برچسب: توریست

  • خداحافظی توریست‌ها با ایران!

    خداحافظی توریست‌ها با ایران!

    به گزارش اقتصادران، نیمه مهر امسال و حدود ۱۰۰ روز بعد از جنگ ۱۲ روزه و حدود یک هفته بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، وزیر میراث فرهنگی امیدوار بود که تا پایان سال، صنعت گردشگری به رونق از دست رفته‌اش باز گردد و شرایطی مشابه فروردین امسال حاکم شود . رضا صالحی امیری، نیمه مهر امسال به خبرنگاران گفت که این امیدواری را با در نظر گرفتن سه فرض دارد؛ فرض اینکه وضع سیاسی فعلی (نه جنگ و نه صلح) ادامه داشته باشد که در این صورت، حداکثر گردشگر ورودی به کشور برای کل سال جاری، مثل پارسال و تا مرز ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر خواهد بود و فرض اینکه وضعیت تا پایان سال به ثبات برسد که در این صورت، تا پایان سال، رشد ۵ الی ۱۰ درصدی تعداد گردشگران ورودی را خواهیم داشت و فرض آخر، اینکه وضعیت بی‌ثبات شود که در این‌صورت، با کاهش جدی گردشگر مواجه خواهیم شد.

    آمارهایی که از ورود به مبادی رسمی هوایی، زمینی و دریایی در فروردین امسال ثبت شده بود حاکی از رشد ۴۸٫۵ درصدی ورود مسافر به خاک ایران بود و البته چون همچنان به دلیل جای خالی « حساب اقماری» معلوم نیست که چه تعداد از این ورودی‌ها، گردشگر فرهنگی و ارز‌آور برای اقتصاد کشور هستند، وزیر به همین آمار که مستند به ثبت ورود در فهرست پلیس مرزی است، استناد می‌کرد .  ۲۱ فروردین امسال، مصطفی شفیعی که ریاست جامعه تورگردانان ایران را برعهده داشت، گفت که « شیب نزولی ورود گردشگر خارجی به ایران همچنان ادامه دارد و نوروز ۱۴۰۴ آمار گردشگران خارجی ورودی به ایران رکود کامل را ثبت کرد. چنان‌که نوروز امسال هم تقریبا می‌توان گفت تورهای خارجی ورودی به ایران نداشتیم و حتی براساس آمار مرکز توسعه صادرات ایران، کل گردشگران ورودی سال ۱۴۰۳ به کشور حدود ۲۷۰۰ نفر است که در یک کشور ۸۵ میلیون نفری، آمار ۲۷۰۰ گردشگر ورودی در صنعت گردشگری به معنای آن است که واقعا گردشگر خارجی به ایران سفر نکرده و توری به ایران وارد نشده است، »

    شفیعی و همکارانش، با مفهوم واقعی گردشگر به معنای افراد ارزآور برای اقتصاد ایران سروکار دارند . صرف‌نظر از اطلاعاتی که ظرف یک سال اخیر به وزیر میراث فرهنگی داده‌اند و حتی فارغ از اعدادی که رییس جامعه تورگردانان ایران درباره تعداد گردشگران واقعی اعلام کرده، از پارسال و به دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی اصلاح‌طلبان، قرار بود آسمان گردشگری ایران دوباره روشن و آقتابی شود . وزیر میراث فرهنگی، بهمن پارسال و در اولین روزهای وزارت، می‌گفت با توجه به ورود حدود ۶ میلیون گردشگر در سال ۱۴۰۳ هر سال باید ظرفیت گردشگری را ۱٫۵ میلیون نفر افزایش دهیم تا به هدف‌گذاری برنامه هفتم توسعه درباره ورود ۱۵ میلیون گردشگر برسیم . نیمه مهر امسال و حدود ۳ ماه بعد از جنگ ۱۲‌روزه، در حالی که معادلات وزارت میراث فرهنگی درباره ورود گردشگران برهم خورده بود و دو ماه رکود کامل در ورود گردشگر ثبت شده بود، وزیر از ضرورت ایجاد اعتماد و امنیت برای گردشگران ورودی گفت و تایید کرد که ناامنی، مهم‌ترین عامل بازدارنده در تصمیم به سفر است . از تاثیر جنگ ۱۲‌روزه بر فضای گردشگری ورودی می‌گفت و اینکه در مرداد‌ماه با رکود شدید سفر مواجه بوده‌ایم و شهریور‌ماه، وضع کمی بهتر بوده و امیدوار بود که اگر همین آرامش بر کشور حاکم باشد، می‌توان تا پایان سال چشم انتظار مسافرانی از آسیای میانه و حوزه قفقاز و هند و کشورهای عربی بود . این امیدواری تا اولین روزهای زمستان هم به قوت خود باقی بود . سوم دی‌ماه، صالحی امیری بعد از جلسه هیات دولت، حرف‌های مشابهی داشت و می‌گفت که در ۶ ماهه دوم سال، با عبور از رکود متعاقب جنگ ۱۲ روزه، ورود گردشگران خارجی به کشور به وضع عادی برگشته و آمار ورود گردشگران از منفی ۵۲‌درصد به مثبت ۱۰ درصد رسیده و تا پایان ۱۴۰۴

    تعداد گردشگران ورودی به کشوری که حدود یک میلیون اثر تاریخی و بیش از ۴۳ هزار اثر ثبت شده و ۲۹ اثر در فهرست میراث جهانی دارد، به ۹ میلیون نفر خواهد رسید .

    اما ۴ روز بعد از حرف‌های وزیر میراث فرهنگی، با رکورد‌شکنی قیمت دلار و تعطیلی بازار و ناآرامی‌های پس از آن، ورق گردشگری بدجور برگشت . پروازهای ورودی لغو شد و با تداوم ناآرامی‌ها، در حالی که برخی کشورهای اروپایی در مورد رخدادهای داخل ایران اظهارنظر کرده بودند، دولت ایران هم، واکنش متقابل داشت و رییس‌جمهور امریکا بار دیگر تهدید حمله را به زبان آورد و در نهایت، همان نخ باریک امید که بعد از فروکش کردن التهابات متعاقب جنگ ۱۲روزه، مسوولان حوزه گردشگری را به بازگشت رونق به این صنعت همیشه مظلوم، دلخوش کرده بود، دوباره پاره شد .

    حالا که در نهمین روز بهمن‌ماه هستیم، نام ایران در دفاتر امور خارجه بیش از ۲۰ کشور جهان و از جمله ایالات متحده امریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، هند، هلند، ژاپن، پاکستان، روسیه، رومانی، نیوزیلند در فهرست قرمز قرار گرفته و دولت‌های این کشورها، به اتباع‌شان توصیه کرده‌اند که از سفر به ایران خودداری کرده و در صورتی که در خاک ایران هستند، کشور را به سرعت ترک کنند.

    راهنمایان تور به « اعتماد » می‌گویند که نه تنها با چنین شرایطی، پیک نوروزی گردشگری ورودی را از دست داده‌ایم، به دلیل شرایط حاکم بر ایران، گردشگری خروجی هم، حداقل تا اوایل تابستان منتفی شده چون روال معمول بسیاری از کشورهای گردشگر‌پذیر این است که صدور ویزا برای اتباع کشورهای در معرض جنگ و ناآرامی را تا بازگشت آرامش متوقف می‌کنند مضاف بر اینکه حتی اگر گردشگر می‌خواست به ایران بیاید هم، پروازی در کریدور گردشگری قاره‌های اروپا و امریکای لاتین نداریم چون شرکت‌های هواپیمایی هم به تبع اعلام دولت‌هایشان، پروازها در آسمان کشورها را متوقف می‌کنند . »

    سال ۱۳۹۳ و حدود یک سال قبل از امضای معاهده برجام، شورای جهانی سفر و گردشگری در نگاهی به وضعیت صنعت گردشگری ایران اعلام کرد که این صنعت در ایران برای ۴۱۳ هزار نفر به‌طور مستقیم شغل ایجاد کرده و سهم گردشگری و سفر در اقتصاد ایران معادل ۲٫۳ درصد از کل درآمد تولید ناخالص ملی است که تا سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) این سهم به ۶٫۶ درصد افزایش خواهد یافت . طبق گزارش این شورای جهانی، در این سال ایران از نظر رونق صنعت گردشگری، چهلمین کشور جهان بود اگرچه که از نظر وضع زیرساخت‌های گردشگری، با رتبه بسیار پایین و در ردیف ۱۱۹ بین ۱۴۱ کشور جهان قرار داشت . گزارش این شورا، دولت وقت و مسوولان حوزه گردشگری را امیدوار کرد که حتما تا ۱۱ سال بعد، هدف‌گذاری ۲۰ میلیون گردشگر ورودی محقق خواهد شد و بالاخره ایران هم خواهد توانست همچون بسیاری از همسایگانش، بر ارز‌آوری مسافر فرهنگی حساب قطعی باز کند .

    در همین سال که هنوز سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل نشده بود، مسعود سلطانی‌فر که ریاست سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت، در یک نگاه خوش‌بینانه به افق گردشگری ایران گفت که بیشتر شهرهای ایران، چیزی از شهرهای هدف گردشگری دنیا کم ندارند و می‌توانند با کمی برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب در سطح جهانی مطرح شوند چنانک‌ه همین حالا هم سالانه بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار گردشگر خارجی متقاضی ورود به کشورند و با توجه به رشد بالای ۲۰۰ درصدی ورود گردشگران خارجی به کشور، پیش‌بینی می‌شود در افق ۱۴۰۴ تعداد گردشگران خارجی به ۲۰ میلیون نفر برسد که این میزان ورود گردشگر خارجی به کشور می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار درآمد ارزی برای کشور داشته باشد و با این شرایط، درآمد صنعت گردشگری قادر به رقابت با درآمد نفت خواهد شد .

    صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ هواپیمای اوکراینی هدف شلیک قرار گرفت . مسوولان وزارت میراث فرهنگی اذعان دارند که به دنبال این واقعه و پس از بازتاب‌های جهانی آن، آمار گردشگر خارجی از اروپا، امریکای لاتین و اقیانوسیه به‌شدت کاهش داشته و اگر در این سال‌ها، مسافرانی از این مناطق داشته‌ایم، انقدر معدود و کم بوده که نمی‌توانیم بر وسعت درآمد زایی‌شان حساب کنیم. اما شلیک به هواپیمای اکراینی، تنها واقعه‌ای نبود که بر رکود گردشگری ورودی تاثیر گذاشت. گردشگر، طالب فضای امن است و به مکان امن می‌رود . همانطور که با آغاز جنگ روسیه و اکراین، وزارت امور خارجه ایران به تمام اتباع ایرانی ساکن در شهرهای درگیر جنگ و در معرض حملات هوایی روسیه توصیه کرد که اولا، از اکراین خارج شوند و در صفحه اول وبسایت این وزارتخانه، توصیه‌ها و تدابیر ایمنی برای در امان ماندن از آتش جنگ بین دو کشور منتشر شد و حتی دولت ایران، پروازهای اختصاصی برای بازگرداندن اتباع خود برقرار کرد، سایر کشورها هم همین‌گونه عمل می‌کنند . اگر قرنطینه جهانی متعاقب همه‌گیری کووید ۱۹ را کنار بگذاریم و وضعیت صنعت گردشگری ایران از نیمه سال ۱۴۰۰ و بعد از ورود واکسن برای جمعیت عمومی ایران را مد‌نظر قرار دهیم، در این فاصله، ۵ رخداد با شدیدترین تاثیرات منفی بر ورود گردشگر اتفاق افتاد؛ اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ به دنبال جان‌باختن مهسا امینی، حملات متقابل ایران و اسراییل در اواخر شهریور ۱۴۰۳، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل در خرداد امسال، ناآرامی اخیر که به مدت ۱۳ روز به‌طور مستمر در سراسر کشور ادامه داشت و در نهایت، تهدیدهای مکرر رییس‌جمهور امریکا درباره حمله به ایران و خطر درگیری بین دو کشور . اینطور که راهنمایان تور به « اعتماد » می‌گویند، وضعیت صنعت گردشگری در ایران، بعد از دی ماه ۱۳۹۸ و تا پیش از این رخدادها هم نامطلوب بود اما هر کدام از این ۵ رخداد در سه سال اخیر، باعث سقوط یک پله‌ای گردشگری ایران شد و حالا که زمزمه وقوع جنگ در ایران در گوش تمام کشورهای دور و نزدیک پیچیده، دیگر می‌شود با قطعیت گفت که نه تنها هدف‌گذاری‌های ۱۴۰۴ درباره درآمدزایی از گردشگر ورودی را باید به بن‌بست رسیده قلمداد کنیم، حتی اگر فرض کنیم که جنگ یک شوخی است و سایه ناآرامی‌های اخیر هم هر چه زودتر پاک خواهد شد، حداقل ۶ ماه طول می‌کشد تا اولین گردشگران به مقصد ایران، با اطمینان از برقراری آرامش در فضای کشورمان، عزم خود را برای درخواست ویزا و خرید بلیت هواپیما جزم کرده و چمدان به دست، راهی فرودگاه کشورشان شوند و این یعنی که فصل استقبال از اولین گروه گردشگران، به تابستان ۱۴۰۵ موکول خواهد شد .

    آرش نورآقایی از فعالان صنعت گردشگری است که در گفت‌وگو با « اعتماد » درباره وضع پیش روی صنعت گردشگری می‌گوید که هم فصل گردشگری ورودی را از دست داده‌ایم و حتی امکان برنامه‌ریزی برای تور خارجی هم نداریم .
    یک راهنمای تور که پیش از دی ۱۳۹۸، رونق گردشگری ورودی را داشته، در مقایسه با وضعیت امروز ورود مسافران فرهنگی به ایران به « اعتماد » می‌گوید: « تا شلیک به هواپیمای اوکراینی تورهای ورودی داشتیم اما از این زمان، تورهای ورودی از اروپا و کانادا و امریکا به کشورمان تقریبا به صفر رسید . بعضی توریست‌ها که در این سال‌ها به صورت انفرادی به ایران آمده‌اند، در فرودگاه می‌گویند که دوستانشان گفته‌اند مگر دیوانه شده‌ای که می‌خواهی به ایران بروی‌؟ الان گردشگر ورودی من به سالی یک یا دو نفر رسیده در حالی که پیش از دی ۱۳۹۸ تور اتوبوسی ۴۴ نفره و ۳۰ نفره داشتم و تراکم تور ورودی در حدی بود که اصلا تور خروجی نمی‌گرفتیم چون فرصت نداشتیم . البته بعد از دی ۱۳۹۸ ناآرامی‌های داخل کشور هم تا ۹۰ درصد بر کاهش ورود گردشگر تاثیر داشته چون با هر بحرانی، وزارت خارجه کشورها به اتباعشان اعلام می‌کنند که ایران در وضعیت قرمز است و به ایران سفر نکنند و البته بازگشت آرامش به صنعت گردشگری هم بعد از هر بحران داخلی یا بین‌المللی، حداقل ۶ ماه طول می‌کشد . علاوه بر این، صدور ویزا برای گردشگران خارجی به‌شدت دشوار شده و جز از بعضی کشورها، گردشگران واقعا امکان سفر به ایران ندارند در حالی که در دهه ۱۳۹۰ موج گردشگران فرانسوی، اسپانیایی و آلمانی داشتیم و تعداد گردشگران مالزیایی و چینی و روس هم خوب بود . اینها، گردشگر فرهنگی هستند . گردشگر فرهنگی کسی است که برای کار نیامده باشد و مدت محدودی بین ۷ تا ۲۰ روز در ایران می‌ماند و چند شهر ایران را می‌بیند و هتل اجاره می‌کند و پول ورودی سایت تاریخی می‌دهد و سوغاتی می‌خرد ولی فردی که برای کار می‌آید و از ما حقوق هم می‌گیرد و سوغاتی هم نمی‌خرد و اجاره آپارتمانش هم توسط دولت ایران پرداخت می‌شود، گردشگر نیست . »

    این راهنمای تور، می‌گوید که وضع تورهای خروجی هم چندان تعریفی ندارد و مشکلات اقتصادی، سخت‌گیری در صدور ویزا و تعطیلی سفارتخانه‌ها در ایران، عامل موثر بر رکود تورهای خروجی است .
    « تورهای ورودی را دیگر باید مرده و منقرض فرض کنید اما تورهای خروجی هم همین وضع را دارد چون فعلا، سفارتخانه‌‌ها از ایران رفته‌اند و تور خروجی زمستان و نوروز آفریقای جنوبی و برزیل و فرانسه و تمام اروپا و چین و ژاپن را از دست داده‌ایم و در بهترین شرایط، تابستان سال بعد و به شرط بازگشت سفارتخانه‌ها به ایران، می‌توانیم تور خروجی داشته باشیم آن هم برای تعداد معدودی که ثروتمندند و قیمت دلار بر سفرهایشان تاثیر ندارد . تا ۱۵ سال قبل در تورهای خارجی‌مان، معلم و هنرمند و پزشک عمومی هم داشتیم ولی حالا، فقط ۱۰ آژانس در ایران مشغول برگزاری تور خروجی هستند که مسافران ثابت دارند و دیگر از تنوع در مسافران هم خبری نیست . »

    طبق آخرین گزارش سازمان جهانی گردشگری، پارسال بیش از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان سفر فرهنگی داشتند که این عدد نسبت به سال ۲۰۲۴ میلادی رشد ۴ درصدی دارد .
    این سازمان در گزارش خود اعلام کرده که وضعیت صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ به رونق و رشد پیش از همه‌گیری کرونا رسیده و در این سال میلادی، قاره اروپا ۷۹۳ میلیون گردشگر (رشد ۴ درصدی نسبت به ۲۰۲۴) قاره امریکا ۲۱۸ میلیون گردشگر (یک‌درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) قاره آفریقا ۸۱ میلیون گردشگر (۸ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) خاورمیانه حدود ۱۰۰ میلیون گردشگر (۳درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) آسیا و اقیانوسیه ۳۳۱ میلیون گردشگر (۶ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) داشته و پررونق‌ترین‌های صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ کشورهایی مانند برزیل (۳۷ درصد رشد) مصر (۲۰درصد رشد) مراکش (۱۴‌درصد رشد) بوتان (۳۰ درصد رشد) ایسلند (۲۹ درصد رشد) گویان (۲۴درصد رشد) آفریقای جنوبی (۱۹ درصد رشد) و ژاپن (۱۷ درصد رشد) بوده‌اند . همچون سال‌های قبل البته جای ایران در این فهرست خالی است و تنها امکان رقابت ما در این صنعت، وضع فعلی‌مان نسبت به سال قبل و سال قبل‌تر با خودمان است و بس .

  • روزگار تلخ گردشگری در ایران / سفر از سبک زندگی مردم حذف شد / هتل‌ها خالی ماندند

    روزگار تلخ گردشگری در ایران / سفر از سبک زندگی مردم حذف شد / هتل‌ها خالی ماندند

    به گزارش اقتصادران، شیراز که در سال‌هایی نه‌چندان دور، یکی از شلوغ‌ترین مقاصد گردشگری کشور بود؛ امروز فعالان این صنعت از کاهش بی‌سابقه سفر، افت شدید تقاضا، تعطیلی دفاتر، تعدیل نیروهای متخصص و کاهش چشمگیر اشغال هتل‌ها در آن خبر می دهند.

     بررسی میدانی و اظهارات فعالان این حوزه نشان می‌دهد کاهش توان اقتصادی خانوار، انتشار اخبار تنش‌زا، افزایش هزینه‌های سفر و رقابت نابرابر بخش دولتی با بخش خصوصی، از مهم‌ترین عوامل ضربه به گردشگری به شمار می‌رود.

    در ماه‌های اخیر درخواست برای تعطیلی یا تعلیق فعالیت دفاتر خدمات گردشگری در فارس افزایش یافته و بسیاری از این دفاتر با زیان عملیاتی مواجه شده‌اند.

     بسیاری از مسافران، سفر را از سبک زندگی خود حذف کرده‌اند و آن‌هایی هم که هنوز به سفر فکر می‌کنند، به‌دنبال گزینه‌های ارزان‌تر و کوتاه‌ترند.

    در حالی که امید می‌رفت پس از دوران کرونا، اوضاع گردشگری رو به بهبود بگذارد، افزایش مداوم قیمت‌ها، بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌ها، نبود سیاست مشخص برای حمایت از بخش خصوصی و رقابت خدماتی دستگاه‌های دولتی با بخش خصوصی، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است.

     گردشگری در بدترین وضعیت دو دهه اخیر

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس گفت: وضعیت گردشگری فارس به هیچ‌وجه مناسب نیست و مجموعه‌ای از اخبار و شایعات «چه درست و چه نادرست» به‌ویژه خبرهای تلخ و نگران‌کننده، نخستین ضربه را به گردشگری وارد می‌کنند.

