برچسب: جنگ آب

  • جنگ آبی طالبان علیه ایران؟ / افغاستان از «ابهام» سود می‌برد

    جنگ آبی طالبان علیه ایران؟ / افغاستان از «ابهام» سود می‌برد

    به گزارش اقتصادران، افغانستان را معمولاً کشوری محصور در خشکی توصیف می‌کنند، اما از نظر هیدرولوژیک، این کشور در بالادست دو دولت مهم قرار دارد. رودخانه‌های افغانستان به‌سمت پاکستان در شرق و ایران در غرب جریان می‌یابند و حوضه‌های کنر–کابل–ایندوس و هیرمند–هامون را تغذیه می‌کنند. جغرافیا افغانستان را به دروازه‌بان آب تبدیل کرده است. نوعی اهرم فشار که طالبان آن را بهتر از هر دولت پیشین درک کرده است. این رژیم اگرچه از به‌رسمیت‌شناسی بین‌المللی و اقتصاد کارآمد محروم است، اما سرچشمه آب‌هایی را کنترل می‌کند که دو همسایه قدرتمندترش جایگزینی برای آن‌ها ندارند.

    در سال ۲۰۲۵، مقام‌های طالبان اعلام کردند قصد دارند سدهای جدیدی در امتداد رود کنر بسازند؛ رودی که در هندوکش پاکستان به‌عنوان رود چترال سرچشمه می‌گیرد، وارد افغانستان می‌شود و سپس به پاکستان بازمی‌گردد و به رودخانه ایندوس می‌پیوندد. اواخر اکتبر، اکونومیک تایمز گزارش داد که طالبان قصد دارد این سازه‌ها را «هرچه سریع‌تر» با استفاده از شرکت‌های افغان و منابع مالی داخلی بسازد. چشم‌انداز فنی پروژه نامطمئن است، وضعیت مالی افغانستان محدود است، و تنها شمار اندکی از پیمانکاران خارجی حاضرند زیر نظر طالبان کار کنند اما پیام سیاسی مهم‌تر از مهندسی است.
    به گزارش نشنال‌اینترست، اسلام‌آباد می‌داند که حتی ذخیره‌سازی اندک در بالادست می‌تواند بر آبیاری و تولید برق در خیبر پختونخوا و همچنین بر مخازن پایین‌دست مثل ورسک و مهمند تأثیر بگذارد، به‌ویژه در ماه‌های کم‌آبی از اکتبر تا آوریل. پاکستان و افغانستان هیچ معاهده‌ای درباره این رودخانه‌های مشترک ندارند. نه معاهده‌ای شبیه «توافق آب‌های ایندوس» وجود دارد، نه کمیسیون مشترک، نه تبادل الزام‌آور داده. حتی «کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل درباره استفاده‌های غیرملاحی از آبراه‌های بین‌المللی» که کشورها را ملزم می‌کند رودخانه‌ها را به‌طور عادلانه تقسیم کنند و به دیگران آسیب جدی نرسانند از سوی هیچ‌یک از دو کشور تصویب نشده است. بنابراین، هیچ چارچوب حقوقی الزام‌آوری وجود ندارد. این خلأ به طالبان آزادی عمل می‌دهد و پاکستان را تنها با گزینه‌های دیپلماتیک رها می‌کند.

    نقش دهلی نو

    دهلی‌نو ابراز علاقه کرده که از تلاش‌های گسترده‌تر افغانستان در مدیریت آب حمایت کند، اما هیچ شواهدی از مشارکت هند در پروژه کنر وجود ندارد. به این ترتیب، آب به فهرست طولانی اختلافات میان دو کشور افزوده می‌شود: درگیری‌های مرزی، اخراج پناهجویان، و پناهگاه‌های گروه‌های مسلح. حتی اگر افغانستان هرگز یک سد هم نسازد، قدرتش بیشتر در «تهدید به ساختن» است تا در خود ساخت‌وساز. هر پروژه پیشنهادی به ابزاری برای فشار تبدیل می‌شود و رود کنر را به امتداد ژئوپولیتیکی مناقشه خط دیورند بدل می‌کند.

