال اخیر است.

    تحقیر سیستماتیک در سیستم سلامت و بهداشت

    رزیدنت‌ها و دانشجویان پزشکی در ساختار درمانی کشور، با سرباز‌های وظیفه در پادگان تفاوتی ندارند. این دانشجو‌ها ناچارند ساعت‌های طولانی با حقوق حداقلی در بیمارستان‌های زیر مجموعه‌ی دانشگاه‌های علوم پزشکی کار کنند.

    قرارداد‌ها به‌صورت یک طرفه نوشته می‌شود و دانشجو در یک شرایط گریزناپذیر گرفتار است. میرخانی این وضعیت را به تحقیر سیستماتیک تعبیر کرده و توضیح داده: «ساختار به‌گونه‌ای است که از رزیدنت بیگاری می‌کشند و او هیچ راه فراری ندارد. نمی‌تواند کوچک‌ترین مخالفتی با بالادستی خود داشته باشد، چون طبق قرارداد ممکن است که پای ضامن‌ها و وثیقه، پیش کشیده شود؛ بنابراین ترجیح می‌دهد سکوت کند. بیشتر این افراد امکان ازدواج ندارند و در یک محیط ناامن زندگی می‌کنند.»

    بعضی از خبر‌های خودکشی با تاکید بر فشار شرایط و کادر درمانی در یک بیمارستان خاص، همراه است مانند خبر‌هایی که درباره‌ی بیمارستان کرمانشاه و به‌ویژه بخش ارتوپدی این مجموعه منتشر شد. به نظر می‌رسد غیر از ساختار و سیستم اشتباه و پراشکال گاهی اوقات گروهی از افراد و پزشکان بالادستی هم در تشدید فشار‌ها روی رزیدنت‌ها و دانشجویان پزشکی نقش به‌سزایی دارند.

    با این وجود تنها واکنش به وضعیت، جابجایی یا عزل افراد است و همچنان ساختار معیوب بر جا می‌ماند. شاید اگر پزشکان جوان و دانشجویان پزشکی پیش از وقوع فاجعه در این مورد اطلاع‌رسانی کنند و در شبکه‌های اجتماعی از وضعیت محل و کار خود این شرایط بنویسند، بتوان بخشی از ایراد‌های سیستماتیک را کاهش داد.

    محیط پادگانی بیمارستان‌ها

    ساعت‌های طولانی شیفت پزشکان جوان یک سیاست‌گذاری غلط در سیستم درمانی کشور با توجیه آموزش رایگان است. ولی این روش از یک طرف به سلامتی پزشک آسیب جدی می‌زند و از سوی دیگر بیمار را در خطر آسیب قرار می‌دهد، چون امکان خطای پزشک را به‌شدت بالا می‌برد.

    دکتر محمد میرخانی در این مورد به دنیای اقتصاد گفته است: «رزیدنت‌ها گاهی ۷۲ ساعت نمی‌توانند بخوابند و این شرایط آنها را دچار افسردگی می‌کند و نیاز به درمان دارند. شاید باورش سخت باشد، اما یک پزشک ممکن است تنها فرصت خوابیدن و حمام رفتن پیدا کند و بیشتر وقت‌ها مشکلاتش لاینحل باقی می‌ماند.»

    از آن‌جا که افسردگی یکی از عوامل اصلی خودکشی بین همه‌ی افراد با هر نوع فعالیت و شغل است، درمان نشدن افسردگی و تداوم فشار‌های جسمی و روانی، فکر خودکشی و عمل به آن‌را بین رزیدنت‌ها و دانشجویان پزشکی افزایش می‌دهد.

    در حالی که سیاست و ساختار غلط نظام بهداشت و درمان کشیک طولانی در بیمارستان را به رزیدنت‌ها تحمیل می‌کند از سوی دیگر پرداختی به رزیدنت‌ها آن‌قدر کم است که از عهده‌ی زندگی خود برنمی‌آیند. اما این تنها عامل فشار روی پزشکان جوان نیست و بر اساس گفته‌های خودشان، در بسیاری از موارد جو حاکم بر محیط کار فشار‌های مالی، درس و نگرانی‌ها را چندبرابر می‌کند.

    آن‌طور که خیلی از پزشکان می‌گویند و در برنامه کما هم بیان شد، بخشی از فشار‌ها به رفتار همکاران و رزیدنت‌های دیگر بستگی دارد.

    پزشکی سخته، تحمل ندارین، انصراف بدین!

    هر شب میرم خونه گریه می‌کنم، می‌خواستم انصراف بدم، برای یک ربع دیر رسیدن برای من کشیک اضافه زدن، اون هم توی بیمارستان شهدای تجریش..

    وقتی اعتراض می‌کنیم، جواب می‌شنویم که همیشه این‌طور بوده، سال بالایی‌های شما همین بودن و شما هم باید تحمل کنین. چرا یک قانون غلط باید ادامه پیدا کنه؟ وقتی چیزی می‌پرسیم میگن اینم بلد نیستین؟ اومدیم این‌جا برای آموزش و یادگیری…

    رزدیدنتی سخته خانوم، آدم ۴ سال از زندگی منفک میشه، کلا پزشکی کار سختیه، اگر آمادگی ندارین این سختیا رو قبول کنین نباید بیاین پزشکی، کار خوبی می‌خواستی بکنی که انصراف بدی!

