برچسب: تلویزیون

  • شبکه خبر تلویزیون هک شد؟!

    شبکه خبر تلویزیون هک شد؟!

    به گزارش اقتصادران، روابط عمومی صدا و سیما در رابطه با اختلال کوتاه پخش برنامه‌های رسانه ملی بیانیه داد.

    متن این اطلاعیه به این شرح است: به اطلاع مخاطبان گرامی رسانه ملی میرساند یکشنبه شب پخش برنامه‌های صدا و سیما روی ماهواره اینتل ست برای لحظاتی در برخی مناطق کشورمان، توسط یک منبع ناشناس دچار اختلال شد.

    با اقدام به هنگام و فوری همکاران فنی سازمان با این اختلال عمدی مقابله و روال عادی پخش برنامه‌های تلویزیونی از طریق این ماهواره دنبال شد.

    قابل ذکر است، چند شبکه ماهواره‌ای معاند مدعی هک شدن پخش چند شبکه صدا و سیما شده بودند.

  • چرا رسانه ملی دیگر سرگرم نمی‌کند؟ / وقتی برای شصتمین بار سریال یوسف و مختار و پایتخت پخش می شود! / وضعیت شبکه‌ نمایش خانگی هم چنگی به دل نمی زند

    چرا رسانه ملی دیگر سرگرم نمی‌کند؟ / وقتی برای شصتمین بار سریال یوسف و مختار و پایتخت پخش می شود! / وضعیت شبکه‌ نمایش خانگی هم چنگی به دل نمی زند

    به گزارش اقتصادران، روزنامه همشهری نوشت: سریال‌ها همه در شبکه آی‌فیلم انباشته شده که برای شصتمین‌بار یوسف پیامبر، پایتخت، آوای باران، مختارنامه و… را بازپخش‌ می‌کند. شبکه‌های دیگر هم پر است از مسابقه و برنامه‌های گفت‌وگومحور که برای سازنده و تهیه‌کننده راحت‌ترین ‌کار ممکن است؛ یک دکور ثابت و کمی هیجانی، یک مجری و چند شرکت‌کننده شناخته‌شده بازیگر یا فوتبالیست و هنرمند و چند بخش سؤال و جواب و خیلی بخواهند خلاقیت داشته‌باشند مثل مسابقه بزرگ یا مردان آهنین دهه ۷۰شمسی، چند آیتم ورزشی چاشنی آن کرده‌اند. برنامه‌های گفت‌وگومحور هم با چند مهمان ثابت در حوزه سیاست خارجی، جنگ و… دنبال می‌شود که حرف‌های تکراری را با کمی داد و بیداد به خورد مخاطب می‌دهد که مثلا متفاوت به‌نظر برسد.

    وضعیت شبکه‌ نمایش خانگی اگرچه در سریال‌سازی و زیرنویس و دوبلاژ سریال‌های خارجی کمی بهتر است، آنقدر حجم سریال‌های خشن با فیلمنامه ترسناک و سیاه در آن زیاد است که از یک‌جایی به بعد اعصاب و روان مخاطب این حجم از سیاهی را برنمی‌تابد.

    مخاطبان می‌گویند از صبح تا شب با ده‌ها چالش اقتصادی، آلودگی هوا، خشکسالی و… روبه‌رو هستند و درست زمانی که به یک‌سریال با تم اجتماعی، خانوادگی و طنز نیاز دارند، باید بنشینند و لحظه ربودن یک دختر توسط سارقین، زندگی اسفناک معتادان، قتل و… را در سریالی دنبال کنند.

    البته شبکه‌ نمایش خانگی هم تلاش کرده بیشتر برنامه‌های خود را مثل تلویزیون با برنامه‌های گفت‌وگومحور و مسابقات رنگارنگ پر کند؛ از برنامه‌های آشپزی‌محور که مهمانان آن چند بازیگر ثابت سینما، تلویزیون و کمدین هستند و در همه برنامه‌ها شرکت می‌کنند تا گفت‌وگو در حوزه اندیشه، کتاب و فضای مجازی که تعدد آنها دل مخاطب را می‌زند.
    خلاصه اینکه از تلویزیون و نمایش خانگی برای مخاطب، تفریح و سرگرمی درنمی‌آید و بی‌جهت نیست که اغلب مردم به‌خصوص جوانان و نوجوانان پناه برده‌اند به دیدن سریال‌ها و فیلم‌های خارجی.

