برچسب: حکومت

  • حکومت ما سوراخ دعا را گم کرده است! / قدرت خرید دلاری دستمزد، فقط در 15 سال گذشته، حدود 85 درصد سقوط کرده است / دین که فقط زلف خانمها نیست!

    حکومت ما سوراخ دعا را گم کرده است! / قدرت خرید دلاری دستمزد، فقط در 15 سال گذشته، حدود 85 درصد سقوط کرده است / دین که فقط زلف خانمها نیست!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه با بیان اینکه به صورت سلبی به حکومتگران گرامی می گوییم بازی با قیمتهای کلیدی را متوقف کنید، به صورت ایجابی می گوییم یک برنامه با کیفیت رو کنید، اظهارداشت: شرم آور است که قدرت خرید دلاری دستمزد، فقط در 15 سال گذشته، حدود 85 درصد سقوط کرده، آقای پزشکیان، آنکه شما را نقد می کند، دوست واقعی ات است، چاپلوسان، سفله ها و کوتوله ها باغ خود را از طریق رسیدن به مناصب بیل می زنند. آن که نقد می کند ، کسی است که می خواهد کشور اصلاح شود. این چه بساطی است که علیه اهل علم پیش گرفته شده است.ما می گوییم این سیاست غلط است و هر کسی که آن را با هر توجیهی اجرا کند، از غلط بودن و فاسد بودن و ضد عادلانه بودنش چیزی کم نمی کند، اگر این رویکرد جرم است، من یکی از مجرمان اصلی این ماجرا هستم.

    آقای پزشکیان شرافتت را گرو گذاشتی و تعهد دادی سراغ شوک درمانی نخواهی رفت / سقف مطالبه ما اجرای تعهداتت است

    دکتر فرشاد مومنی در دوازدهمین جلسه از سلسله جلسات موسسه مطالعات دین و اقتصاد معطوف به دعوت دکتر پزشکیان و دولت چهاردهم به داشتن یک برنامه توسعه با کیفیت که با عنوان «دولت چهاردهم و بایسته های سیاستگذاری درباره نرخ ارز» برگزار شد، خاطرنشان کرد: حیرت انگیز است و دیگر نمی دانیم باید چگونه با مقامات گرامی کشورمان صحبت کنیم و چه استدلالی بیاوریم که آنها را از دام فریب خوردگی توسط مافیاها و همچنین تسخیرشدگی به دست مافیاها نجات دهیم. کل حرف ما به بیان تخصصی دراین جلسه این خواهد بود که به آقای پزشکیان بگوییم که تا زمانی که به ریاست جمهوری نرسیده بودید، کسی سابقه دروغگویی و فساد از شما نداشت، شما شرافتت را گرو گذاشتی و تعهد دادی که سراغ شوک درمانی نخواهی رفت و اکنون هم سقف مطالبه ما از رئیس جمهور محترم این است که تعهدش را عمل کند.

    آقای پزشکیان با مردمت عهد بستی که خلاف منافع فرودستان و طبقه متوسط عمل نکنی

    وی افزود: شما شرافتت را گرو گذاشتی، با مردمت عهد بستی و گفتی کاری که فرودستان و طبقه متوسط را با فشارهای جدید شدت یافته روبرو کند، را نخواهم کرد. اما از روزی که ایشان انتخاب شد، هر کسی که اطراف خود جمع کرد و به هر کسی در حیطه اقتصادی به او پست داد، خلاف تعهدات حرف می زنند و عمل می کنند. معلوم می شود که قدرت تنظیم کنندگی دولت در حد نصاب نیست و آن بنیان اندیشه ای لازم برای پیشبرد وعده ها و تعهدات فراهم نیست. برخی مسئولان بسیار ساده فریب گروه های غیرمولد و مافیاها را می خورند و بسیار ساده از منافع آنها با حسن نیت پشتیبانی می کنند.

    قوه مجریه از جنبه اندیشه ای، بنیه فکری کافی و بایسته را ندارد / مافیاها در ایران این توان را پیدا کرده اند که حکومت را گیج کنند

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه این مسائل نشان دهنده این است که از همین آغاز کار، نهاد قوه مجریه ما از جنبه اندیشه ای آن بنیه فکری کافی و بایسته را ندارد، تصریح کرد: اکنون مافیاها در ایران این توان را پیدا کرده اند که حکومت را گیج کنند و اکنون حکومت ما سوراخ دعا را گم کرده است. ما باید کمک کنیم آنها از این فریب خوردگی، گیج شدگی و تحیر نجات پیدا کنند.

    مومنی با بیان اینکه در این شرایط ما ناگزیر هستیم چند شاقول معرفی کنیم و از حکومت گرامی خواهش کنیم در چارچوب آنها حرکت کند، توضیح داد: یکی از این شاقولها این است که برای هر نوع جهت گیری، متر و معیار باید مصالح توسعه و منافع ملی باشد و نه منافع لاشخورها، فاسدها ، رباخوارها و دلالها. این مساله ای حیاتی است. بنابراین پرسش اساسی این است که هر بازی جدیدی که راه می افتد، ما باید نسبتش را با توسعه مان مشخص کنیم؛ چرا که منافع ملی ما از طریق توسعه تامین می شود. اگر این مساله را پذیرفتیم، بلافاصله، شاقول بعدی، بنیه تولید ملی است. اگر توسعه ای بخواهد اتفاق بیفتد و تولید ملی ارتقای بنیه پیدا کند، جزء الفبای توسعه است که می گویند انسانها مهمترین هدف برنامه های توسعه و حیاتی ترین ابزار برنامه های توسعه هستند.

    آقای پزشکیان! شعار عدالت خواهی، شعاری زینتی نیست

    وی تاکید کرد: آقای پزشکیان باید متوجه باشد که شعار عدالت خواهی، شعاری زینتی نیست. شعار عدالت انسان ساز است و بستر عادلانه برای اعتلای کیفیت انسانها پدید می آورد وانسانهایی که کیفیتشان رشد کرد، می توانند به طور موثر در سرنوشت توسعه شرکت کنند. این مساله همان قدر که اقتصادی است سیاسی هم است و به امنیت ملی ما ربط دارد.

    انسانهای جامعه خود را تحقیر نکنید / با انسانهای تحقیر شده نمی شود کارهای بزرگ کرد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه 150 سال پیش، جان استیوارت میل، خطاب به رهبران انگلستان گفت انسانهای جامعه خود را تحقیر نکنید، چون با انسانهای تحقیر شده نمی شود کارهای بزرگ کرد، اظهار ابراز عقیده کرد: نمی توانید بگویید می خواهید با استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل درگیر شوید و اخلاق اسلامی را فراگیر کنید و کرامت انسانی ایجاد کنید و بعد انسانهای جامعه خود را تحقیر کنید و به سمت فقر و فلاکت بکشانید. اگر شاقول کار کند، حکومت از این گیجی بیرون می آید، همه مساله فساد نیست، البته که فساد بخشی از ماجرا است چرا که بخشی از ساخت قدرت به طرز غیرمتعارفی آلوده به فساد است و آنها به تسخیر مفت خواران درآمده اند. به آنها سرویس می دهند. اما همه ماجرا این نیست، بلکه ماجرا این است که مافیاها اکنون توان رسانه ای پیدا کرده اند که می توانند واقعیتها را قلب و اولویتها را زیر و رو کنند.

    مومنی با بیان اینکه آقای پزشکیان قبل از اینکه روی صندلی ریاست جمهوری بنشیند، با اینکه تخصص توسعه ندارد، این مساله را به خوبی پی برده بود و مرتبا می گفت من از عامه مردم مراقبت می کنم، اضافه کرد: آقای رئیس جمهور ، هنوز بر صندلی ننشسته بودید که صحبت از شوک قیمتی و آزادسازی واردات کالاهای لوکس و انتقال پایتخت مطرح کردید. در این موضوعات، تماما منافع مافیاها در اولویت بود. اگر این کار گسترش و تعمیق یابد، چشم انداز و عاقبت خوبی برای دولت و کشور نزد مردم ایجاد نمی کند. تا این لحظه با کمال تاسف، نزد این دولت هم مانند دولتهای قبلی اش، صدای رانت جوها بهتر شنیده می شود.

    سال 1401، بسیاری از کارشناسان مظلوم هشدار دادند اما …

    وی با یادآوری اینکه سال 1401، بسیاری از کارشناسان مظلوم کشور هشدار دادند که شوک به قیمت ارز برای کشور فاجعه ایجاد می کند، اما مافیاها در آنجا برنده شدند، گفت: آنها که به تسخیر آگاهانه و نا آگاهانه مافیاها درآمده بودند و روی صندلی های کلیدی اداره اقتصاد کشور نشسته بودند، علنا و پرتکرار گفتند آب از آب تکان نمی خورد و ما جلوی رانت و فساد را می گیریم! بعد ماجرا چیزهای دیگری شد. اما در این مملکت ما وقتی یک مسئول بی کفایت یا فاسد خطا می کند، تنبیه ها معطوف به مردم می شود!

    آقای پزشکیان! چگونه به عنوان یک پزشک می توانید امضا کنید که اولویت واردات دارو و خودروهای لوکس بیشتر از تجهیزات پزشکی است!

    به گفته این اقتصاددان؛ تنبیه ها هم از جنبه اقتصادی از دو کانال سیاستهای تورم زا و سیاستهای اشتغال زدا به مردم تنبیه می شود. وزیر بهداشت علنا می گوید دو سال است که ارز ترجیحی تولیدکنندگان دارو را نمی دهید و حذف کرده اید و اکنون زمزمه می کنید که می خواهیم ارز ترجیحی برای تجهیزات پزشکی را هم قطع کنیم. اگر درک کنید که انسان هدف توسعه است و از نظر دینی هم خداوند نوع انسان را با کرامت آفریده است، باید بدانید که به فقر و افلاس انداختن مردم، کرامت آنها را سلب می کند. آقای پزشکیان چگونه به عنوان یک پزشک می توانید امضا کنید که اولویت واردات دارو و خودروهای لوکس بیشتر از تجهیزات پزشکی است! در اینجا جان انسانها مطرح است. چطور شد سراغ شوک درمانی می روید!؟ مگر به عنوان عضو چندین ساله کمیسیون بهداشت مجلس، فراموش کرده اید که هر بار به شوک به نرخ ارز و شوک به قیمت حاملهای انرژی پدیدار شد، یک جهش در اندازه جمعیتی که فقط از ناحیه هزینه های کمرشکن درمان به زیر خطر فقر می افتند ، رخ داده است.

    اولویتها را گم کرده اند / برگزاری بیش از 30جلسه برای افزایش قیمت ارز و بنزین!؟

    مومنی ادامه داد: می توانم درک کنم که این غوغاسالاری که مافیاها ایجاد می کنند ، مسئولان و اطرافیانشان را گیج کرده است. آنها اولویتها را گم کرده اند. اکنون می خواهم صمیمانه و خیرخواهانه و خاضعانه به اقای رئیس جمهور بگویم که آیا شما می دانید که بعضی از مقامات کلیدی اقتصادی تان در همین دو، سه هفته اخیر، بیش از سی جلسه برای زمینه چینی درخصوص افزایش قیمت ارز و قیمت بنزین تدارک دیده اند. شما این را می دانید!؟ اگر می دانید، 10 اشکال و اگر نمی دانید 100 اشکال دارد؛ چرا که شما با شاقول آن وعده ها و تعهداتتان باید این سیاستها را تنظیم کنید.

    از سوراخ شوک حاملهای انرژی، نرخ ارز و بهره، باید چند بارگزیده شویم!؟ / آقای پزشکیان، با این شیوه اداره چرتکه ای – حجره ای اقتصاد، به متخصص نیاز ندارید، هر کسی را هر جایی دلتان می خواهد منصوب کنید

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه از منظر دینی گفته می شود یکی از نشانه های اهل ایمان واقعی این است که از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند، ما از سوراخ شوک حاملهای انرژی و شوک نرخ ارز و شوک نرخ بهره، باید چند بارگزیده شویم تا حکومتگران گرامی چرتشان پاره شود، ادامه داد: صدبار آزمون این سیاست در 35 سال گذشته کافی نیست!؟ آیا باید باز هم از نو تست کنیم. این طور که مقامات گرامی می گویند می خواهند باز هم این مساله را آزمون کنند. اما آنچه که به عنوان یک هدیه به آقای پزشکیان می گویم، به این دلیل که ایشان شخصا جایگاه علمی رفیعی در رشته خودشان دارد و هم به اهل علم تعهداتی داده است، این است که بگویم با این شیوه اداره حکومت که اسمش شیوه اداره چرتکه ای – حجره ای اقتصاد ملی است، شما دیگر متخصص اقتصاد لازم ندارید. هر کسی را هر جایی دلتان می خواهد منصوب کنید.

    کل ماجرای اداره اقتصاد ما ، درست مانند یک حجره شده با یک چرتکه دست گردانندگانش!

    وی به تعدد دانشجویان در حال تحصیل در مقاطع بالای تخصصی اشاره کرد و گفت: اکنون کل ماجرای اداره اقتصاد ما ، درست مانند یک حجره شده با یک چرتکه دست گردانندگانش. می گویند ما پول کم داریم و تنها هم در جستجوی راه حلهایی هستیم که فوری و بی دردسر برای ما پول جور کند!

    وقتی اولین گام را بازی با قیمت می گذارید، یعنی فاجعه ایجاد می کنید

    مومنی خاطرنشان کرد: از سال 1373 که در صفحات 34 تا 39 گزارش اقتصادی سال 73 سازمان برنامه آمده است که تجربه این 5 و 6 سال که با نرخ ارز بازی کردیم می گوید به ازای هر یک واحد ریال جدیدی که حکومت از ناحیه این سیاست به دست آورد، هزینه های مصرفی دولت بیش از 3.5 برابر افزایش پیدا کرد. درک کنید که به اسم کسری بودجه دولت را در این ورطه می اندازند و بعد قربانی اصلی اش خود دولت است و کسری بودجه اش با ضریب بیش از 3.5 برابر افزایش می یابد! اکنون هم در 10 سند رسمی که وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و سازمان برنامه منتشر کرده اند می گویند از نقطه عطف 1377 ما با جهش بدهی های دولت روبرو هستیم. چطوری این مساله را متوجه نمی شوید!؟ چند بار دیگر باید اتفاق بیفتد. چگونه می خواهید متوجه شوید که از نظر منطق علمی ، بازی با قیمت، فرایند انتهایی یک فرایند چند 10 حلقه ای است!؟ وقتی شما اولین گام را بازی با قیمت می گذارید، یعنی فاجعه ایجاد می کنید.

    چرا در 35 سال گذشته، یک سر بزرگترین فسادها، مقامات کلیدی سیاسی و اقتصادی بوده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: نکته کلیدی و تکان دهنده این است که در کل این 35 سال گذشته، از دریچه مشروعیت حکومت به این مساله نگاه کنید. در این دوره، مگر تعداد صاحب منصبانی که دکمه را تا انتها می بستند و بر پیشانی شان پینه داشتند و بزرگترین فسادها را هم مرتکب شده بودند، کم بود!؟ نمی خواهید بدانید که حکمت این مساله چیست که چرا در سراسر 35 سال گذشته، همواره یک سر بزرگترین فسادها در کشور، مقامات کلیدی سیاسی و اقتصادی بوده اند!؟ آیا برای شما، چنین وضعیتی شرم آور نیست!؟ از نظر اقتصاد سیاسی، در چنین شرایطی می گویند حکومتگران سالم ، قادر نیستند منافع حکومت را از منافع حکومتگران فاسد تفکیک کنند. این گونه می شود که میدان برای جولان فاسدین زیاد می شود.

    جهش بی سابقه در قیمتها در دولت رئیسی از جنگ جهانی دوم به بعد / چگونه است که عزیزان به این مناسبات خو گرفته اند!؟

    مومنی پرسید: شرم آور نیست که در دولت رئیسی که نام خود را دولت محرومان گذاشته بود، جهشی که در عرض یک سال در قیمت حیاتی ترین نیازهای انسانها برای بقا پیش آمد از جنگ جهانی دوم تا کنون بی سابقه بوده است. بعد تعداد مقامات دستگیر شده و پرونده دار آن دولت را هم بررسی کنید! با این جهشهایی که در این شش ساله اخیر در قیمت مسکن و اجاره اتفاق افتاده، در تهران اگر یک کارمند و یا یک کارگری بخواهد صاحب خانه شود، با فرض اینکه دیگر از این به بعد افزایش قیمت مسکن نداشته باشیم، 177 سال طول می کشد! اینها شرم آورند. شما در حکومتی زندگی می کنید که به نام علی ابن ابی طالب است. او می گوید اگر تو فقط بشنوی که یک ناروایی در حق غیرمسلمان شده، از شرم بمیری، جا دارد. پس کو آن غیرتها!؟ ما در ژست می گوییم طرفدار علی ابن ابی طالب هستیم اما عزیزان گزارش دهند در سال 1401، اشتباه ها و خطاها و فسادها را چه کسانی مرتکب شدند و تنبیه ها نصیب چه کسانی شد!؟ این عدالت علوی است!؟ چگونه شده که قباحت این مسائل ریخته است!؟ چگونه است که عزیزان به این مناسبات خو گرفته اند!؟

    دین که فقط زلف خانمها نیست! / شما در مکتبی زندگی می کنید که می گوید فقر کفر می آورد!

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: وزارت کار در گزارشی، آورده است که از سال 1396 به بعد، که بازی با نرخ ارز مساله اصلی حکومت شد، برای اولین بار در تاریخ 70 ساله گذشته ایران، فاصله زمانی دوبرابر شدن اندازه جمعیت فقیر کشور، به کمتر از سه سال رسید! آنها که می گویند به دین اهمیت می دهند، دین که فقط زلف خانمها نیست! شما در مکتبی زندگی می کنید که می گوید فقر کفر می آورد! جمعیت فقیرت را اینگونه با بازی نرخ ارز افزایش می دهید! چرا تکان نمی خورید و همه آنچه که آزمون شده را دوباره در معرض آزمون قرار می دهید!؟

    مرور آنچه با سیاستهای شوک درمانی بر مردم رفته است، عرق شرم بر ما جاری می کند / اگر مقابله با شوک درمانی جرم است، من یکی از مجرمان اصلی هستم

    وی با بیان اینکه مرور آنچه که در این 35 سال گذشته با سیاستهای شوک درمانی بر مردم رفته است، عرق شرم بر ما جاری می کند، گفت: چرا به جای اینکه به استدلالها توجه کنید، می گویید فلانی بعد از جنگ با همه روسای جمهور مشکل داشته است!؟ بعد به جای اینکه به قاعده ادب دینی بگویند این صحبتها را رها کنید و بر استدلالها تمرکز داشته باشید، بین دو شخص تمرکز می کنند. بعد به قول خودشان، کارشناسانی که مقداری از حریتشان مانده است، از چشم مقامات می اندازند، اصلا مهم نیست که ما را به واسطه حق گویی می خواهند از چشم این و آن بیندازند و بدا به حال آنکه بخواهد با چنین مسائلی افراد از چشمش بیفتند! معیار داشته باشید، وقتی در 35 سال گذشته، یک سیاستِ مشکوکِ پرفسادِ ضد ملی و ضدعادلانه به نام تضعیف ارزش پول ملی همیشه در جریان بوده، ما همیشه به این سیاستها ایراد گرفتیم و نه به خصوصیات ظاهری روسای جمهور! ما می گوییم این سیاست غلط است و هر کسی که آن را با هر توجیهی اجرا کند، از غلط بودن و فاسد بودن و ضد عادلانه بودنش چیزی کم نمی کند، اگر این رویکرد جرم است، من یکی از مجرمان اصلی این ماجرا هستم، چون اگر رئیس جمهور بعدی هم بخواهد این خطاها را انجام دهد، من این حرفها را تکرار خواهم کرد.

