برچسب: خودر مونتاژی

  • حکومت چینی‌ها بر بازار خودروی ایران / چرا فرانسوی‌ها رفتند، چشم بادامی‌ها آمدند؟

    حکومت چینی‌ها بر بازار خودروی ایران / چرا فرانسوی‌ها رفتند، چشم بادامی‌ها آمدند؟

    به گزارش اقتصادران،  حضور فرانسوی‌ها در بازار خودروی کشور با توقف خطوط تولید محصولات قدیمی خودروسازان داخلی، کمرنگ‌تر از همیشه شده است، حال آنکه سهم چینی‌ها از دهه۹۰ با رشد قابل توجهی  همراه بوده است. اکنون این سوال مطرح است که آیا چینی‌ها قرار است پشت فرمان خودروسازی ایران بنشینند؟

    حضور خودروسازان فرانسوی در ایران که از سه دهه پیش کلید خورد، طی سال‌های اخیر به‌شدت کمرنگ شده و از آن سو، سهم بازار چینی‌ها به‌سرعت افزایش یافته است. در کنار نگاه آماری به غروب فرانسوی‌ها و طلوع چینی‌ها در بازار خودروی ایران، مسائل سیاسی (فاصله گرفتن ایران از غرب و کشورهای اروپایی و نزدیکی به چین و البته روسیه) این پرسش را برای افکار عمومی ایجاد کرده که حاکم بعدی این بازار (پس از فرانسوی‌ها) کیست؟ نگاه تاریخی به حاکمان بازار خودروی ایران، گویای این واقعیت است که قبل از انقلاب، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها (به‌واسطه تولید پیکان) حاکمان بازار خودرو بوده‌‌اند، اما پس از انقلاب فرانسوی‌ها جای آنها را گرفته‌اند.

    تا همین یک دهه پیش، قبل از آنکه پژو به دلیل تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران و همچنین فروش بخشی از سهامش به جنرال موتورز آمریکا، ایران را ترک کند، این خودروساز فرانسوی حاکم این بازار بود. البته رنو نیز سعی کرد با پروژه پلتفرم مشترک ال90، خود را به پژو برساند تا جمع فرانسوی‌ها در ایران تکمیل شود. هرچند رنو در این مسیر چندان موفق نبود، اما به‌هر‌حال موقعیت  فرانسوی‌ها در بازار خودروی ایران را تثبیت کرد.

    تا اوایل دهه 90 شمسی، پژو سهم اعظم را در سبد تولید ایران‌خودرو داشت و حتی پژو 405 از سمند (که روی پلتفرم 405 ساخته شد) نیز پر‌فروش‌تر بود. این خودروساز فرانسوی در مقطعی وارد فاز صادرات محصول کامل به بازار ایران نیز شد که البته پا نگرفت.

    به‌هر‌حال پژو طی حدود دو دهه توانست خود را بر بازار خودروی ایران مسلط کند و بخش اعظم سبد تولید بزرگ‌ترین خودروساز کشور را در اختیار بگیرد. هرچند پراید سال‌ها پر‌تیراژترین خودروی داخلی بود، اما این محصول تحت برند سایپا – با لوگوی این شرکت – تولید می‌شد، در‌حالی‌که ایران‌خودرو پژو را با لوگوی خودروساز فرانسوی تولید و عرضه می‌کرد.

    قدرت پژو و کلا خودروسازان فرانسوی در ایران به حدی بالا رفت که گاهی حتی این شائبه به وجود می‌آمد که آنها اجازه حضور برندهای دیگر در بازار کشور را نمی‌دهند.

    ستاره اقبال فرانسوی‌ها – به طور خاص پژو – در بازار خودروی ایران اما از اوایل دهه 90 و خودخواسته رو به افول رفت. پژو پس از آغاز تحریم‌های اقتصادی غرب علیه ایران در اوایل دهه 90 شمسی و همچنین با توجه به شروع شراکت با جنرال موتورز آمریکا، ایران را ترک کرد. این شرکت در دوران برجام به ایران بازگشت و حتی محصولی جدید را نیز در ایران‌خودرو تولید کرد، اما با خروج آمریکا از برجام در سال 97و تشدید تحریم‌ها بار دیگر چمدان‌هایش را بست و رفت.