    منبع: همشهری

  • ادعای عجیب یک کارگردان درباره سریال‌های ایرانی /  پایان سریال‌ها بر اساس سلیقه آقایان است!

    ادعای عجیب یک کارگردان درباره سریال‌های ایرانی / پایان سریال‌ها بر اساس سلیقه آقایان است!

    به گزارش اقتصادران، اگر بخواهیم به سریال‌های ایرانی، چه در نمایش خانگی که در چند سال اخیر به قوت رسیده و چه در تلویزیون که عمری طولانی دارد، نگاهی منتقدانه بیاندازیم، پایان بندی عنصری خواهد بود که حتی برای مخاطب عام سریال ها نیز نقطه ضعف محسوب می‌شود. قطعا نمی‌توان به قطعیت گفت که در تمام سریال های ایرانی ماجرا به این صورت است اما نگاهی به آمار قابل بررسی از آن ها نشان می‌دهد که همواره همه چیز به پایانی خوش می‌رسد.
    اگر شخصیت اصلی دزد باشد، در آخر تبدیل به شخصیتی درستکار می‌شود و این در شرایطی است که مال دزدی به او وفا نکرده است، اگر هم سالیان دراز به دنبال یک زیرخاکی باشد و تمام عمر و مال خود را صرف این کرده باشد که با پیدا کردن آن خود و خانواده اش به نان و نوایی برسند باز هم در آخرین قسمت دستش به آن زیر آن خاکی نمی‌رسد. اگر شما شخصیتی در دل سریال های ایرانی باشید و یک گردن بند پیدا کنید که بسیار گران قیمت است و  مادرتان برایتان به ارث گذاشته است و  با فروشش، پولی به دست می آورید که زندگیتان را زیر و رو می کند باز هم احتمالا در آخر یا کسی آن را از شما می‌دزدد یا پول را به کسی می دهید که از شما نیازمندتر است. این ماجرا در مورد پیدا کردن یک شهاب سنگ که از مریخ افتاده وسط خانه نقی معمولی هم تفاوتی نمی‌کند، حتی اگر پای مالی که برای دیگران است و به آن شبه قانونی و اخلاقی وارد است هم نباشد باز هم سنگ به دریاچه پرتاپ می‌شود و خانواده معمولی، عامل و فریبا با پول عایدی از سنگ از اجازه نشینی و بی سر و سامانی رها نمی‌شوند.

    انگار همواره در دل سریال ها، کسی هست که می‌خواهد در آخر درست و غلط را به مخاطب نشان دهد و فرصت تشخیص را از او می گیرد. انگار هیچوقت شانسی برای پول های بادآورده نیست و این دروغ بزرگی است که متن این سریال ها به مخاطب می‌گویند. همین موضوع باعث می‌شود سریال ها با بحران «پیش بینی پذیری» رو به رو شوند، یعنی مخاطب در هر صورت می‌تواند پایان سریال را حدس بزند.

    در زمانه ای که در سریال های جهانی با این موضوعات واقع گرایانه تر برخورد می‌شود، نسل جدیدی که در مواجه با هر دو محتوا قرار دارد، به سرعت مسیر خود را به سمت پلتفرم ها و سریال های خارجی تغییر دهد.

    در همین رابطه با عباس رافعی، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده که آثاری همچون «تولدی دیگر»، «راز مینا»، «آیه های زمینی» و …در کارنامه خود دارد  مصاحبه ای انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانید.

     یکی از چالش‌های رایج در سریال‌های ایرانی، پایان‌های قابل پیش‌بینی و اغلب «خوش» است. به نظر شما چرا بیشتر سریال‌ها از این الگو پیروی می‌کنند؟

    متأسفانه در تولیدات سریالی کشور ما، فیلمنامه‌ها به‌صورت کامل پیش از آغاز تصویربرداری نوشته نمی‌شوند. همین امر باعث می‌شود پایان‌بندی‌ها تابع دیدگاه‌ها و سلیقه‌هایی باشند که در جریان ساخت سریال ـ چه در تلویزیون و چه در شبکه نمایش خانگی ـ توسط مسئولان اعمال می‌شود.