    انتقاد ما به سیاستهای غلط به معنای مخالفت با اشخاص نیست

    مومنی اظهارداشت: برخی به عنوان یک فرد دانشگاهی، صحبت عمومی می کنند، اما به من طعنه می زنند و می گویند بعضی ها هنوز در تاریخ گیر کرده اند و مرتبا از نفی تعدیل ساختاری سخن می گویند. باید به او گفت این حکومت 100 بار آزمون و خطا می کند و هنوز هم در تحیر و گیجی است و به خطابودن آن پی نمی برد. آقای دکتر نیلی سال 76 مقاله ای با عنوان «ارزیابی تجربه تعدیل ساختاری در ایران» ، در کتابی که موسسه نیاوران چاپ کرده ، نوشته است. من نام آن را «چی فکر می کردیم، چی شد» گذاشته ام. هزار رحمت به این شرافت این آدم که این به این مساله هر چند ناقص و ضعیف اذعان کرده است. خدا پدر و مادرش را رحمت کند. اما اگر سیاستگذارانی را روی کار می آورید که هنوز هم بر آن سیاست غلط اصرار می کنند، انتقاد ما به پافشاری به سیاستهای غلط به معنای مخالفت با اشخاص نیست. اگر با اشخاص مخالف بودم، باید با جابجا شدن افراد، مشی من تغییر می کرد!؟ چرا به وزوزهایی که می گویند فلانی با همه مقامات کشور مخالف است بها می دهید!؟

    دوباره زمزمه بازی با نرخ ارز را آغاز کرده اند

    این اقتصاددان تصریح کرد: دوباره این زمزمه بازی با نرخ ارز را آغاز کرده اند، با کمال تاسف، ارزیابی من این است که جمعبندی عزیزان به این سمت رفته که اگر اول بازی با نرخ ارز را آغاز کنیم و بعد به بهانه آن قیمتهای بنزین و حاملهای انرژی را افزایش دهیم بهتر است، به این دلیل که اگر مستقیما قیمت بنزین را افزایش دهند، سقف تطهیرشان این می شود که جمعه بود و من خواب بودم و مضحکه می شود. آنها قیمت ارز را اولویت می دهند، چرا که می توانند به عامل مجعولی به نام بازار نسبت دهند. می گویند ما هم خیلی ناراحتیم اما بازار این کار را کرده است. به نام اینکه ما نمی خواستیم اما بازار این کار را کرده است، از سال 68 تا اکنون 400میلیارد دلار ذخایر استراتژیک ارزی کشور را با عنوان سیاست کنترل نرخ ارز دود کرده اند، نرخ ارز هم در این دوره بیش از 28 هزار برابر شده است.

    تحلیلهای پشت پرده شان این است که پول کم داریم

    مومنی با بیان اینکه اهداف دیگری برای اجرای این سیاستها اعلام می کنند اما تحلیلهای پشت پرده شان این است که پول کم داریم، گفت: شهید بهشتی می گوید یکی از نشانه های اهل ایمان، افق دید دورمدتشان است. نمی دانیم با چه زبانی با آنها صحبت کنیم، در یک افق 35 ساله نگاه کنید. سازمان برنامه و بانک مرکزی که در دو سند گفته اند هر بار ما شوک نرخ ارز داشتیم، کسری مالی مان شدت بیشتری پیدا کرده است. می خواهم بگویم مساله بسیار فراتر از این حرفها است. از منظر نهادی، بازی شوک درمانی ، اقتصادی ایران را به یک بازی گانگستری – مافیایی تبدیل کرده است و در این بازی، اگر برنده ها و بازنده های این مناسبات را با هم مرور کنیم متوجه می شویم که بازنده شماره یک نهاد حکومت است.

    در مسئولیت پذیری حکومت در امور حاکمیتی ، از 2020 تا کنون فقط 5 کشور در دنیا وضعیت شرم آورتری نسبت به ایران دارند

    وی به گزارش صندوق بین المللی پول اشاره کرد که در آن آمده است از نظر مسئولیت پذیری حکومت در امور حاکمیتی ، از 2020 تا کنون فقط 5 کشور در دنیا وضعیت شرم آورتری نسبت به ایران دارند، افزود: اگر اسامی این پنج کشور را منتشر کنند، مطمئنم که هنوز این سطوح از غیرت در ساختار قدرت ما وجود دارد که شرم کنند و خجالت بکشند. مناسباتی ایجاد شده که در سطح نظری به آن سلطه نهادهای بهره کش می گویند. بهره کشی و استثمار وحستناک از نهاد حکومت، بنگاه های تولید و از عامه مردم و با شدت بیشتر از فقرا در حال وقوع است و ما اکنون در اسارت این نهادهای بهره کش هستیم.

    حساب و کتاب حجره داران از این شیوه حکومت داری اقتصادی در این کشور قوی تر است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه بیشترین نفع را از این مناسبات آنهایی بردند که هرچه بیشتر با تولید فاصله داشتند، گفت: اگر حکومت گرامی از این دریچه نگاه کند، بزرگترین خطا و ظلم و خیانت را بازی جدید با نرخ ارز پیدا خواهد کرد. با این حال یقین بدانید که با همه این عجز و لابه ای که ما می کنیم و همه استدلال و شواهدی که می آوریم، عزیزان این کار را خواهند کرد و بعد می گویند جمشید بسم الله را بیاورید و بازار این کار را کرده و چقدر اعصاب ما هم خُرد است و این گونه بخشی از ظرفیتهای دلاری این کشور را دوباره هدر می دهند. این روش تبدیل به قاعده حکمرانی در این کشور شده است. حتی حساب و کتاب حجره داران از این شیوه حکومت داری اقتصادی در این کشور قوی تر است.

    کل مملکت را در تیول دلالها و سوداگران قرار داده اند!

    مومنی خاطرنشان کرد: در این مناسبات بهره کش و ظالمانه که از درون آن فقیرترین و محرومترین گروه های اجتماعی را تنبیه های سخت می کنند، عده ای رباخوار، دلال و سوداگر نفع می برند. روند قهقرایی که طی سالهای گذشته، محرومترین گروه های اجتماعی طی کرده اند را ببینید! شما چه مسلمانانی هستید که این مسائل را می بینید و آخ نمی گویید!؟ کل مملکت را در تیول دلالها و سوداگران قرار داده اند!

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: به رئیس جمهور گفته اند قیمت برق فلان قدر تمام می شود و فلان میزان عرضه می کنیم! اگر تولید تولیدکننده حاملهای انرژی دراین کشور با اتلافها، اسرافها و ضعف مدیریت شدید و فساد همراه است، باید چوبش را بر سر مردم بزنید!؟ بعد در عین حال اسم همین مردم را غیور، آگاه و همیشه در صحنه می گذارید!؟ این چه طرز اداره کشور است!؟

     بزرگترین گناهی که یک حکومت می تواند مرتکب شود این است که دارایی های بین نسلی را صرف امور جاری کند

    مومنی با بیان اینکه شرایطی را تجربه می کنیم که در 35 سال گذشته، نهاد دولت به یکی از بدهکارترین و مفلس ترین دستگاه ها از نظر مالی تبدیل شده و قادر نیست بدیهی ترین مسئلیتهای حاکمیتی اش را اجرا کند، اضافه کرد: از کل عایدات ارزی این کشور، در تاریخ اقتصاد نفتی ایران، 85 درصدش در این دوره 35 ساله اتفاق افتاده است. یعنی حکومتی که امکانات ارزی اش این گونه بوده و وقتی هم که به افلاس مالی دچار شده، بر اساس استاندارهای 5 سال پیش مطالعه کردند و دیدند که کل این منابع ارزی دود شده و به هوا رفته و معادل 200میلیارد دلار هم دارایی های بین نسلی کشور که از سرمایه گذاری قبلی ها و به صورت کارخانه و فعالیتهای تولیدی بوده را با عنوان خصوصی سازی و مولدسازی فروخته اند و خرج امور جاری شان کرده اند. در اقتصاد سیاسی می گویند بزرگترین گناهی که یک حکومت می تواند مرتکب شود این است که دارایی های بین نسلی را صرف امور جاری کند. به جز آن حدود 75درصد سود شرکتهای دولتی را به اشکال مختلف از آنها می گیرند.

    به دولت می گویند باید به هر طریقی که شده، پول جور کنی

    وی با بیان اینکه علت اینکه کشور با بحران سرمایه گذاری روبرو شده است ، چنین روندهایی است، اضافه کرد: نهادهای بهره کش، حکومت را تبدیل به هیولایی کرده اند که به آن می گویند اصلا راجع به کارایی هزینه هایت فکر نکن! به هر قیمت شده، مانند یک معتاد پول جور کن و اصلا درباره اینکه باید ساختار هزینه هایت را به هنجار کنی فکری نکن! باید به هر طریقی که شده، پول جور کنی.

    «مالیات علی الحساب» از تولیدکنندگان بدعت در تاریخ علم اقتصاد است

    این استاد اقتصاد، ایجاد مفهومی با عنوان دریافت «مالیات علی الحساب» از شرکتها و تولیدکنندگان را بدعت در تاریخ علم اقتصاد دانست و افزود: باید صبر کنید که سال مالی شرکتها تمام شود، اما از همان ابتدا با این عنوان از شرکتهای دولتی پول می گیرند، بعد این شرکت پول ندارد که سرمایه در گردش داشته باشد آنها را به کام رباخوارها پرتاب می کنند. بعد وقتی چندین بار از این تعرضها می شود، این شرکت نمی تواند درست اداره شود، عده ای رند هم پیدا می شود و می گویند چه کسی گفت دولت تاجر خوبی است!؟ شرکتها را به افلاس می اندازند تا کار افرادی لاشخور را راه بیندازند تا این واحدها را به ثمن بخس بخرند.

     خودروسازان ضرر می دهند اما سهم رباخوارها از هزینه تولید 30درصد است

    وی با انتقاد از برخی اظهارات در برنامه های تلویزیونی که عنوان کرده اند به در تولید خودرو و لوازم خانگی با مافیای تولید روبرو هستیم، اضافه کرد: در بعضی از سالهای گذشته، در حالی که خودروساز زیان می دهد، سهم رباخوارها از قیمت تمام شده خودرو در ساختار هزینه های خودروساز حدود 30درصد بوده است. آقای مهندس بحرینیان محاسبه کرده بود برای اینکه چرخ مافیای بنزین و گازوئیل بچرخد، آمادگی دارند که مثلا چند صد میلیارد دلار صرف واردات بنزین و گازوئیل کنند، اما آمادگی ندارند که 5درصد از آن دلارها را دهند تا کیفیت موتور خودروسازان ما ارتقا یابد تا مصرف بنزین ما کاهش یابد.

    کشوری که به شوک درمانی خوگرفت کل نظام حیات جمعی اش دچار آشفتگی می شود

    مومنی با یادآوری اینکه این اصطلاحی تئوریک است که می گویند کشوری که به شوک درمانی خوگرفت کل نظام حیات جمعی اش دچار آشفتگی می شود، اظهارداشت: می توان به خوبی این آشفتگی ها را در کشور دید. اکنون تمام منابع را خورده اند، اصل 44 قانون اساسی را هم دور زده اند و به صورتی کاملا غیرمطابق با قانون اساسی، بخش قابل اعتنایی از سهام واحدهایی که مشمول اصل 44 بوده اند را هم واگذار کرده اند و اکنون اینها هم در حال اتمام هستند. من از سال 1393، به عنوان یک وظیفه دینی، ملی و علمی مفهوم گذار خطرناک از دولت خام فروش به دولت آینده فروش را مطرح کردم و گفتم اکنون خام فروش باقی ماندن و اداره کشور با ارز آن، برای ما تبدیل به یک رویا شده است، عزیزان با خلق بدهی و پول گرفتن برای گذران امور جاری شان در حال آینده فروشی هستند.

    با یک نهاد دولتی که به تسخیر مافیاها درآمده روبرو هستیم

    به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ بودجه سال 1404 که منتشر شود، خواهد دید وزن و ضریب اهمیت ارقام بازپرداخت اصل و فرع اوراقی که دولت در این چند سال منتشر کرده و اکنون سررسیده شده است. شرم آور است. کم کم دولت آینده فروش هم برای ما جزء رویاها می شود و اکنون واردمعرکه ای می شویم که با یک نهاد دولتی که به تسخیر مافیاها درآمده روبرو هستیم. علائم و نشانه های بسیار خطرناکی در این زمینه وجود دارد. فاجعه در یک اقتصاد ملی زمانی شروع می شود که تولید را به فلاکت و افلاس انداخته اید و از طریق بدهی، خلق ارزش می کنید. اکنون ما در این مناسبات افتاده ایم که از بدهی خلق ارزش می شود.

    دارایی های بین نسلی ملی رو به پایان است

    مومنی حکومتگران را به خواندن کتاب «فساد در نظام سرمایه سالار» دعوت کرد و با بیان اینکه در این کتاب توضیح داده شده مناسباتی که در آن از بدهی خلق ارزش می شود، مناسباتی است که کل دنیا را می خواهد به تسخیر مافیاها درآورد و ادامه داد: در زمان برنامه هفتم هشدار دادم که کفگیر دارایی های بین نسلی ملی  موجود در اصل 44، در حال به ته دیگ می خورد که عزیزان تعرض به محیط زیست و انفال را در دستور کار قرار داده اند. با ابتکار عمل چند دستگاه دولتی ، انفال را از مالکیت عمومی به مالکیت دولت تبدیل می کنند و تتمه راه تنفس و بقا را از طریق تشدید بحران محیط زیست و معرکه منافع مافیاها و سوداگران انفال می خواهند جلو ببرند. تا کجا می خواهید این وضعیت را پیش ببرید!؟

    با شوک درمانی، هزینه های سرمایه ای دولت به مراتب بیشتر از هزینه های مصرفی اش رشد کرده

    این اقتصاددان با بیان اینکه با شوک درمانی، هزینه های سرمایه ای دولت به مراتب بیشتر از هزینه های مصرفی اش رشد کرده است، گفت: اگر می خواهید درک کنید که ریشه های این بحران سرمایه گذاری که بنیان کشور را می سوزاند کجاست، باید بدانید ریشه های آن در شوک درمانی است. ما بی سابقه ترین رویه های پراسراف و پراتلاف و پرفساد را به تبع شوک درمانی به این جامعه تحمیل می کنیم، چرا در این کشور کسی درباره این فکر نمی کند که اکنون بیش از 20 سال است که نرخ استهلاک سرمایه ثابت به تشکیل سرمایه در ایران، بیش از 40درصد است. ببینید ما چه می کنیم و ماجرا چیست! به جز دو، سه استثناء در تاریخ اقتصادی ایران، همیشه در تشکیل سرمایه ثابت سهم و وزن تشکیل سرمایه به صورت ساختمان از تشکیل سرمایه به صورت ماشین آلات بیشتر بوده است. این مناسبات سوداگرانه باعث شده، خانه ای که تا 50 سال دیگر می تواند به درد بخورد را به خاطر ارضای تمایلات سوداگرانه می کوبند و از بین می برند. از هر دریچه ای که وارد می شویم می گوید که آقای دکتر پزشکیان عزیز، شما باید متوجه شوید که بازی روی این ریل، بازی است که در آن انحطاط ، سقوط، فلاکت و فاجعه سازی بیرون می آید.

    برای دلار، خلق تقاضاهای غیرتوسعه ای و ضدتوسعه ای می کنند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه برای دلار، خلق تقاضاهای غیرتوسعه ای و ضدتوسعه ای می کنند و بعد در کادر آن کمبود، شکاف میان عرضه و تقاضای کل ارز را بالا می برند، بعد اسم آن را فنر نرخ ارز گذاشته اند، گفت: اگر هم می خواهید نرخ ارز را بالا ببرید، همانطور که پشت پرده می گویید پول کم داریم باید دلار را گران بفروشیم، شرافتمندانه بگویید فنر نرخ ارز یک واژه مجعول است. سیاستهای مشکوک پولی، مالی تجاری، صنعتی و نرخ ارزتان را اصلاح کنید، بعد می بینید فنری وجود ندارد.

    چرا کسی سراغ بی کفایتی و فاسد بودن بخشهایی از نظارتها نمی رود

    مومنی گفت: مطالعه هایی در ایران وجود دارد که نشان می دهد یکی از کانونهای گسترش و تعمیق فساد، وابستگی ذلت آور به دنیای خارج، عقب ماندگی فناورانه و فلاکت مردم ، شیوه کنونی مجوزدهی صنعتی است. در مملکتی که گزارشهای رسمی می گوید نزدیک دو، سوم ظرفیتهای تولید کشور بلااستفاده است، ما با پدیده جهش موجودی انبار بنگاه های تولیدی مواجه هستیم، یعنی به دلیل فلاکتی که به مردم تحمیل کرده اند، همین تولید اندک را هم نمی شود فروخت. در این شرایط، که ظرفیتهای تولیدی موجود اینگونه استفاده می شود، با دادن مجوزهای جدید، در کشوری که صنعت صنعت ساز ندارد، عطش تقاضای ارز ایجاد می کنند. از سوی دیگر، قانونی که اجازه واردات کالاهای تولید داخل نمی داد را دیگر تمدید نکردند که به معنای خلق تقاضاهای جدید برای واردات است. از سوی دیگر، هزار ماجرا برای تولیدکنندگان کشور ایجاد می کنند. ما در صنعت خودروسازی، 23 نهاد نظارتی نمی رویم، چرا کسی سراغ بی کفایتی و فاسد بودن بخشهایی از آن نظارتها نمی رود و تمام فحشها را به تولید کننده می دهید!؟

    دائم با سیاستهای غلط برای بخشهای تولیدی بحران ایجاد می کنید

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: دائم با سیاستهای غلط خودتان برای بخشهای تولیدی بحران ایجاد می کنید. قاعده گذاشته اند که فروش خودرو به گونه ای باشد که عایدی تولید کننده خودرو، نزدیک یک، دوم تا یک سوم دلالهای خودرو شده است. خودروساز را به افلاس می کشانند و بعد به کیفیت خودرو فحش می دهند. چه سرمایه گذاری کردید که این خودروساز مفلوک بیچاره که این قدر شرف و غیرت دارد و همچنان پایمردی می کند، کیفیت خودرویش را بالا ببرد. مگر به او مجال می دهید!؟ چه شرافتی در نهادهای نظارتی است که تاکنون مجلس سه بار از صنعت خودرو تحقیق و تفحص گذاشته و در هر سه بار هم اعلام کرده است که قراردادهایی که وضع می شود ، به گونه ای است که اگر طرف خارجی زیرتعهدش بزند، هیچ گونه جریمه ای به آن تعلق نمی گیرد. واقعا ظرفیت و توان حقوقی ما در تنظیم قرارداد این است؟ این چه مناسباتی است که ایجاد کردیم که اگر بگوییم حداقل قراردادها را شفاف کنید تا مثلا از حقوقدانان اقتصادی کشور بخواهیم کیفیت این قراردادها را اعتبار سنجی کنیم. این پنهان کاری ها را می کنند و بعد وقتی با بحران مواجه می شوند ، می گویند هر چه فریاد دارید بر سر تولید کننده بزنید.

    یک توصیه مهم به وزیر کار

    وی اضافه کرد: باید به وزیر کار گفت اکنون که در وزارت کار، مجموعه ای از افراد جمع شده اند که هم به سلامت اشتهار دارند و هم الفبا را می دانند، بر روی این مساله متمرکز شوید که این ماجرای مشکوک مجوز دهی بی مهار چرا متوقف نمی شود. تمام کتابهای توسعه ای می گویند یکی از ستونهای جهش های توسعه ای، مزد زیاد است. این مافیاها که اکنون رسانه ها را هم تسخیر کرده اند ، سهم ربا در قیمت تمام شده خودرویشان 30درصد است و سهم دستمزد نیروی کار حدود 10درصد است. بعد عزیزان از مارپیچ شوک نرخ از تورم حساسیت زدایی می کنند می گویند هر چه فریاد دارید بر سر نیروی کار بکشید که طلب دستمزد می کند. لااقل دستمزد به اندازه بنیاد گرایان بازار را به رسمیت بشناسید. اگر توسعه می خواهید، هیچ کشوری با استثمار نیروی کارش به توسعه دست نیافته است.

