برچسب: حکمرانی

  • مردم گرانی را نماد و نتیجه حکمرانی ناکارآمد و ناعادلانه می‌بینند

    مردم گرانی را نماد و نتیجه حکمرانی ناکارآمد و ناعادلانه می‌بینند

    به گزارش اقتصادران، جعفر خیرخواهان، اقتصاددان به بررسی ریشه‌های اعتراضات ۱۴۰۴ از بُعد سیاسی و اقتصادی پرداخت و تاکید کرد: برای تحلیل ریشه‌های اعتراضات سال ۱۴۰۴ ایران، چارچوب مفهومی نظریه دیلز (Deals Theory) یا نظریه معاملات از لنت پریچت، کونال سن و همکاران ابزار تحلیلی قدرتمندی ارائه می‌دهد. در این چارچوب، سیاست‌گذاری اقتصادی در یک طیف از «معاملات باز-منظم» (رقابتی، شفاف، مبتنی بر قانون و قابل‌پیش‌بینی) تا «معاملات بسته-نامنظم» (انحصاری، مبتنی بر روابط و غیرقابل‌پیش‌بینی) تحلیل می‌شود.

    او اضافه کرد: تحولات ایران دو دهه گذشته و اعتراضات چند سال گذشته که اوج آن را در دیماه ۱۴۰۴ شاهد بودیم در چارچوب این نظریه، نشانگر محیط غالب با «معاملات بسته-نامنظم» (Closed‑Disordered Deal) است که در آن، توزیع فرصت‌های اقتصادی (ثروت، شغل، منابع) نه براساس شایستگی یا قواعد شفاف، بلکه عمدتا از طریق انحصارات اقتصادی، شبکه‌های رانتی، فساد گسترده، بی‌ثباتی سیاست‌ها و عدم پاسخگویی، نارضایتی‌های عمیق اقتصادی را به اعتراض سیاسی، بحران و تزلزل نظام حاکم تبدیل کرده است.

    این اقتصاددان توضیح داد: اعتراضات دی ۱۴۰۴ در پی یک شوک ارزی و تورم بالا خصوصا برای اقلام غذایی شعله‌ور شد. سقوط بی‌سابقه ارزش ریال در برابر دلار و تورم شدید، فشار غیرقابل تحمل بر زندگی مردم وارد کرده بود. این بحران معیشتی، جرقه اولیه اعتراضات بود. با این حال، این شوک در خلأ رخ نداد. مردم این شوک را در بستر یک اقتصاد بسته-نامنظم تجربه کردند؛ اقتصادی که سال‌هاست با افزایش فقر و تشدید نابرابری، انحصارگرایی، و عدم شفافیت در توزیع ثروت ملی (نظیر درآمدهای نفتی) همراه بوده است. وقتی فرصت‌های پیشرفت به‌صورت عادلانه توزیع نشود، هر شوک اقتصادی نه یک «حادثه طبیعی»، که نتیجه مستقیم ساختار معیوب حکمرانی تلقی می‌شود.

    مردم گرانی را نماد و نتیجه حکمرانی ناکارآمد و ناعادلانه می‌بینند

    خیرخواهان تاکید کرد: این قواعد معیوب، به نابرابری و شوک اقتصادی منجر می‌شود و شوک اقتصادی، نشانه بی‌کفایتی و بی‌عدالتی سیستم سیاسی تفسیر می‌شود. سرانجام نارضایتی، به شکل اعتراض علیه خود سیستم سیاسی بروز می‌کند. به بیان ساده، مردم گرانی را نه یک پدیده اقتصادی مجرد، بلکه نماد و نتیجه حکمرانی ناکارآمد و ناعادلانه می‌بینند.

