برچسب: خشونت خانگی

  • چرا قتل‌های خانوادگی در ایران زیاده شده است؟

    چرا قتل‌های خانوادگی در ایران زیاده شده است؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جوان نوشت:

    کارشناسان معتقدند وقوع قتل‌های خانوادگی تنها معلول اختلافات کوتاه‌مدت یا ناتوانی در مدیریت خشم نیست. این جنایات، حاصل تجمع فشارها، ناکامی‌ها و کمبود مهارت‌های حل مسئله در خانواده‌هایی است که فاقد ابزارهای مقابله با بحران‌های روانی و اجتماعی‌اند. وقتی خشم و تنش‌های خانوادگی کنترل نمی‌شوند، مسیر خشونت به‌تدریج از کشمکش‌های کلامی به رفتارهای فیزیکی و نهایتاً قتل می‌رسد.

    شکاف نسلی و تفاوت ارزش‌ها در خانواده، یکی از مهم‌ترین عوامل فرهنگی است که می‌تواند زمینه بروز خشونت را فراهم کند. وقتی والدین و فرزندان به سبک زندگی، عادت‌ها و باورهای یکدیگر احترام نگذارند، تضادهای آشتی‌ناپذیر شکل می‌گیرد.

    همچنین، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مانند تعطیلی‌ها، افراد را بیش از پیش در فضای خانه محصور می‌کند و تنش‌ها و اختلافات را تشدید می‌کند.

    انتشار مداوم اخبار منفی و فشار روانی ناشی از شرایط جهانی نیز آستانه تحمل اعضای خانواده را کاهش می‌دهد و به افزایش رفتارهای پرخاشگرانه دامن می‌زند. وابستگی مالی فرزندان بزرگسال به والدین، فشارهای اقتصادی، تورم و نابرابری‌های شدید اجتماعی نیز بخشی از پازل خشونت خانوادگی است. وقتی اعضای خانواده توان تأمین نیازهای اولیه خود را ندارند، بحران‌ها و کشمکش‌ها شدت می‌یابد و دعواها و فشارهای روانی به شکل فزاینده‌ای در محیط خانه بروز پیدا می‌کند.

    کارشناسان معتقدند، انتقال بحران اقتصادی جامعه به خانواده یکی از عوامل اصلی قتل‌های خانوادگی است از جمله اینکه عمده قتل‌هایی که در سال‌های اخیر بر سر میراث خانوادگی رقم می‌خورد.

    افزایش اختلالات روانی، افسردگی، کاهش تاب‌آوری و اعتماد خانوادگی و نبود حمایت قانونی کافی، شرایطی را فراهم می‌کند که خشونت‌های خانوادگی به شکل ناگهانی و فجیع بروز پیدا کند. در برخی موارد، خلأ‌های قانونی و فقدان بازدارندگی در برخورد با جرم، موجب حس مصونیت نسبی و انگیزه برای ارتکاب قتل می‌شود. به‌ویژه هنگامی که انتقام‌گیری یا خشونت ناموسی در برخی خرده‌فرهنگ‌ها مورد تأیید یا بی‌تفاوتی قانونی قرار گیرد، وقوع قتل‌های خانوادگی تسهیل می‌شود.

    خشونت در خانه، هرگز پدیده‌ای خصوصی نیست؛ این یک بحران اجتماعی است. قتل‌های خانوادگی بازتاب ناکامی‌ها، فشارهای اقتصادی، ضعف آموزش و خلأ‌های قانونی هستند و نه‌تنها قربانیان مستقیم دارند، بلکه سلامت روان و امنیت جامعه را نیز تهدید می‌کنند. پیشگیری از این فجایع نیازمند اقدام هماهنگ و چندجانبه است: تقویت مهارت‌های ارتباطی و مدیریت خشم در نظام آموزشی، ارائه حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی توسط دولت، اصلاح قوانین پیشگیرانه و ارتقای نظارت بر سلامت روان خانواده‌ها.

    اگر این حلقه‌ها به‌طور همزمان فعال نشوند، روند خشونت خانوادگی ادامه پیدا می‌کند و قربانیان بیشتری جان خود را از دست خواهند داد. جامعه باید بپذیرد که خشونت خانگی تنها مسئله‌ای خصوصی نیست، بلکه بحران عمیقی است که سلامت روان، اخلاق و امنیت اجتماعی را تهدید می‌کند و مقابله با آن مسئولیت جمعی است.

  • زنانی که برای حفظ جانشان، لایحه ندارند / از اول سال تا الان، هر سه روز دست‌کم یک زن در ایران کشته شده است!

    زنانی که برای حفظ جانشان، لایحه ندارند / از اول سال تا الان، هر سه روز دست‌کم یک زن در ایران کشته شده است!

    به گزارش اقتصادران، «فروغ» چند سالی بزرگ‌تر از ما بود. تابستان همان سال که دیپلم گرفت، زیر درخت گردوی قدیمی حیاط خانه‌شان، از ماجرای عشقش به پسر رویاهایش گفت. هر روز، زیر همان درخت گردوی قدیمی حیاط خانه‌شان جمع می‌شدیم و نوجوانی‌مان می‌گذشت. یک روز، دیگر فروغ نبود. به خانه یکی از اقوام در شهرستانی دور رفته بود. این را خانواده‌اش می‌گفتند. هنوز در فکر این غیبت بودیم که یک روز مادرش خبر داد فروغ برای همیشه به آلمان رفته. ماه‌ها گذشت و از او خبری نشد؛ جز خاطراتی که مادرش از آلمان و به نقل از فروغ تعریف می‌کرد. می‌گفت که او نامه می‌فرستد. اما هیچ نامه‌ای ندیده بودیم. ماه‌ها بعد با نوار زردی که پلیس آگاهی دور خانه‌شان کشیده بود، فهمیدیم که فروغ نه خانه اقوامشان در شهرستان و نه آلمان که زیر همان درخت گردوی قدیمی، خوابیده بود؛ پدرش، او را کشته و در حیاط خانه‌شان چال کرده بود و گویا برادر و شوهرخواهر فروغ هم در جریان بودند و در نهایت، بر سر اختلاف خانوادگی، ماجرا را برای پلیس فاش کرده بودند. مدام تصور می‌کردیم که پدر فروغ اعدام می‌شود تا اینکه چند ماه بعد، او را در خیابان دیدیم که با اقتدار و بسیار خونسرد، مشغول خرید بود.

    سال‌ها بعد فهمیدیم که او ولی دم است و هیچ مجازاتی برایش در نظر گرفته نشده، به ‌خصوص اینکه گفته بود برای حفظ آبروی خانواده، دختر نابکارش را کشته و هیچ قانونی، صدای فروغ نخواهد بود.

    مروری بر لایحه‌ای ضروری‌ که سال‌ها معطل مانده

    یکی، دو سال بعد از این اتفاق، مقارن شد با اولین زمزمه‌های تدوین لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در سال ۱۳۸۹٫ گویا دختران و زنان بسیاری در این شهر و کشور، به سرنوشت فروغ دچار شده بودند.

    همین شد که اولین نسخه از این لایحه حاوی ۸۱ ماده و در ۵ فصل، در سال ۱۳۹۰ در معاونت امور زنان و خانواده دولت دهم برای تصویب به دولت ارسال شد. ولی با توجه به ماهیت قضایی آن از دستورکار دولت خارج شد. در دولت اول حسن روحانی این لایحه بار دیگر در معاونت امور زنان و خانواده، زیرنظر شهیندخت مولاوردی بررسی شد. متن اولیه آن اصلاح و تکمیل شد و در اسفند ۱۳۹۵ با نام «لایحه حمایت از امنیت زنان در برابر خشونت» برای تصویب به هیات دولت ارسال شد. دولت روحانی در اردیبهشت ۱۳۹۶ آن را به قوه قضاییه ارجاع داد. ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، به گزارش تسنیم، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه، در یک نشست خبری از ارسال لایحه «صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در مقابل خشونت» به دولت خبر داد. متن مورد نظر قوه قضاییه در قالب ۷۷ ماده، برای دولت ارسال شد. لایحه تغییر نام داده بود و شاکله قبلی لایحه‌نویسی را نداشت.

    ۱۰ سال از قتل فروغ و زمزمه‌های تدوین پیش‌نویس لایحه گذشته بود. صد‌ها زن و دختر دیگر در گوشه‌گوشه این کشور، قربانی خشونت خانگی و قتل شدند و برخی هم در رسانه‌های رسمی بازتاب پیدا کردند؛ رومینا اشرفی ۱۳ساله در خرداد ۹۹ به دست پدرش و با داس کشته شد. چند روز پس از قتل رومینا، مرد جوانی در آبادان، سر فاطمه برحی، همسر ۱۹ساله‌اش را از تن جدا و در کنار رودخانه بهمنشیر رها کرد. چند روز بعد، دختری ۲۳ ساله در کرمان که بارها از پدرش کتک خورده بود، این‌بار زیر ضربه تبرِ در دست پدرش، جان سپرد.

    سرانجام، در ۲۴ تیرماه ۱۳۹۹ لایحه حمایت از زنان، دوباره توسط دولت وقت و در دوره تصدی معصومه ابتکار تدوین و در ۲۴ دی‌ ۱۳۹۹ برای طی تشریفات قانونی به مجلس ارسال شد.

    لایحه هنوز به نتیجه نرسیده بود که مقاله‌های دانشگاهی که قبل از سال ۱۴۰۰ به بررسی قتل زنان و دختران می‌پرداختند، آمار این‌گونه قتل‌ها را سالانه بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد اعلام کردند.

    بالاخره در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، لایحه اعلام وصول و با قید یک فوریت به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع شد. درنهایت پس از تغییرات و تبدیل آن به ۵۱ ماده، در ۲۰ فروردین ۱۴۰۲ تصویب و برای بررسی جزییات بار دیگر راهی کمیسیون اجتماعی شد.

    در انتظار تعیین‌تکلیف برای لایحه، ۱۴ تیر ۱۴۰۲ روزنامه شرق نوشت: «از خرداد ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۲ حداقل ۱۶۵ زن و دختر در کشور به دست مردان خانواده به قتل رسیده‌اند.» ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ نیز بررسی‌های «اعتماد» از اخبار رسمی منتشرشده توسط رسانه‌ها نشان داد که از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا پایان دی ماه ۱۴۰۲ «دست‌کم ۱۰۰ زن و دختر» به بهانه‌های مختلف توسط مردان خانواده به قتل رسیده‌اند. هنوز خبری از لایحه نبود و در سال ۱۴۰۳ بر سر کار آمدن دولت چهاردهم، دوباره لایحه مصوب ۱۳۹۹ در دستورکار قرار گرفت.

    هفتم آذر ۱۴۰۳، خبرنگار روزنامه اعتماد به‌ دنبال دریافت آخرین اطلاعات از وضعیت این لایحه با نمایندگان مجلس، اعضای کمیسیون اجتماعی یا فراکسیون زنان به این پاسخ رسید که «در حال‌ حاضر جزییات لایحه که باید مورد تصویب نمایندگان قرار بگیرد در دستورکار نمایندگان کمیسیون قرار دارد، اما هنوز وارد دستور فعلی کمیسیون نشده است.»

    از ابتدای ۱۴۰۴، هر سه روز دست‌کم یک زن کشته شد

    آن‌طور که در اخبار و منابع خبری منتشر شده، بین ۴۵ تا حدود ۶۲ زن، طی ۴ تا ۶ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴، به دست مردان خانواده کشته شدند و انجمن جامعه‌شناسان ایران هم، چهارم آبان ۱۴۰۴، از «ثبت ۶۳ مورد همسرکشی در ایران از ابتدای سال» خبر داد. اینها تمام اخبار نبود؛ نام‌های دیگری از آن روز تا امروز، پیوسته منتشر می‌شود؛ فقط در همین شهریور و مهر ۱۴۰۴، ده‌ها زن توسط مردان خانواده‌شان به قتل رسیدند، برخی‌ در رسانه‌ رسمی اطلاع‌رسانی شد و برخی دیگر، فقط در فضای مجازی و گاهی هم در سکوت ماند؛ مانند شهلا کریمیانی، ۳۸ ساله و اهل مهاباد که توسط همسرش به قتل رسید و مخفیانه خاک شد یا زن ۳۲ ساله مرودشتی که توسط دو مرد جوان به عمد با ماشین زیر گرفته شده و هویتش فاش نشده یا زن ۸۰ ساله ساکن تهران که توسط پسرش کشته شده، فرشته دربان، ۲۹ساله و اهل مشهد که توسط پدرش به قتل رسیده و بدن سوخته‌اش در بیابان‌های اطراف پیدا شد، مریم جعفری، ۳۴ساله اهل مشهد که پس از درخواست طلاق از سمت او، به دست شوهرش کشته شد، ریحانه درزاده دختر ۲۳ساله بلوچ و ساجده سندکزهی ۲۰ساله و اهل خاش که شوهرانشان جانشان را گرفتند، زن ۴۰ساله پاکدشتی که توسط شوهرش خفه شد، سارینا رستمی ۱۶ساله که به ‌دلیل مخالفت با ازدواج اجباری، به ضرب گلوله کشته شد، وجیهه ۴۱ساله که پس از درخواست مهریه، همسرش او را کشت، ثریا علیمحمدی که همسرش او را با بنزین به آتش کشید، سمیه کیومرثی به همراه دو دخترش، ساناز ۱۷ساله و مارال ۹ ساله توسط همسرش کشته شدند، فاطمه ۱۶ساله در شادگان به دست عمویش به قتل رسید، زنی ۴۰ساله اهل مشهد، توسط همسر سابقش در منزل مسکونی‌اش کشته شد، شیما سلیمانیان ۱۵ ساله، توسط پسرعمه‌ خود در شادگان به قتل رسید، راحله سیاوشی ۲۶ ساله، ورزشکار رشته رزمی ووشو در شهر نهاوند، به ‌دست همسرش با ضربات چاقو به‌ شدت مجروح شد و پس از دو روز در بیمارستان جان خود را از دست داد و … .

