برچسب: خصولتی

  • ماهیگیری رانتخواران خصولتی از آب گل آلود صادرات و واردات در ایران / فعالان اقتصادی بلاتکلیف بین پاسکاری نهادها و بخشنامه‌های خلق‌الساعه

    ماهیگیری رانتخواران خصولتی از آب گل آلود صادرات و واردات در ایران / فعالان اقتصادی بلاتکلیف بین پاسکاری نهادها و بخشنامه‌های خلق‌الساعه

    به گزارش اقتصادران، انباشت بخشنامه‌های متناقض، محدودیت‌های شدید در ثبت سفارش و طراحی فرآیندهای پیچیده و زمان‌بر، عملا جریان واردات و صادرات را قفل کرده است. سیاست‌هایی که با هدف «مدیریت منابع ارزی» اجرا شدند، در عمل هزینه تمام‌شده کالا را افزایش داده، بنگاه‌های خرد و متوسط را از چرخه رقابت خارج کرده و با تقویت انحصار شرکت‌های بزرگ، فشار تورمی را به مصرف‌کننده نهایی منتقل کرده‌اند. فعالان اقتصادی می‌گویند تا زمانی که از تصمیمات مقطعی و جزیره‌ای فاصله گرفته نشود و به اصلاحات ساختاری تن داده نشود، بحران در بازار ارز و تجارت خارجی نه‌تنها حل نخواهد شد، بلکه عمیق‌تر می‌شود.

    در بیش از سه سال گذشته، سیاست‌گذاری‌های ناگهانی، متناقض و غیرشفاف در حوزه تجارت خارجی، ارز و ثبت سفارش، ثبات کسب‌وکار را از بین برده و فعالان اقتصادی را دچار بلاتکلیفی، زیان و ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی کرده است. تعیین نرخ دستوری ارز، حذف تدریجی ردیف‌های مشمول، سهمیه‌بندی ارزی، مقررات خلق‌الساعه و اختلالات سامانه‌ای، عملا واردات و صادرات را مختل و زمینه رانت، سفته‌بازی و فساد را تقویت کرده است. در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، با حذف نیما، جهش نرخ ارز، رسوب گسترده کالا در گمرکات و طولانی‌شدن تخصیص ارز، آثار این سیاست‌ها به‌صورت میدانی بروز یافت. جمع‌بندی این روند نشان می‌دهد فقدان ثبات و شفافیت، تجارت رسمی و تولید را تضعیف کرده و اصلاح آن مستلزم بازگشت به حکمرانی اقتصادی پایدار و قابل پیش‌بینی است.

    محسن رهروان، کارشناس حوزه تجارت خارجی، سیاست‌های دو سال‌ونیم اخیر بانک مرکزی و وزارتخانه‌های مرتبط را عامل ایجاد بحران گسترده در واردات، صادرات و بازار ارز می‌داند. به‌گفته او، انباشت محدودیت‌ها، صدور بخشنامه‌های ناگهانی، فرآیندهای پیچیده و زمان‌بر ثبت سفارش و تخصیص ارز، عملاً هزینه تمام‌شده کالا را افزایش داده، گردش کالا را کند کرده و به تشدید تورم و شکل‌گیری انحصارات گسترده در بازار منجر شده است؛ انحصارهایی که هم تولیدکننده و بازرگان و هم مصرف‌کننده نهایی را متضرر کرده‌اند.

    او با اشاره به ساختار ارز چندنرخی به خبرگزاری مهر می‌گوید: اگرچه این ساختار ذاتا رانت‌زا است، اما رانت اصلی نصیب شرکت‌های بزرگ خصولتی و الیگارش‌ها می‌شود، نه بازرگانان و تولیدکنندگان خرد و متوسط که بیش از نیمی از فعالان اقتصادی کشور را تشکیل می‌دهند. این گروه‌ها عملاً در انتهای صف تخصیص ارز قرار می‌گیرند و هیچ منفعتی از چندنرخی بودن ارز نمی‌برند.

