برچسب: خانوار ایرانی

  • خانوار ایرانی با پس‌انداز خود چه می‌کند؟ / سهم کمرنگ صنعت در سبد سرمایه‌گذاری مردم + نمودار

    خانوار ایرانی با پس‌انداز خود چه می‌کند؟ / سهم کمرنگ صنعت در سبد سرمایه‌گذاری مردم + نمودار

    به گزارش اقتصادران، براساس جدیدترین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس از تعاملات بخش واقعی و مالی اقتصاد ایران، خانوارها نزدیک به نیمی از پس‌انداز خود را به دارایی‌های غیرفیزیکی، حدود ۳۰ درصد را به دارایی‌های فیزیکی و باقی را به سایر دارایی‌ها اختصاص می‌دهند. به نظر می‌رسد با توجه به عدم توان رصد معاملات طلا و ارز در کشور، احتمالا ۲۱ درصد باقی‌مانده پس‌انداز خانوارها به خرید طلا و ارز اختصاص یافته است.

    040216

    نقش دارایی‌های مختلف در سبد سرمایه‌گذاری خانوارها

    مرکز پژوهش‌های مجلس به تازگی اقدام به انتشار ماتریس حسابداری مالی اجتماعی کرده است. این ماتریس تعاملات بخش‌های واقعی و مالی اقتصاد کشور را نشان می‌دهد. براساس داده‌های این نهاد سبد سرمایه‌گذاری گروه‌های مختلف جامعه به دو بخش سرمایه‌گذاری فیزیکی و غیرفیزیکی تقسیم می‌شود.

    براین اساس خانوارهای ایرانی به طورکلی ۴۸ درصد از پس‌انداز خود را در سرمایه‌گذاری‌های غیرفیزیکی که دارایی‌های مالی محسوب می‌شوند هزینه می‌کنند. همچنین ۳۱ درصد از اندوخته خود را در سرمایه‌گذاری فیزیکی و ۲۱ درصد دیگر پس‌انداز را به سایر دارایی‌ها اختصاص می‌دهند. به احتمال زیاد این ۲۱ درصد از پس‌انداز خانوارها مربوط به خرید طلا و ارز بوده است.

    با این‌وجود وقتی جزئی‌تر به سبد سرمایه‌گذاری خانوارها نگاه کنیم متوجه می‌شویم در بخش سرمایه‌گذاری‌های فیزیکی و غیر فیزیکی نیز برخی بخش‌های اقتصادی و مالی سهم بالاتری در مقایسه با سایر بخش‌ها دارند.

    به طور مثال در سبد سرمایه‌گذاری‌های فیزیکی خانوارها ، بالاترین سهم به ساختمان رسیده و این بخش ۴۳ درصد از سبد سرمایه‌گذاری‌های فیزیکی را به خود اختصاص داده است. احتمالا علت این امر در ریسک پایین بخش ساختمان در اقتصاد ایران است. از طرف دیگر ۲۶ درصد از سبد سرمایه‌گذاری فیزیکی به بخش حمل و نقل، ۱۳ درصد به سایر خدمات، ۱۱ درصد به صنعت و در نهایت ۷ درصد به کشاورزی رسیده است.

    سهم پایین صنعت در سبد سرمایه‌گذاری خانوار نشان از وضعیت دشوار اقتصادی کشور در آینده است.

    در سبد سرمایه‌گذاری‌های غیرفیزیکی خانوارها، بالاترین سهم از کل پس‌انداز جامعه به سهام و دارایی‌های مشابه اختصاص یافته است. سهم این گروه از کل سبد سرمایه‌گذاری‌های غیرفیزیکی معادل ۵۰ درصد بوده است. بعد از سهام، پول نقد و سپرده‌ها دومین مقام را در سبد سرمایه‌گذاری غیرفیزیکی در اختیار دارند. این گروه ۴۲ درصد از کل پس‌انداز خانوارها را به خود اختصاص داده است. در آخر نیز سرمایه‌گذاری خانوارها در بیمه عمر و صندوق‌های بازنشستگی در کنار سایر حساب‌های پرداختنی و دریافتنی آخرین رتبه را در سبد سرمایه‌گذاری غیرفیزیکی خانوارها با سهم ۴ درصدی در اختیار گرفته‌اند.