    محمود فخری در گفت و گو با ایلنا تأکید کرد: هرگونه تنش یا خبر درباره احتمال وقوع جنگ یا بحران، به‌سرعت موجب رکود و افت شدید فعالیت‌های گردشگری می‌شود.

    فخری با اشاره به اینکه روز به روز شاهد افزایش درخواست برای تعطیلی و تعلیق اجباری دفاتر هستیم، تصریح کرد: هیچ دفتر خدمات گردشگری در فارس در شرایط مطلوب فعالیت نمی‌کند و تمامی دفاتر، فارغ از تعداد نیرو یا گستره فعالیت، در حال زیان دادن هستند.

    وی تصریح کرد: برخی دفاتر به‌دلیل برخورداری از بنیه مالی، هزینه‌ها را از منابع دیگر تأمین می‌کنند تا آبروی کاری‌شان حفظ شود، اما دفاتر فاقد پشتوانه مالی حتی قادر به تحمل یک روز ضرر نیستند و سریعاً وارد حاشیه و بحران می‌شوند.

    ریزش نیروی انسانی حرفه‌ای در گردشگری رخ داده است

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس ادامه داد: این وضعیت باعث شده بسیاری از نیروهای متخصص و آموزش‌دیده دفاتر، که سرمایه‌های گردشگری استان هستند، از کار تعدیل شوند یا به مشاغل دیگر روی آورند و عملاً ریزش نیروی انسانی حرفه‌ای در گردشگری رخ داده است.

    فخری با اشاره به اینکه «سفر در سبد خانوار عملاً حذف شده»، گفت: مردم توان مالی سفر ندارند و اگر سفری هم انجام می‌شود بیشتر از طریق امکانات دولتی مانند مهمانسراهای شهرداری‌ها، آموزش و پرورش یا دیگر نهادهای دولتی است.

    به اعتقاد وی؛ دولت ادعا می‌کند حامی بخش خصوصی است اما در عمل خود وارد رقابت مستقیم با بخش خصوصی شده و ادارات دولتی با داشتن مهمانسرا، آژانس، هواپیما و مراکز اقامتی، فضای رقابتی ناسالم ایجاد کرده‌اند.

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس افزود: تمام ادارات مهمانسرا دارند در حالی که طبق مصوبه هیأت وزیران، این واحدها باید تعطیل می‌شدند. اما با تغییر تابلوها به «مرکز آموزشی» همچنان همان کارکرد گردشگری را دنبال می‌کنند و دستگاه‌های نظارتی نیز توجهی به این تخلفات ندارند.

    وی گفت: دولت هیچ‌گاه تاجر موفقی نیست و ورودش به این فعالیت‌ها موجب ضرر خود دولت و هم بخش خصوصی می‌شود.

    فخری درباره اینکه چه اقشاری بیشتر سفر می‌کنند توضیح داد: ورودی گردشگری شرایط خوبی ندارد و در بخش خروجی نیز عملاً تنها افرادی که شرایط مالی مطلوبی دارند سفر می‌کنند و سایر اقشار، از جمله کارگران، توان سفر هوایی و حتی زمینی را ندارند.

     وی افزود: کارخانه‌داران نیز با کاهش گردش مالی مواجه‌اند و از این‌رو امکان سفر خانوادگی برای آن‌ها نیز محدود شده است.

    فخری با تأکید بر افزایش هزینه‌های سفر گفت: قیمت بلیت هواپیما یکباره تا ۳۰ درصد بالا می‌رود و دستگاه‌های دولتی در این میان تصمیمی شفاف نمی‌گیرند؛ وزارت راه می‌گوید افزایش قیمت ممنوع است، صنعت و معدن نظر دیگری دارد و در نهایت قیمت‌ها بالا می‌رود.

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس افزود: اکنون سفر خارجی به کشورهایی مانند ترکیه برای برخی از مردم ارزان‌تر از سفر داخلی تمام می‌شود و این مسئله نشانه‌ای از نابسامانی حوزه سفر است.

    فخری با ابراز نگرانی از آینده این صنعت گفت: اگر روند فعلی ادامه داشته باشد، هر روز شاهد تعطیلی دفاتر مسافرتی خواهیم بود.

    اشغال هتل‌ها به ۳۰ تا ۳۵ درصد سقوط کرده است

    رئیس جامعه هتلداران فارس  نیز با بیان اینکه وضعیت اشغال هتل‌های استان مناسب نیست، گفت: میزان اشغال هتل‌ها در فارس اکنون تنها حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است و این رقم نشان‌دهنده رکود جدی در بخش اقامت است.

    حسن سیادتان در گفت و گو با ایلنا با بیان اینکه تعداد گردشگران خارجی تقریباً به صفر رسیده و مسافران داخلی نیز بسیار کم شده‌اند، افزود: برگزاری نمایشگاه‌ها در شیراز تا حدی موجب افزایش مسافر می‌شود، اما به‌طور کلی میزان سفر نسبت به سال‌های گذشته کاهش چشمگیری داشته است.

     سیادتان با اشاره به اینکه آبان‌ماه که بهترین فصل گردشگری شیراز محسوب می‌شود و معمولاً ظرفیت هتل‌ها در این زمان تکمیل بود، امسال عملاً خالی ماند و گردشگران را ندیدیم، تأکید کرد: میزان اشغال هتل نسبت به سال گذشته کمی کاهش داشته اما در مقایسه با سال‌های دورتر، افت بسیار جدی است.

    وی گفت: مردم به‌دلیل مشکلات اقتصادی سفر را از برنامه زندگی خود حذف کرده‌اند؛ زمانی سفر برای خانواده‌ها اهمیت داشت، اما امروز قدرت خرید به حدی کاهش یافته که بسیاری حتی توان تامین هزینه‌های روزانه خود را ندارند.

    رئیس جامعه هتلداران فارس با اشاره به چالش‌های موجود در حوزه اقامت خاطرنشان کرد: بسیاری از مسافران به‌جای هتل، از اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت یا ویلاهای شخصی استفاده می‌کنند. در استان‌های شمال کشور به‌دلیل نزدیکی به تهران، مردم بیشتر از ویلاهای شخصی استفاده می‌کنند، اما فاصله استان‌های دیگر تا فارس باعث می‌شود مسافران برای سفر چندروزه کمتر به شیراز بیایند.

    «سفرکارت» کنار گذاشته شد

    سیادتان با انتقاد از بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری دولتی گفت: طرح‌هایی مانند «سفرکارت» که برای تشویق مردم به سفر ایجاد شد، هزینه‌های زیادی روی دست دولت گذاشت اما با تغییر مدیران کنار گذاشته شد.

    وی افزود: در حالی‌که قرار بود ارگان‌های دولتی از ظرفیت هتل‌ها استفاده کنند، بسیاری از ادارات برای خود مهمانسرا، تالار و اقامتگاه ایجاد کرده‌اند و عملاً گردش مالی را از بخش خصوصی دور کرده‌اند. این در حالی است که نگهداری این واحدها هزینه‌های زیادی برای دولت ایجاد می‌کند.

    رئیس جامعه هتلداران فارس  درباره گروه‌های اصلی استفاده‌کننده از هتل‌ها گفت: در حال حاضر مهم‌ترین گروه مسافران هتل‌ها، شرکت‌کنندگان و غرفه‌داران نمایشگاه‌های شیراز هستند، هرچند بسیاری از آن‌ها نیز برای کاهش هزینه‌ها از اقامتگاه‌های نزدیک نمایشگاه استفاده می‌کنند.

    وی افزود: اگر گردشگری دوباره رونق بگیرد، فارس با کمبود هتل روبه‌رو خواهد شد و لازم است از امروز سرمایه‌گذاران برای ساخت هتل‌های جدید تشویق شوند تا در آینده با مشکل کمبود ظرفیت مواجه نشویم.

    نبود دیپلماسی فعال گردشگری، مانع ورود توریست شده است

    سیادتان با اشاره به تبلیغات ایران‌هراسانه در جهان گفت: این فضا، همراه با نبود دیپلماسی فعال گردشگری، مانع ورود توریست شده است.

    وی یادآور شد: در گذشته، ورود گردشگران به ایران بسیار بالا بود، اما در حال حاضر کاهش یافته است؛ کرونا شرایط را بدتر کرد و پس از آن نیز مشکلات اقتصادی یکی پس از دیگری گریبان‌گیر صنعت گردشگری شد.

    رئیس جامعه هتلداران فارس درباره هزینه‌های بالای هتل‌داری گفت: استهلاک تأسیسات هتل‌ها به‌شدت افزایش یافته است. تجهیزاتی مانند پمپ‌ها که چند سال پیش ۷۰۰ هزار تومان قیمت داشتند، امروز به ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان افزایش یافته اند. تعمیرات سردخانه‌ها که پیش‌تر با هزینه ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان انجام می‌شد، اکنون بیش از یک میلیارد تومان هزینه دارد. همچنین انجام صحیح استانداردسازی آسانسورها نیازمند یک تا دو میلیارد تومان هزینه است.

    وی افزود: هزینه مواد غذایی نیز هر روز بدون هشدار قبلی افزایش می‌یابد و این روند فشار زیادی به هتل‌داران وارد کرده است.

    سیادتان با ابراز امیدواری از اینکه گردشگری فارس دوباره رونق بگیرد، تصریح کرد: تا زمانی‌که سفر از سبد خانواده‌ها خارج شده و سیاست‌گذاری‌ها ثبات ندارد، اوضاع به‌سختی بهبود خواهد یافت.

  • چرا ایران در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری هم نیست؟ / بیکاری ۵۰ درصد از راهنمایان گردشگری

    چرا ایران در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری هم نیست؟ / بیکاری ۵۰ درصد از راهنمایان گردشگری

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته، جدیدترین گزارش از برترین مقاصد گردشگری جهان در سال ۲۰۲۴ منتشر شد. طبق گزارش سازمان جهانی گردشگری، در سال ۲۰۲۴ کشور فرانسه با ۱۰۰ میلیون گردشگر ورودی، در اولین ردیف جدول پر بازدیدترین مقاصد گردشگری جهان ایستاد. کشور اسپانیا هم که در زمینه جذب گردشگر، رقیب فرانسه محسوب می‌شود، در سال ۲۰۲۴ میلادی توانست میزبان ۹۴ میلیون گردشگر خارجی باشد آن هم در حالی که این آمار نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۱۰درصدی داشت.

