برچسب: ترافیک

  • سریال تکراری ترافیک جاده های شمالی و آچمز همیشگی ملت! / پشت پرده شایعه «زیتون‌فروش‌ها» تا واقعیت تلخ زیرساخت‌های گمشده

    سریال تکراری ترافیک جاده های شمالی و آچمز همیشگی ملت! / پشت پرده شایعه «زیتون‌فروش‌ها» تا واقعیت تلخ زیرساخت‌های گمشده

    به گزارش اقتصادران، تعطیلات نیمه دوم شهریور امسال، درست مثل سال گذشته، جاده‌های منتهی به شمال کشور را به صحنه‌ای آشنا بدل کرد؛ صف‌های چند ده کیلومتری خودرو‌هایی که ساعت‌ها در گرمای روز و سرمای شب در حرکت لاک‌پشتی گرفتار بودند. مسافرانی که از تهران و شهر‌های مرکزی ایران، راهی گیلان و مازندران شده بودند، این بار نیز ناچار شدند بین هشت تا دوازده ساعت در راه بمانند تا به مقصدی برسند که قرار بود «چند روز آرامش» را برایشان به ارمغان بیاورد.

    این روند البته در ماه‌های اخیر بار‌ها تکرار شده است و شاید کمتر کسی ترافیک نوروز ۱۴۰۴ و بدتر از آن راهبندان و ترافیک جهنمی در روز‌های آغازین جنگ ۱۲ روزه را از یاد برده باشد.

    به فاصله ۲۴ ساعت پس از آغاز حملات رژیم اسرائیل به ایران بود که تقریبا همه جاده‌های تهران به سمت دو استان شمالی کشور از شدت ترافیک مسدود شد و البته که بحران بزرگ زیرساخت و آسیب‌های محیط زیستی پس از پایان جنگ همچنان بر پیکر گیلان و مازندران بر جای ماند.

    از سوی دیگر افزایش عجیب و بدون برنامه تعطیلی استان تهران به دلیل بحران برق و انرژی نیز چنان باری مضاعف بر سر دو استان شمالی سرریز شد آن هم در حالی که اساسا این دو استان دیگر توان و ظرفیت پذیرش گردشگری این گونه بی سامان را نداشته و ندارند.

    شایعه‌ای بی بنیاد علیه مردم یک شهر شمالی

    اما در میانه این راه‌بندان تازه در آخرین تعطیلات شهریور بود که شایعه‌ای عجیب دهان به دهان چرخید: این‌که ترافیک سنگین جاده رودبار–رشت نتیجه تصادف ساختگی بوده که فروشندگان زیتون در شهر رودبار به عمد ایجاد کرده‌اند تا مسافران در منطقه متوقف شوند و خریدی از مغازه‌های کنار جاده داشته باشند! شایعه‌ای که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت، خشم مسافران خسته را برانگیخت و حتی به سوژه‌ای طنزآمیز در فضای مجازی بدل شد.

    جالب این جاست شایعه چنان بی بنیاد بود که حتی بسیاری که برای سال‌ها از منتقدان روند ساخت و ساز اتوبان منجیل به رشت و دور زدن شهر رودبار نیز بودند را به واکنش واداشت که مساله هیچ تصادف ساختگی نیست، مساله بحران کشش جاده و زیر ساخت هاست که اصلا توان تحمل این حجم و اندازه از خودرو و مسافر و گردشگر را ندارد.
    در حقیقت حتی منتقدان همیشگی رفتارهای مسئولان شهر رودبار (از جمله نگارنده همین گزارش که در گزارش دیگری به این موضوع پرداخته است) نیز اذعان داشتند مساله هیچ تصادفی نیست، بحران زیر ساخت و نبود مسیر برای چنین تعداد خودرویی است.

    کار شایعه چنان بالا گرفت که در نهایت پلیس راهور فراجا همان شب به شایعه واکنش نشان داد. به گزارش اقتصاد ۲۴، سرهنگ احمد کرمی‌اسد، رئیس پلیس راه، قاطعانه اعلام کرد: «این موضوع واقعیت ندارد. هیچ تصادف ساختگی در کار نبوده است. دلیل اصلی ترافیک، حجم بی‌سابقه سفر بود.»

    رئیس پلیس راه راهور فراجا با رد شایعه مورد نظر هم چنین گفت: «موضوعی که مطرح شد، واقعیت ندارد. دلیل اصلی ترافیک چند ده کیلومتری در جاده رودبار– رشت، افزایش تقاضای سفر بود. از سه‌شنبه ۱۸ شهریور تا صبح جمعه ۲۱ شهریور، حدود ۳۵۰ هزار وسیله نقلیه در این مسیر به سمت گیلان حرکت کردند. این حجم خودرو در بازه‌ای محدود، بیش از ظرفیت جاده بود و کشش راه اجازه عبور همزمان همه خودرو‌ها را نمی‌داد.»

