برچسب: جمهوری آذربایجان

  • ابردزدی امارات و آذربایجان از ایران؟

    ابردزدی امارات و آذربایجان از ایران؟

    به گزارش اقتصادران، ایران در پنجمین سال متوالی خشکسالی قرار دارد و منابع آبی کشور به پایان رسیده است. با این حال اما در دو، سه سال اخیر یک پرسش تکراری هر از گاهی در فضای مجازی مطرح می‌شود و جنجال به پا می‌کند: «آیا همسایه‌ها بارش ایران را می‌دزدند؟» کارشناسان هواشناسی در گفت‌وگو با ما به این پرسش پاسخ داده‌اند.

    در سال‌هایی که سایه گرمایش جهانی و تغییر اقلیم سنگین‌تر از همیشه بر سر ایران و منطقه افتاده، کاهش بارندگی و کمبود آب در کشور به یکی از جدی‌ترین نگرانی‌های محیط‌زیستی و اجتماعی تبدیل شده است. بارش‌های پراکنده، خشکسالی شدید و آسمانی که کمتر بارانی می‌شود، ذهن بسیاری از ایرانیان را درگیر پرسش‌هایی تازه کرده است. یکی از پرسش‌ها این است که آیا کشورهای همسایه با بارورسازی ابرها، سهم بارش ایران را می‌دزدند؟

    امارات در مسیر سامانه‌های ما نیست

    کارشناسان و متخصصان هواشناسی با قاطعیت این ادعاها را رد می‌کنند. کارشناس مستقل هواشناسی با تاکید بر غیرعلمی بودن این گمانه‌ها می‌گوید: «ماجرای ابردزدی بیشتر یک فضاسازی رسانه‌ای است تا یک واقعیت علمی. ایران کشوری خشک است که در چند دهه اخیر با سوء مدیریت منابع آبی و بحران تغییر اقلیم، وارد دوره‌های مکرر خشکسالی شده است.»

    محمدرضا جاویدی تاکید می‌کند: «حتی اگر امارات بارورسازی ابرها را انجام دهد (که انجام می‌دهد) این کار در مقیاسی محدود و برای رفع نیازهای داخلی خود و در وسعت بسیار محدود انجام می‌شود.»

    به گفته جاویدی، امارات کشور کوچکی است با وسعتی محدود و میزان بارش سالانه بسیار کم که از تمام ظرفیت‌های مالی و فناوری خود برای مدیریت بحران آب بهره می‌برد. بارورسازی ابرها نیز یکی از همین راهکارهاست.

    اما آیا این فرآیند می‌تواند تاثیری بر میزان بارش در ایران داشته باشد؟ جاویدی با صراحت پاسخ می‌دهد: «خیر. سیستم‌های بارشی که بر ایران اثر می‌گذارند از مسیر امارات عبور نمی‌کنند. بیشتر ابرها و سامانه‌هایی که وارد ایران می‌شوند از مسیر عراق، ترکیه، عربستان و دریای عرب هستند، یا در شرق کشور، از اقیانوس هند و جریان مانسون تاثیر می‌پذیرند. امارات در موقعیتی نیست که بتواند مانعی برای این سامانه‌ها باشد یا ابرها را از مسیر ایران منحرف کند.»

    پس از ماجرای ابردزدی امارات از ایران، حالا برخی رسانه‌های عمدتا فعال در فضای مجازی، از انحراف ابرهای مدیترانه‌ای که قبلا از ترکیه به ایران می‌آمدند به سمت کشور آذربایجان می‌گویند و معتقدند آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی با استقرار در آذربایجان برای تغییر اقلیم ایران نقشه دارند. یک کارشناس هواشناسی دیگر هم این فرضیه را به چند دلیل رد می‌کند و معتقد است این صحبت‌های غیرکارشناسی صرفا در فضای مجازی مطرح می‌شود؛ مباحثی که در محافل علمی جایگاهی ندارند.

    چرا کشورها مشکلات خود را حل نمی‌کنند؟

    نیما فرید مجتهد، دکترای هواشناسی  با اشاره به پروژه هارپ می‌گوید: «چنین پروژه‌ای در جهان وجود دارد و پنهانی هم نیست و تحقیقات گسترده‌ای برای تغییرات اقلیمی انجام می‌شود، اما با دو نکته می‌توان به این فرضیه‌ها پاسخ داد. نخست اینکه، آمریکا خود به‌طور جدی در معرض خشکسالی‌های گسترده قرار دارد. با جست‌وجوی ساده در سامانه‌های پایش خشکسالی این کشور، به راحتی می‌توان دید که نواحی نیمه مرکزی و شرقی آن به شدت با کمبود بارش و کاهش منابع آب زیرزمینی مواجه است. مشکلاتی که حتی باعث تشدید فرونشست زمین شده است. همچنین کشورهایی مانند چین و عربستان، با وجود سرمایه و فناوری بالا، همچنان با بحران‌های اقلیمی روبه رو هستند.

    ترکیه اجازه ورود ابرهای بارشی به ایران را نمی‌دهد؟؛ اعلام دلیل کم بارشی ایران در مقایسه با ترکیه

    مجتهد می‌افزاید: «اگر واقعا چنین سامانه‌هایی خروجی قابل توجهی داشتند، این کشورها پیش از آنکه بخواهند به دشمن خود ضربه بزنند، ابتدا مشکلات خود را حل می‌کردند. سال‌هاست که آمریکا، چین و حتی اروپا با شرایط وخیم تغییر اقلیم دست‌وپنجه نرم می‌کنند و اگر چنین فناوری‌ای داشتند، پیش از هر چیز آن را در خاک خود به‌کار می‌گرفتند.»

    بارورسازی ابرها، محدود و کم‌اثر

    او تاکید می‌کند: «بارورسازی ابرها که فناوری آن موجود و قابل انجام است، طی دو دهه گذشته بارها در کشورهای مختلف به کار رفته، اما هیچ گاه به نتایج گسترده منجر نشده است. مطالعات نشان می‌دهد بارورسازی ابرها نهایتا در گستره‌ای جغرافیایی کوچک و با حداکثر ۱۰ درصد افزایش بارش انجام می‌شود. بنابراین جا به جایی یا منحرف کردن توده‌های جوی در عمل و از نظر علمی امکان‌پذیر نیست.»

    مجتهد یادآوری کرد: «شواهد تاریخی مانند بادگیرها، آب انبارها، آب بندها و قنات‌ها نشان می‌دهد ایران همواره کشوری خشک بوده است سال‌ها هشدار داده شده بود که تغییر اقلیم و گرمایش جهانی روزی گریبان دنیا را خواهد گرفت و امروز این اتفاق برای بسیاری از کشورها، از جمله ایران رخ داده است.»

    این کشورها غیر قابل سکونت می‌شوند

    به گفته او، پیش‌بینی مدل‌های جهانی در زمینه تغییر اقلیم برای خاورمیانه و شمال آفریقا نشان می‌دهد که حتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس ممکن است در آینده با افزایش دمایی روبه رو شوند که ادامه زندگی در آن‌ها را غیرممکن کند.

    در حالی که امارات در مقاطعی بارورسازی ابرها را برای کشاورزی و مصارف آشامیدنی خود انجام می‌دهد، کارشناسان تاکید می‌کنند که این اقدام نه‌تنها خطری برای بارش در ایران ندارد، بلکه ظرفیت انجام آن نیز به شکل گسترده، بسیار محدود و پرهزینه است. اگرچه نمی‌توان از نیاز و عطش مردم برای یافتن دلایل کم‌آبی چشم پوشید، اما باید با واقعیت‌های علمی روبه‌رو شد. تغییر اقلیم، کاهش منابع آب زیرزمینی، و ناکارآمدی در مدیریت منابع داخلی، نقش اصلی را در وضعیت فعلی دارند.

  • ایران بزرگ‌ترین زیاندیده راه‌اندازی کریدور زنگزور است

    ایران بزرگ‌ترین زیاندیده راه‌اندازی کریدور زنگزور است

    به گزارش اقتصادران، رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بین‌الملل،  با اشاره به امضای توافق‌نامه میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان درباره کریدور زنگزور معتقد است: «آمریکایی‌ها از مدت‌ها قبل برای راه‌اندازی کریدور زنگزور برنامه‌ریزی کرده بودند. حتی این‌طور گفته می‌شود که نشست روسای‌ جمهور آذربایجان و ارمنستان در امارات متحده عربی در راستای خواست ایالات متحده و برای زمینه‌سازی توافق علی‌اف و پاشینیان در کاخ سفید بوده است.»

