برچسب: توزیع سوخت

  • سكوت عجیب نهادهاي متولي در ماجرای گم‌شدن روزانه ۲۰ ميليون ليتر سوخت

    سكوت عجیب نهادهاي متولي در ماجرای گم‌شدن روزانه ۲۰ ميليون ليتر سوخت

    به گزارش اقتصادران، رييس‌جمهور اخيرا در سخناني از ماجراي گم‌شدن روزانه ۲۰ ميليون ليتر سوخت گلايه كرده است؛ موضوعي كه به ‌سرعت به يكي از مباحث جدي در فضاي رسانه‌اي و اقتصادي كشور تبديل شد، اين ادعا در حالي مطرح شده است كه انتظار مي‌رود دستگاه‌هايي مانند وزارت نفت و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، در مقام متولي اصلي اين موضوع، شفاف‌سازي لازم را در خصوص كم‌وكيف اين ماجرا انجام دهند و به پرسش‌هاي افكار عمومي پاسخ دهند.

    گم‌شدن اين حجم عظيم از سوخت، سوالات جدي در خصوص نظارت بر فرآيندهاي توليد، توزيع و صادرات سوخت در كشور ايجاد كرده است، همچنين نقش دستگاه‌هاي مختلف در اين مساله، از جمله وزارت نفت، گمرك، نيروگاه‌ها، دستگاه‌هاي نظارتي و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، قابل تأمل است.

    با وجود اهميت موضوع، تاكنون وزارت نفت و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز درباره اين ادعا و جزييات آن سكوت اختيار كرده‌اند، در حالي كه اين نهادها به عنوان يكي از مهم‌ترين نهادهاي نظارتي بر مقابله با قاچاق سوخت و جلوگيري از تخلفات در اين حوزه شناخته مي‌شوند.

    اما چرا قاچاق سوخت در كشور رشد داشته است؟ كارشناسان حوزه انرژي بر اين باورند كه قيمت بنزين در ايران به دليل يارانه‌هاي دولتي بسيار پايين‌تر از كشورهاي همسايه است و اين اختلاف قيمت، انگيزه‌اي قوي براي قاچاقچيان ايجاد مي‌كند.

    ضعف نظارت‌هاي مرزي يا فقر و بيكاري مرزنشينان؟

    موضوع ديگر به ضعف نظارت‌هاي مرزي برمي‌گردد. مرزهاي گسترده و نظارت ناكافي در برخي مناطق مرزي شرايط را براي انتقال غيرقانوني سوخت آسان‌تر مي‌كند. نبود شفافيت در توزيع سوخت نيز باعث ضعف در سيستم‌هاي نظارتي و كنترل سهميه‌بندي سوخت مي‌شود همچنين فقر و بيكاري در مناطق مرزي، فقر و نبود فرصت‌هاي شغلي قانوني، افراد را به سمت قاچاق سوخت سوق مي‌دهد.

    معمولا قاچاقچيان از روش‌هاي متعددي مانند حمل با مخازن كوچك، خودروهاي شخصي و حتي لوله‌كشي‌هاي زيرزميني براي انتقال بنزين استفاده مي‌كنند. برخي از شبكه‌هاي قاچاق نيز از خودروهاي سنگين يا نفتكش‌ها براي جابه‌جايي مقادير انبوه استفاده مي‌كنند كه پيامدهاي اين موضوع براي كشور باعث زيان اقتصادي مي‌شود، قاچاق سوخت سالانه ميلياردها تومان به اقتصاد ايران ضرر مي‌رساند و بخشي از يارانه‌هاي دولتي به جاي مردم به شبكه‌هاي قاچاق اختصاص مي‌يابد.

    جرايم سازمان‌يافته قاچاق سوخت و گسترش شبكه‌هاي مافيايي

    ضمن آنكه قاچاق گسترده باعث كاهش بنزين در داخل كشور و فشار بر سيستم توزيع و كاهش عرضه داخلي مي‌شود، همچنين افزايش جرايم سازمان‌يافته قاچاق سوخت با گسترش شبكه‌هاي مافيايي همراه است كه امنيت و نظم اجتماعي را تهديد مي‌كنند.

