برچسب: جنگل‌هاي هيركاني

  • سوءاستفاده از جنگل‌های هیرکانی با «طرح نوین جنگلداری»؟!

    سوءاستفاده از جنگل‌های هیرکانی با «طرح نوین جنگلداری»؟!

    به گزارش اقتصادران، قانون «ممنوعیت برداشت چوب » که از سال ۱۳۹۶ اجرایی شد به صراحت هر‌گونه بهره‌برداری از چوب درختان جنگلی را در هیرکانی ممنوع کرد و این ممنوعیت در ماده ۳۶ برنامه هفتم توسعه نیز تکرار شد؛ اما بعدا تبصره‌ای به این ماده اضافه شد که به نظر می‌رسد نقض قانون و اصل ماده ۳۶ است. تبصره‌ای که می‌گوید: « برداشت درختان ریشه کن، شکسته و افتاده تجمعی ناشی از بروز عوامل طبیعی (توفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش وسیع) و آفت زده غیرقابل احیای جنگل‌ها (خارج از مدیریت شهرداری‌ها) و همچنین درختان خطرساز در حاشیه جاده‌های جنگلی و پارک‌های جنگلی صرفا توسط سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور با تأیید رییس سازمان مزبور انجام می‌گیرد.»

    همان وقت فعالان و صاحب‌نظران حوزه هیرکانی احساس خطر کرده و چنین رویکردی را خلاف تکالیف سازمان متولی از جمله «قانون منع برداشت چوب از هیرکانی » برشمردند. آنها هشدار می‌دادند که بازگشت مافیای چوب به جنگل، به بهانه برداشت از دست‌کاشت‌ها نیز دارای ابهام‌های فراوان است و می‌تواند جنگل را دوباره به قلمرو چوب‌بُرها تبدیل کند.  تا سال ۱۴۰۳ که ناگهان با اظهارنظر تشکرآمیز یکی از مدیران یک شرکت بزرگ چوب در مازندران، نامه یک مسوول برای اجرای این تبصره فاش شد؛ کسی فکرش را هم نمی‌کرد «سازمان منابع طبیعی » تمام اصل و ماده‌های قانون را رها کرده و تنها درصدد اجرای این تبصره باشد؛ نامه‌ای که پیش از این، کسی از آن تصمیم‌گیری حاشیه‌ساز خبر نداشت و به‌طور کاملا پنهانی و زیرپوستی به امضا رسیده بود.

    هر چند بر اساس این تبصره، سازمان منابع طبیعی، تنها سازمانی بود که اجازه داشت درختان شکسته-افتاده و خطرساز تجمعی ناشی از توفان، برف سنگین، سیل، لغزش و رانش وسیع و … را از جنگل خارج کند، اما ظاهرا این تبصره تبدیل شد به اهرمی برای برداشت شکسته-افتاده‌ها از جنگل‌های هیرکانی.

    حالا پس از گذشت چند سال از «قانون تنفس جنگل»  و در حالی که سال‌ها جنگل به حال خود رها شد تا گفته شود – قانون تنفس از اساس ناکارآمد بوده- سازمان منابع طبیعی خبر داده که «طرح جنگلداری نوین » آماده شده و به زودی اجرایی می‌شود. اما این مراحل بدون هیچگونه رایزنی با «فعالان مدنی منابع طبیعی » شکل گرفته و این در حالی است که «معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری»  در سال گذشته، سازمان منابع طبیعی را ملزم کرده که برای هرگونه اقدام در این رابطه باید همراهی و اقناع جامعه مدنی را با خود داشته باشد.  ماهروزه محمدی سنگدهی مدیر «انجمن همیاران جنگل هیرکانی » سنگده ساری بر این باور است که اساسا تبصره ۱ ماده ۳۶ شامل تمام شکسته-افتاده‌های جنگل هیرکانی نمی‌شود؛ چرا که در متن قانون تاکید بر کلمه « تجمعی » شده است؛ واژه‌ای که به‌طور غیرعمد یا شاید هم عمدی نادیده گرفته شده است.  او در این باره به «اعتماد » می‌گوید: « در تبصره یک قانون برنامه هفتم توسعه، واژه تجمعی آمده است؛ یعنی درختان شکسته و افتاده تک و منفرد درآماربرداری برای برداشت نباید لحاظ شوند و برداشتن و خروج آنها از جنگل کاری غیرقانونی است. با وجود این، بیلان مالی آن مثبت نخواهد بود و کفاف حقوق ۶ ماه تا یکسال نیروها را هم نخواهد داد.»

    این فعال جنگل‌های هیرکانی در ادامه دلایل علمی مخالفت با برداشت درختان شکسته – افتاده جنگلی می‌پردازد و می‌گوید: « ما می‌دانیم که بودجه سازمان منابع طبیعی برای حفاظت از جنگل‌های هیرکانی کافی نیست و افزایش بودجه آن، اهتمام دولت و مجلس را می‌طلبد؛ اما برداشت درختان شکسته و افتاده، درآمد پایداری برای سازمان در پی نخواهد داشت و اقتصاد درون‌زا داشتن آن را محقق نخواهد کرد. هیرکانی، موزه تاریخ طبیعی جهان است. هیچ جای جهان، اموال موزه تاریخ طبیعی را نمی‌فروشند تا حقوق کارمند و کارگر و مدیر را بدهند.»

    او با توجه به تکالیف قانونی سازمان منابع طبیعی گفت: « بر اساس ماده ۳۶ قانون برنامه پنجساله هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۴۰۳,۰۳,۰۱ سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور مکلف به حفظ، احیا وتوسعه جنگل در چهارچوب «طرح مدیریت پایدار جنگل و جنگلداری نوین » است و هرگونه بهره‌برداری چوبی از جنگل و برداشت درختان جنگلی ممنوع است. اما در تبصره ۱ همین قانون، برداشت درختان ریشه کن، شکسته و افتاده تجمعی ناشی از بروز عوامل طبیعی (توفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش وسیع) و آفت‌زده غیرقابل احیای جنگل‌ها (خارج از مدیریت شهرداری‌ها) و همچنین درختان خطرساز در حاشیه جاده‌های جنگلی و پارک‌های جنگلی صرفا توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با تأیید رییس سازمان مزبور انجام گیرد.

    محمدی با اشاره به «طرح نوین جنگلداری » می‌گوید: « آیا در طرح‌های برداشت درختان شکسته و افتاده، آماربرداری درختان، فقط شامل درختان تجمعی بوده یا درختان منفرد شکسته و افتاده هم در آمار ثبت شده‌اند؟ آیا طرح‌های جنگلداری، پیوست ژنتیک و اکولوژیک دارد؟ جنگل‌های هیرکانی به آفات و بیماری‌های گوناگون مبتلا شده. بیماری ناشناخته راش هیرکانی، علت‌یابی نشده و حتی درختان جوان و به ظاهر سالم و سرپای راش، ناگهان می‌شکنند و بر زمین می‌افتند. تاکنون اقدامات علمی، فنی و عملیاتی برای درمان این بیماری صورت نگرفته است. گونه مهاجم اروجیا که گیلان را درگیر و وارد مازندران شده، موجب خشک شدن درختان میزبان گشته و تصویب قانون برای ممنوعیت استفاده و خرید و فروش آن را ضروری می‌گرداند. همچنین گونه مهاجم زیتون تلخ و سایر گونه‌های مهاجم شناسایی و کار فنی دقیق برای حذف آنها انجام نشده است.»

