برچسب: تعرفه‌های پزشکی

  • تعرفه‌های پزشکی کجا و هزینه‌های درمان کجا؟

    تعرفه‌های پزشکی کجا و هزینه‌های درمان کجا؟

    به گزارش اقتصادران، هیات وزیران در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۴۰۴، فهرست تعرفه‌های خدمات تشخیصی و درمانی بخش‌های دولتی، خصوصی و خیریه را برای سال ۱۴۰۵ تصویب و پیش از فرارسیدن سال نو ابلاغ کرد. این نرخ‌ها از نخستین روز فروردین ۱۴۰۵ قابلیت اجرا پیدا کرده‌اند و تمام مراکز تشخیصی و درمانی موظفند پس از ارائه خدمت، دقیقا بر مبنای همین مبالغ مصوب، صورت‌حساب بیماران را صادر و از آنها هزینه‌های درمانی دریافت کنند. البته برخی رسانه‌های با انتشار خبری در روزهای گذشته از ابلاغ تعرفه‌های تازه خدمات درمانی خبر داده‌اند که در واقع باز نشر همان تعرفه‌های سابق است.  اما همین انتشار اخبار باعث شد تا یک بار دیگر بحث بر سر میزان تعرفه‌های پزشکی و سنخیت آن با تورم واقعی جامعه به تیتر اخبار بازگردد. به این ترتیب در شرایطی که اقتصاد سلامت با افزایش هزینه‌ها، تورم و محدودیت منابع روبروست، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا تعرفه‌های تعیین‌شده می‌توانند پاسخگوی هزینه‌های واقعی ارایه خدمات باشند یا نه؟ و در سوی دیگر، آیا این تعرفه‌ها به‌درستی اجرا می‌شوند یا بار اصلی همچنان بر دوش بیماران باقی می‌ماند؟

    شکاف میان تعرفه و واقعیت‌های اقتصادی

    بر این اساس ویزیت پزشکان و دندانپزشکان عمومی و دکترای تخصصی پروانه‌دار در بخش دولتی ۱۲۸ هزار و ۹۵۵ تومان، ویزیت پزشکان متخصص ۱۷۹ هزار و ۴۳۰ و ویزیت پزشکان فوق تخصص، ۲۱۸ هزار و ۵۰۵ تومان است. در بخش خیریه این مبالغ بالاتر و ویزیت پزشکان و دندانپزشکان عمومی ۳۲۴ هزار و ۲۰۰ تومان، پزشکان متخصص ۴۵۱ هزار و ۸۰۰ تومان و پزشکان فوق تخصص ۵۴۱ هزار و ۶۰۰ تومان است. از سوی دیگر سهم خود پرداخت (فرانشیز) بیماران برای خدمات سرپایی و سرپایی فوریت‌های پزشکی (اورژانس) به استثنای داروها، برای دهک‌های یک تا سه معادل ۲۵ درصد، دهک‌های چهار تا شش معادل ۳۰ درصد و دهک‌های ۷ تا ۱۰ معادل ۴۰ درصد تعیین شده است.

    تعرفه‌ها  هزینه‌ها  را پوشش نمی‌دهند

    دکتر سارا محمدی، پزشک عمومی در این باره به «تعادل» می‌گوید: اگر فقط هزینه‌های جاری یک مطب یا حتی یک مرکز درمانی کوچک را در نظر بگیریم- از اجاره و قبوض گرفته تا حقوق پرسنل و هزینه تجهیزات-متوجه می‌شویم که این تعرفه‌ها به‌سختی می‌توانند هزینه‌ها را پوشش بدهند، چه برسد به اینکه سودی باقی بماند. او اضافه می‌کند: در بخش دولتی شرایط حتی پیچیده‌تر است. پزشکان با حجم بالای بیمار و زمان محدود مواجه هستند و در عین حال تعرفه‌ها به‌گونه‌ای تعیین شده که انگیزه کافی برای ارائه خدمات باکیفیت را کاهش می‌دهد.