    او با بیان این مطلب می‌افزاید: «روسیه، چین و حتی ترکیه از راه‌اندازی کریدور زنگززور متضرر نمی‌شوند. ضرر راه‌اندازی این کانال بیشتر متوجه ایران است اما در شرایطی که قرار است این کار انجام شود ما باید بتوانیم با در نظر گرفتن منافع ایران، از فرصت‌های ایجاد کریدور زنگزور استفاده کنیم.»

    قهرمانپور بر این موضوع نیز تاکید می‌کند که «تضمین‌های لازم به ایران داده شده است که باز شدن کریدور مواصلاتی زنگزور موجب ایجاد محدودیت برای ایران نمی‌شود.» متن کامل گفت‌وگو با رحمان قهرمانپور را در ادامه می‌خوانید.

    ***

    دیدار پاشینیان و علی‌اف در ابوظبی نشان داد که رویدادهای مهمی در راه هستند

    *توافق جدید میان ارمنستان و آذربایجان را که با حمایت‌های آمریکا صورت گرفت چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر می‌رسد از ماه‌ها قبل شواهد حاکی از تلاش‌های ایالات متحده برای ورود به این منطقه بود اما چرا ایران، تدبر بیشتری به وقایع این منطقه و نفوذ واشنگتن در آن نداشت؟

    همان‌گونه که اشاره کردید از چندماه پیش مشخص بود که تحولات جدی در حال رخ دادن است. دیداری که در کاخ سفید انجام گرفت هم به دنبال دیداری بود که علی‌اف و پاشینیان در ابوظبی داشتند و به نظر من دیدار مهمی بود. از این جهت که مکان این دیدار نه در روسیه و یا کشورهای اروپایی بلکه در امارات و شهر ابوظبی صورت گرفت و روسیه هم در برگزاری آن نقشی نداشت. از همان زمان تحلیلگران بر این باور بودند که امارات در هماهنگی با آمریکا این دیدار را برگزار کرده است. البته ذکر این نکته جایز است که امارات چند سالی است روابطش را با آذربایجان و ارمنستان گسترش داده و به سطح فعلی آن رسانده است.

    علاوه براین بعد از داستان قره‌باغ و خروج نیروهای ارمنی از این منطقه، عربستان هم رابطه رسمی‌اش را با ارمنستان از سر گرفت. بنابراین این دیداری که میان پاشینیان و علی‌اف در ابوظبی برگزار شد نشان داد که رویدادهای مهمی در راه هستند. همانطور که می‌دانید بعد از این دیدار خبرهایی هم منتشر شد مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها در حال مذاکره با ارمنستان و اذربایجان هستند. سفیر آمریکا در ترکیه اعلام کرد که قرار است یک شرکت آمریکایی برای ۹۹ سال کریدور زنگزور را در اختیار خود داشته باشد. بعد هم یک روزنامه اسپانیایی خبرهای تکمیلی را منتشر کرد و در نهایت هم روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی نوشت که قرار است دیداری میان مقامات آمریکایی با علی‌اف و پاشینیان برگزار شود.

    البته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، همچون دفعات گذشته نتوانست از ارائه پیش خبر این دیدار خودداری کند و ۲۰ روز قبل در شبکه اجتماعی خود نوشت که قرار است اتفاق مهمی در رابطه با آذربایجان و ارمنستان رخ دهد و این گمانه‌زنی را تقویت کرد که آمریکا وارد این موضوع شده است و در نهایت توافقی که گفته می‌شد روز جمعه میان آذربایجان و ارمنستان در کاخ سفید صورت گرفت.

    در همین راستا باید گفت جریانی که از زمان روی کار آمدن پاشینیان در سال ۲۰۱۸ در تلاش بود که ارمنستان را به غرب نزدیک کند به این جمع‌بندی رسیده بود که می‌تواند این کار سخت‌تر را انجام دهد و با وجود مخالفت‌های متعدد داخلی، کار خود را به پیش ببرد؛ ارمنستان به دلیل مشکلاتش تحت فشار کشورهای منطقه قرار داشت و نمی‌توانست تصمیم بگیرد اما به نظر می‌رسد در نهایت در چند ماه گذشته با بیشتر مقامات منطقه رایزنی‌هایی را انجام داده و چنین تصمیمی را اتخاذ کرده است.

    چین از راه‌اندازی کریدور زنگزور استقبال می‌کند / روسیه به صورت ۱۰۰ درصد مخالف راه‌اندازی کریدور زنگزور نبود

    *تهدیدات امنیتی، سیاسی و اقتصادی راه اندازی کریدور زنگزور در گام نخست برای ایران و روسیه و بعد چین چیست؟

    چین اتفاقا از راه‌اندازی این کریدور استقبال کرده است چرا که این کریدور بخشی از کریدور یا دالان میانی و قسمتی از طرح سرمایه‌گذاری در زیربناهای اقتصادی راه ابریشم جدید است که استان سین‌کیانگ چین را از قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان به ایران و در امتداد آن به اروپا متصل خواهد کرد.

    کریدور مذکور دو شاخه دارد. از چین وارد قزاقستان و از آنجا وارد روسیه و لتونی و استونی و لیتوانی می شود و یک شاخه دیگر آن هم سمت قفقاز و دریای سیاه را به جنوب شرق اروپا و ‌جنوب اروپا می‌رود. بنابراین برای چینی‌ها کریدور زنگزور بسیار مهم است چرا که زمان حمل و نقل کالا به اروپا را برای این کشور کاهش می ‌دهد.

    اما در مورد روسیه، درست است که راه‌اندازی کانال زنگزور موجب کاهش نفوذ روسیه در منطقه قفقاز خواهد شد اما فراموش نکنیم روسیه نیز بعد از جنگ اوکراین نیازمند یک راه زمینی برای دور زدن تحریم‌ها بوده و است؛ چند کشور در دور زدن تحریم‌ها به روسیه کمک کرده‌اند؛ ارمنستان، گرجستان، ترکیه و قرقیزستان. ترکیه به دلیل نزدیکی به اروپا از اهمیت بیشتری برای روسیه برخوردار است و روسیه از نخستین کشورهایی بود که خواستار گشودن این راه مواصلاتی با هدف اینکه بتواند از راه زمینی تحریم‌های اروپا را دور بزند، بود. بنابراین با وجود تضعیف موقعیت روسیه اما در عین حال از اینکه بتواند راهی را برای دور زدن تحریم‌ها پیدا کند به صورت ۱۰۰ درصد مخالف راه اندازی کریدور زنگزور نبود. البته مسکو حتما خواهد خواست که این اقدام تحت نظارت روسیه انجام شود و اقداماتی را در رابطه با همکاری ارمنستان و آذربایجان با آمریکا انجام خواهد داد.

    راه‌اندازی کریدور زنگزور می‌تواند فرصت بزرگی برای ترکیه باشد

    *در مورد ترکیه این وضعیت به چه صورت است؟

    برای ترکیه مساله از دو جهت قابل ارزیابی است. ابتدا اینکه کریدور زنگزور به آن صورت و شکلی که ترکیه می‌خواست راه‌اندازی نشده است؛ یعنی با حضور آمریکا. بنابراین علاوه بر روسیه، نقش ترکیه هم تضعیف شد. اما فراموش نکنیم ترکیه به دنبال آن است که از راه‌اندازی این کریدور برای رونق تجارت در دریای سیاه استفاده کند و در حال احداث کانال بلندپروازانه‌ای میان دریای سیاه و مدیترانه است که شامل محدودیت‌های کنوانسیون مونترال نباشد و کشتی‌ها به صورت آزادانه اما تحت کنترل ترکیه در آن حرکت کنند. لذا راه‌اندازی کریدور زنگزور می‌تواند فرصت بزرگی برای ترکیه باشد.

    موضوع بعدی که باید به آن اشاره کرد این است که ترکیه باید مرزهایش را با ارمنستان باز کند. یکی از دلایلی که ترکیه تاکنون به عادی‌سازی رابطه با ارمنستان نپرداخته بود این است که می‌گفت این کار منوط به توافق صلح میان آذربایجان و ارمنستان است. این موضوع برای ارمنستان هم مهم است چرا که راه دستیابی به ارروپا از طریق ترکیه است. ارمنستان یک سرزمین کوهستانی است و از سوی دیگر برای ورود به گرجستان هم محدودیت‌هایی دارد و ساده‌ترین راه این است که از طریق ترکیه این کار را انجام دهد.

