برچسب: تخفیف

  • جمعه سیاه یا جمعه سیاه بازی؟!

    جمعه سیاه یا جمعه سیاه بازی؟!

    به گزارش اقتصادران، بلک فرایدی یا همان جمعه سیاه، چند سالی است که در ایران باب شده است؛ رسمی که ریشه در کشورهایی دارد که سال جدید خود را با سال نو میلادی جشن می‌گیرند. تخفیف‌های بالای ۵۰ درصد اکثر برندها، حتی برندهای لاکچری که مخاطب هدف آن‌ها کسانی هستند که توان خرید مالی کمتری در روزهای دیگر سال دارند، در این روز ارائه می‌شود تا بتوانند در سال جدید، کمد لباس‌های خود را نو کنند. اما در ایران، گویا این مناسبت تنها به سناریویی برای فروش بیشتر با تخفیف‌های غیرواقعی تبدیل شده است. حُسن این تخفیف‌ها به بالای ۵۰ درصد بودن آن‌هاست؛ تخفیف‌های ۱۰ درصدی یا ۵ درصدی با این همه هیاهو به درد چه کسی می‌خورد؟ از طرفی، چند اَبَر‌سایت خرید آنلاین که از حدود ۱۰ روز پیش تبلیغات گسترده خود را از طریق بیلبوردهای شهری، پیامک و فضای مجازی آغاز کرده بودند، گویا از فلسفه و هدف این جمعه‌های سیاه بی‌خبرند یا خود را به آن راه زده‌اند. وعده‌هایی از جنس تخفیف‌های بالای ۹۰ درصد که رویافروشی و توهین به مخاطبان است. باز هم سوال همیشگی مطرح می‌شود؛ مسئولیت نظارت بر این سایت‌ها که تقریبا تمام بازار را قبضه کردند به عهده چه کسی است؟ چرا کسی هیچوقت پاسخگو نیست و با بهانه‌های سطحی، از زیر تمام تخلفات و کوتاهی‌های خود در می‌وند؟

    کاربران از تخفیف‌های الکی خبر می‌دهند؛ تخفیف‌هایی که به هیچ وجه واقعی نیستند و می‌توان همان محصول را با قیمت‌های پایین‌تر در سایت‌های دیگر پیدا کرد. گویا رسم بلک فرایدی به وسیله‌ای برای افزایش بازدید و کلیک در این دو اَبر‌سایت خرید محصولات تبدیل شده است. تخفیف‌های ۹۰ درصدی که قرار بود مخاطبان را جذب کند و از یک هفته قبل تبلیغات گسترده برای آن آغاز شده بود، در عمل بی‌نتیجه ماند و کسی موفق به خرید نشد. سایتی که تخفیف ۹۰ درصدی ارائه داده بود، چند ثانیه قبل از شروع اعمال تخفیف با مشکل روبه‌رو شد. پس از چند دقیقه که مشکل برطرف شد و کاربران تا مرحله پرداخت نیز پیش رفتند، سایت آن‌ها را از فرایند خرید بیرون می‌انداخت. نتیجه چه بود؟ تعداد بالای بازدید و کلیک برای سئوی این سایت‌ها، بدون ذره‌ای جلب رضایت مشتری. با یک حساب‌وکتاب ساده می‌توان فهمید که این پلتفرم‌ها تنها یک بازی روانی برای جذب مخاطب راه انداخته‌اند و از اعتماد عمومی سوءاستفاده می‌کنند. شاید به همین دلیل است که بسیاری ترجیح می‌دهند هزینه بیشتری پرداخت کنند و از آنلاین‌شاپ‌ها یا حتی از کشورهای دیگر خرید کنند، اما یک خرید با تخفیف واقعی انجام دهند.