    تضعیف کیفیت  خدمات درمانی

    در سطح تخصصی نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. دکتر امیر رضایی، متخصص داخلی با بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت در مراکز درمانی دولتی، معتقد است که تعرفه‌های فعلی نه‌تنها با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی ندارند، بلکه در بلندمدت می‌توانند به تضعیف جدی نظام سلامت منجر شوند. او در این باره به «تعادل» می‌گوید: تعرفه‌های دولتی به‌گونه‌ای تعیین شده‌اند که عملا هزینه‌های واقعی ارایه خدمات را پوشش نمی‌دهند. وقتی یک پزشک در یک مرکز دولتی فعالیت می‌کند، با مجموعه‌ای از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم مواجه است؛ از استهلاک تجهیزات و هزینه‌های پشتیبانی گرفته تا فشار کاری بالا و مسوولیت‌های حرفه‌ای سنگین. اما دریافتی او متناسب با این حجم از مسوولیت نیست. وی اظهار می‌دارد: یکی از نخستین تبعات این وضعیت، کاهش انگیزه در میان پزشکان است وقتی پزشک احساس کند که تلاش و تخصصش به‌درستی جبران نمی‌شود، به‌مرور انگیزه‌اش برای ارائه خدمات باکیفیت کاهش پیدا می‌کند. این مساله ممکن است به شکل‌های مختلفی بروز کند؛ از کاهش زمان ویزیت بیماران گرفته تا تمایل به فعالیت در بخش خصوصی یا حتی مهاجرت. رضایی با اشاره به حجم بالای مراجعه‌کنندگان در مراکز دولتی ادامه می‌دهد: در بسیاری از مراکز، پزشک مجبور است در یک شیفت تعداد زیادی بیمار را ویزیت کند تا حداقل بتواند پاسخگوی نیاز سیستم باشد. این تراکم بالا باعث می‌شود زمان کافی برای بررسی دقیق وضعیت بیمار وجود نداشته باشد و همین موضوع می‌تواند به خطاهای تشخیصی یا درمانی منجر شود. او به تأثیر این تعرفه‌ها بر کیفیت کلی خدمات اشاره می‌کند: وقتی منابع مالی محدود باشد، امکان به‌روزرسانی تجهیزات، استفاده از روش‌های نوین درمانی و حتی حفظ نیروی انسانی متخصص کاهش پیدا می‌کند.کیفیت خدمات به‌صورت تدریجی افت می‌کند و این افت در نهایت به ضرر بیماران تمام می‌شود. ادامه این روند می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری نیز داشته باشد، از جمله اگر تعرفه‌ها اصلاح نشوند، فاصله میان بخش دولتی و خصوصی بیشتر می‌شود. در این شرایط، بیماران توانمند به بخش خصوصی می‌روند و اقشار کم‌درآمد ناچار به استفاده از خدماتی می‌شوند که تحت فشار منابع قرار دارند. این یعنی افزایش نابرابری در دسترسی به خدمات  سلامت»

    واقعی‌سازی تعرفه ‎ها یک ضرورت برای حفظ کیفیت خدمات درمانی

    دکتررضایی خاطرنشان می‌کند: واقعی‌سازی تعرفه‌ها فقط به نفع پزشکان نیست؛ بلکه یک ضرورت برای حفظ کیفیت خدمات و پایداری نظام سلامت است. اگر این مساله جدی گرفته نشود، در آینده با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه خواهیم شد. تعرفه غیرواقعی مانند یک دومینوی خطرناک عمل می‌کند. ابتدا پزشک تحت فشار قرار می‌گیرد، سپس کیفیت خدمات کاهش می‌یابد و در نهایت اعتماد بیماران به نظام سلامت آسیب می‌بیند.در چنین شرایطی، احتمال مهاجرت پزشکان نیز افزایش می‌یابد. وقتی درآمد با هزینه‌ها همخوانی نداشته باشد، بسیاری از پزشکان ترجیح می‌دهند در کشورهایی با  شرایط  بهتر فعالیت کنند.

    مشکل میزان فرانشیز نیست  بلکه اجرای آن است

    مهدی کریمی، فعال حوزه سلامت نیز در این باره به تعادل می‌گوید: حتی ۲۵ درصد از هزینه‌های درمان برای بسیاری از خانوارها رقم بالایی است، به‌ویژه در شرایطی که هزینه‌های دارو و خدمات پاراکلینیکی هم به آن اضافه می‌شود. مشکل فقط میزان فرانشیز نیست، بلکه نحوه اجرای آن است. در بسیاری از موارد، بیماران مجبور می‌شوند بیش از سهم تعیین‌شده پرداخت کنند، زیرا نظارت کافی بر اجرای تعرفه‌ها  وجود  ندارد.