    زمانی که یک سریال با فیلمنامه کامل، دقیق و منسجم نوشته می‌شود، روند شخصیت‌پردازی، مسیر حوادث و پایان‌بندی نیز در راستای درام پیش خواهد رفت. اما آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، این است که در بسیاری از مواقع پایان داستان‌ها به‌ناگاه تغییر می‌کند. حتی اگر با نویسندگان یا کارگردانان سریال‌ها گفت‌وگو کنید، خواهید شنید که آن‌ها نیز از این تغییرات ناراضی‌اند و عنوان می‌کنند که قرار نبوده پایان‌بندی به این شکل رقم بخورد.

     یعنی پایان‌بندی‌ها بیشتر بر اساس ملاحظات بیرونی شکل می‌گیرند تا منطق درام؟

    دقیقاً همین‌طور است. پایان‌ها نه بر اساس منطق داستان، بلکه براساس سلیقه برخی مدیران یا سرمایه‌گذاران شکل می‌گیرند. در سریال طنز ابله ساخته کمال تبریزی، صحنه‌ای وجود دارد که نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده دور میز نشسته‌اند و درباره مسیر داستان تصمیم‌گیری می‌کنند، اما در نهایت تهیه‌کننده‌ای که تأمین مالی پروژه را برعهده دارد، تصمیم نهایی را می‌گیرد. این موقعیت، به طنز بیانگر واقعیتی است که متأسفانه در بسیاری از تولیدات ما رخ می‌دهد.

    تأثیر این نوع پایان‌بندی‌ها بر کیفیت کلی سریال چیست؟

    این نوع پایان‌بندی‌ها، باعث لطمه جدی به انسجام داستان و باورپذیری روایت می‌شوند. وقتی مخاطب احساس کند که یک شخصیت به‌طور ناگهانی به ثروت می‌رسد یا در عرض چند روز مسیر زندگی‌اش به‌کلی تغییر می‌کند، پیوند احساسی او با داستان قطع می‌شود و اعتمادش به کلیت اثر از بین می‌رود.

    آیا قانونی در این زمینه وجود دارد که مسیر درام را محدود کند؟

    در واقع قانونی به معنای صریح و مدون وجود ندارد، اما سلیقه برخی افراد به‌مرور به شکل قاعده درآمده است. نوعی سلیقه تحمیلی بر گروه‌های تولیدکننده حاکم است که آن‌ها را مجبور می‌کند روایت را در مسیری مشخص هدایت کنند، نه لزوماً در مسیری که منطق داستان حکم می‌کند.

     به نظر شما مخاطبان امروز، به‌ویژه نسل جوان، چگونه با این نوع پایان‌بندی‌ها برخورد می‌کنند؟

    واقعیت این است که نسل جدید، سریال‌های ایرانی را تماشا نمی‌کند. آن‌ها به‌طور مستقیم به آثار پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس دسترسی دارند. وقتی سریالی در آن‌جا منتشر می‌شود، فردای آن‌روز با زیرنویس در دسترس مخاطبان ایرانی قرار می‌گیرد. در حالی که نتفلیکس و سایر تولیدکنندگان جهانی، بر اساس پژوهش، مخاطب‌شناسی و تحلیل افکار عمومی سریال می‌سازند، در کشور ما، مخاطب در اولویت قرار ندارد. سریال‌ها برای رضایت مدیران ساخته می‌شوند، نه برای جذب مخاطب.

    با وجود تمام این چالش‌ها، آیا تجربه‌های مثبتی هم در این زمینه داشته‌ایم؟

    نمونه‌ای مانند پایتخت را می‌توان تا حدی جدا دانست. این سریال با مخاطب رشد کرده و خاطره جمعی مردم با آن گره خورده است. اما حتی در مورد آن هم نمی‌توان ادعا کرد که به‌طور کامل در تغییر افکار عمومی موفق بوده است.