  • ناهمخوانی دخل‌وخرج خانوار ایرانی / چرا کارگران و کارمندان چند شغله شدند؟

    ناهمخوانی دخل‌وخرج خانوار ایرانی / چرا کارگران و کارمندان چند شغله شدند؟

    به گزارش اقتصادران، افزایش هزینه‌های زندگی، تورم بالا و کاهش قدرت خرید، از جمله مهم‌ترین عوامل سوق دادن افراد به سمت چند شغله بودن است. بسیاری از کارگران و کارمندان با حقوق و دستمزد فعلی خود نمی‌توانند هزینه‌های زندگی را پرداخت کنند و برای جبران این کمبود، به دنبال منابع درآمدی بیشتر می‌گردند. گاهی موارد، حقوق و دستمزد پرداختی به کارگران و کارمندان ناکافی است و آنها را مجبور به جستجوی شغل دوم و سوم می‌کند. از طرف دیگر ممکن است ناپایداری شرایط اقتصادی و ترس از دست دادن شغل، باعث شود برخی افراد به دنبال شغل دوم و سوم باشند تا در صورت از دست دادن شغل اصلی، منبع درآمد دیگری داشته باشند. گروهی دیگر نیز برای رسیدن به اهداف مالی خود مانند خرید خانه، ماشین یا تحصیل فرزندان، به دنبال شغل دوم و سوم می‌گردند یا ریسک ورود به بازار‌هایی مانند ارز دیجیتال، بورس و دلالی را به جان می‌خرند شاید بخت و اقبال همراهشان بود.

    افزایش هزینه‌ خانوار

    مخارج خانوار ایرانی در سال ۱۴۰۱، ماهی ۱۱ میلیون و ۴۲۹ هزار تومان بود. مرکز آمار در آن گزارش که آخرین گزارش رسمی از دخل و خرج خانوار ایرانی است، متوسط درآمد خانوار را ۱۳ میلیون و ۹۱۳ هزار تومان اعلام کرد.

    دو سال گذشته و مرکز آمار باید در مرداد امسال گزارش خود را به‌روزرسانی می‌کرد تا بدانیم در سال ۱۴۰۲ وضعیت زندگی ایرانی‌ها چطور بوده، اما به هر دلیلی فعلا این گزارش در دسترس نیست؛ بنابراین خودمان محاسبات را با توجه به تورم ۴۱ درصدی سال ۱۴۰۲ و تورم سال ۱۴۰۳ که تا اینجا ۳۲ درصد اعلام شده، به روزرسانی می‌کنیم.

    متوسط هزینه خانوار در سال ۱۳۹۷، سه میلیون و ۲۷۷ هزار تومان بوده است. این رقم در سال‌های بعد به ترتیب به سه میلیون و ۹۵۳ هزار تومان (۱۳۹۸)، پنج میلیون و ۱۷۸ هزار تومان (۱۳۹۹)، هفت میلیون و ۷۰۸ هزار تومان (۱۴۰۰) و در سال ۱۴۰۱ تا ۱۱ میلیون و ۴۲۹ هزار تومان افزایش پیدا کرد.

    سال ۱۴۰۲ را با تورم حدود ۴۱ درصد پشت سر گذاشتیم و تورم سالیانه سال ۱۴۰۳ تا الان معادل ۳۲ درصد برآورد شده است. به این ترتیب متوسط هزینه خانوار سال ۱۴۰۲ در حالت خوشبینانه به ۱۶ میلیون و ۱۱۵ هزار تومان می‌رسد و امسال هزینه زندگی به طور متوسط ماهی ۲۱ میلیون و ۲۷۲ هزار تومان برآورد می‌شود.

    درآمد خانوار هم در تمام سال‌های گذشته افزایش پیدا کرده است. شش سال پیش هر خانوار به طور متوسط ماهی سه میلیون و ۶۳۴ هزار تومان درآمد داشت. این رقم در سال‌های بعد به ترتیب به چهار میلیون و ۵۰۸ هزار تومان (۱۳۹۸)، شش میلیون و ۲۲۳ هزار تومان (۱۳۹۹)، ۹ میلیون و ۳۶۸ هزار تومان (۱۴۰۰)، ۱۳ میلیون و ۹۱۳ هزار تومان (۱۴۰۱) افزایش پیدا کرد.

