برچسب: خطر فقر

  • از هر سه ايراني يك نفر فقير است!

    از هر سه ايراني يك نفر فقير است!

    به گزارش اقتصادران، حسین حقگو طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    عمق و دامنه فقر در كشورمان هر روز بيشتر و امكان زندگي و تامين معيشت سالم حداقلي دشوارتر مي‌شود. چنانكه گزارش‌هاي رسمي نشان مي‌دهد نرخ خط فقر در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال قبل‌تر حدود ۶۸ درصد افزايش يافته است.به‌طوري كه خط فقر يك خانوار سه نفره از ۵ ميليون و ۶۳۴ هزار تومان در سال ۱۴۰۱ به ۸ ميليون و ۲۳۲ هزار تومان در سال گذشته رسيده است.

    سوال اين است كه رفتار و سياست دولت‌ها در جهان در مقابل پديده فقر اما چگونه است؟ دولت‌ها در كشورهاي توسعه يافته علاوه بر ايجاد فضاي آزاد و رقابتي براي فعاليت اقتصادي همه شهروندان موظف به از بين بردن و تخفيف فقرهاي ذاتي ناشي از ناتواني‌هاي جسمي و ذهني به اشكال گوناگون آن و آسيب‌پذيري‌هاي ناخواسته اجتماعي و نيز فقر كاركردي ناشي از نبود تحرك مناسب اقتصادي يا بهره‌وري پايين نيروي كارند . چنانكه دولت وظيفه دارد تا چتر حمايتي لازم براي گروه‌هاي فقير، سالمندان، ناتوانان شغلي و كودكان و… را فراهم كند و مثلا مراقب باشد تا نوزادان از تغذيه سالم برخوردار باشند و كودكان و نوجوانان به دليل فقر اقتصادي خانواده بيرون از مدرسه نمانند يا ترك تحصيل نكنند و از امكانات رايگان برخوردار باشند.

    در روزهاي اخير از گسترش طرح پرداخت يارانه معيشتي به ارزش ۶۰۰ هزار تومان (در قالب بسته حمايتي شامل لبنيات، حبوبات، پوشك و…) به مادران داراي فرزند شيرخوار (يسنا) به تمام كشور و در سه دهك درآمدي يعني حدود ۹۳۵ هزار نفر خبر داده شد. طرحي كه تا پيش از اين به هشت استان و فقط دهك اول درآمدي محدود بود.  هر چند اين اقلام حمايتي در مقابل هزينه‌هاي كمرشكن تامين حتي مايحتاج اوليه زندگي شايد كمك چنداني محسوب نشود و قطعا اين كمك‌ها بايد به ميزان بسيار بيشتري تداوم يابد، اما سمت و سوي اين هزينه‌كردها و حمايت‌هاي يارانه‌اي امري صحيح و در جهت كاهش فقر و بهبود رفاه بخشي از نيازمندان جامعه است. مشكل بزرگ دولت‌ها اما در كشورمان در انجام صحيح مسووليت اقتصادي‌شان است.

    طي چند دهه اخير آنچه بيشترين نقش را در گسترش فقر در كشورمان داشته عدم هماهنگي بين مسووليت اقتصادي (كاهش «فقر») و مسووليت اجتماعي (كاهش «فقرا») دولت‌ها بوده است . به نحوي كه سياست‌هاي حمايتي و توزيع يارانه‌ها نه فقط كمكي به كاهش فقر نكرده، بلكه با عدم انجام درست مسووليت اقتصادي با انواع مداخلات اختلال‌زا در فضاي كسب و كار و محدود كردن قدرت ثروت‌آفريني جامعه و كوچك شدن كيك اقتصاد، عملا در خدمت گسترش فقر و محروميت و ناتواني جامعه بوده است. چنانكه به‌رغم توزيع حجم عظيم يارانه‌هاي آشكار كه رقم آن در بودجه امسال به حدود ۷۵۰ هزار ميليارد تومان رسيده، حدود ۳۰ درصد جامعه زير خط فقر به سر مي‌برند؛ حدود ۲۶ ميليون نفر، به ازاي هر سه ايراني يك نفر فقير!