    این چند جمله بخشی از گفتگوی یکی از رزیدنت‌های بیمارستان شهدای تجریش با یکی از اساتید همان بیمارستان در جلسه‌ی صبحگاهی است. جلسه‌ای که با بررسی وضعیت بیماران یک بخش ثابت و مهم آموزش پزشکان جوان در بیمارستان‌های آموزشی به حساب می‌آید.

    در این گفتگوی کوتاه به بعضی از فشار‌ها و استرسی که محیط، اساتید و رزیدنت‌های بالاتر در ایجاد آن نقش دارند اشاره می‌شود: کشیک تنبیهی، کشیک طولانی، سرزنش حین آموزش، فشار‌های روانی از طرف محیط، خانواده و اساتید.

    مباحث مطرح شده وقتی بیشتر تامل‌برانگیز می‌شود که دختر جوان از فشار زیاد روی دانشجویان می‌گوید ولی استاد، آن‌را وضعیتی طبیعی و اعتراض را نادرست می‌داند. همان دیدگاهی که باعث تداوم مقررات و قوانین نوشته و نانوشته‌ی غلط در بیمارستان‌ها شده و افزایش خودکشی‌ها را به دنبال داشته است.

     

    استثمار پزشکان جوان در کلینیک‌ها

    درمانگاه‌ها و کلینیک‌های دولتی و خصوصی بخش‌های مهم جذب پزشکان جوان، پزشکان عمومی و بعضی از متخصصان هستند. در حالی‌که تعداد مراجعه به این مراکز خیلی بالاست، میزان پرداختی به پزشکان حداقلی است.

    به گفته‌ی دکتر هادی یزدانی در بسیاری موارد با این‌که مبلغ ویزیت در درمانگاه‌ها پایین است، بعضی از مدیران باز هم از میزان پرداختی به پزشکان کم می‌کنند.

    افزایش قارچ‌گونه‌ی کلینک‌های خصوصی که صاحبان و مالکان آنها هیچ نسبتی با حوزه‌ی بهداشت و درمان ندارد، به جای کمک به اشتغال پزشکان عمومی، عملا مسیری برای استثمار آنها شده است.

    در همین مجموعه‌ها پزشکان ناچار می‌شوند تعداد زیادی بیمار را در طول یک روز معاینه کنند که غیر از فشار کاری زیاد روی پزشک، به نارضایتی بیمار هم منجر می‌شود.

    تعداد بالای ویزیت در بیمارستان‌های دولتی نیز چنین وضعیتی دارد و بر اساس گفته‌های دکتر هاشمی‌نسب در برنامه کما تعداد ویزیت در یک روز می‌تواند به ۸۰۰ نفر هم برسد!

    چنین شرایطی در کشوری با اقتصاد تورمی در کنار سال‌های طولانی تحصیل، افقی تیره در آینده‌ی دانشجویان پزشکی ترسیم می‌کند و این ناامیدی‌ها و فشار‌های دیگر، می‌تواند به خودکشی آنها منجر شود.

  • تبعیض و بردگی در ساختار سلامت / بی تفاوتی مسئولان به خودکشی کادر درمان

    تبعیض و بردگی در ساختار سلامت / بی تفاوتی مسئولان به خودکشی کادر درمان

    به گزارش اقتصادران، دکتر پرستو بخشی، دکتر سمیرا آل‌سعیدی، دکتر نور فروغی نسب، دکتر زهرا ملکی قربانی، دکتر مهران خسروانیان و دکتر شعله توکلی.
    اگر فکر می‌کنید این‌ها اسامی پزشکانی است که برای کار درمانی بخش‌های بیمارستانی فراخوانده شده‌اند، در اشتباه هستید، این‌ها اسامی پزشکان جوانی است که از ابتدای سال تاکنون اقدام به خودکشی کرده و جان باخته‌اند. اغلب آنها در دوره دستیاری به سر می‌بردند.
    در همین خصوص دکتر مصطفی معین، پزشک و وزیر علوم در دولت اصلاحات می‌گوید: دستیاران تخصصی و فوق تخصصی، پزشکان جوان و با استعدادی هستند که باید در عالی‌ترین سطح آموزش و پژوهش در رشته‌های پزشکی بالینی بطور تمام‌وقت تحصیل کنند و سپس با عضویت در هیات علمی دانشگاه‌ها و یا خدمت در بخش‌های دولتی و غیر دولتی نظام سلامت، ارزشمندترین سرمایه‌های علمی- پژوهشی و تخصصی کشور را تشکیل دهند.

