برچسب: حقابه هیرمند

  • هدایت حقابه ایران به سمت شوره‌زارهای افغانستان / طالبان در حال تغییر بافت جمعیتی مرز ایران؟

    هدایت حقابه ایران به سمت شوره‌زارهای افغانستان / طالبان در حال تغییر بافت جمعیتی مرز ایران؟

    به گزارش اقتصادران، بحران حقابه ایران از رودخانه هیرمند وارد مرحله‌ای تازه شده؛ مرحله‌ای که دیگر صرفاً اختلافی بر سر اجرای معاهده ۱۳۵۱ نیست و حالا ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی، زیست‌محیطی و حتی تغییرات جمعیتی در مرز‌های شرقی ایران را نیز دربر گرفته است. به نظر می‌رسد طالبان از شلوغی فضای خبری ناشی از جنگ اخیر استفاده کرده تا پروژه‌های آبی خود را با سرعت بیشتری پیش ببرد؛ پروژه‌هایی که از نگاه کارشناسان، مستقیماً منافع ایران را هدف قرار داده‌اند.در تازه‌ترین تحول، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از آب هیرمند که می‌توانست وارد تالاب هامون شود، بار دیگر از طریق بند کمال‌خان به سمت شوره‌زار گودزره منحرف شده است؛ اقدامی که کارشناسان آن را بخشی از یک سیاست هدفمند برای مهندسی آبی و حتی تغییرات جمعیتی در مرز ایران می‌دانند.

    همزمان، وزارت آب و انرژی و شرکت انکشاف ملی افغانستان نیز رسماً از طرح احیای اراضی اطراف گودزره و اسکان ۴۹ هزار خانواده پشتون در نزدیکی مرز ایران سخن گفته‌اند؛ طرحی که علاوه بر تشدید بحران زیست‌محیطی در سیستان، می‌تواند ترکیب قومی و امنیتی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

    طالبان به دنبال تغییر بافت جمعیتی مرز ایران؟

    حسین سرگزی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سیستان و بلوچستان، معتقد است یکی از اهداف انحراف آب به سمت گودزره، تغییرات دموگرافیک در مرز ایران است.

    او می‌گوید: «سد کمال‌خان سال ۱۳۹۹ افتتاح شد. حالا تلاش دارند آب آن مناطق به سمت نمکزار گودزره برود. یکی از دلایلی که هامون‌های سه‌گانه آب شیرین و خاک مناسب داشتند، خروجی آب شور به سمت گودزره بود. بردن آب به گودزره منطقی نیست. احیای آن منطقه قرن‌ها زمان می‌برد و اساساً مشخص نیست چه فعالیت اقتصادی‌ای قرار است آنجا شکل بگیرد.»

    سرگزی ادامه می‌دهد: یکی از برنامه‌های بلندمدت طالبان، احیای ۴۹ هزار هکتار از اراضی اطراف گودزره و اسکان ۴۹ هزار خانوار پشتون در آنجاست. در سمت مرز ایران عمدتاً بلوچ‌ها ساکن هستند و حتی کمال‌خان سنجرانی هم بلوچ بوده است. حالا می‌خواهند با انتقال پشتون‌ها، ترکیب قومی منطقه را تغییر دهند و اخلال‌های جدیدی ایجاد کنند.

    به گفته او، تصاویر ماهواره‌ای اخیر نشان می‌دهد حدود دو میلیارد مترمکعب آب در سال جاری به گودزره هدایت شده؛ آبی که عملاً هیچ استفاده اقتصادی مشخصی برای آن تعریف نشده است.

    سدسازی‌های جدید و خطر «آخرالزمان زیست‌محیطی»

    سرگزی معتقد است سدسازی‌های تازه افغانستان می‌تواند بحران اکولوژیک شرق ایران را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند.

    او می‌گوید: «روی خاشرود سد احداث کرده‌اند و می‌خواهند هشت هزار هکتار اراضی را توسعه دهند. سد بخش‌آباد هم با ظرفیت ۱.۳ میلیارد مترمکعب در حال اجراست و پیک سیلاب را مهار می‌کند. وقتی خبر احداث سد روی خاشرود منتشر شد، همان موقع گفتم افغانستان با این طرح به چشم خودش شلیک کرده است؛ چون گردوغبار ناشی از خشک شدن تالاب‌ها به سمت خود افغانستان هم بازمی‌گردد.»

    به گفته او، سد بخش‌آباد که روی رودخانه فراه‌رود ساخته می‌شود، عملاً بخش مهمی از آورد هامون صابری را قطع خواهد کرد: «اگر این سد تکمیل شود، علاوه بر توسعه ۱۲۰ هزار هکتار اراضی جدید، کل آورد فرارود از بین می‌رود و منطقه با بحران شدید گردوغبار و نابودی منابع آبی روبه‌رو می‌شود.»

    بحران آب از سیستان تا مشهد

    معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان هشدار می‌دهد که تبعات اقدامات طالبان تنها محدود به سیستان نیست و خراسان رضوی را هم درگیر خواهد کرد.

    او می‌گوید: «افتتاح سد پاشتان، آب هریرود و سد دوستی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در شرایط عادی دیگر آبی به سد دوستی نمی‌رسد مگر در زمان سیلاب‌ها. خراسان هم وضعیت مناسبی ندارد.»

    سرگزی توضیح می‌دهد: «در گذشته به طور متوسط سالانه پنج میلیارد مترمکعب آب وارد کاسه سیستان می‌شد. حالا رودخانه‌های دائمی مهار شده‌اند و اگر رودخانه‌های دیگر هم سد شوند، پوشش گیاهی، اکوسیستم و حتی تمدن شکل‌گرفته در این منطقه با بحران جدی مواجه می‌شود.»

    «شهر مشهد هم با توجه به وابستگی به سد دوستی، دچار کاهش منابع آبی می‌شود.»

    او همچنین به پروژه انتقال آب از دریای عمان به خراسان اشاره می‌کند و می‌گوید: «قرار بود ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب شیرین‌سازی شده به خراسان منتقل شود، اما شنیده شده به دلیل کمبود بودجه، اعتبارات این طرح کاهش یافته است.»

    طالبان و «هیدروپلیتیک»؛ آب به‌عنوان ابزار فشار

    فرشید عابدی روزنامه‌نگار اهل سیستان و بلوچستان و فعال حوزه دیپلماسی آب با افغانستان معتقد است طالبان از سدسازی صرفاً اهداف توسعه‌ای ندارد و به آب به‌عنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی نگاه می‌کند.

    اومی‌گوید: «در چارچوب رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان، شاهد ساخت سد‌هایی مانند بند کمال‌خان، سد بخش‌آباد با کمک ترکیه و قطر، کانال‌های انحرافی و سد‌های کوچک روی خاشرود هستیم؛ پروژه‌هایی که هدف آنها استفاده از آب به‌عنوان اهرم فشار علیه کشور‌های پایین‌دست است.»

    به گفته عابدی، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد بخش افغانستانی تالاب هامون پوزک آبگیری شده، اما به واسطه دایک‌ها و بند‌های مصنوعی، آب به سمت ایران هدایت نمی‌شود.

    او هشدار می‌دهد: اگر سد بخش‌آباد تکمیل شود، سیستان در سال‌های آینده با شرایطی آخرالزمانی مواجه خواهد شد. عابدی معتقد است سیاست آبی طالبان با پروژه‌ای برای تغییر بافت جمعیتی همراه شده است.

    او می گوید ایران در جنگ رسانه‌ای و دیپلماسی آب از طالبان عقب مانده است: «افغانستان هوشمندانه روایت‌سازی می‌کند، اما در ایران حتی مطالعات جامع درباره پیامد‌های زیست‌محیطی سدسازی افغانستان انجام نشده است.»

    عابدی همچنین از ضعف دستگاه دیپلماسی ایران انتقاد می‌کند: «متأسفانه در سال‌های گذشته اماکن دیپلماتیک افغانستان به طالبان واگذار شد، بدون آنکه تضمین مشخصی درباره حقابه هیرمند، هامون و هریرود گرفته شود.»

    او هشدار می‌دهد: «اگر سد بخش‌آباد تکمیل شود و آب فراه‌رود رهاسازی نشود، وضعیت گردوغبار در سیستان به مراتب بدتر از شرایط امروز خواهد شد؛ تا جایی که شاید مردم به وضعیت فعلی غبطه بخورند.»

  • آب در برابر برق؛ تنها راه گرفتن حقابه ایران از افغانستان

    آب در برابر برق؛ تنها راه گرفتن حقابه ایران از افغانستان

    به گزارش اقتصادران، به گفته درویش، بحران آب در منطقه به مرحله‌ای رسیده که بدون «بده‌بستان اقتصادی» نمی‌توان به حقابه‌های ایران دست یافت. او پیشنهاد می‌کند با تأمین برق برای افغانستان و عراق، ایران بتواند جریان آب هیرمند و هورالعظیم را احیا کند؛ در غیر این صورت، کشور با موج تازه‌ای از ریزگرد، مهاجرت و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد شد.

    وی ادامه داد: ما هورالعظیم را برای حفاری‌های نفتی، توسعه نیشکر و برنج نابود کردیم و دقیقا از آب به عنوان یک کالای اقتصادی استفاده می‌کنیم. ما همین بلا را سر جازموریان، بختگان، سیوند، زاینده‌رود، گاوخونی، دریاچه ارومیه و… آوردیم.

    این کارشناس آب و محیط زیست تاکید کرد: امروز نقشه و بازی آبی دنیا تغییر کرده و اتفاقاً ما نیز با همین روش می‌توانیم با همین روش حقابه خود را از طالبان یا هر حکومتی که در افغانستان باشد، بگیریم، باید معادله برد-برد تعریف بکنیم؛ به این ترتیب که می‌توانیم از انرژی باد در شرق کشور که محل شروع باد‌های ۱۲۰ روزه است برق تولید کنیم و این چالش را به جای اینکه به یک بحران تبدیل و هموطنان‌مان را درگیر طوفان‌های شن کند؛ به یک ثروت پایدار تبدیل کنیم.

    افغانستان به شدت با کمبود برق رو‌به‌رو است اگر ما به افغان‌ها برق بدهیم، آنها برای سد دوستی، سیستان و چاه‌نیمه‌ها آب تامین خواهند کرد، اگر برق عراقی‌ها را که با بحران مواجهند تامین کنیم آنها نیز سر کیسه را شل کرده و حقابه هورالهویزه را که حدود دو و نیم میلیارد متر مکعب است، خواهند داد، اتفاقاً سود این یک میلیارد متر مکعبی که ترکیه از محل سد ایلیسو و رودخانه دجله در اختیار کردستان عراق قرار می‌دهد در نهایت به ما هم می‌رسد و این منطقه درگیر آتش‌سوزی‌های عجیب و غریب نخواهد بود.

