برچسب: خلیج فارس

  • رد جنگ بر بدن مرجان‌ها، لاک‌پشت‌ها و سواحل جنوبی ایران

    رد جنگ بر بدن مرجان‌ها، لاک‌پشت‌ها و سواحل جنوبی ایران

    به گزارش اقتصادران، جنگ فقط شهرها و پایگاه‌ها را هدف نگرفت؛ بخشی از مهم‌ترین اکوسیستم‌های خلیج فارس نیز زیر سایه این درگیری آسیب دیدند. حالا چند هفته پس از حمله به تأسیسات نفتی جزیره لاوان، تصاویر تازه‌ای از سواحل سیاه‌پوش، مرجان‌های آلوده و جانورانی که در مواد نفتی گرفتار شده‌اند، نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری یک بحران زیست‌محیطی گسترده در جنوب ایران را افزایش داده است؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، می‌تواند آثار آن تا سال‌ها در اکوسیستم خلیج فارس باقی بماند.

    روز ۲۳ فروردین، درست هم‌زمان با اعلام آتش‌بس از سوی دونالد ترامپ، چند حمله هوایی به تأسیسات نفتی ایران در جزیره لاوان انجام شد. گزارش‌های بعدی نشان می‌داد جنگنده‌های اماراتی تأسیسات نفتی این منطقه را هدف قرار داده‌اند؛ منطقه‌ای که در صنعت نفت ایران با عنوان «مناطق فلات قاره شرکت ملی نفت ایران» شناخته می‌شود.

    براساس گزارش‌های منتشرشده، این حملات باعث آتش‌سوزی گسترده و خروج بخش مهمی از ظرفیت پالایشگاهی لاوان از مدار شد؛ آسیبی که گفته می‌شود بازسازی آن ممکن است ماه‌ها زمان ببرد. اما ابعاد بحران فقط به خسارت صنعتی محدود نماند. هفته‌های بعد، تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوهایی که توسط فعالان محیط‌زیست و رسانه‌ها منتشر شد، نشان داد لکه‌های نفتی گسترده به سواحل جزیره شیدور رسیده و بخش‌هایی از ساحل مرجانی و مناطق حفاظت‌شده را آلوده کرده است.

    در تصاویر منتشرشده، سواحل پوشیده از قیر، پرندگان و آبزیان گرفتار در مواد نفتی و تغییر رنگ آب‌های اطراف جزیره دیده می‌شود؛ تصاویری که برای بسیاری یادآور فجایع نفتی بزرگ جهان است. نگرانی اصلی اما این است که آلودگی به یکی از حساس‌ترین زیستگاه‌های خلیج فارس رسیده؛ منطقه‌ای که محل زیست گونه‌های کمیاب و آسیب‌پذیر دریایی است.

    سکوت سازمان محیط‌زیست و نگرانی درباره از بین رفتن اسناد حقوقی

    در حالی که ابعاد آلودگی هر روز بیشتر آشکار می‌شود، انتقادها نسبت به عملکرد سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز افزایش یافته است. سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط‌زیست و عضو هیأت رئیسه مجلس، با ابراز نگرانی از وضعیت جزیره لاوان اعلام کرده که تا این لحظه هیچ طرح یا برنامه مشخصی از سوی سازمان محیط‌زیست درباره پایش و پاکسازی جزیره شیدور دریافت نشده است.

    رفیعی می‌گوید: «بر اساس اخبار رسیده، سازمان محیط‌زیست هنوز عملیات پایش این جزیره را آغاز نکرده است.»

    اظهارات او در حالی مطرح می‌شود که کارشناسان حقوق بین‌الملل محیط‌زیست هشدار می‌دهند در چنین بحران‌هایی، مستندسازی دقیق خسارت‌ها اهمیت حیاتی دارد؛ چراکه طبق قوانین بین‌المللی، آسیب به محیط‌زیست در جریان جنگ می‌تواند مشمول غرامت شود و کشور مهاجم موظف به جبران خسارت خواهد بود.

    به همین دلیل، برخی فعالان محیط‌زیست معتقدند تعلل در ثبت و مستندسازی وضعیت جزیره شیدور، ممکن است در آینده حتی امکان پیگیری حقوقی خسارت‌های وارده را هم از ایران بگیرد.

    «مرجان‌ها آسیب بلندمدت می‌بینند»

    در همین حال، حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست هرمزگان، در گفت‌وگو با رویداد۲۴ ضمن تأیید وضعیت بحرانی در جزیره شیدور اعلام کرده که آلودگی ناشی از آسیب به تأسیسات نفتی به سواحل لاوان و شیدور رسیده و «تبعات ماندگاری بر ساحل صخره‌ای و مرجان‌ها خواهد گذاشت.»

    تازیانی می‌گوید اقدامات لازم برای مستندسازی خسارت‌های زیست‌محیطی در حال انجام است.

    اظهارات او نشان می‌دهد نگرانی اصلی فقط مربوط به آلودگی مقطعی نیست؛ بلکه احتمال تخریب بلندمدت اکوسیستم منطقه مطرح است. برخلاف آلودگی‌های سطحی که ممکن است طی چند هفته یا چند ماه پاک شوند، آسیب به مرجان‌ها و زیستگاه‌های حساس دریایی می‌تواند سال‌ها باقی بماند و حتی چرخه تولیدمثل برخی گونه‌ها را مختل کند.