    این کنشگر حوزه جنگل می‌افزاید: « سازوکار واحد نظارت از سال‌ها پیش تغییر کرده و با حضور تنها یک یا دونفر ناظر طرح، در هر مجموعه، امکان نظارت دقیق وجود ندارد. همچنین هزینه‌های اجرای طرح برداشت درختان شکسته و افتاده (جاده‌سازی، پل‌سازی، تعمیر مسیرهای جنگلی، تجهیزات و امکانات و حقوق افراد و…) چگونه تامین و میزان درآمد حاصل از فروش چوب و بیلان مالی آن مثبت خواهد بود؟ نحوه مقابله با کت زنی درختان هیرکانی بیان شود و نقش درختان شکسته و افتاده در کاهش اثرات تغییر اقلیم، موضوعی است که باید مورد توجه جدی مسوولان و برنامه‌نویسان سازمان منابع طبیعی قرار گیرد.»

    محمدی با این پرسش که آیا می‌شود برای مدیریت درختانی که در مسیر جاده‌های جنگلی‌اند یا موجب انسداد عبور آب رودخانه شده‌اند به جای برداشت درخت، از چیپر به منظور تبدیل آن به قطعات کوچک‌تر و چیپس چوب استفاده شود، گفت: « در جنگل‌های هیرکانی رودخانه‌های دایمی به فصلی تبدیل و رودخانه‌های فصلی در حال خشک شدن هستند. منابع آب هیرکانی کاهش و آلودگی هوا، آلاینده‌ها، ریزگردهای وارد به آن، آلودگی صوتی، نوری و… افزایش یافته، این تغییرات چه بر سر جنگل‌های هیرکانی می‌آورد؟ آیا سازمان متولی اقدامی برای حل این مشکلات داشته است؟ »

    درآمد آب و سازمان جنگل‌ها

    مدیر انجمن همیاران جنگل هیرکانی با تاکید بر اینکه جنگل‌های هیرکانی با بیش از هزار نقطه رانشی، تاب‌آوری برداشت درختان را ندارد گفت: « با توجه به اینکه جنگل‌های هیرکانی بزرگ‌ترین منبع تولید و ذخیره آب برای استان‌های نیمه شمالی کشور است، چرا سازمان جنگل‌ها از درآمد حاصل از فروش آب، برای حفاظت از این منبع آب، سهمی ندارد تا اقتصاد درون‌زا داشتن سازمان، محقق شود و با درآمد ناپایدار برداشت شکسته و افتاده آسیب به هیرکانی وارد نیاید.»  محمدی هشدار داد: « بسیار نگران آسیب‌های وارد به جنگل و کل اکوسیستم هیرکانی هستیم. به قول دکتر هادی کیادلیری، ورود مجدد به جنگل و برداشت درختان شکسته و افتاده، می‌تواند همان بلایی را بر سر هیرکانی بیاورد که سدسازی بر سر ارومیه آورد. باور داریم که جنگل‌های هیرکانی یک امانت و حقی بین نسلی است که بایستی برای نسل‌های آینده باقی بماند.»

    سوءاستفاده گسترده‌تر از هیرکانی

    حنیف رضا گلزار کارشناس ارشد خاک وآب در این باره به «اعتماد» می‌گوید: «سازمان‌های مردم نهاد حوزه محیط ‌زیست و منابع طبیعی کشور از آنچه که تصمیمات غیرعلمی و اقدامات چراغ خاموشسازمان متولی منابع طبیعی در خصوص آغاز بهره‌برداری چوبی از درختان شکسته و افتاده در جنگل‌های هیرکانی شمال کشور نامیدند ابراز نگرانی کردند. براساس گزارش‌های به دست آمده، تیمی از مدیران این سازمان در بحبوحه شرایط جنگی و قطعی اینترنت، در حال نهایی کردن تصمیمات برای وارد شدن دوباره شرکت‌های پیمانکار به جنگل‌های شمال و بهره‌برداری چوبی با هدف درآمد‌زایی هستند.این درحالی است که بنا به دستور مستقیم معاون اول رییس‌جمهور در سال ۱۴۰۳، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور موظف به اخذ نظر مساعد سازمان‌های مردم نهاد حوزه منابع طبیعی و آبخیزداری در خصوص بهره‌برداری درختان شکسته و افتاده است.» او می‌افزاید: «گزارش‌های جامعه مدنی بیانگر آن است که در یکی از آخرین جلسات مربوط به تصمیم‌گیری در این باره، یکی از مدیران یادآوری کرد که هرگونه تصمیم در این باره باتوجه به حجم حساسیت‌های موجود و دستور معاون اول منوط به همراهی افکار عمومی است ولی گویا یکی از مدیران ارشد تصمیم‌گیرنده در این بخش پاسخ داده که «نیازی به همراهی افکار عمومی نمی‌بیند.»

    تاکید و پافشاری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بر ضرورت جمع‌آوری درختان شکسته و افتاده با استناد به قانون برنامه هفتم توسعه در حالی مجدد مطرح شده که اولا در قانون مذکور بر هیچ الزامی برای این بهره‌برداری اشاره نشده و براساس برآوردهای کارشناسی، حجم کل این درختان بسیار اندک و فاقد توجیه اقتصادی برای بهره‌برداری حتی در کوتاه‌مدت است و این در حالی است که این سازمان در عمل به دیگر شرح وظایف الزام‌آور خود شامل حفاظت و صیانت از این ثروت‌های ملی ناکام مانده است.»

    گلزار با اشاره به اینکه براساس ماده ۳۶ «قانون برنامه هفتم توسعه کشور » سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور مکلف به حفظ، احیا و توسعه جنگل در چهارچوب طرح مدیریت پایدار جنگل و جنگل‌داری نوین است گفت: « هرگونه بهره‌برداری چوبی از جنگل و برداشت درختان جنگلی ممنوع است، در تبصره ۱ این ماده قانونی نیز تنها اشاره‌ای به امکان « برداشت درختان ریشه‌کن، شکسته و افتاده تجمعی ناشی از بروز عوامل طبیعی (توفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش وسیع) و آفت زده غیرقابل احیای جنگل‌ها (خارج از مدیریت شهرداری‌ها) و همچنین درختان خطرساز در حاشیه جاده‌های جنگلی و پارک‌های جنگلی صرفا توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با تأیید رییس سازمان مزبور» شده و همانطور که اشاره شد هیچ الزامی بر این امر تکلیف نشده است. باتوجه به پرونده نه‌چندان قابل قبول سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در ۱۲۰ سال گذشته، این نگرانی در میان افکار عمومی وجود دارد که ورود شرکت‌های خصوصی و پیمانکاران به جنگل‌های هیرکانی با هدف بهره‌برداری از درختان شکسته و افتاده باتوجه به کمبود بودجه و ناتوانی این سازمان در نظارت بر این شرکت‌ها زمینه را برای سوءاستفاده‌های گسترده‌تر از جنگل‌های هیرکانی فراهم آورد.»

    برداشت درختان شکسته افتاده استخوان در گلو

    علی بناگر دبیر «اتحادیه انجمن‌های علمی منابع طبیعی ومحیط ‌زیست ایران » به اعتماد می‌گوید: « واقعیت این است که به دلیل حفظ یکپارچگی کشور در شرایط فعلی و جلوگیری از سوءاستفاده‌هایی که امکان دارد رخ دهد قصد نداشتیم و نداریم به مسائلی اینچنینی ورود کنیم؛ ولی حقیقتا زمزمه‌های برداشت درختان کف جنگل و حجم تماس‌ها و نگرانی‌ها که از بابت برداشت و خروج درختان جنگلی که در واقع شروع بهره‌برداری از جنگل معنی می‌شود و پیگیری طرفداران سنتی بهره‌برداری و بهره‌کشی از هیرکانی، نگران‌کننده است و ایجاب می‌کند عنوان شود که هر گونه خروج چوب از جنگل علاوه بر مشکلات فنی و مغایرت با اصول علمی، سبب بروز چالش‌های اجتماعی خواهد شد.» او می‌افزاید: « از سوی دیگر دستگاه متولی، ابزار و امکانات و علی‌الخصوص نیروی‌کمی و کیفی لازم برای کنترل این مسیر را ندارد. پروسه قطع، حمل و بهره‌برداری‌های اولیه و ثانویه یک زنجیره است که هر کدام متخصصین خاص خود را می‌خواهد و حمل و نقل ثانویه و وینچینگ آسیب زننده و سخت است.»