    او ادامه داد: تجربه بنگلادش در ۲۰۲۴ مثال گویایی از همین پویایی است. اعتراضات گسترده دانشجویان و معلمان در این کشور، نه بر سر کمبود مطلق شغل، بلکه بر سر بی‌عدالتی در نظام توزیع فرصت‌های شغلی (سیستم سهمیه‌بندی استخدام دولتی) بود. این جنبش که علیه «تبعیض» سازمان یافته بود، به سرعت به اعتراضی علیه حکومت ناتوان در مدیریت اقتصادی تبدیل شد. این مورد به وضوح نشان می‌دهد که چگونه تبعیض ساختاری در فرصت‌های اقتصادی می‌تواند محرک مستقیم ناآرامی سیاسی عمیق شود، دقیقاً همان مکانیسمی که در ایران نیز قابل مشاهده است.
  • جای خالی «پاسخگویی» در حکمرانی ایران

    جای خالی «پاسخگویی» در حکمرانی ایران

    به گزارش اقتصادران، «حسین ایمانی» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و پژوهشگر مدیریت دولتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا به ویژگی‌های «حکمرانی خوب» پرداخت و گفت: بر اساس نظریه‌های علمی «حکمرانی خوب» دارای ویژگی‌ها و شاخص‌های خاص است. پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری، عدالت‌محوری، کارآیی و اثربخشی، قانون‌محوری، مشارکت و اجماع‌محوری که در کشور ما گاه از آن به عنوان وفاق یاد می‌شود، از مهم‌ترین شاخص‌های یک حکمرانی خوب هستند که توسط اندیشمندان و سازمان‌های بین‌المللی مختلف در نظر گرفته شده‌اند. اگر کشوری خواهان یک حکمرانی خوب باشد، باید این شاخص‌ها را در نظر بگیرد.

    این استاد دانشگاه توضیح داد: شاخص‌های حکمرانی خوب باید در رویکردها، اعمال و اقدامات حکمرانان کشور وجود داشته باشد. معمولا از «پاسخگویی» به عنوان حلقه مفقوده نظام اداری کشور یاد می‌کنم. به نظر می‌رسد پاسخگویی در کشور ما گم شده و بسیاری از آن‌ها که دارای مسئولیت و اختیارات در حوزه‌های مختلف هستند پاسخگو نیستند. به عنوان مثال درباره هر موضوعی، ده‌ها دستگاه و نهاد متولی و مسئول رسیدگی به موضوع هستند، اما هیچ یک پاسخگو نیستند.

    مسئولان کشور باید پاسخگوی پیامد تصمیمات‌شان باشند

    او اضافه کرد: وضعیت فعلی هم محصول تصمیمات، اقدامات و نگاه‌هایی است که در طول سالیان متمادی ایجاد شده. لازم است هر فردی پاسخگوی تصمیم‌گیری‌هایی باشد که در هر جایگاه و در هر برهه‌ای داشته است. به عنوان مثال نماینده مجلسی که در دوره مسئولیت خود به تصویب قانونی رای داده بعد از پایان مسئولیتش هم قانونا، شرعا و اخلاقا باید پاسخگوی رای‌هایی باشد که به تصویب طرح‌ها و لوایح داده و امروز آثار آن در کشور مشخص شده است. روسای جمهور هم در چنین وضعیتی قرار دارند. مثلا اگر به دلیل نحوه صحبت یک رئیس‌جمهور در دوره مسئولیتش، تهدیدهایی متوجه کشور شده باشد، باید پاسخگوی رفتار خود باشد و علت آن را بیان کند. اظهارات، اقدامات و حتی حرکات و زبان بدن سیاستمداران بسیار حساس و مهم است و باید درباره آن‌ها پاسخگو باشد.

    ایمانی با طرح این سوال  که در حال حاضر چه فرد یا افرادی باید پاسخگوی این میزان گرانی قیمت‌ها و تورم در کشور باشند؟ گفت: دولت می‌گوید تقصیر من نیست و به نهاد دیگری اشاره می‌کند، آن نهاد هم به نهادی دیگر و این سیر ادامه می‌یابد. این درحالیست که امروز پاسخگویی مقوله‌ای گمشده است و مردم هم به دنبال پاسخگویی مسئولان هستند. بنابراین پاسخگویی شاخصی بسیار مهم در مقوله حکمرانی خوب است.