    رهروان چرخه تکرارشونده افزایش نرخ ارز را اینگونه توضیح می‌دهد: دولت یک نرخ رسمی برای واردات تعیین می‌کند؛ با فاصله گرفتن نرخ بازار آزاد، ثبت سفارش‌ها افزایش می‌یابد؛ صادرکنندگان بزرگ با عدم عرضه ارز در بازار رسمی، نرخ ارز آزاد را بالا می‌برند؛ سپس با فضاسازی رسانه‌ای و فشار کارشناسی، اصلاح نرخ رسمی توجیه می‌شود. این چرخه بارها تکرار شده و همچنان ادامه دارد.

    طولانی شدن تخصیص ارز، بازرگانان را مجبور می‌کند برای حفظ اعتبار بین‌المللی خود به بازار غیررسمی ارز مراجعه کنند، زیرا در تجارت جهانی تأخیر در پرداخت بیش از چند هفته به معنای از دست رفتن اعتبار است. این اجبار، فشار مستقیمی بر بازار آزاد وارد کرده و شکاف نرخ رسمی و آزاد را تشدید می‌کند. رهروان همچنین اجرای طرح‌هایی مانند «بهینه‌سازی مصارف ارزی» را عامل تشدید انحصار، افزایش امضاهای طلایی و کاهش توزیع کالا در کشور می‌داند. به‌گفته او، در آذرماه اخیر نیز به‌دلیل عدم عرضه ارز توسط شرکت‌های بزرگ صادراتی، نرخ ارز آزاد به‌شدت افزایش یافت و هزاران کد تعرفه به تالارهای ارزی با نرخ بالاتر منتقل شدند؛ روندی که به‌زعم او پایانی ندارد.

     

    وی برای خروج از این وضعیت، اجرای هم‌زمان یک بسته پنج‌گانه را ضروری می‌داند: عرضه همه کالاها با یک نرخ در یک تالار توافقی، حذف محدودیت‌ها و سهمیه‌بندی‌های صادرات و واردات، حذف فرآیند تخصیص ارز و همسان‌سازی آن با ثبت سفارش، کاهش مهلت رفع تعهد ارزی صادرکنندگان بزرگ به حداکثر یک تا دو ماه، و جبران فشار تورمی اولیه برای اقشار کم‌درآمد. در پایان، رهروان ادعای فروش اعتباری صادرات به‌دلیل تحریم‌ها را رد می‌کند و می‌گوید در بیش از ۹۰ درصد موارد، پول یا تضمین آن هنگام تحویل کالا دریافت شده است. به‌گفته او، بیش از ۳۵ میلیارد دلار ارز صادراتی در یک‌ونیم سال گذشته عمدتاً توسط شرکت‌های بزرگ به چرخه اقتصادی کشور بازنگشته است. جمع‌بندی او این است که در صورت عدم اجرای اصلاحات ساختاری، چرخه جهش نرخ ارز ادامه خواهد داشت، تالارهای ارزی جدید شکل می‌گیرند، فشار بر تولیدکننده و بازرگان رسمی بیشتر می‌شود و در نهایت مصرف‌کننده نهایی هزینه این سیاست‌ها را پرداخت می‌کند.

    بن‌بست سیاست‌گذاری 

  • مسابقه ۵‌ میلیارد دلاری بین خصولتی‌ها و بخش‌خصوصی!

    مسابقه ۵‌ میلیارد دلاری بین خصولتی‌ها و بخش‌خصوصی!

    به گزارش اقتصادران، از قریب به ۶‌هزارمگاوات درخواست برای احدث نیروگاه برق خورشیدی برای استفاده از تسهیلات ۵‌میلیارد دلاری صندوق توسعه ملی، ۱۸۵۰‌مگاوات مجوز غیرفعال لغو شده یا در مرحله باطل شدن قرار دارند، این درحالی است که وزارت نیرو و نهادهای مرتبط وعده‌ افزایش ظرفیت تجدیدپذیرها را تا پایان سال می‌دهند.