    به گفته بناگر پیش از این و در زمان بهره‌برداری‌های گسترده و شروع طرح‌های جنگلداری با آن حجم زیاد برداشت هم هزینه‌های بهره‌برداری زیاد بود و این بدین معنی است که برداشت‌های فعلی که گفته می‌شود از درختان کف و بعضا نازک است صرفه اقتصادی نخواهد داشت؛ بنابراین ناخواسته از همین الان انحراف‌ها و تخلفات ناشی از خروج چوب از جنگل و تخریب‌های گسترده محتمل است. بناگر در انتها می‌افزاید: « در جمع‌بندی یک‌بار دیگر تاکید می‌کنم برداشت و خروج چوب‌آلات شکسته و افتاده از کف جنگل، نه توجیه اقتصادی دارد نه از نظر فنی و علمی مورد تایید است و نه به دلیل کمبود نیرو و امکانات، قابل پایش و کنترل و نظارت است. از همه بدتر مشکلات اجتماعی گسترده را در پی خواهد داشت و اصلا به صلاح نیست.»

    اجرایی شدن طرح جنگلداری نوین

    اما کامران پورمقدم معاونت امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور خبر از اجرای این طرح در فاز نخست آن می‌دهد.

    او در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید: « فاز نخست «طرح جنگلداری نوین » تهیه شده که با استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی که در محدوده‌های حوزه‌های جنگلی وجود دارد مانند زراعت چوب‌های سنواتی که در سال‌های گذشته انجام شده و الان قابلیت بهره‌برداری دارد یا ظرفیت تفرج‌گاه‌های جنگلی که می‌تواند برای تامین هزینه‌های عملیات اجرایی این طرح موتور اقتصادی باشد.» او می‌افزاید: « ما معتقدیم که حفاظت فیزیکی صرف نمی‌تواند همه ابعاد حفاظت از جنگل‌های هیرکانی را پوشش دهد. وضعیت موضوع‌های حفاظتی در جنگل‌های هیرکانی چالش بسیار بزرگی است و هر چقدر هم بخواهیم از نیروهای حفاظتی استفاده کنیم نمی‌توانیم آنطور که باید و شاید حفاظت کنیم؛ بر این اساس معتقد هستیم که حفاظت فنی و فیزیکی باید توامان انجام شود و این مستلزم تامین اعتبار و هزینه است. با توجه به محدودیت‌های اعتباری و نوساناتی که در تامین و اختصاص اعتبارات اجرایی در موافقت‌نامه‌های مربوطه وجود دارد همیشه با مشکل مواجه هستیم؛ به هر حال تصمیم گرفتیم که فاز اول «طرح جنگلداری نوین » را با استفاده از این ظرفیت‌ها اجرایی کنیم.» پورمقدم تاکید می‌کند که « به هر حال این یک تکلیف قانونی در «برنامه هفتم پیشرفت » است و همانطور که مستحضر هستید باز در همین ماده ۳۶ برنامه هفتم، این مجوز برای استفاده از ظرفیت درختان شکسته – افتاده هم صادر شده که ما بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم.»

    معاونت امور جنگل سازمان منابع طبیعی کشور می‌گوید که جلسات متعددی را «کمیته فنی معاونت امور جنگل » سازمان با صاحب‌نظران، کارشناسان، اساتید دانشگاه و موسسات تحقیقاتی داشته است و مشخصا در رابطه با درختان شکسته- ‌افتاده و عمل به تکلیف قانونی ماده ۳۶ سعی کردیم در مطالعات طرح جنگلداری نوین فاز ۱ با اولویت استفاده از چوب‌های زراعت چوب و ظرفیت تفرجگاهی «پارک‌های جنگلی»  طرح‌ها را پیش ببریم؛ اگرچه در سایر حوزه‌ها این ظرفیت درختان شکسته –افتاده هم در مطالعات دیده شده است ولی هنوز این بخش از این طرح‌ها به اجرا در نیامده است.»  پورمقدم تاکید می‌کند: « به هر حال ۲۸ حوزه در بخش اول اجرایی شدن جنگلداری نوین، تهیه طرح شده که بخشیش از محل زراعت چوب، تامین هزینه‌های این طرح خواهد شد. بخشی دیگر از ظرفیت‌های تفرجگاهی که در این طرح‌ها دیده شده و بخشی هم از طریق درختان شکسته-افتاده‌ای که با استفاده از این طرح‌ها پیش بینی شده است. حتما در رابطه با تکمیل فازهای دیگر جنگلداری نوین که مجموعا در فازهای بعدی حتما ابعاد کامل «مدیریت پایدار جنگل درهیرکانی » را در برمی‌گیرد پیش می‌رویم و مطالعات آن را تکمیل کرده به ابعاد اجرایی آن خواهیم رسید ولی در فاز اول چون نیاز بود که سریعا ساختار مدیریتی و حفاظتی جنگل‌ها از وضعیت فعلی خارج شود فاز اول این طرح را به اجرا در‌آوردیم. عملیات احیایی، حفاظتی و موضوعات مربوط به آفات و امراض و حریق و ابعاد مختلف مسائل احیایی جنگل در این طرح دیده شده و اعتبارات و هزینه‌های لازم هم از خود طرح و منابعی که گفتم تامین و اجرا خواهد شد.»

    او می‌گوید: « مدت اجرای این طرح‌ها بین ۳ تا ۵ سال است و امیدواریم از همین طریق، نهایتا بتوانیم اطلاعات کامل حوزه را از باب عملیات اجرایی در ابعاد دیگر مانند مسائل آبخیزداری و موضوعات اینچنینی پوشش دهیم و در فازهای بعدی جنگلداری نوین، ما مدیریت جامع حوزه را خواهیم داشت.»

    ما از دفتر حقوقی‌مان استعلام گرفته‌ایم و آنها تاکید کرده‌اند که در متن قانون ابتدا ممنوع شده و در تبصره یک، استثنا کرده است و می‌توان این بهره‌برداری از شکسته-افتاده‌ها را انجام داد.»

    پورمقدم درباره کلمه تجمعی گفت: « معاونت امور جنگل، دفتر جنگلداری و کمیته فنی معاونت جنگل، این موضوع را دقیقا در نظر داشته و فقط و فقط درختان تجمعی و افتاده و ریشه‌کن در اثر بلایای طبیعی که تعداد و تجمع‌شان بیش از ۲-۴ تا بوده را را برآورد کرده‌اند و آنهایی را که به مسیرهای دستیابی نزدیک و قابل دستیابی است مدنظر قرار دادند و آنها را برای خروج مدنظر قرار دادند.»  او درباره دستور «معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری» و تاکید اقناع جامعه مدنی گفت: « فکر می‌کنم نشست چندانی حداقل از زمانی که من آمده‌ام نداشته‌ایم؛ ولی قصد دارم هم نشست خبری برگزار شود و هم آقای دکتر افلاطونی این دستور را داده‌اند که این طرح باید پیوست فنی و رسانه‌ای و اجتماعی تا قبل از قرارداد داشته باشد.»