    وی گفت: امروز بازی تغییر کرده و ما دیگر نمی‌توانیم مانند قبل انتظار داشته باشیم که همه کشور‌ها بر اساس پروتکل‌های اخلاقی رفتار کنند. ما باید این هنر را داشته باشیم که به عنوان کشور بزرگ منطقه همچنان پدری کنیم و به همسایه‌ها نشان دهیم که می‌توانیم عامل ثبات منطقه باشیم. باید با همدیگر یک زیست مشترک را تجربه کنیم.

    درویش بیان کرد: همانگونه که ما در برجام به خاطر منافع و گشایش‌های اقتصادی قبول کردیم از حق مسلم خود در انرژی هسته‌ای بگذریم حقابه ایران از هیرمند نیز حق مسلم ما است و بدون بده بستان باید احقاق شود، اما امروز شرایط تغییر کرده ما می‌توانیم معامله کنیم یعنی در مقابل این حقابه به افغان‌ها برق یا هر کالای اقتصادی دیگر بدهیم تا آنها بدون، اما و اگر آب را به سمت ایران روانه کنند.

    وی خاطرنشان کرد: حتی اگر افغانستان بدون، چون و چرا حقابه هیرمند را بدهد در مورد سد دوستی که تعهدی ندارند، مشهد یک کلان شهر بسیار بزرگ و راهبردی‌تر است، چرا کاری نکنیم که افغان‌ها با طیب خاطر این حق‌آبه را بدهند و ما را از اینکه ۳۵۰ هزار میلیارد تومان هزینه کرده و آب را از دریای عمان شیرین و به سمت مشهد ببریم؟

    ما می‌توانیم بزرگترین کشور تولید کننده و صادرکننده انرژی بخصوص برق خورشیدی باشیم و برای کشوری مانند افغانستان خردمندانه آن است که برق ارزان‌تر را از ایران تامین کرده و در مقابل حقِ آب ایران را بدهد، همچنین افغانستان راهی به دریا‌های آزاد ندارد و به بندر چابهار ایران نیاز دارد، تا بتواند به دریا‌های آزاد راه داشته باشد، بنابراین همیشه باید در معادله بده-بستان داشته باشیم.

    این کارشناس حوزه آب و محیط زیست درباره چشم‌انداز آبی ایران در صورتی که نتوانیم چالش‌های آب‌های مرزی را حل کنیم، تاکید کرد: قطعا ناپایداری تشدید و مهاجرت، جریان‌های گرد و خاک و تنش‌های امنیتی افزایش پیدا می‌کند و کسانی که بدنبال ایران ضعیف ایران ضعیف و عراق ضعیف و درگیری کشور‌های اسلامی هستند لبخند رضایت بیشتری می‌زنند.

  • حق‌آبه هیرمند قربانی اخراج مهاجران افغان می شود؟

    حق‌آبه هیرمند قربانی اخراج مهاجران افغان می شود؟

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب، درباره امکان واردات آب اظهار داشت که این موضوع به دلیل حساسیت‌های بالای آن با ارزیابی‌های بسیار دقیق و سختگیرانه همراه است. وی تأکید کرد که هیچ کشوری به‌سادگی حاضر به پذیرش واردات آب، به‌ویژه برای مصارف شرب، نیست و این مسئله تنها در حد مطالعات اولیه مطرح بوده و همچنان در دست بررسی است.

    او افزود: «واردات آب فرایندی پیچیده است که مشمول بررسی‌های سختگیرانه قرار می‌گیرد. طرح‌های مطالعاتی در این زمینه از گذشته وجود داشته، اما هرگونه تصمیم‌گیری نیازمند تأیید در مراحل متعدد و دقیق است.»

    مذاکرات حق‌آبه هیرمند

    سخنگوی صنعت آب درباره تأثیر اخراج مهاجران افغانستانی بر مذاکرات حق‌آبه هیرمند گفت: «طبق اعلام وزارت کشور، از بیش از ۶ میلیون مهاجر افغانستانی در ایران، حدود ۴ میلیون نفر همچنان باقی خواهند ماند و تنها مهاجران بدون مجوز اخراج می‌شوند. این موضوع هیچ تأثیری بر مذاکرات دریافت حق‌آبه هیرمند ندارد.»

    وزیر نیرو نیز اظهار داشت که مذاکراتی برای استفاده از منابع آبی کشورهای همسایه از جمله ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان و افغانستان در جریان است. وی افزود: «امسال تنها ۱۰ درصد از حق‌آبه هیرمند تأمین شده، اما مذاکرات فنی ادامه خواهد یافت تا حقوق مردم ایران به‌طور کامل حفظ شود.» وزیر نیرو همچنین بر لزوم بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی، مانند آب دریا، برای تأمین نیازهای آبی استان‌های شرقی تأکید کرد.

  • پایمال کردن حقابه ایران؛ از اشرف غنی تا طالبان

    پایمال کردن حقابه ایران؛ از اشرف غنی تا طالبان

    به گزارش اقتصادران، مدتی است داستان حقابه ایران از هیرمند ، خشک شدن سیستان و درگیرهای مرزی در خبرها به گوش می‌رسد . عده‌ای از قرارداد حقابه ایران از هیرمند می‌گویند و دسته‌ای این پرسش را دارند که چرا تا به حال این قرارداد اجرا می‌شده و اکنون اجرا نمی‌شود.

    رودخانه‌های هیرمند به همراه خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان به دریاچه هامون می‌ریزند. رود هیرمند، از رودهای پرآب فلات ایران، اصلی‌ترین رود در حوضه آبریز دریاچه هامون است که از بلندی‌های کوه‌های بابا در ۴۰ کیلومتری غرب کابل از رشته کوه هندوکش در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از مسافت ۱۱۰۰ کیلومتر وارد دریاچه هامون می‌شود.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    رود هیرمند یا به قول افغانستانی‌ها دریای هلمند یک رودخانه مرزی است و همانند نیل، ارس ،اروند دانوب و .. متعلق به تنها یک کشور نیست و تابع قرادادها و رژیم بهره‌برداری بین‌المللی است.

    جدا شدن بخش غربی افغانستان کنونی طی معاهده ۱۸۵۷ پاریس از ایران و الحاق سرزمین‌های هرات، فراه و نیمروز به امیرنشین کابل، کشور افغانستان فعلی را با فشار و نقشه انگلیسی‌ها تشکیل داد، تا به عنوان سد و حائلی بین امپراتوری روسیه و حتی ایران با هند مستعمره  باشد. طبق بند شش  قرارداد ۱۸۵۷ مرزهای ایران و افغانستان باید با حکمیت انگلیسی‌ها تعیین شود. منطقه شیعه‌نشین زابل و سیستان از دیرباز به ایران تعلق داشت و امکان الحاق آن به افغانستان وجود نداشت. لذا آبریزگاه نهایی رودخانه هیرمند در سیستان و خاک ایران واقع می‌شد. هیرمند پس از عبور از خاک افغانستان وارد سیستان و زابل می‌شود. بر طبق قراردادد ۱۸۵۷  بحث تعیین میزان حقابه در آن زمان  نیز باید توسط انگلیسی‌ها حل و فصل می‌شد.

    ژنرال مک‌ماهون نماینده دولت انگلستان در هند، در زمستان ۱۲۸۴ -۱۹۰۶ میلادی رأی خود را ارائه داد که از آب هیرمند که به بند کمال خان می‌رسید، دو سوم را به افغانستان و یک سوم را به ایران برساند و دولتین ایران و افغانستان را مجاز می‌کرد از نهرهای موجود استفاده کنند و نهرهای متروکه را احیا و نهرهای تازه‌ای احداث کنند، مشروط بر اینکه مقدار آبی که برای آبیاری اراضی هر یک از دو کشور لازم باشد، کم نشود. بند کمال خان در نزدیک مرز ایران قرار دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    وزارت امور خارجه ایران در نامه‌ای به وزارت خارجه انگلیس به حکمیت مک‌ماهون اعتراض و اعلام کرد که یک سوم آب هیرمند برای ایران کافی نیست و با توجه به میزان زراعت طرفین، بایستی دو سوم به ایران و یک سوم به افغانستان داده شود. همچنین اینکه تنها برای دولت ایران شرط گذاشته شده بود که سهم خود در آب هیرمند را بدون موافقت افغانستان به کشور ثالثی واگذار کند، اما برای افغانستان چنین شرطی گذاشته نشده بود، برای ایران توهین آمیز بود. اعتراض دیگر ایران به این بود که مک‌ماهون مقرر کرده بود یک مهندس دائمی در کنسولگری انگلیس در سیستان به منظور رفع اختلافات آینده حضور داشته باشد و ایران چنین تصمیمی را مغایر با حق حاکمیت ایران می‌دانست. در نتیجه، ایران داوری ژنرال مک‌ماهون را نپذیرفت و همان قرار تقسیم مساوی آب رسما برقرار ماند. مأمورانی از ایران می‌رفتند و آب را تقسیم می‌کردند، هرچند در عمل سهم ایران بیشتر از نصف می‌شد و گاه سه چهارم آب یا بیشتر آن به سمت ایران می‌آمد و همین، اعتراض افغانستان را بر می‌انگیخت.

    سالها بعد مشکل بیشتر شد و طرفین بارها با هم به مذاکره پرداختند در دوره رضاشاه و در غیاب انگلستان که منطقه را ترک کرده بود دو کشور حکمیت ترکیه را به عنوان میانجی پذیرفتند و مرز زمینی کاملا مشخص و نهایی شد اما مشکل حقابه باقی ماند.

