برچسب: جنگ اقتصادی

  • شروع سخت‌ برای بورس در ۱۴۰۴ / نبض بورس ایران با جنگ اقتصادی ترامپ کندتر می‌شود؟

    شروع سخت‌ برای بورس در ۱۴۰۴ / نبض بورس ایران با جنگ اقتصادی ترامپ کندتر می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران در جهانی که جنگ‌های اقتصادی گاهی صدایشان از نبردهای نظامی بلندتر است، یک خبر کوچک هم می‌تواند اثری بزرگ بگذارد؛ حتی اگر پای کشوری درمیان باشد که صادراتش به آمریکا تنها ۲‌میلیون دلار در سال‌است. تصمیم دولت ترامپ برای اعمال تعرفه ۱۰‌درصدی بر کالاهای ایرانی، هرچند از نظر اقتصادی تاثیر مستقیم ناچیزی دارد، اما مانند جرقه‌‌‌‌‌ای در انبار باروت، فضای روانی بازار سرمایه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. سرمایه‌گذاران که پیش‌‌‌‌‌تر نیز زیر سایه تنش‌های سیاسی حرکت می‌کردند، این تصمیم را نه یک سیاست اقتصادی، بلکه پیامی از تشدید خصومت‌‌‌‌‌ها تلقی کردند؛ پیامی که بازار از آن نگران شد، حتی اگر در عمل هیچ کانتینری در مسیرش متوقف نشود.

    فروردین ۱۴۰۳: ثبات نسبی با چالش‌های منطقه‌ای

    در نخستین روزهای کاری فروردین ۱۴۰۳، بورس تهران با فضایی نسبتا مثبت آغاز به‌کار کرد. با وجود تعطیلات نوروزی و کاهش حجم معاملات، انتظارات مثبت از تداوم سیاست‌های حمایتی دولت و ثبات نسبی در بازارهای جهانی، باعث شد شاخص‌کل بورس با روندی آرام اما صعودی همراه شود. در این میان، سه صنعت اصلی بازار یعنی شیمیایی‌‌‌‌‌ها، فلزات اساسی و سیمانی‌‌‌‌‌ها به‌‌‌‌‌ترتیب با رشد ۴.۵درصدی، ۲.۵درصدی و ۲.۳درصدی، پیشتاز این بازدهی بودند و نقش مهمی در رشد ابتدایی بازار ایفا کردند.

    صنایع شیمیایی، به‌‌‌‌‌واسطه افزایش قیمت جهانی اوره و پیش‌بینی تداوم تقاضای بالا در فصل بهار، توانستند رشد قابل‌توجهی را تجربه کنند. فلزات اساسی نیز به‌دلیل افزایش نرخ جهانی مس و روی و همچنین کاهش نسبی هزینه‌های انرژی در داخل، مورد‌توجه قرارگرفتند. از سوی دیگر، سیمانی‌‌‌‌‌ها به‌‌‌‌‌واسطه شروع پروژه‌های عمرانی دولت و انتظارات مربوط به افزایش تقاضا در فصل ساخت‌‌‌‌‌وساز، عملکرد مثبتی از خود نشان‌دادند.

    با این حال، فضای نسبتا امیدوارکننده بازار چندان پایدار نماند. در تاریخ ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق، ورق بازار را برگرداند. این اقدام که به‌‌‌‌‌شکل گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یافت، منجر به افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال گسترش تنش‌های منطقه‌ای و واکنش نظامی ایران شد. به‌دنبال این رویداد، فضای بازار دچار تزلزل شد و موجی از بی‌‌‌‌‌اعتمادی میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرد.

    در روز معاملاتی پس از این حمله، شاخص‌کل بورس بیش از ۱۵‌هزار واحد افت کرد و به سطح ۲‌میلیون و ۲۴۵‌هزار واحد نزول یافت. در این روز، خروج سنگین پول حقیقی از بازار مشهود بود؛ به‌ویژه در نمادهای بزرگ گروه‌های پالایشی و پتروشیمی که بیشترین فشار فروش را تجربه کردند، همچنین گروه بانکی نیز به دلیل نگرانی از تبعات احتمالی تحریم‌های جدید یا افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، با افت مواجه شد.

    فعالان بازار که پیش‌‌‌‌‌تر به تداوم روند صعودی در بهار امیدوار بودند، با ابهامی جدی درخصوص آینده مواجه شدند. تحلیلگران هشدار دادند تداوم تنش‌ها می‌تواند چشم‌‌‌‌‌انداز بازار را برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها تیره کند، به‌ویژه اگر به اقدام متقابل‌نظامی از سوی ایران و پاسخ‌‌‌‌‌های زنجیره‌‌‌‌‌ای منجر شود. در مجموع، اگرچه فروردین۱۴۰۳ با نشانه‌هایی از ثبات و بازدهی مثبت آغاز شد، اما تحولات غیرمنتظره منطقه‌ای و شوک سیاسی حاصل از حمله به کنسولگری ایران، نشان‌داد که بورس ایران تا چه حد به متغیرهای بیرونی حساس است و چطور می‌تواند در عرض چند روز از فضای صعودی به مسیر نزولی کشیده شود. این تجربه یک‌‌‌‌‌بار دیگر ثابت کرد ریسک‌های ژئوپلیتیک همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌‌‌‌‌روی بازار سرمایه ایران هستند؛ چالشی که در سال‌بعد یعنی فروردین ۱۴۰۴، به شکل پررنگ‌تری تکرار شد.

    فروردین ۱۴۰۴: تنش‌های بین‌المللی و تاثیر آن بر بورس

    در فروردین ۱۴۰۴، تنش‌های سیاسی میان ایران و آمریکا به اوج خود رسید. دولت آمریکا، به‌‌‌‌‌رهبری دونالد ترامپ، تعرفه ۱۰‌درصدی بر کالاهای وارداتی از ایران اعمال کرد. این اقدام، همراه با افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، باعث افزایش نگرانی‌ها در بازارهای مالی شد؛ اگرچه حجم تجارت مستقیم بین ایران و آمریکا نسبتا کم است. برای مثال، در سال‌۲۰۲۳، ایران تنها ۲.۲۷میلیون دلار کالا به آمریکا صادر کرد که شامل نقاشی‌‌‌‌‌ها، مجسمه‌‌‌‌‌ها و بروشورها بود، با این‌حال اعمال تعرفه ۱۰‌درصدی توسط دولت ترامپ بر کالاهای وارداتی از ایران می‌تواند تاثیرات روانی و غیرمستقیمی بر بورس ایران داشته‌باشد. در قدم اول اعمال تعرفه‌‌‌‌‌ها می‌تواند نشانه‌‌‌‌‌ای از تشدید تنش‌های سیاسی و اقتصادی بین دو کشور باشد. این موضوع ممکن است باعث افزایش نگرانی‌ها درمیان سرمایه‌گذاران و کاهش اعتماد آنها به بازار شود. علاوه‌بر این اگرچه صادرات مستقیم ایران به آمریکا محدود است، اما این اقدام می‌تواند پیامدهایی برای روابط تجاری ایران با سایر کشورها داشته‌باشد. به‌عنوان مثال‌ در ژوئیه ۲۰۲۴، سناتور لیندسی گراهام پیشنهادی برای اعمال تعرفه ۵۰۰‌درصدی بر کالاهای کشورهایی که از ایران نفت خریداری می‌کنند، ارائه داد. این نوع اقدامات می‌تواند به کاهش تجارت بین‌المللی ایران و تاثیر منفی بر اقتصاد کشور منجر شود. گذشته از اینها تصمیمات این‌چنینی می‌توانند نشان‌دهنده افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک باشند که ممکن است بر صنایع کلیدی مانند نفت، پتروشیمی و فلزات اساسی تاثیر بگذارند. این صنایع نقش مهمی در بازار سهام ایران دارند و هرگونه تهدید علیه آنها می‌تواند باعث کاهش ارزش سهام و افت شاخص‌کل بورس شود، بنابراین به‌طور کلی اگرچه تجارت مستقیم بین ایران و آمریکا محدود است، اما اعمال تعرفه‌‌‌‌‌ها و سیاست‌های تجاری تنبیهی می‌توانند از طریق افزایش نگرانی‌های سرمایه‌گذاران، تاثیر بر روابط تجاری با سایر کشورها و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، فشار روانی و واقعی بر بازار سهام ایران وارد کنند.

    شروع سخت‌تر برای بورس در ۱۴۰۴

    در مقایسه با فروردین۱۴۰۳، سال‌۱۴۰۴ با چالش‌های بیشتری برای بورس آغاز‌شده، درحالی‌که در سال‌۱۴۰۳، بازار باثبات نسبی همراه بود و تنها در مواجهه با رویدادهای منطقه‌ای دچار افت شد، در سال‌۱۴۰۴، تنش‌های بین‌المللی و سیاست‌های اقتصادی آمریکا، فشار بیشتری بر بازار سرمایه وارد کرد. با توجه به شرایط موجود در فروردین ۱۴۰۴، می‌توان گفت؛ بورس ایران با شروع سخت‌‌‌‌‌تری نسبت به سال‌گذشته مواجه شده‌است. ابهامات و تنش‌های سیاسی و اقتصادی، فضای سرمایه‌گذاری را تحت‌تاثیر قرارداده و اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش داده‌است. با این‌حال، تجربه نشان‌داده‌است که بازار سرمایه ایران توانایی بازگشت و بهبود را دارد. در صورت کاهش تنش‌های سیاسی، بهبود روابط بین‌المللی و اتخاذ سیاست‌های اقتصادی مناسب توسط دولت، می‌توان انتظار داشت که شرایط به نفع بورس تغییر کند، بنابراین هرچند آغاز سال‌۱۴۰۴ با چالش‌هایی همراه بوده‌است، اما با مدیریت صحیح و کاهش ابهامات، می‌توان به بهبود شرایط در ادامه سال‌امیدوار بود.