    ایران بزرگ‌ترین متضرر راه‌اندازی کریدور زنگزور است

    *در رابطه با ایران چطور؟

    به نظر می‌رسد ایران بزرگترین متضرر راه‌اندازی کریدور زنگزور است. از این جهت که تقریبا در معاملات عمده در قفقاز جنوبی، سهم آنچنانی نداشته است. در نشست ۳+۳ که در گذشته برای رسیدگی به مناقشه قره‌باغ برگزار شده بود ایران در ابتدا با پیشنهادات مطرح شده در مورد ایجاد صلح در این منطقه به شدت مخالفت کرد اما بعد آن را پذیرفت؛ اما گرجستان و روسیه همراهی موردنظر را نداشتند.

    اما در شرایط فعلی که قرار است این کریدور راه‌اندازی شود باید ببنیم که این اتفاق برای ما تهدید است یا فرصت. حتما راه‌اندازی کریدور تهدیدهایی را برای ایران ایجاد می‌کند اما در عین حال مهیاکننده فرصت‌هایی نیز خواهد بود. کما اینکه سایر کریدورها و راه‌های مواصلاتی هم می‌تواند برای ایران هم تهدید باشد و هم فرصت. این امر بستگی به سیاست کلان کشور دارد که می‌خواهد به چه صورتی عمل کند. در هر صورت مشخص است که با رویکرد سلبی نمی‌توان انتظار داشت برخی از سیاست‌ها محقق شوند.

    بیانیه وزارت خارجه ایران درباره راه‌اندازی کریدور زنگزور نشان‌دهنده واقع‌بینی دیدگاه ما در این زمینه بود

    روسیه در گذشته همواره به دنبال آن بود که تنش‌های منطقه قفقاز را منجمد کرده، آنها را نگهداری کند و از آنها به عنوان ابزار چانه‌زنی در مواجه با آذربایجان و ارمنستان سود جوید. این سیاست ناموفق بود. ایران هم مانند روسیه فکر می‌کرد باید خطوط قرمزی را برای این منطقه تعیین کند که چنین بشود و چنان نشود. اما به هر حال کریدور زنگزور قرار است راه‌اندازی شود و بیانیه وزارت خارجه ایران – مبنی براینکه باید منافع ایران با راه‌اندازی کریدور زنگزور لحاظ شود – هم نشان‌دهنده واقع‌بینی دیدگاه ما در این زمینه بود.

    در منطقه بسیار پیچیده قفقاز جنوبی هیچ کشوری نمی‌تواند مانع نقش‌آفرینی دیگران شود

    جدای از این موضوع، در منطقه بسیار پیچیده قفقاز جنوبی که کشورهای چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا، آمریکا، ترکیه، ایران، ارمنستان، گرجستان، آذربایجان و اسرائیل حضور دارند طبیعتا هیچ کشوری نمی‌تواند مانع نقش‌آفرینی دیگران شود و یا بازی را به نفع خود به هم بزند. در این شرایط زمانی که روسیه توان برهم زدن بازی دیگر قدرت‌ها در این منطقه را نداشت طبعا ایران هم از این توانایی برخوردار نیست. برهمین اساس باید ببینیم سیاست اولیه ایران در برابر این موضوع چگونه خواهد بود.

    حضور اسرائیل در دالان زنگزور منوط به تاسیس یا عدم تاسیس آن نیست

    *آیا حضور اسرائیل در این کریدور آمریکایی که به نام خود ترامپ هم نامگذاری شده است، تقویت می‌شود؟

    این نکته مهمی است. حضور اسرائیل جنبه‌های مختلفی دارد. بخشی از آن اطلاعاتی و امنیتی است و ما نمی‌توانیم بدون داشتن اطلاعات لازم در این زمینه نظرمان را بیان کنیم. حرف‌های زیادی در این زمینه زده می‌شود. عده‌ای معتقدند اسرائیل در این کریدور حضور ندارد اما برخی اعتقاد به حضور تل‌آویو در این دالان مواصلاتی دارند. اما در هر صورت حضور اسرائیل در این دالان منوط به تاسیس یا عدم تاسیس آن نیست. اسرائیل با ارمنستان و آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی و با خود روسیه روابط نزدیکی دارد. در نهایت هم طبیعتا آمریکا از حساسیت کشورهای منطقه – نه تنها ایران بلکه ترکیه و شاید هم روسیه – آگاه است و زمانی که قرار است این طرح بسیار دشوار را پیش ببرد، بعید می‌دانم که بخواهد از اعتبار خود برای حضور اسرائیل در منطقه قفقاز جنوبی استفاده کند به این معنی که اسرائیل از نردبان آمریکا بالا برود تا قدرت خود را افزایش دهد. منطقه قفقاز جنوبی پیچیدگی‌های خودش را دارد و تمامی قدرت‌ها در حال کنترل یکدیگر هستند اما طبیعتا در قیاس گذشته دست اسرائیل در منطقه بازتر خواهد بود و در این موضوع تردیدی نیست.

    حدفاصل ایران و ارمنستان با راه‌اندازی کریدور زنگزور از بین نمی‌رود

    **آیا خطوط مرزی ایران و ارمنستان با راه‌اندازی کریدور زنگزور از بین می‌رود؟

    حدفاصل ایران با ارمنستان از بین نمی‌رود. بر اساس چهارراه صلحی که پاشینیان مطرح کرده، تلاش شده است با کشورهای منطقه از جمله ایران اعتمادسازی صورت گیرد و این اطمینان به آنها داده شود که مسیر مواصلاتی این کشورها با ارمنستان قطع نمی‌شود. سخنگوی وزارت خارجه ایران هم از طرح چهارراه صلح استقبال کرده است. این موضوع نشان می‌دهد اطمینان لازم به ایران داده شده است که ایجاد این راه مواصلاتی به معنای محدود شدن ایران نیست. هر چند که روایت‌های بسیار آرمانی و هیجانی هم در این رابطه وجود دارد که ما مرز با ارمنستان را از دست می‌دهیم.

    تضمین‌های لازم به ایران داده شده است که باز شدن کریدور مواصلاتی زنگزور موجب ایجاد محدودیت برای ایران نمی‌شود

    ذکر این نکته نیز جایز است که بعد از جنگ قره‌باغ بسیاری گمان می‌کردند پاشینیان در انتخابات شکست خواهد خورد اما او برنده انتخابات شد. این امر نشان می‌دهد که جریان بسیار قدرتمندی در ارمنستان به این باور رسیده است که برای شکستن بن‌بست ژئوپلوتیک این کشور باید مساله قره‌باغ را حل کنند که برای این کشور بسیار حیاتی، تاریخی و هویتی است. مجددا تاکید می‌کنم به صورت کلی تضمین‌های لازم به ایران داده شده است که باز شدن کریدور مواصلاتی زنگزور موجب ایجاد محدودیت برای ایران نمی‌شود.

  • ترامپ به کام دلش رسید! / کریدور زنگزور؛ رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا با ایران و روسیه

    ترامپ به کام دلش رسید! / کریدور زنگزور؛ رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا با ایران و روسیه

    به گزارش اقتصادران، در حالی که منطقه قفقاز جنوبی سال‌ها از تنش و درگیری میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان رنج برده، توافق صلح تاریخی که اخیراً در کاخ سفید و با میانجی‌گری دونالد ترامپ امضا شد، به‌عنوان نقطه عطفی در این مناقشه طولانی‌مدت مطرح شده است. ترامپ که این توافق را «مسئله کلیدی» خواند، مسیر ترانزیتی جدیدی بین نخجوان و آذربایجان را به نام خود «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» نام‌گذاری کرد. این اقدام، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت و واکنش‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی را برانگیخت.

    اهمیت و پیامد‌های تحولات در قفقاز

    تحولات اخیر در قفقاز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که این منطقه همواره صحنه منازعات قومی، ارضی و ژئوپلیتیکی بین ارمنستان و آذربایجان بوده و نقش کشور‌های بزرگ و قدرت‌های منطقه‌ای مانند روسیه و ایران در این معادلات بسیار حساس است. ایجاد کریدور ترانزیتی جدید و تغییر نام آن به نام ترامپ، به معنای نفوذ اقتصادی و سیاسی بیشتر آمریکا و تغییر توازن قدرت در منطقه است.