    متوسط درآمد خانوار با توجه به روند تورم در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ می‌تواند به ترتیب تا ۱۸ میلیون و ۹۱۰ هزار تومان (۱۴۰۲) و ۲۴ میلیون و ۹۶۰ هزار تومان (۱۴۰۳) افزایش پیدا کرده باشد.

    هزینه مسکن و اجاره‌نشینی

    قیمت مسکن از مرداد ۱۴۰۳ به بعد اعلام نشده با این حال بر اساس نرخ‌های اعلامی آگهی‌های آنلاین، می‌توان متوسط قیمت هر مترمربع مسکن را حدود ۱۱۷ میلیون تومان در نظر گرفت.

    قیمت خانه ۸۰ متری با در نظر گرفتن متوسط قیمت ۱۱۷ میلیون تومان، حدودا ۹ تا ۱۰ میلیون تومان می‌شود. در غیاب آمار رسمی همچنین، اجاره مسکن در تهران را معادل متری ۴۰۰ هزار تومان در نظر می‌گیرند. این یعنی مستاجر واحدی ۸۰ متری، بدون احتساب پول پیش باید ماهی ۳۲ میلیون اجاره بپردازد یا توانایی پرداخت رقمی معادل یک میلیارد و ۶۶ میلیون تومان رهن کامل را داشته باشد.

    مستاجران تهرانی، راه‌حل میانه ۵۳۳ میلیون پول پیش و ماهی ۱۶ میلیون تومان اجاره را هم می‌پسندند. متوسط اجاره هر مترمربع واحد مسکونی در کلانشهر‌های کرج، شیراز، اصفهان، به ترتیب ۲۲۹ هزار تومان، ۲۱۴ هزار تومان و ۲۰۰ هزار تومان است و در مشهد و تبریز مستاجران باید برای هر مترمربع واحد مسکونی ۱۷۰ هزار تومان و ۱۶۰ هزار تومان اجاره بدهند. جدول زیر با کمک فرمول تبدیل رهن به اجاره نشان می‌دهد، مستاجران با داشتن پول پیش، در هر کدام از این شهر‌ها بابت خانه ۸۰ متری، باید چقدر اجاره بپردازند.

    هزینه خورد و خوراک خانوار

    هزینه خانوار از منظر مرکز آمار به دو بخش خوارکی و غیرخوراکی تقسیم می‌شود. مسکن را در دسته غیرخوراکی‌ها قرار می‌دهند و با مواردی مثل پوشاک و آموزش جمع می‌بندند. غیرخوراکی‌ها معمولا ۷۰ تا ۸۰ درصد کل هزینه خانوار را به خود اختصاص می‌دهد و سهم هزینه خوراکی به ۲۰ تا ۳۰ درصد می‌رسد.

    هزینه خوارکی خانوار سال ۱۳۹۷، به طور متوسط ماهی ۷۸۷ هزار و ۵۴۱ تومان بوده که در سال بعد به ۹۷۹ هزار و ۴۰۸ هزار تومان افزایش پیدا می‌کند. سال بعد به یک میلیون و ۳۴۲ هزار و ۴۵۰ تومان و سال ۱۴۰۰ به دو میلیون و ۵۴ هزار و ۴۷۵ تومان افزایش پیدا می‌کند.

    هزینه خوراکی سال ۱۴۰۱، طبق گزارش رسمی مرکز آمار به ماهی سه میلیون و ۱۴۰ هزار تومان رسیده است. دقیقا همان‌جایی که روایت رسمی متوقف شده و برای تخمین اعداد در سال‌های بعد باید دست به دامن ماشین حساب و تخمین بر اساس تورم شویم.

    متوسط هزینه خوراکی با احتساب تورم ۴۱ درصد سال ۱۴۰۲ را ماهی چهار میلیون و ۴۲۸ هزار تومان و در سال ۱۴۰۳، با احتساب تورم ۳۲ درصدی، پنج میلیون و ۸۴۴ هزار و ۵۰۰ تومان در نظر بگیریم. سهم هزینه غیرخوراکی از کل هزینه‌ها، در این سال‌ها به ترتیب تا ۱۱ میلیون و ۶۸۷ هزار تومان و ۱۵ میلیون و ۴۳۷ هزار تومان بالا می‌رود. جدول زیر نشان می‌دهد به چه دلیل بعضی از کارمندان و کارگران دنبال شغل دوم و سوم می‌رود و چرا دسته‌ای دیگر خطر را به جان می‌خرند تا از محل بازار‌های پرریسک مثل ارز دیجیتال، ارز و طلا درآمد بیشتری کسب کنند.