  • پیش‌بینی یک کارشناس از آینده قیمت دلار / راغفر: ما در جنگ اقتصادی هستیم و نمی‌توان توقع زندگی معمولی داشت

    پیش‌بینی یک کارشناس از آینده قیمت دلار / راغفر: ما در جنگ اقتصادی هستیم و نمی‌توان توقع زندگی معمولی داشت

    به گزارش اقتصادران، تورم مزمن تبدیل به یک بیماری تاریخی در اقتصاد ایران شده است. یکی از عوامل تشدید تورم در کشور کسری بودجه بزرگ دولت است و عامل دیگر افزایش نرخ دلار که به معنای تضعیف پول ملی هم هست. در زمینه مقابله با کسری بودجه امروزه دو نگاه در میان اقتصاددانان غالب است؛ یکی نگاهی که معتقد است باید روند تاکنونی ادامه یابد یعنی دولت برای جبران کسری بودجه سراغ هزینه‌های عمومی مردم برود و با گران‌سازی برای خود درآمدزایی کند و در مقابل کارشناسان دیگری هم قرار دارند که فکر می‌کنند دولت باید از هزینه‌های زائد خود بکاهد نه اینکه توپ ناکارآمدی و کمبود درآمد را به سفره‌های مردم بیاندازد.

    در زمینه نرخ ارز نیز نگاه‌ها متفاوت است و بحث‌ها گسترده‌تر. این میان نگاه حسین راغفر در نوع خودش خاص است. او که در انتخابات به نفع مسعود پزشکیان اقداماتی انجام داده بود خیلی زود و با معرفی بخشی از مسئولان اقتصادی همراه با فرشاد مومنی به انتشار نامه‌های انتقادی دست زد. او در میان بحث‌هایی که برای یافتن مقصر گرانی اخیر دلار طرح شده، نگاهی متفاوت دارد و معتقد است در عمل دولت‌ها دیگر در ایران «کاره‌ای» نیستند و تنها باید هزینه‌های تحمیلی به بودجه را تامین کنند. عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا می‌گوید: ساختار اقتصادی شکل گرفته در سال‌های پس از جنگ در عمل کاری کرده که کشور دائم در مسیر تضعیف قدرت ریال حرکت کند.

    مشروح این گفتگو را می‌توانید در ادامه بخوانید.

    یک عامل ثابت در اقتصاد طی دهه‌های گذشته، تضعیف همیشگی ارزش ریال بوده است. کدام عوامل ساختاری این چالش را به رویه‌ای دائمی در ایران تبدیل کرده است؟

    مساله سیاست‌های ارزی کشور در ۳۵ سال گذشته از آن دسته مسائلی است که به خوبی می‌تواند ما را با بی انضباطی‌های مالی دستگاه حکمرانی رو به رو کند. حاکمان همواره هزینه این بی انضباطی‌های خود را با تنبیه مردم تامین کرده اند. به زبان ساده‌تر ابتدا به دولتها انواع هزینه‌های زاید را در غالب بودجه تحمیل می‌کنند و سپس وقتی امکان تامین این هزینه ها وجود ندارد از گلوی مردم می‌زنند. این نکته را ما در همین لایحه بودجه ۱۴۰۴ هم که دولت چهاردهم ارائه کرده است می‌توانیم مشاهده کنیم.

    یعنی فکر می‌کنید دولتها چون مجبور به تامین هزینه‌های اضافی می‌شوند ولی درآمد کافی ندارند، به اقداماتی می‌پردازند که به تضعیف ارزش ریال منجر می‌شود؟

    دقیقا همین طور است. این در حالی است که فشارهایی چون تحریم هم نهایتا سطح کسری بودجه بیشتر کرده و دولتها هم از همان ابتدا می‌دانند نمی‌توانند همه هزینه ها را تامین کنند و دچار بدعادتی می‌شوند و دنبال درآمدزایی بیشتر نمی‌روند. پس دیگر وقتی بودجه می‌نویسند درآمدها مثلا درآمدهای مالیاتی یا فروش نفت را طوری می‌نویسند که محقق نمی‌شود و نهایتا با اقدامات تورم زا این ناترازی را تامین می‌کنند.

    در واقع دولتی که از پس هزینه‌های تحمیلی بر نمی‌آید، مرتبا با بی ارزش کردن پول ملی از طریق ارزان سازی ریال و اقداماتی دیگر چون گران کردن افزایش نرخ حامل‌های انرژی که همواره در دست حاکمان بوده، در عمل زمینه لازم برای گرانی دلار را هم فراهم کرده است.به این ترتیب تداوم روند کنونی گران‌تر شدن نرخ ارز را می‌تواند به همراه داشته باشد هر چند که باید با اتخاذ تصمیماتی مانع از این اتفاق شد.

    کدام بخش از هزینه‌های کشور فشار بیشتری بر بودجه دولتی و منابع موجود آورده است؟

    از مهمترین علل رشد تورم در کشور ما، هزینه‌های ناشی از تحریمها علیه اقتصاد ایران است.این هزینه‌ها به شکل روز افزونی بیشتر شده است و فشار را به منابع اقتصادی کشور و دولت بیشتر هم کرده است. در واقع تحریم‌ها فشاری مضاعف را بر این مخارج داشته‌اند و همین هزینه‌ها توان دولت برای مهار تورم را کاهش داده است.

    چرا شما تنها به دوره پس از جنگ اشاره می‌کنید؟ مگر پیش از آن هدر رفت منابع یا تحمیل هزینه‌های مختلف وجود نداشت؟

    مساله اساسی این است که ما پس از جنگ با یک تغییر پارادایم در کشورمان مواجه شدیم. پیش از آن هم کشور ما در یک وضعیت «اضطراری» قرار داشت ولی ارزش اصلی حاکم بر سیاستگذاری کشور، تامین مایحتاج مردم خصوصا اقشار ضعیف جامعه بود. پس از جنگ عده‌ای می‌خواستند تلقین کنند که ما در یک وضعیت «نرمال» قرار داریم و باید زمینه یک زندگی «معمولی» در داخل را فراهم کنیم که از نظر آنها با یک اقتصاد بازاری که مبنایش سود فردی است چنین چیزی محقق می‌شد.

    این تغییر پارادایم آنقدر عمق یافت که ما با پدیده غارت و چپاول اموال عمومی تحت لوای اقتصاد بازار مواجه شدیم و کاری کردند که منابع بزرگی هم از کشور خارج شوند. کار به جایی رسیده که ما سالانه با کمبود چیزهای اولیه‌ای چون پیاز و سیب زمینی هم مواجه می‌شویم که این نیز نمودی از ناکارآمدی سیاستگذاری است. ائتلافی در سالهای پس از جنگ شکل گرفت و بر کشور حاکم شد و هنوز هم هست که اقتصاد را طوری سازمان داد که عده‌ای خاص از آن بهره ببرند و مردم دائم در آن فقیر شوند.

    علاوه بر این سه عامل که گفتید چه عوامل دیگری کشور را در تامین نیازهایش دچار مشکل کرده است؟

    عامل مهم دیگری که باید به آن اشاره شود باز گذاشتن دست نهادهای قدرتمند و ذی‌نفوذ برای اینکه هر طور خواستند از این اقتصاد درآمدزایی کنند. این امر تا آنجا تعمیم یافته که حتی با نام تامین امنیت هم برخی شروع به پول در آوردن کردند. پس نهادهایی که باید با قاچاق و از جمله قاچاق سوخت که چالش مهم امروز کشورمان است مقابله کنند، خودشان هم سراغ به اصطلاح کاسبی رفتند.

    شما برای دولت چهاردهم در اینجا چه نقشی قائل هستید؟

    رویکرد دولت فعلی هم تفاوت چندانی با گذشته نکرده است. به طور مثال به اقدام دولت جهت اعطای سه و نیم میلیارد دلار ارز برای واردات خودرو. اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که در شرایطی این اقدام صورت گرفته که دو سال پیاپی دولت حاضر نشده ۶۰۰ میلیون دلار برای واردات نهاده‌های داروی مورد نیاز داخلی اختصاص دهد. درواقع دولت فعلی هم از سر ناچاری در حال پیمودن مسیر دولتهای گذشته است.

    فکر می‌کنید این وضعیت ناترازی‌ها و بحرانها قابل حل هستند؟

    اول همانطوری که گفتم باید بپذیریم که حاکمیت سازنده این ناترازی‌های موجود بوده است. اتلاف منابع موجب تشدید این بحرانها شده و می‌شود. منابع ارزی کشور ما اگر درست مدیریت شوند، به مراتب بهتر از امروز می‌شد کشور را اداره کرد. ما سال گذشته ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمدهای ارزی داشتیم ولی با اتلاف گسترده منابع چه توسط مافیاهای خصولتی و چه خصوصی این منابع نه تنها وارد کشور نمی‌شوند که به شکل ملک و زمین در کشورهای همسایه سرمایه گذاری شده است. طبیعی است با این سطح اتلاف منابع نتوان کشور را به مسیر درست هدایت کرد.

    راه حل امروز کشورمان چندان پیچیده نیستند. از نظر اصولی همان راه حلهایی هستند که در زمان جنگ انجام شدند و موجب شدند در سال ۶۵ کشور تنها با ۷ میلیارد دلار اداره شود ولی همانطوری که گفتم اکنون ۱۰۰ میلیارد دلار هم برای اقتصاد ایران نمی‌تواند اثربخشی داشته باشد زیرا شبکه‌ای از ذی نفعان پرقدرت از این وضعیت بهره می‌برند.

    با فرض ثابت ماندن شرایط فعلی مانند تحریم، راه حلی برای خروج از وضع فعلی می‌توان متصور بود؟

    ما راه حلهای مشخصی برای این مساله داریم. تحریم نوعی جنگ است، جنگ اقتصادی که پس از پایان جنگ هشت ساله به اشکال مختلف علیه ایران ادامه داشته است. باید کسانی که می‌خواهند با حرف وضعیت کشور را «نرمال» نشان دهند برخورد کنیم. در همان زمان جنگ هم این افراد بودند و دوست داشتند وانمود کنند که جنگ منحصر به یک بخشی از مناطق مرزی و خود جبهه‌ها ولی باید بپذیریم پس از انقلاب ۵۷ هرگز ما در یک وضعیت نرمال نبوده‌ایم.