    مساله این جاست که آمار رسمی نیز این گفته را تأیید می‌کرد، چنان که از ۱۸ تا ۲۱ شهریور، بیش از ۳۵۰ هزار وسیله نقلیه وارد محور رودبار–رشت شده‌اند، در حالی‌که ظرفیت این جاده حداکثر ۱۰۰ هزار خودرو است. این آمار بدان معناست که یعنی سه برابر بیش از توان کشش مسیر، خودرو وارد این مسیر شده و نتیجه این که نقطه بحرانی بین رودبار تا امامزاده هاشم شکل گرفت و کل محور را قفل کرد.

    هزینه‌های پنهان ترافیک؛ از بنزین تا وقت تلف‌شده

    در یک راه‌بندان چند ساعته، هر خودرو دست‌کم چند لیتر بنزین می‌سوزاند بی‌آن‌که حرکتی به جلو داشته باشد. اگر فقط به همین موج سفر اخیر نگاه کنیم، صد‌ها هزار خودرو در مسیر ماندند؛ یعنی میلیون‌ها لیتر بنزین در ترافیک مصرف شد، بنزینی که یارانه‌ای است و بخش عمده آن از جیب دولت و مردم می‌رود.

    افزون بر این، استهلاک خودروها، فشار روانی بر مسافران، خستگی رانندگان و حتی تصادفات ناشی از کلافگی، همه جزئی از هزینه‌های پنهان این سفرهاست. زمان از دست‌رفته را هم باید به حساب آورد: صد‌ها هزار نفر که به جای لذت بردن از تعطیلات، ساعت‌ها عمر خود را در جاده‌های قفل‌شده تلف کردند. این هزینه نامرئی، به اندازه میلیارد‌ها تومان بنزین ارزش دارد.

    زیرساخت‌های گمشده؛ شمال کشش این حجم سفر را ندارد

    مسئله اصلی، اما حتی عمیق‌تر است. این حجم از سفر‌های متمرکز به شمال ایران نشان می‌دهد که زیرساخت گردشگری در کشور دچار ناتوانی مزمن است، چنان که نه تنها ظرفیت جاده‌ها متناسب با موج سفر‌ها نیست، بلکه خدمات رفاهی و اقامتی هم عقب‌تر از نیاز مسافران قرار دارد.

    در همین حال جلالی‌نژاد، فعال حوزه گردشگری، در گفت‌وگویی به این موضوع اشاره کرده و گفته بود که «زیرساخت برای گردشگری جزو اولویت‌هاست. هر چقدر این زیرساخت‌ها ایجاد و تکمیل شود، مشکلات کمتری در خصوص راه‌ها، وسایل حمل‌ونقل و مجتمع‌های خدمات رفاهی رخ می‌دهد.»

    به گفته او، یکی از مشکلات بزرگ گردشگری داخلی، توزیع نامتوازن آن است. در بیشتر تعطیلات، همه مسیر‌ها به چند نقطه محدود ختم می‌شوند؛ شمال برای طبیعت و قم و مشهد برای زیارت. همین تمرکز، باعث می‌شود یک استان زیر بار جمعیتی چندبرابر ظرفیت خود فرو برود.

    جلالی‌نژاد یادآور شده بود که تجربه استفاده از ظرفیت استان‌های همجوار در ایران تقریباً مغفول مانده و او می‌گوید که «وقتی قم در نیمه‌شعبان از زائر پر می‌شود، باید استان‌های اطراف وارد عمل شوند. همین مدل را می‌توان برای شمال هم پیاده کرد. در حالی‌که بسیاری از استان‌های مرکزی در همین فصل آب‌وهوایی مناسب دارند، اما ناشناخته مانده‌اند.»

    در این میان، اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا آسیب‌های مکرر محیط‌زیستی باشد که سال‌هاست گریبان گیلان و مازندران را گرفته است. به گزارش اقتصاد ۲۴، حجم بالای گردشگران، بدون مدیریت و آموزش کافی، شمال را به انباری از زباله بدل کرده است. جنگل‌های انبوه هیرکانی و سواحل خزر، در هر تعطیلات با کوهی از بطری‌های پلاستیکی، قوطی‌های فلزی، سفره‌های یک‌بار مصرف و کیسه‌های پلاستیکی روبه‌رو می‌شوند. این پسماند‌ها نه تنها ظاهر طبیعت را مخدوش می‌کنند، بلکه وارد خاک و رودخانه‌ها شده و اکوسیستم را مختل می‌سازند.