  • سفره خانوار ایرانی، آب رفت / مردم از گرانی گوشت به مصرف تخم مرغ پناه برده اند!

    سفره خانوار ایرانی، آب رفت / مردم از گرانی گوشت به مصرف تخم مرغ پناه برده اند!

    به گزارش اقتصادران، بانک مرکزی در تازه‌ترین اقدام خود، مصرف سالانه خانوار از اقلام خوراکی را اعلام کرده است. بر اساس این آمار می‌توان گفت وضعیت سفره خانوار طی ۱۰ سال گذشته تغییرات چشمگیری داشته است. کاهش سطح رفاه خانوارها باعث شده از مصرف گوشت قرمز و گوشت ماهی صرف نظر کرده و به جای آن از گوشت پرندگان استفاده کنند.

    همچنین در این مدت تخم مرغ و پنیر به دلیل قیمت پایین‌تر تقاضای بالاتری در اقتصاد پیدا کرده و مصرف سایر لبنیات در این سال‌ها کاهش داشته است. بعلاوه، این آمار نشان می‌دهد سبک زندگی مردم در این سال‌ها نامناسب‌تر شده به طوریکه مصرف سیگار خانوارها افزایش پیدا کرده است.

    به طور کلی مشاهده تغییرات الگوی مصرف اقلام خوراکی، آشامیدنی و دخانیاتی خانوارها، وضعیت رفاهی آن‌ها را نشان می‌دهد. به عبارتی تغییر در این الگوها می‌تواند به معنای تغییر سبک زندگی به دلایل اقتصادی، سیاسی و یا اجتماعی باشد. در این گزارش الگوی مصرف خانوارهای شهری طی یک دهه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.

    عکس

    آمارهای بانک مرکزی از مصرف اقلام خوراکی طی یک دهه نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۳ مصرف خانوارهای شهری از برنج، نان، گوشت دام، ماهی، شیر، ماست، روغن‌های نباتی، قند، شکر و انواع چای بیشتر از سال ۱۴۰۲ بوده است. برای مثال خانوارها در سال ۹۳ ، حدود ۱۲۰ کیلوگرم برنج مصرف می‌کردند که این رقم به ۱۰۰ کیلوگرم در سال ۱۴۰۲ رسیده است. همچنین خانوارها در این سال ۴۱ کیلوگرم گوشت دام مصرف می‌کردند که به ۳۲ کیلوگرم کاهش یافته است.

    با کاهش مصرف این اقلام، مصرف ۴ قلم از کالاهای خوراکی بیشتر شده است. این ۴ گروه عبارتند از: گوشت پرندگان، فرآورده‌های گوشتی،‌ پنیر و تخم مرغ. به بیانی خانوارها الگوی مصرف خوراکی خود را تغییر داده و به سمت اقلام خوراکی ارزانتر حرکت کرده‌اند. این آمار نشان می‌دهد مصرف گوشت دام و گوشت ماهی توسط خانوارها به ترتیب کاهش ۲۲ درصدی و ۳۳ درصدی داشته است. در صورتیکه مصرف گوشت پرندگان (بیشتر مرغ) و فرآورده‌های گوشتی به ترتیب ۲۰ درصد و ۳۳ درصد افزایش یافته است. همچنین خانوارها به سمت مصرف بیشتر تخم مرغ حرکت کرده و مصرف این کالا ۳۶ درصد رشد داشته است.

    همچنین این آمار حاکی از آن است که استفاده از ماست و شیر در خانوار کاهش یافته و خانوارها به سمت مصرف بیشتر پنیر حرکت کرده‌اند. مصرف پنیر در سال ۱۴۰۲ ، حدود ۳۱ کیلوگرم بوده که نسبت به سال ۹۳ رشد ۳۴.۸ درصدی داشته است.

