برچسب: توليد

  • نقدینگی؛ غلظت خون در رگ‌های تولید!

    نقدینگی؛ غلظت خون در رگ‌های تولید!

    به گزارش اقتصادران، عبور حجم نقدینگی از ۲۵۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۵۷ به ۱۳ هزار همت در کشور، بار دیگر این پرسش را در فضای سیاستگذاری اقتصادی پررنگ کرده که چرا با وجود چنین منابع عظیمی، بنگاه‌های تولیدی همچنان از کمبود سرمایه در گردش و دشواری تأمین مالی گلایه دارند؟ کارشناسان اقتصادی بر این باورند که مساله اصلی نه صرفا حجم نقدینگی، بلکه کیفیت و جهت‌گیری آن است. بر اساس این دیدگاه، نقدینگی در ذات خود باید نقش روان‌ساز اقتصاد را ایفا کند و به تسهیل مبادلات، سرمایه‌گذاری و تولید بینجامد و اگر این منابع به سمت فعالیت‌های غیرمولد، سوداگری یا بازارهای سفته‌بازانه هدایت شود، نه‌‌تنها کمکی به رشد اقتصادی نمی‌کند بلکه به عاملی بازدارنده تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، نقدینگی به جای آنکه خون تازه‌ای در رگ‌های تولید باشد، مانند غلظت خون عمل کرده و حرکت اقتصاد را کند ساخته است.

    چرا رشد ۴۰ درصدی نقدینگی قابل مهار نیست؟

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان با اشاره به افزایش حجم نقدینگی بر اساس گزارش بانک مرکزی به ۱۳ هزار و ۱۸۴ همت در آبان ماه ۱۴۰۴ و رشد ۴۰ درصدی آن نسبت به سال گذشته به «اعتماد» می‌گوید: سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی بدون اصلاح ریشه‌های ساختاری اقتصاد ایران، نمی‌تواند مهار پایدار تورم و نقدینگی را تضمین کند. به اعتقاد وی، ناترازی‌های گسترده و سلطه مالی بر سیاست پولی، موتور اصلی پمپاژ نقدینگی در اقتصاد کشور است. شقاقی‌شهری در ارزیابی تازه‌ترین آمارهای پولی اظهار می‌کند: حجم نقدینگی در آبان ماه ۱۴۰۴ به ۱۳ هزار و ۱۸۴ همت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۰ درصد رشد کرده است. همچنین پایه پولی هزار و ۷۷۶ همت افزایش یافته که نشان‌دهنده رشد ۴۷ درصدی در مقایسه با آبان سال گذشته است که این ارقام به ‌وضوح نشان می‌دهد عملکرد سیاستگذار پولی از اهداف اعلامی فاصله گرفته است. به گفته شقاقی‌شهری، زمانی که رییس کل بانک مرکزی هدف رشد ۲۴ تا ۲۵ درصدی نقدینگی را اعلام می‌کرد، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به پایداری آن تردید داشتند و کاهش مقطعی رشد نقدینگی به حوالی ۲۵ درصد، دستاوردی کوتاه‌مدت بود و از ابتدا نیز مشخص بود که بدون اصلاحات بنیادین ماندگار نخواهد بود. شقاقی‌شهری معتقد است بانک مرکزی در دوره گذشته سیاست‌های شدید انقباضی را در دستور کار قرار داد، اما به سراغ ریشه‌های شکل‌گیری نقدینگی نرفت. او برای توضیح این وضعیت از یک تشبیه استفاده می‌کند و می‌گوید: تصور کنید لوله‌ای پر از آب پرفشار وجود دارد و فردی در انتهای آن با دست جلوی خروج آب را گرفته است و تا زمانی که شیر اصلی بسته نشود، این فرد نمی‌تواند برای همیشه مانع خروج آب شود. به باور او، بانک مرکزی در سال‌های اخیر نقش همان فرد انتهای لوله را بازی می‌کند؛ با ابزارهای انقباضی تلاش می‌کند جلوی رشد نقدینگی را بگیرد، اما موتورهای تولید نقدینگی همچنان فعال است. در نتیجه، کنترل تورم و نقدینگی در بهترین حالت موقتی خواهد بود. او تأکید می‌کند: در کوتاه‌مدت می‌توان با سیاست‌های سختگیرانه پولی، بخشی از آثار تورمی را مهار کرد، اما در میان‌مدت و بلندمدت بدون اصلاح ساختاری، فشارها دوباره بازمی‌گردد.