    با این حال، کنترل سرچشمه‌ها افغانستان را از آسیب‌پذیری‌ها معاف نمی‌کند. این کشور همین حالا تحت تأثیر کامل تغییرات اقلیمی قرار گرفته است. میانگین دما در افغانستان از دهه ۱۹۵۰ تقریباً ۱.۸ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته و بارندگی در برخی مناطق تا ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده است. یخچال‌های هندوکش در حال عقب‌نشینی‌اند، بارش‌ها نامنظم‌تر شده، و بخش قابل‌توجهی از آب سطحی پیش از رسیدن به پایین‌دست تبخیر می‌شود.

    با وجود دو دهه کمک‌های بین‌المللی پس از حمله ۲۰۰۱، کشور نتوانست زیرساخت داده‌های آبی خود را بازسازی یا آبیاری را نوسازی کند. صدها ایستگاه اندازه‌گیری که در جنگ‌های قبلی تخریب شده بودند، هرگز بازسازی نشدند و افغانستان را بدون سوابق قابل‌اعتماد هیدرولوژیک باقی گذاشتند. نبود پایش منظم، برنامه‌ریزی و دیپلماسی را به حدس و گمان تبدیل کرده است. الگوهای کشت نیز مشکل را تشدید کرده‌اند: کشاورزان همچنان در مناطق نیمه‌خشک محصولاتی آب‌بر مانند برنج، خربزه و خشخاش می‌کارند. تحت حکومت طالبان، این روندها ادامه یافته‌اند و امنیت آبی خود افغانستان را تضعیف می‌کنند در حالی که قدرت نفوذش بر همسایگان افزایش می‌یابد.
    برای پاکستان، چالش ماهیت ساختاری دارد. بخش زیادی از کشاورزی آبی این کشور در شمال‌غرب، وابسته به جریان ورودی از شاخه‌های رودخانه‌های افغانستان است. کاهش آب رودهای کنر یا کابل، بهره‌وری در پیشاور و چارسده را پایین می‌آورد؛ جایی که پروژه‌های برق‌آبی ورسک و مهمند همین حالا هم به‌دلیل رسوب‌گذاری و نوسان‌های فصلی زیر ظرفیت کار می‌کنند. در سطح سیاسی، کمبود آب می‌تواند تنش‌ها را در خیبر پختونخوا تشدید کند؛ استانی که همچنان پایگاه اصلی احزاب مخالف و گروه‌های مسلح است. به این معنا، مدیریت آب افغانستان پیامدهای سیاسی داخلی برای پاکستان دارد که بسیار فراتر از حوضه رودخانه ایندوس گسترش می‌یابد.

    رویارویی غرب

    در غرب، رویارویی متفاوت اما به همان اندازه پیچیده در جریان است.

    رود هیرمند، بزرگ‌ترین رود افغانستان، از ارتفاعات مرکزی سرچشمه می‌گیرد و در تالاب‌های هامون استان سیستان‌وبلوچستان ایران پایان می‌یابد. معاهده آب هیرمند در سال ۱۹۷۳، حقابه ایران را در «سال‌های نرمال» ۲۲ مترمکعب در ثانیه تضمین می‌کند و به ایران اجازه می‌دهد در سال‌های پرآب ۴ مترمکعب دیگر بخرد. این توافق فاقد سازوکار اجراست و بر پایش مشترک و تبادل داده متکی است، سامانه‌هایی که دهه‌هاست کار نمی‌کنند.

    ایران افغانستان را متهم می‌کند که با کنترل سدهای کجکی و کمال‌خان، آب هیرمند را نگه می‌دارد. مقام‌های افغان پاسخ می‌دهند که ایران در سال‌های نرمال سهم خود را دریافت می‌کند و کمبودهای سیستان نتیجه سوءمدیریت داخلی، ‌برداشت اضافه از چاه‌ها، آبیاری ناکارآمد و کشت محصولات آب‌بر است. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌تواند ادعای خود را ثابت کند. چهار مخزن چاه‌نیمه که ایران در دهه ۱۳۶۰ برای ذخیره آب هیرمند ساخت، امروز تقریباً آبی دریافت نمی‌کنند. ناکارآمدی داخلی بحران را عمیق‌تر کرده است: مقام‌های ایرانی به‌طور فزاینده‌ای درباره وضعیت اضطراری آب در سراسر کشور هشدار می‌دهند و در عین حال سدهای بالادست طالبان را مقصر می‌دانند.