    تعرفه‌هایی که روی کاغذ می‌مانند

    یکی از انتقادهای جدی به نظام تعرفه‌گذاری، عدم اجرای کامل و صحیح آن در عمل است. به گفته فعالان حوزه سلامت، فاصله میان تعرفه‌های مصوب و هزینه‌های واقعی دریافت‌شده از بیماران، یکی از مهم‌ترین چالش‌های این حوزه است. کریمی در این باره می‌گوید: تعرفه‌ها هر سال اعلام می‌شوند، اما در بسیاری از مراکز- به‌ویژه در بخش خصوصی- این تعرفه‌ها رعایت نمی‌شوند. نبود نظارت موثر باعث شده که برخی مراکز هزینه‌های بیشتری از بیماران دریافت کنند. در نهایت، این مردم هستند که بیشترین آسیب را می‌بینند. آنها نه‌تنها باید هزینه‌های بالا را پرداخت کنند، بلکه در بسیاری از موارد با کاهش کیفیت خدمات هم مواجه می‌شوند.

    وقتی تعرفه واقعی نیست  زنجیره‌ای از پیامدها را به دنبال دارد

    یکی از پرسش‌ها در این میان، واقعی بودن یا نبودن تعرفه‌هاست. اگر تعرفه‌ها پایین‌تر از هزینه واقعی خدمات باشند، چه پیامدهایی به دنبال خواهند داشت؟ دکتر عاطفه محمدی در پاسخ به «تعادل» می‌گوید: کیفیت خدمات درمانی یکی از نخستین قربانیان تعرفه‌های غیرواقعی است. کاهش زمان ویزیت، استفاده از تجهیزات ارزان‌تر یا قدیمی‌تر، و کاهش انگیزه برای به‌روزرسانی دانش و مهارت‌ها، از جمله پیامدهای این وضعیت هستند. وقتی یک پزشک مجبور است در روز تعداد زیادی بیمار را ویزیت کند تا هزینه‌هایش را پوشش دهد، طبیعی است که نمی‌تواند برای هر بیمار زمان کافی اختصاص دهد. این مساله به‌طور مستقیم بر کیفیت تشخیص و درمان تأثیر می‌گذارد.»

    نابرابری  در دسترسی  به خدمات

    این پزشک عمومی خاطرنشان می‌کند: یکی دیگر از پیامدهای تعرفه‌های غیرواقعی، افزایش نابرابری در دسترسی به خدمات درمانی است. در شرایطی که بخش دولتی با محدودیت منابع و تعرفه‌های پایین مواجه است، بسیاری از بیماران به سمت بخش خصوصی سوق داده می‌شوند؛ جایی که هزینه‌ها به‌مراتب بالاتر است. محمدی می‌افزاید: این وضعیت باعث می‌شود که اقشار کم‌درآمد عملاً از دسترسی به خدمات باکیفیت محروم شوند. آنها یا باید در صف‌های طولانی بخش دولتی منتظر بمانند یا هزینه‌های سنگین بخش خصوصی را بپردازند.»

    راهکارها؛ از اصلاح تعرفه تا تقویت  نظارت

    کارشناسان معتقدند که حل این چالش نیازمند رویکردی چندجانبه است. نخستین گام، واقعی‌سازی تعرفه‌ها بر اساس هزینه‌های واقعی و نرخ تورم است. در کنار آن، تقویت نظام نظارتی برای اطمینان از اجرای صحیح تعرفه‌ها ضروری است. دکتر عاطفه محمدی اظهار می‌دارد: باید یک نظام شفاف برای محاسبه تعرفه‌ها ایجاد شود که در آن همه هزینه‌ها – از تجهیزات تا نیروی انسانی- در نظر گرفته شود. همچنین، نظارت بر اجرای تعرفه‌ها باید به‌صورت جدی‌تری دنبال شود. همچنین اگر پوشش بیمه‌ای تقویت شود و سهم بیشتری از هزینه‌ها توسط بیمه‌ها پرداخت شود، فشار مالی از دوش بیماران برداشته خواهد شد.