    البته برخي بر اين باورند كه براي مقابله با قاچاق بنزين، اصلاح قيمت سوخت و كاهش شكاف قيمت سوخت بين ايران و كشورهاي همسايه مي‌تواند انگيزه‌هاي قاچاق را كاهش دهد همچنين توسعه سامانه‌هاي نظارتي و استفاده از فناوري‌هاي پيشرفته مانند سامانه‌هاي «جي‌پي‌اس» براي رديابي حمل‌ونقل سوخت، افزايش فرصت‌هاي شغلي در مناطق مرزي و ايجاد شغل‌هاي پايدار مي‌تواند از گرايش افراد به فعاليت‌هاي غيرقانوني بكاهد همچنين تقويت همكاري‌هاي بين‌المللي و هماهنگي با كشورهاي همسايه براي جلوگيري از قاچاق سوخت در سطح منطقه مي‌تواند مفيد باشد.

    چرا توفيقي در جلوگيري از قاچاق سوخت به دست نيامده است؟

    محمدعلي خطيبي، رييس اسبق امور بين‌الملل شركت ملي نفت در واكنش به سخنان رييس‌جمهور و ماجراي گم‌شدن روزانه ۲۰ ميليون ليتر سوخت به «اعتماد» گفت: اين ميزان سوخت قاچاق شده است كه البته از ۱۰، ۱۵ تا۲۰ ميليون ليتر هم مطرح شده است كه عمدتا قاچاق بنزين و گازوئيل است.

    اين نماينده اسبق ايران در هيات عامل اوپك در پاسخ به اين پرسش كه چرا هيچ نظارتي بر اين جابه‌جايي‌هايي كه به نظر مي‌رسد به يك سيستم لجستيك حمل و نقل (نفتكش و كاميون) هم نياز دارد نمي‌شود، گفت: اين سوالي است كه مطرح شده است و اينكه از توليد، واردات تا توزيع و… در دست دولت است و اگر چنانچه مشكلي وجود دارد دولت بايد براي آن تصميم جدي بگيرد. ضمن آنكه دولت بهتر از هر كسي مي‌داند كه چرا قاچاق سوخت صورت مي‌گيرد و چگونه و از چه راهي قاچاق مي‌شود و راه‌هاي مبارزه با آن چيست.

    او با بيان اينكه دولت بايد پاسخگو باشد، افزود: اينكه دولت سوال را مطرح كند و انتظار داشته باشد ديگران پاسخگو باشند درست نيست. ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز متولي اين مساله است و وزارت نفت هم به عنوان توزيع‌كننده و توليدكننده سوخت بايد پاسخ بدهند. البته موضوع قاچاق سوخت بحث پيچيده‌اي است و موضوعي سطحي نيست، اما چندين سال است كه مرتبا رسانه‌ها به اين مساله مي‌پردازند اما به نظر مي‌رسد بايد به عنوان يك مطالبه جدي مطرح شود و دستگاه‌هاي متولي پاسخ بدهند و بگويند چرا نتوانسته‌اند در اين سال‌ها توفيقي به دست بياورند.

    تفاوت قيمت‌ها جذابيت قاچاق را بالا برده است

    خطيبي در ادامه تصريح كرد: البته مبارزه با قاچاق تنها به فرآورده‌هاي نفتي محدود نمي‌شود و در خصوص قاچاق ساير اقلام (مواد غذايي و پوشاك و…) به كشورهاي همسايه نيز قاچاق مي‌شود و يكي از نقاط ضعف سيستم اقتصادي ما قاچاق سوخت است كه هم به توليدكننده و هم به مصرف‌كننده آسيب مي‌رساند و دولت هم از اين مساله متضرر مي‌شود.

    اين كارشناس حوزه انرژي در ادامه افزود: قاچاق ۲۰ ميليون ليتر بنزين در روز رقم كمي نيست و بايد نهادهاي متولي در مورد آن توضيح بدهند و مبارزه با آن يك مبارزه جدي و بي‌امان تبديل شود و اگر چنانچه دستگاه‌هاي متولي قادر به اين مبارزه نيستند و نقاط ضعفي دارند از مجلس و دولت كمك بطلبند و همه را براي اين مساله درگير كنند.