    پورمقدم در انتها می‌گوید: « مزایده را برگزار کردیم و در گیلان و گلستان مجری‌ها مشخص شده‌اند؛ اما هنوز قرارداد بسته نشده است و دستور رییس سازمان این بود که حتما این پیوست‌ها و اقناع جامعه مدنی و پیوست اجتماعی صورت بگیرد. حتما پیش از اینکه قرارداد اجرا شود این چند مورد باید انجام شود.»

  • آتش مدیریت ناکارآمد بر جان جنگل‌های ایران

    آتش مدیریت ناکارآمد بر جان جنگل‌های ایران

    به گزارش اقتصادران، آبان ماه امسال آتش مانند هیولایی به جان «هیرکانی» افتاد و آنقدر پیش رفت که صدها و بلکه هزاران هکتار از جنگل‌های باستانی هیرکانی ایران را که تامین‌کننده آب و اکسیژن حدود نیمی از کشور هستند، خاکستر کرد. «الیت» یکی از مناطقی بود که بیشتر از دیگر نقاط سروصدا به پا کرد و آتش‌سوزی در آن چند هفته به طول انجامید و بعد در بسیاری از نقاط دیگر هیرکانی در استان‌های شمالی تکرار شد؛ فاجعه‌ای که همه ساله در زاگرس نیز در فصول گرم سال در حال بلعیدن جنگل‌های بلوط ایران هستند.

    اگرچه درباره علت این آتش‌سوزی‌ها نظرات و تحلیل‌های زیادی منتشر شده، اما تا امروز کمتر به «برنامه جامع مدیریت حریق جنگل» پرداخته شده است. همه از عامل انسانی که گاه عمدی و گاهی غیرعمد، جنگل‌های ایران را به خاکستر تبدیل می‌کند، صحبت می‌کنند اما پرسش این است که چرا عامل اصلی این آتش‌سوزی‌ها کنترل نمی‌شود و هر سال در فصول مشخصی در حال تکرار شدن است؟ آیا اساسا برنامه‌ای جامع برای مدیریت این بحران تهیه شده است و سازمان متولی قدمی برای آن برداشته است؟

    «حسین بدری‌پور» فارغ‌التحصیل دکترای منابع طبیعی با گرایش مسائل اقتصادی- اجتماعی بهره‌برداران منابع طبیعی و عضو شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در این باره تجربه‌های مهم و تکان‌دهنده‌ای دارد؛ حرف‌هایی که از یک واقعیت تلخ، پرده برمی‌دارد؛ «برنامه‌ای جامع برای مدیریت حریق تهیه شده اما اجرایی نمی‌شود.»

    او که در طول ۲۵ سال کار در ستاد سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور، به موضوعاتی از جمله مشارکت مردمی، تسهیل‌گری اجتماعی، معیشت پایدار روستایی، توسعه روستایی، شناسایی تعارضات و میانجی‌گری برای رفع آنها، ارتباطات و اطلاع‌رسانی، مدیریت جامع، مدیریت بلایای طبیعی، مدیریت خشکسالی، مدیریت جامع حریق عرصه‌های طبیعی توجه کرده، می‌گوید اگر به این موضوعات مهم به‌طور جامع پرداخته می‌شد، می‌توانستند بخشی از مشکلات مدیریت و بهره‌برداری پایدار منابع طبیعی را حل وفصل کنند و بحران‌های امروزی اساسا پدید نیایند.

    بدری‌پور به «اعتماد» می‌گوید: «موضوع حریق جنگل، یک لحظه نیست؛ بلکه موضوعی است که باید ۳۶۵ روز سال به آن بپردازیم. متاسفانه من آنقدر داد زده‌ام که دیگر گلویم پاره شده است. هر‌گاه حریق اتفاق می‌افتد، امیدوار می‌شوم که شاید نگاه کنند ببینند چه باید کرد؛ اما هیچ کاری انجام نمی‌دهند و فقط، تکرار مکررات است. تمام اشتباهات، مجددا تکرار می‌شود که ناشی از بی‌برنامگی است.»

    او با اشاره به برنامه‌ای که برای مدیریت آتش جنگل‌های ایران تهیه کرده، می‌گوید: «یک برنامه» مدیریت حریق، نوشته‌ام؛ به تمام مقدسات قسم می‌خورم که این برنامه، مو لای درزش نمی‌رود. اخیرا هم یک پروژه برای «آپتیل» (مرکز مدیریت اطلاعات بلایای طبیعی در آسیا و اقیانوسیه) نوشته‌ام و مرحله ششم هم به آن اضافه کرده‌ام. این برنامه مبتنی بر اصول اطلاع‌رسانی و ارتباطات، جلب مشارکت مردمی، تقویت مدیریت دانش، تقویت انسجام سازمانی و اجتماعی و تقویت ظرفیت مدیریت حریق و مرحله ششم بحث احیا و بازسازی مناطق آسیب‌خورده از حریق است. اما اینجا ظاهرا کسی گوشش شنوا نیست و تنها هنگامی که حریق اتفاق می‌افتد؛ با یک تاخیر و فشار اجتماعی و رسانه‌ها، به موضوع پرداخته می‌شود.

    اگر همین یک ذره فشار هم نباشد اصلا کسی برای آن، وقعی قائل نیست و هنگامی که فشار زیاد می‌شود تازه یادشان می‌افتد که موضوع، حریق است. در همین موضوع حریق «الیت» در منطقه «مرزن‌آباد» مازندران، که نه منابع طبیعی و نه محیط‌زیست به آن نپرداختند؛ منابع طبیعی می‌گفت منطقه حفاظت ‌شده است و مربوط به محیط‌زیست است و محیط‌زیست هم که اساسا به موضوع حریق، توجه خاصی ندارد. در سال ۱۴۰۲ من ۳ کارگاه به اتفاق سرکار خانم دکتر جهدی در استان‌های کهکیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی  و گیلان  برگزار کردم. مساله این بود که در این کارگاه‌های ۳ روزه، نیروهای سازمان حفاظت محیط‌زیست که شرکت‌کننده در دوره بودند، می‌گفتند «اساسا اطفای حریق، جزو وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست نیست و جنگلبان‌ها باید به اطفای حریق بپردازند.»

    مدیریت عامل اصلی حریق جنگل

    تمام آمارهای رسمی و غیررسمی، عامل ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌های جنگل‌های ایران را «انسانی» می‌دانند، اما چرا کاری برای مدیریت این عامل مهم انجام نمی‌شود؟ بدری‌پور در این باره می‌گوید: «اصلی که اخیرا دارم به آن می‌پردازم این است که ۹۰ درصد حریق‌ها منشأ انسانی دارد. یعنی اگر ما دست روی دست بگذاریم و مردم از عرصه فاصله بگیرند و به جنگل وارد نشوند، فقط ۱۰ درصد حریق‌ها با منشأ طبیعی خواهد بود. رعد و برقی اتفاق بیفتد؛ حرارت و دمای هوا بالا باشد و… آتش‌سوزی طبیعی بشود؛ اما حریق جنگل در ۹۰ درصد موارد منشأ انسانی دارد. منطق می‌گوید بیایید به این ۹۰ درصد بپردازید. یعنی با اطلاع‌رسانی و هشدارها و حتی جرایم، مردم آگاه شوند که سهل‌انگاری و حرکات سهوی‌شان می‌تواند باعث حریق شود و چه بسا ممکن است باعث مرگ یک انسان شود. ممکن است همین سهل‌انگاری من منجر به حریق و باعث مرگ یک نفر بشود یا خسارت‌های سنگینی به منازل و حتی عرصه وارد کند. هزینه اینها را چه کسی می‌دهد؟ اینها جزو ضررهایی است که من به جامعه زده‌ام و یک روزی باید هزینه‌های آن را به صورت معنوی پس بدهم. به هر حال اگر درست اطلاع‌رسانی بشود و مردم آگاه بشوند و زنهار داده بشوند، می‌تواند باعث کاهش وقوع حریق‌ها بشود.»