    در یک وضعیت غیرطبیعی مانند ایران، تقاضای ارز افزایش می‌یابد. این در حالی است که محدودیت منابع در وضعیت بحرانی همواره وجود خواهد داشت و نیازهای اساسی مردم ممکن است به بازیچه این نوسانات قیمتی تبدیل شود. ما با یک فساد قدرتمند شکل گرفته در اقتصادمان مواجه هستیم که در تلاش برای خروج منابع ارزی هستند. اقداماتی چون اختصاص ۳.۵ میلیارد دلار برای واردات خودرو و یا فساد نزدیک به ۴ میلیارد دلاری چای دبش از جمله این دسته از اقدامات هستند.

    دلیل نوسانات فعلی بازار ارز را چه می‌دانید؟

    من نقش نهادهای بالادستی را بیشتر می‌دانم. در حقیقت تصمیمات غیراقتصادی و عوامل سیاسی چون تحریم و … عامل بروز این بحران هستند. باید قبول کنیم دولت ما امروز یک دولتی نیست که بتواند با تصمیمات اقتصادی مشکل اقتصاد را برطرف کند.این دولت حتی اجازه تنظیم بودجه را هم ندارد و به همین دلیل مسئولان اقتصادی کاره‌ای نیستند.

    اینکه برخی مدعی هستند حامیان حفظ ارز نیمایی دلواپسان هستند چقدر درست است؟

    اولا  ارز نیمایی در دوره خود همتی ساخته شده است، نه کسانی چون من که منتقد روندهای فعلی کشور و گران‌سازی‌های ارزی هستیم. خودشان یک کارهایی می‌کنند و بعد طرفدارانشان می‌گویند ما لیبرال و ضد رانت هستیم. چنین نیست . من کاری به اطرافیان افراد و وزرا ندارم  و فکر می‌کنم همانطوری که صحبتهای خود آقای همتی در ۱۴۰۱ نشان می‌دهد، او نیز خیلی موافق اقدامات انجام شده نبوده و نیست اما ناچار است از آن دفاع کند.

    اما در مورد دلواپسان و واژگانی از این دست که بیشتر هم به شکل غیرمنصفانه به دیگران اطلاق می‌شود باید بگویم که افزایش نرخ ارز تنها و تنها به سود صاحبان ثروتها و سرمایه‌های بزرگ تمام می‌شود. افزایش نرخ ارز این طور نیست که به زیان همه تمام شود بلکه برندگانی دارد که هر بار کشور را در این دست انداز می‌اندازد. در این فضا لازم است تدبیر کنیم . با اتخاذ تصمیماتی که بتواند جنگ اقتصادی غرب علیه ایران را خنثی کند، نسبت به مهار تورم، حفظ ارزش ریال و … اقدام کنیم . باید باور کنیم شرایط ما نرمال نیست پس برای نرمال کردن شرایط لازم است تدابیری در دستور کار قرار گیرد.

  • مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید!

    مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد با انتقاد از گزارش منتشر شده توسط وزارت کار که در آن عنوان شده اندازه جمعیت فقیر کشور در سال ۱۴۰۲ کاهش پیدا کرده است، درباره روش شناسی تهیه آن گزارش وزیر کار فعلی را به مناظره دعوت کرد می‌کنم و گفت: در این مناظره برایتان آشکار خواهم کرد که چون عموما در چهارچوب مناسبات رانتی، افرادی که به مسئولیت‌های کلیدی گماشته می‌شوند اهلیت حرفه‌ای را ندارند به خوبی می‌توانند آلت دست مناسبات قرار بگیرند. چنین گزارشی به مسئولان کشور می‌دهند و بعد آن مسئول می‌گوید پس من راحت بروم و بخوابم! از او نمی‌پرسند مگر شما چه کرده‌اید که جمعیت فقیرتان کاهش پیدا کرده!؟

    ریشه اصلی همه بحران‌های کنونی ایران به مناسبات رانتی برمی‌گردد

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس موسسه «مطالعات دین و اقتصاد» که در نشست بررسی «بحران رفاه و تامین اجتماعی» در محل این موسسه سخن می گفت، با یادآوری اینکه علامه طباطبایی در بحث‌های مربوط به اصول فلسفه و روش رئالیسم این بحث را مطرح می‌کنند که حل و فصل هر مسئله‌ای یک سلسله مقدمات ادراکی دارد و برای برون رفت از بحران باید آنها را با دقت شناسایی کرد، اظهار داشت: ریشه اصلی همه بحران‌های کنونی ایران به مناسبات رانتی برمی‌گردد و مقدمه ادراکی تداوم مناسبات رانتی این است که بحث از یک سطح نادرست یا از یک مکان نادرست مورد توجه قرار بگیرد.

    علم را فصل الخطاب قرار دهید

    وی ادامه داد: آنچه که به عنوان هدیه‌ای به کل ساختار قدرت و به ویژه دولت جدید می‌توانیم تقدیم کنیم، این است که باید ابتدا مسئله اندیشه‌شان را در این زمینه حل و فصل نمایند و برای این کار نقطه عزیمت درست را انتخاب کنند. تعدادی از بزرگترین متفکران قرن بیستم می‌گویند اگر هر کشوری بخواهد نجات پیدا کند ابتدا باید علم را فصل الخطاب قرار دهد. اگر غیر از این باشد به هر جای دیگری حواله داده شود، حتی اگر حداکثر حسن نیت را هم داشته باشند فایده ندارد.

    چرا کتاب اقتصاد مطهری خمیر شد!؟

    این اقتصاددان، با تاکید بر اینکه گفته می‌شود اقتدارهای مبتنی بر پول، زور و فریب باید جای خود را به اقتدارهای مبتنی بر علم دهد، یادآور شد: بعدها در تاریخ خواهند نوشت کتاب «مبانی اجمالی اقتصاد اسلامی» مطهری را به دلایلی خمیر کردند که اکنون جزء بدیهیات اولیه معتقدان جدی سرمایه‌داری است اما ایده‌ای که مطهری مطرح کرده بود را با برچسب سوسیالیسم کوبیدند. خود این مساله نشان می‌دهد این جوسازی‌ها که یک بار هاله تقدس مذهبی روی آن می‌کشند و بار دیگر شکل مدرن به آن می‌دهند، همه بازی ای برای این است که فریب، با همه سوء کارکردهایش در ایران ادامه داشته باشد. از این جهت است که امثال شهید بهشتی و شهید مطهری می‌گفتند اگر با هر بهانه‌ای، آزادی‌های مشروع را محدود کنید، آبروی دین را می‌برید و کشور را دچار انحطاط می‌کنید.

    تفکری ساخت مجتمع فولاد ایران در بندرعباس را توطئه استکبار جهانی می دانست! / با5برابر شدن هزینه، مجتمع فولاد به مبارکه منتقل شد!

    مومنی ادامه داد: یک باره ابتدای انقلاب، کسانی که من به آنها برچسبی نمی زنم؛ چرا که خودشان به اندازه کافی دارند، هویی راه انداختند که تصمیم برای ساخت مدرن ترین مجتمع فولاد ایران در بندرعباس، توطئه استکبار جهانی است. وقتی درباره علت این تحلیل از آنها سوال پرسیده می شد، می گفتند در این منطقه، تاسیسات ساخته شده به راحتی به دلیل آب و هوای خاص کنار دریا، خوردگی پیدا می کنند! خدا می داند با چه مرارتهایی و با بالغ بر 5 برابر کردن هزینه های استقرار، کارخانه را در مبارکه اصفهان مستقر کردند و وقتی آرامش حاصل شد، نتایج تحقیقات نشان داد 75درصد واحدهای فولادی دنیا کنار دریا مستقر هستند. در اثر این مافیای فریب و رسانه محور، ما چه هزینه هایی می پردازیم!

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه اینکه می گوییم اقتدارهای مبتنی بر پول، زور و فریب باید جای خود را به علم بدهد، مساله ای بسیار بزرگ است، اضافه کرد: یکی از راهگشاترین حرفهایی که مطهری در آن کتاب زد، این بود که نقد بسیار عالمانه و ژرف اندیشانه ای به اسلوب اندیشه ورزی فقیهان ایران کرده بود. هر کس مطهری و اندیشه ها و سلوکش را می شناخت، می فهمید که کمتر کسی بود که در قرن بیستم در میان روحانیان، نسبت به صنف روحانی غیرت داشت. هر کس غیرت داشته باشد، بی پرواتر نقد می کند. این از بیچارگی در ایران است که تا یک نفر در ایران نقد می کند، تصور می شود او دگراندیش، برانداز یا اپوزوسیون است. بسیار جالب است که رانتی ها هم به این باور احمقانه دامن می زنند و خیلی از حکومتگران فاقد صلاحیت یا کم صلاحیت هم این را می پذیرند و تصور می کنند هر کسی بیشتر چاپلوسی کرد، بیشتر مدافع نظام است. خیلی تلخ است و از این نظر، گویی ما چند صد سال است تکان نخورده ایم و این ماجرای عجیبی است.

    بازخوانی کتاب خمیرشده مطهری ضرورت بزرگ اندیشه ای

    مومنی با بیان اینکه مطهری در آن کتاب، کوبنده ترین نقدها را به روش شناسی فقه وارد کرده است، ادامه داد: مطهری می گوید برخی فقیهان ما بزرگترین مقصران انحطاط اندیشه ای هستند و به اینکه ما بتوانیم اسلامی متناسب با اقتضائات زمانه ارائه کنیم، کمک بایسته ای نکردند. اینکه می بینید اکنون تعداد روحانیونی که وقتی حرف می زنند، آدم از مسلمان بودنش شرم می کند، بالا است به این دلیل است که هشدارهای امثال مطهری و بهشتی مورد توجه قرار نگرفت. مطهری می گوید اسلوب اندیشه ورزی فقهی ما، در فهم سرمایه داری و عدالت خطاهای بزرگ کرده و این خطاها را در آنجا برشمرده و بازخوانی آن کتاب خمیر شده، بسیار می تواند به نجات کشور از این انحطاط اندیشه ای که به نام اسلام، برخی از روحانیون را دچار کرده، کمک کند.