    از سوی دیگر، توافق صلح می‌تواند زمینه‌ساز توسعه اقتصادی و ارتقای ثبات منطقه‌ای باشد، اما نگرانی‌هایی نیز درباره پایبندی طرفین به تعهداتشان و مداخله‌های خارجی وجود دارد که ممکن است ثبات شکننده این منطقه را به خطر بیندازد.

    واکنش قابل تامل ایران

    وزارت امور خارجه ایران با صدور بیانیه‌ای ضمن استقبال از صلح و ثبات در قفقاز، بر ضرورت رعایت حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور‌های منطقه تأکید کرد. ایران با ابراز نگرانی از هرگونه مداخله خارجی که امنیت و ثبات منطقه را تهدید کند، بر اتخاذ تدابیر سیاسی، حقوقی و اقتصادی برای حفظ منافع ملی خود تأکید نموده است.

    در بیانیه ایران آمده است که ایجاد مسیر‌های ارتباطی و بازگشایی شبکه‌های ترانزیتی زمانی موثر و مفید خواهد بود که در چارچوب منافع متقابل کشور‌های منطقه باشد و بدون دخالت قدرت‌های خارجی صورت گیرد. تهران همچنین آمادگی خود را برای ادامه همکاری‌های سازنده با هر دو کشور، در قالب سازوکار‌های منطقه‌ای مانند ۳+۳، اعلام کرده است.

    توافق صلح اخیر و تغییر نام کریدور زنگزور به «مسیر ترامپ» نشان‌دهنده ورود جدی آمریکا به بازی قفقاز و تلاش برای تثبیت نفوذش در این منطقه حساس است. این تحولات می‌تواند به دو صورت تاثیرگذار باشد. یا به عنوان فرصتی برای کاهش تنش‌ها، توسعه اقتصادی و ارتقای امنیت منطقه‌ای عمل کند؛ یا موجب تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی، تغییر موازنه قدرت و افزایش بی‌ثباتی شود.

    واکنش ایران که همزمان استقبال از صلح را اعلام می‌کند و هم هشدار نسبت به مداخلات خارجی می‌دهد، نشان‌دهنده حساسیت تهران نسبت به تغییرات ژئوپلیتیکی پیرامون خود است. در شرایطی که منطقه قفقاز محل رقابت نفوذ میان قدرت‌های بزرگ است، حفظ تعادل و احترام به منافع ملی کشور‌ها کلید اصلی دستیابی به ثبات و امنیت پایدار خواهد بود.

  • ایران در تله یک دالان جعلی/ کریدور زنگزور، یک گذرگاه ساده یا جبهه نوین منازعه جهانی؟ / آیا مرز‌های شمالی کشورمان در خطر است؟

    ایران در تله یک دالان جعلی/ کریدور زنگزور، یک گذرگاه ساده یا جبهه نوین منازعه جهانی؟ / آیا مرز‌های شمالی کشورمان در خطر است؟

    به گزارش اقتصادران، طرح احداث کریدور ترانزیتی زنگه‌ زور که سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان را به نخجوان متصل می‌کند، بار دیگر به موضوعی حساس و چندوجهی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است؛ منطقه‌ای که در سال‌های اخیر محل تلاقی منافع ژئوپلیتیک ایران، روسیه، ترکیه، آمریکا و حتی چین بوده است.

    در تازه‌ترین تحولات، منابع رسانه‌ای از پیشنهاد آمریکا برای واگذاری اپراتوری بخش ارمنی این کریدور به یک «شرکت نظامی خصوصی آمریکایی» خبر داده‌اند؛ طرحی که در صورت تحقق، می‌تواند موازنه قدرت در قفقاز را به‌کلی دگرگون کند و نه‌تنها روسیه، بلکه ایران را نیز با تهدیدی امنیتی در مرز‌های شمالی خود مواجه کند.

    چنان چه که طرح پیشنهادی آمریکا برای واگذاری مدیریت بخش ارمنی کریدور ترانزیتی زنگه‌ زور به یک شرکت تجاری آمریکایی، پس از تکذیب‌های اولیه، به یک موضوع جنجالی و نگران‌کننده در منطقه تبدیل شده و می‌تواند صلح شکننده در قفقاز جنوبی را با خطر جدی مواجه کند.

    زنگه زور، از مسیر ترانزیت تا محور تنش ژئوپلیتیکی

    اکنون و ۵ سال پس از بیانیه آتش‌بس سه‌جانبه نوامبر ۲۰۲۰ که به جنگ ۴۴ روزه بین ارمنستان و آذربایجان پایان داد، دو طرف همچنان بر سر مسائل باقی‌مانده، از جمله بازگشایی مسیر‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای، اختلاف نظر دارند.

    محور این اختلافات نیز کریدور پیشنهادی و هنوز تحقق‌نیافته زنگه‌ زور است؛ یک مسیر ترانزیتی که قرار است سرزمین اصلی آذربایجان را از طریق استان جنوبی سیونیک ارمنستان به نخجوان متصل کند.

    این کریدور که در ابتدا به عنوان راهی برای ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی در فضای پس از جنگ در نظر گرفته می‌شد، از آن زمان به یک نقطه اشتعال ژئوپلیتیکی تبدیل شده که نه‌تنها منافع ملی متضاد، بلکه پویایی قدرت در حال تغییر در منطقه را نیز منعکس می‌کند.

    کریدور زنگه‌ زور در نگاه اول یک مسیر ترانزیتی است که قرار است نخجوان را به سرزمین اصلی آذربایجان متصل کند و بخشی از توافق آتش‌بس جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ بود؛ اما در واقع، این مسیر چیزی فراتر از یک راه‌آهن یا جاده ساده است. برای باکو و ترکیه، تحقق آن به معنای تکمیل اتصال مستقیم جهان ترک است و برای روسیه، کریدوری استراتژیک در مسیر کریدور شمال-جنوب که خاک ایران را به اوراسیا وصل می‌کند. اما این مسیر برای ایران، تهدیدی بالقوه برای مرز تاریخی با ارمنستان و نفوذ سنتی‌اش در قفقاز است.

    از سوی دیگر این مسیر تازه برای آمریکا، فرصتی برای کاستن از نفوذ روسیه و ایجاد گسست در محور تهران-مسکو-پکن؛ و برای چین، بخشی از مسیر زمینی کمربند و راه که اکنون تحت‌الشعاع قرار گرفته است.

    ایران؛ تنها مانع عملی تحقق کریدور

    ایران از ابتدا با تغییر در جغرافیای سیاسی مرز خود با ارمنستان مخالف بود. اتصال مستقیم نخجوان به آذربایجان بدون حضور گمرک ارمنستان یا ایران، عملاً ایران را از قفقاز جدا می‌کند و می‌تواند پروژه‌های منطقه‌ای ایران مانند کریدور شمال-جنوب را به حاشیه براند.

    تهران در سال‌های اخیر بار‌ها هشدار داده در صورت هرگونه تجاوز به مرز‌های بین‌المللی یا نقض حاکمیت ارمنستان، «ساکت نخواهد نشست» و حتی تهدید به اقدام نظامی کرده است.

    اما حالا با پیشنهاد آمریکا برای واگذاری این مسیر به یک شرکت نظامی، نه‌تنها مسأله از نزاع با باکو فراتر رفته، بلکه پای یک بازیگر فرا منطقه‌ای با حضور امنیتی جدی به میان آمده است.

    البته که در این میان نیز ایران به حق از مخالفان جدی ایجاد کریدور جعلی «زنگزور» است و ارمنستان همچنان ایستاده بر موضع حفظ تمامیت ارضی خاک خود و در مقابل باکو و ترکیه مصرانه پی‌گیر ایجاد دالانی هستند که قطعا کشور‌های همسایه به دلیل استفاده از راه‌های ترانزیتی از آن متاثر می‌شوند، اما آنچه اهمیت دارد همکاری‌های منطقه‌ای برای خروج از هرگونه منازعه و رفتن به سمت راهکاری موثر و منتفع برای طرفین است.

     

    چرا روسیه درباره دالان زنگه زور دچار تناقض‌گویی است؟

    اما مواضع روسیه در این بحران، دوگانه و گاه متضاد به نظر می‌رسد. از یک‌سو، کرملین بار‌ها بر حاکمیتی بودن موضوع کریدور تأکید کرده و آن را امری بین ایروان و باکو می‌داند. از سوی دیگر، مسکو از اتصال ریلی آذربایجان به نخجوان از طریق خاک ارمنستان استقبال کرده و آن را بخشی از کریدور شمال-جنوب معرفی می‌کند.