    در میان خبرهای همسرکشی که در رسانه‌های رسمی ایران منتشر شد، برخی از آنها مانند المیرا آقاجانی، دانشجوی ۲۲ ساله قزوینی، شیدا کاردگر، دختر ۱۵ساله بابلی، لیلاگلی دشیری، دختر ۱۸ساله زنجانی، توسط خواستگارانی که پاسخ منفی دریافت کرده بودند، به قتل رسیدند. برادر لیلا به «اعتماد» می‌گوید: «از همان ابتدا می‌دانستیم که این پسر، خانواده درستی ندارد. خواهرم هم اصلا تمایلی به او نداشت. او فقط یک بار از خواهرم خواستگاری کرد و بعد از شنیدن جواب منفی، پافشاری، مزاحمت‌ها و تهدیدهایش آغاز شد. چند بار از تهدیدهایش شکایت کردیم، اما چون هنوز اتفاقی نیفتاده بود، به جایی نرسید. پیگیری‌ها تازه بعد از این آغاز شد که او روی لیلا بنزین پاشید و آتشش زد. هر چند که بعد از متواری‌ شدن، بازداشت و محاکمه شد، اما نوشدارو پس از مرگ سهراب بود.»

    برخی زنان به‌ قتل ‌رسیده، مادرانی بودند که به‌ دلیل ازدواج مجدد پس از جدایی یا فوت همسر، فرزندانشان به نام ناموس و غیرت، آنها را به قتل رساندند؛ در این میان باید به قتل مهناز، توسط دو پسرش اشاره کنیم.

    زنانی هم مانند ثریا علیمحمدی، به ‌دلیلی غیر از آنچه رایج بود، به قتل رسیدند. این زن ۳۲ ساله، شهریور ۱۴۰۴، توسط همسرش به آتش کشیده شد. آن‌طور که بستگان این زن به «اعتماد» گفتند: «ثریا و همسرش، اختلافی نداشتند و بحث و جدل میان آنها، در حدی نبود که به این خشونت منجر شود. حتی روز حادثه هم، هیچ نشانه‌ای از درگیری نبود. اما ثریا، پیش از قتل، متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف همسرش شده بود؛ مثلا دیده بود که در پارکینگ خانه، گودالی کنده و روی آن را دوباره با سیمان پر کرده. ثریا هم به خواهرانش گفته بوده که متوجه موضوعی در مورد همسرش شده که اگر آن را فاش کند، اعدام هم برای همسرش کم خواهد بود. ظاهرا نگرانی از فاش‌ شدن این راز، باعث شد که همسرش این‌ بلا را سر ثریا بیاورد.»

    تقلیل خشونت علیه زنان به سناریوی تکراری اختلاف خانوادگی

    در این بین شاید تصور کنیم که اکثر قتل‌ها، به بهانه‌های ناموسی، اختلافات خانوادگی یا ناآگاهی اجتماعی باشد، اما وقتی در میان آمار همسرکشی، نام منصوره قدیری و زهرا قائمی به میان می‌آید، ماجرا تغییر می‌کند؛ منصوره، خبرنگار و پژوهشگر ایرنا، ۱۹ آبان ۱۴۰۳، توسط همسرش که وکیل دادگستری بود، بر اثر ضربات چاقو و دمبل جان باخت. ۱۶ مهر ۱۴۰۴ هم، زهرا قائمی، کارمند دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، در خانه‌اش کشته شد. همسرش او را خفه کرده بود. صبح ۲۲ مهر، پلیس ویدیویی از مردی منتشر می‌کند که خودش را همسر و قاتل زهرا معرفی می‌کند. در نهایت هم باز خشونت خانگی و ناامنی زنان، به سناریوی تکراری اختلاف خانوادگی تقلیل پیدا می‌کند. با توجه به نمونه‌های اینچنینی، دیگر نمی‌توانیم بگوییم که زنان باید خودشان آگاه‌تر و هوشیارتر باشند یا به حقوق خودشان واقف شوند؛ چراکه برای منصوره و زهرا و بسیاری دیگر، آگاهی و اطلاع از حقوقشان، به کار نیامده و بیشتر شبیه یک تئوری نوشته ‌شده روی کاغذ است تا مرجعی که امنیتشان را تامین کند.

    لایحه از نظر موضوع، هدف و حتی عنوان، استحاله ماهوی پیدا کرده

    در همین زمان و در دوران تصدی معاونت زهرا بهروزآذر در دولت چهاردهم بود که دوباره بررسی لایحه در جلسات ‌مختلف پیگیری شد، اما تغییرات ماهوی این لایحه موجب مصاحبه بهروزآذر و تاکید بر استرداد این لایحه شد. مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور نیز در یازدهم خرداد ۱۴۰۴، استرداد لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت را با شماره ۴۳۵۷۴ برای انجام تشریفات قانونی به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد.

    ۲۰ مهر ۱۴۰۴ هم معاونان اسبق رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده با ارسال نامه‌ای به رییس‌جمهور، نسبت به تغییرات ماهوی در لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» هشدار دادند و خواستار استفاده دولت از ابزار قانونی برای استرداد لایحه و بازگشت به متن اصلی شدند. این نامه که به امضای شهیندخت مولاوردی و معصومه ابتکار؛ معاونان رییس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم رسیده، نسبت به حذف سازوکارهای بازدارنده و حمایتی از زنان و خانواده در برابر خشونت، هشدار داده و آن را عامل دامن ‌زدن‌ به شکاف‌ها و تهدیدی برای انسجام اجتماعی قلمداد کرده است.

    شهیندخت مولاوردی، حقوقدان و معاون اسبق زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری، درباره وضعیت کنونی این لایحه به «اعتماد» می‌گوید: «لایحه تغییراتی داشته و از نظر موضوع، هدف و حتی عنوان، استحاله ماهوی پیدا کرده است. به ‌تازگی هم اعلام شده که دولت در حال تدوین دستورالعملی است تا موادی از لایحه را که نیاز به تصویب مجلس ندارد، در آن دستورالعمل به عنوان وظایف و مسوولیت‌های دستگاه‌های اجرایی و دولتی بگنجاند.»

    مولاوردی درباره نتیجه این درخواست می‌گوید: «چند وقت پیش نامه‌ای خطاب به دکتر پزشکیان نوشتیم، مبنی بر اینکه استرداد لایحه به‌ دلیل تغییرات بسیار، باید در عمل اتفاق بیفتد؛ چراکه هر چند درخواست استرداد داده شده، اما هنوز عملیاتی نشده و ظاهرا جهت پیگیری به معاونت امور زنان ارجاع شده است.»

    به‌ گفته این حقوقدان، در لایحه اولیه، در بخش جرایم و مجازات‌ها، به بسیاری موارد در راستای تامین امنیت زنان پرداخته شده بود. این موارد به لایحه، جنبه قضایی داده بود و بر اساس تفسیر شورای نگهبان، نیاز به اخذ نظر قوه قضاییه داشت. در دولت دوازدهم، به قوه قضاییه ارسال و چندین جلسه برگزار شد تا در نهایت به تفاهمی در متن لایحه رسیدند و سال ۹۹ به مجلس ارسال شد. امروز اما می‌بینیم بخش‌های مربوط به جرایم و مجازات‌ها از لایحه جدا شده و به‌ صورت طرح به مجلس ارایه شده تا به قانون حمایت از خانواده الحاق شود، از طرفی بخش‌های مربوط به تکالیف دستگاه‌ها که تقسیم کار ملی شده بود هم در حال تبدیل به دستورالعمل است. با این وصف، این لایحه چند تکه شده و دیگر خاصیت و موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

    پس از درخواست استرداد لایحه، ششم آبان ۱۴۰۴، زهرا بهروز‌آذر، معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده درباره آخرین وضعیت لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت اعلام کرد: «تلاش می‌شود از ظرفیت این نهاد قانونگذاری برای تصویب لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت استفاده شود. دولت به تصویب این لایحه اکتفا نکرده و در حال تدوین دستورالعملی است که با استفاده از ظرفیت‌هایی که دولت دارد بتوان این مسیر را پیش برد.»

    همسرکشی که رسانه‌ای نمی‌شوند

    به ‌گواه شاهدان و فعالان اجتماعی در شهرهای مختلف، آمار منتشر شده از قتل‌ها و خشونت‌ها، نمونه کوچکی از واقعیتی است که زنان با آن مواجهند؛ به ‌گفته یکی از فعالان حقوق زنان در مریوان، هر سال، در مدارس با دختران و پسرانی مواجه هستیم که در خانواده خود شاهد همسرکشی بودند؛ او به «اعتماد» می‌گوید: «در این شهر، آشنایان بسیاری دارم که هر کدام، با تجربه همسرکشی در خانواده‌شان مواجه بودند یا خودشان در معرض آن قرار گرفتند. اما بسیاری از این خشونت‌ها، سربسته مانده؛ مثل یکی از همشهری‌ها که ناگهان دخترش ناپدید شد و گفت که از ایران رفته. ما با توجه به شناختی که از خلقیات و وضعیت مالی این خانواده داریم، می‌دانیم که چنین چیزی ممکن نیست، اما چه می‌توانیم بگوییم؟» موضوع دیگری که این فعال اجتماعی به آن اشاره می‌کند، نسبت فامیلی در اهالی شهرهای کوچک است که مانع بزرگی برای پیگیری موارد مربوط به خشونت و قتل است: «گاهی اوقات، قاتل، قوم ‌و خویش خانواده مقتوله در این شرایط به ‌راحتی نمی‌توانند پای قصاص و محاکمه بایستند. از طرفی، وقتی برادر، خواهرش را کشته، پدر چطور می‌تواند پای محاکمه پسرش بماند و یک فرزند دیگر خود را از دست بدهد.»

    فعال دیگری هم در خوزستان، به همین موضوع اشاره می‌کند و از حل موارد اینچنینی، درون طایفه و بدون دخالت نیروی انتظامی می‌گوید: «در اینجا طوایف و عشیره‌ها، فرهنگ و آداب خاص خودشان را دارند. در بسیاری موارد هم، زن حق تصمیم‌گیری ندارد و اگر پای نظر خودش بایستد، مصداق بی‌آبرویی است. در این صورت اگر بی‌آبرویی با مرگ پاسخ‌ داده شود، گاهی حتی نشان اقتدار مردان خانواده است. نمونه آن را هم در قتل مونا حیدری دیدیم؛ دختری که همسرش سرش را برید و با سر بریده‌ مونا، در خیابان‌ها راه رفت. اولیا دم، از همسر مونا که پسرعمویش بود، گذشت کردند.»

    هر دو این فعالان، بر این باورند که با توجه به رفتارهای قومی و فرهنگی که در یک منطقه دیده می‌شود، شاید نتوانیم منتظر مجازات بیشتر باشیم، اما کاش قانون، بازدارندگی بیشتری داشت که حداقل به ‌واسطه ترس از مجازات، افراد به این رفتارها دست نمی‌زدند. انگار چون می‌دانند که هیچ مجازات و سختگیری‌ای در انتظارشان نیست، هیچ ترسی از انتخاب خشونت و قتل ندارند.