    او ادامه می‌دهد: از نظر من به عنوان یک معلم دانشگاه و پزشک با سابقه طولانی خدمت، که دستی هم در مدیریت و سیاستگذاری داشته است، اصلی‌ترین علت‌های این تراژدی بزرگ انسانی در یک فرآیند تشخیصی و آسیب‌شناسانه قابل بررسی است.
    دکتر معین ادامه می‌دهد: تحقیر و توهین مداوم در سلسله مراتب آموزشی و خدمات درمانی که به صورت یکطرفه و از بالا به پائین بدون رعایت اصول حرفه‌ای و شئون انسانی اعمال می‌شود.
    او با اشاره به ترویج خرافه و شبه علم در طب و درمان از زبان حکیم‌باشی‌های شیاد، از به سخره گرفتن و متهم کردن پزشکان و طب جدید و ایجاد بی‌اعتمادی در رابطه میان بیمار و پزشک معالج در برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی انتقاد می‌کند.
    وزیر علوم دولت اصلاحات با اشاره به عامل «احساس تبعیض و ستم و بردگی در ساختار سلامت و نظام اجتماعی» در این خودکشی‌ها ادامه می‌دهد: کار و کشیک شبانه‌روزی و فرساینده جسم و روان دستیاران در بخش‌های بیمارستانی و اورژانس‌ها مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد.

    معین به فهرستی از عوامل شامل بی‌خانمانی، فقر و تنگنای معیشت، عدم امنیت شغلی، کاهش منزلت اجتماعی، جدائی و طلاق، افسردگی و ناامیدی اشاره و اظهار می‌کند: تحمل خشونت و نداشتن امنیت جانی در اورژانس، درمانگاه و یا بیمارستان از مسائل مهم است،‌ ضمن اینکه بیگاری در طرح استثماری و اجباری خدمت خارج از مرکز بدون امکانات مناسب زندگی و یا تحصیل فرزندان و مقررات خدمت اجباری در خارج از مرکز بعد از هر مقطع تحصیلی از سال‌های اول انقلاب به‌دلیل کمبود شدید پزشک به اجرا گذاشته شده که هنوز هم علیرغم همه خسارات و اعتراضات ادامه یافته است.
    به گفته این متخصص نداشتن فرصت و امکان آموزش، مطالعه، کسب مهارت و انجام پژوهش‌های علمیِ پایه و بالینی در داخل و خارج کشور و بدور از اشتغالات و خدمات روزمره بهداشتی- درمانی نیز حائز اهمیت است.
    او می‌گوید: احساس حصر و زندانی بودن با گروکشی دانشنامه تحصیلی دانش‌آموختگان و ایجاد مانع برای خروج از کشور و ادامه تحصیل در خارج یکی از علل اصلی بحرانِ سوگ‌ناک از دست دادن کادرهای جوان پرستاری و علوم پزشکی است.

    وزیر علوم دولت اصلاحات ادامه می‌دهد: انتزاع رشته‌های علوم پزشکی از آموزش عالی در سال ۱۳۶۵ و ادغام شبکه‌های بهداری در دانشگاه‌های علوم پزشکی سرچشمه اصلی اُفت کیفیت آموزشی و پژوهشی، فساد اداری و مالی، نابسامانی دارو و درمان و مهاجرت خسارتبار و سیل‌آسای استادان و پژوهشگران، طبیبان حاذق و پرستاران کارآمد به خارج از کشور و از همه تراژیک‌تر خودکشی سلسله‌وار پرستاران و پزشکان جوان بویژه دستیاران پزشکی در سال‌های اخیر است که با بی‌توجهی و عدم پاسخگوئی مسئولانه مدیران وزارت بهداشت همراه بوده است.
    معین با طرح این پرسش‌ها که «فلسفه اخلاق حرفه‌ای چیست؟ عدالت و انصاف مسئولان کجاست؟» می‌گوید:اگر همین اتفاق برای فرزندان یا بستگانشان رخ می‌داد چه واکنشی نشان می‌دادند! همینگونه رفتار می‌کردند؟
    او ادامه می‌دهد: از نظر من عملکرد وزرای بهداشت و درمان و آموزش پزشکی حداقل در یک دهه اخیر باید به دقت بررسی و در پیشگاه ملت و وجدان عمومی به استیضاح کشیده شود که پاسخگوی غفلت طولانی و زیان‌بار خود در پایان ندادن به بهره‌کشی و عدم لغو مقررات استثماری طرح خارج از مرکز باشند. مقررات ظالمانه‌ای که مهاجرت نیروها و اتلاف سرمایه‌های بی‌بدیل تخصصی و خودکشی کادرهای جوان پرستاری و دستیاران پزشکی را در پی داشته است.

  • دومینوی بی‌انتهای خودکشی در جامعه پزشکی

    دومینوی بی‌انتهای خودکشی در جامعه پزشکی

    به گزارش  اقتصادران، جریان خودکشی در بین اعضای جامعه پزشکی، این روزها بیشتر به یک اپیدمی شبیه است و متأسفانه دست‌کم به فاصله هر چند ماه، خبر تلخ خودکشی یکی از اعضای کادر درمان را می‌شنویم. پدیده «خودکشی پزشکان» از حدود پنج سال پیش با عناوین مختلفی همچون «فوت ناگهانی» فلان پزشک جریان پیدا کرد و در سال ۱۳۹۸ پررنگ‌تر شد. از آن تاریخ تا به امروز، جامعه پزشکی دو موج مختلف خودکشی را پشت‌سر گذاشت که موج دوم آن در سه سالِ گذشته اتفاق افتاد و طی آن ۱۳ رزیدنت خودکشی کردند. این تجربه دردناک، دی ماه سال ۱۴۰۲ نیز با خودکشی سه رزیدنت دیگر در طول یک هفته تکرار شد.