    وقتی مرزبانان ایرانی و افغان در نزدیکی نیمروز در مه ۲۰۲۳ به‌سوی یکدیگر تیراندازی کردند، این درگیری در جریان اختلاف آبی رخ داد، نه به‌دلیل آن. تحقیقات بعدی نشان داد که ماجرا بیشتر یک برخورد گشتی بوده تا یک تنش عمدی، اما زمان‌بندی حادثه تصوری از «جنگ آب» در افکار عمومی ایجاد کرد. این رویداد نشان داد که چگونه اختلافات محیط‌ زیستی می‌توانند به سرعت با ملی‌گرایی در دو کشور گره بخورند.

    هزینه محیط ‌زیستی این وضعیت از فضا هم دیده می‌شود. همان‌طور که تصاویر USGS نشان می‌دهد، تالاب‌های هامون که زمانی یکی از بزرگ‌ترین سامانه‌های آب شیرین خاورمیانه بودند اکنون تا حد زیادی خشک شده‌اند. طوفان‌های گردوغبار ناشی از بستر خشکیده دریاچه به معضلی جدی برای سلامت عمومی در هر دو کشور تبدیل شده است. در برخی تحلیل‌ها، تغییرات اقلیمی به‌عنوان عاملی تشدیدکننده شناخته می‌شود که بحران هیرمند را برای دهه‌ها طولانی‌تر خواهد کرد. حتی در سال‌های بارندگی نرمال، افزایش تبخیر و کاهش ذخیره برف، قابلیت پیش‌بینی جریان را کم‌تر کرده و بی‌اعتمادی میان تهران و کابل را تشدید می‌کند.

    در داخل ایران، پیامدها اکنون کاملاً سیاسی شده‌اند. کمبود مزمن آب مهاجرت را از سیستان‌وبلوچستان، یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور تسریع کرده است. مقام‌های ایرانی افزایش جابه‌جایی روستاییان را به سیاست سدسازی طالبان مرتبط می‌کنند و آن را تهدیدی هم محیط‌زیستی و هم امنیتی می‌دانند. تهران نیروهای مرزی بیشتری مستقر کرده و روی کانال‌هایی برای انحراف اندک جریان باقی‌مانده سرمایه‌گذاری کرده است؛ اقداماتی پرهزینه که نمی‌توانند جای خالی کنترل بالادست را پر کنند.

    در طول تاریخ، موقعیت بالادستی افغانستان یک ثابت در سیاست منطقه‌ای بوده است. پیش‌تر نیز در تهران نگرانی‌هایی درباره افزایش کنترل افغانستان بر جریان‌های هیرمند وجود داشت. تفاوت امروز در «نیت» است: طالبان کنترل بالادست را نه به‌عنوان هدفی توسعه‌ای، بلکه به‌عنوان ابزار فشار سیاسی به کار می‌گیرد.

    هر دو حوضه شرقی و غربی یک ساختار مشترک را آشکار می‌کنند: کنترل بالادست به‌عنوان سرمایه سیاسی. در حوضه کنر، مسئله راهبردی است و به قدرت و آبیاری گره می‌خورد. اما در حوضه هیرمند، مسئله زیست‌محیطی و انسانی است و با معیشت و بقا سنجیده می‌شود، نه قدرت سیاسی. در هر دو حوضه، افغانستان نفوذ نامتناسبی بر منابع دارد. کنترل سرچشمه‌ها به این کشور اجازه می‌دهد بدون داشتن زیرساخت عظیم، نتایج پایین‌دست را شکل دهد.

    طالبان از «ابهام» سود می‌برد. می‌تواند برای نمایش حاکمیت، پروژه‌های جدید اعلام کند؛ برای توجیه کاهش جریان، به خشکسالی استناد کند؛ و میان آشتی‌جویی و چالش‌طلبی در نوسان باشد. بدون داده‌های قابل‌اعتماد هیدرولوژیک، ایران و پاکستان قادر نیستند این روایت‌ها را به چالش بکشند. انزوای طالبان نیز انگیزه‌ای برای شفافیت باقی نمی‌گذارد، زیرا فشارهای بین‌المللی دامنه محدودی دارند.

