برچسب: تندرو

  • اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر گروهی که به سهم‌خواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمه‌هایی را به دولت آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاست‌های ضعیف آن، تورم‌های جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است.

    مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: از سویی همین گروه به انتصاباتی که از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شده و افرادی از جنس آنان برگزیده نشده‌اند، به‌شدت معترض هستند.

    اینکه سخنان و رفتارشان تا چه اندازه درست است و در پس آن چه مقدار حقیقت‌جویی وجود دارد، در این مجال قابل سنجش و پایش نیست، اما به‌وضوح می‌توان بی‌توجهی به وضع و شرایط کشور را -اگر با حسن نیت نگاه کنیم- در آن مشاهده کرد.

    ظاهرا به این افراد صفت تندرو اطلاق می‌شود، آنجا که حتی نابودشدن ۵۰ درصد جمعیت را در راستای اهداف‌شان امری مستحسن می‌شمارند و قبل از حمله آمریکا و اسرائیل طالب پیش‌دستی در حمله به آمریکا بودند و اینک با توهم‌های همیشگی به سوی گسترش ایده ایران‌هراسی عملا گام برداشته‌اند. در این حال گویا انتظار دارند همراه جنگ و درگیری‌ها و کشته‌شدن‌ها، آرامش و فراوانی و ارزانی و رفاه برای مردم فراهم آید.

    این مختصر را نه به‌عنوان دفاع از دولت که به خاطر نگاه منصفانه به عملکرد‌هایی که اعضای دولت -با همه نقد‌هایی که به ایشان نوشته شده- و در شرایطی که حضور در محل کار به هر حال با مخاطرات تروریستی روبه‌رو است، به نگارش می‌آید.

    موضوع اقتصاد ایران و مشکل آن امری نیست که تنها حاصل جنگ و درگیری باشد، هرچند واضح است که مانند همه جوامع تأثیرات جنگ در آن کم نیست و شاید شرایط امروز ایران در مقایسه با دیگر کشور‌های درگیر جنگ و تحریم و محاصره به‌مراتب نرم‌تر و آرام‌تر باشد و آن‌گاه که باید به آن توجه می‌شد، جرئت رودررویی با آن وجود نداشت.

    در مقام مثال و مقایسه باید گفت اقتصاد ایران مانند کیسه‌ای با محتوای طلاست که در زیر آن سوراخی تعبیه شده و سکه‌ها از آن بیرون می‌ریزد یا شبیه انبانی از گندم است که به قول مولانا موش در آن رخنه کرده و گندم‌ها را ضایع می‌کند.

    فقط چند نمونه از این سوراخ و این موش در انبان را به‌سادگی می‌توان به قلم آورد. در این اقتصاد نه‌چندان زاینده، اسراف در مصرف، ضایعات کشاورزی، خروج ارز و سرمایه کشور به دلیل سیاست‌های بانک مرکزی درباره تزریق ارز و طلا به بازار، ورود غیرقانونی هر نوع کالا از طریق قاچاقچیان به نام کوله‌بری و ته‌لنجی و بازارچه‌ها و مناطق آزاد مرزی (به‌ویژه مرز‌های خشکی) و صدور بدون اجازه و قاچاق گندم و گوسفند و بنزین و دارو سوراخ‌های کوچکی نیستند و در کنار آن ارز گران‌بهای کشور گاه به‌صورت رسمی صرف واردات کالا‌هایی می‌شود که از مصرف عمومی به دور است.

    از سوی دیگر از زمان دولت احمدی‌نژاد مدیریت نهاد‌های دولتی به‌شدت تضعیف شده، با این استدلال که کار دست مردم باید باشد و اینها چه‌کاره هستند؟

    از جمله خطا‌هایی که صورت گرفت و بهانه آن چابک‌سازی بود، ادغام وزارت بازرگانی و صنایع و معادن در یکدیگر بود. به‌این‌ترتیب با تضعیف یا تحلیل یا انحلال سازمان‌های وابسته به وزارت بازرگانی که نقش بی‌بدیلی در جنگ تحمیلی هشت‌ساله داشتند، وظایف آن در حقیقت معلق ماند و سایه‌ای از نهاد مدیریت بازرگانی دولتی بیش باقی نماند.