    تا عدالت در مرکز قاعده و قانون قرار نگیرد، نمی‌توان اخلاق را رایج کرد

    این استاد دانشگاه توضیح داد: بحث ایشان این است که سیستم فقاهت ما، با موضوع سرمایه داری، نه به مثابه یک مساله مستحدثه، بلکه با همان رویکرد جزء نگر و موردی اندیش فقهی، برخورد کرده و می گوید تا این گونه باشد، شما نمی توانید فهم مقتضی زمان به نام اسلام پیدا کنید. در مورد عدالت هم آقای مطهری می گوید گرایش غالب این است که رویکرد مقدس مآبانه جاهلی به فهم مساله عدالت سیطره داشته است. تعبیر بسیار تکان دهنده ای دارد، در مناسبات رانتی هر میزان که کرکره عقل را پایین بکشند و ضریب اهمیت احساسات و عواطف را بالا ببرند، مناسبات رانتی پایدارتر می‌شود در آنجا مطهری می‌گوید شما اگر فهم بایسته از عدالت نداشته باشید، علم، عقل و اخلاق رشد نخواهد کرد. اکنون باید به آنها که اظهار فضل دلسوزانه می‌کنند و می‌گوید راجع به اخلاق فکری کنید گفت چه از نظر اسلام و چه از نظر متفکران بزرگ فلسفه سیاسی، تا زمانی که مسئله عدالت را در مرکز قاعده و قانون خود قرار ندهید، نمی‌توانید اخلاق را رایج کنید. با اینکه هر سال گزارش‌های انحطاط از نظر هنجارها بیشتر می‌شود اما باز به جای اینکه با فهم عالمانه، ریشه‌های اصلی مسئله را شناسایی کنند مرتبا بودجه نهادهای موعظه‌گر را افزایش می‌دهند.

    با تداوم مناسبات رانتی، فقر، فساد و انحطاط اخلاقی و تمدنی اجتناب ناپذیر است / این روند قابل ادامه نیست

    مومنی خاطرنشان کرد: ستون فقرات سرمایه‌داری جدید، تحول فناورانه است و این تحول فناورانه باعث شده مسیرهای چندین هزار ساله ای که بشر طی کرده تا به حدی از بنیه تولیدی برسد، در عرض کمتر از 250 سال، هزاران برابر آن چندهزار سال، بشر بنیه تولیدی پیدا کرده و سرمایه داری جدید روی تولید فناورانه بنا شده است. اکنون ماجرا این است که اگر بخواهید به صورت اصولی، گرفتاری های ایران را ریشه یابی کنید، بسیار شفاف و صریح باید به حکومتگران بفهمانید که با تداوم مناسبات رانتی، فقر، فساد و فلاکت و انحطاط اخلاقی و سقوط تمدنی اجتناب ناپذیر است. باید متوجه شوید که این روند قابل ادامه نیست.

    آنها که با حرفهای هیجانی به استمرار مناسبات رانتی رای می دهند، در خدمت بیگانگانند

    وی ضمن اشاره به اظهارات یکی از سخنرانان مراسم بزرگداشت میرمصطفی عالی نسب درباره مقایسه ارزش قیمت نفت خام ایران با ارزش شرکتهای بزرگ فناوری در دنیا، توضیح داد: اگر فرض کنیم، که قیمت فروش نفت خام در قله های تجربه شده در تاریخ نفت، شدنی باشد، اگر ایران 80 سال کل عایدات حاصل از صدور نفتش را بفروشد می تواند یکی از شرکتهای دانایی محور آمریکا را بخرد. ببنید  چه قیاس تکان دهنده ای است!؟ بعد البته ماجراهای دیگری هم درباره حد و حدود کشور ما و ادعاهایی که مطرح می کنند، پیش می آورد. با ژستهای مشکوکی هلیم چه کسی را هم می زنند! ظاهرش این است که غیرتهای خاصی، نیروی محرک حرفهای هیجانی و توخالی است، اما به باطن آن که نگاه می کنیم، چون رای به استمرار مناسبات رانتی می دهد، در خدمت بیگانگان است.

    به آنها که با رگهای بیرون زده، مانع آزاداندیشی می شوند، شک کنیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، همه راه های نجات، عزت، اعتلاء و شکوفایی فرهنگی و تمدنی و بلوغ اخلاقی به بنیه تولیدی وصل می شود، یادآورشد: تولید در اینجا به مثابه نظام حیات جمعی دیده می شود که همه عناصر مادی و معنوی، در فرایندهای تصیم گیری و تخصیص منابع، حتی نظام آموزشی و سیستم حمل و نقل کشور باید در خدمت و معطوف به خلاقیت و تولید باشد. در غیر این صورت صورت نجاتی نیست. اگر دیدید یک نفر رگ گردنش بیرون زد و جلوی آزاداندیشی را گرفت و هزینه فرصت نوآوری و خلاقیت اندیشه ای را بالابرد، به او شک کنید. هیچ دور از ذهن نیست که او آگاه یا ناآگاه، آلت دست بیگانگان شود. ظاهرش این است که می گوید اعصابم خرد است که ارزشها زیر سوال رفته؛ در حالی که بزرگترین حامیان ارزشها، می گویند اسلام دین منطق است و نه دین هتاکی، چماق و آتش زدن اندیشه های رقیب. اینها دین را به این ترتیب لجن مال می کنند.

    پزشکیان باید برای ایجاد بستر تغییر ریل، گفت و گوی ملی ایجاد می کرد / در چارچوبی که پزشکیان تاکنون جلو رفته، آبی برای کشور گرم نمی شود

    به گفته مومنی؛ هر کس که خیرخواهِ عالمِ دولت پزشکیان بوده، تاکید کرده در صورت تداوم ریل حکمرانی موجود، این دولت هم محکوم به شکست و بدنامی است. اگر آقای پزشکیان از دریچه اندیشه توسعه، تیم صاحب صلاحیتی می داشت، باید تمام انرژی شان را می گذاشتند دراین چند هفته با حداکثر ظرفیت و توان درباره مولفه های کلیدی این تغییر ریل، گفت و گوی ملی راه می انداختند. اکنون هم این گونه نیست که اگر متوجه شدید و پذیرفتند، بگویند دیگر زمان گذشته است! بلکه هر لحظه ای شروع کنند، از شروع نکردنش بهتر است. آنها که حامی واقعی او هستند و امیدوارند آبی برای ایران گرم شود، تاکید دارند در چارچوبی که تاکنون ایشان جلو رفته است، آبی گرم نخواهد شد.

    تغییر در ظواهر شیوه گزینش، تغییر در کارکرد ایجاد نمی کند

     این استاد دانشگاه افزود: این شیوه ای که اجازه می دهید حرفهای بی ضابطه و غیر برنامه محور در اطرافتان زده شود، و این شیوه ای که برای گزینش همکاران، در دستور کار قرار دادید، ممکن است از نظر ظواهر نسبت به دولتهای قبلی تغییراتی کرده باشد، اما خواهید دید که از نظر کارکرد، هیچ تفاوتی پدیدار نمی شود.

    چاپلوسی، تملق و اغراق را متوقف کنید / رویه نقد مشفقانه و عالمانه را در دستور کار قرار دهید / کل ساختار نهادی ایران علیه تولید و به نفع مناسبات رانتی سامان پیدا کرده

    مومنی تاکید کرد: بسیار صمیمانه و مشفقانه می گویم دوستداران واقعی ایران و نظام جمهوری اسلامی، روند چاپلوسی، تملق و اغراق را متوقف کنند. رویه نقد مشفقانه و عالمانه را در دستور کار قرار دهند و گفت وگوی ملی درباره طول و عرض تغییر ریلی که نیاز داریم را ایجاد کنند. این شاید حیاتی ترین و فوری ترین نیازی است که کشورمان دارد. اگر در این چارچوب بگویند، پیشنهاد شما در این زمینه چیست، می گویم بیایید به تولید به مثابه نظام حیات جمعی نگاه کنید و بعد به این مساله توجه کنید که کل ساختار نهادی ایران اکنون علیه تولید و به نفع مناسبات رانتی سامان پیدا کرده. بنابراین تغییر ریل به این معنا است که کل ساختار نهادی را در جهت تولید فناورانه بازآرایی کنید و در این زمینه، هر میزان که به سطوح بالای قدرت و ثروت می رسید، این فهم ضریب اهمیتش بیشتر می شود. چون در آن شرایط، این گونه نیست که چنین چیزی به تنهایی به دست قوه مجریه قابل حل و فصل باشد. از بالا تا پایین باید اصلاح شود. ساختار اندیشه ورزی فقهی ما هم  آن طور که مطهری و بهشتی گفتند هم باید متحول شود. حسن و قبح ذاتی افعال، عقل محوری و عدالت محوری، مبنای اندیشه ورزی به نام اسلام باشد.

    اگر از تولید مدرن غافل شدید، دست‌نشانده خارجی‌ها خواهید شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: در حیطه اندیشه ورزی علمی مدرن هم نیازمندیم که به شکل متناسب این قضیه دیده شود. در این چهارچوب مدرن هر کس که به تولید نگاه کرده است ویژگی میل به فراگیری و تسلط را در تولید فناورانه عمده می‌کند. شاید یکی از عالی‌ترین و فشرده‌ترین روایت‌ها در این زمینه را استاد فقید «علی رضاقلی» در کتاب «سراب گرایی صنعتی در نظام قبایلی ایران» توضیح داده است. ایشان می‌گوید اروپا سیطره استعماری اش به دنیا را از قرن پانزدهم آغاز کرده بود، اما در فاصله قرن ۱۵ تا ۱۹ حدود ۷ درصد کل دنیا را تحت سیطره داشت؛ اما در قرن نوزدهم که تولید فناورانه اوج گرفت یک باره سیطره اروپا از ۷ درصد دنیا به ۸۷ درصد دنیا رسید. این میل به سیطره، به معنای این است که اگر از تولید مدرن غافل شدید، دست‌نشانده خارجی‌ها خواهید شد. اگر آنها درباره کشوری صلاح بدانند که استقلال صوری و ظاهری بدهند و کاری با آن نداشته باشند، نباید دچار توهم شد، بلکه باید دانست که تحت سیطره‌اند.