    تاریخچه بلک فرایدی

    بلک فرایدی در ابتدا ربطی به خرید نداشت. سقوط بازار طلا در ۲۴ سپتامبر سال ۱۸۶۹ در ایالات متحده موجب هرج‌ومرج گسترده برای سرمایه‌داران وال‌استریت شد. ریشه واژه «سیاه» نیز به همین رسوایی و زندگی بسیاری برمی‌گردد که در این روز ویران شد؛ روزی که بعدها از آن با عنوان «جمعه سیاه» یا «بلک فرایدی» یاد شد. اصطلاح Black Friday را پلیس فیلادلفیا در دهه ۱۹۶۰ برای توصیف هرج‌ومرج ترافیک و شلوغی عجیب خیابان‌ها پس از روز شکرگزاری به کار برد. در دهه ۸۰ میلادی، فروشگاه‌ها این روز را فرصتی بازاری برای فروش بیشتر دیدند. بعدها این مفهوم تغییر کرد و داستانی محبوب‌تر مطرح شد: بسیاری از کسب‌وکارها از ابتدای سال در «حالت قرمز» (زیان) بودند، اما با فروش‌های شدید این روز وارد «حالت سیاه» (سوددهی) می‌شدند؛ به همین دلیل آن را «جمعه سیاه» نامیدند. روز پس از شکرگزاری به طور طبیعی یکی از شلوغ‌ترین روزهای سال بود، زیرا بسیاری از مردم برای آغاز خریدهای کریسمس به فروشگاه‌ها مراجعه می‌کردند. با این حال، این ازدحام تا سال‌ها بیشتر یک مشکل شهری تلقی می‌شد تا فرصتی تجاری. در دهه ۱۹۸۰ اما روایت جدیدی درباره بلک فرایدی شکل گرفت. خرده‌فروشان تلاش کردند تصویر منفی این روز را تغییر دهند و آن را به مفهومی مثبت پیوند بزنند. آن‌ها ادعا کردند که بسیاری از کسب‌وکارها پس از یک سال دشوار، درست در همین روز از وضعیت مالی منفی یا به اصطلاح «قرمز» خارج شده و وارد وضعیت سودده «سیاه» می‌شوند. این روایت، هرچند از نظر تاریخی دقیق نبود، اما به شدت در جامعه پذیرفته شد و بلک فرایدی از آن پس به‌عنوان روزی برای رونق اقتصادی و افزایش فروش شناخته شد. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، بلک فرایدی به‌تدریج به رویداد رسمی آغاز فصل خرید کریسمس تبدیل شد. فروشگاه‌ها با تبلیغات فراوان و تخفیف‌های ویژه تلاش می‌کردند مشتریان بیشتری را جذب کنند. مردم نیز برای خرید ارزان‌تر کالاهایی مانند لوازم الکترونیک، پوشاک و لوازم خانگی در نخستین ساعت‌های روز جمعه به فروشگاه‌ها هجوم می‌بردند. این هجوم گاهی چنان شدید بود که در برخی سال‌ها منجر به درگیری، خسارت و حتی تلفات انسانی می‌شد. صف‌های طولانی چندساعته مقابل فروشگاه‌ها نیز به بخشی از فرهنگ خرید این روز تبدیل شده بود. در اوایل دهه ۲۰۰۰، با رشد سریع اینترنت و تجارت الکترونیک، بلک فرایدی وارد مرحله‌ای تازه شد. فروشگاه‌های آنلاین مانند آمازون، والمارت و تارگت شروع به ارائه تخفیف‌های ویژه اینترنتی کردند و حجم خرید آنلاین به سرعت افزایش یافت.

    ایران از چه زمانی مشتری جمعه‌های سیاه شد؟

  • بلک فرایدی ایرانی؛ فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی با اعتماد عمومی!

    بلک فرایدی ایرانی؛ فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی با اعتماد عمومی!

    به گزارش اقتصادران، رویداد سالانه تخفیف‌ها در ایران، امسال چهره‌ای تلخ‌تر و عمیق‌تر از گذشته به خود گرفته است. تحلیل‌های تازه نشان می‌دهد خریداران ایرانی دیگر برای لذت خرید یا استفاده از تخفیف‌ها به بازار نمی‌روند، بلکه برای فرار از کاهش مداوم ارزش پول، به خرید اقساطی – even برای کالا‌های مصرفی روزمره – روی آورده‌اند.

    این تغییر پارادایم، فروشندگان را در دو راهی مرگ و زندگی قرار داده تا جایی که برخی کارشناسان، کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی حاشیه سود خالص را برای حفظ گردش مالی در این دوره پیش‌بینی می‌کنند. چنین روندی، «جمعه سیاه» را از یک استراتژی فروش به ابزاری برای بقای نقدینگی در اقتصادی بی‌ثبات و نااطمینان تبدیل کرده است.