    در حقیقت در طول دو یا سه دهه اخیر اقتصاد ایران نه اینکه لیبرالیستی باشد، بلکه شکلی رهاشده و هرج‌ومرج‌گونه به خود گرفته و این در حالی است که در سیاست خارجی همواره – و البته بحق- سیاست مقابله با امپریالیسم و صهیونیسم و حمایت از نهاد‌های مقاومتی منطقه را پیشه کرده بوده‌ایم.

    آن شکل اقتصاد با این روش سیاست خارجی نه‌تنها هماهنگ نیست، بلکه به‌شدت در تضاد است. تداوم سیاست فعلی خارجی نیاز به پشتوانه قوی داخلی و ساماندهی اقتصاد در کشور دارد، زیرا گمان قوی می‌رود که رویارویی ظالمانه با ما هرچه بیشتر در آینده ادامه داشته باشد، مگر آنکه از آرمان‌های بحق و استقلال و روی پا ایستادن خود بگذریم. دشمنان ایران کینه‌ورزانه عمل می‌کنند، اسرائیل ما را عمالقه می‌خواند و تصریح به کشتن همه ایرانیان می‌کند و آمریکا هم به‌دنبال بیان قدیمی واین برگر، وزیر دفاع اسبق آمریکا که ریشه‌کن کردن ایران را بیان کرد، به دنبال محو تمدن ایران و نابودی ملت و به عصر حجر بردن ایران است.

    اینها تنها یک اشتباه لفظی یا تهدید توخالی نیست، بلکه پشتوانه آن عِدّه و عُدّه‌ای است که فراهم کرده‌اند و اسرائیل خود را با انواع سلاح تهاجمی در اطراف ایران به زمین نشانده است. حتی اگر مذاکرات نیم‌بند امروز با پادرمیانی پاکستان به ثمر بنشیند و مثلا آمریکا صلح‌نامه امضا کند (که با بازی‌های دیپلماسی آنها بعید است) اسرائیل و به تبع آن برخی همسایگان وابسته به اسرائیل خواهند گفت ما که امضا نکرده‌ایم و مستقل هستیم و به دنبال اجرای سیاست‌های توسعه‌طلبانه و محو یا تسلیم ایرانیان هستند.

    در اینجا باید گفت مگر ما با آمریکا و سایر قدرت‌ها موافقت‌نامه برجام را امضا نکردیم و آمریکا آن را منتفی دانست و به بهانه‌های واهی به حمله نظامی روی آورد. پس هر موافقت‌نامه‌ای، مجددا احتمال انتفاء از سوی دشمنان را دارد. در این راستا ما نبردی طولانی و فرسایشی در همه جبهه‌ها خواهیم داشت و هرچند باورمان نمی‌شد که آمریکا و اسرائیل به ما حمله کنند و گاه پشتوانه خود را برخی کشور‌های سیاست‌پیشه یا خائن تاریخی می‌پنداشتیم، اما دیدیم که این امر به تحقق پیوست و حسب آنچه دیده می‌شود، ادامه خواهد یافت.

    در این رهگذر سهم‌خواهی و تضعیف داخلی آیا نهایتی جز نابودی خود سهم‌خواهان و فرصت‌طلبان نخواهد داشت؟ مگر آنکه از پیش امان‌نامه داشته باشند. آیا برای ملت ایران جز مبارزه با مدعیان متوهم داخلی که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند، اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی، وحدت و همبستگی و پشتوانه دلیرمردان مسلح به‌ویژه هوافضای سپاه و صرفه‌جویی و بستن سوراخ‌ها و نابودی موش‌ها راهی وجود دارد؟

  • تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند / حتی اگر مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند / حتی اگر مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    به گزارش اقتصادران، حدود یک ماه پیش نارضایتی از شرایط اقتصادی کشور اعتراضات مردم را به دنبال داشت. بسیاری از تحلیلگران که پیش از این نسبت به عملکرد تندروهای سیاسی هشدار می‌دادند امروز معتقدند رد پای تندرو در نارضایتی‌های اجتماعی بسیار پر رنگ است.