    پس از شکست گفتگوهای بسیار میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با رأی کمیسیون بررسی حقابه هیرمند به نام کمیسیون دلتا، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان  نخست‌وزیران ایران و افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) به صورت پایدار و دائمی سهم سیستان، ایران و دریاچه هامون باشد.. بر این اساس آبی که به ایران تعلق می گیرد معادل ۱۲.۶ درصد آورد رودخانه در یک سال نرمال می شود. این در حالی است که یک قرن قبل ژنرال انگلیسی مک ماهون یک سوم معادل ۳۳ درصد را پیشنهاد داده بود. البته این میزان آب هم دائمی تامین نمی شد و در برخی سالها رودخانه خشک بود و وقتی سد کجکی در اثر سیلاب ناگهانی سرریز می کرد یا حوضه میانی پس از سد فعال می شد سیلابی روانه ایران و دریاچه هامون می شد و دولت افغانستان مدعی می شد که این میزان آب که در مدت کوتاهی روانه خاک ایران شده همان حقابه است و ما هم به ناچار می پذیرفتیم، چراکه چاره ای نبود بالاخره بهتر از بی آبی مطلق بود. البته رهاسازی  و کنترل  همان مقدار آب نیز طی یک پروسه طبیعی روانه ایران می شد و افغانستان توان جلوگیری از آن را در آن زمان نداشت .لذا در منطقه و ورودی هیرمند به ایران علاوه بر تالاب چاه های نیمه هم احداث شد تا آب ناشی از سیلاب در آن ذخیره شود. زیرا اگر سیلاب های مقطعی از خاک ما می گذشت و مهار نمی شد دوباره چرخی می زد و وارد تالاب گودزره در افغانستان می شد.

    چاه های نیمه چهار چاله طبیعی بزرگ در سیستان است که آب مازاد رودخانه هیرمند توسط کانالی به آن‌ها هدایت می‌شود. گنجایش این چاله‌ها  ۱۴۵۱میلیون متر مکعب است و در بهترین حالت یک هفتم دریاچه هامون است. در مواقع کم‌آبی، آب شرب و قسمتی از آب کشاورزی سیستان از این دریاچه مصنوعی تأمین می‌شود. در حاشیه چاه نیمه یک پارک جنگلی و باغ وحش احداث شده‌ است.چاه نیمه ۱ و۲ در حدود ۲۹۸ میلیون متر مکعب ،چاه نیمه ۳ ،۳۱۹ میلیون متر مکعب و چاه نیمه ۴،  برابر با ۸۳۴ میلیون متر مکعب گنجایش دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    در سال ۱۳۳۲ دولت افغانستات سد کجکی را بر روی شاخه اصلی هیرمند ساخت .سد کجکی با حجم ۱۷۵۰ میلیون متر مکعب ( ۱.۵ برابر سد مارون و ۶۵ درصد حجم سد دز) و حجم مفید ۱۱۳۴ میلیون متر مکعب (معادل ۶۰ درصد حجم مفید سد دز) است. یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هیرمند حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب است که متوسط دبی آن در حدود ۲۰۶ متر مکعب بر ثانیه می شود که این مقدار ۹۳ درصد آورد رودخانه دز می شود. لذا به نظر می رسد هیرمند یا هلمند –حتی در سالهای خشکسالی-در کل آورد قابل توجهی دارد. مثلا آورد رودخانه دز در خشکسالی شدید سال آبی ۸۷-۸۸-خشکترین سال آبی برابر ۳۰۱۹ میلیون متر مکعب بر ثانیه معادل ۹۶ متر مکعب بر ثانیه است، بر این اساس می توان در خشکسالی شدید برای رود هیرمند نیز به طور تقریبی ۸۰تا۹۰ متر مکعب بر ثانیه دبی پیش بینی کرد که بسیار بیشتر از ۲۶ متر مکعب بر ثانیه و ۸۵۰ میلیون متر مکعب است .لذا هیرمند حتی در خشکترین سال نیز توان تامین حقابه ایران را دارد.

    البته براساس این معاهده، حقابه‌ ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی قابل ارائه است. این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هیرمند که ۶۵۰۰ میلیون متر مکعب است و  حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از رود هیرمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که هیرمند پرآب هم باشد را ندارد. اما در برخی سالهای سیلابی طی یک روند طبیعی آبی بیشتر از حقابه به ایران می رسید و در سالهای خشک که تقریبا آبی به ایران نمی رسید اما بالاخره در همان سالها و در برخی روزهای بارانی و پرآب رواناب حوضه میانی پس از سد کجکی –که در آن زمان از کنترل افغانستان خارج بود -به سیستان و ایران می رسید و مقداری آب ذخیره می شد.

    همانطور که قبلا گفته شد حجم مفید مخزن کجکی در حدود ۶۰ درصد حجم مفید سد دز است و آورد رودخانه در حدود ۹۰ درصد آورد متوسط دز است لذا همانگونه که در سد دز در برخی سالها سرریز و سیلاب داریم ،هیرمند نیز چنبن چیزی رخ می دهد اما رود هیرمند نسبت به دز خیلی طولانی تر است و میزان برداشت از ان احتمالا بیشتر است.و در مقابل روانابهای سیلابی حوضه میانی نیز قابل توجه است و در زمان بارش شدید بدون کنترل به ایران می رسید. روان آبهای حوضه میانی و رودخانه های فصلی پس از سد کجکی تا مرز ایران در زمان سیل و بارش فعال می شوند و رواناب سنگین و قابل ملاحظه ای دارند برای مقایسه در خوزستان پس از سد گتوند علیا رودخانه دشت بزرگ  که در حالت عادی زیر یک متر مکعب بر ثانیه دبی دارد، در زمان سیلاب تا بالای ۱۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه می رسد و آورد سالانه آن ۱۵۵ میلیون متر مکعب است. همچنین آورد شورلالی و رودهای نزدیک که حوضه میانی سدهای مسجدسلیمان و گتوندعلیا محسوب می شود، به طور متوسط و سالانه در حدود یک میلیارد متر مکعب است . آورد متوسط حوضه بالارود که پس از سد دز وارد رودخانه دز می شود بالای ۲۵۰ میلیون متر مکعب بر ثانیه است .لذا به طور حتم در فاصله ۸۰۰ کیلیومتری بین سد کجکی تا مرز ایران نیز چنین رودخانه های با آوردهای سیلابی و غیرقابل کنترل وجود دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    فلش آبی و قرمز تصویر دو رودخانه که پس از سد کجکی به هیرمند می ریزند.

    نکته مهم اینجا این است که افغانستان به دلیل وقوع جنگهای داخلی و مشکلات بسیار توانایی توسعه کشور خود را نداشت. لذا به جز سد کجکی بر شاخه اصلی هیرمند در شمال شهر لشگرگاه ،امکان ساخت سد دیگری در پایین دست میسر نشد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    اما در سالهای اخیر در پایین دست آن و نزدیکی مرز ایران سدی دیگری به نام کمال خان به جای بند قدیمی به همین نام  احداث شد . کار ساخت بند کمال‌خان در سال ۱۳۴۵ خورشیدی  شروع شد و پس از وقفه ای طولانی در سال ۱۳۹۰ از سر گرفته شد و سرانجام در ۳ فروردین ۱۴۰۰ توسط رییس جمهور سابق افغانستان محمد اشرف غنی افتتاح شد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    این دریاچه از سه دریاچه کوچک به نام‌های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هلمندیا  هیرمند  تشکیل شده و هامون گود زره هم کمی دورتر از این سه و در خاک افغانستان قرار گرفته‌است. این دریاچه‌ها در زمان فراوانی آب به هم می‌پیوندند و دریاچهٔ مشترک هامون، میان افغانستان و ایران را تشکیل می‌دهند. رودخانهٔ هیرمند شریان اصلی ورود به هامون است و رودخانه‌های خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان نیز به هامون می‌ریزند هامون پوزک در خاک افغانستان، هامون صابری در مرز و هامون هیرمند در ایران قرار دارد. وسعت دریاچهٔ هامون در زمان پرآبی ۵٬۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳٬۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه متعلق به افغانستان است. با این اوصاف، دریاچهٔ هامون وابسته به رودخانهٔ هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای همهٔ سامانه به وجود آورد..

    سد کمال خان  گنجایش چندانی ندارد وتنها ۵۲ میلیون متر مکعب ظرفیت دارد. این سد از نظر ذخیره آب مشکلی برای پایین دست ایجاد نمی کند.پس مشکل چیست؟

    رودخانه هیرمند پس از مسیر شمال شرقی به جنوب غربی و رود به بند کمال خان به سوی شمال متوجه می شود و در مرز بین شهرهای زرنج افغانستان و زابل ایران وارد خاک ایران می گردد و تالابهای هامون را تغذیه می کند.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    سپس آب باقی مانده البته در سالهای پرآبی دوباره چرخی زده به جنوب شرقی روانه شده و مجددا  وارد خاک افغانستان می شود و به تالاب گودزره تخلیه می گردد. البته خشکسالی های اخیر باعث شده است تا معمولا گودزره به جز برخی سالهای خیلی پرآب معمولا از آب بی بهره بماند و تبدیل به شوره زار شود.در اردیبهشت سال ۱۳۹۳ و با جاری ‌شدن سیلاب از افغانستان، دریاچه هامون پس از ۱۵ سال آب‌گیری شد.اما این اتفاق هر سال رخ نمی دهد.پس فقط برخی سالها دریاچه های هامون بیشتر از حقابه ۸۵۰ میلیون متر مکعب دریافت می کرد و افغانستان قادر به جلوگیری از این رواناب نبود و این آبها ممکن بود برای مدتی بیش از یک سال جوابگوی نیازهای سیستان باشد.که البته همانطور که گفته شد این روانابها یا ناشی از سریز سد کجکی و یا روانابهای حوضه میانی پس از سد کجکی تا بند کمال خان و سپس تالاب هامون در خاک ایران است.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    اما کاری که بند کمال خان انجام می دهد مخزن آن نیست بلکه کانالی است که آب را منحرف می کند و در سالهای پرآب و حتی فصلهای پرآب یک سال معمولی و خشک ،روانابی را که قبلا به صورت خودکار روانه ایران می شد تا چاههای نیمه و تالاب هامون آبگیری شود را از طریق این کانال به طور مستقیم راهی شوره زار گودزره می کرد این کار باعث می شود تا حتی بخش افغانی تالاب هامون نیز از آب ناشی از سیلاب بی بهره بماند.نکته مهم این است که این کانال با سیمانهای خریداری شده یا اهدا شده از کارخانه سیمان زابل  ساخته شده است و این نشان از عدم برنامه ریزی درازمدت و  بهره بردن از سود مقطعی در مقابل از دست دادن منافع درازمدت است.

    برای مقایسه می توان کانال سیل بر بند کمال خان را با کانال سیل بر رامشیر مقایسه می کنیم .کانال سیل بر  رامشیر مانع از ورود سیل به شهر شادگان می شود و آب ناشی از سیلاب را مستقیم روانه هور شادگان می کند. و در سنگین ترین سیلابها نیز شهر شادگان آب زیادی را نمی بیند.