    خطيبي با اشاره به اختلاف قيمت سوخت در ايران و كشورهاي همسايه افزود: اين تفاوت قيمت باعث جذابيت قاچاق سوخت و ساير كالاها شده است اما تنها با طرح مشكل از سوي دولت اين مساله حل نمي‌شود.

    بارگيري سوخت از اسكله‌هاي نامریي

    اين كارشناس حوزه انرژي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه چرا اسكله‌هاي نامریي كه ادعا مي‌شد جمع‌آوري مي‌شوند هنوز وجود دارند، افزود: اين مساله يك مطالبه است كه اين روزها باعث اثرات منفي بر اقتصاد كشور شده است و پيامدهاي آن بر كسي پوشيده نيست و بايستي مبارزه‌اي جدي در اين خصوص انجام شود و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و در راس آن شخص رييس‌جمهور به اين موضوع وارد شوند و اگر مشكلي وجود دارد آن را حل كنند.

    خطيبي در پاسخ به اين پرسش كه آيا مطرح شدن اين موضوع بهانه‌اي براي افزايش نرخ بنزين نيست، گفت: هنوز مشخص نيست اما زماني كه موضوع كارت‌هاي سوخت مطرح شد، يكي از توجيهات اين بود كه توزيع سوخت را مديريت كنند كه اين روزها هم كارت‌هاي سوخت مورد توجه قرار گرفته است و سفت و سخت هم اجرا شده است اما ديگر توجيهي ندارد چرا كه موضوعات ناقص اجرا شده است.

    او با بيان اينكه بعيد است با شصت ليتر بنزيني كه در كارت‌هاي سوخت مردم است قاچاقي صورت گيرد، گفت: البته برخي از مردم به جز سهميه كارت‌ها سوخت آزاد هم استفاده مي‌كنند اما بقيه آن ممكن است با كارت جايگاه‌داران باشد كه اصلا كنترلي بر آنها نيست و اين حجم از قاچاق با كارت‌هاي سوخت مردم اصلا امكان‌پذير نيست.

    الزام بر تفاوت نرخ كارت سوخت جايگاه‌دارن با مردم

    خطيبي با بيان اينكه بايد بر روي كارت سوخت جايگاه‌داران نظارت شود، تصريح كرد: نرخ كارت جايگاه‌داران سوخت با نرخ كارت سوخت مردم بايد متفاوت باشد، اين درست نيست كه هر فردي بتواند به جز كارت سوخت خودش از كارت جايگاه‌داران هم استفاده كند و بايستي قيمت آن، مقدار و مديريت آن مشخص باشد.

    او ادامه داد: اگر قرار است كارت‌هاي سوخت را جمع‌آوري كنند كه هيچ، اما اگر كارت‌ها جمع‌آوري نشدند بايد استفاده از آنها مشخص‌تر باشد، در مورد گازوئيل هم سال‌هاست كه مي‌شنويم به خودروهاي گازوئيل‌سوز بر اساس پيمايش آنها گازوئيل تعلق گيرد كه در اين صورت قاچاقي نمي‌شود.

    خطيبي خاطرنشان كرد: اين موضوعات به يك مديريت جدي نياز دارد و دولت بايد به صورت جدي وارد ميدان شود و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز بايد از متوليان و افرادي كه قرار بود گازوئيل را بر اساس پيمايش اجرا كنند پرسيد كه چرا اين طرح‌ها را اجرا نمي‌كنند؟

    او گفت: خوشبختانه راهكارها و مشكل مشخص است و براي اجراي اين طرح نياز داريم تا نيروي انتظامي، وزارت راه و شهرسازي وارد ميدان شوند، چرا كارت‌هاي سوخت و طرح تخصيص گازوئيل به خودروهاي سنگين بر اساس پيمايش را نمي‌توانيم مديريت كنيم؟ اين در حالي است كه در بخش مديريت بايد جدي‌تر عمل كنيم و تنها با طرح موضوع اين مشكلات حل نمي‌شود بلكه بايد آسيب‌شناسي شود تا راه‌حلي غير از راه‌هاي غيرقيمتي پيدا كرد.