    براساس اعلام وزارت نیرو، کسانی که بین شش‌ماه تا یک‌سال یا بیشتر اقدامی اجرایی برای احداث نیروگاه‌های تجدیدپذیر درخواست‌شده، انجام نداده باشند، مشمول لغو می‌شوند. ساتبا علت اصلی تاخیر و سکوت در اجرای پروژه‌ها را مشکلات مربوط‌به اتصال به شبکه و هم تامین زمین و استقرار سرمایه‌گذار دانسته است. بنابه اعلام ساتبا حتی برخی مجوزها به‌دلیل نبود زیرساخت شبکه یا پیچیدگی‌های فنی هنوز قابل اجرا نبوده‌اند.

    دولت در حالی از سخت‌گیری برای اعطای مجوز و مهم‌تر از آن پرداخت تسهیلات از محل صندوق توسعه ملی خبر می‌دهد که بنابه گفته متقاضیان سرمایه‌گذاری در این حوزه، بانک‌ها که باید این پروژه‌ها را برای تامین مالی به صندوق توسعه ملی هدایت کنند‌، در این زمینه کاری انجام نمی‌دهند و سخت‌گیری زیادی دارند، درست مثل همه پروژه‌های صنعتی که از مشکل تامین مالی رنج می‌برند، متقاضیان احداث نیروگاه خورشیدی هم این روزها با بوروکراسی سخت و پیچیده در راه احداث نیروگاه خورشیدی گلایه‌مند هستند.

    آنطورکه داود مدد، رییس انجمن انرژی‌های تجدیدپذیر ایران گفته، مشکل اصلی در تامین مالی پروژه‌های تجدید‌پذیر این است که بانک‌ها معادل ۱۲۰‌درصد تسهیلات، وثیقه سهل‌البیع مطالبه می‌کنند و در ارزش‌گذاری وثایق نیز ۸۰درصد ارزش کارشناسی را ملاک قرار می‌دهند یعنی در عمل باید معادل ۱۵۰‌درصد تسهیلات وثیقه سهل‌البیع ارائه شود.

    آنطورکه فعالان حوزه برق می‌گویند، پس از فراخوان و تشویق‌هایی که دولت برای سرمایه‌گذاری در حوزه تجدیدپذیر ارائه کرد، شرکت‌های خصولتی هم تلاش کرده‌اند در این حوزه خود را سهیم کنند؛ موضوعی که بخش‌خصوصی واقعی را از دور رقابت‌ها کنار گذاشته است. به گفته داود مددی، هرچند که دولت با منابع خود خریدهایی برای ایجاد نیروگاه‌های تجدیدپذیر انجام داده است اما ما به‌‌عنوان نماینده بخش‌خصوصی وظیفه داریم در این حوزه وارد عمل شویم و در تعامل با نظام تصمیم‌گیری، شرایط را برای راهبری بخش‌خصوصی در ایجاد نیروگاه‌های تجدیدپذیر فراهم آوریم.

    همزمان با این رقابت تنگاتنگ‌، سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق(ساتبا) به سرمایه‌گذارانی که پرونده‌های مجوز و تکمیل مدارک خود را دنبال نکرده‌اند هشدار داده که در صورت تکمیل‌نکردن پرونده‌ها، درخواست‌ها و مجوزهای آنان لغو خواهد شد. این تهدید در ادامه واکنش دستگاه اجرایی به حجم بالای پروانه‌ها و کم‌تحرکی تعدادی از دارندگان پروانه مطرح شده است.

    این اولتیماتوم دولت مشخصا بخش قابل‌توجهی از پروانه‌های صادرشده برای احداث نیروگاه‌های تجدیدپذیر را نشان رفته که بنابه دلایلی که بوروکراسی از سوی متقاضایان اعلام شده‌، عملیاتی نشده است. دولت به آنها هشدار داده که  اگر دارندگان پروانه ظرف مهلت‌های تعیین‌شده پرونده‌های تکمیلی(مثل تامین زمین، تامین مالی یا قرارداد خرید برق) را تکمیل نکنند، قراردادها فسخ و در برخی موارد زمین یا ظرفیت تخصیص‌یافته بازپس‌گرفته خواهد شد. این موضع با هدف «پاک‌سازی» فهرست متقاضیان غیرفعال و تسهیل تخصیص ظرفیت به سرمایه‌گذاران جدی‌تری عنوان شده است.