    مخالفان به هر قیمتی می‌خواهند لایحه را ابتر و از حیز انتفاع ساقط کنند

    از زمان تدوین پیش‌نویس لایحه تا امروز، در تمام روزهایی که در تصمیم‌گیری برای این لایحه تعلل می‌شد، صدها زن و دختر، قربانی خشونت‌های خانگی و قتل توسط مردان خانواده شده‌اند. «اشرف گرامی‌زادگان»، مشاور حقوقی و پارلمانی معاونت امور زنان و خانواده در دولت یازدهم و دوازدهم هم با اشاره به دقت تدوین این لایحه به «اعتماد» می‌گوید: «لایحه‌ای که سال ۹۹ (لایحه اصلی ۲۴/۰۹/۹۹) تقدیم مجلس شد، از طرح مساله تا تدوین مناسب، سال‌ها زمان برد. ده‌ها متخصص اعم از اساتید، علما، قضات، وکلا و مدافعان حقوق زنان و خانواده (اعم از دولت، قوه قضاییه، مراکز مطالعاتی و سازمان‌های غیردولتی) تلاش کردند تا با تجمیع نظرات، لایحه‌ای مناسب و نزدیک به استاندارد عرضه کنند. آنها جلسه گذاشتند و تبادل‌نظر کردند تا پذیرش لایحه در جامعه به اکثریت قابل ‌قبولی برسد و نظر جمعی به متن لایحه سال ۹۹ رسید. اگر این در مجلس با اراده کافی و حسن‌ نظر مورد بررسی و واکاوی قرار می‌گرفت و تصویب می‌شد، بی‌شک با تمهیداتی که دستگاه‌های اجرایی برعهده داشتند، امکان پیشگیری یا اعمال خشونت کاهش می‌یافت. قوه قضاییه نیز با کاربرد قانون و نظارت بر اجرای آن به پیشبردش کمک می‌کرد. لایحه فوق‌الذکر نگاه مطلوبی به آموزش و آگاهی داشت. ما مدعی نیستم که به ‌محض تصویب، نتیجه مطلوب حاصل می‌شد ولی به ‌مرور با اجرایی ‌شدن اقدامات دستگاه‌ها از جرم و جنایت کاسته می‌شد و با آموزش در خانواده و مراکز آموزشی، شاهد کاهش قتل و جرم و جنایت بودیم. نقش آموزش و ایمنی افراد در برابر خشونت نهادینه می‌شد و از قربانیان خشونت نیز کمتر در حوادث می‌دیدیم. اگر به این لایحه مهم بی‌توجهی شود، امنیت رنگ می‌بازد و قانون و اجرای قانون، خاصیت بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.»

    به ‌گفته این حقوقدان، از سال ۹۹ نیز که مجلس آن را اعلام وصول کرد مجدد بحث‌ها و اظهارنظرها شروع شد. کاش آن اظهارنظرها قانونی و در چارچوب معقول و جامعه‌پسند بود، ولی بحث‌ها مکرر از مسیر خارج می‌شود و به جایی می‌رسد که مخالفان به هر قیمتی می‌خواهند لایحه را ابتر و از حیز انتفاع ساقط کنند.

    او درباره دلیل و دیدگاه مخالفان با لایحه توضیح می‌دهد: «زنان، نگران تفکرات و بینش‌هایی هستند که نه به حال و نه به آینده جامعه توجهی ندارند و درصدد هستند تا با مخالفتشان -به بهانه‌های واهی- جامعه را به عقب برانند و پیشرفت جامعه را مختل کنند. در مسیر پیشرفت در جوامع و استفاده بهینه از قوانین و مقررات و حفظ ارزش انسان‌ها، کسانی مخالف هستند که سخنان نو بشنوند یا قوانین مناسب وضع شود تا زنان و خانواده‌ها آسوده‌خاطر شوند. آنها به خود مشغولند و از مردم و خواسته‌های آنان غافل. رویکرد آنان خودمحور بودن است. به خواسته مردم و نیازهایشان بی‌تفاوت هستند؛ این رویکرد آنان است. شما بگویید چه نامی روی این رفتارها بگذاریم؟ ناگفته نماند که در طول بررسی‌های لایحه، مردان متعددی با تخصص‌های گوناگون از این لایحه حمایت کردند و تصویب آن را حق زنان دانستند. لذا می‌دانیم که بخش زیادی از مردان پشتیبان لایحه هستند.»

    در معرض خطر بودن زنان محرز و نگران‌کننده است

    به باور گرامی‌زادگان، هر فردی بنا به نظر و سلیقه خود امنیت را تعریف می‌کند. این لایحه امنیت انسان را ملاک می‌داند و به‌ خاطر حفظ جان و روح انسان، خواهان امنیت است. موضوع زنان نیز به‌ خاطر آسیب‌پذیری بیشترشان، مورد توجه قرار گرفته. روشن است که اکثریت مسوولان و تصمیم‌گیران کشور، مردان هستند و نقش زنان در حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی اندک است. بنابراین دغدغه خشونت با زنان و در معرض خطر بودن آنان -با دقت در جوامع مختلف و متفاوت کشور- امری محرز و نگران‌کننده است. زنان در کشور نقش‌های متعددی دارند؛ نقش همسری، مادری و دخترانی که در خانواده با عناوین مختلف حضور دارند. به همین دلیل باید در پناه قانون و جامعه باشند. همین نقش‌های متفاوتشان در اقوام و قبایل مختلف، موضوع امنیت زنان را پیچیده‌تر و توجه به آن را ضروری‌تر می‌کند.

    تنها آمار رسمی‌ اعلام ‌شده برای میزان این خشونت‌ها، همان مواردی است که در این گزارش درج شده و با جست‌وجو در منابع مختلف خبری به دست آمده؛ نکته قابل‌ توجه این است که کشته ‌شدن زنان بر اثر خشونت خانگی، نه ‌به عنوان همسرکشی که به عنوان قتل ثبت می‌شود و تفکیک آنها، بسیار دشوار یا غیرممکن است. بنابراین احتمال اینکه آمار خشونت‌های خانگی و قتل‌ زنان و دختران به دست مردان خانواده، بیشتر از عددهای اعلام ‌شده باشد، بالاست. به ‌خصوص در برخی شهرها که این اخبار زیر سایه واژه‌هایی چون ناموس، غیرت و آبرو مسکوت می‌ماند. البته همین آمار منتشر شده هم کفایت می‌کند تا جای خالی لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت احساس شود. لایحه‌ای که از سال ۹۲ -زمان تدوین متن اولیه این لایحه- تاکنون بی‌نتیجه مانده؛ هر چند شاید این لایحه که امروز «حفظ کرامت و حمایت از زنان و خانواده» نام گرفته، یک‌شبه نتواند حریف خشونت‌ یا باورهای قومی و فرهنگی نهادینه ‌شده علیه زنان بشود، اما اجرایی ‌شدن آن می‌تواند عامل بازدارنده‌ای باشد که تا حدودی جلوی همسرکشی، خشونت علیه زنان را گرفته و حامی زنان آسیب‌دیده یا در معرض آسیب بشود؛ زنانی که شاید حتی در زمان نگارش این گزارش هم به آمار قتلشان افزوده شده باشد.

  • آمار تکان‌دهنده از زنان بارداری که کتک می خورند!

    آمار تکان‌دهنده از زنان بارداری که کتک می خورند!

    به گزارش اقتصادران، مسعود هاشمی، پزشک جوانی است که در یک درمانگاه خصوصی کار می‌کند. او مدتی پیش در توئیترش از زنی باردار نوشت که همسرش با لگد به شکم‌اش زده و بعد او را غرق در خون به درمانگاه آورده بود. مسعود در این درمانگاه هفته‌ای چند مورد خشونت خانگی می‌بیند که طبیعتاً تعدادی از آنها هم مربوط به زنان باردار است. او معتقد است که در فرهنگ ما خشونت به زن باردار خیلی بد محسوب می‌شود با این وجود تعداد زنان باردار خشونت‌دیده‌ای که مراجعه می‌کنند آنقدر زیاد است که نمی‌توان گفت این قبح فرهنگی واقعاً جلوی خشونت به زنان باردار را می‌گیرد؛ زنانی که به‌وضوح ضعیف‌تر و منفعل‌تر هستند و کمتر از زنان خشونت‌دیده غیرباردار با مرد تقابل می‌کنند.»

    البته من هم در زمان بارداری خیلی بهانه‌گیر می‌شدم مثلاً سر بارداری اولم به‌خاطر اینکه نمی‌خواستم مادرش به خانه‌مان بیاید من را از پله‌ها هل داد پایین و گفت تو از خانه برو. چیزی نشد، اما تا مدت‌ها بعد کابوس می‌دیدم که اگر با شکم شش‌ماه حامله از پله‌ها می‌افتادم، چه می‌شد؟ کلاً مرد‌ها اگر بفهمند دست و بالت بسته است، خیلی بدتر می‌کنند. حاملگی هم حسابی دست و بال زن را می‌بندد. بعد هم که زایمان و مراقبت از نوزاد. همه اینها آدم را ناتوان می‌کند. مرد هم که می‌داند «برو» نیستی، بدتر می‌تازد. بدبختی این است که همه از آدم می‌خواهند کوتاه بیاید. حتی مادرم به من می‌گفت تقصیر خودت است، زن حامله که ناسازگاری نمی‌کند اینها مال قبل است، حالا که شکمت بالا آمده، بنشین و جلوی دهانت را نگه دار.»

    پدیده، ۳۹ ساله فوق‌لیسانس مدیریت و شاغل، اما جنس دیگری از خشونت را تجربه کرده است: «بارداری من بدترین دوران رابطه من و همسرم بود. من تا ماه سوم بارداری شاغل بودم، اما از ماه سوم به‌مدت دو ماه استراحت مطلق شدم و تصمیم گرفتیم دیگر سر کار نروم و بعدتر برای مرخصی زایمان اقدام کنم. دقیقاً از همان زمان سختگیری‌های شدید اقتصادی شوهرم شروع شد. با این‌که پول داشت انگار می‌خواست به من بفهماند که نباید کار را به‌کلی کنار بگذارم. شاید باورتان نشود، اما ویار‌های ساده من را هم تامین نمی‌کرد. به وضوح می‌فهمیدم که می‌خواهد من را طوری اذیت کند و تحت فشار بگذارد که به‌سرعت به کار برگردم. در همه زمینه‌ها سختگیری می‌کرد؛ از خورد و خوراک گرفته تا لباس و وسیله‌های مورد نیاز بچه. باز هم تاکید می‌کنم که مشکل مالی نداشت.

    وقتی فهمید این موضوع چقدر من را عصبانی می‌کند؛ بدتر می‌کرد. من هم خیلی حساس شده بودم. ۱۵ سال بی‌وقفه کار کرده بودم و ۷ سال آن در زندگی مشترک بود. حق نداشتم مدتی که نیاز بدنم و جنین بود، کار نکنم. البته در آن دوران بین من و همسرم مشکلات دیگری هم پیش آمده بود، اما به‌هرحال بی‌پولی و فشار مالی بیهوده‌ای که با سوءاستفاده از شرایطم به من تحمیل شد، تا ابد از ذهنم بیرون نمی‌رود. بعدتر که مشاوره رفتیم، فهمیدم که همسرم هم دچار تغییرات روانی شده بود و اضطراب پدر شدن گرفته بود، اما به‌هرحال، چون او زورش بیشتر بود و بقیه هم مرا درک نمی‌کردند، من آسیب بیشتری دیدم.»

    براساس این پژوهش‌ها شایع‌ترین شکل خشونت در دوران بارداری، خشونت روانی و در مرتبه بعدی، خشونت جنسی، اقتصادی و جسمی است. در اغلب موارد رفتار خشونت‌آمیز یا اصلاً خشونت تلقی نمی‌شود مثل وادار کردن زن به ارتباط جنسی یا پنهان می‌شود؛ چراکه خانواده در آستانه تحولی بزرگ است و باید تمرکز بر آمدن عضو جدید باشد. احتمالاً به همین دلیل است که وقتی کسی روایتی مشابهِ آنچه اخیراً توسط یک پزشک اورژانس منتشر شد نقل می‌کند، شنونده‌ها حیرت‌زده می‌شوند. «مگر کسی زن حامله را کتک می‌زند؟»

    هرکس کاری می‌کند از سر وجدان است

    زینب حسینی، رزیدنت تخصص زنان و زایمان یکی از بیمارستان‌های دولتی تهران هم می‌گوید که زنان باردارِ خشونت‌دیده زیادی را در این سال‌ها دیده است: «من سالِ سه رزیدنتی هستم. در این سه‌سال آنقدر زن باردار کتک‌خورده دیده‌ام که حد ندارد. خیلی‌ها را هم دیده‌ام که کتک نخورده‌اند، اما از حداقل برخورد انسانی محروم بوده‌اند مثلاً مرد تحصیلکرده کارمندی دیده‌ام که با خنده می‌گوید، والله مادر‌های ما هم می‌زاییدند و این‌همه ادا نداشتند.