    رنو نیز در‌حالی‌که فرصت مناسبی برای رشد در بازار خودروی ایران را پیدا کرده بود، نتوانست در برابر تحریم تاب بیاورد و مجبور به ترک کشور شد. بنابراین از سال 97 و پس از تحریم‌های سنگین آمریکا علیه ایران، فرانسوی‌ها کلا از بازار خودروی کشور خارج شدند. در‌حال‌حاضر تنها مدلی که از خودروسازی فرانسه در ایران تولید می‌شود، 207 است و احتمالا این تنها بازمانده چندی دیگر جاده‌مخصوص را ترک خواهد کرد.

    اما به‌نوعی همزمان با غروب خودروسازان فرانسوی در بازار خودروی ایران، این چینی‌ها بودند که به‌تدریج در این بازار حضور یافتند. طی حدودا 10سال گذشته، سهم خودروهای چینی در بازار ایران رشد زیادی کرده است. حتی مدت‌هاست سهم خودروهای مونتاژی چینی در کشور از تولید فرانسوی‌ها بیشتر شده است، به‌طوری‌که طبق آمارهای رسمی افزایش سهم تیراژی شرکت‌های بخش خصوصی از حدود 5درصد در سال 1398به حدود 22درصد در سال 1402رسید.

    بخش خصوصی خودروسازی ایران سال‌هاست تحت حاکمیت خودروسازان چینی قرار دارد. ضمن اینکه ایران‌خودرو و سایپا هم در این سال‌ها محصول چینی در سبد تولیدشان داشته‌اند (ایران‌خودرو هنوز هم دارد). از طرفی، ازسرگیری واردات خودرو به کشور در سال 1401 نیز با مدل‌های چینی بود.

    به همه این اتفاقات، باید مسائلی مانند نزدیکی سیاسی ایران و چین و البته قرارداد همکاری 25ساله دو کشور را اضافه کرد، که مجموع آنها این فرضیه را مطرح می‌کند که حاکم جدید بازار خودروی ایران، چین خواهد بود.

    چین حاکم است یا ایرانی‌ها؟

    اما آیا واقعا قرار است چین جای فرانسه را در بازار خودروی ایران بگیرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید از دو منظر به ماجرا نگاه کرد: یکی از جنبه برند و دیگری از حیث قطعات.

    از جنبه برند، پاسخ این پرسش فعلا منفی است و نمی‌توان ادعا کرد چین حاکم جدید بازار خودروی ایران شده یا خواهد شد. منظور از «برند» این است که خودروهای تولیدی، تحت لیسانس شرکت‌های چینی به بازار عرضه شوند یا با لوگوی خودروسازان ایرانی. آمار و ارقام و البته برنامه‌های آتی خودروسازان نشان می‌دهد که بنا نیست بازار خودروی کشور از جنبه برند دست چینی‌ها بیفتد، بلکه دست بالا را خودروها با لوگوی داخلی خواهند داشت و همین الان هم دارند.

    در حال حاضر، سهم اعظم تولید ایران‌خودرو به محصولات داخلی این شرکت شامل سورن، دنا، رانا و تارا تعلق دارد و پژو با تک‌محصول 207، در اقلیت است. در سایپا و پارس‌خودرو نیز سهم اعظم تولید در اختیار کوئیک، ساینا و شاهین است که همه به‌نوعی داخلی محسوب می‌شوند.

    هرچند خودروسازی بخش خصوصی کشور تماما چینی است، اما تیراژ آنها بسیار کمتر از برندهای داخلی است.

    بنابراین، حکومت فعلی بازار خودروی ایران پس از فرانسوی‌ها، به دست خودروهای داخلی است نه چینی‌ها.

    این در حالی است از جنبه قطعات هرچند باز هم قطعات ساخت داخل فراوانی بیشتری در تولید دارند، اما وابستگی قابل‌توجهی نیز به قطعات چینی شکل گرفته است. نکته مهم دیگر این است که چینی‌ها معمولا میلی به داخلی‌سازی قطعات در ایران نشان نداده و نمی‌دهند و این موضوع به نوبه خود سبب پایداری وابستگی قابل‌توجه خودروسازی ایران به قطعات چینی، چه در بخش خصوصی و چه در خودروسازی دولتی، است.

    در مجموع با وجود آنکه نقش چینی‌ها در خودروسازی ایران پررنگ‌تر از قبل است، اما شواهد و قرائن نشان می‌دهد حداقل فعلا قرار نیست آنها شنل پادشاهی بازار خودروی کشور را بر تن کنند و اصلا شاید در مقطع فعلی (با توجه به ریسک بالای سرمایه‌گذاری در ایران) تمایلی به حکمرانی مطلق نداشته باشند.