    شیدور؛ جزیره‌ای کوچک با اهمیتی بزرگ

    لیدا آشتیانی، کارشناس محیط‌زیست،  جزئیات بیشتری از اهمیت اکولوژیک منطقه ارائه می‌دهد. او جزیره شیدور (مارو) را یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های حفاظت‌شده خلیج فارس توصیف می‌کند؛ جزیره‌ای که به‌ویژه به‌عنوان محل تخم‌گذاری لاک‌پشت‌های دریایی و زیستگاه پرندگان مهاجر شناخته می‌شود.

    آشتیانی با اشاره به اینکه سامانه‌های بین‌المللی نیز انباشت نفت خام در خط ساحلی و آسیب به حیات‌وحش را ثبت کرده‌اند، می‌گوید: «گزارش‌ها نشان‌دهنده خفگی و گرفتار شدن جانوران در آلودگی‌های نفتی است. گسترش این نوار سیاه در منطقه‌ای که محل حضور لاک‌پشت‌های پوزه‌عقابی و مرجان‌هاست، می‌تواند آثار بلندمدتی بر چرخه تولیدمثل این گونه‌ها بگذارد.»

    او تأکید می‌کند که آلودگی در مناطق جزیره‌ای، به‌دلیل محدود بودن جریان آب، بسیار دیرتر تجزیه می‌شود و ممکن است سال‌ها در اکوسیستم باقی بماند: «این آلودگی می‌تواند سال‌ها بر مرجان‌ها، ماهیان، پرندگان و لاک‌پشت‌ها اثر مخرب بگذارد.»

    کارشناسان محیط‌زیست می‌گویند در چنین مناطقی، حتی اگر لکه‌های سطحی نفت جمع‌آوری شود، مواد آلاینده می‌توانند در رسوبات دریایی باقی بمانند و به‌تدریج وارد زنجیره غذایی شوند؛ موضوعی که پیامدهای آن فقط محدود به حیات‌وحش نخواهد بود.

    بحران فقط در شیدور نیست

    در کنار بحران لاوان و شیدور، گزارش‌هایی از آلودگی نفتی در اطراف جزیره خارک نیز منتشر شده است. برخی رسانه‌ها منشأ این آلودگی را نشت از تأسیسات نفتی ایران دانسته‌اند، اما سازمان حفاظت محیط‌زیست این موضوع را رد کرده است.

    به گفته سازمان محیط‌زیست، منشأ آلودگی مشاهده‌شده در اطراف خارک، «آب توازن آلوده یک نفتکش آسیب‌دیده» بوده و نشت مستقیمی از تأسیسات داخلی رخ نداده است.

    با این حال، هم‌زمانی چند حادثه نفتی در خلیج فارس باعث شده نگرانی‌ها درباره شکنندگی زیرساخت‌های انرژی و آسیب‌پذیری اکوسیستم منطقه افزایش پیدا کند؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش مهمی از اقتصاد و امنیت غذایی ساکنان جنوب ایران به سلامت این آب‌ها وابسته است.

    زخمی که ممکن است سال‌ها بماند

    اگرچه هنوز ابعاد دقیق خسارت‌های زیست‌محیطی حمله به لاوان مشخص نیست، اما آنچه تاکنون منتشر شده، تصویری نگران‌کننده از یکی از جدی‌ترین بحران‌های محیط‌زیستی سال‌های اخیر در خلیج فارس ترسیم می‌کند.

    بحرانی که این بار نه نتیجه فرسودگی زیرساخت‌ها یا خطای صنعتی، بلکه محصول مستقیم جنگ است؛ جنگی که حالا رد آن نه‌فقط روی تأسیسات نفتی، بلکه بر بدن مرجان‌ها، لاک‌پشت‌ها و سواحل جنوبی ایران باقی مانده است.

  • این شما و این خلیج فارسی که دیگر در آن نمی‌توان «دوستِ همه» بود!

    این شما و این خلیج فارسی که دیگر در آن نمی‌توان «دوستِ همه» بود!

    به گزارش اقتصادران، آلیسون ماینر، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و مدیر پروژه «یکپارچگی خاورمیانه» در اندیشکده شورای آتلانتیک، در تحلیلی مفصل می‌نویسد جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل، خلیج فارس را وارد مرحله‌ای کرده که پیامد‌های آن تنها به میدان جنگ محدود نخواهد ماند؛ بلکه می‌تواند ساختار امنیتی، اقتصادی و سیاسی کل منطقه را برای سال‌ها تغییر دهد.

    به نوشته او، تنها در ۴۸ ساعت نخست جنگ، ایران تقریباً همه کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد؛ از امارات متحده عربی که صد‌ها موشک و پهپاد به سمت آن شلیک شد تا عربستان، عمان، قطر و دیگر کشور‌های منطقه. حملات ایران فقط متوجه پایگاه‌های نظامی آمریکا نبود، بلکه فرودگاه‌ها، هتل‌ها و زیرساخت‌های حیاتی نفت و گاز را نیز دربر گرفت.

    ماینر توضیح می‌دهد که اگرچه سامانه‌های پدافندی کشور‌های خلیج فارس موفق شدند بخش بزرگی از موشک‌های ایران را رهگیری کنند، اما پهپاد‌های ایرانی چالش بسیار دشوارتری بودند و توانستند خسارات و تلفات قابل‌توجهی ایجاد کنند؛ به‌ویژه در فرودگاه‌ها و مراکز توریستی مهم منطقه. او تأکید می‌کند این حملات، تصویر خلیج فارس به‌عنوان «مرکز امن تجارت و گردشگری» را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.