    در واقع اگر يك سوي مسووليت دولت‌ها، مسووليت اجتماعي آنها براي كاهش فقرا از طريق سياست اجتماعي است، سويه ديگر قضيه، كاهش فقر از طريق سياست اقتصادي مناسب است. اين دومي از مسير گسترش قابليت‌ها و توانمند‌ي‌هاي انساني با ارتقاي آزادي‌هاي فردي و فرصت‌هاي اقتصادي برابر ممكن مي‌شود. همان چيزي كه آمارتياسن از آن به عنوان «توسعه به مثابه آزادي» ياد مي‌كند و «آزادي» را به عنوان هدف توسعه نه صرف ابزار آن در نظر مي‌گيرد و اينكه فرد از نيازهايي كه خود تشخيص مي‌دهد، محروم نشود و قدرت انتخاب و توانايي در اجتناب از محروميت‌هايي مانند گرسنگي، تغذيه نامناسب و بيماري و مرگ و مير زودرس و بي‌سوادي و محروميت از مشاركت سياسي و… داشته باشد.

    آنچه در اقتصادهاي آزاد و توسعه يافته براي حمايت اجتماعي و مبارزه با فقر در پيش گرفته شده و نتايج بسيار درخشاني هم برجاي نهاده، آن است كه دولت با عرضه كالاي عمومي و ثبات اقتصادي، اقتصاد را پيش‌بيني‌پذير و هزينه‌هاي مبادله بنگاه‌ها را پايين مي‌آورد و با ايجاد فضاي رقابتي و جلوگيري از انحصار، در بنگاه‌ها سود و مازاد اقتصادي ايجاد و با فقر مبارزه مي‌كند و امكان توليد ثروت در جامعه را فراهم مي‌آورد و با اخذ ماليات و تقويت نظام تامين اجتماعي به حمايت از  «فقرا» و نيازمندان مي‌پردازد.بر عكس سياستي كه دهه‌هاست در كشورمان اجرا و جزو جدايي‌ناپذير از حكمراني اقتصادي در اين سرزمين شده است. اينكه به بهانه مبارزه با فقر، از طريق قيمت‌گذاري دستوري، نان، انرژي، دارو و كالاهاي اساسي را به اقشار برخوردار و نابرخوردار توزيع و به سبب محدوديت منابع با كمبود مواجه شده و اين امر منجر به ناتواني دولت و كسري بودجه و تورم مي‌شود و با ممانعت از حركت آزاد اقتصاد سبب تضعيف رشد و توسعه بنگاه‌هاي اقتصادي و ايجاد فساد و رانت به واسطه چندنرخي شدن كالاها و خدمات و …مي‌شود، عملا نرخ فقر و تعداد فقرا را افزايش مي‌دهد.

    كاهش فقر و تعداد فقرا در قالب يك گفتار و برنامه مشخص اقتصادي و اجتماعي ضرورت حياتي امروز جامعه ايران است. گفتار و برنامه‌اي كه بدون تغيير گفتار سياسي مبتني بر احترام به حقوق و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي و مسووليت‌پذيري دولت و رفع تنش‌هاي بين‌المللي ممكن نمي‌شود.

  • آمار تاسف برانگیز از رشد نرخ فقر در ایران

    آمار تاسف برانگیز از رشد نرخ فقر در ایران

    به گزارش اقتصادران، بررسی‌ها نشان می‌دهند که خط فقر در سال‌های ۱۴۰۰ به بعد با افزایش بیشتری نسبت به انتهای دهه ۹۰ مواجه شده، بطوری که دامنه آن نیز غیرفقرا یعنی طبقه متوسط را نیز در برگرفته است. داده‌ها نشان می‌دهند که نرخ خط فقر درسال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱ با رشد بیش از ۶۸ درصدی مواجه شده و تأمین درآمد برای طبقه متوسط و کارگر را سخت کرده است.

    براساس محاسبات مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد که بر اساس آخرین اطلاعات هزینه خانوار مرکز آمار که متعلق به سال ۱۴۰۱ بوده است، خط فقر سرانه در این سال حدود ۲ میلیون و ۵۶۱ هزار تومان اعلام شده است. خط فقر سرانه، میزان خط فقر را برای یک نفر نشان می‌دهد.

    با توجه به محاسبات مرکز پژوهش‌ها و بر مبنای داده‌های تورم در سال ۱۴۰۲ خط فقر سرانه برآوردی در پایان این سال، ۳ میلیون و ۷۴۰ هزار تومان بوده است. یعنی یک خانوار یک نفره برای تامین نیاز‌های اساسی زندگی خود مانند خوراک و پوشاک بایستی به این مبلغ پول دسترسی داشته باشد. در غیر اینصورت زیر خط فقر بوده و توان تشکیل یک زندگی معمولی را نداشته است.