    ایران و پاکستان به‌جای همکاری، هرکدام جداگانه در حال سازگاری‌اند. تهران همچنان به معاهده ۱۹۷۳ استناد می‌کند، اما برای تثبیت شرایط در سیستان روی انحرافات جریان داخلی و برداشت از آب‌های زیرزمینی سرمایه‌گذاری می‌کند. پاکستان نیز ساخت سد در چترال را سرعت داده تا شاخه‌های ایندوس را تنظیم و وابستگی فصلی را کاهش دهد. این‌ها اقدامات مسکن‌اند، نه راه‌حل‌های پایدار.

    نتیجه، بی‌ثباتیِ مدیریت‌شده است. هیچ‌یک از دو همسایه نمی‌توانند طالبان را وادار به پایبندی کنند، و طالبان نیز دلیلی برای نهادینه‌کردن همکاری ندارد. تخریب محیط‌زیست در هر دو حوضه ادامه خواهد داشت. دلتا‌ی هیرمند عقب‌نشینی خواهد کرد، دریاچه‌های هامون کوچک‌تر می‌شوند، و گردوغبار و جابه‌جایی جمعیت گسترش می‌یابد. در جبهه شرقی، نوسان‌های شدید در جریان رودهای کنر و کابل ناامنی آبی پاکستان را تشدید خواهد کرد.

    جغرافیای افغانستان همچنان قابل‌اعتمادترین اهرم فشار آن است. برای حکومتی که از منابع محروم است، کنترل رودخانه‌ها جایگزینی برای قدرت متعارف است. هر اعلام ساخت سد، هر بحث درباره میزان جریان، دوباره اهمیت طالبان را یادآوری می‌کند. رودهایی که از کوه‌های افغانستان سرچشمه می‌گیرند، دو همسایه را تغذیه می‌کنند اما پاسخگوی هیچ‌کدامشان نیستند. این مزیت ماندگار افغانستان است.

  • «جنگ آب» در تهران آغاز شده است

    «جنگ آب» در تهران آغاز شده است

    به گزارش اقتصادران، بحران آب در ایران به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مانند تهران به مرحله‌ای بحرانی رسیده است. رشد بی‌رویه جمعیت، وابستگی به منابع آب زیرزمینی، هدررفت گسترده در شبکه آب‌رسانی و مصرف بالای آب در تهران زنگ خطر تشدید بحران آب را به صدا درآورده است.

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، روز ۲۴ تیرماه در مراسم آغاز بهره‌برداری از طرح‌های فاضلاب شهر لواسان، جنگل‌بان و امام‌زاده داوود اظهار داشت: بیش از پنج سال است که کشور در خشکسالی به سر می‌برد و کشور نسبت به پارسال ۳۱ درصد و نسبت به بلندمدت ۴۴ درصد در بارش عقب است.

    وی افزود: ممکن است کشور تا یک ماه آینده سد ماملو را از دست بدهد و به ترتیب لتیان، لار و کرج از مدار خارج شوند.

    باید دید این اوضاع چه پیامدهایی برای کشور دارد؟

    در تهران ۲ برابر استاندارد جهانی آب مصرف می‌شود / روزانه حدود سه میلیارد و ۲۵۰ میلیون لیتر آب در تهران مصرف می‌شود

    محمدابراهیم رئیسی، کارشناس انرژی، در مورد مشکل بحران آب در تهران و خارج شدن سد ماملو از مدار عنوان کرد: میزان جدیت این هشدارها و پیامدهای احتمالی آن برای استان تهران و حتی کشور به قدری جدی است که وزیر نیرو آن را مطرح کرده‌اند. چهار سدی که از آنها صحبت می‌شود، به طور حدودی جمعیت کلان‌شهر تهران که حدود ۲۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود و در حدود ۱۳ میلیون نفر آن در خود شهر تهران ساکن هستند را تحت پوشش قرار می‌دهند.

    او ادامه داد: ابتدا باید از مصرف آب صحبت شود. در حالی که استاندارد جهانی مصرف آب در حدود ۱۳۰ لیتر در روز به ازای هر نفر است، در تهران این رقم حدود ۲۵۰ لیتر در روز است؛ یعنی به طور تقریبی دو برابر استاندارد جهانی در تهران آب مصرف می‌شود.