    در این میان، واکنش کشور‌های عربی خلیج فارس نیز قابل توجه بوده است. به نوشته ماینر، حتی با وجود اختلافات جدی میان ریاض و ابوظبی، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس در برابر حملات ایران نوعی همبستگی کم‌سابقه از خود نشان داده‌اند. عربستان و امارات آشکارا اعلام کرده‌اند که حملات ایران از «خط قرمز» عبور کرده و حق پاسخ را برای خود محفوظ می‌دانند.

    شوک بزرگ در امارات

    ماینر معتقد است مهم‌ترین بخش واکنش اولیه ایران، حملات گسترده به امارات بوده است. به نوشته او، امارات در ۲۴ ساعت نخست جنگ تقریباً به اندازه اسرائیل هدف موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی قرار گرفت؛ این در حالی بود که ابوظبی پیش‌تر وعده داده بود اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را نخواهد داد.

    او یادآوری می‌کند که میان ایران و امارات طی سال‌های گذشته نوعی «توافق نانوشته» برای پرهیز از درگیری مستقیم وجود داشت؛ توافقی که بخشی از آن به منافع اقتصادی گسترده ایران در دبی بازمی‌گشت. اما اکنون تهران ظاهراً به این نتیجه رسیده که فشار بر دبی و زیرساخت‌های اقتصادی امارات، می‌تواند ابوظبی را به اعمال فشار بر واشنگتن برای توقف جنگ وادار کند.

    ماینر توضیح می‌دهد که اقتصاد امارات به‌شدت به تصویر «ثبات» وابسته است. بیش از سه‌چهارم تولید ناخالص داخلی این کشور از بخش‌های غیرنفتی تأمین می‌شود و همین بخش‌ها موتور اصلی رشد اقتصادی امارات هستند. اما همین نقطه قوت، حالا به یکی از آسیب‌پذیری‌های بزرگ این کشور تبدیل شده است؛ کشوری که تنها چند ده کیلومتر با ایران فاصله دارد.

    او یادآوری می‌کند که امارات پس از حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکش‌ها و زیرساخت‌های منطقه، به این نتیجه رسید که مقابله مستقیم با ایران بسیار پرهزینه است و تضمین‌های امنیتی آمریکا کافی نیست. همین مسئله باعث شد ابوظبی سیاست کاهش تنش با ایران و حتی حوثی‌های یمن را در پیش بگیرد. اما حملات حوثی‌ها به امارات در سال ۲۰۲۲، که برخی اماراتی‌ها آن را «یازده سپتامبر امارات» می‌نامند، این تصور را متزلزل کرد. حالا حملات جدید ایران، به گفته ماینر، ده‌ها برابر گسترده‌تر و ویرانگرتر از آن حملات بوده و احتمالاً امارات را ناچار به بازنگری کامل در راهبرد امنیتی خود خواهد کرد.

    پایان سیاست «دوستِ همه»

    ماینر در بخش دیگری از مقاله به عمان می‌پردازد؛ کشوری که همواره تلاش کرده رابطه‌ای متوازن میان ایران و آمریکا حفظ کند و سیاست خارجی‌اش را با شعار «دوست همه، دشمن هیچ‌کس» تعریف کرده است.

    اما حمله ایران به عمان، به باور نویسنده، نشان داد حتی این سیاست بی‌طرفی نیز دیگر تضمین‌کننده امنیت نیست. ماینر می‌نویسد در جنگ فعلی، همه کشور‌های منطقه به‌نوعی مجبور شده‌اند میان طرف‌های درگیر موضع‌گیری کنند و دیگر امکان ایستادن در حاشیه بحران وجود ندارد.

    نقطه عطف در رابطه خلیج فارس و آمریکا

    یکی از مهم‌ترین بخش‌های تحلیل شورای آتلانتیک ، به رابطه کشور‌های عربی با آمریکا مربوط می‌شود. ماینر می‌نویسد کشور‌های خلیج فارس دهه‌ها تصور می‌کردند حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاکشان، به معنای تضمین امنیت آنها در برابر ایران است. اما طی سال‌های اخیر، با کاهش تدریجی حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، این اطمینان به‌تدریج فرسوده شده است.

    به گفته او، واکنش محدود واشنگتن به حملات سال ۲۰۱۹ علیه عربستان و همچنین حمله اسرائیل به دوحه در سال ۲۰۲۵، این نگرانی را تشدید کرد که حتی حضور بزرگ‌ترین پایگاه آمریکایی منطقه در قطر هم لزوماً مانع حمله به این کشور‌ها نمی‌شود. اکنون، با حملات گسترده ایران به خلیج فارس، کشور‌های عربی بیش از هر زمان دیگری در حال بازنگری نسبت هزینه-فایده میزبانی پایگاه‌های آمریکا هستند.

    عربستان و رؤیای نظم جدید منطقه

    ماینر معتقد است در میان همه کشور‌های منطقه، عربستان شاید بیش از دیگران از تضعیف ایران سود ببرد. ریاض سال‌ها در پی تبدیل شدن به قدرت مسلط خاورمیانه بوده و ایران مهم‌ترین مانع این هدف محسوب می‌شده است. اکنون، جنگ اخیر و تضعیف شبکه نیرو‌های نیابتی ایران، فرصت کم‌سابقه‌ای در اختیار عربستان قرار داده است.