    قدرت خرید دلاری دستمزد، فقط در 15 سال گذشته، حدود 85 درصد سقوط کرده است

    این اقتصاددان با بیان اینکه شرم آور است که قدرت خرید دلاری دستمزد، فقط در 15 سال گذشته، حدود 85 درصد سقوط کرده است، گفت: کانون اصلی ماجرا به عنوان اصلاح این است که شاقول قاعده گذاری به جای منافع رباخوارها، دلالها و سوداگران، باید منافع تولیدکنندگان و نیروی کار شرفتمند ایران باشد. این یک بازآرایی نهادی است. اکنون برعکس این مساله عمل می شود. دولت جدید هم اگر فکر می کند که می تواند مانند دولتهای قبلی روی همان ریل نهادهای استثماری و بهره کش کشور را اداره کند، محکوم به شکست هستیم. باید تغییر ریل اتفاق بیفتد و این مساله بیش از هر چیز تابع یک اراده سیاسی است. نمی خواهد تولید را تقویت کنید، این جزء آمال و آروزها بماند، در گام اول نهادهای بهره کش از فرایند تولید را متوقف کنید.

    مومنی تاکید کرد: یکی از بهره کشانه ترین مناسبات در تاریخ اقتصادی ایران، از زمان فعال شدن بانکهای خصوصی در ایران موضوعیت پیدا کرده است. این چه مملکتی است که رسما وزارت اقتصاد گزارش منتشر می کند که سهم فقط یک بانک خصوصی در یک دوره خاصی در سال 1402 از رشد پایه پولی، 57 درصد است. بعد قوه قضاییه و دستگاه های اطلاعاتی هیچ به روی خود نمی آورند! وقتی خودتان می گویید رشد پایه پولی به رشد نقدینگی و سپس جهش تورم منجر می شود، یعنی نزدیک 90 میلیون آدم را بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشند، تنبیه می کنید بعد درباره این بانک که این فضاحت را ایجاد کرده است، کسی حرفی نمی زند. تا کنون دیده اید که یک مقام پولی کشور درباره این مساله گزارشی بدهد!؟

    خطاهای سیاستی مانند شوک درمانی و افزایش نرخ ارز را کنار بگذارید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، گفت: پشت به تولید و رو به بهره کشان کردید و باید تغییر ریل دهید. یکی از آن تغییر ریلها این است که خطاهای سیاستی مانند شوک درمانی و افزایش نرخ ارز را کنار بگذارید. بارها گفته ایم اگر بی منطق قیمت را پایین هم بیاورید اقتصاد ایران را به هم می ریزید، بحث بر سر این است که باید یک برنامه داشته باشید که بر محور منافع مردم و تولیدکنندگان بازآرایی اتفاق بیفتد. در آن چارچوب به هر قیمتی که قیمت توسعه گرا و عادلانه باشد رسیدید، که از نظر علمی بتوانید از آن دفاع کنید، ما هم از آن پشتیبانی می کنیم.

    مومنی افزود: در دیدار با آقای پزشکیان گفتم، چهار دولت داشتیم با این توهم هم آبروی خود را بردند، هم زمان را زایل کردند و هم مردم را به افلاس و فلاکت کشاندند و هم بنیه تولیدی کشور را ساقط کردند. فکر کردند که در شرایطی که اقتصاد ملی با بحرانهای پرشمار روبرو است، ما می توانیم درباره مسائل اقتصادی، به صورت مجزا، منفرد و بدون برنامه ریزی تصمیمگیری موفق داشته باشیم. این مساله محال است. وقتی می گوییم تغییر ریل بدهید، یعنی دولت به جای ادای برنامه ریزی، برنامه باکیفیت تمهید کند. در آن برنامه با کیفیت آخرین حلقه اقداماتی که باید انجام شود، فکر راجع به دستکاری قیمت است.

    بازی با قیمتهای کلیدی را متوقف کنید / به برنامه با کیفیت نیاز داریم

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: ما به صورت سلبی به حکومتگران گرامی می گوییم ای کسانی که ایمان آورده اید بازی با قیمتهای کلیدی را متوقف کنید. به صورت ایجابی می گوییم یک برنامه با کیفیت رو کنید. شاقول ما برای ارزیابی این دولت سند بودجه است که حکم برنامه یک ساله دارد، اگر دوباره دیدیم که قرار است همچنان به تولیدکننده ها و فشار به نیروی کار و محرومان و مستضعفان بیاورند، تا رباخوارها و دلالها چاق تر شوند، و با آن مخالفت کردیم، به معنای مخالفت با رئیس جمهور نیست. آقای پزشکیان، آنکه شما را نقد می کند، دوست واقعی ات است، چاپلوسان، سفله ها و کوتوله ها باغ خود را از طریق رسیدن به مناصب بیل می زنند. آن که نقد می کند ، کسی است که می خواهد کشور اصلاح شود. این چه بساطی است که علیه اهل علم پیش گرفته شده است و این همه بازی در می آورند که هزینه فرصت نقد عالمانه را بالا ببرند.

    مومنی گفت: امیدواریم با مشارکت اهل علم و کارشناسان و صاحب منصبانی که هم شرافت و هم اهلیت حرفه ای دارند، کمک کنیم مملکت ما در ریل صحیح خود قرار گیرد.

  • جامعه ایران یک جامعه غلط انداز است!

    جامعه ایران یک جامعه غلط انداز است!

    به گزارش اقتصادران، «جامعه ایران یک جامعه گمراه کننده است»، این را مقصود فراستخواه می‌گوید. جامعه‌ای که در ظاهر با آسیب‌های زیادی مواجه است، از نظر اقتصادی شاخصی مانند ضریب جینی نشان می‌دهد وضعیت مساعدی ندارد، از نظر اجتماعی ایران جزو جوامعی است که مردمانش تجربه‌های عاطفی منفی بسیاری دارند، این جامعه در شاخص کامیابی اصلاً وضعیت خوبی ندارد و در حالی‌که ارزش‌های بقا در آن از ارزش‌های شکوفایی جلوتر افتاده است اما همچنان می‌خواهد موفق شود. همه این‌ها درحالی‌ست که همزمان نبودن سیاست‌های رسمی با جامعه آن را تبدیل به یک جرم بحرانی کرده است، این اصطلاحی است که فراستخواه آن را برای جامعه ایرانی به‌کار می‌برد.

    این جامعه‌شناس معتقد است جامعه ایرانی به یک جرم بحرانی تبدیل شده که هر لحظه می‌تواند آبستن یک ایدئولوژی رادیکال شود، ایدئولوژی‌ای که بیاید با مستعمره کردن نارضایتی‌های مردم آن‌ها را اصطلاحاً از چاله‌ای به چاه بیندازد. او درمقابل این مستعمرگی ایده قلمروسازی را مطرح می‌کند، می‌خواهد از هر نقطه امیدی برای نجات جامعه‌ای چنین بحران زده استفاده کند که به تعبیر خودش در نقطه کور حکومت قرار دارد، برای همین می‌گوید: «به‌جای جنون زوال، نبوغ بقا داشته باشیم.»

    متن کامل گفت‌وگو با مقصود فراستخواه در ادامه آمده است.

     

    آقای دکتر چه چیزی از جامعه ایرانی در سال‌های اخیر مورد توجه شما قرار گرفت؟

    درک من این است که جامعه ایران طی سال‌های گذشته تغییرات مهمی به‌لحاظ جمعیتی داشته، یک چگالی جمعیتی عظیمی در ایران شکل گرفته که تحصیلات عالی دارد، ما در ایران ۱۴ میلیون نفر با تحصیلات عالی داریم. از طرفی علیرغم تمامی محدودیت‌ها تعامل جامعه با شبکه‌های اجتماعی افزایش پیدا کرده است، به‌عبارتی میل صرف کردن وقت در رسانه بالاتر رفته و این نشان می‌دهد مردم علایق و کنش ارتباطی بیشتری پیدا کردند. همچنین در این جامعه جوانان و زنان فعال‌تر شده‌اند، هویت‌های سبک زندگی در این جامعه تمایل پیدا کرده که خودش را بیان کند.

    نسبت این جامعه با حاکمیت چه‌طور است؟

    این جرم بزرگ جمعیتی از طرف سیاست‌های رسمی شناسایی نمی‌شود و با آن تعامل سازنده خلاق ندارد، در نتیجه این چگالی جمعیتی با ویژگی‌هایی که گفتم به جرم بحرانی تبدیل شده است. یعنی زیست جامعه از نظر سواد و تحصیلات، تحرک اجتماعی و رسانه‌ای، علایق فرهنگی و سبک زندگی، میل به آزادی و ابراز وجود و میل به مشارکت بالا رفته اما سیستم‌های رسمی چندان با این جامعه تعامل ندارند و بیشتر می‌خواهند جامعه را در قلمرو مستعمرگی خود نگه دارند، لذا سیاست‌هایی به جامعه تزریق می‌شود که با زندگی این نسل خیلی سازگاری ندارد، بنابراین بین محتوای جامعه و شکل اداره آن شکاف وجود دارد چیزی که ما به آن جرم بحرانی می‌گوییم، این جرم بحرانی می‌تواند زمینه رشد ایدئولوژی‌های رادیکال را فراهم کند.

    این جرم بحرانی با تعریفی که شما ارائه کردید با چه آسیب‌هایی مواجه هست که شما را نگران می‌کند؟

    نشانه‌های نگران کننده‌ای در این جامعه وجود دارد، مثلاً اختلافات طبقاتی در این جامعه خیلی زیاد شده است. به شاخص ضریب جینی توجه کنیم، این ضریب نشان دهنده شکاف طبقاتی است، در سال ۱۳۵۷ ضریب جینی در ایران ۵۰ درصد بود، حتی یکی از علل انقلاب ۵۷ همین شکاف طبقاتی در آن سال‌ها بود. اما امروز براساس گزارش‌های جهانی ضریب جینی در ایران به بالای ۴۰ درصد رسیده است، درحالی‌که این ضریب در عراق حدود ۳۰ درصد است یا در مجارستان ۲۹ درصد است، بنابراین ضریب جینی بالا در ایران سبب مخدوش شدن انسجام و همبستگی اجتماعی می‌شود.

    نشانه نگران کننده دیگر وضعیت عاطفی ایران است. موسسه گالوب یکسری پیمایش‌هایی دارد با عنوان گزارش جهانی احساسات، آن‌ها به‌طور میدانی بررسی می‌کنند یک شهروند در ۲۴ ساعت گذشته چقدر تجربه عاطفی منفی یا مثبت داشته است، آخرین گزارش گالوب دراین‌باره نشان می‌دهد ایرانی‌ها جزو ۱۰ رتبه اول از نظر داشتن تجربه عاطفی منفی هستند. گزارش‌های زندگی روزمره هم نشان می‌دهند که مردم سر کوچکترین موارد با یکدیگر دعوا می‌کنند.

    درباره شاخص اعتماد هم گزارش‌هایی وجود دارد؟

    لگاتوم براساس ۱۲ شاخص میزان کامیابی ملت‌ها را اندازه‌گیری می‌کند، برخی از این شاخص‌ها عبارتند از امنیت و ایمنی، محیط زیست، آموزش، سلامت، شرایط زندگی، کیفیت اقتصادی و همچنین سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی همان اعتماد به نهادها، سیاست‌های کشور، پول ملی، اعتماد به یکدیگر است، درآخرین گزارش (Legatum Prosperity Index) رتبه شاخص کامیابی ایران از ۱۶۷ کشور ۱۲۶ است، که اصلاً رتبه خوبی نیست. در همین شاخص مشخص است که اعتماد در ایران وضعیت خوبی ندارد.

    اینگلهارت پیمایش‌هایی دارد که براساس آن بررسی می‌شود که هریک از جوامع آیا در مرحله سرپا نگه داشتن خود هستند یا در مرحله خو ابرازی هستند، در اولی ارزش‌های بقا اهمیت دارد، یعنی ما تلاش می‌کنیم که خودمان را امروز حفظ کنیم کافی است، در دومی ارزش‌های خود شکوفایی اهمیت دارد، یعنی فرد می‌خواهد خودش را با خلاقیتی که دارد، با دانش، یا با مشارکت اجتماعی بیان کنید و ارائه بدهد. در گزارش‌های اینگلهارت ایران جزو کشورهایی است که الان در وضعیت بقا است، یعنی هرکس بیشتر می‌خواهد خودش را حفظ کند تا این‌که بخواهد ابراز کند.

    این جرم بحرانی که با آسیب‌هایی مانند اختلاف طبقاتی، وضعیت عاطفی نامساعد، کاهش سرمایه اجتماعی مواجه است و تلاش می‌کند که فقط بقا داشته باشد، تصور از آینده این جرم بحرانی چه خواهد بود؟

    جامعه ایران یک ویژگی ژانوسی دارد، وقتی یک موجودیتی دو جنبه متضاد داشته باشد ما می‌گوییم این خصوصیت ژانوسی دارد، در ایران هم یک خصوصیت ژانوسی وجود دارد، جامعه ایران یک جامعه گمراه کننده و غلط انداز است، مثلاً با همان ایده ارزش‌های بقا که بالا مطرح کردم خودمداری در ایران درحال رشد کردن است، یعنی هرکس می‌خواهد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد، حالا با ایده ژانوسی همین جامعه درکنار تمام جنبه‌های منفی یک جنبه مثبت دارد، آنهم این‌که این جامعه همچنان می‌خواهد موفق شود.

    شاخص میل به موفقیت می‌گوید که هر ملتی چقدر اصرار دارد که موفق شود، ما جزو ملت‌هایی هستیم که در این شاخص رتبه بالایی داریم، یعنی از مقیاس ۷ در این شاخص نمره ایران در میل به موفقیت در نگرش ۶.۲ است و در میل به موفقیت در عمل ۴.۷ است. یعنی ملتی با این همه مسائل تاریخی، این همه مشکلات و این همه دل نگرانی‌ها همچنان می‌خواهد موفق شود.

    در ایران یک نوع نارضایتی هستی شناختی در طول تاریخ وجود دارد، شاید به این دلیل که ملت کهنی هستیم، فرهنگ کهن و حافظه تمدنی داریم اما شرایط‌مان طوری بوده که اجازه موفقیت به ما نداده است، ملتی هستیم که می‌خواهیم موفق شویم اما نمی‌توانیم، شاید دلیل اعتراضات سال قبل هم همین بود.

    نتیجه این وضعیت چه می‌شود؟

    این یک تنش بزرگ است، خیلی مواقع نارضایتی در جامعه ایران شکل سیاسی رادیکال پیدا می‌کند، خیلی‌ها در طول تاریخ بر امواج نارضایتی مردم سوار شدند و حوادث تاریخی شکل گرفت. علت آن این است که سیستم با جامعه همزمان نیست، نمی‌تواند جامعه را خوب بفهمد و فرصت زیستن برای جامعه فراهم کند، اگر ما توسعه یافته نمی‌شویم یکی از دلایل آن شکاف دولت ملت است که دولت نمی‌تواند جوابگوی انتظارات اجتماعی باشد و جامعه هم نمی‌تواند انتظارات خود را به شکل سازمان یافته و خلاق ارائه دهد ضمن این‌که همچنان از میل به موفقیت دست بردار نیست. درحالی‌که این نارضایتی باید به‌طور خلاق و سازنده بروز پیدا کند، یعنی افزایش مشارکت اجتماعی از طریق سازمان‌های مردم نهاد و نهادهای مدنی که با آن سرمایه فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شود. اما چون این نارضایتی نمی‌تواند سازمان اجتماعی سازنده بگیرد تبدیل به امواجی می‌شود که هرکسی به‌خصوص گروه‌های تندرو می‌آیند بر آن سوار می‌شوند، خیلی از افرادی که در انتخابات اخیر انتخاب شدند کسانی هستند که بر امواج نارضایتی‌ها سوار شدند، در شرایطی‌که بقیه گروه‌ها نتوانستند بخش از این نارضایتی‌ها را در جهت برنامه‌های سازنده و خلاق هماهنگ کنند.

    اجازه بدهید من یک جمع‌بندی کوتاه انجام بدهم، جامعه ایران به مثابه جرم بحرانی با آسیب‌های زیادی مواجه است مانند همان وضعیت عاطفی و سرمایه اجتماعی پایین، و البته یک وضعیت دوگانه دارد، یعنی به جای ارزش‌های شکوفایی دنبال ارزش‌های بقا است و از طرفی میل شدید به موفقیت دارد، اما چون سیاست‌های رسمی با این جامعه همزمان نیست یک نارضایتی ظهور و بروز پیدا کرده است، نا رضایتی‌ای که در وضعیت نبود نهادهای مدنی نمی‌تواند تبدیل به راهکارهای سازنده و خلاق شود، بنابراین هر لحظه ممکن است هر گروهی بر این امواج نارضایتی سوار شود، چیزی که احتمالاً تبلور یک ایدئولوژی رادیکال خواهد بود. به‌نظر شما این وضعیت شبیه به انسداد نیست؟

    بله، به لحاظ رفتار سیاستگذاران با جامعه شاهد یک نوع ناکارامدی هستیم، من می‌توانم بگویم جامعه در نقطه کور حکومت قرار دارد، یعنی یک نوع نابینایی سیستماتیک ایجاد شده و جامعه برای حکومت رویت پذیر نیست، این خیلی خطرناک است و سبب تخریب جامعه می‌شود، چراکه باید به یک نکته توجه کرد، در برابر حاکمیتی که دائم غیریت سازی می‌کند و جامعه را نمی‌بیند ایدئولوژی‌های رادیکال در جامعه شکل می‌گیرد، خیلی‌ها گمان می‌کنند گروه‌های تحول‌خواه از درون جامعه رشد می‌کند و سیستم را پس می‌زند اما در ایران چنین نیست، اینجا یک ایدئولوژی رادیکال در درون سیستم وجود دارد که سبب می‌شود در بیرون از آن ایدئولوژی‌های رادیکال دیگری شکل بگیرد، در نتیجه جامعه ایران در وضعیت منگنه قرار دارد، یعنی جامعه بین ایدئولوژی‌های رادیکال درون سیستم و بیرون سیستم گیر کرده است. این جامعه از آن‌جایی که سازمان اجتماعی کارآمد ندارد یا خود سیستم آن را مستعمره می‌کند یا کسان دیگری که آن‌ها هم ایدئولوژی رادیکال دارند می‌آیند آن را مستعمره می‌کنند.

    راه خروج از این وضعیت چیست؟

    تنها راه خروج از این وضعیت این است که به‌جای این‌که قیم‌های ایدئولوژیک از درون سیستم و بیرون سیستم بخواهند این جامعه را مستعمره کنند، جامعه باید از خودش مستعمره زدایی و قلمروسازی کند.

    جامعه چه‌طور قلمروسازی کند؟

    قلمروسازی مستقل به‌کمک جامعه مدنی و سازمان‌های مردم نهاد است، اگرچه خیلی‌ها می‌گویند همین را هم اجازه نمی‌دهند، اما من می‌گویم تا جایی که امکان دارد باید چکه کنیم، حلقه‌های دوستی تشکیل دهیم، اصناف، نهادهای اجتماعی و محلی درست کنیم، این فعالیت‌ها در دراز مدت می‌تواند پشتوانه درست کند.