    خب این مرد که در برابر پزشک چنین حرفی درباره همسرش می‌زند، در خانه چطور نیاز‌های یک زن باردار را برآورده می‌کند؟ همین هم خشونت است؛ خشونت که حتماً کتک‌زدن نیست. بار‌ها مردانی را دیده‌ام که به‌بهانه جنسیت جنین به زن باردار، خشونت کلامی یا فیزیکی می‌کنند. همین چندماه پیش خانمی در هفته ۱۸ بارداری به‌دلیل لک‌بینی وسیع مراجعه کرد. اول گفت که از پله افتاده، اما بعد گفت که همسرش دستش را پیچانده و او به‌دلیل استرس زیاد یا فشاری که بر اثر چرخش به بدنش آمده، به خونریزی افتاده. زن بیچاره با گریه می‌گفت، اگر پسر حامله بودم این کار را نمی‌کرد. می‌گفت، بار قبل که پسر باردار بوده، رفتار مرد خیلی‌خیلی بهتر بوده است. یعنی زن بیچاره اینطور نبود که کلاً دختر زاییده باشد، پسر هم داشت و این تفاوت را احساس می‌کرد.»

    یک متخصص زنان در مواجهه با موارد خشونت چه کار می‌کند؟ زینب حسینی می‌گوید: «راستش را بخواهید واکنشم به خیلی چیز‌ها بستگی دارد. اینطور نیست که از نظر قانونی ملزم به یک استاندارد حرفه‌ای خاص باشم. اگر ببینم زن خودش نشانه‌های کمک خواستن را بروز می‌دهد، توصیه‌هایی می‌کنم؛ حالا این توصیه‌ها می‌تواند تشویق به شکایت کردن یا مراجعه به مشاور باشد یا نوشتن توصیه‌نامه به همسر.» اگرچه این توصیه‌نامه‌ها جنبه پزشکی ندارند، اما خیلی از زنان از پزشکان می‌خواهند که کتبی برای شوهرشان بنویسند که آنها نیاز‌هایی دارند نیاز دارد.

    حسینی می‌گوید: «خیلی از زنان می‌گویند شوهران حتی از خریدن مکمل‌ها یا بعضی دارو‌ها مانند دارو‌های پوستی که نیاز زنان باردار است خودداری می‌کنند و می‌گویند اینها لوس‌بازی تو است، هزاران سال است زنان می‌زایند و از اینطور چیز‌های گران نخواسته‌اند. حالا پماد رفع ترک پوستی شکم، نوع ایرانی چقدر قیمت دارد؟ ۲۰۰ هزار تومان.»

    بعضی‌ها هم منع پزشکی برای رابطه دارند و به‌دلایل مختلف از آنها می‌خواهیم موقتاً یا حتی تا چندهفته بعد از زایمان از ارتباط جنسی خودداری کنند، اما خیلی از آنها توانایی مقاومت در برابر اصرار، فشار و خشونت شوهران را ندارند. در چنین مواردی من نامه می‌نویسم، اما زنان باردار زیادی را می‌بینم که با وجود این نامه، باز هم تحت خشونت جنسی قرار گرفته‌اند و این موضوع را با اشک و گریه بیان می‌کنند.»

    مسعود هاشمی هم در پاسخ به اینکه به‌عنوان یک پزشک، در مواجهه با زنان باردار خشونت‌دیده چه مسئولیتی دارد؟ جواب می‌دهد: «خیلی از کسانی که توئیت من را خوانده بودند هم همین را پرسیدند و خیلی‌ها به من حمله کردند که چرا کاری نمی‌کنم، اما من از نظر حرفه‌ای مسئولیتی غیر از معرفی به بیمارستان ندارم؛ از نظر اخلاقی هم اول از همه باید به فکر سلامتی خودم باشم و درگیر نشوم؛ چون تجربه‌ام می‌گوید در این مواقع مرد‌ها به‌شدت تهاجمی‌اند.

    کسی که به شکم همسر باردارش لگد می‌زند، با من چه کار خواهد کرد؟ ضمن اینکه اغلب این مرد‌ها برای اینکه نشان بدهند خیلی هم دلسوز زن و بچه هستند و به زن ثابت کنند که پدر خوبی‌اند و اگر خشونت کردند، تقصیر خودِ زن بوده، خیلی با پرخاش، تحکم و قلدری با کادر درمان رفتار می‌کنند. همچنین می‌خواهند اگر اتفاقی برای مادر و جنین افتاد، آن را به گردن کادر درمان بیاندازند، همین هم احتمال درگیری را به اندازه کافی بالا می‌برد و من کمتر پزشکی را می‌شناسم که در چنین مواردی غیر از وظیفه پزشکی و حرفه‌ای، کار دیگری انجام بدهد.

    ممکن است خودخواهانه به‌نظر برسد، اما اگر شما هم چندباری درگیر این مسائل شده باشید و ببینید که حتی زنِ ماجرا هم مایل به دخالت شما نیست، بعید است غیر از مسئولیت حرفه‌ای، کار دیگری انجام بدهید. مگر اینکه در این مورد قوانین خاصی تنظیم شود و مثل بعضی کشورها، پلیس با گزارش پزشک به‌سرعت وارد عمل شود که فعلاً در ایران به‌هیچ‌وجه چنین شرایطی وجود ندارد و پروتکلی هم برای انجام اقدام خاصی به ما آموزش داده نشده است؛ غیر از ارجاع به بیمارستان و متخصص زنان.»

    دستورالعملی نداریم

    اما اینطور نیست که حتی خود پزشکان هم همگی بدانند که در برخورد با زن خشونت‌دیده باید از چه استانداردی پیروی کنند. ارجاع به روانپزشک، مشاور، پزشکی قانونی و… همگی به تشخیص خود پزشکان انجام می‌شود و حتی ممکن است دردسر‌هایی هم برای پزشک به‌بار بیاورد.» به اعتقاد موسوی، در زمانه‌ای که تاکید زیادی روی ازدیاد جمعیت می‌شود و افزایش تعداد بچه‌ها اهمیت پیدا کرده، دست‌کم برای سلامت روانی و جسمی جنین هم که شده، باید قوانین حمایتی از زنان باردار در نظر گرفته شود.

    زن باردار هدف ضعیف‌تری است

    نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بین سابقه خشونت در خانواده و اعمال خشونت نسبت به زنان باردار، ارتباط معناداری وجود دارد و بیشتر از ۶۰ درصد زنانی که در دوران بارداری مورد خشونت قرار گرفته‌اند قبلاً سابقه مشاهده خشونت را داشته‌اند و این موضوع در دوران بارداری آنها تشدید شده است. * این دقیقاً موضوعی است که نه‌فقط مطالعات پژوهشی که تجربه کسانی که در ارتباط با زنان خشونت‌دیده هستند هم آن را تایید می‌کند.

    زهرا افتخارزاده، بنیان‌گذار «خانه امن آتنا» که از اولین مراکز حمایتی زنان خشونت‌دیده است، می‌گوید که در کمال ناباوری تعداد زنان باردار خشونت‌دیده اصلاً کم نیست؛ چه زنان باردار، چه زنان تازه زایمان کرده که هر دو از نظر جسمی و روحی شرایط ویژه‌ای دارند به‌شدت هدف راحت‌تری برای اعمال خشونت هستند، به‌ویژه اگر اساساً در خانواده سابقه بروز خشونت وجود داشته باشد. حالا با ضعیف‌تر شدن موقعیت زن، توازن قدرت که از قبل هم به‌نفع او نبود، بیشتر به سمت مرد تقویت می‌شود و این موضوع دست مرد را برای خشونت بازتر می‌کند: «ما می‌بینیم که سنگین‌ترین و بی‌پرواترین خشونت‌ها در این‌زمان اتفاق می‌افتد. شاید بتواند بگویم که ۶۵ تا ۷۰ درصد زنان خشونت‌دیده، سابقه خشونت‌دیدن در دوران بارداری را داشته‌اند.»

    او درباره تجربه مواجهه‌اش با زنان باردار خشونت‌دیده می‌گوید: «آنقدر موارد متعددی از این مواجهه دارم که روایت کردن چند مورد خاص، آسان به نظر نمی‌رسد، اما خلاف آنچه خیلی‌ها فکر می‌کنند، این پدیده بسیار پرتکرار است. حتی بسیار داشته‌ایم زنای که تازه یک یا دو روز از زایمان‌شان گذشته و برای رهایی از خشونت به خانه امن پناه آورده‌اند. زنان بسیار زیادی هم داریم که حالا از آن دوران عبور کرده‌اند، اما وقتی پای حرف‌هایشان می‌نشینی، می‌بینی در دوران بارداری به‌شدت تحت خشونت بوده‌اند و حتی انواع مشکلاتی را که بچه‌هایشان دارند، به این موضوع مرتبط می‌دانند.

    مثلاً زنی که سه بچه دار، د از بین آنها فقط یکی که در دوران کم‌آسیب‌تری به دنیا آمده، سالم است. دوتای دیگر که در زمان خشونت‌های شدید علیه مادر به دنیا آماده‌اند، یکی مشکل بینایی دارد و دیگری کلاً یک گوش ندارد. البته ممکن است اصلاً ارتباط مستقیم و دقیقی بین مشکل جسمی بچه و تحت خشونت بودن مادر، ثابت نشود، اما اینکه مادر چنین ارتباطی را احساس می‌کند، نشان می‌دهد که تحت چه خشونت سنگینی قرار داشته است.»

    به همین دلیل اولین کاری که ما در مواجهه با این زنان انجام می‌دهیم، افزایش توان و قدرت آنهاست تا دست‌کم تا اندازه‌ای توازن قوا برقرار شود. این کار با اخذ حکم قضایی اسکان در خانه امن و شکایت حقوقی لازم، دور کردن زن از محل خشونت، همچنین حمایت تمام و کامل از مادر برای بازیافتن توان تحلیل‌رفته‌اش شروع می‌شود و تا مراحل بالاتر ادامه پیدا می‌کند. جالب اینکه مردان همین که می‌بینند زن جایی برای رفتن و کمک گرفتن دارد، رویکرد و رفتارشان تا اندازه زیادی تغییر می‌کند.»

  • روزه سکوت مقام‌های حاکمیتی برابر «زن‌کشی» / قتل ۱۴ زن فقط در ۴۰ روز اول سال جدید!

    روزه سکوت مقام‌های حاکمیتی برابر «زن‌کشی» / قتل ۱۴ زن فقط در ۴۰ روز اول سال جدید!

    به گزارش اقتصادران، در همین چند هفته‌های گذشته شاهد قتل فجیع چند زن بودیم. از اسلامشهر گرفته تا بندرعباس و تبریز، یعنی همه ایران گرفتار وضعیت وخیم خشونت علیه زنان است! این اوضاع، اما انگار برای مسئولان محترم کافی نیست تا آن لایحه قدیمی «منع خشونت علیه زنان» را به سرانجام برسانند!

    این لایحه در حالی از اواخر بهار ۹۴ تا نیمه بهار ۱۴۰۴ با عناوینی همچون «منع خشونت علیه زنان در ایران»، «حمایت از آسیب‌دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان دربرابر خشونت»، «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت»، «ارتقاء امنیت زنان در مقابل سوءرفتار» و چندین و چند عنوان دیگر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته و پس از قریب به یک دهه در کازیو‌های مجلس، دولت و قوه قضاییه خاک می‌خورد که تنها در همین یکی، دو هفته گذشته شاهد چندین فقره خشونت منجر به قتل علیه زنان بوده‌ایم.

    قتل و کشتار خونینی که شاید فجیع‌ترینشان، قتل فاطمه سلطانی دختر ۱۸ ساله ساکن اسلام‌شهر بود که توسط پدرش در مقابل محل کارش کاردآجین شد و به قتل رسید. این درحالی است که چند سال پیش هم وقتی رومینا اشرفی که تنها ۱۴ سال داشت با ضربات مهلکی که پدرش با داس به او زد، به قتل رسید، پرسش از علت بلاتکلیفی لایحه‌ای که از زنان درمقابل خشونت خانگی محافظت کند، مطرح و پس از مدتی سکوت مقامات، به فراموشی سپرده شد.

    قتل دست‌کم ۱۴ زن و دختر از نوروز ۱۴۰۴ تاکنون

    واقعیت این است که در تمام این مدتی که مقام‌های حاکمیتی روزه سکوت گرفته‌اند، زنان و دختران ایرانی به فجیع‌ترین شکل ممکن به قتل می‌رسند. چنان‌که تنها از آغاز سال نوی خورشیدی تاکنون، یعنی در کمتر از ۴۰ روز گذشته، دست‌کم ۱۴ فقره زن‌کشی در گوشه و کنار ایران به ثبت رسیده است. کشتاری که گاه توسط مرد جوانی رقم می‌خورد که همسر جوان و دختر ۵ ساله‌اش را در روستایی در حوالی بروجن به قتل رسانده و گاه گریبان زن ۴۹ ساله‌ای در شهرستان خمام استان گیلان را گرفته که به دست فرزندش به قتل رسیده است.