    او می‌نویسد ایران در روز‌های ابتدایی جنگ، در مقایسه با امارات، حملات بسیار محدودتری علیه عربستان انجام داد؛ احتمالاً به این دلیل که تهران تصور می‌کرد ریاض بیش از دیگر کشور‌های عربی آمادگی ورود مستقیم به جنگ را دارد. اما با گسترش حملات ایران به زیرساخت‌های انرژی منطقه، عربستان نیز به‌تدریج وارد مرحله جدیدی از بحران شده است.

    به باور ماینر، محمد بن سلمان اکنون در حال سنجیدن این مسئله است که چگونه می‌تواند از این جنگ برای تثبیت موقعیت عربستان به‌عنوان قدرت اول منطقه استفاده کند. با این حال، او هشدار می‌دهد که حتی اگر ایران ضعیف‌تر شود، یک ایران بی‌ثبات می‌تواند تهدیدی خطرناک‌تر برای کل منطقه باشد؛ به‌ویژه اگر گروه‌های متحد تهران در یمن و دیگر نقاط منطقه دوباره فعال شوند.

    ماینر در پایان نتیجه می‌گیرد که جنگ فعلی، صرفاً یک درگیری نظامی دیگر در خاورمیانه نیست؛ بلکه آغاز دوره‌ای تازه است که در آن، کشور‌های عربی خلیج فارس ناچار خواهند شد درباره امنیت، اقتصاد و حتی رابطه‌شان با آمریکا، تصمیم‌هایی بنیادین و سرنوشت‌ساز بگیرند.

  • شوک سنگین اقتصادی به کشورهای خلیج فارس

    شوک سنگین اقتصادی به کشورهای خلیج فارس

    به گزارش اقتصادران، رویترز نوشت: اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس در حالی به سمت یکی از سخت‌ترین دوره‌های خود از زمان همه‌گیری کرونا حرکت می‌کند که پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شریان اصلی درآمدی این کشورها یعنی بازار انرژی را با اختلال جدی مواجه کرده است.

    اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس اکنون با شدیدترین بحران اقتصادی خود از زمان شیوع کرونا روبه‌رو هستند و پیش‌بینی می‌شود چندین کشور عضو این شورا در سال جاری میلادی با رشد منفی اقتصادی مواجه شوند.

    این بحران در شرایطی شکل گرفته که آثار زنجیره‌ای جنگ، بازار انرژی را به شدت تحت فشار قرار داده و افزایش قابل توجه قیمت نفت، همراه با شوک تاریخی عرضه، شرایطی مشابه بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ ایجاد کرده است.

    اقتصاددانان در نظرسنجی انجام‌شده بین ۸ تا ۲۴ آوریل، پیش‌بینی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ را به شکل محسوسی کاهش داده‌اند؛ به‌طوری‌که برخی کشورها از چشم‌انداز رشد مثبت به سمت رکود کامل حرکت کرده‌اند، هرچند انتظار می‌رود در سال آینده بخشی از این افت جبران شود.

    در دوره‌های گذشته، افزایش قیمت نفت معمولاً به سود اقتصادهای منطقه تمام می‌شد، زیرا این کشورها وابستگی بالایی به صادرات انرژی دارند؛ اما این بار شرایط متفاوت است.

    بسته‌شدن تقریباً کامل تنگه هرمز، مسیری که حدود یک‌پنجم عرضه جهانی انرژی از آن عبور می‌کند، به همراه آسیب واردشده به پالایشگاه‌ها و تأسیسات گازی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر، اقتصاد منطقه را تا مرز فلج شدن پیش برده است.

    با وجود آنکه قیمت نفت همچنان حدود ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ قرار دارد، اکنون پیش‌بینی می‌شود اقتصاد قطر، کویت و بحرین به‌ترتیب ۶ درصد، ۴.۴ درصد و ۲.۹ درصد کوچک شود.

    این در حالی است که تنها در ماه ژانویه، برای این کشورها رشد اقتصادی ۴.۹ درصد، ۳.۴ درصد و ۲.۹ درصد پیش‌بینی شده بود که حکایت از یک چرخش کامل در برآوردهای اقتصادی دارد.

    رشد اقتصادی امارات متحده عربی نیز اکنون در آستانه توقف قرار گرفته و تقریباً صفر برآورد می‌شود، در حالی که سه ماه پیش انتظار می‌رفت این کشور رشد ۵ درصدی را تجربه کند.

    رالف ویگرت، رئیس بخش اقتصاد خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه اس‌اندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس، در این باره گفت: ما انتظار نداریم اقتصادها به سادگی به مسیر رشد پیش از جنگ بازگردند.

    او تأکید کرد: سطح تولید ناخالص داخلی که پس از جنگ شکل خواهد گرفت، طی چند سال آینده به‌وضوح پایین‌تر خواهد بود، حتی اگر روند بازیابی نسبتاً سریع باشد. بازسازی دارایی‌های آسیب‌دیده و احیای زنجیره‌های تأمین، تمام نیمه دوم سال ۲۰۲۶ را دربر خواهد گرفت.