    اما جامعه‌ای که به تعبیر خودتان ارزش‌های بقا در آن اهمیت پیدا کرده چه‌طور می‌تواند قلمروسازی کند؟

    بله، وضعیت ژانوسی است، یعنی هم ارزش‌های بقا اهمیت دارد و هم این‌که همچنان گروهی هستند که می‌خواهند به کودکان کار کمک کنند یا زباله‌های شهر را جمع‌آوری کنند.

    ولی مثلاً اینجا با سازمان‌های مردم نهاد هم برخورد می‌شود، مثلاً ماجرایی که برای جمعیت امام علی(ع) یا خانه خورشید ایجاد شد و جمع شدند؟

    شماها این موارد را به درستی و مدام می‌گویید، من هم می‌پذیرم اما می‌گویم اگر به جمعیت امام علی اجازه فعالیت ندادند، ده‌ها سازمان مردم نهاد همچنان دارند فعالیت می‌کنند، هنوز ابتکارهایی وجود دارد، خیلی‌ها روی ابتکارهای سرکوب شده به‌درستی انگشت می‌گذارند و می‌گویند نمی‌شود و نگذاشتند، اما من همچنان معتقدم در جامعه ایران پتانسیل کارهای جمعی و تشکیل سازمانهای مردم نهاد وجود دارد، درست هست که بخشی از آن نابود شده ولیکن همچنان بخشی دیگر اگرچه زخم خورده اما وجود دارد. وقتی سیستم از ما قلمروزدایی کرده ما باید قلمروزایی کنیم. در ناامیدی بسی امید است، اما دو امید وجود دارد، امیدی که می‌تواند به‌شکل ایدئولوژیک رادیکال شکل بگیرد آن‌وقت یک خود تخریبی تازه درست می‌شود، دوم امیدی که می‌تواند به‌جای یک ایدئولوژی مخرب، با شکل اجتماعی، خلاق، توسعه‌ای، نهادسازی و قلمروسازی ظاهر شود و همچنان دلیل بقای ایران باشد. اجازه بدهید دو کلمه پایانی را بگویم، به‌جای جنون زوال، نبوغ بقا داشته باشیم.

  • جامعه ما از نظام سیاسی عبور کرده و خودکنترل شده است / مدیران درکی از وضعیت تحولات فرهنگی جامعه ایران ندارند

    جامعه ما از نظام سیاسی عبور کرده و خودکنترل شده است / مدیران درکی از وضعیت تحولات فرهنگی جامعه ایران ندارند

    به گزارش اقتصادران، برخورد‌ها با حجاب دوباره آغاز شده و فارغ از نتایج لحظه‌ای آن که به نظر نمی‌رسد موجب اقناع جامعه شده باشد، نتایج جامعه‌شناسانه بغرنجی را به دنبال دارد. بخشی از نسل جدید با قرائت فعلی از مسأله سبک زندگی و نوع برخورد‌ها برای حاکم کردن آن قرائت فاصله دارد و مسیر‌های فعلی چندان موجب قانع شدن آن‌ها درباره این مسأله نخواهد شد.

    *مشکل اصلی در مسأله حجاب این است که مدیران و افراد فعال در این زمینه درکی از وضعیت تحولات فرهنگی جامعه ایران ندارند و بر اساس یک نگاه کور عمل می‌کنند؛ فکر می‌کنند هر تصمیمی که بگیرند و اراده کنند آن را محقق کنند، مردم تمکین می‌کنند.

    * گروه‌های اجتماعی در ایران و در سه دهه اخیر وضعیت متفاوتی از سه دهه گذشته پیدا کرده‌اند. من به قبل از انقلاب هم کاری ندارم، مسأله سه دهه اخیر است. گروه‌های اجتماعی این روزها مسائل را خودشان می‌شناسند و خودشان داوری می‌کنند. ما با جامعه‌ای مواجه هستیم که از دولت و نظام سیاسی عبور کرده است. در گذشته، جامعه در کنار نهادسیاسی بود و هر اراده از سوی نهاد سیاسی می‌توانست واکنش مثبت و منفی جامعه را داشته باشد اما امروز جامعه ما از نظام سیاسی عبور کرده و خودکنترل شده است.

     

    *در مسأله خانواده، سفر، تفریح، دین‌داری و… اینطور نیست که جامعه نگاهش به قدرت باشد و از آن طرف، نهاد قدرت هم مردم را حمایت کند. در نتیجه ما با یک جامعه خوداستقلال مواجه هستیم.

    *نظام سیاسی اراده کرده که جامعه را کنترل کند، اما مردم عبور کرده‌اند و رابطه‌شان با قدرت رابطه دو نهاد غریبه و بیگانه از هم است. به همین خاطر وقتی نیروی کنترل حجاب به خیابان می‌آید و خواهان کنترل است، جامعه احساس می‌کند نیروی بیگانه آمده و می‌خواهد او را مجازات کند. در این شرایط دو طرف بازنده‌اند و نظام کنترلی نتیجه نمی‌گیرد و مردم هم احساس نزدیکی با نظام سیاسی نمی‌کنند.

    سیاست‌های کنترلی شکست خورده‌اند و جامعه هم واکنش تند نشان می‌دهد. به همین خاطر وقتی نیروی انتظامی برخورد می‌کند، تبدیل به یک چالش می‌شود و جمعیت قابل توجهی درگیر می‌شوند. این مسأله جامعه را به خود فرومی برد و غریبگی‌اش با قدرت بیشتر می‌شود.

    آیا رفتار حکومت، جامعه را نگران می‌کند؟

    جامعه دچار ترس و استرس نمی‌شود و با قدرت رابطه‌ای ندارد که در مقابل‌اش نگران شود. ما با دوره‌ای رو‌به‌رو هستیم که مردم و کسانی‌که حجاب را رعایت نمی‌کنند، صدایشان بیشتر شده و اعتراض بیشتری دارند. جریمه‌های بی‌حجابی در ماشین‌ها، نه تنها تعداد بی‌حجاب‌ها را کم نکرد بلکه مسأله را پیچیده‌تر هم کرده است.

    *در سطح فردی نتیجه این رفتار‌ها ناامیدی فرهنگی و دورشدن از ارزش هاست. هرآنچه در گذشته عناصر فرهنگی نامیده می‌شدند حالا مردم از آن‌ها دور شده‌اند. مردم با این رفتار‌های تندِ کنترلی حکومت بیشتر هم تشویق به دورشدن از ارزش‌های فرهنگی می‌شوند.

    *در سطح اجتماعی، تضاد و تقابل با نظام سیاسی بیشتر می‌شود؛ اگر نظام سیاسی تا دیروز نمی‌توانست بحران ناکارآمدی اقتصادی را حل کند و به همین علیت فاصله‌اش از جامعه زیاد می‌شد، از امروز از نظر فرهنگی این اتفاق می‌افتد و یک جداافتادگی عجیب بین نظام فرهنگی و مردم ایجاد می‌شود و برآیند نهایی آن تغییرات عجیب در سطح فرهنگ و اخلاق و دین و روابط اجتماعی است. ما در آینده با تداوم این روند، جامعه را به عرصه برهنگی می‌بریم.

    راه‌حل چیست؟

    *شیوه‌ها را عوض کرد و یک سری آدم صاحب عقل در یک فضای آزاد باید کمک کنند تا از این بحران عبور کنیم و مردم را به دوستی و پیراستگی دعوت کنند. این بحران ساخته نظام سیاسی است که جامعه در آن بازی می‌کند. نباید از بی‌حجابی به بی‌اخلاقی برسیم. این بحران، بحران‌های دیگر تولید می‌کند.

  • فاصله گرفتن مردم و حکومت با افزایش بگیر و ببندها / افزایش غیرعادی مهاجرت بین ایرانیان

    فاصله گرفتن مردم و حکومت با افزایش بگیر و ببندها / افزایش غیرعادی مهاجرت بین ایرانیان

    به گزارش اقصادران، شاید یک روزهایی که از مهاجرت صحبت می‌شد بلافاصله گزینه فرار مغزها به اذهان خطور می‌کرد، مسئله‌ای که به مهاجرت نخبگان دانشگاهی از کشور اشاره داشت، آن‌ها مهاجرت می‌کردند که بتوانند به تناسب مهارت خود در دانشگاه‌ها یا شرکت‌های بین‌المللی فعالیت دانشگاهی یا اقتصادی خودشان را با کیفیت بهتری ادامه دهند؛این روند متوقف نشد، حتی اگر آمارهای دقیق‌تری وجود داشته باشد مواجهه با سیر صعودی مهاجرت نخبگان دانشگاهی در سال‌های اخیر اصلاً دور از انتظار نیست. اما حالا اتفاق دیگری رخ داده، هم میل به مهاجرت و هم اقدام به مهاجرت از سطح نخبه دانشگاهی یا افراد متخصص عبور کرده و تبدیل به یک همه‌گیری شده است، طوری‌که گروه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی حتی اگر نتوانند ایده مهاجرت‌شان را محقق کنند اما احتمالاً میان اولویت‌های زندگی‌شان آن را حفظ می‌کنند تا شاید در زمان مناسبی جامع عمل به آن بپوشانند. این میل و اقدام گسترده به مهاجرت چیزی هست که اردشیر گراوند، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی از آن به‌عنوان «مهاجرت توده‌ای» نام می‌برد.

    او  می‌گوید: «مردم در ابعاد مختلف احساس ناامنی عمومی می‌کنند، بنابراین فرزندان‌شان را به خارج از کشور می‌فرستند. مهاجرت و باروری ویژگی چسبندگی دارند، یعنی اگر یک نفر مهاجرت کند نفر بعدی را با خودش می‌برد، به نظرم مهاجرت به‌بیرون از ایران همچنان ادامه دارد و ممکن است شکل جدی‌تر پیدا کند یعنی مثلاً مانند افغانستانی‌ها توده‌ای مهاجرت کنیم.»

    او ادامه می‌دهد: «خانوار ایرانی با مسئله از دست دادن یک عضو خانواده مواجه شده است، یعنی مهاجرت‌های داخلی و خارجی سبب شده عموم خانوارهای ایرانی یک عضو خانواده خود را از دست بدهند و از آن دور شوند.»

    مهاجرت و نبود افق دید برای آینده

    درهمین‌باره سمیه توحیدلو، جامعه‌شناس  می‌گوید: «به نظر می‌رسد به‌عنوان هفتمین کشور مهاجر فرست شناخته می‌شویم. یکی از دلایل مهاجرت فشار اجتماعی است یعنی اگر فرد شرایط خوبی داشته باشد فشار هم نسلی‌ها و اطرافیان برای مهاجرت اتفاق می‌افتد. یکی از دلایل تشویق به خارج رفتن جوانان، نبود افق دید برای آینده است. وقتی افراد از تصمیم‌گیری برای آینده ناتوان می‌شوند به این دلیل است که نمی‌دانند فردا روزی چه اتفاقی خواهد افتاد، ارزش پول ملی چه‌قدر می‌شود، و انواع مسائلی که ثبات را متزلزل می‌کند. این موضوعات باعث انواع مهاجرت می‌شود.»

    اوا ادامه می‌دهد: «یک بخشی از مهاجرت جامعه ما برخلاف گذشته، مهاجرت خانوادگی است. نگرانی از اینده فرزندان به نوعی در میزان مهاجرت در سال اخیر تاثیرگذار بوده است. نمودهای مهاجرت انقدر زیاد است که هرکسی در حلقه اطراف خودش آن را لمس می‌کند، نمونه‌اش در بیمارستان‌ها، فضای آکادمیک و دانشگاهی دیده می‌شود. آمار و رقم مهاجرت آن‌قدر زیاد است که جمعیت ایرانیان خارج از کشور بعد از این حجم از مهاجرت تغییرات بزرگ و گسترده‌ای خواهد داشت.»

    آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند

    همچنین فاطمه موسوی ویایه، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره موج مهاجرت ایرانی‌ها به خارج از کشور می‌گوید: «همه ناظران توافق دارند موج فعلی مهاجرت ایرانیان عادی نیست. هیرشمن در مقاله «خروج، اعتراض، دولت» اشاره می‌کند گاهی شهروندان در تقابل با دولت به این نتیجه می‌رسند که اعتراض به جایی نمی‌رسد یا هزینه‌اش بسیار زیاد است و خروج را در دستور کار خویش قرار می‌دهند و از کشورشان مهاجرت می‌کنند.»

    او ادامه می‌دهد: «افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص در یک‌سال اخیر که بیش از نیمی از آنان زن بودند را می‌توان توسل به استراتژی خروج به دلیل ناامیدی از تغییر و اصلاح دولت دانست. علوم اجتماعی ورای تصمیم‌های فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی می‌نگرد، با این زاویه دید آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند و به‌همین دلیل کشور را ترک می‌کنند.»

    این جامعه‌شناس بیان می‌کند: «امسال شرایطی مشابهی با سال ۱۴۰۲ خواهد داشت، یعنی صبر و انتظار ضمنی جامعه در شرایط انسداد سیاسی، مشکلات اقتصادی مانند گرانی، تورم، بیکاری و فقر افزایش پیدا می‌کند، به تبع آن موج مهاجرت و آسیب‌های اجتماعی چون سرقت، اعتیاد، خودکشی و خشونت‌های اجتماعی از جمله قتل و نزاع بیشتر خواهد شد. مشکلات زیست محیطی مثل آلودگی هوا، کمبود آب و فرونشست زمین بدتر خواهد شد. جامعه ایران مثل فنری است که در حال جمع شدن است و این فنر در سال ۱۴۰۳ فشرده‌تر می‌شود.»

    فاصله گرفتن مردم و حکومت با افزایش بگیر و ببندها

    نیره توکلی، جامعه‌شناس هم نظر مشابهی دارد، او می‌گوید: «وقتی دولت‌های تمامیت‌خواه سرکار می‌آیند ذره‌ای تلاش نمی‌کنند که مردم را به خودشان جذب کنند بنابراین سیر مهاجرت بیشتر می‌شود طوری‌که حالا مسئله‌ مهاجرت بسیار ناامیدکننده است.»

    او ادامه می‌دهد: «امید دادن به مردم خیلی باید بیشتر از این باشد. راه حل مقابله با این همه تبلیغاتی که برای مهاجرت می‌شود این است که مردم احساس فاصله با حاکمیت نکنند اما با بگیر و ببند، تمامیت‌خواهی و یکدست کردن حکومت به نفع یک جناح، این فاصله بیشتر می‌شود.»

  • مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    به گزارش اقتصادران، انتقادات نسبت به عملکرد نظام بانکی هر روز گستره بیشتری پیدا می‌کند. از «در خدمت رفقا بودن» تا «در خدمت تولید ملی نبودن» . این انتقادات با افزایش ناترازی بانک‌های خصوصی افزایش یافت.

    ایجاد بحران بزرگ در یک بانک و  افزایش پایه پولی مشتی نمونه خروار است. ندادن اعتبارات بانکی به تولیدکنندگان و ورود به بازار غیر مولد، بارها مورد انتقاد صاحبنظران قرار گرفته است. همین مسائل مهم موجب شد تا دکتر فرشاد مومنی – استاد دانشگاه و رییس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد در بخشی از نشست «اقتصاد سیاسی نوسانات نرخ ارز» انتقادات خود را متوجه نظام بانکی کند و از سکوت نهادهای نظارتی در برابرنظام بانکی گلایه کند.

    هشدارِ بازی با نرخ ارز

    به گزارش اقتصادران، رئیس موسسه دین و اقتصاد نسبت به بازی افزایش سود بانکی هشدار داد و گفت: دارندگان سپرده‌های خیلی بزرگ از این نرخ سود بالای غیررسمی بهره‌مند می‌شوند و اغلب ناظر بر اشخاص حقوقی و سپرده‌گذاران بانکی هستند که با نرخ سود بالاتر ارتزاق می‌کنند و درهم تنیدگی این سیاست‌ها با سیاست‌های مربوط به افزایش نرخ ارز کاملا چشمگیر است و در این چند هفته اخیر حداقل ده ها مقاله از سوی کارشناسان با شرافت و با حریت منتشر شد که نسبت به بازی جدید با نرخ ارز هشدار و اعلام کردند که این سیاست اسم رمز افزایش نرخ ارز هم خواهد بود! بنابراین با این تمهید مشکوک، هدف اعلام شده نه تنها محقق نشد بلکه آنچه که اتفاق افتاد، عکس آن هدف اولیه بود!

    وی در ادامه افزود: تکان‌دهنده‌ تر‌ این است که افزایش سود بانکی، به شوک نرخ ارز و رونق بازار رباخواری منجر شد و انبوهی از پیامدهای مخرب را به دنبال افزایش خطر ورشکستگی بانکها و به هم ریختگی بازار سرمایه و بحران شدید از نظر تعمیق فساد و تشدید نابرابری ناموجه را به همراه داشته است.

    به حراج گذاشتن ذخایر استراتژیک  ارز و طلای کشور؟

    فرشاد مومنی ضمن انتقاد از سیاست‌های ارزی گفت: در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که سیاست‌هایی با ظاهر خیرخواهانه و با ترغیب سیاستگذارها، مبنی بر اینکه شما می‌توانید ارز محدود را گرانتر بفروشید؛ ذخایر استراتژیک ارز و طلای کشور را تخلیه می‌کنند! در واقع ارزی که باید در خدمت انعطاف نظام ملی برای مواجه شدن با شوک‌های برون‌زا باشد را در اختیار مطامع سوداگرانه قرار می‌دهد!

     وی در ادامه افزود: از طریق تشدید بحران تورم همراه با رکود، از یک سو هزینه دولت را بالا می برد و از طرف دیگر چشم‌انداز درآمد سالم‌ دولت را کاهش می‌دهد و با توجه به اینکه بزرگترین آسیب بیننده از سیاست تورم‌زا و اشتغال‌زدا، خود دولت است!

    گروه های مافیایی در پی تسخیر سیاست های اقتصادی دولت؟!

    عضوهیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: به حراج گذاشتن منابع استراتژیک کشور، دولت را به سمت ضعف شدیدتر و آسیب‌پذیری بیشتر سوق می‌دهد، زیرا سیاست‌هایش به تسخیر گروهای مافیایی و رباخوار درآمده است. من سوالم این است که این تجربه‌ها چند بار باید تکرار شود تا یک یادگیری حداقلی در سطح نظام تصمیم‌گیری کشور پدید  بیاید. ما مظلومانه باید چقدر در مورد آثار بسیار مخرب این سیاستها گزارش بدهیم .

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید که سیاست افزایش نرخ ارز چطور بازار رباخواران را داغ کرده و چطور نابرابری ناموجه و انواع شکنندگی اقتصادی را در کشورمان ایجاد می‌کند بهتر است گزارشی که در ماه‌های میانی امسال در مجلس قرائت شده را مرور کنید. در این گزارش به خوبی مشخص شده که مناسبات نابرابرساز و ربامحور چه بلایی سر کشور آورده است. در این گزارش که هفته اول شهریور ۱۴۰۲ در مجلس قرائت شد. تصریح شده است که شوک نرخ ارز بزرگترین نیروی محرکه افزایش انفعالی نقدینگی است.

    خلق روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید!

    مومنی تصریح کرد: بر اساس گزارش منتشر شده در مجلس، هشدار داده شده که با تداوم سیاست‌های تا پایان مرداد ۱۴۰۲ روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید خلق می‌شود. کانون اصلی فاجعه است این که هفتاد درصد این پول جدیدا خلق شده، نصیب هشت دهم درصد از جمعیت می‌شود.

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید، مناسبات ربوی چه ابعادی دارد. باید به این نکته توجه کنید که از هر شش هزار میلیارد تومان نقدینگی جدیدا خلق شده، سی درصد آن نصیب 99/2 درصد مردم شده و هفتاد درصد دیگر آن نصیب 0/8 درصد از مردم می‌شود!

    بازی خوردن غیر متخصص‌ها توسط الیگارشی مالی!