    شقاقی‌شهری ریشه رشد فزاینده نقدینگی را در ناترازی‌های گسترده اقتصاد ایران می‌داند و می‌گوید: اقتصاد کشور با مجموعه‌ای از بحران‌ها و ناترازی‌ها روبه‌رو است؛ از ناترازی بانکی و بحران صندوق‌های بازنشستگی گرفته تا بحران آب، ناترازی انرژی و فرسودگی زیرساخت‌ها. او توضیح می‌دهد: این ناترازی‌ها فشار مستقیم بر بودجه دولت وارد می‌کند، دولت برای جلوگیری از تعمیق بحران‌ها و بروز نارضایتی اجتماعی ناچار است در این حوزه‌ها مداخله کند، در حالی که منابع کافی در اختیار ندارد و پیامد این وضعیت افزایش کسری بودجه است. به اعتقاد این اقتصاددان، کسری بودجه دولت به‌ طور مستقیم بر پایه پولی اثر می‌گذارد. زمانی که دولت با کمبود منابع مواجه می‌شود، فشار به بانک مرکزی برای تأمین مالی افزایش می‌یابد. رشد پایه پولی نیز از طریق ضریب فزاینده پولی، نقدینگی را با سرعت بیشتری افزایش می‌دهد. از این رو، رشد بالای نقدینگی در سال جاری نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نتیجه یک زنجیره علت و معلولی ساختاری است. شقاقی‌شهری تأکید می‌کند: اقتصاد ایران با پدیده «سلطه مالی» مواجه است؛ به این معنا که بخش مالی و کسری بودجه دولت بر سیاست پولی غلبه دارد. او توضیح می‌دهد: در بسیاری از کشورها بانک‌های مرکزی می‌توانند با استقلال نسبی و با استفاده از ابزارهای پولی تورم را کنترل کنند، اما در ایران، ریشه اصلی تورم و رشد نقدینگی در ساختار بودجه و ناترازی‌های مالی نهفته است.

    به گفته او، تا زمانی که این سلطه مالی برطرف نشود و اصلاحات بودجه‌ای صورت نگیرد، سیاست پولی به‌تنهایی قادر به مهار تورم نخواهد بود. نقش تحریم‌ها و ضعف سرمایه‌گذاری این اقتصاددان همچنین به تأثیر تحریم‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری اشاره می‌کند.

    او می‌گوید: محدودیت منابع ارزی ناشی از تحریم‌ها در کنار فضای اقتصادی دولتی و انحصاری، موجب شده بخش خصوصی انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها نداشته باشد. در نتیجه، دولت ناچار شده خود وارد حوزه‌هایی مانند توسعه انرژی، زیرساخت‌های آب و برق و سایر پروژه‌های عمرانی شود. این در حالی است که دولت با محدودیت شدید منابع مواجه است و ورود مستقیم آن به این حوزه‌ها، بار مالی بیشتری ایجاد می‌کند. این ‌بار مالی نهایتا به افزایش کسری بودجه و رشد پایه پولی منجر می‌شود. ضرورت تغییر ریل حکمرانی اقتصادی، شقاقی‌شهری راه‌حل را در تغییر ریل حکمرانی اقتصادی می‌داند؛ این در حالی است که با اقتصاد دولتی، رانتی و انحصاری نمی‌توان بحران‌های مزمن را حل کرد.

    به باور او، باید ساختار سیاستگذاری به‌ گونه‌ای اصلاح شود که بخش خصوصی انگیزه و امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌های زیربنایی را داشته باشد.