    حدود ۷۱۵ میلیون متر مکعب از منابع آب، به دلیل فرسودگی شبکه لوله‌کشی و ضعف در مدیریت زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری، اتلاف می‌شود

    وی افزود: اگر این عدد بر جمعیت ۱۳ میلیون نفری تهران ضرب شود، روزانه حدود سه میلیارد و ۲۵۰ میلیون لیتر آب در تهران مصرف می‌شود. نکته مهم آن است که نه‌تنها مصرف در سطحی بالاتر از استاندارد جهانی است، بلکه حدود ۲۲ درصد از این آب نیز به علت هدررفت، به دست مصرف‌کننده نمی‌رسد؛ به عبارت دیگر، حدود ۷۱۵ میلیون متر مکعب از منابع آب، به دلیل فرسودگی شبکه لوله‌کشی و ضعف در مدیریت زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری، اتلاف می‌شود.

    پیشران اصلی رشد مصرف در تهران، رشد جمعیت است

    رئیسی بیان کرد: با در کنار هم قراردادن موارد بیان‌شده می‌توان متوجه شد که در زمینه مصرف، مدیریت خوبی وجود ندارد. از سوی دیگر، باید به مساله تولید نیز پرداخت. پروژه‌های اجراشده در تهران به طور عمده به‌منظور رفع کمبود بوده‌اند. پیشران اصلی رشد مصرف در تهران، رشد جمعیت است.

    وی خاطرنشان کرد: سیاست‌گذاری‌ها فرض را بر این گذاشته‌اند که جمعیت رشد می‌کند و آب باید برای آن فراهم شود. زمانی نه‌چندان دور، تنها سد امیرکبیر پاسخ‌گوی نیاز تهران بود و آب آن در بلوار کشاورز به‌صورت مستقیم در دسترس مردم قرار می‌گرفت، اما با گسترش شهر، سدهای جدیدی نظیر لتیان، نمرود، طالقان و دیگر سدها به مدار آمده‌اند. سوال اساسی آن است که آیا ادامه این روند رشد جمعیت در تهران منطقی است؟ اگر بتوان در این سیاست بازنگری کرد، مساله آب نیز می‌تواند قابل‌حل باشد.

    به گفته او، امروزه بحران آب در تهران بیشتر ابعاد اجتماعی دارد. مساله تامین آب به جمعیت گره خورده است و این مساله باید متوقف شود. در حال حاضر، سطح ذخیره چهار سد ذکرشده نسبت به سال گذشته که خود سالی خشک بود، حدود ۴۳ درصد کاهش یافته است.

    بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود

    این کارشناس انرژی تشریح کرد: ساختار کنونی تامین آب بدین‌گونه است که حدود ۷۰ درصد از آب از منابع سطحی و ۳۰ درصد از آب از منابع زیرزمینی باید تامین شود، چراکه آب زیرزمینی نوعی پس‌انداز است که باید در وقت خود از آن استفاده کرد. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود.

    وی افزود: این وضعیت نگران‌کننده است، زیرا ممکن است با این روند بتوان در سال جاری بحران را مدیریت کرد، اما سال آینده چه می‌شود؟ اگر بنا باشد تنها بر مدیریت عرضه تمرکز شود و آب از نقاط دورتر به تهران منتقل شود، این روش در بلندمدت پایدار نیست.

    رئیسی توضیح داد: عرضه در حال حاضر به طرق مختلف تحت تاثیر قرار گرفته است. تغییرات اقلیمی، گرم شدن هوا و تبخیر شدید آب سبب شده است که تامین آب با چالش‌های زیادی مواجه شود. حتی اگر امسال ذخایر کافی باشد، برای سال آینده و سال‌های بعد چه تدبیری اندیشیده می‌شد؟ با توجه به روند افزایش جمعیت، چه می‌توان کرد؟

    مدیریت تقاضا و جلوگیری از هدررفت، راهکارهایی اساسی محسوب می‌شوند

    او ادامه داد: در همین زمینه، مدیریت تقاضا و جلوگیری از هدررفت، راهکارهایی اساسی محسوب می‌شوند. برای مثال، اگر بتوان تنها ۲۰ درصد از هدررفت شبکه را کاهش داد، حدود ۱۴۰ میلیون مترمکعب آب آزاد می‌شود. این رقم بسیار قابل توجه است. با در نظر گرفتن میزان مصرف ۲۵۰ لیتر در روز، سهم هر نفر ۹۱ مترمکعب می‌شود و در همین راستا ۱۴۰ میلیون مترمکعب بسیار قابل توجه است.

