برچسب: تنش آبي

  • زنگ خطر برای ذخایر سدهای ایران به صدا درآمد

    زنگ خطر برای ذخایر سدهای ایران به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، در زمستانی که به ظاهر با بارش‌های نسبی آغاز شد، ایران اکنون در آستانه یک بحران آبی جدی قرار گرفته است؛ بحرانی که پیامدهای آن نه تنها تابستان پیش رو، بلکه سال‌های آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

    آمار رسمی وزارت نیرو نشان می‌دهد که در روز دوم اسفندماه ۱۴۰۴، حجم ذخایر آبی سدهای کشور به ۳۲ میلیارد و ۳۹۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ یعنی تنها ۴۱ درصد ظرفیت مخازن پر و ۵۹ درصد آن خالی است. این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، که ۲۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب بود، تنها یک رشد نسبی اندک دارد، اما اگر روند افت پوشش برف را در نظر بگیریم، چشم‌انداز چندان امیدوارکننده نیست.

    پایش‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد مساحت پوشش برف کشور در هفته منتهی به ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ نسبت به سال گذشته ۲۳ درصد و در مقایسه با میانگین ۱۷ ساله حدود ۱۶ درصد کاهش یافته است.

    این کاهش شدید، به ویژه در ارتفاعات البرز و زاگرس، زنگ خطری جدی برای تأمین آب تابستانی است؛ زیرا بودجه برفی این مناطق، که سهم اصلی تغذیه سدها و رودخانه‌ها را دارد، با گرمای زودهنگام و کم‌بارشی پاییز تضعیف شده و خطر ذوب زودهنگام برف و کاهش منابع آبی قابل اتکا در ماه‌های گرم را افزایش داده است.

    تحلیل تصاویر سنجنده MODIS نشان می‌دهد کانون‌های اصلی برف اکنون به ارتفاعات محدود شده‌اند و در زاگرس، که منابع حیاتی رودخانه‌های کارون، کرخه و دز را تغذیه می‌کند، هم پیوستگی و هم ماندگاری برف نسبت به سال‌های پربارش کمتر است. شرق و جنوب‌شرق کشور نیز عملاً از پوشش برف قابل توجهی برخوردار نیستند و تنها قلل مرتفع این مناطق، لکه‌هایی پراکنده از برف دارند. این شرایط بیانگر آن است که تابستان پیش رو می‌تواند با کم‌آبی شدید، تنش‌های تأمین آب شرب و کشاورزی، و احتمال محدودیت‌های جدی برای صنایع آب‌بر همراه باشد.

    اگر این روند ادامه یابد، خطرات چندوجهی در انتظار کشور است. از یک سو، کاهش ذخایر سدها و کمبود آب قابل اتکا می‌تواند فشار بر مدیریت شهری و کشاورزی را افزایش دهد و منجر به تنش‌های محلی و مهاجرت‌های داخلی شود. از سوی دیگر، افت پوشش برف و کاهش منابع زیرسطحی، به همراه تغییرات اقلیمی، می‌تواند ناپایداری تولید برق از سدهای برق‌آبی و وابستگی به انرژی‌های تجدیدناپذیر را تشدید کند. هشدار کارشناسان این است که بدون برنامه‌ریزی فوری برای مدیریت مصرف، ذخیره‌سازی آب و توسعه منابع جایگزین، تابستان ۱۴۰۵ ممکن است برای بخش‌های پرجمعیت و صنایع حیاتی کشور، بحرانی‌تر از سال‌های اخیر باشد.

    این بحران آب، بیشتر از آنکه یک مسئله فنی باشد، یک بحران مدیریتی و تصمیم‌گیری است. هشدارها از هم‌اکنون داده شده‌اند؛ اما بدون تغییرات ساختاری در نحوه مصرف، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب و مدیریت بهتر سدها، کشور در مواجهه با تابستان پیش رو، تنها به شانس و بارش‌های احتمالی دل خوش خواهد کرد. در این میان، شفافیت در ارائه داده‌ها، اطلاع‌رسانی به مردم و برنامه‌ریزی میان‌مدت، به‌ویژه برای مناطق شهری و کشاورزی، ضرورت فوری و غیرقابل‌اجتناب است.

    این گزارش نشان می‌دهد که ایران در آستانه یک تابستان احتمالا با تنش آبی است؛ تابستانی که می‌تواند آزمونی جدی برای ظرفیت کشور در مدیریت منابع طبیعی و مقابله با تغییرات اقلیمی باشد، و هشدار می‌دهد که تعلل در اقدامات پیشگیرانه، هزینه‌ای سنگین برای شهروندان و اقتصاد کشور به همراه خواهد داشت.

  • ایران در محاصره تنش آبی / کاهش ۴۰ درصدی بارش‌ها

    ایران در محاصره تنش آبی / کاهش ۴۰ درصدی بارش‌ها

    به گزارش اقتصادران، نگاهم به ظرف‌هایی است که در ظرفشویی تلنبار شده، دستم را به سمت شیر آب می‌برم و فلکه شیر را باز می‌کنم تا ظرف‌ها را بشویم که می‌بینم آب قطره‌قطره می‌چکد هنوز مات و مبهوتم که چرا فشار آب اینقدر کم شده که همان چند قطره هم قطع می‌شود.