    بعلاوه بانک مرکزی در آمارهای خود از مصرف سالانه اقلام خوراکی و دخانیاتی، مصرف سیگار در سال‌های مختلف را نیز منتشر کرده است. این آمار نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۳، هر خانوار شهری ۹۱۹ نخ سیگار مصرف می‌کرده که ۳۶۴ نخ آن سیگار ایرانی و ۵۵۵ نخ سیگار خارجی بوده است. این ارقام در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته و تعداد کل مصرف سیگار به ۱۰۴۵ نخ رسیده است. از این میزان، ۳۶۸ نخ ایرانی و ۶۷۷ نخ خارجی بوده است.

    به طور خلاصه می‌توان گفت در ۱۰ سال گذشته استعمال سیگار ایرانی ۱.۱ درصد و استعمال سیگار خارجی ۲۲ درصد افزایش یافته است. طبق این آمار وضعیت سلامت روحی خانوارها در طی یک دهه اخیر با مخاطراتی مواجه شده به طوریکه تمایل به استعمال دخانیات افزایش پیدا کرده است.

  • دیگر همه چیز برای یک خانواده ایرانیِ حقوق‌بگیر گران است! /  «نان» یک‌دهمِ حقوقِ بازنشستگان را می‌بلعد!

    دیگر همه چیز برای یک خانواده ایرانیِ حقوق‌بگیر گران است! / «نان» یک‌دهمِ حقوقِ بازنشستگان را می‌بلعد!

    به گزارش اقتصادران، دیگر هیچ چیز ارزان نیست، برای کارگر شاغل یا بازنشسته‌ای که ده یا ۱۱ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، دیگر گزاره‌هایی مانند «نان و تخم مرغ» و «نان و پنیر» هم به معنای دشواری‌های بنیادینِ دنیای سختِ واقعیت است؛ نان، به تنهایی بخش قابل توجهی از حداقل حقوق یا مستمری را می‌بلعد.

    در ماه های اخیر، قطار گرانی‌ها با سرعت به راه خود ادامه داده و از یک ایستگاه به ایستگاه دیگر رسیده؛ ایستگاه اول، گرانیِ «نان» بود، بعدی، گرانی لبنیات و بعدتر گرانی گوشت و سایر اقلام… پاندول قیمت لرزان دلار در بازه ۶۵ تا ۶۸ هزار تومان در حال نوسان است و لاجرم همه چیز، دقیقاً همه چیز برای یک خانواده ایرانیِ حقوق‌بگیر گران است.

    در این میان، مسئولان گاهی با گفتاردرمانی قصد تسکین موقت بازار را دارند و مدعی می‌شوند در نظام عرضه کالاها و سیاست‌های ارزی هیچ مشکلی نیست؛ برای نمونه، در روزهای ابتدای آبان، وزارت جهاد کشاورزی گرانی کالای ناممکنِ سفره‌های فرودستان یعنی گوشت قرمز را تکذیب کرد و وزیر جهاد کشاورزی اعلام نمود «خبر حذف ارز ترجیحی گوشت قرمز شایعه‌ای بیش نیست» و « ما دام مازاد آماده پروار زیادی برای کشتار در کشور داریم» اما یکی دو روز قبل از این تکذیبیه، افشین صدردادرس، مدیرعامل اتحادیه دام سبک، در گفتگویی تصریح کرده بود «اکنون قیمت‌ها به مرز تمام شده رسیده؛ به طوری که دامداران با زیان دام خود را عرضه می‌کنند، در حالی که قیمت گوشت در بازار داخل نه‌تنها کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش یافته است».

    البته نیازی به این جدل‌های رسانه‌ای نیست؛ قیاس قیمت گوشت قرمز در روزهای پایانی اسفند با قیمت همین کالا در روزهای ابتدایی آبان، نشان از افزایش بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومانی دارد؛ برای مثال ۲۶ اسفند سال قبل، هر کیلو گوشت سردست ممتاز گوسفندی ۶۹۹ هزار تومان بوده اما سوم آبان امسال قیمت آن به کیلویی ۷۸۸ هزار تومان رسید. در همین مدت، دیگر نمونه‌های گوشت قرمز بیش از این‌ها گران شده‌اند.