    جمعه سیاه ایرانی؛ آینه‌ای از نااطمینانی اقتصادی و تقابل فرهنگی

    پدیده «جمعه سیاه» که ابتدا به‌عنوان سنتی در فروشگاه‌های غربی مطرح بود، امروز در ایران از یک مد اینترنتی به رویدادی ثبت‌شده در تقویم اقتصادی پاییز بدل شده است. با این حال، ورود این فرهنگ وارداتی نه‌تنها ساختار سنتی کسب‌وکار‌های ایرانی را تحت فشار قرار داده، بلکه عادات خرید مردم را نیز به‌گونه‌ای تغییر داده که فراتر از تخفیف‌های ظاهری، بر ریشه‌های اقتصادی جامعه سایه افکنده است.

    تلاطم بازار و تغییر پارادایم خرید از تخفیف تا اقساط

    گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال‌های اخیر، به‌ویژه با نزدیک شدن به سال‌های پایانی دهه، هیجان خرید در بازار ایران تحت تأثیر شرایط اقتصادی دچار دگردیسی شده است. اگرچه در گذشته‌ای نزدیک مانند سال ۱۴۰۲، داده‌های آماری نشان می‌داد که بیش از ۶۵ درصد خرید‌های آخر آبان به شکل آنلاین بوده و میانگین سبد خرید تا ۲۵ درصد افزایش می‌یافته، روایت بازار در سال‌های اخیر روایتی از احتیاط و بقا است.

    آنچه این روز را در ایران متمایز می‌کند، گذار از خرید مبتنی بر تخفیف به خرید‌های مبتنی بر توان پرداخت است. فروشندگان اذعان دارند که اولین پرسش مشتریان دیگر تخفیف نقدی نیست، بلکه تعداد ماه‌های اقساط است. این امر نشان می‌دهد که فشار هزینه بر خانوار‌ها به حدی رسیده که حتی خرید کالا‌های به‌ظاهر کوچک‌تر مانند لوازم آرایشی یا پوشاک بچگانه نیز ناچار به تقسیط شده است؛ رفتاری که تا چند سال پیش تنها برای کالا‌های گران‌قیمت مرسوم بود. این تقاضای عمومی برای خرید قسطی، خود مؤید نااطمینانی حاکم بر آینده اقتصادی و تلاش مردم برای حفظ جریان نقدینگی است.

    دوگانگی فروشندگان؛ بازیگران تحت فشار

    در تقابل با این تقاضای جدید، تولیدکنندگان و فروشندگان نیز رویکرد‌های متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. در حالی که برخی از فعالان برای جذب نقدینگی ضروری، مجبور به ورود به بازی تخفیف و حراج شده‌اند، گروهی دیگر از تولیدکنندگان ترجیح داده‌اند با تکیه بر «کفِ قیمت» و حفظ حاشیه سود، از این دوره حراج فاصله بگیرند. این دوگانگی نشان‌دهنده فشار مضاعف بر فعالان اقتصادی است که باید بین جذب فوری مشتری و حفظ ساختار قیمتی پایدار، یکی را انتخاب کنند. این در حالی است که طبق تحلیل‌های بین‌المللی، در فروش جهانی جمعه سیاه (۲۰۲۳)، ۳۷/۲ میلیارد دلار فروش ثبت شد که بیشتر آن آنلاین بود.

    فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی اعتماد عمومی

    همانند رویه جهانی، در ایران نیز تردید‌های جدی نسبت به واقعی بودن تخفیف‌ها وجود دارد؛ موضوعی که در ادبیات کاربران شبکه‌های اجتماعی به عنوان «سیاه‌بازی قیمت‌ها» شناخته می‌شود. تاکتیک افزایش مصنوعی قیمت‌ها قبل از حراج، همچنان به قوت خود باقی است تا تخفیف‌ها، صرفاً جابه‌جایی قیمت را در یک بازه زمانی کوتاه نشان دهند. تحقیقات خارجی نشان داده است که حتی ۱۴ درصد کالا‌های فروش رفته در این روز قیمت عادی دارند و ۱۷ درصد آن حتی گران‌تر از قیمت روز‌های معمولی فروخته می‌شوند. این اقدامات، مستقیماً اعتماد عمومی به نظام توزیع را هدف قرار می‌دهد.