    متأسفانه در آغاز سال جاری نیز زنجیره خودکشی کادر درمان، با مرگ پزشک جوانی به نام پرستو بخشی، متخصص قلب و عروق در بیمارستان دلفان از سر گرفته شد. یک ماه بعد از این اتفاق، جامعه پزشکی با دو خودکشی دیگر نیز مواجه شد؛ که اولی درگذشت خانم دکتر سمیرا آل‌سعیدی، دانشیار روماتولوژی و عضو مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در اوایل اردیبهشت‌ماه بود و مورد دوم که یک هفته بعد اتفاق افتاد، خودکشی خانم دکتر زهرا ملکی، پزشک طرحی در جاسک، بود.

    خودکشی در جامعه پزشکی، یک دومینوی بی‌انتها

    طبق بررسی‌های انجام‌شده، آمار خودکشی در جامعه پزشکی ۳.۱ تا ۵ برابر افزایش پیدا کرده استهادی یزدانی، پزشک و دکترای حرفه‌ای پزشکی، خودکشی در جامعه پزشکی را به یک دومینو تشبیه می‌کند و معتقد است دو موردِ اخیر نیز متأثر از ماجرای خودکشی پرستو بخشی هستند. او در آخرین گفت‌وگوی خود با خبرآنلاین، گفته بود: «هرچند در دو خودکشی اخیر می‌توان احساس بی‌پناهی، ناامیدی و یأس مطلقِ متأثر از این ماجرا را به وضوح دید، اما شواهد نشان می‌دهد مرگِ پرستو بخشی آغازگر یک زنجیره است و می‌تواند سرمنشأ خودکشی‌های دیگر باشد. پدیده «خودکشی پزشکان» از موردِ دکتر بخشی شروع نشده و ما در گذشته بارها شاهد این اتفاق تلخ بوده‌ایم، اما در این موردِ استثنائی، مسئله نقص سیستماتیک در وزارت بهداشت و قوانین موجود در آن، مانند قانون طرح، نحوه توزیع نیروها، کمیسیون موارد خاص، دخالت نیروهای محلی در کار پزشک طرحی و … به‌قدری برجسته است که بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد.»

    مشکلات بی‌شماری که پزشکان را به خودکشی سوق می‌دهند

    ساعات کاری طاقت‌فرسا، شرایط تحقیرآمیز، عدم حمایت و روابط پادگانی بین اساتید و رزیدنت‌ها از مشکلات قابل توجه این حوزه است که به اشکال گوناگون منجر به خودکشی‌های زنجیره‌ای می‌شود و ماهیت این ماجرا برای جامعه پزشکی خطرناک است.

    محمدرضا صبری، فوق تخصص قلب کودکان و استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، چندی پیش در گفت‌وگو با خبرآنلاین اظهار داشت: «برخی رشته‌های پزشکی اغلب تا ۱۵ شب در ماه کشیک دارند، از همین رو چندین بار از سوی وزارتخانه ابلاغ شد که حداکثر تعداد کشیک رزیدنت‌ها در طول ماه، از ۱۲ شب بیشتر نباشد. اما عموماً در برخی موارد از دستیاران کار بیشتری می‌کشند و حتی روز بعد نیز آنها را مرخص نمی‌کنند». که همین مورد، بار روانی مضاعفی را به فرد تحمیل می‌کند و با سلب آسایش و امنیت روانی، ممکن است سبب کاهش بهره‌وری و حتی بروز خطاهای پزشکی شود.

    نازنین رحیم‌نژاد، متخصص چشم‌پزشکی، طی گفت‌وگو با خبرآنلاین به دیگر مشکلات اعضای جامعه پزشکی اشاره داشت: «مطابق قوانین جدید، یک دستیار پزشک یا یک متخصص طرحی، اجازه ندارد خارج از محلی که برای او مشخص شده، به فعالیت بپردازد. درواقع در این مرحله، او یک «دانشجو» تلقی می‌شود، اما وظایف سنگینی بر عهده دارد و حقوق آنچنانی هم به او تعلق نمی‌گیرد. در هیچ‌کجای جهان چنین قانونی پذیرفته نیست؛ که شخص نه می‌تواند در جای دیگری مشغول به کار شود، نه در جای فعلی «شاغل» تلقی می‌شود؛ با حجم سرسام‌آور فشار کاری و مسئولیت‌های فراوانی هم که دارد، صرفاً عنوان «دانشجو» را یدک می‌کشد.»

    شرایط اجتماعی نامطلوب، یکی دیگر از اهرم‌های فشار بر اعضای کادر درمان است. افزون بر فشارهای مالی و نداشتن آرامش روانی تحت شرایطِ سخت کاری و شیفت‌های طولانی، روابط و شرایط اجتماعی هم در برخی موارد منجر به پرخاشگری و واکنش‌های هیجانی جبران‌ناپذیر می‌شود. همانطور که پرستو بخشی، قربانی این مورد شد؛ طبق اظهارات هادی یزدانی، «پرستو بخشی نمادی از قربانیان این ظلم و تحقیر سیستماتیک است. هرچند او با ترومای مرگ والدین در زندگی‌ مواجه بوده، اما می‌شد او را از این سیاهی نجات داد و حفظ کرد، می‌شد کاری کرد که امید به زندگی او به صفر نرسد. با استفاده از ظرفیت‌ها و بسترهای قانونی موجود، مانند کمیسیون موارد خاص در دوره طرح، می‌شد با او مهربانانه‌تر برخورد کرد».