    او می‌گوید: در بسیاری از کشورها، بحران‌های آب، انرژی و زیرساخت با اتکا به ظرفیت بخش خصوصی و افزایش بهره‌وری مهار می‌شود. اگر ساختار اقتصادی به سمت رقابت‌پذیری، شفافیت و کاهش انحصار حرکت کند، فشار بر بودجه دولت کاهش می‌یابد و در نتیجه امکان کنترل پایدار نقدینگی فراهم می‌شود. شقاقی‌شهری تأکید می‌کند: مهار پایدار رشد نقدینگی تنها از مسیر اصلاحات ساختاری در حوزه حکمرانی اقتصادی امکان‌پذیر است و تا زمانی که ناترازی‌های کلان اقتصاد ایران برطرف نشود، کسری بودجه مهار نشود و زمینه حضور موثر بخش خصوصی فراهم نشود، رشد نقدینگی ادامه خواهد داشت. به اعتقاد او، سیاست‌های انقباضی پولی می‌تواند نقش مُسکن کوتاه‌مدت را ایفا کند، اما درمان قطعی در اصلاح ساختار مالی دولت، کاهش سلطه مالی بر سیاست پولی، رفع موانع سرمایه‌گذاری و بازنگری در الگوی حکمرانی اقتصادی نهفته است. شقاقی‌شهری هشدار می‌دهد: اگر این اصلاحات به تعویق بیفتد، چرخه افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی تداوم خواهد یافت و کنترل تورم دشوارتر می‌شود و بستن «شیر اصلی» رشد نقدینگی، یعنی اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی، تنها راه بازگشت ثبات به اقتصاد ایران است.

    چرا پول به بنگاه‌ها نمی‌رسد؟

    مهدی فیضی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه فردوسی، با بیان اینکه مقایسه اسمی تغییر نقدینگی از ۲۵۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۵۷ به ۱۳ هزار همت در سال جاری بدون در نظر گرفتن نرخ تورم می‌تواند گمراه‌کننده باشد. او در ادامه به «اعتماد» می‌گوید: وقتی این ارقام با نرخ‌های بالای تورم طی چهار دهه گذشته تعدیل می‌شود، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد، آنچه در نگاه اول جهشی عظیم به نظر می‌رسد، در واقع بخشی از اثر افزایش سطح عمومی قیمت‌هاست. فیضی توضیح می‌دهد: رشد نقدینگی اگر با میزان تورم مقایسه نشود، تحلیل دقیقی به دست نمی‌دهد و افزایش چند ده هزار برابری نقدینگی در طول بیش از چهار دهه، در اقتصادی که تورم‌های مزمن و بعضا بسیار بالا را تجربه کرده است، الزاما به معنای افزایش واقعی منابع در دسترس تولید نیست و در واقع بخش قابل‌توجهی از این رشد، انعکاس افزایش قیمت‌هاست نه افزایش قدرت تأمین مالی.

    او ادامه می‌دهد: از سوی دیگر، توزیع نقدینگی نیز یکسان و متوازن نیست و همه آحاد جامعه و همه بخش‌های اقتصادی به شکل مساوی از این منابع بهره‌مند نمی‌شوند. بنابراین ممکن است در سطح کلان با عدد بزرگی از نقدینگی روبه‌رو باشیم، اما در سطح بنگاه، کمبود سرمایه در گردش و دشواری تأمین مالی همچنان پابرجا باشد. به گفته فیضی، یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی توجیه‌پذیری طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی، نرخ بهره واقعی است؛ یعنی نرخی که پس از کسر تورم از بهره اسمی به دست می‌آید. او تأکید می‌کند: در شرایطی که تورم بالاست، بهره واقعی بسیاری از طرح‌ها بسیار پایین یا حتی منفی می‌شود. در چنین فضایی، سرمایه‌گذار با یک انتخاب روبه‌رو است؛ ورود به یک پروژه تولیدی با ریسک‌های متعدد و بازدهی نامطمئن، یا حرکت به سمت بازارهای غیرمولد مانند ارز، سکه و دارایی‌های سرمایه‌ای که دست‌کم ارزش پول را در برابر تورم حفظ می‌کنند. به اعتقاد او، طی سال‌های اخیر بهره واقعی در اقتصاد ایران منفی بوده و همین مساله جذابیت سرمایه‌گذاری مولد را کاهش داده است. فیضی هشدار می‌دهد: کاهش سرمایه‌گذاری تنها به معنای از دست رفتن فرصت‌های توسعه نیست، بلکه حتی توان حفظ سطح فعلی تولید را نیز تضعیف می‌کند. او به مفهوم استهلاک اشاره کرده و می‌گوید: ماشین‌آلات، تجهیزات و زیرساخت‌ها به مرور فرسوده می‌شوند و نیاز به سرمایه‌گذاری جایگزینی دارند و اگر این سرمایه‌گذاری انجام نشود، ظرفیت تولید به تدریج کاهش می‌یابد. به گفته او، در دهه ۱۳۹۰ میزان سرمایه‌گذاری در کشور به‌ طور محسوسی افت کرد و همین موضوع باعث شد هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی در حفظ و نوسازی دارایی‌های خود با مشکل مواجه شوند. در نتیجه، اقتصاد نه‌‌تنها پیشرفت نکرد، بلکه در برخی حوزه‌ها عقبگرد نیز داشته است.