    صادق زیباکلام از جمله افرادی است که اصرار تندروها به روش‌های خاص خود و نادیده گرفتن واقعیات جامعه را در نارضایتی‌های اجتماعی پررنگ می‌داند.

    این تحلیلگر سیاسی می‌گوید «حتی اگر معجزه‌ای رخ دهد و دلار به زیر ۱۰۰ تومان و گوشت به زیر ۵۰۰ هزار تومان برسد، باز هم نارضایتی طبقه تحصیل‌کرده، جوانان و دانشجویان فروکش نخواهد کرد.»

    او معتقد است که تندروهای سیاسی اگرچه در اقلیت‌اند اما در قدرتشان مترکز است و موجبات نارضایتی عمومی را فراهم کرده‌اند.

    مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید؛

    ****

    * تندروها چقدر در ایجاد نارضایتی عمومی در کشور چقدر نقش دارند؟

    من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل به‌وجود آمدن نارضایتی، دیده نشدن آن توسط خیلی از مسئولین است؛ یعنی ندیدن، قبول نکردن و نپذیرفتن اینکه درصد بالایی از مردم ناراضی هستند. درست است که نارضایتی‌شان از اقتصاد است، اما تندروها مرتب تبلیغ می‌کنند که نارضایتی صرفا اقتصادی است و آن هم به واسطه ناکارآمدی و ضعف دولت آقای پزشکیان است. از سوی دیگر، کسانی را که در گذشته و امروز رانت داشتند و ثروت‌های هنگفتی به دست آوردند، عامل اصلی نارضایتی می‌دانند و می‌گویند باید این‌ها را اصلاح کرد. می‌گویند آقای پزشکیان باید برنامه اقتصادی‌اش را بهتر کند، در کابینه‌اش افراد نیرومندتری بیاورد و با مدیریت جهادی و انقلابی به سمت حل مشکلات اقتصادی برود. آن‌ها به‌گونه‌ای صحبت و رفتار می‌کنند که انگار ما فقط یک مشکل داریم و آن هم مشکل اقتصادی ناشی از شکاف طبقاتی و رانت است.

    اگر هم مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    اصلاً توجه ندارند که اگرچه مشکلات اقتصادی وجود دارد، اما ریشه بسیاری از نارضایتی‌ها، به‌خصوص در اقشار جوان و لایه‌های تحصیل‌کرده کشور، در حقیقت مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی است. به فرض محال اگر معجزه‌ای شود و تا آخر بهمن‌ماه اقتصاد ایران را درست کنند؛ دلار به زیر ۱۰۰ تومان برسد، گوشت زیر ۵۰۰ هزار تومان و مرغ زیر ۱۰۰ هزار تومان شود، و تخم‌مرغ به شانه‌ای ۱۰-۱۵ هزار تومان برگردد؛ اگر چنین معجزه‌ای هم اتفاق بیفتد، چه می‌شود؟ آیا مردم دیگر نارضایتی ندارند؟ آیا دانشجویان و اقشار تحصیل‌کرده دیگر ناراضی نیستند و فریاد می‌زنند که «دستت درد نکند دولت و مجلس، چقدر از شما راضی هستیم که قیمت‌ها به چند سال پیش برگشت»؟

    تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند

    حتی اگر چنین معجزه‌ای هم رخ دهد، آن نارضایتی‌ها سر جایشان هستند. سال گذشته ۶۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت نکردند. آیا تندروها هیچ‌وقت خواستند به این نکته بپردازند که چرا ۶۰ درصد مردم نیامدند؟ پاسخ تندروها این بود که سیاست‌های هشت سال دوران آقای روحانی و برجام باعث نارضایتی شده است. تندروها اساساً نمی‌خواهند به واقعیت‌های جامعه توجه کنند و نمی‌دانم تا چه زمانی می‌توانند سرشان را زیر برف کنند و واقعیت‌های کشور را نبینند.