    عجیب این که در اولین واکنش مسکو به طرح حضور آمریکایی‌ها در کریدور زنگه زور، سخنگوی وزارت‌خارجۀ روسیه گفته بود که «رفتار آمریکایی‌ها چیزی جز فریب‌کاری نیست و غرب در پشت طرح این موضوع، یک اقدام کاملاً فرصت‌طلبانه را پنهان کرده است.»
    در مقابل این اظهارات، اما در هفته‌های اخیر ناگاه کرملین موضعی کاملا متفاوت اتحاذ کرد.

    در روز ۴ مرداد بود که کرملین اعلام کرد که مسئله کریدور زنگه‌ زور کاملاً به صلاحیت باکو و ارمنستان مربوط می‌شود و این دو کشور هستند که باید سرنوشت آن را تعیین کنند.

    به این ترتیب بود که دیمیتری پسکوف، سخنگوی رئیس‌جمهور روسیه، در بیانیه‌ای تصریح کرد که موضوع کریدور زنگه‌ زور یک امر حاکمیتی مربوط به باکو و ایروان است.
    هم چنین نماینده کرملین تأکید کرد که مسکو آرزومند است طرفین آذربایجانی و ارمنی در کوتاه‌ترین زمان ممکن به امضای پیمان صلح دست یابند.

    این موضع‌گیری عجیب و در تناقض با رویکرد اول در حالی صورت می‌گیرد که دولت ارمنستان اخیراً گزارش‌ها مبنی بر توافق با آمریکا برای واگذاری اپراتوری کریدور زنگه‌ زور به یک شرکت آمریکایی را تکذیب کرده بود.

    ۱. تلاش برای حفظ نفوذ بر آذربایجان و ارمنستان به‌صورت هم‌زمان

    به نظر می‌رسد که روسیه نمی‌خواهد یکی از دو شریک سنتی‌اش را به‌طور کامل از دست بدهد. پس در حالی‌که از ایجاد کریدور به نفع باکو حمایت می‌کند، نمی‌خواهد این اقدام باعث سقوط کامل ارمنستان به دامن غرب شود.

    ۲. رقابت با آمریکا و ناتوانی در کنترل تحولات میدانی

    از زمان جنگ اوکراین، نفوذ میدانی روسیه در قفقاز کاهش یافته و جای خود را به بازیگران دیگری از جمله ترکیه، آمریکا و حتی اسرائیل داده است. پس در این شرایط، مواضع کرملین بیشتر از جنس مدیریت بحران است تا رهبری آن و او در حال سازشکاری است که در این میان منافع ایران را بار دیگر به راحتی قربانی خواهد کرد.

    نقش چین؛ متحد خاموش در کنار ایران و روسیه

    در این میان موضوع دیگر بازیگری چین در قفقاز جنوبی است. چنان که علاوه بر روسیه، چین نیز از انتقال کالاهایش به اروپا از مسیر ریلی ارمنستان بهره می‌برد و در روند تازه احتمالا این کشور نیز منافع خود را در برابر این کریدور در خطر می‌بیند. احتمالا نیز اگر پیش از این ایران به‌تنهایی برای جلوگیری از تسلط آذربایجان و ترکیه بر مرز خود با ارمنستان حاضر به اقدام نظامی بود، شاید امیدوار بود با روسیه و چین در این مسیر همراه شود و حالا با مواضع متناقض طرف‌های روس شاید تنها چینی‌ها هستند که باید در این موضوع حاضر به دخالت و میانجی گری شوند.

    چین که از مسیر ریلی ارمنستان برای انتقال کالا به اروپا استفاده می‌کرد، احتمالا اکنون این مسیر را در خطر می‌بیند. چنان چه که برخی تحلیلگران نیز می‌گویند پکن از طرح آمریکا برای ورود امنیتی به قفقاز ناراضی است، اما ترجیح می‌دهد فعلاً در سکوت و هماهنگی با روسیه و ایران عمل کند.

    اما موضوع این است که کریدور زنگه‌ زور اگر به کنترل غرب درآید، بخشی از اتصال اوراسیا به اروپا را به سلطه آمریکا در می‌آورد؛ چیزی که خلاف راهبرد کلان چین در پروژه کمربند منطقه‌ای و بازسازی جاده ابریشم است.

    آیا ارمنستان راه اوکراین را می‌رود؟

    تحلیلگران هشدار می‌دهند اگر ایروان در دام ژئوپلیتیک واشینگتن بیفتد، ممکن است به جای یک مسیر ترانزیتی، میزبان یک خط مقدم جدید از جنگ سرد دوم شود.

    اما این تحلیل‌ها را زمانی می‌توان درست ارزیابی کرد که اساسا روسیه واکنشی یک دست و همه جانبه به این موضوع داشته باشد، اما فعلا که روسیه بار دیگر شریک نه چندان مطمئنی برای ایران در زمینه مخالفت با ایجاد این کریدور به نظر نمی‌آید و هیچ بعید نیست با دریافت امتیازاتی دیگر مسیر مورد نظر را نیز واگذار کند.

    زنگه‌ زور، یک گذرگاه ساده یا جبهه نوین منازعه جهانی؟

    این شرایط نیز در حالی رخ می‌دهد که به گزارش اقتصاد ۲۴، کریدور زنگه‌ زور اکنون به آوردگاه جدیدی در رقابت‌های ژئوپلیتیک بین‌المللی تبدیل شده است.

    از نگاه منافع ملی و تمامیت سرزمینی ایران نیز هرچند که در ظاهر این دالان جعلی تازه با هدف اتصال دو بخش سرزمینی باکو تعریف شده، اما در واقع در همان ابتدا ایران را از همسایگان سنتی‌اش جدا می‌کند.

    پس از آن روسیه را در تنگنای انتخاب بین باکو و ایروان قرار داده است. آمریکا را برای نخستین بار در قامت بازیگر نظامی به قفقاز باز می‌گرداند و نظم شکننده پساجنگ قره‌باغ را نیز بار دیگر به لبه پرتگاه سوق می‌دهد.

    در چنین شرایطی برای ایران، خطر این دالان جعلی نه‌تنها تغییر مرزها، بلکه ظهور یک ساختار امنیتی جدید در نزدیکی مرز‌های شمالی است.

    ساختاری که با ترکیب شرکت‌های نظامی خصوصی آمریکایی، نفوذ ترکیه و محور آذربایجان در حال ایجاد است، می‌تواند تهران را از بازی‌های کلیدی منطقه‌ای کنار بزند.

    اکنون برای تهران، دیپلماسی پیش‌دستانه و تعریف منافع مشترک با چین و روسیه – در عین هوشیاری نسبت به مواضع متناقض مسکو – بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد. ضرورتی که شاید دستگاه دیپلماسی آشفته و جنگ زده ایران درک درستی از آن ندارد، اما موقعیت و وضعیت فعلا برای ایران در مرز‌های شمالی اش به شدت شکننده است و نفوذ و حضور آمریکایی‌ها در شمال کشور باید بیش از آن چه به نظر می‌رسد برای وزارت خارجه و مسئولان کشور دارای اهمیت خاص و ویژه ارزیابی شود.

  • الهام علی‌اف برای ترامپ نوشابه باز کرد؛ ترامپ هم ذوق کرد! / رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان: ترامپ تنها رئیس جمهور آمریکاست که هیچ جنگی را آغاز نکرده!

    الهام علی‌اف برای ترامپ نوشابه باز کرد؛ ترامپ هم ذوق کرد! / رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان: ترامپ تنها رئیس جمهور آمریکاست که هیچ جنگی را آغاز نکرده!

    به گزارش اقتصادران، رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان در اظهاراتی همتای آمریکایی خود را مرد صلح و پایان‌دهنده جنگ‌ها توصیف کرد.

    علی‌اف همچنین از «تمایل ترامپ برای کمک به حل‌وفصل اختلافات میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان» قدردانی کرد و افزود «با وجود درگیری با مسائل کلان امنیت بین‌الملل، او همچنان قفقاز جنوبی را در اولویت نگاه خود قرار داده است».

    رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان این اظهارات را بعد از آن بیان کرد که طبق گزارش‌ها، ایالات متحده پیشنهاد اجاره کریدور ادعایی «زنگزور» به مدت ۱۰۰ سال را مطرح کرده است.