    سازمان جهانی گردشگری در گزارش اخیر خود اعلام کرد که در سال ۲۰۲۴ میلادی، تعداد گردشگران جهان نسبت به سال ۲۰۲۳ با رشد ۱۱درصدی مواجه بوده و به حدود ۱.۴ میلیارد نفر رسیده که از این تعداد، حدود ۷۴۷ میلیون نفر، به قاره اروپا، حدود ۳۱۶ میلیون نفر به آسیا و اقیانوسیه، ۲۱۳ میلیون نفر به امریکا و حدود ۷۴ میلیون نفر به قاره آفریقا رفته‌اند و مجموع درآمد بین‌المللی گردشگری در این سال میلادی با رشد ۳ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳ به ۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.

    گزارش اخیر سازمان جهانی گردشگری همچنین حکایت از آن داشت که علاوه بر قاره‌ها، درآمد گردشگری برخی کشورها از جمله کویت، السالوادور، عربستان سعودی، آلبانی و صربستان هم نسبت به سال ۲۰۲۳ رشد قابل توجهی با دامنه ۹۸ الی ۲۳۲ درصدی داشته است.

    در این گزارش هم مثل سال‌های قبل نام ایران نه در فهرست ۱۰ کشور اول و نه در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری نبود و این‌طور که وزیر میراث فرهنگی به تازگی اعلام کرد، مجموع گردشگران ورودی به ایران در سال قبل کمی بیش از ۶ میلیون نفر بوده که البته به دلیل محرومیت صنعت گردشگری کشور از حساب اقماری، هنوز معلوم نیست چه تعداد از این جمعیت ورودی، گردشگر واقعی هستند.

     ولی حتی با فرض اینکه این ۶ میلیون نفر، گردشگر واقعی هم باشند، فاصله بسیار فاحش تعداد گردشگر ورودی به کشوری مثل فرانسه یا اسپانیا با کشور خودمان، چطور و تا چند نسل بعد، کاهشی حتی در حد جزیی خواهد یافت؟ فعالان صنعت گردشگری در نقدهایی که طی دو سال اخیر مطرح کرده‌اند، می‌گویند که دولت‌ها، نه تنها برای تغییر تصویر ایران فرهنگی تلاشی ندارند، با استناد به اعداد اشتباه یا غیر واقعی، قصد دارند واقعیت به صفر رسیدن ورود گردشگر خارجی به کشور را هم جور دیگری به مردم کشورمان نشان بدهند.

    چند روز قبل، اکبر غمخوار که یکی از اعضای جامعه تورگردانان است، گفت: «جهانگرد به چه کسی گفته می‌شود؟ در ایران به تعریف واقعی گردشگر توجه نشده و نمی‌شود و کسانی که از مرز شلمچه، بصره و جنوب عراق وارد ایران می‌شوند و برای خرید به آبادان می‌روند و عصر هم به کشورشان باز می‌گردند یا فردی که از مرز آستارا وارد ایران می‌شود و در بازارچه مرزی ما خرید می‌کند و به کشورش برمی‌گردد یا اتباع نخجوان که برای سفر به باکو و بازگشت مجدد به نخجوان از مسیر ایران می‌گذرند، یا ۵ میلیون نفری که حاضرند از افغانستان به ایران بیایند تا در اینجا کار کنند و رسوب شوند هم در فهرست گردشگران ورودی و در آمار گردشگری کشور گنجانده می‌شود و به دلیل همین محاسبه اشتباه، وزارت میراث فرهنگی، آمارهای متورم نشان می‌دهد در حالی که این تلقی از ورود گردشگر به کشور کاملا غلط است و گردشگر حداقل باید یک شب در ایران اقامت داشته باشد.

    دولت می‌گوید ۶ میلیون گردشگر وارد ایران شده و اگر اینها یک شب اقامت در کشور داشتند باید ۶ میلیون شب اقامت هم ثبت شده باشد که عدد بسیار بزرگی است و باید تمام هتل‌های ایران پر می‌شد و تمام مراکز فروش صنایع‌دستی و سایت‌های گردشگری مملو از گردشگران ورودی می‌بودند اما وقتی از هتل‌ها آمار بگیرید، آن‌ها می‌گویند درصد اشغال هتل‌های‌شان در پایین‌ترین سطح است. در سایت‌های گردشگری هم گردشگران خارجی دیده نمی‌شوند. واقعیت این است که گردشگر واقعی وجود ندارد و آمارها بیشتر شامل ورود و خروج مرزی است.

    همین حالا به اصفهان و شیراز و یزد بروید و ببینید اصلا اثری از گردشگر خارجی وجود دارد؟ بسیاری از کشورها سفر اتباع خود به ایران را ممنوع کرده و به گردشگران خود گفته‌اند به ایران سفر نکنید و اگر گردشگران‌شان با توجه به هشدار سفر صادر شده به ایران سفر کنند در صورت رخ دادن هر اتفاقی برای آن‌ها بیمه‌ها پوشش نمی‌دهند.

    حتی چین که معاهده همکاری ۲۵ساله با ایران دارد، به گردشگران خود اعلام کرده به ایران نروید و آژانس‌های مسافرتی چین از فرستادن گردشگر به ایران خودداری می‌کنند. وضعیت گردشگری داخلی هم بد است. گردشگری داخلی به اقتصاد خانوار مرتبط است. مردم درآمد خود را اول برای اجاره خانه، موادغذایی و معیشت هزینه می‌کنند و اگر چیزی در سبد خانوار باقی ماند برای سفر هزینه می‌شود.

    الان چون توان اقتصادی خانوارها به مسائل اصلی نظیر مسکن، آموزش، دارو و حتی غذا نمی‌رسد، پس سفر خود به خود از سبد خانوار حذف شده است. یک سفر کیش از سفر دوبی و ترکیه گران‌تر تمام می‌شود. دولت باید امکانات و تسهیلات در اختیار مردم، بازنشسته‌ها، کارمندان و کارگرها قرار بدهد تا آن‌ها بتوانند لااقل یک سفر ارزان را تجربه کنند. در این رابطه هم تاکنون هیچ اقدام موثری توسط دولت انجام نشده است.»

    روزهای پایانی دی امسال هم جمشید حمزه زاده؛ رییس جامعه هتلداران ایران از کاهش سفرهای داخلی مردم به دلیل گرانی و تورم خبر داد و به ایسنا گفت: «بیشتر شهرها کم‌مسافر و خلوت هستند که البته دلایل مختلفی دارد؛ گردشگری ورودی دچار مساله است و گردشگران اروپا و امریکا تقریبا نمی‌آیند و مسافران چینی و روسی هم خیلی کم شده‌اند.

    گرانی و تورم اجازه نمی‌دهد مردم خودمان هم خیلی سفر بروند. تا چند سال پیش، هر خانوار در طول سال حداقل یک سفر می‌رفت اما الان برای خیلی از خانواده‌ها با این وضعیت هزینه‌های حمل و نقل و اقامت، سفر نمی‌صرفد. کاهش مسافر، باعث شده بسیاری از هتل‌ها و اقامتگاه‌ها خلوت و خالی باشند. طبقه متوسط و کم‌درآمد جامعه به نسبت گذشته، کمتر شرایط و امکان سفر و اقامت در اقامتگاه‌های ۴ و ۵ ستاره را دارد و نگرانی‌هایی برای حذف سفر از سبد این قشر وجود دارد.»

    آنچه مورد انتقاد فعالان صنعت گردشگری است، تناقض واقعیت گزارش‌های جهانی با اعداد مورد استناد وزیر میراث فرهنگی است. وزیر میراث فرهنگی در حالی از ورود بیش از ۶ میلیون گردشگر در سال ۱۴۰۲ خبر داده که سازمان جهانی گردشگری، در گزارش اخیر خود با اعلام آمار ۶ ماهه توریست‌های خارجی ورودی به خاک ایران در سال ۲۰۲۴ گفت که این عدد هنوز نسبت به تعداد گردشگران ورودی پیش از ژانویه ۲۰۱۹ (بهمن ۱۳۹۸ و آغاز همه‌گیری کرونا) کاهش ۳۷ درصدی دارد.

    طبق آمار این نهاد بین‌المللی، در فاصله دی ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۳ در مجموع حدود ۳ میلیون و ۱۳۰ هزار مسافر خارجی وارد خاک ایران شده‌اند که بیشترین تعداد گردشگر خارجی ورودی به کشور در این بازه ۶ ماهه، مربوط به ماه ژوئن (اردیبهشت – خرداد ۱۴۰۳) و با تعداد حدود ۷۹۱ هزار نفر بوده و در گزارش دیگری هم اشاره دارد که در ۷ ماه نخست سال ۲۰۲۳ تعداد مسافران خارجی ورودی به کشور حدود ۲ میلیون و ۹۳۳ هزار نفر بوده است.

    بیکاری ۵۰ درصد راهنمایان گردشگری، نشانه بارزی از صفر شدن توریست ورودی به ایران

    محسن حاجی سعید؛ رییس جامعه راهنمایان گردشگری ایران رکود واضح در صنعت گردشگری کشور به دلیل ایران هراسی و کاهش شدید گردشگر ورودی را به عنوان هشداری برای اقتصاد ایران می‌داند و بیکاری نیمی از راهنمایان گردشگری طی سال‌های اخیر را مصداق آشکار این رکود مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌گوید: «متاسفانه نه حاکمیت و نه دولت به واقعیت ایران‌هراسی واقف نیست و انگار تاثیر مخرب این پدیده در اذهان مردم دنیا را نمی‌داند و به ضرورت رفع این معضل نمی‌اندیشد در حالی که مهم‌ترین معضل امروز صنعت گردشگری کشور، پدیده ایران‌هراسی است ولی چه برنامه‌ای برای رفع این پدیده داریم و وزیر میراث فرهنگی با چه بودجه و چه ابزاری می‌خواهد با این پدیده مبارزه کند؟ البته امروز، صنعت گردشگری ایران از مرحله ایران هراسی عبور کرده و با ایران‌گریزی مواجه شده‌ایم به این معنا که گردشگران خارجی، نه فقط دچار نگرانی بابت سفر به ایران هستند بلکه از سفر به ایران حتی بابت کار و تجارت هم منصرف شده‌اند.