    با ضعف بنیه تولیدی، گسترده و عمق وابستگی دائما افزایش می‌یابد

    مومنی با تاکید بر ضرورت ایجاد بحث در خصوص مفهوم ادراک‌های نوین از امپریالیسم و وابستگی،اظهارداشت: مدتی پیش، آقایی به عنوان اقتصاددان، ژست گرفته بود و می‌گفت بحث از وابستگی، بحث دوره بچگی اوست و اکنون ما مفهوم «وابستگی‌های متقابل» را داریم! در نهایت خضوع می‌گویم اگر حمل بر صحت کنیم، به خاطر فهم نزدیک به صفر او از مسئله توسعه است که چنین درکی از وابستگی پدیدار شده! «وابستگی متقابل» در جایی رخ می‌دهد که بنیه‌های تولیدی، همتراز باشند. وقتی شکاف این همترازی، دائما بیشتر می‌شود، وابستگی بسیار جدی‌تر موضوعیت دارد؛ اما چون مشخصه کلیدی وابستگی در دوران مدرن این است که به موازات نوآوری‌های علمی و فنی، مرتبا پیچیده‌تر و نامرئی‌تر می‌شود، غیر متخصص‌ها نمی‌بینند، در نتیجه اصل وجود آن را انکار می‌کنند. در حالی که گستره، عمق و سیطره‌اش دائما در حال افزایش است.

    غفلت از ارتقای بنیه تولید، امنیت ملی را مخدوش می کند

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، تاکید کرد: هزینه فرصت غفلت از ارتقاء بنیه تولید فناورانه کشور این است که امنیت ملی مخدوش می‌شود. این را همه متفکران بزرگ مطرح کرده‌اند و زنده یاد «رضاقلی» به عالی‌ترین شکل در کتابش شرح داده است. اما آنچه که اکثریت قاطع متفکران این حیطه به آن توجه نکردند، این است که تولید فناورانه مدرن، از یک قدرت بی‌نظیر در طول تاریخ بشر در خلق تقاضاهای مصرفی و خلق نیازهای جدید هم برخوردار است.

    مومنی توضیح داد: متفکران بزرگ توسعه می‌گویند از ربع پایانی قرن بیستم، سرمایه‌داری جدید، دوباره تحول دیگری پیدا کرده است. در واقع از ابتدای شکل‌گیری جامعه بشری تا ربع پایانی قرن بیستم، عنصر محوری شکل‌گیری هویت اشخاص، شغلشان و نوع مشغولیت تولیدی آنها بوده است، اما از ربع پایانی قرن بیستم وارد مداری شدیم که در آن سبک زندگی، عنصر محوری هویت یابی افراد است و در تعیین نوع سبک زندگی هم، ستون فقرات الگوی مصرف است. آنها که در آن دوره طولانی مدت که تولید مبنای هویت یابی بوده، نتوانستند اقتضائات تولید فناورانه را رعایت کنند اکنون که بحث تولید به حاشیه رفته است، با دشواری زیادی مواجه خواهند بود.

    ظرفیت‌های نهادی ایرانیان برای تکمیل کردن انقلاب کشاورزی هم ماجرا دارد

    وی یادآورشد: متاسفانه هنوز ظرفیت‌های نهادی ایرانیان برای تکمیل کردن انقلاب کشاورزی هم ماجرا دارد، همین اکنون مقامات رسمی قوه قضاییه می‌گویند یک سوم کل پرونده‌های قضایی در ایران بر سر مالکیت زمین است. شما که هنوز از حساب و کتاب دارایی‌های ملموس ناتوان هستید چگونه می‌خواهید بر حقوق مالکیت فکر و تالیف، تضمین ارائه دهید!

    حرث و نسل ایران در اسارت آنها است که بنیه تولیدی قوی‌تری نسبت به ما دارند

    این اقتصاددان با بیان اینکه در شرایط کنونی شاهد هستیم ویژگی کلیدی جهیزیه‌ها این است که دائما ضریب اهمیت آن بخش از جهیزیه که دیگر بنیه تولیدی کشور قادر به تامین آن نیست افزایش می‌یابد، اضافه کرد: حالا آن آقا که می‌گوید دوره وابستگی دیگر تمام شد، پاسخ دهد چه فهمی از وابستگی دارد! ببینید چگونه حرث و نسل ایران در اسارت آنها است که بنیه تولیدی قوی‌تری نسبت به ما دارند! اگر قرار بود کارهای ایران با ادعا سامان پیدا کند هزاران سال پیش باید سامان می‌یافت. به عمل کار برآید.

    ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است / 89 درصد فقرای ایران، شاغلان امروز و دیروزند / از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه تا زمانی که این تغییر ریل اتفاق نیفتاده از هر دریچه‌ای که وارد شوید می‌بینید ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است، گفت: بنیادی‌ترین مطالعه‌هایی که در ایران صورت گرفته، می‌گوید ۸۹ درصد فقرای ایران، شاغلین سابق و لاهق هستند به این معنا که چون شاغلین ما مشاغل بی‌کیفیت و اغلب غیرمولد و غیرمدرن دارند، متناسب با آن مصرف‌های جدید خلق شده نمی‌توانند خلق ارزش کنند؛ بنابراین اگر همچنان این توهم باقی بماند که ما می‌توانیم با استمرار مناسبات خام فروشانه کشور را اداره کنیم، از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت. در چارچوب مناسبات رانتی، افرادی ژست دلسوزی هم می‌گیرند و می‌گویند اگر نفت خام فروشی اشکال دارد، پس برو سنگ آهن بفروش! ‌عده‌ای هم می‌گویند راه نجات ایران توریسم است در حالی که توریسم از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری زیرساخت‌هایی می‌خواهد که وقتی آن را لحاظ می‌کنیم، جزء سرمایه برترین رشته فعالیت‌ها می‌شود.

    دست اندازی رانتی به شرکت‌های خودروسازی فاجعه آفرین شده

    وی با اشاره به عدم وجود برخی زیرساختهای در زمینه توسعه توریسم، به مشکلاتی مانند مسائل رستورانهای بین راهی و وضعیت راه های کشور اشاره کرد و ادامه داد: باید به مقامات راهنمایی و رانندگی بگوییم این چه پشت پرده‌ای است که شما کار اصلی‌تان را رها کرده‌اید مرتب سینه می‌زنید و می‌گویید اگر می‌خواهی تصادفات جاده‌ای کم شود واردات خودروهای خارجی را آزاد کنید! یعنی همه مسایل دیگر مهیا است!؟ مثلا جاده‌های ما کاملا ایمن هستند!؟ اگر جاده نا ایمن باشد خودروهای مدرن‌تر وارد کنیم، آیا تصادفاتمان کم می‌شود!؟ واقعا در مناسبات رانتی، همه چیز از جلد خود بیرون می‌رود. به جای اینکه بگویند چه کمبودهایی در زمینه آموزش مردم در رابطه با رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی داریم و یا چه کنیم که هزینه فرصت خلافکاری در رانندگی کاهش پیدا کند، برای ما نقش وزیر صمت پیدا می‌کنند! وزیر صمت ما هم که مسئول تولید در کشور است تمام هم و غمش واردات شده! شما مسئول تولید کشور هستی، به ما بگو چرا انقدر دست اندازی رانتی به شرکت‌های خودروسازی فاجعه آفرین شده! افراد ناآگاهی که بر سر کار تخصصی صنعت خودرو گذاشتید، بلا بر سر کیفیت تولید خودرو در ایران ‌آوردند. بعد مافیاهای واردات می‌گویند، چون بنیه تولید ما اینگونه است از تولید صرف نظر کنیم، به سراغ واردات برویم! بعد می‌بینیم یک کاندیدای ریاست جمهوری با کاندیدای دیگر بحث می‌کنند تمام دعوایشان این است که شما سر کار بودید چرا واردات خودرو را آزاد نکردید!؟

    مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید! / با مسائلمان متوهم برخورد می‌کنیم

    مومنی گفت: ببینید چه مواردی را در مجلس قانون می‌کنند!؟ روشن است که در چارچوب مناسباتی که توسعه در آن در حاشیه باشد، مجلس هم با کیفیت و توسعه فهم نیست. برآیند تصمیم‌ها نشان می‌دهد آنها در حد نصاب نیستند و تصمیم‌های مشکوک و ضد توسعه ملی اتخاذ می‌کنند. به جای اینکه همتشان را بر سر این بگذارند که کیفیت تولید داخلی را بالا ببرند، می‌گویند واردات را تسهیل کنیم! خود را به ندانستن می‌زند، اما گزارش‌های رسمی می‌گوید خودروهای فعال موجود ایران بیش از ۳۰ میلیون است و بعد می‌گویند ما این بازار را با مجوز ۲۰۰ هزار واردات خودرو متعادل می‌کنیم! این چه فهم از تعادلی است!؟ هرجا به مردم برسد می‌گویند متوجه نیستید که در جنگ اقتصادی هستیم!؟ در حالی که باید گفت شما در جنگ اقتصادی، خودرو لوکس و لوازم آرایش وارد کنید!؟ نمی‌شود که با یک بام و دو هوا کشور را اداره کرد. بحث بر سر این است که وقتی شما از ریل اصلی یعنی نگاه به تولید به مثابه نظام حیات جمعی خارج می‌شوید، همه چیز از قواره خود خارج و متناقض می‌شود و این گونه می‌شود که ما تا این میزان متوهم با مسائلمان برخورد می‌کنیم.