    نویسنده کتاب« فرهنگ و توسعه » گفت: خلق این مقدار نقدینگی، در واقع  بازتولید بی‌ثباتی و تباهی و انحطاط در مسیر است و تعزیه‌گردان این بازی‌ها الیگارشی مالی هستند. متاسفانه و شوربختانه مقامات غیرمتخصص کشور، بازی این گروه‌ها را می‌خورند. برای همین وقتی بحث نقدینگی مطرح می‌شود، از آن به عنوان نقدینگی در اختیار مردم یاد می‌کنند.

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند!

    وی در ادامه افزود: وقتی شما توزیع در این حد نابرابر را می‌بینید متوجه می‌شوید که مردم بی‌پناه و بدبخت قربانی این وضعیت هستند! اما عزیزان دولتی به نام مردم، کام رباخواران را شیرین می‌کنند! چیزی که قضیه را خیلی غم‌انگیز می‌کند، این است که مناسباتی که بازدهی و زایندگی پول را به طرز غیر متعارفی افزایش می‌دهد به شکل متناسبی کانون‌های جدید سوداگری را که در بازار سرمایه ایجاد شده را تحریک می‌کند. اینها با این کار، هزینه فرصت گرایش به تولید را بالاتر برده و کشور را به فقر و مسکنت و انحطاط بیشتر سوق می‌دهند.

    جای خالی نهادهای نظارتی و تحمل اعمال خلاف قانون یک بانک! / نهادهای نظارتی دقیقا چکار می کنند؟

    نویسنده کتاب « عدالت اجتماعی،آزادی و توسعه در ایران امروز» گفت : نهادهای نظارتی در کشور دقیقا چه کار می‌کنند؟! صمیمانه و خاضعانه از نهادهای نظارتی فرادست قوه مجریه می‌خواهم که اقدام کنند زیرا در چارچوب مناسبات موجود، دولت به شدت ضعیف و آسیب‌پذیر شده آست و تحت تاثیر اراده رباخواران و واردات‌چی‌ها قرار گرفته اند و متاسفانه در درون دولت هم نهادهای نظارتی از کارکرد و کیفیت افتاده اند!

    وی در ادامه افزود:چرا با وجود این همه هشداری که راجع به فاجعه یک بانک مطرح شده و در ماهای میانی امسال گزارش رسمی اعلام کرده که سهمی بالغ بر پنجاه درصد از کل پایه پولی جدیدی که شکل گرفته و افزایش یافته، به ناهنجاری مشکوک و غیر مولد و ضد‌توسعه‌ای در این بانک اختصاص دارد؛ چرا مقام پولی و وزارت اقتصاد این سکوت مرگبار را متوقف نکرده و هیچ  گزارشی به افکار عمومی ارائه نمی‌کنند؟! چرا این حجم از بی‌قانونی توسط یک بانک تحمل می‌شود؟!

    وظایف بانکی در خدمت مطامع سوداگرانه

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: نهادهای فرادست دولت به سایت بانک مرکزی مراجعه کنند؛ بزرگترین سیئه پدیدار شده در اقتصاد ایران این است که الان بانک های خصوصی وظایف بانکی در خدمت اقتصاد ملی را تا حدود زیادی تحت الشعاع مطامع سوداگرانه و نابود کننده اشتغال و تولید ملی قرار داده اند! حال چرا به اینها رسیدگی نمی شود.؟!

    این همه مقامات در قالب شعارها و ادعاهای خود نسبت به عملکرد خلاف قانون بانک های خصوصی هشدار دادند؛ اما بانک ها به جای اینکه نیازهای مالی بخش مولد را برطرف کنند بخش اعظم تسهیلات و تعهدات بانکی را به اشخاص مرتبط با خودشان اختصاص می‌دهند!

    وی در ادامه افزود: پول مردم را گرفته و به جای اینکه در خدمت اقتصاد ملی قرار بدهند در خدمت خودشان قرار می‌دهند. با یک پردازش ساده کارشناسی تیم تحقیقاتی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، کیفیت نظارت بر عملکرد بانکهای خصوصی  وضعیت فاجعه‌آمیزی را نشان داده است!

      یک بانک خصوصی فقط به یک شرکت ۱۲۷ هزار میلیارد تومان وام داده!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: کیفیت نظارت برعملکرد بانک های خصوصی محاسبه شده است‌. در بخش سایت بانک مرکزی و معاونت نظارت، به تکلیف قانونی بند طا تبصره شانزده قانون بودجه، اشاره شده است که بانکها چقدر می‌توانند، تسهیلات را به موسسات وابسته به خودشان بدهند . گزارش تا پایان شهریور بانک مرکزی تصریح دارد که این بانک، کل تسهیلاتی که به شرکت‌های وابسته به خودش داده چهار هزار میلیارد تومان ذکر شده است اما در تحقیق ما مشخص شد که بانک … تنها به یکی از شرکت‌های زیرمجموعه این بانک تا همان تاریخ ۱۲۷ هزار میلیارد تومان تسهیلات داده است. شما نسبت این رقم را با گزارش بانک مرکزی مقایسه کنید تا متوجه عمق فاجعه کیفیت نظارتی در کشور بشوید.

    وی در ادامه افزود: به همین دلیل، بسیاری مشکوک هستند که آیا بانک مرکزی در راستای منافع ضدتوسعه‌ای قدم برمی‌دارد؟! در چنین شرایطی بانک مرکزی چگونه می‌خواهد از خودش دفاع کند؟! وقتی تسهیلات تنها یک شرکت بیش از ۱۲۷ هزار میلیارد تومان بوده و رقم کل تسهیلات از سیصد هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود در حالی که معاونت نظارت بانک مرکزی بر چهار هزار میلیارد تومان تاکید دارد!

    آمار تسهیلات برخی بانک های خصوصی به زیر مجموعه:

     بانک … 83 درصد

    بانک … 80 درصد

    بانک … 78 درصد

    بانک … 74 درصد

    مومنی تصریح کرد:  این افتضاح در مورد همه بانک های دیگر هم کمابیش وجو دارد. اگر بانک … حدود هشتاد درصد از کل تسهیلات را به زیر مجموعه خودش داده است؛ این نسبت در مورد بانک … ۸۳ درصد، برای بانک … ۷۸ درصد و برای بانک … ۷۴ درصد است! چه کسی باید به این موضوعات رسیدگی کند؟!

    وی در ادامه افزود: شما که به دروغ گناه شوک نرخ ارز و تضعیف ارزش پول را به عنصر مجعول فنر نرخ ارز نسبت می‌دهید؛ این سیاست های افراطی و ضدتوسعه‌ای است که فنر هستند! وقتی شما میدان را برای فعالیت مافیایی و ضد توسعه‌ای  گسترده می‌کنید، معلوم است که نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند. وقتی این همه نابرابری را گسترش می‌دهید. در نتیجه به دنبال افزایش نابرابری‌های ناموجه در همه کشورهای در حال توسعه،  تقاضا برای مصرف‌های کالاهای لوکس افزایش می‌یابد.

    گره زدن مقدرات مردم به ارز بازار آزاد و بیان اظهارات غیرمسئولانه!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: مقام مسئولی که به صراحت می‌گوید برای ما بازار آزاد ارز اهمیت ندارد، در واقع سطح اعتبار علمی‌اش را از واقعیت اقتصاد ایران را به نمایش گذاشته که باید  مورد بررسی مجدد قرار داد! وقتی شما بخش بزرگی از مقدرات و نیازهای اصلی مردم را به این ارز وصل کردید، چگونه می‌توانید یک عبارت غیرمسئولانه و خطرناک را بیان کنید؟!

    این آقا فکر کرده که با بیان این سخن خودش را مبرا کرده؛ در حالی که در این چارچوب، اگر حساب و کتابی در کار باشد، این فرد مبرا نخواهد شد. در واقع سطح آگاهی‌ از واقعیت مربوط اقتصاد ایران و سطح  تعهد نسبت به توسعه و عدالت اجتماعی و حداقل سازی وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را نشان داده است!

    به گزارش اقتصادران این اقتصاددان در ادامه انتقادهایش تاکید کرد: مگر شما نمی‌دانید که بخش بزرگی از نقدینگی به غایت وحشتناک و نابرابر توزیع شده، در اختیار گروه بسیار پردرآمد قرار گرفته و به تقاضا برای واردات کالای لوکس تبدیل می‌شود.؟!

    و این در حالی  است که کشور با انواع بحران در مورد اساسی‌ترین نیاز آحاد مردم روبرو است و تولیدکنندگان به خاطر همین مشکلات بر اساس گزارش‌های رسمی، حدود  شصت درصد از ظرفیت‌ تولیدشان بلا استفاده مانده است! چقدر یک فرد می‌تواند غیرمسئولانه در این مورد سخن بگوید؟!

    خدا رحم کرده قیمت ارز را کنترل کردید!

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت:  اگر دولت حساب و کتابی داشت باید در مورد این طرفداری مشکوک تحقیق می‌کرد زیرا یک عده عدد و رقم می‌دهند و اعلام می‌کنند که قرار بود نرخ ارز خیلی بیشتر از این باشد، اینها کنترلش کردند که به این حد رسیده است!

    خیلی خدا به ما رحم کرده که شما قصد کنترل دارید؛ در حالی که به نظر این حرف از بیخ و بن دروغ است! این منحط‌تر از فنر نرخ ارز است و نابخردی‌ها و سیاست‌های مشکوک ضد توسعه‌ای و مافیاپرور موجب جهش گاه و بیگاه در نرخ ارز است. این جهش پیوند عمیقی دارد به زمان‌هایی که نیاز دولت به پرداخت ریالی افزایش پیدا می‌کند.

    دولتی که بخواهد شرافتمندانه نظام ملی را مدیریت کند باید با سیاست های ثبات ساز، اعتماد تولیدکننده را جلب کند

    وی در ادامه افزود: دولتی که بخواهد شرافتمندانه و توسعه‌گرا نظام ملی را مدیریت کند، باید از طریق سیاست‌های ‌ثبات‌ساز اعتماد تولید کننده را جلب کند. نه اینکه اعتماد مردم و تولیدکنندگان را به حراج بگذارید و اعتماد سوداگران و رباخواران و واردات‌چی‌ها را جلب کنید. من تردید ندارم که در دولت و مسئولان انسان های متعهدی وجود دارند، اما این نوع دفاع مبتذل از سیاستگذاری‌ها و جهت‌گیری نابخردانه واقعا باعث می‌شود که حمل بر صحت کردن دشوارتر و دشوارتر شود.

    به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / نگرانی از چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور

    مومنی تصریح کرد: من صمیمانه من به مسئولان کلیدی کشور هشدار می‌دهم که با این بساطی که شما دارید پهن می‌کنید، چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور را نامطمئن‌تر و نامطمئن‌تر می‌کنید. لطفا گزارش مرکز پژوهش های مجلس را در این چند وقت اخیر در مورد تحولات مربوط به فقر و کیفیت اشتغال در ایران منتشر کردند را بررسی کنید. چطور شرافت برخی افراد قبول می‌کند که با فرافکنی و توجیهات غیرعادی سیاستگذار را ترغیب کنند تا این کارهای به غایت خطرناک را انجام دهند؟!

    وی در ادامه افزود: مرکز پژوهش های مجلس، گزارشی از وضعیت فقر ارائه کرده بود به وضوح گفته است که شدت و هم عمق فقر در ایران افزایش یافته است. چطور یک نظام سیاستگذاری متوجه خطرات و آسیب‌های این موضوع نمی‌شود؟!

    به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت جویانه!

    از شما می پرسم: وقتی دو سوم تولید کشور بلااستفاده شده و 40 درصد ظرفیت موجود هم ورشکسته شده است؛ شما به چه دلیل این همه مجوز جدید برای فعالیت های تولیدی داده اید؟!

    ما بارها به این دوستان هشدار دادیم که به جای ارجاع مساله به موضوع مجعول فنر نرخ ارز، به ما توضیح دهید در حالی که نزدیک به دو سوم ظرفیت های تولیدی و صنعتی کشور بلااستفاده است و تولیدکنندگان تنها چهل درصد ظرفیت تولیدی را استفاده می‌کنند، و در حالی که بخش‌های دائما رو به افزایشی از تولید کنندگان، به اسارت ورشکستگی در می‌آیند؛ به چه دلیل، به طور افراطی این همه مجوز برای راه‌اندازی فعالیت جدید تولیدی داده می‌شود؟! البته ما بارها توضیح دادیم که به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت‌جویانه است چرا به این موضوعات رسیدگی نمی‌شود؟!

    ضرورت ورود نهادهای نظارتی به انتشار اوراق

    به گزارش اقتصادران ، مومنی از عدم رسیدگی به تخلفات بانک مرکزی انتقاد و تصریح کرد: در اردیبهشت ۱۴۰۰ کمیسیون اقتصادی گزارشی منتشر کرده و گفته است ۷۴ درصد حجم سپرده‌ها متعلق به یک درصد سپرده‌گذاران است. در این ابعاد وحشتناک نابرابری وجود دارد که با این نقدینگی و با این ترکیب و با این عدم تناسب با تولید، یک دفعه بانک مرکزی تحت عناوین موهوم، پاداش غیرعادی درنظر می‌گیرد! چرا به این تخلفات، رسیدگی بایسته نمی‌شود؟!

    چرا باید مجوزهای جدیدی داده شود که در واقع دهن‌هایی را برای بلعیدن اعتبارات بانکی و ارز باز می‌کند بدون اینکه دستاوردی داشته باشد؟ فنرهای اصلی نرخ ارز اینها است و چند بار باید ایران گزیده شود تا بالاخره عزیزان متوجه شوند؟!

     وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی محترم  باید شرافتمندانه، بازی انتشار اوراق توسط دولت را که یکی از بزرگترین نیروهای محرکه افزایش نقدینگی و بالا نگهداشتن مشکوک نرخ بهره است را زیر ذره‌بین قرار دهند. و از این دریچه هم نگاه کنند که مالیه حکومت چگونه روند قهقرایی طی می‌کند و باج‌های غیرعادی به سود سپرده می‌دهد که نتیجه آن این می‌شود که دائما دولت مجبور می‌شود از تعهدات حاکمیتی خود شانه خالی کند! آیا مشاهده روندهای مسئولیت گریزی حکومت از کانال بودجه تخصیصی به امور حاکمیتی هنوز به جایی نرسیده که عزیزان هشیار شوید؟!

    امتیاز دادن دولت به پول‌های غیرمولد

    مومنی در ادامه انتقاد از شانه خالی کردن برخی مسئولان از تعهداتشان، تصریح کرد: وقتی گزارش رسمی می‌گوید که میزان تعهد حکومت در زمینه آموزش و سلامت حدود یک دوم میانگین جهانی است؛ هر کسی که با الفبا آشنا است، می‌داند که میانگین جهانی شاخص ایده‌الی نیست. دولت با انتشار اوراق و توجیهات مجعول و غیرکارشناسی در حال دادن امتیاز به پول‌های غیرمولد است! دولت توان ندارد تا مسئولیت خودرا در قبال آموزش، سلامت مردم، تغذیه و مسکن مردم بر عهده بگیرد و این تعهدات، مرتب در حال کم شدن است.

    وی در ادامه افزود: واقعیت این است که کاریکاتوری در اقتصاد سیاسی ایران پدیدار شده است. سهم دولت در اقتصاد به حول و حوش هفتاد درصد رسیده، یعنی نزدیک به دو برابر این سهم در دوره جنگ! (شرم آور است که قباحت این نکته را برخی مسئولان متوجه نمی شوند!با وجود اینکه، سهم دولت در اقتصاد بسیار بالا است ولی در زمینه محرومیت‌‌زدایی و سیاست‌های حمایتی نزدیک به چهار پنجم کل هزینه‌هایی که دولت در حال انجام دادن آن است مربوط به عائله خودش است!

    یعنی انبوهی از جمعیتی که به سیاست حمایتی و  محرومیت‌زدایی حکومت نیاز دارند، از این گردونه خارج می‌شوند! پس چه اتفاقی باید بیافتد تا عزیزان به هوش بیایند؟ این روند چشم‌انداز هزینه فرصتِ بالاتر و نگران کننده‌تری را نشان می‌دهد. 

    تضعیف توان مالی حکومت با تضعیف ارزش پولی ملی، آب ریختن به آسیاب چه کسی است؟!

    مومنی تصریح کرد: امیدوارم اصحاب خرد و دانایی اصطلاح تئوریک «دولت طبیعی شکننده» را برای  حکومتگران گرامی توضیح بدهند تا بدانند که اگر این شیوه حکمرانی اقتصادی استمرار پیدا کند، چقدر چشم‌اندازآتی نسبت به اقتصاد و جامعه ایران نگران‌کننده می‌شود. وقتی به تاریخ اقتصادی مراجعه می‌کنید موضوع تکان‌دهنده دیگری را مشاهده می‌کنید که آن این است که: ” هنگام منازعه هژمونیک، همیشه آگاه نبودن و غیرمتمرکز بودن نظام تصمیم‌گیری ایران به بنیه کارشناسی موجود، ما را در برابر مطامع طرفین منازعه هژمونیک هم آسیب‌‌پذیر کرده است! “

    نهادهای نظارتی باید عمیق تر درباره اقتصاد سیاسی ایران توجه کنند / عبرتی که باید از جمله مورگان شوستر درباره ایران، گرفت!

    وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی باید عمیق‌تر در مورد آنچه که در اقتصاد سیاسی ایران می‌گذرد، توجه کنند. در هنگام انقلاب مشروطیت وقتی مورگان شوستر وارد ایران شد و چند ماه مسئولیت مالیه  کشور را برعهده گرفت؛ از یک تعبیر تکان‌دهنده‌ای استفاده کرد که امیدوارم کمک کند به اینکه نظام تصمیم‌گیری کشور هوشیار شود.‌ مورگان شوستر گفت: ” قدرت‌های خارجی همگی بر سرعقیم سازی و ناتوان‌سازی حکومت در ایران با یکدیگر هم داستان  هستند. “ در شرایطی که نگران‌کننده‌ترین و رقت‌انگیزترین مصداق‌های فقر و عقب‌ماندگی را می‌توان در استان‌های مرزی جستجو کرد، تضعیف توان مالی حکومت از طریق تضعیف ارزش پول ملی در واقع ریختن آب به آسیاب چه کسی است؟

    اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: چقدر باید جای دریغ و تاسف باشد که تجربه‌هایی که در این زمینه وجود دارد، به راحتی نادیده گرفته می‌شود و همچنین اراده‌ای که در حذف باشرافت‌ترین و کارآمدترین نیروی سیاسی کشور مشاهده می‌کنیم را در حذف افرادی که سیاست های مشکوک را به نظام تصمیم‌گیری کشور تحمیل می‌کنند، نمی بینیم! افرادی سه دهه است که بر طبل سیاست‌هایی می‌کوبند و ایران را به این روز می‌اندازند و بعد برای اقتصاد کشور اشک تمساح  می‌ریزند.

    اگر فساد چند هزار میلیاردی ساخته رسانه ها و قدیمی است، چرا آن را به مردم گزارش ندادید؟! / مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    وی در ادامه افزود: اگر قرار باشد که شیوه ادامه امور اقتصادی کشور به این گونه ادامه یابد و برخی مقامات مسئول کشور به جای پاسخگویی فرافکنی کنند و وقتی گفته می‌شود که این فساد چند هزار میلیاردی چیست، می‌گوید دست‌ساخته رسانه‌هاست! و قدیمی است، حال سوال این است که این چه مساله قدیمی است که از آن اطلاع داشتید؟ اما یک گزارش به مردم نمی‌دهید؟ مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    می گویند قرار بوده نرخ ارز بالاتر رود اما ما آن را کنترل کردیم / آقای رییس جمهور؛ قرار بود با سیاست های خودتان دلار نزدیک هفتاد هزار تومان شود؟!