    نکته مهم دیگر فاصله ۸۰۰ کیلومتری سد کجکی تا مرز ایران است .در قرارداد ۱۳۵۱  گفته شده که باید رواناب حقابه ایران به صورت دائمی و پایدار باشد. اما سد کجکی تقریبا در وسط کشور افغانستان است.واضح و آشکار است که انها این سد را برای تامین نیازهای خود ساخته اند و هدفشان تنظیم آب در کشور افغانستان است و برنامه ای برای ساخت یک سد مخزنی و تنظیمی در نزدیک مرز ایران ندارند. بنابراین رهاسازی حقابه ایران از سد کجکی بسیار مشکل  است. زیرا احتمالا هر آبی از آنجا رها شود در فاصله ۸۰۰ کیلومتری –به ویژه در فصل خشک و پرمصرف-استفاده می شود و تقریبا چیزی به ایران نمی رسد .برای مقایسه باید گفت که فاصله سد دز تا  بندقیر در حدود ۱۶۰ کیلومتر است و همانطور که می دانیم در فصول خشک و پر مصرف آب چندانی از این سد به بندقیر نمی رسد و آب پایین دست اغلب از حوضه کارون تامین می شود.و بر این اساس باید پر کردن چاههای نیمه و تالاب هامون در فصل پرآبی با سرریز سد کجکی و روانابهای حوضه میانی  انجام شود که تاکنون انجام می شده اما اکنون با کانال سیل بر کمال خان به گودزره انجام نمی شود.همچنین تامین حقابه ۸۵۰ میلیون متر مکعبی توسط سد کجکی  با حجم مفید ۱۱۳۴ میلون متر مکعب نیز بسیار سخت است و باید دریافت حقابه در زمان خودش و واقع بارندگی و سیلابها صورت پذیرد.

    لذا چنین به نظر می رسد که تا قبل از احداث کانال بند کمال خان سهمیه آب و حقابه ایران نه که از محل تعهد و وفای به عهد افغانستان  که از طریق سرریز سد کجکی و رواناب حوضه میانی در زمان بارشهای مقطعی که خارج از کنترل دولت افغانستان بود تامین می شد و طرف افغان رواناب سیلابی را که که پس از سد کجکی و بر ان کنترلی نداشت و روانه ایران می شد را به عنوان حقابه  ارائه شده مطرح می کرد و به قول معروف روغن ریخته شده را نذر می کرد .اما اکنون که امکان کنترل سیلابها و روانابها را پیدا کرده است ،جلوی ان را گرفته است و آنها را روانه شوره زار گودزره می کند.. بنابراین دیگر چاههای نیمه و تالاب هامون بی آب مانده و چنین شرایط وخیمی رخ داده است.

    پرسش دیگری که مطرح می شود این است که بند کمال خان که در مسیر رودخانه های خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، نیست پس نمی شود حقابه را از آن طربق تامین کرد ؟در پاسخ می توان گفت آن رودخانه ها به چاه نیمه نمی ریزند و احتمالا رواناب انها در برابر هیرمند بسیار کم است و همانطور که تصاویر معلوم است  اغلب این رودها به  هامون پوزک که در خاک افغانستان واقع است می ریزند و وارد ایران نمی شوند.

    محمد اشرف غنی جمله معروفی در افتتاح بند کمال خان گفت و آن این است که اگر ایرانیها آب بیشتری می خواهند به ما نفت در مقابلش بدهند .کانال بین بند کمال خان و گودزره یک ابزار چانه زنی است . زیرا در سالهای پرآب و حتی فصلهای پرآب یک سال معمولی رواناب پس از سد کجکی ، به طور خودکار به هامون سیستان و  ایران می رسید اما اینک حتی در سالهای پرآب و حتی بارندگی های مقطعی نیز از آب خبری نیست و فقط همان حقابه-اگر راضی بشوند و بفرستند-حق ایران است و رواناب اضافی که در سالهای سیلابی به سیستان ایران می آمد دیگر به طور مستقیم به گودزره می رود.و حالا بر طبق نظر افغانیها ،اگر ایران آب ناشی از سیلاب را می خواهد باید در برابر آن نفت بدهد.یا اینکه باید صبر کنیم گودال گودزره کامل پر شود و سپس آبی روانه سیستان شود.

    همچنین حکومت جدید طالبان در افعانستان قصد دارد سدی به نام بخش آباد بر روی رودخانه فراه به حجم ۱۳۶۰ میلیون مترمکعب احداث کند که با احداث آن رواناباهای سیلابی این رودخانه به مقصد تالاب هامون مهار و این تالابها از این روانابها نیز بی بهره خواهند شد و همان پرشدنهای مقطعی در سالهای سیلابی نیز منتفی خواهد شد. نکته دیگر این که این رودخانه شامل حال قرارداد ۱۹۷۳ حقابه هیرمند نمی شود و ایران به طور رسمی و قانونی حقابه ای از آن ندارد ولی تاکنون روانابهای سیلابی به تالاب هامون می رسیده است.اکنون قرار است با احداث سد یادشده ۱۸۰ هزار زمین زیر کشت گندم و خشخاش قرار گیرد.

    برای آشکارشدن بیشتر بلایی که کانال سیل بر بند کمال خان بر سر چاههای نیمه و سیستان آورده است توجه شما را به جدول زیر جلب می کنم.میزان حجم آب موجود در چاههای نیمه پیش از افتتاح کانال سیل بر بند کمال خان در سال ۹۹ و پس از ساخت این کانال در سال جاری را مقایسه می کنیم.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    همان طور که می دانیم در مرداد ۱۴۰۰ حکومت سابق افغانستان از هم پاشید و و طالبان با موتورهای قدیمی شان فاتحانه در کابل رژه رفتند اما در نهایت علیرغم توافقات قبلی طالبان نیز همان روال  دولت سابق افغانستان را ادامه داد و مدعی هستند که سال آبی جاری یک سال خشک است و حقابه معمولی ایران را نیز پرداخت نمی کنند و چون در فصل پرآبی نیز آبی روانه سیستان ،چاههای نیمه و تالاب هامون نشده است لذا اکنون چاههای نیمه در حدود ۶ درصد حجم خود آب دارند و تالاب نیز خشک است و اگر در فصل پرآب به جای اینکه رواناب از طریق کانال بند کمال خان راهی گودزره می‌شد ،به چاههای نیمه می رسید اکنون اینقدر مشکل بی ابی گرببان سیستان را نمی گرفت و این مشکلات کمتر می شد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

  • همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که تهران میزبان کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی بود و نمایندگان کشور‌های مسلمان گرد هم آمده بودند تا از اتحاد و برادری سخن بگویند، نماینده طالبان صحنه‌ای را رقم زد که نشانی از هیچ وحدتی نداشت. هنگام پخش سرود ملی ایران، این نماینده با بی‌تفاوتی تمام در جای خود نشسته باقی ماند و به سرود رسمی کشور میزبان اعتنایی نکرد. چنین رفتاری، نقض آشکار آداب دیپلماتیک و نشان‌دهنده گستاخی است، اما عجیب‌تر از این رفتار، توجیه مقامات ایرانی بود که آن را به ملاحظات مذهبی طالبان نسبت دادند. این واکنش، شاید آینه‌ای از سیاست کلی مماشات در برابر همسایه‌ای باشد که نه به اصول همسایگی پایبند است و نه احترام به معاهدات را به رسمیت می‌شناسد. طالبان، به محض تثبیت قدرت خود، با آغوش باز ایران مواجه شد. یکی از نخستین کشور‌هایی که سفارت افغانستان را بدون هیچ چالشی به طالبان سپرد، ایران بود. اما این روابط، که شاید در ظاهر ماه عسلی کوتاه‌مدت به نظر می‌رسید، به سرعت رنگ‌وبوی اختلاف گرفت.

    در اردیبهشت ۱۴۰۲، زمانی که رئیس‌جمهور وقت ایران(سید ابراهیم رئیسی) درباره حقابه سیستان و بلوچستان به طالبان هشدار داد، پاسخ آنان چیزی نبود جز بیانیه‌ای توهین‌آمیز که ایران را به بی‌اطلاعی از واقعیات متهم می‌کرد. حتی انتشار ویدئویی از یکی از فرماندهان طالبان که کنار رود هیرمند نشسته و با تمسخر به ایران اشاره می‌کرد، نتوانست تغییری در سیاست صبورانه تهران ایجاد کند.

    در حالی که طالبان آب رودخانه هیرمند را به روی ایران بسته بود، تنها کورسوی امید باقی‌مانده برای تالاب هامون، جریان رودخانه فراه بود که سالانه حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب آورد داشت. اما اکنون سد «بخش‌آباد» که به دست طالبان و با همکاری ترکیه در حال ساخت است، تهدیدی مستقیم برای حیات سیستان به شمار می‌رود. این پروژه آبی، که هدفی جز انحصار کامل آب فراه ندارد، قرار است تمام سیلاب‌های این رودخانه مرزی را از هامون دریغ کند و آخرین نفس‌های این تالاب بین‌المللی را بگیرد.

    رودخانه فراه، با طولی ۵۶۰ کیلومتری که از ولایت غور سرچشمه می‌گیرد و به هامون سابوری می‌ریزد، یکی از اصلی‌ترین شریان‌های آبی منطقه است. اما ساخت سد بخش‌آباد با ظرفیت ذخیره‌سازی نزدیک به ۱.۳ میلیارد مترمکعب، می‌تواند تمام جریان سالانه این رودخانه را پشت دیوار‌های بلند خود حبس کند. این ظرفیت، که ۲۶ برابر سد کمالخان است، همراه با کانال‌های انحرافی طراحی شده، به وضوح نشان می‌دهد که هدف، قطع کامل آب ورودی به ایران است. کارشناسان هیدروپلیتیک معتقدند این طراحی نه برای توسعه کشاورزی، بلکه برای تبدیل آب به ابزاری برای فشار دیپلماتیک بر ایران صورت گرفته است.

    قطع آب فراه و سدسازی‌های بی‌رویه، به معنای خشک شدن کامل تالاب هامون و آغاز گردوغبار‌های بی‌سابقه در سیستان خواهد بود. این بحران محیط‌زیستی، نتیجه سیاست‌هایی است که مماشات را بر مطالبه‌گری ترجیح داده‌اند و به همسایه‌ای میدان داده‌اند که نه اصول همسایگی می‌داند و نه به تعهدات بین‌المللی خود پایبند است.