    مهاجرت؛ سودای جاری و ساری در جامعه پزشکی

    حجم بالای کار، مسئولیت‌های فراوان، عدم دریافت حقوق مکفی و نداشتن امنیت شغلی مجموعه عواملی است که ممکن است انگیزه اعضای کادر درمان را برای ادامه فعالیت سلب کند. طبیعی است که در این شرایط افراد به فکر مهاجرت باشند. طبق آمار مصوب رصدخانه مهاجرت، ۷۴ درصد از پزشکان و پرستاران تا تابستان ۱۴۰۱ تمایل به مهاجرت از کشور داشته‌اند. همانطور که ۴ هزار پزشک طی سال گذشته از ایران مهاجرت کردند. این میزان به‌قدری قابل توجه است که در آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت اشاره شده که ایران با وجود ۸ هزار پزشک جراح ایرانی در امریکا، هفتمین رتبه را در خصوص پزشکانی با ملیت متفاوت از مبدأ دارد.

    امروزه با جمعیت عظیم پزشکانی مواجه هستیم که شغلشان را تغییر می‌دهند و طبابت نمی‌کنند. از طرف دیگر پزشکانی هستند که مهاجرت را ترجیح می‌دهند؛ این مهاجرتِ اجباری هم نوعی مرگ خودخواسته است.

  • بی تفاوتی وزارت بهداشت به خودکشی های جامعه پزشکی

    بی تفاوتی وزارت بهداشت به خودکشی های جامعه پزشکی

    به گزارش اقتصادران، «رضا لاری‌پور» سخنگوی سازمان نظام پزشکی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره علل خودکشی در جامعه پزشکی گفت: دلایل خودکشی چند بعدی و چند وجهی است و نمی‌توان فقط به یک مورد بسند کرد. حجم کاری که به یک رزیدنت داده می‌شود، حجم بسیار بالایی است و عدم تناسب دریافتی این افراد نسبت به فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، بسیار زیاد است، به صورتی که یک رزیدنت قادر نیست به تنهایی در شهر تهران خانه‌ای را اجاره کند و همچنین در کنار هزینه‌ی اجاره، دیگر هزینه‌های زندگی از جمله مایحتاج روزمره‌ی خود را تهیه کند.

    وی خاطرنشان کرد: ناامیدی که رزیدنت ها نسبت به آینده‌ی شغلی که برای خودشان در حال حاضر می‌بییند، بر خلاف تصوراتشان پیش از ورود به حوزه پزشکی بوده است که از جمله دلایل ایجاد نگرانی در آن‌ها است و این خود عاملی است برای شروع استرس و اضطراب که به افسردگی منجر می‌شود و پس از گذر از این مراحل و عدم انگیزه و ناتوان حس کردن خودشان، ممکن است دست به مرگ خود خواسته بزنند.

    رزیدنت ها از هیچ گونه تسهیلاتی برخوردار نیستند

    سخنگوی سازمان نظام پزشکی در ادامه گفت: دستیاران از هیچ گونه بیمه‌ای برخوردار نیستند، حتی عدد پرداختی با میزان ساعت کار قانونی یکسان نیست. این مسئله مهمی است که یک رزیدنت، در سن ۳۰ سالگی در حالی که مشغول به کار هست و با توجه به اینکه دکتر محسوب می‌شود، با تحصیلات بالا و سختی کار فراوان که متحمل می‌شود باز هم کماکان از پدر و مادر برای گذران زندگی پول دریافت می‌کند، لذا چنین فردی ادامه‌ی کار را برای خودش سخت می‌بیند. به طور کلی باید ذکر کرد که هیچ رزیدنتی از هیچ گونه تسهیلاتی برخوردار نیست، اعم از تسهیلات بانکی و مسکن و… در نظر بگیرید اگر رزیدنتی متاهل باشد با توجه به گفته‌های پیشین و با در نظر گرفتن آن سختی کار و نبود تسهیلات و دریافتی‌های بسیار پایین، زندگی برای او چقدر سخت و طاقت فرسا خواهد بود.

    وی با تاکید بر اینکه هیچ رشته‌ای به اندازه رشته‌ی پزشکی با جان انسان روبرو نیست، گفت: این مورد هم به خودی خود استرس‌هایی را به قشر پزشکان وارد می‌کند. در کنار کار سنگین و طافت فرسا، درس‌ها و کتاب‌های سخت و با حجم سنگینی که پزشک باید در طی تحصیل خود آن‌ها را مطالعه کند. تمامی این موارد است که احساس می‌شود رشته‌ی پزشکی، یک رشته‌ی معنادار است.از طرفی در دیگر رشته‌ها همچون فیزیک، حقوق، شیمی و…متخصصان نیاز نیست همانند پزشکان در مناطق محروم طرح بگذرانند.

