برچسب: جواد اوجی

  • کارنامه بی‌اوج اوجی در حوزه گاز / آقای اوجی، مسکو چه شد؟ پکن کو؟ / پز دادن وزیر نفت دولت سیزدهم با دستاوردهای روحانی

    کارنامه بی‌اوج اوجی در حوزه گاز / آقای اوجی، مسکو چه شد؟ پکن کو؟ / پز دادن وزیر نفت دولت سیزدهم با دستاوردهای روحانی

    به گزارش اقتصادران، اگر سیاستمداری به دلیل مصلحت، برخی مسائل را به شکل عمومی نکند یا برای سلامت روان جامعه شدت بازنمود وقایع را تعدیل کند، باورپذیر است؛ حتی کاری است که می‌شود از آن دفاع کرد. اما اگر وزیر مهم‌ترین وزارتخانه ایران، سرتاسر حرف‌هایش تا ثانیه آخر دروغ‌‌‌پردازی، ارائه آمار جعلی و تدوین آمار ساختگی برای فریفتن مردم باشد، ممکن است برخی را به این نتیجه برساند که سلامت روحی روانی ندارد. از آن‌جا که این مسائل به مرگ و زندگی من و شما و فرزندان ما و نسل‌های آینده بستگی دارد، وصف خیانت برای آن خالی از حقیقت نیست.

    جواد اوجی، در آخرین سخنانی که به عنوان وزیر نفت ایراد کرد، دو مساله مهم گاز کشور را هدف گرفت و گفت: «وزارت نفت در بحث ناترازی گاز و افزایش شدت مصرف انرژی که در کشور داریم دو اقدام اساسی را انجام داد.» اوجی در این سخنرانی گفت: «ابتدا افزایش تولید گاز و فرآورده‌های نفتی برای جبران ناترازی‌ها بوده که انجام شده است و دوم بحث بهینه‌سازی و مدیریت مصرف سوخت است که صورت گرفته است.»

    حتی یک کلمه مطابق با واقع در این پاراگراف وجود ندارد. عملکرد دولت سیزدهم در زمینه صنعت مبنایی گاز کاملا شکست‌خورده بود، حتی بر مبنای آمار رسمی.

    وزیر نفت دولت سیزدهم بی‌کفایت بود و بدون هیچ دستاوردی چهار سال منابع را هدر داد و تنها به گزافه‌گویی پرداخت و چنان‌چه مشخص خواهد شد از این هم بدتر کرد؛ با پنهان‌کردن و وارونه‌جلوه‌دادن واقعیات، مطالبی در سطح شعارهای جوانک‌‌های توییتری سر ‌داد. دیگر بسیاری از مردم ایران هم می‌دانند که حتی یک ساعت، یک روز برای نجات عواقب وحشتاک ناترازی گازی مهم است. با این حال دولت سیزدهم دولت زندگی مردم را در این کشور را با سرسری گرفتن و پوشاندن واقعیات مسائل، جدا شوخی گرفت.

    وزیرش مرتب از افرایش مصرف گاز به دلیل رشد مصرف صنعت و بخش خانگی شکایت می‌کرد‌. دروغ بود. در پاراگرافی که ذکر شد می‌گوید تولید گاز را افرایش داده است. دروغ بود. برای اولین بار در تاریخ ایران تولید گاز کشور در این دولت کاهش یافت.

    از افتتاح اجرای طرح‌های بزرگ و چند میلیارد دلاری سخن می‌گفت. مطلقا دروغ بود. در این دولت حتی یک طرح ‌گازی، جز چند مورد بی‌اندازه بی‌اهمیت کلنگ نخورده و این طرح‌ها نیز هیچ یک تولیدی نبودند بلکه در بخش نگهداری طبقه‌بندی می‌شوند. از کجا می‌شود فهمید که طرحی مهم کلنگ نخورد که بخواهد اجرایی شود؟ چون روی زمین، حداقل زمین‌های این کشور هیچ تاسیسات جدیدی وجود ندارد. به ویژه که آدرسی که اوجی می‌داد بناهایی مانند اهرام ثلاثه مصر را به ذهن می‌آورد.

    نصرالله زارعی، آدم اجرا است و معاونت اجرایی‌ترین رکن وزارت نفت بیژن زنگنه، در دولت روحانی را برعهده داشت.  جز عدد آن هم آمار رسمی اجازه نمی‌دهد مسیر مصاحبه به سمت آن‌چه «هیجانی» و «سیاسی» می‌داند منحرف شود. بحث به سئوالات سیاسی که می‌رسد اوقاتش تلخ می‌شود.