    جمعه سیاه و چالش پهنای باند اینترنت

    از منظر فرهنگی، ورود این سنت غربی در دوره‌ای اتفاق افتاده که مناسبت بومی خاصی مانند نوروز، فرصت مناسبی برای تخفیف‌های سراسری فراهم نمی‌کند. این امر سبب انتقادات ایدئولوژیک و جامعه‌شناختی شده که این رویداد را عاملی برای رواج مصرف‌گرایی و تضعیف فرهنگ داخلی می‌دانند. همچنین، تشویق به خرید بی‌رویه، به‌ویژه در بخش پوشاک، فعالان محیط زیست را نسبت به افزایش زباله‌های مصرفی و فشار بر منابع، نگران ساخته است.

    تحلیل اقتصادی رفتار مصرف‌کننده ایرانی در جمعه سیاه

    در همین رابطه، محمد رضایی، کارشناس تجارت الکترونیک، در گفت‌وگو با اقتصاد۲۴ و در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود افزایش نرخ تکمیل سبد خرید در کمپین‌های اخیر، بخش قابل‌ توجهی از تراکنش‌ها به سمت گزینه‌های اقساطی با دوره‌های بازپرداخت طولانی سوق پیدا می‌کند، توضیح داد: این روند قطعاً یک تغییر ساختاری است و ریشه آن به انتظارات تورمی بازمی‌گردد. در اقتصادی که با تورم بالا و نااطمینانی شدید مواجه است، نرخ تنزیل زمانی افراد به‌طور محسوسی افزایش می‌یابد؛ به بیان ساده، ارزش پول در آینده برای مردم بسیار کمتر از ارزش پول امروز است.

    رضایی افزود: وقتی خانواده‌ها ناچارند کالایی ضروری برای مثال کفش زمستانی برای فرزندشان تهیه کنند، اما جریان نقدینگی روزمره‌شان تحت فشار است، ترجیح می‌دهند با وجود افزایش مبلغ نهایی خرید به دلیل بهره ضمنی اقساط، بار نقدی امروز را کاهش دهند. این رفتار، نوعی مدیریت نقدینگی با هدف بقاست، نه یک استراتژی بهینه‌سازی مصرف.

    وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا در چنین شرایطی تأثیرپذیری از حباب‌های قیمتی و افزایش مصنوعی قیمت‌ها پیش از حراج اهمیت کمتری پیدا می‌کند، چون مصرف‌کنندگان دیگر به دنبال بهترین قیمت مطلق نیستند، بلکه بهترین ساختار پرداخت را جست‌و‌جو می‌کنند؟ توضیح داد: تئوری‌های کلاسیک فرض می‌کنند مصرف‌کننده منطقی به دنبال بیشینه‌سازی مطلوبیت در چارچوب یک بودجه ثابت است؛ اما در وضعیت فعلی، بودجه ثابت نیست؛ توان پرداخت جاری، معیار اصلی تصمیم‌گیری شده است. این شرایط، زنگ خطری برای بروز اثر ثروت منفی است؛ یعنی خانوار‌هایی که بخش بیشتری از درآمد خود را به خدمات مالی و هزینه‌های اعتباری اختصاص می‌دهند، در بلندمدت فقیرتر می‌شوند، زیرا قدرت خرید واقعی‌شان به‌تدریج کاهش می‌یابد.

    این کارشناس تجارت الکترونیک، افزود: جمعه سیاه خواسته یا ناخواسته این روند را تسریع کرده و موجب شده فشار هزینه‌ای ناشی از اقساط بلندمدت، به‌مرور وضعیت مالی خانوار‌ها را فرسایش دهد.

    رضایی با تشریح این موضوع که از منظر کسب‌وکار، آیا این مدل پایدار است؟ یعنی آیا فروشندگان می‌توانند با اتکا به اقساط، پایداری حاشیه سود خود را تضمین کنند؟ اظهار کرد: اگر سازوکار تأمین مالی برای فروشنده فراهم باشد، بله، فعلاً یک راهکار موقتی است؛ اما مشکل اینجاست که این مدل، تقاضای واقعی ایجاد نمی‌کند، بلکه صرفاً زمان‌بندی تقاضای سرکوب‌شده را جلو می‌اندازد. این سیستم در نهایت به کاهش کیفیت مواد مصرفی و افزایش ریسک نکول برای کل سیستم ختم خواهد شد. این پدیده، آینه‌ای تمام‌نما از بی‌ثباتی کلان اقتصادی است.