    البته این موضوع را نباید فراموش کرد که سیاستگذاری خودرویی کشور اجازه تسلط چینی‌ها بر بازار را نمی‌دهد. یک فقره از این سیاست، شروع تولید با داخلی‌سازی بالاست، حال آنکه چینی‌ها در بخش خصوصی زیر بار آن نرفتند و شیوه مونتاژ را پیش گرفتند و در خودروسازی دولتی نیز چنین چیزی را نمی‌پذیرند.

    از طرفی، وقتی ایران‌خودرو و سایپا به عنوان خودروسازان وابسته به دولت، چندین محصول با لوگوی خود تولید می‌کنند، دلیل و توجیهی ندارد شنل حکمرانی بازار را چینی‌ها بپوشند.

  • پشت پرده مونتاژکاری خودرو در ایران / از نااهلان منصب گرفته تا بساط رانتخواری در خودروسازان ایرانی

    پشت پرده مونتاژکاری خودرو در ایران / از نااهلان منصب گرفته تا بساط رانتخواری در خودروسازان ایرانی

    به گزارش اقتصادران، اظهارات عباس علی آبادی، وزیر صنعت، معدن و تجارت درباره اینکه «۳۷ شرکت خودروساز در کشور فعال هستند، در حالی که نیازی به این تعداد خودروساز نداریم؛ باید تیراژ خودروسازی در ایران بالا برود نه اینکه هر شرکت ۱۰ هزار خودرو تولید کند!» روایت بحران جدی در ایران است که در سکوت مرگ بار مسئولان، تا آنجا پیش رفته که به بهانه جعلی «تولید خودرو» منابع ارزی و ریالی و محیط زیستی کشور را به کام خود کشیده، بی آنکه کمترین قدمی برای کمک به صنعت خودرو در کشور کرده باشد.

    در حالی صحبت از فعالیت 37 شرکت خودروساز می شود که جدا از دو شرکت ایران‌خودرو و سایپا، تنها تیراژ هفت شرکت خصوصی در گزارش آماری وزارت صمت منتشر می‌شود. طبق آمارنامه تجمعی وزارت صمت در اسفندماه 1402 از این تعداد، شرکت مدیران‌خودرو ۱۴۹هزار دستگاهی را در سال ۱۴۰۲تولید کرده و کرمان‌موتور نیز با تیراژ ۵۸هزار دستگاه فعالیت داشته ‌و گروه بهمن نیز با تولید ۲۳هزار دستگاه کارنامه ساله 1402 را ارائه کرده است. دیگر خودروسازان مونتاژی زیر ۱۰هزار خودرو تولید داشته اند. حتی یک خودروساز در لیست وزارت صمت اعلام کرده تنها ۵ عدد خودرو تولید داشته است.

    این وضعیت در سالهای گذشته نیز به همین شکل بوده است، در سال ۱۴۰۱، بر اساس آمار رسمی منتشر شده توسط وزارت صمت، تولیدکنندگان فعالی که خودرو به بازار عرضه کرده‌اند بیش از ۱۴ تولیدکننده بوده‌اند. به گفته میلاد بیگی، «کارشناس مرکز پژوهش های مجلس، هشت تا از این ۱۴ تولید کننده تنها زیرهزار دستگاه در سال تولید می‌کردند و فقط ایران خودرو و سایپا، بالای 100هزار دستگاه تولید داشته‌اند. هر چند در میزان تولید همین دو خودروساز هم شبهه‌های وجود دارد. اما ایران خودرو که بزرگترین تولید کننده بوده ۶۱۲ هزار دستگاه تولید کرده، سایپا نیز ۴۲۲ هزار دستگاه. این میزان تولیدات را هم شرکت ایران خودرو و شرکت سایپا مجموعا روی حدود ۱۰ پلتفرم تولید می‌کرده‌اند؛ یعنی مجموعا یک میلیون تولید روی ۱۰ پلتفرم انجام می‌شده است!»

    تحقیق و توسعه لازمه حضور صنایع در رقابت های جهانی

    با گسترش تجارت جهانی طی سده گذشته، خصوصا در حوزه کالاهای صنعتی که دارای ویژگی خاص هستند، مسئله تحقیق و توسعه بسیار پررنگ شده است، و در رقابت‌های جهانی این مسئله به عنوان عاملی مهم مطرح شد؛ اگر تحقیق و توسعه نتواند در صنعتی ادامه پیدا کند آن صنعت لاجرم از صحنه بازی حذف خواهد شد. بنابراین تحقیق و توسعه به عنوان یکی از شاخص‌های ضروری باقیماندن در عرصه جهانی است و تولیدکنندگان باید بتوانند هزینه‌های تحقیق و توسعه را بر تعداد گسترده‌تری از کالاها سرشکن کنند تا بتوانند با هزینه مناسب‌تری کالاها را به بازار عرضه کنند.