    در نهایت، برای بهبود این وضعیت چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟

    ای‌کاش مسئولان سازمان صداوسیما یا پلتفرم‌های تولید، گروه‌های تولیدکننده را موظف می‌کردند که فیلمنامه‌ها به‌طور کامل نوشته و تأیید شود، پیش از آن‌که پروژه وارد مرحله تولید شود. پایان‌بندی باید از دل درام بیرون بیاید، نه از خارج از آن. تنها در این صورت می‌توان امیدوار بود که داستان‌ها از انسجام روایی برخوردار شوند و اعتماد مخاطب را جلب کنند.

     

  • تلاش رسانه ملی برای جذب مخاطب با کشیدن سبیل افراد و اهدای کفن!

    تلاش رسانه ملی برای جذب مخاطب با کشیدن سبیل افراد و اهدای کفن!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

    اکنون رسانه ملی به محلی برای هدیه دادن کفن و آگهی ترحیم و سبیل‌کشی از افراد محترم و خدشه وارد کردن به کرامت انسانی آنها تبدیل شده و به پائین‌ترین سطح محتوائی تنزل پیدا کرده است.

    رسانه ملی باید از مدیرانی باسواد، روشن‌ضمیر، مستقل، متعهد، دارای درک بالای سیاسی و اجتماعی و آشنا با تحولات جهانی برخوردار باشد.

    چنین مدیرانی، سطح محتوای رادیو و تلویزیون را بالا می‌برند و از گرفتار شدن رسانه ملی در چنبره افکار محدود جناحی، افتادن در دام جریان‌های افراطی، دست و پا زدن در باتلاق‌های خرافات و سطحی‌نگری و بیگانه شدن از دردها و رنج‌های مردم جلوگیری می‌کنند.

    تمام برنامه‌های صدا و سیما باید مالامال از صدق و صفا باشند به ویژه خبر که به دروغ آلوده شدنش بی‌اعتمادی عامه را در پی دارد.

    به این ویژگی‌ها در مورد مدیران و محتوای برنامه‌ها بقدری بی‌اعتنائی شد که اکنون رسانه ملی به محلی برای هدیه دادن کفن و آگهی ترحیم و سبیل‌کشی از افراد محترم و خدشه وارد کردن به کرامت انسانی آنها تبدیل شده و به پائین‌ترین سطح محتوائی تنزل پیدا کرده است.

    آنچه مایه تأسف بیشتر است این که رئیس رسانه ملی در واکنش به این بی‌حرمتی‌های شرم‌آور، با لبخند می‌گوید کج‌سلیقگی بوده و تذکر داده‌ام!

    لازم است مسئولین نظام بدانند این بی‌حرمتی‌ها مردم را بشدت آزرده کرده و اعتبار رسانه ملی را بشدت مخدوش نموده است. بی‌تفاوتی در برابر اینهمه بی‌سروسامانی رسانه ملی، از آینده بشدت تأسف‌باری برای صدا و سیما خبر می‌دهد. در شرایط حساس امروز که ایران در معرض خطر است، به رسانه ملی قدرتمندی که مورد اعتماد مردم باشد نیاز داریم. رسانه ملی برای رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند یک پالایش مدیریتی جدی است.
  • بودجه چندهزار میلیارد تومانی هم نتوانست صداوسیما را از باتلاق بی مخاطبی بیرون بکشد! / ۱۴۰۰ ساعت برنامه روزانه برای کدام مخاطب؟

    بودجه چندهزار میلیارد تومانی هم نتوانست صداوسیما را از باتلاق بی مخاطبی بیرون بکشد! / ۱۴۰۰ ساعت برنامه روزانه برای کدام مخاطب؟

    به گزارش اقتصادران، تلویزیون ایران، روزگاری نماد قدرت، تاثیرگذاری و انسجام ملی بود، اما امروز به یک پرسش بی‌پاسخ تبدیل شده است. روزگاری که تلویزیون برای ایرانیان یعنی دو شبکه و همان هم ساعت ها برفک پخش می کرد گویا روزگار بهتری برای صداوسیما در ایران بود.