    در مورد نرخ ارز می‌گویند قرار بوده بیشتر بالا برود اما ما آن را کنترل کردیم. حالا در چنین شرایطی، آقای رییس جمهور گرامی، بهتر است تا وعده‌های مبارزات انتخاباتی خود را مرور کنند که آیا قرار بود دلار با سیاست‌های ایشان، نزدیک هفتاد هزار تومان شود که الان مقام مسئول او حرف‌های بی‌پایه می‌زند؟!

    استمرار سیاست فعلی یعنی زمین‌گیر کردن حکومت!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت :بادمجان دورقاب‌چین‌هایی که این سخنان را در دهن مسئولان می‌گذارند منافعی دارند و من این را درک می‌کنم. اما یک چهره دانشگاهی نباید چنین حرفی بزند چون هم دون شان جایگاه دانشگاهی خود حرف زده و هم دون شان مسئولیتی که در قبال مردم و اقتصاد ملی دارد. گزارش اقتصادی سازمان برنامه در سال 1373 تصریح کرده بود که به ازای هر یک واحد درآمدی که دولت از طریق شوک نرخ ارز دریافت می‌کند، هزینه مصرفی دولت ضریب سه برابر و هزینه سرمایه‌ای دولت به مراتب بیشتر افزایش پیدا می‌کند؛ بنابراین کاملا معلوم است که استمرار این سیاست به معنی زمین‌گیر کردن حکومت است.

    هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد اگر… / جای تاسف است هشدارهای دلسوزانه را حمل بر چیزهای دیگر کرده و توصیه های مشکوک را گرامی می دارند!

    به گزارش اقتصادران، استاد اقتصاد دانشگاه علامه در پایان با افسوس تاکید کرد: چقدر باعث تاسف است که هشدارهای دلسوزانه حمل بر چیزهای دیگر شود ولی آن توصیه‌های مشکوک اینقدر گرامی داشته شود! اگر علم، فصل‌الخطاب قرار گرفته و اگر آزادی‌های مشروع قانونی، فرصت گفت و گوی صریح و بی‌پرده با مسئولان کشور را برقرار کند؛ هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد.

    دولت محترم به جای تبلیغات موهوم باید به دامن علم بازگردند و از کارشناسان شریف استفاده کنند و آنها را جمع کنند تا به شکل اصولی راه را بر فعالیت‌های سوداگرانه ببندند و از تولید کنندگان حمایت کنند تا استقلال وعزت کشور را شاهد باشیم.

  • در کله حکومتگران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    در کله حکومتگران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومنی  در  نشست «نسبت دانایی با توسعه» که توسط موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد  برگزار شده بود و در جریان برگزاری آن ، کتاب «درآمدی بر سرمشق توسعه اقتصاد و جامعه دانش در ایران»  به قلم کمال اطهاری رونمایی شد، غفلت‌های صورت گرفته نسبت به عصر دانایی را زیان‌بار خواند و لازمه ورود به عصر دانایی را مستلزم تغییرات گسترده در کل حیات جمعی دانست و از سکوت در برابر بزرگترین صنعتی‌زدایی ایران و عرضه‌محوری مبتذل واردات محور،  رانت‌محور و فسادزا  انتقاد کرد. متن سخنرانی مومنی در ذیل آمده که خواهید خواند:

     

    فرشاد مومنی، رئیس موسسه دین و اقتصاد در ابتدای نشست ضمن قدردانی از کمال اطهاری به دلیل نوشتن کتاب « درآمدی بر سرمشق توسعه اقتصاد و جامعه دانش در ایران» گفت: در ادبیات علمی و دینی ،نسبت به درک اقتضائات زمانه برای جلوگیری از به حاشیه رانده شدن تاکید شده است. هزینه به حاشیه رانده شدن با گذشت زمان از ربع پایانی قرن هجدهم تا به امروز ، افزایش یافته است. یکی از ویژگی های ابتذال در بازارگرایی که در ایران مطرح می‌شود، این است که به جای اینکه روی کیفیت و عمق اندیشه تمرکز شود، توجهات به وجوه ظاهرسازانه میان تهی و توخالی جلب می‌شود. طبیعی است که هر کسی که در ایران با هر نگاهی دل نگران تمامیت ارضی کشور و اوضاع و احوال زندگی مردم و آینده این سرزمین هست، احساس نگرانی می‌کند. در چنین شرایطی به صورت طبیعی تحلیل درست مسائل می‌تواند به ما کمک کند.

    وی در ادامه افزود: کلید بحث این است که باید بتوان نسبت خود را با این تعاریف به صورت دقیق تعریف کرد. در ادبیات توسعه گام اول را ژرف‌کاوی در مفاهیم می‌دانند. هنگام بحث در مورد دانش بنیان شدن ، باید به این نکته دقت کرد که در هر جامعه‌ای که رهبران فکری می‌فهمند که چه می‌گویند و چه چیزی باید دنبال شود، اول روی مفاهیم تمرکز می‌کنند.

    از توهم جهانشمول پنداری تا انزواجویی

    فرشاد مومنی تصریح کرد: در یک کار تحقیقی با دوستان به کتابی برخوردم که سال ۱۹۸۶ نوشته شده بود. در آن کتاب دوره زمانی 1950 تا 1986 را بررسی و مضمون انقلاب دانایی با ۷۵ عنوان متفاوت  را صورت‌بندی مفهومی کرده بود. آقای اطهاری در سخنان خود، صورت‌بندی تمایزات قاره‌ای را تشریح کرد و شما در صورت مطالعه بیشتر با صورت‌بندی تمایزات ملی مواجه می‌شوید.حتی در اسکاندیناوی هم این موضوع از کشوری به کشور دیگر متفاوت آست. این تصور که دیکران برای ما فکر می‌کنند و ما فقط بهره‌‌مند می‌شویم، اصلا درست نیست. این هنر ماست که باید به صورت هوشمندانه و خلاق و ابتکاری از آن ذخیره دانایی بهره بگیریم و با دقت بسیار، نسبت آن را با نیازهای فعلی توسعه در کشور مشخص  کنیم .

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» تصریح کرد: این مفاهیم متفاوت ۷۵ گانه در دوره ۳۶ ساله تصادفی نیست، این نکات برای فیلسوفان علم مساله محور است. اسم‌گذاری‌ها متناسب با نیازهای آنها صورت گرفته است. در  صورت ورود در سطح ملی، حتی بین مناطق مختلف یک کشور خاص هم این تمایزها مشاهده می‌شود. پیچیدگی ماجرا به این صورت است که شما نباید در دام‌های افراط و تفریط بیافتید، یعنی نه به سراغ توهم جهانشمول پنداری بروید و نه به دام انزواجویی بیافتید. در واقع سختی کار اینجا است.

    بیچارگی افزودن انتظارات ایدئولوژیک به تئوری!

    نویسنده کتاب « اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز » گفت :اهل نظر و اهل علم باید حواسشان باشد که مثل توسعه و عدالت و آزادی، در مورد دانش‌بنیان بودن، یک اشتراک  لفظی وجود دارد. باید آنقدر صلاحیت و قابلیت داشت تا بتوان مفاهیم را در قالبی  که متناسب با اقتضائات جامعه و زمانه ما است، آن را سازگار کرد. از این زوایه، باید بین تئوری و ایدئولوژی فرق گذاشت. الان بخش بزرگی از بدبختی‌هایی که بر سر ما آمده به خاطر این است که در آموزه های بازارگرایی و یا مارکسیستی و چه در نحله‌های دیگر تئوری با اجرا تفاوت دارد. وقتی به تئوری انتظارات ایدئولوژیک اضافه می‌شود، متصلب شده و این تصلب شما را بیچاره می‌کند. فرقی ندارد که فرد باشید یا گروه یا یک کشور.از این زوایه نباید فریب خورد و باید مراقبت کرد.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد:  تمام متفکران بزرگ از هر نحله‌ای تاکید دارند که اگر اقتصاد دانش‌بنیان را می‌خواهید خوب بفهمید باید به مثابه شیوه تولید، آن را نگاه کنید، چون این یک شیوه تولید جدید است. داگلاس نورث بازار دوست و نئوکلاسیک دوست، وقتی می‌خواهد در این مورد نظریه‌پردازی کند، تصریح دارد که اقتصاد مبتنی بر دانایی، یک شیوه تولید جدید است.

    رشد دوازده هزار و هفتصد درصدی  تاسیس شرکت دانش‌ بنیان

    وی در ادامه افزود: ملاک قرار دادن نوشتن مقاله یا  تاسیس شرکت، اشتباه بوده  و مرتب از آن رانت بیرون می‌آید و این رویکرد، موجب تمسخر کشور در دنیا شده است . اقتصاد مبتنی بر دانایی در عمق خودش شیوه تولید است. صورت‌بندی داگلاس نورث در این مورد شاهکار بزرگی است. نورث تاکید دارد که با وقوع انقلاب صنعتی، کشش منحنی عرضه دانش نسبت به گذشته افزایش پیدا می‌کند و این اقتضائات نهادی جدیدی را می‌طلبد. به همین دلیل مساله قوانین جدید ، همچون قوانین ثبت اختراع و مالکیت فکری باید در خدمت افزایش همراستایی بین منافع فردی و جمعی قرار بگیرد. اگر به هر طرف غش کنید، دچار بحران خواهید شد. اینکه شما دو شرکت ایجاد کنید و اسم آن را دانش‌بنیان بگذارید. بعد سخنگوی قوه قضائیه مصاحبه کند و بگوید که چهل درصد دعاوی که به دستگاه قضایی منعکس می‌شود، دعوا بر سر مالکیت زمین است. یعنی اینکه کشور هنوز در مورد چیزی که در جنبش حصارکشی در چند صد سال گذشته، حساب و کتاب  آن مشخص شده ، با مشکل مواجه است.

    نویسنده کتاب « پرچمدار اقتصاد ملی» تصریح کرد: در ایران همچون قبایل قدیمی به واسطه وقفه نهادی وحشتناک، پدیده زمین‌خواری هنوز یکی از کانون‌های اصلی برخورداری در این سرزمین  محسوب می‌شود. نباید ادا درآورده یا تبلیغ توخالی انجام داد. باید مسائل را درست فهمیده و نسبت خود را با آن مشخص کرد. اگر به ماجرا دقت کنید، متوجه می‌شوید که در هر موج انقلاب صنعتی همه عرصه‌های حیات جمعی متحول می‌شود. یعنی اگر می‌خواهید در این مملکت رشد کنید، باید نظام حیات جمعی را متحول کنید. درست است که به آن شیوه تولید گفته می‌شود، اما کل نظام حیات جمعی را مدنظر قرار می‌دهد یعنی اگر دولتی شعورش نرسد، که امنیت حقوق مالکیت چقدر اهمیت دارد و به جای اهتمام روی این نکته، به سراغ شوک درمانی برود. در نتیجه، ناامنی ایجاد شده و ناامنی به حقوق مالکیت آسیب رسانده و وضعیت تولید بدتر و بدتر می‌شود. معلوم است که در چنین شرایطی شعار اقتصاد دانش‌بنیان به یک شعار پوچ و توخالی تبدیل می‌شود.

    فرشاد مومنی تاکید کرد: مدتی پیش در مراسم رونمایی از کتاب زنده‌یاد دکتر رضاقلی، به این نکته اشاره کردم که چرا حکومتگران ما دردشان نمی‌آید که در دهه۱۳۹۰ رشد تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران 12 هزار و 700 درصد بوده و همزمان کشور با سقوط  بهره‌وری  کل عوامل تولید روبرو شده و سقوط رشد اقتصادی و ظهور انواع بحران‌ها را تجربه کرده است؛ همچنان که رابطه مبادله نسبت به ۱۳۶۷ حدود 60 درصد سقوط کرده و کشور به سمت خام‌فروشی بیشتر حرکت کرده است . متاسفانه حساب و‌ کتابی در کار نیست تا این مشکلات مورد بررسی قرار بگیرد.   با وجود اینکه در این دوره ، انتشار مقالات 40 درصد رشد کرده، اما سوراخ دعا گم شده است و تا الان هم همینطور ادامه یافته است.

     در برابر بزرگترین صنعتی‌زدایی تاریخ سکوت کردند! / کشور ادعای دانش بنیانی دارد اما بی سابقه ترین صنعت زدایی تاریخ، انجام شده است

    نویسنده کتاب « مرزهای دانش توسعه» تصریح کرد: کشور ادعای دانش‌بنیانی دارد، اما بی‌سابقه‌ترین صنعت‌زدایی تاریخ اقتصاد معاصر انجام شده است، با وجود این، از راست افراطی تا چپ افراطی یک مقاله در این مورد منتشر نکردند. من ۱۳۹۴ یک کتابی  تحت عنوان اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز منتشر کرده  و در مقدمه‌اش اشاره کردم که این چه مملکتی است که در فاصله ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ که سرشماری انجام شده است، بر اساس داده‌های موجود ۶۲۰ میلیارد دلار وارد اقتصاد شده است؛ اما خالص فرصت‌های شغلی در بخش صنعت ایران ، 300 هزار منفی است. منظور از خالص فرصت شغلی ، جمع جبری مشاغل صنعتی ایجاد شده با مشاغل از بین رفته است.یعنی آن دلارها به اشتغال‌زدایی در ایران کمک نکرده است. نکته‌های تکان‌دهنده‌ دیگری وجود دارد. با بیان آن متوجه می‌شوید که چه ابعادی از لاشخوری در اقتصاد  کشور رایج شده است.

    مومنی تاکید کرد: همیشه در تاریخ ایران، سرمایه‌گذاری در ساختمان در واقع فریز کردن سرمایه است. بنابراین مضمون توسعه‌ای از یک حدی بیشتر ندارد. ولی در مناسبات رانتی هر وقت اوضاع شغل به هم می‌ریزد. سیاستگذاران، مشوق‌های رانتی برای بخش ساختمان در نظر می‌گیرند. نکته تاسف بار این است که خالص فرصت شغلی در بخش ساختمان هم ۱۵۰ هزار متفی است.

    خالص فرصت شغلی منفی در دلالی

    فرشاد مومنی افزود: چارلز عیسوی در کتاب تاریخ اقتصادی ایران، ۱۸۰۰–۱۹۱۴ که از ۱۸۰۰ تا ۱۹14 ایران را روایت می‌کند، مقاله‌ای از کنت دو گابینو(حول و حوش ۱۸۴۰ تا ۱۸۵۰ به عنوان دیپلمات در ایران رفت و امد داشته است) را منتشر کرده است.  گابینو در این مقاله با شرح پنج شش صفحه‌ای گفته است ایرانیان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی همگی مادرزاد دلال به دنیا آمدند! در نهایت شرح  می‌دهد که دلالی چه  اوصاف اخلاقی دارد. این مشکلات دوره پیشانفتی است اما گاهی افراد تلاش دارند تا آدرس غلط بدهند و می‌گویند که هرچه فریاد دارید برسر نفت بکشید!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت : مقایسه داده‌های سرشماری 1385تا 1390 نشان می‌دهد که خالص فرصت شغلی عمده فروشی و خرده فروشی هم صد هزار نفر منفی است، یعنی فرصت شغلی جدیدی ایجاد شده که حتی دلال‌ها هم به گرد آن نمی‌رسند اگر این مناسبات شناخته نشود و روی کلیشه حرف زده شود، گره کار کشور باز نمی‌شود.

    75 درصد صنایع ایران، تکنولوژی صنعتی متوسط و پایینی دارند

    مومنی تصریح کرد: باید این نکته را مورد بررسی قرار داد که از اولین موج انقلاب صنعتی تا به امروز که مناسبات تولید صنعتی بین سه تا پنج بار به کلی زیر و رو شده است ایران کجا قرار گرفته است. آقای بحرینیان در پژوهشی متوجه شد که ۷۵ درصد ارزش افزوده بخش صنعت ایران در تکنولوژی متوسط و پایین قرار دارد. حد ما این است و ایران هنوز مراتب بعدی را نگذرانده است که بتوان با دو تا مقاله و چند تا شرکت بتوان دانش بنیان شد تمام این مسائل حساب و ‌ کتاب دارد.

    وقتی چند صد سال عقب‌ماندگی حکومتگران را بیدار نمی‌کند!

    وی در ادامه افزود: انعطاف نهادی متناسب با شرایط موجود کلید بحث است.  شما صورتبندی نورث را در مورد فروپاشی اتحاد شوروی در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی بخوانید که واقعا بی‌نظیر است در آنجا گفته می‌شود که وقتی در عصر شتاب تاریخ قرار گرفتید  و بخواهید با اندیشه متصلب و نهادهای متصلب با این شتاب بی‌سابقه خود را هماهنگ کنید، واقعا امکان‌پذیر نیست .

    نویسنده کتاب «عدالت اجتماعی،آزادی و توسعه در ایران امروز» گفت: وقتی گورباچف بر سر کار آمد کمیسیون سه جانبه، یک هیات دو هزار نفره را به اتحاد شوروی فرستاد تا ین موضوع را بررسی کند که سروته شعارهای گورباچف چیست. برای اینکه حد و حدود این هیات را متوجه شوید، باید بدانید که رئیس آمریکایی کمیسیون سه جانبه کسینجر، رئیس اروپای غربی ژیسکاردستن و رئیس جانب  شرق آسیا یاسوهیرو ناکاسونه نخست وزیر ژاپن بود. اینها با دو هزار آدم متخصص چند رشته‌ای در اتحاد شوروی مستقر شده بودند و چکیده گزارش‌اشان را در کتاب صد صفحه‌ای منتشر کردند و آقای دعایی که رحمت خدا بر او باد، آن را در انتشارات اطلاعات چاپ کردند.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من آن موقع این گزارش را خواندم و یکی از فرازها این گزارش که پیش از ۱۹۹۰ منتشر شده بود،  این بود که غرب در زمینه فناوری‌های جدید در حاشیه اطمینان قرار دارد و نباید نگران شوروی باشد. استدلال آنها این بود که غرب حداقل پنج سال از اتحاد شوروی جلوتر است و آنها پنج سال عقب‌تر هستند اگر اغراق نباشد من ۷۲ ساعت خوابم نبرد که برای من این سوال پیش آمد که پنج سال عقب‌ماندگی اینقدر برای آنها حاشیه اطمینان ایجاد می‌کند و در کله حکومتگران و روشنفکران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند  صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    تفکر پیشاعصر دانایی هم نسبت به مهاجرت حساس است اما مسئولان ما نه!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: باید این مشکلات  را به صورت دقیق شناخت و در تمام عرصه‌های حیات جمعی باید این کار را انجام داد. در عصر دانایی میکروفیزیک قدرت اهمیت پیدا می‌کند هر شهروند و هر بنگاه می‌تواند موازنه قدرت را نسبت به بقیه به هم بزند به همین دلیل عصر دانایی را عصر مشارکت می‌دانند. عصر دانایی عصری است که سازمانها با ساختار عمودی، افقی می‌شوند. با این حال مشاهده می‌شود که بسیاری از حکومتگران تلاش دارند با استانداردهای گذشته صحبت کنند.

    مومنی تصریح کرد: در عصر دانایی همه یک رجل محسوب شده و در همه امور کشور دخالت دارند اما الان مسئولینی وجود دارند که خروج سرسام‌آور نیروهای انسانی، آنها را نگران نمی‌کند. من گاهی فکر می‌کنم که با آین  افراد باید با چه زبانی صحبت کرد. مهمترین دلیل برای عدم نگرانی این است اقتضائات زمانه را درک نمی‌کنند. با اقتضائات پیشاعصر دانایی هم باید این احساس نگرانی را داشته باشید که تربیت و پرورش این افراد از محل درآمدی که متعلق به حال و آیندگان مردم این کشور است، چقدر گران تمام شده است. بعد دو دستی این افراد را تقدیم کسانی می‌کنید که به آنها استکبار جهانی می‌گویید. واقعا کشور در حال بیچاره‌تر شدن است به دلیل اینکه مسئولان ما چنین طرز فکری دارند.