    خطيبي با بيان اينكه راه‌حل وجود دارد، گفت: البته مي‌توان در پمپ بنزين‌هاي مرزي نرخ بنزين را بالاتر برد تا قيمت‌ها با ديگر نقاط كشور متفاوت باشد و قاچاق بنزين را كاهش داد.

  • یارانه بنزین در جیب ثروتمندان / تنها ۵۴.۸۳ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند

    یارانه بنزین در جیب ثروتمندان / تنها ۵۴.۸۳ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند

     

    به گزارش اقتصادران، داشتن وسیله نقلیه برای خانوارها در دنیای امروز، از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است. یکی از اصلی‌ترین دلایل، افزایش راحتی و سطح دسترسی به خدمات و امکانات است. با داشتن وسیله نقلیه شخصی، اعضای خانواده می‌توانند به‌راحتی به محل کار، مدرسه، مراکز خرید و خدمات بهداشتی دسترسی پیدا کنند، بدون آنکه وابسته به برنامه‌های حمل‌ونقل عمومی باشند. این موضوع به‌ویژه در مناطقی که سیستم حمل‌ونقل عمومی آن ضعیف یا ناکافی است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. علاوه بر این، صرفه‌جویی در زمان یکی دیگر از مزایای مهم داشتن وسیله نقلیه است. وسایل نقلیه شخصی امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر برای جابجایی‌ها را فراهم می‌کنند، زیرا نیازی به انتظار برای اتوبوس یا تاکسی وجود ندارد.

    از سوی دیگر، داشتن وسیله نقلیه به خانوارها انعطاف‌پذیری بیشتری در برنامه‌ریزی سفرها و فعالیت‌ها می‌دهد. برای مثال، خانواده‌ها می‌توانند بدون نگرانی از محدودیت‌های زمانی و مکانی حمل‌ونقل عمومی، به‌راحتی سفرهای کوتاه یا بلندمدت ترتیب دهند. بنابراین داشتن وسیله نقلیه می‌تواند در افزایش سفر و تفریحات خانوار نیز موثر باشد. در عین حال، داشتن وسیله نقلیه می‌تواند به افزایش امنیت خانوارها کمک کند. در مواقع اضطراری، مانند بیماری یا حوادث ناگهانی، دسترسی سریع به یک وسیله نقلیه می‌تواند تأثیر مهمی بر سلامت و رفاه اعضای خانواده داشته باشد. همچنین داشتن یک وسیله نقلیه می‌تواند منبع درآمدی برای شغل‌های مختلف باشد.

    با این حال، باید توجه داشت که هزینه‌های مرتبط با نگهداری و سوخت وسایل نقلیه می‌تواند برای برخی خانواده‌ها چالش‌برانگیز باشد. علاوه بر این، تأثیرات زیست‌محیطی ناشی از استفاده از خودروهای شخصی نیز یکی از موضوعات مهمی است که باید مدنظر قرار گیرد. همچنین تمام خانواده‌ها با توجه به هزینه‌های تأمین و نگهداری، قادر به تهیه وسیله نقلیه نیستند.
    یکی دیگر از مواردی که داشتن وسیله نقلیه را حائز اهمیت می‌کند، یارانه‌های سوخت است. با توجه به اینکه در کشور، یارانه سوخت به وسایل نقلیه تعلق می‌گیرد، بسیاری از خانوارهایی که خود مالک وسیله نقلیه نیستند نمی‌توانند از این یارانه استفاده کنند. در حالی که خانوارهایی که بیش از یک وسیله نقلیه دارند بیشتر از این نوع یارانه بهره‌مند می‌شوند.