    ماجرای دفن زباله در سراوان گیلان یک نمونه آشکار از این بحران است؛ کوهی از زباله که دهه‌هاست در دل جنگل انباشته می‌شود و شیرابه‌های آن به سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌ها نفوذ کرده است و یا ورود زباله‌های شهری به دریای خزر که آلودگی ساحل و مرگ آبزیان را به دنبال دارد. در تمام این سال‌ها هیچ بودجه مشخص و مصوبی برای جمع آوری این زباله‌ها و یافتن راهکاری صرف نشده است.

    در حقیقت اکنون گیلان به عنوان پربارش‌ترین استان کشور، به دلیل آلودگی شدید سفره‌های آب زیرزمینی خود با بحران آب مواجه شده است. بحرانی که شاید کمتر کسی در مورد دستکم دو استان شمالی کشور چنین تصوری از آن داشت، اما حالا هر دو این استان‌ها درگیر بحران آبی و مازندران حتی فرونشست زمین شده است.

    از سوی دیگر، فشار بی‌رویه برای ساخت‌وساز ویلا و تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی، جنگل‌ها و شالیزار‌های شمال را به‌شدت تهدید کرده است. کارشناسان محیط‌زیست هشدار داده‌اند که در صورت ادامه این روند، ظرفیت زیستی شمال ایران به سرعت کاهش خواهد یافت و آن‌چه باقی می‌ماند، شهری پر از برج و پلاستیک به جای طبیعت بکر خواهد بود.

    این همه نیز در حالی است که به گزارش اقتصاد ۲۴، بحران پسماند در گیلان و مازندران سال‌هاست به مرز هشدار رسیده است؛ به‌گونه‌ای که فقط در استان مازندران روزانه بین سه تا سه‌ هزار و پانصد تن زباله تولید می‌شود و در ایام اوج سفر مانند نوروز و تعطیلات تابستانی این رقم از چهار هزار تن هم فراتر می‌رود.

    این حجم زباله، که حدود ۷۵ درصد آن نیز‌ تر است و تفکیک در مبدأ انجام نمی‌شود، نه‌تنها عرصه‌های طبیعی را بلعیده بلکه بنا بر برآورد رسمی سالانه حدود ۷۰ هزار میلیارد ریال خسارت مستقیم به طبیعت استان وارد می‌کند.

    هم اکنون نیز بنا به گزارش‌های موجود دست‌کم ۲۰۰ هکتار از جنگل‌ها و اراضی طبیعی مازندران امروز در تسخیر انباشت زباله قرار گرفته و در کنار آن، معضل زباله‌های عفونی نیز وضعیت را بحرانی‌تر کرده است؛ چنان که به‌طور میانگین روزانه بیش از ۲۰ تن زباله پزشکی و بیمارستانی در استان تولید می‌شود که در ایام پیک مسافر به ۳۰ تن می‌رسد.

    انباشت و دفن غیرمهندسی این پسماند‌ها در مناطقی، چون سراوان گیلان یا سواحل خزر، رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی را آلوده کرده و با ورود شیرابه‌ها به اکوسیستم، حیات‌وحش و حتی سلامت انسانی را تهدید می‌کند؛ و در نتیجه این چرخه، شمال ایران است که به جای «بهشت گردشگری» در حال تبدیل‌شدن به انبار زباله‌ای عظیم است.

    چرا فقط شمال؟

    اما در این میان پرسش اساسی دیگری نیز وجود دارد؛ چرا با وجود همه این مشکلات، مسافران ایرانی همچنان با اولین تعطیلی تقویم راهی شمال می‌شوند؟ بخشی از پاسخ در عادت فرهنگی و نوعی نوستالژی جمعی نهفته است؛ «شمال» در ذهن بسیاری از ایرانیان مترادف است با تعطیلات؛ اما بخش مهم‌تر به نبود معرفی و تبلیغ مقاصد جایگزین بازمی‌گردد. بسیاری از مسافران اصلاً نمی‌دانند در چند کیلومتری اطراف تهران، ده‌ها منطقه خوش‌آب‌وهوا با جنگل‌ها و روستا‌های دیدنی وجود دارد.

    تجربه موفق کاشان در فصل گلاب‌گیری نشان داد که معرفی درست یک جاذبه می‌تواند بار سفر را توزیع کند. اما در حوزه گردشگری طبیعت، چنین سیاستی جدی گرفته نشده است. به همین دلیل، با هر تعطیلی، فقط یک مقصد به ذهن مردم می‌رسد: شمال و جاده چالوس.