    او تأکید می‌کند: سرمایه‌گذاری تنها برای جلوگیری از عقب‌ماندگی نیست، بلکه موتور نوآوری و رشد بهره‌وری نیز محسوب می‌شود. وقتی منابع به سمت فعالیت‌های غیرمولد هدایت می‌شود، سرمایه‌گذاری در تحقیق، توسعه و فناوری نیز کاهش می‌یابد. این روند در بلندمدت به کاهش رقابت‌پذیری اقتصاد منجر می‌شود. فیضی نمونه‌هایی از این وضعیت را در بخش‌هایی مانند؛ صنعت برق و برخی صنایع زیرساختی مطرح می‌کند که کاهش سرمایه‌گذاری در آنها به افت ظرفیت و بروز ناترازی انجامیده است. به باور او، تداوم این روند می‌تواند به شکل تدریجی اما مستمر، توان تولیدی کشور را تحلیل ببرد. مساله اصلی نه صرفا حجم بالای نقدینگی، بلکه کیفیت تخصیص آن و شرایط کلان اقتصادی است و تا زمانی که تورم مهار نشود و بهره واقعی مثبت و باثبات شکل نگیرد، نقدینگی موجود به جای آنکه در خدمت تولید قرار بگیرد، به سمت فعالیت‌های غیرمولد حرکت می‌کند و بنگاه‌ها همچنان با کمبود منابع مواجه خواهند بود.

  • تولید زیر تیغ تورم / رکود به صنایع بازگشت

    تولید زیر تیغ تورم / رکود به صنایع بازگشت

    به گزارش اقتصادران، بررسی‌ها نشان می‌دهد تولید و فروش شرکت‌های صنعتی بورسی در فروردین سال جاری هم نسبت به مدت مشابه در سال گذشته و هم در مقایسه با اسفندماه کاهش یافته است. اعداد و ارقام حاکی از آن است که شاخص تولید بخش صنعت در فروردین امسال ۷,۹ درصد نسبت به اسفند سال گذشته کاهش یافته است. شاخص فروش این بخش نیز در مقیاس ماهانه ۳۰.۹ درصد پایین‌تر آمده است. از آنسو، بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در فروردین ماه ۱۴۰۴، شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت ۱۶۸۴.۷ بود که نسبت به ماه قبل (تورم ماهانه) ۳.۳ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) ۴۶.۷ درصد افزایش و در دوازده ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم سالانه) ۳۱.۰ درصد افزایش داشته است که نشان از شدت گرفتن روند رشد قیمت‌ها در بخش تولید دارد. این گزارش نشان از این دارد که تولید خودرو هم دم تیغ تورم ۳۰ درصدی قرار دارد.

    کاهش تولید و فروش شرکت‌های صنعتی

    مرکز پژوهش‌های مجلس در جدیدترین گزارش خود از پایش حقیقی صنعت و معدن به تحولات مربوط به این بخش در فروردین امسال پرداخته است. براین اساس شاخص تولید شرکت‌های صنعتی بورسی در فروردین سال جاری نسبت به اسفند ۱۴۰۳ نزدیک به ۸ درصد و شاخص فروش حدود ۳۱ درصد کاهش داشته است. همچنین شاخص تولید و فروش این شرکت‌ها نیز در فروردین سال جاری نسبت به فروردین سال گذشته پایین‌تر آمده است. اینکه تولید و فروش شرکت‌های صنعتی بورسی هم در مقیاس ماهانه و هم نقطه‌ای کاهشی بوده می‌تواند نشان از رکود در این گروه باشد. آمارها حاکی از آن است در فروردین شاخص‌های تولیدی بخش معدن به‌طور کلی روندی صعودی داشته‌اند و شاخص فروش این بخش نیز در مقیاس نقطه‌ای صعودی بوده اما در مقیاس ماهانه نزولی اعلام شده است.