    جمعه سیاه در بازار ایران، دیگر تنها یک تخفیف نیست؛ بلکه یک شاخص مهم از وضعیت اقتصادی است که در آن، مردم به خرید اقساطی روی آورده‌اند، فروشندگان با حاشیه سود فشرده دست و پنجه نرم می‌کنند و اعتماد عمومی در معرض آزمون است. این تقلید از یک سنت خارجی، در بستر چالش‌های اقتصادی داخلی، کارکرد اصلی خود را از «جشن خرید» به «ابزاری برای مدیریت فشار نقدینگی» برای مصرف‌کننده و فروشنده تبدیل کرده است.

  • فریب مردم به اسم «بلک فرایدی» / زیر پوست جمعه سیاه چه می گذرد؟

    فریب مردم به اسم «بلک فرایدی» / زیر پوست جمعه سیاه چه می گذرد؟

    به گزارش اقتصادران، «بلک فرایدی» یا همان «جمعه سیاه» سال‌هاست که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین رویداد‌های خرید در جهان شناخته می‌شود. در بسیاری از کشورها، این روز فرصتی واقعی برای مصرف‌کنندگان است تا کالا‌های مورد نیاز خود را با تخفیف‌های چشمگیر تهیه کنند و فروشندگان نیز با افزایش حجم فروش، سود بیشتری کسب کنند، اما در ایران، این رویداد به شکلی متفاوت و اغلب بحث‌برانگیز اجرا می‌شود؛ شکلی که بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه «فرصت خرید» باشد، به یک نمایش تبلیغاتی و تقلید کورکورانه تبدیل شده است.پلتفرم‌های فروش آنلاین و برخی فروشگاه‌های بزرگ در ایران طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با برگزاری کمپین‌های بلک فرایدی، خود را هم‌سو با جریان جهانی نشان دهند، اما تجربه مصرف‌کنندگان و بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از این تخفیف‌ها صوری هستند؛ یعنی قیمت کالا‌ها پیش از اعلام تخفیف افزایش یافته یا تخفیف اعلام‌شده در عمل هیچ مزیتی برای خریدار ندارد. در مواردی حتی دیده شده که قیمت نهایی کالا پس از تخفیف، از قیمت همان کالا در فروشگاه‌های دیگر بالاتر است. از این رو این تناقض آشکار، بلک فرایدی ایرانی را به یک بازی روانی با مصرف‌کنندگان بدل کرده است.

    فرهنگ مصرف در ایران نیز به‌گونه‌ای شکل گرفته که بسیاری از مردم به‌دنبال «تخفیف» هستند، حتی اگر این تخفیف واقعی نباشد. تبلیغات گسترده پلتفرم‌ها با درصد تخفیف‌های عجیب، باعث می‌شود مصرف‌کنندگان احساس کنند اگر در این رویداد خرید نکنند، فرصت بزرگی را از دست داده‌اند. این فشار روانی یکی از ابزار‌های اصلی بازاریابی در بلک فرایدی ایرانی است؛ ابزاری که بیشتر بر هیجان و ترس از دست دادن (FOMO) تکیه دارد تا بر ارائه ارزش واقعی.

    افزون بر این، بازار ایران به دلیل تورم بالا دائما دچار تغییر قیمت است؛ بنابراین ایجاد تخفیف واقعی نه‌تنها سخت، بلکه در بسیاری از موارد غیراقتصادی و غیرمنطقی است. در مقابل فروشندگان هم می‌توانند هر کالایی را با هر قیمتی عرضه کنند و باز هم نام تخفیف بر آن بگذارند. از این رو از تخفیف‌ها به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌شود در حالی که گاهی واقعیت ندارد و تنها برای تحریک خرید طراحی شده است.

    تناقض بزرگ‌تر وقتی آشکار می‌شود که نسخه ایرانی بلک فرایدی را کنار مهم‌ترین مناسبت خرید مردم کشور یعنی نوروز بگذاریم. در حالی که فلسفه وجودی بلک فرایدی این است که اقشار مختلف جامعه بتوانند خرید‌های سال نو خود را با قیمت پایین تهیه کنند، در ایران نزدیک نوروز درست عکس این اتفاق می‌افتد؛ قیمت پوشاک، آجیل، شیرینی و لوازم خانگی افزایش می‌یابد و خانواده‌ها با فشار مالی مضاعفی روبه‌رو می‌شوند. بسیاری از مردم که درگیر مخارج سفر، عیدی، تغییر دکوراسیون یا خرید لباس عید هستند، نه‌تنها هیچ تخفیفی دریافت نمی‌کنند، بلکه باید هزینه‌هایی به‌مراتب بالاتر از روز‌های معمول سال بپردازند. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که بلک فرایدی ایرانی ماهیت خود را از دست می‌دهد و تبدیل می‌شود به یک تقلید کم‌عمق از یک سنت بزرگ.