    اما آماری ‌که ارائه می‌کند هیجانی و سیاسی است. به گفته خودش ما اعداد واقعی را که اعلام کنیم مردم خودشان بلدند نتیجه سیاسی درست بگیرند.

    زبان عدد

    او در آغاز می‌گوید: «گفتمان استقرار دولت سیزدهم، مبتنی بر  شعار «ما می‌توانیم» و سخن گفتن از «حرکت جهادی» بود. اکنون که دوره این دولت تمام شد، می‌شود به زبان عدد دستاوردهای این دولت را بررسی کرد. این ‌کاری است که جای ابهام نمی‌گذارد و انگ سیاسی‌کاری هم نمی‌توانند به آن بچسبانند.»

    بخش اول: ناترازی

    این کارشناس مقدمه دیگری برای نتیجه‌گیری خود می‌چیند و می‌گوید: «در وضعیت کنونی ناترازی گاز در اوج مصرف به ۳۵۰ میلیون مترمکعب در روز می‌رسد و در روزهای عادی، کسری گاز معادل ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیون مترمکعب و در نتیجه میانگین آن در سال روزانه معادل ۱۳۲ میلیون مترمکعب خواهد شد؛ این اعداد تماما از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس استخراج شده است.»

    دروغ‌ بزرگ

    او سپس آماری مهم ارائه می‌کند و نتیجه نهایی را می‌گیرد: «باید ببینیم ما در بخش مصرف چه میزان تقاضا اضافه کرده‌ایم. هنگامی که افزایش مصرف در بخش فولاد، پتروشیمی و صنعت را جویا شوید تا میزان واقعی افزایش مصرف صنعت مشخص شود؛ یا اگر بررسی کنیم که چند صد هزار واحد مسکونی احداث کرده‌ایم، که بخواهد مصرف بخش خانگی را افرایش دهد، نتیجه این بررسی نشان می‌دهد بخش مصرف صنعتی و خانگی صفر یا نزدیک به صفر بوده است.»

    حقیقت ناگوار

    او به نتیجه نهایی می‌رسد: «پس مشخصا افزایش ناترازی نتیجه کاهش تولید است؛ کاهش تولید خود نتیجه تحقق نیافتن برنامه‌ها، اجرایی نشدن پروژه‌ها و عدم اجرای به موقع یک پروژه؛ این بحث به ویژه برای میادین گازی که به شکل طبیعی دچار افت فشار شده‌اند، صادق است؛ چه میادین مستقل خشکی و چه ابرمیدانی مانند پارس‌جنوبی.»

    در مورد فاز ۱۴ پارس جنوبی که یکی از مهم‌ترین تبلیغات وزارت اوجی بود، دولت تاکید داشت با توان داخلی ساخته و بهره‌برداری شده است. زمینه این بحث درگیری شدیدی میان دو اردوگاه نفتی کشور بود: مدافعان حضور شرکتی نظیر توتال و استفاده از فناوری و پول خارجی. دیگر اردوگاه، که نمایندگان آن دولت سیزدهم را تشکیل دادند، سرمایه داخلی و و استفاده از ظرفیت فنی کشور را برای انجام امور ابرپروژه‌ای نظیر پارس جنوبی کافی می‌‌دانستند. با تکمیل فاز ۱۴ پارس جنوبی نه فقط اوجی بلکه دیگر ارکان این جریان سیاسی کمپین خبری کرکننده‌ای درست کردند که «دیدید بدون توتال هم شدنی است.»

    پز دادن با دستاوردهای روحانی

    البته این سخنان به ظاهر نقصی کوچک داشته است. عمده کار -در حقیقت نزدیک به تمامی عملیات اجرایی فاز ۱۴- در دولت روحانی انجام شده بود و تا مرحله بهره‌برداری تنها مانده بود یک جارو زدن و آب پاشیدن دم در، که اوجی به عهده گرفت

    زارعی این خبر را مطرح می‌کند و با گفتن این‌که کار اوجی اصلا اثری بر تولید نداشت اطلاع می‌دهد: «سکوی فاز ۱۴ پارس‌جنوبی مانند تمامی دیگر سکوها، بخش دریایی تولید گاز و خط لوله به پالايشگاه خشکی دارد؛ این آخرین سکو در سال ۱۳۹۷ در مدار تولید قرار گرفت.»

    او به فکتی در این مورد اشاره می‌کند: «وقتی فاز ۱۴ بهره‌برداری شد، با تصمیمی عاقلانه در چند سال گذشته، به دلیل افت فشار و مخزن دیگر فازها، گاز آن را میان این واحدها تقسیم کردند.»

    او ادامه می‌دهد: «در نتیجه افتتاح بخش خشکی فاز ۱۴ تنها یک ظرفیت یدکی، تازه اگر نگوییم مازاد، برای سکوهای بخش خشکی بود. افتتاح آن با قاطعیت می‌گویم، گرچه کار خوبی بود، هیچ تاثیری در تولید گاز فاز ۱۴ نداشت.»

    او پس از درنگی کوتاه بیان می‌کند: «نه مورد دیگری نبود. یعنی اصلا پروژه‌ای تعریف نشده بود. مگاپروژه‌ها هم، طرح‌های زمان‌بری هستند و از این دست پروژه‌ها هم نه‌خیر، نبود. کلاً پروژه‌های خردی مثلا در فارس اجرا شد که در نگهداری طبقه‌بندی می‌شود نه تولید.»

    زارعی مطالب بخش گاز را جمع‌بندی می‌کند و می‌گوید: «خب؛ اگر بحث گاز را ختم کنیم، نخست این‌که اگر روند اعداد ناترازی و مصرف را بررسی کنید، متوجه کاهش تولید ۱۰۰ میلیون مترمکعبی در این ۳ سال خواهید، افزایش ‌که هیچ!»

    مسکو چه شد؟ پکن کو؟

    برخی از سخنان وزیر نفت سابق حاکی از این بود که با سرمایه داخلی، یا کمک چینی‌‌ها و دوستان روس، می‌توان خلاهایی را که به دلایل تحریم و مسافرت شرکت‌های فناورانه و بزرگ ایجاد شده، پر کرد. خلاءهایی مانند افت فشار و نتیجتا کاهش تولید. از زارعی می‌پرسم آیا چنین شد؟ او با سردی پاسخ می‌دهد «اعداد و آمار را برای همین گردآوری کرده‌ایم که شعار ندهیم و پا به عرصه هیجانات و سیاست نگذاریم. اما در پاسخ از آماری که ارائه شد آشکار است که این سخنان به هیچ نیامد.»

    زارعی می‌گوید: «دولت هم نباید اسیر هیجان باشد، بیش از ما. شما مرتب و هر روز بگویید ما می‌توانیم. تکنولوزی و پول ندارید، اما مکررا می‌گویید تولید را بالا می‌برم، عدد هم می‌دهید. اصلا ادعا می‌کنید چندین میلیارد پروژه دارم‌. خب پس کجا است؟ روی زمین که نیست حداقل، در آرمان‌شهر شاید هست.»

    جهل یا بی‌کفایتی؟

    اما اوجی واقعا نمی‌دانست که نمی‌شود و این ادعاها را می‌کرد یا خودش را به راه دیگر می‌زد تا وزیری موفق و مطیع جلوه کند. زارعی چنین تعبیر می‌کند: «این صنعت دنیایی بزرگ و ریزه‌کاری‌های فراوان اجرایی دارد. با پشت میز نشستن محال است متوجه دشواری اجرا شوید.»

    او با صراحت می‌‌گوید: «تنها کاری که کردند، مرتب یادآوری کردند که ما می‌توانیم، آن‌ها غرب‌گرا هستند، نمی‌توانند. هرکس هم می‌گفت برجامی نیاز است، فناوری و ارتباط لازم است فورا انگ ضعیف و غرب‌زده می‌خورد. اما امروز که وقت کافی هم داشتند، نتیجه‌ آن شد چیزی که می‌بینیم و گفته شد؛ در بخش گاز کاهش تولید، ناترازی و هزاران مساله که پیامد این دو اتفاق مهم افتاده است و خواهد افتاد.»

  • 90 درصد نفت ایران به چین می‌رود / اوجی: قسم جلاله می خورم میزان تخفیف از تعداد انگشتان دستانم کمتر است!

    90 درصد نفت ایران به چین می‌رود / اوجی: قسم جلاله می خورم میزان تخفیف از تعداد انگشتان دستانم کمتر است!