    نمادی برای اطلاع‌رسانی حریق

    به گفته بدری‌پور، همچنان که روزگاری در کشور «بابابرقی» نماد برق و الگوی مصرف و مدیریت آن بود؛ برای مدیریت حریق جنگل نیز باید یک نماد داشته باشیم. او می‌گوید: «از شهریور ۱۳۹۳ به چهار سازمان منابع طبیعی، محیط‌زیست، صداوسیما و مدیریت بحران از طریق یکی از انجمن‌های مردم‌نهاد، نامه نوشته‌ام که درباره حریق لازم است یک نماد داشته باشیم و این نماد، اطلاع‌رسانی شود. اشاره کردم به «اسموکی بیر» که نمادی در امریکاست و از دهه ۱۹۳۰ از طریق آن به افکار عمومی اطلاع‌رسانی‌ می‌شود. فیلم و کارتون و تمبر و بنر و پوسترهایی که در طول جاده‌های مختلف ایالات متحده امریکا نصب هست و به مردم هشدار می‌دهد که در رابطه با حریق، آگاهانه اقدام کنید. اما هیچ اقدامی تا این لحظه نشده و من هر بار که پیگیری کردم یکسری جلساتی برگزار شده و دوباره موضوع رها شده است.»

    به گفته این فارغ‌التحصیل منابع طبیعی، نکته‌ای که ما در اطلاع‌رسانی باید به آن بپردازیم این است که هر درخت، چقدر می‌ارزد؟ یک جنگل چه تعداد درخت دارد و چقدر هزینه نگهداری آن است؟ یک سهل‌انگاری بسیار ساده می‌تواند باعث آتش‌افروزی و از بین رفتن تعداد بسیار زیادی درخت، هزینه‌های هماهنگ کردن هلی‌کوپتر، هماهنگ کردن ایلیوشین و… باشد. تمام اینها هزینه است و باید مردم را آگاه کرد که یک سهل‌انگاری می‌تواند چه هزینه‌های سنگینی به سیستم دولت وارد کند.

    فقدان احساس تعلق ملی 

    نکته بعدی که بدری‌پور بر آن تاکید می‌کند این است که مردم احساس نمی‌کنند این مملکت مال خودشان است.

    او می‌گوید: «من همیشه این مثال را می‌زنم که ما تا داخل منزل هستیم زباله نمی‌ریزیم؛ اما از منزل که خارج شدیم در همان آپارتمانی که هستیم در قسمت مشاعات مثل راهرو و پارکینگ زباله می‌ریزیم؛ وارد کوچه می‌شویم زباله می‌ریزیم. بعد هم می‌گوییم «شهرما، خانه ما» این نشان می‌دهد همه می‌دانند؛ اما یک مقاومتی هست از فشاری که دولت‌ها به مردم وارد می‌کنند؛ مردم هم فشار وارده را به یک شکلی تخلیه می‌کنند. باید در این بحث اطلاع‌رسانی و ارتباطات و جلب مشارکت مردمی، به گونه‌ای اطلاع‌رسانی شود که مردم احساس کنند این مملکت و این جنگل‌ها مال خودشان است و اگر در وضعیت خوبی باشد خودشان منتفع می‌شوند. در جامعه‌شناسی یک نظریه داریم که من امسال در دانشگاه شیراز در همایش پارک‌های ملی، ارایه دادم؛ به دو موضوع پرداخته‌ام که در روانشناسی و جرم‌شناسی بدان توجه شده است. یکی «تئوری پنجره شکسته» است که می‌گوید اگر ساختمان قدیمی متروکه‌ای را ببینید که شیشه‌های آن شکسته است احتمال زیادی دارد که شما هم یک سنگ‌بردارید و به پنجره‌های سالم آن، نشانه بروید و شیشه‌های سالم آنها را بشکنید. تئوری بعدی «تئوری اثر دومینو» است که اگر شما جایی بروید که تمیز باشد به خودتان اجازه نمی‌دهید زباله‌های کوچک و حتی یک دستمال کاغذی کوچک را زمین بیندازید.

    خلاصه کلام اینکه اگر جنگل‌ها مدیریت درست و طبیعت زیبایی داشته باشد، احتمال اینکه مردم در آتش خاموش کردن و کبریت انداختن و دیگر مواردی که عامل ایجاد حریق هستند سهل‌انگاری نکنند، بیشتر می‌شود و جایی که زباله ریخته و کثیف و به هم ریخته و به حال خود رها شده است، احتمال اینکه شهروندان سهل‌انگاری کنند، آتش خاموش را رها کنند و زباله‌ها را بریزند، بسیار زیادتر است. اینها همه موضوعاتی است که باید در بحث «کاهش احتمال وقوع حریق» به آنها پرداخته شود.»

    مشکل ساختاری برنامه

    از نگاه این کارشناس بین‌المللی منابع طبیعی، ساختار سازمان برنامه و بودجه یکی از علت‌های سر وسامان نیافتن «برنامه جامع مدیریت حریق جنگلی» است. او می‌گوید: «متاسفانه در ساختار اداری دولت‌های ما که «سازمان برنامه وبودجه» در راس آن قرار دارد، «برنامه»، یعنی چند صفحه مشخصات کلی و تعریف و اینها و در انتها یک جدول هزینه‌کرد است. یعنی چیزی که از برنامه می‌دانند ۱۵-۱۰ صفحه کاغذپرکن و فیلر، یک روکش انتهایی و جدول که مشخص شود چقدر می‌خواهی هزینه کنی. اینکه این هزینه‌کرد به چه دردی می‌خورد و به کجا می‌انجامد، کاری ندارند و فقط می‌گویند این جدول را به ما بده، ما بگوییم استان فلان چند تا دمنده می‌خواهد و چند پایگاه باید احداث شود و چند تا فلکس‌بک می‌خواهد و از این داستان‌ها؛ این می‌شود «برنامه جامع مدیریت حریق» که ما داریم.

    الان من می‌توانم در ایمیل‌های خودم بگردم و آخرین برنامه‌هایی که اینها ادعا می‌کنند «برنامه جامع» است و فکر می‌کنم حدود ۲۵-۲۰ صفحه بود را بفرستم. گام اول برنامه، «مدیریت حریق» که بر اساس مدل «چرخه مدیریت بلایای طبیعی» که از سال ۱۹۹۰ طراحی کردم، تدوین شده و اصالتا برای خشکسالی بوده؛ ولی دیده‌اند که برای سایر بلایا نیز کار می‌کند؛ لذا این برنامه را برای حریق نیز نوشتند که در یک «کنفرانس بین‌المللی حریق» هم ارایه شد.» بدری‌پور می‌افزاید: «بحث اول در مدیریت ریسک، از ۳ گام یا سه مرحله تشکیل شده که شامل تقلیل اثرات، آمادگی و پیش‌بینی و هشدار اولیه است. در بخش تقلیل اثرات می‌گوید چه کاری باید کرد تا وقوع حریق، کمتر بشود؟

    یعنی شما احداث آتش‌بُرداری؛ کاهش میزان ماده سوخت (کف جنگل را تمیز می‌کنی از خار وخاشاک) یا می‌دانی که جنگل سوزنی‌برگ احتمال وقوع حریق دارد، گونه‌های سوزنی‌برگ را جمع می‌کنی و گونه‌های پهن‌برگ می‌کاری. به اینها می‌گویند «مجموعه اقدامات برای کاهش احتمال وقوع حریق». مرحله بعدی آمادگی است؛ و اینکه چه اقداماتی باید انجام شود که در صورت وقوع حریق، شما راحت‌تر به منطقه برسید؛ نیروها آماده‌تر باشند؛ تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار داده شود؛ دستگاه‌هایی که باید مشارکت کنند آموزش داده شوند؛ هماهنگی‌ها و انسجام سازمانی در آن گام باید انجام بگیرد و ساختار فرماندهی حریق هم تشکیل شده باشد و بدانی با کی طرف هستی و سخنگوی حریق مشخص باشد تا خیالتان راحت شود که به همه وجوه مساله توجه شده است. این مراحل، مراحل تدوین برنامه است.»