    تحلیل روند رشد بخش صنعت از جنبه‌های مختلف، عاملی کلیدی در تحلیل‌های خرد و کلان اقتصادی و یکی از ارکان تصمیم‌گیری در حوزه اقتصاد است. شاخص تولید بخش صنعت به دلیل تاثیر نوسانات سطح فعالیت صنعت بر بخش‌های دیگر اقتصاد، به عنوان یک شاخص مهم اقتصادی کوتاه‌مدت مورد استفاده قرار می‌گیرد. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی به صورت ماهیانه شاخص تولید، فروش و قیمت شرکت‌های صنعتی بورسی را محاسبه می‌کند. اهمیت این شاخص به‌روز برای اقتصاد ایران که تحولات زیادی دارد، بیشتر خواهد بود.

    اعداد و ارقام حاکی از آن است که شاخص تولید بخش صنعت در فرورین امسال ۷,۹ درصد نسبت به اسفند سال گذشته کاهش یافته است. شاخص فروش این بخش نیز در مقیاس ماهانه ۳۰.۹ درصد پایین‌تر آمده است. همچنین شاخص تولید شرکت‌های صنعتی بورسی در ماه گذشته در مقایسه با فروردین ۱۴۰۳، ۴.۱ درصد کاهش یافته و شاخص فروش نیز ۳.۴ درصد پایین‌تر آمده است. از طرف دیگر شاخص‌های‌ تولید و فروش بخش خودرو و قطعات آن در این مدت در مقیاس ماهانه روندی نزولی داشته اما در مقابل در مقیاس نقطه‌ای روندی افزایشی را تجربه کرده است. از طرف دیگر در اولین ماه سال جاری شاخص تولید فلزات پایه نسبت به اسفند سال گذشته افزایش داشته اما در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته کاهش پیدا کرده است. همچنین شاخص فروش مربوط به این بخش هم در مقیاس ماهانه و هم نقطه به نقطه نزولی بوده است. شاخص تولید شرکت‌های معدنی در فروردین سال جاری نسبت به اسفند‌ماه ۲۲.۴ درصد و در مقایسه با فروردین سال گذشته ۳.۶ درصد افزایش داشته است. با این‌حال شاخص فروش این بخش به صورت ماهانه ۲.۸ درصد کاهش یافته اما در مقایسه با فرورین سال گذشته ۲۵.۵ درصد افزایش پیدا کرده است.

    تولید خودرو زیر تیغ تورم ۳۰ درصدی

    از آنسو، بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در فروردین ماه ۱۴۰۴، شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت ۱۶۸۴.۷ است که نسبت به ماه قبل (تورم ماهانه) ۳.۳ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) ۴۶.۷ درصد افزایش و در ۱۲ ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم سالانه) ۳۱.۰ درصد افزایش داشته است. در فروردین ماه ۱۴۰۴، درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت نسبت به ماه قبل (تورم ماهانه) ۳.۳ درصد است که در مقایسه با همین اطلاع در ماه قبل (۲.۸ درصد)، ۰.۵ واحد درصد افزایش داشته است. به عبارتی، میانگین قیمت دریافتی توسط تولیدکنندگان محصولات صنعتی به ازای تولید کالاهای خود در داخل کشور، در فروردین ماه ۱۴۰۴ نسبت به ماه قبل، ۳.۳ درصد افزایش دارد. در این ماه بیشترین تورم ماهانه با ۱۰.۱ درصد مربوط به گروه ساخت کاغذ و محصولات کاغذی و کم‌ترین تورم ماهانه با ۰.۹ درصد افزایش مربوط به گروه ساخت وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیم تریلر است و گروه ساخت فراورده‌های توتون و تنباکو در این ماه بدون تغییر بوده است. در فروردین ماه ۱۴۰۴، درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت نسبت به ماه مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) ۴۶.۷ درصد است که در مقایسه با همین اطلاع در ماه قبل (۴۸.۲ درصد)، ۱.۵ واحد درصد کاهش داشته است.