    ادعا‌های علی‌اف درباره ترامپ در حالی مطرح شده که رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف لفاظی‌های پیش از ورودش به کاخ سفید، تاکنون نتوانسته نه به جنگ اوکراین پایان دهد و نه جلوی نسل‌کشی مردم فلسطین در غزه به‌دست اصلی‌ترین متحدش را بگیرد.

    این تعریف و تمجید‌ها چنان ترامپ را به وجد آورد که در پستی در شبکه اجتماعی «تروث» این بخش از اظهارات علی‌اف را بازنشر داد.

  • تله تاریک زنگه زور پیش‌روی مرز‌های تاریخی و مسیر‌های ترانزیتی ایران / چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    تله تاریک زنگه زور پیش‌روی مرز‌های تاریخی و مسیر‌های ترانزیتی ایران / چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    به گزارش اقتصادران، کریدور زنگزور، مسیری استراتژیک و بسیار حساس در منطقه قفقاز جنوبی است که قرار است خاک جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به جمهوری خودمختار نخجوان متصل کند. این مسیر علاوه بر اهمیت ژئوپلیتیکی، دارای ابعاد اقتصادی گسترده‌ای در حوزه ترانزیت کالا و انرژی است. با توجه به تحولات اخیر و اظهارات اخیر رئیس‌جمهور باکو و واکنش‌های ایران، ارمنستان و ورود غیرمستقیم آمریکا، به نظر می‌رسد یک فصل تازه و پرتنش دیگر در مناسبات قفقاز در حال رقم خوردن است.

    دور تازه جنجال بر سر دالان زنگزور از آنجا آغاز شد که «تام باراک»، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه و سفیر واشنگتن در ترکیه، روز جمعه در نشست خبری گفته بود که یک شرکت خصوصی آمریکایی می‌تواند کنترل کریدور «زنگه‌زور» را به‌مدت ۱۰۰ سال بر عهده بگیرد تا مذاکرات صلح میان باکو و ایروان پیشرفت داشته باشد.

    بازی صدساله آمریکایی‌ها در قفقاز جنوبی

    «میدل ایست‌آی» نیز پس از آن گزارش کرده که آمریکا پیشنهاد داد که کنترل دالان مورد اختلاف میان ارمنستان و باکو را در دست بگیرد تا به پیشرفت مذاکرات دیپلماتیک متوقف‌شده میان ۲ کشور کمک کند. ارمنستان در مقابل، اما هرگونه گفت‌و‌گو درباره «واگذاری کنترل بر قلمرو خود» به کشور ثالث را رد کرده است. برخی رسانه‌های ارمنی نیز نوشتند که نازلی باغداساریان، سخنگوی نخست‌وزیر ارمنستان، در این خصوص تاکید کرده که موضع ایروان در این زمینه تغییر نکرده است.

    باغداساریان گفته است که «ما بار‌ها اعلام کرده‌ایم که ارمنستان موضوع رفع انسداد زیرساخت‌های منطقه‌ای را فقط در چارچوب حاکمیت، تمامیت ارضی و صلاحیت قضایی جمهوری ارمنستان بررسی می‌کند. ما نمی‌توانیم هیچ منطق دیگری را بپذیریم. گزینه‌ای که توسط سفیر آمریکا مطرح شده، غیرممکن است.»

    ایران و ارمنستان در برابر ایده آمریکایی- آذری

    این، اما تنها واکنش به این پیشنهاد آمریکایی نبود و روز گذشته نیز دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان در رایزنی تلفنی با علی اکبر احمدیان، نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد که در مواضع ارمنستان در خصوص راه گذر‌های منطقه‌ای تغییری ایجاد نشده است.
    گریگوریان در این تماس گزارشی از آخرین وضعیت مذاکرات با طرف آذری ارائه و تأکید کرد که در مواضع ارمنستان در خصوص راهگذر‌های منطقه‌ای تغییری ایجاد نشده است. احمدیان نیز تأکید کرد سیاست جمهوری اسلامی ایران کماکان عدم تغییر در ژئوپلیتیک منطقه است و این را به سود همه طرف‌های منطقه‌ای می‌داند.

    طرح کنترل صدساله دالان زنگه‌زور توسط آمریکا، به‌رغم ظاهر سازش‌جویانه، در واقع تلاشی برای تحمیل نفوذ جدید و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی در قفقاز است که می‌تواند ثبات منطقه و امنیت ملی ایران را به مخاطره بیندازد و مخالفت قاطع ارمنستان و ایران با این طرح، نمایانگر تلاش برای حفظ حاکمیت ملی است.
    این تاکید احمدیان البته بی جا نیست اگر بیاد بیاوریم که رهبر انقلاب نیز بار‌ها تاکید کرده که ابدا ایران موافق تغییر در مرز‌های دو کشور نخواهد بود.

    چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    وی افزود: «اهمیت دالان زنگه‌زور تنها اتصال آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان نیست بلکه این یک دالان ترانزیتی بین‌المللی است که برای ما اهمیت زیادی دارد.»
    علی‌اف تصریح کرد: «با استفاده از دالان زنگه‌زور می‌توانیم حمل‌ونقل ترانزینی را تا ۱۵ میلیون تن افزایش دهیم.»
    این سخنان علی اف، اما دمیدن بر آتشی است که هیچگاه خاموش نشده بود.

    کریدور زنگزور به عنوان مسیر ترانزیتی بین‌المللی، ظرفیت حمل‌ونقل سالانه ۱۵ میلیون تن کالا را دارد که می‌تواند تحول عظیمی در ترانزیت منطقه‌ای ایجاد کند. این کریدور، اتصال مستقیم خاک اصلی جمهوری آذربایجان به منطقه نخجوان را ممکن می‌سازد و در نتیجه مسیر حمل‌ونقل کالا از جمهوری آذربایجان به ترکیه و فراتر از آن را کوتاه‌تر و امن‌تر می‌کند.

    از نگاه باکو این کریدور یک راهبرد حیاتی برای دسترسی مستقیم به نخجوان و ترکیه است و می‌تواند جایگزین مسیر‌های طولانی‌تر و پیچیده‌تر شود.
    اما از نگاه ایران و ارمنستان این مسیر تازه، تهدیدی برای تمامیت ارضی ارمنستان و راه‌های ارتباطی سنتی ایران با ارمنستان محسوب می‌شود و در حقیقت کریدور اصلی ایران و ارمنستان را نه فقط تهدید که می‌تواند مسدود کند.

    تاریخچه زنگزور و ریشه اختلافات

    مساله اینجاست که منطقه زنگزور، تاریخی طولانی از تنش‌های قومی و مرزی دارد که از دوره شوروی تا امروز ادامه یافته است. زنگزور بخشی از خاک ارمنستان است و ارمنستان حاضر نیست کنترل این منطقه را به آذربایجان یا هر نیروی ثالث واگذار کند.
    اختلافات تاریخی نیز در حقیقت از زمانی شدت گرفت که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ‌های قره‌باغ؛ باکو و ارمنستان بر سر مرز‌های منطقه و همچنین دسترسی به نخجوان دچار اختلاف شدند.
    شاید به همین دلایل تاریخی باشد که اصطلاح «کریدور زنگزور» برای ارمنستان بار معنایی تجزیه‌طلبانه دارد و به همین دلیل این نام را نمی‌پذیرند و تاکید دارند هیچ کریدوری نباید در خاک ارمنستان ایجاد شود.

    دلیل اختلاف ارمنستان و باکو بر سر یک کریدور جعلی

    مساله اینجاست که از نگاه باکو ایجاد کریدور زنگزور برای اتصال خاک اصلی خود به نخجوان و ترکیه است و می‌خواهد این مسیر تحت کنترل مستقیم یا تحت نظارت طرف ثالث قابل اعتمادی باشد.
    اما در مقابل و ارمنستان به حق مخالف هرگونه واگذاری کنترل این کریدور است و آن را تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی و حاکمیت خود می‌داند.
    در این میان باکو، اما شروط سیاسی مانند اصلاح قانون اساسی ارمنستان برای حذف اشاره به اراضی آذربایجان را مطرح کرده که مذاکرات را پیچیده‌تر کرده است.

    مواضع تهران درباره مرز ایران و ارمنستان

    اظهارات رسمی مقامات ایران همواره بر عدم تغییر در ژئوپلیتیک منطقه و احترام به خطوط مرزی موجود بوده است.
    باید توجه داشت که تهران به طور جدی نگران کاهش نقش و نفوذ خود در ترانزیت منطقه‌ای است و مشخص است که ایجاد این کریدور می‌تواند راه‌های سنتی ارتباطی ایران با ارمنستان را تحت تأثیر قرار دهد.