    پیش‌بینی و هشدارهای اولیه

    به گفته این عضو «شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری» گام بعدی پیش‌بینی و هشدارهای اولیه است که یکسری مطالعات باید انجام شود؛ نقشه‌های قدیمی مناطقی که دچار حریق بوده‌اند را باید تهیه کنید تا بدانید کجاها طبق سنوات گذشته احتمال وقوع حریق دارد.

    یکسری مطالعات انجام شود بر اساس اینکه بارندگی در حال کاهش است و حرارت در حال افزایش؛ کجاها احتمال وقوع حریق در آینده نزدیک هست که این «مرحله پیش‌بینی و هشدار اولیه» است که هشدار می‌دهد. سازمان هواشناسی یکسری مطالعه انجام داده و فصل وقوع حریق، دقیقا نخستین‌بار هم در استان گلستان انجام شد که نقشه‌هایی ارایه می‌داد که احتمال وقوع حریق، در چند روز آینده مثلا در کدام نقاط استان زیاد است؟ مرحله بعد، «مرحله وقوع حادثه» است. نخستین گام این است که به مجموعه اطلاع‌رسانی بشود که آتش در فلان نقطه اتفاق افتاده است. حالا مردم باید احساس مسوولیت کنند و به مجموعه سازمان جنگل‌ها و سازمان محیط‌زیست اطلاع بدهند که آتش در چه مختصات مکانی رخ داده است. اما قبل از این، طبیعتا آنجاست که اگر حریقی دیدید با این شماره به مجموعه دستگاه‌های دولتی اطلاع بدهید.

    در گام ارزیابی اثرات، حالا ممکن است ما دوربین‌های حرارتی داشته باشیم یا این دوربین‌هایی که الان دارند رصد می‌کنند تا بشود نقطه آتش را پیدا کرد و مشخصات گونه‌ها، وضعیت هوا و… را بگیری و در نهایت بگویی که آیا احتمال گسترش حریق وجود دارد یا نه؟ یا اینکه نیروها را به صورت میدانی به منطقه گسیل کنی و نیروهای زبده‌ای باشند؛ عرصه را بررسی کنند و گزارشی تهیه کنند به ستاد فرماندهی که به آن مرکز فرماندهی ICS گفته می‌شود و به آنجا اعلام کنند که حریق، احتمال گسترش دارد و باید علاوه بر نیروهای شهرستان، نیروهای استان و چه بسا نیروهای پشتیبان دو- سه استان دیگر هم خود را برای گسیل به منطقه آتش آماده کنند و اگر لازم است همان زمان اعلام کنند که بالگرد و چه بسا هواپیما باید برای انجام عملیات هوایی اعزام شود. بر اساس گزارشی که از مرحله ارزیابی اثرات می‌آید، ستاد فرماندهی تصمیم می‌گیرد که چه نیروهایی اعزام بشوند و چه نیروهایی باید برای پشتیبانی آمادگی داشته باشند. مرحله بعد، تخلیه ضایعات و احیا و بازسازی است که من این دو مرحله را در حریق ادغام کردم.

    انسجام سازمانی

    بدری‌پور یکی از گرفتاری‌های عمده دستگاه‌های دولتی را این مساله عنوان می‌کند که همه کار می‌کنند؛ اما کسی گوش نمی‌کند و نمی‌خواهد از تجارب قبلی استفاده کند. او می‌گوید: «در زندگی شخصی، افراد عاقل معمولا دو بار یک خطا را انجام نمی‌دهند. اما هنگامی که در پشت میز اداری می‌نشینیم، دیگر کسی توجه نمی‌کند که تجربه حریق قبلی چه بوده که امروز دوباره تکرار نشود. این تصویری که من گذاشتم راه‌اندازی مدل نتیجه محور، در علم مدیریت پروژه به آن توجه می‌شود. می‌گوید طراحی کن؛ اجرا کن. ارزیابی کن ببین چه اتفاقاتی افتاده بعد اصلاح کن و دوباره تکرار کن. یعنی شما در یک چرخه، برنامه‌ای را که برای حریق است تدوین می‌کنی؛ این برنامه الان باید اجرا شود. آن برنامه بارها اجرا می‌شود و گره‌های آن درمی‌آید و ظرف مدت کوتاهی برنامه شما اصلاح می‌شود. آقای سازمان منابع طبیعی! آقای سازمان محیط‌زیست! آیا تاکنون چنین کاری را انجام داده‌ای یا نه ؟! این سازمان‌ها حتی یک گزارش مستند ندارند که چه کرده‌اند؟ کافی است شما گزارش چند مانور را از اینها بخواهید. اگر چیزی دست‌تان آمد آن وقت من می‌گویم گزارش عملیات اطفای حریق داریم.

    من برای اینکه به این موضوع بپردازم فقط چند مدت صفحات آتش‌نشان‌ها را دنبال می‌کردم که ببینم آتش‌نشان‌ها چه کار می‌کنند و چگونه گزارش تهیه می‌کنند؟ بسیار منظم؛ حالا بیا از مجموعه ما گزارش‌ها را بخواه و بپرس. اصلا جدولی و پروتکلی دارند برای اینکه چه باید بکنند یا چه کاری نباید بکنند؟ تمام این موارد را به صورت خیلی سطحی می‌پردازند و بعد دوباره حریق بعدی و باز تکرار همان اشتباهات!»

    تقویت انسجام اجتماعی و سازمانی

    او درباره تجهیزات مقابله با حریق جنگلی معتقد است: «خیلی دنبال تجهیزات پیچیده نباید بود. تجهیزاتی که ما داریم با آن عملیات اطفای حریق انجام می‌دهیم، وسایل بسیار ساده‌ای است که ممکن است در خانه‌های من و شما نیز پیدا شود. مساله‌ای که سازمان باید بدان بپردازد «تقویت انسجام اجتماعی و انسجام سازمانی» است. دستگاه‌های بسیار زیادی مکلفند اقدام کنند و کار نرم‌افزاری است؛ اما هیچکس به این موارد نمی‌پردازد و فقط وقتی که حریق اتفاق می‌افتد یا می‌خواهند یک مانوری انجام بدهند، یک نامه می‌زنند به دستگاه‌هایی که بیا؛ یا اگر آموزشی بخواهند انجام دهند که فقط آن تیک آموزش بخورد، مجبور می‌شوند یک نامه‌ای به پادگان و… بنویسند که ما کارگاه حریق داریم و… بحث انسجام سازمانی یک فن است که همکاران ما بلد نیستند و اگر به این مساله بپردازند، تجهیزات ما در دستگاه‌های مختلف موجود است؛ در زمانی که دارند «برنامه مدیریت حریق» می‌نویسند، در بخش آمادگی یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که چه منابعی در چه دستگاهی وجود دارد که می‌تواند در زمان اطفای حریق، عملیاتی شود؟ اما متاسفانه چون پراکندگی و فاصله دستگاه‌ها بسیار زیاد است، هر دستگاهی می‌خواهد همه‌چیز را خودش داشته باشد. یک جدولی می‌نویسد و با اعداد نجومی، روی میز سازمان برنامه می‌رود. هر چقدر هم عدد بزرگ‌تر باشد، هیچ‌وقت محقق نمی‌شود. بعد هم می‌گویند که ما یک برنامه داریم که ۱۵ سال است پاسخی از سازمان برنامه و ستاد مدیریت بحران نگرفته و تامین اعتبار نشده است و مشکل از ما نیست؛ بلکه از آن دستگاهی است که تامین اعتبار نکرده است.»