    * بعد از جنگ ۱۲ روزه گفته می‌شد که مردم منسجم شدند. در آن زمان صحبت از این می‌شد که حالا که مردم یک گام به سمت حاکمیت برداشتند، حاکمیت هم گامی سمت مردم بردارد. اما شاهد عملکرد تندروها بودیم که با رفع فیلترینگ مخالفت می‌کردند و دوباره مسئله حجاب را مطرح کردند. این‌ها چقدر در دامن زدن به ماجراها نقش داشتند؟

    نمی‌شود این‌ها را کتمان کرد و گفت هیچ نقشی در به‌وجود آمدن اعتراضاتی که شاهد آن بودیم، نداشتند. قطعاً نقش داشته‌اند. این‌ها سعی کردند حجاب را دوباره به وسط بکشند؛ جلوی مجلس رفتند و متحصن شدند، در مجلس حرکت‌هایی کردند و دوباره گشت ارشاد را به بعضی میادین آوردند، اما موفق نشدند حجاب یا گشت ارشاد را به روال سابق برگردانند.

    تندروها بیشتر از ۱۶ میلیون نفر نیستد اما قدرتشان متمرکز است

    منتها واقعیت این است که سیاست‌هایی که تندروها خواهان تداوم و پررنگ‌تر شدنشان هستند، تا به همین‌جا هم باعث نارضایتی گسترده شده است. همان روزی که بازار، پاساژ علاءالدین و طلافروش‌های بازار بستند و تظاهرات کردند، فردایش دانشجوها به اعتراضات پیوستند. دانشجوها که مشکل ارزی و مالی نداشتند؛ یعنی به واسطه مسائل مالی نبود که اعتراض کردند، اما بلافاصله دانشگاه را بستند و گفتند کلاس‌ها و امتحانات باید مجازی شود.

    واقعیت مطلب این است که تندروها اگرچه از نظر جمعیت حدود ۱۶ میلیون نفر بیشتر نیستند، یعنی همان کسانی که پارسال به آقای دکتر سعید جلیلی رأی دادند، اما به نسبت جمعیت‌شان، قدرتشان خیلی زیاد است. قدرتشان در تشکیلات اطلاعاتی، امنیتی و مجلس متمرکز است.

    کل صداوسیما دست تندروهاست انگار نه انگار ۶۰-۷- میلیون نفر دیگر هم وجود دارند

    کل صداوسیما دست تندروهاست؛ کل صداوسیمای جمهوری اسلامی دست این ۱۶ میلیون است و انگار نه انگار که تلویزیون متعلق به آن ۶۰-۷۰ میلیون نفر دیگر هم هست و با مالیات آن‌ها می‌چرخد. اگر به برنامه‌های صداوسیما نگاه کنید، تصورتان این است که تندروها ۶۰-۷۰ میلیون نفرند و باورتان نمی‌شود که حداکثر ۱۰-۱۵ میلیون نفر بیشتر نیستند. نمی‌دانم واقعاً تا چه زمانی تندروها می‌خواهند زمام امور کلان سیاسی، سیاست خارجی و داخلی را در دست داشته باشند و تا کی قرار است کشور را به این سمت‌وسو ببرند که روزبه‌روز نارضایتی و اعتراض مردم بیشتر شود.

    * تندروها چقدر برای نظام خطرناک هستند؟

    ما الان شاهدش هستیم دیگر؛ می‌بینیم که این‌ها عملاً باعث شده‌اند کسر قابل‌توجهی از اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده جامعه، جوانان، کارمندان، فرهنگیان و نویسندگان همگی ناراضی باشند. من معتقدم اسباب نارضایتی کسر قابل‌توجهی از مردم، همین ایدئولوژی، باورها و عملکرد تندروهاست، اما متأسفانه همه قدرت دست آن‌هاست.