    قتل دست‌کم ۱۴ زن ایرانی در هر ماه

    اما واقعیت این است که قتل زنان و دختران ایرانی به دست اعضای درجه یک خانواده‌شان، به‌تعبیری نوک کوه یخ است و اگر به دامنه این کوه عظیم و رفیع نگاه کنیم، می‌بینیم این شکل خشونت علیه زنان، اگرچه عریان‌ترین و فجیع‌ترین شکل این خشونت است، اما نه تنها نوع آن است و نه متاسفانه مرگبارترین شکل آن. نکته‌ای که سهیلا جلودارزاده نماینده ادوار مجلس و عضو شورای مرکزی خانه کارگر به آن اشاره کرده و در توضیح این نکته، به قتل و «مرگ تدریجی» زنانی اشاره می‌کند و که طی سال‌ها و دهه‌های زندگی دشوارشان، تحت شدیدترین فشار و خشونت به آهستگی جان می‌بازند.

    مردان به‌دلیل دیه نابرابر زنان، به‌راحتی اقدام به «زن‌کشی» می‌کنند

    سهیلا جلودارزاده که پس از ۲ دوره حضور در مجالس پنجم و ششم، در میانه دهه ۹۰ خورشیدی و همزمان با آغاز به کار مجلس دهم بار دیگر به نمایندگی از شهروندان تهرانی راهی پارلمان شد و به همین دلیل، از نزدیک در جریان روند بررسی لایحه جنجالی موسوم به «منع خشونت علیه زنان» قرار داشته، در گفت‌و‌گو با «رویداد ۲۴» به انگیزه‌های اولیه فعالان حقوق زنان برای تدوین چنین لایحه‌ای با تمرکز بر «مبارزه با خشونت خانگی علیه زنان» اشاره کرده و می‌گوید: «شاید بتوان گفت انگیزه اولیه تدوین چنین لایحه‌ای این بود که در پرونده‌های موسوم به قتل ناموسی که به‌عنوان مثال اولیای دم زنی به دست همسرش به قتل رسیده، ممکن است خود آن همسر یعنی فرد قاتل باشد. همچنین اگر برفرض آن زن، فرزندانی هم داشته باشند که بتوانند به‌عنوان اولیای دم از محکمه تقاضای قصاص کنند و قاتل را به مجازات برسانند، به‌موجب قانون ناچارند ابتدا نصف دیه کامل را به او بپردازند. حال آن‌که اولاً این‌که پرداخت دیه برای آن فرزندان به قاتل مادرشان به‌لحاظ عاطفی امری ناممکن است و ثانیاً ممکن است اساساً فاقد تمکن مالی کافی باشند.»

    تلاش ناکام مجلس دهم برای بالابردن هزینه «زن‌کشی» برای مردان

    این نماینده ادوار مجلس در این رابطه به پیشنهادی اشاره کرد که از سوی او و شماری از نمایندگان زن مجلس دهم ارائه شد تا در قالب لایحه ارائه شده ازسوی دولت یازدهم به تصویب برسد تا دست‌کم با افزایش هزینه ارتکاب قتل، به‌نحوی زمینه پیشگیری از وقوع این جرم فراهم آید، گفت: «پیشنهاد ما این بود که دولت به‌عنوان ولی دم زنی که به قتل رسیده، ورود کند و با تقبل هزینه، زمینه قصاص قاتل را با استفاده از بودجه نهاد‌هایی همچون بهزیستی فراهم کند تا در واقع بتوانیم مانع از این شویم که مردان بدون نگرانی از مجازات این‌چنین آسوده اقدام به قتل کنند.»

    او گفت: «درواقع هدف ما این بود که قانونی را به تصویب برسانیم که این تصور را تغییر دهیم و شرایطی را ایجاد کنیم که مردان تصور نکنند اگر همسرشان را به قتل برسانند، می‌توانند به‌راحتی از مجازات بگریزنند. این راهکاری بود که ارائه شد تا دست‌کم از این طریق، دولت را مکلف به حمایت از زنان کنیم.»

    این عضو فراکسیون زنان مجلس دهم با اشاره به استدلال مخالفان این پیشنهاد گفت: «مخالفان می‌گفتند تصویب چنین قانونی عملاً به معنای القای این پیام است که دولت به مردان پول می‌دهد تا مرتکب قتل شوند! درواقع می‌گفتند این رویه منطقی نیست که از خزانه دولت به فردی پول بدهیم تا او را قصاص و اعدام کنیم! حال آن‌که هدف ما این بود که بتوانیم با تصویب این قانون، شرایطی را فراهم کنیم که از وقوع این دست قتل‌های ناموسی پیشگیری شود.»

    انبوه مشکلات زنان مانع از توجه کافی نهاد‌های مدنی به «زن‌کشی» شده است

    جلودارزاده همچنین در واکنش به پرسش درخصوص علت بیش از یک دهه بلاتکلیفی این لایحه و تغییراتی که در این مدت در متن و عنوان آن ایجاد شد، ازجمله این‌که در مقطعی، واژه «خشونت» از متن و عنوان لایحه حذف شد، گفت: «متاسفانه به این دلیل که زنان با مشکلات و محرومیت‌های فراوانی رو‌به‌رو هستند، نهاد‌های حقوق بشری و مدافعان حقوق زنان در داخل کشور، کمتر فرصت می‌یابند به این معضل ورود کنند و حقیقت این است که این مسئله نیز در طولانی شدن بازه زمانی تصویب این لایحه بی‌تاثیر نبوده است.»

    او با تاکید بر اهمیت قتل‌های ناموسی و لزوم برخورد قاطع و عاجل با آن، یادآور شد: «متاسفانه ما در بسیاری از پرونده‌ها می‌بینیم مردان به‌دلیل قضاوت نادرست و فهم نادرستی که برایشان ایجاد شده، مرتکب قتل همسر یا دخترشان می‌شوند؛ بنابراین لازم است هم دولت به این معضل توجه کند، هم نهاد‌های قانونی.»

    او خاطرنشان کرد: «امروزه در جوامع انسانی کشتن افراد به‌دلیل ارتکاب خطا به هیچ عنوان پذیرفته نیست و ممکن است فردی که مرتکب فعل نادرستی شده، بتواند با گذراندن یک دوره محکومیت اصلاح شود؛ به‌ویژه زنان که هم از امکانات آموزشی و پرورشی کمتری برخوردارند و هم به‌شدت تحت تبعیض و بی‌عدالتی قرار دارند، نباید به هیچ عنوان این‌چنین مورد قضاوت عجولانه قرار گیرند و شرایطی ایجاد شود که یک مرد به خود اجازه دهد راساً اقدام به جاری کردن حد کند و زنی را از هستی ساقط سازد. بلکه باید به آنان فرصت داده شود تا درباره اعمال و رفتارشان توضیح دهند.»

    بسیاری از زنان شاغل ایرانی دچار مرگ زودرس و تدریجی می‌شود

    جلودارزاده، اما پس از تاکید بر اهمیت معضل «قتل‌های ناموسی» و «زن‌کشی»، یادآور شد که «بسیاری اوقات بحث، بحث قتل یک زن نیست؛ بلکه به‌مراتب بیش از قتل زنان، به دلیل کمبود‌ها و محدودیت‌ها با قتل و مرگ تدریجی زنان ایرانی مواجهیم و لازم است به این مسئله نیز به‌قدر کافی و وافی توجه شود.»

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب توضیح داد: «مرگ تدریجی زنان را ممکن است فرهنگ به زنان ایرانی تحمیل کند، ممکن است شرایط اقتصادی به آنان تحمیل کند و همچنین ممکن است به دلایلی بجز اینها دچار مرگ تدریجی شوند.»

    او اضافه کرد: «چه بسا زنان فعال در اقتصاد کشاورزی یا صنعتی که به دلیل مشکلات معیشتی و اقتصادی ناچارند کار کنند و به این دلیل که از امکانات رفاهی و درمانی کافی برخوردار نیستند، دچار مرگ زودرس یا تدریجی می‌شوند.»

    این نماینده ادوار مجلس همچنین با اشاره به اقداماتی که پیش از این در راستای جلوگیری از این معضل انجام گرفت، اما همچون لایحه «منع خشونت علیه زنان» به فرجام نرسید، گفت: «ما در مجلس دهم طرحی را به‌منظور حمایت از اشتغال زنان ارائه کردیم که اتفاقاً برای ابعاد گوناگون این بحث اعم از درمان و آموزش زنان و همچنین منبع بودجه آن پیش‌بینی‌های دقیقی صورت گرفت، اما به‌رغم آن‌که تدوین این طرح در راستای اجرای اهداف برنامه پنج‌ساله توسعه بود و اساساً در برنامه توسعه دولت و مجلس مکلف به تدوین و تصویب چنین قانونی بودند، درنهایت آن طرح نیز در دور باطل و بروکراسی پیچیده و ناکارآمد نظام تقنینی کشور گم شد و هرگز به جایی نرسید.»

    زنان کارگر در حال حاضر یا صدقه‌بگیر هستند یا تحت ستم

    جلودارزاده با ابراز تاسف از این‌که «زنان کارگر در حال حاضر یا صدقه‌بگیر هستند یا تحت ستم»، خواستار توجه جدی مسئولان به این حوزه شد و گفت: «درواقع اگرچه قتل ناموسی و کشتن زنان مسئله بسیار مهمی است، اما واقعیت این است که زنان ایرانی حتی اگر به این شیوه به قتل نرسند هم به‌شدت تحت تبعیض قرار دارند و به مرگ‌های زودرس و تدریجی دچار می‌شوند. نکته‌ای که ازقضا در دوران کرونا نیز آشکار بود؛ چنان‌که وقتی آمار بیماران و کشته‌شدگان ناشی از کرونا را بررسی کنیم، می‌بینیم زنان بسیاری به دلایلی همچون ضعف در مراقبت یا الزام به کار برای تامین معاش، از درمان و مراقبت بهداشتی لازم برخوردار نشده و درحالی جان باختند که کسی هم به کشته شدنشان توجه ویژه‌ای نشان نداد!»

    او در پایان دولت چهاردهم را خطاب قرار داد و از مسعود پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهور و تمامی اعضای دولت موسوم به «وفاق ملی» خواست که به این معضل‌ها توجه داشته باشند و مانع از تداوم این تبعیض‌های ناروا علیه زنان شوند.

  • افزایش «زن‌کُشی» در ایران / وقوع این فاجعه در کدام استان‌ها بیشتر است؟

    افزایش «زن‌کُشی» در ایران / وقوع این فاجعه در کدام استان‌ها بیشتر است؟

    به گزارش اقتصادران، آمارهای مربوط به قتل‌های ناموسی، آنطور که باید در ایران پوشش داده و رسانه‌ای نمی‌شوند، اما گزارش‌های پراکنده و اخبار روزانه در این زمینه، حاکی از عمق فاجعه‌ هستند. طبق برآوردها، سالانه بیش از ده‌ها و چه بسا صدها زن در کشور، قربانی قتل‌های ناموسی یا خشونت خانگی می‌شوند؛ کما اینکه در سال ۱۴۰۳ نیز فعالان حقوق زنان از افزایش نگران‌کننده آمار در این خصوص خبر داده بودند، اما این آمار صرفاً نوک کوه یخ هستند؛ چرا که بسیاری از این جنایات در خفا و پستوی خانه‌ها مدفون می‌مانند و پرده از آنها برداشته نمی‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد اکثر این قتل‌ها توسط «شوهر» قربانیان رخ داده است.

    «زن‌کُشی» به‌ عنوان یکی از شدیدترین شکل‌های خشونت علیه زنان، پدیده‌ای است که ریشه در تاریخ، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی جوامع مختلف دارد. تاریخ زن‌کُشی در ایران نشان‌دهنده تاثیر عمیق سنت‌ها، باورهای مردسالارانه و نابرابری‌های حقوقی بر زندگی زنان است. در جامعه‌ای که گاه خشونت علیه زنان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم توجیه شده، زن‌کُشی نه‌تنها به‌عنوان یک جنایت فردی بلکه به‌ عنوان بازتابی از مشکلات ساختاری و اجتماعی باید مورد بررسی قرار گیرد.

    قبل از سال ۱۴۰۰ مقاله‌های دانشگاهی که به بررسی قتل زنان و دختران می‌پرداختند، آمار این‌گونه قتل‌ها را سالانه بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد اعلام می‌کردند که استان‌هایی همچون «کردستان، خوزستان، ایلام و سیستان و بلوچستان» در رده بالاتری نسبت به استان‌های دیگر قرار داشتند.

    طی پنج سال گذشته، نام‌هایی چون رومینا اشرفی و مونا حیدری نه فقط به‌عنوان قربانیان خشونت خانگی و قتل‌های ناموسی، بلکه به‌عنوان نمادهایی از یک بحران عمیق اجتماعی در ایران ثبت شده‌اند.