    او به مساله «شفافیت» هم به عنوان دیگر ویژگی حکمرانی خوب اشاره کرد و افزود: یکی از بهترین ابزارهایی که برای متقاعد کردن افراد در حکمرانی خوب مورد استفاده قرار می‌گیرد این است که «جریان آزاد اطلاعات» را در اختیار مردم قرار دهند. این جریان آزاد درباره ناترازی انرژی، گرانی، تورم، یارانه‌ها و نظام بانکی اطلاع‌رسانی می‌کند. همچنین درباره اینکه تحت چه شرایطی برخی افراد اقدام به گرفتن وام‌های کلان کرده‌اند یا اینکه چرا بنا بر اعلام قوه قضائیه افرادی حدود ۹۰ میلیارد دلار ارز را به کشور بازنگردانده‌اند؟ چرا تازه این موضوع مشخص شده و چرا قبلا درباره آن صحبت نشده است؟

    تاثیر جریان آزاد اطلاعات بر رابطه دولت و مردم

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه جریان آزاد اطلاعات باعث می‌شود مردم حس کنند در بازی حکمرانی قرار دارند، افزود: حکمرانی به عنوان یک مفهوم جمعی به معنای آن است که هم دولت بازیگر باشد و هم مردم، جامعه مدنی و بازار یا بخش خصوصی. اگر می‌خواهیم مردم و بازار هم در بازی حکمرانی حضور داشته باشند، ضروری است اطلاعات داشته باشند و بر مبنای اطلاعات این مشارکت را داشته باشند. وقتی این جریان آزاد وجود ندارد، نمی‌توان توقع داشت که مردم یا بازار نقش خود را در حکمرانی ایفا کنند. در این شرایط شفافیت به عنوان یکی از ویژگی‌های حکمرانی خوب می‌تواند کمک شایانی کند. مردم انتظار دارند علت گرانی قیمت کالاها، میزان ارز تخصیص داده شده به هر کالایی که گران شده و مواردی از این دست را بدانند به همین منظور باید شفافیت اطلاعاتی وجود داشته باشد.

    این پژوهشگر مدیریت دولتی از شیوه‌های حکمرانی هم گفت: گاهی حکمرانی مبتنی بر «سلسله مراتب» است و گاهی مبتنی بر «متقاعدسازی». آنچه امروز بیشتر به کار می‌آید، حکمرانی مبتنی بر متقاعدسازی مردم است. این شیوه هم زمان‌بر است و هم زحمت بیشتری دارد، اما نتایج آن پایدارتر است. برخورد قهری یا سلسله‌مراتبی ممکن است خیلی زود مسائل را جمع کند و در کوتاه مدت جواب بدهد. در کشور ما حکمرانی درباره برخی موضوعات به شیوه سلسله مراتبی بوده به عنوان مثال همین اواخر در خصوص مسائلی مانند حجاب به همین شیوه عمل شده و در کوتاه مدت هم جواب داده، اما در بلندمدت خیر.

    در جریان‌های اعتراضی متقاعدسازی رخ نداد

    او به جریانات اعتراضی سال‌های ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و…اشاره کرد و افزود: در این جریانات متقاعدسازی و گفتگو رخ نداد. امروز انتظار می‌رود که در شرایط حساس فعلی شاهد فضای باز گفتگو باشیم. امروز رسانه ملی نقشی خطیر در این حوزه دارد، اما متاسفانه با وجود همه ضربه‌ها، همچنان صدا و سیما مسیر قبلی خود را تکرار می‌کند. این درحالی است که باید به همه اجازه صحبت داده شود، جامعه عقلانیت دارد و تشخیص می‌دهد چه کسی بر مبنای منطق صحبت می‌کند. باید موافقان، مخالفان، احزاب مختلف و مردم فرصت صحبت داشته باشند. متقاعدسازی به این شکل رخ می‌دهد.

    ایمانی اجماع یا وفاق را به معنای صحبت با مردم و ذینفعان حکمرانی دانست و افزود:  در حکمرانی مبتنی بر متقاعدسازی به جای تلاش برای تغییر رفتار مردم به دنبال تغییر ارزش‌ها و باورها و نگرش‌های آن‌ها هستیم. این شیوه آثار پایدارتری به دنبال دارد. اگر مردم درباره موضوعات مختلف متقاعد شوند در بلند مدت بسیاری از اعتراضات شکل نمی‌گیرد اما وقتی متقاعدسازی انجام نشود یا به درستی انجام نشود، مدتی همه چیز فروکش می‌کند، اما به دلایل مختلف مانند بنزین، حجاب، گرانی و… بار دیگر اعتراضات شکل می‌گیرد و کشور متضرر می‌شود.