    مساله این جاست که در جهان امروز با چند کلیک و تنها یک جست‌وجوی ساده تصاویر جذاب و دیدنی از جای جای ایران بنا به فصل خاص مدنظر قابل مشاهده است. تصاویری از مناطق مختلفی که شاید ندانیم تنها چند دقیقه یا چند ساعت با آن فاصله داریم. مقاصدی که کافی است یکبار در زمان مناسب سری به آن بزنیم تا یکی از مسافران دائمی آن باشیم. به همین دلیل هم اولین انتخاب با برخورد اولین تعطیلی فقط شمال است و بس.

    از سوی دیگر در سال‌های اخیر گلایه‌ها درباره افزایش قیمت‌ کالاها و  خدمات در استان‌های شمالی رو به افزایش است و عجیب این که همین مسافران همیشه شاکی و گلایه‌مند باز هم حاضر نیستند به استان‌های خوش آب و هوایی، چون کرمانشاه و اردبیل و آذربایجان و حتی کردستان و ملایر بروند که به قطع هزینه‌های مسکن و اقامت در آنان تا ۵۰ درصد کمتر از استان‌های شمالی است. هم چنین از نظر طبیعت بکر و زیبایی‌ها نیز تقریبا همه این استان‌ها طبیعت و جغرافیایی مشابه شمال ایران دارند (البته به جز فاکتور گرفتن از عنصر دریاچه خزر که این روز‌ها از همیشه بدحال‌تر است).

    آینده‌ای مبهم برای گردشگری شمال

    مساله این جاست که تعطیلات شهریور ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که ترافیک سنگین شمال، یک اتفاق مقطعی نیست، بلکه الگویی تکراری است که هر سال پررنگ‌تر می‌شود. هزینه‌های سنگین بنزین و زمان صرف‌شده، فشار روانی بر مسافران، نبود زیرساخت‌های کافی و آسیب‌های محیط‌زیستی، همه نشانه‌هایی هستند که حکایت از ناپایداری این مدل گردشگری دارند. شمال ایران روزگاری «بهشت گردشگری» کشور بود، اما امروز به‌تدریج در حال تبدیل شدن به قربانی توسعه‌نیافتگی است.

    اگر راهکاری اساسی برای توزیع سفرها، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و آموزش عمومی درباره حفاظت از محیط‌زیست اندیشیده نشود، این بهشت سبز به سرعت جذابیت خود را از دست خواهد داد و در نهایت، هم مسافران و هم میزبانان بازنده نهایی این چرخه تکراری خواهند بود.

  • آخرین وضعیت راه های کشور / در جاده ها چه می گذرد؟

    آخرین وضعیت راه های کشور / در جاده ها چه می گذرد؟

    به گزارش اقتصادران، آخرین اطلاعات مندرج در سامانه ۱۴۱ (ویژه اطلاعات ترافیکی، انسدادها و شرایط آب‌وهوایی) نشان می‌دهد ترافیک در تعدادی از راه های کشور سنگین است. با وجود این تا ساعت ۸ صبح امروز، دوشنبه ۲۶ خرداد، هیچ‌یک از محورهای جاده‌ای کشور مسدود نیستند.

    این سامانه در مورد محورهای شمالی، ترافیک سنگین را در محور چالوس مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل گرماب تا نساء و حدفاصل پل زنگوله تا سیاه‌بیشه و محدوده هریجان گزارش کرده است.

    این وضعیت در مورد آزادراه تهران–شمال مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل عوارضی تا تونل شماره ۱۸ و محور هراز مسیر (جنوب به شمال) محدوده‌های مشاء، پلور، زیار و حدفاصل رینه تا لاریجان و محدوده‌های وانا، بایجان و سه‌راهی چلاو نیز صدق می‌کند.

    همچنین ترافیک در در محور فیروزکوه مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل گیلاوند تا دماوند، آزادراه تهران–پردیس حدفاصل بابایی تا تونل شماره ۴ و تهران–بومهن حدفاصل بازیافت تا جاجرود، سنگین است.

    در عین حال، سامانه ۱۴۱، تردد را در آزادراه قزوین–رشت مسیر (رفت و برگشت)، روان نشان می‌دهد.

    در ضمن محورهای شمالی فاقد هرگونه مداخلات جوی هستند.

    وضعیت راه های کشور در دیگر مسیرها

    سامانه ویژه اطلاعات ترافیکی، انسدادها و شرایط آب‌وهوایی، همچنین ترافیک را در آزادراه کرج–قزوین حدفاصل کمالشهر تا شهرک صنعتی کاسپین و محدوده محمدیه و بزرگراه پاکدشت–شریف‌آباد، محدوده شریف‌آباد، سنگین توصیف کرده است.