    جنگ آب در تهران آغاز شده است

    او تصریح کرد: راه دیگر آن است که متوسط مصرف روزانه هر فرد یا همان ۲۵۰ لیتر کاهش داده شود. این موضوع راهکارهای متعددی دارد، اما آیا باور به کاهش آن وجود دارد؟ آیا مردم احساس کمبود می‌کنند؟ به طور عمده سعی می‌شود که کمبودها به مردم منتقل نشود و اگر این اتفاق نیفتد مردم تصور می‌کنند که منابع به اندازه کافی وجود دارد. این در حالی است که «جنگ آب» در تهران آغاز شده است.

    این کارشناس آب گفت: کاهش فشار آب از سوی مدیریت شهری به‌عنوان راهکاری موقت در حال اجراست، اما این سیاست منجر به ایجاد رفتارهایی چون خرید پمپ، نصب مخازن ذخیره می‌شود. در حال حاضر، هرکسی که بیشتر به محل انشعاب نزدیک باشد و مخزن وجود نداشته باشد، مقدار بیشتری از آب را مصرف می‌کند. جنگ آب مگر غیر از این است؟

    به گفته او، سیاست کاهش فشار آب در تهران، گرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند مسائلی را حل کند، اما در بلندمدت به دو رخداد دامن می‌زند. در وهله اول مصرف آب به دلیل اضافه شدن مخازن ممکن است افزایش یابد. موضوع بعدی افزایش مصرف برق است. به طور تقریبی تمامی پمپ‌ها برقی هستند و دقیقا در زمان پیک مصرف برق، استفاده از آنها نیز افزایش می‌یابد و به افزایش مصرف برق دامن می‌زند.

    احتمال خروج سد ماملو از مدار وجود دارد

    وی افزود: به طور کلی احتمال خروج سد ماملو از مدار وجود دارد و فشار بر آب‌های زیرزمینی آورده می‌شود. اکنون میزان اضافه‌برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی کشور از ۱۳۰ میلیارد به حدود ۱۶۰ میلیارد متر مکعب رسیده است؛ این در حالی است که برای تجدید آب‌های زیرزمینی تنها باید ۱۴۰ میلیارد از آب زیرزمینی برداشت شود. این وضعیت در تهران نیز صادق است.

    کیفیت پایین آب زیرزمینی و مساله قیمت‌گذاری آب در ایران

    به گفته این کارشناس انرژی، از سوی دیگر، کیفیت آب زیرزمینی به‌مراتب پایین‌تر از آب‌های سطحی است. مصرف این آب شاید در کوتاه‌مدت مشکلاتی ایجاد نکند، اما آیا در بلندمدت نمی‌تواند تبعات بهداشتی و زیست‌محیطی داشته باشد؟ کیفیت آب تهران به‌طور طبیعی بهتر از آب‌های زیرزمینی است، زیرا منابع زیرزمینی در مجاورت بسیاری از موارد قرار دارند.

    مردم هم باید مساله کم‌آبی را درک کنند

    رئیسی توضیح داد: مردم هم باید مسئله کم‌آبی را درک کنند. برای مثال، مردم برای نیم‌لیتر آب بطری ۷۰۰۰ تومان، یعنی هر لیتر ۱۴ هزار تومان و هر مترمکعب حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان می‌پردازند. این در حالی است که قیمت آب مصرفی خانگی بین ۴۰۰۰ تومان تا ۵۰۰۰ تومان است. نمی‌توان گفت افزایش قیمت آب به طور حتمی موجب بهبود شرایط می‌شود.

    وی عنوان کرد: اگر افزایش قیمت آب با سیاست‌هایی نظیر انتقال منابع درآمدی حاصل از آن به سمت اصلاح زیرساخت‌ها و ارتقا مدیریت مصرف همراه باشد، می‌توان از آن حمایت کرد؛ اما اگر تنها به‌منظور افزایش درآمد بخش آب کشور باشد، با آن نمی‌توان موافقت کرد.

    او بیان کرد: امسال دما بسیار بالاست و کشور یکی از گرم‌ترین تابستان‌ها را تجربه می‌کند. در چنین شرایطی به طور طبیعی مصرف آب نیز بالا می‌رود. مقدار آبی که اکنون مصرف می‌شود حتی از اسفندماه نیز بیشتر است. این رفتار طبیعی انسان‌هاست، اما مسئله این است که رفتار مردم برای مصرف کمتر آب اصلاح نشده است و شاید دلیل آن نبود نگرانی برای کمبود آب باشد.

    به گفته او، قیمت‌ها نیز برخی اوقات می‌توانند عامل باشند و دیگر اوقات نمی‌توانند عامل این موضوع تلقی شوند. مسئله توزیع نامتوازن مصرف آب نیز وجود دارد. بر اساس آمار، بیش از ۶۰ درصد مصرف آب تهران در مناطق یک و دو رخ می‌دهد؛ این نشان‌دهنده بی‌عدالتی در مصرف است.

    وی ادامه داد: برای راه‌حل‌های کوتاه‌مدت، راهکاری جز راهکارهایی که در پیش گرفته شده‌اند، وجود ندارد. سفره‌های آب زیرزمینی همیشه به عنوان پس‌اندازی ارزان عمل کرده‌اند. به‌دلیل یارانه انرژی و هزینه پایین، اضافه برداشت رخ می‌دهد. اگر یارانه انرژی پرداخت نمی‌شد، آب‌های زیرزمینی گران‌تر از آب سطحی بودند و در نسبت بهتری با آب‌های سطحی استفاده می‌شدند.

    او هشدار داد: چنان‌چه برداشت بیش از حد ادامه یابد، ذرات متخلخل از بین می‌روند و دیگر سفره آب‌های زیرزمینی حجم سابق را نخواهد داشت. پیامدهای فرو‌نشست زمین نیز در این میان بسیار جدی است.

    راهکارهای موقتی می‌توانند به مشکلات دائم در آینده تبدیل شوند

    وی خاطرنشان کرد: بنابراین، راهکارهای موقتی می‌توانند به مشکلات دائم در آینده تبدیل شوند. سیاست تامین آب به هر قیمت، از اساس نیازمند بازنگری است. مسئله جمعیت بسیار مهم است و ناهمگونی فرصت‌های شغلی و اقتصادی در تهران دیده می‌شود. بسیاری از افراد به دلیل مسائل اقتصادی به تهران مهاجرت می‌کنند و به دنبال آن افزایش مصرف آب نیز بالا می‌رود. این موضوع از تمرکز فرصت‌های اقتصادی در تهران حکایت دارد.

    رئیسی توضیح داد: برای مثال، بیش از ۶۰ درصد وام‌های بانکی کشور در تهران پرداخت می‌شود، در حالی که جمعیت آن تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد از جمعیت کل کشور است. حتی در مورد یکی از خدماتی که دولت قصد توزیع آن در کشور را دارد، بیشتر به تهران تعلق می‌گیرد. فرصت‌های دیگر نیز به همین ترتیب ناهمگون توزیع شده‌اند که به رشد جمعیت دامن زده‌اند.

    رئیسی عنوان کرد: راهکار طولانی‌مدت بحران آب، مدیریت مصرف و کاهش رشد جمعیت در تهران است؛ این موضوع در اولویت قرار دارد، نه تامین آب به هر قیمتی. نمی‌توان اجازه داد که چرخه باطل «افزایش جمعیت، افزایش مصرف و تامین منابع به هر قیمت» همچنان ادامه یابد. در ادبیات اقتصادی، مفهومی به ‌معنای جدا افتادگی وجود دارد. همه کشورهای جهان با رشد جمعیت، میزان مصرف آب را با مدیریت مصرف کاهش می‌دهند و این دو منحنی از یک‌دیگر جدا می‌شوند و فاصله می‌گیرند. اما در ایران، همچنان رشد جمعیت با رشد مصرف هم‌راستاست و فاصله این دو منحنی با یک‌دیگر ثابت است.

    وی درنهایت خاطرنشان کرد: این مسابقه درنهایت با شکست منابع تمام می‌شود. اگر این روند ادامه یابد، امروز کشور با بحران آب، فردا با بحران برق و سپس با بحران محیط‌زیست مواجه می‌شود. درنهایت کشور در مقابل رشد جمعیتی که الگوی مصرف آن مانند سابق است، شکست می‌خورد.