    به یاد مهمانی امشب می‌افتم و اینکه اگر آب وصل نشود چطور قرار است از مهمانان پذیرایی کنم، در همین حین با صدای زنگ در به خودم می‌آیم، مدیر ساختمان است، می‌گوید اهالی ساختمان از فشار کم آب و قطع شدن‌های پیاپی به خصوص در طبقات بالا گلایه دارند و باید به فکر تهیه یک پمپ باشیم، تقریبا همه ما در تابستان‌ها تجربه قطعی آب و برق را داریم و چند سالی است که این مساله بیشتر هم شده است و اگر در گذشته تنها در جنوب تهران این قطعی‌ها و افت فشارها اتفاق می‌افتاد، در سال‌های اخیر تقریبا در همه نقاط تهران این قطع شدن‌ها فراگیر شده است.
    آنچه مسلم است تنش‌های آبی و بحران خشکسالی در ایران به یک معضل جدی تبدیل شده که این وضعیت ناشی از عوامل مختلفی از جمله خشکسالی‌های مکرر، برداشت بی‌رویه آب‌های سطحی و زیرزمینی و تغییرات اقلیمی است. پیامدهای این بحران شامل خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین و افزایش توفان‌های گرد و غبار است.
    در سال‌هایی قرار داریم که بحران منابع آبی دیگر یک پیش‌بینی علمی نیست، بلکه به واقعیتی تلخ در زندگی روزمره مردم ایران تبدیل شده است.

    کاهش ۴۰ درصدی بارش‌ها

    در این راستا عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور خرداد ماه امسال اعلام کرده بود در حال حاضر از ۳۱ استان، ۲۴ استان و ۴۳ شهر کشور درگیر تنش آبی هستند و باید مدیریت مصرف، جدی گرفته شود. بزرگ‌زاده اعتبارات مورد نیاز برای پروژه‌های رفع تنش آبی را ۲۱ هزار میلیارد تومان عنوان کرده و گفته بود؛ پروژه‌های تامین دیگر پاسخگوی نیازهای آبی نیست و باید مدیریت مصرف جدی گرفته شود.
    سخنگوی صنعت آب، میزان بارش‌های کشور از ابتدای سال آبی (اول مهرماه) تا ۱۶ خرداد ماه را ۱۴۳ میلیمتر عنوان کرده و گفته بود در حالی که طبق روال متوسط سال‌های گذشته تا این موقع از سال باید ۲۳۴ میلیمتر بارش می‌داشتیم، اما میزان بارش‌های امسال نسبت به دوره بلندمدت ۳۹ درصد کاهش و نسبت به بارش‌های سال گذشته که ۲۳۹ میلیمتر بوده ۴۰ درصد کاهش دارد و چهار استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان بین ۵۰ تا ۸۰ درصد کاهش بارش دارند.

    کم آبی یا فقر آبی؟

    مهدی قمشی، استاد دانشکده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران در خصوص تنش‌های آبی به وجود آمده در کشور به «اعتماد» می‌گوید: ایران مدت‌هاست که وارد تنش آبی شده و اکنون در مرز «فقر آبی» قرار دارد.  قمشی توضیح می‌دهد: کم ‌آبی اصطلاحی عمومی برای اشاره به کاهش منابع آب است، اما تنش آبی مفهومی علمی‌تر و دقیق‌تر دارد که با استفاده از شاخص‌ها و فرمول‌های مشخص، وضعیت منابع آبی را در مقیاس ملی و منطقه‌ای تحلیل می‌کند. به ‌بیان ساده‌تر، تنش آبی زمانی مطرح می‌شود که میزان منابع آبی تجدیدپذیر یک کشور یا منطقه دیگر پاسخگوی نیازهای مصرفی نباشد و فشار بیش از حدی به این منابع وارد شود . او ادامه می‌دهد: تنش آبی به سیاستگذاران و مدیران هشدار می‌دهد که کم‌ آبی وارد مرحله‌ای شده که نیاز به مداخله، تغییر سیاست و بازنگری جدی در شیوه حکمرانی منابع آب دارد. به همین دلیل، این شاخص‌ها ابزاری برای برنامه‌ریزی کلان محسوب می‌شوند.