     

    تیتر

     

    حدود یک سوم خانوارهای شهری به وسیله نقلیه دسترسی ندارند

    بررسی داده‌های هزینه درآمد خانوار در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد به طور میانگین در کشور تنها ۵۴.۸۳ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند. همچنین ۱۳.۰۲ درصد از خانوارها دارای موتور سیکلت هستند. در صورتی که فرض کنیم خانوارهایی که موتور سیکلت دارند دارای خودروی شخصی نمی‌باشد، می‌توان گفت ۶۷.۸۵ درصد از خانوارهای شهری دارای وسیله نقلیه هستند. بنابراین ۳۲.۱۵ درصد از خانوارهای شهری دارای وسیله نقلیه نیستند و ۴۵.۱۷ درصد از خانوارهای شهری اتومبیل شخصی ندارند. این مسئله یکی از عواملی است که عدالت در توزیع یارانه‌های سوخت را زیر سوال می‌برد. چرا که بدین ترتیب بخش قابل توجهی از جامعه به طور مستقیم از یارانه‌های سوخت بهره‌مند نمی‌شوند. بررسی داده‌ها به تفکیک دهک‌های مختلف می‌تواند این موضوع را بیشتر توضیح دهد.

     

    تیتر

     

    ۷۶ درصد از خانوارهای شهری دهک اول وسیله نقلیه ندارند

    بررسی داده‌ها نشان می‌دهد در دهک اول درآمدی تنها ۱۴.۴۷ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند. این رقم برای خانوارهای شهری در دهک دوم درآمدی به ۳۱.۲۷ درصد، برای خانوارهای دهک سوم به ۴۳.۲۶ درصد و برای خانوارهای دهک چهارم به ۴۹.۶۳ درصد می‌رسد. در دهک پنجم این عدد ۵۳.۶۷ درصد، در دهک ششم ۶۱.۹۲ درصد، و در دهک هفتم ۶۵.۰۱ درصد می‌باشد. در دهک هشتم درآمدی ۷۱.۲۵ درصد، در دهک نهم ۷۵.۸۱ درصد، و در دهک دهم ۸۲.۱ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند. بنابراین می‌توان گفت در دهک درآمدی اول نزدیک به ۸۵ درصد از خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی نیستند. این رقم برای دهک‌های دوم تا پنجم به ترتیب به ۶۸.۷۳ درصد، ۵۶.۷۴ درصد، ۵۰.۳۷ درصد، و ۴۶.۳۳ درصد می‌باشد. همچنین در صورتی که فرض کنیم خانوارهایی که دارای موتور سیکلت هستند اتومبیل شخصی ندارند، به طور میانگین می‌توان برآورد کرد که در دهک درآمدی اول ۷۶.۱۷ درصد از خانوارهای شهری وسیله نقلیه ندارند. این رقم برای دهک دوم تا پنجم به ترتیب برابر با ۵۵.۷۷ درصد، ۴۴.۱۷ درصد، ۳۶.۴۸ درصد، و ۳۲.۰۲ درصد می‌باشد. این در حالی است که ۸۲.۱ درصد از خانوارهای شهری در دهک دهم درآمدی به عنوان پردرآمدترین گروه در جامعه دارای اتومبیل شخصی می‌باشند.
    بنابراین می‌توان مشاهده کرد که توزیع فعلی یارانه‌های سوخت نمی‌تواند به طور مستقیم نفع قابل توجهی به اقشار کم درآمد برساند و بیشتر این یارانه صرف گروه‌هایی با درآمد بالاتر می‌شود که با هدف اصلی سیاست‌های یارانه‌ای که حمایت از اقشار کم درآمد است در تضاد است.

     

    تیتر

     