    به گزارش اقتصادران، وزیر نفت امروز با حضور در مراسم رونمایی از بازار بهینه‌سازی و محیط‌زیست در بورس انرژی ایران دو ادعای مهم مطرح کرد که هر کدام محل ابهام و سوالات فراوانی است. ادعای اول او به صادرات نفت ایران به 17 کشور دنیا، از جمله اروپا و دومین ادعا به میزان تخفیف نفتی که از تعداد انگشتان دستش کمتر است مربوط می‌شد که در ادامه این دو موضوع مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    90 درصد نفت ایران به چین می‌رود

    جواد اوجی امروز اعلام کرد در چند روز گذشته رسانه‌های خارجی خبر صادرات نفت ایران به اروپا را اعلام کردند و اکنون ایران به ۱۷ کشور دنیا نفت می‌فروشد.

    این در حالی است که در بررسی رسانه‌های خارجی و حتی موسسات رهگیری نفتکش‌ها از افزایش تعداد مقاصد صادراتی ایران و عرضه طلای سیاه در اروپا خبر جدیدی نیست و همچنان بسیاری از رسانه‌ها بر اینکه حدود 90 درصد نفت صادراتی ایران سر از چین درمی‌آورد، تاکید دارند.

    آخرین گزارش‌ها در این زمینه به یادداشتی در رویترز بازمی‌گردد که مدعی شده تقریباً تمام نفت ایران از منشاء مالزی یا سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد چین می‌شود.

    نفت ایران به وسیله یک «ناوگان تاریک» از نفتکش‌های قدیمی حمل می‌شود که معمولاً هنگام بارگیری در بندرهای ایران، فرستنده‌های خود را خاموش می‌کنند تا شناسایی نشوند.

    سایر تاکتیک‌های مورد استفاده‌ی این کشتی‌ها عبارت‌اند از جعل مکان‌ها و انجام عملیات کشتی به کشتی (STS) در مکان‌هایی خارج از مناطق مجاز انتقال و گاهی در شرایط آب و هوایی نامناسب برای پنهان کردن فعالیت‌ها، که باعث ایجاد ترس در بین کشورها نسبت به آلودگی احتمالی می‌شود.

    همچنین سایت FFD (دفاع از دموکراسی) در گزارشی که 19 آوریل (31 فروردین 1403) منتشر کرده بر این موضوع تاکید دارد عمده صادرات تهران به چین می‌رود که هم‌اکنون بین 80 تا 90 درصد نفت ایران را شامل می‌شود.

    بر اساس گزاره‌هایی که این دو سایت خبری مطرح کرده‌اند، چین همچنان عمده خریدار نفت ایران است و اگر نفت ایران به کشورهای دیگری همچون مالزی وارد می‌شود برای ارسال به چین است که این موضوع خود می‌تواند هزینه جدیدی علاوه بر تخفیف‌های ارائه‌شده به چین، برای ایران بتراشد.

    از سوی دیگر، اگر ایران علاقه‌مند به فعالیت در بازار اروپاست، آیا بهتر نیست راهکاری برای رفع تحریم بیندیشد یا قصد دارد منابع ملی را در قاره سبز هم به حراج بگذارد؟

    احتمالاً اشاره وزیر نفت ایران به گزارش اخیر یورواستات بوده که درباره میزان صادرات نفت ایران به چهار کشور ترکیه، گرجستان، بلغارستان و لهستان صحبت کرده است. در میان این کشورها تنها ترکیه را می‌توان مشتری جدید نفت ایران برشمرد که عضو اتحادیه اروپا به حساب نمی‌آید.

    همچنین گرجستان تنها عضو ناظر اتحادیه به حساب می‌آید و دو کشور دیگر هم به حدی از ایران نفت وارد نکرده‌اند که بتوان سهمی برای آن قائل شد.

    طبق داده‌هایی که یورواستات منتشر کرده، این چهار کشور طی سه ماه نخست 2024 تنها 1937 تن نفت یا فراورده نفتی و اکثراً در یک محموله از ایران واردات داشته‌اند. حتی اگر تمام این محموله‌ها معادل نفت خام سبک در نظر گرفته شود، باید گفت کل این صادرات کمتر از 14 هزار و 200 بشکه بوده است.