    آلمان همه شرکت‌های تولید خودرو را ذیل شرکت «فولکس واگن» ادغام کرد

    در این شرایط است که ما شاهد هستیم در بازار جهانی برخلاف اینکه رقابت ایجاب می‌کند تولیدکنندگان متعدد داشته باشیم، دائما طی ۱۰۰ سال گذشته به سمت ادغام حرکت کرده‌ایم و آن هم ادغام‌های بسیار بزرگ. اکنون ما با فرایندی مواجه هستیم که شرکت‌های بزرگ بین المللی با یکدیگر ادغام می‌شوند؛ برای نمونه، در آلمان شرکت‌های تولید خودرو همگی ذیل شرکت «فولکس واگن» ادغام شدند. شرکت «پژو سیتروئن» شرکت «کرایسلر» و شرکت «فیات» هر سه وارد ادغام شدند و شرکت جدیدی ایجاد کردند. این ادغام، در حالی است که شرکت فیات همه شرکت‌های داخل ایتالیا را ذیل خود جا می‌داد و برندهای بزرگی مانند «فراری»، ذیل «فیات» بودند؛ اما با این حال، اکنون «فیات» باز هم وارد ادغامی دیگر شده است. یا در مورد دیگر؛ شرکت «رنو» و «نیسان»، با یکدیگر ادغام شدند و همچنان به طور متعدد شاهد این ادغام‌ها هستیم و مهم‌ترین دلیل آن مساله تحقیق و توسعه و هزینه‌های سرمایه‌گذاری ثابت است.

    در حالی که بیگی، کارشناس مرکز پژوهش های مجلس، طراحی پلتفرم را نقطه اساسی برای تولید کننده در تحقیق و توسعه می داند، توضیح می دهد که ما به شکل میانگین تقریبا روی هر پلتفورم 100 هزار خودرو تولید می کنیم. در حالی که برای نمونه فولکس واگن روی یک پلتفورم در سال ۲۰۲۲، ۸۶۰ هزار دستگاه خودرو تولید کرده است. شرکت تویوتا روی یک پلتفرمش ۲ میلیون و سیصد هزار دستگاه تولید کرده است. فورد ۴۷۱ هزار دستگاه تولید کرده اما ما در ایران یک میلیون تولید را روی ۱۰ پلتفرم اجرا کرده‌ایم! کل تولیدات یک سال سایپا از تولیداتی که صرفا روی یک پلتفرم فورد بوده کمتر بوده است.

    نباید فراموش کرد در حالی که در دنیا با توجه به رقابت ایجاد شده میان شرکتها، هزینه‌های تحقیق و توسعه دائما رو به افزایش است، در ایران سهم تحقیق و توسعه در بودجه کل شرکتهای خودروساز، حجم ناچیزی است. این وضعیت هیچ گاه اجازه بروز نوآوری و خلاقیت و بهره گیری از تکنولوژی روز دنیا را به این شرکتها نخواهد داد و تنها حجم بزرگ سرمایه متراکم شده در این بخشها، بدون اینکه کمکی به اقتصاد کشور کند، رکود را دامن زده و تورم ایجاد می کند.

    نگاهی به تجربه کره جنوبی نشان می دهد این کشور در سال ۱۹۷۹ وقتی وارد دوره رکود شد در صنعت خودروسازی خود نه تنها محدودیت ورود در تولیدکنندگان را پیگیری می‌کرد بلکه حتی به جزئیات تولید هم وارد شد. کره جنوبی در برنامه سال ۱۹۷۹ صنعت خودروسازی، تولید وسایل نقلیه کوچک و سواری را صرفا به «هیوندای» و شرکت «سیهان» که به بعدها به «دوو موتورز» تغییر نام داد محدود کرد. این کشور به شرکت کیا صرفا اجازه تولید خودروهای تجاری داد و حوزه اتوبوس و کامیون را به عنوان حوزه رقابت پذیری برای همه نگه داشت. تا جایی که تولیدات شرکت کیا که در ۱۹۷۹ ، 22 هزارداستگاه خودروی سواری کوچک بود، تا سال 1984 به صفر رسید و شرکت هیوندای که تا ۱۹۷۹ ،۷۲ هزار دستگاه از این خودروها تولید می‌کرد، تا ۱۹۸۴ توانست به ۱۲۳ هزار دستگاه افزایش دهد.