    بحران هیرمند و تشنگی سیستان در سایه سد‌های همسایه

    رودخانه هیرمند، مرز آبی دیرینه‌ای میان ایران و افغانستان، از گذشته تاکنون شاهد تلاش‌ها و کشمکش‌های زیادی بر سر حق‌آبه بوده است. این جنگ آبی، که گاه با حمایت قدرت‌های خارجی از جمله ترکیه در ساخت سد‌های افغانستان پیچیده‌تر می‌شود، حالا به مرحله‌ای رسیده که به نظر می‌رسد نه تنها دیپلماسی، بلکه منافع زیست‌محیطی و اقتصادی منطقه را تهدید می‌کند. سد‌هایی مانند «بخش‌آباد»، که به کمک ترکیه در حال ساخت است، تنها بخشی از پروژه‌هایی هستند که آب‌های مشترک هیرمند را به سمت افغانستان منحرف کرده‌اند و به شدت وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی ایران، به ویژه در سیستان و بلوچستان، را تحت فشار قرار داده‌اند.

    دستگاه دیپلماسی ایران، باوجود مرز ۹۳۶ کیلومتری با افغانستان، در مواجهه با بحران هیرمند نتوانسته پاسخ‌های مؤثری ارائه دهد. حق‌آبه ایران از هیرمند، که در طی سال‌ها به موضوعی پیچیده و پرتنش تبدیل شده، همچنان بدون حل‌وفصل مانده است. ریشه‌های این بحران به دوران قاجار و معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ بازمی‌گردد، زمانی که هرات از خاک ایران جدا شد و نخستین اختلافات آبی بین دو کشور شکل گرفت. از آن زمان، باوجود امضای توافقات مختلف، ایران نتوانسته است از حق‌آبه‌اش بهره‌برداری کند.

    این در حالی است که در بسیاری از موارد، افغانستان متعهد به تأمین آب مورد نیاز ایران از این رودخانه شده، اما به دلیل ناپایداری‌های داخلی و بحران‌های اقتصادی، نتوانسته این تعهدات را به درستی اجرا کند.

    ساخت سد‌هایی مانند «کجکی» و «کمال‌خان» در افغانستان، که به بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی هیرمند می‌پردازند، همگی نشانه‌ای از بی‌توجهی به توافقات پیشین و مشکلات جاری است. در نتیجه، دریاچه هامون که زمانی یکی از تالاب‌های مهم جهانی بود، در حال خشک شدن است. این بحران نه تنها اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند، بلکه معیشت بیش از ۴۰۰ هزار نفر از مردم سیستان را نیز به خطر انداخته است. به‌ویژه در شرایطی که کاهش شدید بارش‌ها و خشکسالی‌های مکرر، مشکلات را دوچندان کرده است.

    خشکسالی این منطقه تنها به آثار زیست‌محیطی محدود نمی‌شود؛ بلکه پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی آن به شدت در حال گسترش است. کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری، مهاجرت‌های گسترده به سایر نقاط ایران و افزایش فعالیت‌های غیرقانونی مانند قاچاق مواد مخدر، به بحران‌های امنیتی و اجتماعی افزوده است. این وضعیت، علاوه بر تهدید امنیت داخلی، باعث تضعیف اقتصاد مناطق دیگر کشور نیز شده است.

    علیرغم توافق‌نامه‌هایی همچون قرارداد ۱۳۵۱ که به‌طور رسمی حق‌آبه ایران از هیرمند را تأسیس کرده، اجرای این معاهدات در عمل با چالش‌های بی‌شماری روبه‌رو بوده است. از منظر حقوق بین‌الملل، بی‌توجهی به این توافقات نقض آشکار اصول بین‌المللی محسوب می‌شود، اما فشار‌های سیاسی، تغییرات اقلیمی و بحران‌های داخلی در هر دو کشور، راه‌حل‌های مؤثری را مسدود کرده است. در این میان، وجود سد‌هایی که بدون نظارت بین‌المللی ساخته می‌شوند و تغییرات ناشی از آن، وضعیت آب‌های مرزی را هر روز پیچیده‌تر از قبل می‌کند.

    آب‌های به یغما رفته و دیپلماسی بی‌نتیجه و بحران‌های مرزی

    پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان، سیاست‌های آبی این کشور وارد فازی جدید شده که نه‌تنها ایران، بلکه سایر کشور‌های همسایه را نیز درگیر بحران‌های عمیق‌تری کرده است. این سیاست‌ها به نوعی بازتاب همان الگوی قدیمی تصاحب منابع مشترک است که در نهایت پیامد‌های منفی آن تمام منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، ایران همچنان به امید دستیابی به توافقاتی برای تأمین حق‌آبه خود از رود هیرمند، به مذاکرات امید بسته است، اما آیا این امید‌ها تنها یک سراب هستند؟

    در حالی که مردم سیستان همچنان با تانکر‌های آب برای تأمین نیاز‌های شرب خود در تلاشند، تالاب هامون که روزگاری به عنوان یک زیستگاه غنی شناخته می‌شد، اکنون به کانونی از گردوغبار تبدیل شده است. این وضعیت در کنار سدسازی‌های گسترده افغانستان، به‌ویژه در حوضه رود هیرمند، باعث کاهش شدید منابع آبی در منطقه شده و مشکلات زیادی را برای ایران به وجود آورده است.

    طالبان علاوه بر اعمال فشار بر منابع آبی هیرمند، به‌طور همزمان بر رودخانه‌های دیگر مانند فراه‌رود نیز تسلط پیدا کرده است. عدم وجود توافقات قانونی میان ایران و افغانستان در خصوص این رودخانه‌ها، وضعیت آبی ایران را به بحرانی جدی تبدیل کرده است. در این شرایط، هرچند کشور‌های همسایه مانند پاکستان و ازبکستان با سرعت در حال ایجاد پروژه‌های مشترک برای مقابله با بحران‌های آبی هستند، ایران همچنان در باتلاق مذاکرات بی‌نتیجه و وعده‌های تحقق‌نیافته گرفتار است.

    وضعیت سیستان، که در کنار بحران کم‌آبی با باد‌های ۱۲۰ روزه و گردوغبار همیشگی مواجه است، تنها بخشی از این فاجعه زیست‌محیطی است. خشکسالی‌های شدید و سیاست‌های آبی خصمانه طالبان نه‌تنها بر زندگی مردم سیستان تأثیر گذاشته، بلکه تهدیدی برای اکوسیستم‌های اطراف نیز به حساب می‌آید. این بحران، که به مرز مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصادی ساکنان این منطقه نزدیک شده، نشان‌دهنده لزوم تغییر اساسی در سیاست‌های دیپلماسی آبی ایران است.

    کارشناسان بر این باورند که تنها راه‌حل این بحران، همکاری منطقه‌ای و ایجاد اجماع میان کشور‌های همسایه است. بدون چنین همکاری‌هایی، بحران‌های آبی و اجتماعی در این مناطق تنها تشدید خواهد شد و شرایط موجود، که به‌شدت آسیب‌پذیر است، به وضعیتی غیرقابل بازگشت خواهد رسید.

    سد‌ها و سیلاب‌ها و بحران آب در مرز‌های ایران

    تحولات اخیر در حوزه هیدروپلیتیک افغانستان، به‌ویژه در زمینه سدسازی‌های این کشور، نگرانی‌های جدی برای ایران به‌وجود آورده است. سد کمال‌خان بر هیرمند، سد پاشدان بر هریرود، و به‌تازگی سد بخش‌آباد بر فراه‌رود، پروژه‌هایی هستند که از یک سو بهره‌برداری کامل افغانستان از منابع آبی مشترک را ممکن ساخته و از سوی دیگر، دسترسی ایران به این منابع را به شدت محدود کرده‌اند. این سدها، که برخی از آنها به‌طور ویژه با هدف تأمین انرژی و ذخیره‌سازی آب برای کشاورزی طراحی شده‌اند، هر کدام به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر جریان طبیعی آب به سمت ایران تأثیر می‌گذارند.

    سد بخش‌آباد در ولایت فراه، که ظرفیت ذخیره‌سازی ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب را دارد، تهدیدی جدید برای ایران به‌شمار می‌رود. این سد با ارتفاع ۸۱ متر، قادر است تا ۷۵ درصد از جریان سالانه فراه‌رود را مهار کند. این بدین معنی است که در سال‌های ترسالی نیز جریان قابل توجهی از آب به ایران نخواهد رسید و در سال‌های خشک، تقریباً هیچ آبی به ایران وارد نخواهد شد.

    سیلاب‌هایی که پیش از ساخت سد بخش‌آباد، به‌طور سالانه به تالاب هامون در ایران هدایت می‌شدند، اکنون با این سد در اسارت قرار خواهند گرفت. اگرچه این سد به‌طور فنی دارای دریچه‌های تخلیه سیلاب است که ظرفیت ۴۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه را دارد، اما به‌دلیل اولویت‌های داخلی افغانستان در استفاده از این آب‌ها، بخش عمده‌ای از سیلاب‌ها به ایران نمی‌رسند و حتی در مواقع بحرانی نیز این منابع به نفع پروژه‌های داخلی افغانستان مصرف می‌شوند.

    این سد‌ها در کنار دیگر پروژه‌های هیدروپلیتیک افغانستان، نشان‌دهنده یک برنامه‌ریزی استراتژیک و جامع برای کنترل منابع آبی مشترک است که ایران در آن به‌طور فزاینده‌ای ناتوان از تأمین حقوق خود در منابع آبی مشترک دیده می‌شود. در مقابل، دیپلماسی آب ایران به‌نظر می‌رسد که در حال حاضر توان مقابله با این تهدیدات را ندارد و تنها در انتظار تغییرات در آینده است، در حالی که بحران در حال گسترش است.

    ترکیه، بازیگر اصلی پروژه سدسازی علیه ایران

    در حالی که ترکیه به‌طور مستقیم منابع آبی خود را با استفاده از سدهایش در رودخانه‌هایی مانند دجله و فرات به نفع خود به کار می‌گیرد، این سد‌ها تأثیرات زیادی بر تأمین آب در ایران می‌گذارند. ترکیه با به‌کارگیری ساختار‌های فنی پیشرفته و پروژه‌های عظیم سدسازی، در واقع به سیاست‌های خود در این عرصه جامه عمل می‌پوشاند و در مرز‌های آبی با ایران، در عمل منابع آبی را محدود می‌کند. این اقدامات نه‌فقط به کاهش سطح آب‌های مرزی منجر می‌شود، بلکه بر زندگی مردم سیستان و بلوچستان تأثیر منفی می‌گذارد.