    در این میان، عربستان سعودی به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت خام جهان و همچنین عمان، احتمالاً شرایط بهتری نسبت به سایر کشورهای منطقه خواهند داشت.

    طبق نظرسنجی از ۱۸ اقتصاددان، رشد اقتصادی عربستان و عمان در سال جاری به‌ترتیب ۲.۶ درصد و ۲.۲ درصد پیش‌بینی شده، اما این ارقام نیز به‌مراتب پایین‌تر از برآوردهای ژانویه یعنی ۴.۳ درصد و ۲.۸ درصد است.

    لوییس دالماو تولس، اقتصاددان مؤسسه آلیانتس، معتقد است ضربه اصلی فقط به بخش نفت محدود نمی‌شود و اقتصاد غیرنفتی نیز به‌شدت آسیب خواهد دید.

    او گفت: خاورمیانه در چند سال اخیر سریع‌ترین رشد را در صنعت گردشگری تجربه کرده بود، اما اکنون این روند کاملاً تغییر خواهد کرد و این مسئله بر خرده‌فروشی و سایر بخش‌ها نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

    اقتصاددانان انتظار دارند در سال ۲۰۲۷ بازگشت نسبتاً سریعی در اقتصاد منطقه رخ دهد، اما این پیش‌بینی کاملاً به پایان سریع درگیری‌ها وابسته است.

    برای سال آینده، رشد اقتصادی قطر، امارات و کویت به‌ترتیب ۷.۸ درصد، ۵.۴ درصد و ۵ درصد پیش‌بینی شده و عربستان سعودی، بحرین و عمان نیز به‌ترتیب رشد ۴.۵ درصد، ۴.۳ درصد و ۲.۸ درصدی خواهند داشت.

    این پیش‌بینی‌ها تا حد زیادی با برآورد صندوق بین‌المللی پول همسو است که معتقد است تولید و حمل‌ونقل انرژی در منطقه طی ماه‌های آینده به تدریج احیا شده و به شرایط عادی بازخواهد گشت.

    اقتصاددانان گلدمن ساکس نیز هشدار داده‌اند که تأخیر طولانی در بازگشت به ظرفیت کامل تولید، به دلیل خسارت‌ها و توقف فعالیت‌ها، تأثیر قابل توجه اما نامتوازنی بر اقتصاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و وضعیت مالی دولت‌ها خواهد داشت.

    با این حال، آن‌ها معتقدند در بلندمدت، بازگشت فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند قدرتمند باشد؛ زیرا سرمایه‌گذاری‌های گسترده دولتی، بهبود درآمدهای نفتی و سطح بالای ذخایر مالی دولت‌ها می‌تواند نقش حمایتی مهمی ایفا کند.

    افزایش شدید قیمت نفت همچنین در حال دامن زدن به موج جدید تورم جهانی است و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از این روند مستثنا نیستند.

    طبق نتایج این نظرسنجی، نرخ تورم بحرین در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۲.۴ درصد خواهد بود، در حالی که پیش‌بینی ژانویه تنها ۱.۴ درصد بود.

    در امارات، قطر، کویت و عمان نیز میانگین تورم به‌ترتیب ۲.۶ درصد، ۲.۶ درصد، ۲.۹ درصد و ۱.۷ درصد پیش‌بینی شده که نسبت به برآوردهای سه ماه قبل افزایش محسوسی نشان می‌دهد.

    تنها عربستان سعودی است که پیش‌بینی تورم آن بدون تغییر و در سطح ۲ درصد باقی مانده است.

  • باخت اعراب خلیج فارس در بازی قمار ترامپ!

    باخت اعراب خلیج فارس در بازی قمار ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، استیون کوک در ادامه ادعا کرد: کشورهای خلیج فارس همیشه در اولویت نبودند، بهتر بود به اروپایی‌های عجیب و غریبی واگذار شوند که وقت خود را صرف مطالعه دودمان قبایل و طوایف مختلف در سراسر شبه جزیره عربستان می‌کردند. از نظر من، چنین کنشی حتی از تماشای کریکت هم بدتر بود. اما در دهه گذشته، بیشتر از آنچه تصور می‌کردم، خودم را در خلیج فارس دیده‌ام.

    اشتباه برداشت نکنید، من هنوز قاهره باستانی را به دوحه قطر ضدعفونی‌شده و تهویه مطبوع ترجیح می‌دهم. اما کشورهای خلیج فارس – به ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر – از همیشه جالب‌تر شده‌اند. دلیلش این است که آنها، به درجات مختلف، درگیر تلاش‌های گسترده‌ای برای بازسازی اقتصاد و جوامع خود هستند.

    جنگ علیه ایران به بازی دوگانه اعراب پایان داد

    کوک در ادامه یادداشت خود آورد: همانطور که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در سفر خود به منطقه در ماه مه گذشته تأکید کرد، می‌توان گفت که یک مدل برای توسعه خلیج فارس وجود دارد. با این حال، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، سوالات جدی در مورد این مدل ایجاد کرده است. اگر نشانه‌های اولیه از مانور دیپلماتیک به همین شکل بماند و تغییر نکند، ایرانی‌ها ممکن است با اهرم فشار بیشتری در تنگه هرمز نسبت به گذشته روبه‌رو شوند. هرچند تهران همسایگان خود را با پرتاب موشک و پهپاد به واسطه مداخلاتشان تحت فشار قرار خواهد داد.