    این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره  به  عدالت‌محوری آنچنان که مورد تاکید حضرت علی «ع» در نهج‌البلاغه بوده، افزود: ایشان  می‌فرمایند که اگر می‌خواهید دشمن به کشورتان طمع نورزد، باید عدالت وجود داشته باشد. عدالت به معنای آن است که اقشار ضعیف‌تر متناسب با وضعیتی که دارند، امکانات بیشتری را دریافت کنند. در شرایط فعلی، ساختار سیاسی کشور باید درباره جریان آزاد اطلاعات و شفافیت بیشتر فکر کند. جلب مشارکت مردم، پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری مسئولان دربرابر پیامدهای تصمیم‌گیری‌ها و اقداماتشان هم بسیار حائز اهمیت است.

  • معمای سخت «چه کسی در ایران تصمیم می‌گیرد؟» / حکمرانی در هزارتوی فساد، سایه و ابهام

    معمای سخت «چه کسی در ایران تصمیم می‌گیرد؟» / حکمرانی در هزارتوی فساد، سایه و ابهام

    به گزارش اقتصادران، در صحنه پر پیچ و خم سیاست ایران، پرسش بنیادین «چه کسی برای کشور تصمیم می‌گیرد؟» همچنان بی‌پاسخ مانده و، چون سایه‌ای سنگین بر پیکره حکمرانی افتاده است. این پرسش، نه تنها اذهان عمومی را به خود مشغول داشته، بلکه حتی عالی‌ترین مقامات اجرایی کشور را نیز با سردرگمی مواجه ساخته است. سخنان دیروز مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور مبنی‌براینکه «در مورد موضوعی هر سه رئیس قوه تصمیم گرفتیم کاری انجام شود، اما به خاطر مخالفت گروهی اجرایی نشد»، به مثابه اعترافی تلخ و آشکار از وجود دست‌های پنهان و آشکار در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری است؛ دست‌هایی که گاه از درون دولت سر بر می‌آورند و گاه از نهاد‌هایی که به ظاهر باید تابع دولت باشند.

    معمای «چه کسی تصمیم می‌گیرد؟» در ایران، نه یک پرسش ساده، بلکه بازتابی از یک بحران عمیق در ساختار حکمرانی است. بحرانی که در آن، رئیس‌جمهور با تضاد داخلی کابینه، سلب اختیارات و مانع‌تراشی‌های بیرونی مواجه است؛ مجلس مقابل دولت و برنامه‌های او می‌ایستد و نهاد‌های مختلف، با سیاست‌های متناقض و خودسرانه، عملا راه هرگونه اصلاح را بر او سد می‌کنند

    نهاد‌های خودسر و سیاست‌های متناقض

    نهاد‌هایی وجود دارند که به ظاهر تحت امر دولت هستند، اما سر خود عمل می‌کنند و سیاست‌هایی را پیش می‌برند که نه تنها با رویکرد دولت همخوانی ندارد، بلکه به ایجاد ناترازی اجتماعی عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی دامن می‌زند. موضوع حجاب و فیلترینگ، دو نمونه بارز این وضعیت است. سخنان محمد حاتمی‌کیا، دادستان اردستان مبنی بر تشکیل گشت‌های ویژه و میدانی بیشتر با همکاری بسیج و فراجا و عدم ارائه خدمات به افراد با وضعیت نامتعارف، دقیقاً در همین راستا و در تضاد با رویکرد دولت برای ایجاد آرامش اجتماعی است. این اقدامات، در حالی صورت می‌گیرد که اجرای قانون حجاب و عفاف مصوب مجلس، توسط شورای امنیت ملی متوقف شده است. این تناقضات، نشان می‌دهد که در موضوعی با این ضریب حساسیت، تصمیم‌گیری واحدی وجود ندارد و نهاد‌های مختلف، هر یک ساز خود را می‌زنند. همین چند روز پیش بود که اعلام شد ستاد امر به معروف و نهی از منکر، قصد دارد با تشکیل اتاق عفاف و حجاب، ۸۰ هزار نیروی آمر به معروف تربیت کند، نهادی که گفته می‌شود به جهت دریافت بودجه این طرح‌ها را ارائه می‌کند.