    ورود آمریکا به مسئله کریدور زنگزور

    حال در چنین شرایطی ورود ایالات متحده آمریکا به این منطقه پرآشوب و مجادله تاریخی بر وسعت بحران می‌افزاید. آمریکا در اقدامی کم‌سابقه پیشنهاد داده که کنترل این مسیر ۳۲ کیلومتری را به مدت ۱۰۰ سال در اختیار یک شرکت خصوصی آمریکایی قرار دهد تا زمینه پیشرفت مذاکرات صلح بین ارمنستان و آذربایجان فراهم شود.

    در پشت پرده این پیشنهاد اما آمریکا به دنبال کاهش تنش‌ها و افزایش نفوذ خود برابر روسیه در منطقه قفقاز است. این طرح می‌تواند نفوذ آمریکا را در منطقه افزایش دهد و تأثیرات بلندمدتی بر مناسبات قدرت در قفقاز بگذارد.

    واکنش ارمنستان، اما رد قاطعانه این پیشنهاد بود که آن را دخالت در حاکمیت ملی کشور‌ها می‌داند.
    در این میان به نظر می‌رسد که در شرایطی که التهابات سیاسی در منطقه از همیشه بیشتر شده طرف‌های آمریکایی، اما به جز محاسبات ژئوپلتیکی برای نفوذ در منطقه قفقاز احتمالا به دنبال منافع تجاری نیز بوده‌اند و مزایای اقتصادی طرح واشنگتن نیز آن‌قدر چشمگیر است که حتی می‌تواند نگرانی‌های امنیتی و سیاسی را تحت‌الشعاع قرار دهد.
    چنان که بانک جهانی نیز برآورد کرده که این گذرگاه می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ سالانه بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش تجاری تولید کند. از سوی دیگر از منظر انرژی، اهمیت پروژه دوچندان است.

    دالان گازی جنوب باکو در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا منتقل کرده و بر اساس تفاهم‌نامه سال ۲۰۲۲ با اتحادیه اروپا، هدف رسیدن به ۲۰ میلیارد مترمکعب تا سال ۲۰۲۷ است.

    همچنین، قزاقستان قصد دارد حجم بیشتری از نفت خود را از این مسیر ترانزیت کند؛ رقمی که بین ژانویه تا اکتبر ۲۰۲۴ به ۱.۲ میلیون تن رسیده است.

    آمریکا با این طرح هم برنده بازی اقتصادی در منطقه می‌شود و هم با فشار به روسیه از قدرت چانه زنی سیاسی او بر سر گاز با اروپا می‌کاهد. در حقیقت توامان مرز‌های ایران و ارمنستان را دستخوش تغییر می‌کند و به روسیه از این طریق نیز فشار می‌آورد.

    چرا کریدور زنگزور به ضرر ایران است؟

    مساله مهم این است که موفقیت این پروژه اساسا تمام موازنه قدرت‌ها در منطقه را دگرگون می‌کند. چنان که ایران ممکن است ۲۰ تا ۳۰ درصد از سهم خود در ترانزیت منطقه‌ای را از دست بدهد و شبکه تجاری حیاتی‌اش (یک مورد فقط عبور ۴۳ هزار کامیون ترکیه‌ای به آسیای مرکزی) دچار اختلال شود.

    هم چنین روسیه نیز با خطر از دست دادن ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار درآمد طی یک دهه و کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی نفوذش در بازار انرژی اروپا مواجه است. مساله مهمتر، اما اساسا اکنون روسیه نیست، تغییرات جدی در مرز ایران و ارمنستان یا ایجاد کریدور تازه در خاک ارمنستان در شرایطی که کنترل آن به دست آمریکا، باکو و یا ترکیه باشد به معنای خطر جدی در چند بخش مهم برای ایران است.

    دالان زنگه زور

    کاهش اهمیت مسیر‌های سنتی ایران:

    ایران به عنوان یکی از مسیر‌های اصلی ترانزیت کالا به ارمنستان و منطقه قفقاز جنوبی، نگران کاهش نقش و سهم خود در حمل‌ونقل منطقه‌ای است.

    تهدید منافع ژئوپلیتیکی:

    این کریدور می‌تواند دسترسی جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه را تسهیل کند و راه‌های سنتی ترانزیتی ایران را کاهش دهد.

    مسائل امنیتی:

    ایجاد این مسیر می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را افزایش دهد و ایران را در موقعیتی حساس قرار دهد.

    ابعاد اقتصادی طرح در حوزه ترانزیت کالا و انرژی

    چنان چه پیشتر نیز گفته شد، برخلاف سودمندی این گذرگاه دستکم برای ترکیه و باکو و تضمینی برای انتقال گاز به اروپا از مسیری امن، اما برای ایران می‌تواند چالشی جدی باشد و اولین نیز دستکاری مصنوعی در مرز ایران و ارمنستان است.

    اختلال در ترانزیت کالا و درآمد ایران

    ایران سال‌هاست به عنوان یکی از کریدور‌های مهم ترانزیت کالا بین شرق و غرب عمل می‌کند و نقش کلیدی در ترانزیت به منطقه قفقاز و فراتر از آن ایفا می‌کند. مسیر‌های زمینی ایران به ارمنستان و همچنین شمال غربی به باکو، بخش عمده‌ای از صادرات و واردات کالا‌های این کشور‌ها را از خاک ایران عبور می‌دهد.

    افتتاح کریدور زنگزور می‌تواند مسیر کوتاه‌تر و سریع‌تر انتقال کالا را فراهم آورد و ایران را از نقش محوری در این مسیر‌ها کنار بزند و کاهش سهم ایران در ترانزیت منطقه‌ای را موجب شود.

    هم چنین این روند آسیب جدی به درآمد‌های ترانزیتی ایران وارد می‌کند و منجر به کاهش درآمد‌های دولت ایران از محل عوارض ترانزیتی و خدمات لجستیکی می‌شود. همچنین شرکت‌های حمل‌ونقل ایرانی و بنادر جنوب کشور از کاهش حجم کالا‌های ترانزیتی آسیب خواهند دید.
    کاهش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران از آسیب‌های دیگر این گذرگاه جعلی است و فعالان اقتصادی ایران که در زمینه ترانزیت کالا فعالیت می‌کنند ممکن است با کاهش بازار و فرصت‌های درآمدی رو‌به‌رو شوند.

    بازی ظریف روی مرز زنگزور با حوزه انرژی

    هم چنین باید توجه داشت که کریدور زنگزور علاوه بر کالا‌های عمومی، می‌تواند مسیر جدید و کوتاه‌تری برای صادرات انرژی آذربایجان به ترکیه و اروپا باشد. این مسئله می‌تواند تأثیرات عمیقی بر بازار انرژی و جریان‌های صادراتی ایران داشته باشد.
    رقابت بر سر مسیر‌های صادرات انرژی نیز بدون تردید رشد می‌کند و باکو از طریق این کریدور می‌تواند صادرات نفت و گاز خود را با صرف هزینه و زمان کمتر انجام دهد و وابستگی خود به مسیر‌های طولانی‌تر را کاهش دهد.

    این روند در نهایت کاهش نقش ایران در ترانزیت انرژی را رقم زده و ایران به عنوان کشور همسایه و مسیر سنتی انتقال انرژی به منطقه، در صورت تکمیل کریدور زنگزور ممکن است جایگاه خود را در بازار ترانزیت انرژی منطقه از دست بدهد.
    هم چنین تقریبا تمامی پروژه‌های انتقال انرژی ایران (نظیر خط لوله گاز به ارمنستان یا مسیر‌های صادرات نفتی) با این تحولات تحت فشار قرار خواهند گرفت.

    تأثیرات زنگزور بر کشور‌های منطقه و فراتر از آن

    ایران: برای ایران این دالان جعلی کاهش نفوذ در قفقاز و کاهش درآمد‌های ترانزیتی، افزایش تنش‌های سیاسی-امنیتی و فشار بر مرز‌های شمال غربی را به همراه خواهد داشت. همچنین کاهش فرصت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و انرژی نیز از تبعات ایجاد این دالان برای ایران است.

    ارمنستان: برای این کشور تهدید به تمامیت ارضی و کاهش نفوذ در منطقه، احتمال از دست دادن مسیر‌های ارتباطی سنتی و از همه مهم‌تر از کنترل خارج شدن مرزش با ایران را سبب می‌شود.