    دو شاخص معتبر جهانی  برای سنجش تنش آبی

    قمشی برای درک بهتر وضعیت فعلی ایران، دو شاخص معتبر جهانی را توضیح می‌دهد: در شاخص فالکن مارک (Falkenmark Indicator) سرانه منابع آب تجدیدپذیر سالانه معیار ارزیابی است. اگر کشوری کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب آب شیرین قابل دسترس به ازای هر نفر در سال داشته باشد، وارد مرحله تنش آبی شده است. این عدد اگر به کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب برسد، نشانگر تنش آبی شدید و اگر از ۵۰۰ مترمکعب کمتر شود، بیانگر وضعیت فقر آبی یا Water Scarcity است. اکنون سرانه آب شیرین در ایران حدود ۱۲۰۰ مترمکعب است، یعنی ما در تنش آبی قرار داریم و فاصله چندانی با مرحله شدیدتر آن نداریم. او سپس به شاخص WTA اشاره می‌کند و می‌گوید: این شاخص بررسی می‌کند که چه نسبتی از آب قابل دسترس در یک کشور مصرف می‌شود. اگر مصرف آب از ۴۰ درصد منابع تجدیدپذیر فراتر برود، کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد. در حال حاضر، ایران بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد آب شیرین قابل دسترس خود را مصرف می‌کند. این عدد، بسیار بالاتر از استاندارد جهانی و نشان‌دهنده فشار بسیار شدید بر منابع موجود است.

    از تهران تا سیستان  نقشه پراکندگی تنش آبی در کشور

    قمشی درباره وضعیت استان‌ها از نظر تنش آبی تاکید می‌کند: هر چند این شاخص‌ها معمولا در مقیاس کشوری و حوضه‌های آبریز بزرگ استفاده می‌شوند، اما با تحلیل‌های دقیق می‌توان آنها را به سطح استانی هم بسط داد. در حال حاضر، استان‌هایی مثل تهران، البرز، قم، سمنان و سیستان و بلوچستان جزو بحرانی‌ترین مناطق از نظر تنش آبی هستند. در این استان‌ها، منابع آب محدود و مصرف بی‌رویه، به‌ویژه در کشاورزی و توسعه شهری، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
    او می‌افزاید: تقریبا هیچ استانی در کشور نیست که از نظر منابع آب در وضعیت مطلوبی باشد، مگر برخی استان‌های شمالی مانند گیلان و مازندران که به دلیل بارندگی بالا و رودخانه‌های دایمی، هنوز از بحران جدی دور مانده‌اند. البته در این مناطق هم اگر مدیریت نادرست ادامه یابد، شرایط ممکن است تغییر کند.

    کشاورزی سنتی؛ حلقه معیوب مصرف آب

    قمشی با تاکید بر نقش کلیدی بخش کشاورزی در بحران آب کشور می‌گوید: الگوی فعلی مصرف آب در ایران کاملا ناکارآمد است. حدود ۹۰ درصد آب شیرین قابل استحصال کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود، در حالی که راندمان آبیاری بسیار پایین و حدود ۳۰ درصد است. در کشورهای توسعه‌یافته، سهم کشاورزی از آب حدود ۷۰ درصد است، آن هم با راندمان بالاتر.
    او هشدار می‌دهد: اگر نتوانیم کشاورزی را به سمت روش‌های مدرن، کشت گلخانه‌ای، آبیاری قطره‌ای و حذف محصولات پرمصرف آب هدایت کنیم، فشار روی منابع آبی ادامه پیدا می‌کند و بحران وارد فاز برگشت‌ناپذیر خواهد شد. برخی کشورها مانند هلند و استرالیا با وجود منابع آب کمتر، با استفاده بهینه، کشاورزی پیشرفته دارند و ایران باید از این تجربیات بهره بگیرد.

    صنعت قربانی شده است

    قمشی نسبت به غفلت از بخش صنعت در مصرف آب نیز انتقاد می‌کند و می‌گوید: سهم صنعت از مصرف آب در ایران فقط ۲ درصد است، در حالی که بهره‌وری آب در صنعت بسیار بالاست و می‌تواند اشتغال و تولید ثروت به همراه داشته باشد. ما باید بخشی از منابع آب را از کشاورزی پرمصرف به سمت صنعت ببریم. سیاستگذاری معکوس و تمرکز صرف بر کشاورزی سنتی، آینده اقتصادی و زیست‌محیطی کشور را به خطر می‌اندازد.

    مهاجرت؛ اثر اجتماعی پنهان بحران آب

    او درباره تاثیرات اجتماعی بحران آب هشدار می‌دهد و می‌گوید: یکی از پیامدهای تنش آبی، افزایش مهاجرت داخلی است. مردم استان‌هایی مثل خوزستان که منابع آب زیادی دارند ولی از دسترسی به آب شرب باکیفیت محرومند، به شهرهایی مانند کرج و اصفهان مهاجرت می‌کنند. اینجا نه کم‌ آبی، بلکه سوءمدیریت در توزیع آب شرب و زیرساخت‌های بهداشتی باعث مهاجرت می‌شود. قمشی تاکید می‌کند: در حالی که تنها ۵ تا ۶ درصد منابع آب کشور باید صرف شرب و بهداشت شود، در بسیاری از مناطق این هدف محقق نمی‌شود و رفع این مشکل، نیاز به سرمایه‌گذاری دولتی، بازنگری در سیاست‌ها و شفاف‌سازی در حکمرانی آب شهری دارد.