    خرید گران در نسخه ایرانی بلک فرایدی

    کافی است دقیق‌تر به کالا‌هایی که با برچسب تخفیف ویژه عرضه می‌شوند نگاه کنیم؛ بسیاری از این تخفیف‌ها بیشتر شبیه یک بازی تبلیغاتی هستند تا کاهش واقعی قیمت. برای نمونه، سایت تکنولایف قیمت آیفون ۱۷ پرومکس با ظرفیت ۲۵۶ گیگ و رنگ آبی تیره را پیش از تخفیف ۲۴۴ میلیون تومان اعلام کرده و حالا با درج تخفیف ۳ درصدی آن را ۲۳۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌فروشد. اما اگر همان کالا را در پلتفرم دیگری جست‌و‌جو کنید؛ بدون هیچ تخفیفی با قیمت ۲۳۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عرضه شده است؛ یعنی تخفیف اعلام‌شده عملا هیچ مزیتی برای خریدار ندارد و تنها ظاهر ماجرا تغییر کرده است.

    قیمت آیفون بدون تخفیف

    قیمت ایفون

    فروشگاه اسنپ نیز اسپرسوساز دلونگی مدل EC۶۸۵ را قبل از تخفیف ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام کرده، اما در جمعه سیاه با تخفیف ۱۱ درصدی به قیمت ۱۲ میلیون و ۳۷۵ هزار تومان به دست خریدار می‌رساند در حالی که قیمت اصلی این کالا در فروشگاه‌های آنلاین دیگر ۱۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است.

    قیمت اسپرسوساز با تخفیف

     

    نمونه دیگر تخلفات فروشگاه‌های آنلاین را می‌توان در فروش یخچال ۳۶ فوت دوو مشاهده کرد. سایت تکنولایف این کالا را برای چند ساعت با برچسب تخفیف ویژه عرضه کرد؛ قیمت اولیه ۱۸۰ میلیون تومان اعلام شد و با درج تخفیف ۲۶ درصدی، رقم فروش به ۱۳۴ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان رسید. اما مقایسه ساده نشان می‌دهد همین محصول در یک پلتفرم دیگر بدون هیچ تخفیفی با قیمت ۱۳۵ میلیون تومان عرضه شده بود. نکته جالب‌تر آنکه پس از پایان چند ساعت تخفیف محدود، تکنولایف همان یخچال را بدون تخفیف با قیمت ۱۳۲ میلیون تومان در سایت خود قرار داد؛ یعنی حتی کمتر از قیمت زمان تخفیف.

    قیمت یخچال با تخفیف

    قیمت یخچال بدون تخفیف

    قیمت یخچال دوو

     

    جاروبرقی فیلیپس مدل XB۷۱۵۱ در دیجی‌کالا با برچسب تخفیف ۱۵ درصدی عرضه شده بود؛ قیمت اولیه حدود ۴۶ میلیون تومان اعلام شده و پس از تخفیف پایین‌تر آمده است. اما مقایسه ساده با دیگر پلتفرم‌ها نشان می‌دهد که قیمت واقعی همین کالا در بازار حدود ۳۶ میلیون تومان است؛ یعنی حتی از رقم تخفیف‌خورده دیجی‌کالا هم کمتر است.

     

    قیمت جاروبرقی فیلیپس

    قیمت جاروبرقی بدون تخفیف

    نمونه‌هایی که ذکر شد تنها بخشی از واقعیت بازار در روز‌های بلک فرایدی ایرانی است. کافی است کمی جست‌و‌جو کنیم تا ده‌ها مورد مشابه از همین دست تخفیف‌های صوری پیدا شود؛ کالا‌هایی که با درصد‌های چشمگیر تخفیف تبلیغ می‌شوند، اما در مقایسه با قیمت واقعی در پلتفرم‌های دیگر، نه‌تنها ارزان‌تر نیستند بلکه گاهی حتی گران‌تر هم عرضه می‌شوند.