    اگرچه اخبار قتل زنان و دختران در اکثر مواقع در کشور ما رسانه‌ای نمی‌شود، اما از شاخص‌ترین قتل‌های صورت‌گرفته با انگیزه ناموسی در طول یک سال گذشته می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    فروردین ماه ۱۴۰۳

    ۸ فروردین ماه، زنی میانسال توسط همسر خود در یکی از محله‌های سمنان با انگیزه مسائل ناموسی با ضربات چاقو به قتل رسید. دختر ۱۲ ساله این خانواده به پلیس گفت که پدرش فرد شکاکی بود و سر کوچک‌ترین مسائل به رفتارهای مادرش مشکوک می‌شد و او را کتک می‌زد.

    ۱۰ فروردین ماه، دختری ۲۱ ساله در یکی از روستاهای مرزی شهرستان آبادان توسط پدرش با انگیزه آنچه ناموس نامیده می‌شود، خفه شد و به قتل رسید. طبق گزارش‌ها، خانواده مقتول، پس از حادثه، اعلام رضایت کرده‌اند.

    ۱۹ فروردین ماه، یک زن ۲۷ ساله در اهواز با ضربات متعدد چاقو توسط برادرانش با انگیزه مسائل ناموسی به قتل رسید. طبق گزارش‌ها، برادران این زن جوان مقابل چشمان همسرش، او را به قتل رسانده‌ و همسر خواهرشان را که قصد مداخله داشت، مجروح کردند.

    اردیبهشت ماه ۱۴۰۳

    ۶ اردیبهشت ماه، زنی ۲۳ ساله به نام ساجده، اهل روستای کورده از توابع مشهد توسط برادر ۱۷ ساله خود با انگیزه ناموسی به قتل رسید. طبق گزارش‌ها، خانواده مقتول پس از انتقال جسد به بیمارستان سعی داشتند مرگ او را طبیعی جلوه دهند، اما مأموران به خانواده مظنون می‌شوند و برادر مقتول را بازداشت می‌کنند. متهم در اعترافات خود عنوان کرد که پس از طلاق گرفتن ساجده از شوهرش، از جانب مردم تحقیر می‌شد؛ از همین رو با انگیزه ناموسی و به دلیل جلوگیری از بدنامی، در یک اصطبل روستایی خواهرش را خفه کرد و کشت.

    ۱۵ اردیبهشت ماه، زنی ۲۴ ساله در مشهد با ضربات چاقو توسط همسرش با انگیزه مسائل ناموسی به قتل رسید.

    ۱۷ اردیبهشت ماه، زنی جوان در تهران به دست نامزد خود با انگیزه مسائل ناموسی به قتل رسید. متهم پس از این جنایت جسد مقتول را مثله و پس از دستگیری، به قتل اعتراف کرد.

    ۱۸ اردیبهشت ماه، «زهرا عزیزی» در یکی از روستاهای کرمانشاه با انگیزه ناموسی توسط برادرش به آتش کشیده شد و جان باخت.

    خرداد ماه ۱۴۰۳

    ۱۹ خرداد ماه، یک دختر و پسر اهل شهرستان ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان به خاطر هرآنچه ناموس نامیده می‌شود، توسط بستگان دختر با شلیک اسلحه گرم به قتل رسیدند.

    ۳۱ خرداد ماه، «نرگس موسوی» در استان گیلان توسط همسرش با انگیزه ناموسی و با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید.

    تیر ماه ۱۴۰۳

    تیرماه سال گذشته گزارش یک درگیری مرگبار با سلاح گرم در تهران به پلیس اعلام شد که طی آن، مردی با شلیک دو گلوله به سر دختر ۱۶ ساله‌اش او را به قتل رساند. قاتل در اعترافات خود گفته بود: وقتی فهمیدم دخترم با مردی غریبه ارتباط دارد، تصمیم به قتل گرفتم. حالا هم نه پشیمان هستم و نه عذاب وجدان دارم، باید دخترم را می‌کشتم.

    متهم از جنبه عمومی جرم به ۱۰ سال حبس، به جرم حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز به ۵ سال حبس و قدرت‌نمایی با سلاح گرم به ۲ سال حبس محکوم شد.

    مرداد ماه ۱۴۰۳

    ۶ مرداد ماه، یک زن با هویت «جانه پیرنژاد»، ۲۵ ساله و مادر دو دختر خردسال در روستای کوزه‌رش از توابع سلماس –  آذربایجان غربی توسط پدر خود با انگیزه مسائل ناموسی به قتل رسید.

    شهریور ماه ۱۴۰۳

    اوایل شهریور ماه، دختری ۱۷ ساله به نام «مبینا زینی‌وند» در ایلام توسط پدرش با شلیک گلوله به قتل رسید. متهم ۵۶ ساله، طی بازجویی انگیزه خود را از قتل مسائل ناموسی اعلام کرد.

    ۱۷ شهریور ماه، یک دختر بلوچ ۱۷ ساله به نام «نازنین بلوچی» توسط پسرعمویش در شهرستان نیکشهر – سیستان و بلوچستان به قتل رسید. طبق اعلام خبرگزاری‌های محلی، متهم با انگیزه ناموسی پس از شنیدن خبر جدایی نازنین از همسرش، به محل زندگی نازنین رفت و او را کشت.

    ۲۶ شهریور ماه، یک زن باردار ۴۰ ساله در بمپور استان سیستان و بلوچستان توسط برادرش با سلاح گرم، با انگیزه هر چه که ناموس نامیده می‌شود، به قتل رسید.

    بهمن ماه ۱۴۰۳

    ۶ بهمن‌ ماه، در شهرستان پیرانشهر- آذربایجان غربی، دختری ۱۷ ساله به‌نام «کانی عبداللهی»، با انگیزه‌ای ناموسی توسط پدرش به قتل رسید. این دختر نوجوان به‌دلیل ارتباط با یک‌پسر، توسط پدرش با ضربات چاقو به‌شدت زخمی شد و جان خود را از دست داد.

    بامداد ۱۰ بهمن ماه، «عاطفه زغیبی»، دختر ۱۷ ساله شوشتری، به دست پدر و برادرش با شلیک ۱۶ گلوله، در حالی که به نوزاد خود شیر می‌داد، به قتل رسید. این زن دو سال پیش با مرد جوانی که قصد ازدواج با او را داشت، فرار کرده بود. یک سال قبل، همسر عاطفه طی یک نشست عشیره‌ای، مبلغ ۶ میلیارد ریال به خانواده او پرداخت کرد تا اختلافات حل شود، اما پدر عاطفه علی‌رغم دریافت وجه، تهدید کرده بود که دخترش را خواهد کشت.

    ۲۹ بهمن ماه، زن جوانی به نام «دنیا حسینی» بعد از هشت سال تحمل مداوم خشونت خانگی از سوی همسرش، تنها به‌دلیل درخواست طلاق، توسط پدر خود کاردآجین شد. پس از وقوع این حادثه در استان کرمانشاه، نیروهای انتظامی و مقامات قضائی وارد عمل شدند و تحقیقات درباره این قتل خانوادگی و منتسب به ناموس آغاز شد.

    خانواده‌ مقتول مخالف طلاق دخترشان بودند. دنیا سه روز پس از طلاق، به خانه پدر و مادرش بازگشت و تنها یک روز بعد به شکلی فجیع توسط پدرش کشته شد.

  • پنهان‌کاری آماری علیــه زنان / آمار زن کشی در ایران بالا رفته است؟

    پنهان‌کاری آماری علیــه زنان / آمار زن کشی در ایران بالا رفته است؟

    به گزارش اقتصادران، در غیاب آمارهای رسمی مربوط به خشونت علیه زنان، این گزارش‌های غیررسمی، رسانه‌ای و اطلاعات منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی است که تصویری از وقوع این خشونت‌ها به دست می‌دهد. گزارش اخیر روزنامه هم‌میهن نشان داد که در سه‌ماه نخست سال‌های ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ دست‌کم ۸۵ ‌زن و دختر از سوی  شوهر، پدر، برادر و مردان نزدیک به آنها، کشته شده‌اند، تهران در صدر زن‌کشی است، درمجموع آمارهای بین‌المللی از قتل بیش از پنج زن در هر ساعت خبر می‌دهند و حالا باید قتل فجیع دو زن در ایران در هفته‌های اخیر را هم به این آمار اضافه کرد.

    کمیسیون زنان بنیاد باران به مناسبت 25 نوامبر (روز جهانی منع خشونت علیه زنان)، نشستی تخصصی با موضوع زن‌کشی برگزار کرد. در این نشست شهیندخت مولاوردی، حقوقدان و معاون اسبق امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، الهه کولایی، استادتمام دانشگاه تهران و نماینده مجلس ششم، کامبیز نوروزی، حقوقدان، شهناز سجادی، دستیار حقوق شهروندی معاون اسبق زنان در ریاست‌جمهوری و کتایون مصری، پژوهشگر مطالعات زنان و جنسیت حضور داشتند.

    کتایون مصری، پژوهشگر مطالعات زنان در ابتدای این نشست، مسئله چندوجهی بودن خشونت علیه زنان را واکاوی کرد و آن را موضوعی جهانی دانست. به گفته او، واکاوی علل متعدد قتل‌های خانوادگی که تحت عنوان زن‌کشی مورد بررسی قرار می‌گیرد، باید در یک بستر تاریخی و گفتمان فرهنگی که به هژمونی مردان در جامعه وجاهت می‌بخشد، بررسی شود. این موضوع یک امر جهان‌شمول است و سازمان ملل آمارهای متعددی از این قتل‌ها اعلام می‌کند.

    به گفته او، در کشور آمارهای شفافی در این زمینه وجود ندارد اما با دو قتل اخیر برخی آمار‌ها از سوی مرکز آمار اعلام شد: «با وجود اینکه بسیاری از کشورها ازجمله ما به مرحله گذار رسیده و تمایل بسیار زیادی به مصادیق مدرنیته در زندگی روزمره داریم، اما همچنان زندانی باورهایی هستیم که اعمال انواع خشونت علیه زنان را از قتل تا خشونت فیزیکی و کلامی و… توجیه می‌کند. باوری که منبعث از سنت‌های عرفی و تفسیرهای سلیقه‌ای است و جایگاه فرودست زنان را تثبیت می‌کند.»

    مصری به آمارهای جهانی خشونت علیه زنان هم اشاره کرد که طبق آن سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است، در سال‌های 2023 و 2024 بیش از 70 درصد زنان در دنیا قربانی خشونت از سوی همسران و مردان زندگی خود شده‌اند: «در کشور ما آمارهای شفافی نیست و اگر هم باشد ناقص است؛ چون بسیاری از خشونت‌ها پنهان می‌ماند.

    با این وجود در سه‌ماه اول سال‌های 1401 تا 1403 دست‌کم 85 زن و دختر از طرف همسر، برادر، پدر و سایر نزدیکان کشته شدند. آخرین اطلاعات مرکز آمار هم گویای همین آمار است و ثابت می‌کند در بهار امسال 16264 نفر با انگیزه یا ادعای همسرآزاری به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند که از این رقم 15764 مورد را زنان تشکیل می‌دادند.

    علاوه بر باورهای عرفی که این خشونت‌ها را طبیعی می‌داند و نشان‌دهنده ورود سازمان‌های دولتی و نهادهای مدنی است، حساس‌سازی مردم نسبت به انواع خشونت‌ها ـ نه‌فقط آنها که منجر به قتل می‌شود ـ حتی نسبت به خشونت کلامی و روانی که در محیط جامعه و کار تحت توجیهات حقوقی، کاملاً قانونی دیده می‌شود، باید برانگیخته شود.»

    آمارهای جهانی خشونت علیه زنان

    کارشناسان زیادی معتقدند خلأ قانونی و حقوقی یکی از مهم‌‌ترین عواملی است که به موضوع خشونت علیه زنان دامن می‌زند. شهیندخت مولاوردی، حقوقدان، توضیحات بیشتری درباره ابعاد این عوامل مطرح کرد. او از موارد قتل زنان در هفته‌های اخیر گفت: «در هفته‌های اخیر با اشکال تکان‌دهنده خشونت در جامعه خود روبه‌رو شدیم؛ از قتل یک خبرنگار، خودکشی دو دانش‌آموز و یک روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و مرگ مشکوک یک دختر 11ساله در کاشمر و به گفته آقای فیاض- جامعه‌شناس- گویی با یک اپیدمی خودکشی و قتل روبه‌رو هستیم.

    پدیده‌های اجتماعی مثل خودکشی و خشونت مثل یک منشور چندوجهی‌اند و نمی‌توان گفت که یک عامل دارند. در خشونت هم چندین عامل در هم‌افزایی با هم منجر به وضعیتی می‌شوند که شاهد آن هستیم. انواع فشارها و محدودیت‌هایی که از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، بین‌المللی و روانی در هم‌افزایی با هم منجر به وضعیت فعلی می‌شوند.»