    از پرداخت 35 همتی به موسسات اعتباری غیرمجاز تا تهدید کارگران حقوق نگرفته!

    این استاد دانشگاه علامه تصریح کرد: یکی از مشکلات بسیار مهم، بازارگرایی مبتذل است. در سال ۱۳۹۶ دو گروه به خیابان‌ها ریختند. یک گروه کارگرانی بودند که بین ۶ تا ۲۴ ماه بود که حقوق نگرفته بودند. اینها حرفشان این بود که دیگر امکان ادامه زندگی ندارند، ولی واقعا آنها خیلی ابرقدرت بودند که این مدت دوام آورده بودند ،من که چنین توانی ندارم .گروه دوم سپرده‌گذاران در موسسات اعتباری غیرمجاز بودند.

    وی در ادامه افزود: حکومت به گروه اول دستور داد که سرجای خود بنشیند وگرنه تنبیه خواهند شد، اما برای گروه دوم سران سه قوه وقت در کمتر از دوماه، سه بار جلسه اضطراری تشکیل دادند. در نهایت برای ساماندهی موسسات غیر‌مجاز ۳۵ هزار میلیارد تومان تخصیص دادند.اقای رییس جمهور وقت، ادعای حقوقدانی داشت، رئیس قوه قضائیه هم حقوقدان بود. در جلسه‌ای که دو نفر از سه نفر حقوقدان بوده است، از محل دارایی‌های بین نسلی کشور ۳۵ هزار میلیارد برای ساماندهی موسسات غیرمجاز اعتباری خرج کردند، در حالی که اصولا باید غیرمجازها را تنبیه کرد نه اینکه سامان داد.

    تبعات از دست دادن یک روز در عصر دانایی

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری»گفت: مسئولیت اهل فن و دانش در چنین شرایطی خیلی سنگین می‌شود. در چنین مقطعی باید متوجه بود که  تحولات بعد از انقلاب صنعتی  موجب شده که صاحبان این نوع از دانایی، به سمت تهاجم و میل به سمت استیلای سیرنشدنی سوق داده شوند. زنده‌یاد دکتر رضاقلی در کتاب سراب‌گرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران که شاهکاری  محسوب می‌شود، اشاره کرده است که قبل از اینکه اروپاییان به این توان جدید دست پیدا کنند سهم‌شان از کل خشکی‌های دنیا کمتر از نه درصد بود، اما هنوز وارد قرن بیستم نشده بودند که این سهم به هفتاد درصد رسید. الان هم ما تصور می‌کنیم که شکل پیشین استعمار وجود ندارد؛ اما شرایطی ایجاد شده که باید حسرت آن دوران را خورد.موضوعی که در گذشته بعد از صد تا صد و پنجاه سال رخ می‌داد الان طی یک روز رخ می‌دهد.  اگر الان یک روز را از دست بدهید گویی که صد و پنجاه سال را در قرن هجدهم از دست دادید.

    مومنی اظهار داشت:  میل به سیطره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است کتابی را انتشارات سمت، تحت عنوان جامعه‌شناسی تطبیقی جهان سوم منتشر کرده که تاکید دارد امپراتوری‌های گذشته که سیطره پیدا می‌کردند نسبت استثمار را مشخص می‌کردند. از  موج اول  انقلاب صنعتی ، دیگر به استثمار راضی نیست بلکه تمام عرصه‌های حیات جمعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد . البته وبر هم شبیه این موضوع را در اخلاق پروتستان گفته اما به خوبی « ال. اس. استاوریانوس »تبیین نکرده است. تا قبل از انقلاب دانایی میل به گسترش و سیطره تغییراتش به صورت درصدی بود اما الان محاسبات نشان داده که تغییرات جنبه نمایی پیدا کرده است.

    عرضه محوری مبتذل و پرفساد و نابرابرساز مبنای قاعده‌گذاری اقتصادی

    نویسنده کتاب « تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران» گفت: سیاستگذاران به جای ادا درآوردن و نوشتن مقاله و تاسیس شرکت دانش‌بنیان،  باید نسبت خود را در کل عرصه‌های حیات جمعی با این مساله روشن کنند. متاسفانه در کشور ما آدرس عوضی داده  شده و به تولید بدون مناسبات و پشتیانی اجتماعی ازتولید کننده توجه می‌شود. اینها بر محور مناسبات رانتی یک عرضه محوری مبتذل و پرفساد و نابرابرساز را مبنای قاعده‌گذاری اقتصادی خود قرار دادند. در شرایطی که بحران  سیاست‌گذاری در زمینه ارز وجود دارد، ارز را به بازار سیاه  تزریق می‌کند و اسم آن را عرضه محوری گذاشته است. وزارت مسکن گزارش داده است که تعداد مسکن‌های موجود در ایران از تعداد خانوارها  بیشتر است و در این زمینه مشکلی وجود ندارد، اما آقای رئیس‌جمهور با دادن وعده مششع قول ساخت چهار میلیون مسکن داده و عده‌ای هم این نکته را پیگیری می‌کنند که چه شد؟ به عبارتی اصل ماجرا چیز دیگری است اما سر ما گرم مسائل حاشیه‌ای است.

    مومنی در پایان تصریح کرد:متاسفانه کسی به فکر تغییر مناسباتی  نیست که موجب شده  تا جهش‌های بزرگی در زمینه مسکن و زمین رخ بدهد. جهش‌هایی که کمر مردم را با ضریب بالای ۷۵ درصد شکسته است. متاسفانه حرکت کشور، پشت به هدف و به شکل خطرناک انجام می‌شود، مثل همین بازی را در مورد خودرو می‌توان مشاهده کرد. بازی تبلیغاتی راه انداختند و در بازاری که ۳۲ میلیون خودرو وجود دارد یگ دفعه عده‌ای وارد شده و پیشنهاد  وارد کردن ۲۰۰ هزار خودرو رامطرح کردند. این عرضه‌محوری مبتذل همواره واردات محور،  رانت‌محور و فسادزا است. الان سوراخ دعای تولید به کل گم شده و در این واردی افتادیم که وزارت صمت به جای ریشه‌یابی چرایی ورشکستگی واحدهای صنعتی به صورت وحشتناک، چشم خود را بسته و اعلام می‌کند که هر فردی که مجوز می‌خواهد به او مجوز داده می‌شود. بعد از پیگیری مشخص می‌شود که مجوز خواهی هم حکمت دارد.سهمیه ویژه ارزی، سهمیه اعتباری ویژه و سهمیه زمین دارد که کار تولید ندارد.

  • همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است! / عزیزان ربا را تلطیف کردند و اسم آن را نرخ سود گذاشتند!

    همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است! / عزیزان ربا را تلطیف کردند و اسم آن را نرخ سود گذاشتند!

    به گزارش اقتصادران، فاصله «ایران» با «آرمانشهر توسعه‌یافتگی» هر روز بیشتر از گذشته می‌شود و به موازات «عقب‌ماندن ایران از مدار توسعه‌یافتگی» تمام اندیشمندان و دلسوزان این مرز و بوم، ضمن ابراز نگرانی از «فرصت‌سوزی تاریخی» و «تاسف خوردن از توسعه‌یافتگی رقبای خود»  تلاش دارند تا راهکاری را برای برون‌رفت از این «بحران دائمی» ارائه کنند. با این حال دغدغه‌مندان توسعه در این کشور بر این باورند که باید سیاست‌های علمی و حاکمیت دانایی در اولویت تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان قرار بگیرد تا بتوان شرایط بهتری را برای کشور رقم زد وگرنه امکان رهایی از «دومینوی مشکلات توسعه‌نیافتگی» وجود ندارد.

    وجود این دغدغه‌ها موجب شد تا «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» در نشستی تحت عنوان « دانایی و توسعه» که به بهانه رونمایی از کتاب«اندیشه بی‌خانمان اثر زنده‌یاد علی رضا قلی» برگزار شده بود به دغدغه تاریخی علی رضا قلی یعنی استمرار توسعه‌نیافتگی بپردازد. در این جلسه پس از سخنرانی محمد رضا بهشتی و حسن طایی ، فرشاد مومنی دلایل توسعه‌نیافتگی ایران را مورد واکاوی قرار داد.

    وقتی کارنامه با ظرفیت ها همخوانی ندارد

    فرشاد مومنی به دغدغه‌های زنده‌یاد رضاقلی اشاره کرد و گفت:دوستان  هریک از یک زاویه ضرورت انتشار این کتاب را مورد بررسی قرار دادند و دلایل  انتشار این کتاب را به عنوان نقطه عطف متذکر شدند. من با تمسک به دغدغه اصلی زنده‌یاد دکتر رضا قلی، موضوع را بررسی خواهم کرد و تلاش دارم تا به ابهامات و پرسش‌های آقای طایی هم پاسخ بدهم. مساله اصلی و دغدغه محوری علی رضاقلی مساله استمرار توسعه نیافتگی در ایران است. همه افرادی که از دریچه توسعه به ایران نگاه می‌کنند( چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران) این دغدغه مهم را داشته و ابایی ندارند که از لفظ پارادوکس ایران استفاده کنند.

    مومنی تصریح کرد: ظرفیت‌های انسانی و مادی این جامعه و بنیه تمدنی آن ، این انتظار را شکل می‌دهد که کارنامه‌ درخشانی وجود داشته باشد ، اما با توجه به واقعیت‌های موجود ایران و چشم‌انداز موجود، نه تنها تامین نمی‌شود بلکه از جهاتی دقیقا عکس آن را می بینیم.  به عبارت دیگر کارنامه با ظرفیت‌های مادی و انسانی ما تناسبی نداشته و حق‌ مطلب را ادا نمی‌کند.

    رئیس مؤسسه دین و اقتصاد گفت:  دغدغه رضاقلی استمرار توسعه‌نیافتگی بوده و به اعتبار آشنایی بسیار عمیقی که ایشان با دستگاه نظری نهادگرایی پیدا کرده بودند در سطوح قابل اعتنایی آن پرسش تاریخی عمیقی که در عرصه  معرفت بشری همواره مطرح بوده است یعنی دلیل‌کاوی در برابر علت‌کاوی را بررسی می‌کند. به نظر می‌رسد که در دستگاه نظری نهادگرایی به شکل بسیار قابل اعتنایی حل و فصل شده است. اگر دوستان علاقمند هستند می‌توانند مقدمه‌ نوشته شده من در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی را مطالعه کنند که از جهت جنبه‌های اندیشه‌ای توسعه، یک قله تکرارنشدنی در ادبیات توسعه محسوب می‌شود. این نکته تبیین شده که نهادگراها چگونه بین دو عامل آشتی برقرار کردند. اما در کنار آن آشتی که به تاثیرات متقابل این دو اذعان می‌کنند، گفته می‌شود که تقدم با وجوه معناکاوانه است.

    برخورد اشتباه با پدیده‌های اجتماعی

    نویسنده کتاب کالبدشناسی یک برنامه توسعه گفت: فردی که راجع به توسعه فکر می‌کند، می‌داند که در قلب و مرکز توسعه، مسائل علم و فناوری قرار می‌گیرد. بنابراین رضاقلی ناگزیر است که به اینها توجه کند. سال گذشته که کتاب درخشان آقای رضاقلی را تحت عنوانکتاب سراب گرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران رونمایی کردیم همانجا گفتم که واقعا این طرز نگاهی که به مساله بنیه تولید فناورانه در ایران  که توسط آقای رضاقلی انجام شده است جز متون قابل اعتنایی تالیفی به زبان فارسی محسوب می‌شود. پس همانطور که به مساله فناوری توجه کرده است به مساله علم هم توجه کرده است. به طور طبیعی همانند بسیاری از متفکران بزرگ توسعه ، اگر از دریچه Science به علم نگاه کنند باز در همان Science  علوم اجتماعی و انسانی، جایگاه رفیع و منحصر به فردی پیدا می‌کنند. طبیعی است که آقای رضاقلی هم به همین مساله توجه داشته باشد. آن ابهامی که آقای طایی عزیز از صفحه ۲۱ کتاب خواندند و در مورد آن، ابراز تردید کردند. این تعبیر اولین گزاره‌ای است که ایشان مطرح می‌کنند که کشورمان به اجبار تمدن جهانی پای از گلیم اقتصاد معیشتی – غارتی بیرون گذاشت که آقای طایی راجع به این ابراز تردید کردند.به نظر من تنها رضاقلی نیست که به این مساله توجه می‌کند و ابن توجه یک توجه اعتلابخش است.

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: برخوردی که در مملکت ما با موضوع توسعه می‌شود . یک برخوردی است که با مساله انقلاب اسلامی هم می‌شود. کما اینکه با انقلاب ،مشروطیت و جنبش ملی شدن صنعت نفت هم همین برخورد شده است. بدتر اینکه، ادا درآوردن و مدگرایی پوچ به عامل بدبختی ما تبدیل شده است.  الان عده‌ای راه افتادند و خطاب به دیگران می‌گویند که بیایید و عذرخواهی کنید که در انقلاب نقش داشتید یعنی تصور اینها این است که پدیده انقلاب اجتماعی پدیده‌ای بود که با بسته‌بندی  به ما تحویل دادند و کفتند که « عزیزم از اینها هم داریم . آیا شما میل دارید یا نه بعد ما در برابر چیزهای دیگری که به ما تعارف شده بود مقایسه کردیم و بعد گفتیم ممنون الان میل ما به انقلاب می‌کشد ‌»!

    به حاشیه راندن مسائل بنیادین و برجسته کردن مسایل دم‌دستی

    مومنی تصریح کرد: شبیه همین برخورد با مساله توسعه هم می‌شود. این نوع برخوردها ،موجب غصه فراوان است که حکومت گرامی ما چگونه مسائل بنیادین را به حاشیه می‌راند و مسائل دم دستی سطحی را برجسته می‌کند. اینها نشان‌دهنده ضعف در گفتگو و تبادل‌نظر است. حتی اهل علم هم حوصله و ادب لازم برای گفتگو را ندارد و ضوابط و معیارها کمتر رعایت می‌شود.

     رئیس موسسه دین و اقتصاد درادامه افزود: دوستانی که به نسل من می‌گویند که تو هم آن زمان انفلاب بودی پس باید عذرخواهی کنید به آنها توصیه می‌کنم که کتاب تاریخ بی خردی خانم باربارا تاکمن را بخوانند  .در این کتاب، پنج نفطه عطف تاریخ بشر را بررسی کرده و تصریح دارد که عادی‌ترین انسان های تاریخ، واقعیت را درک می‌کردند اما در ساختار قدرت حاکمان موضوعات دم دستی ساده را درک نکرده بودند. آن پنج نقطه عطف، از اسب تروا شروع می‌شود و با جنگ ویتنام خاتمه می یابد. خانم تاکمن حتی تجربه سقوط واتیکان را بررسی کرده است‌ که‌ واقعا مرور تک تک ابن تجربیات خیلی قابل اعتنا است.در مقام جمع‌بندی به جامعه بشری هشدار می‌دهد. مضمون هشدارش این است که علوم سیاسی در عرصه‌های مختلف معرفت انسانی و اجتماعی جز نابالغ‌ترین علوم است و بعد اظهار شگفتی می‌کند که بشر عصر دانایی چطور بخش اعظم مقدرات خود را به آن حیطه سپرده و آرجاع می‌دهد .

    نویسنده اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز گفت:  عرصه علوم سیاسی با آن ویژگی‌ها فهم نظری درباره منشاهای انقلاب های اجتماعی جز نابالغ‌ترین عرصه‌ها در علوم سیاسی محسوب می‌شود. در واقع بشر با یک مساله خیلی پیچیده روبرو شده  است و اینکه فردی عذرخواهی بکند با نکند بیشتر سطح فهم خود را از پدیده انقلاب اجتماعی منعکس می‌کند. ضمن اینکه  گره‌ای هم  با عذرخواهی من باز نمی‌شود.

    از مقاومت در برابر توسعه سیلی خواهید خورد

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: شما باید با منطق علمی با مساله، روبرو شوید. شبیه موضوعی که در مورد انقلاب مطرح می‌شود در مورد توسعه هم مطرح می‌شود. همچنانکه برخی به صراحت اعلام می‌کنند که میلی به توسعه ندارند. با اینکه می‌گویند ما این توسعه را دوست داریم یا آن توسعه را دوست نداریم. شما به این نکته توجه کنید که حیاتی‌ترین مساله‌ای که تا هویت جمعی در کشور پیدا نکند نمی‌توانیم مسیر اعتلا را طی کنیم این است که مساله توسعه یک مساله اجتناب‌ناپذیر است و اگر شما به صورت فعال و خلاق با توسعه روبرو نشوید در نتیجه سیلی خواهید خورد.

     مومنی تصریح کرد: عموما کتاب‌هایی که از جنبه تاریخی مساله توسعه را مورد بررسی قرار دادند به این نکته اشاره دارند که ماجرای سیطره کشوری به کشور دیگر یک ماجرای باسابقه تاریخی است اما تا قبل از ربع پایانی قرن هجدهم وقتی یک کشوری بر کشور دیگری سیطره پیدا می‌کرد مناسبات حیات فردی و جمعی کشور مغلوب هیچ تغییری نمی‌کرد و با همان روال سابق، تولید و مصرف و معاشرت می‌کردند. فقط مناسبات استثماری توسط کشور غارتگر یا فاتح حاکم می‌شد و باج خود را می‌گرفت.

    تکلیف خود را با علوم انسانی  روشن کنید

     نویسنده کتاب ایران و پدیده جهانی شدن گفت:  سالها بعد از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی ،جهان با یک پدیده جدیدی روبرو شد، واقعا‌ از نظر اندیشه‌ای آنهایی که تصور می‌کردند قصد قربت کرده و کمک کردند تا  کتاب  معروف دکتر مطهری را خمیر کنند، نمی دانستند چه که اشتباهی می‌کنند. البته جرم مطهری این بود که این را فهمیده بود. به همین خاطر مطهری به  اهل اجتهاد گفته بود مواجهه انفعالی و پسینی با اجزائی از سرمایه‌داری شما را به یک اجتهاد روزآمد و مقتضی زمانه نمی ‌رساند پس شما سرمایه ‌داری را به مثابه مساله مستحدثه نگاه کرده و با مقتضیات روش‌شناختی مستحدثه به آن بنگرید.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد:  توسعه یعنی همین! یعنی اگر تو برخورد فعال و خلاق با دستاوردهای جدید علمی  و فنی و نظامی نداشته باشید این سیل تو را زیر و رو می‌کند،.در پستوی خانه ات طرز معیشت ات را تغییر می‌دهد . شکل و شمایل کشورت را دگرگون می‌کند. آقای رضاقلی به این نکته توجه می‌کند که توجه کردن به موضوع علوم انسانی واجد اهمیت زیادی آست و تصریح دارد که تا جامعه ایران تکلیف خود را با علوم انسانی و اجتماعی متناسب با اقتضائات عصر جدید روشن نکند نمی‌تواند مشکلات موجود را حل کند.