    باکو: این کشور بیش از همه از این گذرگاه جعلی سود می‌برد و زنگزور منجر به تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی، افزایش درآمد‌های ترانزیتی و انرژی و ارتقای نقش منطقه‌ای علی اف، رئیس جمهور مادام العمر باکو می‌شود.

    ترکیه: بهره‌برداری از مسیر کوتاه‌تر به نخجوان و منطقه قفقاز جنوبی و افزایش ارتباطات اقتصادی و سیاسی کمترین فایده برای آنکارا از ایجاد این دالان است.
    ترکیه البته که بازی خود را پیش می‌برد و ثبات مرز‌ها و اجرای پروژه‌های بزرگ زیرساختی از جمله مزایای این روند خواهد بود. چنان چه برآورد می‌شود اینست که صادرات این کشور از ۱۶۰ میلیون دلار به بیش از ۵۰۰ میلیون دلار افزایش خواهد یافت؛ روندی که انگیزه‌ای قوی برای تداوم دیپلماسی ایجاد می‌کند.

    روسیه: به‌عنوان بازیگر کلیدی منطقه، واکنش به تغییرات ژئوپلیتیکی در راستای حفظ نفوذ خود در قفقاز جنوبی نشان می‌دهد.

    چین: افزایش اهمیت قفقاز جنوبی به عنوان بخشی از کمربند اقتصادی جاده ابریشم، فرصت‌های جدید ترانزیتی و سرمایه‌گذاری.

    البته چین اگرچه ممکن است از کاهش زمان و هزینه در طرح کمربند و جاده بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار سود ببرد، اما همزمان این مزایا با کاهش کنترل بر مسیر‌های تجاری اش همراه خواهد بود و کنترل را به دست آمریکایی‌ها (در صورت تایید ورود ۱۰۰ ساله این کشور) می‌دهد.

    یک طرح آذری آمریکایی برای کنترل قفقاز یا مرز‌های ایران

    به‌روزرسانی و مدیریت این مسیر نیازمند دیپلماسی هوشمندانه، حفظ تمامیت ارضی و احترام به منافع همه طرف‌ها است.

    پایران اکنون شاید گزینه‌های محدودی در برابر این طرح‌های جاه طلبانه آمریکایی‌ها دارد، اما همچنان می‌تواند از طریق دیپلماسی فعال، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای با ارمنستان و سایر همسایگان و بهره‌گیری از ظرفیت‌های سازمان‌های بین‌المللی، فشار‌های احتمالی برای تغییر حاکمیت در منطقه را کاهش دهد.

    رویکرد همگرایی و حفظ اتحاد منطقه‌ای با کشور‌های همسو، از جمله روسیه و ارمنستان، از کلید‌های موفقیت تهران در این حوزه است. واکنش سختگیرانه و هوشیارانه ایران در برابر هر گونه اقدام تغییر مرزها، پیام روشنی به واشنگتن و باکو خواهد بود که تهران حاضر به پذیرش این نوع طرح‌ها نیست.

    طرح کنترل صدساله آذری-آمریکایی دالان زنگه‌زور، به‌رغم ظاهر سازش‌جویانه، در واقع تلاشی برای تحمیل نفوذ جدید و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی در قفقاز است که می‌تواند ثبات منطقه و امنیت ملی ایران را به مخاطره بیاندازد. مخالفت قاطع ارمنستان و ایران با این طرح، نمایانگر مقاومت پایدار ملت‌ها و دولت‌های منطقه در برابر مداخلات خارجی و تلاش برای حفظ حاکمیت ملی است.

    ایران نیز اکنون به‌رغم چالش‌های متعدد داخلی و خارجی، باید با درایت و همکاری منطقه‌ای از مرز‌های خود و ثبات قفقاز جنوبی دفاع کند تا فرصت نفوذ آمریکا و هم‌پیمانان آن را محدود سازد.
    در صورت مدیریت مناسب، این کریدور می‌تواند باعث رونق اقتصادی و افزایش تجارت منطقه شود؛ اما اگر تنش‌ها افزایش یابد، احتمال بحران‌های امنیتی و اقتصادی در منطقه وجود دارد.

  • سفر مشکوک جولانی به جمهوری آذربایجان؛ بازی تازه علیه ایران؟

    سفر مشکوک جولانی به جمهوری آذربایجان؛ بازی تازه علیه ایران؟

    به گزارش اقتصادران، منطقه هنوز از شوک جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل برون نیامده که شاهد سفر جنجالی جولانی به باکو هستیم. این سفر که با استقبال رسمی مقامات بلندپایه جمهوری آذربایجان همراه بود، تنها یک رویداد نمادین نیست، بلکه نشانه‌ای از تلاقی منافع آنکارا، باکو و تل‌آویو در منطقه‌ای است که تهران آن را «عمق استراتژیک» خود می‌داند.

    تحرکات اخیر باکو و شکاف رو به گسترش با تهران

    در هفته‌های اخیر، رسانه‌های داخلی ایران به‌شدت از نزدیکی جمهوری آذربایجان با اسرائیل انتقاد کرده‌اند. پس از جنگ اخیر ایران و اسرائیل، برخی منابع امنیتی از استفاده تل‌آویو از پایگاه‌های اطلاعاتی در قفقاز جنوبی سخن گفته بودند. حتی در جریان پاسخ موشکی ایران، گمانه‌زنی‌هایی درباره محدودیت‌های هوایی ایران برای هواپیما‌های آذربایجانی و ارتباط آن با تسهیلات اطلاعاتی ارائه‌شده به اسرائیل مطرح شد.

    در این شرایط، سفر جولانی به باکو، بیش از یک دیدار تشریفاتی است؛ این اتفاق را باید نمایش دیپلماتیک هم‌سویی با محور ضدایرانی در منطقه دانست.

    رسانه‌های خارجی چه می‌گویند؟

    المانیتور این سفر را بخشی از «بازی ترکیه در منطقه» می‌داند که تلاش می‌کند اپوزیسیون سوریه را از حاشیه نظامی به صحنه دیپلماسی بکشاند.

    الشرق‌الاوسط نیز با اشاره به روابط امنیتی گسترده باکو و آنکارا، از این سفر به‌عنوان «تلاش برای توازن‌سازی در برابر نفوذ ایران و روسیه در سوریه» یاد کرده است.

    منابع اسرائیلی در رسانه‌هایی مانند اسرائیل هیوم هم با لحنی مثبت از سفر جولانی به عنوان «باز شدن در جدید برای مخالفان اسد» استقبال کرده‌اند.

    تهران چه خواهد کرد؟

    تا این لحظه، هیچ موضع رسمی از سوی وزارت خارجه ایران یا منابع نزدیک به دولت درباره این سفر منتشر نشده است، اما با توجه به حساسیت بالای ایران نسبت به نفوذ ترکیه و اسرائیل در قفقاز جنوبی و سوریه، می‌توان انتظار واکنش‌های دیپلماتیک و رسانه‌ای در روز‌های آینده را داشت.

  • همکاری جمهوری آذربایجان با اسرائیل؟ / پشت پرده ورود ریزپرنده‌ها به ایران

    همکاری جمهوری آذربایجان با اسرائیل؟ / پشت پرده ورود ریزپرنده‌ها به ایران

    به گزارش اقتصادران، مهدی سبحانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان در اظهاراتی در جمع خبرنگاران در ارمنستان در واکنش به تحرکات رژیم صهیونیستی علیه ایران با سوءاستفاده از خاک برخی کشورهای همسایه گفت: ما اخبار و اطلاعاتی دریافت کردیم که برخی از ریزپرنده‌ها از برخی کشورهای همسایه وارد ایران شدند.

    سبحانی ادامه داد: منتظریم تا ببینیم نتایج بررسی‌ها چه خواهد شد. بعد از اینکه نتایج بررسی‌ها مشخص شود راجع به نحوه واکنش به این مسئله تصمیم می‌گیریم.

    سفیر ایران با بیان اینکه ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که دشمن صهیونیستی از خاک همسایه ما سوءاستفاده کرده باشد، گفت: البته طرف آذربایجانی به ما اطمینان داده که اجازه نمی‌دهد از خاکش علیه ما استفاده شود.

    وی تصریح کرد: رژیم صهیونیستی به هیچ قانونی پایبند نیست و احتمال اینکه سوءاستفاده کرده باشد وجود دارد.