    وزارت بهداشت هیچ کار خاصی در زمینه پیشگیری از خودکشی در جامعه پزشکی انجام نداده است

    لاری‌پور درباره عملکرد سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت در شرایطی که اکنون جامعه پزشکی به آن دچار شده است، گفت: آنچه از شرایط عیان است، وزارت بهداشت عملا هیچ کار خاصی در این مورد انجام نداده است. در دانشگاه‌های علوم پزشکی، مراکز مشاوره وجود دارد و فردی که نیاز به درمان دارد به این مراکز مراجعه می‌کند، اما در اینجا باید نکته‌ای لحاظ شود؛ پزشکانی که نیاز به درمان دارند زمانی که به این دست مراکز درمانی مراجعه می‌کنند، نام آن‌ها نوشته می‌شود و همچنین پرونده‌ای برای آن‌ها باز خواهد شد، این دست اتفاق‌ها باعث می‌شود که پزشکان احساس امنیت نکرده و به مراکز درمانی مراجعه نکنند. بنابراین در قدم ابتدایی و مهم باید این مراکز امن باشد.

    وی ادامه داد: همینطور افراد ضمن اجرای کار در کنار خود همکار، مدیر و استاد دارند و به صورت معمول همدیگر را در محل کار می‌بینند و می‌توان مشاهده کرد که فرد بیمار است و از شرایط خوبی برخوراد نیست. پس آگاهی نسبت به همدیگر وجود دارد و انتظار می‌رود که این افراد به کسانی که در کنار خودشان هستند و در شرایط بحرانی روحی و روانی هستند توجه بیشتری کرده که خود یک عامل مهم در پیشگیری از خودکشی است.

    لاری‌پور درباره راهکارهایی که برای جلوگیری از خودکشی در بین جامعه پزشکی می‌تواند صورت بگیرد که دیگر شاهد این دست اتفاق‌ها نباشیم، گفت: اگر فکر کنیم که دیگر شاهد این دست اتفاق‌ها نخواهیم بود، به هیچ وجه این‌گونه نخواهد بود. در دنیا آمار و ارقامی از مرگ خود خواسته وجود داد که متاسفانه در جامعه تحصیلکرده، فرهیخته و دانشمند بیشتر است، چرا که فهم و درکی که از جوامع دارند و انتظاری که از جامعه ی خود دارند بیشتر است.

    شاهد مهاجرت برخی پزشکان به کشورهای حاشیه‌ خلیج فارس هستیم

    وی تصریح کرد: بهبود شرایط و امکانات، در نظر گرفتن تسهیلات برای دستیاران، پزشکان طرحی یا پزشکان متخصص از جمله تسهیلات بانکی، حق مسکن و…به طور کلی تغیییر شرایط معیشت، بهبود وضعیت شغلی آن‌ها را سبب می شود.در نهایت تناسب پرداختی دستیاران با فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، باید در دستور کار قرار گیرد.

    وی افزود: ضمن اینکه تفاوت‌هایی در بین رشته‌ها برای فعالیت‌ در دوره رزیدنتی وجود دارد، به طور مثال رشته‌ی بیهوشی اطفال، جزو رشته‌های سخت دوره رزیدنتی است چه از لحاظ درس و چه از لحاظ شیفت‌های طولانی که انجام می‌دهند به نسبت رشته‌های همچون پوست و گوش و حلق و بینی شرایط سخت تری دارند. به همین جهت باید تناسب در پرداختی‌ها با توجه به فعالیت و سطح سختی کار در نظر گرفته شود.ود:

    وی افزود: در حال حاضر، شاهد مهاجرت برخی پزشکان به کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس هستیم، آن هم به دلیل عددهای جذابی که اعلام می‌کنند. البته پزشکان می توانند با اعداد کمتر از این هم در داخل کشور خود به فعالیت ادامه دهد. در واقع اگر پزشکان در کشور خود احساس امنیت مالی داشته باشند و از اعتبار و جایگاه اجتماعی برخوردار باشند، طبیعتا هرگز حاضر نیستند جلای وطن کنند.

  • سکوت معنادار وزارت بهداشت برابر دومینوی خودکشی پزشکان

    سکوت معنادار وزارت بهداشت برابر دومینوی خودکشی پزشکان

     

    به گزارش اقتصادران، طي هفته‌هاي گذشته حداقل خبر خودكشي ۴ پزشك در فضاي مجازي دست به دست شده است. يعني تنها با گذشت يك ماه و نيم از سال جديد اين ميزان خودكشي در بين پزشكان رخ داده كه علاوه بر شوك آور بودن مي‌تواند هشداري جدي براي حوزه بهداشت و درمان باشد. اما سوال مهم اين است كه چرا در تمام اين روزها وزير بهداشت و درمان حتي يك بار هم در مورد اين موضوع اظهارنظر نكرده است. به چه دليلي وزارت بهداشت در برابر موضوعي به اين مهمي و حياتي سكوت اختيار مي‌كند و از سوي ديگر هيچ یک از مسوولان و دست اندر كاران اين وزارت خانه را وادار به پاسخگويي نمي‌كنند. مرگ خودخواسته پزشكان و نخبگاني كه با زحمت بسيار درس خوانده و به اميد داشتن آينده‌اي بهتر وارد حرفه پزشكي شده‌اند مساله‌اي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن عبور كرد.