    تعارض منافع

    تعارض منافع؛ یکی دیگر از محورهای مدیریت حریق جنگلی در ایران است. بدری‌پور در انتها با تاکید بر این موضوع می‌گوید: «من بارها گفته‌ام و نوشته‌ام و الان هم می‌گویم سازمان‌های مرتبط به حریق جنگل به نوعی  از حریق منتفع می‌شوند؛ یک تعارض منافع وجود دارد. وقتی که حریق اتفاق می‌افتد، اینها دیده می‌شوند؛ هلی‌کوپتر و هواپیما هماهنگ می‌کنند؛ در رسانه می‌آیند؛ می‌توانند اعتبار جذب کنند یا ماموریت خارج از کشور بروند و بازدید انجام بدهند. بعد از آتش‌سوزی الیت، دوستان بعد از آن همایش‌های زاگرس، با یک مرکزی به نام «آپتین» هماهنگ کردند و ۵-۴ نفر از سازمان برنامه و آقای افلاطونی و پیش‌قدم را با خودش به مرکز سیما در ایتالیا برای یک بازدید ۴-۳ روزه درحوزه مدیریت حریق بردند.

    بنابراین، تا زمانی که رویکرد به جای حل مساله، انتفاع باشد انتظار نداشته باشید که کسی بیاید و برنامه مدیریت حریق انجام دهد. برنامه عملیاتی که حریق کمتر اتفاق بیفتد یا در زمان کمتری حریق خاموش شود. یک برنامه حریق برای آژانسی به نام «آپتین» می‌نوشتم که بنا بود یکسری اطلاعات هم در گزارش ما باشد؛ دیدم اطلاعاتی را که از نظر سطح حریق و تعداد آن، به گونه‌ای گزارش داده بودند که باید کل دنیا بیایند و از سیستم سازمان منابع طبیعی ایران یاد بگیرند چطور می‌شود حریق‌ها را کنترل کرد. ما با خودمان هم رو راست نیستیم!

  • آخرین خبر از آتش‌سوزی‌ در جنگل‌های چالوس؛ بخشی از آتش با حضور ۵۲۰ نیروی امدادی فعلا مهار شده است

    آخرین خبر از آتش‌سوزی‌ در جنگل‌های چالوس؛ بخشی از آتش با حضور ۵۲۰ نیروی امدادی فعلا مهار شده است

    به گزارش اقتصادران، جنگل‌های الیت چالوس سه هفته است درگیر آتش‌سوزی‌اند؛ با وجود مهار بخشی از کانون‌ها، شدت شعله‌ها در غرب و جنوب همچنان ادامه دارد و عملیات گسترده برای پایان بحران جریان دارد.

    مهدی یونسی رستمی روز یکشنبه در نشست مدیریت بحران استان مازندران در چالوس اظهار کرد: اکنون ۵۲۰ نفر که نیروی تخصصی هستند در منطقه برای اطفای حریق حضور دارند و همچنین نیرو‌های متخصص مهار آتش از سازمان آتش نشانی تهران و البرز نیز به منطقه اعزام شدند.

    وی خاطر نشان کرد: به مهار آتش در کانون‌های غرب و جنوب منطقه الیت برای امروز در صورت نوزدیدن باد بسیار امیدوار هستیم و با همبستگی ایجاد شده و ورود همه جانبه مردم و متولیان امر امیدواریم این چالش هرچه سریع‌تر به پایان برسد.

    استاندار مازندران خاطر نشان کرد: حمایت‌های ملی دولت برای مهار آتش سوزی جنگل الیت قابل ستایش است و هر تجهیزاتی که درخواست داده شد با تلاش‌های صورت گرفته با قید فوریت در اختیار یگان حفاظت منابع طبیعی و محیط زیست قرار گرفته است.

    او ادامه داد: علاوه بر بکارگیری هشت فروند بالگرد دو فروند هواپیمای ایلوشین نیز هشت بار آب مخازن ۴۰ تنی خود را بر روی کانون‌های آتش تخلیه کرد که موفقیت آمیز بود.

    عرصه‌های جنگلی محدوده روستای «الیت» از توابع بخش مرزن‌آباد شهرستان چالوس حدود سه هفته است که درگیر آتش‌سوزی شده و در یک هفته اخیر بر شدت آتش این عرصه‌های جنگلی و مرتعی نیز افزوده شده است.

    این آتش‌سوزی که برای مهار آن ظرفیت‌های استانی، ملی و حتی خارجی به کار گرفته شد، هنوز مهار نشده و دود ناشی از سوختن برگ‌ها و درختان منطقه را فرا گرفته است.

    با وجود به کارگیری هواپیمای آتش‌نشان ایلوشین، چند فروند بالگرد، حدود ۴۰۰ نفر نیروی امدادی متشکل از نیرو‌های مردمی، کوهنوردان، محیط‌بانان، جنگل‌بان‌ها و آتش‌نشانان از گیلان و مازندران، به دلیل خشکی بسیار زیاد منطقه، وجود تنه‌های درختان و لاش‌برگ‌ها، دشواری دسترسی به منطقه آتش‌سوزی و وضعیت هوا، آتش‌سوزی کماکان ادامه دارد. در حال حاضر گستره آتش‌سوزی حدود هشت هکتار اعلام شده است.

  • آقاي احمدي‌نژاد که همپايه انيشتين بزرگ بود می خواست تا آخرين درخت جنگل‌هاي هيركاني را قطع کند! / خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلویی 12 هزار تومان فروختند!

    آقاي احمدي‌نژاد که همپايه انيشتين بزرگ بود می خواست تا آخرين درخت جنگل‌هاي هيركاني را قطع کند! / خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلویی 12 هزار تومان فروختند!

    به گزارش اقتصادران، 27 آبان ماه 1403 اداره كل منابع طبيعي مازندران مطلبي با عنوان تجاوز بي‌حد و حصر به درختان جنگلي تير خلاصي بر پيكر جنگل‌هاي هيركاني مازندران است را منتشر كرد و روي اين موضوع هم تاكيد داشت با تداوم اين وضعيت شاهد آسيب‌ها و عوارض جبران‌ناپذير در اين زمينه خواهيم بود.

    از سوي ديگر حساس شدن افكار عمومي روي وضعيت كنوني جنگل‌هاي هيركاني بهانه‌اي شد تا كارزاري با عنوان نه به فرمان قتل جنگل‌هاي هيركاني راه‌اندازي شود؛ اين كارزار در قالب نامه و خطاب به مسعود پزشكيان، رييس‌جمهور نوشته شد و در متن آن آمده است كه سرپرست سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور در يك حركت كاملا غيرقانوني و گزينشي از تبصره 1 ماده 36 قانون برنامه هفتم توسعه، مجوز برداشت درختان شكسته افتاده، خشك، سرپا و خطرساز را صادر كرد و اين دستور به مثابه صدور فرمان قتل جنگل‌هاي هيركاني است. هادي كيا‌دليري، دبير سابق مجمع كنوانسيون تنوع زيستي كشور چندي پيش در مصاحبه با ايسنا گفته بود: ميزان درآمدي كه از برداشت چوب‌هاي شكسته و افتاده حاصل مي‌شود در مقايسه با نيازهاي مالي و غيرمالي سازمان منابع طبيعي مقدار چشمگيري نيست. اين چوب‌ها حتي نمي‌توانند نيازهاي چوبي كشور را تامين كنند، بلكه اين كار بهانه‌اي است براي اينكه مسير براي چنگ‌اندازي مجدد به جنگل‌ها باز شود. اسماعيل كهرم، بوم‌شناس و فعال محيط زيست در گفت‌وگو با «اعتماد» هم روي اين موضوع تاكيد دارد كه اين حريص بودن و پر كردن جيب‌هايي كه ته ندارد، دليل اصلي اجرايي نشدن طرح تنفس جنگل است. او در اين گفت‌وگو دلايل ديگري را هم براي وضعيت نابسامان جنگل‌هاي هيركاني مطرح كرد كه مي‌خوانيد.