    به عبارتی، میانگین قیمت دریافتی توسط تولیدکنندگان محصولات صنعتی به ازای تولید کالاهای خود در داخل کشور، در فروردین ماه ۱۴۰۴ نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۴۶.۷ درصد افزایش دارد. در این ماه بیشترین تورم نقطه به نقطه با ۷۴.۱ درصد مربوط به گروه ساخت انواع آشامیدنی‌ها و کم‌ترین تورم نقطه به نقطه با ۱۹.۴ درصد مربوط به گروه ساخت سایر مصنوعات است. به گزارش خبرگزاری مهر، در فروردین ماه ۱۴۰۴، درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت در ۱۲ ماهه منتهی به این ماه نسبت به دوره مشابه در سال قبل، ۳۱.۰ درصد است که در مقایسه با همین اطلاع در ماه قبل (۲۸.۶ درصد)، ۲.۴ واحد درصد افزایش داشته است. به عبارتی، میانگین قیمت دریافتی توسط تولیدکنندگان محصولات صنعتی به ازای تولید کالاهای خود در داخل کشور، در ۱۲ ماه منتهی به فروردین ماه ۱۴۰۴ نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۳۱.۰ درصد افزایش دارد.

    در این ماه بیشترین تورم سالانه با ۴۴.۳ درصد مربوط به گروه ساخت انواع آشامیدنی‌ها و کم‌ترین تورم سالانه با ۱۸.۶ درصد مربوط به گروه ساخت منسوجات است. بررسی گزارش مذکور نشان می‌دهد که تورم نقطه‌به‌نقطه شاخص «ساخت وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیمه تریلر» در فروردین ۱۴۰۴ نسبت به ماه قبل -اسفند ۱۴۰۳-، ۰.۹ درصد افزایش یافته است. همچنین تورم ساخت وسایل نقلیه در فروردین ماه امسال نسبت به فروردین ماه پارسال -تورم نقطه به نقطه- بالغ بر ۳۶.۲ درصد افزایش یافته؛ یعنی هزینه تولید برای تولیدکنندگان ۳۶.۲ درصد بیشتر شده است. تورم دوازده ماه منتهی به فروردین ماه -تورم سالانه- نیز ۲۹.۵ درصد افزایش را نشان می‌دهد. بنابراین تورم نقطه‌به‌نقطه شاخص تولید وسایل نقلیه موتوری ۳۶.۲ درصد، تورم سالانه ۲۹.۵ درصد و تورم ماهانه ۰.۹ درصد افزایش بوده است.

  • از اعتراضات مردم مي‌ترسند

    از اعتراضات مردم مي‌ترسند

    به گزارش اقتصادران، تقريبا اتفاق نظر وجود دارد كه ايران دچار چندين ناترازي جدي شده است كه بدون حل موثر و‌ پايدار آنها، آينده تيره‌اي را بايد انتظار بكشيم. ناترازي بودجه، ناترازي بانك‌ها، ناترازي برق، گاز و ساير سوخت‌هاي فسيلي، ناترازي آب، اخيرا نيز ناترازي جمعيت در حال بروز يافتن است. اين ناترازي مي‌تواند در حوزه‌هاي سياست و جامعه نيز ديده شود. شكاف عميق نسل‌ها، شكاف دولت ـ ملت و ناترازي روابط خارجي را نيز مي‌توان در ذيل همين ناترازي‌ها ديد ولي ناترازي‌هاي اول كه عموما مادي هستند، مشهود و غير قابل انكار است، در حالي كه ناترازي‌هاي سياست و جامعه كه علت اصلي بروز همه ناترازي‌هاست، به راحتي ناديده گرفته يا انكار مي‌شود. ناترازي اصلي ميان توان و قدرت و درك و برنامه آن نيروي‌هاي انساني كه عهده‌دار حل اين ناترازي‌ها شده‌اند ولي فاقد اين شرايط هستند.

    در واقع ظرفيت اين نيروها براي درك و حل اين مسائل بسيار ناقص و كم است و همين مساله سبب مي‌شود كه ناترازي‌هاي ديگر تشديد شود. اولين و مشهورترين ناترازي مربوط به انرژي است. چند علت اصلي براي اين ناترازي وجود دارد. اول نظام قيمت‌گذاري حامل‌هاي انرژي است كه موجب مي‌شود مصرف به صورت غيرمنطقي افزايش پيدا كند و‌ اصراري بر توليد كالاهاي كم مصرف نيز نباشد.