    اما نكته مهم ديگري كه نبايد از نگاه ما پنهان بماند سكوت معني‌دار سازمان نظام پزشكي در اين رابطه است. سازماني كه به عنوان نماينده صنفي پزشكان شناخته مي‌شود و بايد اولين نهادي باشد كه نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان داده و براي روشن شدن چرايي آنها تلاش كند اما … پديده خودكشي پزشكان جوان يا همان رزيدنت‌ها از حدود چهار سال پيش با عناوين مختلفي همچون «فوت ناگهاني» فلان دستيار پزشك جريان پيدا كرد و با مرگ مشكوك دكتر رسول قائدي، دستيار سال دوم ارتوپدي بيمارستان امام خميني تهران، در خرداد ۱۳۹۸ پررنگ‌تر شد. بعد از آن طبق آمارهاي رسمي در سال‌هاي ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ هر ساله مرگ خودخواسته ۱۳ پزشك تاييد شد. اين رقم اما در سال ۱۴۰۲ به ۱۶ نفر رسيد.

    سكوت وزير بهداشت و پرداختن به مسائل جانبي

    هر ۱۰ روز يك پزشك خودكشي مي‌كند

    اخبار خودكشي پزشكان اين روزها بيش از هر زمان ديگري رسانه‌اي مي‌شود. فاصله زماني بين اين خودكشي‌ها از ابتداي امسال تاكنون به ۱۰ روز رسيده و اگر اين روند ادامه پيدا كند، تا پايان سال آمار تكان‌دهنده‌اي به جا خواهد ماند. دبيركل خانه پرستار به تعادل مي‌گويد: متاسفانه هيچ آمار رسمي‌اي در مورد خودكشي پزشكان منتشر نمي‌شود. اين اتفاق در سال‌هاي گذشته هم رخ مي‌داده اما حالا به مدد فضاي مجازي خبرها خيلي زود دست به دست مي‌شوند. محمد شريفي مقدم مي‌افزايد: سال‌هاست كه فعالان اين حوزه به دنبال مجاب كردن وزارت بهداشت ودرمان براي بررسي چنين رخدادي هستند. در سال‌هاي گذشته آمار كمتر بود و به همين دليل توجه زيادي به آن نمي‌شد. اما طي همين چند سال اخير ما با افزايش آمار مواجه بوده ايم كه اين مساله نشان از نياز اورژانسي رسيدگي به چنين وضعيتي دارد. او اضافه مي‌كند: بي‌توجهي وزارت بهداشت به وضعيت پزشكان جوان و رزيدنت‌ها به يك رويه تبديل شده و در اين بين اعتراض اين قشر هم كاري از پيش نبرده و حالا ديگر برخي از اين افراد با اينكه سال‌ها تلاش و تحصيل كرده‌اند به نقطه‌اي مي‌رسند كه مرگ را بر ادامه زندگي ترجيح مي‌دهند.

    مشكلات معيشتي و بي‌حرمتي، عامل اصلي خودكشي پزشكان است

    شريفي‌مقدم ادامه مي‌دهد: دو عامل مهم در بروز چنين اتفاقات تلخي دخيل است: يكي مشكلات و مسائل معيشتي و ديگري بي‌حرمتي به اين پزشكان از سوي روساي بيمارستان‌ها، همراهان بيماران و… فشار كاري به اندازه‌اي زياد هست كه اين افراد را از پا دربياورد اما وقتي عوامل بيروني هم به فرد فشار مي‌آورند چنين اقدامات شوك‌آوري نيز رخ مي‌دهد.

    فشار كاري و استرس زياد

    نكته مهم ديگر رخ دادن اين اتفاق در بين پزشكاني است كه عموماً مشغول گذران طرح خود در مناطق دورافتاده هستند. از طرف ديگر مسائل مالي به خدمت گرفتن اين پزشكان با مبالغ ناچيز در بيمارستان‌هاي دولتي و فشار كاري كه به دليل حضور نداشتن پزشكان متخصص به اين قشر وارد مي‌شود همه و همه دست به دست هم مي‌دهند تا اين پزشكان جوان را به جاي اينكه در مسير ترقي و پيشرفت قرار دهند به مرگ خودخواسته تشويق كنند.

    مهرنوش مهدوي، روانشناس در اين باره به تعادل مي‌گويد: بيشترين عاملي كه باعث بروز چنين اتفاقاتي مي‌شود استرس زياد و فشار كاري است كه اين پزشكان متحمل مي‌شوند. از سوي ديگر بارها و بارها عنوان شده كه گذراندن طرح به اين شكل كنوني خود يكي از عوامل مهم بروز خودكشي در بين پزشكان جوان است اما متاسفانه تا كنون وزارت بهداشت و درمان در اين باره چاره‌انديشي نكرده است. او مي‌افزايد: پزشكاني كه مشغول گذراندن طرح در مناطق دور افتاده هستند بيش از همه در معرض آسيب قرار مي‌گيرند. دوري از خانواده، مشكلات معيشتي و از همه مهم‌تر استرس به دليل فشار كاري زياد باعث مي‌شود تا فرد دچار بي ثباتي شده و براي رهايي از اين وضعيت دست به هر كاري بزند. مهدوي در بخش ديگري از سخنانش به رفتارهاي تحقير كننده از سوي استادان اشاره كرده و مي‌گويد: متاسفانه برخي از اين پزشكان جوان چون مورد تخريب شخصيت از سوي اساتيد خود قرار مي‌گيرند دست به چنين كاري مي‌زنند. رفتارهاي توهين آميز، ناكارآمد خواندن فرد، ناديده گرفتن تلاشي كه مي‌كند و در نهايت بي توجهي به خواست‌ها و نيازهاي او به عنوان يك انسان باعث مي‌شود كه دست به مرگ خود خواسته بزنند.