    جاده کندوان یک‌طرفه شد

    در همین زمینه، سرهنگ هادی عبادی، رئیس پلیس راه مازندران، امروز اعلام کرد محور کوهستانی کندوان به علت ترافیک سنگین خودرویی، از ساعاتی پیش از سمت جنوب به شمال (البرز به مازندران) یک‌طرفه شده است.

    به گفته او، ترافیک در محور یادشده پرحجم و محور کندوان با بارش باران همراه است؛ در نتیجه این تصمیم تا زمان تخلیه بار ترافیکی از سوی پلیس راه فراجا و مازندران پابرجاست.

    پس از حمله تروریستی اسرائیل به کشور که از بامداد جمعه ۲۳ خرداد آغاز شد، با تصمیم پلیس راهور و برای افزایش امنیت، محدودیت‌های موقتی در مسیر قم به تهران به وجود آمد که برطرف شد و اکنون هیچ‌یک از جاده‌های کشور مسدود نیست.

    در عین حال، قطارها و اتوبوس‌های بین‌جاده‌ای طبق روال فعالیت می‌کنند اما پروازهای داخلی و خارجی کشور به صورت موقت متوقف شده است.

    همچنین گمرک جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد️ همه مرزهای زمینی و دریایی در بخش تجاری و مسافری باز است (ایسنا).

  • ترافیک عجیب و غریب در جاده های شمالی

    ترافیک عجیب و غریب در جاده های شمالی

    به گزارش اقتصادران، تردد از آزادراه قزوین- رشت (حدفاصل منجیل- رودبار) تا اطلاع بعدی ممنوع است و تردد از مسیر جایگزین محور قدیم منجیل – رودبار انجام می‌شود.

    در حال حاضر ترافیک در محور چالوس مسیر جنوب به شمال، حدفاصل پل زنگوله تا سیاه بیشه و همچنین در مسیر شمال به جنوب حدفاصل ماسال تا تویر و محدوده‌های دزدبن، انارک، هزارچم و ولی آباد، سنگین است.

    برپایه این گزارش، ترافیک در آزادراه تهران- شمال مسیر جنوب به شمال محدوده تونل شماره ۱۳ و حدفاصل تونل شماره ۱۷ تا تونل شماره ۱۸ سنگین است.

    ترافیک در محور هراز مسیر جنوب به شمال محدوده‌های مشاء، رینه و ترافیک سنگین در مسیر شمال به جنوب محدوده کلرد نیز سنگین گزارش شده است.

    گزارش مرکز مدیریت راه‌های کشور حاکی از تردد روان در آزادراه تهران- شمال مسیر شمال به جنوب و محور فیروزکوه و آزادراه قزوین- رشت مسیر رفت و برگشت است.

  • از وضعیت ترافیکی راه‌ها چه خبر؟

    از وضعیت ترافیکی راه‌ها چه خبر؟

    به گزارش اقتصادران، سرهنگ احمد کرمی اسد رئیس پلیس راه راهور فراجا گفت:با توجه به ترافیک سنگینی که در محور‌های مواصلاتی سراسر کشور به ویژه در استان‌های شمالی مشاهده می‌شود، وضعیت ترافیکی در محور هراز و چالوس به ویژه در مسیر‌های جنوب به شمال (تهران به سمت شمال) بسیار سنگین است.

    رئیس پلیس راه راهور فراجا اعلام کرد: به منظور تسهیل در جریان ترافیکی و جلوگیری از ازدحام بیش از حد، از ساعت ۱۰ صبح، تردد کلیه وسایل نقلیه از مرزبات به سمت تهران ممنوع خواهد شد.

    همچنین، از ساعت ۱۲ ظهر، مسیر تهران به مرزن آباد یا چالوس به صورت یک طرفه خواهد شد تا حجم ترافیک کاهش یابد.

    سرهنگ کرمی اسد ادامه داد: از تمامی عزیزانی که قصد سفر به استان‌های شمالی یا بازگشت از این مناطق را دارند، تقاضا داریم محور چالوس را برای سفر انتخاب کنند.

    پلیس راه تاکید کرد:در صورتی که مسافران بخواهند از محور‌های هراز و چالوس برای رفت یا بازگشت از سفر استفاده کنند، باید آمادگی لازم را برای تحمل ترافیک سنگین و زمان‌های طولانی توقف در ترافیک داشته باشند.

  • آزادراه تهران – شمال قفل شد!

    آزادراه تهران – شمال قفل شد!