    واقعی بودن ارقام  و اجرای  دقیق آنها

    تعرفه‌های درمانی ۱۴۰۵ در حالی اعلام شده‌اند که نظام سلامت با چالش‌های متعددی از جمله افزایش هزینه‌ها، محدودیت منابع و نارضایتی ذی‌نفعان مواجه است. اظهارات پزشکان و فعالان حوزه سلامت نشان می‌دهد که این تعرفه‌ها هنوز با واقعیت‌های اقتصادی فاصله دارند و در صورت عدم اصلاح، می‌توانند به کاهش کیفیت خدمات، افزایش نابرابری و فشار بیشتر بر بیماران منجر شوند. در نهایت، موفقیت هر نظام تعرفه‌گذاری به دو عامل کلیدی بستگی دارد: واقعی بودن ارقام و اجرای دقیق آنها. بدون این دو، حتی بهترین سیاست‌ها نیز در عمل با شکست مواجه خواهند شد.

  • صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    به گزارش اقتصادران، «درمان برای مردم ۴۶ درصد گران شد»؛ این تیتر رسانه‌ها در روزهای آغازین بهار امسال است؛ با دستور دولت و به بهانه‌ی حمایت از پزشکان و متولیان درمان بخش خصوصی! دولت نرخ تعرفه‌های پزشکی را از ابتدای امسال ۴۶ درصد افزایش داد.

    گرانی‌های بی‌نظیر

    در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۳، تعرفه‌های پزشکی سال ۱۴۰۴ رسماً اعلام و در ۲۹ اسفندماه ابلاغ شد و این میزان رشد تعرفه‌ها در مقایسه با افزایش ۲۸، ۲۴ و ۳۵ درصدی در سه سال گذشته، یک صعود قابل توجه در قیمت‌ها به شمار می‌رود. این افزایش نجومی تعرفه‌های پزشکی در سال‌ها و دهه‌های اخیر و در واقع در تاریخ مدرن پزشکی و طب ایران بی‌سابقه بوده است؛ میانگین رشد تعرفه‌های پزشکی بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ فقط ۱۴ درصد بوده؛ حالا تعرفه‌ها با یک جهش بلندِ بیش از سه برابری، سر به فلک کشیده است.

    با این حساب، آنچه ما «هزینه‌های نرم افزاری درمان» می‌نامیم که شامل ویزیتِ پزشکان عمومی و متخصص، هتلینگ و خدمات کلینیکی و پارکلینیکی می‌شود، از ابتدای امسال ۴۶ درصد گران شده است؛ این گرانی محصول حمایت تمام‌قد دولت و مسئولان از مافیای فربه و اختاپوس‌وارِ درمان است!

    در عین حال، گرانی درمان به اینجا ختم نمی‌شود؛ آنچه می‌توان «هزینه‌های سخت‌افزاری درمان» نامید از جمله دارو تجهیزات پزشکی نیز با حذف ارز ترجیحی این بخش در سال جاری، و به نفع واردکنندگان و دلّالان دارو که نان را در بیماری و غم مردم می‌زنند و سودهای کلان نجومی از محل بیماران سرطانی و ام‌اسی و قلبی درمی‌آورند، یک رشد قیمت چند برابری داشته است.

    یک بیمار قلبی از گرانی بیش از ۲۰۰ درصدی داروها در بهار امسال خبر می‌دهد؛ این بیمار که قند هم دارد، از نایاب شدن قرص «متفورمین گلوکوفاژ» که توصیه شده پزشکان متخصص است و گویا وارداتی‌ست  انتقاد دارد:  هرجا گشتم، این قرص نیست، اگر هم زمانی پیدا شود، لابد قیمتش چند برابر شده….

    برآیند این آزادسازی‌ها -هم نرم‌افزاری و خدماتی و هم سخت‌افزاری- کالایی‌سازیِ بی‌نظیر درمان است؛ به گونه‌ای که مزدبگیران به خصوص بازنشستگان و سالمندان یا بیماران خاص، از این هیولای مهیب به شدت می‌ترسند. هیولایی که در این شرایط بهتر است به سمتش نروی، کنج خانه بشینی و با بیماری و درد بسازی تا شمع حیاتت خاموش شود.