    مالکیت وسیله نقلیه در استان‌های مختلف

    بررسی داده‌ها نشان می‌دهد در بین خانوارهای شهری در استان‌های مختلف، خانوارها در استان‌های یزد، کرمان و خراسان جنوبی بیشترین میزان مالکیت اتومبیل شخصی را دارند. میزان مالکیت اتومبیل شخصی در استان‌های ذکر شده به ترتیب برابر با ۷۳.۲۴ درصد، ۶۸.۳۱ درصد، و ۶۵.۵۲ درصد می‌باشد. پس از آن، بیشترین مالکیت اتومبیل شخصی مربوط به استان‌های چهار محال و بختیاری، سمنان و بوشهر می‌باشد. میزان مالکیت اتومبیل شخصی در این استان‌ها به ترتیب برابر با ۶۳.۷ درصد، ۶۳.۶۳ درصد، و ۶۲.۷۹ درصد گزارش شده است.
    کمترین میزان مالکیت اتومبیل شخصی برای استان‌های لرستان، سیستان و بلوچستان، و گیلان گزارش شده است. درصد خانوارهای شهری در استان‌های مذکور که مالک اتومبیل شخصی هستند به ترتیب برابر با ۳۹.۸۳ درصد، ۴۰.۳۹ درصد، و ۴۰.۷۴ درصد می‌باشد. پس از آن کمترین درصد مالکیت خودروی شخصی مربوط به استان‌های کرمانشاه، اردبیل، و کهگيلويه و بويراحمد می‌باشد. میزان مالکیت اتومبیل شخصی برای استان‌های مذکور به ترتیب برابر با ۴۱.۵۷ درصد، ۴۱.۷ درصد، و ۴۴.۱۵ درصد می‌باشد.
    همچنین بیشترین مالکیت موتور سیکلت نیز برای خانوارهای شهری در استان‌های بوشهر، یزد و قم گزارش شده است. این عدد برای استان‌های مذکور به ترتیب برابر با ۵۰.۱۷ درصد، ۴۶.۶۵ درصد، و ۳۰.۰۱ درصد می‌باشد. کمترین مالکیت موتورسیکلت نیز در استان‌های البرز، کرمانشاه، و اردبیل می‌باشد. میزان مالکیت در استان‌های ذکر شده به ترتیب برابر با ۱.۱۳ درصد، ۲.۲۶ درصد، و ۲.۲۷ درصد می‌باشد.

    چگونه مشکل یارانه سوخت را حل کنیم؟

    با توجه به داده‌ها می‌توان گفت یارانه سوخت در هدف اصلی خود که کمک به خانوارهای کم درآمد است شکست خورده است و بخش عمده این یارانه سهم خانوارهایی با درآمد بالاتر می‌شود که استفاده بیشتری از وسایل نقلیه دارند. در سال‌های گذشته راه حل‌های بسیاری برای این موضوع پیشنهاد شده است. برخی از کارشناسان طرح اعطای یارانه سوخت به جای خودرو به افراد را پیشنهاد داده‌اند که اگرچه طرفدارانی دارد، با این حال انتقادهای مختلفی مانند شکل‌گیری بازار سیاه و سخت بودن اجرایی شدن به این طرح وارد شده است. گروه دیگری از کارشناسان پیشنهاد طرحی مشابه با عنوان حذف یارانه‌های سوخت و آزادسازی قیمت را پیشنهاد می‌دهند. استدلال این گروه بدین صورت است که قیمت سوخت در بازار آزاد باشد و به هرکس میزان مشخصی سهمیه تعلق بگیرد و بتواند در صورت عدم استفاده آن را در سامانه‌ای مانند بورس به قیمت آزاد به فروش برساند. بدین ترتیب اقشار کم درآمد سهمیه خود را به قیمت بازار به فروش می‌رسانند و خانوارهایی که نیاز به مصرفی بیشتر از سهمیه مشخص شده دارند می‌توانند آن را به قیمت آزاد از سایر خانوارها تهیه می‌کنند.

    اما راه حل اساسی این است که دولت صرفاً نفت را در بورس انرژی عرضه کند و درآمدهای حاصل از فروش نفت را به مردم پرداخت کند تا هم ثروت مردم به خودشان برگردد و هم قدرت خریدشان افزایش یابد. پس از آن پالایشگاه‌ها اقدام به خرید نفت عرضه شده کنند و در رقابت با سایر پالایشگاه‌ها، بنزین با کیفیت و با قیمت مناسب تولید کنند. سپس جایگاه‌داران بنزین تولید شده را خریداری و با قیمت واقعی عرضه کنند. اینگونه علاوه بر آنکه دولت از قیمت‌گذاری سوخت خارج می‌شود، یارانه‌ها به طور مساوی میان تمامی شهروندان تقسیم می‌شود و افراد بدون خودرو نیز از این یارانه بهره‌مند می‌شوند. همچنین به دلیل واقعی شدن قیمت سوخت، علاوه بر کاهش مصرف، ترافیک و آلودگی هوا نیز کاهش می‌یابد و قاچاق سوخت نیز به طور کامل حذف می‌شود.