    اجرای سیاست خطای حذف ارز ترجیحی، با چه بهایی برای کشور تمام شد!؟ / 10برابر پرداخت ماهیانه، یک باره پرداخت شد! / دعوت از وزیر رفاه برای مناظره درباره ادعای کاهش جمعیت فقیر در سال 1402

    این استاد دانشگاه افزود: بعد در ادامه مسیر، سراغ شیوه‌هایی می‌روند که هیچ نسبتی با علم، عقل و اخلاق ندارد. در زمان حیات آقای رئیسی، بیانیه‌ای تهیه کرده بودم اما به مناسبت فوت ایشان از انتشارش صرف نظر کردم. واقعا روشن نیست چه خبر است و سیطره تملق محوری و چاپلوس محوری، حتی نظام کارشناسی کشور را هم بدنام می‌کند. در دوره آقای رئیسی گزارشی در وزارت کار تهیه کردند که می‌گوید اندازه جمعیت فقیر ما در سال ۱۴۰۲ کاهش پیدا کرده است! اعلام می‌کنم درباره روش شناسی تهیه آن گزارش وزیر کار فعلی را به مناظره دعوت می‌کنم و برایتان آشکار خواهم کرد که چون عموما در چهارچوب مناسبات رانتی، افرادی که به مسئولیت‌های کلیدی گماشته می‌شوند اهلیت حرفه‌ای را ندارند به خوبی می‌توانند آلت دست مناسبات قرار بگیرند. چنین گزارشی به مسئولان کشور می‌دهند و بعد آن مسئول می‌گوید پس من راحت بروم و بخوابم! از او نمی‌پرسند مگر شما چه کرده‌اید که جمعیت فقیرتان کاهش پیدا کرده!؟ شما نمی‌دانید که سال ۱۴۰۱ وحشتناک‌ترین و مهلک‌ترین ضربه‌ها را به معیشت مردم با آن سیاست خطای حذف ارز ترجیحی وارد کردید!؟ شما متوجه نمی‌شوید که از ترس واکنش‌های انفجاری مردم، بر فراز موازین قانونی، پرداخت سوبسید نقدی نزدیک به ۱۰ برابر آنچه که ماهانه پرداخت می‌شده را به طور یکباره انجام دادید! تمام این‌ها را فراموش کردید!؟

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: اگر کشور بخواهد حساب و کتاب پیدا کند به جای اینکه مقامات بی‌کیفیت یا کم کیفیت زورگو کارشناسان را تهدید به اخراج کنند تا بگویند از زمانی که ما کار را در دست گرفته‌ایم، وضعیت بهتر شده، گزارش‌های کارشناسی کشور را طبقه بندی نکنند. حتی همین گزارش را هم طبقه بندی کرده‌اند تا جزئیات و روش شناسی آن را متوجه نشویم. یعنی اگر بخواهید همین گزارش را کارشناسی کنید، باید به هزار و یک راه متشبث شوید تا خلاف قانون نکنید و بتوانید از روش شناسی این گزارش که می‌گوید فقیران کمتر شده‌اند، مطلع شوید! اگر شرافت انسانی و کارشناسی مبنا باشد، نباید کارشناس را از اخراج بترسانید که بیچاره چنین حرف‌هایی را بزند و اگر این گزارش قابل دفاع است، آن را منتشر کنید. شرط نخست مناظره با وزیر رفاه و یا هر کسی که آماده مناظره بود، این است که این گزارش را در معرض دید و قضاوت عمومی قرار دهد. آن زمان برایتان روشن خواهم کرد که چنین گناه بزرگی یعنی حساسیت زدایی از حکومت درباره فقر و مسکنت مردم به چه بهایی است! در همان سال ۱۴۰۱ گزارش‌های رسمی می‌گوید عین این سلطه مناسبات رانتی در مورد آمارهای اشتغال و بیکاری هم وجود داشته است.

    بودجه تولید و اشتغال 5برابر شد، اما تاثیری بر بازار کار نداشت!

    مومنی یادآورشد: مرکز پژوهش‌های مجلس در همان سال ۱۴۰۱ در گزارشی گفت بودجه توسعه، تولید، اشتغال و کارآفرینی نسبت به ۱۴۰۰رقمی بالغ بر ۵ برابر شد؛ اما هیچ تاثیر محسوسی بر روی بازار کار نداشت. اگر حساب و کتاب تولید محور، روی کار بود و مجلس با کیفیتی داشتیم آیا نباید این را به عنوان مسئله ملی زیر ذره بین می‌گذاشتند!؟ بعد در چنین شرایطی یک باره در ۱۴۰۱ که فشارهای معیشتی مافوق طاقت‌تر شده، دگردیسی پیدا کرده‌اند و می‌گویند وضعیت فقر بهبود پیدا کرده است!

    یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های بنیادگرایی بازار، این است که همه امور را به بازار بسپارید / هر میزان توسعه یافته‌تر باشی مداخله‌های دولت در اقتصاد بیشتر می‌شود

    این استاد اقتصاد با بیان اینکه برای آنها که از دریچه امنیت ملی، حیثیت و مشروعیت حکومت و رفاه و خشنودی مردم به این مسائل نگاه می‌کنند، می‌گویم فقر، افلاس و ورشکستگی را در مسئولیت‌های حاکمیتی دولت بسیار دقیق‌تر و شفاف‌تر می‌توانیم نگاه کنیم، توضیح داد: در کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» می‌گوید یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های بنیادگرایی بازار، این است که همه امور را به بازار بسپارید و دست دولت را از تعهدات حاکمیتیش کوتاه کنید. این یک دروغ بزرگ است. هر قدر که دولت توسعه‌گراتر و تولید محورتر می‌شود، مسئولیت پذیری حاکمیتی‌اش هم بیشتر و مداخله‌اش در اقتصاد هم بیشتر می‌شود. ثروتمندترین کشورهای دنیا که درآمد سرانه‌شان بیش از ۲۰ هزار دلار است، به طور متوسط نسبت «مداخله‌های دولت در اقتصادشان به جی. دی. پی.» بیش از ۵۳ درصد است. یعنی هر میزان توسعه یافته‌تر باشی مداخله‌های دولت در اقتصاد بیشتر می‌شود.

    مسئولیت دولت، یک سوم مسئولیت پذیری دولتها در فقیرترین کشورهای دنیا است / سال 1402، حدود 24میلیارد کیلو موادغذایی وارد کرده‌ایم!

    مومنی افزود: در این کتاب می‌گوید درآمد سرانه فقیرترین کشورهای دنیا بین ۲ تا ۵ هزار دلار است، حتی آنها که فقیرترین کشورهای دنیا هستند هم برای بقایشان نسبت هزینه‌های حاکمیتی دولت به جی. دی. پی. یا مداخله دولت در اقتصاد، ۲۷ درصد است. برای اینکه روشن شود این مناسبات ناشی از بازارگرایی مبتذل و تعدیل ساختاری، چه بر سر دولت آورده و نهاد دولت را چگونه به افلاس، ورشکستگی و فلاکت انداخته است، باید دید گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در بررسی بودجه ۱۴۰۳ می‌گوید در سال ۱۴۰۳، اندازه مداخله‌های حاکمیتی دولت به جی. دی. پی. در اقتصاد ایران به زیر ۱۰ درصد فرو افتاده است! یعنی نزدیک به یک سوم مسئولیت پذیری فقیرترین و مفلوک‌ترین کشورها. پس وقتی می‌گوییم شما به تغییر ریل نیاز دارید، مساله ای جدی است. تمام این‌ها به این برمی‌گردد که هزینه‌هایی دارید که با خام فروشی و رانت محوری نمی‌توانید از عهده آن برآیید، حتی اگر بخواهید توریست جذب کنید هم باید چیزهایی داشته باشید که آنها بخورند از گرسنگی نمیرند. هنوز توریست جذب نکرده‌اید گزارش گمرک می‌گوید ۲۴ میلیارد کیلو، تنها مواد غذایی و واردات مربوط به تولید کشاورزی در ۱۴۰۲ واردات داشته‌ایم. با این بنیه تولید می‌خواهید توریست جذب کنید!؟ با آن کیفیت جاده‌ها و بهداشتی رستوران سر راهتان!؟ با آن امنیتی که برقرار کردید!؟

    ادامه شوک درمانی، روندی قهقرایی خواهد بود

    وی با بیان اینکه تا به قیمت ارز یا بنزین شوک وارد می‌کنند ابعاد جدیدی از سرقت‌های بدیع در ایران پدیدار می‌شود، خاطرنشان کرد: می‌خواهید آن شوک درمانی را جلو ببرید و هزینه‌هایتان را تامین کنید، اما آن بساط را بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کنید. بعد می‌خواهید با همین ریل ادامه دهید!؟ امکان ندارد! چنین چیزی جزء محالات است. قطعا این روند قهقرایی خواهد بود اگر تغییر ریلی اتفاق نیفتد، چرا که دائما نیازهای جدید خلق می‌شود. شرم بر آنها که افراد را مجبور می‌کنند واقعیت‌ها را دگرگون شده گزارش دهند. آقای دکتر راغفر با همین داده‌ها بررسی کرده بودند و عنوان کردند آخرین داده‌های رسمی می‌گوید کل درآمد حدود ۷ میلیون ایرانی، هزینه مواد غذایی مورد نیازشان را پوشش نمی‌دهد. آنان که می‌خواهند از مسئله فقر در این ابعاد حساسیت زدایی کنند به کشور خدمتی نمی‌کنند. ضمن اینکه گزارش‌های رسمی می‌گوید با همین شیوه گزارش دهی راجع به فقر، ۴۰ درصد جمعیت ایران در آستانه فرو افتادن به زیر خط فقر هستند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه جایگاه ایران در نظام بین‌المللی در همه عرصه‌ها در غیاب بنیه تولید فناورانه روند قهقرایی طی می‌کند، گفت: آخرین گزارش می‌گوید در بدترین سال‌های دوره جنگ، سهم ایران از کل صادرات جهانی، تقریبا با نسبت جمعیت ایران با جمعیت دنیا متناسب بوده و توازن قابل دفاع داشته. در دوره بعد از جنگ 82.5 درصد کل درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی در تاریخ خام فروشی ایران در این دوره اتفاق افتاده و در سال ۲۰۲۳ این رقم به 0.23 درصد رسیده است. یعنی کمتر از یک چهارم یک درصد! این روندهای قهقرایی چنین ابعادی پیدا کرده است.