    اما حالا این رسانه که زمانی از دل تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی ایران برآمد، در حالی که با منابع انسانی و مالی عظیم خود دست‌وپنجه نرم می‌کند، همچنان در جست‌وجوی هویتی گم‌شده و از آینه‌ای که تاریخ را منعکس می‌کرد، به پدیده‌ای تبدیل شده که بیش از آن که انعکاس‌دهنده واقعیت باشد، خود دچار تحریف و انحراف است.

    سوال اصلی این است که چرا رسانه‌ای با چنین منابع گسترده‌ای، نتایج ملموسی از تلاش‌های خود مشاهده نمی‌کند؟ این مسأله نه تنها در تولید محتوا و جذب مخاطب، بلکه در مدیریت مالی و ساختاری این سازمان به‌طور جدی به چشم می‌آید. تلویزیونی که البته حاشیه پول‌پاشی در آن یا برای آن تمامی ندارد و مشخص نیست این درآمد حاصل از صرفه‌جویی به علاوه بودجه تعریف و دریافت شده را کجا و چگونه خرج می‌کند. تلویزیونی که اساسا تمایلی به شفاف‌سازی هزینه‌کرد خود از بیت‌المال عمومی را نیز ندارد!

    کاهش اقبال عمومی از برنامه‌های صدا و سیما، فروش بیشتر زمان‌های رسانه ملی به صاحبان بنگاه‌های تجاری و… تحت عنوان آگهی بازرگانی، صرف سرمایه‌های بسیار برای تولید آثار نمایشی سطح پایین و برنامه‌های ترکیبی کم مخاطب، الگوی دفع حداکثری و جذب حداقلی در به‌کارگیری نیرو‌های فرهنگی و هنری، مدیریت جناحی در برنامه‌های سیاسی و… از جمله مهمترین مفاد انتقاد‌هایی است که سالهاست از عملکرد صدا و سیما وجود دارد.

    با این وجود بیش از هر چیز دیگری، سوگیری برنامه‌های خبری و تحلیلی صدا و سیما به ویژه در حوزه سیاسی، پنهان‌کاری و مهندسی اخبار، موجب شده است تا اعتماد عمومی به این رسانه پرخرج و انحصاری در سال‌های اخیر سقوط بی سابقه‌ای داشته باشد!

    چالش‌ها و تضاد‌های ساختاری

    سال گذشته، همین روز‌های آبان بود که مجلس در جریان بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۳، دولت را مکلف کرده بود بودجه سال ۱۴۰۳ سازمان صداوسیما را با افزایش قابل‌ توجهی به ۲۴ هزار میلیارد تومان برساند. رقم‌های کلان تخصیص یافته به این سازمان هرچند در ظاهر قابل توجه به نظر می‌آیند، اما از سوی دیگر، تناقض‌های عمیق ساختاری و چالش‌های مدیریتی موجود نشان می‌دهند که نه تنها این بودجه نمی‌تواند تمامی مشکلات صداوسیما را حل کند، بلکه باعث پیچیده‌تر شدن این مشکلات نیز خواهد شد.

    اما این افزایش ۲۳۸۰ درصدی از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳، آن هم در شرایطی که رسانه‌های دیجیتال به شدت در حال رشد هستند، به روشنی نمایانگر چالش‌های مالی صداوسیما است. سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا با چنین افزایش چشمگیر در بودجه، صداوسیما نتوانسته است به نتایج ملموسی در زمینه افزایش کیفیت محتوا، جذب مخاطب و تعامل با جامعه دست یابد؟ این روند، به‌ویژه در شرایطی که رسانه‌های نوین به سرعت در حال گسترش‌اند، بسیار نگران‌کننده است و نیاز به بازنگری اساسی در سیاست‌ها و استراتژی‌های این سازمان دارد.

    نقش نیروی انسانی و هزینه‌های پنهان و سرسام آور در صداوسیما

    این حجم عظیم نیروی انسانی به طور مستقیم بر افزایش هزینه‌های عملیاتی صداوسیما تاثیر می‌گذارد. اما سؤال این است که آیا این هزینه‌های سنگین به نتایج مثبتی منجر شده‌اند؟ چرا که با وجود چنین نیروی انسانی، هنوز کیفیت برنامه‌ها و جذابیت محتوای تولیدی به میزان کافی برای جذب مخاطب موفق نبوده است. بر همین اساس، باید به بررسی عمیق‌تری از نحوه مدیریت این منابع انسانی و کارایی آنها پرداخت تا مشخص شود آیا این حجم از نیروی انسانی می‌تواند به ارتقاء کیفیت و کمیت محتوای تولیدی منجر شود.