    او در مورد بیانیه‌های اخیر انجمن‌های روانشناسی و روانپزشکی گفت: «هیچ‌کدام از ما مصون از این اختلالات نیستیم. زمانی که در دولت بودیم گزارش‌هایی داشتیم که اشاره می‌کردند بالای 70 درصد جامعه دچار درجاتی از این اختلالات هستند و این موضوع نشان می‌دهد این وضعیت نیاز به یک مدیریت اساسی و برنامه کاربردی داریم.

    این فشارهای روانی یک بحران جمعی را رقم زده است. نباید فراموش کنیم که این حوادث در خلأ اتفاق نیفتاده و اگر می‌خواهیم در کنترل آن موثر باشیم، باید به این عوامل توجه کنیم. به درستی و به صورت دقیق برای ما ثابت شد که خشونت علیه زنان همه مرزهای تحصیلات، طبقه، مذهب، فرهنگ و… را درنوردیده و متغیرهایی چون تحصیلات و طبقه بالا مصونیت در برابر خشونت ایجاد نمی‌کند و نمی‌توان به‌راحتی مطرح کرد که خاص مناطق کمتر توسعه‌یافته یا جهان سوم است.»

    نهاد زنان سازمان ملل به‌تازگی و در آستانه روز جهانی منع خشونت، گزارشی منتشر کرد که شهیندخت مولاوردی آمارهایی از آن را مطرح کرد. طبق این گزارش درحالی‌که در کشورهایی چون ایران آمارهایی از خشونت زنان نداریم، در سال‌های اخیر دسترسی به داده‌ها در سطح جهانی بهبود یافته و برای 161 کشور در دسترس است. در کنار آن تغییرات آب‌وهوایی و تغییر اقلیم، بهداشت و… به خشونت علیه زنان دامن زده است.

    زن‌کشی، خشونت جنسی، ختنه زنان، خشونت ناشی از فناوری، خشونت اقتصادی و… از مصادیق خشونت علیه زنان قلمداد شده و بحران‌های اقلیمی این خشونت‌ها را تشدید کرده، آنها را به حاشیه می‌راند و با اشکال متعددی از تبعیض مواجه می‌کند. 80 درصد کسانی که به‌دلیل تغییرات آب‌وهوایی آواره شدند، زنان‌اند و تقریباً از هر سه زن، یک زن یک بار در زندگی خود مورد خشونت فیزیکی و جنسی شریک جنسی یا غیر آن قرار می‌گیرد.

    در این گزارش آمده، تغییرات آب‌وهوایی، بهداشت و بحران‌های بشردوستانه، به خشونت علیه زنان دامن ‌می‌‌زند و زن‌کشی، خشونت جنسی، قاچاق انسان و استثمار زنان، ختنه زنان، خشونت ناشی از فناوری علیه زنان، خشونت علیه زنان در زندگی عمو‌می‌ و خشونت اقتصادی را از مصادیق خشونت دانسته است.

    براساس این گزارش، تخمین زده ‌می‌‌شود که 736 ‌میلیون زن – تقریباً از هر سه‌نفر، یک‌نفر – حداقل یک‌بار در زندگی خود مورد خشونت فیزیکی یا جنسی شریک صمیمی‌، خشونت جنسی غیرشریک یا هر دو قرار گرفته‌اند (30 درصد از زنان و زنان 15 ساله و بالاتر). این آمار شامل آزار جنسی ‌می‌‌شود. زنانی که خشونت را تجربه کرده‌اند بیشتر از افسردگی، اختلالات اضطرابی، بارداری‌های برنامه‌ریزی‌نشده، عفونت‌های مقاربتی و اچ‌آی‌وی رنج ‌می‌‌برند که پیامدهای طولانی‌مدتی دارد.

    بیشتر خشونت علیه زنان توسط شوهران فعلی یا سابق یا شرکای صمیمی‌ انجام ‌می‌‌شود. بیش از 640 ‌میلیون زن 15 ساله و بالاتر (26 درصد) مورد خشونت شریک جنسی قرار گرفته‌اند. این گزارش نشان ‌می‌دهد که در سال 2022، حدود 48 هزار و 800 زن در سراسر جهان توسط شریک جنسی خود یا سایر اعضای خانواده کشته شده‌اند.

    این به آن معناست که به‌طور متوسط ​​هر ساعت بیش از پنج زن یا دختربچه توسط یکی از اعضای خانواده خود کشته ‌می‌‌شوند. زنانی که از انواع تبعیض رنج ‌می‌‌برند با خطر بیشتری از خشونت روبه‌رو و برابر عواقب آن آسیب‌پذیرترند. دختران نوجوان بیشتر از زنان بالغ در معرض خطر خشونت شریک جنسی قرار دارند. در سن 19 سالگی، تقریباً یک‌ دختر از هر چهار دختر نوجوان (24درصد) که در یک رابطه بوده‌اند، قبلاً توسط شریک زندگی خود مورد آزار جسمی‌، جنسی یا روانی قرار گرفته‌اند.

    گزارش اخیر سازمان ملل نشان می‌دهد، بحران‌های اقلیمی‌ و بهداشتی به خشونت علیه زنان دامن ‌می‌‌زند. بحران‌های درهم‌تنیده ازجمله بحران‌های اقتصادی، درگیری‌ها و تغییرات آب‌وهوایی، خشونت‌های مبتنی بر جنسیت را تشدید ‌می‌‌کنند و زنان به حاشیه رانده‌شده با اشکال نامتناسب و متعددی از تبعیض‌های متقاطع مواجه‌اند.

    قانون کفایت نمی‌کند

    سخنران بعدی نشست، کامبیز نوروزی، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری بود. او از نوع مواجهه پیشگیرانه با جرائم گفت که وابسته به خصوصیات جرم‌شناسی است. برای مثال کلاهبرداری و خیانت در امانت و ثروت به‌شدت وابسته به کیفیت اقتصادی یک جامعه است؛ هرچه بحران اقتصادی بیشتر، احتمال وقوع آن بیشتر. اما برخی بنیادهای تاریخی، روانشناختی و سنتی عمیقی دارند و به‌شدت چندعاملی‌اند: «مواجهه پیشگیرانه با این نوع از جرائم بسیار پیچیده، درازمدت و دشوار است. زن‌کشی و همسرکشی یکی از این نوع جرائم است.

    از نظر حقوقی محض به همه آنها قتل گفته می‌شود و این تفکیک‌ها به‌واسطه جرم‌شناسی این موضوع است. از پیچیدگی‌های این نوع جرائم، روان‌شناختی بودن و ارتباط با ساختار عاطفی آنهاست. حقوق یا نهاد خانواده، پیچیده است و قانون در نظام خانواده و روابط زوجین و فرزندان با آنها خیلی کارکرد ندارد، اگرچه نافی قوانین حمایتی نیستم و این نگاه به این معنا نیست که قانون‌گذار نهاد خانواده را رها کند.

    این نهاد به‌شدت وابسته به نظام‌های سنتی و عرفی و اخلاق عمومی است.» نوروزی اعتقاد داشت، در جرم همسرکشی اعم از زن‌کشی و شوهرکشی، خصوصیات روانشناختی و عاطفی به‌شدت موثر است و به ساختارهای سنتی جامعه برمی‌گردد: «در این ساختارها مردان به‌خصوص تکالیفی را برعهده خود احساس می‌کنند. گزارش‌ها نشان می‌دهد، زن‌کشی در گروه‌های فرودست بیشتر است.

    در نظام آماری ما آمارهای کیفری در دسترس نیستند و همین به ما اجازه یک نگاه دقیق و کلی را نمی‌دهد. اطلاعات ما ناشی از گزارش‌های رسانه‌ای و پلتفرم‌هاست. نمی‌دانیم چقدر همسرکشی وجود دارد. از نظر روش‌شناسی هم نمی‌شود جمعیتی را نمونه گرفت. هرسال باید تمام‌شماری کرد. قربانی و قاتل چه خصوصیاتی دارند و… را نمی‌دانیم. مطالعات علمی چندانی هم در این زمینه انجام نشده و کار دشواری است.

    چون دسترسی به قاتل بعد از وقوع قتل باید در زندان اتفاق بیفتد که معمولاً اجازه داده نمی‌شود و گفت‌وگو با این فرد در زندان به‌شدت دشوار است. یکی از بهترین مطالعات مربوط به سال 1381 را دکتر محمد آشوری و شهلا معظمی انجام داده‌اند، بنابراین قادر نیستیم یک تصویر روشن از وضعیت همسرکشی در کشور داشته باشیم.»

    نوروزی توضیح داد از زمانی که گوشی‌های هوشمند وارد میدان شدند، گردش اطلاعات به‌شدت افزایش یافته و اینکه اطلاعات بیشتری داریم الزاماً به‌معنای افزایش نیست: «جامعه ایران به‌شدت و به عریانی جرم‌زاست اما برای آنکه اسیر سیاست نشویم و تحلیل دقیق‌تری داشته باشیم نیازمند آمارهایی هستیم که نداریم و صرفاً براساس گزارش‌های غیررسمی می‌توان صحبت کرد.

    شرایط جوامع با یکدیگر فرق می‌کند و جرم زن‌کشی وابسته به نظام‌های سنتی و ساختارهای روانی افراد است. در زن‌کشی چند عامل موثر است: معمولاً این جرم در اقشار فرودست اتفاق می‌افتد در بین سنین 20-19 تا 40 سال بیشتر است. در مردان دو عامل در زن‌کشی موثر است: مورد اول؛ شکست‌های سنگین عاطفی و عشقی است.

    در چند فقره اسیدپاشی سال‌های قبل همه از این نوع بودند که دختر یا رابطه را رها کرده یا جدا شده و احتمالاً یک سابقه بشری در این قتل‌ها موثر باشد و آن هم حس مالکیتی است که مرد به زن دارد. نوع دیگر؛ قتل‌های ناموسی است که به مقصود حراست از نوعی شرافت اتفاق می‌افتد.

    زن یا دختر، کاری می‌کند که با معیارهای اخلاقی یک گروه اجتماعی سازگار نیست و طبق داوری مرد، رفتار او باعث لکه‌دار شدن آن گروه اجتماعی است که جز با خون پاک نمی‌شود. این مورد از زن‌کشی بسیار پیچیده و مبتنی بر سنت‌های عمیق تاریخی است. دادگستری خوزستان پر از پرونده‌های این نوع زن‌کشی است که اصلاً پرونده را رها می‌کنند. در این سنت تمام طایفه مرگ را شایسته آن زن می‌دانند.»

    نوروزی از قتل مونا حیدری گفت که با همراهی عمو و پدرش به ایران برگردانده، با همکاری آنها در اختیار همسرش قرار داده شد و اولیای‌دم رضایت دادند: «در خیلی از این قتل‌ها اساساً شکایتی نمی‌شود و حداکثر خانواده یک آگهی فقدان می‌دهد و خودشان آن زن را دفن می‌کنند. اینجا با وضعیتی پیچیده روبه‌رو هستیم؛ این خانواده‌ها الزاماً بی‌سواد، فقیر و ناآگاه نیستند.

    ارزش‌هایی بر آنها حاکم است و تا وقتی نظام قبایلی ذیل توسعه سراسری اجتماعی نباشد، این سنت‌ها پابرجاست.» او یکی از مشکلات اساسی بی‌نظمی حقوقی در ایران را ورم حقوقی دانست و معتقد بود، خود قانون‌گذاری به یک تروما تبدیل شده است: «قانون مسئله را حل نمی‌کند. در لایحه پیشگیری از آسیب‌دیدگی زنان، بخش زیادی از ضمانت‌های اجرایی شامل جریمه و حبس مرد شده است.

    این نوع ضمانت‌های اجرایی در ساختار خانواده در ایران کارکرد ندارد. این بحران‌ها را حل کنید، موضوع درست می‌شود. نهاد خانواده را از چنگ بحران اقتصادی، اخلاقی و ارزشی رها کنید، موضوع درست می‌شود. برای مثال در نسل‌های 60 و 70  بین زنان و مردان این سوال وجود داشت که چادر خوب است یا بد؟ این سوال اخلاقی بود. مرد یا زنی که با انواع مشکلات اقتصادی درگیر است، می‌شکند و در خانه بازتاب پیدا می‌کند. براساس اطلاعات منتشرشده در روزنامه‌های سال‌های 77 تا 87، استخراج کرده‌ام که 150 مورد شوهرکشی گزارش شده است.»

    مسائل مربوط به زنان به کندی پیش می‌رود

    شهناز سجادی، دستیار حقوقی شهروندی معاون رئیس‌جمهور اسبق که در تدوین لایحه پیشگیری از آسیب‌دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنها در برابر سوءرفتار تلاش زیادی کرده هم یکی دیگر از سخنران‌های این نشست است و درباره مراحل تصویب این لایحه توضیح داد و گفت: «خشونت علیه زنان در ایران از قدیم بوده تا جایی که در قوانین مدونی که در سال 1304 تصویب شد، خشونت علیه زنان هم تحت عناوینی، در نظر گرفته شده بود. در قوانین کیفری و مدنی، حق و حقوق زنان و جرائمی که علیه آنها اتفاق می‌‌افتاد از نظر مجازات، در قوانین اولیه سال 1304، در نظر گرفته شد.