    87درصد بودجه سیاستهای حمایتی، به عائله دولت تخصیص داده می شود / توانمندی مالی دولت برای محرومیت زدایی درحال سقوط به دوره پیشاقاجار است

    مومنی ادامه داد: کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» می‌گوید شکننده‌ترین دولت‌ها آنها هستند که هزینه‌های حمایت و عدالتشان در بهترین حالت تنها عائله حکومت را می‌تواند پوشش دهد. از این زاویه هم اعلام خطر می‌کنم و می‌گویم به سمت یک شکنندگی بسیار وحشتناک حرکت می‌کنیم. مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید از کل بودجه محرومیت زدایی و سیاست‌های حمایتی حکومت در ایران، ۸۷ درصد آن به عائله خود دولت اصابت می‌کند. در دوره‌ای کل مسئولیت‌های حکومت در دوره قاجار، به برقراری سطوحی از نظم و امنیت، خلاصه می‌شد و البته هرکس تاریخ خوانده باشد می‌داند چقدر در این زمینه توفیق داشتند! اکنون اعلام خطر می‌کنم، در حالی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بالاترین مسئولیت‌های محرومیت زدایی و حمایتگری را بر عهده حکومت گذاشته شده، ما به ورطه توانمندی مالی کمتر از دوره قاجار برای تخصیص منابع به آن حیطه نزدیک می‌شویم.

    وی با بیان اینکه در دوره‌ای که به آن عصر دانایی می‌گویند، فلسفه اصلی شکل‌گیری حکومت را ارائه خدمات حمایت عدالت و امنیت می‌داند، اظهارداشت: در این شرایط، ما داریم به دوره پیشا قاجار سقوط می‌کنیم و این بسیار خطرناک است. این‌ها نشان می‌دهد آن تغییر ریلی که فوری‌ترین و عمیق‌ترین اثر را روی رفاه و تامین اجتماعی ما می‌گذارد، بازآرایی ساختار نهادی به نفع تولید و علیه مفت‌خوارها، رباخوارها و دلال‌ها و وارداتچی‌ها است. با مسیری که اکنون طی می‌شود همچنان شاهد مباحث تکان دهنده و غفلت‌های حیرت انگیز در این زمینه هستیم.

    پزشکیان برای اجتناب از شوک درمانی، شرافت خود را گرو گذاشت

    مومنی با بیان اینکه سراسر ساختار حکمرانی دچار عارضه برنامه گریزی شده است و به خاطر سلطه مناسبات رانتی حاضر نیستند به مردم که صاحبان حق هستند به صورت شفاف بگویند عایدات ارزی کشور چگونه توزیع می‌شود، خاطرنشان کرد: برنامه هفتم، اولین برنامه‌ای است که حتی آن داده‌های نصف و نیمه را هم منتشر نکرد. به اسم برنامه‌ریزی سندی منتشر کردند که در آن هیچ گزارشی درباره چشم انداز منابع و مصارف وجود ندارد. یعنی به روزگاری دچار شده‌اند که دیگر قادر نیستند هیچ تعهدی را انجام دهند و مهم‌ترین دلیل اینکه من و آقای دکتر راغفر متقاعد شدیم به آقای پزشکیان رای دهیم، این بود که ایشان دو سه روز قبل از انتخابات اطلاعیه داد و شرافت خود را گرو گذاشت و گفت تعهد می‌دهم از شوک درمانی اجتناب بورزم.

    برنامه ارتقاء کیفیت بنیه تولید ملی تهیه کنید

    وی در پایان افزود: ما چون می‌دانستیم که این اجتناب تا چه اندازه برای شرایط کنونی ایران ضروری است، آن را به عنوان شرط لازم و نه کافی برای تغییر ریل پذیرفتیم و گفتیم اگر آنها شرافتمندانه به همین هم تن دهند یک گام رو به جلو است. در اطلاعیه‌ای که با دوستان دیگر منتشر کردیم هم تاکید کردیم شرط کفایت این است که یک برنامه ارتقاء کیفیت بنیه تولید ملی تهیه کنید که به لوازم آن که مبارزه پیشگیرانه از فساد و بالابرنده هزینه فرصت مفت خوارگی است تن دهید. خطوط کلیدی که از درون آن رفاه بیرون می‌آید چنین است.

  • کارگری که حالا با قناعت و نجابت مشغول کارش است لااقل بداند که آینده‌ی شغلی‌اش تضمین شده است

    کارگری که حالا با قناعت و نجابت مشغول کارش است لااقل بداند که آینده‌ی شغلی‌اش تضمین شده است

    به گزارش اقتصادران، گزیده سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار به این شرح است:

    رکن جهش تولید کارگر است؛ با جهش تولید کشور و آحاد مردم ثروتمند می‌شوند و جیب و دست کارگر پر می‌شود.

    تبیین زمینه‌های حضور و مشارکت مردم در تولید وظیفه مهم مسئولین است.

    ملت ایران استحکام خود را باید در کار و عمل و اتحاد ملی نشان دهد.

    امنیت شغلی اطمینان کارگر به آینده شغلی خود است.  امنیت شغلی از وظایف مسئولین است، در دوره‌ای مبتلا به تعطیلی کارخانه‌های بزرگ شدیم، به همت مسئولین در این یکی دوساله خیلی از کارگاههای تعطیل شده راه افتاد و این کار باید ادامه پیدا کند.

    از زحمات جامعه کارگری صمیمانه متشکرم / کشورها و فرهنگهای مختلف، همه روز کارگر دارند لکن نگاه دنیای مادی به کارگر با نگاه اسلام متفاوت است

    خیلی از این جهت خرسندم بنده که این هفته‌ی کارگری وجود دارد که ما بتوانیم در این هفته با جمع کارگران مواجه بشویم، یک تشکر زبانی اقلاً بکنیم.

    تشکر زبانی البته کافی نیست. لکن لازم است. بنده صمیمانه تشکر میکنم از زحمات کارگرانمان، از نجابت کارگران، از همت کارگران و از ان‌شاءالله پیشرفت جامعه‌ی کارگری.

    کشورهای مختلف، ملتها، فرهنگهای مختلف، همه روز کارگر دارند. لکن نکته اینجاست که نگاه دنیای مادی به کارگر با نگاه اسلام به کارگر متفاوت است.

    نگاه دنیای مادی به کارگر، نگاه ابزاری است، مثل پیچ و مهره، مثل خود ماشین. اسلام این جور نیست. اسلام نگاهش به کارگر و ارزشی که برای کارگر قائل است، ناشی است از ارزشی که برای کار قائل است. عمل، عمل. اسلام برای عمل ارزش ذاتی قائل است.

    ارزش کارگر در اسلام یک ارزش ذاتی است/ جامعه‌ای که در آن کار وجود داشته باشد، قدرت و قوت آن افزایش پیدا خواهد کرد

    اسلام برای عمل ارزش ذاتی قائل است. این تعبیرات “عمل صالح” که در قرآن هست و در روایات متعدد انواع تعبیرات و تمجیدهایی که از عمل هست، مراد فقط نماز و روزه که نیست. عمل یعنی همه‌جور عملی. هم عملی که انسان میکند برای به عنوان عبادت، هم عملی که انسان میکند برای آوردن نان حلال در سفره.

    «من یعمل یزداد قوةً» جامعه‌ای که در آن کار وجود داشته باشد و عمل انجام بگیرد در او، قدرت و قوّت آن جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. «و من یقصر فی العمل یزداد فترةً» آن جامعه‌ای و آن فردی که در عمل کوتاهی بکند، سستی او روز به روز بیشتر خواهد شد. عمل قوّت ایجاد میکند، هم در فرد، هم در جامعه. عمل این است.

    خب پس عمل ارزش ذاتی دارد در اسلام. کی این عمل را انجام میدهد؟ شما؛ کارگر. پس کارگر ارزش ذاتی دارد.

    اگر مردم وارد میدان اقتصاد بشوند تولید جهش پیدا میکند/ وقتی تولید جهش پیدا کند، کشور و آحاد مردم ثروتمند میشوند

    ما در شعار سال این چندساله، روی نقطه‌های حساس اقتصادی تکیه کردیم. امسال هم گفتیم جهش تولید، نه افزایش تولید، جهش! جهش چه جوری حاصل میشود؟ با مشارکت مردم. بنده عقیده‌ی راسخ دارم، نظر کارشناسان ما هم همه همین است، اگر که مردم وارد میدان اقتصاد بشوند، وارد میدان تولید بخصوص اگر بشوند، تولید جهش پیدا میکند.

    تولید که جهش پیدا کرد، کشور ثروتمند میشود، آحاد مردم ثروتمند میشوند، کارگر جیبش پر میشود، دست کارگر پر میشود، اشتغال افزایش پیدا میکند، بیکاری کم میشود و مشکلات فراوان کارگری و اقتصادی در کشور از بین میرود.

    یک کارگر ماهر و با روحیه و پرانگیزه نقشش در جهش تولید غیرقابل انکار است. کارگر و کارآفرین دو همکارند در خط مقدّم نبرد اقتصادی؛ امروز ما دچار یک نبرد اقتصادی هستیم دیگر، جنگ اقتصادی است. این جنگ هم مثل جنگ هشت ساله‌ی اول انقلاب جنگ تحمیلی است.

    آمریکا یک جور، کشور‌های همراه آمریکا یک جور، دارند با ایران اسلامی و جمهوری اسلامی درواقع میجنگند. در این جنگ اقتصادی که ما داریم خط مقدّم و جبهه‌ی جلویی خط متعلّق به کارگر و کارآفرین است.