    در نتيجه شدت مصرف انرژي در ايران چند برابر ميانگين اين شاخص در كشورهاي ديگر شده است. در اين شرايط طبيعي است كه تقاضاي داخلي براي مصرف بالا مي‌رود ولي در نقطه مقابل عرضه در حال كاهش است و اين علت اصلي ناترازي است. علت افزايش تقاضا روشن است، زيرا براي صنايع و مردم مقرون به صرفه نيست كه مصرف خود را كم كنند، اين كار نيازمند سرمايه‌گذاري زياد است كه با قيمت اندك انرژي اين سرمايه‌گذاري توجيه اقتصادي ندارد. چرا قيمت اندك است؟ تورم و دولتي بودن امور، غيرپاسخگو بودن دولت در برابر درآمدهاي دولتي و نفت، كاهش رشد اقتصادي، فقر فزاينده و تجربه اعتراضات گذشته موجب مي‌شود كه  قيمت انرژي هر روز ارزان‌تر (به قيمت ثابت) نسبت به قبل شود و مصرف به صورت تصاعدي بالا رود.

    با راه‌اندازي پالايشگاه ستاره خليج فارس مي‌توانستيم بنزين را صادر كنيم، الان مجبوريم واردات كنيم. ولي چرا نمي‌توانيم عرضه را زياد كنيم. پاسخ خيلي ساده است. به قول وزير نفت همين دولت حداقل ۲۴۰ ميليارد دلار براي بهبود منابع نفتي نياز به سرمايه داريم. تازه اين بخش بالادستي نفت است. هم‌اكنون هيچ يك از صنايع نفتي ايران چون پتروشيمي‌ها و پالايشگاه نيست كه با فناوري مدرن مشغول به توليد و مقرون به‌صرفه باشند. نه مي‌توان سرمايه‌گذاري كرد و نه مي‌توان آنها را نوسازي كرد، چون هيچ سرمايه‌اي براي اين كار نداريم.

    سرمايه‌گذاران هم هيچ رغبتي به سرمايه‌گذاري در ايران ندارند و اصولا راه آن نيز بسته است. پس كيفيت توليدات روز به روز كمتر مي‌شود. مازوت مي‌سوزانيم، چون حتي امكان صادرات آن را نداريم، ديگر كسي مازوت نمي‌خرد. توليد مازوت هم زياد است بايد به جاي گاز بسوزانيم، وضعيت آلودگي هوا همين مي‌شود كه مي‌بينيد، چون از اعتراضات مردم مي‌ترسند، گاز را از همه جا قطع مي‌كنند تا به مردم برسد.

    امسال تا حدي گرمي هواي زمستان به دادشان رسيده است. توليد و اشتغال ضربه مي‌خورد تا خانه‌ها گرم باشند. در حالي كه مي‌توان در خانه با پوشيدن يك لباس بيشتر مساله را تا حدي حل كرد. در تابستان عين اين كار را با برق انجام مي‌دهيم. برق واحدهاي توليدي را قطع مي‌كنيم تا مصرف‌كننده خانگي اعتراض نكند، در حالي كه آن توليد، در واقع توليد ملي است و مشكلات آن از جاي ديگري بر سر مصرف‌كنندگان و مردم آوار مي‌شود.

    گره پيچيده اين ناترازي‌ها در سياست است. سياست از دو سو دچار ناترازي شده است. در درجه اول ناترازي ميان ساختار و مردم. واقعيت اين است كه نگاه مردم نسبت به سياست‌ها و مديريت كنوني مثبت نيست و تعداد اندكي از مردم از وضع موجود دفاع مي‌كنند. ظاهرا آخرين نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه فقط ۷ درصد مدافع اين وضع هستند.

    اين ناترازي در عمل مديريت امور را دچار مشكل مي‌كند و چه بسا منجر به ناترازي نوع دوم شود. ناترازي دوم سياست ميان صلاحيت حرفه‌اي مديران با ابعاد و وزن مشكلات كشور خيلي روشن و زياد است. مثل زدن وزنه ۳۰۰ كيلويي براي يك فرد عادي است. اظهارات و مواضع عجيب مديران، فقدان برنامه و ايده‌هاي روشن و ناكارآمدي مفرط جملگي مصداق‌هاي اين ناترازي سياسي است كه ناترازي‌هاي پيش‌گفته را تشديد مي‌كند. پس بدون حل ناترازي سياسي، ساير ناترازي‌ها نه تنها حل نمي‌شوند كه تشديد هم خواهند شد. سال آينده در اين زمان با هم تحول ناترازي‌ها را مرور كنيم.