    این وضعیت، تصویر روشنی از بحران آب در ایران ترسیم می‌کند. در حالی که ترکیه با پروژه‌های خود به‌ویژه سد‌های متعدد در نواحی مرزی به بهره‌برداری از منابع آبی پرداخته، ایران با کمبود آب و مشکلات ناشی از عدم اجرای معاهدات گذشته روبه‌روست. سد‌های ترکیه نه تنها منابع آبی ایران را تهدید می‌کنند، بلکه ناتوانی ایران در اعمال نظارت‌های بین‌المللی و پیگیری معاهدات آبی، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

    در kهایت باید گفت که آب به‌عنوان یک منبع مشترک، نیازمند سیاست‌های مشترک است. اما تا وقتی که ایران به‌جای اقدامات فوری، به مذاکره‌های بی‌نتیجه دل خوش کرده باشد، سراب سیاست‌های آبی طالبان همچنان سایه خود را بر منطقه خواهد افکند. پرواضح است، هر روزی که می‌گذرد، هامون خشک‌تر، سیستان خالی‌تر، و امنیت ایران متزلزل‌تر می‌شود. آب شاید جاری شود، اما آنچه که با خود برده، به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.

  • نتیجه ماه عسل با طالبان! / بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    نتیجه ماه عسل با طالبان! / بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    به گزارش اقتصادران، ایران، یکی از اولین کشور‌هایی بود که با کمال میل و بدون دردسر، کلید سفارت افغانستان در تهران را تقدیم طالبان کرد. این ماه عسل زودگذر با طالبان، اما به سرعت به بن‌بست رسید.

    حتی انتشار ویدئویی از یک فرمانده طالبان، که کنار رود هیرمند با یک دبه آب نشسته و به وضوح در حال تمسخر ایران بود، هم باعث نشد ایران از سیاست صلح‌جویانه خود دست بکشد. پس از قطع آب رودخانه هیرمند به ایران، تنها امید و منبع آب‌رسانی به تالاب هامون، رودخانه فراه با آورد سالانه حدود ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب بود.

    اما افغانستان در حال حاضر در حال ساخت سدی به نام «بخش‌آباد» است که به وضوح طراحی شده تا تمام آب این رودخانه را به انحصار خود درآورد. با ظرفیتی نزدیک به ۱ میلیارد و ۳۶۰ میلیون مترمکعب، این سد می‌تواند به راحتی تمام جریان آب سالانه فراه را ذخیره کند. بنابراین، قطع آب فراه نه تنها به معنای خشک شدن کامل تالاب بین‌المللی هامون است، بلکه نخستین نتیجه آن، افزایش بی‌سابقه گردوغبار در سیستان خواهد بود. این شرایط، حاصل مماشات با همسایه‌ای است که نه تنها اصول همسایگی را فراموش کرده بلکه به معاهدات بین‌المللی نیز بی‌اعتناست.

     

    وقتی پاکستان هم نمی تواند بی تفاوت باشد

    از همان ابتدای به قدرت رسیدن طالبان در دور جدید، آنان برنامه‌های بلندپروازانه‌ای را برای آب در این کشور در دست اقدام داشته اند، برنامه‌ای که حالا دیگر نه فقط ایران که حتی سایر کشور‌های همسایه را هم با خطر تشدید تنش‌های آبی مواجه می‌کند.

    در همین حال و هر چند که به‌نظر می‌رسد وخامت شرایط محیط‌زیست و معیشت در منطقه سیستان ایران، موضوع اجرایی‌شدن برنامه‌های آبی افغانستان را دارای اهمیتی دوچندان کرده، اما در مقابل تحرکات کشور‌هایی مانند پاکستان و ازبکستان نیز نشان می‌دهد این کشور‌ها نیز درصدد رسیدن به تفاهمی به‌منظور جلوگیری از فشار آبی ناشی از این طرح‌ها هستند.

    اکنون به نظر می‌رسد که دیگر فقط ایران نیست که تحت‌تأثیر سیاست‌های آبی افغانستان قرار خواهد گرفت و همین امر نیز کشور‌های منطقه را بر آن داشته تا با همکاری با یکدیگر از وضعیت خشکی مطلق در آینده و احتمالا باج گیری در حوزه آب طالب‌ها جلوگیری کنند. کما اینکه به نظر می‌رسد، طالبان قصد دارد تا با تکیه با مساله آب، فشار را بر همسایگانش برای زمان لزوم افزایش دهد و اکنون نیز راهی جز هماهنگی منطقه‌ای علیه سیاست‌های آبی طالبان وجود ندارد و اکنون دیگر مدت‌هاست از هامون تا آمودریا، تحت‌تأثیر سیاست‌های آبی طالبان یا از بین رفته یا در حال از بین رفتن است.

    در این شرایط دیگر عجیب نیست که پاکستان نیز در این مسیر با ایران دست به همکاری مشترک بزند.

    حق‌آبه ایران از هیرمند؛ تشنگی در میان سیلاب‌های بی‌توجهی

    این رود پرتنش، که بیشتر از آنکه آب داشته باشد، مناقشه دارد، به نمادی از انفعال دیپلماسی آب در منطقه بدل شده است. موضوع حق‌آبه ایران از هیرمند ریشه در قرن نوزدهم دارد، زمانی که معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ منجر به جدایی هرات از خاک ایران شد. از آن زمان، مدیریت منابع آبی هیرمند به یکی از مسائل پیچیده و پرتنش بین ایران و افغانستان تبدیل شد. با وجود امضای توافقات مختلف در دهه‌های اخیر، این مسأله همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

    در قرارداد‌های مختلف، افغانستان متعهد به تأمین حق‌آبه ایران از هیرمند شده، اما در عمل اجرای این تعهدات با مشکلات جدی روبه‌رو بوده است. از نظر تاریخی، این تنش‌ها را می‌توان به دو عامل اصلی نسبت داد: ساختار‌های دولتی ناپایدار در افغانستان و کاهش بارش‌ها در منطقه. دولت مرکزی افغانستان به‌طور مداوم با چالش‌های داخلی و خارجی مواجه بوده که توانایی این کشور را در مدیریت منابع مشترک آبی کاهش داده است. از سوی دیگر، کاهش بارش‌ها و بروز خشکسالی‌های مکرر در منطقه سیستان و بلوچستان ایران نیز به شدت این تنش‌ها افزوده است.

    ساخت سد کجکی نیز در افغانستان و استفاده گسترده از پمپ‌ها برای برداشت آب هیرمند، جریان طبیعی رود را به سمت ایران به شدت محدود کرده است. خشک‌شدن دریاچه هامون که زمانی هفتمین تالاب بین‌المللی جهان بود، یکی از فاجعه‌های زیست‌محیطی این منطقه است.

    این خشکسالی نه تنها اکوسیستم منطقه را به خطر انداخته، بلکه منبع زندگی حدود ۴۰۰ هزار نفر از مردم سیستان را نیز به چالش کشیده است. کاهش شدید تعداد پرندگان بومی و انقراض گاو سیستانی که از نماد‌های تاریخی و فرهنگی منطقه به شمار می‌رفتند، تنها بخشی از اثرات این بحران است. همزمان، کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری به فقر و مهاجرت گسترده ساکنان منطقه دامن زده است. اما این بحران فقط محدود به مسائل زیست‌محیطی نیست؛ بلکه تأثیرات اجتماعی و اقتصادی آن به‌طور مستقیم امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

    با خشک شدن منابع آبی و کاهش فرصت‌های شغلی، قاچاق مواد مخدر و فعالیت‌های گروه‌های تروریستی در این منطقه افزایش یافته است. مهاجرت سیستانیان به دیگر نقاط ایران نیز بر تراکم جمعیتی و اقتصاد مناطق دیگر تأثیر منفی گذاشته است.

    اما علیرغم وجود توافقنامه‌های متعدد، از جمله قرارداد ۱۳۵۱ که حق‌آبه ایران را از هیرمند تعیین کرده است، اجرای این معاهدات با چالش‌های جدی مواجه بوده است. از نظر حقوق بین‌الملل، عدم پایبندی به این توافقات نوعی تخلف آشکار محسوب می‌شود، اما واقعیت این است که تغییرات اقلیمی، عدم ثبات سیاسی در افغانستان و همچنین فشار‌های داخلی در هر دو کشور مانع از حل و فصل این مناقشه شده است. ساخت سد‌های جدید در افغانستان، به ویژه سد کمال‌خان، نگرانی‌های ایران را نسبت به تأمین حق‌آبه بیشتر کرده است. علاوه بر این، عدم وجود نظارت‌های بین‌المللی مؤثر برای اجرای این قراردادها، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است.

     

    وقتی آب‌های مرزی قربانی دیپلماسی ناکارآمد می‌شوند

    از زمان روی کار آمدن طالبان در افغانستان، جاه‌طلبی‌های آبی این کشور شدت بیشتری پیدا کرده و نتایج آن نه فقط ایران بلکه دیگر کشور‌های همسایه را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است. سیاست‌های آبی طالبان به‌نوعی همان حکایت کهنه تصاحب منابع مشترک است که در نهایت دود آن به چشم همه می‌رود. در این میان، ایران همچنان امیدوار به مذاکره و توافق برای دریافت حقابه خود از هیرمند است؛ اما آیا واقعاً طالبان به تعهدات خود پایبند خواهند ماند یا ایران فقط در انتظار سرابی دست‌نیافتنی است؟ در سیستان، مردم همچنان با تانکر برای آب شرب دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که هامون، یکی از منابع حیات‌بخش منطقه، مدت‌هاست که به‌جای آب، با گرد و غبار پر شده است. طالبان در کنار سدسازی‌های بی‌پایان، بر فراه‌رود نیز فشار آورده‌اند و از آنجا که ایران هیچ توافقی بر سر این رودخانه با افغانستان ندارد، وضعیت روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود.

    هرچند برخی کشور‌ها مانند پاکستان و ازبکستان برای مقابله با این بحران، به‌سرعت در حال ایجاد همکاری‌های منطقه‌ای و عمرانی هستند و حتی در پروژه‌هایی مانند کانال قوش‌تپه نیز به دنبال راهکار‌های عملی برای کاهش بحران هستند، اما ایران همچنان در گرداب مذاکرات بی‌نتیجه و وعده‌های تحقق‌نیافته گرفتار است.

    وضعیت پیچیده سیستان، که با باد‌های ۱۲۰ روزه و گردوغبار همیشگی‌اش دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، تنها یک گوشه از این تراژدی است. خشک‌سالی شدید و سیاست‌های بی‌رحمانه طالبان بر سر هیرمند و دیگر رودخانه‌های مرزی، سیستانی‌ها را به مرز مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصادی رسانده است. سیاست‌های آبی افغانستان نه‌تنها سیستان بلکه بسیاری از مناطق اطراف را نیز تهدید می‌کند و همین مسأله باعث شده است که کارشناسان به‌اتفاق تأکید کنند که راه‌حل این بحران تنها در همکاری و اجماع منطقه‌ای است.