    وعده‌ی ناکامِ آقای وزیر

    و همه اینها در حالیست که وزیر بهداشت بارها وعده داده که قرار نیست بار حذف ارز ترجیحی و عدم اختصاص ارز دولتی به دارو و درمان، گریبان مردم را بگیرد؛ «بیمه‌ها» باید افزایش قیمت را گردن بگیرند. برای مثال، در میانه اردیبهشت، وزیر بهداشت، رو به دوربین تلویزیون و در جواب خبرنگار صدا و سیما و خطاب به مردم، در توضیح بابت تصمیم جدید دولت برای حذف ارز ترجیحی دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای امسال و گران‌تر شدن قیمت این اقلام به دلیل حذف ارز ترجیحی اعلام کرد که به سازمان‌های بیمه‌گر دستور داده مابه التفاوت قیمت دارو و تجهیزات پزشکی را به جای دریافت از مردم، از منابع بیمه‌ای پرداخت کنند.

    محمدرضا ظفرقندی افزود: «طبق دستوری که وزارت بهداشت در مورد تغییرات قیمت تجهیزات پزشکی و دارو صادر کرده، امسال بیمه‌های پایه موظفند مابه التفاوت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی (به دنبال حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی) را تقبل کنند….».

    اما این «دستور آقای وزیر» مبنی بر افزایش نیافتن سهم پرداخت مردم، هرگز روی اجرا به خود ندید؛ اساساً مگر با «دستور» می‌شود قواعد و اصول بیمه‌ای را تغییر داد؟ تعرفه‌های بیمه‌ی پایه ثابت و محدود است؛ سال‌هاست که بیمه پایه بی‌خاصیت شده؛ قرارداد بیمه تکمیلی و سقف پرداخت‌های آن هم مشخص است و تغییری نکرده؛ پس چطور آقای وزیر از دستور به بیمه‌ها خبر می‌دهد بدون اینکه قراردادها و ضوابط تغییر کند؟ اصلاً مگر بیمه‌ها از جمله بیمه پایه‌ی تامین اجتماعی توان این را دارند که بیش از این، سهم درمان به بیمه‌شدگان بپردازند؟

    یک بازنشسته البرز غربی که بیمه شده تامین اجتماعی‌ست، مدتی‌ست درگیر بیماری سرطان شده؛ او که در بیمارستانی در قزوین بستری‌ست می‌گوید: یک آزمایش دادم، آزمایش دوم گفتند سقف بیمه تکمیلی‌ات پُر شده و باید تمام مبلغ را آزاد بپردازی!

    او ادامه می‌دهد: همان آزمایش اول هم ۱۱ میلیون تومان شد، بیمه تکمیلی فقط ۲ میلیون و خورده‌ای به من برمی‌گرداند؛ خلاصه بگویم بیمه تکمیلی برای منِ سرطانی یعنی کشک، یعنی هیچی….!

    «محمد کردی» رئیس کانون بازنشستگان استانداری البرز  نیز با اشاره به افزایش ۴۶درصدی تعرفه‌های پزشکی ۱۴۰۴ در بخش خصوصی گفت: اگر ویزیت پزشکان در سال گذشته و امسال را مقایسه کنید متوجه می‌شوید ویزیت پزشکان عمومی و تخصصی افزایش ۵۵ تا ۸۹ درصدی داشته است که این میزان رشد قیمت باعث شده هر بازنشسته با بیمه تکمیلی فقط از ۲ بار ویزیت استفاده کند که با توجه به وضعیت جسمانی بازنشستگان،  این تعداد پاسخگوی نیازهای درمانی آنان نیست.

    و این یعنی بیمه تکمیلی بازنشستگان، هزینه ویزیت پزشک را هم کفاف نمی‌دهد تا چه برسد به خدمات بستری و کلینیکی و پاراکلینیکی!