    در مورد فیلترینگ اینترنت نیز وضعیتی مشابه حاکم است. رئیس‌جمهور در وعده‌های انتخاباتی خود بر رفع فیلتر تاکید داشت، اما پس از یک سال، بجز واتس‌اپ و گوگل‌پلی، اکثر پلتفرم‌ها همچنان مسدود هستند. این در حالی است که نمودار مسئولیت اینترنت نشان می‌دهد رئیس‌جمهور به دلیل ریاست بر شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی و تعیین اعضای کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، از بیشترین قدرت برای رفع محدودیت‌ها برخوردار است. با این حال، دلیل تعلل، نیاز تایید دیگران عنوان می‌شود. دیگرانی که مشخص نیست از درون کابینه دولت هستند یا خارج از آن، مانع رفع فیلترینگ می‌شود. این وضعیت در عمل به معنای انتظار کشیدن برای رضایت مخالفان است و به جای حل مشکل، آن را به تعویق می‌اندازد. در چنین شرایطی، نه نها به اقتصاد دیجیتال کشور ضربه وارد می‌شود، بلکه اعتماد عمومی به دولت را نیز کاهش می‌دهد.

    ریشه‌های بحران کجاست؟

    فقدان سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین ریشه‌های این وضعیت خود را نشان می‌دهد. سرمایه اجتماعی یعنی اگر امروز دولت گفت از فردا مردم بیشتر از گذشته در مصرف آب صرفه‌جویی کنند، همگی حواسشان به مصرف آب باشد. اما امروز چنین چیزی نداریم. این فقدان اعتماد، نتیجه سال‌ها سوءاستفاده، رانت‌خواری و فساد است. ماجرای «چای دبش» با سوء استفاده دو سه میلیارد دلاری و نقش‌آفرینی وزیر کشاورزی، وزیر صمت و بانک مرکزی در آن، نمونه بارز این فساد است. کاسبان تحریم وجه دیگری از این فساد ساختاری و سیستماتیک هستند که تحریم‌ها را نعمت می‌دانند و مرتبا در مسیر دولت برای رسیدن به تفاهم با جهان بیرونی سنگ‌اندازی می‌کنند. اینگونه فسادها، نه‌تنها اقتصاد کشور را فلج می‌کند، بلکه آخرین رمق اعتماد عمومی را نیز از بین می‌برد.

    سخنان دیروز رئیس‌جمهور مبنی‌براینکه «در مورد موضوعی هر سه رئیس قوه تصمیم گرفتیم کاری انجام شود، اما بخاطر مخالفت گروهی اجرایی نشد»، به مثابه اعترافی تلخ و آشکار از وجود دست‌های پنهان و آشکار در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری است؛ دست‌هایی که گاه از درون دولت سر بر می‌آورند و گاه از نهاد‌هایی که به ظاهر باید تابع دولت باشند

    این آشفتگی در تصمیم‌گیری، ریشه‌های عمیق‌تری در ساختار حکمرانی و جامعه دارد. یکی از مهمترین این ریشه‌ها، گسترش بی‌رویه تشکیلات اداری و هزینه‌های گزاف آن است. احداث سازمان‌های عریض و طویل که در عمل هیچ بازدهی مشخص ندارند، باعث بوروکراسی گسترده شده است که ریشه در درآمد‌های نفتی گذشته داشته و امروزه با رویکرد مالیات‌محور دولت نیازمند بازنگری اساسی است. حسین راغفر، اقتصاددان، با تایید ضرورت حذف دستگاه‌های موازی، به هم‌پوشانی معاونت‌های ریاست‌جمهوری با وزارتخانه‌ها و وجود صد‌ها نهاد فرهنگی و رسانه‌های وابسته اشاره می‌کند که منابع کلانی را مصرف می‌کنند. در حقیقت مقصود منتقدان وضع موجود از مشکل اصلی این نیست که دولت بزرگ است یا کوچک، بلکه این است که «آیا دولت کار می‌کند یا نه؟» و بخش قابل‌توجهی از منابع دولت صرف بوروکراسی می‌شود و خدمات عمومی مورد انتظار به جامعه ارائه نمی‌شود. این نظام اداری ناکارآمد، نه تنها بخش عمده‌ای از بودجه عمومی را می‌بلعد، بلکه رضایت عمومی و حتی کارکنان دولت را فراهم نکرده و به جای جذب نخبگان، نقش بنگاه کاریابی در حلقه دوستان را ایفا می‌کند.