    با این حال مدل توسعه‌ای که کشورهای بزرگ خلیج فارس دنبال کرده‌اند، با هدف جذب طبقه متخصص و سرمایه‌گذار در سرزمین‌هایی مانند دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض به عنوان بخشی از تلاش گسترده برای تنوع اقتصادی است. این مدل شامل ایجاد مراکز فناوری پیشرفته، لجستیک، آموزش عالی، گردشگری، ورزش و سرگرمی است.

    پایه‌های چنین توسعه‌ای، ثبات سیاسی و امنیت منطقه‌ای است. کشورهای خلیج فارس مورد اول را پوشش داده‌اند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رهبر امارات و تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، احتمالاً برای سال‌های زیادی حکومت خواهند کرد.

    در مورد امنیت، به نظر می‌رسید حضور پایگاه‌های نظامی ایالات متحده، تنش‌های منطقه‌ای را مهار کند. پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه که پس از آن رخ داد، می‌توان دو خاورمیانه را مشاهده کرد. کشورهای حوزه خلیج فارس، که عمدتاً از درگیری‌های چند جبهه‌ای پس از آن مصون بودند، به مسیرهای خاص توسعه خود ادامه دادند. در حالی که اسرائیلی‌ها به غزه حمله می‌کردند، در اتاق‌های امن از موشک‌های حوثی‌ها پناه می‌گرفتند و همزمان کشورهای حوزه خلیج فارس پول خود را به پروژه‌های عظیم سرازیر می‌کردند، شرکت‌های برتر فناوری جهان را جذب و از صندوق‌های عظیم ثروت ملی خود برای سرمایه‌گذاری در صنایع استراتژیک (و نه چندان استراتژیک) در داخل و خارج از کشور استفاده می‌کردند.

    خلیج فارس در شوک

    در حالی که سایر کشورها درگیر جنگ‌های قدیمی بودند، کشورهای عربی در مسیر نوسازی قرار داشتند. از منظر محمد بن سلمان، محمد بن زاید و امیر تمیم، درگیری‌ها در سایر نقاط خاورمیانه مانع برنامه‌های توسعه آنها نمی‌شد.

    اما وقتی اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کردند، کشورهای خلیج فارس که از جنگ ۱۲ روزه نسبتاً بدون آسیب بیرون آمدند، درگیر تنش شدند. ایرانی‌ها به پایگاه هوایی ایالات متحده در العدید، حدود ۲۵ مایلی غرب دوحه، حمله کردند، اما خسارت کمی وارد شد.

    با این حال، به نظر می‌رسید عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر توانایی‌های ایران را بسیار بهتر از ترامپ درک می‌کنند. با مشخص شدن اینکه دور دیگری از جنگ در راه است، رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به ایران اعلام کردند که با ایالات متحده و اسرائیل هم صدا نیستند.

    در ماه‌های بین دو جنگ، ایرانی‌ها طرحی را تدوین کردند؛ حمله به پایگاه‌های آمریکایی واقع در سرزمین همسایگان خود و تهدید منابع انرژی جهانی. در طول پنج هفته گذشته، جنگ به خلیج فارس بازگشت: اماراتی‌ها بیشتر از اسرائیل مورد حمله قرار گرفته‌اند، و ایرانی‌ها آتش خود را به سمت زیرساخت‌های انرژی و بخش فناوری امارات نشانه گرفته‌اند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مراکز انرژی و داده‌های بحرین حمله کرده؛ تأسیسات نفتی کویت مورد اصابت قرار گرفته‌اند؛ تأسیسات مهم راس لفان قطر به شدت آسیب دیده؛ و خطوط لوله و پالایشگاه‌های عربستان سعودی از اهداف همیشگی ایران بوده‌اند. در مجموع، ایرانی‌ها هزاران موشک و پهپاد به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شلیک کرده‌اند.

    هزینه محاصره هرمز برای متحدان آمریکا

    شرایط آتش‌بس و طرح صلح ۱۰ ماده‌ای ایران – که دولت ادعا می‌کند در مورد آن مذاکره می‌کند – برای کشورهای خلیج فارس نویدبخش نیست. در پست وزیر امور خارجه ایران در شبکه‌های اجتماعی که توافق آتش‌بس را اعلام کرد، یک جمله برجسته بود: «عبور امن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی امکان‌پذیر خواهد بود».

    با وجود ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه تهران با آزادی دریانوردی موافقت کرده، به نظر نمی‌رسد که رهبران ایران به این راحتی از اهرم قدرتمند خود بر این آبراه دست بکشند. در دومین بند از ۱۰ بند، ایران خواستار حفظ کنترل ایران بر تنگه است. یک سیستم عوارض‌گیری، که به نظر می‌رسد ترامپ مایل به بررسی آن است، از نظر مالی به نفع ایران خواهد بود و اوضاع را برای کشورهای خلیج فارس بدتر می‌کند.

    قبل از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، کنترل یا کنترل جزیی ایران بر تنگه هرمز، قلمرو فرضی و بهانه‌ای برای جنگ بود. اکنون، این کنترل وجود دارد. اگر تهران موفق به رسمیت بخشیدن به موضع خود شود، کشورهای خلیج فارس یا به حسن نیت ایران وابسته خواهند بود یا مجبور می‌شوند پول نقد (یا بیت‌کوین) را تهران تحویل دهند. نیازی به گفتن نیست که همسایگان ایران در ضلع غربی خلیج فارس در برابر موشک‌ها و پهپادهای آن آسیب‌پذیر خواهند ماند.