    مساله درآمد‌های تبلیغاتی و سودآوری اقتصادی

    همچنین صداوسیما به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محتوا در کشور، درآمد‌های قابل توجهی از تبلیغات، برنامه‌های مشارکتی، و پخش زنده مسابقات ورزشی کسب می‌کند. بر اساس آمار منتشرشده، تنها درآمد حاصل از پخش زنده بازی‌های فوتبال بین تیم‌های استقلال و پرسپولیس در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۲ هزار میلیارد تومان و در بهترین حالت ۵۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

    این درآمد تنها بخش کوچکی از منابع اقتصادی صداوسیما را تشکیل می‌دهد و اگر درآمد‌های حاصل از سایر برنامه‌ها، پخش مسابقات ورزشی بین‌المللی، و تبلیغات مختلف را نیز در نظر بگیریم، رقم نهایی بسیار بیشتر خواهد بود. اما نکته مهم این است که این درآمد‌های کلان، با وجود تمام هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، نتوانسته‌اند به افزایش کیفیت محتوای صداوسیما و بهبود عملکرد آن در جذب مخاطب و توسعه برنامه‌های متنوع و جذاب کمک کنند. چه اینکه، یکی از بارزترین مشکلات صداوسیما، کاهش شدید مخاطب و افت مرجعیت رسانه‌ای آن است.

    طبق آخرین نظرسنجی‌های صورت‌گرفته، تنها ۱۲.۵ درصد از مردم اخبار خود را از طریق صداوسیما دریافت می‌کنند که این میزان در مقایسه با ۵۱ درصد در سال ۱۳۹۶، کاهش قابل توجهی دارد. این آمار نشان می‌دهد که بسیاری از ایرانیان دیگر برای دریافت اطلاعات و اخبار به تلویزیون ملی اعتماد نمی‌کنند و این، نشان‌دهنده شکاف جدی میان نیاز‌های مخاطبان و محتوای ارائه‌شده توسط صداوسیما است.

    در چنین شرایطی، یکی از سوالات کلیدی این است که چرا باوجود چنین بودجه هنگفتی، صداوسیما نتواسته است همچنان جایگاه پیشین خود را در عرصه رسانه حفظ کند؟ این وضعیت تنها نتیجه ضعف در تولید محتوا نیست، بلکه به‌نوعی به بحران مدیریت، استراتژی‌های ناکارآمد و عدم تعامل با مخاطبان در دنیای رسانه‌ای جدید برمی‌گردد.

    رسانه‌های دیجیتال و رقابت‌های جدید: تهدیدات و فرصت‌ها

    رسانه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های آنلاین در سال‌های اخیر توانسته‌اند به یکی از تهدیدات جدی برای تلویزیون‌های سنتی تبدیل شوند. با رشد اینترنت و فضای دیجیتال، بسیاری از مردم به سمت رسانه‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی، و پلتفرم‌های نمایش فیلم و سریال جذب شده‌اند. این در حالی است که صداوسیما همچنان بر مدل‌های قدیمی خود در تولید و توزیع محتوا تکیه دارد. بر اساس نظرسنجی‌های اخیر، تنها ۱۱.۵ درصد از مردم فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را از صداوسیما دنبال می‌کنند، در حالی که این آمار برای پلتفرم‌های داخلی نمایش فیلم به ۱۸.۷ درصد می‌رسد.

    این اختلاف فاحش به وضوح نشان‌دهنده ضعف در تولید محتوای جذاب و متناسب با نیاز‌های مخاطبان است. با گسترش این روند، صداوسیما باید به سرعت با این تحولات همراه شود و برای جذب مخاطب از طریق رسانه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های آنلاین، استراتژی‌های جدیدی اتخاذ کند.