    کره جنوبی در آن مقطع به این نتیجه رسیده بود که فضای رکودی که بر کشور حاکم شده، ایجاب می‌کند که تولیدکنندگان را محدود کند، به همین دلیل اجرای این سیاست را 8 سال ادامه داد. رویکرد کره این بود که اگر بازار داخلی خود را به عنوان مهمترین بازار فروش و کسب سود از دست بدهد، نمی‌تواند روی بازارهای صادراتی حساب کند و مهم‌ترین پیشران این صنعت، تا زمانی که بخواهد به عنوان یک صنعت بزرگ صادراتی مطرح شود، بازار داخلی اش بود. کره نگران بود اگر سوددهی از این ناحیه محدود شود، از رقبای بین المللی خود باز می‌ماند.

    بیگی، پژوهشگر مرکز پژوهش های مجلس در این باره معتقد است: باید حداقل در حوزه صنایع، که نیازمند تحقیق و توسعه بالا هستند، آزادسازی ورود بازیگران جدید، بدون تصویب و به کارگیری سیاست‌های صنعتی مکملی که آنها را وارد بازی کند انجام نشود، تا تولید کنندگان کوچک نتوانند وارد عرصه شوند. تولید کننده با تیراژ پایین به معنی تولید کننده با ارزش افزوده پایین و تحت لایسنس است. اگر سیاست صنعتی مکملی نداشته باشیم نه تنها این رقابت نمی‌تواند ما را به توسعه برساند؛ بلکه تبدیل به رقابتی بر سر مونتاژ خواهد شد که ما را وابسته‌تر خواهدکرد و توسعه کشور را با ممانعت سطح بالاتری مواجه خواهد کرد. به ویژه اینکه ما احیای شرکت را فضیلت می‌دانیم و بستن شرکت را امر قبیحی ارزیابی می کنیم و بستن شرکت در ایران کار دشواری است.

    بحران تولیدات با ارزش افزوده پایین و تحت لایسنس، همان داستانی مونتاژکاری است

    بحران تولیدات با ارزش افزوده پایین و تحت لایسنس، همان داستانی است که اکنون با عنوان مونتاژکاری از آن یاد می شود. مونتاژکارانی که انتشار داده های گمرک درباره حجم ارزهای تخصیص داده شده به آنها، پرده دیگری از فاجعه ایجاد شده در بخشهای صنعتی ایران برداشت. آنها که نام خودروسازی را یدک می کشند، با دریافت بیشترین سهم از ارز دولتی، رو به واردات قطعات صنعتی آورده اند و این واردات را تولید جا زده اند. این سهمیه ارزی، شامل مدیران خودرو، که پنجاه درصد سهامش متعلق به چین است نیز شده و آنها نیز به اسم تولید، حجم بزرگی از درآمد ارزی کشور را برای خرید قطعات به چین منتقل کرده اند.

    تعداد مجوز راه اندازی خودروسازی در ایران برابر مجموع واحدهای 9 کشور صنعتی است! / تولید در ایران تبدیل به محملی برای توزیع رانت شده

    دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان نیز معتقد است: تولید در ایران تبدیل به محملی برای توزیع رانت شده و اساسا از کارکرد افتاده است. براساس داده های اعلام شده از سوی وزارت صمت، تا 1401 این وزارتخانه 111 مجوز برای راه اندازی بنگاه های تولید خودرو داده که از این تعداد، تعدادی پروانه بهره برداری گرفته و فعال شدند و تعدادی از آنها در حال اجرا هستند. در حالی که برای کشوری که ضریب وابستگی بسیار بالایی به قطعات و تجهیزات و ماشین آلات دارد، این رقم بسیار معنادار است. ژستشان این است که مجوز تولیدی داده اند، اما برای اینکه قباحت این کار روشن شود، براساس تحقیقی که کرده ام روشن شد این تعداد مجوزی که در ایران برای خودرو سازی داده شده است، معادل کل واحدهای خودروسازی در کشورهای آلمان، آمریکا، ایتالیا، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی، اسپانیا، برزیل و ترکیه است. به این معنا که ما به تنهایی چنین کولاکی در دنیا می کنیم. اما رد گیری ها نشان می دهند «مقصود تویی، کعبه و بت خانه بهانه»! در واقع، فساد نیروی محرکه از کارکرد افتادن هرگونه تامین مالی توسط حکومت است. تخصیص ها به نام فعالیتها و دستگاه ها و افرادی صورت می گیرد، اما سر از جیب کسانی دیگر درمی آورد.»