    به گزارش اقتصادران، سرهنگ پیمان کرمی گفت: با توجه به تعطیلی امروز پنجشنبه، استان البرز فاقد ترافیک صبحگاهی در محورهای مواصلاتی است.

    وی افزود: ترافیک در محور چالوس مسیر جنوب به شمال، محدوده سیاه بیشه سنگین است.

    رئیس پلیس راه البرز بیان کرد: ترافیک در آزادراه تهران – شمال مسیر جنوب به شمال حدفاصل تونل شماره ۱۷ تا تونل شماره ۱۸ و تونل البرز تا انتهای آزادراه سنگین گزارش شده است.

    کرمی خاطر نشان کرد: با توجه به بارش‌های پراکنده در البرز از رانندگان در طول مسیر با سرعت مطمئنه به رانندگی خود ادامه دهند.

  • دیگر امیدی به رفع آلودگی هوا و ترافیک پایتخت نیست!

    دیگر امیدی به رفع آلودگی هوا و ترافیک پایتخت نیست!

    به گزارش اقتصادران، مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران دیگر امیدی به رفع آلودگی هوا و ترافیک ندارد و می‌گوید که «دلتان را خوش نکنید» .بر اساس آمار شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، پایتخت‌نشنیان در ماه گذشته 25 روز هوا آلوده تنفس کردند و حدود 2 هفته مدارس تهران تعطیل شد.

    از ابتدای سال جاری تاکنون تهرانی‌ها فقط ۵ روز هوای پاک، ١٠٢ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس جامعه و ١٧ روز ناسالم برای همه افراد داشتند.قانون هوای پاک مصوب سال 96 مجلس شورای اسلامی است اما این قانون به گفته رئیس کمیسیون حمل ونقل ترافیک شورای شهر تهران تشکری هاشمی خوب اجرا نشده و عضو شورای شهر تهران مهدی پیرهادی هم به فارس می‌گوید که باید تمام نهادهایی که در بحث آلودگی هوا دخیل هستند را جمع کنیم و یکبار دیگر مسوولیت هایشان را به آنها یادآوری کنیم و «با افرادی که ترک فعل در این زمینه می‌کنند برخورد شود».

  • پرترافیک ترین جاده های کشور برای آخر هفته را بشناسید / وضعیت جاده های شمالی چگونه است؟

    پرترافیک ترین جاده های کشور برای آخر هفته را بشناسید / وضعیت جاده های شمالی چگونه است؟

    به گزارش اقتصادران، بررسی وضعیت راه های مواصلاتی کشور حاکی از ترافیک سنگین در جاده چالوس و آزادراه تهران-شمال است. در محور چالوس مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل پل زنگوله تا سیاه بیشه و آزادراه تهران – شمال مسیر (جنوب به شمال) حدفاصل انتهای تونل البرز تا انتهای آزادراه ترافیک سنگین است.

    در محورهای هراز و فیروزکوه و آزادراه قزوین – رشت مسیر (رفت و برگشت) تردد وسایل نقلیه روان است.  آزادراه قزوین – رشت دارای بارش باران و سایر محورهای شمالی دارای مه گرفتگی در ارتفاعات هستند.

    در آزادراه کرج – قزوین حدفاصل مهرویلا تا پلیس راه مهرشهر و آزادراه قزوین – کرج حدفاصل پایانه شهید کلانتری تا پل فردیس ترافیک سنگین است.

    در برخی محورهای استان‌های اردبیل، گیلان و مازندران بارش باران و مه گرفتگی گزارش شده است.

  • هزینه هنگفتی که ترافیک روی دست پایتخت نشینان می گذارد / دودشدن 12 میلیون لیتر بنزین در ترافیک

    هزینه هنگفتی که ترافیک روی دست پایتخت نشینان می گذارد / دودشدن 12 میلیون لیتر بنزین در ترافیک

    به گزارش اقتصادران، همه ما آن داستان معروف را شنیده‌ایم: جاده شمال، تعطیلات، ترافیک و بنزینی که بی‌رحمانه در صف ماشین‌ها دود می‌شود. اما آیا واقعاً معضلی بزرگ‌تر از ترافیک جاده شمال داریم؟ پاسخ، در خیابان‌های همیشه شلوغ تهران نهفته است. شهری که هر روز با ترافیکی دست‌وپنجه نرم می‌کند که نه تعطیلات می‌خواهد، نه جاده شمال. اینجا، در قلب تهران، زندگی بیشتر به معنای «گیر کردن» است تا «پیش رفتن». ترافیکی که به اندازه یک جاده شمالی بنزین نمی‌سوزاند، بلکه انرژی، وقت و حتی آرامش روحی و روانی ساکنانش را می‌بلعد.