    آخرین خبرها از تعداد درخواست‌های ثبت‌شده بعد از فراخوان ملی تشکیل پرونده برای ۵۸۷۵‌مگاوات نیروگاه برق خورشیدی اعلام شده است. درخواست‌هایی که چندی پیش محسن طرزطلب رییس ساتبا اعلام کرد که از مجموع آنها تاکنون حدود ۱۸۵۰‌مگاوات مجوز غیرفعال شده یا در حال باطل‌کردن هستند‌. او همچنین هشدار داده بود  کسانی‌که بین شش‌ماه تا یک‌سال یا بیشتر اقدامی نکرده‌اند، مشمول لغو می‌شوند.

    متقاضیان بخش‌خصوصی واقعی برای سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی تجدیدپذیر می‌گویند که تامین مالی حوزه تجدیدپذیر در بحث وثایق با بن‌بست مواجه شده است. به‌گفته آنان، وام‌های ارزی سخت‌گیرانه، نرخ‌های بهره و دسترسی محدود به منابع ارزی و ارزان برای خرید تجهیزات  مثل پنل، اینورترو ترانسفورماتور موجب شده هزینه سرمایه‌گذاری بالا برود و توجیه‌پذیری اقتصادی برخی پروژه‌ها کاهش یابد.

    مانع بزرگ دیگر بانک‌ها هستند. فعالان صنعت برق می‌گویند که بانک‌ها به چند دلیل تمایلی به تسهیل در تامین مالی نیروگاه‌های تجدیدپذیر با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی ندارند چراکه در عمل اگر در بازپرداخت تسهیلات مشکلی رخ دهد، صندوق توسعه ملی، مطالبات خود را از منابع بانک عامل برداشت می‌کند و به همین دلیل است که بانک‌ها در بحث وثیقه سخت‌گیری می‌کنند.

    به‌گفته آنان، برخی دارندگان نیروگاه‌ها یا سازندگان قبلا از دولت یا شرکت‌های توزیع مطالباتی داشته‌اند که دریافت آن طولانی شده و نقدینگی پروژه‌ها را تحت فشار قرار داده است.

    چالش دیگر پیش‌روی طرح توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر به عدم ثبات قوانین در وزارت نیرو و دولت در پرداخت به‌‌موقع صورت‌وضعیت‌ها برمی‌گردد. عدم قبول قرارداد و طرح پروژه تجدیدپذیر به‌‌عنوان وثیقه، فرآیند تامین مالی را قفل کرده و بانک‌ها را به سمت مطالبه وثایق سهل‌البیع شامل املاک و سهام ارزشمند سوق داده است تا از بابت بازگشت سریع منابع مطمئن باشند. به‌طوری‌که در این وضعیت بانک‌ها تمایل دارند شرکت وابسته به خود در حوزه انرژی تجدید‌پذیر را تامین مالی کنند و این به زیان رقابت صنعت برق و بخش‌خصوصی است.

    فعالان این صنعت همچنین هشدار می‌دهند  که تعیین دستوری یا تثبیت‌شده قیمت خرید برق  مثل قیمت‌گذاری پایین‌تر از هزینه واقعی تولید می‌تواند انگیزه سرمایه‌گذاری را تضعیف و بازگشت سرمایه را طولانی یا نامطمئن کند.

    نقشه راهی که نیست

    کارشناسان انرژی بر این باورند که ناپایداری سیاستگذاری و فقدان نقشه راه جامع بلندمدت انرژی که سهم منابع و اولویت‌ها را مشخص کند این خلأ ریسک سیاستی را برای سرمایه‌گذاران افزایش داده است.

    حمیدرضا صالحی به‌عنوان رییس انجمن سازندگان و تامین‌کنندگان کالا و خدمات انرژی‌های تجدیدپذیر(ساتکا) در این رابطه به «جهان‌صنعت» می‌گوید: دولت باید بیشتر نقش «تنظیم‌گر و رگولاتور» ایفا کند، نه تولیدکننده، این در حالی است که در اقتصادی که حکمرانی انرژی تعریف درستی داشته باشد و بخش‌خصوصی توان سرمایه‌گذاری داشته باشد، دولت دیگر الزاما نیازی به تولید مستقیم برق ندارد.