    نتیجه پشت کردن به توسعه مضحکه خاص و عام شدن

    نویسنده کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری گفت:  اگر مساله توسعه در این کشور صاحب و متولی داشت.هزاران بینه را زیر ذره‌بین می‌گذاشتیم آنوقت متوجه می‌شدیم که وقتی به توسعه پشت می‌کنیم چطور هر کاری که انجام  می‌دهیم مضحکه خاص و عام  می‌شود. من به زبان و عدد و رقم دو مثال می‌زنم که موضوع برایتان ملموس شود. الان کشورهای صنعتی تصریح دارند که از ربع پایانی قرن بیستم وارد یک مدار جدید به نام عصر دانایی شدند و انقلاب دانایی و اقتصاد مبتنی بر دانایی به مثابه یک شیوه تولید و همزمان به مثابه یک نظام حیات جمعی باید مورد توجه قرار بگیرد. کتاب عصر اطلاعات مانوئل کاستلز هشدار می‌دهد که کشورهای در حال توسعه در موج اول انقلاب صنعتی فکر می‌کردند که صنعتی شدن یک امر انتزاعی بوده و صرفا با جابجایی ماشین‌آلات محقق می‌شود برای همین بر این باور بودند که دیگران ماشین‌آلات صنعتی تولید کردند و ما خریداری کرده و صنعتی می‌شویم.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: در کتاب تصریح شده که  صنعتی شدن باید در کادر نظام حیات جمعی دیده شود  و تغییرات اجباری متناسب در ساخت سیاسی و اجتماعی و نظام  آموزشی و … لحاظ شود، اما چون این نکات لحاظ نشد،جوامع  به ابن روز افتادند به ترتیبی که  الان حسرت دوران پیشاصنعتی را می‌خورند.یعنی گرفتاریها چندین برابر شده و توانمندی‌ پیشین را از دست دادند.

     وی در ادامه افزود: این کتاب در نهایت هشدار می‌دهد که مبادا  فکر کنید در عصر  دانایی فردی با داشتن کامپیوتر شخصی  و… می‌تواند وارد عصر دانایی شود. ورود به این عرصه نیازمند نظام  حیات جمعی است.بحث زنده‌یاد رضاقلی همین است که  چون ما با تقدم رتبه ای بنیان‌های اندیشه‌ای برای تحقق بخشی توسعه روبرو هستیم باید تکلیف خود را در این زمینه زودتر روشن کنیم.

    استاندارد 270 سال پیش حاکمیت و ادعای دانش‌بنیان شدن

    نویسنده کتاب علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران گفت:  در دهه ۱۳۹۰ تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران 12 هزار و 700 درصد رشد داشته است و ایران همزمان با سقوط بهره وری تولید ، سقوط رابطه مبادله  و گسترش و تعمیق فقر روبرو شده است . به عبارت دیگر هیچ چیز با هیچ چیز نمی‌خواند! چون ماجرای دانش بنیان شدن، در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده است. اگر حکومت بخواهد رابطه خود با مردم را همچنان در استاندارد ۲۷۰ سال پیش نگهدارد، بنابراین نمی‌توان دانش‌بنیان شد.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: منزلت انسان در عصر دانایی به قله رسیده است و بنابراین مساله مشارکت انسان در سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، به کانون اصلی رقابت‌پذیری جوامع تبدیل شده است، مساله مشارکت «ادا درآوردنی» نیست که شما انتخابات برگزار کنید و بگویید که مشارکت مردم جلب شد.خود این انتخابات آنقدر واجد نکته‌های جذاب است که انسان واقعا درمانده می‌شود که «گریه کند، داد بزند یا بخندد.» آنوقت اسم آن را انتخابات گذاشتند ولی بسیاری از حوزه‌های انتخاباتی مسابقه‌ای برگزار می‌شود که تنها یک شرکت کننده دارد! بعد مقام مسئول در جایگاه توجیه تصریح دارد که خیلی از حوزه‌های انتخاباتی این مشکل را دارد که در واقع قباحت مساله را متوجه نمی‌شود.

    همه چیز  در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: در واقع همه چیز  در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است. حال سوال این است که چرا چنین اتفاقی رخ داده است. پاسخ مشخص است زیرا این امر در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده یا نخواسته که دیده بشود.در چنین شرایطی سیاستگذاری اقتصادی ما شبیه انتخابات برگزار کردن ما می‌شود. به همبن دلیل رضاقلی دغدغه دارد که چرا این علوم کارکرد ندارند. این به این معنا نیست که اصحاب علم درک ندارند که چه اتفاقی رخ داده است بلکه آنچنان هویت جمعی پیدا نمی‌کند که اثربخشی داشته باشد .

    وی در ادامه افزود: الان دوستانی یک چوب دستشان گرفتند و مدعی دفاع از ارزش‌ها هستند فردی که صاحب کار هست بیان شهادتین را کافی می‌داند آما این دوستان دنبال احراز صلاحیت هستند و بعد اعلام می‌کنند که صلاحیت احراز نشد. صاحب و حاکم شرع طول و عرض مسلمانی را تعیین کرده و اصلا چنین چیزی را مطرح نکرده است پس معلوم است  که شما دنبال چیز دیگری هستید!!!! الان برخورد ابزاری غم‌انگیز و خانمانسوز با دین می‌شود که جای تاسف دارد.

    وقتی اسم ربا با تلطیف می‌شود نرخ سود!

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت:  در قرآن خشن‌ترین تعبیرها را برای ربا به کار برده است و ربا حکم اعلام جنگ با خداوند را دارد. عزیزان ربا را تلطیف کردند و لسم آن را نرخ سود گذاشتند.تصور می‌کنند که اینگونه مساله را حل کرده اند. شما لازم است تا به این نکته توجه کنید که کمیسیون آقتصادی مجلس گزارش منتشر کرده و سه تا رقم اعلام کرده که واقعا تاسف بار است.  خدا رحمت کند گل اقا را تصویری می‌کشید و زیرش می‌نوشت بدون شرح !

    وی در ادامه افزود:  در این گزارش آمده است که در دو دهه منتهی به ۱۴۰۰ رشد تولید در ایران طی بیست سال ۳۶ درصد بوده است. ما وارد ابن مقوله که اینها چه چیزی را تولید محاسبه کردند ،نمی‌شویم اینکه نفت را از اعماق زمین بیرون بکشید و به صورت خام بفروشید که اسمش تولید نیست زیرا نفت یک دارایی پایان‌پذیر است و شما دارایی بین‌نسلی فروختید. با این تلقی از تولید، رشد تولید در بیست سال ۳۶ درصد شده است .

    در بیست سال تورم سه هزار و نود درصد و نقدینگی ده هزار و دویست و پنجاه درصد رشد کرده!

    نویسنده کتاب اقتصاد دانش بنیان بررسی نقش فناوری و نواوری در توسعه اقتصادی گفت: در همین دوره رشد تورم 3090 درصد بوده است .رشد نقدینگی در همین دوران 10 هزار و 250 درصد بوده است. یعنی شما از طریق بانک های خصوصی و ولنگاری مالی دولت به صورت پیوسته و بی‌پایه از هیچ در حال خلق پول هستید و بعد در اوج بحران، از یک مغزهایی این درآمده که یک جهشی در پاداش‌دهی به این پول ها ایجاد کنیم تا گرفتاری‌ها برطرف شود‌.

    وی در ادامه افزود: زنده‌یاد رضا قلی به همین دلیل گفته است که انگار علوم انسانی و اجتماعی عقیم شده است . در واقع به بدیهیات اولیه علم به ویژه اقتصاد در فرایند تصمیم‌گیری و تخصیص منابع  توجه نمی‌شود. این به این معنا نیست که عالمان دلسوز و با صلاحیت به حاشیه رانده نشده وجود ندارد بلکه اثر جمعی اعتلابخش ندارد و از آن خبری نیست. حتی تصریح دارد که باید رمزگشایی شود.

    عمق بخشی به دانش روش‌شناختی متضمن نیل به توسعه

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت:  این کتاب در مورد روش‌شناسی علوم اجتماعی و انسانی  است. اگر ایران توسعه بخواهد از جنبه معرفتی هیچ مساله‌ای به اندازه عمق‌بخشی به بینش و دانش روش‌شناختی برای ایران نجات‌دهنده نیست. اما این بحثی است که مخاطب عام آن خیلی کم  و‌ مخاطب خاص آن بیشتر است. هر کسی که در ایران تصور و انگیزه توسعه‌خواهی در خودش دارد همچون یک وظیفه ملی و دینی، باید به اشاعه بینش‌های این کتاب کمک کند.

    وی در ادامه افزود: هدف ما ساخت بت جدید یا بازاریابی نیست. این به این معنا نیست که اندیشه رضاقلی قابل نقد نیست مساله این است که روش‌شناسی یک شاقول است که به ما کمک می‌کند تا علم را از غیر علم و شبه علم  و فریب به نام علم تشخیص  بدهیم و این همان چیزی است که ایران از جنبه معرفتی برای نجات به آن نیاز دارد. خیلی جای دریغ و تاسف است که کل آثار تالیفی به زبان فارسی درباره روش‌شناسی  علوم انسانی و اجتماعی حکایت از قلت و فقر وحشتناک می‌کند.

    وی در ادامه افزود: این گواه بزرگی است که این نظام علمی از ریخت افتاده و بیقواره است. حتی در ساختار واحدهای درسی که در نظام آموزشی ما وجود دارد ،تقریبا جایگاهی نزدیک به صفر برای روش‌شناسی در نظر گرفته شده است. اگر فردی می‌خواهد به توسعه ایران کمک کند باید  به کانون روش‌شناسی و فلسفه علم توجه کند.انصافا علی رضاقلی در این زمینه خیلی زحمت کشید و دوستان به خاطر دارند که اگر مخاطبش یا متن مکتوب آن از استاندارد حداقلی در این زمینه برخوردار نبود ،چطور عنان از کف داده و واکنش تند نشان می‌داد.

    چرا بسته سیاستی بعد از سه دهه به هیچ هدفی نرسیده !

    نویسنده کالبدشناسی یک برنامه توسعه  گفت: من پیش‌بینی کرده بودم که در این جلسه یک مقداری  راجع به راهگشایی این کتاب صحبت کنم اما به خاطر مجال اندک به فرصت دیگر ارجاع می‌دهم. که دقیق توضیح دهم که چطور به جای علم در فرایند سیاست‌گذاری و تخصیص منابع از شبه علم استفاده می کنند و گنجشک را رنگ می‌کنند و جای چیز دیگری قالب می‌کنند. این چه جور علمی است که یک بسته سیاستی معین در طی بالغ بر سه دهه گذشته در دستور کار نظام تصمیم‌گیری کشور قرار داشته است اما به هیچ کدام از اهداف اعلام کرده نرسیده است و هزاران تخریب و فساد و به هم ریختگی و وابستگی ذلت‌بار  و نابرابری ناهنجار را پدید آورده آما همچنان در دستور کار است و با بزک کردن جلو می‌رود .

     وی در ادامه افزود: وقتی ماجرای توسعه گره خورد باید روی دو جا متمرکز شد یکی اعتبار علمی جهت‌گیری‌های سیاستی و فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع و دیگری نظام توزیع منافع . شما باید ابن موضوع را بررسی کنید که در سه دهه گذشته که این بسته سیاستی به کار گرفته شده است چگونه همه عرصه‌ها حیات جمعی ایران میان‌تهی و پوک و شکننده شده است.و در کنارش چه افرادی از این مناسبات بهره‌مند شده و سود می‌برند. من  بر ابن باورم که اگر شما منافع حکومت را از منافع بخش‌هایی از حکومتگران تفکیک کنید. در این صورت هرچیزی که به منافع حکومت مربوط می‌شده لگدمال شده است اما افرادی که اتصال حکومتی داشتند یک برخورداری‌هایی غیرعادی را پیدا کردند که لجن و فساد آن و بوی عفونتش به همه جا نفوذ کرده است و جلوه‌های تهوع آور و عریان آن مشاهده می‌شود.

    اداره مشکوک اقتصاد ایران با ابزار پنهان کاری

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من تصمیم دارم روندهای مشکوک اداره اقتصاد ایران را بررسی کرده و آن را در فضای بدور از انتخابات و زنده باد و مرده باد ، ارائه کنم زیرا شواهدی را جمع کردم که واقعا تکان دهنده است منطق اسم‌گذاری این بوده که حسن ‌نیت بخش‌هایی از حکومت نادیده گرفته شده و تلاش دارد تا خودش باقی بماند تمام تخصیص منابع در طول سه دهه کذشته نشان می‌دهد که حتی اگر حکومتی قصد داشته باشد تا بایسته‌های بقای خود را رعایت کند نباید چنین اقداماتی را انجام دهد اما روزمره این کار را انجام می‌شود.

    وی در ادامه افزود: در دستکاری واقعیت و جا زدن شبه علم و دروغ و کلک و پنهان کاری  واویلایی درست کردند. شما حساب کنید که در این کشور سه چهار سال است که سالنامه آماری را منتشر نمی‌کنند. نزدیک سی سال است که روند تحولات سهم مربوط به ارزش آفرینی واسطه‌گریی مالی را حذف کردند تا سلطه ربا را پنهان کنند در حالیکه ده متغیر کنترلی دیگر وجود دارد که با آن می‌توان موضوع را متوجه شد. من به حکومتگرانی که صادقانه و شرافتمندانه می‌خواهند عدالت را برقرار کنند می‌گویم که موتور خلق پول از هیچ به صورت امتیاز رانتی پلید و ضد توسعه‌ای را به درصد اندکی از مردم داده شده  و به اسم اسلام مرتب پاداش برایش درنظر می‌گیرند در نهایت بر سر تولید کننده و سر مردم می‌کوبند.

    رئیس موسسه دین و اقتصاد تصریح کرد: اگر این کتاب به اندازه اهمیتی که دارد جدی گرفته شود و این جدی گرفتن شامل نقد صریح و بی‌پروا بشود، بسیار خوب است.  به هر حال رضا قلی ابن ادعا را نداشت که حرف آخر را زده است حتی اگر چنین ادعایی داشت کسی از او نمی‌پذیرفت. ایشان توانسته افق‌گشایی بدرد بخور و اعتلابخش را انجام دهد و توانسته  به عزت مردم کمک کند. خدمات اندیشه‌ای رضاقلی منحصر به فرد  بود کما اینکه ایشان همواره نگران ایران بود و همیشه به خود می‌لرزید ،گویی می‌دانست و می‌فهمید که به سمت چه آینده‌ای می‌رویم .

  • علیه حکومت نه افراد / عباس عبدی: جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد!

    علیه حکومت نه افراد / عباس عبدی: جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد!

    به گزارش اقتصادران، برخي سياسيون دچار يك خودويرانگري مفرطي شده‌اند. شوكه مي‌شويم هنگامي كه مي‌شنويم يك نفر به عنوان نماينده مجلس بدترين اتهامات كه دروغ آشكار و بي‌پايه است را به آقاي ظريف وارد كرده و ظاهرا آب از آب هم تكان نمي‌خورد. اتهامات عليه فردي كه ۸ سال وزير خارجه اين كشور بوده و سال‌هاي متمادي در بالاترين سطوح ديپلماسي كشور حضور داشته و جالب‌تر اينكه مورد اعتماد رهبري نظام هم بوده، چون وزير خارجه را بدون تاييد رهبري كه نمي‌توان منصوب و به مجلس معرفي كرد. همه اينها يك طرف، آقاي ظريف نه، هر فرد يا شهروند ديگري كه در اين كشور است بايد امنيت داشته باشد.

    نه فقط امنيت جاني، بلكه امنيت مالي، امنيت حيثيتي كه تحت قانون محترم شمرده مي‌شود، چه رسد به اينكه او چند دهه در بالاترين رده‌هاي نمايندگي كشور عمل كرده و توهين و اتهام به او، در واقع تعريض به حكومت هم هست.

    پرسش اين است كه اگر يك نفر بپرسد كه چگونه ممكن است كه چنين اتفاقي در ايران رخ دهد، چه خواهيم گفت؟ در اين يادداشت مي‌كوشم كه پاسخ آن را بدهم. اصلي‌ترين علت چنين اتهام‌زني‌هايي، تبعيض نظام‌مند در سطح سياست و قدرت و مهم‌تر از آن در رسيدگي‌هاي عادلانه و منصفانه است.

    در واقع از نظر وجود قانون نقص چنداني نداريم، هر چند در اين موارد بهتر است جرايم سنگين مالي به عنوان خسارت به فرد بيگناه تعلق گيرد، ولي فارغ از اين، نفس دادرسي قضايي منصفانه و سريع عامل اصلي در بازدارندگي از اظهار چنين اتهاماتي است. به ‌طور كلي در جامعه ما نسبت به تضييع حقوق افراد به ويژه ازسوي افراد جناح سياسي خاصي، نوعي تساهل عجيب و غريبي رواج دارد.

    يكي از وزراي سابق كه ازسوي همين نماينده و دو نفر ديگر مورد اتهام دروغ قرار گرفته بود، ۵ سال طول كشيد تا طرف را محكوم كند و براي اين كار تقريبا اكثر هفته‌ها به دادگاه مراجعه مي‌كرده است. درحالي كه همه مي‌دانيم خدا نكند، كسي كوچك‌ترين حرف نادرستي يا حتي حرفي كه اثباتش سخت باشد، عليه جناح مقابل يا حكومت بزند، فوري و با سرعت احضار و محاكمه و محكوم مي‌شود. در همين مورد انداختن يك پاكبان مستضعف از بالاي پل و كشتن او از سوي يك جوان كه ظاهرا غيرت سياسي او به سوي ارزش‌هاي رسمي و انقلابي بوده، سكوت كردند؛ درحالي كه اگر عكس ماجرا بود خبررساني آنان گوش فلك را كر مي‌كرد و در چشم برهم‌زدني فرد را دستگير و محاكمه مي‌كردند.

    آنچه كه برخي توجه ندارند اين است كه گمان مي‌كنند با چنين تبعيضي مي‌توانند افراد منتقد يا مخالف خود را به راحتي بي‌آبرو و هتك حيثيت كنند، درحالي كه ماجرا قدري فرق مي‌كند. به‌ طور قطع و به لحاظ شخصي آقاي ظريف و امثال او دچار بي‌آبرويي نخواهند شد، زيرا مردم اين‌گونه اظهارات را در قالب فريادهاي چوپان دروغگو تحليل مي‌كنند. ولي مساله اين است كه اگر توسعه بدون تامين امنيت جاني، امنيت مالي محقق نمي‌شود، قطعا بدون امنيت رواني و حيثيتي نيز محقق نخواهد شد.

    مردم هنگامي كه با چنين اتهامات تندي مواجه مي‌شوند از خود چه مي‌پرسند؟ مي‌گويند كه يا اين اتهامات درست است يا دروغ؟ اگر درست است چرا چند دهه چنين فردي در بالاترين رده‌هاي سياسي حكومت است؟ اگر درست است، چرا او را محاكمه و مجازات نمي‌كند؟ اگر درست است اين نماينده هتاك از كجا فهميده كه مقامات اطلاعاتي و امنيتي حكومت متوجه نشده‌اند؟ اگر درست است، پس چرا جوانان مردم را به اتهامات بسيار ساده و پيش پا افتاده محاكمه مي‌كنند ولي خودشان با اين اتهامات سنگين راست راست راه مي‌روند؟ اگر درست است، چه دليلي دارد كه ساير مقامات نيز چنين نباشند؟

    اگر نادرست و دروغ است، پس چرا مفتري مجازات نمي‌شود؟ اگر حكومت نمي‌تواند از حقوق مقامات و خدمتگزاران و كارگزاران خود دفاع كند، چگونه مي‌تواند از حقوق مردم دفاع كند؟ به قول مشهور «جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد». اگر قادر به دفاع از حيثيت و حقوق مهم‌ترين كارگزاران خود نيستيد، ما به عنوان شهروندان عادي ديگر چه جايگاهي داريم؟ به عبارت ديگر اينها پرسش‌هاي بديهي براي هر مخاطبي است و درنهايت پاسخ آن منجر به ادعانامه‌اي عليه حكومت مي‌شود بيش از اينكه عليه افراد باشد. اين افراد يا واقعا طرفدار حكومت هستند و چنين ادعاهايي را مطرح مي‌كنند كه نشانه ناآگاهي و بلاهت محض است، يا اين که طرفدار واقعي نيستند و دنبال طرح همين پرسش‌ها هستند كه نتيجه روشن است.
    خود دانيد.