    هزینه‌های واقعی ترافیک؛ چیزی بیش از بنزین

    ترافیک تهران، دیگر فقط یک مشکل روزانه نیست؛ این معما به بخشی از هویت شهر تبدیل شده و این واقعیتی هولناک است وقتی بدانیم هزینه‌های واقعی ترافیک تهران فراتر از بهای بنزین است.

    این هزینه‌ها به سادگی در قالب استهلاک خودرو، آلودگی هوا و حتی سلامت روانی و جسمی ما پنهان شده است. هر بار که پشت فرمان ماشینتان در ترافیک تهران می‌نشینید، نه تنها بنزین می‌سوزانید، بلکه وقت و انرژی خودتان را هم هدر می‌دهید. اجازه بدهید کمی حساب‌وکتاب کنیم: هر شهروند تهرانی، به طور متوسط چند ساعت از روزش را در ترافیک سپری می‌کند؟

    با فرض اینکه روزانه حداقل دو ساعت در ترافیک باشد (که خوش‌بینانه است)، در یک سال این زمان به حدود ۷۳۰ ساعت می‌رسد؛ یعنی چیزی نزدیک به یک ماه کامل از زندگی شما فقط در ترافیک تلف می‌شود. یک ماه!

    در ادامه خودرو شما فرسوده‌تر می‌شود، موتور ماشین خسته‌تر و اعصابتان خط خطی‌تر. هر بار که دیر به جلسه‌ای می‌رسید، هر بار که ناچارید به خاطر ترافیک دو ساعت زودتر از خانه بیرون بیایید، دارید هزینه‌ای غیرقابل بازگشت می‌پردازید. اما آیا این تمام ماجراست؟ خیر! ترافیک تهران به آلودگی هوای شهر هم دامن می‌زند. این دود و آلاینده‌هایی که هر روز تنفس می‌کنیم، فقط در نتیجه هزاران خودرویی است که بی‌هدف در خیابان‌های شلوغ شهر گیر کرده‌اند.

    حالا، هزینه‌ای که سلامتی شما بابت این آلودگی‌ها می‌پردازد، چقدر است؟ هر نفس یک قبض دیگر در راه است که سرانجام به قیمت زندگی تمام می‌شود. ترافیک حال نه فقط یک مشکل شهری بلکه به یک کابوس اقتصادی نیز بدل شده است. بر اساس داده‌های آماری شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، ایران روزانه ۲۶۳ میلیون لیتر سوخت مصرف می‌کند که ارزشی معادل ۶۷ میلیارد دلار و دو برابر بودجه سالانه کشور دارد. ۴۰ میلیون لیتر بنزین و ۶۰ میلیون لیتر گازوئیل به طور روزانه هدر می‌رود و طبق داده‌های غیررسمی حدود ۱۲ میلیون لیتر از این عدد می‌تواند مرتبط با ترافیک تهران باشد، عددی که احتمالا معادل مصرف روزانه بنزین برخی کشور‌های کم مصرف است.

    این عدد فقط سوخت خودروها را نشان می‌دهد، اما ماجرا همین‌جا تمام نمی‌شود. وقتی به هزینه‌های کسب‌وکار‌ها نگاه می‌کنیم، ترافیک هر روز مانع جریان آزاد کالا‌ها و خدمات می‌شود. تأخیر در تحویل محصولات، از دست رفتن فرصت‌های تجاری و ساعت‌های کاری تلف شده طبیعتا بی‌تأثیر بر اقتصاد شهر نخواهد بود. در واقع، برای هر ساعت از روز که در ترافیک سپری می‌شود، کسب‌وکار‌ها یک گام از رشد و توسعه عقب می‌مانند.

    طبق گزارش دنیای اقتصاد، ۳۸ درصد وقت تهرانی‌ها در سفر‌های درون‌شهری، با ترافیک و توقف در معابر یا ایستگاه‌های مترو و اتوبوس، «تلف» می‌شود. بنابراین، ترافیک تهران یک بحران چندبعدی است که اقتصاد، سلامت و حتی زندگی اجتماعی شهروندان را درهم می‌پیچد. هر لیتر بنزین هدر رفته، تنها نوک کوه یخ هزینه‌های عظیم‌تری است که زیر سطح در حال رشدند.