    امروز در سایت‌های وزارت خارجه کشورهای مهم دنیا که گردشگران واقعی و پولساز برای مقاصد گردشگری دارند، هشدار سفر به ایران منتشر شده ولی دستگاه دیپلماسی ما برای پاک کردن این هشدار از سایت وزارت خارجه کشورها چه اقدامی انجام داده و چرا درباره اقداماتش توضیحی نمی‌دهد که بدانیم مثلا با این یا آن کشور اروپایی مکاتبه‌ای برای لغو هشدار سفر به ایران انجام داده است؟

    به نظر می‌رسد که وزارت خارجه ما، یا متوجه اهمیت این معضل نیست و اولویتی برای اصلاح ان قائل نشده یا اینکه بر مذاکرات سیاسی و جلسات با مقامات عالی کشور تمرکز کرده در حالی که حوزه فرهنگی هم مهم است و در حال حاضر رفع ایران‌هراسی و اقدامات منجر به ایران‌هراسی، مهم‌ترین مقوله فرهنگی ماست. گردشگری، بخشی از درآمد کشور است. آیا هدف از برجام، فقط فروش نفت است یا اینکه باید به جای فروش نفت بر فروش خدمات تمرکز کنیم؟ متاسفانه به نظر می‌رسد که دولت به حرف فعالان گردشگری توجهی ندارد.

    حرف ما این است که به جای تلاش برای جذب گردشگر، برای اصلاح تصویر جهانی ایران اقدام شود. امروز فعالان گردشگری نگرانند که یک گردشگر خارجی به محض عکاسی یا فیلمبرداری در ایران که در تمام کشورها البته یک رفتار معمول و طبیعی است، دستگیر شده و این دستگیری، روابط دو کشور را حداقل به مدت ۶ ماه تحت الشعاع قرار بدهد و این گردشگر، در بازگشت به کشورش به بقیه هموطنانش توصیه کند که به ایران سفر نکنند. آیا قرار نیست که دولت ما بین گردشگر کنجکاو و جاسوس تفاوتی قائل شود؟

    اینها درد امروز صنعت گردشگری کشور است. امروز، نه فقط در دنیای غرب و اروپا، بلکه حتی در کشورهایی همچون ژاپن و کره جنوبی و چین و هند که به دلیل اقتصاد قدرتمندشان، بازار هدف گردشگری ایران هستند با هشدار منع سفر به ایران مواجهیم در حالی که اگر حتی ۵۰۰ هزار گردشگر فرهنگی در ایران داشته باشیم، مجموع اکوسیستم گردشگری کشورمان فعال خواهد بود ولی هنوز حتی عدد دقیق گردشگر فرهنگی‌مان را نمی‌دانیم و تمام صحبت‌ها فقط بر اساس حدس و گمان است به این معنا که حدس می‌زنیم هر گردشگر فرهنگی در هنگام خروج از کشور ۵۰ دلار صنایع دستی می‌خرد در حالی که ممکن است این عدد، ۱۵۰ دلار باشد.

    آمار بازدید از سایت‌های تاریخی ما نشان می‌دهد که اعدادی که دولت‌ها از تعداد گردشگر ورودی می‌گویند، غیرواقعی است. یکی از پربازدیدترین سایت‌های تاریخی ما در استان یزد که تا پیش از سال ۱۳۹۸ بیش از ۳۰ هزار یا ۴۰ هزار بازدیدکننده داشت، در ۹ ماهه ابتدای امسال فقط ۱۸۰۰ بازدیدکننده خارجی داشته و این عدد، معادل فاجعه است.

    بر اساس آماری که از همکاران‌مان گرفتیم، بعد از اعتراضات بنزین در آبان ۱۳۹۸ و شلیک به هواپیمای اوکراین در دی ۱۳۹۸ و اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ و دستگیری ۲۵ تبعه اروپایی در مهر و آبان ۱۴۰۱، از مجموع ۷ هزار راهنمای فعال حوزه گردشگری، بیش از ۵۰ درصد همکاران‌مان از این صنف خارج شده‌اند یا به شکل پاره‌وقت فعال هستند چون بعد از این اتفاقات تعداد تورهای ورودی و به خصوص، تورهای فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی و اسپانیایی‌زبان به حدی کاهش یافته و نزدیک به صفر شده که این همکاران دیگر درآمدی از این شغل ندارند.

    ما این هشدار جدی را به دولت می‌دهیم که اگر تعداد گردشگر ورودی، در ارزآوری کشور محاسبه نشود و تکیه اقتصادی دولت به فروش نفت آن هم با تخفیف ۳۰ درصدی باشد، معنایی جز غفلت دولت از درآمدزایی خدمات و اهمیت دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی گردشگری ندارد. ما مثل فرانسه و امریکا و هند، صنعت مد و هالیوود و بالیوود نداریم. به کدام ابزار قدرت نرم به جز صنعت گردشگری باید تکیه کنیم؟»

  • سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري ایران / 16 قاره به اتباع خود توصیه كرده‌اند که به ایران سفر نکنند!

    سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري ایران / 16 قاره به اتباع خود توصیه كرده‌اند که به ایران سفر نکنند!

    به گزارش اقتصادران، از ابتداي امسال، 16 كشور از قاره اروپا، امريكا، آسيا و اقیانوسیه به اتباع خود توصيه كرده‌اند كه به ايران سفر نكنند يا اگر در ايران هستند به سرعت خاك ايران را ترك كنند. بررسي‌هاي «اعتماد» نشان مي‌دهد كه طي 9 ماه اخير، دولت كشورهاي فرانسه، هلند، اسپانيا، پرتغال، كانادا، انگليس، امريكا، نيوزيلند، ايرلند، هند، دانمارك، سنگاپور، آلمان، سوييس، هنگ‌كنگ و ژاپن يا در وب‌سايت وزارت خارجه‌شان يا در اعلام رسانه‌اي به اتباع خود درباره سفر يا تداوم اقامت در ايران هشدار داده‌اند.

    در وب‌سايت وزارت خارجه 7 كشور هلند، كانادا، انگليس، امريكا، نيوزيلند، ايرلند و هنگ‌كنگ، هشدار سفر به ايران با رنگ قرمز يا در سطح 4 كه بالاترين سطح هشدار سفر خارجي است، مشخص شده است. در وب‌سايت اغلب كشورها از اين فهرست 16گانه، هشدار سفر به ايران به تنش‌هاي منطقه‌اي گره خورده است. برخي كشورهاي اين فهرست 16گانه، در هشدار خودداري از سفر به ايران، به توضيح كوتاهي بسنده كرده‌اند ولي هشدارهاي برخي ديگر از كشورها، مفصل‌تر است. برخي كشورها از اين فهرست 16گانه با اشاره به اينكه ايران، تابعيت مضاعف را به رسميت نمي‌شناسد، نسبت به خطر بازداشت اتباع دوتابعيتي هشدار داده‌اند، برخي ديگر، اتباع خود را از شركت در تجمعات اعتراضي در ايران پرهيز داده و نسبت به خطر دستگيري در اين تجمعات هشدار داده‌اند. برخي ديگر از كشورها، به اتباع خود هشدار داده‌اند كه از هرگونه فيلمبرداري و عكاسي از اماكن عمومي خارج از سايت‌هاي تاريخي خودداري كنند.

    تاكيد برخي كشورها به اتباع‌شان اين است كه از هرگونه ارتباط با فعالان سياسي و مدني در ايران خودداري كرده و در هيچ بحث و اعتراض مدني يا سياسي، حتي به صورت ناظر بي‌طرف و به عنوان شنونده و بيننده هم حضور و مشاركت نداشته باشند. برخي كشورها، با معرفي برخي اعمال مجرمانه و مشمول مجازات كيفري و شرعي در ايران ازجمله، همجنس‌گرايي، تبليغ ساير اديان، توهين به مقدسات، واردات و مصرف گوشت خوك، الكل و موادمخدر، به اتباع خود هشدار داده‌اند كه از ارتكاب به اين جرم‌ها خودداري كنند.

    برخي كشورها حتي درباره بيماري‌هاي بومي در مناطق مختلف ايران، لرزه‌خيزي نقاط مختلف ايران، چگونگي دريافت خدمات درماني در صورت بيماري يا حادثه، ضرورت رعايت مناسبات مذهبي و شرعي در ايران هم توضيحات مفصلي منتشر كرده‌اند. اطلاعات منتشر شده در وب‌سايت تمام كشورها از اين فهرست 16گانه، در روزهاي اخير به‌روزرساني شده يا اينكه دولت‌ها تاكيد دارند كه اين توضيحات و هشدارها تا پايان سال جاري ميلادي هم قابل استناد است.

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور هلند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «وضعيت امنيتي در ايران تا حدي به دليل درگيري با اسراييل بدتر شده است. با توجه به تحولات كنوني در منطقه، وضعيت غيرقابل پيش‌بيني است. كد رنگ مشاوره سفر ايران قرمز است. در هر شرايطي كه هستيد، به آنجا سفر نكنيد. خيلي خطرناك است و در صورت بروز مشكل، سفارت هلند نمي‌تواند به شما كمك كند. آيا در حال حاضر در ايران هستيد؟ اگر مي‌توانيد اين كشور را ترك كنيد.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور هند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «ما از نزديك تشديد اوضاع امنيتي در منطقه را زيرنظر داريم. به اتباع هند توصيه مي‌شود از سفرهاي غيرضروري به ايران خودداري كنند. از كساني كه در حال حاضر در ايران اقامت دارند، تقاضا مي‌شود هوشيار بوده و با سفارت هند در تهران در تماس باشند.»

    نوامبر 2024 در وب‌سايت كشور نيوزيلند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «به دليل احتمال وقوع ناآرامي‌هاي مدني خشونت‌آميز، خطر دستگيري يا بازداشت و وضعيت نابسامان امنيتي در منطقه، به ايران سفر نكنيد.تنش‌هاي منطقه‌اي در خاورميانه بالاست و مي‌تواند به سرعت تشديد شود و وضعيت امنيتي ممكن است بدون اطلاع قبلي بدتر شود. در يك حمله يا درگيري‌هاي مسلحانه، توصيه‌هاي مقامات محلي را دنبال كنيد.