    سید محمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه و صنعتگر با سابقه کشورمان با بیان اینکه بی‌برنامگی در زمینه اقتصاد و صنعت باعث اتلاف منابع عظیم کشور شده است، تاکید دارد: معلوم نیست که چه کسی باید از اتلاف منابع ذی قیمت کشور ممانعت کند! پس دولت ها چه کاره اند؟! نباید هدایت اقتصاد را به عهده داشته باشند؟! کلونی‌های شلخته در همه زمینه‌های تصمیم‌گیری ازجمله در صنایع ایجادی، وضعیت مملکت را به چالش کشیده اند. ما کوتوله‌های زیادی در همه زمینه‌ها ایجاد کردیم و با این کوتوله‌ها می‌خواهیم در سطح بین‌المللی رقابت کنیم. توان نظارتی کشور بسیار ضعیف است، چرا که برخی از کسانی که منصب می‌گیرند دارای اهلیت حرفه ای نیستند و اولویتشان خرید محبوبیت است.

     تلاش برای ورود بازیگران جدید و تعدد در آنها، کشور را با بحران‌های سطح بالاتری مواجه کرده است، به ویژه اکنون که با بحرانهای اساسی در حوزه تامین آب و برق مواجه هستیم، این مسال روی جدی تر خود را نشان داده اند. در چنین شرایطی، باید با اعمال نظارت و تهیه و تدوین سند توسعه صنعتی، نابسامانی های فعلی در صنعت کشور، مرتفع شوند. درغیر این صورت تداوم این وضعیت می‌تواند ما را با بحران‌های بزرگتری مواجه کند.

  • ارزخواری خودروسازان مونتاژی زیر ذره بین تیم کارشناسی رفت

    ارزخواری خودروسازان مونتاژی زیر ذره بین تیم کارشناسی رفت

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته علی آبادی وزیر صمت، درباره بیشتر بودن ارز تخصیصی به مونتاژ کاران خودرو نسبت به قطعه سازان گفت: من هم این را شنیده ام اما گزارش دقیقی در این زمینه دریافت نکرده ام. با این حال تیم کارشناسی مامور شده اند که این موضوع را بررسی کنند.

    وی افزود: تلاش ما این است که بهره وری را در ظرفیت های کشور افزایش دهیم و در استفاده از منابع ارزی هم همین گونه است، بر همین اساس از شرکت ها خواسته ایم که پیش برنامه ای ارائه دهند و بگویند که ارز را برای چه کاری نیاز دارند، این ممکن است به کدورت برخی تولیدکنندگان انجامیده باشد و احساس کنند روند تخصیص ارز کند شده باشد. اما به نظر من این کار برای اینکه از منابع ارزی استفاده بهتری ببریم لازم و طبیعی است که روند تخصیص ارز را دچار کندی کرده باشد.

    رانت ارزی مونتاژ کاران زیر نظر رسانه ها 

    گفتنی است،  اخیراً گمرک ایران لیست 100 واردکنندۀ نخست به‌لحاظ ارزش دلاری در سال 1402 را منتشر کرد، نکتۀ قابل‌توجهی که در این لیست و بین شرکت‌هایی که بیشترین میزان ارز را در سال گذشته دریافت کرده‌اند به چشم می‌خورد، نقش پررنگ شرکت‌های خودروساز مونتاژی است.
    همان‌طور که در پیوست شماره 2 گمرک مشخص است، اکثر خودروسازان مونتاژی، در لیست بیشترین دریافت‌کنندگان ارز در سال 1402 قرار دارند، به‌عنوان مثال در سال 1402 صنایع خودروسازی مدیران حدود 1 میلیارد دلار، کرمان موتور حدود 750 میلیون دلار، کوروش موتور آریا حدود 635 میلیون دلار و بهمن موتور حدود 400 میلیون دلار ارز دریافت کرده‌اند.

    لازم به ذکر است این موضوع از دید رسانه ها دور نماند و با توجه به وضعیت ملتهب بازار خودرو و عدم برقراری ثبات در این بازار، این سوال توسط رسانه ها مطرح شد که لزوم تخصیص این میزان ارز به شرکت های مونتاژکار در شرایطی که شاهد تاثیر گذاری کم آن ها در بازار خودرو هستیم، چیست؟