    «گوشت» کالایی لاکچری‌ست و در سبد خرید فرودستان و کارگران نمی‌گنجد؛ لاجرم این قلمِ زینت‌بخش سفره‌های ثروتمندان را کنار بگذاریم؛ در همین یکی دو ماه اخیر، نان بیش از ۲۵ درصد و لبنیات ۳۰ درصد گران شده است؛ ۲۸ مهرماه، محمدحسین مولاخواه، مدیرکل بازرسی اقلام مصرفی سازمان حمایت درخصوص افزایش قیمت لبنیات گفت: «تغییرات قیمتی این اقلام بین ۱۵ تا ۳۰ درصد متفاوت است و تغییرات قیمتی سایر اقلام لبنی نیز باید در همین بازه باشد.». و این یعنی مُهر کاملاً رسمی پای گرانی لبنیات، کالایی که فقدان آن در سبد خرید مردم، موجب بروز بیماری‌های ریز و درشت می‌شود و رشد نرمال کودکان را به خطر می‌اندازد.

    و نکته اینجاست که داده‌های بسیار محافظه‌کارانه‌ی تورم نیز شتاب قطار گرانی‌ها و عدم توقف آن را تایید می‌کند؛ براساس اعلام مرکز آمار ایران، در مهر ماه سال جاری، شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور نسبت به ماه قبل، ۲.۷ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۳۱.۶ درصد افزایش و در ۱۲ ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۳۳.۶ درصد افزایش داشته است.

    به این ترتیب، در مهرماه بازهم قیمت همه کالاها و خدمات افزایش داشته است؛ براساس اعلام مرکز آمار، تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات»، ۲.۳ درصد بوده است.

    در مهرماه کمترین قیمت خوراکی‌ها، آنهم براساس سبد رسمی و حداقلی مرکز آمار ایران، ۲.۳ درصد به نسبت شهریور افزایش داشته است.

    برای درک بهتر از اوضاع، اقلامی مانند گوشت، تخم مرغ و مرغ را کنار می‌گذاریم، گرانی یک قلم بسیار ساده یعنی «نان» به تنهایی دمار از روزگار کارگران و بازنشستگانِ فرودست درآورده است. «خسرو رنجبری امجد» بازنشسته حداقل‌بگیر کارگری با بیان اینکه «مگر ما بازنشستگان به جز اجرای قانون و افزایش حقوق به اندازه این تورم سرسام‌آور چه می‌خواهیم» می‌گوید: فقط از یک قلم ساده به نام «نان» که جدیداً افزایش قیمت داشته سخن می‌گویم. مصرف ماهانه نان سنگک در خانواده چهارنفره حدود ۱۰۰ دانه است. قبلاً هر نان سنگک در محله‌ای که ما ساکن هستیم (طرشت تهران) ۵۰۰۰ تومان بود و حالا ۱۰۰۰۰ تومان شده است و این در حالیست که حقوق منِ مستمری بگیر حدود ۱۰ میلیون تومان است.

    او ادامه می‌دهد: یک ضرب و تقسیم ساده کفایت می‌کند؛ منِ بازنشسته قبلاً یک‌بیستمِ مستمری‌ام صرف خرید نان می‌شد اما حالا یک‌دهم مستمری‌ام برای خرید نان هزینه می‌شود. یعنی تورم نان ده درصد حقوق من را بلعیده است. نان فقط یک قلم خیلی ابتدایی از سفره منِ بازنشسته است که قاعدتاً نباید در محاسبات هزینه‌های زندگی به حساب بیاید!

    «در این چند ساله سبد معیشت من و امثال من را آنقدر محدود و غیرقابل دسترس کرده‌اند که قابل تصور نیست». رنجبر با بیان این جمله اضافه می‌کند: روزگاری نه چندان دور نان جزو کف سبد معیشت بود، قیمتش به حساب نمی‌آمد، اما حالا با تورم سنگین، بیست درصد حقوقم را به تنهایی می‌بلعد.

    وقتی یک‌بیستم حقوق یک بازنشسته صرف خریدِ نان به تنهایی می‌شود، چطور انتظار داشته باشیم گوشتِ کیلویی ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی سر سفره داشته باشد یا به طور مرتب برای یک بطری شیر حداقل ۲۵ هزار تومانی هزینه کند؟ زندگی این گروه‌های فرودست و کم‌درآمد، زندگی نه، فقط «خوراک‌شان» چطور قرار است تامین شود، دقیقاً چه معجزه‌ای باید برای گذران امور بلد باشند؟!