    درگيري‌هاي جاري در لبنان و سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين مي‌تواند به افزايش تنش‌ها در ساير مناطق خاورميانه منجر شود. افزايش تنش همچنين ممكن است به بسته شدن فضاي هوايي، لغو پروازها و تغيير مسيرها و ساير اختلالات سفر منجر شود. تحولات و تنش‌هاي سياسي در داخل ايران و منطقه و همچنين رويدادهاي بين‌المللي و تحريم‌ها عليه ايران، تظاهرات‌ و ناآرامي‌هاي داخلي را در پي خواهد داشت. در تمام موارد دستگيري يا بازداشت در ايران، توانايي دولت نيوزيلند براي ارائه كمك كنسولي به نيوزيلندي‌ها بسيار محدود است. اگر در ايران بازداشت شده باشيد، نمي‌توانيم دسترسي كنسولي يا دسترسي به نمايندگي قانوني را تضمين كنيم.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور فرانسه در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «با توجه به افزايش خطر تشديد تنش نظامي در منطقه و با توجه به خطر بسته شدن غيرمنتظره حريم هوايي و فرودگاه‌هاي ايران، توصيه مي‌شود آن دسته از ساكنان فرانسوي مقيم ايران كه فرصت انجام اين كار را دارند، به‌طور موقت كشور را ترك كنند.به اتباع فرانسوي اكيدا توصيه مي‌شود كه به ايران سفر نكنند يا در صورت ضرورت، مدت سفر خود را محدود كنند، از هرگونه تجمع خودداري كنند و هر چه سريع‌تر خاك ايران را ترك كنند، از اتباع فرانسوي كه به‌‌رغم اين توصيه‌ها در ايران مي‌مانند، درخواست مي‌شود در سفرهاي خود در اين كشور بسيار محتاط و هوشيار بوده و با احتياط از هرگونه تجمع احتمالي خودداري كنند و خود را در جريان رويدادهاي جاري و پيام‌ها يا دستورالعمل‌هاي احتمالي سفارت فرانسه قرار بدهند. از اتباع فرانسوي كه از ايران عبور مي‌كنند، دعوت مي‌شود در اسرع وقت كشور را ترك كنند.

    در صورت دستگيري يا بازداشت، احترام به حقوق اساسي و امنيت افراد تضمين نمي‌شود. با افزايش تنش‌ها در خاورميانه، ظرفيت سفارت فرانسه در تهران براي تضمين حفاظت كنسولي از اتباع دستگير شده يا بازداشت شده در ايران بسيار محدود است. ملاقات‌هاي كنسولي در مورد يك تبعه فرانسوي- ايراني مجاز نيست، زيرا ايران تابعيت دوگانه را به رسميت نمي‌شناسد و حضور كنسولي در جلسات دادرسي در طول محاكمه احتمالي تضمين نمي‌شود. ايران، هدف اقدامات تروريستي از سوي سازمان‌هايي است كه توانايي عمل و عزم خود را براي ادامه حملات خود ثابت كرده‌اند. تروريسم مي‌تواند بي‌رويه باشد و مكان‌هاي تجمع، از جمله مكان‌هايي را كه خارجي‌ها در آن تردد مي‌كنند، هدف قرار بدهد. احتمال حملات تروريستي بيشتر در آنجا زياد است.»

    دسامبر 2024 در وب‌سايت كشور آلمان در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «ما نسبت به سفر به ايران هشدار مي‌دهيم.از شهروندان آلماني خواسته مي‌شود ايران را ترك كنند.وضعيت در سراسر منطقه همچنان متلاطم و بسيار متشنج است. به گفته وزارت اطلاعات، ايران در وضعيت جنگي قرار دارد.بسته شدن طولاني‌تر حريم هوايي، فرودگاه‌ها و مرزهاي زميني ايران و همچنين لغو بيشتر پروازها را نمي‌توان منتفي دانست.

    تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه خطوط هوايي ايران اير، ماهان اير و ساها از 14 اكتبر 2024 اجرايي شده و پروازها به اتحاديه اروپا، بلافاصله پس از انتشار اين تصميم متوقف شد. حتما دستورات نيروهاي امنيتي محلي را دنبال كرده و رسانه‌ها را از نزديك رصد كنيد.كمك از سوي سفارت آلمان در تهران به افراد دوتابعيتي ايراني – آلماني غيرممكن است. اگر در گذشته انتقاداتي نسبت به كشور و نظام سياسي آن داشته‌ايد، به ايران سفر نكنيد.نمايندگي مسوول آلمان در خارج از كشور فقط مي‌تواند به ميزان بسيار محدودي پشتيباني كنسولي ارائه بدهد و نمي‌تواند از شما در برابر تعقيب كيفري محافظت كند. از ويزاي خود فقط براي اهداف ذكر شده در آن استفاده كنيد. سوءاستفاده از ويزا مي‌تواند عواقب جدي از جمله دستگيري و محكوميت يا اخراج داشته باشد.با احتياط و فقط با مجوز عكس و فيلم بگيريد.

    تحت هيچ شرايطي از هواپيماهاي بدون سرنشين استفاده نكنيد، از اظهارنظر در مورد شرايط و رويدادهاي سياسي ايران خودداري كنيد.دستورالعمل‌هاي نيروهاي امنيتي محلي را دنبال كنيد. در بسياري از ساختمان‌هاي عمومي، عكاسي و فيلمبرداري كاملا ممنوع است، همين امر در مورد عكاسي در مناطق خاص صدق مي‌كند. عكاسي و فيلمبرداري حتي از مكان‌هاي به ظاهر بي‌خطر مي‌تواند منجر به دستگيري و پيگرد قانوني شود. تحت هيچ شرايطي نبايد از موسسات يا ساختمان‌هاي دولتي يا وسايل نقليه دولتي، تاسيسات نظامي يا مانورهاي نظامي، نيروگاه‌هاي هسته‌اي، پالايشگاه‌ها، تاسيسات توليد نفت/گاز، سكوهاي حفاري، تجمع مردم يا تظاهرات، مقامات رسمي (مانند پليس يا ارتش) ساختمان سفارت، زيرساخت‌هاي حياتي (تامين) مانند برق يا آب، افراد بدون رضايت صريح آنها، فرودگاه‌ها، ايستگاه‌هاي قطار و ساختمان‌هاي مشابه عكس و فيلم بگيريد. قوانين و ارزش‌هاي اخلاقي ايران، به‌‌ويژه مقررات پوشش اسلامي بايد كاملا رعايت شود.»

    نوامبر 2024 در وب‌سايت كشور كانادا در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «از هر گونه سفر به ايران به دليل شرايط امنيتي ناپايدار، تهديد منطقه‌اي تروريسم خودداري كنيد. اگر مي‌توانيد از مسيرهاي تجاري از ايران خارج شويد. توانايي ما براي ارائه خدمات كنسولي در ايران بسيار محدود است.تشديد تنش‌ها در منطقه مي‌تواند خطرات امنيتي ايجاد كند و اين شرايط ممكن است به اختلال در سفر، ازجمله لغو پرواز و بسته شدن فضاي هوايي منجر شود.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور انگليس در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «از هر گونه سفر به ايران خودداري كنيد.اگر برخلاف توصيه‌هاي بخش امور خارجه سفر كنيد، ممكن است بيمه مسافرتي شما باطل شود.در منطقه خاورميانه تنش وجود دارد. اين وضعيت مي‌تواند به سرعت تشديد شود و خطراتي ايجاد كند. ممكن است پروازها لغو شوند.حمايت دولت بريتانيا در ايران بسيار محدود است. فرض كنيد هيچ كمك كنسولي حضوري در شرايط اضطراري امكان‌پذير نخواهد بود و اگر در ايران به مشكل برخورديد، دولت بريتانيا نمي‌تواند به شما كمك كند.»

    آگوست 2024 در وب‌سايت كشور ايالات متحده امريكا در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «شهروندان امريكايي به هيچ عنوان نبايد به ايران سفر كنند.دولت امريكا با جمهوري اسلامي ايران روابط ديپلماتيك و كنسولي ندارد. دولت ايالات متحده قادر به ارائه خدمات كنسولي معمول يا اضطراري به شهروندان امريكايي در ايران نيست.»

    آوريل 2024 كشور پرتغال در مشاوره سفر به ايران به اتباع خود توصيه كرد: «با توجه به شرايط داخلي ايران هرگونه سفر به اين كشور ممنوع است و به اتباع مقيم ايران به دلايل امنيتي توصيه مي‌شود كه اين كشور را ترك كنند.»

    آوريل 2024 دولت ژاپن به اتباع خود درباره سفر به ايران توصيه كرد: «از تمام سفرها به ايران اجتناب شود و تا زماني كه پروازهاي تجاري برقرار است اتباع مقيم ايران خاك اين كشور را ترك كنند.»

    كشور سوييس، اول نوامبر 2024 سفر به ايران را ممنوع اعلام كرد و آوريل 2024، دولت دانمارك از اتباع خود خواست كه از سفر به ايران خودداري كرده يا هر چه سريع‌تر خاك ايران را ترك كنند.

    سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري

    فعالان صنعت گردشگري به «اعتماد» مي‌گويند كه كاهش ورود گردشگر خارجي به ايران، از نيمه دوم سال 1398 و به دنبال بازتاب جهاني اعتراضات به گراني قيمت بنزين در آبان 1398 و سپس، شليك به پرواز شماره 752 هواپيماي اوكراينی در آسمان ايران و جان باختن 176 سرنشين اين پرواز در 18 دي همان سال آغاز شد و با شيوع كرونا از اسفند 1398 شتاب گرفت اما با اعتراضات به دنبال جان باختن مهسا اميني (دختر 21 ساله سقزي كه مهمان تهران بود و 25 شهريور 1401 بعد از دستگيري توسط گشت ارشاد و انتقال به بازداشتگاه وزرا، دچار مرگ مغزي شد) اين ركود سير صعودي گرفت.

    تعطيلي نيمي از 5 هزار آژانس مسافرتي در كشور، تبعات صفر شدن ورود گردشگر خارجي و ركود شديد صنعت گردشگري طي 5 سال اخير است. عزت‌الله ضرغامي، وزير ميراث فرهنگي دولت سيزدهم كه در حاشيه انتقاداتش از سياست‌هاي غيركارشناسانه و ضد حق مردم، كاربرد چندباره واژه «ايران‌هراسي» توسط همكارانش را با سكوتي معنادار تاييد مي‌كرد، بارها به كابينه سيزدهم هشدار داد كه فيلترينگ، دستگيري گردشگر خارجي به بهانه جاسوسي و انتقال اطلاعات كشور به اجانب و بيگانگان، بازداشت شهروندان به دليل بي‌حجابي يا بدپوششي، پلمب و تعطيلي سليقه‌اي هتل‌ها و خانه‌هاي بومگردي، نتيجه‌اي جز شكست صنعت گردشگري ندارد آن هم در حالي كه به دليل تحريم‌هاي گسترده، حتي از درآمد واقعي نفت فروشي هم بي‌بهره مانده‌ايم . دولت سيزدهم البته وقعي به اين تك‌صدايي نمي‌گذاشت.