    دولت در محاصره مجلس

    بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که برخی اشخاص بر اساس منفعت خود و برخی نهاد‌ها برای منافع جناحی خود تصمیماتی اتخاذ می‌کنند که با سیاست‌های دولت در تضاد است یا گاهی سیاست‌های ابلاغی و اجرایی دولت را هیچ می‌انگارند. این واقعیت، چکیده‌ای از وضعیت قوه مجریه در ایران است؛ قوه‌ای که به تعبیر برخی بیچاره‌ترین قوه است و دستش به هیچ جا بند نیست. این ضعف نه تنها از ناحیه ساختار‌های بیرونی، بلکه از درون نیز تغذیه می‌شود.

    یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این وضعیت، وجود عدم هماهنگی درونی در کابینه است. گفته می‌شود، بعضی اعضای دولت از مراکز دیگر دستور می‌گیرند. این پدیده، هرگونه وفاق و انسجام را در دولت بی‌معنا می‌سازد. چگونه می‌توان انتظار داشت دولتی کارآمد باشد، وقتی برخی از وزرا یا معاونان آن، به جای تبعیت از رئیس‌جمهور و برنامه‌های دولت، چشم به جای دیگری دوخته‌اند و از کانون‌های قدرت خارج از پاستور خط می‌گیرند؟ حتی کار به جایی رسیده است که پزشکیان می‌گوید: «هر بخش را که می‌خواهیم اصلاح کنیم، علیه ما جوسازی می‌شود.» این وضعیت به جایی می‌رسد که برخی منتسب به گروه‌های داخل کابینه نسبت به آقای پزشکیان بدترین و اهانت‌آمیزترین رفتار را دارند. این موضوع نه تنها به سهم‌خواهی‌های معمول تقلیل نمی‌یابد، بلکه به تضعیف عمدی دولت و ایجاد حاشیه برای آن منجر می‌شود.

    علاوه بر این، اختیارات قوه مجریه در امور قضایی به نحوی ساختاری سلب شده است. در حالی که دادستان کل باید به عنوان مدعی‌العموم در اختیار دولت باشد، این جایگاه در اختیار قوه قضاییه است. انتخاب رئیس قوه قضاییه نیز ارتباطی به دولت ندارد. این وضعیت، دست دولت را در بسیاری از امور اجرایی و قضایی بسته است و عملاً آن را به یک مجری صرف تقلیل می‌دهد، در حالی که مسئولیت اصلی پاسخگویی به مردم بر دوش آن است.

    در صحنه سیاست ایران، مجلس به بستری برای نمایندگان خودسر تبدیل شده که به جای هم‌افزایی، برای دولت مانع‌تراشی می‌کنند. همزمان، نهاد‌هایی نیز وجود دارند که به ظاهر تحت امر دولت، اما سرخود عمل می‌کنند و با سیاست‌های متناقض در موضوعاتی، چون حجاب و فیلترینگ، به جای ایجاد آرامش، به گسست اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی دامن می‌زنند

    تریبون‌های آزاد و موانع پنهان مجلس

    مجلس شورای اسلامی که قرار است محل تجمیع وکلای ملت باشد، خود به یکی از کانون‌های اصلی ابهام در تصمیم‌گیری و مانع‌تراشی تبدیل شده است. منتقدان توضیح می‌دهند که فقدان یک نظام حزبی قدرتمند و منسجم، بستر را برای ورود آدم‌هایی که اهل سیاست نیستند و بیشتر شامه اقتصادی‌شان قوی است، فراهم آورده است. این نمایندگان که بدون تعهد حزبی و تنها با اتکا به رأی جناحی خاص وارد مجلس می‌شوند، هر کارشکنی‌ای در کار دولت بخواهند انجام می‌دهند و هر حرفی بخواهند می‌زنند. نتیجه این وضعیت، مجلسی است که به جای هم‌افزایی و تامین منافع ملت، گاه به تریبونی برای چنددستگی و تضعیف دولت تبدیل می‌شود. این چرخه معیوب، به تداوم حضور افراطیون در لایه‌های نظام تصمیم‌گیری منجر شده که بحران‌های موجود را روز به روز متراکم خواهد کرد.