    در کنار چالش‌های ساختاری و کاهش مخاطب، سازمان صدا و سیما با بحران‌های اقتصادی نیز روبه‌رو است. بر اساس گزارش تفریغ بودجه ۱۴۰۲، صداوسیما با زیان ۱۳ هزار و ۵۶۹ میلیارد تومانی در بین سازمان‌های دولتی، در رتبه پنجم قرار دارد. این زیان‌دهی در کنار هزینه‌های سنگین، یک هشدار جدی برای آینده اقتصادی این سازمان است. در حقیقت، این زیان‌ها نه تنها کیفیت تولیدات را تحت تاثیر قرار داده‌اند، بلکه باعث شده‌اند تا صداوسیما نتواند به شکل کارآمدی منابع مالی خود را مدیریت کند. در این شرایط، نیاز به بازنگری در مدل اقتصادی و مالی سازمان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. اگر این بحران‌ها ادامه یابند، ممکن است صداوسیما با مشکلات جدی‌تر در سال‌های آتی مواجه شود.

    نوستالژی‌بازی هم حدی دارد!

    جالب تر آن است که به‌رغم این که در دهه ۶۰ نسبت به امروز، سریال‌سازی با امکانات کمتری صورت می‌گرفت، آثار فاخر و محبوب فراوانی از آن دهه در خاطرات باقی مانده است. به طوری که امروز هم وقتی کفگیر رسانه ملی به ته دیگ می‌خورد، دست به دامن این آثار می‌شود.

    شاید دلیل این بود که کارگردانانی که در دهه طی آن سال‌ها با تلویزیون کار می‌کردند، با مجموعه صداوسیمایی روبه‌رو بودند که بدنه‌ای قوی و مدیریتی فارغ از سلیقه‌ها داشت؛ بدنه‌ای که حاصل سال‌ها کار پیش از انقلاب بود و بعد از انقلاب نیز امکانات ایجاد شده در آن مورد بهره‌برداری هنرمندانی قرار گرفت که گاه بعضی از آنان فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب شروع کرده بودند و شاید به همین دلیل است که به نظر می‌رسد مخاطبان تلویزیون، در جای خالی محتوای با کیفیت و تازه، گرایش بیشتری به تماشای همان سریال‌های قدیمی دارند. اما تا کی می‌توان با تکیه بر این سریال‌های قدیمی محبوب، از حس نوستالژی مردم سوء استفاده و نبض مخاطب را در دست نگه داشت؟! باید گفت این تکیه که گاه شبیه به شاهراهی برای نجات عمل می‌کند، زمانی هم از آن سوی بام افتاده، کاراکتر‌های محبوب را لوس و مخاطب را خسته می‌کند.

    عدم شفافیت و پاسخگویی در مدیران سازمان صداوسیما

    یکی از مسائلی که همچنان باعث ایجاد ابهام در عملکرد صداوسیما شده است، عدم شفافیت در مدیریت مالی و عملکرد این سازمان است. به گزارش اقتصاد۲۴ و طبق گزارش‌های رسمی، صداوسیما موظف است که در قبال این افزایش بودجه، شاخص‌ها و خروجی عملکرد برنامه‌های خود را به سازمان برنامه و بودجه ارائه دهد، اما تاکنون هیچ گزارشی در این زمینه منتشر نشده است. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف در پاسخگویی و شفافیت است که از دید بسیاری از ناظران، یکی از دلایل اصلی بحران‌های مالی و ساختاری صداوسیما محسوب می‌شود. اگر سازمان صداوسیما بخواهد در مسیر بهبود حرکت کند، باید ابتدا به مسائل مدیریتی و شفافیت مالی توجه جدی داشته باشد.

    در نهایت، آیا صداوسیما قادر است بحران‌های خود را پشت سر بگذارد و به یک سازمان رسانه‌ای موفق و پاسخگو تبدیل شود؟ با وجود این همه هزینه، کاهش مخاطب و مشکلات اقتصادی، به نظر می‌رسد که صداوسیما نیاز به تغییرات اساسی در مدیریت، ساختار مالی و تولید محتوا دارد. با اعمال اصلاحات اساسی و شفافیت بیشتر، این سازمان می‌تواند راهی برای نجات خود پیدا کند. اما در غیر این صورت، باید انتظار ادامه روند نزولی آن را داشت که نه تنها باعث از دست رفتن بیشتر مخاطب می‌شود، بلکه اعتبار این رسانه ملی را در نظر مردم به شدت کاهش خواهد داد.