    چنان‌که ایران تخفیفی برای کشورهای اروپایی در نظر نگیرد و هر بشکه نفت را در محدوده 80 دلار به فروش رسانده باشد، کل درآمد حاصل از آن یک میلیون و 113 هزار خواهد بود. رقمی که با آن حتی امکان واردات 20 دستگاه خودرو یا هزار دستگاه تلفن آیفون وجود ندارد.

    با این حال وزیر نفت همچنان با تاکید بر اینکه ایران فروشنده نفت به اروپاست، سعی در دستاوردسازی از اقدامات وزارتخانه متبوعش دارد.

    تخفیف نفتی بیش از 2 برابر انگشتان دستان اوجی

    نکته عجیب و ابهام‌برانگیز سخنان امروز اوجی به موضوع تخفیف نفتی بازمی‌گردد که او با قسم جلاله اعلام کرد میزان تخفیف از تعداد انگشتان دستانش کمتر است.

    البته در ابتدا باید گفت میزان تخفیف نفتی حتی اگر به اندازه یک دلار هم باشد، وزارت نفت و دولتی که اقدامی برای رفع تحریم نکرد، شاید در مراجع قضایی باید پاسخگوی این پرسش باشد که چرا منابع ملی را به شکل حراج در اختیار بیگانگان قرار می‌دهد؟

    اما امروز مسئولان دولت سیزدهم با افتخار اعلام می‌کنند که 800 تحریم جدید را به جان ایران خریده‌اند و در این شرایط نفت را با تخفیفی کمتر از 10 دلار در اختیار چین یا حتی اروپا قرار می‌دهند.

    این در حالی است که همین افراد و هم‌قطاران‌شان در مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری با پیش کشیدن موضوع قرارداد کرسنت و بدون اینکه پشتوانه‌ای برای ادعاهای خود داشته باشند، اتهاماتی به برخی از افراد وارد کردند که به ارزان‌فروشی گاز ترش ایران روی آورده‌اند؛ اما همین مسئولان خود نیز به ارزان‌فروشی نفت کشور اذعان دارند و تنها مساله‌شان سر میزان تخفیفی است که ارائه می‌دهند.

    حال اگر نقطه اتکای اوجی برای دستاوردسازی‌های خود رسانه‌های خارجی هستند، یورواستات در گزارش جدیدش به داده‌های فایننشال‌تایمز هم اشاره کرده که دو ماه پیش رسانه‌های دولتی ایران نیز مانور گسترده‌ای روی آن دادند.

    بر اساس گزارشی که این روزنامه در اوایل اردیبهشت امسال منتشر کرد، فروش نفت ایران در سه‌ماهه 2024 به یک میلیون و 560 هزار بشکه رسیده است؛ گرچه دولت سیزدهم صرفاً به تمرکز بر این داده علاقه دارد، اما نکات دیگری در این گزارش نهفته که شاید بد نب وزیر نفت به آن توجه داشته باشد.

    با توجه به درآمد 35 میلیارد دلاری صادرات نفت ایران در سال 2023 و میزان فروشی که برای آن اعلام شده، باید نتیجه گرفت وزارت نفت هر بشکه نفت ایران را با نرخ 61 دلار و 40 سنت به دست مشتریان رسانده است.

    چنین اتفاقی در حالی رخ داده که میانگین قیمت نفت ایران در سال 2023، 83 دلار تعیین شد؛ این بدان معناست که ایران هر بشکه نفت خود را با 22 دلار تخفیف به فروش می‌رساند. حال اگر چنین تخفیفی در تمام طول سال جریان داشته باشد، باید گفت ایران سالانه 12.5 میلیارد دلار بابت فروش نفت به خریداران نفت خود یعنی چین تخفیف می‌دهد.

    با این اوصاف، یا تعداد انگشتان دست جواد اوجی بیش از دو برابر دست انسان‌های معمولی است یا او از تخفیفی که ارائه می‌شود، آگاهی ندارد.

    بازگشت ترامپ بی‌تاثیر است؟

    وزیر نفت امروز بار دیگر به بی‌تاثیر بودن دولت‌های آمریکا بر میزان فروش نفت ایران اشاره کرد؛ موضوعی که مدت‌هاست مسئولان دولت سیزدهم بر آن تاکید می‌کنند تا تفاوت بین بایدن و ترامپ را نادیده بگیرند. اما فقط در یک مورد می‌توان به مقایسه صادرات نفت ایران در دوره برجام و تحریم‌های ترامپ پرداخت که در حال حاضر هم یک میلیون و 200 هزار بشکه کمتر از دوره برجام است.