     

    آب را باد می‌برد، مسئولان را خواب!

    در همین حال «مجتبی اشرفیان» امام‌جمعه نیمروز، اخیرا در خطبه‌های نماز جمعه، صحبت‌های هشداردهنده‌ای را مطرح کرد: «با تکمیل سد بخش‌آباد، فاتحه مسائل محیط‌زیستی و حقابه تالاب بین‌المللی هامون خوانده خواهد شد. این اقدام آخرین و بزرگ‌ترین اقدام افغانستان برای جلوگیری از ورود حتی یک قطره آب به ایران است که این سد با ظرفیت بیش از یک میلیارد مترمکعب آب، حتی جلوی سیلاب‌ها و «دشتمال‌های» طبیعی و غیرقابل‌کنترل را که حداقل امید مردم بود را هم خواهد گرفت و در عمل، سد بخش‌آباد با هدف خالی‌شدن مرز سیستان از سکنه ایجاد شده است.

    این شدت ریزگرد‌ها و شن‌های روانی که امروز مردم را خفه کرده، به شدیدترین وجهی خواهد بود که سکونت و زندگی در منطقه را در عمل غیرممکن و محال می‌کند و این اقدام افغانستان، یک جنگ خطرناک با هدف معامله بر سر موضوع آب است. آیا باید منتظر بمانیم افغانستان هر بلایی سر ملت ما بیاورد و بعد به صرف اظهار تأسف و نگرانی اکتفا کنیم؟ دولتمردان، نمایندگان و دستگاه دیپلماسی سکوت نکنند؛ یک اقدام قاطعی انجام شود. نهاد‌های بین‌المللی باید به صورت جدی وارد شوند. این خلاف معاهده و توافق‌نامه بین دو کشور است. این کار ظلم غیرقابل‌جبران به مردم امروز و تضییع حقوق فرزندان ماست. باید دولت جدید قدرت دیپلماسی خودش را نشان دهد. وزیر امور خارجه در رأس برنامه‌هایش، پیگیری و فعال‌کردن دیپلماسی آب باشد و از همه ظرفیت‌های کشور برای حل موضوع حقابه سیستان استفاده کند.»

    نگاهی به رویکرد هیدروپلیتیک در حوزه‌های مشترک آبریز هیرمند و هریرود، به‌وضوح نشان می‌دهد که این کشور با یک برنامه‌ریزی استراتژیک و البته تهاجمی در حال بهره‌برداری کامل از منابع آب است. در مقابل، دیپلماسی آب ایران به‌طرز نگران‌کننده‌ای دچار کم‌تحرکی و انفعال شده است.

    این تضاد آشکار میان رویکرد‌های دو کشور، امنیت آبی ایران را به‌طور جدی به چالش کشیده و هر روز بیشتر عرصه را برای ایران تنگ‌تر می‌کند.

    سد کمال‌خان بر روی هیرمند، سد پاشدان بر روی هریرود، و حالا هم سد بخش‌آباد بر روی فراه‌رود، تنها چند نمونه از پروژه‌های بلندپروازانه افغانستان هستند که هر یک به نوبه خود شرایط را برای دسترسی ایران به منابع آب مشترک، سخت‌تر و پیچیده‌تر کرده‌اند. اگر امروز وضعیت سیستان با کمبود آب و خشکسالی‌های متوالی مواجه است، آینده‌ای نه چندان دور ممکن است حتی همین میزان حداقلی آب هم برای این منطقه آرزویی دوردست شود.

    افغانستان با احداث سد‌های جدید، عملاً حقابه‌های تاریخی و طبیعی ایران را به‌طور کامل تحت کنترل خود درآورده است و در این میان، واکنش‌های دیپلماتیک و اقدامات عملی ایران به نظر می‌رسد که در مقایسه با مقیاس این چالش‌ها، بسیار ناچیز و دیرهنگام بوده است. اگر این روند ادامه یابد، بازگشت به شرایط سخت کنونی سیستان شاید تنها یک خیال خوش باشد؛ چراکه ممکن است به زودی حتی همین میزان حداقلی از منابع آبی هم از دست برود. رود فراه، یکی از مهم‌ترین جریان‌های آبی منطقه هیرمند، به طول ۵۶۰ کیلومتر، نقشی کلیدی در حیات تالاب هامون صابوری ایفا می‌کند. این رود که از ولایت غور در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و از میان ولایت فراه عبور می‌کند، نهایتاً به تالاب‌های مشترک بین ایران و افغانستان سرازیر می‌شود. اما داستان این رودخانه دیگر همان قصه قدیمی نیست.

    امروز با احداث سد بخش‌آباد در ولایت فراه، چالش جدیدی برای جریان طبیعی آب به سمت ایران شکل گرفته است. سد بخش‌آباد که با ارتفاع ۸۱ متر و ظرفیت ذخیره‌سازی ۱.۳ میلیارد مترمکعب، معادل ۲۶ برابر سد کمال‌خان طراحی شده، قرار است علاوه بر تأمین آب، نیروی برق تولید کند. این سد با هدف تولید حدود ۲۷ تا ۳۲ مگاوات برق ساخته شده و در عین حال یک مانع جدی بر سر راه ورود آب به تالاب هامون صابوری در بخش ایرانی به شمار می‌رود. نکته قابل‌توجه این است که سد بخش‌آباد در صورت تکمیل، قادر خواهد بود تا ۷۵ درصد از جریان سالانه فراه‌رود را مهار کند. این بدان معناست که حتی در سال‌های ترسالی، که حجم آب به حداکثر می‌رسد، جریان قابل توجهی به ایران نخواهد رسید؛ چه رسد به سال‌های خشک‌سالی که ورود آب به ایران تقریباً ناممکن خواهد شد.

    سیلاب‌های فراه‌رود که تاکنون به طور سالانه حجم‌های قابل توجهی از آب را به تالاب هامون صابوری بخش ایرانی هدایت می‌کردند، حالا با ساخت این سد، به اسارت درآمده‌اند. هرچند که طراحی این سد با دریچه‌های تخلیه سیلاب با ظرفیت ۴۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه، نوید تخلیه سیلاب‌ها را می‌دهد، اما در عمل، این سیلاب‌ها نیز بیش از آنکه کمک‌حال احیای تالاب‌های ایرانی باشند، به مصرف خود افغانستان خواهد رسید.

    بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    به هیرمند بازگردیم. درحالی که طالبان و بعضی مسئولان ایران به دنبال آن درباره احیای حقابه هیرمند به ایران و استان سیستان و بلوچستان مطرح می‌کنند درست نیست، چون اساسا اقدامی صورت نگرفته است. این ادعای فداحسین مالکی، نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی است. طبق اظهارات این مقام مسئول، طالبان سیلاب را به معنای دادن حق آبه تلقی کردند!

    احتمالا منظور، ادعای حسن کاظمی قمی کاردار و نماینده ویژه ایران در افغانستان است که در گفتگو با پایگاه خبری ایراف گفته بود که با توجه به «رویکرد تعاملی» ایران و «تعهدات طرف افغانستانی»، انتظار می‌رود تا پایان سال آبی جاری، حقابه ایران از رودخانه هیرمند که «۸۲۰» میلیون مترمکعب آب است، به صورت کامل تامین شود. طبق ادعای قمی، در سال گذشته «۳ اقدام اصلاحی» از سوی حکومت طالبان صورت گرفت که دو مورد آن منتج به جاری شدن این مقدار آب به سوی ایران شد.

    اما آیا سیاست‌های آبی طالبان تنها دست ایران را خالی می‌کند یا اینکه این تهدید، گریبان‌گیر تمام منطقه خواهد شد؟ پاسخ این است که آب به‌عنوان یک منبع مشترک، نیازمند سیاست‌های مشترک است. اما تا وقتی که ایران به‌جای اقدامات فوری، به مذاکره‌های بی‌نتیجه دل خوش کرده باشد، سراب سیاست‌های آبی طالبان همچنان سایه خود را بر منطقه خواهد افکند. پرواضح است، هر روزی که می‌گذرد، هامون خشک‌تر، سیستان خالی‌تر، و امنیت ایران متزلزل‌تر می‌شود. آب شاید جاری شود، اما آنچه که با خود برده، به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.

  • قلدری افغانستان برای ایران بر سر حقابه هیرمند / طالبان: حقابه هیرمند همان سیلی بود که سیستان آمد!

    قلدری افغانستان برای ایران بر سر حقابه هیرمند / طالبان: حقابه هیرمند همان سیلی بود که سیستان آمد!

    به گزارش اقتصادران، فداحسین مالکی اظهار کرد: ادعاهای طالبان درباره دادن حق‌آبه هیرمند به ایران و استان سیستان و بلوچستان درست نیست چون اساسا اقدامی صورت نگرفته است.

    وی تاکید کرد: انتظار می‌رود با همت آقای عراقچی وزیر خارجه و برنامه ریزی دقیق و منطبق با قوانین بین‌المللی موضوع دادن حق‌آبه هیرمند به ایران پیگیری شود که این حق قانونی مردم است.

  • اتمام حجت با افغانستان بر سر حقابه هیرمند / سخنگوی صنعت آب: از حقابه هیرمند عقب‌نشینی نخواهیم کرد

    اتمام حجت با افغانستان بر سر حقابه هیرمند / سخنگوی صنعت آب: از حقابه هیرمند عقب‌نشینی نخواهیم کرد

    به گزارش اقتصادران، سخنگوی صنعت آب با تاکید بر اینکه هیچگاه از حقابه هیرمند عقب‌نشینی نخواهیم کرد، گفت: مجموعه اقداماتی که در حوزه تامین آب سیستان انجام دادیم مطلقا جایگزین حق آب ایران از هیرمند نیست، اینها راهبردهایی است تا هرگز مردم سیستان و بلوچستان و زاهدان نگران وضعیت وخیم و لاینحل آب نباشند.