    سكوت وزارت بهداشت مايه‌ شرمساري است

    از سوي ديگر سيدحسن هاشمي، وزير پيشين بهداشت و درمان، سكوت وزارت بهداشت درباره افزايش خودكشي پزشكان را مايه شرمساري خواند و در گفت‌وگويي اعلام كرد: وظيفه وزير بهداشت و ساير همكاران اوست كه اين مسائل را با كمك جامعه‌شناسان، روانشناسان و ديگر صاحب‌نظران بررسي كنند و هرچه سريع‌تر راهكاري براي جلوگيري از اين اتفاق شوك‌آور پيدا كنند. هاشمي با انتقاد از عملكرد وزارت بهداشت در ادامه گفت: اين وظيفه ذاتي وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي است كه دراداره كل مربوطه تمام خودكشي‌ها را در وزارت بررسي و به كمك همه دستگاه‌هاي حاكميتي از شيوع آن به سرعت پيشگيري كند. سكوت آنها در اين مقوله‌اي كه حتي نشريات و مراكز معتبر پزشكي را شگفت‌زده كرده مايه تاسف و شرمندگي است. او افزود: ازجمله غم‌بارترين خبرهايي كه طي سال گذشته بيش ازسال‌هاي قبل مي‌شنويم به همكاران جواني مربوط مي‌شود كه به هر دليل تصميم به پايان دادن به زندگي پرمرارت خود مي‌گيرند.

    چرا نظام پزشكي در ريشه‌يابي علت خودكشي پزشكان مماشات مي‌كند؟

    وزير پيشين بهداشت گفت: از سوي ديگر من تعجب مي‌كنم كه چرا نظام پزشكي كه نماينده صنف پزشكان است در ريشه‌يابي علت خودكشي پزشكاني كه با هزار و يك سختي و آرزو دوران پرمشقت تحصيل در اين رشته را طي كرده و امروز نااميدانه به دست خود چشم از جهان فرو مي‌بندند، مماشات مي‌كند؟ چرا انجمن كارديولوژي ساكت است؟! چرا نظام پزشكي و انجمن، هياتي را نمي‌فرستند تا علت را بررسي و اطلاع‌رساني كنند؟ وزارت بهداشت اگر نظاره‌گر است، چرا اين دوستان فقط به ذكر مصيبت و تسليت بسنده مي‌كنند؟ او افزود: همه ما كه با سكوت‌مان در عادي سازي اين خودكشي‌ها كمك مي‌كنيم، در بروز اين مرگ‌ها و تصميم و اقدام نفرات بعدي شريك هستيم. از دست دادن هر يك از اين جوانان مثل از بين‌ رفتن يك عضو خانواده است كه داغ آن تا ابد بر دل‌ها مي‌ماند. به نظرم وزارت بهداشت و نظام پزشكي و معاونت اجتماعي وزارت كشور (كه مسوول پايش آسيب‌هاي اجتماعي است) بايد هر چه سريع‌تر ضمن ريشه‌يابي اين پديده، براي توقف اين پديده در حال گسترش اقدام عملي كنند. سيد حسن هاشمي در پايان گفت: فراموش نكنند كه هر مرگ اينچنيني انگيزه‌اي است قوي براي آنها كه هنوز تصميم به اقدام نگرفته‌اند. اميدوارم در سال جديد براي پيشگيري عجله كنند و تمام همت خود را به‌كار گيرند.

    عوامل بروز خودكشي در پزشكان از زبان خودشان

    طي روزهاي گذشته بسياري از پزشكان نيز در اين باره دست‌به‌قلم شدند و مساله حذف دوره طرح پزشكان و پيراپزشكان، اصلاح نظام آموزش پزشكي و به‌كارگيري ارزان پزشكان در دوران دانشجويي، رزيدنتي و دوره طرح به علت تعهداتي كه از آنان هنگام قبولي گرفته مي‌شود، مطرح شد، مساله‌اي كه تقريباً براي همه دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي علوم پزشكي از جمله پرستاران و پيراپزشكان هم مطرح است. دوري از خانواده، جدايي زوجين براي متاهل‌ها، در اين دوران سخت و پراسترس، مشكلات مالي، نداشتن حق كار در جاي ديگر و برخوردهاي نه چندان محترمانه كادر آموزشي و درماني در برخي بيمارستان‌ها و… نشان‌دهنده ابعاد گسترده اين مساله است كه كار را به افسردگي و خودكشي جوانان نخبه كشور رسانده است.