    در سال 1311 هم که قانون مدنی تصویب شد، پیش‌بینی‌هایی درباره مجازات جرائم علیه زنان هم صورت گرفت. با این همه اما هیچ قانون خاصی برای زنان نداشتیم، شاید هم این ضرورت به‌اندازه امروز احساس نمی‌شد که قانونی مختص زنان و کودکان داشته باشیم. اما هرچقدر جلوتر رفتیم، با رشد مهاجرت‌ها و ورود بیشتر زنان به عرصه اجتماعی و علمی منجر شد تا تهدیدات علیه زنان هم بالا برود.»

    او در ادامه توضیح داد: «شاید به همین دلیل بود که از دهه 90، این فکر در میان دولت‌ها شکل گرفت تا قوانینی ویژه زنان و کودکان تدوین کنند. در همین راستا هم حرکت‌هایی دیده شد که لایحه منع خشونت علیه زنان یکی از آنها بود که در دولت دهم شکل گرفت.آن زمان خانم مجتهدزاده که معاون زنان ریاست‌جمهوری بود، تلاش زیادی کرد و توانست این لایحه را بنویسد که بعدها عنوانش به تامین امنیت زنان در برابر خشونت تغییر کرد.

    اما وقتی این لایحه به دولت یازدهم رسید، همزمان در قوانین مجازات اسلامی سال 92 اصلاحاتی ایجاد شد و درنهایت ناچار شدند تا بخش کیفری این لایحه را بازبینی کنند و متناسب با قانون جدید به آن بپردازند.» براساس اعلام او، تنظیم سند ملی زنان هم که در دولت یازدهم شکل گرفت، یکی دیگر از این اقدامات بود. قانون برنامه توسعه پنج‌ساله، دولت را مکلف کرده بود که برای تامین امنیت زنان و کودکان در برابر خشونت، این سند را تنظیم کند.

    اما مسیر پیچیده‌ای را طی کرد: «این لایحه از معاونت زنان به وزارت کشور فرستاده شد، آنجا دستخوش تغییرات اساسی شد و به دولت برگشت. تغییرات آن به اندازه‌ای بود که معاونت زنان حاضر نشد این سند را با تغییراتش اجرا کند و دوباره سند را به‌شکل دلخواه تنظیم کرد. با اینکه دولت مکلف بود تا سال 99 که پایان برنامه پنج ساله توسعه بود، این سند را تنظیم کند اما هیچ خبری از آن نیست به‌طورکلی مسائلی که درباره زنان است، چه سند و چه طرح، خیلی به کندی پیش می‌رود، زمانی هم که اعتراض می‌شود، می‌گویند در اولویت نیست. مسائل مربوط به زنان و کودکان در اولویت آخر است. همانطور که لایحه حمایت از کودکان، 12-11سال طول کشید تا تصویب شود.»

    براساس اعلام دستیار حقوقی شهروندی معاون رئیس‌جمهوراسبق، مسئله دیگری که بین صاحبنظران حاکمیت وجود دارد، تشکیل یک نهاد متمرکز در حوزه زنان است: «در حال حاضر زنان در حوزه‌های مختلفی حضور دارند، در معاونت زنان ریاست‌جمهوری، در کمیسیون‌های متعدد، استانداری‌ها، شهرداری‌ها، شورای عالی انقلاب فرهنگی و… اما خروجی آنها صفر است، البته در مورد مسئله حجاب خیلی سریع خروجی می‌دهند. الان بحث این است که وزارت زنان و خانواده تشکیل شود یا سازمان زنان و خانواده که بتواند در حوزه زنان تصمیم‌ساز باشد. لازم است این مسائل به نتیجه برسد.»

    از نظر سجادی، یکی از اتفاقات نادری که در حوزه زنان رخ داده که در 20 سال گذشته دیده نمی‌شد، اشتراک‌نظر بین جامعه زنان در دو جناح راست و چپ است: «قبلاً اینطور نبود که حوزه زنان مورد توجه قرار بگیرد، اما حالا زنان جناح راست هم به همان حرف‌هایی رسیده‌اند که ما 20 سال پیش درباره آن صحبت می‌کردیم.

    ما بارها گفته‌ایم که دیه زن و مرد مساوی باشد، در قانون مجازات اسلامی که در سال 92 اصلاح شد، تاکید کرده که اگر مردی، زنی را بکشد و خانواده زن اصرار به قصاص داشته باشند، باید مابه‌‌التفاوت دیه مرد پرداخت شود. از کجا؟ از صندوق تامین خسارات. اما به‌دلیل کمبود بودجه، این صندوق پولی ندارد و مردان سال‌ها در زندانند تا بودجه تامین شود و مجازات قصاص اجرا شود. شاید هم این‌کار را می‌کنند تا آمار قصاص و اعدام را پایین نگه دارند. نمی‌دانیم.»

    تلاش برای حذف واژه خشونت

    او می‌گوید که در تمام طرح‌ها و لایحه‌ها، واژه خشونت را حذف کرده‌اند، از به‌کار بردن کلمه خشونت واهمه دارند و همه‌جا آن را حذف کرده‌اند؛ حتی در این لایحه پیشگیری از آسیب‌دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنها در برابر سوءرفتار هم تلاش شده تا اسمی از خشونت برده نشود: «سوءرفتار می‌تواند یک رفتار غیرمتعارف باشد، اما خشونت منجر به جنایت و قتل می‌شود.

    درواقع تلاش کرده‌اند تا کمی فضا را تلطیف کنند، این لایحه در دولت دهم شکل گرفت و آماده شد، در دولت یازدهم به‌روزرسانی شد، بعد از تایید در کمیسیون‌های اصلی و فرعی دولت، به این دلیل که جنبه قضایی و کیفری داشت، به قوه‌قضائیه فرستاده شد تا نظر دهند، اما آنجا حتی عنوانش را تغییر دادند. بعدها که با مسئولان معاونت اجتماعی صحبت کردیم، گفتند که این لایحه در کارگروه‌هایی که در قم و مشهد تشکیل شده، از سوی طلاب در حال بررسی است.

    پس از بررسی و اعمال تغییرات، این لایحه در کشوی میز رئیس قوه‌قضائیه قرار گرفت. ماه‌های زیادی در این وضعیت بود تا درنهایت توانستیم به‌شکلی این لایحه را از قوه‌قضائیه خارج کنیم و در سال 99 به مجلس بفرستیم. در این فاصله نمایندگان مجلس طرحی را با همین عناوین و با همین ساختار تنظیم کردند و درنهایت این طرح مجلس و لایحه دولت‌های یازدهم و دوازدهم ادغام شد.

    بسیاری از نکات لایحه اولیه حذف شد اما شکل اصلی‌اش را حفظ کردند و نکات خوبی هم دارد. یکی از آنها مسئله تهدید علیه زنان بود که قابلیت پیگیری دارد.» به گفته او، اگر زنی مورد تهدید قرار گیرد یا احساس تهدید داشته باشد، می‌تواند به مراجع قضایی مراجعه کند، این مسئله تنها برای زنان در نظر گرفته شده است و بعد از اعلام این موضوع دادستان باید برای او اقدامات تامینی انجام دهد و ازجمله اینکه به زن اجازه خروج از خانه دهد و… در بخش دیگری هم به اقدامات حمایتی بعد از وقوع جرم اشاره شده. این لایحه موضوع زنان را فراقوه‌ای دیده و تمام وزارتخانه‌ها را موظف به ورود کرده است.

    اگر این لایحه تصویب شود، شورای پیشگیری از وقوع جرم، مکلف به اجرای آن است. این شورا متشکل از 18-17 وزیر، نماینده قوه‌قضائیه، نایب‌رئیس مجلس و… است و شورای عالی پیشگیری از وقوع جرم، ناظر بر اجرای این لایحه است. برخی از دستگاه‌ها مانند بهزیستی هم موظف به تامین امنیت برای زنان شده است، مثل فرستادن آنها به خانه‌های امن. از سوی دیگر در پروسه‌های قضایی، زنان از پرداخت هزینه‌ها معاف هستند.

    در بحث خروج از کشور هم بنا بر ضرورت، دادگاه می‌تواند به او مجوز خروج دهد، البته باید ضرورت آن ثابت شود که شرکت در مجامع علمی و ورزشی ازجمله آنهاست. در کنار همه اینها نکته دیگر این لایحه، امکان استفاده زنان از بخش غیرقابل گذشت بودن جرائم است.

    به عقب برگشتیم

    الهه کولایی، استاد دانشگاه تهران، یکی دیگر از این سخنرانان بود که تاکید داشت، باید به وضعیت فرآیندهای جهانی و منطقه‌ای هم توجه کنیم و شرایط ایران را فارغ از روندهای جهانی نبینیم: «به فرآیند تلاش‌های جهانی که نگاه کنیم، می‌بینیم تلاش‌های وسیعی انجام شده، درباره مسائل مربوط به زنان و خشونت علیه آنها و نادیده گرفتن حقوق‌شان به اشکال گوناگون انجام شده اما حاصل همه این تلاش‌ها را در غزه، لبنان و کشورهای منطقه دیدیم. واکنش‌های جهانی در سطح حکومت‌ها به این نقض همه‌جانبه حقوق بشر را مشاهده کردیم.

    دسترسی به این آرزوها که در اسناد بین‌المللی و کنوانسیون‌ها ثبت شد، در کشور خود هم شاهد آن بودیم. مواردی مانند کنوانسیون سیدا و محو همه اشکال تبعیض علیه زنان که در کشور ما سرنوشت نامعلومی دارد. بعد از 20 سال دولت‌زایی در افغانستان، امروز می‌بینیم که زنان در افغانستان در چه شرایطی قرار دارند. اگر این عوامل مورد توجه قرار نگیرند، صرفاً وضع قانون چاره‌ساز نیست و نیاز به رویکردی کلان داریم که زمینه، زیربنا و بسترها را هدف قراردهیم.»

    کولایی قتل منصوره قدیری به دست همسر حقوقدانش را تکان‌دهنده خواند و گفت: «در جای خود قوانین هم به رفتار شکل می‌دهد، اهمیت آن را نفی نمی‌کنم اما باید به عوامل بازتولید‌کننده این رفتارها هم توجه کنیم. فرهنگ و آموزش‌های رسمی و غیررسمی و خوانشی بسته از مذهب، آن را تقویت می‌کند. ما در شرایطی صحبت می‌کنیم که قانونی به‌نام جوانی جمعیت وجود دارد، خشونت علیه زنان را با شدت زیادی به‌کار می‌گیرد و زن را به‌عنوان ابزار تولیدمثل در نظر می‌گیرد.

    درحالی‌که مسئله جمعیت تحت تاثیر عوامل متعددی است و تقلیل آن به یک وجه، یعنی خشونت سازمان‌یافته که قانون علیه زنان در جامعه اعمال می‌کند. قانون عفاف و حجاب یا تحمیل حجاب، نوع رفتاری که با زنان در این خصوص می‌شود، عین خشونت است و اینکه فکر کنیم حد یقفی برای آن وجود دارد، غیرواقعی است.»

    کولایی توضیح داد برخلاف همه باورهایی که به‌عنوان نسل 57 داشتیم، در عرصه عمل، چنین رفتارهایی بعد از 45 سال با زن در جامعه ایرانی شکل می‌گیرد و تبدیل به قانون می‌شود: «برای تغییر وضعیت زنان نیاز به اراده سیاسی داریم. نیاز داریم حکومت یک رویکرد انسانی را به زنان ترویج کند. ما شاهد تناقض‌ها، برگشت‌ها و صدمات بسیار سنگینی به آرمان‌های بشری هستیم. برخلاف آن تصویر خوشبینانه، امروز شاهد اتفاقاتی مانند خودکشی دسته‌جمعی زنان از ترس تجاوز در سومالی هستیم، آن هم در قرن بیست‌ویکم و بعد از این تلاش‌ها در چنین وضعیتی قرار داریم.

    ما دچار افراط‌گرایی دینی هم هستیم و دوباره به صدها سال پیش برگشتیم که انسان بودن زنان مورد سوال قرار می‌گیرد. واقعیت این است که جامعه بشری با چالش‌های اساسی در دفاع از حقوق انسان‌ها، زنان و کودکان روبه‌رو است. اراده برای تغییر باید در حکومت وجود داشته باشد. 13 سال است این لایحه مدام تغییر می‌کند چون نمی‌خواهند این امتیازات تقسیم شود و یک رابطه انسانی برابر در نهاد خانواده و روابط زن و مرد ایجاد شود.»