    نمونه بارز این تقابل و مانع‌تراشی، ماجرای لایحه «اصلاح قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس» است. دولت چهاردهم، این لایحه را با هدف رفع موانع به‌کارگیری نخبگان و مدیران دارای تابعیت مضاعف یا همسر و فرزند دارای تابعیت مضاعف به مجلس فرستاد. اما مجلس با تغییرات اساسی در آن، دامنه شمول قانون را حتی به اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها تسری داد و عملاً به خودتحریمی در جذب نخبگان دامن زد. این اقدام، دولت را مجبور به استرداد لایحه کرد و نشان داد که مجلس، گاه با تغییر ماهیت لوایح، از چارچوب تعامل قوا خارج شده و به جای تسهیل امور، به مانعی برای پیشبرد اهداف دولت تبدیل می‌شود. این تنها یک مورد از عملکرد مجلس در مواجهه با سیاست‌های دولت است. ماجرای FATF، لایحه منع خشونت علیه زنان، مذاکرات ایران و قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نمونه‌های دیگری از اقدامات تندرو‌های مجلس علیه دولت به‌شمار می‌آید.

    مسعود پزشکیان، با ایده همکاری با جناح‌های مختلف و افراد سیاسی تلاش کرده تا همه طیف‌ها و گروه‌ها را به کار بگیرد. اما پاسخ این گروه‌ها به این رویکرد، مانع‌تراشی در مسیر فعالیت‌های دولت، استیضاح و احضار وزرا و حاشیه‌سازی برای دولت بوده است. انتصاب محمدحسن آصفری، چهره‌ای که سابقه طولانی در انتقاد از دولت‌های روحانی و پزشکیان را دارد، به عنوان فرماندار شاهرود و معاون استاندار سمنان، نمونه‌ای دیگر از این تناقضات است. چگونه می‌توان انتظار داشت نمایندگان عالی دولت در استان‌ها را مخالفان دولت شکل دهند؟ این وضعیت، عملاً دولت را به یک ارتش تشبیه می‌کند که برای مقابله با دشمن بیرونی صف‌کشی کرده باشد، اما برخی از پشت، جبهه خودی را تضعیف کنند!

    معمای «چه کسی تصمیم می‌گیرد؟» در ایران، نه یک پرسش ساده، بلکه بازتابی از یک بحران عمیق در ساختار حکمرانی است. بحرانی که در آن، رئیس‌جمهور با تضاد داخلی کابینه، سلب اختیارات و مانع‌تراشی‌های بیرونی مواجه است؛ مجلس به دلیل فقدان نظام حزبی، به بستری برای افراط‌گرایی و خودسری تبدیل شده و مقابل دولت و برنامه‌های او می‌ایستد؛ و نهاد‌های مختلف، با سیاست‌های متناقض و خودسرانه، به گسست اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی دامن می‌زنند و عملا راه هرگونه اصلاح را بر او سد می‌کنند. راه برون‌رفت از این وضعیت، اصلاح سیاست‌های داخلی و مشخص کردن اولویت‌های کشور است. اما شاید مهمترین گام، شفافیت و صداقت با مردم باشد. رئیس‌جمهور نباید سکوت کند و باید به مردم بگوید، در بخش‌هایی که من اختیار کافی داشتم این دستاورد‌ها را خلق کرده‌ام، اما در بخش‌هایی که اختیاری وجود نداشت و موانع بسیاری ایجاد شده بود، سرعت بهبود اوضاع کاهش یافته است. تنها با این شفافیت است که می‌توان سرمایه اجتماعی از دست رفته را بازگرداند و به پرسش بنیادین چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ پاسخی درخور و امیدبخش ارائه داد.