    چرا وعده‌های آقای وزیر محقق نشد؟

    چرا وعده‌های وزیر بهداشت و مقامات دولت چهاردهم محقق نشد و همانطور که انتظار می‌رفت، پرداخت از جیب مردم در بخش درمان بیش از ۱۰۰ یا حتی ۲۰۰ درصد افزایش یافت؟ «علیرضا حیدری» کارشناس رفاه و تامین اجتماعی در این رابطه می‌گوید: تفاوت معناداری بین تعرفه‌های بیمه پایه و تعرفه‌های دولت در بخش دولتی و خصوصی وجود دارد، و همین موجب سقوط سطح پوشش بیمه شده و پرداخت ریالی مردم افزایش چشمگیر یافته. مثلاً وقتی بیمه‌شده تامین اجتماعی در بخش دولتی ویزیت می‌شود، ۳۰ درصد مبلغ به عنوان فرانشیز از بیمار گرفته می‌شود، ۷۰ درصد تعهد پرداخت بیمه است اما چون تعرفه‌ها گران شده، مبلغ ریالی این ۳۰ درصد به شدت افزایش یافته؛ در بخش خصوصی سهم پرداخت بیمار از این هم بیشتر است؛ پرداخت مابه‌التفاوت تعرفه‌های خصوصی و دولتی برعهده خود فرد است. در مجموع افزایش ۴۶ درصدی تعرفه‌ها، فشار زیادی به مردم وارد آورده و پرداخت از جیب را بی‌سابقه افزایش داده.

    حیدری در مورد بیمه تکمیلی و پرداخت‌های ناچیزِ آن گفت: بیمه تکمیلی سقف پرداخت دارد؛ مثلاً در خدمات بستری سقف تعهد ۸۰ میلیون تومان است؛ پارسال این ۸۰ میلیون تومان معنادار بود چون قیمت تخت آی‌سی‌یو ۱۰ میلیون تومان بود؛ الان همان تخت مثلاً ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومان شده، در نتیجه خیلی زود این سقف تمام می‌شود و دیگر معنایی ندارد؛ در مورد آزمایش‌ها و خدمات پاراکلینیکی هم همین است؛ با اولین آزمایشی که می‌دهی سقف پرداخت تمام می‌شود.

    این کارشناس رفاهی با بیان اینکه «تعهدات بیمه‌ای حتی گوشه‌ای از هزینه‌های درمان را پوشش نمی‌دهد درنتیجه اثربخش نیست و بیشتر موجب گرفتاری مردم شده» ادامه داد: وعده‌ی دولت که با گران کردن تعرفه‌ها و حذف ارز ترجیحیِ درمان، پرداخت از جیب مردم زیاد نمی‌شود، محقق نشد. یادمان نرود عمده درمان سرپایی مردم از بخش خصوصی‌ست و عدد تعرفه‌ها در این بخش، عدد درشتی‌ست و چون خرید از بخش غیر دولتی‌ست (اعم از درمانگاه و فیزیوتراپی و رادیولوژی)، سازمان‌های بیمه‌گر فقط تعرفه‌های دولتی را پوشش می‌دهند و سهم عمده پرداخت بر دوش بیمار می‌افتد. این هزینه‌های سنگین درمان را حتی بیمه‌های تکمیلی هم پوشش نمی‌دهند؛ لاجرم مردم گرفتار شده‌اند. به اینها گرانی دارو و تجهیزات پزشکی را هم بیفزایید…

    به این ترتیب، یک بازنشسته معدن ذغال‌سنگ که بعد از سال‌ها کار با دستمزد ناچیز در تونل‌های زیرزمینی و خاک ذغال خوردن، حالا گرفتار سرطان شده، باید پس‌انداز خود و خانواده را تمام و کمال خرج کند تا بتواند فقط چند آزمایش پزشکی اولیه را انجام دهد؛ این بازنشسته همان ابتدای کار به بن‌بست خورده و لابد، قید شیمی‌درمانی و درمان سرطان را می‌زند. او بعد از نثار جان و سلامتی در معادن این مملکت، حالا در مقابل هزینه‌های درمان، «درمانده» است؛ این معدنکارِ بازنشسته نمی‌تواند…. توان مقابله با هیولایی دولت‌ساخته به نام درمان را ندارد…..

    حقیقت، به غایت دردناک است؛ آزادسازی بی‌نظیر هزینه‌های درمان، راهی جز انصراف از درمان و انتظار برای مرگ، برای اکثریت بیماران به خصوص کارگران بازنشسته باقی نگذاشته است؛ بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفته است، دیگر هیچ کارکردی ندارد و مردمان فرودست در گرداب عمیق بیماری گرفتار آمده‌اند وقتی قرار نیست قایق نجات از راه برسد….