    بهبود حال جامعه کارگری تأثیر بزرگی در بهبود حال کل جامعه دارد / امنیت شغلی یکی از مهم‌ترین نیاز‌های جامعه کارگری است

    بهبود حال جامعه‌ی کارگری تأثیر بزرگی در بهبود حال کل جامعه دارد. ما آنطور که حالا به من گزارش کردند در حدود ۱۴ میلیون کارگر داریم که اگر با خانواده‌هایشان حساب کنیم بیش از ۴۰میلیون، چهل و چند میلیون انسان میشوند. خب چهل و چند میلیون یعنی نصف جمعیت کشور. اگر تلاشی انجام بگیرد، کاری انجام بگیرد که حال جامعه‌ی کارگری خوب بشود این معنایش این است که حال نصف جامعه‌ی کشور خوب شده.

    یکی از مهم‌ترین نیاز‌های جامعه‌ی کارگری مسئله‌ی امنیت شغلی است. این کارگری که حالا با قناعت با نجابت مشغول کارش است لااقل بداند که آینده‌ی شغلی‌اش تضمین شده است. مشکلی برایش پیش نمی‌آید.

    یک نکته‌ی دیگر مسئله‌ی بیمه‌هاست. سیاست‌های کلّی تأمین اجتماعی که شامل کارگر و غیرکارگر میشوند این‌ها مدت‌ها پیش ابلاغ شده منتها تا حالا کار‌هایی که باید انجام بگیرد درست کامل انجام نشده.

    کار کارگران موجب آبادی و سرافرازی و قدرتمند شدن کشور است/ کار را امانت بدانید و آن را متقن انجام دهید

    من توصیه‌ی جدی‌ام به جامعه‌ی کارگری این است. شما بدانید دارید ارزش‌آفرینی میکنید. مسئله فقط این نیست که کار میکنیم، نان حلال سر سفره میبریم، این هست البته، اما فقط این نیست. شما کار که میکنید، دارید کشور را آباد میکنید. کار شما موجب آبادی کشور است. کشور که آباد شد، آبرو و سرافرازی به وجود می‌آید. کشور قدرتمند میشود.

    دوم اینکه کار را امانت بدانید. این وظیفه‌ای که به شما سپرده شده، این امانتی است دست شما. سوم اینکه کار را محکم انجام بدهید، متقن انجام بدهید.

    مسئولین باید زمینه‌های مشارکت مردم در تولید را تبیین و آماده کنند

    یک نکته در مورد مسئله‌ی مشارکت مردم در تولید. خب، ما گفتیم جهش تولید با مشارکت مردم. حالا یک نفری فرض کنید که مایل است در جهش تولید شرکت کند، چطوری شرکت کند؟ چه کسی باید به او یاد بدهد؟

    یکی از وظایف مهم مسئولین این است که بنشینند زمینه‌های حضور مردم و مشارکت مردم در تولید را، در کار تولیدی را تبیین کنند و زمینه‌ها را آماده کنند. حالا یکی‌اش تعاون است. یکی‌اش کمک به کار‌های خانگی است. یکی کمک به کار‌های دستی است. یکی کمک به ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان است.

    البته صاحبنظران اقتصادی میتوانند راه‌های فراوان دیگری را ارائه بدهند که مشارکت مردم باشد. هم مشارکت در زمینه‌ی مسائل صنعتی، مسائل خانگی، صنایع دستی، مسئله‌ی کشاورزی، مسئله‌ی دامداری، در همه‌ی این‌ها مردم میتوانند مشارکت کنند. راهش باید به مردم نشان داده بشود. زمینه‌ی مشارکت مردم فراهم بشود، آسان سازی بشود.

    البته یک نکته‌ی دیگر هم هست که مربوط به دولت است. اعتبارات بانکی هم هدایت بشود به سمت تولید. امروز البته این جور نیست. باید بیشتر اعتبارات بانکی، تسهیلات بانکی به سمت تولید باید هدایت بشود که این را مسئولین بانکی باید بهش توجّه کنند.

    توقعات آمریکا تمامی ندارد، تبعیت محض می‌خواهند / نظام اسلامی محال است تسلیم چنین زورگویی بشود

    وقتی راجع به مسائل اقتصادی صحبت میکنیم نمیتوانیم راجع به تحریم‌ها بی‌تفاوت باشیم. راجع به تحریم ما سالهاست مواجهیم با تحریم‌های شدید. تحریم‌هایی که خودِ تحریم‌کننده‌ها یعنی عمدتاً آمریکایی‌ها و بعضی از اروپایی‌ها به تبع آن‌ها گفتند این تحریم‌هایی که نسبت به ایران انجام گرفته در تاریخ بی‌سابقه است.

    هدف از این تحریم‌ها چیست؟ آن‌ها یک اهدافی را ذکر میکنند دروغ میگویند، هدف این‌ها نیست. بحث انرژی هسته‌ای را مطرح میکنند، بحث نمیدانم سلاح هسته‌ای را مطرح میکنند. بحث حقوق بشر را مطرح میکنند. این‌ها نیست مسئله. ما ایران را تحریم میکنیم به خاطر اینکه از تروریسم حمایت میکند، تروریسم کیست، مردم غزه. مردم غزه از نظر آن حضرات تروریستند. یک دولت خبیث جعلیِ غاصب بی‌رحمی در ظرف شش ماه نزدیک ۴۰ هزار آدم را که چند هزار نفرشان کودکند به قتل میرساند و قتل‌عام میکند او تروریست نیست، آن مردمی که زیر بمباران او هستند این‌ها تروریستند. پس این بهانه‌ها بهانه‌های دروغین است. هدف از تحریم این مسائل نیست.

    هدف از تحریم، در تنگنا گذاشتن ایران اسلامی است؛ میخواهند نظام اسلامی جمهوری اسلامی ایران را با تحریم در تنگنا بگذارند که چه بشود؟ که از خطوط استعماری و استکباری آن‌ها تبعیت کند، تسلیم خواسته‌های زورمدارانه و توقعات قدرت‌طلبانه‌ی آن‌ها بشود، سیاستهایش را تابع سیاست‌های آن‌ها بکند.

    حالا بعضی خیرخواهانه -نظرشان خیرخواهی است ان‌شاءاللّه- مدام توصیه میکنند که خب آقا با آمریکا مثلاً [کنار بیاییم]. یک چیزی میگویم گوش کنید توقعات آمریکا که تمامی ندارد. در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌های اقتصادی، در تدابیر کلی کشور آن‌ها تبعیت محض میخواهند. میگویند اصلاً در مقابل ما تسلیم بشوید، همان وضعی که بعضی از دولت‌ها دارند که می‌بینید، میدانید ثروتشان در اختیار آنها، آبرویشان در دست آنها، سیاستشان به دنباله‌روی از آن‌ها است، آن‌ها این را میخواهند. خب معلوم است که نظام اسلامی، غیرت اسلامی، ملت بزرگ و با سابقه‌ی اسلامی محال است که تسلیم یک چنین زورگویی بشود.

    پیشرفت‌های تسلیحاتی در بحبوحه تحریم، دشمنان را متعجب کرد/ بیشتر، بهتر و پیشرفته‌تر از این هم می‌توانیم

    یک ملّت زنده از دشمنی دشمن هم فرصت برای خودش درست میکند. این توصیه‌ی همیشگی است. یک نمونه‌اش همین مسئله‌ی تسلیحات است. پیشرفت‌های تسلیحاتی دشمنان را متعجب کرد، ایران در بحبوحه‌ی تحریم بتواند سلاح پیشرفته آن هم با این تعداد به وجود بیاورد؟ بله میتواند. بیشتر از این هم میتواند، بهتر از این هم میتواند. ان‌شاء‌اللّه پیشرفته‌تر از این هم میتواند.

    فقط هم سلاح نیست، حالا سلاح خودش را نشان داد یک جا، در خیلی زمینه‌ها همین جور است. ما امروز در زمینه‌ی پزشکی، در زمینه‌ی سلامت با همه‌ی گرفتاری‌هایی که وجود دارد، با همه‌ی تحریم‌ها، جزو پیشتازان هستیم در منطقه‌ی خودمان که شاید نظیری نداشته باشد، مسئله‌ی پزشکی ما در دنیا هم جزو موارد برجسته است.

    فاجعه‌ای که صهیونیست‌ها در غزه آفریدند به جایی نخواهد رسید/ حالا همه دنیا دارند از فلسطین حمایت میکنند

    به جبهه‌ی مقاومت میگویند تروریسم. میگویند شما چرا از فلسطین حمایت میکنید؟ حالا امروز که همه‌ی دنیا دارند از فلسطین حمایت میکنند. در خیابان‌های کشور‌های اروپایی، در خیابان‌های واشینگتن و نیویورک مردم راه می‌افتند از فلسطین حمایت میکنند، شعار به نفع فلسطین میدهند. مخصوص ما که نیست حالا. میگویند از حزب‌الله چرا حمایت میکنید؟ یک موردی را نشان دادند که پرچم حزب‌الله را در یکی از خیابان‌های یکی از شهر‌های آمریکا بلند کردند، مردم دارند در دنیا حمایت میکنند از اینها. این‌ها مقاومت‌اند، این‌ها غیرت‌اند، این‌ها ضدظلم‌اند.

    فلسطینی دارد از خانه‌ی خودش دفاع میکند، خانه‌ای غصب شده، خانه‌ای که به زور از او گرفته شده، شهرک‌نشین صهیونیست به پشتیبانی پلیس خبیث رژیم صهیونیستی می‌آید باغ طرف را، مزرعه‌ی طرف را، خانه‌ی مسکونی طرف را با بولدوزر صاف میکند برای اینکه آنجا شهرک بسازد، فلسطینی دارد از خانه‌ی خودش دفاع میکند. او تروریست است؟ جبهه‌ی مقاومت تروریست است؟ تروریست آن کسی است که این‌ها را بمباران میکند. این فاجعه‌ای که این‌ها آفریدند، البته به جایی هم نرسیدند و به جایی هم نخواهند رسید.

    این دیدار صبح چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد.