برچسب: جنگل های هیرکانی

  • قاچاق چوب در روز روشن؟!

    قاچاق چوب در روز روشن؟!

    به گزارش اقتصادران، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران با استناد بر ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه به دنبال برداشت و خارج‌کردن درختان شکسته و افتاده از جنگل‌های شمال ایران است و از سوی دیگر قصد دارد عرصه‌های جنگلی کم‌پوشش را به زمینی برای زراعت چوب تبدیل کند؛ تصمیمی که خطر جنگل‌خواری و نابودی گونه‌های جنگلی را در پی دارد.

    به گزارش شرق، اعتراض به تبصره‌های ماده ۳۶ قانون هفتم توسعه سابقه‌دار است و بارها کارشناسان جنگل، برداشت درختان شکسته و افتاده جنگلی را اقدامی مخرب برای جنگل‌های نیمه‌جان ایران دانسته و نارضایتی خود را از اجرای آن اعلام کرده‌اند، اما با وجود این نارضایتی‌ها و مخالفت‌های علمی، بنا به اخبار منتشرشده، سازمان جنگل‌ها قصد دارد برداشت درختان شکسته را کلید بزند، به همین دلیل هفته گذشته در نشستی تخصصی که با تلاش کارگروه زیست‌بوم انجمن افراز در تهران برگزار شد، دو نفر از استادان حوزه جنگل ضمن ابراز مخالفت شدید با برداشت درختان شکسته و افتاده جنگلی، ایرادهای فنی ماده ۳۶ قانون هفتم توسعه را تشریح کردند.

    حداقل ۱۰ درصد درختان خشک باید در جنگل بماند

    نداشتن مطالعات دقیق و کافی از حجم و مقدار درختان شکسته و افتاده یکی از انتقاداهای مهم به سازمان منابع طبیعی است. رضا اخوان، عضو هیئت‌علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، با اشاره به اینکه از منظر اکولوژیک طبق منابع علمی داخلی و جهانی، ۱۰ درصد موجودی حجمی جنگل باید به عنوان درختان شکسته و افتاده، یا سرپا اما خشک در جنگل باقی بماند، می‌گوید: «این عدد حداقل است و هرچه بیشتر باشد، بهتر است. به عبارت ساده‌تر اگر در یک توده جنگلی در شمال ایران، ۳۰۰ مترمکعب موجودی حجمی چوب باشد، حداقل ۱۰ درصد، یعنی ۳۰ مترمکعب آن باید به عنوان درخت خشک در جنگل باقی بماند، خشکی که یا سرپاست یا افتاده است».

    مساحت و موجودی حجمی جنگل‌های شمال ایران چقدر است؟ در این موارد مناقشه وجود دارد. اعدادی که سازمان منابع طبیعی و گروهی از متخصصان جنگل بیان می‌کنند، با یکدیگر تفاوت قابل توجه دارد. اخوان که مانند تعدادی از کارشناسان جنگل، اعداد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور را غیرواقعی می‌داند، با اشاره به مطالعه خود و همکارانش در سال ۱۳۹۵ به منظور تعیین سطح جنگل‌های شمال ایران، توضیح می‌دهد: «در آن سال، سطح مؤثر جنگل‌های شمال، یک میلیون‌و ۶۵۰ هزار هکتار ارزیابی شد، درحالی‌که سازمان منابع طبیعی در حال حاضر این عدد را دو میلیون‌و ۳۷۰ هزار هکتار اعلام می‌کند».

    جنگل شمال مازادی برای خروج ندارد

    سازمان منابع طبیعی موجودی حجمی جنگل‌های شمال ایران را به طور متوسط ۲۵۰ مترمکعب در هکتار و سطح جنگل را بیش از دو میلیون هکتار اعلام می‌کند. رضا اخوان، پژوهشگر جنگل، دست به محاسبه درختان خشک جنگل زده و می‌گوید: «اگر دو میلیون هکتار مساحت جنگل را ضرب در ۲۵۰ مترمکعب موجودی سر پای درختان جنگل کنیم، می‌شود ۵۰۰ میلیون مترمکعب درخت سرپا. ۱۰ درصد این مقدار می‌شود، ۵۰ میلیون مترمکعب که این حداقل چوبی است که باید در جنگل باقی بماند تا چرخه اکوسیستم دچار مشکل نشود. من فکر نمی‌کنم این مقدار یعنی ۵۰ میلیون مترمکعب درختان شکسته و افتاده و خشک در جنگل‌های شمال ایران داشته باشیم». سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران طی چندین ماه گذشته دو دلیل را به عنوان ضرورت برداشت درختان شکسته و افتاده مطرح کرده؛ یکی مقابله با آفات و بیماری در جنگل و دیگری کنترل آتش‌سوزی.

    هادی کیادلیری که در زمینه بهداشت و سلامت جنگل تخصص دارد، با برداشت درختان شکسته و افتاده به بهانه آفت مخالف است و می‌گوید: «حتی یک مورد پیدا نمی‌کنید که درخت شکسته و افتاده آفت داشته باشد. همه درختان خشک‌شده، شکسته و افتاده برای جنگل مفیدند. اینها با عنوان جوامع خرد شناخته می‌شوند و مثل یک آکواریوم هستند که انواع موجودات مفید را در خود جای داده‌اند. وقتی می‌خواهید سلامتی یک توده جنگلی را بررسی کنید، دیگر سلامتی فردی درخت صرفا مهم نیست، بلکه براساس کارکرد، سلامتی را تعریف می‌کنید، در این صورت همان درختی که در حال خشک‌شدن است، می‌تواند ضامن سلامتی اکوسیستم باشد؛ چون حامل حشرات و موجودات مفید است. پس براساس اینکه این درخت خشک شده، نباید با عنوان شکسته و افتاده آن را برداشت کنید. در مباحث اکولوژیک درختان خشک را براساس کارکرد تعریف می‌کنیم، همه درختانی که منابع طبیعی می‌گوید، شکسته و افتاده و قصد دارد از جنگل خارج کند، بسیار هم برای اکوسیستم جنگل مفید است».

    آتش‌سوزی؛ بهانه خروج درختان جنگلی

    دلیل دوم سازمان منابع طبیعی به منظور جمع‌آوری و خروج درختان شکسته و افتاده از جنگل‌ها، آتش‌سوزی است. بنا به ادعای این سازمان، وجود درختان شکسته موجب توسعه حریق در محدوده‌های جنگلی می‌شود؛ ادعایی که برخی کارشناسان صراحتا آن را رد می‌کنند.

    هادی کیادلیری، استاد جنگل دانشگاه علوم و تحقیقات، نظر کاملا متفاوتی با سازمان منابع طبیعی دارد و تأکید می‌کند طبق مطالعات، درختان شکسته و افتاده تا ۱۸ ماه رطوبت بالایی دارند و اگر در مسیر حرکت آتش بیفتند، مانع پیشرفت آتش می‌شوند. بعد از گذشت ۱۸ ماه که درخت شکسته به‌تدریج رطوبتش را از دست بدهد، دیگر ارزش اقتصادی ندارد و قابل برداشت نیست.

    کیادلیری، کارشناس جنگل، با طرح این پرسش که اگر ادعا می‌کنند درختان شکسته و افتاده عامل آفت و بیماری است، پس چرا فقط می‌خواهند درختان نزدیک به جاده جنگلی را بردارند، می‌گوید: «واقعیت این است که می‌خواهند درختان کنار جاده جنگلی را به دلیل دسترسی نزدیک و راحت برداشت کنند، وگرنه برداشت درخت از عمق جنگل که برایشان صرفه اقتصادی ندارد. این روش برداشت درختان کنار جاده‌ای دو ادله مطرح‌شده توسط سازمان منابع طبیعی را زیر سؤال می‌برد. چرا نمی‌روند از عمق جنگل درختان شکسته را خارج کنند؟ مگر به ادعای خودشان این درختان عامل آفت و آتش‌سوزی نیستند؟».

    پشت پرده چیست؟

    بسیاری از مخالفان جمع‌آوری و خروج درختان شکسته و افتاده جنگلی معتقدند پای بهره‌برداران چوب و سود مالی آن‌ها در میان است و سازمان منابع طبیعی هم خواسته یا ناخواسته در زمین آن‌ها در حال بازی است.

    رضا اخوان، عضو هیئت‌علمی مؤسسه تحقیقات جنگل هم اطمینان می‌دهد پشت اجرای عملیات برداشت درختان شکسته و افتاده، اهداف اقتصادی وجود دارد. او با بیان اینکه سازمان منابع طبیعی، هیچ آماری از مقدار چوب‌های افتاده جنگل ندارد، تأکید می‌کند: «اگر آمار داشتند باید در طرح مدیریت پایدار جنگل اشاره می‌کردند که از ۵۰۰ میلیون مترمکعب درختان جنگل چقدرش شکسته و افتاده است؟ سازمان منابع طبیعی عددی در اختیار ندارد».

    او در ادامه با طرح این پرسش که الگوی پراکنش چوب‌های شکسته و افتاده در جنگل به چه شکلی است، می‌گوید: «سازمان منابع طبیعی نمی‌داند این چوب‌های افتاده در کدام نقاط جنگل پراکنده و در کدام نقاط تجمعی هستند؟ چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون از لحاظ اقتصادی برداشت درختان خشک پراکنده در جنگل صرفه اقتصادی ندارد و نمی‌توانند یک یا دو کیلومتر داخل جنگل حرکت کنند و فقط یک درخت را از دل جنگل بیرون بکشند، بلکه مجبورند نقاطی را پیدا کنند که چند درخت روی هم افتاده و تجمع درختان صورت گرفته باشد، در این حالت، برداشت صرفه اقتصادی دارد».

    این پژوهشگر جنگل با اعلام اینکه طبق استانداردهای جنگل شش درجه پوسیدگی برای درختان شکسته و افتاده داریم که فقط درجه‌های یک و دو ارزش اقتصادی برای برداشت دارند، تأکید می‌کند سازمان منابع طبیعی در این زمینه هم آماری ندارد که از ۱۰ درصد موجودی مورد نیاز درختان خشک برای حیات جنگل، چند درصدش در درجه یک و دو پوسیدگی هستند و این درختان در کجای جنگل پراکنده شده‌اند؟ چون هنوز در این زمینه مطالعه‌ای انجام نشده است. باید مقدار درختان شکسته و افتاده در جنگل مشخص شود، از این مقدار ۱۰ درصدش باید در جنگل باقی بماند، سپس باید تعداد درختانی که در درجه یک و دو پوسیدگی هستند، مشخص شود. دراین‌صورت آن‌هایی را که تجمع کرده‌اند، می‌توان از جنگل خارج کرد. سازمان منابع طبیعی باید اول آمار درختان شکسته و افتاده را در سطح جنگل مشخص کند، وقتی آمار و درصد پوسیدگی وجود ندارد، این کار می‌شود کار باری به هر جهت و این دیگر طرح نیست.

    خوشامد به قاچاقچیان چوب

    دراین‌میان واکنش دادستان مرکز استان مازندارن و تأکید او بر ضرورت برداشت درختان شکسته و افتاده جنگل‌های هیرکانی، انتقاد فعالان محیط زیست را به دنبال داشته است. علی‌اکبر عالیشاه، دادستان مرکز استان مازندران، در هفته ابتدایی اردیبهشت در جلسه‌ای در حضور مدیران سازمان منابع طبیعی با بیان اینکه قصد صیانت از انفال دارد، وجود درختان شکسته در جنگل هیرکانی را از عوامل تحریک‌کننده قاچاقچیان دانست و بر ضرورت جمع‌آوری این درختان تأکید کرد.

    این سخن در حالی از سوی او مطرح می‌شود که کارشناسان جنگل کاملا با او مخالف بوده و برعکس دادستان مازندران، برداشت درختان شکسته و افتاده را فرصتی برای قاچاقچیان چوب و بهره‌برداران غیرقانونی می‌دانند.

    در این زمینه رضا اخوان، پژوهشگر ارشد جنگل، نظر دیگری دارد، او معتقد است: «در کشوری که وضع اقتصادی طبیعی نیست، طرح برداشت درختان شکسته و افتاده موجب هجوم بهره‌برداران چوب به جنگل خواهد شد. اگر یک نفر از جنگل چوب خارج کند، خیل آدم‌ها و بهره‌برداران چوب صف می‌کشند که آن‌ها هم از جنگل برداشت کنند، حالا می‌خواهد درخت شکسته و افتاده باشد یا درخت زنده و سرِ پا. در این موقعیت عده‌ای با تولید عمدی درختان شکسته و افتاده، مسیر را برای خارج‌کردن درختان فراهم می‌کنند و این یعنی قاچاق چوب. اگر سازمان منابع طبیعی یک بار درخت از جنگل خارج کند، بهره‌برداران محلی دست به خشک‌کردن عمدی درختان می‌زنند تا به اسم درخت خشک‌شده، درختان زنده را هم برداشت کنند».

    ردپای روشن قاچاق چوب

    هادی کیادلیری، رئیس گروه جنگل در دانشگاه علوم و تحقیقات هم نظرش در تضاد با دادستان مازندران است. او با تأکید بر اینکه اغلب قاچاق چوب در حضور مأمور منابع طبیعی انجام می‌شود، می‌گوید: «اگر می‌خواهند جلوی قاچاق را بگیرند، باید جلوی بازار آن را بگیرند. بررسی بسیار سطحی و کلی، ناظران را به کارگاه‌ها و کارخانه‌های قاچاق چوب هدایت می‌کند. با کمترین بررسی می‌توانند بفهمند کدام کارگاه چوب‌بری در حال قاچاق درختان جنگلی است، بنابراین اگر قصد دارند جلوی قاچاق چوب را بگیرند، کارگاه و کارخانه تولید چوب را کنترل کنند؛ البته با نظارت واقعی».

    این کارشناس جنگل به نقش جاده‌های جنگلی در قاچاق چوب اشاره می‌کند و می‌گوید: «حدود ۱۰ هزار هکتار جاده جنگلی برای بهره‌برداری از جنگل تأسیس شده است. برای کنترل قاچاق چوب جنگلی، باید بسیاری از این مسیرهای جنگلی مسدود شود، چراکه اینها هیچ تأثیری در حفاظت از جنگل نداشته، بلکه موجب توسعه خوش‌نشینی و تفرج بی‌قاعده در محدوده‌های جنگلی شده است».

    او با انتقاد شدید از این ادعا که درختان شکسته و افتاده موجب قاچاق چوب می‌شود تأکید می‌کند: «وقتی ۳۰۰ درخت شمشاد در نقطه‌ای قطع می‌شود، یعنی ۳۰۰ بار اره موتوری در آن نقطه روشن شده، درحالی‌که کسی در کنار جاده جنگلی نبوده که قطع این تعداد درخت را ببیند یا صدای آن را بشنود؟ بعد این درختان بریده‌شده به کارخانه چوب‌بری منتقل شده‌اند؛ آن‌هم در حضور مأمور منابع طبیعی و در سایه نبود نظارت واقعی».

    خطای فنی سازمان منابع طبیعی

    در مجموع سازمان منابع طبیعی با تکیه بر ماده ۳۶ قانون هفتم توسعه قصد دارد درختان شکسته و افتاده را از جنگل خارج کند اما هادی کیادلیری، کارشناس جنگل و استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه علوم و تحقیقات، با تأکید بر اینکه قانون در قالب مباحث فنی معنا پیدا می‌کند، می‌گوید: «قانون اجازه برداشت درختان شکسته و افتاده را می‌دهد اما در شرایطی که به لحاظ فنی، برداشت درختان شکسته و افتاده قابل تأیید باشد و از منظر فنی به قطعیت برسند که این کار به نفع جنگل است. اما نکته همین است که برداشت درختان شکسته به لحاظ فنی کاملا اشتباه است».

    کیادلیری با تأکید بر اینکه برداشت درختان شکسته و افتاده طرح نیست، بلکه عملیات است، ادامه می‌دهد: «براساس ماده ۳۶ قانون برنامه توسعه هفتم، باید طبق «طرح» در جنگل دخالت کنید، اجازه ندارید در جنگل هیچ‌گونه دخالتی داشته باشید، مگر اینکه طرح داشته باشید، اینکه در سازمان منابع طبیعی ادعا می‌کنند طرح برداشت درختان شکسته و افتاده دارند، درست نیست؛ چون اصلا طرحی در میان نیست. آنچه درباره آن حرف می‌زنند، «عملیات» اجرای برداشت و خروج درختان شکسته و افتاده جنگل است».

    طبق ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور مکلف به حفظ، احیا و توسعه جنگل در چارچوب طرح مدیریت پایدار جنگل و جنگل‌داری نوین است و هرگونه بهره‌برداری چوبی از جنگل و برداشت درختان جنگلی ممنوع است.

    براساس‌این، هادی کیادلیری تأکید می‌کند طبق قانون، سازمان منابع طبیعی موظف است «طرح مدیریت پایدار» برای جنگل تهیه کند؛ طرحی که بر مبنای شاخص‌ها و محورهای پایداری باشد، در نتیجه نخست باید ثابت کنند که طرح مدیریت پایدار جنگل تهیه شده است، بعد ثابت کنند این طرح از لحاظ شاخص‌ها و معیارهای مدیریت پایدار تأییدشده است. گام بعدی این است که در چارچوب این طرح کلی ببینیم آیا برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل درست است یا غلط. این مراحل طی و طرح مدیریت پایدار تهیه نشده است و عملیات برداشت درختان شکسته و افتاده، به اشتباه به عنوان «طرح» جا زده شده است.

    نبود طرح جامع برای مدیریت پایدار جنگل و بی‌توجهی سازمان منابع طبیعی به دیدگاه‌های تخصصی، مورد انتقاد استاد جنگل دانشگاه علوم و تحقیقات است. او با بیان اینکه برای تصویب طرح مدیریت پایدار جنگل سازمان منابع طبیعی باید نظرات کارشناسان را جلب کند، می‌گوید هنوز طرح مدیریت پایدار جنگل ارائه نشده و سازمان محیط زیست، مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع و تشکل‌های محیط زیست از وجود این طرح بی‌اطلاع‌اند. در نبود این طرح، برداشت درختان شکسته جنگلی پشتوانه علمی ندارد.

    نگرانی از تبصره دو ماده ۳۶

    تبصره دوم ماده ۳۶ قانون برنامه توسعه هفتم نیز موجب نگرانی شده است. براساس این تبصره، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور مکلف است طرح‌های زراعت چوب را در عرصه‌های جنگلی فاقد پوشش و مخروبه و بهره‌برداری از درخت‌کاری‌ها با هدف زراعت چوب از طریق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی اجرا کند. این تبصره را برخی چراغ سبز سازمان منابع طبیعی به جنگل‌خواران می‌دانند.

    در این زمینه هادی کیادلیری، کارشناس جنگل و معاون سازمان محیط زیست، با تأکید بر اینکه بدتر از تبصره یک تبصره دو ماده ۳۶ قانون برنامه توسعه هفتم است، می‌گوید: «چند ماه پیش سازمان منابع طبیعی به اداره‌های کل استان‌ها طی نامه‌ای دستور داد که در عرصه‌های جنگلی، صنوبر و اکالیپتوس بکارند. این تصمیم با عقل جور درنمی‌آید که در عرصه جنگلی گونه غیرجنگلی کاشته شود و بدتر اینکه آن عرصه را دست بخش خصوصی بدهند. واقعیت این است که زراعت چوب در عرصه‌های جنگلی دقیقا به معنای جنگل‌خواری و زمین‌خواری است. در عرصه‌های جنگلی فاقد پوشش باید احیای گونه‌های جنگلی انجام شود».

  • آتش «جنگل الیت» مهارشد / یک فعال محیط زیست: تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود

    آتش «جنگل الیت» مهارشد / یک فعال محیط زیست: تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود

    به گزارش اقتصادران، برهان مجیدی‌نیا و دوستانش که از اهالی مریوان و کرمانشاه و کامیاران هستند، از اول آذر در دل جنگل الیت بودند و ظهر دیروز، بعد از ۴۵ ساعت بیداری بی‌وقفه، وقتی مطمئن شدند که شعله‌های کوچک و دود غلیظی که در جنگل هست، نه نشان آتش دوباره بلکه حاصل مرگ تدریجی درختان کهنسالی است که می‌سوزند تا خاکستر شوند، کوله‌بار مختصرشان را جمع کردند و در جاده چالوس به راه افتادند تا به خانه‌شان در مریوان برسند.  سالار اسفندیاری و گروه ۲۴ نفره‌اش که غروب یکشنبه، در جاده شیراز به سمت روستای الیت مازندران می‌راندند تا جان جنگل را از سوختن نجات بدهند، در میانه راه و پیش از نیمه شب دوشنبه، شنیدند که آتش، مهار شده و به شیراز بازگشتند و آماده‌باش بودند تا در صورت نیاز به منطقه بروند.  برهان و سالار و گروه‌شان، همیاران محیط‌زیست از استان‌های کردستان و کرمانشاه و فارس هستند که طی سال‌های اخیر و از زمانی که دست‌های آلوده به طمع، بیشتر از قبل آتش به جنگل‌ها می‌اندازند، بارها در اطفای حریق رویشگاه‌های طبیعی نوار زاگرس، کمک کرده‌اند و با بهره از تجربیات ارزشمندشان، جای خالی نیروهای دولتی برای نجات منابع ملی کشور را پر کرده‌اند.

    شیوه همیاری هم ساده است؛ برهان و سالار که در زندگی روزمره به شغل‌های معمولی مشغولند، با شنیدن خبر آتش‌سوزی در جنگل، فراخوانی برای گروه‌شان می‌فرستند و از آنهایی که توانایی جسمی بیشتری دارند، می‌خواهند که برای اطفای آتش، همراهی کنند و این فراخوان هم هیچ‌ وقت بی‌جواب نمی‌ماند. اسفندیاری به «اعتماد» می‌گوید که برای مهار آتش‌سوزی جنگل الیت هم، حداقل ۴ گروه همیاران محیط‌زیست استان فارس به فراخوان اعزام جواب مثبت داده‌اند. برهان مجیدی‌نیا، جوشکار تاسیسات گاز است و به «اعتماد» می‌گوید در این ۲۱ سال، بس که پای اطفای آتش‌سوزی جنگل‌های نوار زاگرس حاضر بوده، مهار حریق، جای شغل جوشکاری را گرفته است.

    برهان و گروه کوچکش، مثل همیشه با ماشین شخصی‌شان و بدون هیچ کمک دولتی از مریوان حرکت کردند تا مثل همیشه، جان یک جنگل دیگر را از آتش طمع و فساد نجات بدهند.

    برهان در توضیح ۴۵ ساعتی که بر این ۴ نفر گذشت می‌گوید: « ۱۲ ساعت طول کشید تا از مریوان به روستای الیت برسیم و بعد از تعویض لباس، رفتیم به دل جنگل و مشغول خاموش کردن و بریدن آتش شدیم و ساعت ۹ شب از جنگل بیرون آمدیم.»

    دیروز ظهر، برهان گفت که بالاخره با گذشت بعد از ۲۰ روز از اولین شعله‌هایی که در این جنگل، زبانه کشید، آتش‌سوزی کاملا کنترل شده و دودهایی که در جنگل هست، مربوط به سوختن تنه درختان خشک شده‌ای است که پیش از آتش‌سوزی روی زمین افتاده بودند و سوختن این درختان و فروکش کردن دود هم حدود یک هفته طول می‌کشد.

    برهان و دوستانش شاهد بودند که تعدادی از مردم، برای کمک به خاموش کردن شعله‌ها آمده بودند اما تعدادی دیگر هم سوار هلی‌کوپتر شدند و با فیلم و عکس یادگاری به خانه‌شان برگشتند. برهان می‌گوید اگر از همان روز اول که آتش به جان جنگل افتاد و اولین شعله‌ها تا آسمان رسید، ۴ نفر همیار دلسوز برای نجات جنگل می‌رفتند، با چنین فاجعه‌ای مواجه نمی‌شدیم.آنچه این گروه همیار شاهد بوده‌اند، این است که حدود ۱۵ هکتار از جنگل در آتش سوخته اما حدود ۵درصد از وسعتی که گرفتار آتش شده، آسیب عمیق دیده و به خاکستر نشسته و ۹۵ درصد آسیب، سطح جنگل را سوزانده است. برهان می‌گوید آتش، چه یک درصد بسوزاند و چه صددرصد، چه به جان جنگل‌های زاگرس بیفتد و چه به جان جنگل‌های البرز، یک فاجعه تلخ است و از یاد نخواهد رفت. این گروه، با ۴۵ ساعت بی‌خوابی و تلاش جانفرسایی که برای مهار آتش داشت، به اندازه ۱۰ روز توان از دست داده و حالا هم با دست‌های خالی‌تر از قبل به خانه‌اش برمی‌گردد. برهان می‌گوید: «تلخ‌ترین اتفاقی که این چند روز شاهد بودیم، واقعیت حرف همان مردی بود که رو به دوربین می‌گفت ما خیلی تنهاییم. ما در مهار آتش جنگل‌ها، واقعا تنهاییم؛ چه در زاگرس و چه در البرز، واقعا تنهاییم. ما هیچ تجهیزاتی نداریم. من ۲۱ سال است که با آتش جنگل‌ها دست و پنجه نرم می‌کنم ولی تنها وسیله‌ای که دارم، یک دستگاه دمنده است و حتی یک لباس ضدحریق و کفش مناسب ندارم و ۹۹ درصد هزینه حضور در جنگل‌های آتش گرفته و اطفای حریق را از جیب خودمان می‌پردازیم چون هیچ حمایتی از هیچ ارگانی و از هیچ محیط‌بانی و از هیچ جنگلبانی نداریم. همیاران طبیعت خیلی تنگدست   هستند.  بهمن ایزدی، فعال محیط‌زیست و مدیرعامل کانون سبز فارس و تنها نهاد نیکوکاری در حوزه محیط‌زیست که از وضع و تلاش همیاران محیط‌زیست باخبر است، ظهر دیروز، در گفت‌وگو با «اعتماد» از مهار آتش جنگل‌های الیت خبر داد و اینکه تلاش‌ها برای مقابله با جنگل‌سوزی‌ها چه در نوار زاگرس و چه در نوار البرز، نه اینکه بی‌فایده باشد ولی مقابله با معلول است چون علت‌هایی عامل این جنگل‌سوزی‌هاست .  ایزدی ضمن آنکه اهمیت جنگل‌های زاگرس و هیرکانی را برشمرد، تاکید کرد که خشک کردن جنگل‌ها از طریق آتش‌سوزی‌های سهوی و عمدی، باعث مرگ آبخوان‌ها در این سرزمین دچار بحران بی‌آبی می‌شود و نتیجه نهایی این وضع، برهم خوردن اعتدال  طبیعی کشور است که البته، هدف اتاق فکر خشکاندن ایران هم، حصول همین نتیجه است.

     ‌ طی روزهای اخیر علاوه بر گروه‌های مردمی، از کوهنوردان و همنوردها هم خواسته شد که در صورت توانایی جسمی، هر چه سریع‌تر برای خاموش کردن آتش جنگل‌های الیت به منطقه بروند. از آخرین وضعیت اطفای حریق در جنگل‌های الیت مازندران چه خبری دارید؟

    آخرین اطلاعم براساس صحبت با گروه‌هایی است که سال‌ها در مقابله با آتش‌های زاگرس تلاش کردند و در این زمینه، تبدیل به مربیان بسیار مجرب شده‌اند و در روزهای اخیر هم به جنگل‌های الیت رفتند. چند روز قبل به محض آنکه گستره آتش رو به پیشروی گذاشت، از بچه‌های مجرب در زاگرس کمک خواستیم و یک گروه از منطقه کردستان و از بچه‌های مریوان و کرمانشاه و کامیاران به منطقه رفتند و به ارتفاعات الیت رسیدند و با جان و با بهره از تجربیات بسیار ارزشمندشان برای جلوگیری از گستردگی آتش تلاش کردند و می‌دانم که در این تلاش، حدود ۵۰ ساعت نخوابیدند. گروه دیگری از استان فارس که کارنامه بسیار موفقی در مقابله با آتش زاگرس مرکزی و جنوبی کشور داشتند، غروب یکشنبه به سمت مازندران حرکت کردند اما در میانه راه به ایشان اعلام شد که آتش جنگل‌های الیت اطفا شده و این گروه به شیراز بازگشتند. طبق فیلم و عکس‌هایی که تا دیروز از جنگل برای من ارسال شد، در بعضی نقطه‌ها، شعله‌های بلند آتش مشاهده می‌شد.

    در آخرین صحبتی که صبح دیروز (دوشنبه سوم آذر) با گروه کردستان داشتم، گفتند که با وجود این شعله‌ها، جای نگرانی نیست چون این شعله‌ها، حاصل سوختن کنده درختان پوسیده یا بسیار کهنسال است و تا چند روز هم این شعله‌ها ادامه خواهد داشت تا زمانی که این درختان کهنسال بسوزند و خاکستر شوند ولی با وجود این شعله‌ها، به دلیل آنکه تمام برگ‌ها و گیاهان مرتعی و محیط اطراف این درختان کهنسال هم، سوخته، احتمال سرایت آتش به سایر نقاط، بسیار ضعیف است.

    با این گفته‌ها، نگرانی من تا حد زیادی مرتفع شد ولی پایش بعد از آتش‌سوزی جنگل‌ها بسیار مهم است و نیروهای اطفای آتش، باید تا حدود ۴۸ ساعت در منطقه حضور داشته باشند تا اگر زیر برگ لاشه‌های انباشته در ادوار مختلف، آتشی پنهان باشد و با وزش باد، شعله‌ور شود، به سرعت خاموش شود. مثال این مورد را هم بارها در زاگرس شاهد بودیم که آتشی که بعد از ۹ شبانه‌روز، خاموش شد ولی به دلیل پایش نشدن منطقه، وزش باد شدید، به فاصله ۲۴ ساعت بعد از خاموش کردن آتش، گستره آتش را افزایش داد. البته با توجه به تجربه ۶ سال اخیر درخصوص آتش زدن‌های زاگرس، موضوع بسیار مهم‌تر از مقابله با آتش این است که حتی اگر دولت به طرح ملی مقابله با آتش زدن جنگل‌ها اعتقادی ندارد، بخش قضایی و امنیتی باید به صورت جدی وارد عرصه شوند و آمران و اتاق فکر و عاملان و نیروهای عملیاتی و جریانی که جنگل‌های ما را آتش می‌زند، شناسایی و با این افراد برخورد کنند.  خاموش کردن آتش جنگل‌ها، مبارزه با معلول است و ما باید علت را پیدا کرده و با علت مقابله کنیم. علت،  ممکن است  دست‌هایی باشد که قصد دارد در این شرایط بحرانی وضع آب و خاک کشور، با آتش زدن و از دست رفتن رویشگاه‌های حیاتی ما در زاگرس و هیرکانی، ایران را بخشکاند. امسال و تا امروز، یک قطره باران در زاگرس نداشتیم و به دلیل آتش زدن جنگل‌ها و برهم ریختن اعتدال اقلیمی، طبق گزارش سازمان هواشناسی، طول فصل تابستان زاگرس از سه ماه به ۵ ماه افزایش یافته که یک زنگ خطر جدی است ولی متاسفانه موردتوجه مسوولان نیست و برای مقابله جدی با عوامل و اتاق فکر آتش زدن رویشگاه‌هایمان، اقدامی انجام نمی‌شود. از اواسط فروردین امسال، در سیطره ۱۶۰۰ کیلومتری جنگل‌های زاگرس، از کردستان و آذربایجان غربی تا خوزستان و هرمزگان، آتش‌های مهیبی داشتیم ولی هیچ برخوردی با علت و عاملان و اتاق فکر این آتش‌سوزی‌ها و خشکاندن ایران صورت نگرفت. این اتاق فکر و عاملانش، در تابستان موفق به آتش زدن هیرکانی نشدند چون در تابستان، گیاهان مرتعی در سطح جنگل و سرخس‌ها و سایر گونه‌های گیاهی، سبز هستند و به آسانی آتش را انتقال نمی‌دهند. پس این اتاق فکر و عاملانش تا پاییز صبر کردند چون حالا فصل برگ‌ریزان است و برگ‌های خشک، روی علوفه‌های سبز را می‌پوشاند و این علوفه‌ها هم رمق تابستان و بهار را ندارند و برگ‌های انباشته شده زیر درختان هم، آماده اشتعالند و در این ایام و با چنین وضعی، ایران‌ستیزان و کسانی که به فکر هر چه خراب‌تر کردن اعتدال زیستی و به ویژه، منابع آبی ما هستند، آسیب‌رسانی به هیرکانی را شروع کردند چنانکه روز یکشنبه هم در چند نقطه در هیرکانی و ارسباران، آتش داشتیم و از نیمه شب یکشنبه هم، جنگل‌های بسیار ارزشمند و متراکم ارتفاعات سوادکوه را به آتش کشیده‌اند. چرا مسوولان فقط نگاه می‌کنند؟ چرا بخش قضایی وارد نمی‌شود؟ چرا دولت بی‌خیال است؟ چرا با ریشه برخورد نمی‌شود؟ این ریشه تعادلات طبیعی را در ایران ازبین می برد . وقتی تعادلات طبیعی ایران از بین برود، مهاجرت‌های اجباری شکل می‌گیرد چنانکه از چند سال قبل تا امروز، این مهاجرت را در نوار زاگرس شاهدیم و بخشی از خوزستان به هیرکانی و تهران و کرج آمده و روستاها و آبادی‌ها، یکی پس از دیگری خالی از سکنه می‌شود چون منابع آب در نوار زاگرس از دست رفته. اگر اسم یک روستا، حسن‌آباد و اسماعیل‌آباد بوده، به دلیل آب است و به معنای آبادانی ناشی از وجود آب.

    وقتی در این روستا، آب نباشد، حسن‌آباد و اسماعیل‌آباد هم بی‌معنا می‌شود و مهاجرتی شکل می‌گیرد که هر روز، شاهد شدیدتر شدن ضرباهنگش هستیم. متاسفانه مسوولان به این موضوع توجه نمی‌کنند که با خشک شدن زاگرس، نیمی از کشور دربه‌در خواهند شد، چون ۱۲ استان ما از مواهب طبیعی زاگرس بهره‌مند است. پوشش جنگلی زاگرس، آبخوان‌داری می‌کند و سفره‌های آبی را نگه می‌دارد و هنگامی که این پوشش جنگلی ازدست برود، آب از دست می‌رود و دربه‌دری و مهاجرت اجباری شکل می‌گیرد.

     ‌ ‌در این چند روز اخیر که جنگل‌های الیت در آتش می‌سوخت، علاوه بر آنکه به واسطه قدمت و ثبت هیرکانی در فهرست میراث جهانی یونسکو موردتوجه فعالان محیط‌زیست و همه مردم بود، سوختن جنگل‌های الیت به یک دغدغه ملی تبدیل شد. اهمیت جنگل‌های هیرکانی چیست؟ 

    اکولوژیست‌ها، هیرکانی را یک فسیل زنده می‌دانند چون در عصر یخبندان، تمام بیوسفر دچار یخ‌زدگی شد و بسیاری از رویشگاه‌ها از دست رفت و تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود. هیرکانی، بیش از ۴۰ میلیون سال قدمت دارد و به همین دلیل، به نام فسیل زنده نامیده می‌شود و به همین دلیل دومین اثر طبیعی ایران است که بعد از بیابان لوت در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. ثبت جهانی یک اثر در فهرست یونسکو به این معناست که افتخار مالکیت این اثر، متعلق به کشور مربوطه است. ما مفتخر به این هستیم که یک زیرگونگی طبیعی و یک فسیل زنده در کشورمان داریم که در هیچ کشور دیگری، مشابهش یافت نمی‌شود. علاوه بر این، منحصر به فرد بودن این اثر جهانی باعث می‌شود که تمام کشورها، در پایش و حفاظت از این اثر، دخیل باشند و یونسکو، عامل واسط این حمایت جهانی است. بنابراین، عجیب نیست که سوختن جنگل‌های الیت، به نگرانی ملی تبدیل شده چون با این آتش زدن‌ها، در حال از دست دادن موزه بسیار ارزنده‌ای در بیوسفر هستیم. علاوه بر آتش زدن‌ها، قاچاق چوب در هیرکانی بیداد می‌کند و شبی نیست که در جنگل‌های این منطقه، صدای اره برقی شنیده نشود. آتش زدن جنگل، اتفاق هولناکی است که با آن مواجهیم ولی سال‌هاست که قاچاقچیان چوب در حال از بین بردن جنگل هستند.

    جنگل‌های هیرکانی و زاگرس، منابع حیاتی ما هستند چون آبخوان‌های ما را تقویت می‌کنند و آبخوان‌داری می‌کنند. اگر اقتصاد معیشتی ما در شمال، شمال شرقی، جنوب و جنوب غرب هیرکانی هنوز استمرار دارد، به خاطر برکت وجود همین رویشگاه‌های مرتفع در هیرکانی است. هیرکانی، هویت طبیعی ما و موجب مباهات هویت ملی ماست و باید مانند چشم‌مان از آن نگهداری کنیم. جهان اکنون به ما نگاه می‌کند که چگونه از این اثر طبیعی بسیار ارزشمند و منحصر به فرد حفاظت می‌کنیم.

    ‌ای کاش همان روزهای اول که ارتفاعات الیت آتش گرفته بود، برای مهار آتش به سرعت اقدام می‌کردند تا وسعت کمتری از این جنگل از دست برود، چراکه بازسازی این رویشگاه، نیازمند سال‌ها مراقبت و محافظت است.

     ‌ ‌اطلاع دارید که چه وسعتی از جنگل‌های الیت در این آتش‌سوزی از دست رفته؟ 

    برخی فعالان محیط‌زیست که در عمق منطقه حضور داشتند، گفتند بیش از ۱۰ هکتار در آتش سوخته ولی به نظر می‌رسد آتش ۲۰ روزه، ده‌ها هکتار از رویشگاه را نابود کرده باشد و البته متاسفانه آنچه هیچ‌گاه به ‌طور دقیق، چه در آتش‌سوزی هیرکانی و چه در آتش‌سوزی زاگرس توسط مسوولان رصد نمی‌شود، همین عرصه‌های خاکستر شده جنگل‌ها در آتش‌سوزی‌هاست‌.

  • آتش به جان میراث طبیعی ایران / کلانتری: حتی ۵۰ هواپیما هم آتش جنگل‌های هیرکانی را نمی‌خواباند / مدنی: این ثروت ملی را سوزاندیم، بریدیم، فروختیم و ویلا ساختیم

    آتش به جان میراث طبیعی ایران / کلانتری: حتی ۵۰ هواپیما هم آتش جنگل‌های هیرکانی را نمی‌خواباند / مدنی: این ثروت ملی را سوزاندیم، بریدیم، فروختیم و ویلا ساختیم

    به گزارش اقتصادران، جنگل‌های هیرکانی با قدمتی ۳۵ تا ۵۰ میلیون ساله و وسعتی حدود۳ میلیون هکتار، از سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند. با وجود این ارزش بی‌نظیر، بخش‌هایی از این میراث طبیعی از ۱۱ آبان تاکنون در محدوده روستای الیت چالوس دچار آتش‌سوزی گسترده شده‌اند.
    بر اساس آخرین برآوردها، حدود ۸۰ هکتار از این جنگل‌ها تاکنون در آتش سوخته و آتش‌سوزی در بخش‌هایی از منطقه همچنان فعال است.

    حنیف‌رضا گلزار، فعال محیط زیست، با انتقاد از «تعلل ۲۰ روزه» مدیران گفته است هواپیمای ایلیوشین اعزامی هر بار باید برای بارگیری آب به مهرآباد بازگردد و همین موضوع اثر عملیات را کاهش می‌دهد. او خواستار درخواست کمک فوری بین‌المللی شده است.

    نظر کارشناسان: اهمیت مهار آتش و نقش تخریب انسانی

    عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، با اشاره به شرایط توپوگرافیک منطقه می گوید: «در الیت، آتش در شیب‌های نزدیک به ۹۰ درجه رخ داده و کاملاً طبیعی است که خاموش کردن آن بسیار دشوار باشد. حتی اگر ۵۰ هواپیما همزمان روی این آتش آب‌پاشی کنند، خاموشی قطعی آتش تضمین‌شده نیست، چون احتمال ادامه آن به صورت لکه‌ای وجود دارد.»

    او ادامه داد: در هربار پرواز هواپیما تنها ۲۰ متر مکعب از جنگل آب پاشی می‌شود، این پاشش در شرایطی که دود مانع پایین رفتن هواپیما می‌شود هم تأثیری ندارد و قبل از رسیدن به آتش در هوا تبخیر می‌شود، اما بارش طبیعی باران با شدت تاثیر بیشتری دارد.

    کلانتری در ادامه تأکید کرده است: «ما درباره یک میلیون و۸۰۰ هزار هکتار جنگل باقی‌مانده هیرکانی حرف می‌زنیم، اما فراموش شده که در همین سال‌ها بیش از یک‌میلیون و ۳۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی در نتیجه توسعه شهری از بین رفته و کسی صدایش درنیامده است. آنچه به‌دست انسان تخریب می‌شود معمولاً مورد توجه قرار نمی‌گیرد، اما آتش‌سوزی طبیعی همیشه بخشی از زندگی جنگل بوده و نمی‌توان آن را مدیریت کرد. تخریب انسانی، اما خسارات به‌مراتب بزرگ‌تری بر جنگل‌ها وارد کرده است.»

    هشدار درباره نابودی میراث طبیعی

    کاوه مدنی، کارشناس محیط زیست، نیز هشدار داده است: «ما میراثی طبیعی را از دست می‌دهیم که از تمدن ایرانی هم کهن‌تر است.»

    برخی از اهالی منطقه نیز از تخریب گسترده گلایه کرده‌اند: «این ثروت ملی را سوزاندیم، بریدیم، فروختیم و ویلا ساختیم. طبیعت بخشنده است، اما تا کی؟»

    در این بین، شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اعلام کرده است که با کشور ترکیه برای اعزام دو هواپیما و یک بالگرد اطفای حریق توافق شده و احتمال کمک از روسیه نیز وجود دارد. «هواپیمای اعزامی تنها یک نوبت عملیات انجام داده است و بالگرد‌ها به‌دلیل دود غلیظ قادر به پرواز نیستند. آتش در برخی مناطق مهار شده، اما به نقاط جدیدی گسترش یافته است. دود به جاده مرزن‌آباد رسیده و شرایط تنفسی ساکنان را تحت تأثیر قرار داده است.»

  • گنجینه ملی در آتش / جنگل‌های هیرکانی قربانی مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    گنجینه ملی در آتش / جنگل‌های هیرکانی قربانی مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    به گزارش اقتصادران، حدود دوهفته قبل بوی دود اول از لابه‌لای درختان روستای الیت در بخش مرزن‌آباد بالا آمد و بعد چشم‌های اهالی سایه‌‌های نارنجی رنگ شعله‌های آتش را دیدند که روی شیب‌های تند جنگل می‌دوید. کمی بعد کوه‌های پوشیده از درخت در میان شعله‌های آتش و حلقه‌های بی پایان دود احاطه شدند. ریختن اندک آبی از بالگردها هم تاکنون چاره کار نبوده است. مردمان محلی در این شرایط خود آستین‌ها را بالا زده و و به مهار آتش همت گماشتند اما زبانه‌های این اژدهای سرخ گویی سر فروخفتن ندارد.

    حالا مدتی طولانی است که آتش در محدوده‌ای حدودا ۸‌هکتاری از جنگل‌های منطقه دراکینگ الیت زبانه می‌کشد؛ منطقه‌ای صخره‌ای و سخت‌گذر که نیروهای مردمی و امدادی برای رسیدن به کانون حریق با دشواری مواجهند. فریاد محلی‌ها به آسمان رفته و از دولت و هموطنان‌شان می‌خواهند که برای مهار این بلا به دادشان برسند. برخی از اهالی می‌گویند: «در این وضعیت فقط باران می‌تواند آتش را خاموش کند.» گویی امید بریدند از اینکه کسی نجات‌بخش‌شان باشد. از سوی دیگر پوشش گیاهی ارزشمند و حضور گونه‌های حساس حیات‌وحش هم نگرانی‌ها را دوچندان کرده است. جنگل‌هایی که گرفتار حریق شدند زیر‌مجموعه حوزه اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران هستند؛ حوزه‌ای که بیش از ۶۶۰‌هزار هکتار جنگل، مرتع و ساحل را پوشش می‌دهد و ۲۸‌درصد مساحت استان را در بر می‌گیرد. شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، عباس‌آباد، تنکابن، رامسر و کلاردشت نیز زیر همین پوشش قرار دارند.

    اقدامات انجام‌شده برای مهار آتش

    با شدت‌گرفتن شعله‌ها شرایط به جایی رسید که پای هواپیما و بالگرد به ماجرا باز شد. صبح جمعه یک فروند ایلوشن‌۷۶ با ظرفیت آبگیری ۴۰‌تن از تهران به منطقه اعزام شد. نخستین محموله آب حوالی ساعت ۷:۳۰صبح روی کانون آتش تخلیه شد و طبق برنامه‌ریزی نوبت دوم عملیات نیز برای ساعت ۱۰:۳۰تعیین شد. همزمان استاندار مازندران پس از تماس با وزیر کشور درخواست اعزام گسترده‌تر بالگردها را مطرح کرد و به گفته مسوولان پنج‌تاشش‌فروند بالگرد در نوبت پرواز به ارتفاعات الیت قرار گرفتند. محدودیت امکانات و ظرفیت پایین بالگردها برای حمل آب اما شرایط چندان امیدوارکننده‌ای را ایجاد نکرده است.

    روی زمین هم ۴۰‌گروه تخصصی شامل یگان حفاظت منابع طبیعی، محیط‌زیست، هلال‌احمر، گروه‌های مردمی، سپاه و بسیج در منطقه مستقر شدند. درمجموع ۴۰۰‌نیرو که برخی‌شان با هلی‌برن مستقیم به نقاط صعب‌العبور منتقل شدند. این عملیات سنگین اما بدون آسیب نماند. در روزهای گذشته ۲۰همیار طبیعت در جریان مهار آتش مصدوم شدند؛ موضوعی که استاندار مازندران آن را یادآوری کرد و گفت: «اولویت ما حفظ جان نیروهای امدادی و مردمی است.» با این همه تا لحظه تنظیم این گزارش هنوز آتش به‌طور کامل مهار نشده و زبانه‌های آتش میان شیب‌های تند و درختان نیم‌سوخته جگر دوستداران میراث طبیعی ایران را می‌خراشد.

    تداوم بحران جنگل‌های هیرکانی

    جنگل‌های هیرکانی در خطر

    این کارشناس با اشاره به مخاطرات جنگل‌های هیرکانی افزود: «مسلم است جایگاه جنگل‌های هیرکانی، تنوع، قدمت و وجود گونه‌های گیاهی و جانوری متنوع در این زیست‌بوم منحصر‌به‌فرد آن‌قدر مهم و ارزشمند بوده که در کمیته میراث جهانی یونسکو به عنوان یک میراث بشری به ثبت رسیده است. توجه داشته باشید که حدود ۵۰‌درصد محدوده ایرانی جنگل‌های هیرکانی در استان مازندران واقع شده است؛ مناطقی که در سالیان اخیر به دلیل آتش‌سوزی‌های افسارگسیخته بخش زیادی از آنها از بین رفته و در مقابل شاهد رشد قارچ‌گونه شهرک‌ها، ویلاها و ساختمان‌های بدقواره هستیم که عملا میراث طبیعی ایران را پاکسازی می‌کنند.»

    وی ادامه داد: «به عبارت دیگر حتی نسبت به تعهدات بین‌المللی خود در یونسکو برای حفاظت از آثار جهانی و صیانت از آنها نیز اهمال واضح داشتیم. این موضوع‌ در کنار ابعاد حقوق بین‌المللی‌ به نام ایران خدشه وارد می‌کند و بی‌تردید نسبت میان فرهنگ و طبیعت را در کشور از بین برده و تعادل را به سمت نیستی می‌کشاند.»

    مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    مرادخانی خاطرنشان کرد: «در این میان پرسش بنیادینی که مطرح می‌شود این است که چرا این پدیده و میراث ملی و جهانی باید پس از مدت طولانی از آغاز آن باوجود داشتن هواپیمای اختصاصی ایلوشن برای اطفای حریق همچنان درگیر آتش باشد؟ پاسخ این پرسش دو وجه دارد: نخست اینکه در ساختار مدیریت کشور ما حفاظت از منابع طبیعی و محیط‌زیست هیچ اولویتی نداشته و این خسران بزرگ جدی گرفته نمی‌شود. دوم اینکه متولیانی که در سطوح ملی و استانی مسوولیت حفاظت و نگهداری از این منابع ارزشمند را برعهده گرفتند عمق فاجعه‌ای را که امروز برای هیرکانی رخ داده درک نمی‌کنند.»

    وی افزود: «اگر درک درستی وجود داشت نباید بعد از گذشت این مدت از آغاز آتش‌سوزی‌(زمانی که قلب هیرکانی در حال تبدیل شدن به خاکستر است‌) تازه تصمیم گرفته شود که هواپیما برای اطفای حریق به پرواز درآید. درحالی‌که در هر کجای دنیا چنین رخدادی از روز نخست در سطح ملی مدیریت می‌شود و اگر امکانات کافی نباشد سریعا از کشورهای دیگر و سازمان‌های بین‌المللی کمک خواسته می‌شود. مشخص نیست چرا ما نباید از توافقنامه‌های بین‌المللی به‌نفع منافع ملی خود استفاده کنیم. این پرسشی است که کاش یک‌بار پاسخ شفافی از سوی متولیان می‌شنیدیم.»

    وی تاکید کرد: «نکته مهم‌تر درخصوص آتش‌سوزی هیرکانی یا دیگر نقاط زیست‌بوم ایران مانند زاگرس یا مناطق مرکزی و جنوبی این است که طبیعت برای ایران فقط محیط‌زیست و تنوع اکولوژیک نبوده بلکه بطن و خاستگاه فرهنگ و زایش گوناگونی فرهنگی این سرزمین است. اگر طبیعت را از دست بدهیم مولفه‌های حیاتی تمدن ایرانی را از دست می‌دهیم. طبیعت و محیط‌زیست ما مادر سرزمین ما بوده و اهمیت آن هرگز به‌درستی درک نشده است.» این کارشناس خاطر‌نشان کرد: «اگر امروز با تنوع آیین‌ها، موسیقی، گویش‌ها، زبان‌ها، پوشش‌ها، غذاها، صنایع‌دستی و ابزارهای مختلف در پهنه ایران روبه‌رو هستیم این تنوع تحسین‌برانگیز در پیوند با تنوع طبیعی شکل گرفته است. انسان ایرانی در سده‌ها و هزاره‌های مختلف در همزیستی مسالمت‌آمیز با طبیعت بوده و آن را تکریم ‌کرده و آیین‌های متنوع مرتبط با آب، خاک و کوهستان شاهدی بر این احترام دیرین است اما در دهه‌های اخیر چنان خصومتی با طبیعت شکل گرفته که غافل از آن هستیم که این جهالت تیشه بر ریشه فرهنگ و استمرار حیات تمدن ایرانی می‌زند.»

    فقدان طرح‌های حفاظتی موثر

    این مدرس دانشگاه ادامه داد:«سال‌هاست که زنگ خطر نابودی طبیعت ایران به اشکال مختلف به‌صدا درآمده؛ از انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری تا تخریب زیستگاه‌ها و مداخلات غیرمسوولانه و منفعت‌طلبانه در محیط‌های طبیعی. بسیاری از این تصمیمات جاهلانه با نام توسعه، کارآفرینی یا حمایت از مردم گرفته شده درحالی‌که اساسا اشتباه بودند. ازسوی دیگر باوجود اهمیت زیستگاه‌های متنوع، پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده برای بسیاری از آنها حتی طرح جامع حفاظت وجود ندارد.»

    وی افزود: «به‌عنوان نمونه منطقه حفاظت‌شده دینارکوه و کویرکوه در زاگرس در استان ایلام(یکی از منحصر‌به‌فردترین ذخیره‌گاه‌های بلوط‌های کهنسال و گونه‌های بومی) هیچ طرح حفاظتی ندارد و عملا به حال خود رها شده است. این مثال نشان می‌دهد ما برای ثبت آثار طبیعی و تاریخی خود بسیار هیاهو می‌کنیم اما پس از ثبت جهانی کار رها می‌شود درحالی‌که اصل ماجرا پس از ثبت آغاز خواهد شد.»

    این کارشناس افزود: «حفاظت از هیرکانی باید بر اساس استانداردهای جهانی و فناوری‌های نوین مانند سیستم‌های پایش ماهواره‌ای با جدیت انجام شود اما در کشور ما حفاظت به چند مراسم، چند تیتر و چند عکس محدود می‌شود. این وضعیت نیازمند بازنگری بسیار جدی است. تا زمانی که این مسائل به اولویت جدی مدیریتی تبدیل نشوند تلاش

    NGOها، گروه‌های مردمی، دوستداران محیط‌زیست و رسانه‌ها هرگز کافی نخواهد بود. امیدوارم روزی برسد که حداقل در یک ماه خبر دلخراشی از آسیب به منابع طبیعی و محیط‌زیست نشنویم.»

    لزوم بهره‌گیری از جوامع محلی

    مرادخانی تاکید کرد:«نکته مهم این است که ما نسبت به رفع تعارضات انسانی و طبیعی در مواجهه با محیط‌زیست و منابع طبیعی اقدام مشخص و برنامه‌ریزی موثری نداشتیم. بسیاری از آتش‌سوزی‌ها منشأ انسانی دارد و با رفع این تعارضات‌(چه به صورت عرفی و چه قانونی‌) می‌توان از بسیاری از این فجایع پیشگیری کرد.» وی افزود: «در کنار آن از ظرفیت بسیار بالای جوامع محلی برای حفاظت از جنگل‌ها و زیستگاه‌ها هیچ بهره‌ای نبردیم. جامعه محلی در بطن این سرمایه‌های طبیعی زندگی می‌کند و آموزش، توانمندسازی و مشارکت فعال و عقلانی آنها می‌تواند نقش بسیار موثری در پیشگیری از خسران‌ها داشته باشد. تجربه کشورهای مختلف مانند ترکیه و نپال در پروژه‌های بین‌المللی نیز این موضوع را اثبات کرده است.» این مدرس دانشگاه یادآور شد:

    تداوم بحران محیط‌زیست در کشور

    آتش‌سوزی اخیر در جنگل‌های شمال بار دیگر ضعف ساختاری مدیریت منابع طبیعی در ایران را آشکار کرده است. در یک زیست‌بوم که ارزش جهانی داشته و بارها در اسناد رسمی کشور به‌عنوان گنجینه ملی از آن یاد شده تداوم بحران نشان می‌دهد که برخورد ما با طبیعت همچنان واکنشی، مقطعی و بدون برنامه‌ بلندمدت است. نشانه‌ها نشان می‌دهد که این بحران فقط یک حادثه محلی نبوده بلکه حاصل سال‌ها انباشت تصمیم‌های اشتباه، کم‌توجهی نهادی و نبود راهبرد پیشگیرانه است.

    مساله اصلی این است که مدیریت بحران در ایران هنوز «بعد از وقوع حادثه» آغاز می‌شود. مقابله با آتش زمانی آغاز شده که بخش قابل‌توجهی از پوشش گیاهی از دست رفته و خسارت جبران‌ناپذیر شده است. نبود تجهیزات کافی، اتکای شدید به نیروی انسانی در مناطق صعب‌العبور و تاخیر در بهره‌گیری از امکانات هوایی نشان می‌دهد که سازوکار مواجهه با آتش‌سوزی در جنگل‌های مرطوب و ارزشمند شمال به استانداردهای جهانی نزدیک نیست. در بسیاری کشورها پایش ماهواره‌ای، هشدارهای پیشگیرانه و آماده‌باش دائمی قبل از شعله‌ورشدن بحران فعال می‌شود اما در ایران این چرخه همچنان غایب است.

    از سوی دیگر نقش جوامع محلی در مدیریت و حفاظت از جنگل‌ها باوجود اثبات کارآمدی آن در تجربه‌های بین‌المللی در ساختار رسمی کشور جدی گرفته نشده است. در لایه‌ای عمیق‌تر رفتارهای سودجویانه مانند تغییر کاربری، ساخت‌وساز و دست‌اندازی به اراضی جنگلی همچنان بدون بازدارندگی موثر ادامه دارد. نتیجه آن است که هم جنگل در معرض نابودی قرار گرفته و هم اعتماد عمومی نسبت به توانایی نهادهای مسوول کاهش می‌یابد. آتش اخیر یک هشدار دوباره است که نشان می‌دهد اگر سیاست‌های حفاظتی اصلاح، فناوری‌های نوین وارد و مشارکت مردمی نهادینه نشود از جنگل‌های هیرکانی تنها نامی در اسناد باقی خواهد ماند.

     

  • جنگل‌های زیبای مازندران قربانی زباله پرانی مسافران نوروزی

    جنگل‌های زیبای مازندران قربانی زباله پرانی مسافران نوروزی

    به گزارش اقتصادران بعد از پایان تعطیلات نوروزی شهروندان و اهالی روستاهای مازندران با حضور در جنگل‌های هیرکانی و مراتع این استان بخشی از زباله های رها شده در طبیعت را در شبکه های اجتماعی بازنشر می دهند.

    زباله پرانی در ایام تعطیلات نوروزی در یک گستره پهناور شامل جنگلهای هیرکانِی، مراتع، تالاب ها و آب بندانهای استان در کنار جاده های ارتباطی را شامل می شود که این امر بازتاب های منفی شهروندو فعالان زیست محیطی این خطه از شمال را به همراه داشت.

    بحران زباله در مازندران که ریشه ای حدود ۳۰ ساله دارد در سال گذشته به بالاترین مرحله بحران خود رسید تا جایی که برخی از شهرهای مازندران همانند بابل محدود شهرهای در کشور هستند که حتی یک مکان برای دفن و مدیریت زباله ندارند و زباله های تولیدی را با هزینه های سنگین به خارج از استان منتقل می کنند.

    چالش زباله در این استان به این خاطر بحرانی شدکه در برخی از روستاها زباله ها جمع آوری نمی شود چون مکانی برای مدیریت این پسماند وجود ندارد و با توجه به این که روستاهای مازندران بیشترین میزبانی را از گردشگران دارند در حال حاضر حجم انبوهی از زباله ها در طبیعت رها شده است.

    تعدادی از شهروندان و دوستداران محیط زیست که در ایام تعطیلات در روستا ساکن بودند بخاطر فرهنگ سازی در مدیریت پسماند زباله های تولیدی را تفکیک و پسماندهای تر را در زمین منزل خود خاک و بخشی دیگر را سوزاندند.

    در حال حاضر شهروندان و دوستداران محیط زیست بر این باورند با توجه به حضور گسترده مسافران در بهار و تابستان پیش رو مشکل پسماند یکی از بزرگترین شهرستان های شمال کشور به مراتب حاد تر از شرایط فعلی خواهد شد و مناطق جنگلی و کنار رودخانه های این استان مملو از زباله های رها شده مسافران خواهد شد.

    این کارشناسان بر این باورند آموزش و اجرای تفکیک زباله باید به سرعت در این شهرستان اجرایی شود و تعلل بیشتر در این حوزه آسیب های فراوانی به همراه خواهد داشت.

    آنها بر این باورند با استفاده از همه ظرفیت های موجود با اطلاع رسانی های متنوع باید برای مسافران فرهنگ سازی شود که بحران زباله در این استان در بالاترین حد ممکن قرار دارد و اگر آنها همکاری نکنند این بحران چند برابر بیشتر از وضعیت موجود برای شهروندان آسیب زا خواهد شد.

    مشکل باید در دولت چهاردهم حل شود

    در این پیوند استاندار مازندران اظهار کرد: بعد از شکل گیری دولت چهاردهم یکی از جدی ترین برنامه های راهبردی مدیریت جدید در استان آشکار سازی واقعیت های مشکل پسماند در مازندران است.

    مهدی یونسی رستمی گفت: در چند ماه اخیر با اطلاع رسانی و روشنگری درست همه به این باور رسیدند که پسماند ابر چالش مازندران است و برای حل آن باید تلاش کرد.

    وی با بیان این مطلب که مشکل پسماند مازندران باید زیرساختی و اصولی حل شود، گفت: همه تلاش ها بر آن است تا با همدلی و هم صدایی مشکل پسماند مازندران در این دولت برطرف شود.

    یونسی رستمی افزود: فرآیند جداسازی زباله از مبدا در ۱۸۰ روستای مازندران آغاز شده و در گام دوم قرار است تعداد روستاهایی که زباله در آن‌ها از مبدا تفکیک می‌شود به ۵۰۰ روستا برسد.

    وی گفت: در مازندران روزانه حدود سه هزار و ۱۰۰ تن پسماند تولید می‌شود که حدود ۲ هزار تن متعلق به شهرها و یک‌هزار و ۱۰۰ تن هم پسماند تولید شده در روستاهای استان است.

    نماینده عالی دولت در مازندران اظهار کرد: برای حل مشکل پسماند مازندران اعتبارات قابل توجهی در نظر گرفته شد و برخی از شهرهای این خطه از شمال باید برای حل این چالش هم صدا باشند.

    سفره همیشه پهن مازندران

    استاندار مازندران با اشاره به رضایتمندی مسافران نوروزی از طرح ها و خدمات نوروزی در استان گفت: یک پنجم جمعیت کشور طی ۲۰ روز اخیر به این خطه از شمال کشور سفر کردند.

    یونسی رستمی با اشاره به افزایش حجم ترددها و حضور مسافران در استان مازندران، تصریح کرد: با استقرار یک پنجم از جمعیت کشور در استان مازندران طی ۲۰ روز گذشته الحمدالله امنیت و آرامش مطلوب و پایداری در استان حاکم بوده است.

    وی به مدیریت حوزه انرژی و سوخت طی این مدت در سطح استان اشاره کرد و افزود: با ذخیره سوخت و استقرار تیم‌های سیار برای مواقع ضروری این حجم بالای مصرف سوخت را در سطح استان مدیریت کردیم که از حوزه‌های مهم و اثر گذار در سطح استان بوده است.

    استاندار مازندران با بیان اینکه این استان با توجه به گردشگر پذیر بودن و حجم بالای تردد باید در سطح ملی ارزیابی شود، افزود: در همین راستا در اختصاص بودجه جز ۴ استان برتر کشور هستیم.

    یونسی رستمی افزود: ما زمانی موفق هستیم که رضایت مردم را داشته باشیم و لبخند مردم رضایت ما در کار و مسئولیت هست و وظیفه ما خدمت رسانی به مردم است.

    تغییر سبک زندگی و انجام نشدن تفکیک زباله از مبداء سبب شد در شرایط فعلی بیش از یک‌سوم زباله‌های تولیدی در مازندران سهم روستاها باشد که در صورت تداوم رویه فعلی این امر به یک چالش جدی برای مدیریت پسماند استان تبدیل خواهد شد.

    مازندران از نظر جمعیت روستانشین دومین استان کشور است. وجود بیش از سه هزار و ۶۰۰ روستا در این استان و تراکم جمعیتی بالای این آبادی‌ها هرچند که نقش این استان در تولید محصولات کشاورزی و باغی را برجسته کرده است، اما از سوی دیگر تعداد زیاد جمعیت روستانشین به همراه حضور پر تعداد مسافران در این استان سبب شده که در برخی مسائل زیرساختی مانند جمع‌آوری پسماند روستایی با چالش های جدی مواجه باشد.

    تمامی زباله های تولید شده مازندران در ۲۷ نقطه از مناطق جنگلی، ساحلی و حاشیه رودخانه ها دفن می شود و این وضعیت عامل تهدید کننده بهداشت عمومی، سلامت مردم و خسارت های جبران ناپذیری به محیط زیست وارد می کند به گونه ای که این وضعیت نگرانی خیلی از حامیان محیط زیست این خطه شمالی را برانگیخته است.

    حدود ۷۵ درصد زباله های تولیدی در شمال کشور بویژه خطه مازندران تر و بقیه خشک است و در این میان حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد آن غیرارزشمند و یا به عبارتی پسماند است و تنها نقش کلیدی نیروگاه زباله سوز امحای این زباله های آسیب‌رسان است.

    هم اکنون روزانه به طور میانگین چهار هزار تن و در فصول گردشگری ۲ برابر این مقدار زباله در مازندران تولید می شود به طوری که سرانه تولید زباله استاندارد مقدار ۳۵۰ گرم است و این میزان در مازندران حدود ۸۰۰ گرم است.