    حالا تبعات شكست 5 ساله صنعت گردشگري به دولت چهاردهم رسيده اما فعالان اين صنعت مي‌گويند كه اين دولت هم تكاپويي براي بازگرداندن رونق به اين صنعت در حال مرگ ندارد . طي هفته‌هاي اخير، وزير ميراث فرهنگي در اشاره به تاثيرات گسترده «ايران هراسي» گفت كه حتي نهادهاي بين‌المللي هم ارتباط‌شان را با ايران قطع كرده‌اند و با ذكر اين نگراني، به نوعي در جبهه حمايت از فعالان حوزه گردشگري ايستاد ولي راهنمايان‌تور و صاحبان آژانس‌هاي مسافرتي به «اعتماد» مي‌گويند كه اتفاقا، تنها فردي كه مي‌تواند براي زنده كردن صنعت گردشگري، كاري انجام بدهد، وزير امورخارجه است و بس كه البته در اين 4 ماه و اندي كه از فعاليت دولت چهاردهم مي‌گذرد هم، هيچ تلاشي از سمت وزارت امورخارجه براي رفع «ايران هراسي» صورت نگرفته يا تلاشي هم اگر بوده، در حدي بي‌رمق است كه نه تنها به پادزهر «ايران هراسي» تبديل نشده بلكه دامنه هراس از ايران را به «گريز» از ايران توسعه داده است.

    اميرحسين حبيب‌زاده؛ راهنماي تور و استاد دانشگاه به «اعتماد» مي‌گويد كه پيش از سال 1398، تورهاي متعدد با حجم انبوهي از گردشگران اروپايي را براي ايام نوروز و سايرمناسبت‌هاي ملي و بازديد از بناهاي تاريخي ايران مديريت مي‌كرد ولي امسال براي شب يلدا، فقط يك تور و آن هم با دو گردشگر ايراني عازم كوير لوت داشت و بس: « پاييز 1395 ميزباني يك گروه 28 نفره از گردشگران هلندي را در شيراز برعهده داشتم و حضور اين گردشگران، با شب يلدا مصادف شد .

    در آن ايام، خانه‌هاي متعددي در تهران و اصفهان و شيراز و رشت پذيراي گردشگران خارجي بودند و با شام ايراني از ايشان پذيرايي مي‌كردند . شب يلداي سال 1395 هم اين گردشگران هلندي را به يكي از اين خانه‌ها برديم كه با موسيقي سنتي و حافظ‌خواني و كلم پلوي شيرازي و خرمالو و انار و هندوانه پاي يك كرسي ايراني از ايشان پذيرايي شد و توريست‌هاي هلندي، در جشن يلداي ما شركت كردند و البته مشاهده و حضور در اين مراسم، براي اين گردشگران اروپايي بسيار جذاب بود . تا سال 1398، پذيرايي از گردشگران اروپايي و برنامه‌ريزي براي تور چهارشنبه‌سوري و نوروز و شب يلدا، يك رويه معمول براي راهنمايان تور و آژانس‌هاي مسافرتي بود ولي از نيمه دوم 1398، ورود گردشگر خارجي به ايران، تقريبا به صفر رسيده .

    آخرين مهمانان خارجي من، دو تاجر از كشور عمان بودند كه چند روز قبل به ايران آمدند و البته قصد سفرشان، تجاري و بازرگاني بود و گردشگر محسوب نمي‌شدند در حالي كه در فاصله سال 1388 تا 1398 وقتي پرواز از مقصد تركيه در فرودگاه امام بر زمين مي‌نشست، از مجموع 300 مسافر يك پرواز، حداقل 80 نفرشان توريست بودند . فصل پرمسافر ايران، اواخر شهريور تا اوايل آذر و اواخر اسفند تا اواسط خرداد است ولي تا پيش از سال 1398، حتي خارج از فصل رونق گردشگري هم تورهاي متعدد از مسافران خارجي داشتيم چنان‌كه هر راهنماي تور در هر ماه حداقل سه گروه گردشگر خارجي را مديريت مي‌كرد ولي امسال، تنها مسافران من براي شب يلدا و آن هم بعد از سه ماه بيكاري، دو هموطن ايراني بودند كه مي‌خواستند يلدا را زير آسمان لوت سپري كنند.»

    صاحب يك آژانس گردشگري برگزار‌كننده تور شب يلدا مي‌گويد كه طي 5 سال اخير، نه تنها تعداد گردشگران خارجي كاهش بسيار زيادي داشته، حتي گردشگري داخلي هم شكست خورده چون قيمت تورها با جيب مردم همخواني ندارد: « كاهش مشتري آژانس گردشگري، مساوي با كاهش درآمد است . در 5 سال اخير، تعداد زيادي از همكاران ما به دليل كاهش شديد درآمد، شغل‌شان را تغيير دادند و از صنعت گردشگري به حرفه ديگري رفتند.»

    يكي ديگر از صاحبان آژانس گردشگري درباره آنچه در 5 سال اخير بر سر صنعت گردشگري آمد، با زبان صريح‌تري توضيح مي‌دهد: « گردشگري ايران در اين 5 سال صفر شد. وضعي كه امروز شاهديم، كاهش ورود گردشگر نيست بلكه نابودي صنعت گردشگري است . وضع اين صنعت به حدي اسف‌بار شده كه بنياد مستضعفان، ناچار به فروش هتل‌هايش شده در حالي كه تا 5 سال قبل، تمام تورهاي ورودي به كشور، در هتل‌هاي بنياد مستضعفان مستقر مي‌شدند و رونق و درآمدزايي ورود گردشگر خارجي در حدي بود كه بنياد مستضعفان، يك آژانس گردشگري ويژه براي جذب اين توريست‌ها داشت ولي حالا هتل‌هايش را براي فروش گذاشته چون ديگر راهنماي تور ورودي نداريم و چون گردشگر ورودي نداريم، بنابراين، ورودي هتل‌هاي بزرگ بنياد مستضعفان و از جمله هتل استقلال، كاملا صفر شده است .

    مسافراني كه وارد كشور مي‌شوند و به زيارت حرم امام رضا و بقعه شاهچراغ مي‌روند، گردشگران زيارتي هستند و توريست فرهنگي محسوب نمي‌شوند ولي وزارت ميراث فرهنگي، اين افراد را در فهرست توريست فرهنگي قرار مي‌دهد همان‌طور كه يك راننده ترانزيت ورودي از مرز غرب و خروجي از مرز شرق را هم توريست محسوب مي‌كند . 5 سال است كه اروپا به اتباعش تاكيد مي‌كند به ايران سفر نكنيد و 5 سال است كه گردشگران اروپايي از سفر به ايران خودداري مي‌كنند چون به دنبال اتفاقات 5 سال اخير، از اين هراس دارند كه به محض ورود به ايران، دستگير شوند. البته يك نكته را متذكر مي‌شوم و اينكه حتي پيش از سال 1398 هم گردشگران ورودي ايران، افرادي بودند كه به تمام كشورهاي دنيا سفر كرده بودند و ايران، آخرين مقصدشان بود علاوه بر اينكه تمام گردشگران ورودي به ايران، ميانه سني بالاي 50 سال دارند و به دليل ممنوعيت شرعي وجود مشروبات الكلي و ساير تفريحاتي كه در ايران نيست و همچنين به دليل اجبار حجاب براي خانم‌ها، توريست‌هاي جوان و گروه سني كمتر از 40 سال اصلا به ايران سفر نمي‌كنند. بنابراين، حتي پيش از سال 1398 هم گردشگران فرهنگي ما از كشورهاي اروپايي، گروهي بودند كه با زبان محترمانه به ما مي‌گفتند كه به اجبار به ايران آمده‌اند چون مي‌خواستند پرسپوليس و پاسارگاد را ببينند.

    وضعیت صنعت گردشگري ايران ارتباط مستقيم با فضاي سياسي كشور دارد. صنعت گردشگري ايران در تمام سال‌هاي دهه 1360 و به دليل جنگ 8 ساله و فضاي پس از جنگ تعطيل بود و در دهه 1370 هم از شرايط سياسي آن زمان تاثير گرفت و بنابراين در هيچ يك از سال‌هايي كه گذشت، با رونق گردشگري مواجه نبوده و نيستيم چون گردشگر جوان و درآمدساز و با نشاط اصلا به ايران نمي‌آيد و در عوض به تركيه مي‌رود كه در ساحل شنا كند و به كلوب شبانه برود و مشروب بخورد و در كنار همه اين تفريحات، از آثار تاريخي هم بازديد كند در حالي كه ما در ايران، حتي براي آن گردشگر سالمند هم هيچ تفريحي جز يك رستوران سنتي نداريم و البته اين گردشگر سالمند هم جز خريد سوغاتي، هيچ نفعي براي صنعت گردشگري ما ندارد.

    به همين دليل تاكيد مي‌كنم آنچه درباره وضع امروز صنعت گردشگري ايراني مي‌توانيم بگوييم، كاهش و ركود نيست بلكه نابودي است چون اگر درسال‌هاي پيش از 1398، تعداد گردشگر كم بود، بعد از سال 1398 و به دنبال آنچه جهان از برخورد با هموطنان‌مان شاهد بود، گردشگران از ورود به ايران نگران بودند اما به مرور، اين نگرانی تبديل به انصراف از سفر به ايران شد و بنابراين، در طول 5 سال اخير، رخدادهاي سياسي و البته در كنار آن، گراني و تورم، ضربه اول و اصلي را به ريشه صنعت گردشگري كشور زد و نتيجه اين ضربه چه بود؟ در اين 5 سال از مجموع بيش از 5 هزار آژانس مسافرتي، حدود 3 هزار آژانس تعطيل شده چون مسافري نيست و اگر هم هست، بليت و هتل و ساير ملزومات سفر را از اپليكيشن‌هاي سفر مي‌خرد. وقتي جهان اعلام مي‌كند كه ايران براي حضورگردشگر اروپايي مساعد نیست ، انتظار داريد صنعت گردشگري پررونق باشد؟»

  • فرصت‌سوزی‌های صنعت گردشگری در سایه غفلت مسئولان

    فرصت‌سوزی‌های صنعت گردشگری در سایه غفلت مسئولان

    به گزارش اقتصادران، «ما ناجی فرهنگ جامعه محلی نیستیم و حق دخالت در آن را نداریم. دخالت در فرهنگ جوامع بومی فاجعه‌بار است». «مهسا مطهر»، مدرس گردشگری با بیان این جمله به لزوم توجه به عوامل فرهنگی در طرح‌های توسعه تأکید کرد و گفت: «هر طرحی برای توسعه باید از بافت جامعه بیرون آید تا جامعه را به‌سمت توسعه سوق دهد. گردشگری نباید امر مداخله‌کننده در فرهنگ بومی باشد، بلکه باید عامل رشد آن باشد» مطهر گردشگری را رشته جوانی می‌داند و می‌گوید: «هنوز آنچنان که شایسته این رشته است، در حوزه‌های مدیریتی این رشته از متخصصین آن استفاده نمی‌شود و پتانسیل‌های مادی و معنوی گردشگری نادیده گرفته می‌شود». او معتقد است: «فرهنگ جوامع، حاصل رخداد‌های تاریخی، اجتماعی در طول سالیان و به‌صورت نوظهور رسانه است. نمی‌توان برایش نسخه پیچید یا به یکباره تغییرش داد.»