    دليل اصلي اجرايي نشدن طرح تنفس جنگل با گذشت حدود 11 سال يعني از همان سال 92 كه توسط رييس وقت سازمان محيط زيست پيشنهاد شد، چيست؟

    دليل اين اتفاق اين است كساني كه بهره‌برداري مي‌كنند، سودجوياني هستند كه نمي‌خواهند از منافع‌شان دست بكشند. ببينيد آقاي احمدي‌نژاد اين مغز متفكر و دانشمند شريف كه همپايه انيشتين بزرگ بود، در پايان رياست‌جمهوري‌اش در‌ حالي كه چشمش خيره شده بود به تلويزيون برگشت و گفت ما اشتباه كرديم كه از جنگل‌هاي هيركاني براي رفع تحريم‌ها استفاده نكرديم؛ يعني به اين فكر بود كه از اين جنگل‌ها استفاده كند و اين جنگل‌ها را تا آخرين درخت قطع كند كه از تحريم‌هاي ايالات‌متحده بگذرد و تحريم‌ها را به اصطلاح كم كند. البته چنين افكاري منحصر به آقاي احمدي‌نژاد نبود. خيلي‌ها هستند كه مي‌خواهند از اين مقدار جنگل‌هايي كه باقي مانده، استفاده كنند يعني تصميم دارند تا آخرين درخت و بوته را برداشت كنند و جاي آن اكاليپتوس كه يك گونه مهاجم و غريبه است، بكارند. بدشان نمي‌آيد به خاطر اينكه در آن پول است.

    چندي‌ پيش در ميدان ونك تهران، من شاهد يك كاميون بودم كه ايستاده بود و داشت خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلويي مي‌فروخت. ببينيد اولا چنانچه جنگل هيركاني وجود دارد، اين جنگل‌ها به خاطر خاك و آب و هوايي است كه در آن منطقه وجود دارد وگرنه بدون خاك ما جنگل هيركاني نداريم. بنابراين آن كساني كه خاك را از جنگل مي‌آورند و كيلويي 12هزار تومان مي‌فروختند به فكر اين بودند كه به مردم تهران كه از نظر آگاهي واقعا بايد به خرگوش آفرين بگوييم، خاك را بفروشند كه ببرند در باغچه‌شان بريزند و انتظار داشته باشند كه گياهان‌شان آنجا رشد كافي داشته باشد. اين مساله است.

    واقعا اين تفكر وجود دارد كه با خريد خاك جنگل‌هاي هيركاني مي‌توانيم يك باغچه پربار داشته باشيم؟

    بله، در حالي كه تنها خاك جنگل‌ها نيست كه باعث باروري مي‌شود، هواست، آب است و خاك. يعني شما خاك جنگل‌هاي هيركاني را اگر در باغچه عمو‌جان‌تان بريزيد، به هيچ ‌وجه باعث رشد بيش از حد گياهان نمي‌شود. مجموعه جانوراني كه در خاك جنگل‌هاي شمال هستند، باعث باروري خاك مي‌شوند، يعني همه عوامل دست به دست هم مي‌دهد و باعث رشد جنگل‌هاي هيركاني مي‌شود. شما همانقدر كه خاك را از جنگل جدا كنيد و با كاميون به تهران بفرستيد، در راه خاصيت‌شان را از دست مي‌دهند.

    اين كلمه هيركاني، آن منطقه از ايران را هيركينيه يا هيركاني مي‌نامند، در نتيجه جنگل‌هايي كه آنجا هستند، شدند جنگل‌هاي هيركاني، چيز عجيب و غريبي نيست. اما جيب‌هايي هستند كه ته ندارند و اينها گسترش پيدا كردند و هر چيزي هم در آن بريزيد به قول معروف اينها سيرماني ندارند. آنهايي كه حتي سندسازي مي‌كنند و يك مسجد يا تكيه بالاي قله دماوند مي‌سازند، دست‌بردار نيستند. تفكر آقاي احمدي‌نژاد براي استفاده از آخرين درخت از جنگل‌هاي هيركاني به هيچ‌ عنوان منحصربه‌فرد نيست، بلكه دست‌هاي زيادي هستند مثل ايشان، تفكر مي‌كنند و با تيشه به ريشه جنگل هيركاني مي‌كوبند.

    در اين دو هفته‌اي كه اين كارزار راه افتاده و خود رييس سازمان نسبت به اين ماجرا واكنش نشان داده، معاونان‌شان هم همين‌طور، حتي سخنگوي دولت هم گفتند ما اين لايحه را برمي‌گردانيم و در مورد آن تصميم مي‌گيريم و درباره اين قانون كارشناسي انجام مي‌دهيم. شما فكر مي‌كنيد اگر واقعا اين كار انجام شود، مي‌شود از نابودي جنگل‌هاي هيركاني مراقبت كرد؟ يعني اين محافظت به اين موارد قانوني وابسته است يا خير؟

    من تصور نمي‌كنم كه اين سودجويان از خواسته‌شان كوتاه بيايند، چون اينها مي‌خواهند جيب‌شان را پر كنند. مي‌دانند كه آخر جريان است و به اين فكر افتادند كه حداكثر استفاده را در اين مدت كوتاه داشته باشند. در نتيجه من اصلا خوشبين نيستم كه با تغيير ذائقه اينها و تغيير نظر رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست بتوان جلوي دست‌درازي اينها به جنگل‌هاي هيركاني را گرفت. من تصور مي‌كنم كه اين جنگل‌ها رو به مرگ مي‌روند و هر روز اينها تنك‌تر مي‌شوند و تا جايي كه با كمال تاسف به كل از بين بروند. حرص و آز اين كساني كه دست روي جنگل‌هاي هيركاني گذاشتند به اين زودي‌ها تمامي ندارد.

    من به موارد و الزامات قانوني كاري ندارم فكر مي‌كنيد چقدر ما مردم مي‌توانيم تاثيرگذار باشيم يعني چه كنيم تا اين جنگل‌ها را حفظ كنيم؟

    ما بايد نماينده‌هاي مجلس‌مان را با نامه و اعتراض و تلفن بمباران كنيم و به اينها بگوييم چه كار داريد انجام مي‌دهيد؟ زير گوش و دماغ شما عده‌اي هستند كه دارند به خاطر منافع شخصي، اين جنگل‌هاي بسيار با ارزش را از بين مي‌برند. ممكن است شما بگوييد ارزشش در چيست؟ بگذاريد خدمت شما عرض كنم كه 3 تا 5/3 ميليون سال است كه اين جنگل‌ها بدون دست انسان خودشان را حفظ كردند؛ حالا كه دست انسان درازتر روي اين جنگل‌ها افتاده باعث مرگ اينها خواهد شد.

    ما بايد نماينده‌هاي مجلس‌مان را، به خصوص نماينده‌هاي گيلان، مازندران و گلستان را كه اينها واقعا نگهداران اين جنگل‌ها هستند، مخاطب قرار دهيم با نامه، تلفن و هر وسيله‌اي كه مي‌توانيم به اين افراد هشدار بدهيم كه حافظ اين جنگل‌ها باشند؛ اگر خودشان تخريب نكنند.