    استیون کوک در ادامه این یادداشت آورد: آتش‌بس حاکم شکننده است، بنابراین همیشه این احتمال وجود دارد که ایالات متحده به جنگ بازگردد رخدادی که می‌تواند مشکلاتی را که کشورهای خلیج فارس اکنون با آن مواجه هستند، افزایش دهد. با این حال به نظر می‌رسد ترامپ قصد دارد شرایط را به همین شکلی که هست حفظ کند.

    این امر رهبران ریاض، ابوظبی و دوحه را با گزینه‌ای جز انحراف از برنامه‌های توسعه‌ای خود و اختصاص منابع به مقاوم‌سازی شهرهایشان و خرید تجهیزات دفاعی بیشتر مواجه می‌کند. آنها حتی ممکن است مانند دهه ۲۰۱۰، زمانی که آمریکایی‌ها اعلام کردند که از خاورمیانه خارج می‌شوند و به سمت آسیا روی می‌آورند، با چین هم‌صدا شوند و خرید سلاح از پکن را بررسی کنند. با این حال هر کاری که انجام دهند، مدت زیادی طول خواهد کشید تا کشورهای حوزه خلیج فارس از بی‌ملاحظگی آمریکا بهبود یابند.

  • بازی با نام‌ «خلیج فارس»، بازی با دم شیر!

    بازی با نام‌ «خلیج فارس»، بازی با دم شیر!

    به گزارش اقتصادران، در میانه تنش‌های فزاینده منطقه‌ای و در حالی که پرونده جنگ اخیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل هنوز بسته نشده و آتش بس کنونی بس شکننده قلمداد می‌شود، برخی سیاستمداران غربی و آمریکایی با تحریف نام خلیج فارس و عبور از خطوط قرمز ایرانیان، خون مردم را به جوش آورده‌اند. آنها با ادبیاتی که به وضوح از سطح دیپلماتیک فاصله گرفته، خشم افکار عمومی ایران را برانگیخته‌اند.

    ماجرا از جایی آغاز شد که «پیت هگست» وزیر دفاع آمریکا، در بازنشر بیانیه‌ای نظامی، از عبارت جعلی به جای «خلیج فارس» استفاده کرد؛ ادعایی که در دل خود روایت دیگری هم داشت: حضور ناو‌های آمریکایی در تنگه هرمز برای پاکسازی مین‌هایی که به ادعای او توسط ایران کار گذاشته شده بود؛ ادعایی که تهران صراحتاً آن را رد کرده است.

    این نخستین‌ بار نیست که مقامات آمریکایی وارد این زمین پرهزینه می‌شوند. پیش‌تر نیز «دونالد ترامپ» با لحنی جنجالی گفته بود: «دارم فکر می‌کنم خلیج فارس را خلیج ترامپ بنامم!»؛ جمله‌ای که شاید در فضای رسانه‌ای آمریکا یک شوخی سیاسی تلقی شود، اما در ایران، به‌مثابه تعرض به یک مؤلفه هویتی و تاریخی ارزیابی می‌شود.

    پاسخ تند تهران؛ از کنایه تا هشدار

    واکنش‌ها در داخل ایران سریع و صریح بود. عبدالکریم حسین‌زاده، معاون رئیس‌جمهور، با لحنی کنایه‌آمیز و در عین حال هشداردهنده نوشت: «نام ۲۵۰۰ ساله خلیج فارس را ژنرال‌های اسکندر و مغول نتوانستند عوض کنند، تو که سروانی بیش نیستی.»

    سفارت ایران در وین نیز با ادبیاتی طعنه‌آلود، اشتباه هگست را نه صرفاً یک لغزش لفظی، بلکه نشانه‌ای از ناآگاهی راهبردی دانست و حتی توصیه کرد او «هر روز صبح ده بار خلیج فارس را تکرار کند.»

    در سوی دیگر، یاسمین انصاری، نماینده ایرانی‌تبار کنگره آمریکا نیز به این موضع‌گیری پیوست و یادآور شد که «خلیج فارس قرن‌هاست که در نهاد‌های بین‌المللی با همین نام شناخته می‌شود» و تلاش برای تغییر آن را بی‌نتیجه دانست.

    یک نام، یک تاریخ؛ چرا این حساسیت وجود دارد؟

    نام «خلیج فارس» صرفاً یک عنوان جغرافیایی نیست؛ این نام در اسناد تاریخی، نقشه‌های کهن و حتی در ادبیات رسمی سازمان‌های بین‌المللی ثبت شده و بخشی از هویت تاریخی ایران محسوب می‌شود. از همین رو، هرگونه تلاش برای تحریف آن، نه یک اختلاف لفظی، بلکه اقدامی سیاسی با بار هویتی تلقی می‌شود.

    به بیان ساده‌تر، همان‌طور که تغییر نام یک کشور یا پایتخت آن با واکنش فوری مواجه می‌شود، در مورد خلیج فارس نیز ماجرا از همین جنس است؛ مسئله‌ای که برای ایرانی‌ها نه قابل معامله است و نه شوخی‌بردار.

    اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که در بستر تحولات اخیر ایران و منطقه مورد توجه قرار بگیرد. در جریان درگیری‌های نظامی و تنش‌های مرتبط با تنگه هرمز، گزارش‌هایی از تلاش آمریکا برای اعمال فشار بیشتر در این آبراه و حتی تعرض به محدوده‌های پیرامونی جزایر ایرانی از جمله خارک منتشر شد؛ موضوعی که حساسیت تهران را نسبت به هرگونه ادبیات تحریف‌آمیز افزایش داده است.

    از نگاه تحلیلگران، استفاده از واژه‌های جعلی به جای خلیج فارس، در چنین فضایی، صرفاً یک خطای زبانی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از یک چارچوب سیاسی برای بازتعریف معادلات منطقه‌ای و تضعیف موقعیت ایران تلقی شود.

    واقعیت این است که در ادبیات رسمی و غیررسمی ایران، دو موضوع به‌طور مشخص در زمره «خط قرمز» تعریف شده‌اند: نام خلیج فارس و حاکمیت بر جزایر سه گانه ایرانی. تجربه نشان داده هر زمان که این دو موضوع هدف اظهارنظر‌های تحریک‌آمیز قرار گرفته‌اند، واکنش‌ها از سطح دولت فراتر رفته و به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است.

    در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد واشنگتن هنوز درک دقیقی از حساسیت این موضوع ندارد یا ترجیح می‌دهد آن را به‌عنوان اهرم فشار سیاسی به کار بگیرد؛ رویکردی که نه‌تنها کمکی به کاهش تنش‌ها نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف‌ها را عمیق‌تر کند.

    بازی با نام‌ها، بازی با آتش

    تحریف نام خلیج فارس، اگرچه در ظاهر یک اختلاف واژگانی است، اما در واقع به یکی از نقاط اصطکاک جدی میان ایران و برخی بازیگران خارجی تبدیل شده است. تجربه نشان داده این پرونده نه با فشار سیاسی بسته می‌شود و نه با شوخی‌های رسانه‌ای تغییر می‌کند.

    برای ایران، «خلیج فارس» فقط یک نام نیست، بلکه بخشی از تاریخ، هویت و تمامیت ملی است. به همین دلیل، هر تلاشی برای تغییر آن، از نگاه تهران نه یک اشتباه، بلکه نوعی تعرض تلقی می‌شود، تعرضی که پاسخ آن، به‌سرعت و با صراحت داده می‌شود.

  • قماربازی در خلیج فارس ممنوع!

    قماربازی در خلیج فارس ممنوع!

    به گزارش اقتصادران، علی اکبر ولایتی در توئیتی نسبت به هدف قرارگرفتن نیروگاه های برق کشور به ترامپ و حاکمان کشورهای عربی منطقه هشدار داد.

    1223441 205

  • صورتحساب ۵۰ میلیارد دلاری جنگ برای کشورهای خلیج فارس

    صورتحساب ۵۰ میلیارد دلاری جنگ برای کشورهای خلیج فارس

    به گزارش اقتصادران، خبرگزاری آناتولی در گزارشی اعلام کرد تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه و اختلال در عبور و مرور نفتکش‌ها از تنگه هرمز، موجب کندی قابل توجه فعالیت‌های اقتصادی در کشورهای حوزه خلیج فارس شده و هزینه این بحران ممکن است از ۵۰ میلیارد دلار فراتر رود.

    بر اساس این گزارش، بخش‌هایی مانند تولید صنعتی، تأسیسات انرژی، مسیرهای تجاری، لجستیک، خدمات مالی و زیرساخت‌های گردشگری بیشترین آسیب را از این وضعیت متحمل شده‌اند.

    افزایش قابل توجه حق بیمه کشتی‌ها، تغییر مسیر برخی نفتکش‌ها به دور آفریقا، کاهش درآمدهای نفتی، تعطیلی موقت برخی تأسیسات صنعتی و افت درآمدهای حاصل از ترانزیت و گردشگری از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی این بحران عنوان شده است.

    کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند در صورت تداوم بحران، زنجیره‌های تأمین جهانی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و بازارهای انرژی با شوک قیمتی قابل توجهی روبه‌رو خواهند شد. در همین حال کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای کاهش اثرات این وضعیت، توسعه مسیرهای جایگزین زمینی و افزایش ذخایر استراتژیک انرژی را در دستور کار قرار داده‌اند.

  • کوسه‌های خلیج‌فارس، منتظر سربازان آمریکایی!!

    کوسه‌های خلیج‌فارس، منتظر سربازان آمریکایی!!

    به گزارش اقتصادران، ابراهیم ذوالفقاری امروز یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد: در مقابل تهدیدهای اخیر ترامپ، مبنی بر عملیات زمینی، یا اشغال هر نقطه‌ای از سرزمین‌های ایران، که البته آرزویی بیش نیست، اعلام می‌داریم رزمندگان اسلام، مدت‌هاست، در انتظار چنین اقداماتی به سر می‌برند تا ثابت نمایند که تجاوز و اشغال، نتیجه‌ای جز اسارت تحقیرآمیز و قطعه‌قطعه‌شدن و مفقودشدنِ متجاوزان را در بر نخواهد داشت و فرماندهان و سربازان آمریکایی، خوراک خوبی برای کوسه‌های خلیج‌فارس خواهند شد.

    سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا گفت: ترامپ به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست چرا که زمانی از مذاکره دم می‌زند، و ساعاتی پس از آن، تصمیم به اداره جنگ می‌گیرد.