    از آنجایی که در مطالعات رفاهی، خانوار مبنای بررسی است، خط فقر یک خانوار ۳ نفره در سال ۱۴۰۱ حدود ۵ میلیون و ۶۳۴ هزار تومان برآورد شده است. این نرخ در سال ۱۴۰۲ افزایش ۶۸.۴ درصدی داشته و به ۸ میلیون و ۲۳۲ هزار تومان رسیده است. به گزارش اکو ایران، شواهد آماری حاکی از آن است که قبل از سال ۹۶، فقرا به طور متوسط حدود ۷۷ درصد خط فقر، درآمد کسب کرده اند.

    این رقم در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ وخیم‌تر شده است. به بیان دقیق‌تر در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ فقرا ۷۳ درصد خط فقر درآمد داشته و نسبت به نیمه اول دهه ۹۰ وضعیت معیشتی بدتری را تجربه کرده اند.

    البته این کاهش رفاه عمومی تنها محدود به فقرا نبوده و دامن طبقه متوسط را نیز گرفته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال ۹۶ و ۹۷ غیرفقرا به طور میانگین حدود ۱.۸ برابر خط فقر درآمد داشته اند. این رقم پس از سال ۹۷ افت شدیدی داشته است. یعنی در پس از سال ۹۷ غیرفقرا ۱.۶ برابر خط فقر درآمد کسب کرده‌اند. این بدان معناست که این دسته از افراد در سال‌های اخیر به خط فقر نزدیک‌تر شده‌اند. شواهد آماری حاکی از آن است که نرخ فقر در ایران از ابتدای دهه ۹۰ تا سال ۹۶ روند ثابتی داشته است. اما از سال ۹۶ این رویه تغییر کرده و نرخ فقر حدود ۱۰ واحد درصد بیشتر شده و از سطح ۲۰ درصدی به ۳۰ درصد صعود کرده است.

    باید توجه داشت که افزایش ۱۰ واحد درصدی نرخ فقر در ایران به معنای اضافه شدن ۸ میلیون نفر به تعداد فقرا است. به عبارت دیگر بعد از سال ۹۶ حدود ۵۰ درصد نسبت به گذشته به جمعیت فقرای کشور اضافه شده است. از سال ۹۸ به بعد نیز نرخ فقر رویه پایداری داشته و در سطح ۳۰ درصدی قرار گرفته است.

    بر اساس بررسی‌ها، شکاف فقر تا سال ۹۶ رویه ثابتی داشته و عدد آن نیز ۰.۲۳ بوده است. به این معنا که فقرا در این سال‌ها به طور متوسط در حدود ۷۷ درصد خط فقر درآمد داشته‌اند. اما پس از سال ۹۶ و ۹۷ شکاف فقر افزایش یافته است. یعنی همزمان با افزایش نرخ فقر در کشور، وضعیت فقرا وخیم‌تر شده و این رویه صعودی همچنان ادامه دارد. آمار‌ها خبر از آن می‌دهد که شکاف فقر در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ در حدود ۰.۲۷ است و تفسیر آن است که فقرا ۷۳ درصد خط فقر درآمد دارند و نسبت به سال‌های قبل از ۱۳۹۶ شرایط معیشتی سخت‌تری را تجربه می‌کنند.

    شکاف فقر، شاخصی است که نشان می‌دهد فاصله غیرفقرا با خط فقر چقدر است. این شاخص از دو جنبه قابل تفسیر است. نخست آنکه سطح رفاه غیرفقرا چقدر بوده و احتمال افزایش جمعیت فقیر در کشور چقدر بالاست. دوم اینکه از نگاه بودجه ای، غیر فقرا تا چه اندازه ظرفیت پرداخت مالیات برای مخارج عمومی را دارند تا صرف سیاست‌های مقابله با فقر شود. شکاف فقر تا سال ۹۷ تقریبا ثابت بوده و سطح نزولی بسیار کمی داشته است. تا پیش از سال ۹۷ غیرفقرا به طور میانگین ۱.۸ برابر خط فقر درآمد داشته اند. بعد از سال ۹۷ و با شروع تحریم ها، وقوع تورم‌های بالا و کاهش شدید ارزش پول ملی، وضعیت رفاه غیرفقرا و فقرا افت شدیدی داشته است. این افت در خصوص غیرفقرا به نحوی بوده است که این گروه به صورت میانگین حدود ۱.۶ برابر خط فقر درآمد داشته اند؛ بنابراین در سال‌های اخیر رفاه طبقه متوسط نیز افت شدیدی پیدا کرده است. در پی این رخداد غیرفقرا به خط فقر نزدیک‌تر شده و احتمال ورودشان به زیر این خط افزایش یافته است.