  • مهران مدیری به تلویزیون باز می گردد؟

    مهران مدیری به تلویزیون باز می گردد؟

    به گزارش اقتصادران، مدیر شبکه نسیم در پاسخ به نقدهای سردبیر روزنامه فرهیختگان در برنامه «جام جم» درباره تحول با طرح سوالی بیان کرد که اینکه به صدا و سیما می‌آیید و نقد می‌کنید تحول نیست؟

    مهم‌ترین مباحثی که در این قسمت از برنامه «جام جم» مطرح شد به شرح ذیل است:

    خوشرو مدیر شبکه نسیم مطابق محور مناظره، از تفاوت یلدای سال گذشته و امسال شروع به صحبت کرد.

    وی بیان کرد که میزان مخاطب در سال گذشته افزایش یافته و ۱۳۵ ساعت تولید برنامه داشتیم که شبکه سه سیما بیشترین مخاطب را داشت.

    خوشرو درباره تنوع مهمانان در ویژه برنامه شب یلدا به حضور اقوام مختلف ایرانی، هنرمندان و ورزشکاران مختلف و نخبگان در کنار مهمانانی که جنبه عامه پسندانه داشت، اشاره کرد.

    خوشرو در جواب زعیم زاده که منتقد تحول در دوره جدید بود از وی پرسید: تحول از نظر شما چیست؟ چرا از کلمه‌ تحول می‌خواهید یک غول بسازید؟ اینکه شما به راحتی به صدا و سیما می‌آیید و بدون هیچ محدودیتی نقد می‌کنید، تحول نیست؟ آنچه که شما در رسانه از تحول به مردم می‌خواهید بگویید برداشت خودتان است و اصرار عجیبی به هجمه وارد کردن و ضد حال زدن به مردم دارید و خبرهای خوب را پنهان نگه می‌دارید، ما به عنوان مدیران تحول سعی در بهتر شدن داریم.

    خوشرو بر نیاز مخاطب با همه سلیقه‌ها تاکید و با اشاره به سبد متنوع برنامه ها بیان کرد: رویکرد صدا و سیما پرداختن نسبت به مسایل روز جامعه است، به عنوان مثال در ویژه برنامه شب یلدای ۱۴۰۲ با طنز به موضوع چای دبش پرداختیم.

    وی عنوان کرد: از جمله مهم‌ترین برنامه‌های صدا و سیما در دوره تحول توجه به نیازهای عامه‌پسندانه مخاطب در بستر سالم است.

    هم‌چنین خوشرو درباره برنامه «دورهمی» و مهران مدیری گفت: این هنرمند حذف نشده است و ادعای مطرح شده حقیقت ندارد.

    خوشرو که نسبت به نوع اطلاع رسانی و پخش مطالب از رسانه‌ها از جمله فرهیختگان نقد داشت بیان کرد: چرا می‌خواهید همیشه تخریب کنید؟ خودتان بر عامه پسند بودن برنامه ها تاکید دارید اما به این رویکرد صدا و سیما مطلب انتقادی منتشر می‌کنید.

    زعیم‌زاده در پاسخ به این پرسش گفت: مشکل تلویزیون، روزنامه من است؟

    در ادامه بحث خوشرو عنوان کرد: هنرمندی به من مراجعه کرد و گفت مواظب باشید شما تحولی نشوید! که وقتی من درباره سند تحول به او توضیح دادم، متوجه شد برداشت‌هایش نتیجه‌ سم‌پاشی رسانه‌هایی چون شما است.

    خوشرو در بخش دیگر یادآور شد: هیچ چهره‌ای در صدا و سیما حذف شدنی نیست و بنده با هنرمندان ارتباط خوبی دارم. اینکه در حال حاضر برندهای قدیمی نیستند، به این دلیل است که به دور تکرار نیفتند و در حال برنامه‌ریزی هستند که منحصر به فرد بودن برند خود را حفظ کنند.

    مدیر شبکه نسیم هم‌چنین از لزوم به وجود آمدن چهره‌ها و برندهای جدید در کنار سلبریتی‌ها توضیحاتی داد.