    عیسی بزرگ‌زاده درباره دیپلماسی ایران در حوزه حقابه هیرمند و اوضاع آب در سیستان و بلوچستان اظهار داشت: در مورد سیستان و بلوچستان و مشخصا رودخانه هیرمند گفتنی‌های قابل توجهی وجود دارد، سال‌های طولانی و در طول تاریخ؛ آب منطقه سیستان از هیرمند تامین می‌شد، طی معاهده ۱۳۵۱ حقابه‌ای برای ایران در نظر گرفته شد که میزان آن در سال نرمال ۸۲۰ میلیون متر مکعب است، یعنی این حقابه که قبل از معاهده چند میلیارد متر مکعب بود به کمتر از یک میلیارد متر مکعب کاهش پیدا کرد، قبلا آب در هامون‌ها به میزان چند میلیارد متر مکعب جمع میشد و در طول سال به مصرف می‌رسید اما وقتی حقابه ما از هیرمند کم و به ۸۲۰ میلیون متر مکعب رسید، ایران مخازن چاه‌نیمه را راه‌اندازی کرد تا این آب کم را در درون مخازن چاه‌نمیه ذخیره کند، سطح این مخازن نسبت به هامون پوزک، صابوری و هیرمند کمتر بود، این آب کم برای مردم سیستان باقی می‌ماند تا در طول سال بتوانند از آن استفاده کنند.

    اشتباه در کمال‌خان و هدررفت آب

    وی ادامه داد: اگر چاه‌نیمه‌ها نبودند و ما این آب‌ها را ذخیره نمی‌کردیم در عرض ۲ تا ۳ ماه آب تبخیر شده و مردم سیستان بدون آب می‌ماندند، سال‌های طولانی این سیستم حاکم بود تا اینکه سد کمال‌خان افتتاح شد، سدی که ساز و کارهای طراحی اشتباهی دارد و در طرف مسیر اصلی هیرمند تنها دریچه‌های کنترل شده را تعبیه کرده و سرریز آزاد را در ارتفاع پایین‌تر و به طرف شوره‌زار گودزره هدایت کرده‌اند و این باعث هدررفت فراوان آب در مواقع سیلابی و آسیب‌پذیر شدن حقابه ایران شده است.

    زمانی که راهبرد ایران تغییر کرد

    سخنگوی صنعت آب گفت: از همان زمان دیپلماسی و تدبیر ایران بر این قرار گرفت که باید راهبرد تامین آب را تغییر دهد بنابراین طرح روئین‌تن‌سازی سیستان را پیشنهاد و در دولت مصوب شد که در دولت کنونی به اجرا درآمد، تا پیش از این طرح تامین آب ۵ شهرستان سیستان، بیش از ۹۵۰ منطقه روستایی توسط هیرمند تامین و درواقع تک‌منبعی بود، حتی آب منطقه ۲ زاهدان هم از هیرمند تامین می‌شد، اکنون در تامین حقابه این رودخانه اختلال ایجاد شده بنابراین تامین آب یک میلیون نفوس ایرانی بعلاوه مهاجرین افغان منطقه به خطر افتاد،بعبارت دیگر تامین آب ۵ شهرستان، ۱۱ شهر، نزدیک ۱۰۰۰ روستا و منطقه زون ۲ زاهدان که ۵۰۰ هزار نفر در آن منطقه ساکن هستند؛ به مخاطره افتاد، نتیجه اینکه تصمیم گرفتیم راهبرد را تغییر دهیم و تامین آب از تک‌منبعی به چندمنبعی تبدیل شود.

    پروژه‌هایی که سیستان را رویین‌تن کرد

    وی بیان داشت: در چارچوب طرح روئین‌تن‌سازی سیستان سه بسته راهبردی تعریف شد، بر این اساس اقدامات کوتاه‌مدت و آنی عمدتا بر حفاری چاه در منطقه جمع‌آوری آب بوده است، زیرا مشکل کمیت آب داشتیم و نمی‌توانستیم به اندازه کافی آب شیرین را تامین کنیم و آب شور با ای‌سی ۱۸ تا ۲۰ هزار واحد را داشتیم بنابراین آب‌شیرین‌کن، ایستگاه پمپاژ و مهندسی مجدد تاسیسات منطقه را انجام دادیم، حدود ۲۰۰ حلقه چاه در منطقه هامون، هیرمند، هرمک، شیله، زهک، سیستان و بندان حفر کردیم، ده‌ها کیلومتر جاده دسترسی، تجهیز و جمع‌آوری ایجاد شد، ده‌ها کیلومتر لوله‌گذاری، مخازن نگهداری آب، ایستگاه پمپاژ کمکی و آب‌شیرین‌کن احداث شد، این اقدامات فوری و اضطراری با اقدامات میان‌مدت که انتقال آب از آبخوان شرقی پشتیبانی شد یعنی کار در بخش آبخوان شرقی هم آغاز شده و با قدرت جلو می‌رود، در طرح بلندمدت هم انتقال آب از دریا در دستور کار است که پیشرفت کار خوبی دارد، با مجموعه این عوامل سیستم تک‌منبعی منطقه تبدیل به چندمنبعی شد، یعنی با با اقدامات اضطراری و کوتاه‌مدت تا ۵ سال و با اقدامات میان‌مدت ۵ تا بیش از ۱۰ سال هدف‌گذاری شده و مشکل نخواهیم داشت، با اقدامات بلندمدت نیز کلا پروژه تکمیل می‌شود.

    دست بالای ایران در حقابه هیرمند

    بزرگ‌زاده با بیان اینکه اقدامات انجام‌شده در حوزه سیستان منجر به کاهش آسیب‌پذیری ایران از تصمیمات طرف مقابل شده است، خاطرنشان کرد: این کاهش آسیب‌پذیری باعث شد پشت میز مذاکره منطقی‌تر، برادرانه‌تر و با رعایت اصول همسایگی و پیوندهای تاریخی بنشینیم، همچنین موجب شد در زمستان که حجم آب چاه‌نیمه‌ها به کف رسیده بود به یکباره بخشی از حقابه را داشته باشیم.

    گزینه‌های روی میز برای آب سیستانی‌ها

    سخنگوی طرح‌های ملی آب تاکید کرد: اکنون ما انواع گزینه‌ها را برای مدیریت آب این استان داریم اما در هر حال هیرمند حقابه ایران است که هرگز بدیل ندارد و حق مردم ایران و منطقه سیستان و بلوچستان است، بعبارت دیگر مجموعه اقداماتی که ما بصورت کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت انجام دادیم مطلقا جایگزین حقابه نیست، اینها راهبردهایی است تا هرگز مردم سیستان و بلوچستان و زاهدان نگران وضعیت وخیم و لاینحل آب نباشند. هرچند ما کشور کم‌آبی هستیم و ممکن است هر لحظه در هر نقطه‌ای مشکل آب داشته باشیم اما به طور کلی آسیب‌پذیری در سیستان کم شده است.

    آب هیرمند به چه کار می‌آید؟

    وی توضیح داد: آبی که از حقابه هیرمند دریافت می‌کنیم بر اساس راهبرد به کار کشاورزی و زیست‌پذیر کردن مردم منطقه می‌رسد، در منطقه سیستان و بلوچستان بادهای ۱۲۰ روزه را داریم که بخشی از این آب را برای کنترل گرد و غبار و ریزگرد به مصرف می‌رسانیم تا منطقه زیست‌پذیرتر شود و مردم آسیب‌های بهداشتی و تنفسی نداشته باشند.

    مذاکرات ادامه دارد

    بزرگزاده با تاکید بر اینکه مذاکرات در مورد حقابه هامون هم در جریان است، اظهار داشت: ما از روش‌های مختلف دیپلماسی کمک می‌گیریم، اساس کار ما با کشور همسایه تعریف سبد منافع مشترک است یعنی معتقدیم اصول همسایگی و پیوندهای تاریخی، زبانی و فرهنگی ایجاب می‌کند که دو کشور به گونه‌ای رفتار کنند که منافع مشترک هر دو حفظ شود، بنده در مورد حقابه صحبت نمی‌کنم؛ حقابه تعیین تکلیف شده و باید در چارچوب مرّ معاهده پیاده شود، در مورد اقدامات دیگر باید سبد منافع مشترک داشته باشیم، یعنی امکاناتی که می‌توان برای دو کشور تعریف کرد را بدانیم تا در چارچوب منافع مشترک بهره‌مندی مناسبی برای مردم منطقه داشته باشیم، مثلا یکی از اقدامات خوب دو کشور طرح مهار گرد و غبار در خاک دو کشور ایران و افغانستان است، این گرد و غبار هم مردم ما را در ۵ شهرستان سیستان و هم در آن سو مردم ولایت زرنج، نیمروز، هلمند، چهاربرجک و فراه را آزار می‌دهد، ما می‌توانیم باهم چاره‌اندیشی کنیم که برای مردم دو کشور طرح مشترک ایجاد کنیم، می‌توانیم به ترانزیت چابهار فکر کنیم و امکانی که ایران می‌تواند از نظر تجارت بین‌المللی در اختیار افغانستان قرار دهد، می‌توانیم به تجارت افزایش سطوح تجاری دو کشور و تقویت زیرساخت‌های انرژی و غیرانرژی افغانستان و افزایش سطح تجارت دو کشور فکر کنیم، ما زمینه همکاری فراوان داریم که می‌توانند با همدیگر جلو رفته و امور را بهبود بخشند.

    پیشنهاد به افغانستان؛ فرصت را مغتنم بدانید

    وی گفت: پیشنهاد من به طرف افغانستانی این است که این فرصت را مغتنم بداند و به نفع کاهش رنج مردم منطقه که تحت فشار اقتصاد ضعیف و گرد و غبار قرار دارد طرح‌های مشترک تعریف کنیم.

    کمال‌خان مهندسی مجدد شود

    سخنگوی صنعت آب همچنین گفت: خواست دیگر ایران این است که سد کمال‌خان مهندسی مجدد شود، یعنی سرریز جانبی آزادی که در سمت افغانستان وجود دارد و سالانه میلیاردها متر مکعب آب را در زمان سیلاب هدر می‌دهد و حتی از دسترس مردم افغانستان هم دور نگه داشته شده، باعث خشک شدن منطقه، تشدید وقوع ریزگرد و فجایع محیط زیستی در هر سه هامون پوزک در افغانستان، هامون صابوری در خاک دو کشور و هامون هیرمند در خاک ایران شده مورد استفاده قرار گیرد؛ تا برای مردم منطقه رفاه اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد.

    نگران مردمان‌مان باشیم

    وی با بیان اینکه همه ما چه در افغانستان و چه در ایران باید نگران مردم‌مان باشیم و فرصت‌های مشترک را جست‌وجو کنیم، خاطرنشان کرد: اکنون زمان توجه به منافع مشترک، واقع‌بینی و اصلاح مهندسی مجدد بند کمال‌خان است، باید این سرریز را به سوی مسیر تاریخی هیرمند هدایت کنیم، یعنی وارد جریکه و هامون‌های پوزک، صابوری، هیرمند شود، تصور می‌کنم که نشانه‌های مثبتی حداقل در سطح کلان قضیه ملاحظه می‌شود.