    صالحی به آمارها و مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته اشاره می‌کند و می‌گوید: در دنیا سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در ظرفیت برق بسیار بالاست (مثلا گفته است «۸۴‌درصد ظرفیت تولید برق دنیا در انرژی‌های تجدیدپذیر است») درحالی‌که در ایران هنوز در سطح بسیار پایینی قرار داریم.

    رییس انجمن سازندگان و تامین‌کنندگان کالا و خدمات انرژی‌های تجدیدپذیر بر این باور است که اهمیت تامین مالی و طراحی مدل‌های مالی دقیق باید مورد توجه قرار بگیرد زیرا به‌گفته او در حوزه برق خانگی، اگر خانوارها بخواهند پنل خورشیدی نصب کنند، باید امکان دسترسی به وام کم‌بهره و تسهیلات ساده وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت اجرای این سیاست به گروه محدودی از جامعه محدود خواهد شد. حال آنکه اگر دولت نتواند شرایط را بهبود دهد، بخش‌خصوصی ممکن است عقب‌نشینی کند و در نتیجه طرح‌های مصوب مانده و انرژی تجدیدپذیر به‌جای پیشرفت عملا در آزمایش باقی خواهد ماند.

    از منظر او، تهدید به ابطال پرونده‌ها اگر با اصلاح سیاست‌ها همراه نباشد، ممکن است تاثیری معکوس داشته باشد و سرمایه‌گذارانی که امید به بهبود می‌دادند را ناامید کند.

    هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، رییس دانشکده برق و یکی از چهره‌های دانشگاهی فعال در حوزه انرژی، هم نظری مشابه دارد. او با اشاره به مشکلات ساختاری و چالش‌های سیاست انرژی تاکید می‌کند که استفاده از منابع تجدیدپذیر دیگر یک انتخاب اختیاری نیست بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای مقابله با ناترازی برق و فشار بر شبکه است.

    به‌گفته او، ساختار مدیریت انرژی در ایران ناکارآمد است زیرا دخالت زیاد دولت در تولید و توزیع، باعث رقابت ناعادلانه با بخش‌خصوصی شده است.

    اورعی تاکید می‌کند که قیمت برق باید به‌گونه‌ای تعیین شود که هزینه واقعی تولید را نزدیک کند چون در وضعیت کنونی «یک کیلووات‌ساعت برق بیش از ۱۰‌هزار تومان هزینه دارد اما متوسط فروش برق بسیار کمتر است» که یک شکاف جدی برای توجیه اقتصادی است. اورعی براین باور است که ایران تاکنون سیاست انرژی مطمئنی تعریف نکرده است و این خلأ سیاستی بنیادی یکی از دلایل اصلی وضعیت فعلی است.از دید او، تهدید به ابطال پرونده‌ها اگر همراه با ساماندهی ساختار سیاستگذاری و اصلاح قیمت‌ها نباشد، همچنان نخواهد توانست سرمایه‌گذاران را به میدان بیاورد یا پروژه‌هایی را به سرانجام برساند.

  • متاسفانه قدرت سیاسی و اقتصادی در ایران به هم چسبیده است! + فیلم

    متاسفانه قدرت سیاسی و اقتصادی در ایران به هم چسبیده است! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، دکتر حمید حسینی فعال بخش خصوصی و عضو اتاق بازرگانی ایران در باره فراهم شدن زیرساختهای خصوصی سازی اقتصاد و نیز سهم دولت و حکومت در آن توضیح داد.

    وی گفت: راجع به سهم بخش خصوصی در اقتصاد دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. نمی توانیم بگوییم دولت در بخش خدمات، کشاورزی یا صنعت سهم زیادی دارد. مشکل این است که قدرت سیاسی و اقتصادی در این از هم تفکیک نشده است. حتی وقتی مقام معظم رهبری در سال 83 خصوصی سازی را ابلاغ کردند و فرمودند ظرف 5 سال هر سال 20 درصد باید اقتصاد دولتی به خصوصی واگذار شود، دولت نه تنها این کار را نمی کند بلکه اقدام به ایجاد شرکت های خصولتی می کند.