    به‌نظر من صنعت گردشگری نه‌تن‌ها از توانی که می‌تواند از آن بهره گیرد، استفاده نمی‌کند بلکه معمولاً در حال فرصت‌سوزی است. چند دلیل عمده هم برای این موضوع وجود دارد. یکی اینکه در سیاست‌های کلان کشور، گردشگری جایگاه مناسبی ندارد. همین امر باعث می‌شود مصالح رشد گردشگری اصلاً اولویت تصمیم‌گیری‌های مدیریتی نباشد. دوم اینکه گردشگری رشته جدیدی در کشور ما محسوب می‌شود و به همین دلیل، افراد متخصصی که بتوانند تصدی بخش‌های مدیریت دولتی را به‌عهده بگیرند، یا خیلی جوان هستند و یا ارتباطات سیاسی لازم را ندارند. به همین دلیل، مدیریت‌های کلان گردشگری در حوزه گردشگری تخصص ندارند، دانش‌آموختگان این رشته نیستند و نمی‌توانند در سطح قابل‌قبول استاندارد‌های علمی این رشته تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کنند. سوم اینکه براساس دو عامل ذکرشده، رشد این صنعت کند می‌شود و بخش‌های خدمات‌رسانی در این حوزه همچنان به شیوه سنتی فعالیت می‌کنند و حتی در بخش خصوصی هم این تخصص لازم وجود ندارد. درنتیجه، فاصله عمیقی بین بخش آکادمیک و بخش فعال تجربی در این صنعت وجود دارد و پیوندی هم بین این دو نیست و هر کدام دارند جداگانه فعالیت می‌کنند. همه عواملی که گفته شد، سبب می‌شود بین واقعیت گردشگری (بالفعل) با پتانسیل آن شکاف وجود داشته باشد.

    آیا رشد گردشگری با حفاظت از محیط‌زیست و حفظ فرهنگ جامعه بومی در تضاد است؟ برای اینکه این دو با هم رشد کنند و یکی به دیگری صدمه نزند، چه باید کرد؟

    گردشگر می‌تواند آسیب‌های فرهنگی بزند. می‌تواند منجر به نمایشی شدن فرهنگ شود. آدم‌ها به‌طور ناخواسته به فرهنگ جامعه میزبان آسیب می‌زنند که در حوزه بین‌الملل هم این امر مورد بررسی قرار می‌گیرد و آن‌ها به راهکار‌هایی هم دراین‌باره رسیده‌اند

    من این عقیده را قبول ندارم که رشد گردشگری به محیط‌زیست و فرهنگ جامعه بومی آسیب می‌زند. برعکس گردشگری می‌تواند حافظ این دو باشد. تجربه نشان داده است که هر وقت در منطقه‌ای رشد گردشگری شکل گرفته، حساسیت مردم بومی به حفاظت از محیط‌زیست و بنا‌های تاریخی بیشتر شده است. این رشد اگر با آموزش و آگاهی‌رسانی همراه باشد، منجر به حفظ همه منابع محیط می‌شود. به‌طور مثال، در قشم در یک دوره‌ای که گردشگری همراه با برنامه‌ریزی و آموزش بوده، منجر به اتفاقات خوبی مثل حفظ و ادامه بقای موجودات مثل پرندگان و لاک‌پشت پوزه‌عقابی که در خطر انقراض بودند، شد. در مورد برخی بافت‌های تاریخی شهر‌هایی که گردشگری آن‌ها روبه‌رشد است، حساسیت مردم برای حفظ آن‌ها بیشتر شده است. درصورتی‌که منافع مردم در گرو رشد گردشگری باشد، این امر باعث تضمین حفظ مؤلفه‌های تاریخی و زیست‌محیطی می‌شود. به‌طورکلی اگر رشد گردشگری با مؤلفه‌های گردشگری پایدار همراه باشد، به‌هیچ عنوان به محیط‌زیست و فرهنگ جامعه بومی آسیب نمی‌زند و حتی آن‌ها را حفظ هم می‌کند.

    حفظ فرهنگ جامعه میزبان را چطور می‌توان تعریف کرد؟ آیا آسیب‌شناسی درباره تأثیر حضور گردشگر در جامعه میزبان شده است؟

    تجربه نشان داده است که هر وقت در منطقه‌ای رشد گردشگری شکل گرفته، حساسیت مردم بومی به حفاظت از محیط‌زیست و بنا‌های تاریخی بیشتر شده است

    در حوزه ملی نمی‌توانم با قاطعیت بگویم که آیا آسیب‌شناسی شده است یا نه. ولی در حوزه بین‌المللی آسیب‌شناسی شده است. گردشگر می‌تواند آسیب‌های فرهنگی بزند، می‌تواند منجر به نمایشی شدن فرهنگ شود. آدم‌ها به‌طور ناخواسته به فرهنگ جامعه میزبان آسیب می‌زنند که در حوزه بین‌الملل هم این امر مورد بررسی قرار می‌گیرد و آن‌ها به راهکار‌هایی هم در این خصوص رسیده‌اند. موضوعی که در جامعه ما مغفول مانده، این است که منطقه‌ای را بررسی کنیم و به این امر توجه کنیم که آیا این منطقه اصلاً مناسب رشد گردشگری هست یا نه! بیشتر به این صورت است که چند نقطه را انتخاب می‌کنند. بدون بازنگری و توجه با آسیب‌ها، شروع به ایجاد زیرساخت‌ها می‌کنند و برای ورود گردشگر آن‌ها را آماده می‌کنند.

    بحثی که بین فعالان گردشگری یا بهتر بگویم، بین راهنمایان گردشگری و گردشگران، این روز‌ها پرتکرار است، موضوع احترام به جامعه محلی است. خصوصا افرادی که اشرافی به مباحث علوم انسانی مثل جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ندارند، کمتر حفظ فرهنگ جامعه مقصد، برایشان قابل درک است. باتوجه‌به جنبش‌های اجتماعی مبنی‌بر زندگی و انتخاب‌های آزادانه که امروزه در جوامع شکل گرفته، به این امر معتقدند که چرا ما باید در مقصد، براساس آداب و رسوم آن‌ها رفتار کنیم؟ چرا ما باید به رسوم قدیمی جامعه میزبان احترام بگذاریم؟ ما می‌خواهیم در حین سفر، طبق اعتقادات خودمان رفتار کنیم. توضیح شما در قبال این تفکر چیست؟ شما این امر لزوم احترام به جامعه بومی را چطور بیان می‌کنید؟

    حالا من به‌عنوان فردی که در یک شهر بزرگ زندگی می‌کنم، نسخه زندگی خودم را به افرادی که در نقاط دیگر و جوامع کوچکتر زندگی می‌کنند، ارائه دهم. من از گذشته، آینده و سیر فرهنگی منطقه میزبان آگاه نیستم. از آنجا که حرکت فرهنگ یک حرکت آهسته است، تغییر و فشار ناگهانی می‌تواند به آن آسیب برساند.

    در حال حاضر که در اندیشه اکثریت ما ایرانی‌ها، جهان به دو بخش غرب (خوب) و شرق (بد) تقسیم شده است. هرچه از غرب است، خوب است و هرچه از شرق است، بد است. چون ما در فرهنگمان از دیرباز تا کنون همه پدیده‌ها را فقط در دو حیطه خیر و شر جای می‌دهیم؛ سیاه یا سفید، چیزی به عنوان خاکستری نداریم. این نگاه در تمام عرصه‌ها تسری پیدا می‌کند. از سوی دیگر در نگاه حاکمیت هر چیزی که از غرب نشئت می‌گیرد، بد است و فقط هر چیزی که از شرق است، خوب است. در این شرایط هر دو گفتمان فکر می‌کنند تفکر درست تفکر آنهاست. درحالی‌که این‌طور نیست. هر جامعه‌ای با هر تعداد خرده‌فرهنگ، هر راه‌حل و هر طرح برای توسعه باید از بافت خودش بیرون بیاید. نسخه‌های خارج از بطن آن فرهنگ برایش کارساز نیست.

    به همین دلیل، کارشناسان فرهنگی درباره ورود (سفر) به مناطق مختلف در مورد چگونگی برخورد با فرهنگ جامعه بومی می‌گویند، ما فقط مهمانیم و هیچ حق و اجازه دخل و تصرفی بر آن نداریم. آینده را نمی‌دانیم و از گذشته آن هم اطلاعی نداریم. یک مثال ساده، این است که یک خارجی بخواهد پدیده فرهنگی تعارف کردن ما ایرانی‌ها را بررسی کند و برایش راه‌حل بدهد. مثلاً بگوید ایرانی‌ها به در که می‌رسند، برای ورود با هم تعارف می‌کنند، راه‌حلش این است که هر کسی که به در رسید از آن عبور کند، آیا این راه‌حل کار می‌کند؟ خیر. چون این رفتار برای ما به‌معنی احترام به بزرگتر یا کسی که مرتبه اجتماعی بالاتر دارد، انجام می‌گیرد و به‌معنی ادب است. رعایت نکردن آن ممکن است در یک جمعی نشانه بی‌ادبی باشد و بازتاب‌های خودش را داشته باشد. به‌عنوان مثال اینکه می‌گوییم اول خانم‌ها از در عبور کنند، این پدیده برای کشور‌های اروپایی بود که خانم‌ها با دامن‌های بلند می‌خواستند از پله و در عبور کنند، بدنشان در امان باشد و مرد‌ها به‌عنوان حفاظ پشت سرشان قرار بگیرند. کم‌کم این امر به جوامع دیگر هم تسری یافت.

    درنهایت باید بگویم فرهنگ به‌مثابه یک شیء سیال غیرنیوتنی مثل شیشه نشکن، اگر به یک نقطه حساسیت ضربه وارد شود، کل ساختارش ممکن است فرو بریزد و اجزای به‌هم مرتبط آن دچار اختلال در کارکرد شوند. هر تغییری باید در دل خود آن فرهنگ رخ دهد و البته که این تغییرات به‌آرامی و در طول سالیان رخ می‌دهد. من به‌عنوان شهروند یک شهر بزرگ، که تجربه زیسته متفاوتی دارم، نمی‌توانم و نباید بر اساس تفکرات و تجربیات خود، برای زندگی و فرهنگ جوامع دیگر راه‌حل ارائه دهم.