    حمل و نقل عمومی؛ داستانی پر غصه

    حالا شاید بگویید: «پس چرا از حمل و نقل عمومی استفاده نکنیم؟» جواب ساده است: حمل و نقل عمومی تهران خودش به یکی از غم‌انگیزترین داستان‌های این شهر تبدیل شده است. مترو؟ خوب است، اما کافی نیست! شبکه متروی تهران نه تنها ناکافی است، بلکه در بسیاری از خطوط با تاخیر‌های مداوم و نقص‌های فنی روبه‌روست. تعداد خطوط کم است و همین خطوط هم پر از ازدحام و شلوغی. گاهی باید برای سوار شدن به یک قطار، چندین قطار را از دست بدهید.

    تصور کنید که شما از ترافیک خیابانی فرار کرده‌اید، اما حالا باید در صفوف طویل منتظر مترو بمانید؛ باز هم وقتتان می‌سوزد. اتوبوس‌ها هم که در خود همان ترافیکی گیر کرده‌اند که شما سعی داشتید از آن فرار کنید. پس دیگر نمی‌توان انتظار داشت که حمل و نقل عمومی ناجی این اوضاع باشد.

    به گزارش اقتصاد ۲۴، طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، میزان فرسودگی اتوبوسرانی در شهر‌های کرج، اصفهان، قم و تبریز بالاتر از ۶۰ درصد است. همچنین طبق ادعای رئیس کمیسیون حمل‌ونقل شورای شهر تهران، شهرداری طی دو سال اخیر فقط حدود ۳۲۰ اتوبوس به مجموعه اتوبوس‌های شهر تهران اضافه کرده است که قابل قبول نیست. همچنین بالاترین سهم سفر با مترو متعلق به شهر تهران و کمتر از ده درصد سفر‌های روزانه است. در واقع سهم حمل‌ونقل عمومی که در مقایسه با حمل‌ونقل خصوصی تا حدود زیادی اهداف پایدار حمل‌ونقل را تامین می‌کند، در شهر‌های کشور پایین است. در مقابل در پایتخت سهم سفر با سواری شخصی و موتور ۵۶ درصد، تاکسی و ون حدود ۱۷ درصد و اتوبوس و مینی‌بوس حدود ۲۲ درصد است. بنا بر داده‌های گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، بیشترین سهم سفر با مینی‌بوس به ترتیب مربوط به شهر‌های تبریز و اهواز با سهم حدود ۲۵ درصد و حدود ۱۹ درصد است.

    توسعه تهران پشت ترافیک جا ماند

    اما آیا راه‌حلی برای این معضل وجود دارد؟ پاسخ به این سوال را مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران به صراحت داده است: مشکل تهران غیر قابل حل است! هرچند این اظهار نظر پزشکیان کلی و مربوط به توسعه پایتخت بود، اما این پاسخ بی ربط  به ضعف ریشه‌دار مدیریت شهری و ناتوانی سیستم‌های حمل‌ونقل در تهران نیست. حقیقت این است که ترافیک نه فقط یک مشکل گذرا، بلکه بخشی از هویت شهر شده است؛ چیزی که شهروندان هر روز با آن مواجه‌اند و آن را به عنوان واقعیتی غیرقابل تغییر پذیرفته‌اند. سال‌هاست که توسعه حمل‌ونقل عمومی در تهران به شکل نیم‌بند و فشل پیش رفته است، با تعداد محدود خطوط مترو که نه به نیاز‌های واقعی شهروندان پاسخ می‌دهد و نه قابلیت گسترش مناسب دارد. اتوبوس‌ها به جای حرکت، خود نیز قربانی ترافیک می‌شوند و تاکسی‌ها هم به بخشی از این هزارتوی خیابانی اضافه شده‌اند.

    این عدم توسعه مناسب به‌خوبی نشان می‌دهد که اولویت‌ها در مدیریت شهری جایگاه درستی ندارند؛ برنامه‌ریزی‌های کلان‌نگر جای خود را به پروژه‌های بی‌تأثیر و کوتاه‌مدت داده‌اند که بیشتر به مُسکنی برای درد مزمن ترافیک شبیه‌اند. نتیجه؟ تهرانی که هر روز بیشتر از قبل در باتلاق ترافیک فرو می‌رود، در حالی که شهر‌های موفق دنیا با سیستم‌های مدرن حمل‌ونقل عمومی، به سوی کاهش ترافیک و افزایش کیفیت زندگی حرکت می‌کنند. در نهایت، تهران به شهری تبدیل شده که توسعه‌اش همیشه پشت ترافیک مانده؛ شهری که در آن خودرو‌ها نه‌تنها خیابان‌ها، بلکه آینده را نیز مسدود کرده‌اند. شاید ترافیک اکنون بخشی از هویت این شهر باشد، اما آیا این همان هویتی است که می‌خواهیم برای پایتخت‌مان بپذیریم؟